برچسب: مرگ کارگران

  • غرامت ناچیز مرگ کارگران در معادن ایران / خانواده‌های داغدار ماه‌ها معطل بروکراسی سازمان تأمین اجتماعی می‌شوند!

    غرامت ناچیز مرگ کارگران در معادن ایران / خانواده‌های داغدار ماه‌ها معطل بروکراسی سازمان تأمین اجتماعی می‌شوند!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس اخباری که به دست خبرگزاری ایلنا رسیده، از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، متأسفانه بیش از ۲۰ مورد حادثه کاری مرگبار در معادن کشور به ثبت رسیده که منجر به جان‌باختن دست‌کم ۲۴ نفر از کارگران معدن شده است. این آمار تکان‌دهنده، تنها بخشی از واقعیت موجود است؛ چراکه این تعداد صرفاً ناظر بر حوادثی است که در رسانه‌ها و مشخصاً خبرگزاری ایلنا بازتاب یافته و به‌احتمال قوی، شمار قابل توجهی از مرگ‌ومیرها و حوادث کار معادن، در سکوت خبری باقی مانده‌اند.

    این داده‌ها، که هم‌راستا با روند سال‌های گذشته از شیب صعودی حوادث کار در بخش معدن حکایت دارد، یک پرسش بنیادین و مغفول را پیش می‌کشد: در بازه‌ای که حوادث کار یکی پس از دیگری جان کارگران را می‌گیرد، چه سرنوشتی در انتظار خانواده‌های داغدار آنان است و حقوق پایمال‌شده این بازماندگان چه زمانی و از چه مسیری جبران می‌شود؟

    غرامت کم و بروکراسی پیچیده

    یافته‌های میدانی ایلنا از گفت‌وگو با خانواده‌های قربانیان نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، اگر پیمانکار الزامات قانونی را «در حد حداقلی» رعایت کرده باشد، در نخستین گام، تنها مبلغی ناچیز به‌عنوان غرامت اولیه پرداخت می‌شود؛ رقمی که نه تناسبی با عمق فاجعه دارد و نه پاسخگوی هزینه‌های فوری زندگی خانواده‌ای است که نان‌آور خود را از دست داده است. پس از آن، این خانواده‌ها ناچارند برای پیگیری مستمری بازماندگان—که غالباً بر مبنای حداقل دستمزد مصوب محاسبه می‌شود—ماه‌ها و گاه سال‌ها در پیچ‌وخم بوروکراسی سازمان تأمین اجتماعی سرگردان بمانند.

    اما بخش فاجعه‌بارتر ماجرا آنجاست که در اغلب این پرونده‌ها، کارفرما و پیمانکار خاطی با مجازاتی بازدارنده مواجه نمی‌شوند. در چرخه‌ای سؤال‌برانگیز، معادنی که به‌دلیل وقوع حادثه تعطیل می‌شوند، پس از مدت کوتاهی دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرند؛ بی‌آنکه گزارش شفافی از رفع نواقص ایمنی یا پاسخگویی حقوقی منتشر شود. نمونه بارز این وضعیت، معدن «مهماندویه کرمان» است که پس از جان‌باختن ۷ کارگر، مجدداً به چرخه استخراج بازگشت؛ گویی جان کارگران، هیچ ارزش الزام‌آوری برای اجرای پایدار قوانین ایمنی ندارد.

    ابعاد این بحران تنها به حوادث منجر به فوت محدود نمی‌شود. در بخش مصدومان، آمار آسیب‌دیدگان به‌مراتب بالاتر است و در مواردی، صدمات واردشده ماهیتی دائمی و جبران‌ناپذیر دارد؛ به‌گونه‌ای که کارگر ناچار است باقی عمر خود را با ناتوانی‌های جسمی یا روانی سپری کند. از جمله کارگری که تقریباً یک سال و دو ماه قبل، در حادثه معدن طبس دچار شوک عصبی شدید شد و تا پایان عمر با ترس و تبعات روانی آن زندگی خواهد کرد.

    در عمل، هزاران معدن‌کار با آسیب‌های جدی جسمی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در حالی که کارفرما و پیمانکار، با پرداخت غرامتی موقت، پرونده حادثه را مختومه اعلام کرده و بار دیگر به مسیر تولید و سودآوری بازمی‌گردند.

    لزوم برخورد قانونی با کارفرمایان پس از حادثه در معدن

    احسان سهرابی، فعال کارگری و عضو سابق شورای عالی حفاظت فنی، درباره اینکه پس از وقوع حادثه برای یک کارگر معدن، چه برخوردی باید با کارفرما یا پیمانکار خاطی صورت گیرد، توضیح می‌دهد: «ما باید نگاه کالایی و صرفاً غرامتی به حوادث کار را کنار بگذاریم. این تصور که اگر فردی در اثر حادثه‌ای در معدن فوت کرد، صرفاً باید دیه یا خون‌بها به خانواده‌اش پرداخت شود، کاملاً غلط است. شرکت‌های بیمه‌گر این نگاه را باب کرده‌اند و این باعث می‌شود مسئولیت واقعی کارفرما و پیمانکار نادیده گرفته شود.»

    او به ماده ۶۱۶ قانون مجازات اسلامی اشاره می‌کند و می‌گوید: «این ماده صراحتاً امکان برخورد قهری با کارفرمایان را پیش‌بینی کرده است. مدعی‌العموم می‌تواند نسبت به این نوع حوادث اقدام کند. اخیراً دادستان سمنان با همکاری چند استاد و کارشناسان حوزه کار، در معدن‌هایی که حادثه رخ داده بود، اقدام به بازداشت کارفرما کرده و برخورد قضایی قهری انجام داده‌اند. این اقدامات، پیشگیرانه و بازدارنده است و باید الگوی اصلی سیستم نظارتی ما باشد.»

    سهرابی درباره نقش بیمه‌ها و فرآیندهای قانونی توضیح می‌دهد: «شرکت‌های بیمه مسئولیت مدنی و بیمه حوادث، برای بنگاه‌های اقتصادی، اعم از معادن یا پروژه‌های ساختمانی، فراهم است. اگر حادثه‌ای رخ دهد، دیه و غرامت از طریق بیمه پرداخت می‌شود و دادگاه رسیدگی می‌کند. اما این رسیدگی جنبه خصوصی دارد و کارگر تنها می‌تواند حقوق خود را دریافت کند. آنچه باید تقویت شود، جنبه عمومی جرم است تا برخورد قضایی بازدارنده باشد و فرهنگ پیشگیری شکل بگیرد.»

    او به اهمیت اطلاع‌رسانی و آموزش کارگران اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از بزرگترین مشکلات، جهل کارگران به حقوق خود است. بیش از ۱۱ هزار تشکل فعال کارگری در کشور داریم که وظیفه دارند دانش کارگران را ارتقا دهند، آن‌ها را از حقوق قانونی و مراحل پیگیری مستمری و دیه آگاه کنند. اگر کارگران این اطلاعات را نداشته باشند، کارفرما می‌تواند از عدم آگاهی آنان سوءاستفاده کند و حتی مستمری یا حق قانونی آن‌ها را کاهش دهد.»

