برچسب: مافیای اقتصادی

  • زور «کالابرگ» به مافیای اقتصاد نرسید!

    زور «کالابرگ» به مافیای اقتصاد نرسید!

    به گزارش اقتصادران، طرح کالابرگ از همان ابتدا یکی از جنجالی‌ترین طرح‌های معیشتی سال‌های اخیر بود. کارشناسان و آنها که چیزی از اقتصاد می‌فهمیدند از همان ابتدا امیدی به‌موفقیتش نداشتند؛ مسوولان وعده‌های عجیب‌وغریب می‌دادند و مردم خسته از گرانی امید داشتند که ترکش‌های ناشی از تک‌نرخی‌شدن ارز تا حدی کاهش یابد. با گذشت حدود پنج‌ماه از اجرای این طرح می‌توان یک چیز را با اطمینان گفت و آن این است که این طرح قطع به‌یقین نتوانست رسالتش را انجام دهد!

    دولتمردان در زمان حذف ارز ترجیحی وعده دادند که هر سه‌ماه یک بار مبلغ کالابرگ را معادل با تورم ایجادشده بالا ببرند اما اکنون که در ماه‌پنجم این طرح هستیم هنوز خبری از افزایش کالابرگ نیست! این درحالی است که تورم به‌علت جنگ تحمیلی بی‌مهابا یکه‌تازی می‌کند و سفره مردم بیش از همیشه کوچک شده است. مقایسه قیمت کالاهای اساسی در حال حاضر با قیمت‌ قبل از حذف ارز ترجیحی از افزایش بیش از ۷۰‌درصدی حکایت دارد. هرچند افزایش تورم پس از حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰‌تومانی در همه کالاها رخ داده اما اگر همان اقلام مشمول سبد کالابرگ را هم لحاظ کنیم شاهد آن هستیم که مجموع قیمت سبد کالابرگ شامل مرغ، روغن، تخم‌مرغ، برنج، قندوشکر، ماکارونی، شیر نایلونی کم‌چرب، پنیر یو اف، ماست کم‌چرب، گوشت قرمز و حبوبات در شرایط فعلی به‌۳‌میلیون‌و۷۸۰‌هزارتومان رسیده در حالی که قبل از حذف ارز ۲۸۵۰۰‌تومانی مجموع قیمت این اقلام ۲‌میلیون‌و۱۸۰‌هزارتومان بود.

    این‌موضوع به‌این معنا است که قیمت اقلام مشمول سبد کالابرگ تاکنون یک‌میلیون‌و۶۰۰‌هزارتومان افزایش یافته در‌حالی که مبلغ کالابرگ پرداختی به‌مردم فقط یک‌میلیون‌تومان است. بنابراین در خوش بینانه ترین حالت ممکن و براساس آمار‌های رسمی، تاکنون کالابرگ ۶۰‌درصد از گرانی‌ها عقب مانده است!

    تورم افسارگسیخته و یک آستانه خطرناک

    چنانچه گفته شد طرح کالابرگ با هیاهوی زیاد توسط دولتمردان مورد تبلیغ قرار گرفت و گفته شد که این طرح ضد رانت و ضد اتلاف منابع ارزی بوده و به‌عدالت بیشتری می‌انجامد اما از همان ابتدا نیز مشخص بود که طرح کالابرگ بدون اصلاحات مرتبط با متغیرهای کلان اقتصادی مانند تورم و رشد اقتصادی راه به‌جایی نخواهد برد.

    حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی دراین‌باره به‌«جهان‌صنعت» گفت: از همان ابتدا مشخص بود که طرح کالابرگ به‌هیچ‌یک از اهدافی که برای آن تعریف شده بود دست پیدا نمی‌کند. علت این امر تورمی است که در کشور وجود دارد و این تورم نیز به‌طور مستقیم توسط دولت ایجاد می‌شود آن‌هم ازطریق افزایش قیمت ارز که بازهم توسط دولت انجام می‌شود تا کسری بودجه‌های خود را جبران کند. به‌هرحال شیوه‌ای که دولت‌ها برای پوشش کسری بودجه دنبال کردند از ابتدا نادرست بوده و امروزه یکی از ریشه‌های اصلی تورم در کشور محسوب می‌شود. این تورم هر روز زندگی مردم را تحت فشار بیشتری قرار داده است.

    وی ادامه داد: امروز به‌یک آستانه بسیار خطرناک رسیدیم. مردم در وضعیتی اسف‌بار زندگی می‌کنند و تامین نان برای بسیاری از خانوارها به‌مشکل جدی تبدیل شده است. این وضعیت قطعا نمی‌تواند ادامه پیدا کند و پیامدهای بسیار سنگینی خواهد داشت. بنابراین از ابتدا مشخص بود که این سیاست‌ها شکست خواهند خورد. تنها در زمان جنگ هشت‌ساله چنین طرح‌هایی اجرایی شد که با احتساب دلار ۷‌تومانی(۷۰‌ریال) قابل تامین بود اما امروز قیمت‌ها با دلار ۱۹۰‌هزارتومانی تعیین می‌شوند.

    سرکوب حقوق و دستمزد نیروی کار

    راغفر ادامه داد: حقوق و دستمزد نیروی کار طی ۳۷سال گذشته مرتبا سرکوب شده است. تورم‌های رسمی در بعضی سال‌ها ازجمله در هسته‌ای که خدمت شما ارائه می‌شود بیش از سه‌رقم بوده است. با این حال آمارهای رسمی، تورم را ۷۰تا۷‌درصد اعلام می‌کنند درحالی‌که افزایش حقوق‌ها تنها حدود ۲۰‌درصد بوده است. این‌وضعیت به‌شدت به‌گروه‌هایی که قدرت چانه‌زنی ندارند آسیب زده است. ارزش پول ملی از ابتدای انقلاب تاکنون حدود ۲۷هزاربرابر کاهش یافته و قدرت خرید مردم به‌شدت آسیب دیده است. اینها اصلی‌ترین دلایل بحران اقتصادی و سیاسی ایران هستند و هیچ یک از این تمهیدات و طرح‌ها قادر به‌پاسخگویی به‌این بحران نبودند.

    این‌کارشناس مسائل اقتصادی افزود: درواقع سیاست‌های دولت بیش‌از هرچیز جنبه گفتار درمانی دارد و اقدامات عملی صورت نمی‌گیرد. نه‌فقط دولت بلکه تمام مسوولان و مقامات از جمله مجلس نیز در این شرایط مسوول هستند. آنها طرح‌هایی را که افزایش قیمت ارز یا سیاست‌های مشابه دارند تدارک می‌بینند و اجرا می‌کنند درحالی‌که از ابتدا مشخص است که این طرح‌ها هیچ ارزشی ندارند و نمی‌توانند مشکلات واقعی را جبران کنند.

    سهمیه‌بندی کالاهای اساسی

    راغفر گفت: تنها راه ممکن سهمیه‌بندی کالاهای اساسی است به‌ویژه در مناطق مرزی و محروم کشور. در این مناطق کالاها باید به‌صورت سهمیه‌بندی و با قیمت ثابت در اختیار خانوارهای نیازمند قرار گیرد اما دولت‌ها تنها تظاهر می‌کنند که برای جبران آسیب‌های معیشتی مردم تلاش می‌کنند درحالی‌که این‌اقدامات هیچ نسبتی با واقعیت‌های زندگی مردم ندارد.

    وی ادامه داد: علت این وضعیت را می‌توان در نفوذ سیاسی و برنامه‌ریزی‌های براندازانه جستجو کرد. شواهد این امر برای مسوولین کشور و دستگاه‌های امنیتی قابل بررسی است. به‌عنوان مثال کتاب آقای ریچارد نفیو، مسوول تحریم‌های ایران که ترجمه فارسی آن نیز در سایت مرکز پژوهش‌ها موجود است به‌توصیه‌هایی به‌ترامپ اشاره دارد تا جنگ نظامی رخ ندهد و فشارها ازطریق براندازی داخلی و فشار اقتصادی بر مردم اعمال شود. تمام توصیه‌های این کتاب که در سال‌۲۰۱۷ منتشر شد تاکنون توسط دولت‌های مختلف موبه‌مو اجرا شده است.

    تاثیر مافیا بر اقتصاد

    این‌کارشناس مسائل اقتصادی افزود: نمونه‌ای از این سیاست‌ها فروش دلار به‌هر فرد دارای کارت ملی است. این طرح اگر واقعا برای ۳۰‌میلیون‌نفر اجرا شود ۳۰‌میلیارد‌دلار هدر خواهد رفت درحالی‌که دولت می‌توانست همین‌مبلغ را به‌بانک مرکزی بدهد و ریال دریافت کند تا دلار در اختیار دولت باشد و از چرخه تولید خارج نشود.

