برچسب: مسعود دانشمند

  • مسئولان درباره قیمت بنزین درگیر سفسطه شده‌اند / هیچ اصلاح اقتصادی پایداری با شوک درمانی به نتیجه نرسیده است

    مسئولان درباره قیمت بنزین درگیر سفسطه شده‌اند / هیچ اصلاح اقتصادی پایداری با شوک درمانی به نتیجه نرسیده است

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که بر اساس آمارها، سرانه مصرف بنزین در ایران هم‌اکنون چهار لیتر در روز است، زمزمه های افزایش قیمت بنزین آغاز شده است. این موضوع که از همان روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم تا کنون هر چند وقت یکبار پررنگ می شود، این بار در صحن علنی مجلس مورد توجه واقع شده و بخشی از نمایندگان مدعی شده اند قرار است قیمت بنزین با افزایش مواجه شود.

    مخالفت درباره قیمت بنزین را محمدباقر قالیباف روز یکشنبه ۱۸ آبان ماه مطرح کرد. وی با اشاره  به مخاطرات افزایش قیمت بنزین گفت: «دولت در تصمیم گیری درباره‌ی مسائلی که کشور در گذشته، تجربه های ناموفقی داشته است، تدبیر کند.» امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس نیز در این باره گفته است: «طبق قانون بودجه امسال دولت نباید بنزین را گران کند اما رفتن در جلسه هیات دولت که ۳ نرخی بکنند و با چند صد درصد افزایش؛ آقای پزشکیان اگر می‌خواید گران کنید بیایید علنی بگویید در زمان انتخابات دروغ گفته‌ام.» فلاح دیگر نماینده مجلس در این باره گفته است: «فرمول گران‌سازی راه‌حل مدیریت منابع نیست .شرکت‌های واسطه در پرداخت حقوق کارکنان شرکتی حذف شود.»

    رسایی نیز درباره افزایش قیمت بنزین گفته است: «دولت مصوب کرده نرخ سوخت کارت جایگاه‌ها افزایش پیدا کند، یعنی بنزین گران شود. من به دولت می‌گویم و صبح هم رئیس محترم مجلس تذکر دادند؛ به جای این کار، به اصلاح سیاست‌های غلط بروید.»

    عباس عبدی، تحلیل‌گر سیاسی نیز خطاب به پزشکیان نوشته است: اصلاح قیمت‌های انرژی یک مسأله اقتصادی و فنی نیست، بلکه یک تصمیم راهبردی سیاسی است که نیازمند اصلاحات جدی است.اجازه ندهید مردم در مواجهه با شما بگویند «خودتان می‌دانید و مملکتتان»

    با توجه به این مسئله، مسعود دانشمند تحلیلگر امور اقتصادی و عضو اتاق بازرگانی به بررسی این موضوع پرداخته است:

    هر وقت دولت با کسری بودجه مواجه می شود، روی افزایش بنزین حساب می کند

    مسعود دانشمند به فرارو گفت: «ساختار اجتماعی ما به گونه ای است که بسیاری از افراد به وسایل نقلیه شخصی و آژانس برای جا به جایی، سر کار رفتن و عبور و مرور در شهر، متکی هستند. درست است که در سال‌های اخیر، استفاده از مترو رایج تر شده اما به نسبت جمعیت، حمل و نقل عمومی کشور کاملا ضعیف ظاهر شده است. بنابراین وقتی صحبت از افزایش قیمت حامل های انرژی می کنیم، مستقیما روی زندگی بیش از نیمی از مردم ایران اثرگذار است. فراموش نکنیم که تاثیر غیرمستقیم این افزایش قیمت، روی زندگی صد در صد مردم است. غیرمستقیم یعنی حتی همان سوپرمارکتی که کالایی را به ما می فروشد، چون هزینه حمل و نقل کالا را پرداخت می کند، نرخ سود بالاتری روی کالاها دریافت می کند. آن تعمیرکاری که برای تعمیر شوفاژخانه به ساختمان شما مراجعه می کند، به نسبت افزایش بنزین دستمزد خود را بالاتر خواهد برد.»

    وی افزود: «هر وقت دولت با کسری بودجه مواجه می شود، روی افزایش بنزین حساب می کند و این در حالیست که باید نرخ حامل های انرژی را بر اساس نرخ دستمزد در جامعه حساب کنیم. یعنی باید ببینیم چه میزان از دستمزدمان صرف چند لیتر بنزین می شود. این معیاری است که می توانیم با کشورهای همسایه نیز مورد مقایسه قرار دهیم. با توجه به همه این موارد بنزین در ایران گرانقیمت است و اتفاقا اصلا ارزان نیست. این تصور را نکنیم که مثلا بنزین در دوبی ۳ درهم است و اینجا ۵۰۰ تومان. اصلا چنین چیزی نیست. اول پاسخ بدهیم که حداقل دستمزد در دوبی چقدر و در ایران چقدر است. یک لیتر بنزین با توجه به حداقل دستمزد در دوبی چه ارزشی دارد و در ایران چه ارزشی دارد. اول این ها را حساب کنیم، بعد بگوییم ارزان است یا گران. »

    تبلیغات

    مسئولان درباره قیمت بنزین درگیر سفسطه شده‌اند

    عضو اتاق بازرگانی گفت: «مسئولان درگیر یک سفسطه شده اند که می‌گویند در ایران، بنزین از آب ارزان تر است. اتفاقا اصلا اینگونه نیست. در اروپا و ایالات متحده نیز نسبت حداقل دستمزد و نرخ بنزین مثل کشور ما نیست. اتفاقا برق، آب و گاز و بنزین کشور ما گران تر از بسیاری دیگر از کشورها است. بنابراین ما باید شاخص داشته باشیم و مشخص کنیم بر چه مبنایی میسنجیم. گران تر کردن قیمت بنزین در ایران اصلا فرایند ساده ای نخواهد بود و ممکن است ایجاد مشکلاتی جدی در جامعه کند.»

    وی افزود: «من اصلا موافق تصمیم گیری هایی که به جای کاهش بار فشار بر مردم است، خود ایجاد مشکل می کند نیستم. این نوع تصمیم گیری‌ها، ایجاد تورم هم می کند. این نوع تصمیم گیری ها نتیجه ای به جز فروپاشی اقتصادی ندارد. متعجبم که چطور مقامات متوجه نیستند این نوع تصمیم ها باید مرحله ای و پلکانی گرفته شوند نه ناگهانی و با فشار بر مردم. این نوع تصمیم‌ها معمولاً با نیت اصلاحات اقتصادی مطرح می شوند اما در عمل، نه‌تنها منجر به بهبود شرایط اقتصادی نمی‌شوند، بلکه به شکل مستقیم یا غیرمستقیم باعث افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و تضعیف اعتماد عمومی به سیاست‌گذار می شوند.سیاست اصلاحی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند حذف یارانه‌ها، اصلاح قیمت انرژی یا تغییر نرخ ارز، نیازمند اجرای مرحله‌ای و همراه با سیاست‌های جبرانی است. تجربه نشان می‌دهد که هیچ اصلاح اقتصادی پایداری با شوک درمانی به نتیجه نرسیده است.از نظر علم اقتصاد، رفتار مردم و فعالان اقتصادی به‌شدت وابسته به انتظارات است. وقتی دولت تصمیم‌گیری های اینچنینی می‌کند، انتظارات تورمی فوراً افزایش می‌یابد و بازارها پیش‌دستانه به استقبال تورم می‌روند. اصلاحات ساختاری واقعی باید با شفافیت، اطلاع‌رسانی دقیق و درک توان اقتصادی جامعه صورت گیرد. در غیر این صورت، هر تصمیمی که بدون پیوستگی کارشناسی و اجتماعی انجام شود، به‌جای اصلاح، به فروپاشی بیشتر بنیان‌های اقتصادی خواهد رسید.»

  • نمی‌شود که ظاهر شهر مدرن اما زیرساخت ها مثل عهد قاجار باشد / در خیابان‌های لاکچری با خانه‌های خاص، تا صبح برق خانه و خیابان همزمان روشن است

    نمی‌شود که ظاهر شهر مدرن اما زیرساخت ها مثل عهد قاجار باشد / در خیابان‌های لاکچری با خانه‌های خاص، تا صبح برق خانه و خیابان همزمان روشن است

    به گزارش اقتصادران، مصرف برق کشور به بیش از ۶۵ هزار مگاوات رسیده که به معنای ۷٪ افزایش نسبت به مدت مشابه ۱۴۰۳ است. جلسه اضطراری نمایندگان تهران با وزیر نیرو با هدف بررسی راهکارهای کوتاه‌مدت و فوری این وضعیت، اخیرا برگزار شده است.