    در خصوص مصدومان حوادث کار، سهرابی توضیح می‌دهد: «وقتی فردی دچار نقص عضو می‌شود، مانند قطع دست یا پا، مشکل اصلی این است که پس از پایان قرارداد، کارفرما مسئولیت خود را کنار می‌گذارد و کارگر با درآمد ناچیز یا بدون شغل باقی می‌ماند. طبق قانون مجازات اسلامی، کارفرما باید مجازات تعزیری ببیند و توجه به این موضوع باعث می‌شود نگاه صرفاً مالی به جان انسان‌ها کاهش یابد. اما در عمل، نگاه غرامتی غالب است و حقوق معنوی و جبران آسیب‌های روحی خانواده‌ها نادیده گرفته می‌شود.»

    او به مثال‌های عملی اشاره می‌کند: «اگر کارگری در معدن آسیب ببیند، مستمری سازمان تامین اجتماعی معمولاً ناکافی است و خانواده‌ی او با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی مواجه می‌شود. برای مثال، فرزندان خردسال ممکن است دچار آسیب‌های اجتماعی شوند و خانواده از لحاظ معیشتی تحت فشار قرار بگیرد. نگاه ما باید این باشد که کارگر آسیب‌دیده تا زمانی که بنگاه اقتصادی فعال است، همچنان در کارگاه اشتغال داشته باشد و حقوق کامل خود را دریافت کند.»

    سهرابی درباره اهمیت فرهنگ‌سازی می‌گوید: «اجرای صحیح قوانین موجود، از جمله قانون تامین اجتماعی و قانون مجازات اسلامی، کافی است اما این امر نیازمند نظارت دقیق و فرهنگ‌سازی است. آموزش، اطلاع‌رسانی و پیگیری مستمر، وظیفه تشکل‌ها و سازمان‌های کارگری است تا حوادث کاهش یابد و حقوق کارگران تضمین شود.»

    در پایان، او تأکید می‌کند: «شفافیت و بررسی مستمر حوادث کار و اجرای دقیق قوانین، تنها راه جلوگیری از وقوع حوادث و تضییع حقوق کارگران است. نگاه پیشگیرانه و احترام به جان انسان‌ها باید سرلوحه عملکرد بنگاه‌ها و مسئولان باشد تا فرهنگ غرامتی جای خود را به مسئولیت‌پذیری و ایمنی بدهد.»

  • مرگ بی صدای کارگران معدن و مزدهایی که ماه‌ها عقب می‌افتد

    مرگ بی صدای کارگران معدن و مزدهایی که ماه‌ها عقب می‌افتد

    به گزارش اقتصادران، کارگران ۶ معدن زغال‌سنگ کرمان با ۲ هزار امضای اعتراضی، در پی ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری هستند تا از این طریق، مدیران شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان را وادار کنند که طرح طبقه‌بندی مشاغل را به درستی اجرا کرده و حق واقعی این کارگران را بپردازند.

    طرح طبقه‌بندی مشاغل از ماه‌های پایانی سال ۱۳۹۸ در معادن زغال‌سنگ «هشونی»، «اصلی»، «هجدک»، «باب نیزو»، «همکار»، «آبنیل» و کارخانه زغال‌شویی تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان اجرا شده اما مستنداتی که این کارگران برای خبرنگار «اعتماد» ارسال کردند، نشان می‌دهد که بیشترین مزایای حاصل از اجرای این طرح، به کارکنان بخش اداری این شرکت تعلق گرفته و سهم کارگران پیشروی و استخراج (معروف به کارگران تونل) از اجرای طرح بسیار ناچیز بوده است.

    کارگران این معادن به «اعتماد» گفتند که تفاوت دریافتی کارگران تونل و کارکنان بخش اداری شرکت معادن زغال سنگ کرمان، دلیل اصلی جمع‌آوری امضا و تصمیم به ثبت شکایت در دیوان عدالت اداری کرمان بوده چون بخش اداری شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، حدود ۳۰۰ نفرند که با اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، دریافتی‌شان در مقایسه با رقمی که به مزد و مزایای کارگران معادن تحت پوشش این شرکت اضافه شده، حدود دو برابر بیشتر است.

    این کارگران به «اعتماد» گفتند که نیمه آبان امسال، متن این طومار را برای جمع‌آوری امضا در محل معدن «هشونی» نصب کردند و قرار بود در سایر معادن هم نصب شود اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد از نصب این طومار در محل معدن هشونی، نیروهای حراست شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، این طومار را جمع‌آوری کردند و مجموعه مدیریتی شرکت در تلاش است که کارگران را از ثبت شکایت منصرف کند، چون اطمینان دارد که در صورت ثبت شکایت کارگران، دیوان عدالت اداری به نفع معترضان رای خواهد داد. در متن این طومار، خطاب به مدیریت شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، مدیرکل اداره کار و ریاست دیوان عدالت اداری استان کرمان آمده است: «ما امضا‌کنندگان، جمعی از کارگران شاغل در معادن شرکت زغال‌سنگ هستیم که با تحمل سخت‌ترین شرایط کاری، عمر خود را در اعماق زمین سپری کرده‌ایم. با کمال تاسف، طرح طبقه‌بندی مشاغل کنونی را کاملا معیوب، ناعادلانه و غیرقابل قبول می‌دانیم. این طرح بدون کوچک‌ترین توجه به واقعیات عینی و خطرات ذاتی کار در معدن، تنها در پشت میز طراحی شده است. معیارهای سختی کار و شرایط محیطی که در این طرح آمده، هیچ تناسبی با خطرات واقعی چون ریزش، گاز گرفتگی، گرد و غبار معلق، رطوبت و فشار فیزیکی ندارد. امتیاز و رده‌ای که برای یک کارمند اداری در‌نظر گرفته شده که در محیطی کاملا ایمن و استاندارد کار می‌کند، بسیار بالاتر از رده‌ای است که برای یک کارگر استخراج در عمق صدها متری زمین با تهدید دایم حادثه، برایش تعیین شده است. این یعنی جان و سلامت ما برای طراحان این طرح ارزشی ندارد. هیچ کارگر باتجربه و صاحب‌نظری در طراحی و ارزیابی این طرح مشارکت داده نشده است. فرآیند امتیازدهی مانند یک جعبه سیاه است و هیچ کس به ما توضیح نداده که چرا شغلی با این سطح از خطر، چنین رده نازلی دارد.»

    در ادامه متن این طومار، امضاکنندگان خواستار تعلیق اجرای طرح تا زمان بازنگری اساسی، تشکیل یک کارگروه مشترک متشکل از مدیران، کارشناسان مستقل و نمایندگان واقعی و منتخب کارگران برای ارزیابی مجدد همه مشاغل، اعلام عمومی و شفاف معیارهای امتیازدهی و محاسبات برای هر شغل، بازنگری در وزن معیارها و افزایش چشمگیر سهم، شرایط محیط کار و میزان خطر جانی در امتیاز نهایی شده‌اند.