    راغفر درخاتمه سخنانش افزود: موضوع دیگر واردات کالاهای لوکس است. حتی در میانه جنگ نیز واردات خودروهای لوکس ادامه داشته است. مادامی که مافیاها اداره اقتصاد را در دست دارند این طرح‌های ظاهری تنها جنبه گفتار درمانی داشته و هیچ‌کارکرد عملی ندارند.

  • مافیای اقتصادی که همه از وجودش باخبرند اما نمی توانند نامش را اعلام کنند!

    مافیای اقتصادی که همه از وجودش باخبرند اما نمی توانند نامش را اعلام کنند!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه اطلاعات نوشت:

    وقتی رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه از ناپدید شدن روزانه 20 میلیون لیتر سوخت مایع خبر می دهد و ازمسببان این پدیده اظهار بی  اطلاعی می کند، وقتی وزیر نیرو بخشی از کمبود برق را به استخراج بیت کوین – که در یک ماه اخیر بهای جهانی آن به شدت افزایش یافته است- منتسب کرده و نمی گوید یا نمی داند که این استخراج کنندگان کیستند وچه قدرت ونفوذی دارند که در قوه مجریه و قضائیه کسی را یارای شناسایی ومقابله با آنها نیست، وقتی معاون اول رئیس جمهور در برابر بلاهایی که بر طبیعت ومحیط زیست کشور رفته ومی رود، می  گوید فقط می توان بر این مصیبت اشک ریخت، وقتی همه از معایب استفاده گسترده از فیلترشکن ومخالفت با فیلترینگ می گویند اما کسی را یارای برداشتن آن نیست، وقتی آئین نامه های مختلف برای واردات خودروهای نو وکارکرده توسط چند دولت نوشته وابلاغ می شود اما مسکوت مانده واجرایی نمی شود، وقتی قیمت تقریبا تمام کالاهای اساسی وغیراساسی به طور مداوم گران می شود وتلاش ها برای انحصارزدایی وشفاف کردن مباشران وشرکت های واردکننده واعلام میزان ارز تخصیصی به آنها به جایی نمی رسد، وقتی همه از کاسبان تحریم سخن می گویند اما نشانی وانگیزه مخالفان رفع تحریم وبحران سازی های مدام آنهادرفضای سیاسی، اجتماعی واقتصادی کشور شفاف سازی نمی شود؛ همه اینها که مشت نمونه خروار است، نشان از فعالیت مافیای اقتصادی قدرتمند و گسترده دارد که ظاهراً  همه از وجودش باخبرند اما نمی خواهند یا نمی توانند اعلامش کنند.

    بدین ترتیب همان گونه که بسیاری از کارشناسان بارها گفته اند، مسایل اقتصاد ایران راه حل اقتصادی ندارد؛ چون مشکلات آن زائیده روش های متعارف اقتصادی نبوده ونیست.

    اکنون درستی این قضاوت بیشتر مشخص وبه علاوه روشن شده که بخش نه چندان بزرگی از مشکل برق، بنزین،مازوت سوزی و آلودگی هوا، آب، محیط زیست وجنگل ها، رشد قیمت ها، سوء استفاده از ارز ترجیحی، جلوگیری از واردات خودرو وتولید خودروهای بی کیفیت، بالابردن تعرفه های تجاری ومانند آن، به مشکلات متعارف وعادی اقتصادی چون کمبود سرمایه گذاری وغیره بر می گردد.اما ریشه اصلی این مسایل به وجود مافیای اقتصادی برمی گردد که با غارت منابع موجود، باعث بروز ناترازی های مختلف وتبعات آن برای مردم مانند خاموشی ها وآلودگی دهشتناک هوا شده است.

    لذا باید به جامعه دانشگاهی ،کارشناسان ونخبگان کشوردربخش  های مختلف پیشنهاد کرد با تغییر نگاه، اولویت تمرکز خود از بحث های آکادمیک اقتصادی را به موضوعاتی چون ساختارشناسی فساد،  آشکار سازی راههای تولید فساد دراقتصاد ایران وفراگیر کردن مطالبه عمومی برای مبارزه جدی وملموس با فساد وراه های آن تغییر دهند که اگر دیر بجنبیم، مافیاهای اقتصادی وفساد ناشی از آن، ضرباتی هولناک  تر وارد خواهند کرد.

  • مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند! / به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    به گزارش اقتصادران، انتقادات نسبت به عملکرد نظام بانکی هر روز گستره بیشتری پیدا می‌کند. از «در خدمت رفقا بودن» تا «در خدمت تولید ملی نبودن» . این انتقادات با افزایش ناترازی بانک‌های خصوصی افزایش یافت.

    ایجاد بحران بزرگ در یک بانک و  افزایش پایه پولی مشتی نمونه خروار است. ندادن اعتبارات بانکی به تولیدکنندگان و ورود به بازار غیر مولد، بارها مورد انتقاد صاحبنظران قرار گرفته است. همین مسائل مهم موجب شد تا دکتر فرشاد مومنی – استاد دانشگاه و رییس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد در بخشی از نشست «اقتصاد سیاسی نوسانات نرخ ارز» انتقادات خود را متوجه نظام بانکی کند و از سکوت نهادهای نظارتی در برابرنظام بانکی گلایه کند.

    هشدارِ بازی با نرخ ارز

    به گزارش اقتصادران، رئیس موسسه دین و اقتصاد نسبت به بازی افزایش سود بانکی هشدار داد و گفت: دارندگان سپرده‌های خیلی بزرگ از این نرخ سود بالای غیررسمی بهره‌مند می‌شوند و اغلب ناظر بر اشخاص حقوقی و سپرده‌گذاران بانکی هستند که با نرخ سود بالاتر ارتزاق می‌کنند و درهم تنیدگی این سیاست‌ها با سیاست‌های مربوط به افزایش نرخ ارز کاملا چشمگیر است و در این چند هفته اخیر حداقل ده ها مقاله از سوی کارشناسان با شرافت و با حریت منتشر شد که نسبت به بازی جدید با نرخ ارز هشدار و اعلام کردند که این سیاست اسم رمز افزایش نرخ ارز هم خواهد بود! بنابراین با این تمهید مشکوک، هدف اعلام شده نه تنها محقق نشد بلکه آنچه که اتفاق افتاد، عکس آن هدف اولیه بود!

    وی در ادامه افزود: تکان‌دهنده‌ تر‌ این است که افزایش سود بانکی، به شوک نرخ ارز و رونق بازار رباخواری منجر شد و انبوهی از پیامدهای مخرب را به دنبال افزایش خطر ورشکستگی بانکها و به هم ریختگی بازار سرمایه و بحران شدید از نظر تعمیق فساد و تشدید نابرابری ناموجه را به همراه داشته است.

    به حراج گذاشتن ذخایر استراتژیک  ارز و طلای کشور؟

    فرشاد مومنی ضمن انتقاد از سیاست‌های ارزی گفت: در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که سیاست‌هایی با ظاهر خیرخواهانه و با ترغیب سیاستگذارها، مبنی بر اینکه شما می‌توانید ارز محدود را گرانتر بفروشید؛ ذخایر استراتژیک ارز و طلای کشور را تخلیه می‌کنند! در واقع ارزی که باید در خدمت انعطاف نظام ملی برای مواجه شدن با شوک‌های برون‌زا باشد را در اختیار مطامع سوداگرانه قرار می‌دهد!

     وی در ادامه افزود: از طریق تشدید بحران تورم همراه با رکود، از یک سو هزینه دولت را بالا می برد و از طرف دیگر چشم‌انداز درآمد سالم‌ دولت را کاهش می‌دهد و با توجه به اینکه بزرگترین آسیب بیننده از سیاست تورم‌زا و اشتغال‌زدا، خود دولت است!

    گروه های مافیایی در پی تسخیر سیاست های اقتصادی دولت؟!

    عضوهیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: به حراج گذاشتن منابع استراتژیک کشور، دولت را به سمت ضعف شدیدتر و آسیب‌پذیری بیشتر سوق می‌دهد، زیرا سیاست‌هایش به تسخیر گروهای مافیایی و رباخوار درآمده است. من سوالم این است که این تجربه‌ها چند بار باید تکرار شود تا یک یادگیری حداقلی در سطح نظام تصمیم‌گیری کشور پدید  بیاید. ما مظلومانه باید چقدر در مورد آثار بسیار مخرب این سیاستها گزارش بدهیم .

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید که سیاست افزایش نرخ ارز چطور بازار رباخواران را داغ کرده و چطور نابرابری ناموجه و انواع شکنندگی اقتصادی را در کشورمان ایجاد می‌کند بهتر است گزارشی که در ماه‌های میانی امسال در مجلس قرائت شده را مرور کنید. در این گزارش به خوبی مشخص شده که مناسبات نابرابرساز و ربامحور چه بلایی سر کشور آورده است. در این گزارش که هفته اول شهریور ۱۴۰۲ در مجلس قرائت شد. تصریح شده است که شوک نرخ ارز بزرگترین نیروی محرکه افزایش انفعالی نقدینگی است.