    به گفته برخی تحلیلگران، گرمای زودهنگام هوا و افزایش مصرف کولرها در کنار فرسودگی تجهیزات نیروگاهی باعث شده فشار مضاعفی به سیستم توزیع برق کشور وارد شود. با توجه به این شرایط، پرسشهایی در خصوص اثربخشی این نوع جلسات اضطراری و راهکارهای عملی برای عبور از بحران برق مطرح است. مسعود دانشمند، فعال اقتصادی و عضو اتاق بازرگانی ایران،  به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

    باید با سرعت به سمت بهره برداری از انرژی خورشیدی برویم

    مسعود دانشمند گفت: «در این که کمبود برق داریم اصلا شکی وجود ندارد. به طور طبیعی سالانه حدود ۷ تا ۸ درصد، رشد مصرف برق داریم. اما متاسفانه مسئولان به این وضعیت رشد، توجه کافی نشان نداده اند. درواقع در هیچ سالی نبوده که این ۷.۸ درصد را در بخش تولید رسما افزایش دهیم. امسال افزون بر این مشکل، با مشکل نیروگاههای برق آبی مواجهیم و این نیروگاه‌ها عملا در دسترس نیستند. یعنی سطح آبی که پشت سدهای ما از جمله سد کرج است، پایین‌تر از سطح مورد نیاز نیروگاه‌ها است. بنابراین ما از نعمت نیروگاههای برق آبی نیز محرومیم. اکنون بهترین کار این است که با اعطای تسهیلات گسترده، نیروگاههای خورشیدی را توسعه دهیم. تمام شهرهای آفتاب خیز، از یزد تا اصفهان و کرمان، این امکان را دارند که میزبان نیروگاههای خورشیدی شوند. اساسا باید از مرحله امکان بگذریم و لازم است تاکید کنم که مجبوریم در اسرع وقت به سمت تامین انرژی خورشیدی در سطح گسترده حرکت کنیم.»

    وی افزود: «برخی بهانه تراشی می‌کنند که زیرساخت‌های توسعه انرژی خورشیدی فراهم نیست یا این زیرساخت‌ها زمان بر است. اگر پیمانکار، پیمانکار باشد، می‌تواند در سریعترین زمان سیستمهایی را راه اندازی کند که در بازه زمانی ۶ تا ۸ ماهه شروع به انتقال و توزیع برق در سطح قابل توجه کند. مسئله این است که اراده‌ای برای این کار از سمت مسئولان مشاهده نمی‌شود. اگر بخواهیم نیروگاههای گازی مثل شهید رجایی، قائم و امثالهم را راه اندازی کنیم، حداقل ۵ سال زمان لازم داریم. اما سیستم‌های خورشیدی سریعتر و در نهایت به صرفه‌تر برای کشور، تولید انرژی می‌کنند.»

    کاهش ساعت کاری در بهترین حالت ۶ درصد صرفه جویی برق دارد 

    عضو اتاق بازرگانی در ادامه گفت:«این جلسه‌هایی که مدیران برق کشور و مدیران شهر تهران و امثالهم با هم برگزار می‌کنند چه فایده‌ای دارد؟ این طرح جددی دولت برای کاهش ساعت کاری کارمندان در بهترین حالت ۵ تا ۶ درصد مصرف را کاهش می‌دهد. آن تصمیم گیرانی که برای ساخت آپارتمان‌های بلندمرتبه مجوز می‌دهند چرا فکری به حال وضعیت مصرف آب، برق و سایر انرژی‌ها نمی‌کنند؟ نمی‌شود که ظاهر شهر را مدرن جلوه دهیم و مدام برج و مجتمع‌های چند ده واحدی بسازیم اما در نهایت وقتی به مرحله بهره برداری و استفاده می‌رسیم، مثل عهد قاجار باشیم. همه آن‌هایی که در مجتمع‌های مسکونی و برج‌ها زندگی می‌کنند، نیاز دارند که برای تردد از آسانسور استفاده کنند و بنابراین مصرف برق بالایی دارند. سیستم توزیع برق کشور ما نیز مشکل دارد و برعکس همه جای دنیا، ما تا ۱۶ درصد افت داریم. بخشی از مشکل ما نیز شامل مصرف‌های بی‌رویه می‌شود. در این بخش نیز نیاز به آموزش و فرهنگ‌سازی گسترده داریم. »

    وی افزود: «البته که این فرهنگ‌سازی را باید دولت‌ها انجام دهند. در برخی کشورهای اروپایی برنامه ریزی تخصیص برق به اماکن عمومی و خانه‌ها متفاوت است برای مثال در یک خیابان در ساعاتی برق خانه‌ها و خیایان‌ها همزمان روشن نیست. در کشور ما در برخی خیابان‌های لاکچری با خانه‌های خاص، تا صبح برق خانه و خیابان همزمان روشن است. می‌شود این وضعیت را سامان دهی کرد اما عمده مسئله ما افت ۱۰ درصدی برق شبکه است که اصلاح آن هم کار یک روز و دو روز نیست. ما به مدت زمان زیادی برای اصلاح شبکه نیاز داریم. درنهایت به همان نکته اول باز می‌گردم و تاکید دارم که به جای شعار دادن باید به سمت بهره برداری از انرژی خورشیدی حرکت کنیم.»

  • تجارت ایران سکته کرد! / دانشمند: در انفجار بندر شهید رجایی قابل قبول نیست که کشتی و ترمینال و گمرک همه سرشان کلاه رفته باشد

    تجارت ایران سکته کرد! / دانشمند: در انفجار بندر شهید رجایی قابل قبول نیست که کشتی و ترمینال و گمرک همه سرشان کلاه رفته باشد

    به گزارش اقتصادران،  آتش سوزی و انفجار در بندر شهید رجایی ایران هرچند اکنون تا حدود زیادی کنترل شده است، اما صدمات باقی مانده از آسیب آن بر پیکر اقتصاد و تجارت ایران تا مدت‌ها خود را به رخ خواهد کشید. چنان چه مسعود دانشمند، فعال حوزه کشتیرانی، عضو اتاق بازرگانی ایران و امارات و از تحلیلگران اقتصادی که خود فعال اقتصادی است در گفت‌و‌گو با اقتصاد ۲۴، این بندر را از مهم‌ترین بنادر ایران دانسته و می‌گوید که حدود دو ماه زمان برای ساماندهی و بازگشت این بندر به شرایط عادی لازم است و همین نیز منجر به سکته در تجارت ایران می‌شود.

    در ادامه مشروح گفت‌و‌گو با این عضو سابق اتاق‌های بازرگانی ایران و امارات و ایران و چین و عضو فعلی هیات مدیره اتاق بازرگانی ایران و چین را می‌خوانید.

    * اهمیت بندر شهبد رجایی در حمل و ترابری کالا‌های ما چقدر بوده و اکنون این خسارت می‌تواند چه تاثیری بر تجارت و بازرگانی ایران داشته باشد؟

    – من در ابتدا لازم می‌دانم به خانواده همه هم وطنانی که در این حادثه جان خود را از دست داده‌اند تسلیت بگویم و برای مصدومان و مجروحان نیز آرزوی سلامت و شفای عاجل دارم و باید یک تسلیت بزرگ به بندرعباس بگوییم.

    پس از این ضایعه انسانی بزرگ باید بگویم که اکنون ما در بندر با یک آشفتگی در وضعیت مواجه هستیم و به نظر می‌رسد فعلا همه تلاش‌ها برای این است که دستکم کار‌های روی زمین مانده انجام شود. کما این که دیروز نیز گفته شد که یک ساختمان موقت برای گمرک و یک ساختمان به صورت موقت برای بخش ترانزیت در نظر گرفته شده تا کار انجام شود.
    از سوی دیگر باید توجه داشت که هنوز درباره خود اسکله‌ها نیز کسی تایید نکرده که آیا اکنون ایمنی لازم را دارند تا جرثقیل‌ها بر روی اسکله‌ها کار کنند یا خیر!

    نکته دیگر این است که کانتینر‌هایی که اکنون صدمه دیده‌اند باید به طور کامل شناسایی شوند، مالکان آن مشخص و برای آن تشکیل پرونده داده شود و مشخص گردد چه مقدار از کالا خسارت دیده تا در نهایت پرونده تشکیل و تعیین سهم خسارت شود.
    بیمه‌های ایرانی نیز، کالا‌ها و کانتینر‌ها را نزد بیمه بالاسری خود بیمه کرده‌اند، بنابراین تشکیل پرونده حتما ضروری است و همین تشکیل پرونده بیمه یک ستاد لازم دارد.

    کما این که مثلا دیروز آقای رئیس جمهور از وجود ۱۴۰ هزار کانتینر نام برد، اما اساسا وجود این تعداد کانتینر اصلا تعجب ندارد. یک بندر بزرگی که در سال ۳ تا ۴ میلیون کانتینر وارد آن می‌شود تنها اگر ۱۰ درصد کانتینر‌ها در آن بندر رسوب کنند به عدد ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار می‌توان رسید و اصلا عدد ۱۴۰ هزار کانتینر عدد بزرگی نبوده است.

    کما اینکه در همه بنادر دنیا کانتینر‌هایی با تعداد بالاتر حتی در رفت و آمد هستند؛ مساله این است که ما باید ضوابط کانتینری را رعایت می‌کردیم و این یعنی کالا‌هایی را که آتش زن و خطرناک هستند را باید با توجه به دستورالعمل کنوانسیون‌های این مدل کالا‌ها رعایت می‌کردیم و جدا نگاه می‌داشتیم. کما این که چنین کالا‌هایی را در همه دنیا و با یک دستورالعمل مشخص به بیرون از محوطه اصلی منتقل می‌کنند؛ یعنی یا انبار و محوطه‌ای جدا برای این کالا‌ها دارند و یا این که به انبار خود خریدار به صورت مستقیم منتقل می‌شوند.

    * بخش خصوصی اکنون خسارت دیده است و برای این جبران خسارت چه باید کرد؟

    – در چنین شرایطی باید توجه کرد که تاجر ایرانی رقمی را هزینه کرده که جنسی را خریداری کرده و وارد کشور کند. حالا یا این جنس آماده ورود به بازار است یا مواد اولیه‌ای بوده که باید به راهی خط تولید می‌شده، اما اکنون جنس در اختیارش نیست. حال این بازرگان در صورتی که اصلا به هیچ مشکل تامین مالی برنخورد و بخواهد جنس را بخرد به فوریت ممکن نیست؛ در ابتدای امر که دستکم سه ماه تا ۴ ماه زمان برای ثبت سفارش برای این کار لازم است و اصلا مساله مهم‌تر این است وقتی جنسی را وارد کرده یعنی اکنون دیگر اصلا پولی ندارد.

