برچسب: مالیات خانه های خالی

  • بن بست مالیات بر خانه‌های خالی / شقاقی شهری: مالیات بر خانه‌های خالی یک هیاهوی سیاسی است / یزدانی: مشکل بازار مسکن ایران کمبود عرضه نیست، بلکه ضعف تقاضا است

    بن بست مالیات بر خانه‌های خالی / شقاقی شهری: مالیات بر خانه‌های خالی یک هیاهوی سیاسی است / یزدانی: مشکل بازار مسکن ایران کمبود عرضه نیست، بلکه ضعف تقاضا است

    به گزارش اقتصادران، قانون مالیات بر خانه‌های خالی به سال ۱۳۶۶ برمی‌گردد، در آن سال بخشی از مالیات‌های مستقیم به مالیات بر مستغلات مسکونی خالی اشاره داشت و قرار بر این بود از ابتدای سال ۱۳۶۸ اجرا شود، اما این بخش بعدها در اصلاحات سال ۱۳۸۰ حذف شد و دیگر اجرا نشد.  با افزایش تعداد واحدهای خالی و ضرورت استفاده از ابزار مالیاتی برای تنظیم بازار مسکن، موضوع اخذ مالیات از خانه‌های خالی مجددا در اصلاحیه قانون مالیات‌های مستقیم مطرح شد و در سال ۱۳۹۴ تصویب گردید. بر اساس این اصلاحیه، ماده ۵۴ مکرر به قانون مالیات‌های مستقیم افزوده شد تا سازوکار اخذ مالیات از واحدهای مسکونی خالی مشخص شود.

    در ۱۵ مرداد ماه ۱۳۹۹ نمایندگان مجلس شورای اسلامی اصلاحیه ماده ۵۴ مکرر را تصویب کردند که سازوکار دقیق‌تر مالیات بر خانه‌های خالی را تعیین می‌کرد. این تصویب به عنوان قانون مالیات بر خانه‌های خالی شناخته می‌شود که هدف آن تشخیص و مالیات‌ستانی از واحدهای خالی بیش از ۱۲۰ روز در سال است. اگرچه این قانون در سال ۱۳۹۹ به تصویب رسید، اما اجرای آن با تأخیر و چالش‌های فراوان همراه بوده و هنوز به شکل عملی و گسترده اجرایی نشده است.  سعید لطفی، وحید شقاقی شهری و فرزین یزدانی با تاکید بر ناکارآمدی اجرای فعلی مالیات بر خانه‌های خالی بر این باورند که این سیاست با هدف تنظیم بازار مسکن و افزایش عرضه واحدهای اجاره‌ای طراحی شده است، اما نقص سامانه‌های اطلاعاتی، رویکرد درآمدزای دولت و آغاز نشدن اجرا از بدنه نهادهای بزرگ مالک، مانع اثرگذاری آن شده است و بدون اصلاح زیرساخت‌ها و تمرکز بر کاهش احتکار، نمی‌تواند به تعادل پایدار در بازار مسکن منجر شود.

     

    مالیات بر خانه‌های خالی  کم‌ثمرترین پایه‌ مالیاتی

    وحید شقاقی شهری اقتصاددان معتقد است؛ مالیات بر خانه‌های خالی یکی از پرابهام‌ترین، سخت‌ترین و کم‌ثمرترین پایه‌های مالیاتی در اقتصاد ایران است و این پایه مالیاتی از ابتدا با هدفی غیرواقع‌بینانه تصویب ‌شد و نه‌تنها درآمد معناداری برای دولت ایجاد نمی‌کند، بلکه هزینه اجرایی بالا و نارضایتی عمومی به همراه دارد.  شقاقی شهری می‌گوید: تمرکز سیاستگذار بر این مالیات، نتیجه نگاه پوپولیستی به بازار مسکن است؛ نگاهی که به جای اصلاح ریشه‌ای نظام مالیاتی، به سراغ ساده‌ترین شعارها می‌رود. شقاقی‌شهری می‌گوید: هدف اصلی قانون‌گذار از وضع مالیات بر خانه‌های خالی، کنترل بازار اجاره و جلوگیری از افزایش قیمت‌هاست، نه درآمدزایی پایدار. این قانون در دوره‌ای تصویب شد که رشد شدید اجاره‌بها فشار زیادی به مستأجران وارد کرد و دولت تلاش کرد با ابزار مالیاتی، مالکان را به عرضه واحدهای مسکونی ترغیب کند.

     

    به گفته او، این رویکرد از ابتدا دچار خطای تحلیلی شد، زیرا فرض می‌شد خانه‌های خالی سهم معناداری در کمبود عرضه دارند، در حالی که واقعیت بازار مسکن چنین چیزی را نشان نمی‌دهد. ابهام در تعریف خانه خالی چقدر جدی است؟ این اقتصاددان تأکید می‌کند: تعریف خانه خالی در قانون شفاف و اجرایی نیست و مشخص نیست خانه‌ای که به‌صورت فصلی استفاده می‌شود، یا ملکی که مالک آن به دلایل کاری، درمانی یا خانوادگی به‌طور مقطعی در آن ساکن می‌شود، چگونه باید طبقه‌بندی شود.  شقاقی شهری توضیح می‌دهد: بسیاری از خانه‌های خالی، در واقع خانه‌های دوم یا ویلایی هستند که صاحبان آنها برای تعطیلات یا استفاده شخصی نگه می‌دارند و اصولا وارد بازار اجاره نمی‌شوند. شقاقی شهری شناسایی خانه‌های خالی را بزرگ‌ترین چالش این مالیات می‌داند و اتکا به داده‌های مصرف آب، برق و گاز روش قابل اعتمادی نمی‌داند، زیرا بسیاری از این خانه‌ها دارای نگهبان یا مصرف حداقلی هستند.  به گفته او، حتی مراجعه به همسایگان نیز راهگشا نیست، چرا که در کلان‌شهرها همسایه‌ها اطلاع دقیقی از وضعیت سکونت واحدهای اطراف ندارند و فرآیند شناسایی به‌شدت پرخطا، پرهزینه و غیرشفاف است و با اصول یک نظام مالیاتی مدرن همخوانی ندارد. به اعتقاد شقاقی شهری، سپردن مسوولیت شناسایی به شهرداری‌ها نیز مساله را حل نمی‌کند.

     

    شهرداری‌ها ابزار داده‌محور و بانک اطلاعاتی جامع برای تشخیص خانه‌های خالی در اختیار ندارند و این وظیفه عملا آنها را درگیر فرآیندی فرسایشی می‌کند. نتیجه این روند، افزایش بوروکراسی، اختلافات حقوقی و نارضایتی مالکان است، بدون آنکه دستاورد مالی مشخصی برای دولت حاصل شود. شقاقی شهری در بخشی از اظهاراتش به درآمد ناچیز و هزینه سنگین اشاره می‌کند. او می‌گوید: گزارش‌های رسمی سال‌های اخیر نشان می‌دهد درآمد حاصل از مالیات بر خانه‌های خالی بسیار ناچیز است و حتی اگر این درآمد به‌طور کامل وصول شود، سهمی معنادار در بودجه دولت ندارد و در مقایسه با هزینه‌های اجرایی، توجیه اقتصادی پیدا نمی‌کند و این وضعیت از ابتدا قابل پیش‌بینی بود و تجربه چند سال اجرا نیز این پیش‌بینی را تأیید می‌کند.

