برچسب: مستمری

  • مبلغ مستمری بازنشستگان در ۱۴۰۵ چقدر است؟

    مبلغ مستمری بازنشستگان در ۱۴۰۵ چقدر است؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس مصوبه شورای عالی کار در اسفند ماه سال گذشته، از تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۱ کلیه مستمری‌های بازنشستگی، ازکارافتادگی و مجموع مستمری‌های بازماندگان مشمول قانون تأمین اجتماعی که تا پایان سال ۱۴۰۴ برقرار شده است، افزایش می‌یابد.

    مطابق این مصوبه، حداقل مستمری‌بگیران مشمول مواد (۹۶) و (۱۱۱) قانون تأمین اجتماعی با افزایش ۶۰ درصدی مواجه خواهد شد. بر این اساس، حداقل میزان مستمری بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان از ابتدای سال ۱۴۰۵، ماهانه مبلغ ۱۶۶ میلیون و ۲۵۵ هزار و ۵۰۰ ریال تعیین شده است.

    همچنین مستمری مشمولان ازکارافتادگی جزئی و سایر افرادی که مستمری آنان بر اساس سنوات پرداخت حق بیمه محاسبه می‌شود، به میزان ۶۰ درصد افزایش یافته و به تناسب، از مزایای جنبی نیز برخوردار خواهند شد.

    در عین حال، مستمری دریافت‌کنندگان بالاتر از حداقل (سایر سطوح) نیز با افزایش ۴۵ درصدی نسبت به مستمری پایان اسفند ۱۴۰۴ به علاوه مبلغ ثابت ماهانه ۱۵ میلیون و ۵۸۶ هزار و ۴۷۰ ریال روبه‌رو خواهند شد.

    بر این اساس، افزایش کمک‌هزینه‌های جانبی از جمله حق مسکن و سایر مزایا، پس از تصویب در هیأت مدیره سازمان تأمین اجتماعی اعلام می‌شود. همچنین اجرای مرحله سوم متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی به صورت جداگانه محاسبه خواهد شد.

  • ترفند تامین اجتماعی برای جلوگیری از اعتراض بازنشستگان / دولت ثروت صندوق تامین اجتماعی را به جیب زده

    ترفند تامین اجتماعی برای جلوگیری از اعتراض بازنشستگان / دولت ثروت صندوق تامین اجتماعی را به جیب زده

    به گزارش اقتصادران، مطالبه پرداخت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی این روزها به‌عنوان اصلی‌ترین راه نجات این صندوق بیمه‌گر محسوب می‌شود. فعالان کارگری و حقوق بازنشستگان امروزه در میان انبوه راه‌حل‌های ریز و درشتی که از سوی موسسات پژوهشی و علمی وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی برای نجات صندوق‌ها از خطر ورشکستگی مطرح می‌شود، تنها پرداخت بدهی ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومانی دولت به این سازمان را اصلی‌ترین راهکار نجات می‌دانند.

    کلیه راهکارهایی مانند افزایش سن و سابقه بازنشستگی، کاهش بازنشستگی‌های پیش از موعد و موارد سخت و زیان آور، حذف افراد من غیرحق از لیست‌های بیمه، کاهش شعبات سازمان و. . عمدتاً راهبردهایی هستند که نه تنها مطلوب کارگران و بازنشستگان نیستند، بلکه از دیدگاه محاسبات بیمه‌ای، چندان تاثیری در حل بحران مالی و درمانی سازمان نخواهند داشت.

    محمدرضا قربانی (فعال حقوق بازنشستگان) در این ارتباط می‌گوید: وضعیت سازمان تامین اجتماعی به نحوی است که بازنشستگان همچنان معوقات مربوط به ۲۵ درصد باقی‌مانده متناسب‌سازی سال ۱۴۰۰ را دریافت نکردند. این طلب را آنقدر به تاخیر انداختند که امروزه دیگر فراموش شده است. متناسب‌سازی امسال (۱۴۰۴) نیز به نحوی درحال اجراست که بعد از  گذشت دوماه از سال، احکام جدید تازه صادر شده است.