    توجه کنید اکنون با این روند اعتبار تجاری کشور زیر سوال می‌رود که ما چگونه عمل کرده‌ایم؟ توجه کنید که کسی آمده به عنوان مقام مسئول مصاحبه کرده که کانتینر‌هایی مواد اولیه خطرناک داشته‌اند به عنوان مواد عادی به ما تحویل داده‌اند و خب توجه کنید که این حرف اصلا منطقی و معقول نیست.
    این که باید محصول از هر مبدایی به سمت ایران باید با توجه به نوع کالا، برچسب می‌خورده و همه این مدارک باید تحویل کشتی شود و باز با همه این مدارک باید کشتی تعیین وضعیت می‌کرده و در صورت هر مشکلی باید کالا را بر می‌گردانده است.

    این که کالایی آمده و برچسب خطرناک به آن نخورده و این که کشتی و ترمینال و گمرک همه سرشان کلاه رفته باشد و فریب خورده باشند اصلا در جهانی که اکنون میلیون‌ها کانتینر در آن جا به جا می‌شود اساسا قابل قبول نیست.

    * در چنین شرایطی آسیب دیدگان از حادثه چه باید بکنند؟

    – ببینید وضعیت رخ داده اکنون نشان می‌دهد که ما کار درست را در بندر انجام نداده‌ایم و کالا‌های خطرناک را در جای مخصوص قرار نداده‌ایم و منجر به صدمه به کالا‌های دیگر شده‌ایم.

    اکنون شما فرض کنید کانتینری در حوالی محل آتش سوزی بوده که مواد اولیه دارویی در آن بوده است؛ اساسا صدمه مستقیم ندیده و آتش نگرفته است، اما آیا در چنان شرایطی و تحمل آن درجه از گرما این مواد اولیه سالم است یا از بین رفته است؟ اکنون قابلیت استفاده دارد یا ندارد؟ این موارد از جمله مواردی است که باید به آن توجه شود.

    فکر کنید در کانتینر دیگری، کامپیوتر یا قطعات الکترونیک بوده و اصلا به طور مستقیم نیز در آتش سوزی یا انفجار نابود نشده باشد، فکر می‌کنید تحت آن شرایط گرمایی آیا این لوازم یا کیت‌های کامپیوتری می‌توانند سالم مانده باشند؟

    تمام این موارد به نظریه‌های کارشناسی نیاز دارد و هر نوع کالایی را که اکنون در آن محوطه بوده را بخواهید بررسی کنید متوجه می‌شوید که به نوعی بر کل این روند اثر گذاشته و همه این‌ها منجر به این شده است که خریداران و فروشنده‌ها اکنون با هم دچار مشکل و بحران شوند، چون نه وضعیت بار‌های حتی به ظاهر سالم در محوطه مشخص است و نه بار‌هایی که اکنون سوخته است و همه این‌ها باعث شده که تجارت کشور دچار یک نوع از سکته شود.

    حالا نیز یک پروسه برای ثبت سفارش وجود دارد و این یعنی کالا‌های درون بندر برای کشور لازم بوده، چون بر اساس یک زمانبندی و زمان سنجی خریداری شده و قرار بوده به کشور برسد.
    حال هم مواد اولیه‌ای که باید وارد خط تولید شود تا کالای خط تولید وارد بازار شود دچار سکته می‌شود و هم از سوی دیگر ارسال کالا‌های آماده مصرف ثبت شده برای زمانبندی خاص به داخل کشور که باید مستقیم وارد بازار می‌شد نیز دچار سکته شده است؛ بنابراین انفجار و آتش سوزی در بندر شهید رجایی که سکته بزرگ در تجارت ایران ایجاد کرده است که اکنون یک مدیریت بسیار قوی را می‌طلبد که بتواند این سکته را مدیریت کند و این بیمار را دستکم سرپا کند.

    * آیا این رخداد می‌تواند به اعتبار بندر شهید رجایی و اساس بنادر ایران صدمه وارد کند؟

    مورد دیگر این است که ایران کشور تک بندری نیست و ما از چابهار بندر داریم تا جاسک. ما در خود بندرعباس نیز بنادری چون بندر شهید باهنر را داریم. بندر لنگه و بندر عسلویه و بندر بوشهر و گناوه و امام نیز داریم. یعنی ابدا این طور نیست که بگوییم همین که این بندر از بین رفته است یعنی ما به بحران بر می‌خوریم؛ نه این طور نیست و ما همین اکنون نیز توان استفاده از بنادر دیگر را داریم که به سرعت می‌تواند کشتی‌های روی دریا را به سمت بنادر دیگر هدایت کرد؛ بنابراین به نظر می‌رسد دستکم تا زمان رسیدن وضعیت به حالت نرمال که احتمالا دو ماهی نیز طول خواهد کشید باید تمامی کشتی‌های کانتینری را در بنادر مختلف خود توزیع کنیم تا شاید تراکمی که در بندرعباس است کاسته شود و ما بتوانیم در فرصت مناسب کالا‌ها را تفکیک کرده و برای آنان پرونده خسارت تنظیم کنیم.

    * بیمه‌ها و بانک‌ها در قبال بخش خصوصی آسیب دیده از این بحران چه کاری می‌توانند انجام بدهند؟

    – ببینید در مورد آسیبی که بخش خصوصی اکنون متحمل شده باید یک تصمیم کلی از سوی بانک مرکزی گرفته شود. درباره تعهدات ارزی اکنون چه واردکنندگان و چه صادرکنندگان یک فرصت مستوفایی را برای این گروه قائل شوند و آن حادثه را ارزیابی کنند.

    مورد دوم این است که عملکرد بیمه‌ها باید ارزیابی شود. بیمه‌ها برای اینکه خسارت پرداخت کنند باید پرونده پیش روی خود داشته باشد.
    شرکت های بیمه‌ در ایران، مسئولیت خود را به ضمانت بیمه بالاسری انجام می‌دهند و به آن نیز بیمه اتکایی می‌گویند. این بیمه نیز باز خود را در جای دیگری بیمه می‌کند و این روش بیمه بین المللی است و طبق ضوابط استاندارد‌های بیمه باید پرونده تشکیل شوند، بعد باید خود این خسارت را تقبل کند و بعد باز باید آن را به بیمه بالاسری تحویل بدهد و محول کند.
    اکنون کانتینر‌ها باید تفکیک شوند تا بیمه با نظر کارشناسی بتواند خسارت را بپردازد.

    این مساله را نیز باید در نظر بگیرید که هر آن چه در داخل بندر است از اساس بیمه شده، بنابراین هم صاحب کالا یک بیمه داشته و هم بندر خودش بیمه داشته و اکنون لازم است بیمه مرکزی مساله را مدیریت کند تا پوشش دقیق انجام شود چرا که انبار‌ها و هرآنچه در محوطه بندر است تحت پوشش بیمه است و بیمه نیز باید صد در صد خسارت‌ها را پرداخت کند، بنابراین لازم است که سازمان بنادر و اداره کل بنادر و دریانوردی هرمزگان، خیلی فعال وارد صحنه شوند و هم حقوق مصرف کننده را پیگیری کند و هم با بیمه همکاری کند تا خسارت دیدگانی که دچار حادثه شده‌اند خسارت خود را دریافت کنند.

    اکنون نیز دو بیمه برای خسارت دیدگان وجود دارد، بیمه خود صاحبان کالا و بیمه خود بندر. در این بین باید مسئولیت و مشارکت این بیمه‌ها مشخص شود. این روند پیچیدگی خاص خود را دارد، اما با مشارکت بیمه‌ها قابل اجرا است.

    کما اینکه برخی خسارت‌ها بر کالا‌ها مشهود است و برخی خسارت‌ها نامشهود است، یعنی در ظاهر خسارت وارد نشده، اما کالا به خاطر قرار گرفتن در این وضعیت ممکن است از بین رفته باشد بدون اینکه از ظاهر آن چیزی مشخص باشد.
    مشکل بزرگ در این مساله نیز مدیریت بندر بوده که چرا کالا‌ها به تفکیک موضوعی و خطرات در محوطه قرار نگرفته و مدیر ترمینال باید به این مساله توجه ویژه می‌کرده، اما مورد توجه قرار نگرفته است.

  • مردم در تولید سرمایه‌گذاری نمی‌کنند چون سود در بازار طلا و ارز ۷۰ تا ۱۰۰ درصد است آن هم بدون مالیات!

    مردم در تولید سرمایه‌گذاری نمی‌کنند چون سود در بازار طلا و ارز ۷۰ تا ۱۰۰ درصد است آن هم بدون مالیات!

    به گزارش اقتصادران، نزدیک به دو دهه است که نام‌گذاری شعار سال که از سوی رهبر انقلاب صورت می‌گیرد، رنگ و بوی اقتصادی به خود گرفته است. از سال ۹۱ تا سال ۱۴۰۴، ۹ بار کلید واژه «تولید» در شعار سال تکرار شده است. رهبری در پیام نوروزی امسال نیز سال ۱۴۰۴ را سال «سرمایه گذاری برای تولید» نام نهادند.

