برچسب: مدارس دولتی

  • چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    چالش جدید والدین؛ آموزش مجازی مدارس دولتی یا هزینه سنگین مدارس غیرانتفاعی؟

    به گزارش اقتصادران، ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارس دولتی یا غیرانتفاعی، موضوعی است که از همان روزهای نخست که زمزمه‌های جنگ در گوش بسیاری از ایرانی‌ها پیچید، به دغدغه‌ای فرسایشی تبدیل شد. درست پس از شلیک اولین موشک‌ها در اسفندماه، بسیاری از پدر و مادرها با این پرسش روبرو شدند که آیا باید همچنان به پرداخت هزینه‌های سنگین مدارس غیرانتفاعی تن دهند یا اینکه در این شرایط جنگی، به آموزش مجازی مدارس دولتی قناعت کنند.

    اگرچه بسیاری از خانواده‌ها پس از سبک و سنگین کردن‌های بسیار، به یک گزینه واحد رسیدند، اما هنوز هم والدینی هستند که در دقیقه ۹۰ مهلت ثبت‌نام مدارس، همچنان در میان این دو راهی سرگردانند.

    کلاس اول با یک سال تأخیر

    «فاطمه»، مادر دختری است که شش سالش تمام شده و طبق قوانین آموزش‌وپرورش باید روپوش کلاس اول را به تن کند، اما او به دلیل هراس از شرایط موجود، ترجیح داد دخترش را با یک سال تأخیر ثبت‌نام کند. او در توضیح این تصمیم دشوار می‌گوید: «بر اساس قوانین آموزش‌وپرورش، دخترم باید امسال به کلاس اول برود، اما به خاطر شرایط جنگ و بلاتکلیفی درباره اینکه فرزندم را در چه مدرسه‌ای ثبت‌نام کنم، ترجیح دادم امسال این کار را انجام ندهم».

    البته این تصمیم با سرزنش اطرافیان نیز همراه بوده است؛ او می‌گوید: «خیلی‌ها به من می‌گویند این کار را نکن، عده‌ای هم به من حق می‌دهند؛ اما در نهایت تصمیم گرفتم دخترم را با یک سال تأخیر به مدرسه بفرستم تا مطمئن شوم جنگی در کار نیست». این تنها روایت فاطمه نیست و این روزها برخی از والدین برای فرزندان کلاس‌اولی خود، چنین نسخه‌ای را پیچیده‌اند.

    چرتکه‌اندازی میان غیرانتفاعی و دولتی

    «مصطفی»، پدر یک دانش‌آموز کلاس‌اولی است و از آنجایی که نمی‌داند جنگ ادامه خواهد داشت یا خیر، مدام میان مدارس دولتی و غیرانتفاعی در حال رفت‌وآمد است.

    او درباره حال‌وهوای این روزهایش که مهلت ثبت‌نام رو به پایان است، می‌گوید: «هر روز من یا همسرم به مدرسه‌ای سر می‌زنیم؛ از دولتی گرفته تا غیرانتفاعی. مدام در حال حساب‌وکتاب هستیم که مثلاً ۸۰ میلیون تومان پرداختن برای مدرسه‌ای که شاید کلاس‌هایش همگی آنلاین شود، کار درستی است یا نه؟».

    در میان تمام دل‌نگرانی‌های والدین برای دانش‌آموزان کلاس‌اولی، کم نیستند خانواده‌هایی که تصمیم به کوچ از مدارس غیرانتفاعی به دولتی گرفته‌اند. «احمد»، پدر دانش‌آموزی است که کلاس سوم را پشت سر می‌گذارد؛ فرزند او از کلاس اول در مدرسه غیرانتفاعی درس می‌خوانده، اما حالا پدر تصمیم گرفته است به دلیل هزینه‌های بالای مدرسه در شرایط بلاتکلیفی جنگ، پسرش را در مدرسه دولتی ثبت‌نام کند.

    به گفته این پدر «برای سال تحصیلی گذشته ۸۰ میلیون تومان هزینه کردم و حالا اگر بخواهم پسرم در همان مدرسه درس بخواند، باید ۱۲۰ میلیون تومان بپردازم؛ این در حالی است که سال گذشته کلاس‌ها کاملاً آنلاین بود و این هزینه، اضافی است. اکنون به دنبال یک مدرسه دولتی یا هیئت‌امنایی هستم که ارزان باشد تا اگر جنگ شد، پول بی‌دلیل پرداخت نکرده باشم».

    آب پاکی آموزش‌وپرورش بر دستان والدین

    هزینه مدارس غیرانتفاعی در شرایط جنگ، به چالش میان والدین و مدارس تبدیل شده است. در فضایی که والدین معتقدند در صورت برگزاری کلاس‌های آنلاین، هزینه مدارس غیرانتفاعی باید کاهش یابد، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی نظر دیگری دارد.

    «احمد محمودزاده»، معاون وزیر آموزش‌وپرورش، در فروردین‌ماه در این رابطه تأکید کرد: «شهریه مدارس غیردولتی بر اساس آیتم‌هایی چون اجاره فضا، امکانات و تجهیزات موجود در مدرسه و کیفیت آموزش‌ها تعیین می‌شود که برای هر مدرسه رقم مجزایی بوده و در سال جاری به خانواده‌ها اعلام شده است». او در پاسخ به تغییر شرایط جنگی افزود: «در این شرایط هزینه‌ها حتی بیشتر هم شده است؛ چرا که معلم در کنار آموزش تئوری، باید تولید محتوا نیز انجام می‌داد. از سوی دیگر، برخی مدارس برای پلتفرم‌های آموزشی هزینه‌های زیادی متحمل شدند».

    به گفته او، در بخش شهریه و فوق‌برنامه، مدارس در حال ارائه آموزش هستند و درخواست از خانواده‌ها این است که همراهی کنند. همچنین از مؤسسان مدارس غیردولتی نیز خواسته شده بر اساس قرارداد با معلمان و والدین فعالیت کنند؛ یعنی برنامه آموزشی و فوق‌برنامه‌های وعده داده شده را عملی کنند و حقوق معلمان را نیز بر همان اساس پرداخت کنند.

    آنچه از اظهارات والدین و مسئولان برمی‌آید، شکافی عمیق میان واقعیت‌های اقتصادی خانواده‌ها و ضرورت‌های مالی سیستم آموزشی است. والدین در شرایطی که آینده مبهم است، اولویت را بر امنیت و کاهش هزینه‌های غیرضروری می‌گذارند، در حالی که نظام آموزشی سعی دارد با تکیه بر چارچوب‌های قراردادی، از تداوم کیفیت آموزشی دفاع کند.

  • رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    رقابت ناعادلانه بین مدارس پولی و غیرپولی / مدارس دولتی شکست خوردند / تبدیل آموزش به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی

    به گزارش اقتصادران، دور از انتظار نبود، مدارس دولتیِ عادی سهمی در رتبه‌های برتر کنکور امسال نداشتند، احتمالاً سهم ناچیزی هم میان رتبه‌های خوب داشته باشند، روندی که خیلی‌ها معتقدند محصول تضعیف آموزش عمومی در مدارس دولتی عادی است. اما در این میان ماجرا در سمت دیگر کاملاٌ متفاوت است، دانش‌آموزان آموزش دیده در مدارس استعدادهای درخشان یا مدارس غیرانتفاعی وضیت بهتری دارند، هم رتبه‌های برتر کنکور به این دانش‌آموزان می‌رسد و هم احتمالاً سایر رتبه‌های خوب برای قبولی در دانشگاه‌های رایگان سهم همین گروه می‌شود، طوری‌که به‌گفته‌ی نفیسه آزاد: «ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرد.»

    این جامعه شناس می‌گوید: «شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند.»

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است.

    دانشگاه‌های برتر سهم کسانی‌ می‌شود که در آموزش عمومی پول بیشتری هزینه تحطیل می‌کنند

    *شما در واکنش به نتایج اعلام شده برای رتبه‌های برتر کنکور، در فضای مجازی نوشتید «شکست آموزش عمومی در ایران»، به ما بگویید نشانه‌های این شکست چیست؟

    منظور من از آموزش عمومی  آموزشی است که کودکان تا سن ۱۸ سالگی می‌گیرند، این آموزش مبنای ورود آن‌ها به جامعه‌ی بزرگ‌تر است، جامعه‌ی بزرگ‌تر یعنی ورودشان به دانشگاه یا کسب‌وکار. این آموزش قرار است برای همه‌ی جمعیت فعال یک کشور در دسترس باشد و البته کارآمدی هم داشته باشد تا نیروی فعال و رو به توسعه کشور را بسازد؛ حالا پژوهش‌ها نشان می‌دهد دانشگاه‌های برتر کشور در اختیار دانش‌آموزانی است که در آموزش عمومی از تحصیلات با سرمایه‌گذاری مالی بالا برخوردارند، تعلق رتبه‌های یک تا ده کنکور به این طبقه نماد اتفاقی است که در ورود به دانشگاه‌های کشور دارد رخ می‌دهد. در نتیجه در کشوری مانند ایران که با توسعه نامتوازن مواجه هستیم دانش‌آموزان زیادی به‌دلیل این‌که قدرت زیاد برای سرمایه‌گذاری در تحصیل ندارند از ورود به دانشگاه‌های دولتی و با کیفیت بالاتر محروم می‌شوند.

    کسانی‌که به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت آموزش با کیفیت ندارند

    *آیا متولی آموزش عمومی می‌تواند مدعی شود که من وظیفه‌ای برای تربیت دانش‌آموز برای ورود به دانشگاه ندارم، من فقط وظیفه آموزش دانش عمومی را داشتم؟

    نمی‌تواند این کار را انجام دهد، برای این‌که سیاستگذار وقتی روی صندلی می‌نشینید باید بداند در قبال کل جمعیت کشور مسئولیت دارد، اگر کنکور تنها راه ورود به دانشگاه‌های برتر نبود شما می‌توانستید چنین ادعایی را مطرح کنید؛ مسئولین کنکور را با سوال‌های یکسان سد راه ورود به دانشگاه گذاشته‌اند و بعد آموزش عمومی را به سمتی بردند که فقط با پول می‌شود آموزش مناسب گرفت تا به آن سوالات پاسخ داد، اگر کنکور سوالات یکسان دارد به معنای عادلانه بودنش نیست، کسانی‌که دسترسی مالی بهتری دارند آموزش بهتری برای پاسخ به این سوال‌ها دریافت می‌کنند یا برعکس، یعنی کسانی‌که قبل‌تر به‌دلیل توسعه نامتوازن فرودست شده‌اند توان دریافت چنین آموزش را ندارند.

    آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است

    *اما انگار این‌طور تصور می‌شود که همه باید دانشگاه بروند و آموزش عمومی این مسئولیت را دارد، این‌طور نیست؟

    نه، منظور من این نیست که همه دانشگاه بروند. ببینید؛ یک تب‌سنج درجه حرارت بدن را نشان می‌دهد اما علت تب را نه، وضعیت کنکور هم همین است، مانند یک شاخص عمل می‌کند و نشان می‌دهد آموزش در کشور ما وضعیت خوبی ندارد؛ حالا علت این وضعیت نامساعد چیست؟ علت، آموزش عمومیِ ضعیف است. کنکور مانند یک شاخص هست که به ما نشان می‌دهد آموزش عمومیِ رایگان، فراگیر و دردسترس کاملاً بی‌معنا شده است.

    *آن‌وقت خطری که از پس بی‌معنا شدن آموزش عمومی ما را گرفتار می‌کند چیست؟

    اجازه بدید از منظر توسعه‌ای بگویم، کشور ما به‌طور جدی درحال کاهش جمعیت است این یعنی جمعیت فعال ما به‌شدت درحال کم شدن است؛ از طرفی ما داریم وارد دوران انقلاب فناوری می‌شویم، یعنی ماهیت شغل‌ها، مهارت و دانش‌ تغییر می‌کند؛ در چنین وضعیتی و با این چشم‌انداز سیاست‌گذار آموزش باید بداند به‌تمام جمعیت فعال حاضر در کشور نیاز دارد، اما وقتی نتواند آموزش عمومی فراگیر و متوازن برقرار کند انگار که دارد یک جمعیت فعال که صاحب مهارت و دانش هستند را از دست می‌دهد، و این همه‌اش به‌این خاطر هست که آموزش عمومی با کیفیت به معنای فراگیر آن وجود ندارد.