    این اقتصاددان یادآوری می‌کند: اقتصاد ایران ظرفیت بالایی برای اجرای پایه‌های مالیاتی داده‌محور دارد و مالیات بر مجموع درآمد، مالیات بر ثروت، مالیات بر سوداگری و اصلاح مالیات بر ارزش افزوده، هم ساده‌تر هستند و هم درآمد پایدار ایجاد می‌کنند.  شقاقی‌شهری توضیح می‌دهد: این پایه‌ها مبتنی بر داده و اطلاعات شفافند و با هوشمندسازی نظام مالیاتی می‌توان جلوی فرار مالیاتی در آنها را گرفت؛ در حالی که مالیات بر خانه‌های خالی فاقد چنین مزیتی است.

    شقاقی شهری تأکید می‌کند: مالیات بر خانه‌های خالی حتی در هدف اعلامی خود، یعنی کنترل اجاره‌بها، موفق عمل نمی‌کند و اغلب خانه‌های خالی، واحدهای بزرگ و لوکس هستند که اساسا برای بازار اجاره ساخته نمی‌شوند. بنابراین، فشار مالیاتی بر این خانه‌ها تأثیری بر عرضه واحدهای مصرفی برای مستأجران ندارد و انتظار کاهش اجاره‌بها از این مسیر، غیرواقعی است.

    شقاقی شهری می‌گوید: مالیات بر خانه‌های خالی بیش از آنکه یک سیاست اقتصادی موثر باشد، یک هیاهوی سیاسی است.  او معتقد است؛ این مالیات نه درآمد قابل توجهی ایجاد می‌کند، نه بازار اجاره را سامان می‌دهد و نه با اصول حکمرانی داده‌محور سازگار است و اصلاح واقعی نظام مالیاتی از مسیر تمرکز بر پایه‌های ساده، شفاف و هوشمند می‌گذرد؛ مسیری که می‌تواند هم درآمد دولت را افزایش دهد و هم عدالت مالیاتی را تقویت کند.

     

    ابزار تنظیم بازار یا سیاستی نیمه‌کاره

    سعید لطفی، عضو هیات‌مدیره اتحادیه صنف مشاوران املاک تهران در خصوص روند اجرای سیاست خانه‌های خالی به «اعتماد» می‌گوید: سیاست مالیات بر خانه‌های خالی با هدف بازگرداندن واحدهای بلااستفاده به بازار اجاره تصویب شد تا از احتکار مسکن جلوگیری شود، اما ضعف زیرساخت‌های اجرایی و اطلاعات ناقص مانع تحقق اهداف اصلی این قانون شد. به گفته لطفی، این سیاست با رویکرد تنظیم‌گری بازار مسکن طراحی شد، نه با نگاه درآمدزایی و هدف اصلی، افزایش عرضه واحدهای اجاره‌ای و کاهش فشار بر مستاجران بود چرا که در شرایطی که بازار مسکن با کمبود عرضه موثر مواجه است، فعال‌سازی واحدهای خالی می‌تواند به تعادل نسبی قیمت‌ها کمک کند.

     

    او تاکید می‌کند: تمرکز دولت بر جنبه درآمدی این قانون مسیر سیاستگذاری را منحرف می‌کند و کارکرد اصلی آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. عضو هیات‌مدیره اتحادیه مشاوران املاک تهران معتقد است؛ اجرای موثر این قانون باید از نهادهای دولتی و شبه‌دولتی آغاز شود. ضمن آنکه بانک‌ها و برخی دستگاه‌ها مالک حجم قابل توجهی از واحدهای مسکونی هستند و بخشی از این املاک خارج از چرخه مصرف باقی می‌ماند. لطفی می‌افزاید: تعیین تکلیف این واحدها نقش مهمی در افزایش عرضه واقعی دارد و اعتماد عمومی نسبت به اجرای عادلانه قانون را تقویت می‌کند. «سامانه املاک و اسکان؛ گلوگاه اصلی اجرا»؛ به گفته لطفی، نبود اطلاعات دقیق در سامانه املاک و اسکان مهم‌ترین مانع اجرای مالیات بر خانه‌های خالی به شمار می‌رود. این سامانه هنوز تکمیل نشده و داده‌های آن پوشش کامل بازار را ندارد. بدون اطلاعات جامع از وضعیت سکونت، مالکیت و بهره‌برداری واحدها، امکان شناسایی دقیق خانه‌های خالی فراهم نمی‌شود.شناسایی خانه خالی نیازمند داده‌محوری و تحلیل اطلاعات است و روش‌های سنتی یا میدانی کارایی لازم را ندارد. این عضو اتحادیه مشاوران املاک تاکید می‌کند: تشخیص خانه خالی فرآیندی ساده نیست و نیاز به همکاری چندین دستگاه دارد. اطلاعات ثبت اسناد، شهرداری‌ها، شرکت‌های آب و برق و گاز، سازمان امور مالیاتی و وزارت راه و شهرسازی باید تجمیع شود تا امکان تطبیق داده‌ها فراهم آید. به گفته لطفی، بدون هم‌افزایی نهادی، آمارهای اعلامی با خطای بالا همراه می‌شود و اجرای قانون با چالش جدی مواجه می‌ماند.

     

    لطفی یادآور می‌شود: وجود درصدی از خانه‌های خالی در هر بازار مسکن طبیعی است. در استانداردهای جهانی، حدود سه درصد از واحدها خالی باقی می‌ماند تا امکان جابه‌جایی مستاجران و نقل‌وانتقال در بازار اجاره حفظ شود. او می‌گوید: سیاستگذار نمی‌تواند همه خانه‌های خالی را وادار به ورود فوری به بازار اجاره کند، زیرا این رویکرد انعطاف بازار را از بین می‌برد. به گفته این عضو هیات‌مدیره اتحادیه، سهم خانه‌های خالی در ایران به حدود ۱۰ درصد می‌رسد که رقمی بالاتر از میانگین جهانی است و این فاصله نشان‌دهنده وجود انگیزه‌های سرمایه‌ای و احتکاری در بازار مسکن است. لطفی تاکید می‌کند: در صورت اجرای صحیح قانون و کاهش این نسبت تا محدوده استاندارد، ادامه فشار مالیاتی توجیهی ندارد و سیاست باید متوقف یا تعدیل شود. لطفی با اشاره به درآمد حدود ۵۰۰ میلیارد تومانی دولت از محل مالیات بر خانه‌های خالی می‌گوید: این رقم در مقیاس بودجه عمومی چندان قابل توجه نیست و این آمار به‌روشنی نشان می‌دهد هدف اصلی قانون باید حل مساله بازار مسکن باشد، نه تامین منابع مالی دولت. قضاوت درباره تعداد خانه‌های خالی بدون شفافیت روش شناسایی دشوار است، چرا که خوداظهاری به‌تنهایی مبنای قابل اتکایی محسوب نمی‌شود و تنها تلاقی داده‌های بین‌دستگاهی می‌تواند اعتبار این آمارها را افزایش دهد.

     

    هدف‌گذاری درست، ابزار نادرست

    فرزین یزدانی، کارشناس بازار مسکن معتقد است؛ سیاست مالیات بر خانه‌های خالی در شرایط فعلی اقتصاد ایران نه‌تنها به هدف اصلی خود یعنی افزایش عرضه و کنترل بازار مسکن نمی‌رسد، بلکه به دلیل ضعف زیرساخت‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی، عملا کارکرد موثری ندارد و از ابتدا نیز قابل پیش‌بینی بود که این سیاست در چنین فضایی با شکست مواجه شود. یزدانی توضیح می‌دهد: هدف اعلامی از اعمال مالیات بر خانه‌های خالی، کاهش تعداد واحدهای بلااستفاده و افزایش عرضه به بازار اجاره و فروش است، اما شواهد موجود نشان می‌دهد این هدف محقق نمی‌شود.

