برچسب: متکدی

  • این شهر ایران به «شهر بدون گدا» معروف است

    این شهر ایران به «شهر بدون گدا» معروف است

    به گزارش اقتصادران، گدایی یا تکدی‌گری پدیده‌ای اجتماعی است که در بیشتر جوامع به شکل‌ها و شیوه‌های گوناگون دیده می‌شود و تصویری ناخوشایند و نامتعادل از جامعه را به نمایش می‌گذارد. عمده‌ی افرادی که به تکدی‌گری می‌پردازند، سودجویانی هستند که با سوءاستفاده از عواطف مردم، این کار را انجام می‌دهند. جالب است بدانید تبریز به عنوان «شهر بدون گدا» در ایران شناخته می‌شود؛ در ادامه به علل این وضعیت می‌پردازیم.

    تبریز، شهر بدون گدا

    در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ خورشیدی، گروهی از بازاریان و بزرگان شهر تبریز گرد هم آمدند تا بخشی از نیازهای روزانه و ماهانه‌ی نیازمندانی را تأمین کنند که قادر به مدیریت امور جاری زندگی خود نبودند.

    در آغاز، این کمک‌ها توسط شمار اندکی از تجار بزرگ شهر فراهم می‌شد، اما به تدریج با پیوستن انبوه مردم و بازاریان، حجم این کمک‌ها افزایش یافت و توانست بخش قابل‌توجهی از نیازهای نیازمندان واقعی را برطرف کند.

    مؤسسات خیریه تبریز

    در تبریز، دو نهاد خیریه بزرگ و مردمی با نام‌های «مؤسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز» و «جمعیت خیریه نوبر تبریز» بیش از ۷۰ سال است در این زمینه فعالیت می‌کنند و توانسته‌اند بخش عمده‌ای از این آرمان را محقق سازند.

    در کنار این دو نهاد، مردم تبریز نیز با این اطمینان که کمک‌هایشان به دست نیازمندان واقعی خواهد رسید، دیگر صدقات خود را به گداهای سطح شهر نمی‌دهند، بلکه آن را در صندوق‌های این خیریه‌ها می‌اندازند یا به حساب‌شان واریز می‌کنند.

    این رویکرد سبب شده تا به تدریج گداها از سطح شهر جمع شوند و هر کس که قصد گدایی داشته باشد، بداند که کسی در خیابان به او پولی نخواهد داد.

    پدیدهٔ گدایی یا تکدی‌گری در تبریز تا حدی کاهش یافته که این شهر را «شهر بدون گدا» نامیده‌اند. گردشگرانی نیز که به تبریز سفر کرده‌اند، این موضوع را تأیید کرده و اشاره می‌کنند که تعداد گداها در این شهر در مقایسه با سایر شهرهای ایران بسیار کمتر است.

    چرا تبریز گدا ندارد؟

    این ادعا که تبریز کاملاً فاقد گدا است، مطلق نیست؛ بلکه این پدیده در این شهر به ‌گونه‌ای مدیریت شده که به چشم نمی‌آید. موفقیت تبریز در مدیریت پدیدهٔ تکدی‌گری مرهون همکاری مردم و نهادهای مسئول است.

    رابطهٔ دوسویهٔ مردم و گداها

    تحقیقات نشان می‌دهد که پدیدهٔ گدایی یک رابطهٔ دو سویه است. وجود این پدیده وابسته به دو رکن «درخواست‌کننده» و «کمک‌کننده» است. اگر کمک ‌کننده‌ای وجود نداشته باشد، انگیزه‌ای برای درخواست باقی نمی‌ماند. به بیان دیگر، ساماندهی متکدیان بدون همکاری جمعی مردم ممکن نیست و اگر مردم کمک‌های مستقیم خود را متوقف کنند، انگیزهٔ اقتصادی برای گدایی از بین می‌رود.

    نقش کلیدی نگرش مردم تبریز

    مردم تبریز عموماً نگاهی منفی به متکدیان دارند و آنان را طرد می‌کنند. دلیل اصلی این نگرش، باور عمومی بر این است که بسیاری از متکدیان، نیازمندان واقعی نیستند و گدایی را به عنوان یک شغل انتخاب کرده‌اند.