    رقابت نابرابر میان مدارس پولی و غیرپولی

    *حالا رواج مدارس پولی چه نقشی در تضعیف آموزش عمومی بازی می‌کنند؟

    شاخصی مانند کنکور نشان می‌دهد که مدارس غیرپولی امکان رقابت با مدارس پولی را در آموزش عمومی ندارند، در واقع مدارس غیرپولی باختند و شکست خوردند. ما نمی‌توانیم اقتصاد سیاسی پدیده‌های اجتماعی را نادیده بگیریم، الان بخش عمده‌ای از صندلی‌های دانشگاه‌ها خالی هستند، چرا که بستر دانشگاهی برای جمعیت زیاد دهه شصت طراحی شده بود، اما الان به‌دلیل کاهش جمعیت متقاضی برای ورود به دانشگاه نسبت به قبل کم شده برای همین رشته‌های زیادی داریم که پذیرش در آن‌ها به کنکور نیازی ندارد، با این وجود چرا ما همچنان کنکور داریم؟ مدافعان کنکور معتقدند به‌خاطر رقابت برای دانشگاه‌های خوب کنکور هنوز وجود دارد، اما باید پرسید چه‌کسانی در دانشگاه‌های خوب قبول می‌شوند؟ آمارها نشان می‌دهد همان‌هایی که پول دارند قبول می‌شوند، در نتیجه ما یکسری دانشگاه خوبِ روزانه‌ی رایگان داریم که پول‌دارها باهم رقابت می‌کنند که کدام‌شان در آن دانشگاه قبولی بگیرند. لذا کنکور یک زمانی توجیح داشت اما الان توجیحی جز چرخه اقتصادی آن ندارد، بازاری که پشت کنکور ایستاده آن را نگه داشته است.

    استعدادهای درخشان فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است

    *وقتی نتایج رتبه‌های برتر کنکور اعلام شد، تعداد زیادی از آن‌ها دانش‌آموزان مدارس استعدادهای درخشان بودند، نظرتان در این‌باره چیست؟

    اساساً این ایده که یکی استعداد خاصی دارد و من بروم آن را کشف کنم ایده‌ی عقب افتاده‌ای است که در دهه‌های گذشته مطرح بود، درحالی‌که الان ایده جداسازی کنار گذاشته شده است. امروز در آموزش عمومی نوعی از آموزش توصیه می‌شود که در آن دانش‌آموزان با توانایی‌های متفاوت کنار یکدیگر هستند، و با یکدیگر یک مسیر آموزش عمومی را طی می‌کنند. این‌که تعدادی دانش‌آموز را از یک سنی به عنوان استعداد انتخاب کنیم، بعد همان مباحث آموزشی را آنقدر با آن‌ها تمرین کنیم که در دانشگاه با رتبه عالی قبول شوند، چه نوع استعدادیابی است؟ امروز دانش‌آموزان برای این‌که در مدارس استعدادهای درخشان پذیرش بگیرند با هزینه‌های زیادی در کلاس‌های مجزا آموزش داده می‌شوند، درحالی‌که استعداد به این معنا اصلاً وجود خارجی ندارد، این اقدامات فقط برای درست کردن طبقه و جداسازی افراد است.

    یک زمانی وقتی سند جامع علمی کشور درحال تصویب بود در این مورد بحث می‌شد که صرف منابع زیاد برای یک تعداد خاص، به عبارتی آموزش گلخانه‌ای سیاست شکست خورده‌ای است، یعنی به‌جای داشتن یک گلخانه باید یک مزرعه پر از گل داشته باشیم، نکته جالب این است که همین بچه‌های استعداد درخشان در دانشگاه کنار سایر دانشجوها می‌نشینند، خدا را شکر که فعلاً دانشگاه استعدادهای درخشان نداریم که همه این‌ استعدادها کنار هم باشند؛ خب چه شد؟ آیا این‌ها فقط تا ۱۸ سالگی استعداد درخشان بودند؟ یعنی حتی این ایده به فرض درستی آن، ایده ناقصی است.

    آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود

    *حالا با توجه به نکاتی که مطرح کردید، عدالت آموزشی از منظر شما چه‌طور است؟

    ببینید، امروز مدارس غیرانتفاعی درحال بِرَند سازی هستند و این اتفاقی عجیب و غریب است، چراکه آموزش در کشور دارد به برند شخصی مدارس غیرانتفاعی تبدیل می‌شود، در این میان رقابت‌ها و آزمون‌های عجیب و غریب و پیوسته هم ایجاد می‌کنند و کسی نظارتی بر این‌ها ندارد؛ همه این‌ها طبقاتی هستند که تا مرحله کنکور ادامه دارد و بعد رها می‌شود، در واقع به یک دستگاه مهاجرسازی تبدیل شده است که برای کشورهای دیگر مهاجر متخصص تولید می‌کند.

    آموزش و پرورش با واگذاری آموزش عمومی رایگان به بخش خصوصی از خودش سلب مسئولیت کرده است، درحالی‌که طبق قانون اساسی آموزش رایگان وظیفه نهاد آموزش در کشور است. امروز آموزش عمومی را وارد بازار کرده‌اند، برای همین تعداد مدارس دولتی نسبت به قبل کم شده‌ است، چه‌طوری این مدارس غیب شدند؟ با واگذاری آن‌ها به بخش خصوصی، این مسیر هم اصلاً اتفاقی نبوده و یک نوع سیاستگذاری بوده است. بنابراین اساس آموزش عمومی باید تغییر کند، آینده چیز شخصی نیست که اگر یک خانواده پول داشت برای فرزندش سرمایه‌گذاری کند و آن را بخرد، آینده یک چیز جمعی است، ما با آینده‌ای روبه‌رو هستیم که با تحولات زیادی در زمینه بازار کار مواجه است، اما نظام آموزش عمومی در کشور ما برای چنین تغییری آماده نیست. بنابراین آموزش باید فراگیر باشد و هر کودکی در هر نقطه‌ای از این کشور به آموزش منصفانه دسترسی داشته باشد.

  • اصرار عجیب برای فراری‌دادن بچه های مردم از مدارس دولتی!

    اصرار عجیب برای فراری‌دادن بچه های مردم از مدارس دولتی!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، شاهد روند افزایشی تمایل خانواده‌ها به ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیردولتی هستیم!

    این گرایش دو جنبه اصلی دارد: نخست، انتخاب آگاهانه خانواده‌ها برای تحصیل فرزندانشان در مدارس غیردولتی و دوم، اجبار برخی خانواده‌ها به‌دلیل شرایط نامناسب در مدارس دولتی عادی از جمله به‌دلیل برخی توهین‌های کادر مدارس دولتی به والدین دانش‌آموزان.

    بسیاری از خانواده‌ها به‌دلیل نارضایتی از شاخص‌های آموزشی و تربیتی مدارس دولتی، به‌سمت مدارس غیردولتی گرایش پیدا کرده‌اند. تراکم بالای کلاس‌های درس، رفتار نامناسب کادر آموزشی و اداری مدارس دولتی با دانش‌آموزان و والدین، از جمله مهمترین دلایلی است که خانواده‌ها را به‌سمت مدارس غیردولتی سوق داده است.

