برچسب: مزد

  • محوشدن رد افزایش مزد ۱۴۰۴ زیر چرخ‌های تورم

    محوشدن رد افزایش مزد ۱۴۰۴ زیر چرخ‌های تورم

    به گزارش اقتصادران، جعفر جاوید با اشاره به چالش‌های حقوقی و الزامات ماده۴۱ قانون کار گفت: در گام نخست حداقل دستمزد کارگران باید براساس نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی و هزینه‌های معیشت خانوار تعیین شود و با خط فقر واقعی انطباق داشته باشد.

    وی با تأکید بر لزوم افرایش حقوق کارگران در چند مرحله در طول سال افزود: در بحث دستمزد همیشه شاهد بودیم دولت دخالت و تصدی‌گری داشته چون بزرگترین کارفرمای کشور، دولت است.

    جاوید بر لزوم اصلاح و بازنگری قانون کار تأکید کرد و گفت: ۳۵سال از زمان تصویب قانون کار در ۲۹ آبان ۱۳۶۹ می‌گذرد بر همین اساس لازم است به اصلاح و بازنگری با رعایت اصل سه‌جانبه‌گرایی توجه شود.

    وی با اشاره به تغییر در بازار کار گفت: برخی مشاغل نوظهور از جمله مشاغل مرتبط با اینترنت و هوش مصنوعی در قانون کار تعریف نشده‌اند و باید برای آن برنامه ریزی داشت چرا که از هم اکنون شاهد هستیم نماینده کارگران وحتی کارفرمایان در هیات‌های تشخیص و مراجع حل اختلاف در مورد این دست مشاغل دچار مشکل می‌شوند.

    جاوید با بیان اینکه در بررسی جدید قانون کار باید ماده و تبصره‌های امنیت شغلی که یکی از نگرانی‌های اصلی‌ست، اصلاح شود، تأکید کرد: در قانون جدید دولت باید به نقش میانجیگری خود بازگردد.

    رییس مجمع نمایندگان کارگران استان آذربایجان شرقی در ادامه به نقش سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین صندوق بیمه‌ای کشور اشاره کرد و گفت: طبق ماده۲۸ قانون تامین اجتماعی، سهم پرداختی به این سازمان ۲۰ درصدکارفرما، ۷درصد کارگر و ۳درصد دولت است که دولت تاکنون سهم خود را به طور کامل پرداخت نکرده ولی بااستفاده از ابزارهای ویژه که در دست دارد مدیریت کامل سازمان را در اختیار گرفته است به طوری که نمایندگان کارگران و کارفرمایان در تصمیم گیری‌های کلان این سازمان مشارکت داده نمی‌شوند.

    وی با اشاره به مهمترین آسیب‌های دولت به سازمان تأمین اجتماعی گفت: واگذاری شرکت‌های زیان ده و ناکارآمد به این سازمان، از جمله این موارد است که باعث کاهش بهروری و سوء مدیریت شده است.

    جاوید افزود: پس امروز نیاز به اصلاح ساختاری در مدیریت این نهاد داریم وگرنه به تدریج ظرفیت و توانایی خود را در حمایت از میلیون‌ها نفر از دست می‌دهد. شکی نیست که انتخاب مدیرعامل سازمان تامین اجنماعی باید توسط کارگران و کارفرمایان صورت گیرد.

    وی خواستار خروج دولت از مدیریت اجرائی سازمان تآمین اجتماعی و واگذاری آن به هیات امنای منتخب شد و گفت: اصلاح نحوه رد دیون دولت و بازنگری در قانون تأمین اجتماعی باتوجه به تحولات اقتصادی و تکنولوژی و جمعیتی بعد از۵۰ سال، تقویت نظارت عمومی بر صندوق‌ها و شستا و افزایش شفافیت و انتشار عمومی صورت‌های مالی و سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌ها از دیگر مسائلی است که باید در مدیریت این سازمان لحاظ شود.

  • بی تعارف! موج تازه فقر در راهست!

    بی تعارف! موج تازه فقر در راهست!

     

    به گزارش اقتصادران، روزنامه تعادل نوشت:

    همين چند روز پيش بود كه رييس دولت در گفت‌وگوي تلويزيوني با مردم چند بار تاكيد كرد كه روزانه معيشت مردم را رصد مي‌كند. به گفته او هيچ روزي نيست كه رييس دولت از حال مردم و وضعيت معيشتي آنها غافل باشد اما نكته اينجاست كه تمامي اين رصدها و توجه‌ها چه نتيجه‌اي براي مردم داشته. آيا وضعيت معيشت را بهبود بخشيده، تورم را كنترل كرده و يا باعث شده حقوق و درآمد بازنشستگان و كارگران و ديگر افراد شاغل در جامعه كه هر روز فقيرتر مي‌شوند دستخوش تغيير و تحولات مثبت شود. افزايش بي رويه قيمت اقلام خوراكي باعث شده تا سبد خانوار هر روز كوچك‌تر شود و در كنار آن بي توجهي دولت به اعتراض‌هاي كارگران و بازنشستگان نيز خود نشان مي‌دهد نه تنها هيچ رصدي در رابطه با معيشت مردم از سوي مسوولان صورت نمي‌گيرد كه حتي در بسياري از مواقع واقعيت جاري در جامعه با تصوري كه مسوولان دارند تفاوت‌هاي فاحشي دارد.

