برچسب: لایحه خشونت علیه زنان

  • زنانی که برای حفظ جانشان، لایحه ندارند / از اول سال تا الان، هر سه روز دست‌کم یک زن در ایران کشته شده است!

    زنانی که برای حفظ جانشان، لایحه ندارند / از اول سال تا الان، هر سه روز دست‌کم یک زن در ایران کشته شده است!

    به گزارش اقتصادران، «فروغ» چند سالی بزرگ‌تر از ما بود. تابستان همان سال که دیپلم گرفت، زیر درخت گردوی قدیمی حیاط خانه‌شان، از ماجرای عشقش به پسر رویاهایش گفت. هر روز، زیر همان درخت گردوی قدیمی حیاط خانه‌شان جمع می‌شدیم و نوجوانی‌مان می‌گذشت. یک روز، دیگر فروغ نبود. به خانه یکی از اقوام در شهرستانی دور رفته بود. این را خانواده‌اش می‌گفتند. هنوز در فکر این غیبت بودیم که یک روز مادرش خبر داد فروغ برای همیشه به آلمان رفته. ماه‌ها گذشت و از او خبری نشد؛ جز خاطراتی که مادرش از آلمان و به نقل از فروغ تعریف می‌کرد. می‌گفت که او نامه می‌فرستد. اما هیچ نامه‌ای ندیده بودیم. ماه‌ها بعد با نوار زردی که پلیس آگاهی دور خانه‌شان کشیده بود، فهمیدیم که فروغ نه خانه اقوامشان در شهرستان و نه آلمان که زیر همان درخت گردوی قدیمی، خوابیده بود؛ پدرش، او را کشته و در حیاط خانه‌شان چال کرده بود و گویا برادر و شوهرخواهر فروغ هم در جریان بودند و در نهایت، بر سر اختلاف خانوادگی، ماجرا را برای پلیس فاش کرده بودند. مدام تصور می‌کردیم که پدر فروغ اعدام می‌شود تا اینکه چند ماه بعد، او را در خیابان دیدیم که با اقتدار و بسیار خونسرد، مشغول خرید بود.

    سال‌ها بعد فهمیدیم که او ولی دم است و هیچ مجازاتی برایش در نظر گرفته نشده، به ‌خصوص اینکه گفته بود برای حفظ آبروی خانواده، دختر نابکارش را کشته و هیچ قانونی، صدای فروغ نخواهد بود.

    مروری بر لایحه‌ای ضروری‌ که سال‌ها معطل مانده

    یکی، دو سال بعد از این اتفاق، مقارن شد با اولین زمزمه‌های تدوین لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت در سال ۱۳۸۹٫ گویا دختران و زنان بسیاری در این شهر و کشور، به سرنوشت فروغ دچار شده بودند.

    همین شد که اولین نسخه از این لایحه حاوی ۸۱ ماده و در ۵ فصل، در سال ۱۳۹۰ در معاونت امور زنان و خانواده دولت دهم برای تصویب به دولت ارسال شد. ولی با توجه به ماهیت قضایی آن از دستورکار دولت خارج شد. در دولت اول حسن روحانی این لایحه بار دیگر در معاونت امور زنان و خانواده، زیرنظر شهیندخت مولاوردی بررسی شد. متن اولیه آن اصلاح و تکمیل شد و در اسفند ۱۳۹۵ با نام «لایحه حمایت از امنیت زنان در برابر خشونت» برای تصویب به هیات دولت ارسال شد. دولت روحانی در اردیبهشت ۱۳۹۶ آن را به قوه قضاییه ارجاع داد. ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، به گزارش تسنیم، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه، در یک نشست خبری از ارسال لایحه «صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در مقابل خشونت» به دولت خبر داد. متن مورد نظر قوه قضاییه در قالب ۷۷ ماده، برای دولت ارسال شد. لایحه تغییر نام داده بود و شاکله قبلی لایحه‌نویسی را نداشت.

    ۱۰ سال از قتل فروغ و زمزمه‌های تدوین پیش‌نویس لایحه گذشته بود. صد‌ها زن و دختر دیگر در گوشه‌گوشه این کشور، قربانی خشونت خانگی و قتل شدند و برخی هم در رسانه‌های رسمی بازتاب پیدا کردند؛ رومینا اشرفی ۱۳ساله در خرداد ۹۹ به دست پدرش و با داس کشته شد. چند روز پس از قتل رومینا، مرد جوانی در آبادان، سر فاطمه برحی، همسر ۱۹ساله‌اش را از تن جدا و در کنار رودخانه بهمنشیر رها کرد. چند روز بعد، دختری ۲۳ ساله در کرمان که بارها از پدرش کتک خورده بود، این‌بار زیر ضربه تبرِ در دست پدرش، جان سپرد.

    سرانجام، در ۲۴ تیرماه ۱۳۹۹ لایحه حمایت از زنان، دوباره توسط دولت وقت و در دوره تصدی معصومه ابتکار تدوین و در ۲۴ دی‌ ۱۳۹۹ برای طی تشریفات قانونی به مجلس ارسال شد.

    لایحه هنوز به نتیجه نرسیده بود که مقاله‌های دانشگاهی که قبل از سال ۱۴۰۰ به بررسی قتل زنان و دختران می‌پرداختند، آمار این‌گونه قتل‌ها را سالانه بین ۳۷۵ تا ۴۵۰ مورد اعلام کردند.

    بالاخره در ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰، لایحه اعلام وصول و با قید یک فوریت به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع شد. درنهایت پس از تغییرات و تبدیل آن به ۵۱ ماده، در ۲۰ فروردین ۱۴۰۲ تصویب و برای بررسی جزییات بار دیگر راهی کمیسیون اجتماعی شد.

    در انتظار تعیین‌تکلیف برای لایحه، ۱۴ تیر ۱۴۰۲ روزنامه شرق نوشت: «از خرداد ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۲ حداقل ۱۶۵ زن و دختر در کشور به دست مردان خانواده به قتل رسیده‌اند.» ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ نیز بررسی‌های «اعتماد» از اخبار رسمی منتشرشده توسط رسانه‌ها نشان داد که از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا پایان دی ماه ۱۴۰۲ «دست‌کم ۱۰۰ زن و دختر» به بهانه‌های مختلف توسط مردان خانواده به قتل رسیده‌اند. هنوز خبری از لایحه نبود و در سال ۱۴۰۳ بر سر کار آمدن دولت چهاردهم، دوباره لایحه مصوب ۱۳۹۹ در دستورکار قرار گرفت.

