برچسب: محمدرضا باهنر

  • آقای زواره‌ای می‌گفت یک پوزه بند بگیریم و ببندیم به دهان ۷۰ میلیون جمعیت! / اگر آمریکا گاو شیرده می خواهد ما آن کشور نیستیم

    آقای زواره‌ای می‌گفت یک پوزه بند بگیریم و ببندیم به دهان ۷۰ میلیون جمعیت! / اگر آمریکا گاو شیرده می خواهد ما آن کشور نیستیم

    به گزارش اقتصادران،«ما قرار نیست هرکس مثلا نقد درست یا خصمانه به رفتار دولت کرد، فردا دادگاه علنی برایش بگیریم، محکوم کنیم، شلاق بزنیم و زندانی  یا اعدام کنیم. حرکات و رفتارهای سیاسی در افکار عمومی اثر می گذارد.» این جمله را محمدرضا باهنر می‌گوید؛ چهره همیشه اصولگرا که هم عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام در کارنامه‌اش نشسته، هم ۲۸ سال نمایندگی مجلس و البته دبیرکلی جبهه پیروان خط امام و رهبری و البته سال هاست که دبیرکلی جامعه اسلامی مهندسین را نیز بر عهده دارد.

    دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در چند روز گذشته مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین شد؛ در این گپ و گفت هم از ماجرای تصویب CFT در مجمع تشخیص حرف زد، هم از نگرانی‌هایش درباره استعفای مسعود پزشکیان گفت، هم روایت انتقادات اصولگرایان از اقدامات سعید جلیلی را بیان کرد و هم اظهارات برخی نمایندگان برای تغییر دکترین هسته ای را ارزیابی کرد.

    باهنر همچنین تاکید کرد که دیگر نگران استعفای رئیس جمهوری نیست و گفت: «من نگران بودم که ایشان یک روز صبح از خواب بیدار شود و بگوید من قول داده بودم نمی توانم و استعفا می دهم و این برای نظام جمهوری اسلامی ایران خیلی مضر بود و هست.»

    او همچنین در بخشی از اظهارات خود، با اشاره به کارشکنی ها علیه دولت و تلاش برای تضعیف آن بیان کرد: «هم خبر دارم و هم تحلیل که بعد از جنگ ۱۲ روزه،  تصمیم های امنیتی، سیاست خارجی و دیپلماسی در کشور منسجم گرفته می شود. البته این انسجام به این معنا و مفهموم نیست که فرض کنیم فردا تصمیم گرفتند که مثلا با فلان کشور مذاکره کنند و وزیرخارجه هم رفت مذاکره کرد.»

    مشروح گفت و گو محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را می خوانید؛

    ******************

    * به عنوان اولین سوال از آخرین اتفاقی که رخ داده است، شروع می کنیم.CFT در مجمع تشخیص مصلحت بالاخره به صورت مشروط تصویب شد. آیا به صورت مشروط ۷-۸ سال پیش نمی شد به همین شکل مورد پذیرش قرار گرفته و تصویب شود و انقدر فاصله تا تأیید آن نینداخته باشند و نداشته باشیم. خیلی ها می گویند الان شرایط چه فرقی  با آن موقع کرده است؟ چرا الان آره آن موقع نه؟

    همه ما رو به تکامل هستیم. این گفت و شنود، بحث ها و استدلال ها است که انسان را به یک نقطه ای از تصمیم می رساند. بعضی وقت ها اگر این گفتگوها انجام نشود، به آن نقطه تصمیم نمی رسیم و در این قضایا هم  حساسیت موضوع، بالا است. ظاهر قضیه این است که مجمع تشخیص مصلحت نظام، تفاهم کرد که CFT را امضا کنیم. اما اگر وارد موضوعات آن شویم، دهها بند و هر بند آن چندین حکم دارد. یک سری تعهدات متقابل است که ما می دهیم و یک سری تعهداتی می گیریم.

    روی همین تاکید «مشروطی» که فرمودید،  کم بحث نشده است. بالاخره شورای محترم نگهبان به یک قانون،  لایحه و طرحی ایراد می گیرد، مجمع تشخیص مصلحت نظام نمی تواند وارد شود که آیا این ایرادی که گرفته، درست است یا نه. آن حق شورای نگهبان است که می گوید یا خلاف قانون اساسی است یا خلاف شرع و یا می گوید خلاف هردو است و  مصوبه ای را رد می کند. مجمع تشخیص مصلحت نظام با قبول اینکه این موضوع خلاف قانون اساسی یا خلاف احکام اولیه شرع است، بحث می کند  که آیا مصلحت نظام در این هست که این اتفاق بیفتد یا نه.

    می گویم من باید استدلال هایم آنقدر قوی شود که مخاطبم را قانع کنم

    *رویکرد مجمع تشخیص مصلحت نظام با زمان قبل که مخالف بود، تفاوت پیدا کرده است؟

    نه فرق نکرده است. بحث این است که محتوای CFT چیست. ما چه تعهداتی می دهیم و چه تعهداتی می گیریم. اینها به قول جوانان mp۳ نمی شود که همه را در یک جعبه متراکم کنیم و دکمه اش را بزنیم و اعضا و مجمع به این جمع بندی برسند که به مصلحت هست یا نیست. همین که به این نقطه برسند که این به مصلحت است؛ تصویب می کند. اسم نمی برم اما اعضایی در مجمع بودند که ۱۰ جلسه مخالف صحبت کردند. ولی جلسه ماقبل آخر و جلسه آخر قانع شدند و گفتند که تشخیص می دهیم مصلحت در تصویب آن است.

    اصولا بحثی در مورد من در بیرون می کردند و می گفتند که فلانی لابی من قوی است، این لابی را بعضی ها ترجمه بد بر داشت می کردند و یا از آن برداشت بدی داشتند که لابی کردن یعنی استفاده از چماق و هویج یا تهدید و تطمیع . در حالیکه  من آن لابی را حرام می دانم. من لابی را به امر به معروف و نهی از منکر ترجمه می کنم. می گویم من باید استدلال هایم آنقدر قوی شود که مخاطبم را قانع کنم. در مجلس وقتی یک نماینده مخالف یا موافق صحبت می کند، قصدش این است که نمایندگان را هم رأی خود کند. می گوید من به این نتیجه رسیدم که این قانون ضررش بیش از نفغش است. اینکه صحبت می کند یعنی لابی می کند.

    *در این موضوع سیاسی کاری را چقدر دخیل می دانید؟

    سیاسی کاری اصولا یک مقوله ممدوح یا مذموم است. سیاسی کاری یعنی چی؟

    *دو حالت آن می تواند باشد، یعنی اینکه مثلا وقتی دولت آقای روحانی است نه می گویند و..

    اینها بحث های متفاوتی است. بعضی وقت ها من در مجلس می گفتم  که ۹۰ درصد تصمیمات مجلس  غیر جناحی است  و اصلا ربطی به جناح ندارد. تصمیمات جناحی وقتی است که مثلا می خواهند رئیس مجلس انتخاب کنند، می بینند چه کسی است و از کدام جناح است. روسای کمیسیون ها و یا حتی به اعضای دولت رأی اعتماد دهند یا استیضاح کنند، اینها سیاسی است. اما مثلا می خواهند بودجه سال ۱۴۰۵ را تصویب کنند. اگر کسی در تصویب این قانون و بودجه نگاه جناحی داشته باشد و بگوید مثلا فلان وزیر چون در جناح ما نیست، ما سر بودجه برایش تنگ می گیریم و اما فلان وزیر چون از جناح ما است، مقداری دستش را باز نگه می داریم، به جمهوری اسلامی خیانت کرده است.

    جلیلی و وحیدی مخالف تصویب CFT بودند

    *مثلا در مورد آقای جلیلی می گویند که آن موقع مخالف بود و آقای پورمحمدی هم در انتخابات این نکته را گفت و تکذیب هم نشد.

    آقای جلیلی تا آخرین جلسه شدیدا مخالف صحبت کرد.

    *اما بعضی ها می گویند چون دولت مثلا اصلاح طلب است…

    اینها در واقع به تیر غیب زدن مردم است. بله آقای جلیلی  از روز اول مخالف بود و در آخرین جلسه هم مخالف صحبت کرد. آقای وحیدی مخالف بود و تا آخرین روز هم مخالف صحبت کرد. ولی اعضایی بودند که یک زمانی مخالف بودند، ولی در گفتگوها  قانع شدند. باز ممکن است یکی بگوید لابد دم فلانی را دیدند که قانع شدند؛ اینها حرف های خیانت باری است. نه بحث استدلال ها و گفتگوهاست تا مسئله را روشن کنند.

    با احتیاط بیشتری نیت خوانی کنیم

    *آقای باهنر! بعد از انتخابات ۱۴۰۳  و بخصوص اخیرا شاهد انتقادات تند اصولگرایان از آقای جلیلی و طرفداران ایشان بودیم.

    اصولگرایان خودشان حدود هفت تا هشت بخش است.

    * حالا طیف اصولگرایان سنتی و آنهایی که به اعتدال نزدیک ترند و حتی بخشی از اصولگرایان مانند روزنامه جوان. فکر می کنید علت این انتقادات چیست؟ ساختاری است یا به خاطر نوع گفتمان ایشان و ایدئولوژیک است؟

    ما باید با احتیاط نیت خوانی کنیم. مثلا کسی می خواهد عقده هایش  را خالی کند.حتی برخی از دوستان سیاسی هستند که به موضع من انتقاد دارند. من ۲۸ سال در مجلس بودم  و شاید ۱۵-۱۶ سال هم رأی موثری داشتم و به قول معروف در مجلس صاحب نفوذ بودم.  در مجلس طبق آیین نامه نماینده اقلیت دینی که قابل احترام هم هستند با ۴-۵ هزار رأی به مجلس می آید و نماینده تهران هم با ۱.۵ میلیون رأی می آید، ولی در آیین نامه مجلس اینها هرکدام یک رأی بیشتر ندارند و هیچ فرقی نمی کند. اما هر فردی یک حوزه نفوذ  رأی دارد. یک موقع من با استدلال ها، رفتارم و با بحث هایی که می کنم می توانم ۵۰ نفر را قانع کنم. یکی هم هست که خودش را هم نمی تواند قانع کند. حوزه نفوذ رأی مهم است.

    برخی از اصلاح طلبان هستند که می گویند پزشکیان اصلا از «ما» نبود

    یک موقع مخالفت ها و موافقت ها بر اساس احکام بدریه، حنیفیه هاست که بین خودشان و خدای خودشان است که باید جواب دهند. یک موقع هم واقع قضیه این است که استدلال می کنند. این رفتاری که فلان کس کرده و شما می فرمایید اصولگرایان، مگر در اصلاح طلبان کم پیدا می شود؟ الان برخی از اصلاح طلبان هستند که می گویند پزشکیان اصلا برای ما نبود. پزشکیان به ما تحمیل شد و همین الان هم می گویند.

    یعنی می خواهم بگویم که اینها را نمی توان طیف بندی کرد. یک طیفی از اصلاح طلبان و طیفی از اصولگرایان همین رفتارها را دارند. من می گویم که در مجلس بودم و صاحب نفوذ هم بودم. اعتقاد داشتم -و همین الان هم دارم- که ما باید از دولت و مجلس مستقر حمایت کنیم، ربطی هم ندارد که برای کدام جناح باشد. برای جناح ما یا جناح رقیب. باید حمایت کنیم و اگر هم نقد می کنیم باید مشفقانه باشد. نقد تخریبی نباید باشد. اگر کسی تحت عنوان جناحی بگوید که من می خواهم کاری بکنم  که این دولت شکست بخورد و در دوره آینده رأی نیاورد، این شکست دادن دولت به معنای تضعیف نظام جمهوری اسلامی است.

    اما اگر یک دولت و رئیس جمهور در دوران ۴ سال ریاستش بتواند کارهایی به نفع مردم کند، ولی من مخالف جناحی اش بگویم که باید کاری کنم که این کارها را انجام ندهد، بدنام و تضعیف شود . مثلا بگویم من کاری می کنم که این دولت در دوره آینده رأی نیاورد. این اصلا رقابت جناحی و سالمی نیست. این رقابت با نظام جمهوری اسلامی است. مقام معظم رهبری بارها خودشان هم فرمودند که من همیشه از دولت مستقر حمایت می کنم. بالاخره مقام معظم رهبری هم روز انتخابات موقعی که پای صندوق رأی می روند، حتما به یک نفر رأی می دهند؛ یعنی مثلا علاقه داشتند که مثلا آقای «ب» انتخاب شود ولی آقای «الف» انتخاب شد. آقا حتما به یک نفر رأی می دهد و قطعا هم آن یک نفر را به بقیه ترجیح می دهد، اما هر کس که برنده شود، از او حمایت می کند؛ این وظیفه شرعی است.

    درباره آقای پزشکیان سه جمله بیشتر ندارم

    *اما به هر حال برخی جریان ها اقداماتی در جهت تضعیف دولت انجام می دهند. حداقل در یک سال گذشته بارها در خیابان اعتراض کردند. بحث استعفای آقای پزشکیان و طرح عدم کفایت سیاسی ایشان مطرح شد. وقتی این اقدامات در جهت تضعیف دولت از سوی برخی از رقبای ایشان انجام می شود،چه باید کرد؟

    اینها اتفاقاتی است که در جامعه رخ می دهد. ما قرار نیست هرکس مثلا نقد درست یا خصمانه به رفتار دولت کرد، فردا دادگاه علنی برایش برگزار کنیم، او را محکوم کنیم، شلاق بزنیم و زندانی کنیم یا اعدام کنیم. حرکات و رفتارهای سیاسی در افکار عمومی اثر می گذارد. یک موقع طرف حرفی یا اتهامی می زند که باعث تشویش اذهان عمومی می شود.

    یک زمانی یک آقایی نماینده مجلس بود که پشت تریبون رفت گفت که رئیس جمهور ما جاسوس است، آن رئیس جمهور را هم نمی خواهم اسم ببرم، اتفاقا رئیس جمهوری بود که من به او رأی نداده بودم، من بلافاصله روز بعد مصاحبه کردم و گفتم مملکت نباید آنقدر بی حساب و کتاب باشد که یک نماینده مجلس پشت تریبون بگوید رئیس جمهور جاسوس است. در قانون اساسی ما رئیس جمهور  نفر دوم مملکت است. اگر کسی می گوید جاسوس است، باید احضارش کنند، اگر ثابت کرد که جاسوس است، ترتیب آقای رئیس جمهور را بدهند. اگر هم ثابت نکرد، باید با او برخورد شود. نمی شود که نماینده رسما پشت تریبون بیاید و بگوید که رئیس جمهور جاسوس است و همه هرهر بخندند.

    اما یکی دیگر می آید و می گوید این رئیس جمهور ما بی عرضه است، اگر من بودم نمی گذاشتم تورم باشد، اقتصاد را سامان  می دادم و اقداماتی می کردم. این تشویش افکار عمومی نیست بلکه انتقاد ناجوانمردانه از دولت است.

    من درباره آقای پزشکیان سه جمله بیشتر ندارم، آقای پزشکیان آدم متدین و دلسوزی است و علاقمند است که برای مردم کار کند اما زمانی که کاندیدای ریاست جمهوری شد نمی دانست که این کار انقدر سخت است. سختی کار را حس نمی کرد. خود آقای پزشکیان در زمان مناظره های تلویزیونی هم گفت که اگر نتوانستم استعفا می دهم. من واقعا تا ۲-۳ ماه قبل نگران بودم، چون آقای پزشکیان روحیه خاص و به اصطلاح «داش مشتی» هم دارد و من نگران بودم که ایشان یک روز صبح از خواب بیدار شود و بگوید من قول داده بودم نمی توانم مطابق قولم عمل کنم و استعفا می دهم. این برای نظام جمهوری اسلامی ایران خیلی مضر بود و هست.