    موج تازه فقر در راه است

    علي دادگر، اقتصاد دان در اين باره مي‌گويد: بايد تعارف را كنار بگذاريم و بپذيريم كه با وضعيت موجود موج تازه فقر در راه است و هيچ كس هم نمي‌تواند مانع آن شود. وقتي از ابتداي امسال تا كنون به گفته رييس اتاق اصناف مي‌گويد انواع كالاهاي اساسي بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گران شده‌اند يعني قدرت خريد مردم به شكل چشمگيري پايين آمده است.

    او مي‌افزايد: از طرفي نگاهي به ميزان تورم در اجاره‌بهای مسكن كه بيندازيم متوجه مي‌شويم امسال هم تعداد بيشتري از مردم مجبورند براي اسكان به حاشيه شهرها پناه ببرند. طبق آمارهاي رسمي كه البته از سوي فعالان حوزه مسكن مطرح مي‌شود ميزان تورم قيمت مسكن ۵۰ درصد است.

    اين اقتصاد دان با اشاره به حرف‌هاي رييس دولت در گفت‌وگوي تلويزيوني مي‌گويد: مساله اينجاست كه رييس دولت نمي‌داند تنها رصد كردن معيشت مردم نمي‌تواند دردي را از آنها دوا كند. جراحي اقتصادي كه دولت سيزدهم از آن دم مي‌زد به بدترين شكل ممكن شكست خورده و هنوز هم آقايان إصرار دارند كه بگويند تورم را كنترل كرده‌اند.

    ماليات بر ارزش افزوده شليك نهايي دولت

    مهرداد علي تبار، كارشناس اقتصاد و بازار در پاسخ به اين سوال كه ماليات بر ارزش افزوده كالاها چقدر به فقيرتر شدن مردم مي‌انجامد مي‌گويد: متاسفانه دولت بر خلاف چيزي كه ادعا مي‌كند اصلا به دنبال راهكاري براي بهبود معيشت مردم نيست. چرا كه اگر چنين بود اولا بايد حقوق بازنشستگان و كارگران به شكل قانوني افزايش پيدا مي‌كرد ثانيا اين مساله ماليات بر ارزش افزوده كلا بايد از اجناس مورد نياز مردم حذف مي‌شد. او مي‌افزايد: ما امسال شعار جهش توليد با مشاركت مردم را داريم و اين در حالي است كه افزايش ماليات بر ارزش افزوده بزرگ‌ترين عامل در سر راه مشاركت مردم در اقتصاد كشور است. در رابطه با نقش مخرب ماليات بر ارزش افزوده در اقتصاد ايران، اين نكته واضح است كه اخذ ماليات بر ارزش افزوده يك رويكرد غلط مالياتي است كه حال با افزايش آن، ضربه بيشتري بر پيكره توليد و قدرت خريد مردم و همچنين افزايش تورم در كشور خواهد داشت.

    اين كارشناس اقتصاد و بازار در بخش ديگري از سخنان خود مي‌گويد: در شرايطي كه طبق آمار‌هاي مختلف، بيش از نيمي از اقتصاد ايران به شكل زيرزميني و غيررسمي فعاليت دارد، اخذ ماليات بر ارزش افزوده آن هم در شرايطي كه يك بار ماليات بر عملكرد بنگاه توليدي اخذ مي‌شود، به معناي افزايش فشار مالياتي به توليد، اخذ ماليات مضاعف از توليد و در نهايت كاهش رقابت‌پذيري توليد را به همراه خواهد داشت.

    كارخانه پول سازي براي دولت

    مهرداد علي تبار مي‌افزايد: در كتاب‌هاي درسي اقتصاد، از ماليات بر ارزش افزوده به عنوان كارخانه پولسازي براي دولت ياد مي‌شود. اين نوع ماليات به‌شدت سهل‌الوصول است. هر كسي هر چيزي كه بفروشد، ۱۰ درصد از آن به عنوان ماليات بر ارزش افزوده به حساب دولت واريز مي‌شود. موضوع مهم اين است كه به اندازه ماليات بر ارزش افزوده به قيمت‌ها اضافه مي‌شود. بنابراين، افزايش هزينه‌هاي توليد را خواهيم داشت. به‌طور مثال، اگر الان ۴۰ درصد تورم داريم، ۱۰ درصد از آن ذاتاً مربوط به ماليات بر ارزش افزوده است. او تصريح مي‌كند: اعمال فشار مالياتي به مردم به معني كاهش قدرت خريد آنهاست كه در نهايت به توليد ضربه مي‌زند.