    آیت الله خامنه‌ای در این پیام و در خصوص سرمایه‌گذاری گفتند: «یکی از مسائل مهمّ اقتصاد در کشور سرمایه‌گذاری‌های تولیدی است. تولید آن وقتی جهش پیدا می‌کند که سرمایه‌گذاری انجام بگیرد. البتّه سرمایه‌گذاری عمدتاً از سوی مردم باید انجام بگیرد – و دولت شیوه‌های مختلفش را برنامه‌ریزی کند – لکن در آن جایی که مردم یا انگیزه‌ای ندارند یا توانایی سرمایه‌گذاری ندارند، دولت هم می‌تواند در این میدان وارد بشود؛ نه به‌عنوان رقابت با مردم، بلکه به‌عنوان جایگزین مردم؛ آنجایی که مردم نمی‌آیند، دولت وارد میدان بشود و سرمایه‌گذاری کند. به هر حال سرمایه‌گذاری تولید یکی از مسائل لازم برای اقتصاد کشور و برطرف کردن مشکل معیشت مردم است. اصلاح معیشت مردم برنامه‌ریزی می‌خواهد لکن این برنامه‌ریزی بدون مقدّماتی از این قبیل امکان‌پذیر نیست.بایستی حتماً هم دولت و هم مردم با عزم و انگیزه‌ی فراوان، سرمایه‌گذاری برای تولید را جدّی بگیرند و دنبال کنند. کار دولت، فراهم کردن زمینه‌ها است، برداشتن موانع تولید است؛ کار مردم هم این است که سرمایه‌های خُرد و سرمایه‌های بزرگ خود را بتوانند در راه تولید به کار ببرند.»

    آنچه در این پیام تاکید شده این است که دولت باید شیوه‌های مختلفی را برای تشویق و حمایت از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی برنامه‌ریزی و به‌عنوان تسهیل‌کننده عمل کند و موانع موجود در مسیر سرمایه‌گذاری را از بین ببرد. اما تحقق «سرمایه‌گذاری برای تولید» با چالش‌هایی مواجه است و نیازمند فراهم کردن شرایطی است.

    مسعود دانشمند، فعال اقتصادی درباره چالش‌هایی که بر سر راه به نتیجه رسیدن شعار امسال وجود دارد گفت: «وقتی از سرمایه‌گذاری صحبت می‌کنیم باید زیرساخت‌های آن مهیا باشد. زیرساخت‌های لازم عبارت است از اینکه بتوانیم برای سرمایه‌گذاری مواد اولیه لازم را خریداری کنیم، کالای تولید شده‌مان را به بازار داخلی یا خارجی بفروشیم، به جای انحصار، شرایط رقابتی در بازار وجود داشته باشد و قوانین و مقررات ما ثبات داشته باشند. درحالی که هیچکدام از این زیرساخت‌ها مهیا نیستند.» وی با برشمردن جذابیت بازار‌های موازی برای سرمایه‌گذار، عنوان کرد: «هیچ فرد سرمایه‌داری در بخش تولید سرمایه‌گذاری نمی‌کند چراکه اگر در بازار ارز، طلا و مسکن سرمایه‌گذاری کند سود بیشتری عایدش خواهد شد. براساس آمار‌هایی که خود دولت ارائه کرده است، سود سرمایه‌گذاری در بازار طلا و ارز ۷۰ تا ۱۰۰ درصد است؛ شما چه سرمایه‌گذاری می‌توانید انجام دهید که بدون مالیات ۷۰ درصد سود کنید؟»

    عضو هیات مدیره کانون موسسات حمل‌ونقل ایران ادامه داد: «در شرایطی که با خرید و فروش ملک، طلا و دلار در سال حداقل ۷۰ درصد سود می‌کنید، هیچ فردی به سمت کار تولیدی که هنوز زیرساخت‌هایش مهیا نیست، نظام بانکی با آن همکاری نمی‌کند، صادرات و واردات و نظام ارزی‌اش مشکل دارد، نمی‌رود. از این رو ما در ابتدا باید زیرساخت‌ها را فراهم کنیم و بعد به سرمایه‌دار بگوییم پولتان را به جای سرمایه‌گذاری در بازار ارز به واحد تولیدی منتقل کنید.» دانشمند همچنین درباره عدم پرداخت تسهیلات بانک‌ها به سرمایه‌گذاران گفت: «نرخ سود سیستم بانکی از نرخ سود بازار کمتر است. به فرض اگر بتوانید از بانک یک میلیارد تومان وام با نرخ بهره ۳۰ درصد دریافت کنید، همان مبلغ را دلار بگیرید سر سال ۱۰۰ درصد سود می‌کنید. به بیانی ساده‌تر ۳۰ درصدش را به بانک می‌دهید و ۷۰ درصد را در جیب خود می‌گذارید؛ بنابراین پولی که در بانک‌ها می‌آید و به مردم تسهیلات می‌دهند، به بانک‌ها بازنمی‌گردد. در این شرایط کاسه بانک‌ها تهی شده و امکان ارائه تسهیلات به مردم را ندارند.»

    این عضو اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه به فرض برای تولید هم سرمایه‌گذاری مطلوبی صورت گیرد، اما آیا مصرف‌کنندگان توان خرید را دارند؟ گفت: «ما برای صادرات تولید می‌کنیم. برای رسیدن به تولید با هدف صادرات باید نظام بانکی داشته باشیم و نرخ ارز ثابت باشد، اما امکان اینکه ارز را به سیستم برگردانیم وجود ندارد. شما صادرات می‌کنید و پیمان ارزی می‌سپارید ولی به دلیل مشکلات سیستم بانکی، ارزتان را نمی‌توانید برگردانید و تبدیل به یک آدم بدهکار به نظام ارزی بانکی می‌شوید که بعد هم می‌توانند شما را به زندان بفرستند؛ بنابراین برای سرمایه‌دار منطقی نیست که در حوزه تولید سرمایه‌گذاری کند.» وی درباره نقش دولت در تحقق شعار سال نیز بیان کرد: «دولت هیچ کاری نکند بهتر است چراکه هرکاری که انجام می‌دهد، گره‌ای به گره کار‌ها اضافه می‌کند. دولت باید سرمایه‌گذاری را به بخش خصوصی واگذار کند و کنار بنشیند، چون بخش خصوصی خودش می‌داند که باید چه کند.» دانشمند همچنین با اشاره به لزوم رسیدن به توافق میان ایران و آمریکا، تاکید کرد: «ما نتیجه مذاکرات را باید در دلار چهارراه استانبول ببینیم. برای درست کردن زیرساخت‌هایی که بتوانیم سرمایه گذاری کنیم و تولید و اشتغال داشته باشیم، باید اول مسئله FATF را حل کنیم، با نظام بانکی جهانی آشتی کنیم و سایه سنگین تحریم‌ها را از روی سر ایران برداریم. برای برطرف کردن این موانع غیر از مذاکره راه دیگری نداریم.»

  • هندی‌ها اصلا به بندر چابهار نیامده‌اند که بخواهند بروند! / تا چینی ها در بندر گوادر پاکستان هستند، نمی خواهند بندر چابهار کار کند

    هندی‌ها اصلا به بندر چابهار نیامده‌اند که بخواهند بروند! / تا چینی ها در بندر گوادر پاکستان هستند، نمی خواهند بندر چابهار کار کند

    به گزارش اقتصادران، مسعود دانشمند، عضو هیئت‌مدیره کانون مؤسسات حمل‌ونقل ایران، در گفت‌و‌گویی به احتمال خروج هندی‌ها از بندر چابهار با فشار‌های آمریکا و احتمال استقبال چین از سرمایه‌گذاری در این بندر پرداخت.

    وی اظهار داشت: واقعیت این است که هندی‌ها اصلا نیامده‌اند که بخواهند بروند به این معنا که اقدامی در بندر چابهار انجام نداده‌اند و ارزش افزوده‌ای ایجاد نشده‌است. هندی‌ها هیچ جای چابهار حضور ندارند.

    وی ادامه داد: قرار بر این بود که با حضور هندی‌ها در بندر شهید بهشتی چابهار این بندر فعال شود، اما به هر دلیلی با دولت ایران به تفاهم نرسیدند و همان تجهیزاتی که وارد بندر شهید بهشتی شد بلااستفاده در بندر مانده و کار نمی‌کنند. موضوع مهم بندر شهید بهشتی این است که پس کرانه ندارد.

    عضو هیات مدیره کانون موسسات حمل‌ونقل ایران گفت: عده‌ای فکر می‌کنند که مشکل و ضعف بندر شهید بهشتی چابهار نبود جرثقیل است، اما مشکل مهم این بندر نبود پسکرانه و زیرساخت‌هایی مانند اتصال به شکبه ریلی و جاده‌ای است. باری که در بندر چابهار تخلیه می‌شود باید به مقصد برسد، اما جاده و ریلی برای انتقال بار از این بندر به مقصد بعدی وجود ندارد.

    دانشمند با بیان اینکه هر چند اپراتور هندی و دولت ایران قرارداد ۱۰ ساله برای حضور این اپراتور در بندر چابهار را امضا کرده‌اند، اما هیچ اطلاعاتی از تعهدات دو طرف در این قرارداد نداریم، ادامه داد: نمی‌دانیم تعهدات دو طرف در بندر چابهار نسبت به یکدیگر چیست؟ البته هندی‌ها هم در مقطعی کار را در بندر چابهار شروع کردند که نتیجه آن ورود ۶ جرثقیل به این بندر بود، اما در نهایت نبود امکانات پسکرانه کار را متوقف کرد.