     

    مستندات چه می‌گوید

    کارگرانی که در بخش پیشروی و استخراج معادن زغال‌سنگ هشونی، اصلی، هجدک، باب نیزو، همکار، آبنیل و کارخانه زغال‌شویی تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان کار می‌کنند، برای خبرنگار «اعتماد» تصاویری از فیش حقوقی خود و احکام کارگزینی برخی نیروهای اداری شرکت را ارسال کرده‌اند. تاریخ فیش‌ها و حکم‌ها، قبل از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل تا دو سال قبل است. کاهش گروه شغلی کارگران این معادن بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل از واضح‌ترین تغییرات بعد از اجرای طرح و البته، یکی از مهم‌ترین اعتراضات است چون همین گروه شغلی در تعیین مزد پایه و باقی مزایا تاثیرگذار است. فیش حقوقی یکی از کارگران معدن «آبنیل» که با قرارداد کار معین مشغول به کار بوده، نشان می‌دهد که این کارگر، در بهمن ۱۳۹۸ و تنها چند روز قبل از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، در گروه شغلی ۱۱ بوده ولی بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل به گروه شغلی ۲ تنزل پیدا کرده علاوه بر آنکه پیش از اجرای طرح، مزایایی ازجمله فوق‌العاده جذب و فوق‌العاده مسوولیت داشته که بعد از اجرای طرح، این مزایا را از دست داده و مجموع افزایش پرداختی برای این کارگر، بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، کمتر از ۴۰۰ هزار تومان است. تنزل گروه شغلی کارگران تونل شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان درحالی است که تصویر حکم کارگزینی منشی مدیرعامل این شرکت نشان می‌دهد که این فرد، بعد از اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، به گروه شغلی ۱۷ ارتقا پیدا کرده و گروه شغلی مسوول کارگاه استخراج معدن هشونی هم به ۱۶ رسیده درحالی که استاد‌کار استخراج همین معدن در گروه ۸ و کارگر تعمیرکار شارژ باتری و تعمیرات لکوموتیو تونلی همین معدن در گروه ۹ قرار گرفته‌اند.

    کارگران معادن زغال‌سنگ تحت پوشش این شرکت زغالی البته غیر از بی‌نصیب ماندن از مزایای طرح طبقه‌بندی مشاغل، با مشکلات دیگری ازجمله تعویق مزد ماهانه، عقب افتادن پرداخت حق بیمه کارگران و قطع و تعلیق بیمه درمانی کارگران به دلیل بدهی چند صد میلیاردی شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان به سازمان تامین اجتماعی، وقوع حوادث در معادن تحت پوشش این شرکت و مصدومیت و مرگ کارگران به دلیل رعایت نشدن ضوابط ایمنی، مواجهند.

    روز ۷ آذر امسال، کارگران شاغل در معدن ابنیل (یکی از معادن تحت پوشش شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان) به «اعتماد» گفتند که هنوز مزد مهر و آبان را دریافت نکرده‌اند و دوم آذر هم، بیمه درمان‌شان به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه کارگران ازسوی شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، متوقف شده که بعد از واریز ارقام اضطراری به حساب تامین اجتماعی، بیمه کارگران تا نیمه آذر ماه تمدید شده است.

     

    کارگرانی که در سکوت می‌میرند

    دو هفته قبل، به دنبال ریزش یکی از کارگاه‌های معدن پابدانای جنوبی (کانجویان) مصیب عبدلی که کارگرمسوول ایمنی این معدن بود، برای کنترل وضعیت گاز زغال، به عمق ۶۰۰ متری زمین و داخل کارگاه محل ریزش رفت و چند ساعت بعد، تن بی‌جانش از این کارگاه بیرون کشیده شد. حالا اداره پزشکی قانونی استان کرمان در حال بررسی دلیل فوت مصیب است اما همکارانش به «اعتماد» گفتند که احتمال گاز گرفتگی این کارگر ۳۷ ساله و پدر دو فرزند، خیلی زیاد است چون معدن زغال پابدانای جنوبی، یک معدن گازخیز است و با وجود آنکه تهویه‌اش هم از طریق دستگاه‌های ونتیلاتور بزرگ انجام می‌شده اما یک اتفاق معمول بعد از ریزش کارگاه، آزاد شدن حفره‌های گاز پشت دیواره زغالی است که کارگر مسوول ایمنی، باید میزان گاز را بسنجد و با شلنگ حاوی هوای فشرده، گاز داخل کارگاه را تخلیه کند. از اول امسال تاکنون، مصیب، سومین کارگری است که در معبرهای تاریک معادن زغال‌سنگ کرمان جان می‌دهد. هژبر محمدی، کارگری بود که نیمه مهر امسال در معدن «اصلی» به دلیل ضربه زدن زغال کشته شد. مهدی محسن بیگی هم هفته آخر تیر امسال در دویل معدن گله توت زرند، زیر توده زغالی که از بالای کارگاه بر سرش می‌ریخت، گیر افتاد و خفه شد.

    چاره‌های بعد از جان باختن این کارگران هم البته نسخه‌های موقتی بوده که به درمان قطعی منجر نمی‌شود. بعد از کشته شدن مصیب، گروه بازرسی به معدن رفت تا علت وقوع حادثه را بررسی کند و از همان زمان، با دستور حوزه قضایی شهرستان کوهبنان، کارگاه محل وقوع حادثه تا عصر شنبه و به مدت یک هفته، تعطیل شد.

    معدنی که جان مصیب را گرفت، یک معدن خصوصی بود و همکارانش می‌گویند در باقی معادن خصوصی زغال‌سنگ کرمان هم، وضع بهتر نیست و از معدنی مثال می‌زنند که راننده تونلش، ۷ میلیون تومان مزد می‌گیرد و کارگر پیمانکاری‌اش ۱۳ میلیون تومان مزد می‌گیرد و می‌گویند که در این معادن خصوصی که صاحبانش، خود را به هیچ ناظر و بازرسی جوابگو نمی‌دانند، گروه شغلی کارگر از ۶ بالاتر نیست و این گروه شغلی، یعنی برای مزد و مزایای کارگر هیچ اتفاق بهتری نمی‌افتد. در معادن خصوصی زغال‌سنگ کرمان، حدود ۵ هزار کارگر مشغول به کارند. کارگران شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان، وقتی درباره وضع کار و دریافتی همکارانشان در این معادن خصوصی می‌شنوند، با اینکه همگی از یک رگ زغال جاری در استان برداشت می‌کنند، با اینکه همگی پیکور و چکش به دست می‌گیرند تا از سینه کوه زغال بگیرند، با اینکه همگی تجربه خزیدن در لایه‌های ۴۰سانتی و ۷۰ سانتی زغال و غرش کوه در ثانیه‌های پیش از ریزش و ایستادن در یک قدمی مرگ را دارند، ولی در وصف رنج همکارانشان در معادن خصوصی می‌گویند «در این معادن، برده‌داری به شیوه نوین حاکم است.»

  • باز هم مرگ کارگران در معدن؛ این بار معدن زغالسنگ چشمه پودنه

    باز هم مرگ کارگران در معدن؛ این بار معدن زغالسنگ چشمه پودنه

    به گزارش اقتصادران، صادق کاظمی رئیس حوزه قضایی شهرستان کوهبنان شامگاه شنبه اعلام کرد: عصر شنبه در پی وقوع حادثه در یکی از کارگاه‌های معدن زغالسنگ چشمه پودنه، متأسفانه یکی از کارگران این معدن جان خود را از دست داد.