    وقتي توليدكنندگان متضرر شوند و نتوانند به فعاليت ادامه دهند، شاهد افزايش بيكاري هستيم. اين كارشناس اقتصاد خاطرنشان مي‌كند: ماليات بر ارزش افزوده كه به راحتي اخذ مي‌شود، نيازمند مقررات دقيقي در نحوه هزينه كرد است. مردم بايد بدانند كه درآمد حاصل از اين نوع ماليات ستاني در كجا مصرف مي‌شود. از سوي ديگر، لازم است متناسب با افزايش ماليات بر ارزش افزوده به ارايه خدمات مناسب در بخش‌هاي مختلف از جمله آموزش و پرورش به مردم بپردازيم. او مي‌افزايد: اساساً تأمين مالي طرح همسان‌سازي حقوق بازنشستگان از محل ماليات بر ارزش افزوده كار درستي نيست. در هيچ جاي دنيا، درآمد حاصل از اين نوع ماليات ستاني را به امور دايمي اختصاص نمي‌دهند. درآمد اين بخش بايد صرف امور خدماتي و بهبود سطح رفاه مردم شود. چيزي كه أصلا در دستور كار دولت نيست.

    تورم ۸۰ درصد افزايش مستمري بازنشستگان ۳۵ درصد

    از سوي ديگر حسين غلامي (فعال صنفي بازنشستگان تامين اجتماعي) با انتقاد از تصميمات مزدي ۱۴۰۳ به ايلنا گفت: در دوراني كه نيروي كار شاغل و بازنشسته در حد يك‌چهارم خط فقر كه بالغ بر ۳۵ ميليون تومان است حقوق مي‌گيرد، تصميمات مزدي ۱۴۰۳ ضربه‌اي بر معيشت و زندگي آنان وارد كرد تا آنان را بيشتر به زير خط فقر مطلق به عقب براند.

    سقوط سنگين دستمزد

    اين بازنشسته ادامه داد: تورم سال گذشته در روزهاي برگزاري جلسات مزدي، ۵۳ درصد بود اما در نتيجه مذاكرات، حداقل دستمزد فقط ۳۵.۳ درصد افزايش يافت. بايد توجه داشته باشيم اين تورم براي ۳۸۶ قلم كالا اندازه‌گيري مي‌شود اما تورم زندگي واقعي مزدبگيران خيلي بيشتر از اين حرف‌هاست چراكه مواد خوراكي تنها كالاهايي هستند كه حقوق‌بگيران مي‌توانند بخرند و تورم آن به اضافه درمان، بدون هيچ ترديدي بالاي ۸۰ درصد است. شما حساب كنيد تورم ۸۰ درصدي كجا، افزايش ۳۵.۳ درصدي مزد و مستمري كجا! به گفته او، با انباشت تورم دو رقمي در سال‌هاي اخير، ميزان ارزش پول ملي در طول ۴۵ سال، ۹۰۰۰ برابر كاهش يافته، يعني قدرت خريد ۱۰۰۰ تومان در سال ۱۳۵۸ برابر قدرت خريد ۹ ميليون تومانِ امروز است. به اعتقاد غلامي، رويكرد وزارت كار در مذاكرات مزدي ۱۴۰۳ نسبت به تمام سال‌هاي اخير بدتر بود و يك ضربه تاريخي به معيشت كارگران شاغل و بازنشسته وارد كرد.

    فقط براي مزدبگيران پول نيست!

    اين فعال صنفي بازنشستگان تامين اجتماعي با تاكيد بر اينكه «امسال قانون‌گريزي ابعاد تازه‌اي پيدا كرد» اضافه كرد: اينكه ۶۰ ميليون نفر از جمعيت كشور كه شامل نيروي كار با احتساب خانواده‌هاي‌شان است، به چه وضع دشواري در معيشت، تغذيه، درمان و مسكن دچار مي‌شوند، گويا ارتباطي به دولتمردان ندارد. لازم به ذكر است كه بخشي از ثروت كل كشور در اختيار نهادهايي است كه حتي ماليات نمي‌دهند و از كنترل و حسابرسي دولت خارج هستند اما جيب كارگران و مزدبگيران هر سال خالي‌تر مي‌شود، از يكسو دستمزد واقعي در شرايط تورمي كاهش مي‌يابد و از سوي ديگر، با افزايش انواع ماليات‌ها از جمله ماليات بر ارزش افزوده، بخش قابل توجهي از همين درآمد دوباره به جيبِ دولت برمي‌گردد. به گفته غلامي، در حالي‌كه در سال جاري، بودجه بسياري از نهادها از جمله صداوسيما افزايش يافته، مزد و حقوق واقعي مزدبگيران مسير تنزل پيموده و وضع تامين اجتماعي به شرايط بغرنج رسيده است.

    قانون كار و قانون اساسي رعايت نشد

    اين فعال صنفي در ادامه از استدلالاتِ غيرقانوني مقامات دولتي و وزارت كار براي دفاع از مصوبات مزدي ناعادلانه انتقاد مي‌كند: وزير كار با تفسير سليقه‌اي و براي اولين بار از اصل ۴۱ قانون كار، مي‌خواهد وضع فعلي و مصوبه غيرقانوني مزد ۱۴۰۳ را موجه كند، در حالي‌كه طبق بند دوم همين ماده است كه «حداقل مزد كارگران (و بازنشستگان) بايد به اندازه‌اي باشد تا زندگي يك خانواده تعداد متوسط را تامين نمايد» ضمناً قانون كار در راستاي قانون اساسي و با توجه به حفظ حقوق و كرامت انساني بايد بدون تنازل اجرا شده و هر قانوني كه مخالف قانون اساسي باشد، بايستي توسط مقامات قضايي لغو شود.