    خلق روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید!

    مومنی تصریح کرد: بر اساس گزارش منتشر شده در مجلس، هشدار داده شده که با تداوم سیاست‌های تا پایان مرداد ۱۴۰۲ روزانه شش هزار میلیارد تومان پول جدید خلق می‌شود. کانون اصلی فاجعه است این که هفتاد درصد این پول جدیدا خلق شده، نصیب هشت دهم درصد از جمعیت می‌شود.

    وی در ادامه افزود: برای اینکه متوجه بشوید، مناسبات ربوی چه ابعادی دارد. باید به این نکته توجه کنید که از هر شش هزار میلیارد تومان نقدینگی جدیدا خلق شده، سی درصد آن نصیب 99/2 درصد مردم شده و هفتاد درصد دیگر آن نصیب 0/8 درصد از مردم می‌شود!

    بازی خوردن غیر متخصص‌ها توسط الیگارشی مالی!

    نویسنده کتاب« فرهنگ و توسعه » گفت: خلق این مقدار نقدینگی، در واقع  بازتولید بی‌ثباتی و تباهی و انحطاط در مسیر است و تعزیه‌گردان این بازی‌ها الیگارشی مالی هستند. متاسفانه و شوربختانه مقامات غیرمتخصص کشور، بازی این گروه‌ها را می‌خورند. برای همین وقتی بحث نقدینگی مطرح می‌شود، از آن به عنوان نقدینگی در اختیار مردم یاد می‌کنند.

    مردم بی پناه قربانیان کام شیرین رباخواران شده اند!

    وی در ادامه افزود: وقتی شما توزیع در این حد نابرابر را می‌بینید متوجه می‌شوید که مردم بی‌پناه و بدبخت قربانی این وضعیت هستند! اما عزیزان دولتی به نام مردم، کام رباخواران را شیرین می‌کنند! چیزی که قضیه را خیلی غم‌انگیز می‌کند، این است که مناسباتی که بازدهی و زایندگی پول را به طرز غیر متعارفی افزایش می‌دهد به شکل متناسبی کانون‌های جدید سوداگری را که در بازار سرمایه ایجاد شده را تحریک می‌کند. اینها با این کار، هزینه فرصت گرایش به تولید را بالاتر برده و کشور را به فقر و مسکنت و انحطاط بیشتر سوق می‌دهند.

    جای خالی نهادهای نظارتی و تحمل اعمال خلاف قانون یک بانک! / نهادهای نظارتی دقیقا چکار می کنند؟

    نویسنده کتاب « عدالت اجتماعی،آزادی و توسعه در ایران امروز» گفت : نهادهای نظارتی در کشور دقیقا چه کار می‌کنند؟! صمیمانه و خاضعانه از نهادهای نظارتی فرادست قوه مجریه می‌خواهم که اقدام کنند زیرا در چارچوب مناسبات موجود، دولت به شدت ضعیف و آسیب‌پذیر شده آست و تحت تاثیر اراده رباخواران و واردات‌چی‌ها قرار گرفته اند و متاسفانه در درون دولت هم نهادهای نظارتی از کارکرد و کیفیت افتاده اند!

    وی در ادامه افزود:چرا با وجود این همه هشداری که راجع به فاجعه یک بانک مطرح شده و در ماهای میانی امسال گزارش رسمی اعلام کرده که سهمی بالغ بر پنجاه درصد از کل پایه پولی جدیدی که شکل گرفته و افزایش یافته، به ناهنجاری مشکوک و غیر مولد و ضد‌توسعه‌ای در این بانک اختصاص دارد؛ چرا مقام پولی و وزارت اقتصاد این سکوت مرگبار را متوقف نکرده و هیچ  گزارشی به افکار عمومی ارائه نمی‌کنند؟! چرا این حجم از بی‌قانونی توسط یک بانک تحمل می‌شود؟!

    وظایف بانکی در خدمت مطامع سوداگرانه

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: نهادهای فرادست دولت به سایت بانک مرکزی مراجعه کنند؛ بزرگترین سیئه پدیدار شده در اقتصاد ایران این است که الان بانک های خصوصی وظایف بانکی در خدمت اقتصاد ملی را تا حدود زیادی تحت الشعاع مطامع سوداگرانه و نابود کننده اشتغال و تولید ملی قرار داده اند! حال چرا به اینها رسیدگی نمی شود.؟!

    این همه مقامات در قالب شعارها و ادعاهای خود نسبت به عملکرد خلاف قانون بانک های خصوصی هشدار دادند؛ اما بانک ها به جای اینکه نیازهای مالی بخش مولد را برطرف کنند بخش اعظم تسهیلات و تعهدات بانکی را به اشخاص مرتبط با خودشان اختصاص می‌دهند!

    وی در ادامه افزود: پول مردم را گرفته و به جای اینکه در خدمت اقتصاد ملی قرار بدهند در خدمت خودشان قرار می‌دهند. با یک پردازش ساده کارشناسی تیم تحقیقاتی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه، کیفیت نظارت بر عملکرد بانکهای خصوصی  وضعیت فاجعه‌آمیزی را نشان داده است!

      یک بانک خصوصی فقط به یک شرکت ۱۲۷ هزار میلیارد تومان وام داده!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: کیفیت نظارت برعملکرد بانک های خصوصی محاسبه شده است‌. در بخش سایت بانک مرکزی و معاونت نظارت، به تکلیف قانونی بند طا تبصره شانزده قانون بودجه، اشاره شده است که بانکها چقدر می‌توانند، تسهیلات را به موسسات وابسته به خودشان بدهند . گزارش تا پایان شهریور بانک مرکزی تصریح دارد که این بانک، کل تسهیلاتی که به شرکت‌های وابسته به خودش داده چهار هزار میلیارد تومان ذکر شده است اما در تحقیق ما مشخص شد که بانک … تنها به یکی از شرکت‌های زیرمجموعه این بانک تا همان تاریخ ۱۲۷ هزار میلیارد تومان تسهیلات داده است. شما نسبت این رقم را با گزارش بانک مرکزی مقایسه کنید تا متوجه عمق فاجعه کیفیت نظارتی در کشور بشوید.

    وی در ادامه افزود: به همین دلیل، بسیاری مشکوک هستند که آیا بانک مرکزی در راستای منافع ضدتوسعه‌ای قدم برمی‌دارد؟! در چنین شرایطی بانک مرکزی چگونه می‌خواهد از خودش دفاع کند؟! وقتی تسهیلات تنها یک شرکت بیش از ۱۲۷ هزار میلیارد تومان بوده و رقم کل تسهیلات از سیصد هزار میلیارد تومان فراتر می‌رود در حالی که معاونت نظارت بانک مرکزی بر چهار هزار میلیارد تومان تاکید دارد!

    آمار تسهیلات برخی بانک های خصوصی به زیر مجموعه:

     بانک … 83 درصد

    بانک … 80 درصد

    بانک … 78 درصد

    بانک … 74 درصد

    مومنی تصریح کرد:  این افتضاح در مورد همه بانک های دیگر هم کمابیش وجو دارد. اگر بانک … حدود هشتاد درصد از کل تسهیلات را به زیر مجموعه خودش داده است؛ این نسبت در مورد بانک … ۸۳ درصد، برای بانک … ۷۸ درصد و برای بانک … ۷۴ درصد است! چه کسی باید به این موضوعات رسیدگی کند؟!

    وی در ادامه افزود: شما که به دروغ گناه شوک نرخ ارز و تضعیف ارزش پول را به عنصر مجعول فنر نرخ ارز نسبت می‌دهید؛ این سیاست های افراطی و ضدتوسعه‌ای است که فنر هستند! وقتی شما میدان را برای فعالیت مافیایی و ضد توسعه‌ای  گسترده می‌کنید، معلوم است که نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند. وقتی این همه نابرابری را گسترش می‌دهید. در نتیجه به دنبال افزایش نابرابری‌های ناموجه در همه کشورهای در حال توسعه،  تقاضا برای مصرف‌های کالاهای لوکس افزایش می‌یابد.

    گره زدن مقدرات مردم به ارز بازار آزاد و بیان اظهارات غیرمسئولانه!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: مقام مسئولی که به صراحت می‌گوید برای ما بازار آزاد ارز اهمیت ندارد، در واقع سطح اعتبار علمی‌اش را از واقعیت اقتصاد ایران را به نمایش گذاشته که باید  مورد بررسی مجدد قرار داد! وقتی شما بخش بزرگی از مقدرات و نیازهای اصلی مردم را به این ارز وصل کردید، چگونه می‌توانید یک عبارت غیرمسئولانه و خطرناک را بیان کنید؟!