    یک شهروند تبریزی در این باره می‌گوید: «از زمانی که شنیدم برخی از این گداها درآمدهای میلیونی دارند، دیگر هرگز به آن‌ها کمک نمی‌کنم » و ادامه می‌دهد: «کمک مستقیم به گداها تنها بر تعداد آنان می‌افزاید و حضورشان چهرهٔ شهر ما را زشت می‌کند.»

    به باور او، اگر کمک‌های مالی از مسیرهای رسمی مانند کمیتهٔ امداد و مؤسسات خیریه انجام شود، به ‌طور قطع به دست نیازمندان واقعی خواهد رسید.

    فرهنگ کار و درآمد آبرومند

    تبریز به عنوان یک قطب صنعتی کشور، از موقعیت اقتصادی و اشتغال مناسبی برخوردار است. مردم این شهر به سخت ‌کوشی و تعهد به کار شهرت دارند و کسب درآمد از راه‌های شرافتمندانه برای آنان ارزشی بنیادین محسوب می‌شود.

    همواره نرخ بیکاری در استان آذربایجان شرقی کمتر از میانگین کشوری بوده است. برای نمونه، در تابستان ۱۳۹۸ این نرخ ۹.۱ درصد اعلام شد. از سوی دیگر، مردم تبریز وابستگی اقتصادی به دیگران را نمی‌پسندند و گدایی را عملی ناپسند می‌دانند. در نتیجه، بسیاری از نیازمندان ترجیح می‌دهند به مشاغلی مانند دستفروشی روی آورند، اما هرگز گدایی نکنند.
    پیرمردی حدوداً ۶۵ ساله که بساط دستفروشی خود را در کنار خیابان گسترده، می‌گوید: «پس از یک بیماری، دیگر نتوانستم در کارهای ساختمانی کار کنم. به همین خاطر به فروش جوراب روی آورده‌ام تا لقمه نان حلالی برای خانواده‌ام تأمین کنم.»

    او در پاسخ به پرسش دربارهٔ گدایی می‌افزاید: «برای یک مرد، دراز کردن دست به سوی دیگران عار است. من خودم ترجیح می‌دهم از گرسنگی بمیرم، اما هیچ‌گاه گدایی نکنم.»

    اقدامات نهادی: یگان‌های موتورسوار

    در راستای همین سیاست‌ها، شهرداری تبریز با استقرار یگان‌های موتورسوار، اقدام به ساماندهی فعال متکدیان در سطح شهر کرده است. این یگان‌ها به محض مشاهدهٔ گداهای حرفه‌ای، آنان را جمع‌آوری می‌کنند.

    محمدرضا قربانیان تبریزی دربارهٔ هدف این اقدام توضیح می‌دهد: «این کار برای حفظ شهرت و هویت تبریز به عنوان “شهر بدون گدا” انجام می‌شود.»

    جمع‌بندی: راهکارهای چندبعدی برای مقابله با فقر

    کارشناسان بر این باورند که راهکارهای مؤثر برای ریشه‌کن کردن فقر، دیگر صرفاً بر محور کمک‌های مالی نمی‌چرخد. مردم تبریز نیز به خوبی به این درک رسیده‌اند که کاهش فقر نیازمند راهبردهایی جامع است و به همین دلیل، کمک‌های خود را به ‌شکلی هدفمند و از طریق کانال‌های اثرگذار هدایت می‌کنند. ترکیب این فرهنگ عمومی با اقدامات نهادی است که تبریز را به «شهر بدون گدا» تبدیل کرده است.

  • شغلی با درآمد میلیاردی اما بی دردسر و مالیات!

    شغلی با درآمد میلیاردی اما بی دردسر و مالیات!

    به گزارش اقتصادران، شغل بی‌دردسر و بی‌دغدغه بدون پرداخت ریالی عوارض و مالیات با درآمد‌های میلیونی متکدیانی که جابه‌جاییشان به قول بعضی‌ها با خودرو‌های شاسی بلند آنچنانی صورت می‌گیرد، پدیده‌ای است که امروز بسیاری از مناطق شهری را درگیر خود کرده است.