    هفتم آذر ۱۴۰۳، خبرنگار روزنامه اعتماد به‌ دنبال دریافت آخرین اطلاعات از وضعیت این لایحه با نمایندگان مجلس، اعضای کمیسیون اجتماعی یا فراکسیون زنان به این پاسخ رسید که «در حال‌ حاضر جزییات لایحه که باید مورد تصویب نمایندگان قرار بگیرد در دستورکار نمایندگان کمیسیون قرار دارد، اما هنوز وارد دستور فعلی کمیسیون نشده است.»

    از ابتدای ۱۴۰۴، هر سه روز دست‌کم یک زن کشته شد

    آن‌طور که در اخبار و منابع خبری منتشر شده، بین ۴۵ تا حدود ۶۲ زن، طی ۴ تا ۶ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴، به دست مردان خانواده کشته شدند و انجمن جامعه‌شناسان ایران هم، چهارم آبان ۱۴۰۴، از «ثبت ۶۳ مورد همسرکشی در ایران از ابتدای سال» خبر داد. اینها تمام اخبار نبود؛ نام‌های دیگری از آن روز تا امروز، پیوسته منتشر می‌شود؛ فقط در همین شهریور و مهر ۱۴۰۴، ده‌ها زن توسط مردان خانواده‌شان به قتل رسیدند، برخی‌ در رسانه‌ رسمی اطلاع‌رسانی شد و برخی دیگر، فقط در فضای مجازی و گاهی هم در سکوت ماند؛ مانند شهلا کریمیانی، ۳۸ ساله و اهل مهاباد که توسط همسرش به قتل رسید و مخفیانه خاک شد یا زن ۳۲ ساله مرودشتی که توسط دو مرد جوان به عمد با ماشین زیر گرفته شده و هویتش فاش نشده یا زن ۸۰ ساله ساکن تهران که توسط پسرش کشته شده، فرشته دربان، ۲۹ساله و اهل مشهد که توسط پدرش به قتل رسیده و بدن سوخته‌اش در بیابان‌های اطراف پیدا شد، مریم جعفری، ۳۴ساله اهل مشهد که پس از درخواست طلاق از سمت او، به دست شوهرش کشته شد، ریحانه درزاده دختر ۲۳ساله بلوچ و ساجده سندکزهی ۲۰ساله و اهل خاش که شوهرانشان جانشان را گرفتند، زن ۴۰ساله پاکدشتی که توسط شوهرش خفه شد، سارینا رستمی ۱۶ساله که به ‌دلیل مخالفت با ازدواج اجباری، به ضرب گلوله کشته شد، وجیهه ۴۱ساله که پس از درخواست مهریه، همسرش او را کشت، ثریا علیمحمدی که همسرش او را با بنزین به آتش کشید، سمیه کیومرثی به همراه دو دخترش، ساناز ۱۷ساله و مارال ۹ ساله توسط همسرش کشته شدند، فاطمه ۱۶ساله در شادگان به دست عمویش به قتل رسید، زنی ۴۰ساله اهل مشهد، توسط همسر سابقش در منزل مسکونی‌اش کشته شد، شیما سلیمانیان ۱۵ ساله، توسط پسرعمه‌ خود در شادگان به قتل رسید، راحله سیاوشی ۲۶ ساله، ورزشکار رشته رزمی ووشو در شهر نهاوند، به ‌دست همسرش با ضربات چاقو به‌ شدت مجروح شد و پس از دو روز در بیمارستان جان خود را از دست داد و … .

    در میان خبرهای همسرکشی که در رسانه‌های رسمی ایران منتشر شد، برخی از آنها مانند المیرا آقاجانی، دانشجوی ۲۲ ساله قزوینی، شیدا کاردگر، دختر ۱۵ساله بابلی، لیلاگلی دشیری، دختر ۱۸ساله زنجانی، توسط خواستگارانی که پاسخ منفی دریافت کرده بودند، به قتل رسیدند. برادر لیلا به «اعتماد» می‌گوید: «از همان ابتدا می‌دانستیم که این پسر، خانواده درستی ندارد. خواهرم هم اصلا تمایلی به او نداشت. او فقط یک بار از خواهرم خواستگاری کرد و بعد از شنیدن جواب منفی، پافشاری، مزاحمت‌ها و تهدیدهایش آغاز شد. چند بار از تهدیدهایش شکایت کردیم، اما چون هنوز اتفاقی نیفتاده بود، به جایی نرسید. پیگیری‌ها تازه بعد از این آغاز شد که او روی لیلا بنزین پاشید و آتشش زد. هر چند که بعد از متواری‌ شدن، بازداشت و محاکمه شد، اما نوشدارو پس از مرگ سهراب بود.»

    برخی زنان به‌ قتل ‌رسیده، مادرانی بودند که به‌ دلیل ازدواج مجدد پس از جدایی یا فوت همسر، فرزندانشان به نام ناموس و غیرت، آنها را به قتل رساندند؛ در این میان باید به قتل مهناز، توسط دو پسرش اشاره کنیم.

    زنانی هم مانند ثریا علیمحمدی، به ‌دلیلی غیر از آنچه رایج بود، به قتل رسیدند. این زن ۳۲ ساله، شهریور ۱۴۰۴، توسط همسرش به آتش کشیده شد. آن‌طور که بستگان این زن به «اعتماد» گفتند: «ثریا و همسرش، اختلافی نداشتند و بحث و جدل میان آنها، در حدی نبود که به این خشونت منجر شود. حتی روز حادثه هم، هیچ نشانه‌ای از درگیری نبود. اما ثریا، پیش از قتل، متوجه رفتارهای مشکوکی از طرف همسرش شده بود؛ مثلا دیده بود که در پارکینگ خانه، گودالی کنده و روی آن را دوباره با سیمان پر کرده. ثریا هم به خواهرانش گفته بوده که متوجه موضوعی در مورد همسرش شده که اگر آن را فاش کند، اعدام هم برای همسرش کم خواهد بود. ظاهرا نگرانی از فاش‌ شدن این راز، باعث شد که همسرش این‌ بلا را سر ثریا بیاورد.»