    این آقا فکر کرده که با بیان این سخن خودش را مبرا کرده؛ در حالی که در این چارچوب، اگر حساب و کتابی در کار باشد، این فرد مبرا نخواهد شد. در واقع سطح آگاهی‌ از واقعیت مربوط اقتصاد ایران و سطح  تعهد نسبت به توسعه و عدالت اجتماعی و حداقل سازی وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را نشان داده است!

    به گزارش اقتصادران این اقتصاددان در ادامه انتقادهایش تاکید کرد: مگر شما نمی‌دانید که بخش بزرگی از نقدینگی به غایت وحشتناک و نابرابر توزیع شده، در اختیار گروه بسیار پردرآمد قرار گرفته و به تقاضا برای واردات کالای لوکس تبدیل می‌شود.؟!

    و این در حالی  است که کشور با انواع بحران در مورد اساسی‌ترین نیاز آحاد مردم روبرو است و تولیدکنندگان به خاطر همین مشکلات بر اساس گزارش‌های رسمی، حدود  شصت درصد از ظرفیت‌ تولیدشان بلا استفاده مانده است! چقدر یک فرد می‌تواند غیرمسئولانه در این مورد سخن بگوید؟!

    خدا رحم کرده قیمت ارز را کنترل کردید!

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت:  اگر دولت حساب و کتابی داشت باید در مورد این طرفداری مشکوک تحقیق می‌کرد زیرا یک عده عدد و رقم می‌دهند و اعلام می‌کنند که قرار بود نرخ ارز خیلی بیشتر از این باشد، اینها کنترلش کردند که به این حد رسیده است!

    خیلی خدا به ما رحم کرده که شما قصد کنترل دارید؛ در حالی که به نظر این حرف از بیخ و بن دروغ است! این منحط‌تر از فنر نرخ ارز است و نابخردی‌ها و سیاست‌های مشکوک ضد توسعه‌ای و مافیاپرور موجب جهش گاه و بیگاه در نرخ ارز است. این جهش پیوند عمیقی دارد به زمان‌هایی که نیاز دولت به پرداخت ریالی افزایش پیدا می‌کند.

    دولتی که بخواهد شرافتمندانه نظام ملی را مدیریت کند باید با سیاست های ثبات ساز، اعتماد تولیدکننده را جلب کند

    وی در ادامه افزود: دولتی که بخواهد شرافتمندانه و توسعه‌گرا نظام ملی را مدیریت کند، باید از طریق سیاست‌های ‌ثبات‌ساز اعتماد تولید کننده را جلب کند. نه اینکه اعتماد مردم و تولیدکنندگان را به حراج بگذارید و اعتماد سوداگران و رباخواران و واردات‌چی‌ها را جلب کنید. من تردید ندارم که در دولت و مسئولان انسان های متعهدی وجود دارند، اما این نوع دفاع مبتذل از سیاستگذاری‌ها و جهت‌گیری نابخردانه واقعا باعث می‌شود که حمل بر صحت کردن دشوارتر و دشوارتر شود.

    به مسئولان کلیدی کشور صمیمانه هشدار می دهم! / نگرانی از چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور

    مومنی تصریح کرد: من صمیمانه من به مسئولان کلیدی کشور هشدار می‌دهم که با این بساطی که شما دارید پهن می‌کنید، چشم‌انداز آینده اقتصاد کشور را نامطمئن‌تر و نامطمئن‌تر می‌کنید. لطفا گزارش مرکز پژوهش های مجلس را در این چند وقت اخیر در مورد تحولات مربوط به فقر و کیفیت اشتغال در ایران منتشر کردند را بررسی کنید. چطور شرافت برخی افراد قبول می‌کند که با فرافکنی و توجیهات غیرعادی سیاستگذار را ترغیب کنند تا این کارهای به غایت خطرناک را انجام دهند؟!

    وی در ادامه افزود: مرکز پژوهش های مجلس، گزارشی از وضعیت فقر ارائه کرده بود به وضوح گفته است که شدت و هم عمق فقر در ایران افزایش یافته است. چطور یک نظام سیاستگذاری متوجه خطرات و آسیب‌های این موضوع نمی‌شود؟!

    به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت جویانه!

    از شما می پرسم: وقتی دو سوم تولید کشور بلااستفاده شده و 40 درصد ظرفیت موجود هم ورشکسته شده است؛ شما به چه دلیل این همه مجوز جدید برای فعالیت های تولیدی داده اید؟!

    ما بارها به این دوستان هشدار دادیم که به جای ارجاع مساله به موضوع مجعول فنر نرخ ارز، به ما توضیح دهید در حالی که نزدیک به دو سوم ظرفیت های تولیدی و صنعتی کشور بلااستفاده است و تولیدکنندگان تنها چهل درصد ظرفیت تولیدی را استفاده می‌کنند، و در حالی که بخش‌های دائما رو به افزایشی از تولید کنندگان، به اسارت ورشکستگی در می‌آیند؛ به چه دلیل، به طور افراطی این همه مجوز برای راه‌اندازی فعالیت جدید تولیدی داده می‌شود؟! البته ما بارها توضیح دادیم که به نام تولید اما به کام تشدید تمایلات رانت‌جویانه است چرا به این موضوعات رسیدگی نمی‌شود؟!

    ضرورت ورود نهادهای نظارتی به انتشار اوراق

    به گزارش اقتصادران ، مومنی از عدم رسیدگی به تخلفات بانک مرکزی انتقاد و تصریح کرد: در اردیبهشت ۱۴۰۰ کمیسیون اقتصادی گزارشی منتشر کرده و گفته است ۷۴ درصد حجم سپرده‌ها متعلق به یک درصد سپرده‌گذاران است. در این ابعاد وحشتناک نابرابری وجود دارد که با این نقدینگی و با این ترکیب و با این عدم تناسب با تولید، یک دفعه بانک مرکزی تحت عناوین موهوم، پاداش غیرعادی درنظر می‌گیرد! چرا به این تخلفات، رسیدگی بایسته نمی‌شود؟!

    چرا باید مجوزهای جدیدی داده شود که در واقع دهن‌هایی را برای بلعیدن اعتبارات بانکی و ارز باز می‌کند بدون اینکه دستاوردی داشته باشد؟ فنرهای اصلی نرخ ارز اینها است و چند بار باید ایران گزیده شود تا بالاخره عزیزان متوجه شوند؟!

     وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی محترم  باید شرافتمندانه، بازی انتشار اوراق توسط دولت را که یکی از بزرگترین نیروهای محرکه افزایش نقدینگی و بالا نگهداشتن مشکوک نرخ بهره است را زیر ذره‌بین قرار دهند. و از این دریچه هم نگاه کنند که مالیه حکومت چگونه روند قهقرایی طی می‌کند و باج‌های غیرعادی به سود سپرده می‌دهد که نتیجه آن این می‌شود که دائما دولت مجبور می‌شود از تعهدات حاکمیتی خود شانه خالی کند! آیا مشاهده روندهای مسئولیت گریزی حکومت از کانال بودجه تخصیصی به امور حاکمیتی هنوز به جایی نرسیده که عزیزان هشیار شوید؟!

    امتیاز دادن دولت به پول‌های غیرمولد

    مومنی در ادامه انتقاد از شانه خالی کردن برخی مسئولان از تعهداتشان، تصریح کرد: وقتی گزارش رسمی می‌گوید که میزان تعهد حکومت در زمینه آموزش و سلامت حدود یک دوم میانگین جهانی است؛ هر کسی که با الفبا آشنا است، می‌داند که میانگین جهانی شاخص ایده‌الی نیست. دولت با انتشار اوراق و توجیهات مجعول و غیرکارشناسی در حال دادن امتیاز به پول‌های غیرمولد است! دولت توان ندارد تا مسئولیت خودرا در قبال آموزش، سلامت مردم، تغذیه و مسکن مردم بر عهده بگیرد و این تعهدات، مرتب در حال کم شدن است.

    وی در ادامه افزود: واقعیت این است که کاریکاتوری در اقتصاد سیاسی ایران پدیدار شده است. سهم دولت در اقتصاد به حول و حوش هفتاد درصد رسیده، یعنی نزدیک به دو برابر این سهم در دوره جنگ! (شرم آور است که قباحت این نکته را برخی مسئولان متوجه نمی شوند!با وجود اینکه، سهم دولت در اقتصاد بسیار بالا است ولی در زمینه محرومیت‌‌زدایی و سیاست‌های حمایتی نزدیک به چهار پنجم کل هزینه‌هایی که دولت در حال انجام دادن آن است مربوط به عائله خودش است!

    یعنی انبوهی از جمعیتی که به سیاست حمایتی و  محرومیت‌زدایی حکومت نیاز دارند، از این گردونه خارج می‌شوند! پس چه اتفاقی باید بیافتد تا عزیزان به هوش بیایند؟ این روند چشم‌انداز هزینه فرصتِ بالاتر و نگران کننده‌تری را نشان می‌دهد. 

