برچسب: محاصره دریایی

  • قطار‌های باری؛ ترفند ایران برای دورزدن محاصره دریایی آمریکا

    قطار‌های باری؛ ترفند ایران برای دورزدن محاصره دریایی آمریکا

    به گزارش اقتصادران، به گفته افراد آگاه از این محموله‌ها، تعداد قطار‌های باری که از شی‌آن در مرکز چین به تهران می‌روند، از حدود یک قطار در هفته پیش از درگیری به یک قطار در هر سه یا چهار روز از زمان شروع محاصره در ۱۳ آوریل افزایش یافته است.

    به گزارش بلومبرگ، هزینه‌های حمل و نقل هم بالا رفته است و قیمت حمل یک کانتینر استاندارد ۴۰ فوتی در این مسیر در این هفته به ۷۰۰۰ دلار رسیده که تقریباً ۴۰ درصد بیش از سطح معمول است. این مسیر که از قزاقستان و ترکمنستان می‌گذرد، می‌تواند بخشی از محاصره آمریکا را جبران کند.

    عملیات دریایی حدود سه هفته پیش آغاز شد و هدف آن جلوگیری از صادرات بیشتر نفت تهران و واردات غلات حیاتی است. مسیر ریلی ایران به چین همچنین به وابستگی به بزرگ‌ترین کشور تولیدکننده جهان می‌افزاید، چرا که پکن تقریباً تمام نفت ایران را خریداری می‌کند.

    روابط گسترده مالی و تجاری با دیگر کشور‌های خلیج فارس، پکن را در تلاش برای ایجاد تعادل در تعهدات خود در منطقه‌ای قرار داده است که در دو دهه گذشته حدود ۲۷۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و پروژه‌های ساختمانی در آن جمع‌آوری کرده است.

    مسیر چین یکی از گره‌های تلاش گسترده‌تر تهران برای گسترش کریدور‌های لجستیکی با متحدان و مصون نگه داشتن خود از فشار غرب است. در ماه اکتبر، ایران برای اولین بار صادرات گازوئیل با قطار به افغانستان را با استفاده از خط آهن ۲۲۵ کیلومتری خواف-هرات آغاز کرد.

    به گزارش شینهوا، در فوریه سال گذشته، چین یک مسیر قطار باری مستقیم به حیرتان در شمال افغانستان افتتاح کرد و ماه‌ها بعد، ازبکستان و افغانستان از برنامه‌های خود برای گسترش خط آهن به هرات، که حدود ۱۳۰ کیلومتر از مرز ایران فاصله دارد، خبر دادند.

  • سفره‌های ایرانی در محاصره دریایی

    سفره‌های ایرانی در محاصره دریایی

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته گزارش‌هایی از سوی برخی فعالان حوزه کشاورزی به دست ما رسید که نشان می‌داد کود شیمیایی که سال قبل با قیمت کمتر از ۸۰۰ هزار تومان به دست کشاورز می‌رسیده، امسال با بیش از ۷ میلیون تومان در حال عرضه از سوی شرکت خدمات حمایتی کشاورزی است. حالا فهرست جدید قیمت‌ کود از سوی شرکت خدمات حمایتی کشاورزی به شعب ابلاغ شده و این فهرست از جهش چندصددرصدی قیمت‌ها حکایت دارد.شوک قیمتی به بخش کشاورزی با حذف یارانه کود شیمیایی و محاصره دریایی/ ۸.۵ برابر افزایش قیمت یک کود؛ آیا کشاورزی ایران فلج می‌شود؟

    نرخ‌های جدید انواع کود‌های شیمیایی فسفاته و پتاسه از تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ لازم‌الاجرا شده است. این ابلاغیه که بلافاصله پس از حذف یارانه دولتی صادر شده، نشان‌دهنده یک شوک قیمتی بی‌سابقه در بخش کشاورزی است؛ چنان‌که بیشترین جهش قیمتی مربوط به سوپرفسفات ساده با بیش از ۸.۵ برابر رشد قیمت است. کلروپتاسیم نیز با حدود ۴.۸ برابر افزایش قیمت همراه شده است.

    بر اساس قیمت‌های جدید ابلاغی، قیمت هر کیلوگرم سولفات پتاسیم گرانوله نیز جهشی ۶.۴۸ برابری را تجربه کرده است. همچنین قیمت سوپرفسفات تریپل با افزایش ۷.۷ برابری همراه بوده است.شوک قیمتی به بخش کشاورزی با حذف یارانه کود شیمیایی و محاصره دریایی/ ۸.۵ برابر افزایش قیمت یک کود؛ آیا کشاورزی ایران فلج می‌شود؟این جهش بی‌سابقه در قیمت کود‌های شیمیایی، با کاهش توان خرید کشاورزان و افت اجتناب‌ناپذیر میزان تولید محصولات همراه خواهد بود و به‌زودی امنیت غذایی کشور را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

    اگرچه گرانی کود شیمیایی تنها محدود به ایران نیست و در پی جنگ خلیج فارس، جهان با کمبود مواد اولیه تولید کود و افزایش قیمت‌ها مواجه بوده، با این حال ایران به دلیل مشکلات ناشی از محاصره دریایی آمریکا و ناتوانی دولت در پرداخت سوبسید‌های پیشین، با کمبودی چندوجهی مواجه شده است.

    اما دلیل اصلی این افزایش قیمت‌ها چیست؟

    انسداد مبادی ترانزیتی و شوک حذف یارانه‌ها

    حسن نعمت‌طلب، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی تولیدکنندگان کود‌های شیمیایی و کشاورزی ایران، یکی از علل گرانی کود شیمیایی را «حذف ناگهانی یارانه کود توسط دولت به دلیل مشکلات بودجه‌ای» دانست و گفت: «متاسفانه حذف سوبسید دولت برای نهاده‌های کشاورزی که همین چند روز پیش اعلام شد، تاثیر زیادی بر بالا رفتن قیمت‌ها داشته است.»

    او به محدود شدن مسیر تامین بخشی از کود شیمیایی مورد نیاز کشور هم اشاره کرده و گفته: «علاوه بر مشکلات تنگه هرمز و محدود شدن واردات از طریق این تنگه، مسیر‌های دیگر واردات کود شیمیایی به کشور نیز محدود شده است. اکنون مسیر ورود کود شیمیایی چینی از ترکیه، ازبکستان و ترکمنستان به‌صورت محدود وجود دارد، اما این محموله‌های چینی اکنون باید مسیر‌های طولانی‌تر و پرریسک‌تری را نسبت به مسیر دریایی طی کنند که هزینه حمل و بیمه را به‌شدت بالا برده است و همین امر نیز در افزایش قیمت‌ها موثر بوده است.»