     

    او تأکید می‌کند: مساله اصلی در بازار مسکن ایران کمبود عرضه نیست، بلکه ضعف تقاضای موثر و ناتوانی خانوارها در خرید یا اجاره مسکن است. به باور این کارشناس حوزه مسکن، زمانی که سمت تقاضا به دلیل تورم بالا، کاهش درآمد واقعی و نااطمینانی اقتصادی تضعیف می‌شود، فشار بر عرضه از طریق ابزار مالیاتی نمی‌تواند بازار را متعادل کند. «تشخیص خانه خالی؛ چالشی حل‌نشده و جدی است؟»؛ یزدانی با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین موانع اجرای این سیاست، تشخیص واحدهای خالی است، می‌گوید: تعیین اینکه یک واحد مسکونی واقعا خالی است یا نه، خود به یک مساله پیچیده تبدیل می‌شود. سیستم موجود عمدتا بر خوداظهاری مالکان تکیه دارد و این روش نه دقیق است و نه قابل اتکا. او اضافه می‌کند: در نبود یک نظام اطلاعاتی شفاف و یکپارچه، ممیز مالیاتی ابزار موثری برای شناسایی خانه‌های خالی در اختیار ندارد. همین ضعف باعث می‌شود بسیاری از مالکان با روش‌های مختلف، وضعیت واقعی واحدهای خود را پنهان کنند و عملا فرآیند شناسایی با شکست مواجه شود. به گفته یزدانی، برخلاف تصور عمومی، مالک از نظر اقتصادی دلیلی برای خالی نگه‌داشتن واحد مسکونی ندارد. در شرایط عادی، فروش یا اجاره واحد مسکونی برای مالک منطقی‌ترین گزینه است. اما رکود سنگین بازار و نبود تقاضای موثر باعث می‌شود این تمایل به نتیجه نرسد.

     

    او توضیح می‌دهد: زمانی که بازار در رکود قرار دارد و خریدار یا مستأجر توان مالی لازم را ندارد، حتی اگر مالک بخواهد واحد خود را عرضه کند، امکان تحقق این عرضه فراهم نمی‌شود. بنابراین خالی ماندن واحدها بیشتر ناشی از شرایط کلی اقتصاد است تا رفتار سوداگرانه مالکان. یزدانی بر این باور است که «مالیات در اقتصاد بی‌ثبات کار نمی‌کند.» او تأکید می‌کند: سیاست‌های مالیاتی زمانی می‌توانند نقش تنظیم‌گر ایفا کنند که اقتصاد در وضعیت نسبتا باثبات قرار داشته باشد. در شرایطی که اقتصاد ایران با نوسانات شدید، تورم مزمن و شوک‌های پی‌درپی مواجه است، ابزار مالیاتی نمی‌تواند رفتار سرمایه‌گذاری را اصلاح کند. او می‌گوید: مالیات زمانی اثرگذار است که اقتصاد روی ریل مشخص حرکت کند و انحرافات محدود و قابل شناسایی باشند. اما در فضایی که همه بازارها دچار آشفتگی هستند و سرمایه‌ها برای حفظ ارزش به‌صورت مداوم جابه‌جا می‌شوند، مالیات بر خانه‌های خالی عملا کارایی ندارد. به اعتقاد این کارشناس بازار مسکن، نبود آمار دقیق یکی دیگر از نقاط ضعف جدی این سیاست است.

     

    آخرین آمار رسمی درباره تعداد خانه‌های خالی به سال ۱۳۹۵ بازمی‌گردد که حدود دو و نیم میلیون واحد خالی اعلام می‌شود. پس از آن، اطلاعات شفاف و قابل استنادی منتشر نمی‌شود. یزدانی معتقد است؛ با توجه به کاهش ساخت‌وساز در سال‌های اخیر و افزایش تعداد خانوارها، احتمالا تعداد خانه‌های خالی کاهش پیدا می‌کند، اما نبود داده دقیق باعث می‌شود سیاستگذار بدون تصویر روشن از واقعیت بازار تصمیم‌گیری کند. یزدانی با اشاره به تجربه سایر کشورها می‌گوید: برخی سیاست‌های مالیاتی حوزه مسکن مانند مالیات بر عایدی سرمایه در کشورهایی چون ژاپن یا برخی کشورهای اروپای غربی اجرا می‌شود و تا حدی هم موفق است. اما تفاوت اصلی در شرایط اقتصادی، نظام حکمرانی و زیرساخت‌های اطلاعاتی است. او تأکید می‌کند: این کشورها از سیستم‌های اطلاعاتی دقیق، مدیریت کارآمد و ساختارهای شفاف برخوردارند و هدف دولت‌ها بیشتر تنظیم بازار است تا جبران کسری بودجه. در حالی که در ایران، به نظر می‌رسد انگیزه اصلی دولت از اجرای این مالیات، بیش از آنکه تنظیم بازار باشد، تأمین درآمد است.

    یزدانی معتقد است؛ مالیات بر خانه‌های خالی در شرایط فعلی اقتصاد ایران نمی‌تواند به اهداف اعلامی خود دست پیدا کند و تا زمانی که ثبات اقتصادی برقرار نشود، قدرت خرید خانوارها ترمیم نشود و زیرساخت‌های اطلاعاتی اصلاح نشوند، استفاده از ابزارهای مالیاتی در بخش مسکن نتیجه‌ای جز افزایش پیچیدگی بازار نخواهد داشت.

  • شکست بزرگ برای سامانه املاک و اسکان / مالیات بر خانه‌های خالی همچنان در بن‌بست است

    شکست بزرگ برای سامانه املاک و اسکان / مالیات بر خانه‌های خالی همچنان در بن‌بست است

    به گزارش اقتصادران، تکمیل اطلاعات سامانه املاک و اسکان به‌شدت زمانبر بوده و با پیشنهاد‌های مطرح‌شده نیز به‌سادگی قابل‌رفع نیست. در چنین شرایطی اخذ رویه‌های دیگر نظیر مالیات سالانه، گزینه بهتری برای افزایش عرضه خانه‌های خالی به بازار مسکن است.

    مرکز پژوهش‌های مجلس بر لزوم تکمیل داده‌های سامانه ملی املاک و اسکان فراتر از لزوم مالیات‌ستانی از خانه‌های خالی تاکید کرده و پیشنهادهایی برای موفقیت‌آمیز‌شدن این تکمیل داده ارائه شده‌است. اخذ مالیات بر خانه‌های خالی نیازمند تکمیل اطلاعات سامانه ملی املاک و اسکان است؛ درصورتی‌که داده‌های سامانه تکمیل شود، سیاستگذار این امکان را دارد تا با دسترسی به داده‌های دقیق از وضعیت مالکیت و اقامت تمامی شهروندان از این داده‌ها برای سیاستگذاری بهتر در مسیر هدفمندسازی یارانه‌های انرژی، برنامه‌ریزی‌های کلان، برنامه ساخت مسکن، توسعه شهری، ساماندهی بازار اجاره و اجرای سیاست‌های حمایتی استفاده کند.

    اولین فراخوان برای تکمیل سامانه املاک و اسکان مربوط به فروردین‌۱۴۰۰ بود، اما سامانه ایرادات اساسی داشت و امکان صحت‌سنجی داده‌های واردشده وجود نداشت. با وجود رفع برخی ایرادات، عدم‌موفقیت قابل‌توجه سامانه در جمع‌آوری داده‌های کافی باعث‌شده تا امکان مالیات‌ستانی از خانه‌های خالی با هدف عرضه به بازار اجاره ممکن نباشد و اعتراض شهروندان نیز مشاهده شود.