    در حالی که توانمندی معلمان در برخی مدارس دولتی عادی بسیار بالاست، رفتار نامناسب کادر این مدارس به‌ویژه مدیر و معاونان در برخی موارد موجب شده است خانواده‌ها از این مدارس فاصله بگیرند و به‌سمت مدارس غیردولتی گرایش پیدا کنند.

    احمد محمودزاده؛ رئیس سازمان مدارس غیردولتی، دراین‌باره به تسنیم می‌گوید: تمام خانواده‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که سطح متوسطی دارند، سرمایه اصلی‌شان فرزندانشان است. آن‌ها به‌دنبال مدرسه‌ای هستند که تحصیلات آموزشی و تربیتی مناسبی ارائه دهد، فرقی نمی‌کند این مدرسه دولتی باشد یا غیردولتی؛ مهم این است که محیطی مناسب برای رشد فرزندانشان فراهم شود.

    ۶۵درصد دانش‌آموزان غیردولتی از طبقه متوسط

    وی افزود: طبق پژوهشی که انجام دادیم، ۶۵ درصد از خانواده‌هایی که فرزندانشان در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند، از طبقه متوسط به پایین هستند و تنها ۵ درصد از آن‌ها وضعیت مالی بسیار خوبی دارند، بنابراین، بحث آموزش طبقاتی مطرح نیست. بسیاری از این خانواده‌ها، مانند یک فرد کارمند، تمایل دارند برای فرزندان خود که سرمایه‌های زندگی‌شان هستند، هزینه کنند و آن‌ها را در مدارس غیردولتی ثبت‌نام کنند. اگر این حس را ندارند که فرزندشان در مدرسه دولتی می‌تواند به موفقیت برسد، تقصیر ما در آموزش و پرورش است، البته اکنون رئیس‌جمهور در تلاش است کیفیت آموزش در مدارس را ارتقا دهد.

    اجبار به انتخاب و تخلفات مدارس دولتی

    از سوی دیگر، برخی خانواده‌ها به‌دلیل شرایط تحمیلی مدارس دولتی عادی، ناچار به ثبت‌نام فرزندان خود در مدارس غیردولتی می‌شوند. گزارش‌های متعددی از تخلفات مدارس دولتی در تابستان امسال منتشر شده است، به‌عنوان مثال، برخی مدارس دولتی عادی از ثبت‌نام دانش‌آموزانی با نمرات درسی ضعیف امتناع کرده‌اند یا با تلافی شیطنت دانش‌آموزان یا اعتراض والدین، نمره انضباط پایین به دانش‌آموزان داده‌اند و مانع ثبت‌نام آن‌ها در سایر مدارس دولتی شده‌اند. این تخلفات، که خلاف قانون است، در سایه ضعف نظارت و بازرسی در مناطق آموزش و پرورش شهر تهران به‌راحتی اتفاق می‌افتد و تاکنون برخوردی از سوی مسئولان مربوطه با آن‌ها صورت نگرفته است.

    رئیس سازمان مدارس غیردولتی درباره نحوه رفتار نامناسب کادر مدارس دولتی عادی با والدین و دانش‌آموزان و تأثیر این موضوع بر مهاجرت به مدارس غیردولتی گفت: نمی‌توان گفت تمام مدارس دولتی کیفیت پایینی دارند یا تمام مدارس غیردولتی باکیفیت هستند. میان مدارس دولتی نیز مدارسی با کیفیت بسیار خوب وجود دارند و میان مدارس غیردولتی نیز مدارسی هستند که کیفیت مطلوبی ندارند.

    وی بیان کرد: با این حال، نحوه رفتار کادر مدارس با خانواده‌ها و دانش‌آموزان، به‌ویژه در بحث احترام و توجه به حقوق شهروندی، در انتخاب خانواده‌ها نقش دارد اما علاوه بر این، برخی خانواده‌ها تمایل دارند مدرسه مسیر آینده زندگی فرزندانشان را مشخص کنند به همین دلیل، مدارس غیردولتی با رویکردهای آموزشی و تربیتی خاص را ترجیح می‌دهند.

    ضعف نظارت بر مدارس غیردولتی در تهران

    محمودزاده در خصوص نظارت بر مدارس غیردولتی نیز اظهار داشت: وظیفه نظارت بر مدارس غیردولتی کل کشور به‌عهده سازمان مدارس غیردولتی است. ما معتقدیم نظارت در شهر تهران ضعیف است و باید قوی‌تر شود. وظیفه اصلی ما برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری است، اما نظارت عالیه نیز داریم. نظارت اصلی باید در سطح استان‌ها انجام شود، به‌عنوان مثال، بخشنامه شهریه مدارس غیردولتی را ابلاغ کرده‌ایم و این وظیفه استان‌هاست که بر اجرای صحیح آن نظارت کنند.

    به گزارش تسنیم، رشد گرایش خانواده‌ها به‌سمت مدارس غیردولتی را می‌توان حاصل ترکیبی از عوامل مختلف دانست: کیفیت پایین برخی مدارس دولتی، رفتار نامناسب کادر آموزشی، تخلفات در فرآیند ثبت‌نام دانش‌آموزان.

    با این حال، موضوع نگران‌کننده‌ای که در تضاد با عدالت آموزشی و اصل ۳۰ قانون اساسی قرار می‌گیرد، این است که سیستم آموزشی کشور به‌صورت پنهانی، خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا به‌ناچار به‌سمت مدارس غیردولتی سوق پیدا کنند، این اجبار تنها ناشی از شلوغی کلاس‌های درس در مدارس دولتی عادی نیست، بلکه رفتار نامناسب کادر این مدارس با والدین و دانش‌آموزان، بی‌توجهی به حقوق اولیه آن‌ها و ممانعت از ثبت‌نام دانش‌آموزان به‌دلیل نمرات ضعیف، موضوعاتی هستند که در سال‌های اخیر به‌شکل خزنده‌ای در حال افزایش بوده‌اند.