    وی با درباره احتمال حضور چینی‌ها در بندر چابهار با خروج هندی‌ها، تاکید کرد: چینی‌ها وارد بندر شهید بهشتی چابهار نمی‌شوند چراکه سرمایه‌گذاری کلانی در بندر گوادر پاکستان در حال انجام و اجرا هستند و این بندر را فعال کرده‌اند و اساسا خواست چین این است که بندر چابهار متوقف شود تا بار و ترانزیت به سمت گوادر برود و تلاش چین بر این است که تا در گوادر حضور دارند، بندر چابهار کار نکند.

    عضو هیئت مدیره کانون موسسات حمل‌ونقل ایران کفت: البته موضوع مهم این است که بندر گوادر جاده ندارد و اگر سرویس بندر گوادر تنها به پاکستان محدود شود که بندر کراچی هم همین کار را می‌کند، اما بخواهد وارد ترانزیت شود و بار افغانستان و آسیای میانه را جابه‌جا کند، به جاده نیاز دارد که در حال حاضر این زیرساخت را ندارد. به همین دلیل با سرمایه‌گذاری قطری‌ها پروژه راه آهن تاشکند (ازبکستان) تا مراز شریف را دنبال می‌کنند. حال اینکه باید این مسیر را از مراز شریف تا بندر گوادر ادامه دهند که بسیار سخت است و کوه‌های هندوکش مانع از ادامه این خط می‌شوند چراکه تونل زدن در این کوه‌های بلند کار بسیار سخت، هزینه بر و زمانبری است. اما اگر ما در بندر چابهار به هنگام نجنبیم، در آینده این فرصت را به بندر گوادر خواهیم داد.

  • از بد مسکنی به بی‌مسکنی رسیدیم / عده ای حتی دیگر توانایی پشت بام خوابی هم ندارند!

    از بد مسکنی به بی‌مسکنی رسیدیم / عده ای حتی دیگر توانایی پشت بام خوابی هم ندارند!

    به گزارش اقتصادران، مسعود دانشمند، فعال اقتصادی طی گفتگویی مطرح کرد:

    در یک دهه اخیر بحران مسکن در ایران تشدید شد و سیاست‌هایی مانند مسکن مهر یا مسکن ملی هم نتوانست که مردم ایران را خانه‌دار کند. بعد از سال ۹۷ که تورم به اوج خود رسید قیمت مسکن هم به شدت افزایش پیدا کرد و حالا ما به نقطه‌ای رسیدیم که از بد مسکنی به بی مسکنی رسیدیم.

    از بد مسکنی به بی‌مسکنی رسیدیم

    یک زمانی می‌گفتیم مردم زیر خط فقر هستند ولی امروز مساله از این حرف‌ها گذشته است. یعنی دیگر اصلا امکان زندگی کردن نیست. یک زمانی می‌گفتند که افراد مسکن خود را جابه‌جا کردند و به محلات پایین‌تر رفتند. یا می‌گفتند عده‌ای حاشیه‌نشین شدند. ما از بد مسکنی به بی‌مسکنی رسیدیم. بی‌مسکنی یعنی فرد حتی دیگر توانایی پشت بام خوابی هم ندارد. عده‌ای اتوبوس‌خوابی یا قبرخوابی می‌کنند.

    حالا در چنین شرایطی عده‌ای تقصیر را گردن مالک واحدهای مسکونی می‌اندازند. مالک‌ها هم با اجاره دادن ملک خود زندگی می‌کنند و به نقطه‌ای رسیدیم که دیگر آن فرد هم با کرایه دادن واحد خود نمی‌تواند زندگی خود را بچرخاند.

    در رابطه با مسکن دولت‌ها چه کار کردند؟ دولت‌ها سال‌های سال است که هیچ اقدامی برای این که بتوانند مشکل مسکن را حل کنند انجام ندادند. مسکن به عنوان یکی از پارامترهای بسیار بسیار مهم در جامعه، به یک معضل تبدیل شده است.

    آمار می‌گیریم فقط برای این که کتاب شود و در طاقچه یا کتابخانه بگذاریم

    کشورهای دیگر می‌آیند و برای مسکن برنامه‌ریزی می‌‌کنند. ما آمار می‌گیریم فقط برای این که کتاب شود و در طاقچه یا کتابخانه بگذاریم. هیچ وقت به آمارها به عنوان پدیده‌ای که باید اصل برنامه‌ریزی قرار گیرد، نگاه نمی‌کنیم. وقتی آمار موالید را یعنی بچه‌های متولد شده را در سال ۱۴۰۳ می‌گیریم معنای این آمار این است که ۶ سال دیگر یعنی ۱۴۰۹، ۱۴۱۰ ما برای این موالید دبستان می‌خواهیم. پس همین الان باید بنشینیم فکر دبستان باشیم. علاوه بر دبستان باید فکر کتاب، معلم و … را هم بکنیم. این موالید در ۱۴۲۰، ۱۴۲۱ کار و دانشگاه می‌خواهد. بعد مسکن می‌خواهد. بعد ازدواج می‌خواهد. این‌ها برنامه‌ریزی برای کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت می‌شود. این موالید امسال به ما این حرف را می‌زند که بروید برای آن برنامه‌ریزی کنید، اما خب ما برنامه‌ریزی نکردیم.

    ما فکر نکردیم به این که یک روزی در انتهای دهه ۶۰، اوایل دهه ۷۰، تا نیمه دهه ۷۰ ما نزدیک به ۲۰ میلیون محصل داشتیم. در مقطع دبستان و راهنمایی و دبیرستان داشتیم. الان این عدد آمده است به ۱۶ میلیون تبدیل شده است. یعنی این که نرخ رشد جمعیت ما کاهش پیدا کرده است. یک زمانی در همان دهه ۶۰ نرخ رشد جمعیت ما ۵/۳ درصد بود. الان نرخ رشد جمعیت ما چه قدر شده است؟ نزدیک ۱٫۵ درصد شده است. نرخ رشد جمعیت کاهش پیدا کرده است.

    بحران مسکن در ایران اصلاً راه حلی دارد؟ 

    مسکن حتماً راه حل دارد. چه چیزی در دنیا راه حل ندارد؟ مرده که بخواهید زنده کنید راه حل نداریم بقیه مسائل دنیا همه راه حل دارند. ما وقتی نمی‌خواهیم تن به راه حل بدهیم می‌گوییم راه حل ندارد. راه حل دارد.

    شما نگاه کنید یک نمونه خیلی ساده آن که حالا البته در اجرای آن ما گفت‌وگو داشتیم، هنوز هم گفت‌وگو داریم همان مسکن مهر بود. آمدند در همه شهرها مختلف مسکن مهر را درست کردند. یک اشکال‌هایی داشت. اشکال آن این است که راه ارتباطی آن با مرکز شهر سخت بود. چون این مجتمع‌های مسکونی که به عنوان مسکن مهر درست کردند اینها محل سکونت است، محل تولید و اقتصادی نیستند. به عنوان مثال شما نگاه کنید همین نزدیک دماوند، شهر جدید پردیس قرار دارد. روز اولی که کلنگ آن را زدیم باید فکر ارتباط آن را هم می‌کردیم اما نکردیم. یک راه آهن برای آن می‌کشیدیم، یک جاده درست و حسابی برای آن می‌کشیدیم تا این امکان باشد که آدمی که آن جا برای زندگی مستقر می‌شود، امکان رفت و آمد راحت و سریع داشته باشد. تمام شهرهای بزرگ دنیا، شهرک‌های گوشواره‌ای به این معنا دارند. می‌آیند اطراف کلان شهرها شهرک درست می‌کنند برای ایام هفته و شب‌ها که بروند در آن بخوابند و صبح بیایند بروند یک جایی کار کنند. ما این کار را نکردیم.

  • تعطیلی پنجشنبه به جای شنبه؛ قوز بالای قوز اقتصاد ایران! / دانشمند: حتی در مراودات تجاری با عراق و لبنان هم به مشکل می خوریم!

    تعطیلی پنجشنبه به جای شنبه؛ قوز بالای قوز اقتصاد ایران! / دانشمند: حتی در مراودات تجاری با عراق و لبنان هم به مشکل می خوریم!

    به گزارش اقتصادران، به نظر می‌رسد بعد از ماه‌ها کشمکش بر سر تعطیلات آخر هفته در ایران و گره عجیبی که کور و کورتر شده بود، نتیجه نهایی از سوی مجلس اعلام شده باشد. در نهایت نیز کمیسیون اجتماعی مجلس تعطیلی پنج‌شنبه‌ها را مصوب کرده تا یکی از جنجالی‌ترین لوایح در مجلس به تعیین تکلیف خود نزدیک شود.

    تعیین پنجشنبه به عنوان روز دوم تعطیل

    لایحه دولت درباره تغییر ساعت کار و افزایش روز‌های تعطیلی در جهان، اما به دلیل شرایط ویژه ایران در ساعت کار و روز‌های تعطیل به مجلس داده شده بود. رتبه ایران در بین ۳۰ کشوری است که بیشترین میزان ساعت کار در هفته را دارد و با ۷۸ روز تعطیلی یکی از کمترین روز‌های تعطیل در جهان را داراست. اما این لایحه به دلیل آن که روز دوم تعطیل در آن مشخص نشده بود، جنجال‌هایی به پا کرد. حالا اما، یک سال بعد از موافقت مجلس با کلیات لایحه، سرانجام کمیسیون اجتماعی در مورد آن به جمع‌بندی رسید و در حالی که بار‌ها اتاق بازرگانی ایران و کارشناسان و فعالان در تجارت و بازرگانی کشور درخواست کردند روز شنبه به عنوان روز دوم تعطیل انتخاب شود، اما مجلس روز پنجشنبه را به عنوان روز دوم تعیین کرد.