    ا الحمدالله لان دیگر آن تشویش را ندارم که آقای پزشکیان به این نتیجه برسد که استعفا دهد، اما اینکه آقای پزشکیان مشکلات مملکت را حل می کند، دارد حل می کند، چقدر از آن را می تواند حل کند، اینها قابل بحث است.

    در برخی عملیات ها موفق نمی شدیم، آقای هاشمی یک خطبه می خواند و ملت از خوشحالی می رفتند به پشت بام ها

    *ما بارها شاهد مخالفت این افراد و این گروه‌ها با تصمیم نظام بوده و هستیم، مثلا در خصوص مذاکره با آمریکا، بحث تصویب پالرمو و CFT، تصمیماتی با موافقت حاکمیت بوده اما با مخالفت برخی گروهها همراه شده است. آیا حاکمیت اراده ای برای تلطیف این فضای برخوردها با تصمیمات رسمی یا نیمه رسمی ندارد؟

    یک زمانی خود من هم نگران بودم که تمرکز تصمیم گیری در کشور نداریم. یعنی دولت یک حرف می زد، مجلس حرف دیگری، قوه قضائیه حرف سومی می زد. حتی در دولت همین الان هم مشاهده می کنیم که مثلا سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی  و وزیر اقتصاد بعضا با هم «کل کل» دارند. من از زمان آقای خاتمی همیشه می گفتم که اگر اقتصاد یک دولت منسجم باشد باید این سه نفر باهم هماهنگ باشند؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر اقتصاد و و رئیس کل بانک مرکزی. این سه نفر باید هم فکر، همراه و همدل باشند تا بتوانند بخشی از اقتصاد کشور را هدایت و مدیریت کنند.

    بله، این اختلافات و نگرانی ها وجود داشت اما الان نه. بعد از جنگ ۱۲ روزه به واقع شرایط تغییر کرد. من هم خبر  و هم تحلیل دارم که تصمیم های امنیتی، سیاست خارجی و دیپلماسی در کشور منسجم گرفته می شود. باز این انسجامی که گرفته می شود معنا و مفهمومش این نیست که فرض کنیم فردا تصمیم گرفتند که مثلا با فلان کشور مذاکره کنند و وزیرخارجه هم رفت مذاکره کرد. ممکن است یک روزنامه هم مقاله بنویسد که چرا این آقا رفته و مذاکره کرده است. قرار نیست ما صداهای مخالف را خفه کنیم یا اینکه فضا را امنیتی کنیم، این رفتارها با اینکه تصمیات منسجم گرفته شود متفاوت است.

    به یاد دارم در روزهای اول جنگ ۸ ساله، اوضاع رسانه ای کشور خیلی بهم ریخته بود. آن موقع شورای عالی امنیت ملی هم نداشتیم. در قانون اساسی یک شورایی به نام شورای عالی دفاع داشتیم. یکی دو سال اول فضا بهم ریخته بود. هر وقت یک عملیات در جبهه انجام می شد، هر روزنامه و هر خبرگزاری برای خودش تحلیل می کرد. دیدند اینگونه نمی شود، شورای عالی دفاع تصمیم گرفت، مصوب کرد و ابلاغ کرد که رسانه های کل کشور اعم از دولتی و خصوصی خبرهای جنگ را از دفتر تبلیغات شورای عالی دفاع بگیرند.

     اولین مسئول تبلیغات شورای دفاع هم آقای خرازی شد و اینگونه کار انسجام پیدا کرد . مثلا در برخی عملیات ها موفق نمی شدیم ولی خدا رحمت کند آقای هاشمی رفسنجانی یک خطبه می خواند و ملت از خوشحالی می رفتند به پشت بام ها و الله اکبر می گفتند. یعنی انسجام را ایجاد می کرد. اگر ما در یک جنگ جدی قرار بگیریم باید این تدابیر اندیشیده شود. الان هم فضای امنیتی است و شورای عالی امنیت ملی باید مقداری فضا را کنترل کند اما به این معنا نیست که یک صدایی را در کشور تبلیغ کنیم و بگوییم هیچ کس حق ندارد حرف مخالف بزند.

    *قطعا اینگونه نیست ولی برخی از این مورد سوء استفاده می کنند.

    مثلا در مجلس ۵نفر می گویند بیاییم طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را روی میز بگذاریم. اولا عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور اولیه اش نیاز به ۷۵ امضا دارد. پنج نفر این حرف را بزنند اتفاقی نمی افتد.

    آقای زواره ای می گفت یک پوزه بند بگیریم و ببندیم به دهان ۷۰ میلیون جمعیت

    *اما فضای کشور را ملتهب می کند.

    التهاب یک موقع این است که بگوییم همه زیپ دهانشان را ببندند. یک زمانی خدا رحمت کند آقای زواره ای  عضو حقوقدان شورای نگهبان بود و یک دوره هم نماینده مجلس بود، می گفت یک پوزه بند بگیریم و ببندیم به دهان ۷۰ میلیون جمعیت. قرار بر این رفتارها نیست. خود مقام معظم رهبری هم فرمودند که تضعیف دولت، تضعیف نظام است و نباید دولت را تضعیف کرد. اما این هم به این معنا نیست که زیپ دهان‌ها کشیده شود و دهان‌ها را ببندیم.

    *انتقاد با تهمت و افترا خیلی فرق دارد.

    من مثال زدم. یک موقع فردی می آید می گوید که العیاذباالله رئیس جمهور ما جاسوس است که متاسفانه یکی گفته بود، این حتما باید دادگاهی و محاکمه شود یا حرفش را اثبات کند یا با مجازات سر جای خودش بنشیند. یک موقع کسی می گوید که رئیس جمهور ما ضعیف است، این ضعیف و قوی بودن که متر ندارد تا اندازه گیری کنیم.

    مجلس از نظر نظارتی اختیاراتی دارد که استیضاح، تحقیق و تفحص، سوال و تذکر است. بعضی وقت ها مثلا استیضاح وزیری را امضا می کنند ، می نویسند که این آقای وزیر نتوانسته وظایفش را انجام دهد. برنامه هفتم توسعه را نتوانست پیگیری کند و  مواردی از این دست اما به انتهای آن نگاه می کنی می بینی که نماینده از وزیر خواسته بود که فلان مدیرکل عوض شود، ولی عوض نکرده است. روی کتاب می نویسد ضعف عملکرد مدیر اما پشت کتاب را می بینیم می گوید چرا مدیرکل را عوض نکردی؟! بعد هم آقای وزیر می گوید مدیرکل را عوض می کنم، او هم امضایش را برای استیضاح پس می گیرد. از این اتفاقات افتاده است . اینها رفتارها و حرف ها،خوش اخلاقی نیست.

    اگر آمریکا گاو شیرده دیگری می خواهند ما آن کشور نیستیم

    * هفته گذشته مکانیسم ماشه اجرایی شد، آیا امکانش هست که از آن جلوگیری شود؟

    بحث های مکانیسم ماشه از نظر حقوقی، قانونی و روابط بین الملل گسترده شده است. فعال سازی آن کار غلطی بود. اینکه می شد جلوی آن را گرفت، باید بگویم بله می شد . به این صورت که ما تسلیم می شدیم و دستهایمان رابالا می بردیم و می گفتیم که هیچ کاری نداریم.

    * از نظر شما اجتناب ناپذیر بود؟

    آنها به شدت زیاده خواه هستند. در مورد مذاکرات هسته ای و مذاکره با آمریکا کلی بحث  کردیم. همان برجام را کلی رفتیم مذاکره و صحبت کردیم در حین مذاکره آنها به ما حمله کردند. در حال حاضر آنها دو چیز از ما می خواهند؛ یکی اینکه کلا فناوری هسته ای را کنار بگذارید. دوم اینکه برد موشک ها را زیر ۳۰۰ کیلومتر بیاورید. ما الان موشک های با برد بالای ۲۰۰۰ کیلومتر داریم. یعنی چی؟ یعنی کاملا تسلیم شویم؟ اگر ما در جنگ ۱۲ روزه ، به خاطر قدرت آفندی که داشتیم، توانستیم دشمن را وادار کنیم که پیشنهاد آتش بس دهد و ما بپذیریم. اینها می گویند که قدرت آفندی را زمین بگذارید و تحویل دهید و داستان هسته ای را تمام کنید. دیگر چیزی باقی نمی ماند، می گویند دست هایتان را بالا ببرید. یک زمانی رئیس جمهور آمریکا به یکی از کشورهای همسایه گفته بود که فلان کشور گاو شیرده خوبی است. اگر آنها گاو شیرده دیگری می خواهند، ما آن کشور نیستیم.

    برخی می خواهند همه جریان جنگ ۱۲ روزه را گردن جاسوسان بیندازند

    *به جنگ اشاره کردید. در این جنگ ۱۲ روزه خیلی ها بحث نفوذ را جدی می دانستند چه در شهادت فرماندهان و چه در جاهایی که اسرائیل هدف قرار داد، شما چقدر بحث نفوذ را نه فقط در این جنگ، در کل ساختار جدی می بینید؟

    مسائل امنیتی، اطلاعاتی و وضعیت اطلاعاتی ما باید تجدید ساختار جدی داشته باشد. ما دو سیستم اطلاعاتی داریم؛ یکی وزارت اطلاعات و دیگری هم اطلاعات سپاه. البته برخی نهادها و مراکز«حفاظت اطلاعات» هم درست کردند. این که اینها در محدوده کار خودشان متعدد باشند، اشکال ندارد ولی برای مسئله «اطلاعات ملی و ضد اطلاعات ملی» کاملا باید منسجم، همراه و هماهنگ باشند و این نیاز به تجدید ساختار دارد.

    البته برخی هم می خواهند همه این جریان جنگ  ۱۲ روزه را گردن جاسوسان بیندازند، حتما  اینجور نیست. امروزه انقدر فناوری ها پیشرفت کرده و رویشان کار شده و جلو رفته است که کشف اینکه باهنر کجاست، کی آمده و کی می رود با چه کسی صحبت کرده، خیلی دور از دسترس نیست.

    باید با فناوری ها مقابله فناورانه کنیم، محدود کردن و بستن مشکل را حل نمی کند

    *برخی ها می گویند از طریق واتس‌آپ این جاسوسی و نفوذ اتفاق افتاده است ولی  ما بحث فیلترشکن ها را داریم که برخی از آن ها اسرائیلی هستند و بارها هشدار داده شد که این فیلترشکن ها عاملی برای جاسوسی دشمن شده اند . چقدر بحث نفوذ از طریق فناوری در کشوری که فیلترینگ را  لغو نمی کند، جدی است؟

    فناوری ها پیشرفته هستند و هر روز هم پیشرفته تر می شود. بستن قضیه مشکل را حل نمی کند. ممکن است تاثیر موقتی داشته باشد،  مثل دندان درد که با قرص آسپرین برای یک شب تسکین پیدا میکند اما درمان نمی شود. باید فناوری ها را به خدمت گرفته و با آنها کار کرد. با محتوا و فناوری باید با فناوری مقابله کرد. اینکه اگر فیلترشکن نداشته باشیم یا خود فیلترینگ وجود نداشت ایراداتی اشت که مطرح میکنند. به هر حال ما هنوز در قوانین موضوعی کشور مسائلی داریم . مثلا ویدئو ممنوع بود. بعد از ممنوعیت ویدئو، ماهواره آمد. بعد گفتیم دیش ها ممنوع است و یک زمانی نیروها این دیش ها را می گرفتند. حالا یک کاغذ برچسب روی شیشه پنجره می چسبانند و فرکانس را می گیرند. امروز با یک فیلترشکن و یک موبایل تا حدودی پیشرفته می توانند تو را به اتاق تاریک ببرند و همه چیز را نشان دهند.

    ما باید با فناوری ها، مقابله فناورانه کنیم. محدود کردن و بستن مشکل را حل نمی کند.باید در ساختارهای تشکیلات اطلاعاتی و ضداطلاعاتی مان  تجدیدنظر و  تمرکز ایجاد کنیم. بنابراین اصلا به این معنا نیست که جنگ ۱۲ روزه و ترورهای انجام شده همگی توسط جاسوس های انسانی اتفاق افتاده است. نه اینطور نیست، برخی ها هم بر اثر فناوری ها و استفاده از فناوری های جدید رخ داده است.

    همه مراکز تحقیقاتی و پژوهشی آمریکا می دانند که در بین شیعیان مقوله « فتوا» چه معنی دارد

    *آقای باهنر! بعد از جنگ ۱۲ روزه برخی بحث تغییر دکترین هسته ای را مطرح می کنند. شما با این موافقید؟

    ما بارها گفته ایم و خود آنها هم می دانند. درست است که کارهای ظاهرا احمقانه می کنند اما واقع قضیه این است که مراکز تحقیقاتی آمریکا و مراکز پژوهشی همه می دانند که در شیعه مقوله «فتوا» چه معنی می‌دهد. اینها داستان تنباکو را می دانند؛ موقعی که رهبر شیعیان جهان و رهبر جمهوری اسلامی فتوا می دهد که تولید سلاح های کشتار جمعی حرام است و حتی مقدمات آنها هم حرام است، دیگر حرفی در این رابطه نیست. فتوای ایشان یعنی حرام است و تمام.

    *برخی بحث بازدارندگی را مطرح می کنند.در مجلس نامه نوشتند و ۷۰ امضا جمع کردند.

    می دانم. همان داستان است که یکی می گوید نمازهایی که من می خوانم خیلی خوب و راحت است ولی نماز صبح سخت است، نمی توانید کاری کنید که برای نماز صبح قرصی چیزی پیدا کنیم؟!.

    این که عده ای نامه نوشتند یک بحث است، اما اینکه فتوای شیعه چیست همه می دانند و رهبر نظام جمهوری اسلامی فتوای رسمی شان این است که تولید سلاح های کشتار جمعی حرام است و مقدمه تولید آن سلاح هم حرام است، موضوع دیگری است. بنابراین آن ها می دانند که ایران به دنبال تولید سلاح هسته ای برای استفاده نظامی نیست.

     اما ترامپ می آید می گوید ایران این همه معادن نفت و گاز دارد، انرژی هسته ای را برای چه می خواهد. خودتان انرژی هسته ای را برای چه می خواهید. خودشان که منابع نفت و گازشان بیش از ما هست. ما می گوییم که انرژی هسته ای صدها استفاده دارد. همین الان هم در حوزه های پزشکی، صنعتی، فناورانه و غیره استفاده کنیم. دنبال بمب هسته ای هم نیستیم. چندین و چند سال هم هست می گوییم که آژانس انرژی اتمی لحظه به لحظه مشاهده کند و ببیند که ما دنبال استفاده نظامی از فناوری هسته ای  نیستیم. اما آنها چیز دیگری می خواهند. آنها می خواهند ایران مقتدر نباشد و تسلیم شود. مقام معظم رهبری می گفتند که اینها که می گویند با آمریکا کنار بیایید، بگویند که آمریکا کی قانع می شود که ما تکلیفمان  را بدانیم. ما چقدر کوتاه بیاییم که آمریکا قانع شود؟! صراحتا هم گفتند که چجوری قانع می شوند. اصل موضوع آنها تغییر رژیم در ایران است.می گویند این رژیم نباید نباشد.