    وی افزود: این متناسب‌سازی هنوز روی پایه مستمری نیامده است. این درحالی است که اگر احکام مسئله نداشت، همه آن‌ها در فاصله اول تا ۳۱ فروردین در پروفایل بازنشستگان قابل بارگذاری بود. تاخیرهای پی در پی باعث به‌هم‌ریختگی روحی و روانی بازنشستگان می‌شود.

    این فعال حقوق بازنشستگان تاکید کرد: ما هنوز متوجه این مسئله نیستیم که چرا هرگاه احکام بازنشستگان بارگذاری می‌شود، چند بار برداشته شده و دوباره گذاشته می‌شود. آیا این سازمان با این میزان بوروکراسی اداری و محاسباتی از انجام یکسری عملیات محاسباتی ساده ناتوان است؟ ما بعید می‌دانیم چنین باشد! شاید می‌خواهند مسیر اعتراض بازنشستگان را مسدود سازند!

    قربانی تاکید کرد: آن مبلغ ۳۰ درصد افزایشی که در سال گذشته با متناسب‌سازی برای متوسط بگیران سازمان محقق شد، با کش و قوس فراوان در نیمه سال اعمال شد. این میزان برای حداقل بگیران که بدترین وضعیت را دارند، حدود ۱۰ درصد است. در سال گذشته این میزان ۷۱۶ هزار تومان بوده که باید ابتدا در حکم بنشیند تا پایه حقوق بازنشسته را افزایش دهد. این افزایش تا قبل از صدور احکام انجام نشده و مشخص نیست در احکام چه تعداد از بازنشستگان درج خواهد شد.

    وی تصریح کرد: آنچه شورای عالی کار تصویب می‌کند، یک میزان افزایش است که در فیش حقوقی شاغلین از همان ابتدای فروردین گنجانده می‌شود. اما برای بازنشستگان چندماه طول می‌کشد. با این حال ما از مزایای تحت شمول قانون کار  نیز بهره‌مند نیستیم،  در واقع ما تابع قانون تامین اجتماعی هستیم که کمی متفاوت از قانون کار است. این قانون ماده ۹۶ (قانون تامین اجتماعی) را داراست که بطور مستقل از قانون کار، قید می‌کند: «سازمان مکلف است میزان کلیه مستمری‌های بازنشستگی، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر از سالی یک بار کمتر نباشد با توجه به افزایش هزینه زندگی با تصویب هیئت وزیران به همان نسبت افزایش دهد.» اما ما هرگز جبران «هزینه‌های زندگی» را در ترمیم حقوق بازنشستگان مشاهده نکردیم.

    این فعال کارگری تاکید کرد: سبد حداقل معیشت مورد تایید شورای عالی کار که خود دوستان پذیرفتند، مبلغی حدود ۲۴ میلیون است و این درحالی است که حداقل بگیر سازمان تامین اجتماعی حدود ۱۰ میلیون تومان مستمری دریافت می‌کند. پس این فاصله ۱۴ میلیونی که خودشان پذیرفند، چطور پر می‌شود؟ برای اجرای ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی البته بهانه‌های زیادی آوردند. از جمله این موضوع مطرح شده که صندوق تامین اجتماعی برای درمان بازنشستگان نیز منابع ندارد و دچار بحران مالی است.

    قربانی با تاکید بر اینکه چاره کار، پرداخت بدهی دولت به تامین اجتماعی‌ست؛ اضافه کرد: اگر سال گذشته صحبت از ۷۰۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی بود و این مبلغ در سال ۱۴۰۱ حدود ۳۰۰ هزار میلیارد ارزیابی شد، امسال محاسبات نشان می‌دهد که این بدهی به ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این میزان بدهی دولت به صندوق و آن میزان کسری تامین اجتماعی حاکی از ناترازی و عدم هم‌ترازی نیست، بلکه نام درست آن ورشکستگی است که ریشه تمام بازی‌ها با حقوق بازنشستگان در ماه‌های اخیر و تاخیرهایی است که در زمینه پرداخت حقوق ما به صورت یک امر روتین و عادی بدل شده است. چرا مدیران مربوطه از واژه «ورشکستگی» در هراس هستند؟