    یکی از متولیان امر در زنجان می‌گوید، متکدیان در شهر زنجان به دودسته بومی و غیربومی تقسیم می‌شوند که متکدیان غیربومی عمدتاً از استان‌های خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، خوزستان و همدان به زنجان آمده‌اند، این در حالی است برخی از متکدیان بومی زنجان با روزانه ۶ ساعت کار درآمدی بین ۴۰ تا ۶۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارند و با شرایط اقتصادی مناسبی روبرو هستند، حتی برخی از آنان با خودرو‌های شاسی‌بلند در چهارراه‌ها پیاده شده و فعالیت می‌کنند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد از ۸ شهرستان استان، در ۵ شهرستان از جمله طارم، خدابنده، سلطانیه، ایجرود و ماه‌نشان متکدی وجود ندارد و تنها در شهر‌های زنجان، خرمدره و ابهر متکدیان در سطح شهر پرسه می‌زنند.

    به نظر می‌رسد سازمان‌ها و نهاد‌های مرتبط، مانند شهرداری، باید با همکاری یکدیگر طرح‌هایی را اجرا کنند که به شناسایی، جمع‌آوری و ساماندهی متکدیان کمک کند.

    دراین‌رابطه صادق قهرمانی، مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان با اشاره به اقدامات انجام‌شده برای ساماندهی متکدیان اظهار داشت: بر اساس آیین‌نامه ساماندهی متکدیان، در هر شهرستان ستاد ساماندهی به ریاست فرماندار تشکیل می‌شود.

    در این راستا جلسات متعددی برای جمع‌آوری و ساماندهی متکدیان در استان برگزار شده است.

  • تکدی‌گری در قالب دستفروشی! / گداهایی که کاملا حرفه‌ای شده اند!

    تکدی‌گری در قالب دستفروشی! / گداهایی که کاملا حرفه‌ای شده اند!

    به گزارش اقتصادران، مدیرعامل سازمان خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران درباره کسب‌وکار متکدیان می‌گوید: بسیاری از متکدیان به‌طور خانوادگی فعالیت دارند. برای مثال، خانواده‌ای داشتیم که پدر سرایدار یک ساختمان بود و فرزندان و همسرش نیز در شهر و نقاط مختلف تکدی‌گری می‌کردند و درآمد بالایی هم داشتند.وی می‌افزاید: این افراد به واسطه درآمد بالایی که دارند، خیابان را رها نمی‌کنند. آنها این فعالیت را شغل خانوادگی خود می‌دانند و در هر بار دستگیری و رهایی باز به خیابان  برمی‌گردند.

    گداهای کاملا حرفه‌ای

    متکدیانی که در تهران فعالیت می‌کنند، 2 دسته هستند: حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای‌که البته با توجه به فعالیت‌شان برخورد با آنها نیز متفاوت است.

    محمد اسماعیلی، مدیر ساماندهی آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران می‌گوید: متکدیان حرفه‌ای به‌صورت خانوادگی فعالیت دارند و شغل‌شان تکدی‌گری است؛ مانند کولی‌هایی که حرفه‌ای کار می‌ کنند و شبکه دارند. متکدیان غیرحرفه‌ای افراد معتاد و بی‌خانمانی هستند که برای تامین هزینه موادمخدرشان در کنار تکدی‌گری کارهایی از قبیل دود کردن اسفند نیز انجام می‌دهند.

    وی می‌افزاید: متکدیان با اشکال و شگردهای مختلف در شهر در حال فعالیت هستند. ما 2ماده قانونی داریم که مختص تکدی‌گری است؛ ماده نخست درباره متکدیان بزرگسال است و ماده دوم با توجه به اینکه فعالیت کودکان کار در چهارراه‌ها نوعی تکدی‌گری محسوب می‌شود، درباره افرادی که کودکان کار را تحت استثمار قرار می‌دهند، است که قانون مجازاتی‌ برای آنها تعیین کرده است.

    وی می‌افزاید: تکدی‌گری، شغل خوش‌درآمدی است؛ برای همین افرادی که وارد این حوزه می‌شوند دیگر جذب شغل دیگری نخواهند شد. خیلی سخت است که متکدی را راضی کنیم پشت یک چرخ خیاطی بنشیند تا ماهی 7تا 8میلیون پول درآورد، چون او خود روزی 3 تا 6میلیون درآمد دارد.