  • به پزشکیان گفتم من کباب نخوردم ولی بوی کباب را می‌فهمم! / دولت سایه به دنبال این نباشد که دولت پزشکیان را سرنگون کند؛ این خیانت است

    به پزشکیان گفتم من کباب نخوردم ولی بوی کباب را می‌فهمم! / دولت سایه به دنبال این نباشد که دولت پزشکیان را سرنگون کند؛ این خیانت است

    به گزارش اقتصادران، «دولت سایه به دنبال این نباشد که دولت مستقر را سرنگون کند؛ این خیانت است». این جمله را محمدرضا باهنر می گوید؛ یک سیاستمدار کارکشته که هم عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام در کارنامه‌اش نسسته، هم ۲۸ سال نمایندگی مجلس و البته دبیرکلی جبهه پیروان خط امام و رهبری. او اهل «صریح» حرف زدن است و کمتر در تله سوالات می‌افتد.

    دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در گپ و گفتی یک ساعت و نیمه، هم از وضعیت اقتصادی کشور حرف زد و هم از کارشکنی ها علیه دولت پزشکیان.

    هم از وجود پدیده‌ی آقازادگی در کشور روایت کرد هم از وعده‌های بی سرانجام نمایندگان گلایه داشت. از او حتی درباره بازی های سیاسی در کشور سوال کردیم و البته گعده ها و افطاری های سیاسی.

    او در بخشی از این گفت و گو درباره کارشکنی برخی از سیاسیون و افشاگری مصطفی پورمحمدی علیه سعید جلیلی، گریزی به دولت پزشکیان زد و گفت: «با همه دولت‌ها کار کرده ام. الان هم که آقای پزشکیان آمده است، سه ماه و کار را شروع کرده است و می‌گویند چرا تورم را حل نکرده است. ما هفت سال است که تورم نزدیک ۴۰ درصد داریم. آقای پزشکیان به تنهایی نمی تواند ظرف سه ماه تورم را حل کند و باید مجلس در کنارش باشد.»

    باهنر با اشاره به ایرادات اصلاح طلبان و اصولگرایان تاکید کرد: «هر رئیس جمهوری که می‌آید، اولین دوره وظیفه خود می‌داند که رئیس جمهور قبلی را از میدان به در کند. دوره دوم هم کارهایی می‌کند که رئیس جمهور بعدی بخواهد خنثی کند. این‌ها بهره وری نظام را کاهش می‌دهد. باید به این رشد برسیم.»

    مشروح گفت و گوی محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را  می خوانید؛

    *******

    *آقای باهنر! کارشناسان و تحلیلگران می‌گویند سال ۱۴۰۴ سال سختی برای مردم است. پیش بینی شما از وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سال ۱۴۰۴ چیست؟

    بله در هر صورت با مسائل داخلی و خارجی، پیش بینی می‌شود که مقداری فشارهای اقتصادی ممکن است بیشتر شود و البته بن بست نیست و راه حل‌هایی وجود دارد تا بتوانیم از این گردنه عبور کنیم. بالاخره یک سری مسائل داریم که آمریکا و رژیم صهیونیستی فشار می‌آورند و آقای ترامپ هم که دوره جدید کارش را شروع کرده است، یک سری فرمان‌های اجرایی را امضا کرده و دنبال می‌کند که این فشار تحریم‌ها را حداکثری کند. الان از نظر معیشت مردم وضعیت خوبی نیست و باید فکر اساسی شود.

     به شخصه معتقدم که باید به هر صورت و توانی که هست، دولت و مجلس و مسئولین تصمیم گیر کشور را کمک کنیم تا بتوانند این داستان را پشت سر بگذارند. مالیات، فروش نفت و صادرات غیر نفتی از درآمدهای عمومی کشورمان است که می‌تواند مقداری بازار ارز ما را تحت الشعاع قرار دهد. البته در داخل کشور هم زمینه و امکان فراهم کردن کارهای توسعه ای زیاد است که نیاز به همدلی و کمک به یکدیگر و همگرایی و هم آوایی دارد تا کار را جلو ببرند.

    با برخی از وزرای اقتصادی به طور جدی نشسته ایم و به قول شما جوان‌ها مخ زنی کرده ایم

    مقام معظم رهبری حدود ۶-۷ سال پیش، همین مسائل تحریم‌ها که شروع شده بود، تمهیدی را اندیشیدند و فرمودند که روسای سه قوه با مشاوران نزدیک خودشان جلسه ای به نام شورایعالی فرماندهی اقتصاد در کشور داشته باشند و این تبدیل به یک قرارگاه شود و تصمیم بگیرد و هر مقدار که درمورد حل برخی از مسائل و مسیرها به اجماع رسیدند، به ایشان بگویند تا ایشان اجازه دهند و کار را اقدام کنند. حدود دو سال قبل، مقام معظم رهبری این اختیار را تکمیل کردند و فرمودند که اگر این جلسه به اجماع رسید دیگر نیاز نیست از ایشان اذن بگیرند. خودشان اجرا کنند.

    نظر من این است که این قرارگاه در حدی که مقام معظم رهبری انتظار داشتند، در میدان وارد عمل نشد. نظامی‌ها و فرهیخته‌های سیاسی می‌دانند که قرارگاه یعنی بنشین، تصمیم بگیر و عمل کن. این که منتظر شور اول و دوم و کمیسیون اقتصاد و مجمع تشخیص مصلحت نظام و… در سیستم بروکراتیک افتادن، نامش قرارداد نیست و جزو کارهای عادی و معمولی است. قرارگاه یعنی بنشینند و تصمیم بگیرند و عبور کنند.

    من به عنوان نمونه چند مسئله را می‌گویم. البته ظرف سه چهار ماه اخیر سعی کرده ام جلسات مفصلی را خدمت آقای دکتر پزشکیان برسم و مفصل توضیح دهم و از محضرشان خواهش کردم. با برخی از وزرای اقتصادی مانند آقای همتی و آقای فرزین و آقای پاک‌نژاد و آقای اتابک به طور جدی نشسته ایم و به قول شما جوان‌ها مخ زنی کرده ایم و دنبال کرده ایم که برخی از این جراحی‌ها را چاره ای ندارند. باید شروع کنند. البته جراحی هم حتما باید با حساب و کتاب و دقت باشد و ابعاد مختلف قضیه کاملا بررسی شود. قرار نباشد که جایی را آباد کنیم و چند جای دیگر خراب شود. باید یک سبد سیاستی باشد که باهم بشود این‌ها را اعمال کرد.

    سیستم بروکراتیک کشور را اصلاح کردن ارتباطی به تحریم ندارد

    به عنوان نمونه چند مورد را عرض خواهم کرد. الان شاید بیش از ده سال است که نامی که مقام معظم رهبری برای سال انتخاب می‌کنند با محور اقتصاد است. مثلا تولید ناخالص داخلی باید افزایش پیدا کند و یا مشارکت مردم باید اضافه شود. الان سه چهار سال است که مقام معظم رهبری در بهمن ماه ملاقاتی با فناوران و بخش‌های خصوصی و فعالان اقتصادی دارند و مطالبه ای جدی دارند که از طرفی از دولت می‌خواهند که از توانمندی‌های بخش خصوصی استفاده کند.

     از طرفی دیگر از بخش خصوصی هم می‌خواهند که به کمک دولت بیایند. ولی متاسفانه سیستم بروکراسی کشور کارها را خیلی کند کرده است و این هم ربطی به تحریم ندارد. البته تحریم اذیت می‌کند و فشارهایی را به ما وارد می‌کند. ولی سیستم بروکراتیک کشور را اصلاح کردن ارتباطی به تحریم ندارد. فکر می‌کنم سال ۸۵-۸۶ بود که قانونی به نام بهبود فضای کسب و کار در مجلس تصویب کردیم. اخیرا آمار نگرفته ام، ولی در سه سال گذشته رتبه کسب و کار ما در بین ۲۰۰ کشور دنیا ۱۲۷ بود. در حالی که در همین منطقه کشوری داریم که رتبه کسب و کارش تک رقمی است.

     اگر بخواهیم ساده تر بگوییم، در ایران کسی اگر بخواهد کسب و کاری راه بیندازد، معطلی اش در ادارات و مجوزی که می‌خواست بگیرد ۲ سال و نیم بود. البته از دولت آقای رئیسی شروع شد و مقداری بهتر شد و عملا این دولت هم دنبال می‌کند. در حالی که کشورهایی داریم که به فرد می‌گویند این مدارک و اسناد را در فضای مجازی باید بارگذاری کنی و اگر درست بارگذاری کردی ظرف ۷۲ ساعت مجوز خواهیم داد. دولت آقای رئیسی هم بحثی را شروع کرد و گفت این‌هایی که برای بهبود فضای کسب و کار مجوز می‌دهند، اگر به موقع به وظیفه خود عمل نکنند، راسا خودمان مجوز را صادر می‌کنیم که وزارت اقتصاد و دارایی مامور این کار شده بود. الان هم الان هم مامور همان است.

    اخیرا در اخبار رسانه ای ایران هم دیدم که دارند این مسئله را فعال می‌کنند. با یک سری دقیق کردن اطلاعات، رتبه ما به حدود ۸۰ رسید. ولی معتقدم با مقداری حل کردن سیستم بروکراتیک کشور، می‌توانیم این رتبه ۸۰ را ظرف یکی دو سال به ۲۵-۳۰ در دنیا برسانیم و این مسائل بروکراتیک را حل کنیم. زمانی یادم است که با معاون و وزیر اقتصاد صحبت می‌کردم، می‌گفت کسانی که می‌خواهند مجوز بگیرند، فقط شش ماه در وزارت اقتصاد و دارایی معطل می‌شوند که مجوزها را بگیرند و {مشخص شود که} مالیات و سابقه و شناسنامه آن‌ها چه بوده است.

    همینطور حدود ۱۶۰۰ نوع مجوز در کشور صادر می‌شود. حدود ۴۰ درصد از این‌ها مربوط به فراجا – نیروی انتظامی کشور – می‌شود. بخش عمده ای از این‌ها به قوه قضاییه بر می‌گردد. یادم است یکی از موادی که در قانون بهبود فضای کسب و کار تصویب کردیم و به دولت ابلاغ شد این بود که تمام مجوزهایی که در کشور صادر می‌شود – کسانی که مجوز می‌گیرند و کسانی که موظف هستند مجوز بگیرند- اگر امتناع قانونی دارد، ادامه پیدا می‌کند. ولی بقیه موارد، ظرف شش ماه یا باید طرح و لایحه اش را به مجلس بیاورید و مجلس آن را تصویب کند و یا لغو اثر شود. ظرف شش ماه تمام مجوزهایی که امتناع قانونی ندارد لغو شود. اصناف و گروه‌ها و نظام‌ها و نظام مهندسی و نظام پزشکی.

     قرارگاه باید ظرف ۷۲ ساعت بتواند تصمیم خود را بگیرد و پیش برود

    البته اگر صدور مجوزها را لغو کنیم، ممکن است مشکلاتی را بوجود بیاورد. برخی‌ها هم گلایه می‌کنند. مثلا عده ای از داروسازها ایراد می‌گیرند که قبلا قرار بود وقتی داروخانه ای تاسیس می‌شود فاصله اش با داروخانه دیگر چند کیلومتر باشد. الان که این مجوز برداشته شده است ناگهان چهار داروخانه کنار هم وجود دارند. ولی اقتصاد بازار آزاد همین است. اگر می‌صرفد، ایجاد کنند. اگر نمی‌صرفد، کسی که می‌خواهد کارآفرینی کند این‌ها را محاسبه می‌کند.  معتقدیم اگر دولت فضای کسب و کار را تسهیل کند و این تبدیل به یک قرارگاه شود و برنامه ریزی شود، ظرف یک الی دو سال از این ۱۶۰۰ مجوزی که در کشور صادر می‌شود واقعا ۸۰۰ تا را ملغی کند. این سیستم بروکراتیک این مشکلات و گرفتاری‌ها را دارد.

    یکی دیگر هم قرارگاه فرماندهی اقتصاد که سران سه قوه است. ما معتقدیم که باید بنشینند و برخی از رفتارها و کردارها را خیلی معطل این که قانونی تصویب شود و شور اول و دوم و مجمع تشخیص مصلحت نظام {نکنند}.. برخی اوقات تا حکمی بخواهد صادر شود دو سال تا چهار سال طول می‌کشد. قرارگاه ذاتش این نیست که چهار سال معطل شود تا تصیمی گرفته شود. قرارگاه باید ظرف ۷۲ ساعت بتواند تصمیم خود را بگیرد و پیش برود.

    * بحث مجوز و تاثیراتش بیشتر تئوریک محسوب می‌شود. اگر روی زمین و درباره همین بازار اگر بخواهیم صحبت کنیم، چشم انداز مردم  با قیمت دلار و طلای الان و تلاطم اقتصادی فعلی، چشم انداز مطلوبی نیست. یک سری این را به عملکرد دولت آقای رئیسی مربوط می‌دانستند. ریل اجرایی کشور تغییر کرد اما با همان فرمان ادامه دارد و همانطور تلاطم را داریم. این مشکل به نظر شما به کدام نقطه برمی‌گردد که باعث می‌شود با تعویض دولت ها، همان تلاطم‌ها و عدم ثبات‌ها ادامه داشته باشد.

    اتفاقا می‌خواهم برعکس آن را بگویم. این که یکی از اشکالات کشور ما این است که دولت‌ها و مجالس ما به هم پیوسته نیستند. یعنی ما برای اداره کشور، یک سری برنامه‌های یکساله داریم که به آن قانون بودجه می‌گویند. یک سری برنامه پنج ساله داریم که به آن قانون برنامه توسعه می‌گویند. یک سری چشم انداز داریم که باید ۱۵-۲۰ الی ۵۰ ساله پیگیری شوند. شاید تقصیر فعالان سیاسی است که یک دولت را تشویق می‌کنیم و یک دولت دیگر را رد می‌کنیم. این نمی‌شود. الان چهل و هفتمین سال استقرار نظام اسلامی را شروع کرده ایم و اگر بخواهیم خدمات ۴۶ سال جمهوری اسلامی را بشماریم، یک طومار بلند بالا است. تعارف هم ندارد.

    در پایان جنگ هشت ساله یک وجب از خاک کشور ما جدا نشد

     اگر بخواهم به چند مورد اشاره کنم، در طول ۲۰۰ سال قبل از پیروزی انقلاب در زمانی که حکومت ایران تحت الحمایه جدی آمریکا و انگلیس بود، هر زمان که با یکی از همسایگان خود درگیر شده ایم، بعد از پایان درگیری یک تکه مفصل از خاک کشور ما را برده اند. همین الان نقشه ایران را در زمان افشاریه، زندیه، قاجار، پهلوی اول و دوم ببینید. در جنگ هشت ساله هیچ کس پشتیبان ما در دنیا نبود، چون شعار ما نه شرقی نه غربی بود، نه روسیه و نه آمریکا و نه همسایه‌ها با ما نبودند. اکثر این‌ها با صدام – علیه اللعنه – بودند. در پایان جنگ هشت ساله یک وجب از خاک کشور ما جدا نشد. این یک معجزه بود.

    بعد از آن، سازندگی بود. صدام در جنگ هشت ساله حدود ۷ استان ما را شخم زد. به تعبیر شورای امنیت سازمان ملل که قطعنامه ۵۹۸ را پیشنهاد و تصویب کرد، هزار میلیارد دلار به زیرساخت‌های ما آسیب وارد شده بود. بعد از جنگ، ظرف هشت سال در دورها سازندگی همه این‌ها اصلاح شد. برخی جنگ‌های قدیمی مانند جنگ ویتنام، با وجود رشدهای خوبی که داشته است، هنوز بعد از ۶۰ سال آثار جنگش مانده است.