    وی تصریح کرد: متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان که از نگاه بازنشستگان سازمان با تاخیر صورت گرفت، در شرایطی انجام شد که روی پایه حقوق افزایش یافته امسال اعمال نشده بلکه پیش از افزایش در فروردین اعمال شده است. این یعنی ما هنوز از تامین اجتماعی طلب‌کار هستیم و به هیچ وجه این عقیده را نداریم که این سازمان نمی‌تواند مبالغ لازم برای پرداخت به موقع و مکفی مستمری را برای بازنشستگان فراهم کند.

    این فعال حقوق بازنشستگان بیان کرد: بازنشستگانی که با ضریب صفر برای‌شان متناسب‌سازی اعمال شده است، دردهای اخیر را بیشتر می‌فهمند. بازنشسته‌ای که در سال ۱۳۸۴ حدود ۳۰۰ هزار تومان مستمری دریافت می‌کرد و با این مستمری ۷۷ کیلو گوشت و یا سه سکه بهار آزادی خریداری می‌کرد و امروز با مستمری ۱۰ میلیون تومانی ۱۰ کیلو گوشت و یا یک ربع سکه نیز نمی‌تواند بخرد، کاملاً به این موضوع آگاه است که چه بلایی بر سرش آمده و این شیوه از متناسب‌سازی با شاغل هم‌تراز، به هیچ وجه او را به هدف ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی (تطابق مستمری با هزینه‌های افزایش یافته زندگی) نمی‌رساند. ما به یاد داریم که حداقل بگیران در آن سال‌ها علاوه بر درمان رایگان، به راحتی در سال دوبار با همان مستمری به سفر مشهد می‌رفتند. اما امروز درمان و معیشت با این حقوق‌ها تامین نمی‌شود.

    وی در پایان تصریح کرد: در این متناسب‌سازی ابتدا باید حداقل بگیر به خط فقر یا سبد حداقل معیشت برسانند و سپس درباره اینکه متناسب‌سازی انجام شده یا خیر، صحبت کنند. دولت به عنوان اصلی‌ترین نهادی که ثروت صندوق تامین اجتماعی را به جیب زده و بابت تعهدات بیمه‌ای خود از جیب بازنشستگان خرج کرده است، مهمترین بدهکاری است که باید بحران این صندوق را از خزانه خود تامین کند. در غیر این صورت هم حقوق قانون اساسی کشور نقض می‌شود و هم پایه‌های امنیت  اجتماعی و اقتصادی با این روش‌های نئولیبرالی نقض می‌شود. تعادل روحی بازنشستگان را نباید با این سیاست‌های غلط بر هم زد. به جای خلع ید از  بازنشستگان در زمینه بانک رفاه و اموال سازمان و معرفی راهکارهای ضد کارگری مثل افزایش سن بازنشستگی، این بدهی سنگین باید پرداخت شود!

  • زنگ خطر درآمدی برای ایرانیان / جیب خانوار ایرانی از کجا پر می شود؟

    زنگ خطر درآمدی برای ایرانیان / جیب خانوار ایرانی از کجا پر می شود؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار، میانگین درآمد خانوار شهری در سال گذشته به حدود ۲۵۷ میلیون تومان رسیده که نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش حدود ۵۴ درصدی را نشان می‌دهد. با در نظر گرفتن تورم حدود ۳۳ درصدی مناطق شهری در پایان سال گذشته،‌ در نگاه اول به نظر می‌رسد که درآمد خانوار شهری بیش از تورم افزایش پیدا کرده و این به معنای بهبود شرایط نسبی معیشتی است. با این وجود تحلیل دقیق‌تر نشان از یک معضل در ساختار اقتصادی ایران دارد.

    درآمد خانوار چقدر افزایش پیدا کرد؟

    بر اساس گزارش مرکز آمار،‌ درآمد خانوار به سه گروه تقسیم می‌شود؛ «درآمد از حقوق‌بگیری»، «درآمد از مشاغل آزاد» و «درآمد غیرشغلی». با توجه به اینکه سهم درآمدها خانوارها در دهک‌های مختلف از این سه جز متفاوت است، بنابراین نمی‌توان افزایش ۵۰ درصدی را برای همه افراد خانوار در نظر گرفت.