    غلامي به بند ۱۲ اصل سوم قانون اساسي كه تاكيدي بر «پي‌ريزي اقتصاد صحيح جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه‌هاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت» است، اشاره مي‌كند و مي‌افزايد: رفتار مديران دولت و برخوردشان با مزدبگيران، با برخي بندهاي قانون اساسي تضاد و تناقض دارد؛ بايد پرسيد چرا دستگاه قضايي و همچنين دولت و مجلس كه براي اجراي قانون اساسي سوگند ياد كرده‌اند، اين اصول را به فراموشي سپرده‌اند و بايدهاي قانون را زير پا مي‌گذارند؟ غلامي در پايان، راهكار را مطالبه‌گري كارگران شاغل و بازنشسته مي‌داند؛ او مي‌گويد: بايد دادخواهي‌مان را به گوش مسوولان برسانيم؛ نبايد در مقابل اجحاف مزدي و سركوب حقوق صنفي خود بي‌تفاوت بمانيم.

     

  • شیوه جدید وزارت کار برای محاسبه سنوات /  از این به بعد، سنوات اینگونه حساب می شود

    شیوه جدید وزارت کار برای محاسبه سنوات / از این به بعد، سنوات اینگونه حساب می شود

    به گزارش اقتصادران، آرمین خوشوقتی، کارشناس ارشد حقوق و روابط کار،  در ارتباط با اصلاحات انجام شده در محاسبه‌ی سنوات و فوق‌العاده‌های مزدی کارگران اظهار داشت: در شهریور ماه ۱۴۰۲، هیات عمومی دیوان عدالت با ابطال یکی از بخشنامه‌های منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، اینطور مقرر کرد که «مزد مفهومی فراتر از مزد مبنا و مزد ثابت دارد».

    تعریفِ «مزد»

    وی با بیان اینکه «در قانون کار، یک جاهایی به مزد اشاره شده، در مواقعی مزد ثابت آمده و در برخی بخش‌ها به مزد مبنا اشاره شده» اضافه کرد:  مزد مبنا در کارگاه‌هایی که طرح طبقه‌بندی مشاغل دارند، مورد استفاده قرار گرفته؛ اما مزد ثابت مربوط به کارگاه‌هایی‌ست که طرح طبقه‌بندی مشاغل ندارند؛ در توضیح بیشتر باید بگویم مزد مبنا تشکیل شده از مزد گروه و مزد پایه. مزد ثابت هم به معنای مزد شغل به اضافه‌ی مزایای ثابت پرداختی به تبع شغل است.

    این کارشناس حقوقی تصریح کرد: در بسیاری از کارگاه‌ها، علاوه بر مزد مبنا مبالغ دیگری نیز  به کارگران پرداخت می‌شود؛ این مبالغ به صورت ثابت، در ازای انجام کار در ساعات عادی انجام کار با هدف ترمیم مزد پرداخت می‌شود. در کارگاه‌هایی که طبقه‌بندی مشاغل ندارند نیز به همین ترتیب است. مثلاً در یک کارگاه که طرح طبقه‌بندی مشاغل دارد، کارفرما علاوه بر مزد مبنا و مزایای قانونی مانند حق عائله‌مندی، بن خواربار و حق مسکن، ماهانه مبلغی را اضافه به کارگران پرداخت می‌کند. حال سوال این است که آیا اینجا مزد کارگران مزد مبناست یا مزد مبنا به اضافه‌ی تمام این مبالغ؟

    او با تاکید بر اینکه «مزد کارگر عبارت است از مزد مبنا به اضافه‌ی تمام پرداختی‌هایی که در قبال انجام کار در ساعات عادی کار پرداخت می‌شود» افزود: در کارگاه‌های فاقد طرح طبقه‌بندی مشاغل نیز همین تعریف صادق است؛ فرض کنید در قرارداد منِ کارگر، یک مبلغی به عنوان مزد ثابت تعریف شده است؛ یکسری ملحقات نیز به آن اضافه می‌شود ولی در کنار این‌ها یک مبلغی به صورت غیررسمی و خارج از قرارداد هر ماه به حساب من واریز می‌شود؛ حالا اینجا مزد من چقدر است، همان مزد ثابتِ مندرج در قرارداد یا اینکه سایر پرداختی‌هایی که در قبال انجام کار به حساب من آمده، جزو مزد محسوب می‌شود؟

    خوشوقتی تاکید کرد: بدیهی‌ست در هر دو حالت (چه در کارگاه‌های واجد طرح طبقه‌بندی مشاغل و چه در کارگاه‌های فاقد این طرح) مزد عبارت است از تمام مبالغی که در قبال انجام کار در ساعات عادی کار به کارگر پرداخت می‌شود. بنابراین مزد مفهومی فراتر از مزد مبنا و مزد ثابت دارد. هر مبلغی که خارج از چارچوب طرح طبقه‌بندی یا مقررات وزارت کار به کارگر پرداخت می‌شود، با مزد مبنا و مزد ثابت کارگر جمع می‌شوند و مزد ماهانه‌ی کارگر را تشکیل می‌دهد. تعریف قانونی مزد، چیزی جز این نیست.