    * البته این را در خرمشهر و جنوب و آبادان داریم. هنوز زیرساخت‌ها درست نشده است.

    اصلا این حرف را نزنید. چند جا به صورت نمونه تخریب‌ها را به عنوان موزه نگه داشته ایم. الان امکاناتی که آبادان دارد ده برابر قبل از جنگ است.

    * ولی به لحاظ زیرساختی، ببینید محرومیت در خوزستان چقدر است؟

    زیرساختی که ما می‌گوییم، مدرسه و بیمارستان و دانشگاه و آب و برق و گاز است. دسترسی مردم و شهرستان آبادان را به تحصیل و آب و برق و جاده و حمل و نقل و چیزهای دیگر را با قبل از انقلاب مقایسه کنید. ده‌ها برابر شده است.

    امکانات آبادان ده برابر قبل از جنگ است

    * ولی آثار جنگ هنوز هم هست.

    قبل از انقلاب جنگ نبوده است. در زمان انقلاب، جنگ شد. الان امکانات آبادان ده برابر قبل از جنگ است. یعنی جنگ را بازسازی کردیم و ده برابر هم امکانات داده ایم. نمی‌گویم مملکت مشکل ندارد. ولی کارهایی که اتفاق افتاده است {را ببینیم}. در حالی که هزار میلیارد دلار خسارت جنگی دیده ایم، قبل از انقلاب هفتاد درصد جمعیت کشور ما روستانشین بوده اند. من در سال ۶۲ در دوره دوم مجلس، نماینده شدم. آن زمان تقسیمات کشوری اینقدر زیاد نبود. مثلا روستای هزار خانواری هم بود. به روستای هزار خانواری در حوزه انتخابیه ام می‌رفتم. می‌گفتند یا یک شعله برق برای ما بیاورید، یا یک مدرسه برایمان بسازید، یا یک شیر آب به ما بدهید یا یک خانه بهداشت و یا این جاده ما را شن ریزی کنند تا با تراکتور و وانت در آن حرکت کنیم. الان ما در کشور، روستای بالای ۲۰ خانوار بدون برق نداریم. ما چند سال قبل جشن گرفتیم و گفتیم روستای بالای ۲۰ خانوار بدون برق نداریم.

    حتی در جاهایی اضافه خرج کرده ایم. یک روستا را ۲۰۰ کیلومتر گاز کشیده ایم برای این که به صد خانوار گاز برسانیم. اگر آن جا یک موتور برق می‌گذاشتیم و روستا را با موتور برق گرم می‌کردیم، برایمان ارزان تر در می‌آمد تا ۲۰۰ کیلومتر لوله گاز بکشیم. حتی برخی از این کارها را کردیم تا این خدمات را به دورترین نقاط کشور برسانیم. ولی یک سری گرفتاری‌ها داریم. معیشت زندگی مردم به شدت تحت فشار است و به این باور داریم. مسئله آینده جوان‌ها و اشتغال {تحت فشار است}. اما درمورد تحصیل اینطور نیست. امروز می‌دانید که صندلی‌های دانشگاه‌های ما بیش از دیپلمه‌های ما است. دانشگاه‌ها دارند با هم رقابت می‌کنند. صبح‌ها اخبار را که گوش می‌دهم، دانشگاه پیام نور می‌گوید اگر آینده موفق می‌خواهید بدون کنکور به این جا بیایید. در دانشگاه‌های ما وضعیت به این صورت است.

    درمورد بهداشت و درمان، ممکن است بگویند این جاده سازی و دانشگاه سازی را همه جای دنیا انجام داده اند. ولی از نظر رتبه بد نیست بدانید که در سال ۵۷ رتبه شاخص بهداشت و درمان ما در آسیا که حدود ۶۰-۷۰ کشور دارد، از آخر سوم بود. حتی در جهرم و خوی و بشاگرد هم نه، بلکه در بیمارستان‌های تهران، یا پزشک هندی یا بنگلادشی یا فیلیپینی یا پاکستانی بودند. امروز از نظر بهداشت و درمان، نه به تعبیر سازمان آمار ما بلکه از نظر سازمان بهداشت جهانی، از درمان و بهداشت در آسیا چهارم هستیم.

    از ۱۲۰ کشور دیگر تند تر و بهتر و قوی تر رکاب زده ایم

    * نسبت به چیزی که باید باشد چطور؟ با ثروتی که زیر خاک ایران است…

    ما یا قیاس زمانی و یا مکانی می‌کنیم. از نظر زمانی می‌گوییم قبل از انقلاب روزی ۶ میلیون بشکه نفت صادر می‌کردیم و هفتاد درصد شهروندان ما روستانشین بودند و اصلا در کشور شهروند به حساب نمی‌آمدند. تمام نفتی که می‌فروختیم و مالیاتی که حاکمیت می‌گرفتند، صرف {چیزهای دیگری می‌شده است}. هر زمان که با یکی از همسایه‌ها درگیر می‌شد، بخشی از خاک ایران را می‌بخشید. بحرین آخرین آن بود که بخشید. امروز ما یک و نیم میلیون بشکه نفت صادر می‌کنیم. البته این که چرا ۶ میلیون بشکه تبدیل به ۱.۵ میلیون بشکه شده تقصیر ما است و باید جواب دهیم. ولی با این وضعیت، در شاخص هفتگانه توسعه انسانی که شاخصی مشهور در دنیا است و شامل میزان تحصیلات، میزان بهداشت و درمان، ضریب جینی، توسعه اقتصادی و… می‌شود، رتبه ۲۷ و ۲۸ هستیم. قبلا رتبه ۱۸۰ بودیم.

    مگر کشورهای دیگر مانند لیبی و الجزایر و سودان به اندازه ما امکانات نداشته اند؟ همه امکانات داشته اند. ما هم قیاس زمانی و هم قیاس مکانی می‌توانیم بکنیم. قیاس زمانی ما این است که ما چهل سال قبل در دنیا ۱۸۰ بوده ایم و الان به ۶۰ رسیده ایم. الان از ۱۲۰ کشور دیگر سریعتر جلو رفته ایم. آن‌ها هم جلو رفته اند و متوقف نشده اند. رشد کرده اند. اما مانند این است که ۲۰۰ دوچرخه سوار رکاب می‌زدند و دوچرخه سواری که رتبه ۱۸۰ بوده است را پیاده کرده ایم و حضرت امام شروع به رکاب زدن کرده است. الان به رتبه ۶۰ رسیده ایم. یعنی از ۱۲۰ کشور دیگر تند تر و بهتر و قوی تر رکاب زده ایم.

    الان یک سری اشکالات داریم که مردم و شرایط زندگی آن‌ها {با آن درگیر هستند}. بخش خصوصی در کشور ما مهجور است. حتی در بخش خصوصی و جایی که می‌خواهد رشد کند، جلویش را می‌گیرند. به عنوان نمونه، در سال ۸۴-۸۵ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ تصویب شد که در مجمع هم خدمت حضرت آقا تقدیم کردیم و ایشان هم ابلاغ فرمودند و مجلس هم قانونش را تصویب کرد. قرار شد بنگاه‌های دولتی به بخش خصوصی واگذار شود. یکی از بحث‌های ما که با دولت داریم همین است.

    تورم با قانون و دستور و فرمان حل نمی‌شود. تورم یک اثر اقتصادی است و یک سری عوامل هستند که آن را ایجاد می‌کنند. باید آن عوامل خشک شوند. وگرنه مجلس اگر سه فوریتی هم تصویب کند که سال آینده تورم نباشد، تورم گوش به حرف قانون و قانون گذار نمی‌کند. سه عامل اصلی تورم، ناترازی بودجه عمومی دولت، ناترازی بانک‌ها و ناترازی صندوق‌های بازنشستگی است. ناترازی صندوق‌های بازنشستگی را در نظر بگیرید. وزارت کار و تامین اجتماعی، الان بزرگترین دارایی‌های اقتصادی کشور را دارد. شرکت‌هایی که دارد، از شستا و تامین اجتماعی و بازنشستگی و… هستند. تعدادی از این شرکت‌ها کار ندارند و فقط یک سری کارمند و مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره و حقوق بگیر دارند و اگر هم کار دارند، ضررده هستند.

    سهام عدالت ۵۰ میلیون صاحب دارد

    در تمام دنیا، حقوق بازنشستگان را تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی می‌پردازد. در کشور ما ۸۵ درصد حقوق بازنشسته‌ها را دولت می‌پردازد. در حالی که صندوق بازنشستگی مسئول آن است. دولت باید ظرف یک سال، شرکت‌های سازمان تامین اجتماعی را جستجو کند و آن‌هایی که ورشکسته هستند یا کار ندارند تعطیل کند و آن‌هایی که کار می‌کنند را در بازار بورس به مردم بفروشد. کار عجیبی نیست. برخی موارد نیاز به قانون هم ندارد.

    یک سری از بنگاه‌های ما خصولتی هستند. یعنی به اسم خصوصی ولی به نفع دولت بوده و تبدیل به حیاط خلوت دولت شده اند. مثلا گل گهر سیرجان، شرکت ملی مس، فولاد مبارکه و چادرملو چهل درصد بازار سرمایه و بورس را به خود اختصاص داده اند. فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۲ صد همت سود برده است. سودش چه شده است؟ مالکان فولاد مبارکه بانک سپه است که ۳۰ درصد آن را دارد و سهام عدالت ۴۰ درصد و ایمیدرو ۱۵ درصد دارد و بخش خصوصی سهمی از آن ندارد.

    زمانی که یک بنگاه اقتصادی سود می‌برد، باید ده درصدش را سهامداران بردارند و ۹۰ درصدش هزینه برای توسعه شود. وگرنه بنگاه پوک می‌شود. ولی چون این سهامداران دست به دهان هستند، تمام سود بنگاه‌ها را می‌بلعند. تقصیری هم ندارند. بانک سپه یک بانک ناتراز است. هرچه سود در گل گهر و فولاد مبارکه و مس است را بر می‌دارد. ایمیدرو هم بر می‌دارد و سهام عدالت هم داستان جداگانه ای دارد و به اسم ۵۰ میلیون نفر است ولی به کام ۴۰-۵۰ هزار نفر که شرکت‌های سرمایه گذاری استانی و شهرستانی هستند. با آقای همتی که صحبت کردم گفتم یکی از کارهایی که انجام می‌دهید این پرونده سهام عدالت را تمام کنید. سهام عدالت ۵۰ میلیون صاحب دارد و به آن‌ها بگویید اگه می‌خواهند بفروشند در بورس بفروشند و اگر می‌خواهند بخرند همان جا بخرند. عده ای مزاحم هستند. اگر بخواهند بفروشند همان ۵۰ هزار نفر تحصن می‌کنند.

    این بنگاه فولاد مبارکه صد همت سود در سال، اولا سودش مشخص شد که کجا می‌رود و ثانیا این بنگاه پوک می‌شود. ۱۰ سال دیگر فناوری‌ها و توسعه‌های این بنگاه عقب می‌افتد و تبدیل به بنگاه ضررده می‌شود. این که فرمودید باید چه کاری کرد، می‌گویم همین تئوری‌ها باید عملی شود. بنگاهی که پرواز می‌کند و بالا می‌رود، نقشه راه و FS دارد که چقدر باید سود دهد و یا چقدر دارایی داشته باشد و چقدر سرمایه گذاری شود و فناوری‌ها و تجهیزاتش باید چه زمانی تعویض شود. وگرنه تبدیل به ایران خودرو می‌شود. چهل سال است یک خودروساز به نام ایران خودرو داریم و واردات خودرو را هم ممنوع کرده ایم که نکند به اینها بر بخورد.

    فردی از همکاران ما در مجمع گفته بود ۲۰۶‌های ما با لندکروز فرقی ندارد

    زمانی که آقای نژاد حسینیان وزیر صنایع سنگین بود قانونی تصویب کردیم. می‌دانید که الان وزارت صمت متشکل از چهار وزارتخانه است که قبلا وزارت صنعت، معدن، تجارت و صنایع سنگین داشتیم. در این قانون گفتیم که ظرف ده سال تعرفه ورود خودرو، تعرفه ورود خودرو که ۹۰ درصد بود را سالی ۵ درصد پاییین بیاوریم. بعد از ۱۰ سال به چهل درصد می‌رسید. گفتیم خودروساز ما ده سال فرصت دارد که یا با تعرفه چهل درصدی با خودروی خارجی بتواند رقابت کند و یا اگر نمی‌تواند جمع کند و برود. این را اجازه ندادند. فشارها و اتفاقات دیگر باعث شد که قانون مسکوت بماند و عملیاتی نشود. امروز در کشور ما پراید ۳۰۰ میلیون تومان است. حتی این سیصد میلیون را اگر با قیمت دلار صد هزار تومانی محاسبه کنید می‌شود ۳ هزار دلار. در خارج از کشور با ۳ هزار دلار خودروی خوبی می‌شود خریداری کرد. فردی از همکاران ما در مجمع گفته بود پژو ۲۰۶‌ با لندکروز فرقی ندارد. از آن بگذریم. ولی اینطور نیست که چیزی مانند پراید تحویل بدهند.

    ظرف چهل سال گذشته آنقدر دولت با اداره ایران خودرو و سایپا فاجعه درست کرده است، بخش خصوصی از این بیشتر نمی‌تواند فاجعه درست کند. چین امروز سالانه ۲۰ میلیون خودرو تولید می‌کند و یک چهارم این‌ها خودروی سبز و برقی است و هیچ سوخت فسیلی ندارد. جالب است که دو سال قبل که با مسئولینش مذاکره می‌کردیم، می‌گفتند در حالی که سالی ۲۰ میلیون خودرو می‌سازیم، ورود هیچ خودرویی به چین ممنوع نیست و گمرک وارداتی برای خودروهای خارجی ده درصد است.

    همان زمان که در پکن نگاه می‌کردیم، جنرال موتورز و تسلا و چیزهای دیگر بودند. می‌گفتیم خود چین که خودرو دارند؟ می‌گفتند هرکسی که دوست دارد از خارج وارد می‌کند و سوار هم می‌شود. آن‌ها فهمیده اند که اگر یک خودرو بخواهد قهرمان شود، باید بتواند با قهرمان‌های دنیا مسابقه دهد و رقابت کند. این که دور را ببندیم و بگوییم خودش رشد می‌کند، همین اتفاق می‌افتد. یکی از بحث‌های اساسی ما با وزارت صمت همین است که شما دفاع از تعرفه بالا نکنید. اتفاقا تعرفه را پایین بیاورید. اگر ایران خودرو با یک خودروی خارجی رقابت کند بماند. اگر نه، آرام آرام جمع کند و به دنبال کار دیگری برود.

    متاسفانه در کشورمان، دولت‌ها و مجالس از هم منفصل هستند

    * چقدر سیاسی کاری و سیاسی بازی‌های برخی از افراد به این مشکلات دامن می‌زند؟ مشخصا در ایام ریاست جمهوری آقای پورمحمدی در رابطه با FATF گفته بودند که آقای جلیلی گفته است FATF را قبول داریم، ولی اگر این آقایان  دولت روحانی-  اجرا کند خیر . این اتفاقات در برجام و رفع تحریم‌ها هم به شکل‌های مختلف رخ داد.

    بله این را قبول دارم. متاسفانه همانطور که گفتم در کشورمان، دولت‌ها و مجالس از هم منفصل هستند. یعنی در خارج از کشور حتی دو حزب رقیب هم که دولت را عوض می‌کنند، از تمام کارهای دولت گذشته عبور نمی‌کنند. فرض کنید یکی مالیاتش ۱۵ درصد است، دیگری که می‌آید ۱۳ درصد و یا ۱۷ درصد می‌کند. اینطور نیست که یکی بگوید ۱۰۰ درصد مالیات می‌گیرم و دیگری بگوید اصلا مالیات نمی‌گیرم. اینطور روال نیست.