    اگر مسئولان کشور چاره‌ای برای این معضل نیندیشند، در آینده شاهد بازماندن تعدادی از دانش‌آموزان از تحصیل رایگان خواهیم بود، موضوعی که کاملاً در تناقض با اصول اولیه عدالت در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

  • مدارس دولتی یا مدارس طبقاتی؟! / مدارس دولتی واقعا دولتی و رایگان اند؟

    مدارس دولتی یا مدارس طبقاتی؟! / مدارس دولتی واقعا دولتی و رایگان اند؟

    به گزارش اقتصادران، بند مکتوب، اصل ۳۰ قانون اساسی است، طبق این بند دولت موظف است هزینه تحصیل دانش‌آموزان را رایگان کند. اینکه این قانون در زمین واقعیت چگونه بازی می‌کند معادله را برای شهروندان به هم می‌ریزد. سال‌هاست که این قانون وجود دارد و سال‌هاست که با این قانون طوری بازی می‌شود که انگار بند ۳۰ در قانون اساسی وجود ندارد. سه ضلع این مساله آموزش و پرورش، مدرسه و دانش‌آموزان هستند. مدیران مدرسه به این نتیجه رسیده‌اند که بدون دریافت شهریه امور مدرسه پیش نمی‌رود، آموزش و پرورش هم از طرفی می‌گوید شهریه غیرقانونی است و از طرفی می‌گوید چاره‌ای نیست، چون بودجه نداریم؛ اما والدین دانش‌آموزان هستند که معمولا با این بی‌قانونی کنار نمی‌آیند، زیرا باید هزینه کنند آن هم در مدرسه‌ای که به اسم دولت است.

    او می‌گوید که فرزندش از سال اول ابتدایی در مدرسه دولتی تحصیل کرده است و هیچ سالی بدون پرداخت شهریه نتوانسته کارنامه را تحویل بگیرد. طبق گفته او و والدین سایر دانش‌آموزان چندباری به اداره آموزش و پرورش منطقه خودشان مراجعه کرده‌اند، اما نتیجه‌ای نگرفته‌اند.

    به نظر می‌آید این موضوع را اداره آموزش و پرورش هر منطقه و وزارتخانه هم می‌دانند، اما به دلیل کسری بودجه کاری از دست‌شان برنمی‌آید. رحیمی معلم کلاس اول ابتدایی در این خصوص می‌گوید: «هر سال مدیر از ما می‌خواهد شهریه را تحت عنوان کمک به مدرسه در طول سال از دانش آموزان دریافت کنیم، زیرا مدرسه برای خرج‌های اولیه‌اش هم دچار کمبود است. حتی چند باری بازرس از اداره منطقه به مدرسه ما آمد و گفت که والدین بابت هزینه‌ها شاکی هستند، اما به دلیل اینکه ما هم بودجه‌ای نداریم که به مدرسه بدهیم، شما هزینه‌ها را از اولیا بگیرید ما هم به اولیا می‌گوییم پیگیری می‌کنیم.

    هر سال سخت‌ترین کار برای من دریافت کمک به مدرسه از دانش‌آموزان است، هر سال تعداد زیادی پدر و مادر دانش‌آموزان می‌آیند و از مشکلات خانوادگی و مالی‌شان می‌گویند، اما از طرفی مدیر هم به ما فشار می‌آورد که از دانش‌آموزان هزینه کمک به مدرسه بگیریم تا جایی که مدیر، کلاس‌ها را بابت هزینه‌هایی که از دانش‌آموزان می‌گیریم، مقایسه می‌کند. خیلی از همکار‌ها به دلیل فشار‌هایی که از سمت مدیر می‌آید، دانش‌آموزان را مجبور می‌کنند از والدین‌شان پول بگیرند، اما فشار اصلی را اداره وارد می‌کند.»

    در همین مورد شهریور امسال بود که سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: «گویا اعلام می‌کنیم شهریه گرفتن در مدارس دولتی قانونی نیست؛ اگر بحث کمک داوطلبانه باشد ایرادی ندارد، اما هر نوع اجبار در این خصوص ممنوع است و اولیا می‌توانند به آموزش و پرورش اطلاع دهند.» به نظر می‌آید دولت نیز می‌داند که این چالش حل نمی‌شود و با همین برخورد‌های پینگ‌پنگی باید با آن کنار آمد. سخنگوی آموزش و پرورش گفته بود که ما سرانه مدارس را در طول ماه و سالانه پرداخت می‌کنیم، اما این سرانه‌ها کفاف هزینه‌های مدرسه را نمی‌دهد و فقط برای نیاز‌های اولیه مثل تعمیرات جزیی، خرید اقلام اولیه و هزینه انرژی مدارس است؛ او گفته بود که اگر بخواهیم کیفیت‌بخشی برای مدارس داشته باشیم باید سرانه را افزایش دهیم.

    اما به نظر نمی‌آید هزینه‌ای که از سمت اداره منطقه به مدارس داده می‌شود، کفاف خرج‌های مدارس را بدهد. مدیر یکی از مدارس دولتی جنوب تهران درباره چالش کمبود بودجه در مدارس دولتی می‌گوید: «ما هیچ وقت دانش‌آموزان را مجبور به پرداخت شهریه نمی‌کنیم، یک قیمتی را می‌گوییم هر کسی توانست پرداخت می‌کند. اما مشکل اینجاست که وقتی آموزش و پرورش می‌گوید از بچه‌ها پول نگیرید ما هزینه‌های مدرسه را چگونه پرداخت کنیم؟ بودجه مدرسه به قدری ناچیز است که برای خرید ابتدایی‌ترین اقلام دچار مشکل هستیم. بودجه اداره حتی کفاف سرویس کردن موتورخانه و بقیه موارد را هم نمی‌دهد.

    در این شرایط ما مجبوریم از والدین پول بگیریم که وضعیت فرزندان خودشان راحت‌تر باشد. این پول‌ها برای ما نیست همه این‌ها برای مدرسه هزینه می‌شود، اما والدین این کمبود مالی را درک نمی‌کنند و اداره هم بودجه چشمگیری به ما نمی‌دهد. ما اگر ببینیم دانش‌آموزی در فشار مالی شدید است هزینه‌ای دریافت نمی‌کنیم، اما به صورت کلی بدون کمک والدین امور مدرسه پیش نمی‌رود.»

    مدارس دولتی با وجود قوانین مشخصی که در خصوص رایگان بودن دارند، اما در هر منطقه از شهر به یک شکل پیش می‌روند. یکی از مدیران مدرسه در منطقه ازگل تهران می‌گوید که هزینه مدرسه دولتی در شمال تهران حدود پنج میلیون به بالاست. والدین هم شکایت خاصی بابت این هزینه ندارند، زیرا با این پول کلاس‌های مختلفی مثل سفالگری برای دانش‌آموزان برگزارمی‌شود. اگر والدینی چالش هزینه داشته باشد برای‌شان قسط بندی می‌شود که تا آخر سال کل پنج میلیون تسویه شود. طبق گفته او در مدارس هیچ هزینه‌ای بدون فاکتور انجام نمی‌شود همه هزینه‌هایی که از دانش‌آموزان دریافت می‌شود برای اداره ارسال و آن‌ها هم در جریان خرج و مخارج مدرسه و شهریه‌ای که از دانش‌آموزان گرفته می‌شود، هستند.