    به طور شهودی می‌توان گفت که سهم «درآمد از حقوق بگیری» در دهک‌های پایین بیش‌تر است و این جز درآمدی، ۴۰ درصد افزایش را در سال گذشته ثبت کرده است. هر چند افزایش ۴۰ درصدی باز هم بیش از تورم است اما باید بازهم این موضوع در نظر گرفت که این درآمد مشمول همه حقوق بگیران از جمله مدیران و کارمندان دولتی نیز می‌شود. بنابراین تحلیل شرایط درآمدی خانوارها به ویژه دهک‌های پایین درآمدی بر اساس میانگین درآمد،‌ چندان تصویر دقیقی از معشیت خانوار نمی‌دهد.

    ابعاد پنهان داده‌های درآمد خانوار

    فارغ از آنکه میزان درآمد خانوارها چقدر افزایش یافته است، آنچه که موضوع اصلی این گزارش است، یک بعد پنهان از داده‌‌های درآمدی خانوار است.

    همانگونه که اشاره شد، درآمد خانوار از سه جز تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها «درآمد غیرشغلی» است. مفهوم «درآمد غیرشغلی» در گزارش‌های مرکز آمار به درآمدهایی اشاره دارد که خانوارها از منابعی به جز فعالیت‌های شغلی یا کارهای مستقیم کسب می‌کنند. این نوع درآمد شامل مواردی مانند یارانه‌های دولتی، مستمری‌ها و حقوق بازنشستگی، سود سرمایه‌گذاری‌ها، اجاره املاک و مستغلات و کمک‌های مالی است.

    بر اساس داده‌های مرکز آمار، سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار شهری در سال گذشته به ۵۳.۳ درصد افزایش پیدا کرده است؛ این رقم در سال ۱۴۰۱ برابر با ۵۱.۲ درصد گزارش شده بود. به طور کلی سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار طی چند سال گذشته روند صعودی داشته و از ۴۹.۵ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۵۳.۳ درصد در سال گذشته رسیده است.

    اما این افزایش چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟

    افزایش سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار تحلیل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد که می‌تواند به تغییرات در ساختار اقتصادی، شرایط رفاهی و معیشتی خانوارها اشاره داشته باشد. برخی از مهم‌ترین پیامدها و دلایل این افزایش عبارت‌اند از:

    افزایش وابستگی به حمایت‌های دولتی

    افزایش سهم درآمدهای غیرشغلی به شکل یارانه یا مستمری می‌تواند نشانه‌ای از افزایش وابستگی خانوارها به کمک‌های دولتی باشد. این ممکن است نشان دهد که اقتصاد قادر به ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب نیست و خانوارها برای تأمین نیازهای معیشتی خود بیشتر به حمایت‌های خارجی متکی شده‌اند، که در بلندمدت پایدار نیست.

    باید توجه داشت که هرچند سیاست‌های یارانه‌ای برای حمایت از دهک‌های پایین درآمدی است و حمایت‌های دولتی ممکن است به طور موقت به کاهش نابرابری کمک کند، اما در بلندمدت اگر خانوارها به این حمایت‌ها وابسته شوند، ممکن است شکاف اقتصادی بین گروه‌های مختلف جامعه افزایش یابد. افراد و خانوارهایی که به حمایت‌های دولتی متکی هستند، در مقایسه با کسانی که از منابع درآمدی غیرفعال یا سرمایه‌گذاری بهره می‌برند، توانایی کمتری برای پیشرفت اقتصادی خواهند داشت. این وضعیت می‌تواند به تشدید نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی منجر شود. این وضعیت از سوی دیگر، آسیب‌پذیری خانوارها در برابر تغییرات سیاست‌های دولتی را افزایش می‌دهد و  هرگونه کاهش در یارانه‌ها یا مستمری‌ها می‌تواند تأثیرات جدی بر معیشت خانوارها داشته باشد.