    متاسفانه در کشور ما، یک دولت را تایید و دولت دیگر را رد می‌کنند. سیاسیون هم بیشتر به این صورت عمل می‌کنند. در حالی که ظرف این چهل سال خدماتی که نظام جمهوری اسلامی انجام داده است که بسیارشان به معجزه شبیه است و نمونه در دنیا ندارد. من واقعا مدعی این هستم و حاضرم بحث کارشناسی کنم. این کارها کار ۱۳ دولت گذشته است. دولت زمان جنگ ، آقای مهندس موسوی، آقای هاشمی، آقای خاتمی، آقای روحانی و آقای احمدی نژاد و آقای رئیسی هم بوده است. اشکالات هم تلنبار اشکالات گذشته بوده است.

     این که دولتی ده تا کار خوب انجام داده و دو تا کار اشتباه انجام داده است، نمره اش می‌شود ۱۸. دیگری نمره اش ۱۷ یا ۱۵ می‌شود. نمره ۲ و صفر و چهار نداریم. من یک فرد سیاسی هستم و با برخی از دولت‌ها صد درصد رقیب بوده ایم. ولی با دولت‌ها همه کار کرده ام. الان هم که آقای پزشکیان آمده است، سه ماه است کار را شروع کرده است و می‌گویند چرا تورم را حل نکرده است. ما هفت سال است که تورم نزدیک ۴۰ درصد داریم. آقای پزشکیان نمی تواند به تنهایی ظرف سه ماه تورم را حل کند و باید مجلس در کنارش باشد.

    رئیس جمهور ما در فکر هشت سال است

    * این را ناشی از چه می‌دانید؟

    اولا در بحث‌های سیاسی رشد کافی نداشته ایم. بارها گفته ام مشکل سیاسی کشور، نداشتن سه الی چهار حزب فراگیر و قدرتمند و پاسخگو است. ما الان ۵۰ حزب داریم. ولی همه شب امتحانی و کوچک هستند. برخی از آن‌ها در یک فولکس واگن جا می‌شود. شب انتخابات هم باهم جمع می‌شوند و جبهه ای درست می‌کنند و این طرف می‌گویند جبهه ایستادگی و یکی جبهه نشستگی و این می‌گوید شانا و آن یکی می‌گوید مانا. انتخاباتی برگزار می‌کنند و تا دوره بعدی می‌روند. به این دلیل است که مسئولین تصمیم گیر ما حداکثر در فکر چهار سال هستند. روسای جمهور ما هم که می‌آیند، فقط به فکر هشت سال خود هستند. اگر از هر رئیس جمهور بپرسید که کاری که انجام می‌دهید چهل سال دیگر نتیجه اش چه خواهد شد، می‌گویند آن زمان مملکت دارد و به نحوی حل خواهد شد.

    من تنها کسی که دیده ام و به فکر ۱۵ سال تا ۴۰ سال آینده نظام باشد، شخص مقام رهبری بوده است. هیچ کسی دیگر در فکر این که چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه ۴۰ ساله ما چه می‌شود {نبوده است}. در بیانیه گام دوم انقلاب، مقام معظم رهبری بحث چهل سال آینده را داشته اند. ولی رئیس جمهور ما در فکر هشت سال است. جالب است که هر رئیس جمهوری که می‌آید می‌خواهد کار رئیس جمهور قبلی را خنثی کند. وقتی این‌ها از هم منفصل باشند، این زیگزاگ‌ها بوجود می‌آید و بهره وری را به شدت کاهش می‌دهد.

    حزب هم باید در فکر نان امشب مردم و هم در فکر برنامه میان مدت مردم و هم در فکر درازمدت باشد. چون این حزب می‌خواهد پنجاه سال بماند. رئیس جمهور و نماینده مجلس نمی‌خواهد پنجاه سال بماند. ولی حزب می‌خواهد چهل سال در قدرت بماند. بنابراین باید هم در فکر امشب و هم فکر پنج سال و چهل سال آینده باشد و تصمیمات بگیرد. نگوید امشب مشکل مردم را حل می‌کنم، فردا به جهنم هرچه شد. این رویه حکمرانی مطلوب نیست. اشکال قضیه اینجا است.

    دولت آقای رئیس یک سری اتفاقات خوبی را راه انداخت

    * الان این را شاهد هستیم. مثلا درمورد برجام یا FATF و خیلی مسائل کلیدی دیگر، رقابت‌های سیاسی می‌بینیم که انگار شخصی می‌شوند.

    حتی مورد داریم که فرد می‌گوید با آمریکا حاضریم مذاکره کنیم. ولی اگر دولت رقیب باشد نمی‌گذاریم.

    * چرا مذاکره در دولت سیزدهم که دولت متبوع آقای جلیلی بود رخ نداد؟

    دولت آقای رئیس یک سری اتفاقات خوبی را راه انداخت و کارهای خوبی کرد. اشکال دیگری هم وجود داشت که قبلا هم آقای ظریف در دوره آقای روحانی برخی جاها که برای مذاکره می‌رفت و با برخی متخاصمین و دشمنان و رفقا و ۵+۱ مذاکره می‌کرد، برخی اوقات این واژه را به کار می‌بردند که برو رئیست را بفرست.

    می‌دانستند وزیر خارجه سخنگوی کل حاکمیت نیست. ولی با آقای امیرعبدالهیان و آقای رئیسی زمانی که مذاکره می‌کردند می‌دانستند که سخنگوی حاکمیت اند. یعنی برخی اوقات چون خارجی‌ها رزومه‌های ما را درست در می‌آورند. اگر بگویید باهنر، می‌دانند چه کسی است و چه کاری می‌کند. به همین دلیل، کارها به خوبی جلو رفت.

    شما در زمان مسئله شهادت آقای رئیسی دیدید که چه پیام‌هایی که برای کشور ما فرستادند و چه کسانی که در تشییع و مراسم شرکت کردند. در همان زمان آقای رئیسی مسئله شانگهای و بریکس مطرح شد. کارها به خوبی جلو می‌رفت. کارها به خوبی جلو رفته بود. در عمان بحث‌هایی با دست دوهای آمریکا و واسطه‌ها می‌شد. الان هم این بحث‌ها هست. همین آقای شیخ تمیم امیر قطر که تشریف اورده بودند، مقام معظم رهبری به خوبی فرمودند. اولا آمده بودند که احتمالا پیغامی بدهند. حضرت آقا فرمودند آن پولی که کره به شما داده است پول ما است. پول ما را بدهید تا ببینیم می‌توانیم مذاکره کنیم یا نه. ترجمه عامیانه آن را می‌گویم.

    ترامپ می‌خواهد از سر تسلیم و گرفتاری و بدبختی شروع به مذاکره کنیم

    * همان پولی که در دولت آقای رئیسی سه چهار بار آزاد شده بود.

    بله، پاسخ‌ها به این صورت بود. الان هم وقتی بحث مذاکره می‌شود و حضرت آقا می‌گویند مذاکره نه؛ کاملا روشن است و می‌گویند ما این مسیر را رفته ایم و تجربه کرده ایم. طرف مذاکره ما متعهد به بحث نیست. باید این بار خودتان را برای ما ثابت کنید که بدانیم اهل گفتگو و پایبندی به تعهد هستید. وگرنه الان نقشه راه ترامپ یکی است. می‌خواهد از سر تسلیم و گرفتاری و بدبختی شروع به مذاکره کنیم.

     ما می‌گوییم که این مذاکره را قبلا کرده ایم و تعهد و امضا کرده ایم. شما زیر امضا زده اید. این کلاه سر ما نمی‌رود. شما – سیاستمداران غرب – باید خودتان را ثابت کنید که اهل گفتگو و متعهد و پایبند به تعهداتتان هستید. این بار هم اگر خواستیم، قدم به قدم خواهیم رفت. یک قدم شما می‌آیید و یک قدم ما خواهیم آمد. مانند آن دفعه نیست که به همه تعهداتمان عمل کنیم و شما قرارداد را پاره کنید.

    یک سری از اصلاح طلب‌ها دارند درمورد آقای پزشکیان کارشکنی می‌کنند

    * درمورد دولت‌ها گفتید؛ مثلا در دولت آقای رئیسی اولا درمورد احیای برجام مواردی پیش می‌رفت و تصویب می‌شد و هم اردوگاهی‌های آقای رئیسی گفتند که ما جلویش را گرفتیم. یکی از همین افرادی که الان نماینده است می‌گفت جلوی این را گرفتیم و نگذاشتیم که این روند خسارت بار {ادامه پیدا کند}. یعنی افرادی که به دولت هم سوی خود رحم ندارد. این را چطور ارزیابی می‌کنید؟

    تفاوتی نمی‌کند. اصلا ذهن خود را درگیر ریز این جریانات سیاسی نکنید.

    * بالاخره منافع مردم در میان است.

    ما بحث کلان کشور را داریم. از آن طرف هم داریم که خود آقای پزشکیان که انتخاب اصلی ما نبود. ولی من بارها هم گفته ام که همه باید به هر قیمتی و توانی که داریم به ایشان کمک کنیم تا موفق شوند. حتی تا مدتی قبل کمی نگران بودم. چون او را می‌شناسم که روحیه خاصی دارد. برخی دوستان در جناح ما به ایشان و دولت چهاردهم بسیار فشار وارد می کنند و از آن طرف هم برخی اصلاح طلبان می گویند اگر نتوانستی برو. اما من گفتم با همه توان باید ایشان را کمک کنیم تا رییس جمهور به اصطلاح از این فشارها خسته نشود ولی الان تقریبا خیالم راحت شده است. با مذاکراتی که می‌کند و صحبت‌ها یا پیگیری‌هایی که می‌کند مشخص است که اهل کار و تعامل و ایستادگی است ولی باید با همه توان کمکش کنیم.

    از طرفی یک سری از اصلاح طلب‌ها دارند درمورد آقای پزشکیان کارشکنی می‌کنند که او هم به درد نمی‌خورد و باید برود. باید کسی را روی کار بیاوریم.

    * با مصداق می‌توانید بگویید؟

    خیر! کمی اهل مطالعه باشید و جستجو کنید!

    در اصولگرایان و اصلاح طلبان اشکال زیاد است

    * منظورتان بحث عبور اصلاح طلبان از آقای پزشکیان است؟

    اگر بخواهید وارد بحث‌های ریز بشوید، در اصولگرایان و اصلاح طلبان اشکال زیاد است. بیشترین اشکال را هم من دارم. از این جهت خیال شما راحت باشد. ما می‌گوییم به چه راه حل‌هایی برسیم. حرف من این است که دولت‌های ما نباید منفصل باشند. نگفتم دولت اصلاح طلب یا اصولگرا. تمام دولت‌ها باید پیوسته باشند. طبیعی است که باید رقابت کنند و بعضی از سیاست هایشان باهم تفاوت می‌کند. ولی زیگزاگی نباید عمل کنند. در بیست سال گذشته در نظر بگیرید که آقای احمدی نژاد گفتند ۴۰ هزار تومان یارانه می‌دهم. دولت بعد گفت دولت بعد بیخود کرد که یارانه داد. فکر دیگری می‌کنیم. یک سال بعد گفتند چهل هزار تومان کم است و باید صد هزار تومان شود.

    حرف من این است که هر رئیس جمهوری که می‌آید، اولین دوره وظیفه خود می‌داند که رئیس جمهور قبلی را از میدان به در کند. دوره دوم هم کارهایی می‌کند که رئیس جمهور بعدی بخواهد خنثی کند. این‌ها بهره وری نظام را کاهش می‌دهد. باید به این رشد برسیم.

    چه توقعی دارید؟ آقای پزشکیان سه ماهه مشکلات را حل کند؟

    نکته دیگری هم که وجود دارد، این را بارها گفته ام و بازهم تکرار می‌کنم، زمانی مذاکره با رئیس مجلس کره جنوبی می‌کردیم که یک کشور دمکراتیک و توسعه یافته است. از او سوال شد که زمانی که دوره مجلس قبلی تمام می‌شود و مجلس بعدی تشکیل می‌شود، مطالبات خود را از دولت و حاکم و امپراتور و بخش خصوصی و نیروهای مسلح چطور پیگیری می‌کنید؟ خیلی ساده گفت که وقتی مجلس تشکیل می‌شود، سه فراکسیون اکثریت، اقلیت و وزنه تعادل داریم. روسای فراکسیون را صدا می‌کنیم و می‌گوییم مطالبات و آرزوها و امیدهایتان چیست؟ هرکدام ده الی پانزده مطالبه می‌نویسند. این‌ها را جستجو می‌کنیم و به ده مطالبه مجموع فراکسیون‌ها می‌رسد. دو ماه با مسئولین دولتی و بخش خصوصی و کسانی که اقتصاد را اداره می‌کنند بحث‌های سنگین می‌کنیم. بعد این سی مطالبه را به سه گروه تقسیم می‌کنیم. اول مطالبات ممکن و فوری، دوم مطالبات ممکن و زمان بر و سوم مطالبات غیر ممکن. مطالبات ممکن و فوری را در دستور می‌گذاریم و دولت و بخش خصوصی موظف اند که ظرف مدت شش ماه اقدام کنند. برای مطالبات زمان بر یک جدول زمانبندی تعیین می‌کنیم که باید ظرف ده سال به تحقق کامل برسد و هر سال باید ده درصد جلو برود. سال به سال پیگیری و کنترل می‌کنیم که آیا جلو رفت یا نه.

    بخش سوم مطالبات غیر ممکن است که به آن لیست سیاه می‌گوییم. این خیلی برای من مهم بود. می‌گفت از آن به بعد با هر نماینده ای که مطالبات غیر ممکن را تبلیغ کند، برخورد امنیتی می‌کنیم. گفتیم یعنی از حزب بیرونش می‌کنید یا می‌گویید کاندیدایش نمی‌کنید؟ گفت خیر – محاکمه اش می‌کنیم. هر نماینده ای که مطالبات غیر ممکن را تبلیغ کند محاکمه می‌کنیم و می‌گوییم ضد حکومت است.

    در کشور خودمان که نگاه می‌کنیم، وقتی تریبون مجلس باز می‌شود، از اول تا آخرش مطالبات غیر ممکن است. دولت آقای پزشکیان اولین بودجه خود را مجلس داده است و هنوز تصویب نهایی نشده است. اگر هم تصویب نهایی شود از اول فروردین باید اجرا کند. چه توقعی دارید آقای پزشکیان ظرف مدت سه ماه مشکل را حل کند.

    اگر حقوق را ۱۰۰ درصد اضافه کردید تورم ۲۰۰ درصد می‌شود

    * این بازی سیاسی است؟

    خیر، این را نگوییم. مقداری تشنج آرا است. همین آقایان نمایندگان جدید که در مجلس دوازدهم آمده اند که به من محبت دارند و هیئت رئیسه دعوت می‌کند که باهم صحبت کنیم. جلسه ای بود و با نمایندگانی که دوره اول به مجلس آمده بودند، صحبت می‌کردیم. گفتم یک رفت و آمد ساده را درنظر بگیریم. شما فردا به حوزه انتخابیه می‌روید و کارمند جماعت یقه شما را می‌گیرد و ملاقات می‌خواهد. می‌گوید این چه وضع مملکت است که تورم ۴۰ درصد و حقوق ما ۲۰ درصد اضافه شده است. این ظالمانه است. شما می‌گویید به مجلس می‌روم و آن را درست می‌کنم. در مجلس می‌گویید که ما تصویب کنیم که حقوق کارمندان ما چهل درصد اضافه شود. ولی عقلتان نمی‌رسد که اگر حقوق را ۴۰ درصد اضافه کردید تورم ۶۰ درصد می‌شود. اگر حقوق را ۱۰۰ درصد اضافه کردید تورم ۲۰۰ درصد می‌شود. این‌ها یک سبد سیاستی است. اصلا  اینطور نیست که با یک قانون بتوانید جلوی تورم را بگیرید.