    والدین می‌گویند که این هزینه‌ها برای ما زیاد است، اما چاره‌ای نداریم و باید هر عددی را که می‌گویند پرداخت کنیم، زیرا برای گرفتن کارنامه آخر سال اذیت می‌کنند؛ حتی پایه‌های بالاتر نیز با این چالش مواجه هستند. مینا دانش‌آموز پایه یازدهم مدرسه دولتی در مرکز تهران می‌گوید: «از اینکه چندین بار به دلیل پرداخت شهریه در دفتر صدایم زدند خیلی خجالت کشیدم، اما به پدرم هم نمی‌توانم فشار بیاورم، چون می‌دانم که واقعا سه میلیون برای پدرم عدد سنگین است.».

    اما این چالش جایی عمیق‌تر می‌شود که مدارس دولتی در تامین مواردی مثل سرایدار هم دچار مشکل هستند. بسیاری از مدارس تهران امسال حتی سرایدار هم ندارند و مدیر مجبور است با پرداخت هزینه از بیرون کارگر بیاورد. البته مدیرانی هم هستند که از بی‌پولی والدین سوءاستفاده کرده و آن‌ها را مجبور به تمیزی مدرسه می‌کنند. کتابی، مدیر مدرسه دولتی در شرق تهران می‌گوید: «همه ارگان‌ها در کشور درآمد دارند جز آموزش و پرورش. به همین دلیل ما مجبوریم از دانش‌آموزان شهریه بگیریم. تا الان که کمتر از ۲ ماه از سال تحصیلی گذشته است، ما فقط ۷ میلیون بابت کارگر پول داده‌ایم تا مدرسه را تمیز کند، زیرا اداره سرایدار ندارد که برای مدرسه ما بفرستد. حتی در ورودی مدرسه را یک نفر از انجمن اولیا باز و بسته می‌کند؛ وقتی آموزش و پرورش چنین بودجه‌ای ندارد ما مجبوریم هزینه را از دانش‌آموزان بگیریم.» البته در این میان عده‌ای هم هستند که می‌گویند جز هزینه بیمه و مجله، پول زیادی پرداخت نکردند، اما تعداد این افراد خیلی زیاد نیست.

    بودجه آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۳

    سهم وزارت آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت در سال ۱۴۰۱، ۱۳.۱ درصد بود، این رقم در سال ۱۴۰۳ به ۹.۸ درصد رسیده؛ یعنی سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت کاهش یافته است. کل بودجه وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۳، ۲۷۸ هزار میلیارد تومان است، این عدد در سال ۱۴۰۱، ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است. درواقع با تورم حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد که از سمت مراجع رسمی اعلام می‌شود این عدد هیچ تاثیری در رشد مدارس و آموزش کشور ندارد. اصل ۳۰ قانون اساسی راجع به موضوعی است که هیچ کس لمسش نکرده است؛ دانش‌آموزان و دانشجویان برای تحصیل در مراکز آموزشی دولتی باید هزینه پرداخت کنند حتی در دانشگاه‌های دولتی با اضافه کردن کلمات جدید مثل دانشگاه دولتی شبانه یا مدرسه دولتی هیات امنایی شهریه زیادی دریافت می‌شود، البته پیوست به اصل ۳۰ قانون، شورای نگهبان دو نظریه تفسیری دارد؛ در نظریه شورای نگهبان گفته می‌شود: «اصل سی‌ام قانون اساسی مسیر سیاست کلی نظام را تعیین می‌کند و مقصود این است که دولت امکاناتی را که در اختیار دارد، در کل رشته‌هایی که در قانون اساسی پیشنهاد شده، به‌طور متعادل طبق قانون توزیع کند، بنابراین آموزش رایگان در حد امکان کلا یا بعضا باید فراهم شود و با عدم امکانات کلی، دولت با رعایت اولویت‌ها مثل ترجیح مستضعفان و مستعدان بر دیگران اقدام می‌کند. لازم به تذکر است که مستفاد از اصل سی‌ام قانون اساسی دولتی بودن آموزش و ممنوعیت تاسیس مدارس و دانشگاه‌های ملی به موجب قوانین عادی نیست.

    علیهذا مادام که دولت از امکانات فراهم کردن وسایل آموزش رایگان برخوردار نیست، عمل به مصوبه شورای انقلاب مغایر با قانون اساسی نیست.» همچنین شورای نگهبان در نظریه دیگری درباره امکان دریافت شهریه از دانشجویان دانشگاه‌ها گفته: «با توجه به اینکه از اصل سی‌ام قانون اساسی دولتی بودن آموزش و پرورش و ممنوعیت تاسیس مدارس و دانشگاه‌های ملی استفاده نمی‌شود، چنانچه تاسیس مدارس و آموزشگاه‌های ملی در کشور آزاد اعلام شود اضطرار دولت به دریافت شهریه مرتفع می‌شود و چنانچه با تاسیس مدارس ملی رفع اضطرار نشود تفسیر قانون اساسی قابل بررسی خواهد بود.»

    بر این اساس در قانون اساسی اصلی آمده که شورای نگهبان با اشاره به چند نظریه و تحلیل نکته اصلی آن را خنثی می‌کند. به نظر می‌آید از سال ۱۳۶۳ که شورای نگهبان نظریه تفسیری برای اصل ۳۰ قانون نوشت، به کمبود بودجه دولت پی برده بودند و اضافه کردند بند‌هایی مثل «مادام که دولت از امکانات فراهم کردن وسایل آموزش رایگان برخوردار نیست، عمل به مصوبه شورای انقلاب مغایر با قانون اساسی نیست.» روی چنین قانونی که به نفع ملت است سرپوش گذاشته است.

  • چرا بعضی از مدارس دولتی تا پول نگیرند ثبت نام نمی کنند؟

    چرا بعضی از مدارس دولتی تا پول نگیرند ثبت نام نمی کنند؟

    به گزارشhttp://www.eghtesadran.com/ اقتصادران، با این حال در بدعتی اشکار، برخی مدارس دولتی از والدین دانش آموزان جهت ثبت نام در مدرسه پول طلب می کنند. گفته می شود عدم پرداخت وجه مورد نظر منجر به عدم ثبت نام دانش آموز در مدرسه می شود.