    این در حالی است که کشورهایی چون ترکیه، امارات متحده عربی و لبنان روز‌های شنبه و یکشنبه را تعطیل هستند و دیگر کشور‌های همسایه ایران همچون عراق، قطر، عربستان، بحرین، کویت، افغانستان، لیبی، اردن، مصر و ده‌ها کشور مسلمان دیگر روز‌های جمعه و شنبه را روز تعطیل پایان هفته اعلام کرده‌اند تا در مراودات جهانی خود دچار مشکل نشوند.

    عجیب‌ترین مورد نیز شاید اکنون بتوان کشور سوریه در دوران پسااسد دانست که دولت موقت این کشور تنها در فاصله ۱۰ روز پس از استقرار بدون بلوا و جنجال چندماهه مشابه ایران، روز‌های جمعه و شنبه را به عنوان روز‌های پایان هفته خود اعلام کرد.

    در ایران، اما پس از ماه‌ها کشمکش و بلوا و البته روز‌ها جدال بر سر کسر ساعت کار و در شرایطی که لایحه از سال گذشته در حال دست به دست شدن بود، به ناگاه گفته شد روز شنبه به طور کامل از دستور کار تعطیلی خارج شده و روز پنجشنبه دومین روز تعطیل است.

    مساله تعطیلات آخر هفته بحرانی جدا از بحران تحریم هاست

    در همین حال، اما مسعود دانشمند، استاد دانشگاه و عضو اتاق بازرگانی ایران که سابقه عضویت در اتاق بازرگانی ایران و امارات، ایران و عراق و همچنین عضویت در هیات مدیره اتاق ایران و چین را نیز در کارنامه دارد به اقتصاد ۲۴ گفت که با این روند تعیین تعطیلی روز‌های پنجشنبه و جمعه حتی برای ارتباط بانکی و بازرگانی با کشور‌های همسایه مسلمان خودمان نیز به مشکل برخواهیم خورد.

    این عضو اتاق بازرگانی ایران در توضیح این که برخی می‌گویند مشکل بازرگانی ایران مساله تحریم‌ها و FATF است و نه تعطیلات به اقتصاد ۲۴ گفت: «مساله FATF و تحریم‌ها هیچ ارتباطی با تعین تکلیف برای دو روز تعطیلی کشور ندارد و کاملا از هم مستقل هستند. اینکه برخی می‌گویند تعطیلی‌ها مهم نیست وقتی FATF نداریم و تحریم هستیم هم حرف درستی نیست چرا که دو موضوع مستقل از هم هستند و مسیر رفع تحریم‌ها هم اساسا مسیر دیگری است که ارتباطی میان این دو با هم اساسا وجود ندارد. تحریم و مساله عدم پیوستن به FATF تاثیر خود را بر بازرگانی کشور دارد و باید از مسیر جداگانه و مسیر دیگری حل شود، اما تاثیر تعطیلی پنجشنبه‌ها به جای شنبه و تعطیلی دو روز پنجشنبه و جمعه که اکنون قرار است اجرا شود خود منجر به بروز بحران‌های دیگر در حوزه بازرگانی و بانکداری ایران می‌شود.»

    حتی کشور‌های اسلامی هم روز‌های جمعه، شنبه و یکشنبه را برای تعطیلی انتخاب کرده‌اند

    مسعود دانشمند در ادامه نیز با اشاره به مساله تعطیلی آخر هفته‌ها در کشور‌های اسلامی خاطرنشان کرد: «تعطیلی پنجشنبه و جمعه که اکنون به جای شنبه تصویب شده، منجر به بروز مشکلات جدی برای تجارت خارجی کشور می‌شود. این مساله که ایران یک کشور اسلامی است که اساسا قابل انکار نیست، اما مگر کشور‌های اطراف ایران، اسلامی نیستند؟ مگر عربستان، امارات، کویت، قطر، عراق و کویت، اسلامی نیستند؟ همه این کشور‌ها که اکنون به عنوان همسایگان ایران مطرح می‌شوند اسلامی هستند. روز‌های تعطیل عمده این کشور‌های اسلامی جمعه و شنبه است و حتی روز تعطیل برخی از این کشورها شنبه و یکشنبه است که به طور کامل در هماهنگی با جهان باشند. اکنون فکر می‌کنم به جز ایران هیچ کشوری چنین شرایطی نداشته باشد که روز تعطیل آن پنجشنبه و جمعه باشد و حتی کشور‌هایی نیز که روز تعطیل آنان روز‌های جمعه و شنبه است نیز در حال تبدیل کردن این روز‌های تعطیل به شنبه و یکشنبه هستند و سعی می‌کنند خود را بیشتر از قبل با سازوکار‌های جهانی همراه کنند.»

    منافع ملی ایران با تعطیلی پنجشنبه نادیده گرفته می‌شود

    این عضو اتاق بازرگانی ایران همچنین با اشاره به منافع ایران در هم پوشانی با تعطیلات جهانی نیز گفت: «ایران نیز باید برای دسترسی به منافع تجارت جهانی با این سازوکار‌های جهانی همراه باشد و نمی‌تواند برای خود ساز جدا کوک کند و بزند. کما اینکه وقتی در ایران پنجشنبه و جمعه تعطیل شود، بازرگان ایرانی کمتر از سه روز زمان برای تبادلات بانکی با بانک‌های جهانی خواهد داشت. عملا پنجشنبه و جمعه ایران تعطیل است، شنبه و یکشنبه نیز جهان تعطیل است و سه روز دوشنبه، سه شنبه و چهارشنبه باقی می‌ماند؛ اما این فقط سه روز مشترک است. با توجه به اختلاف ساعت ایران با اروپا و آمریکا و حتی شرق آسیا عملا دو و نیم روز برای کشور باقی می‌ماند.»

    دانشمند همچنین با اشاره به مشکلات عدیده بانکی با این روش به اقتصاد ۲۴ گفت: «یعنی اینکه دوشنبه زمانی که صبح بانک‌های این کشور‌ها (بانک‌های اروپایی ۹ صبح آغاز به کار می‌کنند و با دو ساعت اختلاف زمانی عملا برای ایران به ظهر رسیده است) فعالیت را شروع کنند برای ایران ظهر شده و عملا نصف روز را در این وضعیت از دست می‌دهیم. به این ترتیب ارتباط ما با شبکه بانکی تا دو روز و نیم کاهش می‌یابد. در این شرایط فکر کنید یک معامله یا انتقال پول بخواهد اتفاق بیافتد، تا ابلاغ کنند و به ما در ایران اطلاع بدهند و ما بخواهیم از طریق بانک اقدام کنید و این تعطیلی‌های پشت هم اختلال در شبکه بانکی ایجاد کند یعنی ما ناچار خواهیم بود بهره پول را بپردازیم، چرا که دسترسی برای پوشش حساب‌های خود نداریم.»

    وی در ادامه افزود: «بگذارید یک مثال بزنم. فکر کنید پول حاصل از صادرات در بانکی در پاریس باشد و بخواهیم معامله‌ای را در توکیو انجام بدهیم. حالا باید این پول در یک اختلاف زمانی و حالا اختلاف روز‌های تعطیل قرار گرفته‌ایم و این وسط تعطیلی ایران با همه این کشور‌ها متفاوت است، یعنی ما باید شاید تا یک هفته برای انتقال پول معطل شویم و معنای آن نیز این است که برای این مدت باید به ژاپن بهره بدهیم. این مشکل همیشه در مورد ساعت‌ها وجود داشت، اما حالا عملا روز‌های تعطیلی ایران نیز به آن اضافه شده که بر عمق بحران می‌افزاید. در یک نگاه منطقی نیز چنان که پیشنهاد و توصیه کردیم باید روز‌های جمعه و شنبه تعطیل می‌شد که دستکم ایران این اختلاف زمان را با کشور‌های اروپایی و آمریکایی و حتی آفریقایی مورد علاقه برخی از دولت‌ها نداشته باشیم، چرا که با انتخاب روز‌های جمعه و شنبه به عنوان تعطیلات آخر هفته، این اختلاف زمانی به حداقل رسیده و همپوشانی به حداکثر می‌رسید.»

    برای مراوده تجاری با عراق و لبنان و قطر و عمان و ترکیه هم به مشکل می‌خوریم

    این استاد دانشگاه و عضو اتاق بازرگانی ایران همچنین در ادامه گفتگو با اقتصاد ۲۴ افزود: «باید اجازه بدهیم مسائل اداری کشور به صورتی که مصلحت اقتصادی و منافع کشور است پیش برود و در مسائل مذهبی نیز به همان فرم و شکل سنتی و شرعی قدیم خود پیش برویم. توجه کنید تعطیلی غالب همسایگان ایران که با آنان در مراوده اقتصادی هستیم همچون عراق، ترکیه، امارات، قطر، عربستان و عمان جمعه و شنبه است، لذا ما حتی در ارتباط بانکی، تجاری و پولی با همین کشور‌هایی که مثلا قرار بوده جایگزین ارتباط با جهان برای ما شوند نیز دچار مشکل و بحران خواهیم شد.»

    در این بین اشاره این عضو اتاق بازرگانی ایران و امارات، اما به وجود مشکل در رابطه با روابط بانکی ایران و همسایگانش نیز نشان از وجود بحران در روابط بانکی دارد. دانشمند درباره ارتباط بانکی با کشور‌های همسایه ایران گفت: «در واقع ما از نظر زمان تعطیلات اکنون با کشور‌های همسایه مسلمان خود نیز به مشکل می‌خوریم و توجه کنید اگر ما جامعه‌ای بودیم که قرار بود با جهان هیچ کاری نداشته باشیم و بده بستانی نیز با جهان نکنیم خب می‌توانستیم هر طور می‌خواهیم تصمیم بگیریم، اما ما با دنیا ارتباط داریم، ما باید هم صدرات کنیم و هم واردات از جهان داشته باشیم، پس نمی‌توانیم بگوییم هر کاری دلمان بخواهد بدون توجه به منافع ملی کشور انجام می‌دهیم.»