    نعمت‌طلب همچنین با اشاره به تاثیر «رشد جهانی قیمت کود شیمیایی ناشی از جنگ خلیج فارس و همزمانی آن با محاصره دریایی ایران» گفت: «قیمت کود‌های شیمیایی در ایران بیش از دیگر کشور‌ها بالا رفته است، چرا که ما علاوه بر افزایش جهانی قیمت‌ها، مشکلاتی نیز به علت محاصره دریایی متحمل شده‌ایم.»

    بحران تولید در خاورمیانه و محدودیت‌های صادراتی

    یکی از واردکنندگان عمده نهاده‌های کشاورزی نیز به ابعاد بین‌المللی این بحران اشاره کرده است. این منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود می‌گوید: «تنش‌های نظامی اخیر در منطقه به زیرساخت‌های شرکت‌های بزرگ مواد شیمیایی در عربستان و قطر آسیب زده است. همزمان، چین به عنوان یکی از اصلی‌ترین صادرکنندگان کود شیمیایی به ایران نیز محدودیت‌های صادراتی شدیدی اعمال کرده است. گزارش‌های جهانی از رشد ۴۰ درصدی قیمت‌ها حکایت دارند، اما در داخل کشور، عدم تخصیص ارز کافی به واردکنندگان عملاً امکان تامین نیاز بازار را سلب کرده و باعث تشدید خودکار کمبود و گرانی در این حوزه شده است.»

    اروپا به دنبال ۲۵ درصد کشاورزی ارگانیک پس از جنگ / زمان جدی گرفتن کشاورزی ارگانیک است

    اگرچه افزایش قیمت کود‌های شیمیایی ناگزیر در کوتاه‌مدت امنیت غذایی را به خطر خواهد انداخت و راهی جز واردات مواد غذایی با قیمت‌های بالاتر باقی نخواهد گذاشت، اما در بلندمدت کارشناسان پیشنهاد‌هایی برای حل این مشکل دارند؛ راهکاری که اروپای پس از جنگ اوکراین به آن رسیده و اکنون در حال اجرایی کردن آن است.

    محمدرضا رضاپناه، رئیس اتحادیه انجمن‌های علوم گیاه‌پزشکی ایران، با اشاره به میزان مصرف کود‌های شیمیایی در کشور گفت: «میزان مصرف کود‌های شیمیایی در ایران کمتر از ۳ میلیون تن است و سال‌ها قبل تا بیش از ۴ میلیون تن نیز گزارش شده بود. به عبارتی بخشی از ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون تن محصول کشاورزی و دامی تولیدی سالانه، در اثر مصرف این میزان کود شیمیایی تولید می‌شود. شایسته است این رابطه ۳ درصدی توسط نهاد‌های اقتصادی حمایت شود و با گرانی‌های دوره‌ای کود و سایر نهاده‌های لازم برای تولید محصولات کشاورزی و دامی، موجب گرانی‌های انتهای زنجیره تامین در شرایط جنگی و غیرجنگی، با دلیل موجه و غیرموجه، نشوند؛ چنان‌که ضرورت داشته برای شهروندان، سوخت اتومبیل تقریباً رایگان در حدود لازم تامین کنیم.»

    رضاپناه با بیان اینکه برای حدود ۱۲ میلیون هکتار زمین کشاورزی کشور نیاز به کود مناسب وجود دارد، تصریح کرد: «کود‌های شیمیایی ازته، فسفره و پتاسه، عناصر اصلی سیستم تولید گیاهی هستند.»

    به گفته رئیس اتحادیه انجمن‌های علوم گیاه‌پزشکی ایران، با کمبود کود در کشور، سیستم تولید دامی و شیلات نیز به خطر می‌افتد و این زنجیره می‌تواند کشور را در بسیاری از حوزه‌ها دچار مشکل کند.

    او در ادامه با اشاره به اهمیت حرکت به سمت نظام کشاورزی ارگانیک خاطرنشان کرد: «در این نظام، مصرف کود‌های شیمیایی مصنوعی ممنوع است و معمولاً از کود‌های طبیعی و بیولوژیک استفاده می‌شود. همچنین با توجه به پیشینه و تمدن ایران که کشاورزی خوب و قنات‌های متعدد داشت، ما باید در بحث کشاورزی ارگانیک در جهان و حداقل منطقه پیشرو باشیم و ساختارساز شویم.»

    رئیس اتحادیه انجمن‌های علوم گیاه‌پزشکی ایران تأکید کرد: «با وجود کاهش تولید یا دشواری انتقال کود شیمیایی در جهان در پی جنگ اوکراین و اخیراً خاورمیانه و کاهش تولید محصولات کشاورزی، در شرایط خوف و رجا قرار گرفته‌ایم. اما نباید فراموش کرد زمانی که کود شیمیایی به جایی نمی‌رسد، باید کشاورزی ارگانیک را جدی بگیریم. بهترین حالت آن است که هر دو نظام، یعنی مدل رایج و ارگانیک، با هم کار کنند.»

    این کارشناس حوزه کشاورزی که دبیری طرح کاهش مصرف سموم و کود‌های شیمیایی را در کارنامه دارد، با اشاره به اهداف اروپا برای رسیدن به میانگین ۲۵ درصد کشاورزی ارگانیک تا سال ۲۰۳۰ تصریح کرد: «آیا ما حتی تلاش می‌کنیم به ۲.۵ درصد برسیم؟ آیا از انجمن‌های علمی و کشاورزی ارگانیک حمایت می‌شود؟ آیا ساختار شایسته آن را در کشور و منطقه ساخته‌ایم که اکنون، در شرایط جنگ، از آن بهره ببریم؟»

    رئیس اتحادیه انجمن‌های علوم گیاه‌پزشکی ایران در بخش دیگری از سخنان خود به روش‌های پیشرفت در حوزه کشاورزی ارگانیک اشاره کرد و گفت: «حدود ۸۰ درصد هوا ازت است و برخی گیاهان مانند یونجه، شبدر، سویا، حبوبات و لوبیا می‌توانند ازت هوا را به‌رایگان جذب کنند و در کشت بعدی نیز سبب رشد گیاه شوند. این راز کشاورزی ارگانیک است و با کشت این گیاهان می‌توان خاک را تقویت کرد. برای مثال کشاورزی که در پاییز و زمستان، شالیزار را خشک و شبدر می‌کارد، نه‌تنها نیاز‌های دام‌های خود را تامین می‌کند، بلکه خاک را پربرکت نگه می‌دارد و اگر چند سال این همت را داشته باشد، زمین را از کود شیمیایی ازته بی‌نیاز خواهد کرد و کم‌کم به عرضه‌کننده محصول ارگانیک تبدیل می‌شود.»