    در سال‌۱۴۰۰ وزارت راه و شهرسازی اطلاعات مربوط به ۵۷۰‌هزار خانه خالی را به سازمان امور مالیاتی ارسال کرد، اما بسیاری از افراد اطلاعات را مخدوش عنوان‌کردند و به آن اعتراض داشتند. تنها راه قابل‌اتکا برای ورود خانه‌های خالی به بازار اجاره، درس‌گرفتن از تجارب جهانی و اعمال مالیات سالانه است.

    در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، چندین عامل برای عدم‌موفقیت ثبت داده‌ها ذکر شده است: ایراد سامانه و فراخوان پیش از موعد، عدم‌هماهنگی بین نهادها و نگاه تکلیفی برخی دستگاه‌ها به ثبت داده‌های اقامتی.

    در یک‌سال اخیر سرعت خوداظهاری و ثبت اقامتگاه اصلی در سامانه افزایش‌یافته و تا پایان مهر امسال اطلاعات بیش از ۱۴‌میلیون کدپستی ثبت و تایید شده‌است، اما عمده داده‌های ثبت‌شده مربوط به اقامتگاه اصلی بوده و ثبت داده اقامتگاه فرعی و املاک دیگر در حداقل ممکن است.

    برای پیشبرد سامانه و اخذ مالیات بر خانه‌های خالی، ابتدا باید اطلاعات محل سکونت افراد ثبت شود و تمامی دستگاه‌های اجرایی و خدمت‌رسان مکلف باشند محل اقامت اشخاص حقیقی را استعلام کنند. وزارت راه و شهرسازی باید امکان خوداظهاری را فراهم کند و سامانه موازی دیگری فعال نباشد، در ادامه سایر دستگاه‌ها داده‌های وضعیت سکونت و مالکیت را در اختیار وزارت راه قرار دهند و استعلام سامانه املاک جایگزین پرسش مستقیم شود.

  • خانه‌های خالی؛ آفتابه لگن هفت دست مالیات هیچی! / نماینده قم: وزیر مسکن باید گرگ باشد! + ویدئو

    خانه‌های خالی؛ آفتابه لگن هفت دست مالیات هیچی! / نماینده قم: وزیر مسکن باید گرگ باشد! + ویدئو

    به گزارش اقتصادران، محمدمنان رئیسی، عضو کمیسیون عمران مجلس عنوان کرد: وزیر مسکن باید گرگ باشد. بهانه‌های مختلفی مانند عدم همکاری سایر دستگاه‌ها را می‌آورند.

    وی شرح داد: از هزار میلیارد تومان عدد مصوب مالیات بر خانه‌های خالی فقط ۱۶ میلیارد تومان وصول شد!

     

     

  • مالیات گیری از خانه‌های خالی، خالی‌بندی بود؟!

    مالیات گیری از خانه‌های خالی، خالی‌بندی بود؟!

    به گزارش اقتصادران، کارنامه شش ماهه سال ۱۴۰۳ از عملکرد دولت در حوزه مالیات ستانی از خانه‌های خالی و لوکس نشان دهنده رفوزگی برای سومین سال متوالی است. در نیم‌سال اول۱۴۰۳ و در حالی که انتظار می‌رفت نیمی از هدف‌گذاری بودجه سالانه کشور در این بخش محقق شده باشد، تنها ۸/۰‌ درصد از هدف مالیاتی خانه‌های خالی محقق و معادل کمتر از ۴‌ میلیارد تومان وصول شد، البته این کارنامه چندان هم دور از انتظار نبود چراکه در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ پرونده جدیدی از خانه‌های خالی به سازمان امور مالیاتی معرفی نشده است.

    انتظار می‌رود وزارت راه و شهرسازی به‌عنوان متولی سامانه املاک و اسکان و همچنین کمیسیون اصل ۹۰ و دیوان محاسبات کشور به عنوان نهادهای ناظر در اجرای قوانین، جدیت بیشتری در این خصوص از خود نشان دهند.

    در سال‌های اخیر، قانون مالیات بر خانه‌های خالی با هدف تنظیم بازار مسکن و تشویق مالکان به عرضه واحدهای مسکونی خالی به بازار اجاره یا فروش اصلاح و تصویب شد، با این حال این قانون نتوانسته است انتظاراتی را که در بعد مالی و اقتصادی پس از اجرای آن وجود داشت، برآورده کند. اخیراً نیز رئیس‌جمهور از نبود اطلاعات کامل از تعداد خانه‌های خالی و مالکان آنها انتقاد کرد و در جلسه شورای عالی مسکن خواستار جمع‌آوری اطلاعات کامل و درست شد.

    این قانون که از سال ۱۳۹۹ با اصلاح ماده ۵۴ قانون مالیات‌های مستقیم وارد فاز اجرایی شد، قرار بود با ایجاد انگیزه برای عرضه خانه‌های خالی، هم بازار اجاره‌بها را کنترل کند و هم منبع درآمدی جدید برای دولت فراهم آورد، اما شواهد نشان می‌دهد وصولی مالیات از این محل، فاصله چشمگیری با ارقام پیش‌بینی‌شده در بودجه‌های سنواتی دارد.

    بر اساس گزارش‌های موجود، از زمان اجرایی شدن این قانون، تعداد خانه‌های خالی شناسایی‌شده و مالیات وصولی از آنها با اهداف تعیین‌شده در بودجه‌های سنواتی همخوانی نداشته است.

    در بودجه سال ۱۴۰۰ پیش‌بینی شده بود حدود ۲ هزارمیلیارد تومان از محل مالیات بر خانه‌های خالی وصول شود، با این حال تا پایان سال ۱۴۰۰ و با توجه به گزارشات عملکرد بودجه در پایان سال، میزان وصولی مالیات از این محل بسیار ناچیز بود، عمده این اتفاق نیز بابت مشکلات اولیه در راه‌اندازی سامانه املاک و اسکان و نبود بانک اطلاعاتی جامع بود.

    در سال ۱۴۰۱ انتظار می‌رفت با تکمیل سامانه و شناسایی بهتر خانه‌های خالی، شاهد بهتر اجرا شدن قانون مالیات بر خانه‌های خالی باشیم، در بودجه نیز درآمدی بالغ بر ۳ هزارمیلیارد تومان برای این منظور در نظر گرفته شد، با این حال در این سال نیز رقم بسیار ناچیزی وصول شد.

    پیگیری‌های جدید نشان می‌دهد تنها در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ اطلاعات تعدادی از خانه‌های خالی به سازمان امور مالیاتی اعلام شده است، در حقیقت با توجه به اطلاعاتی که از پرونده‌های ارسال‌شده به سازمان امور مالیاتی به دست آمده است، طی سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ پرونده‌ای مربوط به خانه‌های خالی به سازمان امور مالیاتی ارسال نشده یا آنکه تعداد آنها بسیار محدود بوده، این در حالی است که در ماه‌های ابتدایی هر سال سامانه مربوط باید اطلاعات خانه‌های خالی سال گذشته را به سازمان امور مالیاتی اعلام می‌کرده است، به این ترتیب تمام وصولی مالیات برخانه‌های خالی که طی دو سال گذشته انجام شده، مربوط به پرونده‌های قدیمی و سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بوده است.

    در سال ۱۴۰۳، پیش‌بینی دولت از درآمد مالیاتی ناشی از خانه‌های خالی فقط هزارمیلیارد تومان بود و به این ترتیب در برش شش‌ماهه باید ۵۰۰‌میلیارد تومان از این رقم وصول شده باشد، این در حالی است که در این مدت فقط ۹/۳ میلیارد تومان مالیات از مالکان خانه‌های خالی اخذ شده که معادل ۸/۰ از هدف برش نیم‌سال‌جاری است.

