برچسب: مدارس غیرانتفاعی

  • چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    به گزارش اقتصادران، ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارس دولتی یا غیرانتفاعی، موضوعی است که از همان روزهای نخست که زمزمه‌های جنگ در گوش بسیاری از ایرانی‌ها پیچید، به دغدغه‌ای فرسایشی تبدیل شد. درست پس از شلیک اولین موشک‌ها در اسفندماه، بسیاری از پدر و مادرها با این پرسش روبرو شدند که آیا باید همچنان به پرداخت هزینه‌های سنگین مدارس غیرانتفاعی تن دهند یا اینکه در این شرایط جنگی، به آموزش مجازی مدارس دولتی قناعت کنند.

    اگرچه بسیاری از خانواده‌ها پس از سبک و سنگین کردن‌های بسیار، به یک گزینه واحد رسیدند، اما هنوز هم والدینی هستند که در دقیقه ۹۰ مهلت ثبت‌نام مدارس، همچنان در میان این دو راهی سرگردانند.

    کلاس اول با یک سال تأخیر

    «فاطمه»، مادر دختری است که شش سالش تمام شده و طبق قوانین آموزش‌وپرورش باید روپوش کلاس اول را به تن کند، اما او به دلیل هراس از شرایط موجود، ترجیح داد دخترش را با یک سال تأخیر ثبت‌نام کند. او در توضیح این تصمیم دشوار می‌گوید: «بر اساس قوانین آموزش‌وپرورش، دخترم باید امسال به کلاس اول برود، اما به خاطر شرایط جنگ و بلاتکلیفی درباره اینکه فرزندم را در چه مدرسه‌ای ثبت‌نام کنم، ترجیح دادم امسال این کار را انجام ندهم».

    البته این تصمیم با سرزنش اطرافیان نیز همراه بوده است؛ او می‌گوید: «خیلی‌ها به من می‌گویند این کار را نکن، عده‌ای هم به من حق می‌دهند؛ اما در نهایت تصمیم گرفتم دخترم را با یک سال تأخیر به مدرسه بفرستم تا مطمئن شوم جنگی در کار نیست». این تنها روایت فاطمه نیست و این روزها برخی از والدین برای فرزندان کلاس‌اولی خود، چنین نسخه‌ای را پیچیده‌اند.

    چرتکه‌اندازی میان غیرانتفاعی و دولتی

    «مصطفی»، پدر یک دانش‌آموز کلاس‌اولی است و از آنجایی که نمی‌داند جنگ ادامه خواهد داشت یا خیر، مدام میان مدارس دولتی و غیرانتفاعی در حال رفت‌وآمد است.

    او درباره حال‌وهوای این روزهایش که مهلت ثبت‌نام رو به پایان است، می‌گوید: «هر روز من یا همسرم به مدرسه‌ای سر می‌زنیم؛ از دولتی گرفته تا غیرانتفاعی. مدام در حال حساب‌وکتاب هستیم که مثلاً ۸۰ میلیون تومان پرداختن برای مدرسه‌ای که شاید کلاس‌هایش همگی آنلاین شود، کار درستی است یا نه؟».

    در میان تمام دل‌نگرانی‌های والدین برای دانش‌آموزان کلاس‌اولی، کم نیستند خانواده‌هایی که تصمیم به کوچ از مدارس غیرانتفاعی به دولتی گرفته‌اند. «احمد»، پدر دانش‌آموزی است که کلاس سوم را پشت سر می‌گذارد؛ فرزند او از کلاس اول در مدرسه غیرانتفاعی درس می‌خوانده، اما حالا پدر تصمیم گرفته است به دلیل هزینه‌های بالای مدرسه در شرایط بلاتکلیفی جنگ، پسرش را در مدرسه دولتی ثبت‌نام کند.

    به گفته این پدر «برای سال تحصیلی گذشته ۸۰ میلیون تومان هزینه کردم و حالا اگر بخواهم پسرم در همان مدرسه درس بخواند، باید ۱۲۰ میلیون تومان بپردازم؛ این در حالی است که سال گذشته کلاس‌ها کاملاً آنلاین بود و این هزینه، اضافی است. اکنون به دنبال یک مدرسه دولتی یا هیئت‌امنایی هستم که ارزان باشد تا اگر جنگ شد، پول بی‌دلیل پرداخت نکرده باشم».

    آب پاکی آموزش‌وپرورش بر دستان والدین

    هزینه مدارس غیرانتفاعی در شرایط جنگ، به چالش میان والدین و مدارس تبدیل شده است. در فضایی که والدین معتقدند در صورت برگزاری کلاس‌های آنلاین، هزینه مدارس غیرانتفاعی باید کاهش یابد، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی نظر دیگری دارد.

    «احمد محمودزاده»، معاون وزیر آموزش‌وپرورش، در فروردین‌ماه در این رابطه تأکید کرد: «شهریه مدارس غیردولتی بر اساس آیتم‌هایی چون اجاره فضا، امکانات و تجهیزات موجود در مدرسه و کیفیت آموزش‌ها تعیین می‌شود که برای هر مدرسه رقم مجزایی بوده و در سال جاری به خانواده‌ها اعلام شده است». او در پاسخ به تغییر شرایط جنگی افزود: «در این شرایط هزینه‌ها حتی بیشتر هم شده است؛ چرا که معلم در کنار آموزش تئوری، باید تولید محتوا نیز انجام می‌داد. از سوی دیگر، برخی مدارس برای پلتفرم‌های آموزشی هزینه‌های زیادی متحمل شدند».