    وی افزود: پس از دریافت گزارش حادثه، دستورات قضایی لازم برای حضور کارشناسان و بازرسان اداره کار در محل صادر شد تا علت دقیق وقوع سانحه مشخص و در صورت احراز هرگونه قصور یا تخلف، با متخلف یا متخلفان برخورد قانونی صورت گیرد.

    کاظمی، با اشاره به اهمیت رعایت ضوابط ایمنی در معادن شهرستان گفت: ایمنی محیط کار، اولویت نخست در فعالیت‌های معدنی است و هیچ‌گونه سهل‌انگاری در این زمینه پذیرفتنی نیست، دستگاه قضایی با جدیت پیگیر تعیین مسئولیت حادثه و صیانت از حقوق کارگران خواهد بود.

  • پیکر بی جان کارگران زیر آوار آمارهای ضدونقیض / چرا علت مرگ کارگران عمدا تغییر داده می شود؟

    پیکر بی جان کارگران زیر آوار آمارهای ضدونقیض / چرا علت مرگ کارگران عمدا تغییر داده می شود؟

    به گزارش اقتصادران، آخرین آمار منتشر شده از سوی سازمان پزشکی‌ قانونی نشان می‌دهد مرگ‌ومیر کارگران در حوادث کار به بیش از ۲ هزار نفر رسیده است. نبود ایمنی در کارگاه‌ها یکی از بزرگترین معضلاتی است که کارگران با آن مواجه‌اند. از آنجایی که بیشتر کارگاه‌ها و به خصوص کارگاه‌های ساختمانی زیر نظر پیمانکاران است و این افراد بیش از آنکه به امنیت کارگران اهمیت بدهند، حاشیه سود خود را در نظر می‌گیرند و هزینه‌ای برای ایمن‌سازی انجام نمی‌دهند.

    این آمار مربوط به حوادث کار در سال ۱۴۰۳ است. طبق معمول هم کارگران ساختمانی بیشترین سهم را از این آمار به خود اختصاص می‌دهند. اغلب کارگاه‌های ساختمانی فاقد لوازم ایمنی است و در این بین بیمه نبودن کارگران ساختمانی هم یکی دیگر از معضلاتی است که همچنان زیر سایه اما و اگرهای قانونی «کان لم یکن» باقی مانده و هیچ اراده‌ای برای اجرای آن وجود ندارد. در این آمار منتشر شده تعداد مجروحان حوادث کار نیز نزدیک به ۱۷ هزار نفر عنوان شده است.

    آمارهای ضد و نقیض و کارگرانی که جان می‌دهند

    این آمارها وقتی از سوی سازمان پزشکی‌ قانونی اعلام می‌شود شامل همه کارگرانی که براثر حوادث کار جان باخته و یا مجروح شده‌اند، نیست. حسن مهدوی، کارشناس ایمنی کار در این باره می‌گوید: به گفته وزارت بهداشت و درمان سالانه حدود ۱۰ هزار کارگر به دلیل حوادث شغلی جان خود را از دست می‌دهند. این آمار حداقل ۵ برابر آماری است که سازمان پزشکی‌ قانونی اعلام می‌کند.

    او می‌افزاید: تفاوت این آمارها بیشتر به دلیل این است که هنگام ثبت دلیل فوت اغلب به حوادث کار اشاره نمی‌شود و به همین دلیل آمارهایی که پزشکی‌قانونی می‌دهد با آماری که سازمان‌های دیگر از تعداد جان‌باختگان حوادث شغلی دارند بسیار متفاوت است.

    مهدوی ادامه می‌دهد: متاسفانه در بسیاری از موارد علت مرگ کارگران به صورت عمدی تغییر می‌کند و حوادث کار عمدتا برخورد جسم سخت یا دلایل دیگر عنوان می‌شود که همین امر در مشخص شدن آمارهای واقعی بسیار تاثیرگذار بوده و باعث می‌شود تا تناقض آماری فاحشی در این زمینه وجود داشته باشد.

    نبود نظارت به قیمت جان کارگران تمام می‌شود

    این کارشناس ایمنی کار در ادامه یکی از عمده دلایل بروز این حوادث را نبود نظارت کافی دانسته و اظهار می‌دارد: نهادهای نظارتی که باید بر ایمنی کارگاه‌ها نظارت مستقیم داشته باشند اغلب با کمبود نیرو مواجه‌اند و همین مساله باعث می‌شود تا نظارت دقیقی در این زمینه انجام نشود.

    او می‌افزاید: از سوی دیگر متاسفانه برخی پیمانکاران با ناظران تبانی کرده و مانع از اعلام مشکلات موجود در کارگاه می‌شوند که تمام این مسایل در نهایت به قیمت جان کارگران تمام خواهد شد. اگر نظارت دقیقی بر کارگاه‌ها وجود داشته باشد قطعا این میزان حوادث کار رخ نخواهد داد و حداقل کارگران امنیت جانی خواهند داشت.

    حوادث کار روزانه جان ۷۷ کارگر را تهدید می‌کنند

    حسن مهدوی می‌گوید: فعالان کارگری معتقدند که حوادث کار روزانه جان ۷۷ کارگر را تهدید می‌کند؛ با استناد به همین آمارها می‌توانیم بگوییم که آمار واقعی فجایع کارگری بسیار بیشتر از آن چیزی است که در آمارهای رسمی منتشر می‌شود.

    او می‌افزاید: بسیاری از کارگران از آنجایی که هیچ بیمه‌ای ندارند و نشانی از آنها در آمارهای کارگری وجود ندارد اگر دچار حادثه شوند بدون اینکه در خبری از آنها در جایی منتشر شود یا جان خود را از دست می‌دهند و یا توانایی کار کردن را برای همیشه از دست می‌دهند و هیچ حمایت قانونی هم از آنها نمی‌شود.

    این کارشناس ایمنی اظهار می‌دارد: با توجه به عدم اجازه تأسیس اتحادیه‌ها و تشکل‌های مستقل، پیگیری حقوق و ایمنی کارگران مختل شده و موجب شده تا روند مرگ و آسیب‌دیدگی‌ها «به‌گونه‌ای خاموش» ادامه یابد .

    نقشه جغرافیایی حوادث کار؛ تفاوت‌های معنادار میان استان‌ها

    بر اساس اعلام پزشکی‌قانونی همچنان برخی استان‌ها بیشترین سهم را در مصدومان حوادث کار به خود اختصاص داده‌اند. تهران، خراسان رضوی، اصفهان، فارس و خوزستان در صدر این فهرست قرار دارند؛ به‌طوری‌که هر یک از این استان‌ها در سال ۱۴۰۳ بیش از ۱۵۰۰ مصدوم را ثبت کرده‌اند.

    مجموع مصدومان حوادث کار در سراسر کشور طی سال گذشته ۲۶ هزار و ۵۴۸ نفر بوده است که در این میان هزار و ۵۱۸ زن و باقی مصدومان مرد بوده‌اند. هرچند این عدد نسبت به سال ۱۴۰۲ حدود سه درصد کاهش را نشان می‌دهد، اما همچنان تکان‌دهنده و قابل تامل است.