    تقلیل خشونت علیه زنان به سناریوی تکراری اختلاف خانوادگی

    در این بین شاید تصور کنیم که اکثر قتل‌ها، به بهانه‌های ناموسی، اختلافات خانوادگی یا ناآگاهی اجتماعی باشد، اما وقتی در میان آمار همسرکشی، نام منصوره قدیری و زهرا قائمی به میان می‌آید، ماجرا تغییر می‌کند؛ منصوره، خبرنگار و پژوهشگر ایرنا، ۱۹ آبان ۱۴۰۳، توسط همسرش که وکیل دادگستری بود، بر اثر ضربات چاقو و دمبل جان باخت. ۱۶ مهر ۱۴۰۴ هم، زهرا قائمی، کارمند دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران، در خانه‌اش کشته شد. همسرش او را خفه کرده بود. صبح ۲۲ مهر، پلیس ویدیویی از مردی منتشر می‌کند که خودش را همسر و قاتل زهرا معرفی می‌کند. در نهایت هم باز خشونت خانگی و ناامنی زنان، به سناریوی تکراری اختلاف خانوادگی تقلیل پیدا می‌کند. با توجه به نمونه‌های اینچنینی، دیگر نمی‌توانیم بگوییم که زنان باید خودشان آگاه‌تر و هوشیارتر باشند یا به حقوق خودشان واقف شوند؛ چراکه برای منصوره و زهرا و بسیاری دیگر، آگاهی و اطلاع از حقوقشان، به کار نیامده و بیشتر شبیه یک تئوری نوشته ‌شده روی کاغذ است تا مرجعی که امنیتشان را تامین کند.

    لایحه از نظر موضوع، هدف و حتی عنوان، استحاله ماهوی پیدا کرده

    در همین زمان و در دوران تصدی معاونت زهرا بهروزآذر در دولت چهاردهم بود که دوباره بررسی لایحه در جلسات ‌مختلف پیگیری شد، اما تغییرات ماهوی این لایحه موجب مصاحبه بهروزآذر و تاکید بر استرداد این لایحه شد. مسعود پزشکیان، رییس‌جمهور نیز در یازدهم خرداد ۱۴۰۴، استرداد لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت را با شماره ۴۳۵۷۴ برای انجام تشریفات قانونی به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد.

    ۲۰ مهر ۱۴۰۴ هم معاونان اسبق رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده با ارسال نامه‌ای به رییس‌جمهور، نسبت به تغییرات ماهوی در لایحه «حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» هشدار دادند و خواستار استفاده دولت از ابزار قانونی برای استرداد لایحه و بازگشت به متن اصلی شدند. این نامه که به امضای شهیندخت مولاوردی و معصومه ابتکار؛ معاونان رییس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم رسیده، نسبت به حذف سازوکارهای بازدارنده و حمایتی از زنان و خانواده در برابر خشونت، هشدار داده و آن را عامل دامن ‌زدن‌ به شکاف‌ها و تهدیدی برای انسجام اجتماعی قلمداد کرده است.

    شهیندخت مولاوردی، حقوقدان و معاون اسبق زنان و خانواده نهاد ریاست‌جمهوری، درباره وضعیت کنونی این لایحه به «اعتماد» می‌گوید: «لایحه تغییراتی داشته و از نظر موضوع، هدف و حتی عنوان، استحاله ماهوی پیدا کرده است. به ‌تازگی هم اعلام شده که دولت در حال تدوین دستورالعملی است تا موادی از لایحه را که نیاز به تصویب مجلس ندارد، در آن دستورالعمل به عنوان وظایف و مسوولیت‌های دستگاه‌های اجرایی و دولتی بگنجاند.»

    مولاوردی درباره نتیجه این درخواست می‌گوید: «چند وقت پیش نامه‌ای خطاب به دکتر پزشکیان نوشتیم، مبنی بر اینکه استرداد لایحه به‌ دلیل تغییرات بسیار، باید در عمل اتفاق بیفتد؛ چراکه هر چند درخواست استرداد داده شده، اما هنوز عملیاتی نشده و ظاهرا جهت پیگیری به معاونت امور زنان ارجاع شده است.»

    به‌ گفته این حقوقدان، در لایحه اولیه، در بخش جرایم و مجازات‌ها، به بسیاری موارد در راستای تامین امنیت زنان پرداخته شده بود. این موارد به لایحه، جنبه قضایی داده بود و بر اساس تفسیر شورای نگهبان، نیاز به اخذ نظر قوه قضاییه داشت. در دولت دوازدهم، به قوه قضاییه ارسال و چندین جلسه برگزار شد تا در نهایت به تفاهمی در متن لایحه رسیدند و سال ۹۹ به مجلس ارسال شد. امروز اما می‌بینیم بخش‌های مربوط به جرایم و مجازات‌ها از لایحه جدا شده و به‌ صورت طرح به مجلس ارایه شده تا به قانون حمایت از خانواده الحاق شود، از طرفی بخش‌های مربوط به تکالیف دستگاه‌ها که تقسیم کار ملی شده بود هم در حال تبدیل به دستورالعمل است. با این وصف، این لایحه چند تکه شده و دیگر خاصیت و موضوعیت خود را از دست می‌دهد.

    پس از درخواست استرداد لایحه، ششم آبان ۱۴۰۴، زهرا بهروز‌آذر، معاون رییس‌جمهور در امور زنان و خانواده درباره آخرین وضعیت لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت اعلام کرد: «تلاش می‌شود از ظرفیت این نهاد قانونگذاری برای تصویب لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت استفاده شود. دولت به تصویب این لایحه اکتفا نکرده و در حال تدوین دستورالعملی است که با استفاده از ظرفیت‌هایی که دولت دارد بتوان این مسیر را پیش برد.»

    همسرکشی که رسانه‌ای نمی‌شوند

    به ‌گواه شاهدان و فعالان اجتماعی در شهرهای مختلف، آمار منتشر شده از قتل‌ها و خشونت‌ها، نمونه کوچکی از واقعیتی است که زنان با آن مواجهند؛ به ‌گفته یکی از فعالان حقوق زنان در مریوان، هر سال، در مدارس با دختران و پسرانی مواجه هستیم که در خانواده خود شاهد همسرکشی بودند؛ او به «اعتماد» می‌گوید: «در این شهر، آشنایان بسیاری دارم که هر کدام، با تجربه همسرکشی در خانواده‌شان مواجه بودند یا خودشان در معرض آن قرار گرفتند. اما بسیاری از این خشونت‌ها، سربسته مانده؛ مثل یکی از همشهری‌ها که ناگهان دخترش ناپدید شد و گفت که از ایران رفته. ما با توجه به شناختی که از خلقیات و وضعیت مالی این خانواده داریم، می‌دانیم که چنین چیزی ممکن نیست، اما چه می‌توانیم بگوییم؟» موضوع دیگری که این فعال اجتماعی به آن اشاره می‌کند، نسبت فامیلی در اهالی شهرهای کوچک است که مانع بزرگی برای پیگیری موارد مربوط به خشونت و قتل است: «گاهی اوقات، قاتل، قوم ‌و خویش خانواده مقتوله در این شرایط به ‌راحتی نمی‌توانند پای قصاص و محاکمه بایستند. از طرفی، وقتی برادر، خواهرش را کشته، پدر چطور می‌تواند پای محاکمه پسرش بماند و یک فرزند دیگر خود را از دست بدهد.»