    به گفته او، در بخش شهریه و فوق‌برنامه، مدارس در حال ارائه آموزش هستند و درخواست از خانواده‌ها این است که همراهی کنند. همچنین از مؤسسان مدارس غیردولتی نیز خواسته شده بر اساس قرارداد با معلمان و والدین فعالیت کنند؛ یعنی برنامه آموزشی و فوق‌برنامه‌های وعده داده شده را عملی کنند و حقوق معلمان را نیز بر همان اساس پرداخت کنند.

    آنچه از اظهارات والدین و مسئولان برمی‌آید، شکافی عمیق میان واقعیت‌های اقتصادی خانواده‌ها و ضرورت‌های مالی سیستم آموزشی است. والدین در شرایطی که آینده مبهم است، اولویت را بر امنیت و کاهش هزینه‌های غیرضروری می‌گذارند، در حالی که نظام آموزشی سعی دارد با تکیه بر چارچوب‌های قراردادی، از تداوم کیفیت آموزشی دفاع کند.

  • رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    به گزارش اقتصادران، دور از انتظار نبود، مدارس دولتیِ عادی سهمی در رتبه‌های برتر کنکور امسال نداشتند، احتمالاً سهم ناچیزی هم میان رتبه‌های خوب داشته باشند، روندی که خیلی‌ها معتقدند محصول تضعیف آموزش عمومی در مدارس دولتی عادی است. اما در این میان ماجرا در سمت دیگر کاملاٌ متفاوت است، دانش‌آموزان آموزش دیده در مدارس استعدادهای درخشان یا مدارس غیرانتفاعی وضیت بهتری دارند، هم رتبه‌های برتر کنکور به این دانش‌آموزان می‌رسد و هم احتمالاً سایر رتبه‌های خوب برای قبولی در دانشگاه‌های رایگان سهم همین گروه می‌شود، طوری‌که به‌گفته‌ی نفیسه آزاد: «ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرد.»

    این جامعه شناس می‌گوید: «شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند.»

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    دانشگاه‌های برتر سهم کسانی‌ می‌شود که در آموزش عمومی پول بیشتری هزینه تحطیل می‌کنند

    *شما در واکنش به نتایج اعلام شده برای رتبه‌های برتر کنکور، در فضای مجازی نوشتید «شکست آموزش عمومی در ایران»، به ما بگویید نشانه‌های این شکست چیست؟

    منظور من از آموزش عمومی  آموزشی است که کودکان تا سن ۱۸ سالگی می‌گیرند، این آموزش مبنای ورود آن‌ها به جامعه‌ی بزرگ‌تر است، جامعه‌ی بزرگ‌تر یعنی ورودشان به دانشگاه یا کسب‌وکار. این آموزش قرار است برای همه‌ی جمعیت فعال یک کشور در دسترس باشد و البته کارآمدی هم داشته باشد تا نیروی فعال و رو به توسعه کشور را بسازد؛ حالا پژوهش‌ها نشان می‌دهد دانشگاه‌های برتر کشور در اختیار دانش‌آموزانی است که در آموزش عمومی از تحصیلات با سرمایه‌گذاری مالی بالا برخوردارند، تعلق رتبه‌های یک تا ده کنکور به این طبقه نماد اتفاقی است که در ورود به دانشگاه‌های کشور دارد رخ می‌دهد. در نتیجه در کشوری مانند ایران که با توسعه نامتوازن مواجه هستیم دانش‌آموزان زیادی به‌دلیل این‌که قدرت زیاد برای سرمایه‌گذاری در تحصیل ندارند از ورود به دانشگاه‌های دولتی و با کیفیت بالاتر محروم می‌شوند.

    کسانی‌که به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت آموزش با کیفیت ندارند

    *آیا متولی آموزش عمومی می‌تواند مدعی شود که من وظیفه‌ای برای تربیت دانش‌آموز برای ورود به دانشگاه ندارم، من فقط وظیفه آموزش دانش عمومی را داشتم؟

    نمی‌تواند این کار را انجام دهد، برای این‌که سیاستگذار وقتی روی صندلی می‌نشینید باید بداند در قبال کل جمعیت کشور مسئولیت دارد، اگر کنکور تنها راه ورود به دانشگاه‌های برتر نبود شما می‌توانستید چنین ادعایی را مطرح کنید؛ مسئولین کنکور را با سوال‌های یکسان سد راه ورود به دانشگاه گذاشته‌اند و بعد آموزش عمومی را به سمتی بردند که فقط با پول می‌شود آموزش مناسب گرفت تا به آن سوالات پاسخ داد، اگر کنکور سوالات یکسان دارد به معنای عادلانه بودنش نیست، کسانی‌که دسترسی مالی بهتری دارند آموزش بهتری برای پاسخ به این سوال‌ها دریافت می‌کنند یا برعکس، یعنی کسانی‌که قبل‌تر به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت چنین آموزش را ندارند.

    آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است

    *اما انگار این‌طور تصور می‌شود که همه باید دانشگاه بروند و آموزش عمومی این مسئولیت را دارد، این‌طور نیست؟

    نه، منظور من این نیست که همه دانشگاه بروند. ببینید؛ یک تب‌سنج درجه حرارت بدن را نشان می‌دهد اما علت تب را نه، وضعیت کنکور هم همین است، مانند یک شاخص عمل می‌کند و نشان می‌دهد آموزش در کشور ما وضعیت خوبی ندارد؛ حالا علت این وضعیت نامساعد چیست؟ علت، آموزش عمومیِ ضعیف است. کنکور مانند یک شاخص هست که به ما نشان می‌دهد آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است.