    استان‌های صدرنشین مرگ‌ومیر حوادث محیط‌های کاری

    اما تصویر زمانی تیره‌تر می‌شود که پای آمار مرگ‌ومیر به میان می‌آید. بر اساس گزارش رسمی پزشکی‌قانونی، بیشترین قربانیان حوادث محیط‌های کاری در سال ۱۴۰۳ در استان‌های تهران، اصفهان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و مازندران ثبت شده است. در مجموع، یک‌هزار و ۹۸۶ نفر بر اثر حوادث محیط‌های کاری جان خود را از دست داده‌اند؛ در میان این تعداد ۱۵ زن و باقی جانباختگان مرد بوده‌اند. آماری که اگرچه نسبت به سال پیش از آن ۶ درصد کاهش داشته، اما همچنان بیانگر فاجعه‌ای خاموش در محیط‌های کاری کشور است.

  • جان برای یک لقمه نان / آمار مرگ کارگران ایرانی در محیط کار اعلام شد

    جان برای یک لقمه نان / آمار مرگ کارگران ایرانی در محیط کار اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، گزارش اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس درباره حوادث شغلی در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ نشان می‌دهد.
    در سال‌‏های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، سه هزار و ۸۲۶ نفر در جایی که محیط کارشان بوده، مرده‌‏اند؛ مرگ بر اثر حادثه ناشی از کار که در ایران بعد از تصادف‌‏های جاده‌‏ای، دومین عامل مرگ‌‏ومیر آدم‌‏هاست.
    این سه هزار و ۸۲۶ نفر، جزو ۸۴ هزار و ۶۳۸ نفری بوده‌‏اند که در سال‌‏های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، دچار حادثه شغلی شده،بیمه بوده‌‏اند و نام‏شان در بررسی‌‏های سازمان تامین اجتماعی ثبت شده است. براساس آمار سازمان پزشکی قانونی در سال ۱۴۰۰، ۲۸ هزار و ۱۲۷ و در سال ۱۴۰۱، ۲۶ هزار و ۷۴ مورد از معاینات پزشکی، مربوط به معاینات مصدومان ناشی از حوادث کار بوده است.
    اینها آمارهایی است که به تازگی در پژوهش جدید مرکز پژوهش‌‏های مجلس بررسی شده است؛ پژوهشی که با عنوان «بررسی حوادث ناشی از کار و حقوق اجتماعی کارگران معادن با تمرکز بر حادثه معدن طبس» انجام شده و شامل جزئیاتی است که شرایط این روزهای کارگران را به‌‏ویژه در معادن، بهتر نشان می‌‏دهد.
    در چندسال گذشته و با هر بار ریزش معدن، دلایل مختلفی برای حوادث در معدن عنوان شده است. حالا مرکز پژوهش‌‏های مجلس، در گزارش اخیرش اعلام کرده که استهلاک دستگا‏ه‌های ایمنی و فنی استخراج معادن، روش‌‏های سنتی و غیرمکانیزه استخراج و افزایش عمق بهره‌‏برداری معادن در سال‌‏های گذشته، بالقوه قابلیت بروز و تشدید این دسته از حوادث را افزایش داده است.
    از میان مجموعه حوادثی که در معادن رقم خورده، تعداد حوادث در معادن زغال سنگ در سال ۱۴۰۰ با ۳۶۸ مورد حادثه رتبه سوم پرحادثه‌‏ترین معادن را به دست آورده است. بنابراین معادن زغال سنگ در سال‌‏های اخیر جزو پرحادثه‌‏ترین معادن از نظر تعداد حوادث محسوب می‌‏شود. همچنین ۴/۲۵  درصد از افراد آسیب‌‏دیده در معادن در حال بهره‌‏برداری کشور مربوط به معادن زغال سنگ بوده، اما به‌‏رغم حادثه‌‏خیز بودن معادن نسبت به سایر صنایع، در سال ۱۴۰۱ به طور متوسط از هر معدن ۸/۱ بار بازرسی انجام شده است.
  • پاییز بی مهر برای کارگران معدن / ضعف تجهیزات معدنی تا کی قربانی می گیرد؟

    پاییز بی مهر برای کارگران معدن / ضعف تجهیزات معدنی تا کی قربانی می گیرد؟

    به گزارش اقتصادران، باز هم حادثه در معدن، بازهم گرفته شدن جان یک کارگر؛ این روایت این روزهای کارگران معدن است، کارگرهایی که برای استخراج تا عمق زمین می‌روند اما انگار بدون پشتوانه و ایمنی. حالا حادثه پشت حادثه می‌بارد، هنوز فاجعه مرگ کارگرها در طبس فراموش نشده یک کارگر دیگر در معدن جان باخت، قبل‌تر یک فعال کارگری به خبرآنلاین گفته بود که برای انتقال کارگران معدن از واگن‌های حمل زغال استفاده می‌کنند، واگن‌هایی که این‌بار جان یک کارگر را گرفتند.

    بی‌مهری ماه مهر برای کارگرران معدن

    اول مهر بود که انفجار در معدن معدنجو در طبس سبب‌ساز مرگ کارگران شد، مرگی که همزمان با روز اول بازگشایی مدارس همه را شکه کرد، همان روزها خیلی‌ها از ایمن نبودن معادن برای کار گفتند، حرفی که برای اثبات آن زمان زیادی لازم نبود، حجت الاسلام نسائی زهان بازپرس پرونده‌ی حادثه معدن جوی طبس اعلام کرد، کارشناسان  قصور در زمینه نبود ایمنی در معدن را متوجه مسئولان معدن دانستند اما درصد آن باید بررسی شود.

    مرگ کارگران معدن معدنجو سبب شد یک‌بار دیگر ایمنیِ کار در معادن ایران مورد توجه کارشناسان قرار بگیرد، بهرام حسنی‌نژاد دبیر سابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو گفت: «متاسفانه در ایران تجهیزاتی که انتشار گاز متان را شناسایی کنند و بعد از شناسایی گاز را تخلیه کنند یا موجود نیست یا اگر هم هست کار نمی‌کند.»

    تجهیزات ناقص یا نبود آن متوجه معادن زیادی می‌شود، براساس گزارش‌ها بعد از حادثه برای معدن معدنجو در طبس، کارگران معدن طزره در کرمان به‌خاطر ایمن نبودن معدن تجمع و تحصن کردند، معدنی که همین یک سال قبل در پی انفجار سبب مرگ شش کارگر شده بود، به‌گزارش میزان ۱۲ شهریور ماه سال گذشته در حادثه انفجار تجمع گاز در یکی از تونل‌های فرعی معدن طزره دامغان، ۶ نفر از کارگران این معدن فوت کردند. مرگی که سبب‌ساز صدور حکم برای کارفرمای معدن شد، آن‌طورکه میزان گزارش داده کارفرما به اتهام قتل غیرعمدی ناشی از حوادث کار ۶ کارگر معدن، ناشی از بی احتیاطی و بی مبالاتی در حین کار در معدن طزره، محکوم به ۳ سال حبس تعزیری شد.