    تعطیلی پنجشنبه یعنی وقفه در بازرگانی و صنعت و بحران در همه زنجیره مالی کشور

  • بشار اسد پول ایران را خورد و یک قُلُپ آب هم رویش!

    بشار اسد پول ایران را خورد و یک قُلُپ آب هم رویش!

    به گزارش اقتصادران، تحولات سوریه از ده روز پیش آغاز شد و در نهایت شنبه شب نقطه پایانی بر حکومت ۵۴ ساله خاندان اسد بود. اعتراضات داخلی این کشور در سال ۸۹ تبدیل به یک جنگ تمام عیار شد و از همان زمان ایران کمک‌های مالی و همچنین اعزام نیرو‌های انسانی به سوریه را آغاز کرد. در تمام این سال‌ها نسبت به کمک‌هایی که از سوی ایران به سوریه فرستاده می‌شد، هم از سوی برخی مقامات و هم از سوی مردم انتقاداتی مطرح می‌شد. چندان که این نارضایتی عمومی خود را در شعار‌هایی که در اعتراضات دی ماه ۹۶ به وقوع پیوست نیز خود را نمایان کرد.

    معامله دو سر باخت ایران در سوریه

    طی این سال‌ها ارقام متفاوتی درباره بدهی سوریه به ایران و همچنین میزان هزینه‌ای که ایران در سوریه داشته، بیان شده است. در تازه‌ترین اظهار نظر، بهرام پارسایی نماینده مجلس دهم میزان بدهی دولت سوریه به ایران را دست‌کم ۳۰ میلیارد دلار اعلام کرد و نوشت: «تا زمانی که مجلس بودم بدهی سوریه بشار اسد به ایران ۳۰ میلیارد دلار بود که بر خلاف اصل هشتادم قانون اساسی به تصویب مجلس نرسیده بود». او در ادامه تصریح کرد که این بدهی «به دلار ۷۰ هزار تومان برابر است با دو هزار تریلیون تومان. تکلیف این مبلغ کلان چیست؟»

    همزمان، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم که در سال ۹۸ میزان بدهی سوریه را ۳۰ میلیارد دلار برآورد کرده بود نیز نوشت: «در پاسخ به ارگان‌های کاسبان جنگ و تحریم، که می‌گویند به خاطر نا‌آرامی شام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیارد‌ها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیاندازد».

    محمد جواد ظریف، در سال ۹۵ در اجلاسی در مورد جلب کمک‌های بشردوستانه برای مردم سوریه که در لندن برگزار شده بود، عنوان کرد که ارزش کمک‌های بشر دوستانه ایران (هزینه‌های غیرنظامی) از آغاز جنگ، حدود ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار بوده است. او گفت این پول ارزش کمک‌های دارویی، تجهیزات پزشکی، خوراک و اقلام مصرفی دیگر است.

    در بهمن ماه سال ۹۶ یحیی رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی رهبر انقلاب پیش بینی کرد که بازسازی کشور سوریه چند سال طول بکشد و ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد. او همچنین عنوان کرده بود که سوریه آمادگی دارد از منابع نفت و گاز و فسفات بدهی خود را به ایران بپردازد.

    ایران در طول سال‌هایی که سوریه درگیر جنگ بود، چندین بار خط اعتباری ویژه برای صادرات نفت به سوریه باز کرد. صندوق بین‌المللی پول سال ۲۰۱۶ گزارشی منتشر و بیان کرد که این اعتبار‌ها تنها کمک مالی رسمی به حکومت سوریه در فاصله سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ میلادی بوده است. این صندوق مجموع کمک‌های ایران در قالب خطوط اعتباری را در همین فاصله زمانی، ۵ میلیارد و ۸۷۰ میلیون دلار اعلام کرد.

    در سال ۱۳۹۸ کیوان کاشفی، رئیس اتاق مشترک ایران و سوریه پیشنهاد اختصاص یک خط اعتباری دیگر به ارزش یک میلیارد دلار جهت تجارت شرکت‌های ایرانی با سوریه و افزایش پرواز‌های بین دو کشور را نیز مطرح کرد. خرداد ۱۳۹۹ رسانه‌ها از نهایی شدن خط اعتباری یک میلیارد دلاری میان ایران و سوریه خبر دادند. مهدی عباسی، رئیس دفتر اقتصادی ایران در حلب سوریه سال ۱۴۰۰ از وجود یک خط اعتباری ۱ میلیارد دلاری نسبتا «مخفی» با سوریه خبر داده بود.

    خط اعتباری، در بازار‌های مالی به قراردادی بین یک موسسه مالی و یک مشتری گفته می‌شود که، سقف یک وام کوتاه یا بلند مدت را تعیین می‌کند. برای مثال خط اعتباری یک میلیارد دلاری ایران برای دولت سوریه، یعنی دمشق می‌تواند تا سقف یک میلیارد دلار از ایران کالا بخرد یا براساس مفاد قرارداد، پول نقد قرض کند و در عوض باید باز هم طبق قرارداد، سود پولی که قرض می‌کند را بپردازد، یا کل وام را در موعد مشخص بازپرداخت کند.

    علیرغم همه هزینه‌هایی که ایران در خاک سوریه داشته، اما هرگز شریک تجاری بزرگی برای ایران نبوده است. سوریه در زمانی که درگیر جنگ هم نبود، شرکای عمده‌اش چین، ترکیه، روسیه و اروپا بودند. در سال ۹۶ نیز سوریه محدودیت‌هایی برای صادرات محصولات ایرانی وضع کرد و مانع از صادرات تجار ایرانی شد. از سوی دیگر برخی از سرمایه‌گذاری‌های ایران در سوریه به دلیل جنگ‌های داخلی این کشور ناتمام ماند از جمله طرح احداث ۵۰ هزار واحد مسکونی برای افراد کم درآمد در سوریه که در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد قرار بود ساخته شود.

    دولت بشار اسد همچنین در برخی موضع‌گیری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از پشت به ایران خنجر زد. او همراه سایر کشور‌های عربی بیانیه حمایت از تعلق جزایر سه گانه ایرانی به امارات را امضا کرد. در سال ۹۰ هم در زمان رای‌گیری درباره قطعنامه پیشنهادی عربستان علیه ایران در مجمع عمومی سازمان ملل، سوریه پیش از آغاز رای‌گیری، سوریه جلسه را ترک کرد.

    مسعود دانشمند، عضو اتاق بازرگانی ایران درباره روابط تجاری ایران و سوریه،  گفت: «از ابتدای امر سوریه شریک مناسب تجاری برای ایران نبوده است. حتی پس از سال ۲۰۱۱ که سوریه در روند بازسازی بود، این بازسازی‌ها را به ایران ندادند. در زمینه روابط تجاری هم اگر صادراتی مانند کود پستات داشت، آن را به هند صادر می‌کرد و ما سرکار بودیم. علیرغم تمام سرمایه‌گذاری‌ها و پولی که آنجا خرج کردیم، سوریه عملا هیچ وقت شریک تجاری برای ما نبوده است.»

    این فعال اقتصادی بخش خصوصی در واکنش به اینکه آیا همانطور که ایران با هدف فرصت‌های اقتصادی در آینده سوریه اقدام به سرمایه‌گذاری کرده بود، این هدف محقق خواهد شد؟ گفت: «اکنون زود است که درباره آینده سوریه بحث کنیم. باید صبر کنیم و ببینیم چه گروهی در دمشق حاکم می‌شود و قدرت را در دست می‌گیرد و سیاست‌هایش چیست. به نظر می‌رسد بازار سوریه را ترک‌ها در دست خواهند گرفت و چیزی گیر ما نخواهد آمد. عراقی‌ها و به خصوص ترک‌ها این بازار ۳۰ میلیون نفری را در دست می‌گیرند و برای ما سخت جایی پیدا می‌شود.»

    وی در پاسخ به اینکه چرا بشار اسد ایران را به نوعی دور زد، بیان کرد: «این‌ها کشور‌های عربی و امت عربی هستند. بشار اسد در تمام جلساتی که بود، علیرغم اینکه ما آنجا کلی سرمایه‌گذاری انجام دادیم، درباره اسم خلیج فارس و سه جزیره ایرانی رای مخالف داد. ما چه امیدی به اقای بشار اسد می‌توانستیم داشته باشم؟ ایشان وقتی روی کار بودند ته دلشان هیچ با ایران نبود که اگر اینطور بود دست‌کم درباره سه جزیره ایرانی و خلیج فارس به نفع ما رای می‌داد ولی هیچوقت این کار را نکرد، چون در دامن امت عربی بود؛ بنابراین باید از خودمان این توقع را داشته باشیم که سیاستمان را درست‌تر تنظیم می‌کردیم.»

    صادرات ایران به سوریه کمتر از نیم میلیارد دلار در سال بوده که پول آن را هم نداده است

    عضو اتاق بازرگانی ایران همچنین درباره ارقامی که درمورد میزان بدهی سوریه به ایران بیان می‌شود، گفت: «ما نمی‌دانیم که بانک مرکزی، وزارت خارجه و وزارت اقتصاد ما چه معاهده‌ای را با سوریه امضا کرده‌اند. اگر وامی به کشوری داده باشیم بنابر قانون اساسی باید در مجلس تصویب شده باشد، اما چون نمی‌دانیم، اظهار نظری هم نمی‌توانیم داشته باشیم.»