    نایب‌رئیس شبکه بین‌المللی فناوری و نوآوری ارگانیک با بیان اینکه ممکن است در سال نخست، میزان محصول کمی کاهش یابد، افزود: «در سال‌های بعد محصول افزایش می‌یابد. ما آن‌قدر در تکنولوژی‌ها و فناوری‌های بیولوژیک رشد کرده‌ایم که به‌راحتی حتی جلوی کاهش محصول سال اول را نیز می‌توانیم بگیریم و با کمک کود‌های طبیعی و معدنی مجاز، توان تولید ارگانیک خود و کشورمان را به رخ منطقه بکشیم و در سطح فراسرزمینی نیز تولیدکننده سویا ارگانیک یا دیگر محصولات وارداتی باشیم. به‌تدریج مرغ ارگانیک و دام ارگانیک نیز از وابستگی به نهاده‌های تولید غیرارگانیک خارج خواهد شد.»

    دانشیار موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور پیشنهاد داد: «دو وزارتخانه کشاورزی و نفت و نهاد‌های وابسته به آن‌ها باید تعامل بیشتری داشته باشند تا گرانی نهاده‌های تولید محصولات کشاورزی رقم نخورد؛ حتی به دلیل جنگ. به همان دلیل که سوخت اتومبیل شهرنشین‌ها نباید گران شود، همین منطق کافی است که گرانی کود شیمیایی و حتی غیرشیمیایی برای تولید رایج و تولید ارگانیک رقم نخورد.»

    او در پایان خاطرنشان کرد: «عدم گرانی کود شیمیایی و همزمان حمایت از تولید ارگانیک برای یک تا دو دهه لازم است. اکنون ۹۵ درصد سیستم کشاورزی رایج را با کود شیمیایی پیش می‌بریم و باید حداقل ۵ درصد را به سیستم ارگانیک اختصاص دهیم و از آن حمایت کنیم.»

  • یک ایرانی پشت پرده سناریوی محاصره دریایی ایران تا قحطی کامل!!

    یک ایرانی پشت پرده سناریوی محاصره دریایی ایران تا قحطی کامل!!

    به گزارش اقتصادران، چند روز پیش، اسفندیار باتمانقلیچ با انتشار یادداشتی درباره وضعیت صنایع ایران، تصویری نسبتاً امیدوارکننده ارائه داد. او با استناد به شاخص «روز‌های نگهداری موجودی» (DIO)، نشان داد که شرکت‌های ایرانی در آغاز جنگ، به‌طور میانگین حدود ۹۶ روز موجودی در اختیار داشته‌اند—رقمی که به گفته او، حتی از استاندارد‌های اروپا و آمریکا نیز بالاتر است.

    او با استناد به همین داده‌ها به این نتیجه رسیده که اقتصاد ایران بسیار مقاوم‌تر از تصور رایج در برابر تحریم، فشار و محاصره است. حتی اگر تجارت خارجی به‌طور گسترده مختل شود، موجودی‌ها می‌توانند در شرایط کاهش تقاضا کش بیایند یا از طریق مدیریت جنگی مصرف شوند.

    باتمانقلیچ می‌گوید با این وضعیت باید بگوییم، بزرگ‌ترین تهدید برای اقتصاد ایران نه اختلال در تجارت، بلکه هدف قرار گرفتن مستقیم زیرساخت‌های صنعتی و انرژی است. حملات به صنایع فولاد و پتروشیمی تولید را کاهش داده و میلیون‌ها شغل را در معرض خطر قرار داده است.

    در این روایت، انبار‌های پر نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه سال‌ها سازگاری اقتصاد ایران با تحریم‌هاست؛ نوعی «اقتصاد احتیاطی» که به بنگاه‌ها اجازه می‌دهد در شرایط اختلال تجارت خارجی، تولید را برای مدتی قابل‌توجه ادامه دهند. باتمانقلیچ نتیجه می‌گیرد که اقتصاد ایران، برخلاف تصور رایج، در برابر شوک‌های جنگی و محاصره، مقاوم‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

    اما این روایت، خیلی زود با واکنشی تند و کاملاً متفاوت مواجه شد؛ واکنشی از سوی میعاد مالکی، چهره‌ای که صرفاً یک تحلیلگر نیست.

    انبار‌های پر یا اقتصاد راکد؟

    مالکی در واکنش خود، با یک جمله کلیدی، تمام چارچوب تحلیل را زیر سؤال برد:

    «داده‌ها اشتباه نیستند؛ اما تفسیر کاملاً در جهت اشتباه حرکت می‌کند.»

    از نگاه او، انبار‌های پر در صنایعی مانند سیمان، کاشی، فلزات و ماشین‌آلات—که در برخی موارد به بیش از ۱۷۰ یا حتی ۲۲۰ روز موجودی رسیده‌اند—نه نشانه آمادگی، بلکه نتیجه رکود عمیق در بخش ساخت‌وساز هستند.

    او به داده‌های مستقل اشاره می‌کند: کاهش تقاضای سیمان، افت تولید، و تداوم رکود در صنعت ساختمان. در چنین شرایطی، افزایش موجودی به معنای فروش نرفتن محصولات است. به تعبیر او، این وضعیت «ذخیره استراتژیک» نیست، بلکه «امضای حسابداری یک اقتصاد در رکود» است.

    اما خطوط بعدی واکنش دیگر رنگ و بوی تحلیل ندارد بلکه نقشه راهی برای ادامه جنگ توسط آمریکاست. او میگوید موجودی‌های استراتژیک کم هستند: سوخت، دارو و مواد غذایی.

    محصولات نفتی با حدود ۲۰ روز، دارو با ۷۶ روز و اقلام مصرفی با ارقام پایین‌تر—این‌ها به گفته مالکی، بخش‌هایی هستند که واقعاً برای «تاب‌آوری» اهمیت دارند؛ و دقیقاً همین‌جا است که به‌زعم او، اقتصاد ایران شکننده است.

    این تحلیل‌ها یک پیام مهم برای مخاطب دارد؛ برای جنگ افروزان و مشاوران ترامپ، جنگ نباید اینجا به پایان برسد. چرا؟ چون برای مغز متفکر ایرانی الاصل بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها که سال‌ها در تحریم‌ها علیه ایران نقش محوری داشته، ایران در معرض ته کشیدن موجودی‌های حیاتی اش قرار دارد.

    این آمار از منظر چهره‌ای، چون میعاد مالکی، تصویری از ذخایر موجود صنایع فولاد، فلزات، کاشی، دارو، محصولات لبنی را نشان می‌دهد که در حال تمام شدن است. این یعنی حمله نظامی و مهمتر از آن، محاصره دریایی تا موعد پایان این موجودی‌ها جواب می‌دهد و از این تاریخ به بعد ایران دچار قحطی خواهد شد و در نتیجه امکان رسیدن به یک توافق با حداکثر امتیاز به نفع آمریکا و اسرائیل در آن روز موعود بالاتر است.

    میعاد مالکی کیست؟

    مالکی سال گذشته به جمع کارشناسان بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها پیوست. FDD در پیوست توضیحات درباره میعاد مالکی نوشته او «پیش‌تر به‌عنوان استراتژیست ارشد تحریم‌های آمریکا و از چهره‌های حوزه امنیت ملی فعالیت داشته و به‌عنوان یکی از طراحان و مجریان برخی از مهم‌ترین کارزار‌های تحریمی در وزارت خزانه‌داری ایالات متحده شناخته می‌شود.»