    *آن‌وقت خطری که از پس بی‌معنا شدن آموزش عمومی ما را گرفتار می‌کند چیست؟

    اجازه بدید از منظر توسعه‌ای بگویم، کشور ما به‌طور جدی درحال کاهش جمعیت است این یعنی جمعیت فعال ما به‌شدت درحال کم شدن است؛ از طرفی ما داریم وارد دوران انقلاب فناوری می‌شویم، یعنی ماهیت شغل‌ها، مهارت و دانش‌ تغییر می‌کند؛ در چنین وضعیتی و با این چشم‌انداز سیاست‌گذار آموزش باید بداند به‌تمام جمعیت فعال حاضر در کشور نیاز دارد، اما وقتی نتواند آموزش عمومی فراگیر و متوازن برقرار کند انگار که دارد یک جمعیت فعال که صاحب مهارت و دانش هستند را از دست می‌دهد، و این همه‌اش به‌این خاطر هست که آموزش عمومی با کیفیت به معنای فراگیر آن وجود ندارد.

    رقابت نابرابر میان مدارس پولی و غیرپولی

    *حالا رواج مدارس پولی چه نقشی در تضعیف آموزش عمومی بازی می‌کنند؟

    شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند. ما نمی‌توانیم اقتصاد سیاسی پدیده‌های اجتماعی را نادیده بگیریم، الان بخش عمده‌ای از صندلی‌های دانشگاه‌ها خالی هستند، چرا که بستر دانشگاهی برای جمعیت زیاد دهه شصت طراحی شده بود، اما الان به‌دلیل کاهش جمعیت متقاضی برای ورود به دانشگاه نسبت به قبل کم شده برای همین رشته‌های زیادی داریم که پذیرش در آن‌ها به کنکور نیازی ندارد، با این وجود چرا ما همچنان کنکور داریم؟ مدافعان کنکور معتقدند به‌خاطر رقابت برای دانشگاه‌های خوب کنکور هنوز وجود دارد، اما باید پرسید چه‌کسانی در دانشگاه‌های خوب قبول می‌شوند؟ آمارها نشان می‌دهد همان‌هایی که پول دارند قبول می‌شوند، در نتیجه ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرند. لذا کنکور یک زمانی توجیح داشت اما الان توجیحی جز چرخه اقتصادی آن ندارد، بازاری که پشت کنکور ایستاده آن را نگه داشته است.

    استعدادهای درخشان فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است

    *وقتی نتایج رتبه‌های برتر کنکور اعلام شد، تعداد زیادی از آن‌ها دانش‌آموزان مدارس استعدادهای درخشان بودند، نظرتان در این‌باره چیست؟

    اساساً این ایده که یکی استعداد خاصی دارد و من بروم آن را کشف کنم ایده‌ی عقب افتاده‌ای است که در دهه‌های گذشته مطرح بود، درحالی‌که الان ایده جداسازی کنار گذاشته شده است. امروز در آموزش عمومی نوعی از آموزش توصیه می‌شود که در آن دانش‌آموزان با توانایی‌های متفاوت کنار یکدیگر هستند، و با یکدیگر یک مسیر آموزش عمومی را طی می‌کنند. این‌که تعدادی دانش‌آموز را از یک سنی به عنوان استعداد انتخاب کنیم، بعد همان مباحث آموزشی را آنقدر با آن‌ها تمرین کنیم که در دانشگاه با رتبه عالی قبول شوند، چه نوع استعدادیابی است؟ امروز دانش‌آموزان برای این‌که در مدارس استعدادهای درخشان پذیرش بگیرند با هزینه‌های زیادی در کلاس‌های مجزا آموزش داده می‌شوند، درحالی‌که استعداد به این معنا اصلاً وجود خارجی ندارد، این اقدامات فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است.

    یک زمانی وقتی سند جامع علمی کشور درحال تصویب بود در این مورد بحث می‌شد که صرف منابع زیاد برای یک تعداد خاص، به عبارتی آموزش گلخانه‌ای سیاست شکست خورده‌ای است، یعنی به‌جای داشتن یک گلخانه باید یک مزرعه پر از گل داشته باشیم، نکته جالب این است که همین بچه‌های استعداد درخشان در دانشگاه کنار سایر دانشجوها می‌نشینند، خدا را شکر که فعلاً دانشگاه استعدادهای درخشان نداریم که همه این‌ استعدادها کنار هم باشند؛ خب چه شد؟ آیا این‌ها فقط تا ۱۸ سالگی استعداد درخشان بودند؟ یعنی حتی این ایده به فرض درستی آن، ایده ناقصی است.

    آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود

    *حالا با توجه به نکاتی که مطرح کردید، عدالت آموزشی از منظر شما چه‌طور است؟

    ببینید، امروز مدارس غیرانتفاعی درحال بِرَند سازی هستند و این اتفاقی عجیب و غریب است، چراکه آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود، در این میان رقابت‌ها و آزمون‌های عجیب و غریب و پیوسته هم ایجاد می‌کنند و کسی نظارتی بر این‌ها ندارد؛ همه این‌ها طبقاتی هستند که تا مرحله کنکور ادامه دارد و بعد رها می‌شود، در واقع به یک دستگاه مهاجرسازی تبدیل شده است که برای کشورهای دیگر مهاجر متخصص تولید می‌کند.