    مبنای محاسبه سنوات چیست؟

    به گفته این کارشناس حقوقی، به موجب رای اخیرِ هیات عمومی دیوان عدالت اداری، مزد کارگر مفهومی فراتر از مزد مبنا یا مزد پایه دارد و به معنای هر آن چیزی است که در قابل انجام کار در زمان قانونی کار به کارگر پرداخت می‌شود و نکته کلیدی اینجاست که مبنای محاسبه اضافه‌کاری، جمعه‌کاری، شب‌کاری و سنوات، همین «مزد» است، نه مزد ثابت یا مزد مبنا.

    خوشوقتی با بیان اینکه «اگر مبنای محاسبه‌ی اضافه‌کاری، شب‌کاری و سنوات کارگر، مزد مبنا یا مزد ثابت قرار بگیرد، تخلف رخ داده» اضافه کرد: این رای در شهریورماه سال جاری از سوی دیوان عدالت اداری صادر شد؛ بسیاری از کارگران و تشکل‌های کارگری به دنبال اجرای این رای بودند تا اینکه در نهایت، وزارت کار دستورالعمل شماره ۲۲ خود را براساس رای اخیرِ هیات عمومی دیوان عدالت اداری اصلاح کرد.

    او ادامه داد: رای شهریورماه دیوان عدالت با دستورالعمل شماره ۲۲ وزارت کار در تضاد و تعارض بود؛ لذا در روزهای آخر بهمن‌ماه، معاونت روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دستورالعمل خود را با دیدگاه منطبق با این رای اصلاح کردند؛ امیدواریم در سایر حوزه‌ها نیز رویکرد وزارت کار همین باشد و تمام دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌های خود را منطبق با قانون و آرای قانونی تدوین یا بازنویسی کنند.

    این کارشناس ارشد حقوقی با بیان اینکه «اصلاح دستورالعمل شماره ۲۲ وزارت کار، یک اتفاق مثبت است و می‌تواند در جهت احقاق کارگران زحمتکش کشور موثر باشد» افزود: اکنون با این اصلاحات و ابلاغ آن از سوی وزارت کار، در تمام کارگاه‌های دایر کشور که مشمول قانون کار هستند، مبنای محاسبه سنوات، اضافه‌کاری، جمعه‌کاری، فوق‌العاده‌های مزدی و شب‌کاریِ کارگران شاغل، مزد ماهانه کارگر است.

    دو سوال کلیدی

    خوشوقتی در ادامه گفت: در این بین سوال پیش می‌آید که آیا مبنای محاسبه‌ی عیدی و فوق‌العاده ماموریت هم با این رای و دستورالعمل تغییر کرده؟ پاسخ این سوال، خیر است. مبنای محاسبه‌ی عیدی و فوق‌العاده ماموریت کارگران، همچنان مزد مبنا (در کارگاه‌های واجد طرح طبقه‌بندی مشاغل) و مزد ثابت (در کارگاه‌های فاقد طرح طبقه‌بندی مشاغل) است. بنابراین در مورد عیدی و فوق‌العاده ماموریت هیچ تغییری ایجاد نشده است.

    او افزود: سوال دوم این است که آیا با این رای و دستورالعملِ متعاقب آن، مزایای قانونی نیز مبنای محاسبه‌ی سنوات و فوق‌العاده‌ها قرار می‌گیرد که بازهم پاسخ خیر است؛ با این رای، مزایای قانونی یعنی حق عائله‌مندی، حق مسکن و بن خواربار، مبنای محاسبه‌ی سنوات و فوق‌العاده‌های اضافه‌کاری، جمعه‌کاری و شب‌کاریِ کارگران مشمول قانون کار قرار نمی‌گیرد.

  • دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    دولت هدفی جز سرکوب مزد ندارد چون خودش کارفرمای بزرگ است!

    به گزارش اقتصادران، فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در ارتباط با مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ به خبرنگار ایلنا گفت: باید بپذیریم برای آغاز مذاکرات مزدی دیر شده است؛ متاسفانه دولت امسال از حربه‌ی تعویق مذاکرات مزدی برای به کرسی نشاندن اراده‌ی خود استفاده می‌کند تا به زعم خود با ایجاد نگرانی در میان کارگران شاغل و بازنشسته، نمایندگان کارگری را تحت فشار قرار دهد.

    وی تاکید کرد: هم دولت می‌داند و هم کارگران و کارفرمایان مطلعند که افزایش دستمزد یک امر بسیار واجب است و باید مذاکرات جدیِ آن قبل از آغاز اسفندماهِ هر سال کلید بخورد. باید بدانیم تعویق مذاکرات مزدی چیز جدیدی نیست و در شرایط آگاهی بالای کارگران نمی‌تواند کارکرد مطلوب دولت را داشته باشد.