    بر اساس توضیحات این بنیاد، مالکی در مقام معاون دفتر «هدف‌گذاری جهانی» در اداره کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) وزارت خزانه‌داری، بر اجرای تحریم‌های مالی و تحقیقات مرتبط در بیش از ۳۵ برنامه تحریمی علیه ایران نظارت داشته و با بهره‌گیری از اختیارات اجرایی و قانونی، در مقابله با تهدیدات علیه امنیت آمریکا و جهان نقش ایفا کرده است.

    در بخشی از بیوگرافی ملکی آمده: «او نقش محوری در پیشبرد کارزار‌های تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران و شبکه گسترده گروه‌های نیابتی آن—حزب‌الله، حماس، شبه‌نظامیان شیعه عراقی و حوثی‌ها—داشته است. اقدامات او در مختل کردن جریان‌های مالی مرتبط با این بازیگران، تضعیف عملیات‌های تروریستی و شبه‌نظامی و همچنین تقویت سلامت نظام مالی جهانی مؤثر بوده است.»

    پیش از این، او به‌عنوان دستیار مدیر در حوزه مقابله با تروریسم، منع اشاعه و تحریم‌های خاورمیانه در OFAC فعالیت می‌کرد و راهبرد‌های اجرایی علیه تأمین مالی تروریسم، شبکه‌های اشاعه، فساد و نقض حقوق بشر را هدایت می‌کرد. همچنین به‌عنوان رئیس و هماهنگ‌کننده ارشد تحریم‌ها برای ایران و خاورمیانه، نماینده وزارت خزانه‌داری در مجامع چندجانبه مرتبط با مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم بود و در شورای امنیت ملی، هماهنگی اولویت‌های سیاستی را بر عهده داشت.

    ملکی کهنه‌سرباز نیروی هوایی آمریکا است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل از دانشگاه فلوریدای جنوبی است و در حال حاضر در حوزه تحریم‌ها، تطبیق مقررات و ریسک جرایم مالی مشاوره می‌دهد و به نهاد‌ها و مشتریان در مواجهه با محیط‌های پیچیده مقرراتی کمک می‌کند.

    در این چارچوب، تأکید مالکی بر «کمبود‌های حیاتی» صرفاً یک تحلیل اقتصادی نیست؛ بلکه شناسایی نقاطی است که می‌توانند بیشترین فشار را در کوتاه‌ترین زمان ایجاد کنند.

    به بیان دیگر، اگر روایت باتمانقلیچ بر آنچه ایران «دارد» تمرکز دارد، روایت مالکی بر آنچه ایران «ندارد» متمرکز است—و دقیقاً همین تفاوت، دو نتیجه کاملاً متفاوت تولید می‌کند.

    میعاد ملکی، مرد پشت پرده استراتژی تحریم‌های آمریکا علیه ایران به ویژه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ است. این سمتی است که شبکه ضد ایرانی ایران اینترنشنال یک سال پیش در زمان پخش مصاحبه اختصاصی خود با ملکی، به او اعطا کرده است.

    همین چهره امروز در ادامه جنگ و محاصره دریایی ایران نقش محوری بازی کرده است.

    زمان به‌عنوان سلاح: تئوری فرسایش تدریجی

    در دل این تحلیل، یک فرض راهبردی نهفته است:

    اگر ذخایر حیاتی محدود باشند، پس جنگی که طولانی‌تر شود، لزوماً به نفع ایران نخواهد بود.

    این همان جایی است که مفهوم «زمان» به یک ابزار جنگی تبدیل می‌شود.

    نه بمباران فوری، نه ضربه قاطع—بلکه کش دادن فشار تا جایی که ذخایر حیاتی ته بکشند.

    مالکی در تحلیل‌های دیگر خود، به‌ویژه درباره تنگه هرمز، همین منطق را تکرار کرده است. او استدلال می‌کند که وابستگی شدید ایران به مسیر‌های دریایی برای واردات غذا، سوخت و کالا‌های اساسی، این کشور را در برابر محاصره طولانی‌مدت آسیب‌پذیر می‌کند.

    ملکی مدعی است که برخلاف گفته‌های ایران و حتی رسانه‌های معیار درباره کنترل تنگه توسط ایران و تبدیل شدن آن به یک «سلاح هسته‌ای واقعی» و ابزار بازدارندگی، ایران بیش از هر کشور دیگری از بسته ماندن طولانی مدت این تنگه متضرر می‌شود.

    او در واقع نه به عنوان تحلیل گر بلکه به عنوان چهره پشت پرده جنگ آمریکا علیه ایران، خطاب به سیاست گذاران جنگی در آمریکا و اسرائیل می‌گوید «در عرض چند هفته، ایران می‌تواند با کمبود غذا مواجه شود و حتی ظرفیت ذخیره نفت خام پر شود؛ در نتیجه تولید در میادین نفتی کاهش یافته یا متوقف می‌شود—امری که می‌تواند به زیرساخت‌ها آسیب دائمی وارد کند. بنابراین، بستن تنگه نه یک ابزار قدرت، بلکه نشانه‌ای از آسیب‌پذیری عمیق اقتصاد ایران است.»

    ملکی در یادداشتی در فارن افرز با عنوان «تنگه هرمز بیشتر نقطه ضعف ایران است تا یک سلاح» نوشته «ایران بزرگ‌ترین واردکننده غلات در منطقه است و حدود ۱۴ میلیون تن از واردات سالانه غلات به این کشور اختصاص دارد—تماماً وابسته به مسیر دریایی و تنگه هرمز. با بسته‌شدن تنگه، ارسال غلات به بندر امام تقریباً متوقف شد و بندر چابهار نیز توان جبران این ظرفیت را ندارد.»

    او به یک قحطی احتمالی در روز‌های آتی در صورت ادامه محاصره دریایی اشاره می‌کند و می‌گوید «ایران تلاش کرده نشان دهد که اهرم قدرتمندی در اختیار دارد، اما این بیشتر یک نمایش تاکتیکی است تا قدرت واقعی. تنگه هرمز در واقع شریان حیاتی ایران است، نه ابزار تهدید دیگران.»

    ملکی در پایان گفته «محاصره می‌تواند ادامه مقاومت را از نظر اقتصادی غیرممکن کند. تنگه هرمز احتمالاً به جای یک سلاح پنهان، به پاشنه آشیل ایران تبدیل خواهد شد.»

    وقتی یک چهره با سابقه مستقیم در طراحی تحریم‌ها، از «پایین بودن ذخایر حیاتی» و «آسیب‌پذیری در برابر محاصره» صحبت می‌کند، این فقط یک تفسیر اقتصادی نیست؛ بلکه می‌تواند به‌عنوان پیامی به سیاست‌گذاران خوانده شود.