    آموزش و پرورش با واگذاری آموزش عمومی رایگان به بخش خصوصی از خودش سلب مسئولیت کرده است، درحالی‌که طبق قانون اساسی آموزش رایگان وظیفه نهاد آموزش در کشور است. امروز آموزش عمومی را وارد بازار کرده‌اند، برای همین تعداد مدارس دولتی نسبت به قبل کم شده‌ است، چه‌طوری این مدارس غیب شدند؟ با واگذاری آن‌ها به بخش خصوصی، این مسیر هم اصلاً اتفاقی نبوده و یک نوع سیاستگذاری بوده است. بنابراین اساس آموزش عمومی باید تغییر کند، آینده چیز شخصی نیست که اگر یک خانواده پول داشت برای فرزندش سرمایه‌گذاری کند و آن را بخرد، آینده یک چیز جمعی است، ما با آینده‌ای روبه‌رو هستیم که با تحولات زیادی در زمینه بازار کار مواجه است، اما نظام آموزش عمومی در کشور ما برای چنین تغییری آماده نیست. بنابراین آموزش باید فراگیر باشد و هر کودکی در هر نقطه‌ای از این کشور به آموزش منصفانه دسترسی داشته باشد.

  • عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    عدالت آموزشی از مدارس ایران پر کشید / آموزش خصوصی با بهای نجومی!

    به گزارش اقتصادران، فصل بهار و امتحانات دانش‌آموزان هنوز تمام نشده است، اما برخی مدارس تابلوی تکمیل ظرفیت را بر در‌ها آویخته‌اند! با نزدیک شدن به اتمام سال تحصیلی، روند ثبت‌نام مدارس دوباره به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل شده است. اغلب والدین میان تماس‌های پی‌درپی، جلسات معارفه و فرم‌های پیش‌ثبت‌نام، در جست و جوی مدرسه‌ای هستند که هم فرزندشان از کیفیت آموزشی بالایی برخوردار شود و هم با دخل‌وخرجشان جور دربیاید. اما این دو خواسته ساده، گویی دیگر به‌سختی کنار هم قرار می‌گیرند.انتخاب مدرسه تا چندین سال پیش که خرج و مخارج از درآمد‌ها پیشی نگرفته بود و خدمات بیش از آنکه آموزشی باشد، رنگی از تجمل و برندینگ به خود نگرفته بود، روند چندان دشواری نبود، اما حالا در میان جدول شهریه‌ها، فرم‌های پیش‌ثبت‌نام و جلسات مصاحبه، تبدیل به چالشی سخت و پرهزینه شده است.

    طبق اعلام احمد محمودزاده، رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت‌های مردمی، شهریه مدارس غیر انتفاعی در سال گذشته (۱۴۰۳ – ۱۴۰۴) بین ۱۰ تا ۸۰ میلیون تومان مصوب شده بود. محمودزاده درباره میزان شهریه مدارس غیرانتفاعی در سال ۱۴۰۴_۱۴۰۵ نیز عنوان کرده است: «مطابق بررسی که کردیم، برخی شهریه‌ها در تهران بسیار پایین است، بنابراین تصمیم به ترمیم شهریه و افزایش کف شهریه گرفتیم. این اقدام برای اجرای طرح ۳۰ ساعته شدن معلمان و ارتقاء کیفیت آموزشی ضروری است. کف شهریه در چهار سطح تعیین شده و کمترین آن ۱۴ میلیون تومان است». با این حال آموزش و پرورش هنوز به صورت دقیق اعلام نکرده است که سقف شهریه مدارس چه میزان است، اما تجربه سالیان گذشته و مشاهدات میدانی از مناطق مختلف تهران نشان می‌دهد که این سقف عملا برای بسیاری از مدارس تنها یک عدد روی کاغذ است و برخی مدارس بدون اینکه منتظر شهریه مصوب آموزش و پرورش باشند، پرونده ثبت نام دانش‌آموزان در سال تحصیلی جدید را بسته‌اند.

    ثبت‌نام میلیونی زیر سایه برند و لوکیشن

    در یک مدرسه ابتدایی پسرانه در محله اقدسیه که بیش از ۲۰ سال از تاسیس آن می‌گذرد، نگهبان مدرسه از پشت میز چوبی که در مقابل در ورودی قرار گرفته است، امکانات مدرسه را اینگونه مرور می‌کند: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه صبح تا ۱۳ در مدرسه حضور دارند. کلاس‌های فوق شامل زبان انگلیسی، رباتیک، ساخت لگو، کارگاه خلاقیت، خوشنویسی و نقاشی می‌شود. هر ماه هم یک اردوی تفریحی یا علمی و ورزشی داریم.»

    او ضمن بیان اینکه ظرفیت هر کلاس ۲۰ نفر است و هر پایه فقط یک کلاس وجود دارد، درباره میزان شهریه عنوان کرد: «علی الحساب شهریه پارسال که ۴۲ میلیون تومان است را باید پرداخت کنید تا شهریه امسال که احتمالا افزایش ۲۵ تا ۳۰ درصدی پیدا می‌کند، از سوی آموزش و پرورش اعلام شود.»

    وی همچنین در پاسخ به اینکه این شهریه ثابت است یا برای برنامه‌های فوق در طول سال مبالغی دریافت می‌شود، گفت: «هزینه کتاب، اردوها، فرم مدرسه یا اگر در مواردی نیاز به فتوکپی و تکثیر باشد، هزینه جدایی دریافت می‌شود.»