    از همان وعده‌های غیر ممکن، در همین دوره به ازای هر کرسی نمایندگی حدود ۱۵ الی ۲۰ نفر تایید صلاحیت شدند. یعنی اگر ۳۰۰ کرسی داشته باشیم، در مجموع ۴۵۰۰ نفر تایید صلاحیت شده اند. این‌ها در میدان آتش و خون باهمدیگر رقابت می‌کنند و بالاترین و بیشترین و غیر ممکن ترین وعده‌ها را در حوزه‌های انتخابی می‌دهند. بین معلمان می‌روند و می‌گویند شما خیلی وضعتان خراب است. اگر به مجلس بروم، مشکل شما را حل می‌کنم. بین کارگران سخنرانی می‌کنند و می‌گویند کارفرماها خون شما را می‌مکند. اگر به مجلس برویم مشکل شما را حل کنیم. حتی فردی گفته بود که برای خانم‌های خانه دار حقوق بازنشستگی ایجاد می‌کنیم. چون خانه داری یک شغل است. این وعده‌های غیر ممکن را می‌دهند و در مجلس می‌آیند و ناگهان امکان پذیر نیست.

    در یک حوزه انتخابیه در طول ۱۲-۱۳ دوره مجلس گذشته ۱۲ نماینده انتخاب کرده اند

    در مجلس نهم، یکی از دوستان قدیمی ما نماینده شده بود. روز اول در مجلس آمد و خوشامد گفتیم. همان زمان گفت که این چه وضعی است؟ من آمده ایم این کارها را بکنم. گفتم آرام باش. سه ماه دیگر که بگذرد می‌فهمی که  اشتباه فکر می کردی. فکر می‌کنی هر کاری در مجلس می‌توانی انجام دهی. قضات و نمایندگان مجلس فکر می‌کنند اختیاراتشان یک وجب از خدا کمتر است و هر کاری بخواهند می‌توانند انجام دهند. در حالی که این‌ها منابع و امکانات می‌خواهد. این وعده‌های غیر ممکنی که در حوزه‌های انتخابیه می‌دهند و در میدان عمل می‌آیند و می‌بینند نمی‌توانند.

    حوزه انتخابیه ای سراغ دارم که در طول ۱۲-۱۳ دوره مجلس گذشته ۱۲ نماینده انتخاب کرده اند. یعنی به یک نماینده اعتماد مجدد نکرده اند. به او رای داده اند و بعد از شش ماه گفتند که عجب کاری کردیم. در حالی که اگر سه حزب داشته باشیم، مردم این احزاب را بعد از سه الی چهار دوره آزمون می‌کنند که کدام حزب مقتدر تر یا متعهد تر است و یا برای رفاه مردم بیشتر خدمت می‌کند. بعد از دو سه دوره به این جمع بندی می‌رسند. یا طرفدار حزب الف می‌شوند یا حزب ب. آدم‌ها را نباید آزمون کنند، چون در این صورت، چهل سال می‌گذرد و عمرشان تمام می‌شود. ساختارها باید درست شود.

    به پزشکیان گفتم من کباب نخوردم ولی بوی کباب را می‌فهمم

    سوال اولی که فرمودید که نگرانی‌هایی برای سال آینده وجود دارد، دو ماه بعد از این که آقای پزشکیان رئیس جمهور شده بود خدمت ایشان رفتم. محبت داشتند. دو نفری نشسته بودیم و با ایشان شوخی کردم به ایشان گفتم که من کباب نخورردم ولی بوی کباب را می‌فهمم. روز اولی که روی صندلی ریاست نشستید، می‌گویند حقوق‌ها را نداریم بدهیم. بعد می‌گویند یارانه نداریم. بعد می‌گویند گندم خریده ایم و پول گندم کاران را نداریم بدهیم. روز بعد می‌گویند طبس معدنش فرو ریخت و پنجاه نفر کشته شدند. بعد می‌گویند برق قطع است و فولادی‌ها اعتصاب کرده اند. هر روز و هر ساعت برای شما مسئله جدید وجود دارد. اگر در هر شبانه روز به جای ۲۴ ساعت، ۴۸ هم کار کنید، فقط به مسائل عادی جاری می‌رسید.

    این مسائل جاری را هم فرضا اگر بتوانید حل کنید، یک سری گرفتاری‌های اساسی در کشور است که اصلا وقت فکر کردن برای آن‌ها نداریم. گفتم یک اتاق فکر کنار دست خود تشکیل دهید. ما سه چهار تا جراحی در کشور نیاز داریم. چون ایشان هم پزشک بودند، سعی کردم از واژه‌های پزشکی استفاده کنم. گفتم جراحی یعنی بیهوشی و خونریزی دارد و کاردیوگرافی و ریکاوری می‌خواهد. نگهداری بعد هم می‌خواهد. درد هم دارد. اما باید عده ای فکر کنند که این مریض را چطور نجات دهند. نه این که بی حساب و کتاب جلو بروند که یا می‌میرد یا زنده می‌ماند. خیر، مریض باید جراحی شود و زنده هم بماند و باید سر حال و شاداب زندگی خود را ادامه دهد. برای این باید یک طراحی جراحی داشته باشیم.

    در حوزه ناترازی عرض کردم که ناترازی بودجه عمومی دولت و صندوق بازنشستگی و ناترازی انرژی داریم. همین الان در ژاپن اگر یک سال مصرف انرژی آن‌ها بیش از رشد اقتصادی آن‌ها رشد کند، یعنی یک سال رشد اقتصادی ژاپن ۵ درصد باشد و مصرف انرژی ۶ درصد رشد کند، بحران اعلام می‌کنند که داریم انرژی بیخودی مصرف می‌کنیم. امسال که همین گرفتاری را داریم که مدارس و ادارات را تعطیل می‌کنند، به نسبت سال گذشته ۱۱ درصد مصرف انرژی ما بالا رفته است. الان وارد کننده بنزین در منطقه شده ایم. اگر همینطور جلو برویم سال آینده بزرگترین وارد کننده بنزین در سطح خاورمیانه می‌شویم. بنزین هم که کم داریم می‌گوییم لیتری ۷۰ سنت از خارج می‌خریم و ۳ هزار تومان می‌فروشیم. هفتاد سنت با دلار ۱۰۰ هزار تومانی می‌شود لیتری ۷۰ هزار تومان. همینطور آب معدنی که می‌خرید، ۱۲ هزار تومان می‌دهند. می‌شود لیتری ۸ هزار تومان. جایی مصاحبه کردم و گفتم بنزین از آب ارزان تر است. کامنت گذاشته بود که قیمت بنزین خوب است؛ قیمت آب را ارزان کنید، آب گران است.

    به پزشکیان گفتم یک اتاق فکر کنار دست خود درست کنید و به آن‌ها بگویید کاری به امور روزمره نداشته باشند

    * پس می‌گویید باید گران شود؟ راهکار شما چیست؟

    بله، ناترازی انرژی دو ابزار دارد. یکی ابزار قیمتی و یکی ابزار مدیریتی است. شوخی ندارد. عددی که می‌گویم تحلیلی نیست. مهندسی است. همین الان سالی ۲۰۰ میلیارد دلار در کشورمان یارانه می‌دهیم. اما این یارانه ناعادلانه بین مردم توزیع می‌شود. هرکس بیشتر مصرف می‌کند، بیشتر می‌گیرد. اگر کسی ۵ ماشین دارد ۵ برابر یارانه را استفاده می‌کند. اگر کسی ندارد {که هیچ سهمی ندارد}. تمام یارانه را ماشین دار استفاده می‌کند. هرکس بیشتر برق و آب و گاز و بنزین مصرف می‌کند، {بیشتر سهم می‌گیرد}. فرد در تهران یک آپارتمان ۴۰ متری دارد و باید دو درجه کم کند. یکی هم یک باغ سه هزار متری دارد و ماهی یک بار هم به باغ خود می‌رود ولی می‌گوید برای احتیاط باغ ما گرم بماند.

    در اخبار می‌گفت دو قبض برق ۲۰ میلیونی و ۵۰ میلیونی برای دو خانواده که تهران بودند صادر شده است. باید نقره داغ کنند، چاره ای ندارند. حتما باید نقره داغ شوند. در اروپا، فرد در خانه نشسته است. تا مطالعه می‌کند لامپ ۱۵ واتی روشن است. به محض این که تلویزیون ببیند، لامپ ۱۵ واتی را خاموش می‌کند و لامپ سه واتی را روشن می‌کند. چون می‌داند اگر لامپ ۱۵ واتی را روشن نگه دارد، آخر برج نقره داغ می‌شود و باید نصف حقوقش را پول برق بدهد. یعنی همه مصرف کننده‌ها خود کنترل می‌شوند. شما می‌گویید اگر گران شود تورم بالا می‌رود. ولی این‌ها یک پک است. باید حل شود. وگرنه امسال یا سال دیگر…

    به آقای پزشکیان عرض کردم که شما مسائل روزمره را اداره کنید. یک اتاق فکر کنار دست خود درست کنید و به آن‌ها بگویید کاری به امور روزمره نداشته باشند. فقط همین سیمان در سال ۱۴۰۳ قیمتش سه برابر شده است. چون از ۲۴ ساعت، ۱۸ ساعت برقشان قطع است. برای این که ما اینجا سی چهل لامپ روشن کرده ایم و در خانه داریم لذت آن را می‌بریم. برق فولاد ما اگر قطع شوند، برق برخی از کارخانه‌های فولادی قطع شود، کوره آن‌ها منجمد می‌شود. دیگر باید شش ماه کار کنند تا این کوره دوباره راه بیافتد. این‌ها جراحی است. حتما آسیب هم دارد. ولی باید بررسی کنند که منافعش بیش از آسیب هایش باشد. آسیب هایش هم به نحوی جبران کنند.

    در کشور ما فساد، ناکارآمدی و سنگین بودن گوش‌ها را داریم

    * آقای باهنر! پدیده آقازادگی در همه دولت‌های جمهوری اسلامی تقریبا وجود داشته است. برخی می‌گویند همین پدیده باعث بروز فسادهایی در کشور شده است. چقدر با این موضوع موافق هستید؟

    در کشور ما فساد، ناکارآمدی و سنگین بودن گوش‌ها را داریم. اما من نامه ای در سال ۱۴۰۱ و در داستان‌های زن زندگی آزادی به حضرت آقا نوشتم و عرض کردم که ما در کشورمان فساد و ناکارامدی و گوش‌های سنگین داریم. اما چیزی که ما در ذهن مردم کرده ایم، ده برابر واقعیت است. خود ما با تبلیغات این کار را کرده ایم. من هفت دوره و ۲۸ سال در مجلس بوده ام. در طول این زمان حدود ۱۲۰۰-۱۳۰۰ نماینده آمده و رفته اند. از این تعداد نماینده، شاید ده درصدشان بار و بنه را بسته و رفته اند. یا یک موافقت اصولی گرفته اند یا خودشان را به شرکت نفت یا جای دیگر منتقل کرده اند و فرزندانشان را هم برده اند. حدود ۱۵-۲۰ درصد از نماینده‌ها وضعشان بعد از نمایندگی بدتر از قبل از نمایندگی شده است. مثلا مردم کرمان به فردی که یک معلم یا یک کارمند محبوب است و کار خیر کرده است، رای می‌دهند و به مجلس می‌آید. الان مجلس وظیفه اش این است که نماینده ای که به تهران می‌آید، یا یک خانه رهن و یا اجاره می‌کند و به نحوی خانه سازمانی او می‌شود. یک ماشین هم دنبالش می‌رود و می‌رود و می‌آید و راننده و ماشین در اختیارش است. آن زمان که ما هیئت رئیسه بودیم ماهی یک بلیط رفت و برگشت به حوزه انتخابیه اش می‌دادیم که به حوزه انتخابیه اش سر بزند و برگردد.

    این نماینده دور آینده رای نمی‌آورد. هفتم خرداد که شد، می‌گویند خانه را تخلیه کن و ماشین هم در اختیارش نیست و بلیط هواپیما هم نمی‌دهند. در ضمن، نماینده مجلسی که رای نیاورده است، رویش نمی‌شود به حوزه انتخابیه اش برگردد و زندگی کند. بچه هایش هم به تهران آمده اند و مدرسه خوب رفته اند. خدا را شاهد می‌گیرم که بعد از نمایندگی، در خانواده برخی از این‌ها زلزله می‌افتد. دیگر هزینه‌های زندگی را ندارند که بپردازند.

    در فضای مجازی هنوز ندیده ام کسی در مورد خوردن و بردن من چیزی نوشته باشد

    حدود ۲۰ سال قبل مورد داشتم که نماینده سابق ماهی ۲۰۰ هزار تومان از ما کمک خرج می‌گرفت. هفتاد درصد نمایندها همانطور هستند و همانطور هم می‌روند. اما در فضای عمومی و مجازی وقتی در تاکسی و مترو می‌روید، می‌گویند هرکس در این مملکت که یک دوره یا نماینده یا وزیر یا استاندار شده است، حتما آقا زاده شده و بار و به را بسته و رفته است.

    اینجانب محمدرضا باهنر با ۲۸ سال سابقه نمایندگی و ۱۲ سال نایب رئیس نماینده مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، شش فرزند دارم. این‌ها عموما درسشان را دانشگاه‌های خوب خوانده اند. یا دانشکده فنی دانشگاه تهران یا علم و صنعت یا امیرکبیر فوق لیسانس گرفته اند. طرف دانشگاه آزاد هم نفرستادیم. برخی‌ها فکر می‌کردند ما سهمیه دانشگاهی داریم. درسشان را خوانده اند. یک نفر از آن‌ها در دولت نرفته اند.

    نگذاشته ایم و موافق هم نبوده ام که به دولت بروند و کار کنند. دو فرزندم دختر هستند دارند بچه بزرگ می‌کنند و خانه داری می‌کنند. پسرم هم دارد کار می‌کند و برخی وقت‌ها پول کم می‌آورد و از ما کمک خرجی می‌کند. فوق لیسانس مکانیک دانشگاه تهران هم هست. این که همه آقازاده‌ها وزیر و وکیل می‌شوند یا ژن خوب دارند، ده درصد ممکن است اینطور باشد. ولی انقدر تبلیغات علیه هم کرده ایم که مردم فکر می‌کنند هرکس یک دوره نماینده یا وزیر بوده است {رانتخوار است}.

    کاری هم ندارد. تحقیق کنید. خدا را شکر رقیب سیاسی داریم. ولی در فضای مجازی هنوز ندیده ام کسی در مورد خوردن و بردن من چیزی نوشته باشد. این که می‌فرمایید ژن خوب وجود دارد. ولی آن چیزی که واقعیت دارد و در ذهن مردم است خیلی متفاوت است. یک مورد را می‌بینند و تعمیم می‌دهند. ما بعد از انقلاب حدود ۲۰۰ وزیر داشته ایم. در ذهنم که می‌چرخم از این ۲۰۰ وزیر ، ۳ الی ۴ وزیر یا سیاسی شده اند و از کشور فرار کرده اند و یا سوء استفاده و دزدی کرده اند. از ۲۰۰ وزیر، ۵ تا معادل ۲.۵ درصد وزیر را بگویید که دزد هستند. من حرفی ندارم. فرق ۲ و نیم درصد با ۱۰۰ درصد خیلی متفاوت است.