    این مسئله زمانی پرابهام‌تر می‌شود که طی این بازه زمانی بارها آمارهای مختلفی در خصوص شناسایی خانه‌های خالی اعلام شده بود، با این حال به‌نظر نمی‌رسد خانه‌های شناسایی‌شده به‌منظور وصول مالیات به سازمان امور مالیاتی اعلام شده باشند.

    باید توجه داشت که یکی از چالش‌های اساسی درمسیر اثربخشی قانون مالیات بر خانه‌های خالی عدم‌قطعیت در داده‌هاست،به‌عبارت دیگر اطلاعات کافی به منظور اثبات خالی بودن خانه‌ها به مؤدیان اعلام نمی‌شود تا آنها را از اعتراض به برگ تشخیص‌های مالیاتی بازدارد، به همین سبب فرایندی طولانی و پرهزینه برای رسیدگی به این اعتراضات آغاز می‌شود. به‌نظر می‌رسد تاکنون نیز برخی پرونده‌ های مربوط به ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به سرانجام نرسیده است و به همین سبب همچنان عدم‌وصولی برای مالیات بر خانه‌های خالی وجود دارد.

    شاید بتوان گفت مهم‌ترین دلیل این عملکرد ضعیف، ناکارآمدی سامانه املاک و اسکان است که همچنان یک بانک اطلاعاتی جامع و به‌روز نیست، علاوه بر این، فرایند طولانی اعتراض مؤدیان به برگه‌های تشخیص مالیاتی و نبود ضمانت اجرایی قوی برای وصول، از دیگر موانع اصلی به‌شمار می‌روند. با توجه به این شرایط تکمیل این سامانه و نظارت بر اجرای قانون نیازمند عزم جدی‌تر دستگاه‌های اجرایی است.

    انتظار می‌رود وزارت راه و شهرسازی به‌عنوان متولی سامانه املاک و اسکان و همچنین کمیسیون اصل ۹۰ و دیوان محاسبات کشور به عنوان نهادهای ناظر در اجرای قوانین، جدیت بیشتری در این خصوص از خود نشان دهند.

  • ۱۰ ماه تلاش دولت برای مالیات ستانی از «خانه‏‏‌های خالی»؛ نتیجه‏‏‌ اقتصادی‏‏‌اش «یک آپارتمان» هم نشد!

    ۱۰ ماه تلاش دولت برای مالیات ستانی از «خانه‏‏‌های خالی»؛ نتیجه‏‏‌ اقتصادی‏‏‌اش «یک آپارتمان» هم نشد!

    به گزارش اقتصادران، سیاستگذاران بخش مسکن در دولت چهاردهم که روزی در جایگاه «منتقد سیاست‌‌‌های مسکن دولت‌‌‌های قبل» نشسته بود، فعلا در همان «بیراهه مالیاتی تنظیم بازار» مشغول رانندگی هستند.

    گزارش از داده‌‌‌های جدید در سامانه اطلاعات آماری سازمان امور مالیاتی کشور حاکی است، دولت در جریان «دویدن به دنبال مالکان واحدهای مسکونی بلااستفاده» طی ۱۰ ماه اول امسال تنها ۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان از محل «اخذ مالیات از خانه‌‌‌های خالی»، مالیات کسب کرد.

    این رقم ناچیز مالیاتی که با کلی هزینه دولتی برای سامانه تحت اختیار وزارت راه و شهرسازی و ماموران اداره مالیات شهرهای کشور به دست آمده، از حجم قابل‌توجهی مالک «واحد مسکونی بدون استفاده» دریافت شده است اما با این رقم حتی امکان خرید «یک آپارتمان متعارف و متوسط قیمت در تهران» هم وجود ندارد. از طرفی طبق برش ۱۰ ماهه از «درآمد پیش‌بینی‌شده در بودجه ۱۴۰۳ دولت از محل مالیات بر خانه خالی»، باید طی این مدت ۸۳۳ میلیارد تومان مالیات وصول می‌‌‌شد.

    اکنون نتیجه اقتصادی این مدل «مالیات‌‌‌ستانی با هدف تنظیم قیمت مسکن» نشان می‌دهد، «درآمد به دست آمده از مالیات بر خانه‌‌‌ خالی» نه کفاف حتی «هزینه تامین یک واحد مسکونی برای یک خانوار در کل کشور» را می‌دهد و نه «منابع دولت» را تامین کرده است. دولت از سال ۱۴۰۱ پشت‌‌‌سر هم در «مالیات‌‌‌ستانی از واحدهای مسکونی منجمدشده در بازار مسکن» مردود شد.

    سال ۱۴۰۱ قرار بود ۱۰۰۰ میلیارد تومان از این محل مالیات وصول شود اما فقط ۱٫۸ میلیارد تومان وصول شد. سال ۱۴۰۲ نیز مقرر شد ۲۰۰۰ میلیارد تومان درآمد مالیاتی از این محل به دست بیاید که نتیجه‌‌‌اش ۵ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان شد. در همه این مدت ‌درصد تحقق «هدف مالیاتی مقابل خانه‌‌‌های خالی» زیر یک‌درصد بوده است.

    نتایج بررسی‌‌‌های چند سال اخیر از الگوی «تنظیم مالیاتی بازار مسکن» در کشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد، «مالیات بر خانه‌‌‌ خالی» سال‌هاست در کشورهای توسعه‌یافته منسوخ شده است و به جای آن، «مالیات سالانه» با چند هدف از جمله «تنظیم عرضه اجاره» دریافت می‌شود آن هم نه از همه مالکان بلکه از مالکان بیش از یک واحد مسکونی.

    در فرمول «مالیات بر خانه‌‌‌خالی» که طی ۳سال گذشته در کشورمان در حال اجراست، تور مالیاتی به قدری «حفره‌‌‌های درشت» دارد که خیلی از چند‌خانه‌‌‌ای‌‌‌ها از مالیات معاف هستند. از طرفی، رویه «سامانه بازی با پیامک‌‌‌های اشتباهی» برای مالکانی که سال‌ها خانه دوم را فروخته‌‌‌اند یا اصلا خانه ملکی ندارند، بیشتر «هیاهوی مالیاتی در بازار مسکن» است نه «تنظیم مالیاتی یک بازار مصرفی که کاملا از دسترس خانوارها خارج شده است».

    در قانون مصوب مالیات بر خانه خالی، یک خانوار می‌تواند سه واحد مسکونی بلااستفاده داشته باشد و از مالیات هم معاف باشد. انتظار می‌رود مسوولان وزارت راه و شهرسازی در دولت چهاردهم که به خیلی از سیاست‌‌‌های نادرست و ناکارآمد گذشته انتقاد داشتند و یکی از همین سیاست‌‌‌ها «بیراهه مالیاتی» بود، به رویه غلط و بدون اثر گذشته پایان دهند و با سیاست‌‌‌های درست، «تنظیم بازار مسکن به نفع خانه‌‌‌اولی‌‌‌ها» را کلید بزنند.

  • تبعات انحصار دولتی زمین بر قیمت مسکن / اگر همین امروز مالیات مسکن را از بانک‌ها بگیریم ورشکسته می‌شوند!

    تبعات انحصار دولتی زمین بر قیمت مسکن / اگر همین امروز مالیات مسکن را از بانک‌ها بگیریم ورشکسته می‌شوند!