    فعال دیگری هم در خوزستان، به همین موضوع اشاره می‌کند و از حل موارد اینچنینی، درون طایفه و بدون دخالت نیروی انتظامی می‌گوید: «در اینجا طوایف و عشیره‌ها، فرهنگ و آداب خاص خودشان را دارند. در بسیاری موارد هم، زن حق تصمیم‌گیری ندارد و اگر پای نظر خودش بایستد، مصداق بی‌آبرویی است. در این صورت اگر بی‌آبرویی با مرگ پاسخ‌ داده شود، گاهی حتی نشان اقتدار مردان خانواده است. نمونه آن را هم در قتل مونا حیدری دیدیم؛ دختری که همسرش سرش را برید و با سر بریده‌ مونا، در خیابان‌ها راه رفت. اولیا دم، از همسر مونا که پسرعمویش بود، گذشت کردند.»

    هر دو این فعالان، بر این باورند که با توجه به رفتارهای قومی و فرهنگی که در یک منطقه دیده می‌شود، شاید نتوانیم منتظر مجازات بیشتر باشیم، اما کاش قانون، بازدارندگی بیشتری داشت که حداقل به ‌واسطه ترس از مجازات، افراد به این رفتارها دست نمی‌زدند. انگار چون می‌دانند که هیچ مجازات و سختگیری‌ای در انتظارشان نیست، هیچ ترسی از انتخاب خشونت و قتل ندارند.

    مخالفان به هر قیمتی می‌خواهند لایحه را ابتر و از حیز انتفاع ساقط کنند

    از زمان تدوین پیش‌نویس لایحه تا امروز، در تمام روزهایی که در تصمیم‌گیری برای این لایحه تعلل می‌شد، صدها زن و دختر، قربانی خشونت‌های خانگی و قتل توسط مردان خانواده شده‌اند. «اشرف گرامی‌زادگان»، مشاور حقوقی و پارلمانی معاونت امور زنان و خانواده در دولت یازدهم و دوازدهم هم با اشاره به دقت تدوین این لایحه به «اعتماد» می‌گوید: «لایحه‌ای که سال ۹۹ (لایحه اصلی ۲۴/۰۹/۹۹) تقدیم مجلس شد، از طرح مساله تا تدوین مناسب، سال‌ها زمان برد. ده‌ها متخصص اعم از اساتید، علما، قضات، وکلا و مدافعان حقوق زنان و خانواده (اعم از دولت، قوه قضاییه، مراکز مطالعاتی و سازمان‌های غیردولتی) تلاش کردند تا با تجمیع نظرات، لایحه‌ای مناسب و نزدیک به استاندارد عرضه کنند. آنها جلسه گذاشتند و تبادل‌نظر کردند تا پذیرش لایحه در جامعه به اکثریت قابل ‌قبولی برسد و نظر جمعی به متن لایحه سال ۹۹ رسید. اگر این در مجلس با اراده کافی و حسن‌ نظر مورد بررسی و واکاوی قرار می‌گرفت و تصویب می‌شد، بی‌شک با تمهیداتی که دستگاه‌های اجرایی برعهده داشتند، امکان پیشگیری یا اعمال خشونت کاهش می‌یافت. قوه قضاییه نیز با کاربرد قانون و نظارت بر اجرای آن به پیشبردش کمک می‌کرد. لایحه فوق‌الذکر نگاه مطلوبی به آموزش و آگاهی داشت. ما مدعی نیستم که به ‌محض تصویب، نتیجه مطلوب حاصل می‌شد ولی به ‌مرور با اجرایی ‌شدن اقدامات دستگاه‌ها از جرم و جنایت کاسته می‌شد و با آموزش در خانواده و مراکز آموزشی، شاهد کاهش قتل و جرم و جنایت بودیم. نقش آموزش و ایمنی افراد در برابر خشونت نهادینه می‌شد و از قربانیان خشونت نیز کمتر در حوادث می‌دیدیم. اگر به این لایحه مهم بی‌توجهی شود، امنیت رنگ می‌بازد و قانون و اجرای قانون، خاصیت بازدارندگی خود را از دست می‌دهد.»

    به ‌گفته این حقوقدان، از سال ۹۹ نیز که مجلس آن را اعلام وصول کرد مجدد بحث‌ها و اظهارنظرها شروع شد. کاش آن اظهارنظرها قانونی و در چارچوب معقول و جامعه‌پسند بود، ولی بحث‌ها مکرر از مسیر خارج می‌شود و به جایی می‌رسد که مخالفان به هر قیمتی می‌خواهند لایحه را ابتر و از حیز انتفاع ساقط کنند.

    او درباره دلیل و دیدگاه مخالفان با لایحه توضیح می‌دهد: «زنان، نگران تفکرات و بینش‌هایی هستند که نه به حال و نه به آینده جامعه توجهی ندارند و درصدد هستند تا با مخالفتشان -به بهانه‌های واهی- جامعه را به عقب برانند و پیشرفت جامعه را مختل کنند. در مسیر پیشرفت در جوامع و استفاده بهینه از قوانین و مقررات و حفظ ارزش انسان‌ها، کسانی مخالف هستند که سخنان نو بشنوند یا قوانین مناسب وضع شود تا زنان و خانواده‌ها آسوده‌خاطر شوند. آنها به خود مشغولند و از مردم و خواسته‌های آنان غافل. رویکرد آنان خودمحور بودن است. به خواسته مردم و نیازهایشان بی‌تفاوت هستند؛ این رویکرد آنان است. شما بگویید چه نامی روی این رفتارها بگذاریم؟ ناگفته نماند که در طول بررسی‌های لایحه، مردان متعددی با تخصص‌های گوناگون از این لایحه حمایت کردند و تصویب آن را حق زنان دانستند. لذا می‌دانیم که بخش زیادی از مردان پشتیبان لایحه هستند.»