    تضعیف توان مالی حکومت با تضعیف ارزش پولی ملی، آب ریختن به آسیاب چه کسی است؟!

    مومنی تصریح کرد: امیدوارم اصحاب خرد و دانایی اصطلاح تئوریک «دولت طبیعی شکننده» را برای  حکومتگران گرامی توضیح بدهند تا بدانند که اگر این شیوه حکمرانی اقتصادی استمرار پیدا کند، چقدر چشم‌اندازآتی نسبت به اقتصاد و جامعه ایران نگران‌کننده می‌شود. وقتی به تاریخ اقتصادی مراجعه می‌کنید موضوع تکان‌دهنده دیگری را مشاهده می‌کنید که آن این است که: ” هنگام منازعه هژمونیک، همیشه آگاه نبودن و غیرمتمرکز بودن نظام تصمیم‌گیری ایران به بنیه کارشناسی موجود، ما را در برابر مطامع طرفین منازعه هژمونیک هم آسیب‌‌پذیر کرده است! “

    نهادهای نظارتی باید عمیق تر درباره اقتصاد سیاسی ایران توجه کنند / عبرتی که باید از جمله مورگان شوستر درباره ایران، گرفت!

    وی در ادامه افزود: نهادهای نظارتی باید عمیق‌تر در مورد آنچه که در اقتصاد سیاسی ایران می‌گذرد، توجه کنند. در هنگام انقلاب مشروطیت وقتی مورگان شوستر وارد ایران شد و چند ماه مسئولیت مالیه  کشور را برعهده گرفت؛ از یک تعبیر تکان‌دهنده‌ای استفاده کرد که امیدوارم کمک کند به اینکه نظام تصمیم‌گیری کشور هوشیار شود.‌ مورگان شوستر گفت: ” قدرت‌های خارجی همگی بر سرعقیم سازی و ناتوان‌سازی حکومت در ایران با یکدیگر هم داستان  هستند. “ در شرایطی که نگران‌کننده‌ترین و رقت‌انگیزترین مصداق‌های فقر و عقب‌ماندگی را می‌توان در استان‌های مرزی جستجو کرد، تضعیف توان مالی حکومت از طریق تضعیف ارزش پول ملی در واقع ریختن آب به آسیاب چه کسی است؟

    اشک تمساح برای اقتصاد کشور نریزید!

    عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: چقدر باید جای دریغ و تاسف باشد که تجربه‌هایی که در این زمینه وجود دارد، به راحتی نادیده گرفته می‌شود و همچنین اراده‌ای که در حذف باشرافت‌ترین و کارآمدترین نیروی سیاسی کشور مشاهده می‌کنیم را در حذف افرادی که سیاست های مشکوک را به نظام تصمیم‌گیری کشور تحمیل می‌کنند، نمی بینیم! افرادی سه دهه است که بر طبل سیاست‌هایی می‌کوبند و ایران را به این روز می‌اندازند و بعد برای اقتصاد کشور اشک تمساح  می‌ریزند.

    اگر فساد چند هزار میلیاردی ساخته رسانه ها و قدیمی است، چرا آن را به مردم گزارش ندادید؟! / مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    وی در ادامه افزود: اگر قرار باشد که شیوه ادامه امور اقتصادی کشور به این گونه ادامه یابد و برخی مقامات مسئول کشور به جای پاسخگویی فرافکنی کنند و وقتی گفته می‌شود که این فساد چند هزار میلیاردی چیست، می‌گوید دست‌ساخته رسانه‌هاست! و قدیمی است، حال سوال این است که این چه مساله قدیمی است که از آن اطلاع داشتید؟ اما یک گزارش به مردم نمی‌دهید؟ مگر مردم صاحب حق نیستند؟!

    می گویند قرار بوده نرخ ارز بالاتر رود اما ما آن را کنترل کردیم / آقای رییس جمهور؛ قرار بود با سیاست های خودتان دلار نزدیک هفتاد هزار تومان شود؟!

    در مورد نرخ ارز می‌گویند قرار بوده بیشتر بالا برود اما ما آن را کنترل کردیم. حالا در چنین شرایطی، آقای رییس جمهور گرامی، بهتر است تا وعده‌های مبارزات انتخاباتی خود را مرور کنند که آیا قرار بود دلار با سیاست‌های ایشان، نزدیک هفتاد هزار تومان شود که الان مقام مسئول او حرف‌های بی‌پایه می‌زند؟!

    استمرار سیاست فعلی یعنی زمین‌گیر کردن حکومت!

    رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت :بادمجان دورقاب‌چین‌هایی که این سخنان را در دهن مسئولان می‌گذارند منافعی دارند و من این را درک می‌کنم. اما یک چهره دانشگاهی نباید چنین حرفی بزند چون هم دون شان جایگاه دانشگاهی خود حرف زده و هم دون شان مسئولیتی که در قبال مردم و اقتصاد ملی دارد. گزارش اقتصادی سازمان برنامه در سال 1373 تصریح کرده بود که به ازای هر یک واحد درآمدی که دولت از طریق شوک نرخ ارز دریافت می‌کند، هزینه مصرفی دولت ضریب سه برابر و هزینه سرمایه‌ای دولت به مراتب بیشتر افزایش پیدا می‌کند؛ بنابراین کاملا معلوم است که استمرار این سیاست به معنی زمین‌گیر کردن حکومت است.

    هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد اگر… / جای تاسف است هشدارهای دلسوزانه را حمل بر چیزهای دیگر کرده و توصیه های مشکوک را گرامی می دارند!

    به گزارش اقتصادران، استاد اقتصاد دانشگاه علامه در پایان با افسوس تاکید کرد: چقدر باعث تاسف است که هشدارهای دلسوزانه حمل بر چیزهای دیگر شود ولی آن توصیه‌های مشکوک اینقدر گرامی داشته شود! اگر علم، فصل‌الخطاب قرار گرفته و اگر آزادی‌های مشروع قانونی، فرصت گفت و گوی صریح و بی‌پرده با مسئولان کشور را برقرار کند؛ هنوز برای ایران راه نجات وجود دارد.

    دولت محترم به جای تبلیغات موهوم باید به دامن علم بازگردند و از کارشناسان شریف استفاده کنند و آنها را جمع کنند تا به شکل اصولی راه را بر فعالیت‌های سوداگرانه ببندند و از تولید کنندگان حمایت کنند تا استقلال وعزت کشور را شاهد باشیم.

  • کشور به سمت ” آینده سوزی” می رود / همان بازار سیاه قدیم را تغییر اسم داده اند به بازار آزاد! / اقتصاد سیاسی ایران گرفتار مناسبات مافیاپرور است

    کشور به سمت ” آینده سوزی” می رود / همان بازار سیاه قدیم را تغییر اسم داده اند به بازار آزاد! / اقتصاد سیاسی ایران گرفتار مناسبات مافیاپرور است

    به گزارش اقتصادران، امروزه مردم ایران را می‌توان در زمره مردمانی دانست که هر روزه با چک‌کردن قیمت دلار ، فشار روانی زیادی را متحمل می‌شوند. به موازات افزایش قیمت دلار، حس فقیر شدن و ضعیف شدن بنیه مالی و کاهش ارزش پول ملی آنها را ناامید و افسرده کرده است. وعده‌های دولت برای تقویت ارزش پول ملی دستاوردی نداشته و حتی موجب کاهش ارزش پول ملی نیز شده است. در این میان عده‌ای وجود تحریم‌ها را عامل کاهش ارزش پول ملی می‌دانند، اما در برابر بسیاری از نظریه‌پردازان بر این باورند که دولت مقصر کاهش ارزش پول ملی است زیرا سیاست‌گذاری درستی را انجام نداده است.

    دکتر فرشاد مومنی – استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه در نشست « اقتصاد سیاسی نوسانات نرخ ارز » که بخش اول آن در پی می آید، تصریح  کرد که اقتصاد سیاسی کشور گرفتار مناسبات مافیاپرور شده است.

    اقتصاد سیاسی ایران گرفتار مناسبات مافیاپرور

    رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: نوسانات نرخ ارز موضوع مهم اقتصاد سیاسی است. واقعیت این است که در زمینه بازی با قیمت‌های کلیدی؛ اقتصاد سیاسی ایران در دام مناسبات مافیاپرور، سوداگرپرور، رباخوارپرور و ضربه زننده به کیفیت زندگی عامه مردم و فشارهای مافوق طاقت بر تولیدکنندگان و از همه مهمتر به افلاس‌کشاندن و میان تهی‌سازی مالیه حکومت دچار شده است. این قفل‌شدگی خطرناک در هر تجربه‌ای امواجی از لطمه‌های وحشتناک اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی و امنیت ملی را برای کشور پدید می‌آورد‌.