    حالا خبر رسیده روز گذشته ۱۶ مهر در این معدن یک کارگر دیگر جان خود را از دست داده است، براساس گزارش‌ها این کارگر موقع تعویض شیفت دچار حادثه شده است، آن‌طورکه خبرگزاری مهر نوشته طبق اعلام مسئولان شرکت البرز شرقی این کارگر با واگن‌های حمل زغال برخورد کرده است. این درحالی‌ست که همین چند روز گذشته اعلام شد یک دستگاه آمبولانس در پایگاه امداد و نجات طزره شهرستان دامغان مستقر شده است، همین مسئله سبب‌ساز انتقاد هم شده است، برخی می‌گویند یا از ابتدا اورژانسی وجود نداشته یا امدادرسانی مناسبی وجود نداشته که سبب مرگ این کارگر شده است.

    با این وجود کمی اظهارات ضد و نقیض درباره انتقال کارگر به بیمارستان وجود دارد، مظفر شعبانی مدیر روابط عمومی شرکت البرز شرقی در توضیحاتی ارائه کرده، گفته است  بعد از وقوع حادثه کارگر حادثه دیده با آمبولانس به بیمارستان ولایت دامغان انتقال پیدا کرد. این درحالی است که  رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت دامغان از بیمارستان دیگری نام می‌برد، حمید صالحی گفته که کارگر حادثه دیده بعد از سانحه به بهداری البرزشرقی منتقل و عملیات احیای معدنکار در همان‌جا انجام شده، سپس مصدوم با آمبولانس به بیمارستان معتمدی دامغان منتقل شده است. اینکه کارگر ۵۳ ساله فوت شده به کدام بیمارستان منتقل شده جای سوال دارد؟!

    انتقال کارگر معدن با واگن حمل زغال

    همان‌طورکه معلوم است موضوع ایمنی در معادن تقریباً به فراموشی سپرده شده است، بهرام حسنی‌نژاد دبیر سابق انجمن صنفی کارگران معدن چادرملو قبل‌تر به خبرآنلاین گفته بود: «معادن زغال سنگ ایران جزو عقب افتاده‌ترین معادن کشور از نظر تجهیزات، تکنولوژی استخراج معدن و  البته تربیت نیروی انسانی است، این‌که مردم در حادثه معدن طبس دیدند پیکر معدن‌کارها با واگن منتقل شدند باید بدانند تردد کارگرها درون معدن هم با همین واگن‌ها است. تکنولوژی ما برای بهره‌برادری از معدن اصلا قابل مقایسه با جهان نیست، در انگلستان و آمریکا هم زغال سنگ از معدن برداشت می‌کنند اما نحوه برداشت و تکنولوژی استخراج زغال در معادن ایران جزو عقب افتاده‌ترین‌ها است، خیلی مواقع با دست بیل و کلنگ انجام می‌شود و ابزارهایی که کار کردن در معدن را با حفظ ایمنی تسهیل می‌کند بسیار کم در معادن استفاده می‌شوند.»

    به گفته او: «از زمانی‌که خصوصی‌سازی در معادن بیشتر شد، به‌طور فزاینده امکانات معدن کمتر شد برای همین امنیت جانی و تجهیزات کارگران کاهش یافت، درواقع ایمنی برای کارگران معدن در حد صفر است. کارگران معدن جزو مظلوم‌ترین و در خطرترین کارگران ایران هستند، یعنی در هر لحظه ممکن است فدا شوند، تمام کارگرهای معدن حداقل حقوق را دریافت می‌کنند.»

  • چه کسی پاسخگوی مرگ کارگران از گرمازدگی است؟ / مرگ هایی که مثل آب خوردن انکار می شوند!

    چه کسی پاسخگوی مرگ کارگران از گرمازدگی است؟ / مرگ هایی که مثل آب خوردن انکار می شوند!

    به گزارش اقتصادران، پس از وقوع چندین مورد مرگ و آسیب دیدگی در اثر گرمازدگی در میانه تابستان امسال در میان کارگران حوزه نفت، انرژی و پتروشیمی جنوب کشور که با گرمای بالای ۵۰ درجه دست و پنجه نرم می‌کنند، این سوال برای بسیاری پیش آمد که آیا اساساً قرار است همه‌ ساله اقدامی در این جهت از سوی مقامات و مسئولین مرتبط انجام پذیرد یا همچنان شاهد آن باشیم که کشته‌شدگان ناشی از گرما روبه‌فزونی گذاشته و از سوی شرکت‌ها «تکذیب» و از سوی مسئولان، «انفعال» در دستور کار باشد؟

    اخیراً نیز فوت یک کارگر در یکی از پتروشیمی‌های استان خوزستان حاشیه ساز شد؛ مرگی که به انکار شرکت مربوطه درباره گرمازدگی آن کارگر انجامیده و علت امر به سکته قلبی نسبت داده شد. روابط عمومی شرکت درحالی علت نهایی فوت را طبق گزارش پزشکی قانونی، مرگ براثر سکته قلبی ناشی از تنگی عروق عنوان می‌کند که در گذشته نیز بسیاری از شرکت‌های مشابه پیمانکار و نیمه خصوصی پرتعداد خطه جنوب کشور، وقوع مرگ‌ها را در استدلالات مشابهی ناشی از بیماری زمینه‌ای، سکته و… معرفی کردند.

    این شیوه البته در اصول کاری پزشکی قانونی کشور نباید وجود داشته باشد که علت نهایی و غایی مرگ عنوان شود. احمد شجاعی (رئیس کل سابق سازمان پزشکی قانونی کشور) در اظهارنظری در این رابطه گفت: در فرآیند صدور گواهی فوت با نظر کارشناسی متخصصین و کارشناسان پزشکی قانونی، نظر کارشناسان باید شامل کلیه زنجیره حوادث منجر به آسیب یا بیماری و درنتیجه فوت شود.

    وی افزود: برای مثال در زمینه اعلام نظر کارشناسی درباره فوت فردی که به میانجی ترس از یک رویداد یا گرمازدگی یا فشار فیزیکی دچار سکته قلبی می‌شود، درج کل فرآیند منجر به فوت و سلسله حوادث بدون ابهام و با دقت لازم است و آوردن دلیل نهایی فوت (مثل بحث تنگی عروق و سکته قلبی) در گزارش کافی نیست.

    این اظهارنظر البته صرفاً محدود به نظرات یک مدیر سابق نیست و در اسناد پروتکل‌های تدوین گزارش فوت توسط کارشناسان پزشکی قانونی نیز روشن و واضح است که از کل سلسله رویدادها سخن به میان می‌آید و از نظر قانونی نیز شرح حوادث باید به همان ترتیب فوق الذکر باشد. در اسناد ثبتی پزشکی قانونی که با پروتکل خاصی نگاشته می‌شود نیز چندین بار بر ضرورت قید مستند «سلسله و زنجیره وقایع» تاکید شده است.