    در معرض خطر بودن زنان محرز و نگران‌کننده است

    به باور گرامی‌زادگان، هر فردی بنا به نظر و سلیقه خود امنیت را تعریف می‌کند. این لایحه امنیت انسان را ملاک می‌داند و به‌ خاطر حفظ جان و روح انسان، خواهان امنیت است. موضوع زنان نیز به‌ خاطر آسیب‌پذیری بیشترشان، مورد توجه قرار گرفته. روشن است که اکثریت مسوولان و تصمیم‌گیران کشور، مردان هستند و نقش زنان در حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی اندک است. بنابراین دغدغه خشونت با زنان و در معرض خطر بودن آنان -با دقت در جوامع مختلف و متفاوت کشور- امری محرز و نگران‌کننده است. زنان در کشور نقش‌های متعددی دارند؛ نقش همسری، مادری و دخترانی که در خانواده با عناوین مختلف حضور دارند. به همین دلیل باید در پناه قانون و جامعه باشند. همین نقش‌های متفاوتشان در اقوام و قبایل مختلف، موضوع امنیت زنان را پیچیده‌تر و توجه به آن را ضروری‌تر می‌کند.

    تنها آمار رسمی‌ اعلام ‌شده برای میزان این خشونت‌ها، همان مواردی است که در این گزارش درج شده و با جست‌وجو در منابع مختلف خبری به دست آمده؛ نکته قابل‌ توجه این است که کشته ‌شدن زنان بر اثر خشونت خانگی، نه ‌به عنوان همسرکشی که به عنوان قتل ثبت می‌شود و تفکیک آنها، بسیار دشوار یا غیرممکن است. بنابراین احتمال اینکه آمار خشونت‌های خانگی و قتل‌ زنان و دختران به دست مردان خانواده، بیشتر از عددهای اعلام ‌شده باشد، بالاست. به ‌خصوص در برخی شهرها که این اخبار زیر سایه واژه‌هایی چون ناموس، غیرت و آبرو مسکوت می‌ماند. البته همین آمار منتشر شده هم کفایت می‌کند تا جای خالی لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت احساس شود. لایحه‌ای که از سال ۹۲ -زمان تدوین متن اولیه این لایحه- تاکنون بی‌نتیجه مانده؛ هر چند شاید این لایحه که امروز «حفظ کرامت و حمایت از زنان و خانواده» نام گرفته، یک‌شبه نتواند حریف خشونت‌ یا باورهای قومی و فرهنگی نهادینه ‌شده علیه زنان بشود، اما اجرایی ‌شدن آن می‌تواند عامل بازدارنده‌ای باشد که تا حدودی جلوی همسرکشی، خشونت علیه زنان را گرفته و حامی زنان آسیب‌دیده یا در معرض آسیب بشود؛ زنانی که شاید حتی در زمان نگارش این گزارش هم به آمار قتلشان افزوده شده باشد.

  • سیاسی بازی بر سر «لایحه امنیت زنان» / مجلس شورش را درآورد، دولت لایحه را پس گرفت

    سیاسی بازی بر سر «لایحه امنیت زنان» / مجلس شورش را درآورد، دولت لایحه را پس گرفت

    به گزارش اقتصادران، دولت چهاردهم در اقدامی جنجال برانگیز اعلام کرد «لایحه امنیت زنان» را از مجلس پس گرفته است، لایحه ای که سال های طولانی مسیری پر پیچ و خم را در مجالس گوناگون طی کرده است.

    زهرا بهروز آذر معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ دلیل پس گرفتن این لایحه از مجلس را تغییرات زیاد و غیرقضایی کمیسیون خواند. وی در جمع خبرنگاران گفت:«بررسی در کمیسیون با رویکرد غیرقضایی منجر به تغییرات ماهوی جدی در متن لایحه دولت شد، حتی نام آن نیز تغییر کرد. البته مساله‌ ما تغییر نام نیست، بلکه مهم این است که بتوانیم فعل خشونت، سوءرفتار و انواع ناهنجاری‌هایی را که به خصوص در محیط خانواده ممکن است، وجود داشته باشد را به حداقل برسانیم. از آنجایی که طرح جدید تغییرات اساسی پیدا کرده بود، امروز تصمیم به استرداد این لایحه گرفته شد.»

    سارا فلاحی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در واکنش به اظهارات بهروز آذر تغییر در لوایح را وظیفه ذاتی مجلس خواند و گفت: «این لایحه پس از طی فرایندهای مختلف و انجام اصلاحات متعدد در مجلس، نسبت به نسخه اولیه خود تغییرات زیادی داشته است و با آنچه در ابتدا تدوین شده بود تفاوت‌های قابل‌توجهی پیدا کرده است. به همین دلیل، دولت درخواست استرداد آن را مطرح کرده است.»

    اما عده‌ای دیگر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی توپ را به داخل زمین دولت انداختند و اعلام کردند که دولت ناگهان و بدون دلیل این لایحه را مسترد کرده و معاونت امور زنان نیز در جریان این تغییرات بودند. فاطمه محمدبیگی رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به استرداد این لایحه از سوی دولت اظهار کرد:«نمایندگان دولت، قوه قضاییه، معاونت زنان و ریاست جمهوری در جلسات حضور داشتند و نظرات خود را بیان می‌کردند. حتی نمایندگان مجلسی که عضو کمیته نبودند نیز با دعوتنامه کتبی دعوت شدند و همه می‌توانستند نظر بدهند. آن عده‌ای که حاضر شدند، نظرات خود را به صورت مکتوب، شفاهی و با حضور در جلسات ارائه کردند و اتفاقاً یکی از قانون‌گذاری‌های باز مجلس بود که همه اجازه حضور و شرکت داشتند لذا من از موضع‌گیری عزیزان دولت در این خصوص تعجب می‌کنم.»

    سمیه رفیعی نایب‌ رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس نیز در اظهاراتی مشابه بیان کرد: «فرایند بررسی این لایحه در کمیته زنان و خانواده کمیسیون اجتماعی مجلس با دعوت از همه دستگاه‌های مرتبط از جمله نمایندگان دولت، معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری و معاونت قوانین مجلس انجام شده است و به نظرات کلیه ذی‌نفعان توجه شده است.»