    وی در ادامه افزود: با وجود اینکه مخرب بودن و فاجعه‌سازبودن این سیاست در طول سه دهه گذشته بارها و بارها آزموده شده، اما گره‌خوردن این مناسبات به منافع گروه های مافیایی پیش‌گفته، باعث شده که متاسفانه امکان درس گرفتن و یادگرفتن از هیچ‌ یک از تجربه‌های مخرب گذشته، فراهم نشود و این خود عامل گرفتاری است.

    شوک‌ درمانی عامل عمق‌بخشی به مناسبات غیرعادلانه و ظالمانه

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» گفت: اگر قصد بررسی  دینی وجود داشته باشد، شاید شفاف‌ترین عبارت‌ها را دراین زمینه آیت الله شهید دکتر بهشتی در کتاب درخشان «حق و باطل از دیدگاه قرآن» مطرح کردند. از دیدگاه قرآنی، تعبیری به این مضمون دارد که ” اگر شما در اسارت روندهای شدت‌بخش ناکارآمدی و فساد و اضمحلال قرار گرفتید، از جنبه دینی باید ریشه را در این مساله جستجو کنید که سیاست‌گذاری‌ها و عملکرد صرفنظر از نیت حاملان حق و عدل نیست. “

    وی در ادامه افزود: بر همین اساس می‌توان شوک‌درمانی را تحلیل کرد. مساله شوک درمانی و تن دادن به روندهای شدت بخش تضعیف ارزش پول ملی در قله آثار مخربی که از خودش طی بالغ بر سه دهه گذشته برجای گذاشته، نوعی بازتولید نابرابری‌های ناموجه وعمق‌بخشی به مناسبات غیرعادلانه و ظالمانه است.

    از مخالفت با نظام سلطه تا خدمت به نظام سلطه

    نویسنده کتاب « اقتصاد دانش بنیان بررسی نقش فناوری و نواوری در توسعه اقتصادی» تصریح کرد: در ادبیات موضوع گفته می‌شود که عاملان تضعیف ارزش پول ملی باید بدانند که صرفنظر از اقداماتی که آنها را اغوا می‌کند و به سمت چنین سیاست‌هایی می‌کشاند، باید به این قضیه توجه داشته باشند که این سیاست، ارزش کار مردم ایران را هدف قرار می‌دهد و با بی‌ارزش شدن ارزش پول ملی و تقویت ارز صرفنظر از شعارهای ادعایی در مورد مخالفت با نظام سلطه، این مساله یعنی از  بین بردن قدرت خرید یک نشانه تلخ و غم‌انگیز در خدمت نظام سلطه است و  سیاستگذاران در عمل حامی حق و عدل نیستند. این به اعتبار شیرین‌کاری‌های غیرمتعارفی است که در دولت فعلی در این زمینه رخ داده و جای دریغ و تاسف خیلی بیشتری دارد که اینها از موضع نقد این سیاست ها سر کار آمدند! و الان در حال انجام اقداماتی هستند که یک پژوهشگر منصف و بی‌طرف بارها بر دولت‌های قبلی رحمت می‌فرستد.

    از خرید دو کیلو طلا با صد هزارتومان تا هشت صدم گرم !

    عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: می‌توان به مطالعه صورت گرفته که انتشار عمومی یافته اشاره کرد که در آن نشان داده شده بود: در حالی که قدرت خرید یک میلیون ریال در سال ۱۳۵۶ معادل دو کیلوگرم طلای خالص بوده، در سال ۱۳۹۹ این قدرت خرید به هشت صدم گرم رسیده است!

    وی در ادامه افزود: امیدوارم که سقوط چهل هزارمی قدرت خرید ریال در برابر طلا و این سقوط وحشتناک ارزش ریال، آنهایی را که غافلانه و غیرفاسدانه و غیرطماعانه تن به چنین سیاست‌هایی می‌دهند را هوشیار کند!

    زیرا ما نیاز داریم که سطح هوشمندی خودمان را در آین زمینه بالا ببریم ‌و به صورت‌ شفاف در معرض آگاهی‌های کارشناسانه و شرافتمندانه قرا بگیریم. در این صورت افرادی که با حریت نظر خود را اعلام می‌کنند و زیر بار چنین سیاست‌هایی مخربی نروند، بیشتر می‌شود.

     رشد ۱۱۴۰ درصدی شاخص قیمت جهانی غذا

    نویسنده کتاب« کالبدشناسی یک برنامه توسعه » گفت: بر حسب تجربیات گذشته باید نکاتی را به مسئولان کلیدی کشور یادآوری کنم تا مشخص شود که این سیاست مشکوک چگونه در حال بریدن امان مردم است؛ و حیات جمعی را پوک و شکننده می‌کند و چشم طمع بیگانگان را به تمامیت ارضی و آینده این کشور مضاعف!

    وی در ادامه افزود: از جنبه فقرزایی این سیاست لازم است توجه داشته باشید که در فروردین ۱۴۰۱ که هنوز سیاست‌های شوک نرخ ارز در دولت فعلی کلید نخورده بود، نسبت به پایان ۱۳۹۶ ، بر اساس  دلار نیمایی آن زمان و قیمت‌های جهانی مواد غذایی، شاخص قیمت جهانی غذا در ایران یک رشد بالغ بر ۱۱۴۰ درصدی را به نمایش گذاشته است؛ دوستان به خاطر دارند که بعد از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی رکوردهای بی‌سابقه جهش قیمت غذا و مواد خوراکی در ایران پدیدار شد.

     رشد ۱۷۴۰ درصدی قیمت روغن خوراکی

    نویسنده کتاب « علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران» گفت: تا قبل از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در فاصله ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ قیمت غذا ۱۱۴۰ درصد رشد داشته است .قیمت برنج ۷۴۰ درصد، قیمت غلات دیگر  ۱۳۰۰ درصد و قیمت روغن خوراکی ۱۷۴۰ درصد رشد  داشته در حالی که در همین دوره زمانی دستمزدها کمتر از ۴۰۰ درصد رشد داشته است.

    وی در ادامه افزود: در نیمه دوم ۱۳۹۰ برای اولین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران اندازه جمعیت فقیر در عرض سه سال، دو برابر می‌شود و این کوتاهترین زمان تجربه شده برای دو برابر شدن جمعیت فقیر است؛ به این دلیل که قیمت مواد غذایی چنان جهش‌هایی را تجربه کرده و این در حالی است که رشد اسمی دستمزدها در همین دوره زمانی کمتر از چهارصد درصد بوده است. یعنی پرتاب خشن و بی‌رحمانه بخش بزرگی از محروم‌ترین و مظلوم‌ترین گروه‌های اجتماعی به زیر خط فقر در این دوره اتفاق افتاده است.

    از داستان نداشتن ارز برای دارو تا اختصاص به غذای سگ و گربه

    نویسنده کتاب« اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز» گفت: طنز تلخی که مشکوک بودن و در راستای مطامع بیگانگان را به وضوح و عریانی به نمایش می‌گذارد، این است که در همین دوره زمانی یعنی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱ ما شاهد این هستیم که در فرایند تخصیص ارز در کشورمان برای واردات موز ،غذای سگ و گربه، تنقلات و انواع کالاهای لوکس در ترکیه و بقیه همسایگان و تسهیل مسافرت به این کشورها ارز برای تخصیص دادن وجود داشته اما برای نان و داروی مردم کشور دائما با چالش و بحران روبرو بوده است.

    وی در ادامه افزود: اگر هنوز کسی در این سرزمین گرامی بخواهد نقش سیاست‌های مخرب ،مشکوک و نابخردانه را جدی بگیرد .همین یک داده کفایت می‌کند اما از آنجایی که از دریچه اندیشه توسعه ما محکوم به آینده‌نگری هم هستیم باید این موضوع را بررسی کرد که استمرار این سیاست مخرب چقدر ما را با سرعت و شتاب بیشتری به سمت اعماق جدیدی از باتلاق توسعه نیافتگی هدایت می‌کند. به این منظور باید روندهای مربوط به بخش‌های مولد را زیر ذره‌بین قرار داد.

    سلطه نظام مافیایی بر ساختار تصمیم‌گیری

     رئیس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد گفت: آثار نابخردانه تضعیف ارزش پول ملی و افزایش نرخ ارز به گونه‌ای است که در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ به واسطه اینکه بی‌سابقه‌ترین شوک‌های نرخ ارز تا قبل از روی کار آمدن دولت فعلی در تاریخ اقتصادی ایران تجربه شده بود . در این زمان، نرخ تشکیل سرمایه ثابت در ماشین آلات ۵۵ درصد سقوط داشته است، یعنی به موازات رباخوارپروری؛ قاچاق‌چی‌پروری و دلال‌پروری و سوداگرپروری شوک نرخ ارز، افزایش بی‌سابقه‌ای در گرایش به سرمایه‌گذاری غیرمولد رخ داده است.