    همچنین  اگر افزایش درآمد غیرشغلی ناشی از گسترش یارانه‌ها و کمک‌های دولتی باشد، ممکن است فشار زیادی بر منابع مالی دولت وارد کند. این می‌تواند به مشکلات بودجه‌ای منجر شود و در نهایت دولت را مجبور به کاهش این حمایت‌ها  یا تشدید کسری بودجه کند.

    نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که افزایش وابستگی خانوارها به حمایت‌های دولتی می‌تواند اصلاحات ساختاری در اقتصاد را به تأخیر بیندازد. دولت‌ها ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی یا اجتماعی نتوانند تغییرات لازم برای اصلاح بازار کار، بهبود بهره‌وری یا کاهش نابرابری‌ها را اجرایی کنند. در نتیجه، اقتصاد کشور در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر می‌شود.

    افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و درآمدهای غیرفعال

    اگر بخش بزرگی از درآمد غیرشغلی ناشی از سرمایه‌گذاری‌های مالی، اجاره ملک یا سود سپرده‌ها باشد، می‌تواند نشان‌دهنده رشد درآمدهای غیرفعال و تغییر در الگوی کسب درآمد خانوارها باشد. این وضعیت ممکن است در گروه‌هایی از جامعه با دارایی‌های بیشتر رخ دهد. به بیان دیگر، افزایش درآمدهای غیرشغلی به شکل سودهای سرمایه‌گذاری یا اجاره املاک بیشتر به گروه‌هایی از جامعه تعلق می‌گیرد که از قبل دارای سرمایه و دارایی هستند. این وضعیت می‌تواند نابرابری اقتصادی را افزایش دهد، زیرا افرادی که ثروت بیشتری دارند، درآمد بیشتری نیز از این منابع کسب می‌کنند، در حالی که اقشار کم‌درآمد یا بدون دارایی از چنین فرصت‌هایی بهره‌مند نمی‌شوند.

    همچنین افزایش درآمدهای غیرفعال می‌تواند به کاهش انگیزه برای کار و مشارکت در فعالیت‌های تولیدی منجر شود، به ویژه اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند که بدون کار و پذیرش ریسک‌های آن نیز می‌توانند درآمد کافی کسب کنند. این وضعیت در سطح گسترده ممکن است به کاهش بهره‌وری اقتصادی و کند شدن رشد تولید منجر شود.

    از سوی دیگر، اگر خانوارها به درآمدهای غیرشغلی وابسته شوند و درآمدهای شغلی خود را کاهش دهند، ممکن است بازار کار از دست رفتن نیروهای کار ماهر و فعال را تجربه کند. این مسئله به ویژه در شرایطی که سودهای سرمایه‌گذاری یا درآمدهای اجاره‌ای جذاب‌تر از درآمدهای شغلی باشند، ممکن است به کاهش عرضه نیروی کار در بخش‌های کلیدی اقتصاد منجر شود.

    کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدهای کاری

    اگر سهم درآمدهای شغلی کاهش یابد و به تبع آن سهم درآمدهای غیرشغلی افزایش پیدا کند، ممکن است به معنای کاهش فرصت‌های شغلی، رشد بیکاری و کاهش دستمزدها در بازار کار باشد. در شرایط کاهش فرصت‌های شغلی رسمی، بسیاری از افراد به سمت بخش غیررسمی اقتصاد کشیده می‌شوند. این بخش شامل مشاغلی است که خارج از نظارت رسمی دولت انجام می‌شود و معمولاً از امنیت شغلی و مزایای اجتماعی مانند بیمه و بازنشستگی محروم است.