    دورنما مثبت نیست!

    توفیقی با طرح این پرسش که «آیا دولت به عنوان بزرگ‌ترین کارفرمای کشور امسال هم به سیاق سال گذشته بر طبل بی‌قانونی به نام عدالت می‌کوبد یا قرار است قانون را اجرا کند» اضافه کرد: اگر به صحبت‌های آقای منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه توجه کنیم، درمی‌یابیم که دورنمای مثبتی از مذاکرات مزدی در کار نیست و قرار نیست ماده ۴۱ قانون کار در شورایعالی کار اجرایی شود.

    به گفته وی، به نظر می‌رسد اخیراً تمام دستورکارهای نشست‌های شورایعالی کار و سمت و سوی این جلسات را وزیر اقتصاد تعیین می‌کند، باید پرسید آیا رئیس شورایعالی کار عوض شده است و قرار است وزارت اقتصاد برای مزد و مستمری جامعه‌ی کارگری تصمیم‌سازی کند؟

    تعریفی مخدوش از «عدالت»

    این فعال کارگری افزود: با کنار هم گذاشتنِ تمامِ واقعیت‌ها و اینکه رئیس سازمان برنامه و بودجه بازهم در صحبت‌های اخیر خود بر «عدالت مزدی» تاکید داشته، می‌بینیم به دنبال عدالت واقعی در تعیین دستمزد کارگران نیستند و فقط بر طبل توخالی عدالت می‌کوبند تا افکار جامعه کارگری را منحرف سازند.

    دولت در دو سال اخیر مدام ادعا می‌کند باید در افزایش مزد و حقوق «عدالت» برقرار شود؛ به این معنا که افزایش دستمزد کارگران بایستی به اندازه‌ی افزایش حقوق کارمندان باشد؛ توفیقی در ارتباط با این رویکرد که در ذات خود ناعادلانه است؛ می‌گوید: سال گذشته حداقل حقوق کارمندان کشور ۸ میلیون تومان بود اما حداقل دستمزد کارگران ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان. حداقل دستمزد کارگران با بن کارگری و حق اولاد و حق مسکن به ۸ میلیون تومان رسید این در حالیست که حقوق کارمندان با حق عائله‌مندی و مزایای مزدی مختلف به ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید؛ لذا تعریفی که از عدالت مزدی ارائه می‌کنند، کاملاً مخدوش و ناعادلانه است.

    وی ادامه داد: اگر واقعاً به دنبال عدالت هستند، اول باید کف حقوق گروه‌ها را همسان‌و هم‌پایه سازند بعد درصدِ افزایش حقوق را یکسان در نظر بگیرند؛ در ثانی در شش ماهه‌ی دوم امسال، آقای مخبر با ابلاغ یک بخشنامه، پرداخت خدمات رفاهی را برای کارمندان دولت مصوب کرد، آیا این مزایای مزدی به کارگران تعلق گرفت؟ خیر، بنابراین این تعریف از عدالت، ناقض اصول اولیه‌ی عدل و عدالت است.

    باید حداقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود

    توفیقی با تاکید بر لزوم پایبندی به ماده ۴۱ قانون کار در مذاکرات مزدی کارگران گفت: ماده ۴۱ قانون کار، دو مولفه برای تعیین حداقل دستمزد مشخص کرده، تورم رسمی و نرخ سبد معیشت خانوار. امروز اوضاع معیشت کارگران آن‌چنان بحرانی‌ست که دیگر نیازی نیست برای محاسبه قیمت سبد معیشت، سراغ شاخص‌هایی مثل بعد خانوار یا میزان کالری مصرفی برویم؛ اگر فقط سبد غیرواقعی و مصنوعیِ حدوداً ۱۴ میلیون تومانیِ سال گذشته را در نظر بگیریم و برای ساده‌سازی نرخِ تورم رسمیِ ۴۳.۸ درصدی را روی آن اعمال کنیم درحالیکه علی‌القاعده برای محاسبه سبد معیشت خانوارهای کارگری باید تورمِ ۵۷ درصدی خوراکی‌ها اعمال شود، به یک سبد معیشت بیشتر از ۲۰ میلیون تومان می‌رسیم.

    او ادامه داد: بنابراین دولت در مذاکرات مزدی امسال، دو مولفه‌ی بدیهی و غیرقابل انکار پیش روی خود دارد، تورم بالای ۴۰ درصد و سبد معیشت بالای ۲۰ میلیون تومان؛ قطعاً در حداقلی‌ترین حالت، باید این دو مولفه در مذاکرات مزدی ۱۴۰۳ مبنا قرار بگیرد. حتی اگر خیلی ساده، نرخ تورم را روی مداخل یا هزینه‌ها اعمال کنیم، ۴۰ درصدِ ۲۰ میلیون تومان که هزینه‌های حداقلی و بسیار تنزل‌یافته‌ی زندگی‌ست، می‌شود ۸ میلیون تومان؛ یعنی در ساده‌ترین حالت باید این ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران افزوده شود.