    حجاب کامل خانواده، از شروط ثبت‌نام یک مدرسه غیرانتفاعی

    چند خیابان آن طرف‌تر، در محله چیذر یک خانم چادری پشت میز دفتر قدیمی مدرسه نشسته است. او درباره شرایط این مدرسه پسرانه در مقطع ابتدایی، به خبرنگار اقتصاد ۲۴ گفت: «ساعت تحصیلی دانش‌آموزان ما از ۷ و ۴۰ دقیقه صبح شروع می‌شود تا ساعت ۳ ظهر. اولیا دانش‌آموزان ما یکدست مذهبی و چادری هستند. البته چادری بودن جزو شرایط نیست، اما باید حجاب کامل داشته باشند.»

    مدیر مدرسه درباره کلاس‌های فوق‌برنامه نیز می‌گوید: «برای پایه اول کلاس‌های کامپیوتر و ژیمناستیک را داریم. برای پایه سوم به بالا هم کلاس‌های خوشنویسی، رباتیک، قرآن و پرورشی را در نظر گرفته‌ایم. البته هر روز صبح با همه بچه‌ها حفظ قرآن تمرین می‌شود. ضمن اینکه ما در مدرسه کلاس آموزش زبان نداریم چراکه هرکدام از دانش‌آموزان معمولا در آموزشگاه‌های آزاد، زبان انگلیسی را فرا می‌گیرند.»

    او در ادامه با اشاره به آموزش‌های مذهبی در مدرسه مذکور، عنوان می‌کند: «نماز، وضو، ذکر و سایر احکام از کلاس سوم آموزش داده می‌شود و برایشان جشن نماز گرفته می‌شود. ضمن اینکه جشن اعیاد و سوگواری ایام وفات هم به صورت عمومی برگزار می‌کنیم.»

    این مدیر مدرسه درباره جمعیت هر کلاس و میزان شهریه مدرسه هم بیان می‌کند: «ظرفیت هر پایه ۱۰ الی ۱۵ نفر است. شهریه را فعلا به نرخ سال گذشته که ۴۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است باید پرداخت کنید تا نرخ مصوب امسال که قطعا افزایش بیش از ۴۰ درصدی خواهد داشت، مشخص شود.»

    روایت متفاوت والدین از شهریه های غیر انتفاعی ها

    روایت والدین از میزان شهریه فرزاندانشان، اما بیش از این ارقام است. یکی از مادران که دو فرزندش در مقطع ابتدایی در محدوده قیطریه تحصیل می‌کنند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «من بیشتر مدارس منطقه یک را قیمت گرفتم و شهریه‌شان از ۱۸۰ میلیون به بالا شروع می‌شود. شهریه مدرسه یکی از فرزاندانم سال گذشته ۹۰ میلیون تومان بود که برای سال تحصیلی جدید به ۱۸۰ میلیون تومان رسیده است. شهریه مدرسه فرزند دیگرم هم از ۱۲۰ میلیون تومان به ۱۷۵ میلیون تومان افزایش پیدا کرده آن هم علی الحساب؛ یعنی امکان دارد بیشتر هم شود. تازه این ارقام بدون احتساب هزینه کتاب، ناهار، لباس و سرویس مدرسه هست.»

    مادر این دو دانش‎‌آموز با اشاره به شهریه سنگین مدارس برای برخی از خانواده‌های طبقه متوسط جامعه می‌گوید: «تعدادی از اطرافیان من به دلیل شهریه بالا ناچار شدند مدرسه فرزندان خود را به مدارس سما تغییر دهند. مدرسه سما در خیابان شریعتی که وابسته به دانشگاه آزاد است از ۶۰ میلیون به ۸۰ میلیون تومان رسیده که در مقایسه با مدارس غیرانتفاعی پایین‌تر است.»

    او کلاس‌های فوق برنامه مدارس دو فرزندش را اینگونه نام می‌برد: «کلاس‌های زبان، رایانه، رباتیک، پرلز، مهارت‌های زندگی، ریاضی پیشرفته و خوشنویسی را دارند.»

    مرکز تهران؛ جایی که قیمت‌ها دیگر میانه نیستند

    برخی مدارس پر متقاضی حتی مرحله‌ای تحت عنوان پیش‌ثبت‌نام اینترنتی برگزار می‌کنند. بدین صورت که والدین ابتدا باید فرم‌هایی را به‌صورت آنلاین پر کنند، سپس مدرسه با آنها تماس گرفته و جلسه حضوری با خانواده برگزار می‌شود.

    در مرکز شهر هم مدارسی هستند که از قافله شهریه‌های نجومی مدارس منطقه یک و پیچ و خم مراحل ثبت‌نام مدارسی که نامشان تبدیل به برند شده است، عقب نمانده‌اند. یکی از مدارس ابتدایی دخترانه، حوالی میدان فاطمی به خبرنگار اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شما باید به صورت اینترنتی مرحله پیش‌ثبت‌نام را انجام می‌دادید. در حال حاضر ظرفیت ما تکمیل شده است و کمتر از یک درصد احتمال دارد که ظرفیتی خالی شود». با این حال کادر اداری مدرسه درباره شرایط و امکانات مدرسه اینگونه توضیح می‌دهد: «دانش‌آموزان از ساعت ۷ و ۴۵ دقیقه صبح تا ساعت ۱۴:۱۵ ظهر کلاس دارند. هر کدام از خانواده‌ها هم که بخواهند می‌توانند در کلاس‌های بعد از مدرسه (After School) ثبت نام کنند که هزینه‌اش جدا از شهریه دریافت می‌شود.»

    وی در ادامه درباره کلاس‌های فوق برنامه هم بیان می‌کند: «زبان انگلیسی و فرانسه، کدنویسی و مهارت‌های زندگی را برای بچه‌ها برگزار می‌کنیم. هر ماه هم اردو‌های درون شهری به مکان‌های تفریحی مثل پارک، سینما، موزه و… داریم.»