    پیامی که می‌گوید:

    فشار هنوز به نقطه اوج نرسیده—و ادامه آن می‌تواند نتایج تعیین‌کننده‌تری داشته باشد.

    در این چارچوب، داده‌هایی که در ظاهر خنثی هستند، به بخشی از یک روایت بزرگ‌تر تبدیل می‌شوند؛ روایتی که هدف آن، توجیه ادامه فشار اقتصادی و حتی نظامی تا رسیدن به یک نقطه شکست است.

  • تبعات محاصره دریایی برای ذخایر دارویی ایران

    تبعات محاصره دریایی برای ذخایر دارویی ایران

    به گزارش اقتصادران، رییس انجمن داروسازان ایران با اشاره به آغاز محاصره دریایی از روز گذشته، اعلام کرد که علیرغم وجود نگرانی‌ها، وضعیت دارو در کشور نسبتا پایدار است و ذخایر داخلی نقش کلیدی در جلوگیری از کمبودهای جدی ایفا کرده‌اند و وجود مرزهای زمینی مانع از بن بست و ایجاد مشکل خواهد شد.

    ذخایر داخلی، سپر دارویی در جنگ رمضان

    شهرام کلانتری خاندانی، رییس انجمن داروسازان ایران با بیان اینکه تصمیمات مفید در بودجه ۱۴۰۴ و تخصیص منابع به صنایع داخلی به ویژه در تولید داروهای استراتژیک موثر بوده است، گفت: «سهمی که از صندوق ذخیره ارزی برای ذخیره‌سازی داروی استراتژیک در نظر گرفته شده بود، به موقع اجرا شد و شرکت‌های تولیدی داخلی توانستند ذخایر مناسبی ایجاد کنند. به همین دلیل، در طول جنگ ۴۰ روزه رمضان، توزیع دارو نسبتا پایدار بود.»

    وی افزود: «البته این به معنای کاملا مطلوب بودن وضعیت نیست و کمبودهایی که در سال‌های گذشته وجود داشته همچنان مشاهده می‌شود، اما اثر منفی جنگ بر این کمبودها، به مقدار زیاد تأثیر نگذاشت.»

    وضعیت داروهای بیماران خاص و صعب‌العلاج

    رییس انجمن داروسازان ایران درباره داروهای بیماران خاص، صعب‌العلاج و بیماری‌های نادر توضیح داد: «این داروها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ داروهایی که فناوری تولید داخلی دارند و داروهای وارداتی. خوشبختانه داروهای تولید داخل بدون مشکل تأمین شدند و در مورد داروهای وارداتی نیز کمبود جدی و خارج از وضعیت نرمال دیده نشد، زیرا واردات پیش از جنگ انجام شده بود.»

    وی تاکید کرد: «کمبودهای دارویی در داروهای حیاتی و بیماران خاص تقریبا در همان محدوده قبل از جنگ باقی ماند.»

    مشکلات لجستیکی و نقدینگی داروخانه‌ها

    با وجود ذخایر مناسب، رییس انجمن داروسازان گفت: «سیستم توزیع دارو در طول جنگ با مشکلاتی مواجه شد. پروازها مختل و چندین شرکت دارویی در حملات دشمن آسیب دیدند و حمل و نقل دارو در مواقعی  با مشکلاتی همراه بود. علاوه بر این، بدهی سازمان‌های بیمه‌گر به داروخانه‌ها و کمبود نقدینگی، چالش‌ها راتشدید کرد.

    وی افزود: انجمن داروسازان ایران از شرکت‌های پخش دارویی و تولید کنندگان برندهای مطرح کشور تقاضا کرد که برای وضعیت جنگی، شرایط ویژه فروش و تسهیلات برای داروخانه ها ایجاد کنند ولی متاسفانه همکاری شرکت‌های پخش دارویی در شرایط جنگی کافی نبود و بعضاً از حالت قبل از جنگ ، سختگیرانه تر شده و کمکی به داروخانه ها نشد»

    وی اگادامه داد:  «با این وجود، داروخانه‌های کشور به ویژه در بخش خصوصی بخوبی پای کار ایستادند و توانستند کمبودها را جبران کنند و مردم کمبود جدی احساس نکردند. تنها در برخی اقلام  که مشابه داخلی داشتند، محدودیت‌هایی وجود داشت. برای مثال، برند خاصی از شیر خشک در تعداد محدود کمبود داشت، اما هیچ کودکی بدون شیر خشک نماند.»

    قیمت دارو و پوشش بیمه‌ای

    رییس انجمن داروسازان درباره تغییرات قیمت‌ها توضیح داد: «تغییرات قیمتی ناشی از شرایط جنگ نبود و بیشتر به دلیل اصلاح نرخ ارز، تورم و حذف ارز ترجیحی بود. اکثر داروها تحت پوشش بیمه قرار گرفتند و اگر جایی با قیمت بالاتر عرضه شد، مردم باید موضوع را از سازمان‌های بیمه‌گر پیگیری کنند که چرا بلافاصله مابه تفاوت ها را در سیستم پذیرش خود اعمال نکرده اند.»

    وی اضافه کرد: «برخی مشکلات نیز  ناشی از کمبود نقدینگی داروخانه‌ها و عدم مساعدت شرکت‌های دارویی در زمان جنگ بود. انتظار می‌رفت که زنجیره تأمین دارو در شرایط جنگ هماهنگی و مساعدت بیشتری با داروخانه ها  داشته باشد، اما این تعامل آن گونه که شایسته بود، محقق نشد »

    آینده تامین دارو

    رییس انجمن داروسازان درباره آینده تأمین دارو اظهار کرد: «با برنامه‌ریزی‌های موجود و مسیرهای جایگزین زمینی و هوایی، ان شاالله مشکل جدی در تأمین دارو پیش‌بینی نمی‌شود. تنها بخش محدودی از داروهای وارداتی به حمل دریایی وابسته هستند، اما مسیرهای زمینی و هوایی برای تأمین مواد اولیه کافی است و مشکلات قابل مدیریت خواهند بود.»

    وی تاکید کرد: «قیمت دارو باید به‌روز شود، اما سازمان‌های بیمه‌گر باید تغییرات را تحت پوشش قرار دهند تا فشار اقتصادی بر مردم افزایش نیابد و تولیدکنندگان بتوانند دارو را به صورت مقرون به صرفه تولید کنند.»

    به گفته رییس انجمن داروسازان، وضعیت دارو در کشور پایدار است و ذخایر داخلی و برنامه‌ریزی مناسب نقش مهمی در جلوگیری از کمبود جدی ایفا کرده‌اند. تنها نگرانی‌های باقی‌مانده مربوط به مسائل لجستیکی محدود و مدیریت قیمت‌ها است که قابل حل می‌باشد.
  • محاصره دریایی، تورم جهانی

    محاصره دریایی، تورم جهانی

    به گزارش اقتصادران، ایالات متحده که با هدف تغییر رژیم به ایران یورش آورد حالا نه تنها از خیر این هدف گذاشته که تمام هم و غم خود را بر باز کردن تنگه هرمز گذاشته است. پس از این‌که جمهوری اسلامی حاضر نشد به تهدیدات آمریکا توجه کند و بدون دریافت غرامت و برخی مطالباتش، حاضر به بازگرداندن وضعیت این تنگه به زمان پیش از جنگ نشد، به دستور ترامپ ارتش ایالات متحده، به تشدید اخلال در تنگه از طریق ‌محاصره دریایی دست زد.