    حالا سوال این است که آیا دولت به این امر رضایت می‌دهد؛ آیا لااقل ۸ میلیون تومان به پایه حقوق کارگران اضافه می‌شود؛ توفیقی در پاسخ به این سوال می‌گوید: شواهد و قرائنِ موجود نشان می‌دهد که امسال دولت هدفی جز تداوم و تعمیقِ سرکوب مزدی ندارد چراکه خودش یک کارفرمای بزرگ است، در واقع بزرگ‌ترین کارفرمای کشور است و تمایلی به افزایش عادلانه‌ی دستمزد، حتی یک افزایش بسیار حداقلی و ناکافی ندارد.

    رئیس سازمان برنامه و بودجه حق دخالت در دستمزد کارگران ندارد

    او تاکید می‌کند: قانون به روشنی تکلیف افزایش دستمزد کارگران و تصمیم‌گیران این حوزه را روشن کرده است لاجرم، آقای منظور به عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه، در جایگاه حقوقی‌ای نیست که در مورد دستمزد کارگران اظهارنظر کند یا بخواهد در تصمیم‌سازی‌ها تاثیر بگذارد. آقای منظور حتی هیچ جایی در ترکیب سه نفره‌ی نمایندگان دولت در شورایعالی کار ندارد. ایشان می‌تواند دلسوز جامعه‌ی کارفرمایی باشد اما نمی‌تواند در مورد دستمزد کارگران نظر بدهد.

    توفیقی خطاب به رئیس سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: باید بدانید دیگر نیازی به مدل‌ها و فرمول‌های دانشگاهی نیست؛ شرایط دستمزد و تورم در سال ۱۴۰۲ به خوبی و به عینه بر همگان ثابت کرد که در ایران چیزی به نام مارپیچ دستمزد و تورم وجود خارجی ندارد. شرایط سال جاری نشان داد حتی اگر مزد را سرکوب کنیم، هیچ اتفاقی در نمودارهای تورمی نمی‌افتد؛ تورم سنگین و کمرشکن ربطی به دستمزد و افزایش آن ندارد.

    او تصریح کرد: دیدیم که دستکاری در سال پایه تورمی و اقلام سبد تورمی، شاخص‌های تورمی را پایین نیاورد و  بازهم تاثیر چندانی نداشت. دیدیم که نتوانستند همان تورم ساختگی و دستوری را کاهش دهند؛ آقای منظور باید قبول کنید که حتی با سرکوب مزدی نتوانستید به تورم وعده داده‌ شده‌ی ۲۰ درصدی‌تان برسید؛ پس بروید و ببینید عوامل واقعی تورم سنگین چیست؛ قبل از هر چیز سراغ بی‌انضباطی مالی دولت بروید که از قضا وظیفه‌ی اصلی سازمان برنامه و بودجه کشور، جلوگیری از همین بی‌انضباطی مالی‌ست؛ از خودتان سوال کنید که آیا در این زمینه موفق بوده‌اید؟ آیا توانسته‌اید جلوی افزایش بی‌امان نرخ ارز را بگیرید؟

    این فعال کارگری در پایان گفت: باید ببینیم در چنین شرایطی، آیا نمایندگان کارگریِ شورایعالی کار در مقابل دولتِ سراپا کارفرمایی و چند نماینده کارفرمایان، قدرت چانه‌زنی موثر دارند. باید نشست و دید.

  • افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید یا دویدن برای گرفتن سایه!

    افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید یا دویدن برای گرفتن سایه!

    به گزارش اقتصادران، زهرا کریمی، استاد دانشگاه در یادداشتی نوشت:

    نقش دولت در عملکرد اقتصادی از موضوعات اصلی در مکاتب مختلف اقتصادی است. کلاسیک‌ها بر ضرورت وجود دولت برای ایجاد کالاهای عمومی مانند نظم و امنیت و خلق زیرساخت‌ها تأکید دارند. در عین حال تأکید دارند که دولت باید بودجه‌ای متوازن داشته باشد و براساس درآمد مالیاتی هزینه‌های عرضه کالاهای عمومی را تأمین کند.

    کینزین‌ها معتقدند که نقش دولت در حفظ تقاضای کل و جلوگیری از گسترش بی‌کاری و رکود تعیین‌کننده است؛ به همین جهت مکتب کینزی وجود کسر بودجه را برای ایجاد رونق اقتصادی مفید می‌داند. نکته حائز اهمیت اینکه نظریات کینزی برای شرایطی مطلوب است که اقتصاد با مازاد عرضه کالاها و خدمات مواجه است ولی به دلیل کمبود تقاضای مؤثر وارد رکود شده است. بنابراین سیاست‌های کینزی مبنی بر پذیرش کسر بودجه برای حفظ و افزایش تقاضای کل به منظور جلوگیری از رکود، در شرایط وجود تنگناهای طرف عرضه مناسب نیست و به همین علت با وضعیت کنونی اقتصاد ایران انطباق ندارد.