    وی در ادامه افزود: برای اینکه مخاطب گرامی متوجه شود که سلطه مناسبات مافیایی در ایران در نظام تصمیم‌گیری کشور به چه سطحی رسیده، باید به این نکته توجه داشت که در تاریخ اقتصادی دوره نفتی ایران هر وقت سیاست‌های نابخردانه آمیزه‌ای از رکود و تورم را به  کشور تحمیل می‌کرد، سیاستگذار کوته‌نگر تلاش می‌کرد تا از طریق دامن زدن به تب سوداگری بخش مستغلات و ساختمان اشتغال ایجاد کند تا آن موج خطرناک را رد کند.

    بازی کردن با سرنوشت اجاره‌نشین‌ها

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: برای اینکه ببینید بازی با نرخ ارز چه فضایی از سوداگری را در ایران رونق بخشیده است بهتر این موضوع را یادآوری کرد که یکی از بهترین نشانه‌ها این است که انگیزه سرمایه‌گذاری در ساختمان مسکن و مستغلات را کاهش داده است.

    وی در ادامه افزود: یعنی در دهه ۱۳۹۰‌که پرتعدادترین شوک‌های نرخ ارز تجربه شد، سهم تشکیل سرمایه ثابت در ساختمان ۳۴ درصد کاهش داشته است‌. یعنی گویی هر فعالیتی که کوچکترین نشانه‌ای از گرایش تولیدی دارد ولو اینکه مخرب باشد از بین رفته است! مثل دامن زدن به سوداگری در بخش مسکن و بازی کردن با سرنوشت مردم به ویژه اجاره‌نشین‌ها . حتی در بخش ساختمان هم تشکیل سرمایه ثابت به همین صورت بوده است.

    کاهش سهم دستمزدها از ارزش تولیدات صنعتی

    نویسنده کتاب« پرچمدار اقتصاد ملی» گفت: چیزی که مساله را نگران کننده می‌کند، این است که در کنار این روندهای مخرب، سهم دستمزدها از ارزش تولیدات صنعتی کاهش یافته است . واقعا اگر گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن وجود داشته باشد من در داده مورد اشاره قبلی این نکته را مطرح کردم  که  قیمت مواد غذایی هیچ  تناسبی با افزایش دستمزد مشاهده نمی شود .

    حرکت کشور به سمت آینده‌سوزی!

    مومنی اظهار داشت: در واقع کشور به سمت یک استثمار وحشتناک نیروی کار صنعتی حرکت کرده است و این نشان‌دهنده این است که کشور به سمت «آینده سوزی » فراتر از «آینده فروشی» رانت‌محور و متکی به بدهی فزاینده دولت  حرکت کرده است.

    سهم «یک و شش دهم» درصدی دستمزد در پتروشیمی

    نویسنده کتاب « عدالت اجتماعی آزادی و توسعه در ایران امروز » تصریح کرد: در سال ۱۴۰۰ مستندات نشان می‌دهد که سهم دستمزدها از ارزش تولیدات کارگاه‌های صنعتی  بزرگ چیزی حدود «هفت و نیم درصد» به طور متوسط است. هر قدر که آن رشته فعالیت به سمت رانتی بودن بیشتر حرکت کرده سهم دستمزدها در این رشته فعالیت‌ها از این حد هم کمتر شده است.

    وی در ادامه افزود: به طور مثال در صنعت خودروسازی در سال ۱۴۰۰ سهم دستمزدها حدود «پنج و نه دهم درصد» از ارزش تولیدات کارگاه‌های صنعتی بزرگ بوده است. در فولاد «سه و سه دهم درصد» و صنایع نفتی «سه درصد»  و در صنایع شیمیایی «دو و شش دهم درصد» و از هم فاجعه آمیزتر در صنایع پتروشیمی است که سهم آنها «یک و شش دهم» درصد است.

    فشار استثماری کشنده بر نیروی کار

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه گفت: محاسباتی که من با تعبیر مافیایی از آن یاد می‌کنم و ریشه در شوک‌های پی در پی نرخ ارز دارد، در تمایلات رباخوارانه و محور قرار دادن منافع مافیای واردات جلوه‌گر شده است.

    وی در ادامه افزود: در همین سال ها وقتی به سایت بورس مراجعه می‌کنید، متوجه می شوید که تعدادی از همین کارگاه‌های بزرگ صنعتی که اسم آنها الان مطرح شد سهمی که بابت هزینه‌ نرخ بهره پرداخت کردند حدود سی درصد بوده است. یعنی اعمال سیاست‌های شوک درمانی تا این اندازه رونق برای رباخواران ایجاد کرده و فشارهای استثماری کشنده را به نیروی کار این کشور تحمیل کرده است.

    واردات سی میلیار دلار کالای قابل تولید در داخل

    نویسنده کتاب « تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران» گفت: به موازات چاق کردن رباخواران، مافیایی واردات را تقویت می‌کنند. من شما و همه علاقمندان را دعوت می‌کنم تا کتاب بسیار جالب دکتر محسن مسرت تحت عنوان سرمایه‌داری کمونیستی در چین و سرمایه‌‌داری مرکانتلیستی در ایران را مطالعه کنید. این کتاب داده‌های تکان‌دهنده و غم‌انگیزی در مورد اقتصاد سیاسی ایران را مطرح کرده است.

    وی در ادامه افزود: در حالی که  روندهای انحطاطی در ۱۳۹۰ در ایران تجربه شده است، این کتاب مستنداتی را آورده که نشان می‌دهد سهم واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور در بعضی از سال ها به حدود سی میلیارد دلار رسیده است! وقتی کالاهای قابل تولید در کشور را وارد می‌شود، در کنار آن، ضربه‌های مهلکی به تولید کنندگان زده می‌شود.

      از بین‌ رفتن ۲۵ تا صد هزار فرصت شغلی

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: بر اساس، مطالعات دکتر محمد  نقی‌زاده، به ازای هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در داخل ، بین ۲۵ تا صد هزار فرصت شغلی از بین می‌رود. حکومت گرامی باید بداند که مملکت را وارد چه قماری کرده است!

    وی در ادامه افزود: یک ضلع ماجرا، رونق‌بخشی غیرعادی به رباخواری است. یک ضلع دیگر، ماجرا اشتغال‌زدایی وحشتناک است. محاسبات نقی‌زاده نشان داد که ضلع سومی هم وجود دارد که وقتی شما به تولید لطمه می‌زنید و مافیای واردات را تقویت می‌کنید لاجرم اتکا به خام‌فروشی برای تامین ارز مورد نیاز برای واردات افزایش پیدا می‌کند. همین موضوع بسیار خطرناک و وحشتناک است.

    تبعات سیاست‌ ورزی مشکوک صادرات خام‌ فروشانه

    نویسنده «اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» گفت: این مطالعه نشان می‌دهد که صادرات خام‌فروشانه از نظر اشتغال‌زدایی عینا نتیجه‌ای شبیه واردات کالاهای قابل تولید در داخل دارد. پس اگر شما مشاهده می‌کنید که کشور با این اندازه از بحران اقتصادی روبرو است و این همه لطمه وحشتناک از نظر اقتصادی و اجتماعی وارد شده است، باید تمام این تبعات را نتیجه سیاست‌ورزی مشکوک بدانید.

    وی در ادامه افزود: وقتی نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور مشاهده می‌کند که نظام اجتماعی چه از نظر هنجارها و چه از نظر اعتماد عمومی با بحران حاد روبرو شده است، باید متوجه شوند که اجرای این سیاست‌ها موجب جایگزینی مشاغل مربوط به واسطه‌گری مالی می‌شود. در چنین شرایطی ، فاجعه بزرگی رقم خواهد خورد.

    درس نگرفتن نظام سیاست‌گذاری کشور!

     عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد علامه گفت: در همین روزهای میانی اسفندماه ۱۴۰۲ سازمان نظام پزشکی قانونی کشور آمار نزاع در سال ۱۴۰۱ را منتشر کرده و به صراحت اعلام کرده که استان‌هایی که بیشترین جمعیت را داشتند بیشترین آمار نزاع و درگیری هم داشتند و در مورد سال ۱۴۰۲ موضوع تکان‌دهنده‌ای را اعلام می‌کند که فقط در پنج ماه ابتدایی سال ۱۴۰۲ بیش از ۲۹۷ هزار نفر به دلیل درگیری منجر به جرم به پزشکی قانونی مراجعه کردند.

    وی در ادامه افزود: این آمار نشان می‌دهد که چه بلایی بر جامعه ما آمده است.این فقط نمونه کوچک از آمار تکان‌دهنده موجود در جامعه ما است. موضوع تلخ و غم‌انگیز این است که نظام سیاست‌گذاری کشور در عین حال که از هیچیک از تجربه‌های  سه دهه گذشته درس نمی‌گیرد.