    چه کسانی مسئول جلوگیری از مرگِ کارگران بر اثر گرما هستند؟

    چه کسانی مسئول جلوگیری از مرگِ کارگران بر اثر گرما هستند؟

    مرگ بر اثر گرمازدگی از مسیر تنگی عروق و سکته قلبی می‌گذرد

    به‌هرحال به نظر می‌رسد مسئولان نظارتی و همچنین کارفرمایان تمایل خاصی ندارند که آمارهای فوت از این قبیل به‌عنوان آمار مرگ ناشی از کار به رسمیت شناخته شود. شاید از تبعات آن واهمه دارند و شاید مانند آن چند شرکت معروف که آمار بالای خودکشی کارگران را داشتند، بخواهند از هر شیوه‌ای برای بی‌تقصیر نشان دادن خود استفاده کنند.

    این تلاش‌ها درحالی صورت می‌گیرد که کارشناسان حوزه ایمنی و بهداشت حرفه‌ای نیز بارها تاکید کردند که مرگ در اثر گرمازدگی، در دقایق آخر فرآیندی مشابه با آنچه در برخی گزارشات پزشکی قانونی مورد ادعا واقع شده را رقم می‌زند.

    شهرام غریب (مدرس و کارشناس ارشد ایمنی صنایع) که سال‌ها بطور تخصصی در صنایع حوزه انرژی جنوب کشور فعال است، در این زمینه تاکید می‌کند: قطعاً از نظر علمی برای بسیاری از کارشناسان روشن است که مرگ بر اثر گرمازدگی در نهایت از مسیر فشار تنگی عروق و سکته قلبی می‌گذرد و برای مثال قرار نیست گزارشی وجود داشته باشد که فرد گرمازده از طریق بی‌آبی یا سکته مغزی فوت کرده باشد.

    وی در این رابطه تاکید می‌کند: از بین رفتن حجم بالایی از آب بدن در فرد کارگر گرمازده به دلیل گرمای بالاتر از سطح استاندارد، و تعریق زیاد که اصطلاحاً در آن جسم فرد دِ-هیدراته می‌شود، در نهایت منجر به بی‌حالی و تپش قلبی کارگر می‌شود. این فرآیند ریتمی، لحظاتی ادامه پیدا می‌کند و در ادامه باعث تنگی عروق و سکته قلبی فرد گرمازده می‌شود. فرد گرمازده‌ای که از مرحله بی‌حالی و تپش قلب عبور کند، شانس فوت بالایی دارد و در تقریباً همه‌ی مواردی که ما با آن مواجه شده و گزارش دریافت کردیم، همین روند گام به گام مشاهده شده است.

    غریب تاکید می‌کند: ما بارها نکاتی در حوزه ایمنی در قبال گرما را تذکر دادیم. از جمله اینکه برخی شرکت‌ها اظهارنظر می‌کنند که افراد سکته کرده در اثر گرمازدگی بیماری زمینه‌ای داشتند؛ این درحالی است که از اصول بهداشت حرفه‌ای در مناطق گرم و خشک این است که در فصل گرما مسئولان و نفرات ایمنی هر مجموعه (اگر وجود داشته باشند) باید کلیه نفرات را بررسی کرده و نفر بهداشت حرفه‌ای مسئول از طرف وزارت بهداشت نیز حاضر باشد تا هر کس که سابقه بیماری داشته باشند، در ساعات خاصی و در نقطه خاصی فعالیت کند که در اثر گرما آسیب نبیند. در واقع مطرح کردن بحث بیماری زمینه‌ای خود عذر بدتر از گناه است!

    این کارشناس حوزه ایمنی تصریح کرد: بسیاری از فرآیندها که بارها در آن تاکید کردیم نیز باید با نظارت دولت، نهادها، کارفرمایان و حتی خود کارگران در چنین شرایطی اعمال گردد. از جمله مباحثی مثل لباس مناسب مقابل گرما، تامین مداوم آب و آب‌لیمو برای جلوگیری از دهیدراته شدن بدن پرسنل فعال و همچنین تلاش برای جابه‌جایی زمان کار به ساعات خنک‌تر در شرایطی که شاخص‌های دمایی و رطوبتی به نقطه خطرناک و هشدار آفرین رسیده باشند، همه و همه از جمله توصیه‌های همیشگی ما به مدیران و افراد در شرایط گرمای بالای ۵۰ درجه بوده است. برخی شرکت‌های معتبر دولتی پروتکل‌ها را با حضور نفرات ایمنی و کارشناسان HSE رعایت می‌کنند اما باید پذیرفت مواردعدم رعایت نیز بالاست.

    اظهارنظرها درباره حوزه ایمنی در قبال گرما درحالی است که بسیاری از پروتکل‌های مقابله با گرما همچنان در شرکت‌ها به خوبی اجرا نمی‌شود. انجمن بهداشت حرفه‌ای و ایمنی شغلی بین المللی زیر نظر سازمان جهانی کار (OHSA) پروتکل‌هایی دربرابر اشتغال در محیط گرم تهیه کرده که بخشی از پروتکل‌های مراقبتی آن عبارت است از: سنجش و کنترل و تلاش برای کاهش رطوبت هوا و خشک سازی محیط کار، تلاش برای رساندن آب بیشتر به بدن کارگران و استفاده از البسه کاملاً استاندارد و بهداشت فردی، بخشی از این پروتکل‌هاست.

    این سازمان همچنین درباره بیماری‌هایی مثل گرامپ گرمایی نیز هشدار داده است. این بیماری در اثر عرق زیاد و از دست دادن آب و الکترولیت‌های بدن به‌خصوص سدیم، ایجاد می‌شود. فرد به سردرد و سرگیجه ضعیف دچار می‌شود و در آغاز به‌صورت ناگهانی همراه با دردهای شدید، ابتدا در ماهیچه های دست و بازو و سپس در ماهیچه‌های پا و شکم شروع می‌شود. درد مرتبا زیاد شده و در حالت بسیار شدید ممکن است گرفتگی (اسپاسم) کارپوپدال که نوعی گرفتگی انگشتان دست و پا است، نیز دیده شده است.

    این انجمن هشدار داده که پدیده گرامپ گرمایی از مرگ براثر گرمازدگی بیشتر مشاهده شده و خود می‌تواند در کنار بی حالی باعث بروز مرگ در اثر سقوط یا حوادث دیگر کار ناشی از بی حالی شود.

    کمیته ایمنی مجلس به موضوع مرگ بر اثر گرما و حوادث ورود نداشته‌اند

    وقوع چنین حوادثی در شرایطی رخ می‌دهد که سال‌هاست موضع مسئولان و وکلای ملت و همچنین مقامات حوزه ایمنی درقبال حوادث کار دوره تابستان و مرگ کارگران براثر گرما سکوت است. اظهارنظرها درباره حوادث کار ساختمانی، گرفتار شدن و نقص عضو کارگر در شرکت‌های با ماشین آلات فرسوده و فقدان آموزش، موضوعاتی است که بیشتر از سوی افراد دارای مسئولیت به‌عنوان آسیب‌شناسی وقوع حوادث قید می‌شود، اما موضوع گرما گویا به دلیل ارتباط با صنایع حساس و ثروتمند کشور که تعداد تلفات آن کمتر است، چندان مورد اقبال نیست!