    معاون این مدرسه از اعلام شهریه دقیق به دلیل تکمیل ظرفیت سر باز می‌زند، اما می‌گوید کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان نیست.

    شرق تهران؛ کشاکش میان دغدغه کیفیت و فشار هزینه

    مادر دیگری از افزایش ۵۸ درصدی شهریه مدرسه فرزندش که در مقطع ابتدایی و در محدوده نارمک تحصیل می‌کند، به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «سال گذشته ۶۰ میلیون پرداخت می‌کردیم که این رقم امسال به ۹۵ میلیون تومان رسیده است. این رقم در بین مدارس ابتدایی این منطقه تقریبا نرمال بوده است؛ به عنوان مثال یکی از دوستان من در تهران‌پارس ۱۲۰ میلیون تومان برای شهریه فرزندش پرداخت کرده، اما به نسبت تعداد کلاس‌های فوق برنامه کمتری دارند. درواقع، چون مدرسه اجاره‌ای بوده، هزینه آن را روی شهریه کشیده‌اند. ضمن اینکه هزینه‌های جانبی هم از آنها دریافت می‌کنند. ولی مدرسه فرزند من که ۹۵ میلیون تومان دریافت کرده‌اند دیگر در طول سال مبالغ دیگری از ما نمی‌خواهند.»

    به محاق رفتن عدالت آموزشی در ایران

    گزارش‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که نابرابری در دسترسی به آموزش باکیفیت در ایران، به‌ویژه در مناطق روستایی و برای اقشار کم‌درآمد، همچنان وجود دارد. در سال ۲۰۲۴، ضریب جینی آموزشی ایران که نشان‌دهنده میزان نابرابری در دسترسی به آموزش است، حدود ۳۵ ارزیابی شده است. این عدد نشان می‌دهد که در کشور ما، فرصت‌های آموزشی به‌طور یکنواخت توزیع نمی‌شود و اقشار مختلف جامعه به‌ویژه در مناطق کم‌درآمد، به امکانات آموزشی باکیفیت دسترسی ندارند.

    همچنین، سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی ایران کمتر از ۲ درصد است، در حالی که طبق توصیه‌های بین‌المللی، این عدد باید بین ۴ تا ۶ درصد باشد تا کیفیت آموزش به‌طور مناسبی تأمین شود. افزون بر اینکه بسیاری از نظر اقتصادی توان تحصیل در مدارس غیرانتفاعی را ندارند، در مواردی نیز خانواده‌ها با این جمله روبه‌رو می‌شوند که «با توجه به سیاست‌های مدرسه، ترجیح می‌دهیم خانواده‌هایی را بپذیریم که از نظر فرهنگی با خط‌مشی ما هم‌راستا باشند». این گزینش اجتماعی که در عمل نوعی فیلتر طبقاتی است، موجب شده است که مدارس غیرانتفاعی نه‌فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر ترکیب اجتماعی نیز از مدارس دولتی فاصله بگیرند. از این رو به اعتقاد کارشناسان، وقتی کیفیت آموزش، با توان پرداخت شهریه گره بخورد، عدالت آموزشی در معنای واقعی خود از بین می‌رود.

    خانواده‌هایی که فرزندانشان را در مدارس دولتی ثبت‌نام می‌کنند نیز با چالش‌هایی مواجه‌اند؛ از کمبود معلم و کیفیت پایین‌تر کلاس‌ها گرفته تا ازدحام جمعیت در کلاس‌ها و نبود امکانات مناسب. همین تفاوت‌ها موجب شده است که خانواده‌های طبقه متوسط، با هر سختی و زحمتی، تلاش کنند فرزندشان را در مدارس غیرانتفاعی ثبت‌نام کنند.

    افزایش تقاضا برای مدارس غیرانتفاعی، بدون نظارت کافی بر قیمت‌ها و خدمات، باعث شکل‌گیری بازاری پرابهام شده است. بسیاری از مدارس، قیمت‌ها را بر اساس میزان شهرت و موقعیت جغرافیایی خود تعیین می‌کنند و نظارتی جدی بر تطابق شهریه‌ها با کیفیت آموزش دیده نمی‌شود. در چنین شرایطی، سؤال اساسی این است که آیا آموزش عمومی در ایران همچنان یک حق عمومی بوده یا به‌تدریج در حال تبدیل شدن به کالایی لوکس برای طبقات برخوردار است؟

    مسیر مهار شهریه؛ از وعده تا عمل

    هر سال زمان ثبت نام مدارس، خانواده‌ها نسبت به شهریه‌های نجومی اعتراض دارند حتی در ماه گذشته کارزاری در اعتراض به افزایش شهریه مدارس غیرانتفاعی ایجاد شد که در بخشی از متن آن آمده است: «در شرایط اقتصادی فعلی، که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، افزایش نامتعارف شهریه‌ها نه‌تنها منصفانه نیست، بلکه زمینه‌ساز گسترش تبعیض آموزشی و حذف تدریجی دانش‌آموزان بااستعداد، اما کم‌برخوردار از فرصت‌های برابر می‌شود».

    مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران نیز در ابتدای فروردین عنوان کرد که فعلا رقم جدید شهریه‌ها قطعی نشده و مدارس اجازه ندارند تا زمان ابلاغ رسمی، هیچ مبلغی بیش از شهریه سال گذشته دریافت کنند. او همچنین یادآور شده که در مرحله پیش‌ثبت‌نام نیز دریافت هرگونه وجه اضافی غیرقانونی است. با وجود اینکه هر سال در زمان ثبت نام مدارس آموزش و پرورش چنین خط و نشان‌هایی می‌کشد، اما آنچه والدین در واقعیت تجربه می‌کنند، چیز دیگری است.