    مدارس چالش برانگیز دولتی

    این امکان دولتی، در سال‌های اخیر با موانعی رو به رو شده است، موانعی از جنس دریافت هزینه‌های بی علت از سوی مدارس دولتی، عدم ثبت نام و کاهش جدی کیفیت و امکانات تحصیلی که خود را در کنکور 1403 نیز نشان داد. اگرچه در پاسخ به این سؤال که چرا مدارس دولتی اقدام به دریافت هزینه می‌کنند، این مدارس پاسخ‌هایی از قبل آماده کرده‌اند، اما هر پاسخی در این بین، نقض قانون آموزش رایگان است. امسال نیز وزارت آموزش و پرورش تأکید داشت که مدارس دولتی نباید هزینه‌ای از خانواده‌ها دریافت کنند. اگرچه این تأکید چندان مورد توجه مدارس قرار نگرفته است.

    مخاطبین چه می‌گویند؟

    تلاش‌های خبرنگار «انتخاب» برای برقراری تماس با روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش بی نتیجه ماند و پاسخ مشخصی نسبت به این سؤال دریافت نشد. در نتیجه به سراغ خانواده‌هایی رفتیم که مدارس دولتی حاضر به ثبت نام فرزندشان نشده اند.

    مهتاب یوسفی، مادر یکی از دانش آموزان، در پاسخ به خبرنگار انتخاب گفت: «من برای ثبت نام فرزندم در مدرسه دولتی به یکی از مدارس مراجعه کردم. امسال توان مالی پرداخت هزینه غیرانتفاعی را نداشتم. با این وجود اینقدر روند ثبت نام فرسایشی بود و از اول می‌گفتند که جا نداریم، که در میانه راه می‌خواستم دوباره فرزندم را به مدرسه غیرانتفاعی ببرم. پس از طی کردن مسیر ثبت نام، متوجه شدم باید مقداری پول هم پرداخت کنم که عناوین مختلف داشت. آنقدر پول زیادی نبود اما با تصوری که از مدرسه دولتی داشتم تفاوت می‌کرد. »

    این ماجرا در شبکه های اجتماعی نیز انعکاس داشته است. کاربری به نام علی در شبکه اجتماعی x نوشته است: «خانواده ایرانی برای تحصیل فرزندش در مدرسه دولتی که طبق قانون رایگان است باید پول بپردازد در حالیکه این طور نبود. »

    کاربر دیگری به نام الهام، نوشته است: «برای ثبت نام فرزندم به مدرسه دولتی نزدیک خانه مراجعه کردم، نه تنها درخواست پول برای ثبت نام مطرح بود بلکه روند ثبت نام نیز سخت شده و برخی از خانواده‌ها را دست خالی بازگرداندند. »

    یکی  از مخاطبان «انتخاب» با نام مجید نیز از گرانی شهریه مدارس دولتی گلایه کرده‌ و می گوید: «اکثر مدارس دولتی در ارومیه از والدین پول می‌گیرند، تا پول نگیرند کارنامه نمی‌دن، تا پول نگیرند ثبت‌نام نمی‌کنند، آخه به کی بگیم؟ کجا بریم شکایت کنیم؟ مگه مدرسه دولتی نیست و مدرسه دولتی نباید رایگان باشه؟ بخدا دیگه خسته شدیم. »

    مسئولین چه گفته‌اند؟

    حمید طریفی، معاون ابتدایی آموزش و پرورش در تیرماه امسال گفته بود: «اجباری در کمک به مدرسه وجود ندارد و خانواده‌ها تنها در قالب انجمن اولیاء و مربیان کمک‌های خود را پرداخت می‌کنند. هنگام ثبت‌نام هیچ مدرسه‌ای حتی مدارس هیئت امنایی که فعالیت فوق برنامه را به صورت اختیاری ارائه می‌دهند و بچه‌ها مدت زمان بیشتری در مدرسه حضور دارند، هزینه کلاس‌های فوق برنامه آن‌ها در طول سال تحصیلی اخذ می‌شود. »

    منصور مجاوری، مدیرکل اسبق بودجه وزارت آموزش‌و‌پرورش درباره پول‌های دریافتی از شهروندان در مدارس دولتی نیز گفته است: :«بنده از مدارسی بازرسی کردم که چندین سال قبل حدود ۲ میلیارد تومان پول در حساب آن‌ها بود، ما اصطلاحی داریم مبنی بر اینکه “حساب مدارس چاه ویل است” و مدیر مدرسه هم صاحب اختیار آن است. متأسفانه نظارتی وجود ندارد تا مدارس درباره پول‌های دریافتی پاسخگو باشند، در طول دو دهه گذشته، دیوان محاسبات و سازمان حسابرسی چه نظارتی بر حساب مدارس دولتی انجام داده‌اند؟ اگر نظارتی هم بوده در صورت وقوع یک تخلف مالی بزرگ انجام شده است. »

    چه باید کرد؟

    طبق آنچه در میان شهروندان و رسانه‌ها شنیده می‌شود، تنها یک راه برای بهبود روند کاری مدارس دولتی و عدم بی قانونی در آن وجود دارد: نظارت، نظارت و نظارت

    با تداوم شرایط سخت اقتصادی رجوع به مدارس دولتی افزایش خواهد یافت و طبیعتا بستر تخلف بیشتر شکل خواهد گرفت که از هم اکنون باید تدبیری برای آن اندیشید.

  • آمار تأسفبار از سهم مدارس دولتی در کسب رتبه‌های برتر کنکور

    آمار تأسفبار از سهم مدارس دولتی در کسب رتبه‌های برتر کنکور

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه فرهیختگان نوشت:

    «برترین‌های کنکور» معرفی شدند. خبری که با تعویق دو هفته‌ای البته در زمان غیرمعمول از نگاه رسانه‌ها اعلام شد تا بالاخره آزمون، پایان‌بندی غیرمتعارفی هم داشته باشد. به گفته عبدالرسول پورعباس، سرپرست سازمان ملی سنجش ارزشیابی نظام آموزش کشور در نشست خبری روز گذشته، داوطلبان از ۱۴ شهریور ماه باید نسبت به انتخاب رشته خود اقدام کنند. آزمونی که دلیل تعویق آن در برگزاری نوبت دوم آزمون و بالطبع اعلام نتایج، به گفته این مقام مسئول انتخابات ریاست‌جمهوری بوده است. اما مدل اطلاع‌رسانی در این باره خود از نکات جالب این دوره از آزمون سراسری به شمار می‌رود.