    یکی دیگر از مشکلاتی که باعث شده متکدیان بعد از جمع‌آوری شدن به خیابان برگردند، این است که مراجع قضایی از حکم حبس برای آنها کمتر استفاده می‌کنند. به‌ گفته اسماعیلی، سال گذشته 5هزار متکدی به مراجع قضایی تحویل داده شدند، اما تعداد کمی از آنها زندانی شدند.

    برخی از متکدیان که می‌دانند کارشان جرم است، از شگردهایی استفاده می‌کنند که قانون را دور بزنند.

    اسماعیلی می‌گوید: یکی از چالش‌هایی که با آن روبه‌رو هستیم، تکدی‌گری در قالب دستفروشی است؛ برای مثال متکدی سر چهارراه چند شاخه گل به ‌دست گرفته و درحال تکدی‌گری است، اما چون به ارائه خدمت مشغول است، در قانون مجرم محسوب نمی‌شود و قاضی، او را به ‌عنوان تکدی‌گر محکوم نمی‌کند. اینها دستفروش محسوب می‌شوند، درحالی‌که کارشان کاملا تکدی‌گری است. برخی نیز یک کیسه دستمال کاغذی در دست می‌گیرند و در کنارش تکدی‌گری هم می‌کنند. اینها شگردهای جدید متکدیان برای فرار از قانون است.

    مدیر ساماندهی آسیب‌های اجتماعی شهرداری تهران ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه ما در سطح شهر متکدیان را جمع‌آوری و کودکان کار را شناسایی و جذب می‌کنیم، اکنون آنها مکان‌های دیگری را برای فعالیت خود انتخاب کرده‌اند. آنها از چهارراه‌ها به پاساژها، مراکز خرید و رستوران‌ها نقل مکان کرده‌اند؛ به‌ویژه در مناطقی که زنان، بیشتر در تردد هستند؛ مثلا زن جوانی در مقابل قصابی می‌ایستاد و با لحنی ترحم‌آمیز از مردم می‌خواست برایش گوشت بخرند. او به مردم می‌گفت بچه‌هایش گرسنه هستند و ماه‌هاست که گوشت نخورده‌اند و وقتی فردی برایش گوشت می‌خرید، آن گوشت را در محلی مخفی می‌کرد تا مقدار قابل‌توجهی گوشت جمع کند و دوباره گوشت‌ها را به صاحب قصابی بفروشد. او حین انجام این کار دستگیر شد.

    یا مردی در مقابل یکی از بیمارستان‌ها خود را به‌ عنوان همراه بیمار نشان می‌داد و با پهن کردن زیراندازی زیر درخت‌ خانواده‌اش را به تکدی‌گری وادار می‌کرد. با اینکه چندین بار با او برخورد شده، اما حالا حتی اقوامش را نیز به تهران آورده و در قالب یک باند در حال تکدی‌گری هستند.

    مناطق طلایی برای گدایی

    برخی از مناطق تهران برای متکدیان، مناطق طلایی به‌شمار می‌روند. به ‌گفته اسماعیلی، منطقه 12و به ویژه محدوده 15خرداد بیشترین آمار متکدیان را دارد. در منطقه 2 و 3 نیز آمار بالایی از کودکان کار وجود دارند. منطقه یک هم ترکیبی از متکدی و کودک کار است. به‌ گفته اسماعیلی، 80 درصد کودکان کار اتباع و غیرایرانی هستند؛ برای مثال یک گروه از این کودکان هستند که 15نفری در یک اتاق 20متری در کنار هم زندگی می‌کردند. سرکرده‌های آنها صبح، این کودکان را سوار بر ماشین در خیابان‌ها برای تکدی‌گری پخش می‌کردند. بعد از ظهر نیز آنها را جمع می‌کردند. سرپرست این گروه یک فرد افغان بود که آنها را جذب شبکه کرده بود و به‌صورت حرفه‌ای به آنها آموزش می‌داد. این کودکان روزانه بین 2 تا 3میلیون تومان درآمد داشتند. به ‌گفته اسماعیلی، 15درصد از کودکان کار هم ایرانی هستند که در سنین 2 تا 3سالگی از شهرهای مختلف دزدیده شده‌اند تا در باندهای تکدی‌گری به ‌کار گرفته شوند. در این میان مأموران موفق شده‌اند بسیاری از آنها را جمع‌آوری کنند.