    رهبرانقلاب؛ تکیه‌گاه لایحه «تامین امنیت زنان»

    با وجود تمام جدل های سیاسی اخیر دولت و مجلس اما باید گفت انگیزه تدوین لایحه امنیت زنان در ایران به جنبه‌های دینی و مذهبی جاری در کشورمان برمی‌گردد نه بحث‌های سیاسی. نگاه دین اسلام همیشه به زنان در جامعه یک نگاه عادلانه و برابر بوده است. در این راستا رهبر انقلاب همیشه بر رعایت حقوق زنان در جامعه تاکید کرده‌اند. ایشان در دیدار خود با جمعی از بانوان در ۶ دی‌ماه ۱۴۰۲ با شاره به اهمیت لایحه تامین امنیت زنان خاطرنشان کردند:«این قانون باید دنبال شود و ماهم سفارش می‌کنیم تا مجازات سختی برای مردانی که محیط خانه را ناامن می‌کنند، درنظر گرفته شود.»

    در واکنش به توصیه مقام معظم رهبری، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۲ با اشاره به سخنان ایشان در صحن علنی مجلس گفت:«تصویب قانون دقیق برای مقابله با سوء رفتار علیه بانوان مطالبه‌ای است که رهبر انقلاب قریب به سه دهه گذشته بر روی آن تاکید داشتند. با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب در دیدار با اقشار مختلف بانوان بر لزوم تصویب قوانین سخت برای حفظ امنیت و آرامش زنان در محیط خانواده و جامعه و پیشبرد قانونی که اکنون در دست بررسی مجلس است مجلس شورای اسلامی خود را مکلف می‌داند تا با سرعت فرآیند تصویب جزییات این لایحه را به اتمام برساند.»

    همچنین پیش از سخنان رهبر انقلاب در تاریخ ۶ دی‌ماه ۱۴۰۲ انسیه خزعلی معاون شهید رئیسی در امور زنان و خانواده درباره تاکید ایشان در مورد حقوق زنان گفته بود: «ایشان مطالبه‌ای در چند دهه گذشته نسبت به برطرف کردن ظلم از زنان و به صورت خاص در خانواده داشتند، حتی در دیداری که چند ماه پیش خدمت ایشان بودیم با اینکه سخنرانان و مطالبه‌گران خانم مطالب متعددی را مطرح کردند. معلوم بود ایشان خیلی نگران هستند از اینکه چرا قانونی که حمایتگر از زنان باشد، در جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی پیگیری نمی‌شود و به نتیجه نمی‌رسد.» اما با وجود تاکیدات رهبر انقلاب، این لایحه هنوز پس از ۱۳ سال بین دولت و مجلس پاس‌کاری می‌شود و در نهایت نیز دولت چهاردهم آن را به دلیل «تغییر ماهوی» پس گرفته است.

    در ادامه گفتگو با مرضیه شعربافچی‌زاده عضو هیأت علمی دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران و فعال سیاسی اصولگرا و زهرا نژادبهرام عضو سابق شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب را می‌خوانید:

    لایحه امنیت زنان درگیر بازی‌های سیاسی شده است

    شعربافچی‌زاده در تحلیل علت اختلاف دولت و مجلس بر سر لایحه امنیت زنان گفت: براساس اظهارات معاونت امور زنان ریاست‌جمهوری تغییراتی که مجلس در متن لایحه ایجاد کرده به‌گونه‌ای است که ماهیت اصلی آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. دولت نیز با هدف بازنگری و اصلاح لایحه را پس گرفته است. با این حال، هنوز مشخص نیست کدام بخش‌های لایحه نسبت به نسخه اولیه‌ای که در دوره خانم ابتکار ارائه شده بود دچار تغییر شده‌اند.

    وی با بیان این که مسئله اصلی این است که لایحه به جای آن‌که در مسیر حقوقی و حمایتی خود پیش برود درگیر بازی‌های سیاسی شده است، تصریح کرد: در حالی که هدف اصلی لایحه، استیفای حقوق زنان و ایجاد بهبودی ملموس در شرایط آن‌ها بود. در دوره مجلس قبلی، تیمی که روی این لایحه کار می‌کرد دغدغه اصلی‌اش تحقق فرمایشات رهبری بود چرا که ایشان چندین‌بار در سخنرانی‌های خود به لزوم توجه به امنیت زنان اشاره کرده بودند. با همین رویکرد تلاش شد لایحه به سمت تأمین امنیت کلی خانواده سوق پیدا کند؛ چراکه اگر زن در امنیت باشد، بنیان خانواده نیز در امنیت خواهد بود.

    این فعال سیاسی اصول‌گرا در ادامه افزود: این رویکرد نیز با مخالفت‌هایی همراه بود و حتی مناظراتی در این زمینه برگزار شد اما در نهایت لایحه به مرحله تصویب نرسید. با این حال تغییرات اخیر لزوماً به معنای تضعیف لایحه نیست بلکه در راستای اصلاح و بهبود آن صورت گرفته است. اما دولت معتقد است که این اصلاحات کافی نیست و باید بازنگری جدی‌تری صورت گیرد فرایندی که ممکن است چند سال به طول بینجامد. در این میان آسیب اصلی را زنان خواهند دید. این لایحه می‌توانست نقطه امیدی برای زنان باشد. اگر رفتارهای خشونت‌آمیز و مجرمانه علیه زنان به‌طور روشن جرم‌انگاری شود دیگر مجرمان نمی‌توانند با خیال راحت مرتکب چنین اعمالی شوند.

    واژه خشونت و برداشت‌های متفاوت از واقعیت جامعه

    این عضو هیأت علمی دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشی درباره دلیل حساسیت برخی افراد نسبت به واژه «خشونت» در متن لایحه گفت: برخی بر این باورند که صرف استفاده از واژه خشونت در عنوان یا محتوای لایحه به‌نوعی تأیید ضمنی وجود گسترده خشونت در جامعه است و این پیام را منتقل می‌کند که ما با لایحه‌ای روبه‌رو هستیم که برای مقابله با پدیده‌ای فراگیر در جامعه طراحی شده است. از نگاه این افراد چنین رویکردی بازنمایی درستی از واقعیت جامعه ایران نیست. منتقدان معتقدند به‌کار بردن واژه خشونت این تصور را به جامعه القا می‌کند که اکثریت زنان ایرانی قربانی خشونت هستند در حالی‌که چنین تعمیمی نادرست و ناعادلانه است. هرچند در نهایت عنوان نهایی این لایحه بدون اشاره مستقیم به واژه خشونت و با نام لایحه تأمین امنیت زنان ارائه شده است.

    این پژوهشگر حوزه زنان در واکنش به برخی گمانه زنی‌ها درباره نقش احتمالی جبهه پایداری در تغییر ماهوی لایحه گفت: تیمی که در حال کارعلمی و تدوین و اصلاح برروی لایحه بودند از اعضای جبهه پایداری نبودند اما اعضای این جبهه وقتی کمیسیون زنان لایحه را ارائه نمود با آن مخالفت کردند.