    به گزارش اقتصادران، فارغ از بحث تحریم، تورم، افزایش قیمت دلار و عدم ثبات شرایط سیاسی، یکی دیگر از عوامل جهش نرخ مسکن از اواخر دهه ۹۰، مربوط به قیمت و مالکیت زمین است. بخش زیادی از زمین‌ها تحت مالکیت دولت و ارگان‌های عمومی مانند بانک‌ها، نهاد‌های نظامی و بنیاد‌ها قرار دارد. از این رو دسترسی برای ساخت و ساز مسکن محدود و عرضه مسکن دچار کمبود می‌شود. همچنین زمانی که زمین‌های دولتی به نهاد‌های خصوصی یا بانک‌ها واگذار می‌شود، این نهاد‌ها به جای ساخت مسکن، به سرمایه‌گذاری در زمین‌ها می‌پردازند که به افزایش قیمت زمین و در نهایت قیمت مسکن منجر شود.

    با این حال، در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲، سهم زمین در مناطق شهری کشور به ترتیب به ۴۵ و ۴۷ درصد رسید که نشان‌دهنده افزایش مجدد قیمت زمین و تأثیر آن بر هزینه‌های ساخت‌وساز بود. اما در استان تهران این ماجرا به طور عجیبی متفاوت است؛ در استان تهران، سهم زمین در قیمت تمام‌شده مسکن از ۵۴.۴ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۶۳ تا ۶۴ درصد در سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ افزایش یافت. این سهم در سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ به ۵۶ تا ۵۹ درصد کاهش یافت و در سال ۱۳۹۹ به ۶۵.۸ درصد رسید. گفتنی است بیشترین سهم قیمت زمین از قیمت تمام شده مسکن در استان تهران، در سال ۱۳۹۹ رخ داده است. در سال ۱۴۰۰، این سهم به ۶۴.۷ درصد رسید، اما در سال ۱۴۰۱ به ۵۸.۸ درصد کاهش یافت.

    در سال ۱۴۰۲ هم این شاخص پس از یک وقفه کوتاه شاهد افزایش هشت درصدی بود و سهم قیمت زمین از قیمت مسکن مجددا به ۶۳ درصد افزایش یافت. کارشناسان حوزه مسکن معتقدند که کاهش سهم زمین در هزینه تمام‌شده مسکن در سال ۱۴۰۰ به دلیل آرامش نسبی در بازار دلار و جبران جاماندگی رشد قیمت مصالح ساختمانی بوده است. البته که بررسی‌ها نشان می‌دهد این عوامل در سال ۱۴۰۲ به‌طور معکوس عمل کردند و باعث افزایش قیمت زمین و سهم آن از قیمت کل مسکن شدند.

    براساس آنچه از داده‌های بانک مرکزی منتشر شده است، درحالی قیمت تمام شده زمین در هر یک مترمربع در ساختمان‌های مسکونی شهر تهران با رشد ۱۱۰ برابری از متری ۸۸۰ هزار تومان در سال ۱۳۸۵ به متری به طور میانگین ۵۲ میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ و بیش از ۹۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۲ رسیده که این عدد در کل مناطق شهری ایران نیز از ۱۶۸ هزار تومان در سال ۸۵ به ۱۶.۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۱ و ۲۴ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۲ افزایش یافته است؛ یعنی در ۱۸ سال تقریبا ۱۴۷ برابر شده است.

    هوشنگ فروغمند اعرابی، پژوهشگر حوزه مسکن درباره تبعات انحصار دولتی زمین بر قیمت مسکن گفت: «اگر قیمت زمین افزایش پیدا کرده است صرفا به دلیل حبس زمین توسط دولت نیست. به باور من ابتدا باید ببینیم که چه ارگان‌هایی زمین‌ها، به خصوص زمین‌های شهری را حبس کرده‌اند. نهاد‌های حاکمیتی، شهرداری‌ها و سازمان ملی زمین و مسکن که اساسا وظیفه‌اش نگهداری از زمین‌هایی است که در دستگاه دولتی نیستند، در این موضوع نقش دارند.»

    فروغمند اعرابی با تاکید براینکه اگر بخواهیم این چرخه معیوب را تغییر دهیم یکی از مولفه‌های مهم سامان‌دهی مسائل مرتبط با زمین است، افزود: «سال‌ها قبل یک قانونی با عنوان «الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول» در مجلس تصویب شد که این گام بسیار بزرگی است برای اینکه بدانیم چه زمینی متعلق به چه کسی است. کشور‌های دیگر دنیا ۸۰ سال پیش این گام را برداشتند تا بدانند مالک زمین چه کسی است و بعد برایش برنامه ریزی می‌کردند.»

    این کارشناس حوزه مسکن درباره کوتاهی دولت در زمینه عرضه زمین بیان کرد: «بیشتر قانون این مشکل را دارد که به سمت و سویی رفته که هم عموم مردم و هم ارگان‌های دولتی تمایل دارند که زمین را حبس کنند. این کوتاهی است که قانونگذاران به آن توجه نکرده و همین شده است که بانک‌ها و موسسات زمین را حبس می‌کنند. در کشور‌های دنیا مالیات بسیار بالایی می‌دهند و عملا موسسات و بانک‌ها تمایلی به نگهداری زمین ندارند. درواقع شرکت‌های تولیدی در سطح دنیا تولیدشان با ارزش است نه نگهداری زمینشان. این یک خلاء بزرگی است که در کشور وجود دارد. البته بحث فساد در زمین هم همیشه در ایران مطرح بوده است. به بیانی دیگر اگر قیمت زمین بالاست قطعا به دلیل بحث فساد و مسائل مربوط به پولشویی است.»

    وی در پاسخ به این پرسش که باتوجه به اینکه چندین سال است کارشناسان بر لزوم دریافت مالیات سنگین از خانه‌های خالی تاکید می‌کنند، اما چه عاملی در پشت صحنه مانع از آن می‌شود؟گفت: «هر کارشناسی که این نظر را دارد اگر وارد عمل شود و همین امروز بخواهیم این مالیات را بگیریم، بسیاری از بانک‌ها ورشکسته می‌شوند. یک روزی باید جراحی کنیم که این روز ممکن است الان نباشد. کارشناسان درست می‌گویند ولی اینکه چه زمانی باید رخ دهد بسیار مهم است.»

    این پژوهشگر حوزه مسکن خاطرنشان کرد: «اکنون راه جایگزینی برای ما وجود ندارد که بخواهیم روند افزایش زمین را از یک جایی متوقف کنیم. کشور تحریم است و مسائل مرتبط با زمین و مسکن دیگر در حوزه خود قابل حل نیست. حتی مسائل اقتصادی در حوزه اقتصاد قابل حل نیست و مسائل ما همه به یکدیگر گره خورده‌اند. از این رو مسائل وابسته به سیاست خارجی و حتی مرتبط با ساختار‌های اداری کشور باید حل شوند تا بتوانیم موقعیت مناسبی را برای اخذ مالیات فراهم کنیم. اما یک روز، یک شخص باید جرئت و جسارت کافی را داشته باشد تا این تصمیم را بگیرد.»

    فروغمند اعرابی در پاسخ به این پرسش که دخالت دولت در حوزه زمین باید در بخش عرضه باشد یا تقاضا؟ گفت: «دولت باید هم در بخش عرضه و هم تقاضا به ساختار‌ها توجه کند. دولت ساختار‌ها را باید کنترل کند تا شرکت‌های سرمایه‌گذاری و انواع ارگان‌های حاکمیتی به سوی سرمایه‌‎گذاری بروند نه حبس زمین. یکی از بحث‌ها مربوط زمین‌هایی است که در اختیار سازمان‌هایی قرارد دارد که عملا وارد ساخت مسکن نشده و آن را حبس کرده‌اند؛ مانند نهاد‌های نظامی یا زندان‌ها. این از جمله مسائلی است که دولت‌ها می‌توانند روی آنها تمرکز و توافق کنند؛ بنابراین اشتباه است اگر فکر کنیم دولت فقط باید عرضه و تقاضا را کنترل کند یا زمین را به مردم بدهد.»