    در دهه اخیر تحریم‌های شدید بین‌المللی از یک سو و فضای کسب‌و‌کار نامناسب داخلی از سوی دیگر رشد سرمایه‌گذاری و تولید را به شدت کاهش داده و کشور با رکود تورمی نسبتا سختی مواجه شده است. به دلیل کاهش درآمد نفت و افزایش هزینه واردات بر اثر تحریم‌ها و رشد سریع هزینه کالاها و خدمات داخلی به دلیل تورم بالا کسر بودجه روند فزاینده‌ای یافته که رشد کم‌سابقه پایه پولی را به دنبال داشته است. افزایش چشمگیر پول، بنزینی است که مرتب بر آتش تورم ریخته می‌شود و شعله‌هایش را خطرناک‌تر می‌کند. تورم بالا به نحو قابل توجهی قدرت خرید اقشار متوسط و ضعیف جامعه را می‌بلعد. در چنین وضعیتی افزایش حداقل مزد و رشد حقوق کارکنان دولت قادر به جبران کاهش قدرت خرید ناشی از تورم نیست.

    باید توجه داشت که دولت، به همراه شرکت‌های دولتی، بزرگ‌ترین کارفرمای کشور است و افزایش مزد مستقیما بر هزینه‌های دولت می‌افزاید در حالی که امکان افزایش متناسب درآمدها وجود ندارد. تجربه افزایش 57درصدی حداقل مزد قانونی در سال 1400 به وضوح نشان داد که بالارفتن مزد و به تبع آن افزایش تقاضای کارگران، با توجه به محدودیت‌های طرف عرضه، به افزایش قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارها، به ویژه مواد خوراکی منجر شد و کارگران در واقع از افزایش مزد اسمی بهره‌ای نبردند و در فاصله سال‌های 1401-1390 از قدرت خرید حداقل مزد حدود 30 درصد کاسته شد.

    تردیدی وجود ندارد که راهکار صحیح افزایش رفاه مردم، کنترل تورم و ایجاد شرایط مناسب برای رشد سرمایه‌گذاری و تولید است. مشکل اینجاست که سیاست‌های کنترل تورم از طریق حرکت به سوی توازن در بودجه، هزینه‌هایی دربر دارد و روشن نیست که بار این هزینه‌ها را چه گروه‌هایی باید تحمل کنند.

    ظاهرا دولت گرایشی ندارد که تصمیم سختی بگیرد. در بودجه سال 1403 منابع تخصیصی به کلیه نهادهای فرهنگی افزایش یافته است. به طور مثال افزایش بودجه صداوسیما به میزان 57 درصد، بسیار بالاتر از نرخ تورم است. نهایتا بخشی از بار این کسر بودجه به مزدبگیران تحمیل می‌شود. افزایش مزد در سال 1402 و احتمالا 1403 بین 20 تا 30 درصد (بسیار کمتر از نرخ تورم) است. هرچند دولت از طریق اعطای یارانه‌های نقدی و غیرنقدی سخاوتمندانه تلاش می‌کند تا رضایت این اقشار را جلب کند؛ ولی فشار تورم بالا، که سفره‌ی بخش اعظم مزدبگیران را مرتبا کوچک و کوچک‌تر می‌کند، با این یارانه‌ها جبران نمی‌شود.

    در‌عین‌حال افزایش مزد و حقوق متناسب با نرخ تورم نیز مشکل کاهش قدرت خرید مزدبگیران را حل نمی‌کند؛ چون در شرایط تداوم تنگناهای طرف عرضه، با افزایش مزد و بالارفتن تقاضای کل، قیمت کالاها و خدمات، هزینه‌های دولت، کسر بودجه، و حجم پول به نحوی تغییر می‌کند که آثار مثبت افزایش مزد خنثی می‌شود. در شرایط تداوم رکود تورمی و عدم امکان افزایش سرمایه‌گذاری و تولید، افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید مانند «دویدن برای گرفتن سایه» است.

    هرچند در برخی از فعالیت‌ها مانند پوشاک، کیف و کفش، کمبود تقاضای مؤثر به ورشکستگی واحدهای کوچک و متوسط منجر شده ولی افزایش مزد اسمی در شرایط کنونی قادر به بالابردن درآمد واقعی نخواهد بود. مشکل اصلی اینجاست که برخی از سیاست‌گذاران سیاست افزایش مزد را برای بالابردن تقاضای مؤثر توصیه می‌کنند بدون اینکه به علل اصلی تنگناهای عرضه (تحریم‌های بین‌المللی و فضای نامناسب کسب‌وکار در کشور) اشاره کنند.

    گویی بدون تحولی اساسی در وضعیت اقتصادی ایران، صرفا با افزایش مزد اسمی می‌توان تقاضای کل را بالا برد و اقتصاد را به حرکت درآورد. بدون حل مشکل تحریم‌های بین‌المللی و حرکت دولت به سوی بودجه‌ای متوازن از طریق حذف هزینه‌های غیرمولد از یک سو و برداشتن موانع مختلف از سر راه کارآفرینان از طریق لغو مقررات فلج‌کننده و کنترل فساد در دستگاه اجرائی مشکل طرف عرضه‌ اقتصاد ایران حل نخواهد شد و با تداوم شرایط رکود تورمی، افزایش مزد اسمی مانعی بر سر راه کاهش قدرت خرید مزدبگیران نخواهد بود.