    تغییرات لایحه رسالت اصلی آن را مختل نمی‌کند

    شعربافچی‌زاده در پاسخ به این پرسش که آیا ادعای دولت مبنی بر تغییر ماهیت لایحه تأمین امنیت زنان صحیح است یا نه، گفت: ماهیت لایحه از یک چارچوب غربی به شکلی بومی‌سازی‌شده تغییر یافته است. این به معنای از بین رفتن خاصیت بازدارندگی آن نیست بلکه بازدارندگی به شکل دیگری متناسب با ساختار فرهنگی و اجتماعی ما تعریف شده است. تغییرات اعمال‌شده در لایحه به‌گونه‌ای نبوده که رسالت اصلی آن را مختل کند. این اصلاحات تا حد زیادی به دیدگاه‌ها و نگرش‌های تدوین‌کنندگان آن بازمی‌گرد و این‌که نگاهشان به انقلاب اسلامی چگونه است و آیا به حقوق زن در چارچوب اسلام باور دارند یا خیر.

    عضو هیأت علمی دانشکده علوم خانواده دانشگاه تهران در این زمینه که چرا با وجود حمایت‌های رهبر انقلاب هنوز لایحه تأمین امنیت زنان به تصویب نرسیده است، گفت: علت اصلی این تأخیر آن است که لایحه در مجلس یازدهم هرگز به صحن علنی نرسید و با نزدیک شدن به روزهای پایانی آن دوره از دستورکار خارج شد. در مجلس دوازدهم نیز فردی که پیش‌تر مسئول پیگیری این لایحه بود مجدداً به مجلس راه نیافت. به همین دلیل این لایحه همچنان میان دولت و مجلس در رفت‌وآمد است و عملاً در بلاتکلیفی به‌سر می‌برد.

    شعرباف در پاسخ به این پرسش که کدام نهاد مسئول اجرای این قانون خواهد بود و آیا توانایی اجرای آن را دارد خاطرنشان کرد: این موضوع کاملاً وابسته به رویکردی است که در نهایت برای تصویب لایحه در نظر گرفته می‌شود. اگر رویکرد لایحه صرفاً حقوقی باشد اجرای آن بر عهده قوه قضائیه خواهد بود. اما در صورتی که تمرکز بر ابعاد فرهنگی و جامعه‌شناختی باشد نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وزارت ورزش و جوانان یا دیگر سازمان‌هایی که در حوزه زنان فعالیت دارند می‌توانند مسئولیت اجرا را بر عهده بگیرند.

    مجلس نتوانست دیدگاه‌های دولت را تامین کند

    نژادبهرام در پاسخ به این پرسش که با وجود حضور نمایندگان دولت در جلسات کمیسیون‌ها چرا دولت لایحه تأمین امنیت زنان را از مجلس پس گرفت؟ گفت: علت اصلی این تصمیم عدم دستیابی به توافق میان دولت و مجلس بود. با وجود برگزاری جلسات متعدد در کمیسیون‌های مختلف، دولت نتوانست دیدگاه‌ها و ملاحظات خود را در این جلسات به نتیجه مطلوب برساند و در نهایت تصمیم گرفت لایحه را بازپس گیرد.

    عضو پیشین شورای شهر تهران با اشاره به سیر طولانی لایحه عفاف و حجاب در ادوار مجالس مختلف گفت: این لایحه سال‌ها در راهروهای مجلس معطل مانده بود تا در نهایت دولت روحانی آن را به مجلس ارسال کرد، اما مجلس یازدهم نیز به آن بی‌توجهی کرد. در مجلس دوازدهم نسخه‌ای از لایحه که در کمیسیون‌ها دستخوش تغییرات شده بود از سوی دولت آقای پزشکیان پذیرفته نشد و دولت لایحه مدنظر خود را ارائه داد اما در نهایت با مجلس به توافق نرسید. با این حال با توجه به اهمیتی که برای این موضوع قائل است به‌طور حتم لایحه را مجدداً به مجلس ارائه خواهد کرد.

    وی افزود: با توجه به شرایط جامعه و رویدادهای تکان‌دهنده‌ای که در زمینه خشونت علیه زنان اتفاق می‌افتد، ما به شدت نیازمند قانونی جامع برای تأمین امنیت زنان در تمامی ابعاد هستیم. خشونت علیه زنان پدیده‌ای است که در تمامی جوامع وجود دارد اما در جامعه‌ای که مدعی اخلاق و دین اسلام است، بروز چنین رفتارهایی بسیار نگران‌کننده است. ما که به اصول اسلامی پایبندیم باید در مقابله با خشونت علیه زنان پیشگام باشیم.

    انتظار می‌رود مجلس با نگاهی مسئولانه‌تر موضوع را بررسی کند

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه افزود: انتظار می‌رود مجلس دوازدهم با نگاهی مسئولانه‌تر به موضوع ورود کرده و همکاری موثرتری با دولت داشته باشد. دولت نیز به‌خوبی می‌داند که تکرار این خشونت‌ها موجب ایجاد ناامنی روانی در جامعه می‌شود. جامعه‌ای که قادر به تأمین امنیت زنان چه در محیط خانه و چه در سطح اجتماع نباشد نمی‌تواند ادعا کند که در مسیر اخلاق احکام اسلامی و آموزه‌های قرآن حرکت می‌کند.

    عضو پیشین شورای شهر تهران در پاسخ به علت حساسیت‌ نسبت به واژه «خشونت» و تلاش برخی افراد برای حذف آن از ادبیات حقوقی و اجتماعی گفت: واقعاً از این رویکرد متعجبم. مگر می‌توان گفت شب وجود ندارد؟ خشونت یک واقعیت انکارناپذیر است. زمانی که مردی سر همسرش را می‌بُرد یا پدری با چاقو دختر خود را در انظار عمومی به قتل می‌رساند یا فردی اسید بر صورت یک زن می‌پاشد، این‌ها مصادیق روشن و تکان‌دهنده خشونت هستند. ما در جامعه با خشونت مواجه‌ایم و نمی‌توانیم این واقعیت‌ها را نادیده بگیریم.