    تغییر ساختار جمعیتی

    افزایش سهم مستمری‌های بازنشستگی به عنوان درآمد غیرشغلی ممکن است به دلیل پیری جمعیت و افزایش تعداد بازنشستگان باشد. این تغییرات جمعیتی می‌تواند به معنای فشار بیشتر بر منابع دولتی و تأمین اجتماعی باشد. به طور کلی، با پیری جمعیت و افزایش تعداد افراد بازنشسته، فشار بر سیستم‌های تأمین اجتماعی و بازنشستگی بیشتر می‌شود. دولت‌ها و صندوق‌های بازنشستگی باید برای تأمین مستمری‌های بازنشستگان هزینه‌های بیشتری را متحمل شوند. همچنین باید توجه داشت که جمعیت مسن‌تر معمولاً به خدمات بهداشتی و درمانی بیشتری نیاز دارند. این افزایش تقاضا برای خدمات بهداشتی باعث افزایش هزینه‌های عمومی و خصوصی در این بخش می‌شود. در نتیجه، سهم بیشتری از بودجه دولت و درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه‌های بهداشتی و درمانی خواهد شد و ممکن است به کاهش منابع مالی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و توسعه اقتصادی منجر شود. به طور کلی، اگر تعداد افرادی که مستمری دریافت می‌کنند افزایش یابد و در مقابل تعداد کارگران شاغل و مالیات‌دهنده کاهش یابد، سیستم‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی ممکن است با کسری بودجه مواجه شوند.

    تهدید برای آینده اقتصاد ایران

    در این گزارش، به بررسی افزایش ۵۴ درصدی میانگین درآمد خانوار شهری در سال گذشته و تأثیر آن بر معیشت پرداخته شد. هرچند در نگاه اول این افزایش نسبت به تورم ۳۳ درصدی مناطق شهری بهبود شرایط اقتصادی را نشان می‌دهد، اما سهم فزاینده درآمدهای غیرشغلی مانند یارانه‌ها، مستمری‌ها و سود سرمایه‌گذاری‌ها، نگرانی‌هایی را درباره وابستگی بیشتر خانوارها به حمایت‌های دولتی ایجاد کرده است. این وابستگی ممکن است در بلندمدت موجب تشدید نابرابری‌های اجتماعی، کاهش انگیزه برای کار و تولید، و افزایش فشار بر منابع مالی دولت شود. به‌طور کلی، این تغییرات ساختاری در درآمد خانوارها می‌تواند چالشی جدی برای پایداری اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاد کند.

  • واریز مستمری 7 میلیونی برای این افراد

    واریز مستمری 7 میلیونی برای این افراد

    به گزارش اقتصادران ، بر اساس این مصوبه، دولت موظف است در طول اجرای قانون برنامه علاوه بر پرداخت یارانه فعلی، هرسال حداقل مستمری مددجویان خانوارهای مددجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور را متناسب با سطح محرومیت بر مبنای متوسط بیست درصد (%۲۰) حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار، در چهارچوب بودجه سنواتی و از محل درآمد قانون هدفمند کردن یارانه ها با حذف خانوارهای پردرآمد و در قالب ردیف مستقل از طریق دستگاه های مذکور پرداخت نماید. دولت مکلف به پرداخت ۲۰ درصد حداقل دستمزد به مددجویان کمیته امداد و سازمان بهزیستی شد. نمایندگان مردم در مجلس حداقل مستمری خانوارهای مددجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور را تعیین کردند.
    خانه ملت نوشت: نمایندگان در جلسه علنی (یکشنبه ۲۸ آبان ماه) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی جزئیات لایحه برنامه هفتم توسعه، با بند الحاقی ۱ ماده ۳۱ این لایحه با ۱۸۹ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۳ رأی ممتنع از مجموع ۲۲۲ نماینده حاضر در صحن موافقت کردند.

    براساس بند الحاقی ۱ ماده ۳۱ این لایحه؛ دولت موظف است در طول اجرای قانون برنامه علاوه بر پرداخت یارانه فعلی، هرسال حداقل مستمری خانوارهای مددجویان تحت حمایت کمیته امداد امام خمینی (ره) و سازمان بهزیستی کشور را متناسب با سطح محرومیت بر مبنای متوسط بیست درصد (%۲۰) حداقل دستمزد مصوب شورایعالی کار، در چهارچوب بودجه سنواتی و از محل درآمد قانون هدفمند کردن یارانه ها با حذف خانوارهای پردرآمد و در قالب ردیف مستقل از طریق دستگاه های مذکور پرداخت نماید.