    * حرف و حدیث‌هایی هم در مورد فرزندان آقای شمخانی وجود دارد.

    اگر بخواهید سه نفر اسم ببرید من هم سه نفر اسم می‌برم. این را می‌گویم که بالاخره دو الی ۵ درصد رفته اند و سوء استفاده کرده اند. این که تسری دهیم و بگوییم هرکسی نماینده و امام جمعه یا استاندار بوده است سوء استفاده کرده‌اند، این ظلم به حکومت و نظام است.

    این که بگویند هرکسی در قوه قضاییه یا مجلس یا دولت است سیستماتیک فساد می‌کند، غلط است

    * فکر نمی‌کنید بابت حس تبعیض موجود در جامعه باشد؟

    حضرت علی در نهج البلاغه به استانداران خودش تشر زده است که چرا سر سفره پولدارها رفته اید. بالاخره یک استاندار پیدا می‌شود که به این صورت باشد. این که بگویند نظام جمهوری اسلامی فساد پرور است اینطور نیست.

    * فساد سیستماتیک را قبول ندارید؟

    به هیچ وجه.

    * بر چه اساسی؟

    می گویم فضای کسب و کار، کند است. بنده ممکن است امروز جایی بروم و مجوزی بگیرم، تا یک جعبه شیرینی نبرم کارم را راه نمی‌اندازند. اما اگر کسی فکر کند که از ۲۰۰ میلیارد دلار یارانه ای که در کشور پرداخت می‌کنیم، ۵۰ درصدش را مسئولین می‌خورند، این خیلی ظالمانه است.

    * پس این فسادهای بزرگ از کجا شکل می‌گیرد؟

    فساد بزرگ یا کوچک، ما باید با درصد و نسبی صحبت کنیم. اقتصاد کلان و حکمرانی کلام با تحلیل‌های کلان {بررسی می‌شود}. نمی‌گویم فساد وجود ندارد. چند وقت پیش هم به پسر معاون اول قوه قضاییه یا آقای طبری را گفتند که فساد کردند. اما این که بگویند هرکسی در قوه قضاییه یا مجلس یا دولت است سیستماتیک فساد می‌کند، غلط است. دوما در زمان پیامبر و امام علی هم بوده است. همین الان هم در حکومت‌های آمریکا و ژاپن هم می‌بینیم. چند وقت پیش در کره جنوبی ببینید که رئیس جمهورش را استیضاح و برکنار کردند. این که شما بگویید در کشور ما فساد سیستماتیک است و بقیه کشورهای دنیا خوب هستند، این هم درست نیست.

    به آقای اژه ای گفتم بازپرس شما می‌داند ۵۰ هزار میلیارد تومان چقدر پول است؟‌

    * مثلا مردم موضوعی را می‌بینند و بعد هیچ توضیحی داده نمی‌شود. اصلا هیچ کسی نمی‌گوید. یک سری ادعا مطرح است. بالاخره باید رسیدگی شود.

    چند وقت پیش در مجلس یک تحقیق و تفحص از فولاد مبارکه مطرح شد. گفتند ۹۰ هزار میلیارد تومان فساد شده است. چند تا را توضیح دادند که جالب است. نوشته بودند که نهصد میلیون تومان به امام جمعه فلان جا کمک کرده اند که مصلایش را درست کند. آن کسی که این تحقیق و تفحص را می‌خواند، من که مهندس و اهل حساب و کتاب هستم می‌گویم ۹۰ هزار میلیارد تومان با نهصد میلیون تومان یا حتی یک میلیارد تومان می‌شود یک صد هزارم. ولی فرد فکر می‌کند که الان این ۹۰ هزار میلیارد تومان را دزدیده اند و به امام جمعه‌ها داده اند. یعنی نسبت‌ها را کاری ندارند. نکته دوم این که مدیرعامل ان زمان را بازداشت کردند. دو ماه زندان بود. آدم دست پاکی هم بود. اولا در تحقیق تفحص گفتیم چه کسی این را گفته و کجا ثابت شده است؟ گفتند هک شده است و قرار نبود آن را بخوانیم و نمی‌دانیم. بعد در یک قدم گفتند که ۵۰ هزار میلیارد تومان مابه التفاوت قیمت آهن دولتی با بازار آزاد بوده است و فولاد مبارکه این آهن‌ها را به دولت داده بوده است. پس ۵۰ هزار میلیارد تومانش هیچ.

    همین آقای عظیمیان را بازپرس دفعه اول گرفت و برایش ۵۰ هزار میلیارد تومان قرار صادر کرد. به آقای اژه ای گفتم بازپرس شما می‌داند ۵۰ هزار میلیارد تومان چقدر پول است؟‌اگر کل اصفهان را بخواهد گرو بگذارد ۵۰ هزار میلیارد تومان نمی‌شود. همان بازپرس، همان اتهام و متهم، رفتند و صحبت کردند و قرار ۵۰ هزار میلیارد تومانی تبدیل به ۲۷ میلیارد تومان شد. اما در ذهن شما و بقیه، حک شد که ۹۰ هزار میلیارد را خوردند و رفت.

    جالب است که همان اتهام و همان متهم و همان بازپرس بودند. به آقای اژه ای گفتم که تصور کنید این دو را در دنیا منتشر کنند که یک بازپرس در فاصله دو ماه، برای یک متهم یک بار ۵۰ هزار میلیارد قرار صادر کرده است و بعد تبدیل به ۲۷ میلیارد تومان کرده است. جالب این که اگر بخواهم این را در تلویزیون توضیح دهم، افکار عمومی می‌گویند {به من هم پولی داده اند}.

    * یعنی رسیدگی نشده است؟

    بنده می‌گویم از این ۹۰ هزار میلیارد تومان، حتی ۵ میلیارد تومان هم سوء استفاده نشده است.

    به چای دبش ورود نکردم و ریز نشدم

    * ولی مواردی قبلا بوده است. مثلا چای دبش.

    به چای دبش ورود نکردم و ریز نشدم. عرضم این است که کاری و بحثی را بدون تحقیق و بررسی {رها نکنیم}. وقتی یک جمله را در رسانه‌ها رها می‌کنیم، این در ذهن‌ها رسوب می‌کند. هرکاری هم کنیم که این را از ذهن‌ها بیرون بیاوریم نمی‌شود. این ظلم و خیانت است که چیزی را رها می‌کنیم و بعد نمی‌توانیم جمع کنیم. هرکسی هم بخواهد جمع کند می‌گویند به او فشار آورده اند. حتی اگر من با این سابقه در تلویزیون بروم و توضیح دهم که این ۹۰ هزار میلیارد تومان نبوده است، آخر می‌گویند به من فشار آورده اند.

    * ولی موارد مشابه مانند چای دبش فساد در سطح وزیر رخ داده است.

    وزیر هم به زندان رفت.

    * قرار صادر شده است ولی ایشان آزاد هستند.

    عرضم این است که اتفاقا شما باید در دفاع از نظام بگویید که وزیرش را هم گرفتند و بازداشت کردند. اگر وزیر باشد، او را هم می‌گیرند و به حسابش می‌رسند. نمی‌دانم چرا برعکس می‌گویید. می‌خواهم بگویم که اگر می‌گویید حاشیه امن، پسر معاون اول قوه قضاییه سوء استفاده ای کرده است و او را گرفته اند و پدرش را عزل کرده اند. دیگر باید چه کار کنند؟ می‌خواهید اعدامش کنند؟ زمانی است که می‌گویید {فرضا} باهنر دزدیده است و الان هم در خیابان راه می‌رود و کسی هم جواب نمی‌دهد. این درست است. اگر ثابت کنید که دزدی کرده است. ولی اولا وزیر را عزل کرده اند، استیضاح نکرده اند. ثانیا قرار برایش صادر کرده اند. این که الان زندان هست یا نیست را خبر ندارم. ولی می‌خواهم بگویم برخورد می‌شود.

    دولت سایه به دنبال این نباشد که دولت مستقر را سرنگون کند؛ این خیانت است

    * اشاره کردید که دولت آقای پزشکیان تازه چند ماه است روی کار آمده است و نمی‌توان انتظار بزرگی از او داشت. اما طی همین مدت، چند بار شایعه استعفای آقای پزشکیان از سوی مخالفان این دولت منتظر شد. حتی دولت آقای پزشکیان از سوی این افراد به دولت یکساله معروف شده بود. نظر شما چیست و چقدر مخالفت‌ها و انتقام‌های سیاسی از آقای پزشکیان و دولت ایشان می‌تواند در همین زمین گیر شدن دولت نقش داشته باشد؟

    در هر صورت هر دولتی که روی کار می‌آید، یک دولت رقیب هم دارد. اما بحث ما همیشه با دولت‌های رقیب این بوده است که دولت سایه یا دولت رقیب، باید منتقد مشفق دولت باشد. ما الان در جامعه اسلامی مهندسین، کمیته‌هایی از جمله زیربنایی و انرژی و اقتصاد و… داریم. دنبال کرده ایم و گفته ایم که هر دولتی روی کار بود، کمیته مربوطه عملکرد دولت را در آن زمینه رصد و دنبال می‌کند. آن جا که خوب است تایید می‌کنیم و تشکر می‌کنیم. آن جایی که عمل می‌کند و اشتباه دارد را {هم بیان می‌کنیم}. همیشه هم سعی می‌کنیم غیر رسانه ای برخورد کنیم. مگر این که جایی دیگر احساس کنیم که آن وزیر مربوطه نمی‌خواهد انجام دهد یا لجبازی می‌کند. عرض کردم که ظرف این شش ماه با تعداد زیادی از وزرا صحبت کرده ام. با آقای فرزین مفصل صحبت کرده ام و با آقایان همتی(وزیر وقت اقتصاد) و پاک نژاد و اتابک صحبت کرده ام. با خود آقای عارف یا پزشکیان دو سه جلسه صحبت داشته ام. دولت سایه اگر می‌خواهد نقد کند باید مشفقانه – و نه تخریبی – نقد کند. به دنبال این نباشد که دولت مستقر را سرنگون کند، این خیانت است.

    اگر جناح‌های کشور را به اصلاح طلب و اصولگرا تقسیم کنیم، در هر دو جناح، رادیکال و معتدل داریم. رادیکال‌های دو طرف دارند دولت آقای پزشکیان را نقد می‌کنند. اصلاح طلب‌ها هم می‌گویند دولت آقای پزشکیان، نیروهای اصلاح طلب ما را روی کار نیاورد و چرا استاندارش اصولگرا است؟ اصولگراها هم می‌گویند چرا از اول زاد و ولدش در جریان اصلاح طلب بوده است؟ این‌ها دارند اذیت می‌کنند. هر دو طرف هم هستند. این‌ها نقدهای خصومت باری هستند که قبولشان ندارم.

    من سخنگوی جریان اصولگرایی نیستم. ولی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری و جامعه اسلامی مهندسین هستم. معتقدیم به هر قیمتی باید آقای پزشکیان را کمک کرد. ایشان آدم دلسوز و علاقمندی است. اما زمانی که می‌خواست رئیس جمهور شود احتمالا نمی‌دانست کار انقدر سخت و مشکل است. به او عرض کردم که اگر شما جای ۲۴ ساعت ۴۸ ساعت کار کنید، فقط مسائل روزمره را رفع می‌کنید. باید چند جراحی اساسی در کشور انجام شود. این که می‌گویم جراحی، درد دارد، عده ای آسیب می‌بیند و مشکلاتشان بیشتر می شود؛ ولی چاره ای نداریم. وگرنه این بیمار، به نقطه ای می‌رسد که حتی جراحی هم به درد او نمی‌خورد.

    مردم فشار می‌آوردند که بنزین را گران کنید

    * باتوجه به تجربه‌های سال ۹۸ آن را توصیه می‌کنید؟

    ما سال ۹۸ را داشتیم. سال ۸۶ را هم داشتیم. در آن سال هم بنزین را گران کردیم. آن زمان دولت و مجلس باهم خوب کار می‌کردند. ما صد اقدام را روی کاغذ نوشتیم و گفتیم برای این که این کار انجام شود باید این ۱۰۰ اقدام انجام شود. یک سری اقدامات پیشینی و یک سری در حین اجرا بود و یک سری اقدامات هم پسینی بود. حتما یادتان است که پول در حساب مردم ریختیم و گفتیم تا بنزین گران نشود، نمی‌توانید این پول را بردارید. مردم فشار می‌آوردند که بنزین را گران کنید.

    جراحی و درد و خونریزی دارد

    * وضعیت معیشت در آن زمان بهتر نبود؟

    هر زمان مهندسانی که می‌خواهند طراحی انجام دهند، باید عوامل انسانی و محیطی را در نظر بگیرند. ممکن است به این نتیجه برسند که نمی‌شود، من می‌خواهم بگویم که دوستداران انقلاب و علاقمندان به انقلاب، نباید به نقطه ای برسند که بگویند نمی‌شود. اگر به آن نقطه رسیدید باهم بحث می‌کنیم. موافقم که کار سختی است. جراحی و درد و خونریزی دارد. اگر دقت نکنیم ممکن است همان مسائل سال ۹۸ تکرار شود و حتما نباید بشود. اما راه‌هایی وجود دارد.

    ما دویست میلیارد دلار یارانه می‌دهیم. ولی مردم ناعادلانه مصرف می‌کنند. باید یک طراحی درست شود که همه مساوی بهره ببرند. بگویند از یک طفل نوزاد دو روزه تا یک پیرزن ۹۰ ساله، به همه به طور مساوی سالانه این یارانه را می‌دهیم. هرکه می‌خواهد بنزین ۶۰ هزار تومانی مصرف کند و هرکه نمی‌خواهد مصرف نکند. برای حاکمیت یک نان سنگک با آرد و سوخت و نیرو و بوجاری کردنش و خریدنش ۶۰ هزار تومان تمام می‌شود.  الان گندم را دارند کیلویی ۲۲ هزار تومان می‌خرند. وقتی بوجاری می‌شود، ۵ درصدش افت می‌کند. در سیلو باید نگهداری شود و در کارخانه آرد شود و بسته بندی و حمل شود تا به نانوایی برسد. به نانوایی ۶۰۰ الی ۷۰۰ تومان می‌دهند. کیلویی ۳۰ هزار تومان برای دولت تمام می‌شود. ولی نانوا ۶۰۰ تومان می‌گیرد. آن پول یارانه را در حساب مردم شارژ کنند و بعد بگویند اگر می‌خواهید بنزین ۶۰ هزار تومانی مصرف کنید، اگر نمی‌خواهید سوار تاکسی شوید و آن ۶۰ هزار تومان را در جیب بگذارید و یا به بچه هایتان بدهید تا خوراکی بخرند. این‌ها راه حل دارد. ولی این که می‌گویید اگر به این نقطه برسیم که نمی‌شود، آن دیگر نقطه بن بست است. ما می‌گوییم می‌شود.