  • بچه پولدارها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟

    بچه پولدارها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟

    به گزارش اقتصادران، موعد ثبت نام سال آینده مدارس رسیده و بار دیگر مساله شهریه مدارس داغ شده است. جدای از مدارس دولتی که اگرچه باید رایگان باشند به بهانه‌ها و تحت عناوین مختلف مبالغ قابل توجهی از مردم می‌گیرند، شهریه‌های مدارس غیرانتفاعی بدون هیچ نظارتی روز به روز نجومی‌تر می‌شوند. انتشار میزان شهریه این مدارس از چند جهت اهمیت دارد؛ نخست اینکه آمار قبولی‌های کنکور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد دسترسی دانش آموزان مدارس دولتی و شهرستانی به دانشگاه‌های تراز اول کشور روز به روز سخت‌تر شده است.در سالهای گذشته سهم مدارس دولتی‌ در بین رتبه‌های برتر کنکور بین دو تا هشت درصد بوده است. از سوی دیگر شهریه‌های چند صد میلیونی این مدارس هم نماینده اختلاف طبقاتی و بی عدالتی آموزشی در کشور است و هم به آن دامن می‌زند.

    تماس‌ها با برخی مدارس خاص و مطرح تهران که اغلب مورد انتخاب آقازاده‌هاست، جدا از هزینه‌های چند ده میلیونی، چند نکته قابل توجه را آشکار کرده است؛  نخست اینکه برخی از این مدارس از اطلاع رسانی درباره شهریه‌ها طفره می‌روند.  نکته دیگر اینکه با وجود شروع ثبت‌نام‌ها و حتی پر شدن ظرفیت خیلی از این مدارس، مبالغ شهریه امسال مشخص نشده و والدین باید در عین بی‌خبری از شهریه احتمالی، ثبت نام را انجام دهند و منتظر سوپرایز‌های قیمتی باشند.

    گذشته از این، ظرفیت ثبت نام در بسیاری از این مدارس با وجود کلان بودن شهریه و حتی نامعلوم بودن آن، تکمیل است. در بین مدارسی که مورد بررسی خبرنگار ما قرار گرفته نام مدارس منتسب به برخی مقامات کشور هم دیده می شود. از جمله این مدارس می توان به مدرسه فرهنگ متعلق به غلامعلی حدادعادل، مدرسه سلام متعلق به سعید حجاریان، مدرسه مهر هشتم متعلق به الیاس قالیباف فرزند محمدباقر قالیباف و مدرسه روشنگر متعلق به خانواده برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره کرد.

    جدول زیر بر اساس اطلاعات مربوط به ثبت نام پایه اول ابتدایی در چند مدرسه غیرانتفاعی مطرح در تهران گردآوری شده است؛ لازم به ذکر است که در این جدول هزینه‌های جانبی و اجباری مدارس از قبیل هزینه خرید کتاب، روپوش مدرسه، سرویس و تغذیه محاسبه نشده است. مجموع هزینه‌های جانبی به طور متوسط در سال جاری چیزی حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان خواهد بود که باید در نهایت به رقمی که در این جدول نوشته شده، اضافه شود.

    آقازاده‌ها به کدام مدارس می‌روند و چقدر شهریه می‌دهند؟ + جدول

  • سفره فساد در آموزش و پرورش / بازار مدارس غیرانتفاعی داغ شد

    سفره فساد در آموزش و پرورش / بازار مدارس غیرانتفاعی داغ شد

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با عنوان «بررسی وضعیت عدالت آموزش عالی در ایران»، تهیه کرده، توزیع دانشجویان در دانشگاه‌های کشور عمدتا به نفع دهک‌های بالای درآمدی است. در این گزارش آمده است که حدود ۳۷٪ از کل دانشجویان از خانوارهای دهک‌های ۹ و ۱۰ هستند، در حالی که سهم دو دهک پایین درآمدی تنها ۷٪ است. این نابرابری در رتبه‌های برتر کنکور نیز مشهود است؛ به‌طوری‌که ۵۴٪ از پذیرفته‌شدگان با رتبه زیر ۳۰۰۰ در دو دهک بالای درآمدی قرار دارند. سهم دو دهک پایین درآمدی در این رتبه‌ها تنها ۳٪ است.

     در بخش دیگری از این گزارش اشاره شده که این نابرابری در دسترسی به آموزش عالی، به‌ویژه در رشته‌های پرمتقاضی مانند پزشکی و مهندسی، به دلیل هزینه‌های بالای آموزش در مقاطع پیش‌دانشگاهی و استفاده از امکانات آموزشی با کیفیت‌تر توسط خانوارهای پردرآمد است. بر اساس یافته‌های این گزارش، دهک‌های نهم و دهم درآمدی حدود سه برابر دهک‌های اول و دوم برای آموزش فرزندان خود هزینه می‌کنند، که این امر منجر به دسترسی بیشتر و کیفی‌تر به آموزش و در نهایت کسب رتبه‌های برتر در کنکور می‌شود.