    بخش زیادی از هزینه سرمایه‌گذاری در سوریه را ایران دریافت نکرده است

    فرشید شکرخدایی، رییس کمیسیون سرمایه گذاری و تامین مالی اتاق بازرگانی هم در پاسخ در پاسخ به اینکه باتوجه به حجم سرمایه‌گذاری‌ها و کمک‌های ایران به سوریه، آیا سوریه شریک تجاری مناسبی برای کشور بوده است یا خیر؟ گفت: «فعالیت‌های ایران در سوریه دو قسمت بود؛ یک قسمت به ساخت و ساز مربوط می‌شود مانند خدمات مهندسی، ساخت جاده، نیروگاه و کارخانه و یک قسمت هم به واردات، صادرات و سرمایه‌گذاری ایرانیان در آنجا بازمی‌گردد. طبق قوانین بین‌المللی هر قراردادی که با دولت سوریه بسته شده باشد به دولت بعدی منتقل می‌شود که در این زمینه چالش‌های خود را داریم. اما درخصوص اینکه سوریه شریک مناسبی بوده است یا خیر باید از این منظر نگاه کنیم که نسبت به ریسکی که در کشور سوریه وجود داشته ایرانیان چه قدر آنجا حضور داشتند؟ تا آنجایی که من اطلاع دارم یک سری شرکت‌ها و نهاد‌های حاکمیتی برای ساخت و ساز در آنجا قرارداد‌هایی داشته‌اند و شرکت‌های خصوصی بیشتر در حوزه صادرات فعال بودند که غالبا از طریق سیستم بانکی انجام نمی‌شد. از آنجایی که بانک‌های سوریه به قوانین FATF پایبند بودند و این تبادلات چمدانی انجام می‌شد، به نظر من بخش خصوصی کشور کار بزرگی در سوریه شروع نکرده است، اما قسمت زیادی از شرکت‌های وابسته به دولت و حاکمیت در سوریه قرارداد‌هایی دارند و سرمایه‌گذاری‌هایی را هم انجام داده‌اند.»

    این عضو اتاق بازرگانی درخصوص اینکه آیا هزینه این سرمایه‌گذاری‌ها به ایران بازگشته است؟ عنوان کرد: «یک قسمتی در حوزه صادرات بوده که بر اساس همان قاعده کار پول برگشته است. اما یک قسمتی مربوط به تجهیزات بوده مثلا سایپا در آنجا کارخانه تاسیس کرد. برخی از موضوعات و جزئیات در آنجا به گونه‌ای بوده که باید سرمایه‌گذاری انجام می‌شد و اگر دوره بازگشت سرمایه طولانی باشد، قسمت زیادی از پول آنجا مانده و بازنگشته است.»

    حجم تجارت ایران در سوریه کمتر از یک میلیارد دلار بوده است

    شکرخدایی در پاسخ به اینکه چه میزان از هزینه سرمایه‌گذاری‌های ایران بازگشته است؟ گفت: «این اطلاعات منتشر نشده است تا در جریان حجم تبادلات دو طرف به صورت خالص باشیم، اما حجم تجارت ما رقم بزرگی نبوده و تا آنجایی که اطلاع دارم کمتر از یک میلیارد دلار بوده است. قسمتی از کالا‌ها هم از طریق عراق برای سوریه ارسال می‌شده چراکه ما مرز مشترکی نداریم. درواقع به عنوان صادرات عراق به سوریه ثبت شده و ما هم به عنوان صادرات به عراق ثبت می‌کردیم؛ بنابراین یک قسمت از صادرات کالای ایرانی در سوریه از طریق واسطه‌هایی مانند عراق بوده و از این رو عدد دقیقی نداریم، اما حجم سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های شبه دولتی و وابسته به حاکمیت هیچ وقت افشا نشده است.»

    رییس کمیسیون سرمایه گذاری و تامین مالی اتاق بازرگانی درباره امکان ایران برای دریافت بدهی‌هایش از سوریه، به اقتصاد ۲۴ گفت: «ما یک سری کمک‌هایی کردیم که هیچ وقت نمی‌توانیم هزینه آن را دریافت کنیم مانند اینکه به سوریه پول بنزین می‌دادیم. بخشی از کمک‌های ما بلاعوض بوده و بخش دیگری هم کمک‌های مستقیم به جبهه مقاومت بوده است. آن دسته که رسمی و با قرارداد به دولت سوریه کمک کرده‌ایم را می‌توانیم ادعا کنیم ولی آنهایی که بصورت مستقیم و برای حفظ امنیت سوریه از طریق نیرو‌های مقاومت بوده است را نمی‌توانیم طلب کنیم.»

    وی افزود: «این بدهی‌ها را باید در ارتباط با دولت بعدی ببینیم که چه ساز و کاری برای پرداخت شکل می‌گیرد، اما می‌دانم که یک سری از مطالبات ما از دولت سوریه رسمی و در قالب صادرات رسمی نفت و بنزین بوده که به عنوان صاردات بوده نه به عنوان کمک بلاعوض. از این رو حساب و کتاب شفافی وجود ندارد.»

    ایران نتوانست از سرمایه‌گذاری در سوریه سودی ببرد

    این فعال اقتصادی بخش خصوصی ادامه داد: «سوریه بخشی از صادراتش، صادرات نفت است که چاه‌های نفتش در اختیار نیرو‌های آمریکایی است. باید ببینیم که در آینده بحث صادرات و وارداتش چگونه مدیریت می‌شود و با استاندارد‌های ایران می‌تواند هماهنگ باشد یا خیر. ولی به طور سنتی از آنجایی که مرز مشترک نداریم، سوریه در اولویت دوم تجارت ما قرار می‌گیرد. طبق برنامه توسعه کشور، ۱۵ کشور همسایه در اولویت است و سوریه جزو کشور‌های همسایه ما نیست؛ بنابراین در بحث کلان سیاستگذاری کشور، سوریه هدف اصلی صادرات ما نیست.»

    وی در پاسخ به اینکه آیا ایران همان‌قدر که در سوریه هزینه کرد منفعت برد؟ مطرح کرد: «ما برای سود از سوریه حمایت نکردیم که اکنون با سود ارزیابی‌اش کنیم. به نظر من ارزیابی با سود و زیان در مورد سرمایه‌گذاری که هدفش سود و زیان نبوده است، واقع بینانه نیست. بالاخره در یک مقطعی ما تصمیم گرفتیم که از دولت بشار اسد حمایت کنیم و هزینه‌های گزافی هم بابت آن پرداخت کردیم. حال جمع‌بندی حکمرانی در ایران این بوده که این روند قابل ادامه دادن نیست؛ بنابراین من به عنوان یک فرد اقتصادی نمی‌توانم این تصمیم غیراقتصادی را ارزیابی کنم.»

    ایران در وصول طلب خود از سوریه با چالش مواجه است/ سوریه نتوانست و نخواهد توانست که بدهی ایران را پرداخت کند

    شکرخدایی در ادامه درواکنش به ارقامی که درباره بدهی سوریه به ایران مطرح می‌شود، گفت: «ما یک سری هزینه در سوریه کرده‌ایم که حساب و کتابش را حاکمیت دارد. یک قسمتی از هزینه ما مربوط به رسمیت ساختن دولت سوریه از این طلب است. این دو حساب جداست و لزوما با هم تطابق ندارند. آن دسته از کمک‌های رسمی به دولت سوریه که قرارداد تعهدآوری برای سوریه داشته باشد به دولت بعد منتقل می‌شود، اما نمی‌توانیم کمک‌های بلاعوضی را از دولت سوریه طلب کنیم؛ بنابراین ما یک خرج‌هایی کرده‌ایم و آنها هم پول‌هایی دریافت کردند که باید حساب و کتابی صورت گیرد. حال اینکه چگونه وصول کنیم یک چالش دیگر است که به این راحتی هم نخواهد بود. امیدواریم این ساز و کار‌ها طوری باشد که در بلند مدت بتوانیم کار‌های اقتصادی خودمان را در سوریه انجام دهیم. سوریه احتیاج به سرمایه گذاری در حوزه ساختن کشورش دارد و ما هم پتانسیل بزرگی برای حوزه ساخت و ساز و خدمات فنی و مهندسی داریم.»

    وی درباره چالش‌های ایران برای دریافت بدهی‌اش از سوریه بیان کرد: «آن زمان که دولت سوریه مشکلی هم نداشت به دلیل کاهش تولید ناخالص ملی و تورم شدید، امکان بازپرداخت بدهی‌هایش را نداشت یعنی دولت سوریه هیچ وقت توانست بدهی‌های پیشین خود در حوزه بنزین را پرداخت کند. توان مالی کشورش هم برای بازپرداخت به اندازه کافی نبود. من فکر می‌کنم دولت سوریه در آینده هم توان مالی نداشته باشد. نکته دیگر این است که زین پس یک سوریه یکپارچه تحت حکومت مرکزی خواهیم داشت یا تجزیه سوریه را شاهد خواهیم بود؟ در صورت تجزیه سوریه، این تعهدات بر عهده کدام دولت خواهد بود؟ همین الان کرد‌ها در شرق، سنی‌ها در غرب و حوزه علویون هم در مرکز، سه گروه حاضر هستند و ما نمی‌دانیم که آینده به سمت سوریه یکپارچه خواهد رفت یا خیر؟ باید ببینم که دست روزگار و تصمیمات داخلی به کدام سو می‌رود.»