    سلطه غیرمتعارف بازارگرایی مبتذل / همان بازار سیاه قدیم را تغییر اسم داده اند به بازار آزاد!

    نویسنده کتاب« فرهنگ و توسعه» گفت: نظام سیاست‌گذاری کشور برای توجیه این مشکلات، به بازار متوسل شده و‌ این کارهای سخیف را به بازار نسبت می‌دهد. من بسیار متاسف هستم که به واسطه سلطه غیرمتعارف بازارگرایی مبتذل در ایران شاهد این هستیم که مدعیان طرفداری از بازار هم با همین توجیهات همدلی و همنوایی می‌کنند!

    وی در ادامه افزود:در طی بالغ بر ۳۵ سال گذشته عزیزان یک مقاله تاکنون منتشر نکردند تا ما متوجه شدیم که سازوکار تعیین نرخ ارز در بازار چیست؟! در دوران  جنگ تحمیلی و مسئولیت مهندس میرحسین موسوی و همراهی مصطفی عالی نسب؛ اسم این بازار، بازار سیاه بود الان به لطف برنامه تعدیل ساختاری اسم این بازار را بازار آزاد گذاشته اند!

    حاکمیت الیگارشی مالی/ این چه جور بازگرایی شبه‌مافیایی است که در ایران اجرا می‌شود؟!

    فرشاد مومنی با اشاره به سازوکار تعیین نرخ ارز گفت: چرا راجع به آرایش قوا دراین بازار صحبتی نمی‌شود؟! آیا بازیگرهای این بازار ذره‌ای هستند که می‌توانند مناسبات رقابتی معنادار داشته باشند یا ما با یک الیگارشی مالی روبرو هستیم که آنها در حال شعبده‌بازی هستند؟!

    وی در ادامه افزود: من به افرادی که شرافتمندانه و عالمانه از ساختار بازار در یک نظام توسعه‌نیافته رانتی پشتیبانی می‌کنند، توصیه می‌کنم که کتاب کارل پولانی تحت عنوان «دگرگونی بزرگ» را مطالعه کنند. پولانی در یک استعاره طنزگونه و بسیار تلخ می‌گوید که در بین متفکران بزرگ لیبرالیسم اولین کسی که نسبت به رابطه بی‌ثبات سازی اقتصاد کلان با تشدید بحران امنیت حقوق مالکیت، توجه بایسته کرده است، پدر معنوی بازارگرایان یعنی جرمی بنتام بود. حال این چه جور بازگرایی شبه‌مافیایی است که در ایران اجرا می‌شود؟! در حالی که برای یک بازارگرای با شرافت، امنیت حقوق مالکیت اصلی‌ترین حق است، اما شاهد این هستیم که این همه ناامنی سازی حقوق مالکیت از طریق شوک درمانی، هیچ گونه حساسیتی بر نمی‌انگیزاند.

    قدرت انعطاف ملی در گرو ارز در دسترس

    نویسنده کتاب « تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران » گفت: از دریچه اقتصاد سیاسی توسعه، حکومتگران گرامی از دستیاران و مدیران و مشاوران بخواهند تا هشدار تاریخی بالدوین را که از گروه مهندسین مشاور هاروارد بود و اواخر دهه ۱۳۳۰ به ایران آمد را مشاهده و مطالعه کنند.

    وی در ادامه افزود: چقدر تلخ و غم‌انگیز است و مناسبات چقدر باید مافیایی باشد که مسائلی که نزدیک به هفتاد سال ذخیره دانایی مکتوب در مورد آن وجود دارد به راحتی نادیده گرفته می‌شود. بالدوین می‌گوید حیاتی‌ترین کارکرد ارز حاصل از صدور نفت برای اقتصاد رانتی ایران این است که در اقتصاد سیاسی ایران هیچ عنصری به اندازه ارز در دسترس، قدرت انعطاف نظام ملی را نمی‌تواند افزایش بدهد!

     تهی کردن ذخایر ارزی و افزایش شکنندگی نظام

    نویسنده کتاب « اقتصاد ایران در دوران دولت ملی» گفت: در غیاب ضعف مفرطی که در بنیان‌ تولید فناورانه وجود دارد. در همه کشورهای توسعه‌خواه قدرت انعطاف برای واکنش مساعد و به موقع نشان دادن در برابر تغییرات، تابعی از بنیه تولیدی است اما وقتی ربامحوری و واردات‌ محوری و سوداگرمحوری بیشتر در عرصه سیاستگذاری مخرب مشاهده می‌شود ما در حضیض قدرت انعطاف قرار داریم.

    در شگفتم که چرا مسئولان کلیدی مملکت هوشیار نمی شوند؟!

    وی در ادامه افزود:  در چنین شرایطی که اینقدر منطقه پرآشوب و شکننده است و در شرایطی که در کتاب بالدوین تحت عنوان Planning and Development in Iran  برنامه‌ریزی و توسعه در ایران به شکلی و در کتاب ریچارد نفیو، تحت عنوان« هنر تحریم‌ها: نگاهی از درون میدان» به شکل دیگری؛ به صراحت و عریانی این بحث مطرح شده است که تهی کردن ذخایر ارزی کشور و مصرف کردن آنها در موارد غیرضروری می‌تواند شکنندگی‌های نظام ملی را افزایش دهد، من واقعا در شگفتم که چرا مسئولان کلیدی کشور هوشیار نمی‌شوند؟!!

    ماجرای اختصاص ارز مسافرتی مشکوک بود! 

    به گزارش جماران، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه گفت: چرا در چنین شرایطی شاهد این هستیم که به شکل مشکوکی میزان ارز مسافرتی با قیمت سوبسیدی برای مسافرت خارجی در آستانه تعطیلات نوروز افرایش پیدا می‌کند؟! اما وقتی صحبت از ارز مورد نیاز صنعت دارویی می‌شود از نداشتن ارز سخن می‌گویند! واقعا این جور مسایل خیلی ارزش دارد که مورد عنایت بیشتر نظام تصمیم‌گیری قرار بگیرد‌. اینها مسائل کوچکی نیست و جهت‌گیری سیاسی مشکوک و غیر عالمانه به یک مورد و چند مورد خلاصه نمی‌شود.

    وی در ادامه افزود: شما لازم است تا به این نکته توجه کنید که در سه دهه گذشته توجیه‌کنندگان شوک‌درمانی با علم بر اینکه این اقدامات نابرابری غیر موجه را افزایش می‌دهد و به فقر و فساد، عمق بی‌سابقه می‌بخشد ، این اقدامات را انجام دادند.

    دروغ بزرگی به نام فنر نرخ ارز!

    نویسنده کتاب« اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» گفت: این سیاست‌گذاران محترم! برای توجیه اقدامات خود عبارتی را جعل کرده اند تحت عنوان ” فنر نرخ ارز ” من در سال‌های گذشته بارها و بارها گوشزد کردم که این فنر نرخ ارز یک دروغ بزرگ است!

    وی در ادامه افزود: آن چیزی که نقش فنر را برای جهش گاه و بیگاه نرخ ارز بازی می‌کند، سیاست‌های اقتصادی نابخردانه همچون سیاست پولی و سیاست تجاری و صنعتی و نرخ ارز است. در واقع این سیاست‌ها فنر محسوب می‌شوند. واژه مجعول فنر نرخ  ارز وجود ندارد. 

    سیاست مشکوک بانک مرکزی!

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه گفت: حال سوال این است که چرا بانک مرکزی در مورد سیاست به غایت مشکوک، اعلام کردن نرخ سود سی درصدی تحت عنوان گواهی سپرده خاص یک ساله، مورد مواخذه قرار نمی‌گیرد؟! چرا وقتی این کار مخرب را که کارکرد آن تنها دامن زدن به تمایلات رباخورانه است با این توجیه مطرح می‌کنند که ما با این کار قصد داریم نقدینگی را کنترل کنیم تا نرخ ارز کنترل شود.‌مصاحبه پرشمار خبرگان بانکی نادرست بودن این تحلیل را نشان داد.

    وی در ادامه افزود: سپرده‌گذاران قبلی ،سپرده‌های خودشان را جابجا کردند تا سود بیشتری دریافت می‌کنند.  این کار علاوه بر اینکه هزینه مازاد نامتعارف بر شبکه بانکی تحمیل کرد، در عین حال قوه محرک جدید برای افزایش نرخ سود غیررسمی در ترتیبات نهادی و صنعتی و صندوق‌های فعال در بازار سرمایه،نتیجه دیگری نداشته و نرخ سود افزایش یافته غیر رسمی به طرز وحشتناکی نابرابری ناموجه را در ایران افزایش می‌دهد.