    محاصره دریایی از روز دوشنبه ساعت پنج و نیم عصر اعمال شده و آن‌گونه که واشنگتن اعلام کرده هدف آن کشتی‌های مربوط به ایران و کشتی‌هایی است که به ایران عوارض عبور از تنگه هرمز را می‌پردازند. به این ترتیب تنگه نه تنها باز نشده که نسبت به روزهای پیشین بسته‌تر هم شده است.

    نرسی قربان، کارشناس انرژی در این باره گفت: ایالات متحده با اقدام اخیر، محاصره تنگه هرمز، درواقع به جای باز کردن تنگه هرمز، آن را بسته‌تر کرد و اخلال در عرضه نفت و دیگر کالاها را دشوارتر کرده است. این اقدامی در نوع خود عجیب است زیرا حالا دیگر آن نفت‌کش‌هایی که می‌توانستند از تنگه عبور کنند هم دیگر این امکان را نخواهند داشت.

    او توضیح داد: ایالات متحده اعلام کرده قصد دارد از صادرات نفت و دیگر اقلام از و به ایران جلوگیری کند. پرواضح است که ایران هم در مقابل جلوگیری از صادرات نفت خودش، جلوی صادرات نفت و گاز دیگر کشورهای منطقه را هم خواهد گرفت. درنتیجه کمبود عرضه نفت در بازار جهانی به شدت افزایش خواهد یافت و این به افزایش قیمت‌ها هم منجر می‌شود.

    این کارشناس انرژی با اشاره به افزایش ۸ تا ۱۰ دلاری قیمت هر بشکه نفت در ابتدای روز دوشنبه، این اتفاق را به تصمیم جدید دونالد ترامپ مرتبط دانست و هشدار داد ادامه این وضعیت قیمت‌ها را بیش از پیش هم افزایش خواهد داد.

    از مشتریان اصلی نفت و گاز خاورمیانه، کشورهای آسیای شرقی و اروپایی هستند که بخش بزرگی از آن‌ها جزو متحدان قدیمی ایالات متحده به حساب می‌آیند. از سوی دیگر صادرکنندگانی چون امارات، کویت، بحرین، عربستان و قطر هم روابط گسترده‌ای با ایالات متحده دارند و انتظار می‌رود این اقدام ترامپ، نهایتا به زیان آن‌ها هم تمام می‌شود.

    قربان در این مورد تاکید کرد: رقیب اصلی آمریکا، جمهوری خلق چین است و یکی از اهداف اصلی آمریکا تضعیف پکن است. درنتیجه امروز برای آمریکا آسیب زدن به چین به مراتب مهم‌تر از نفع بردن ژاپن، یا ثبات اقتصادی کره جنوبی و سنگاپور است. فشار قیمت انرژی به فشاری مضاعف بر متحدان آمریکا تبدیل خواهد شد اما همین فشار بر متحدان، اهرمی برای فشار بر مهمترین رقیب آنها هم هست. انتخاب ترامپ فعلا فشار بر چین است.

     این کارشناس انرژی، درباره اثرات این اقدام ترامپ بر قیمت نفت گفت: اگر این اتفاق برای ۲۰ روز منجر به توقف هر رفت و آمدی شود، می‌توانم بگویم به سرعت قیمت هر بشکه نفت به بیش از ۱۲۰ دلار خواهد رسید. اما این مهم منوط به آن است که شدت بسته شدن تنگه هرمز چقدر باشد، پرواضح است که هر قدر گفته‌های ترامپ در عمل اجرا نشود، فشار قیمتی هم کمتر می‌شود.

    قربان درباره میزان کاهش احتمالی صادرات نفت گفت: کاهش صادرات امارات تا کنون سه میلیون بشکه نفت بوده و باید دید از طریق خط لوله فجیره چقدر امکان جابجایی هست. عربستان هم روزانه ۱۰ تا ۱۲ میلیون صادرات نفت دارد که ۴ تا ۵ میلیون آن از طریق بندر ینبع می‌توانند انجام شوند. عراق، کویت و بحرین هم صادرات انبوهی دارند. درنتیجه فکر می‌کنم روزانه معادل ۱۵ میلیون بشکه نفت کاهش تولید خواهیم داشت.

    از نظر این تحلیل‌گر بازار انرژی بسته به میزان روزهای بسته ماندن در تردد از تنگه هرمز، شدت افزایش قیمت‌های جهانی و تورم رو به افزایش خواهد رفت.

    وی با اشاره به رفتارهای نامتعارف رییس جمهور ایالات متحده تاکید کرد: از یکسو رفتارهای دونالد ترامپ هم از حداقل ثبات هم بهره‌ای نبرده و همانطوری که این روزها مشاهده کردیم هر روز حرفهای او می‌تواند تغییر کند. این روزها خبرهایی از احتمال از سرگیری مذاکرات هم شنیده می‌شود که اگر چنین شود، طبعا وضعیت دیگری بر بازار نفت حاکم می‌شود. به هر روی این واشنگتن است که تعیین می‌کند اقتصاد جهان به کدام سو حرکت کند و اگر بخواهد سخت‌گیری زیاد علیه ایران به خرج دهد، تاوان آن را تقریبا همه اقتصادهای جهان خواهند پرداخت. تداوم این وضعیت تنها به افزایش چشمگیر تورم و کاهش چشمگیر رشد اقتصادی خواهد بود. طبعا ایالات متحده هم با گرانی مواجه می‌شود و این برای دولت ترامپ هم نباید مطلوب باشد.

  • «محاصره دریایی» ایران؛ شدنی است؟

    «محاصره دریایی» ایران؛ شدنی است؟

    به گزارش اقتصادران، سناریوی محاصره دریایی ونزوئلا، بار دیگر دونالد ترامپ را به اجرای این ایده در ایران ترغیب کرده است. اگرچه محاصره مسیر‌های آبی ونزوئلا اثر محسوسی بر بازار‌های بین‌المللی برجای نگذاشت، اما اجرای چنین سیاستی در قبال ایران می‌تواند به اختلالی گسترده در اقتصاد جهانی منجر و به چالشی پرهزینه برای ایالات متحده و شرکایش تبدیل شود. چنین اقدامی به‌سرعت سطح تنش‌های ژئوپلیتیک را افزایش و منطقه را در مسیر یک بحران گسترده‌تر قرار می‌دهد.