    سعید معیدفر، جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران به بررسی و تحلیل این شرایط  پرداخته است:

    سیستم آموزش عالی ما از ابتدا درگیر اعوجاج بود

    سعید معیدفر گفت:«این آمار مثل بسیاری دیگر از آمارهای مشابه، با احتمال مخدوش بودن رو به رو است. ما دقیقا نمی دانیم، افراد قید شده در این آمار،  طی دوران تحصیل خود به طور کامل در مدارس غیرانتفاعی بوده اند یا بین مدارس غیرانتفاعی و دولتی در گردش بوده اند. بنابراین به قطعیت نمی دانیم آن ۲ درصدی که در گزارش مرکز پژوهش ها آمده اند، جزو کدام دسته قرار می گیرند. نکته دیگر این است که مدارس غیرانتفاعی با انواع و اقسام تبلیغات مبالغه آمیز دائم در تلاشند جایگاه خود را ارتقاء دهند و حتی ممکن است آماری که ارائه می شود با منافعی خاص منتشر شده باشد. گویی هر که وارد مدارس غیرانتفاعی نشود، با سرنوشتی از پیش تعیین شده رو به رو می شود. این موضوع باعث می شود بازاری داغ برای مدارس غیرانتفاعی ایجاد شده و مردم مظلومی که با مشکلات معیشتی هم دست و پنجه نرم می کنند، حاضر باشند حتی فرش زیر پای خود را بفروشند تا بتوانند فرزند خود را با امید قبولی در کنکور، روانه مدارس غیرانتفاعی کنند. این در حالیست که متاسفانه این روزها سیستم آموزش عالی و دانشگاهها به حدی انحطاط پیدا کرده که حتی فارغ التحصیلان دانشگاهها جایی برای آینده شغلی خود نمیبینند. مگر آنهایی که موقعیت هایی بسیار ممتاز داشته باشند یا از کشور خارج شوند  یا با رانت و هر روش دیگری وارد بازار کار شوند.»

    وی افزود: «آموزش‌های دانشگاهی ما مبتنی بر آموزش صرف است نه ایجاد فرصتی برای راه یافتن فارغ التحصیلان به بازار کار. سیستم آموزش عالی ما از ابتدا درگیر اعوجاج بوده و این اعوجاج همچنان ادامه داره. بنابراین، معتقدم مطرح کردن این نوع آمار با این شیوه به نوعی می تواند تبدیل به روشی تبلیغاتی برای سیستم های غیرانتفاعی شود . یکی از اقداماتی که مدارس غیرانتفاعی انجام می دهند این است که از بین دانش آموزان، با برگزاری آزمون، ورودی هایی را پذیرش می کنند که شرایط بهتری نسبت به سایر دانش آموزان دارند. بنابراین چون ورودی ها دست چین شده اند، نتایج دریافتی بهتری هم در امتحانات و نمرات خود خواهند داشت. این شرایط در مدارس دولتی حاکم نیست و دانش آموزانی از ضعیف ترین ها تا مستعد ترین ها در این مدارس حضور دارند. کنار هم قرار دادن وضعیت دانش آموزان مدارس خصوصی و دولتی مثل این است که در یک مسابقه دو، همه دونده ها در یک خط نباشند، بلکه یک دونده با یک فاصله زیاد، جلوتر از سایرین ایستاده باشد و طبیعیست که برنده این رقابت هم خواهد بود. این وضعیت در مغایرت با اصول قانون اساسی است که در آن تاکید شده باید برای همه دانش آموزان شرایط مساوی تحصیل وجود داشته باشد. »

    قشر متوسط جامعه در تلاش است منزلت خود را از طریق تحصیل فرزندان حفظ کند

    این جامعه شناس در ادامه گفت: «گویی دولت هم بدش نمی آید که عملا این بار را از دوش خود برداشته و روی دوش مدارس غیرانتفاعی بگذارد. از یک طرف قانون اساسی، دولت ها را مکلف کرده به حق آموزش، تاکید کنند و از سوی دیگر، افرادی هم در بخش دولت و تصمیم گیری حضور دارند که مایلند این وظیفه را به سوی دیگری سوق دهند. همه این ها حکایت از یک سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی باطل دارد که باعث شده هر سال میانگین نمرات افراد هم در آموزش و پرورش و هم در سیستم آموزش عالی، سقوط کند. بنابراین چنین شرایطی در نهایت محصلان و دانشجویان باطلی را نیز تربیت می کند. همانطور که افراد فاسد و سودجو بسیاری از بخش های اقتصاد و دیگر عرصه ها را شخم می زنند و بهای آن را هم باید مردم بدهند، نظام آموزش عالی ما درگیر فساد شده است و بهای آن را مردم می دهند. باید مطالعاتی دقیق انجام و مشخص شود چه دست هایی پشت کلاس های کنکور با قیمت های گزاف و موسسات آموزشی خصوصی است.»

    وی افزود: «سفره فساد در همه بخش ها پهن است و متاسفانه در سیستم آموزش و پرورش و آموزش عالی ما نیز پهن است. خانواده های زیادی در جامعه ما با مرارت و سختی هزینه ها را تامین می کنند تا فرزندشان وارد مدارس غیرانتفاعی شوند . این در حالیست که کل این ماجرا یک فریب بزرگ است. فشار این شرایط به طور ویژه روی طبقه متوسط کشور است که شرایط اقتصادی خود را از دست داده اما در تلاش است از طریق فرزندان، منزلت اجتماعی خود را حفظ کند. فارغ از این مباحث فراموش نکنیم که عده ای هم در این کشور با توجه به شرایط موجود به طور کلی، عطای دانشگاه را به لقای آن بخشیده اند و معتقدند نیازی نیست به دانشگاه رفته و تحصیلات دانشگاهی داشته باشند چرا که مسیر موفقیت شغلی و آینده خود را در دانشگاه نمی بینند. »