    دیگر مهمانی سیاسی نمی‌دهیم

    * امسال عید نوروز با ماه رمضان تقارن دارد. اگر بخواهید افطاری سیاسی در منزل خود تهیه کنید، چه کسانی را دعوت می‌کنید و یا اگر بخواهید افطاری جایی بروید با چه کسانی دیدار می‌کنید؟

    ما تا دو سه سال قبل افطاری سیاسی می‌دادیم و جامعه اسلامی مهندسین هم از تشکل‌های همسو دعوت می‌کرد و سفره ای ۷۰۰-۸۰۰ نفره ای را دعوت می‌کردیم. آن زمان منویی که می‌دادند ۸۰ هزار تومان بود. الان به ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. سیاسیونی که دعوت می‌کردیم، چون دوستانم به من محبت داشتند، هم از دولت آقای روحانی بودند و هم از دولت آقای رئیسی و هم دولت آقای احمدی نژاد بودند. یک بار اتفاق جالبی افتاد. من اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم دعوت کرده بودم و آقای ناطق تشریف آورده بودند. ناگهان که آقای احمدی نژاد آمد و آقای ناطق وسط جلسه رفت. بعد از سال ۸۸ بود و در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد که علیه آقای هاشمی کار کرده بود. الآن دیگر، مهمانی سیاسی نمی‌دهیم، چون صندوق کشش ندارد.

    خانوادگی هم نداریم، خودم با بچه‌ها و نوه‌ها و عروس‌ها و دامادها که جمع می‌شویم، حدود بیست نفر می‌شویم. اگر کمی بزرگتر کنیم، پدر شوهر و مادر شوهر و پدرزن و مادر زن را هم دعوت می‌کنیم که آن زمان می‌شویم ۷۰-۸۰ نفر. اگر در حد خودم و نوه‌ها باشد، ۲۰ نفر هستیم. معمولا خرجی جمعی هستیم. هر هفته در خانه یکی از دختران هستیم. فاصله هایمان حدود یک ربع تا بیست دقیقه پیاده است. برخی هایشان اجاره نشین هستند. کلیدهای همدیگر را داریم. مثلا در یخچال خانه می‌بینیم که چیزی نیست؛ بچه‌ها آمده اند و همه چیز را برده اند. برخی اوقات هم می‌بینیم کسی چند ران مرغ یا قوطی روغن گذاشته است. معمولا مهمانی هایمان دوره ای است. وسط هفته زنگ می‌زنم و می‌گویم نوبت چه کسی است. فردا ظهر(فردای مصاحبه) هم در خانه پسرم هستیم.

     بهترین دعا عاقبت به خیری است

    * اگر بخواهید موقع سال تحویل یک دعای سیاسی داشته باشید آن دعا چیست؟

    از قول پیامبر اکرم (ص) نقل است که بیشترین دعا و بهترین دعایی که در حق خودتان و دیگران می‌کنید عاقبت به خیری است. چون واقعا عاقبت بخیری گوهر گرانبهایی است و گیر هرکسی نمی‌آید. در تاریخ داریم آدم‌هایی که خوب بوده اند و آخر عمر خراب شده اند و برعکس، آدم‌هایی که خراب بوده اند و آخر عمر خوب شده اند.

    در تاریخ معاصر هم کم نداریم. این بهترین دعا است که می‌توانیم در حق خود و دیگران کنیم. یک توصیه هم از قول مولا علی است که می‌گوید هر انسانی برای دنیایش باید جوری تلاش کند که فکر کند همیشه زنده است. برای آخرتش هم باید جوری تلاش کند که فکر کند آخرین روز است.

  • کارمند جماعت از ۸ ساعت، ۲۰ دقیقه کار مفید دارد!

    کارمند جماعت از ۸ ساعت، ۲۰ دقیقه کار مفید دارد!

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا باهنر درباره تعیین‌تکلیف لایحه ساماندهی کارکنان دولت، اظهار داشت: کارمند جماعت به طور متوسط از ۸ ساعت، ۲۰ دقیقه کار مفید دارد. مجلس می‌گفت ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار نفر بیشتر نیستند، اما سازمان امور استخدامی می‌گوید بیش از این هستند. مجمع تشخیص مصلحت نظام با این موضوع مخالف است.

    وی درباره تعیین‌تکلیف لایحه ساماندهی کارکنان دولت گفت: امروز دولت هر چه درآمد دارد برای هزینه جاری مصرف می‌شود عرف کارمندی کشور هم عرف معمولی نیست. دریک کشوری که دو برابر ما جمعیت دارد فقط ۶۰۰ هزار نفر کارمند دارد، اما ما با ۸۰ میلیون جمعیت به ۴ الی ۵ میلیون نفر حقوق کارمندی می‌دهیم.

    وی افزود: مجلس دوره قبل مصوبه‌ای داشت که کارمندانی که شرکتی هستند استخدام دولت شود. اما این را بدانید کارمند جماعت به طور متوسط از ۸ ساعت، ۲۰ دقیقه کار مفید دارد. مجلس می‌گفت ۲۰۰ الی ۳۰۰ هزار نفر بیشتر نیستند، اما سازمان امور استخدامی می‌گوید بیش از این هستند. مجمع تشخیص مصلحت نظام با این موضوع مخالف است.

    وی ادامه داد: مجلس شورای اسلامی دوره قبل تصویب کرد که کارمندان شرکتی استخدام دولت شود. کارمند جماعت در این کشور تقصیر ندارد کارمندان بسیاری گرفتار حقوق‌شان هستند که شاید به دهم یا پانزدهم برج هم حقوقشان نمی‌رسد و هزینه‌هایشان خیلی بالاتر است. کارمند تقصیری ندارد. من می‌گویم که اگر قدرتی داشتم می‌گفتم نصف کارمندان در خانه بنشینند و هیچ کاری هم نکنند ما سرماه حقوق آنها را بدهیم حتما با این کار هزینه‌های دولت کم می‌شود.

    وی ادامه داد: در زمان کرونا که کارمندان سرکار نمی‌رفتند کار مردم بهتر راه می‌افتاد مسئله آن هم روشن است. موقعی که در یک اداره ۲۰ نفر باید امضا کنند ارباب رجوع ۲۰ برابر معطل است. مجلس می‌گفت اینهایی که شرکتی هستند را هم استخدام دولت کنیم که این کار یعنی ما خودمان را در بروکراسی بیشتر غرق کنیم. آنها هم شهروند ایران هستند و حق هم دارند، اما مشکلات اقتصادی را نمی‌توان اینطوری حل کرد و اینها حتما باری روی بار می‌شوند و مجمع هم با این مصوبه مخالفت کرده است.

     

     

     

     

  • ایران خودرو، لبه پرتگاه ورشکستگی! / باهنر: حرف‌های من را تیتر کنید، ببینیم چه می‌شود؟!

    ایران خودرو، لبه پرتگاه ورشکستگی! / باهنر: حرف‌های من را تیتر کنید، ببینیم چه می‌شود؟!

    به گزارش اقتصادران، باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: امروز مهندس‌های ما از نظر کَمّی از مهندس‌های کانادا بیشتر هستند. ما یک زمانی می‌گفتیم آیا می‌شود از پزشک هندی و بنگلادشی بی‌نیاز باشیم؟ الان کلی پزشک بیکار در کشورمان داریم، یعنی بعضی وقت‌ها به افراط رفتیم.

    وی افزود: ایران خودرو با گران‌ترین قیمت، محصول را به جامعه می‌فروشد؛ خریدار ضرر می‌کند، خودروساز زیان‌ده است. ایران خودرو در آستانه ورشکستگی است.

    او با بیان اینکه ممکن است شما ده میلیون آدم را جمع کنید که با CBU موافق باشند، اما من باید مصلحت نظام را ببینم و می‌گویم نه، اظهار داشت: شما هم قانع نیستی، نباش؛ هر موقع جای من بودید و روی من صندلی من نشستید، به این شکل تصمیم بگیرید.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین گفت: می‌بخشید که برخی صحبت‌ها را به شوخی می‌گوییم، این حرف‌های ما را هم تیتر کنید، ببینیم چه می‌شود.

  • منتظر بنزین 50 هزار تومانی باشیم؟

    منتظر بنزین 50 هزار تومانی باشیم؟

    به گزارش  اقتصادران، محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اخیرا اعلام کرد که اتلاف منابع انرژی در کشور بسیار بالاست و قیمت بنزین با این اوضاع ممکن است به 50 هزار تومان هم برسد.

    او با مقدمه‌چینی در رابطه با بالا بودن میزان اتلاف منابع در کشور و در رابطه با فضای رسانه‌ای موجود پیرامون مسعود پزشکیان، مدعی شد که افزایش قیمت بنزین، راهی است که باید طی شود و لزوما به پزشکیان مرتبط نیست.

    جراحی اساسی باید اتفاق بیفتد!

    این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام صراحتا از جراحی بنزین نام می‌برد اما در ادامه اعلام می‌کند که باید به معیشت مصرف‌کنندگان توجه داشت تا بحران امنیتی رخ ندهد.

    اما سوال اساسی این جاست که چطور می‌توان همزمان از جراحی و توجه به معیشت مصرف‌کنندگان سخن به میان آورد؟

    جراحی قیمت بنزین با اصلاح گام به گام قیمت مطابق با تورم اساسا متفاوت است. سیاستی که در برنامه چهارم توسعه وجود داشت، اصلاح قیمت حامل‌های انرژی را به صورت پلکانی دنبال می‌کرد. اما افزایش ناگهانی قیمت بنزین بدون هیچ برنامه‌ای برای متناسب‌‍سازی با تورم، با این رویه تفاوت اساسی دارد.

    قاچاق بنزین

    توجه به مشکلاتی که قیمت بنزین در کشور به وجود آورده، ضروری است. برای مثال صحبت در رابطه با قاچاق بنزین به دلیل تفاوت قیمت این حامل انرژی، می‌تواند مسئولان را به سمت راهکارهای جلوگیری از قاچاق سوق بدهد. اما نکته حائز اهمیت آن است که تجربه افزایش ناگهانی بنزین نیز نتوانست جلوی این قاچاق را بگیرد.

    اساسا این قاچاق تنها در سطوح خرد رخ نمی‌دهد. بدون توجه به قاچاق بنزین در سطوح کلان، راهکارهای مطرح‌شده در رابطه با جلوگیری از قاچاق، راهگشا نخواهد بود.

    استفاده از ابزار مدیریتی و قیمتی در رابطه با بحران بنزین اتفاقا ضروری است. اما صحبت مکرر از جراحی به معنای توجه به امور مدیریتی و کلان نخواهد بود.

    گویا برخی مسئولان گمان می‌کنند که با صحبت از جراحی می‌توانند بحران بنزین را حل کنند، حال آن که این بحران یک‌شبه به‌وجود نیامده است که بخواهد با یک جراحی حل شود.

    اتاق فکر مدیریتی و نه جراحی

    همان طور که باهنر اشاره می‌‎کند مشکلات کشور آن قدر زیاد است که بیم آن می‌رود که پزشکیان نتواند اصلاحات زیرساختی انجام دهد. بدون داشتن برنامه مدیریتی درست برای بحران‌ها، نمی‌توان به سراغ حل آن‌ها رفت و مشکلات روزمره کشور ممکن است باعث شود که مسئولان، این بحران‌ها را دائم به تعویق بیندازند.

    داشتن برنامه دقیق و مدون مدیریتی با نظر کارشناسان و با توجه به تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و… ضروری است. اما لازم به ذکر است که اتاق فکر جراحی که باهنر از آن نام می‌برد، نیازی به برنامه مدیریتی و کلان ندارد! همان‌‎طور که در دولت دوازدهم نیز مشاهده شد، اساسا در چنین مواردی که به مشکلات کلان طرح‌ها توجهی نمی‌شود، نیازی به وجود تیم مدیریتی و کارشناسی حس نمی‌شود.

    در نگاه اول شاید به نظر برسد که باهنر از افزایش قیمت به میزان 50 هزار تومان صحبت نمی‌کند. آن چه باهنر از آن صحبت می‌کند، داشتن تیم قوی متشکل از کارشناسان است که ضمن توجه به ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پروژه‌ها، نسبت به نحوه اجرای آن اقدام کنند. این صحبت‌ها اتفاقا راهکار مدیریتی صحیحی را پیش روی دولت می‌گذارد و راهکار آن است که پروژه‌ها توسط تیم کارشناسی با توجه به شرایط موجود بررسی شوند.

    نکته حائز اهمیت آن است که جراحی در اقتصاد مفهوم مشخصی دارد. اگر از داشتن اتاق فکری متشکل از کارشناسان به جهت جراحی صحبت شود، از اساس پروژه‌ها مشخص خواهد بود. بهتر است که اگر افراد قصد راهنمایی و گذاشتن راهکار پیش پای دولت جدید را دارند، نسبت به پیشینه واژه‌ها و مفهوم آن‌ها دقت بیشتری داشته باشند. چراکه عدم توجه به شرایط ایران امروز در بحث‌های کارشناسانه، نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و می‌تواند بر بحران بیافزاید.

    مسئولان نیاز است که در کنار داشتن برنامه مناسب برای مشکلات قیمتی بنزین، به فکر زیرساخت‌های صنعت نفت نیز باشند. از مشکلات کیفیت پایین بنزین تولیدی تا روند مصرف سوخت خودروها که هر یک تا کنون منجر به افزایش مصرف بنزین و متعاقبا افزایش ناترازی بنزین شده است.

    افزایش ناترازی بنزین روز به روز به این بحران‌ها دامن می‌زند و صرفا یک راهکار قیمتی نمی‌تواند این بحران را به کلی برطرف کند. توجه به این امور زیرساختی در کنار توجه به راهکارهای قیمتی متناسب با تورم و سبد مصرفی شهروندان، می‌تواند تا حدی از بحران بنزین بکاهد.

    محمود خاقانی، کارشناس انرژی پیشتر به اعتماد اعلام کرده بود که اگر قرار است قیمت بنزین و گازوییل گران شود، دولت با مردم صادق باشد و اعلام کند که نرخ سوخت گران می‌شود؛ اما در مقابل نرخ مالیات‌ها کاهش پیدا می‌کند یا هزینه حمل و نقل را کاهش دهند یا اینکه از تاکسی‌داران و کامیون‌داران مالیات دریافت نشود و از محل افزایش بهای بنزین و سایر فرآورده‌های نفتی به بهداشت و درمان کمک و هزینه‌ها در این بخش‌ها کاهش داده شود.

  • پای مسائل عاطفی به جمع نمایندگان و دولتمردان هم باز شد!

    پای مسائل عاطفی به جمع نمایندگان و دولتمردان هم باز شد!

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین در خصوص ضرورت اجرای دقیق برنامه هفتم گفت: در هر صورت برنامه هفتم پاشنه آشیل ما است. یعنی ما الان در مسأله رشد اقتصادی، تورم و ضریب جینی در بخش اقتصاد، مشکلات اساسی داریم و یکسری از این مشکلات باید با خرد و تدبیر حل شود. متأسفانه بیشتر نمایندگان مجلس و دولتمردان می‌خواهند با مسائل عاطفی مشکلات را حل کنند.

    وی با بیان اینکه مسائل عاطفی مشکل را حل نمی‌کند، گفت: یعنی اگر تولید در کشورمان از مصرف پیشی نگیرد، این داستان ادامه پیدا می‌کند. اینکه مقام معظم رهبری چندین سال است که شعار سال را تولید یا مصرف بهینه قرار دادند، کاری است که مجلس دوازدهم باید انجام دهد و محور برنامه آن هم برنامه هفتم است.

    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: برنامه هفتم برای رشد اقتصاد، تورم و ضریب جینی، اهدافی را مشخص و زمینه‌هایش را هم فراهم کرده است. ان‌شاء‌الله همت کنیم و یا حسین هم بگوییم و کار را راه بیندازند.

    باهنر در پاسخ به این سوال که برای افزایش سرمایه اجتماعی باید چه اقداماتی صورت بگیرد، گفت: نمایندگان و منتخبین مردم باید طوری کار کنند که مردم به آینده امیدوار شوند. خدایی ناکرده اگر ناامیدی، ضعف و رخوت وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی وضعیت خوبی نخواهد داشت.