    ایران با در اختیار داشتن ابزار‌های متنوع دریایی، قادر است پیامد‌های این تنش را به فراتر از مرز‌های خود بکشاند. افزایش ریسک در مسیر‌های کشتیرانی، جهش نرخ بیمه نفتکش‌ها و تزریق نااطمینانی به زنجیره‌های تامین جهانی، تنها بخشی از هزینه‌هایی است که به اقتصاد جهانی تحمیل خواهد شد. نخستین پیامد این اقدام در قیمت جهانی نفت نمایان شده است و حتی فعال‌سازی مسیر‌های جایگزین یا استفاده از ذخایر استراتژیک نیز قادر به جبران کامل اختلال در عرضه نخواهد بود.

    در این میان چین بیشترین آسیب را متحمل شده و ممکن است دسترسی خود را به حدود ۲۰درصد از واردات نفت خام از دست بدهد. این وضعیت نه‌تنها تجارت چین با ایران، بلکه تعاملات آن با کشور‌های شورای همکاری خلیج‌فارس و عراق را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. از سوی دیگر مسیر‌های عبوری از ایران، یکی از مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه‌ها برای ازبکستان و قزاقستان به‌عنوان دو اقتصاد اصلی آسیای مرکزی شناخته می‌شوند.

    در مقابل، وابستگی مستقیم ایالات متحده به اقتصاد‌های پیرامون خلیج‌فارس محدود بوده و سهم تجارت غیرنفتی این منطقه در مبادلات آمریکا تنها ۱.۵درصد است. همچنین برخلاف بحران دریای سرخ که با تغییر مسیر تجارت تا حدی مهار شد، هرگونه اختلال در خلیج‌فارس ماهیتی بنیادین‌تر داشته و می‌تواند همزمان عرضه انرژی و دسترسی به کالا‌های حیاتی را در مقیاس جهانی مختل کند.

    ترامپ صبح یکشنبه با انتشار پستی در فضای مجازی، بار دیگر ایده محاصره دریایی ایران را مطرح کرد. اگرچه محاصره در عرف بین‌المللی، اقدامی خصمانه تلقی می‌شود، اما به نظر می‌رسد اجرا کردن این سناریو در ونزوئلا ترامپ را ترغیب به عملی کردن آن در ایران کرده است. با این حال باید توجه داشت که محاصره دریایی ونزوئلا تقریبا هیچ اثر قابل‌توجهی بر اقتصاد جهانی نداشت. کشتی‌های تجاری که از کانال پاناما عبور می‌کردند به‌راحتی می‌توانستند از سواحل ونزوئلا دور بمانند و ارتش ونزوئلا نیز توانایی حمله به کشتی‌ها را نداشت؛ بنابراین خطر تشدید درگیری محدود بود. اما محاصره ایران چالشی کاملا متفاوت برای آمریکا است.

    بر اساس گزارش The Sanctions Age و albawaba ایالات متحده برای اجرای سناریوی محاصره دریایی دو مسیر پیش‌رو دارد. نخست آنکه کشتی‌های خود را در نزدیکی بنادر ایران مستقر کند تا تجارت ایران را مختل کرده و در عین حال کمترین مزاحمت را برای ترافیک دریایی خلیج‌فارس ایجاد کند. اما چنین رویکردی نیرو‌های آمریکایی را در معرض حملات احتمالی قرار می‌دهد و مستلزم استقرار نظامی گسترده‌تر با ریسک بالاتر است. گزینه دوم، اجرای محاصره از فاصله دور (توقیف یا بازرسی کشتی‌ها در دریای عرب) است. در هر دو حالت، ایران تلاش خواهد کرد هزینه‌هایی بر ایالات متحده تحمیل کند.

    سناریو‌های پیش رو

    از منظر راهبردی و حقوقی، آنچه ایالات متحده از آن به‌عنوان «محاصره» دریایی علیه ایران یاد می‌کند، به‌احتمال زیاد شباهتی به یک محاصره کلاسیک و رسما اعلام‌شده در حقوق بین‌الملل نخواهد داشت؛ بلکه بیشتر به یک سیستم چندلایه کنترل دریایی شباهت دارد. چنین اقدامی می‌تواند شامل گشت‌های دریایی، عملیات اسکورت نفتکش‌های تجاری، توقف و بازرسی کشتی‌ها و سرکوب فعال تهدید‌های نامتقارن مانند مین‌های دریایی، موشک‌های ضدکشتی و سامانه‌های بدون‌سرنشین باشد. کارشناسان معتقدند ایجاد یک انسداد کامل بر رفت‌وآمد دریایی ایران در عمل ممکن نیست. چنین تلاشی به‌سرعت سطح تنش را بالا می‌برد و منطقه را در مسیر بحران گسترده‌تر قرار می‌دهد. به بیان ساده، آمریکا می‌تواند یک محاصره دریایی نسبی برقرار کند، اما نمی‌تواند بدون خطر تشدید درگیری، مسیر دریایی را کاملا ببندد.

    همچنین باید توجه داشت که محاصره دریایی پیامدی دوگانه دارد. اگرچه مسدودسازی مسیر‌های دریایی از طریق آمریکا توان صادراتی ایران را محدود کرده و یکی از مهم‌ترین منابع درآمد دولت را مختل می‌کند، اما سوی دیگر سکه این است که ایران ابزار‌های جنگ نامتقارن دریایی را در اختیار دارد. این ابزار‌ها به تهران امکان می‌دهد هزینه‌های اقتصادی جنگ را به بیرون از مرزهایش منتقل کند. با ایجاد تهدید در مسیر‌های کشتیرانی، بالا بردن نرخ بیمه نفتکش‌ها و تزریق نااطمینانی به زنجیره‌های جهانی تامین، ایران می‌تواند هزینه‌های غیرمستقیم، اما قابل‌توجهی بر جامعه جهانی تحمیل کند و محاسبات راهبردی ایالات متحده و شرکایش را پیچیده‌تر سازد. در نتیجه اولین پیامد چنین سناریویی در قیمت جهانی نفت دیده می‌شود. بازار انرژی به‌دلیل حجم عظیم نفتی که از تنگه هرمز عبور می‌کند و نبود جایگزین‌های سریع و مقیاس‌پذیر، نسبت به هرگونه اختلال در این گذرگاه به‌شدت حساس است.

    تنگه هرمز

    در صورت بروز اختلال جدی و پایدار، قیمت نفت می‌تواند جهشی تند را تجربه کند؛ به‌گونه‌ای که برخی برآورد‌ها از عبور قیمت‌ها از ۱۴۰ دلار و در شرایط حادتر، گذشتن از مرز ۱۷۰ دلار حکایت دارد. این افزایش صرفا ناشی از کاهش عرضه فیزیکی نیست؛ بلکه نتیجه ترکیبی از افزایش ریسک ژئوپلیتیک، فعالیت‌های سفته‌بازانه و گلوگاه‌های لجستیک است. در این میان حتی اگر مسیر‌های جایگزین یا ذخایر استراتژیک تا حدی فعال شوند، توان جبران کامل حجم و سرعت جریان مختل‌شده را ندارند. به عبارتی پیامد‌های سناریو محاصره دریایی تنها به بازار انرژی محدود نمی‌شود و به‌سرعت در سراسر جهان گسترش می‌یابد.