  • لوكس نشینان، تنها ۲ درصد از ماليات خانه‌هايشان را گردن گرفتند!

    لوكس نشینان، تنها ۲ درصد از ماليات خانه‌هايشان را گردن گرفتند!

    به گزارش اقتصادران، رييس سازمان امور مالياتي كشور در تازه‌ترين اظهاراتش اعلام كرد كه اطلاعات خانه‌هاي لوكس به اين سازمان داده نمي‌شود، اين درحالي است كه چند روز پيش نايب‌رييس اول اتحاديه مشاوران املاك تهران، راه شناسايي خانه‌هاي لوكس را تكميل سامانه املاك و اسكان دانست، سامانه‌اي كه به دليل عدم همكاري دستگاه‌ها هنوز كامل نشده است.

    براساس آخرين آمار رسمي سازمان امور مالياتي كشور، ۶‌ هزار‌ميليارد تومان ماليات تشخيصي براي خانه‌هاي لوكس در سه سال گذشته در نظر گرفته شده كه تنها ۱۳۰‌ميليارد تومان آن (۲‌درصد) به دولت پرداخت شده است. تازه‌ترين آمار نشان مي‌دهد كه ۱۳۵ هزار و ۵۰۹ واحد مسكوني و باغ ويلاي گران‌قيمت شناسايي و مشمول ماليات شده، كه رقمي حدود ۴ هزار و ۴۶۳ ميليارد تومان تعيين و به مالكان آنها از طريق پيامك اعلام شده است. نكته قابل تأمل اين است كه همين تعداد اندك كه در اين مدت شناسايي شده‌اند، نسبت به پرداخت ماليات‌شان بي‌اعتنا بوده‌اند، علت آن هم مي‌تواند اين باشد كه ابزار درستي براي اجرا اين قانون پيش‌بيني نشده است.

    دريافت ماليات از واحد‌هاي مسكوني گران‌قيمت و باغ‌ويلا‌هاي لوكس از قانون بودجه سال۱۴۰۰ آغاز شد و در قانون بودجه سال‌هاي ۱۴۰۱، ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هم مورد تاكيد قرار گرفت، اما با وجود اينكه دريافت ماليات از لاكچري‌ها يكي از مهم‌ترين بندهاي قانوني در كشور به شمار مي‌رود اما هنوز شناسايي واحد‌هاي گران‌قيمت و معرفي آنها به سازمان امور مالياتي به صورت كامل انجام نشده است. البته سيد محمدهادي سبحانيان، رييس كل سازمان امور مالياتي، معتقد است اگرچه شرايط براي دريافت ماليات خانه‌هاي لوكس مناسب نبوده است اما در ساير بخش‌ها، ماليات‌ستاني به درستي پيش مي‌رود، او در آيين رونمايي از سند راهبردي فرهنگ‌سازي مالياتي اظهار كرد: كشور تصميم جدي داشته است كه مانند همه جاي دنيا با ماليات مديريت شود و در اسناد بالادستي هم اين موضوع درج مي‌شد اما در عمل اين اتفاق نمي‌افتاد. به گزارش مهر، او ادامه داد: شرايط تحميلي ما را به سمت ايجاد درآمدهاي پايدار سوق داد و اكنون تكيه اصلي درآمدهاي دولت از ناحيه منابع مالياتي است و اين خبر بسيار خوبي است.

    ميزان ماليات خانه‌هاي لوكس

    دريافت ماليات، همواره بخش مهمي از سيستم‌هاي مالي كشورهاست و هر كشوري هم قوانين و مقررات مربوط به خود را در اين زمينه دارد، اما در ايران براساس قانون بودجه ۱۴۰۰، هر واحد مسكوني و باغ ويلاي گران قيمت مشمول ماليات بر دارايي سالانه شد و واحدهاي مسكوني و باغ ويلاهاي گران قيمت (با احتساب عرصه و اعيان) تا سقف ۱۰ ميليارد تومان معاف از ماليات شدند، اما قرار شد كه از اين خانه‌هاي لوكس نسبت به مازاد قيمت ۱۰ تا ۱۵ ميليارد تومان، ماليات يك در هزار، نسبت به مازاد قيمت ۱۵ تا ۲۵ ميليارد تومان، ماليات دو در هزار و … دريافت شود.

    بنابراين در آن سال از يك واحد لوكس ۱۳ ميلياردي، ۳ ميليون تومان، ۲۰ ميلياردي، ۱۵ ميليون تومان، ۳۵ ميلياردي ۵۵ ميليون تومان، ۱۰۰ ميلياردي، ۳۵۰ ميليون تومان و … بايد دريافت مي‌شد، مشمولان هم موظف بودند كه ماليات بر خانه‌هاي لوكس را تا پايان بهمن هرسال به اداره ماليات پرداخت كنند و نقل و انتقال و اجاره املاك مشمول هم قبل از پرداخت ماليات، امكان‌پذير نباشد.

    اين شرايط براي قانون بودجه سال ۱۴۰۱ به ۱۵ ميليارد تومان و براي سال ۱۴۰۲ خانه‌ها و زمين‌هاي لوكس با ارزش بيش از ۲۰‌ ميليارد تومان، لوكس درنظر گرفته شدند، بر اين اساس خانه‌هاي لوكس كه ارزش آنها بيش از ۲۰۰‌ميليارد ريال بود، مازاد بر اين مبلغ مشمول ماليات به ميزان دو در هزار شدند، يعني اگر ارزش ملكي ۲۵ ميليارد تومان بود، طبق اين قانون ۵ ميليارد تومان آن مازاد و نرخ ماليات ۲ هزارم بر ۵ ميليارد تومان محاسبه مي‌شد كه عددي معادل ۱۰ ميليون تومان در سال است.

    حد نصاب اعلام شده براي مشمولان ماليات بر خانه‌هاي لوكس در سال جاري (۱۴۰۳) براساس قانون بودجه، مبلغي معادل ۳۵ ميليارد تومان در نظر گرفته شد، يعني تمامي واحدهاي مسكوني و باغ ويلاها، به شرط آنكه ارزش عرصه و اعيان آنها بيشتر از ۳۵ ميليارد تومان باشد، نسبت به مازاد اين مبلغ بايد ماليات پرداخت كنند، اگر قيمت ملكي در سال ۱۴۰۳ مبلغ ۴۰ مليليارد تومان باشد، ۳۵ ميليارد تومان اول، معاف از ماليات بوده و دو هزارم مابقي ارزش آن همانند سال ۱۴۰۲ به عنوان ماليات دريافت مي‌شود.

    فروش هر متر خانه لوكس ۵۷۰ ميليون تومان

    حالا كه صحبت از باغ ويلاها و آپارتمان‌هاي لوكس شد، بهتر است نگاهي به واحدهاي لاكچري و فوق لاكچري پايتخت داشته باشيم، بررسي‌هاي ميداني تعادل نشان مي‌دهد درحالي كه براساس آخرين آمار بانك مركزي، قيمت متوسط هر مترمربع واحد مسكوني در تهران حدود ۸۸ ميليون تومان است، اما داستان خانه‌هاي لاكچري با خانه‌هاي مردم معمولي فرق مي‌كند، قيمت هر مترمربع از اين خانه‌ها ۳ تا ۷ برابر متوسط است.