    سهم ۲۷.۵ درصدی تهرانی‌ها از برترین‌های کنکور امسال

    توزیع ناعادلانه امکانات آموزشی و امکان دسترسی بیشتر به امکانات این حوزه برای خانواده‌های مقیم استان تهران، مساله تکراری و البته حل‌نشده‌ای به شمار می‌رود که باعث شده بحث عدالت آموزشی هم یکی از موضوعات پرحاشیه کشور محسوب شود. اتفاقی که هر بار نیز با اعلام اسامی برترین‌های کنکور خود را به رخ می‌کشد تا نشان دهد، محل زندگی می‌تواند سهم نسبتا قابل توجهی را در موفقیت‌های تحصیلی و شغلی افراد داشته باشد.

    البته این بدان معنی نیست که دانش‌آموزان دیگر استان‌ها نمی‌توانند سهمی در لیست ۴۰ نفره برترین‌ها در ۵ گروه آزمایشی داشته باشند، اما نگاه واقع‌بینانه به این جمعیت و ملاک قرار دادن آمار‌های مربوط به کنکور امسال هم نشان داد، پایتخت‌نشینی خود یکی از کلید‌های موفقیت در عرصه آزمون سراسری به حساب می‌آید به‌طوری‌که از مجموع ۴۰ داوطلب برتر این دوره از کنکور، ۱۱ نفرشان که معادل ۲۷.۵ درصد می‌شود در مدارس استان تهران تحصیل کرده‌اند. بعد از آن خراسان رضوی با ۶ داوطلب سهم ۱۵ درصدی در آزمون امسال داشته است. استان‌های تبریز و اصفهان نیز هر کدام ۷.۵ درصد از رتبه‌های برتر را به خود اختصاص داده‌اند. در این بین قزوین، کرمانشاه، رشت، رفسنجان و… هرکدام تنها یک سهمیه در بین برترین‌ها داشته‌اند.

    ۳۲ درصد رتبه‌های برتر در دست داوطلبان دختر

    ۷۳ درصد برترین‌های ۳ گروه اصلی کنکور سمپادی بودند

    بررسی نوع مدارس در ۳ گروه اصلی آزمایشی کنکور امسال هم نشان می‌دهد که باز دست برتر با دانش‌آموزانی بوده که در مدارس سمپاد و تیزهوشان درس خوانده‌اند به‌طوری‌که ۷۳ درصد از برترین‌های این سه گروه را سمپادی‌ها تشکیل داده‌اند. جالب اینجاست که در گروه علوم تجربی حتی یک نفر هم از مدارس غیرسمپادی‌ها وجود ندارد! در حالی که سهم این مدارس در دو گروه ریاضی و علوم انسانی ۶۰ درصد بوده است. البته سهم سمپادی‌ها در کنکور سال گذشته با در نظر گرفتن جمعیت دو گروه زبان و هنر به ۶۰ درصد می‌رسید، رقمی که نشان می‌دهد در هر حال دانش‌آموزان این نوع از مدارس دست بالا را در میان برترین‌ها دارند و این مساله نشان می‌دهد نوع مدرسه محل تحصیل می‌تواند شانس قبولی یا عدم قبولی را در میان داوطلبان تا حد قابل توجهی تغییر دهد.

    در تمام این سال‌ها بحث کیفیت پایین آموزش در مدارس دولتی و سهم اندک آن‌ها در میان برترین‌های کنکور همیشه مورد نقد بوده است، اتفاقی که امسال هم با در نظر گرفتن سهم ۷ درصدی از بین ۳۰ نفر برتر نشان می‌دهد که واقعا این مدارس نتوانسته‌اند، آن‌طور که انتظار می‌رود سهم قابل توجهی را در کنکور داشته باشند.

    وضعیت در مدارس نیمه‌دولتی هم همین است، به‌طوری‌که درمجموع ۳ گروه آزمایشی علوم ریاضی، تجربی و علوم انسانی تنها دانش‌آموزان دو مدرسه نیمه‌دولتی توانسته بودند در میان برترین‌ها قرار بگیرند. سهم اندکی که نشان می‌دهد حتی حضور در میان نیمه‌دولتی‌ها هم شانس بیشتری از آنچه در مدارس دولتی وجود دارد، در اختیار دانش‌آموزان قرار نمی‌دهد. اتفاقی که می‌طلبد تا مسئولان آموزش‌وپرورش یک بار برای همیشه فکری برای این داشته باشند؛ چراکه طبیعتا بخش قابل توجهی از جمعیت دانش‌آموزی در مدارس دولتی تحصیل کرده و از سوی دیگر، این مدارس سهم قابل توجهی را در استان‌های محروم از حیث بار آموزشی در دوره متوسطه برعهده دارند، اما سهم کمتر از ۱۰ درصدی این مدارس در برترین‌های کنکور نشان می‌دهد، عملا شانس قرارگیری آن‌ها در میان برترین‌ها به‌شدت پایین است.

    مدارس غیرانتفاعی؛ همچنان مسیر جایگزین برای رسیدن به رتبه‌های برتر

    مساله غیرقابل انکار آن است که بعد از سمپادی‌ها، این دانش‌آموزان غیرانتفاعی هستند که می‌توانند سهم بیشتری را از سفره برترین‌های کنکور داشته باشند. اتفاقی که بار دیگر این مهم را یادآور می‌شود که برای رسیدن به رتبه برتر کنکور که مجوز تحصیل در رشته و دانشگاه برتر کشور خواهد بود، نمی‌توان خیلی به تحصیل در مدارس دولتی و نیمه‌دولتی دلخوش کرد و عملا شانس قبولی از طریق این مدارس با در نظر گرفتن جمعیت دانش‌آموزی آن‌ها به حدی پایین و شاید غیرممکن باشد. موضوع مهم دیگری که شاید توجه به آن خالی از لطف نباشد این است که در میان ۳۰ داوطلب برتر در ۳ گروه آزمایشی یاد شده، ۱۰ نفرشان از تهران بوده‌اند که از این میان نیز ۶۰ درصدشان را سمپادی‌ها تشکیل داده‌اند و ۴۰ درصد دیگر نیز غیرانتفاعی هستند؛ یعنی عملا حتی یک برگزیده نیز از مدارس دولتی در استان تهران نتوانسته بود خودش را در میان برترین‌های این ۳ گروه برساند. این مساله قطعا لزوم آسیب‌شناسی نسبت به کیفیت این مدارس را در استان بیش از پیش می‌کند؛ چراکه قطعا وقتی داوطلبی نتواند از مدارس دولتی در پایتخت کشور در میان برترین‌ها قرار بگیرد، معنایش آن است که راه برای داوطلبان دیگر استان‌ها به مراتب سخت‌تر خواهد بود.