    از سوی دیگر اجرای یک محاصره کاملا موثر و پایدار از سوی ایالات متحده با چالش‌های عملی و سیاسی جدی همراه است. خطر تشدید درگیری، ابهام‌های حقوقی و پیامد‌های اقتصادی جهانی، همگی به‌عنوان عوامل بازدارنده عمل می‌کنند. آمریکا می‌تواند بخشی از اختلال‌ها را مدیریت کند و مسیر‌های اصلی کشتیرانی را تا حدی امن نگه دارد، اما قادر نیست ریسک ژئوپلیتیک را که رفتار بازار را شکل می‌دهد، به‌طور کامل حذف کند. در نتیجه حتی یک محاصره محدود نیز احتمالا قیمت نفت را برای مدت زمانی طولانی در سطوح بالا تثبیت کرده و نوسان شدید بازار‌ها را به دنبال دارد.

    بازندگان اختلال در مسیر‌های آبی

    سیاستگذاران آمریکایی می‌توانند درباره محاصره بنادر ایران تصمیم‌گیری کنند، زیرا اقتصاد ایالات متحده وابستگی مستقیم زیادی به اقتصاد‌های پیرامون خلیج فارس ندارد. داده‌ها نشان می‌دهند در سال ۲۰۲۴، واردات نفت آمریکا از خلیج فارس تنها حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز بود. این رقم کمتر از ۸ درصد واردات کل نفت این کشور است. همچنین تجارت غیرنفتی نیز سهم ناچیزی دارد به طوری که کشور‌های خلیج فارس تنها ۱.۵درصد از کل تجارت کالایی آمریکا را تشکیل می‌دهد.

    در مقابل چین در هر سناریوی مرتبط با اجرای محاصره ایران، بزرگ‌ترین بازنده خواهد بود. اگر محاصره موفق باشد، چین دسترسی به حدود ۲۰ درصد از واردات نفت خام خود را از دست می‌دهد و با افزایش قیمت جهانی نفت روبه‌رو می‌شود، زیرا خریداران چینی به‌دنبال منابع جایگزین خواهند رفت. در میان‌مدت، چین احتمالا نفت بیشتری از روسیه خریداری می‌کند. این روند می‌تواند اجرای تحریم‌های نفتی روسیه را پیچیده‌تر کند. اگر محاصره به اختلال گسترده‌تر در تجارت دریایی منجر شود، چین در حفظ صادرات خود نه‌تنها به ایران، بلکه به بازار‌های شورای همکاری خلیج فارس و عراق نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد. این بازار‌ها سالانه حدود ۱۶۰‌میلیارد دلار کالای چینی دریافت می‌کنند که معادل ۴ درصد از کل صادرات چین است. همچنین اختلال در تجارت روزمره، از جمله واردات کالا‌های چینی، برای اقتصاد‌های خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز مشکل ساز است؛ چرا که این مناطق وابستگی زیادی به چین دارند.

    برای کویت، اختلال در ترافیک دریایی یادآور جنگ نفتکش‌ها در بازه جنگ ۸ ساله میان ایران و عراق خواهد بود. اگرچه در آن دوره نیروی دریایی آمریکا در نهایت با اسکورت نفتکش‌های کویتی وارد عمل شد؛ اما امروز، حفظ یک محاصره علیه ایران و همزمان حفاظت از کشتی‌های غیرنظامی، چالشی به‌مراتب بزرگ‌تر است. به عبارتی ایران در فضایی کوچک، اهداف فراوانی در اختیار دارد و نیرو‌های آمریکایی نمی‌توانند حفاظت کامل ارائه دهند. ترافیک دریایی خلیج فارس از پایان جنگ نفتکش‌ها در سال ۱۹۸۸ به‌شدت افزایش یافته است. این موضوع بیش از هرجا در بنادر امارات مشهود است که اکنون در شمار پرترافیک‌ترین بنادر جهان قرار دارند. حجم کانتینری امارات در سال ۱۹۸۸ تنها ۱.۳‌میلیون TEU بود، اما سال گذشته از ۲۱‌میلیون TEU فراتر رفت.

    همچنین ازبکستان و قزاقستان به عنوان دو اقتصاد اصلی آسیای مرکزی، از زمان حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ به‌دنبال کاهش وابستگی خود به مسیر‌های ترانزیتی روسیه بوده‌اند. مسیر‌های عبوری از ایران به‌عنوان مقرون‌به‌صرفه‌ترین گزینه شناخته می‌شوند، زیرا کوتاه‌ترین راه را به یک بندر بزرگ فراهم می‌کنند. بر اساس تحلیل داده‌های سال ۲۰۲۳ سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، حدود ۱۹‌میلیون تن بار از سه شاخه کریدور جنوبی عبور کرده که همگی از بنادر جنوبی ایران می‌گذرند.

    ریسک‌های جهانی

    قیمت نفت و هزینه حمل‌ونقل دریایی تا حد زیادی بر اساس مدل‌های ریسک بیمه‌ای تعیین می‌شود و همین موضوع ابزار مهمی در اختیار ایران قرار می‌دهد تا به یک محاصره دریایی آمریکا واکنش نشان دهد. برای تحمیل هزینه‌های غیرمستقیم بر ایالات متحده، ایران تنها باید حق بیمه ریسک مرتبط با تجارت دریایی در خلیج فارس را افزایش دهد. حوثی‌ها طی نزدیک به دوسال تنها به ۳۰ کشتی تجاری در دریای سرخ حمله کردند، اما اثر آن بر هزینه‌های جهانی حمل‌ونقل چشم‌گیر بود. تقریبا بلافاصله، نرخ کرایه کشتی‌ها جهش کرد. هزینه حمل کالا از شانگهای به جنوا تا اوایل ۲۰۲۴ بیش از سه برابر شد و در پایان سال به حدود دو برابر میانگین پیش از بحران رسید.

    همچنین باید یادآور شد که عملکرد نیرو‌های آمریکایی در عملیات «حارس‌الازدهار» که با هدف حفاظت از کشتی‌های تجاری در برابر حملات حوثی‌ها انجام شد، با انتقاد‌های زیادی روبه‌رو شد. تاثیر بحران دریای سرخ بر رشد اقتصادی و تورم جهانی محدود بود، زیرا تجارت توانست به مسیر‌های جایگزین منتقل شود و حجم کلی مبادلات آسیب چندانی ندید. اما یک بحران در خلیج فارس ماهیتی کاملا متفاوت خواهد داشت که هم توان عرضه انرژی به بازار جهانی و هم دسترسی اقتصاد‌های بزرگ به کالا‌های حیاتی را مختل می‌کند و زنجیره‌های تامین منطقه‌ای و جهانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.