    مثلا براي خريد يك واحد ۳۱۰ متري فوق لوكس و نوساز در صاحبقرانيه تهران، بايد ۱۷۶ ميليارد و ۷۰۰ ميليون تومان به فروشنده بپردازيد، يعني قيمت هر مترمربع از اين آپارتمان، ۵۷۰ ميليون تومان است. اما آپشن‌هاي اين واحد مسكوني اين است كه در تاپ‌ترين لوكيشن منطقه قرار دارد و متريال مصرفي تماما برند هستند. يا يك واحد مسكوني ۳۳۰ متري نوساز در فرمانيه با ۴ اتاق، متري ۴۷۹ ميليون و۶۰۰ هزار تومان قيمت‌گذاري شده و قيمت كل اين آپارتمان هم ۱۵۸ ميليارد و ۲۶۸ ميليون تومان است، از ويژگي‌هاي اين واحد لوكس، داشتن ۳ پاركينگ و ۴ مستر فوق لوكس است. اما يك واحد مسكوني ۲۲۰ متري نوساز در فرمانيه هم با ۳ اتاق مستر لوكس، متري ۳۵۰ ميليون تومان قيمت‌گذاري شده كه با يك حساب سرانگشتي مشخص مي‌شود كه قيمت كل اين آپارتمان ۷۷ ميليارد تومان است. يك دستگاه آپارتمان ۱۸۰ متري نوساز در نياوران، هم ۶۲ ميليارد و ۷۸۴ ميليون آگهي شده است، اين واحد داراي ۳ اتاق مستر با ۲ پاركينگ است كه به گفته آگهي‌دهنده براي ساخت اين واحد از متريال درجه يك و لوكس استفاده شده است، قيمت هر مترمربع از اين آپارتمان هم ۳۴۸ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان است. حالا سري به يك واحد لوكس در منطقه ازگل تهران مي‌زنيم، قيمت يك آپارتمان ۲۰۰ متري فول هتلينگ لاكچري، ۶۲ ميليارد و ۷۲۰ ميليون تومان است، قيمت هر مترمربع از اين واحد لوكس در شمال تهران، ۳۱۳ ميليون و ۶۰۰ هزار تومان است، از ويژگي‌هاي اين واحد نورگيري عالي و لوكيشن خاص آن است.

    قيمت‌هاي آگهي شده واحدهاي لوكس در تهران به خوبي نشان‌دهنده شكاف طبقاتي ميان پايتخت‌نشينان است، از سوي ديگر با توجه به آمارهاي رسمي از عدم همكاري لاكچري‌نشينان در پرداخت ماليات خانه‌هاي لوكس‌شان، به نظر مي‌رسد كه شهرداري و دولت بايد عزم خود را براي شناسايي و سپس دريافت ماليات از اين واحدهاي لوكس جزم كنند چون طبق آنچه كه در متن قانون اين ماليات آمده، ماليات به دست آمده از موارد ذكر شده بين شهرداري‌ها و خزانه دولت به صورت نصف به نصف تقسيم مي‌شود، اما اگر شرايط شناسايي و دريافت ماليات از خانه‌هاي لوكس به همين منوال ادامه يابد به نظر مي‌رسد بايد شاهد پررنگ‌تر شدن شكاف طبقاتي در كشور باشيم.

  • خط و نشان برای مالکان خانه های خالی / هرچه سریعتر در سامانه املاک ثبت‌ نام کنید وگرنه جریمه می شوید

    خط و نشان برای مالکان خانه های خالی / هرچه سریعتر در سامانه املاک ثبت‌ نام کنید وگرنه جریمه می شوید

    به گزارش اقتصادران، سامانه ثبت املاک و اسکان با هدف کاهش تورم نرخ مسکن، حمایت از مستاجران و جلوگیری از دلالی در زمینه املاک، توسط وزارت راه و شهرسازی، راه‌اندازی شد. مطابق ماده ۵۴ مکرر قانون مالیات‌ های مستقیم، تمامی سرپرستان خانوار، مالکان و مستاجران، باید، املاک تحت تملک خود را در این سامانه به ثبت برسانند.

    ماهانی عضو انجمن انبوه سازان مسکن کشور  با بیان اینکه دولت چهاردهم باید تکمیل و اتصال دستگاه ها را به سامانه املاک و اسکان پیگیری کند گفت: ثبت نام در این سامانه باعث شفافیت اطلاعات در حوزه مسکن، تسهیل فرآیند خانه دار شدن اقشار جامعه، ایجاد سرشماری برخط نفوس و مسکن که منجر به اجرای سیاست‌های اعمال مالیات و پرداخت یارانه‌های هدفمند مردم می‌شود.

    وی با بیان اینکه اتخاذ سیاست‌های بهینه توزیع و تخصیص بودجه و درآمد و اثرات کلان اقتصادی آن به عموم مردم و پیشگیری از فروش و اجاره یک واحد مسکونی به چند نفر از مزایای ثبت نام در سامانه ملی املاک و اسکان کشور است  افزود: با ثبت اطلاعات در سامانه املاک و اسکان، فروش یا اجاره یک واحد مسکونی به چند فرد کاهش پیدا می‌کند.

    ماهانی با بیان اینکه ثبت نام در سامانه ملی املاک و اسکان کشور باعث کنترل سوداگری‌های مسکن و کاهش انباشت واحدهای مسکونی خالی از سکنه می‌شود، افزود: متأسفانه وجود خانه‌های خالی از سکنه تبعات بسیار مضر را به حوزه مسکن وارد می‌کند.

    وی با بیان اینکه داشتن تحلیل آماری از تبعات مثبت ثبت نام در این سامانه است که این اطلاعات در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرد، ادامه داد: دستگاه ها باید در اولین فرصت هرچه سریعتر نسبت به اتصال سامانه املاک و اسکان اقدام کنند.

    ماهانی با بیان اینکه افرادی که در این سامانه ثبت نام نکنند مشمول جریمه خواهند شد، گفت: برای خانه‌های خالی در شهرهای با جمعیت یک هزار نفر، در طول سال اگر بیش از ۱۲۰ روز خالی باشد مشمول جریمه از شش تا ۱۸ برابر مالیات بر اجاره از سال اول تا سوم به صورت پلکانی افزایش می‌یابد.

    وی افزود: در این صورت عدم ثبت اطلاعات ملک و طبق الزامات قانونی، آن واحد مسکونی خالی تلقی خواهد شد و برای آن ملک برگه مالیاتی صادر و در صورت عدم پرداخت مشمول جرایم مالیاتی می‌شود.

    وی ادامه  داد:  در صورتی که مالکی خانه‌ای را به فرزند و یکی از اقوام خود اجاره داده و کرایه نمی‌گیرد و قول نامه منعقد نشده باید در سامانه خود اظهاری ثبت کرده و اگر لازم شد قرار داد اجاره‌ای هم نوشته شود تا مشمول جریمه نشوند.

    وی با بیان اینکه ارائه بسیاری از خدمات از جمله افتتاح حساب، صدور چک، خرید انشعابات برق، آب، فاضلاب منوط به ثبت اطلاعات در سامانه است گفت: وزارت نیرو مکلف است تعرفه برق را برای کنتور واحدهای مسکونی که خود اظهاری ندارند را در بالاترین پلکان قیمتی محاسبه کند.

    او خاطر نشان کرد: شهروندان با مراجعه به سامانه ملی املاک و اسکان کشور می‌توانند نسبت به ثبت اطلاعات ملک خود اقدام کنند.

    وی با بیان اینکه این سامانه در راستای اجرای قانون اصلاحیه ماده ۵۴ و ۱۶۹ مکرر قانون مالیات‌های مستقیم، این وظیفه به وزارت راه و شهرسازی داده شده است، اظهار کرد: برای انجام خود اظهاری مالکین و مستاجرین این سامانه فعال است و ثبت نام در این سامانه پیامدهای مثبتی را به دنبال دارد.