    این را افرادی در مجلس نیز تایید می‌کنند. هرچند هیچ نماینده‌ای از مجلس دوازدهم حاضر به گفت‌وگو در این رابطه نشد، اما حامد اکبری (رئیس کمیته ایمنی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس) با تایید مورد عنایت نبودن موضوع گرما در این رابطه اظهار کرد: در موضوع مرگ بر اثر گرما و حوادث منجر به فوتی که در فصل گرما در جنوب کشور اتفاق می‌افتد، کمیته ایمنی مجلس و نمایندگان مرتبط با آن هرگز ورود نداشتند. دستکم بنده به شخصه در این مورد ورود نکردم و اساساً به نظر می‌رسد موضوعی سیستمی نبوده که ما بنابر شرح وظیفه اداری مجبور به ورود به موضوع آن شویم. در واقع نکاتی که در مجلس در رابطه با بحث ایمنی و بهداشت کار مطرح می‌شد، نکات کلی و عام در حوزه ایمنی بودند.

    وی با بیان اینکه «کمیته ایمنی ذیل کمیسیون بهداشت مجلس تنها از دوره مجلس یازدهم تاسیس و آغاز به کار کرد» تاکید کرد: واقعیت این است که تا پیش از این بطورکلی موضوع ایمنی در حاشیه بوده است. ما این حاشیه بودن را چنان حس کردیم که انتظار نداشتیم در موارد خاص و پرتعداد حوادث مثل مرگ کارگران ساختمانی یا مرگ بر اثر گرما در تابستان، کارزاری در مجلس و کمیسیون‌ها و صحن علنی داشته باشیم. به همین دلیل بود که در آن دوره تلاش کردیم در میان اعضای کمیته و کمیسیون‌های مجلس، ایده تاسیس «وزارتخانه ایمنی» یا دست کم سازمان ایمنی مرکزی را توسعه دهیم.

    اکبری تصریح کرد: در مواردی که ما بطور اختصاصی ورود کردیم، بعد از بروز برخی حوادث ایمنی برای بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی، با توجه به اینکه کمیته ایمنی و بهداشت حرفه‌ای مجلس زیر نظر کمیسیون بهداشت و درمان بود، بیشتر در زمینه ارتقای ایمنی بیمارستان‌ها، مراکز درمانی و محل‌های مشابه ورود اختصاصی کرده و تلاش کردیم این معضل را برای پرسنل و کادر درمان حل کنیم و به موفقیت‌هایی دست یافتیم.

    این کارشناس حوزه بهداشت حرفه‌ای تاکید کرد: واقعیت از نظر نمایندگان مجلس این بود که برقراری ایمنی برای جلوگیری از حوادث مشابه مثل گرمازدگی چندین دستگاه متولی دارد و از جمله مهمترین آن‌ها، کارشناسان ایمنی و بازرسان ادارات کار استان‌های مربوطه هستند. برای مثال مرکز سلامت محیط کار که در استان‌ها متولی بحث بهداشت حرفه‌ای ذیل وزارت بهداشت و درمان است، در این موضع مسئولیت و ماموریت دارد. درواقع آقای رعیتی فرد در معاونت روابط کار وزارت کار و آقای جندگی در معاونت بهداشت وزارت بهداشت، اکنون می‌توانند در چنین مواردی پاسخگوی حوادث رخ داده باشند.

    وی با طرح بحث اینکه «موضوع ایمنی در کشور هزینه‌های زیادی دارد» گفت: تاکنون البته در حوزه ایمنی صنایع انرژی جنوب کشور اقدامات بسیاری انجام شده و به نظر می‌رسد که بخش عمده‌ای از شرکت‌ها و نهادها و موسسات نکات ایمنی را رعایت می‌کنند. اگر این نکات به ویژه در فصل گرما رعایت نمی‌شد، باتوجه به حجم بالای کار و تعداد بسیار زیاد پرسنل فعال در این قسمت، اکنون تلفات و کشته‌شدگان بسیار بیشتری داشتیم. اما فعلاً موارد تخلف، قصور و کوتاهی محدود است و همین امر باعث شده که تعداد کشته‌شدگان کم باشد.

    اکبری در ادامه با اشاره به اینکه اجرای موارد ایمنی شاخص‌ها و پروتکل‌های زیادی در جنوب کشور دارد که همگی مورد نظارت قرار گرفته و گزارش می‌شوند، بیان کرد: ما در مجلس یازدهم با الزام دولت به مقاوله‌نامه ۱۵۵ حوزه ایمنی کار سازمان جهانی کار پیوستیم و بر این مبنا باید پروتکل‌های ایمنی قابل توجهی را تعریف و رعایت کنیم. وزارت کار در این چهارچوب خود مواردی را می‌تواند پیشنهاد دهد. ما شاخص‌هایی به نام «استرس گرمایی» داریم که این شاخص‌ها باید هرسال اندازه‌گیری عوامل زیان‌آور کار سنجیده شوند. این یک قانون الزام‌آور است و اجرا می‌شود.

    این کارشناس حوزه ایمنی و بهداشت حرفه‌ای تصریح کرد: ما شاخص‌هایی مثل bio-point، دمای‌تر و دمای خشک هوا، RH و… داریم که همه آن‌ها ذیل مباحث تخصصی شاخص‌هایی است که سنجیده می‌شوند. قطعا مدعی نیستیم که شاخص‌ها و نظارت‌ها کامل است اما به‌هرحال صورت می‌گیرد و اطلاعات ثبتی آن در گزارشات مربوط به سختی و زیان آوری شغل افراد که باید در شکل قرارداد و بیمه و بازنشستگی نیروی کار آن‌ها موثر باشد، قید می‌شود. حتی با درنظر گرفتن شاخص‌های دمایی و رطوبتی دیگر و شرایط آب و هوایی لباس افراد نیز عوض می‌شود. اگر شرکت‌ها چنین مواردی را به صورت سیستماتیک اجرا نمی‌کردند، حجم تلفات بسیار بالا می‌رفت و شاهد بحران حاد می‌شدیم.

    وی توصیه کرد: میزان عبور مرور هوای تازه به محیط کار، لباس، استحمام و موارد آموزشی دیگر درباره بروز علائم گرمازدگی مواردی هستند که خود کارگران و نفرات ایمنی حاضر در مجموعه‌ها خودشان هم باید بر آن‌ها نظارت داشته باشند.

    باوجود این اظهارات، اما به نظر می‌رسد همچنان کم بودن تعداد تلفات ناشی از گرما در قیاس با بقیه آمارهای منجر به فوت باعث تخفیف در شدت رسیدگی به این موضوع دارد!

    در ادامه پیگیری‌های ایلنا در این رابطه با مدیران کل ایمنی وزارت کار نیز تماس حاصل شد که قرار است گزارش کار آنان نیز در روزهای آینده در دسترس قرار گیرد. اما آنچه به نظر ضروری می‌رسد، اهمیت رسیدگی به بحث روند رو به افزایش تلفات ناشی از گرماست و به نظر ارزش آن را دارد که تشکل‌های کارگری برای افزایش حساسیت‌ها در این حوزه، خود پیش‌قدم شوند!

    به‌نظر می‌رسد، تجربه نشان داده است که زمانی مسئولان ذی ربط و کارفرمایان در حوزه‌ای حساس می‌شوند که خود تشکل‌های کارگری مربوطه در هر حوزه‌ای تحرک و حساسیت خود را در آن موضوع نشان داده باشند.