    وی افزود: باید از خود بپرسیم که آیا واقعاً به‌دنبال اصلاح امور هستیم یا صرفاً می‌خواهیم با تغییر واژه‌ها صورت مسئله را پاک کنیم؟ اگر هدف ما بهبود وضعیت است باید اول از همه واقعیت‌ها را بپذیریم. خشونت علیه زنان در همه جوامع وجود دارد اما مسئولیت ما این است که با بهره‌گیری از ابزارهای قانونی، اجرای برنامه‌های فرهنگی و اولویت دادن به پیشگیری با این پدیده مقابله کنیم. مجازات عاملان خشونت باید در اولویت دوم قرار گیرد.

    داشتن قانون و توانایی اجرای آن، دو بحث متفاوت هستند

    عضو سابق شورای شهر تهران در پاسخ به این پرسش که اگر لایحه تأمین امنیت زنان به قانون تبدیل شود، اجرای آن چگونه خواهد بود و آیا امکان عملی شدن آن وجود دارد یا نه، گفت: داشتن قانون و توانایی اجرای آن، دو بحث کاملاً متفاوت هستند. وظیفه ما قانون‌گذاری است و تکلیف کشور نیز این است که برای هر حوزه‌ای از جمله امنیت زنان، قانون مشخص و مدون داشت.

    وی افزود: قانون‌گذاری ابزار نظم اجتماعی است و بدون آن، امکان اداره مؤثر جامعه وجود ندارد. اما این‌که نهادهای مسئول چقدر بتوانند قانون را به‌درستی اجرا کنند، مربوط به حوزه اجراست و دستگاه‌های نظارتی باید بر عملکرد آن‌ها نظارت دقیق داشته باشند . نمی‌توان به‌دلیل دشواری اجرا، از تصویب قانون عقب‌نشینی کرد. نخست باید قانون را تصویب کرد تا مسیر برای ایجاد سازوکارهای اجرایی و نظارتی هموار شود.

    نژادبهرام در پاسخ به این پرسش که آیا جبهه پایداری نقشی در تغییر لایحه دولت داشته است؟ اظهار کرد: موضوع فراتر از جبهه پایداری است. واقعیت این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم در حوزه مسائل زنان به یک اجماع ملی و دیدگاه واحد برسیم. جبهه پایداری می‌تواند نظرات سیاسی خاص خود را داشته باشد اما مسأله خشونت علیه زنان یک واقعیت اجتماعی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. متأسفانه خشونت علیه زنان نه‌تنها در جامعه بلکه حتی در خانواده‌ها در حال بازتولید است. باید با قاطعیت با این چرخه معیوب مقابله کرد. مقاومت‌هایی که در برابر این مباحث شکل می‌گیرد اغلب ناشی از مقاومت‌های جنسیتی است. ما هنوز نسبت به رعایت حقوق جنسیتی افراد بی‌توجه هستیم و همین بی‌توجهی ریشه اصلی بسیاری از خشونت‌هاست.

    تبعیت زبانی از رهبر انقلاب کافی نیست؛ عمل باید کرد

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در تحلیل این که چرا با وجود تأکیدات رهبر انقلاب، لایحه تأمین امنیت زنان هنوز به تصویب نرسیده است، بیان کرد: هم دولت آقای روحانی و هم دولت آقای پزشکیان بر اهمیت این لایحه تأکید داشتند و آن را به مجلس ارسال کردند. اما واقعیت این است که ما صرفاً در کلام خود را تابع رهبر انقلاب می‌دانیم در حالی که در عمل برخلاف منویات ایشان رفتار می‌کنیم.

    وی تصریح کرد: رهبر انقلاب بارها و به‌صراحت در سخنان خود بر رعایت حقوق زنان و ضرورت مقابله با خشونت علیه آنان تأکید کرده‌اند. ایشان به‌خوبی از وجود خشونت در جامعه نسبت به زنان آگاه‌اند و خواهان تسریع در تصویب این لایحه هستند. اکنون ۴۵ سال از پیروزی انقلاب گذشته است؛ اما باید از خود بپرسیم که واقعاً تا چه اندازه به رهنمودهای رهبری در حوزه زنان عمل کرده‌ایم؟

    نژادبهرام درباره سازوکارهای پیش‌بینی‌شده در لایحه تأمین امنیت زنان برای مقابله با قتل‌های ناموسی گفت: در این لایحه برای هر مورد خشونت، از جمله قتل‌های ناموسی جرم‌انگاری مشخصی در نظر گرفته شده بود. این لایحه حاصل همکاری سه‌جانبه وزارت دادگستری، قوه قضاییه و قوه مجریه است و طراحی آن به‌گونه‌ای بوده که خلأهای قانونی موجود را پوشش دهد. نباید پدر یا هر فرد دیگری این تصور را داشته باشد که می‌تواند مرتکب قتل شود و با خود بگوید در بدترین حالت چند سال زندان خواهم رفت. چنین اطمینانی از ضعف قانون نشأت می‌گیرد و باید با ابزارهای بازدارنده، مانند جرم‌انگاری جدی از بین برود.

    این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: انتظار ما از مجلس به‌ویژه کمیسیون‌های اجتماعی و همچنین نمایندگان زن این است که بپذیرند خشونت علیه زنان یک واقعیت جاری در جامعه ماست. در کنار آن، مسئله فرهنگ‌سازی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نهادهایی مانند وزارت آموزش‌وپرورش رسانه ملی و دیگر سازمان‌های فرهنگی، باید در این زمینه نقش فعال ایفا کنند. بی‌توجهی به این لایحه یا تغییر ماهیت آن، آن هم در شرایطی که خشونت علیه زنان در جامعه مشهود است، بسیار نگران‌کننده است و می‌تواند پیامدهای اجتماعی سنگینی به‌دنبال داشته باشد.

  • مثله سازی “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” توسط مجلسی ها / آقایان نماینده! من باغدان دییرم، سن داغدان؟*

    مثله سازی “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” توسط مجلسی ها / آقایان نماینده! من باغدان دییرم، سن داغدان؟*

    به گزارش اقتصادران، یک بار به نام قانون حمایت از خانواده، موضوع حجاب را به یک مسأله امنیتی در کشور تبدیل کردند و برای نظام و مردم هزینه ساختند و این بار می خواهند با همان عنوان حمایت از خانواده، قانون مقابله با خشونت علیه زنان را مسخ کنند!

    داریم درباره “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” سخن می گوییم؛ لایحه ای که در دولت تهیه و برای تصویب به مجلس رفته است و قرار است از زنان ایرانی در برابر خشونت مراقبت کند.

    خشونت علیه زنان، پدیده ای شوم و البته دیرپا در همه جوامع و از جمله ایران است: از خشونت های کلامی و حیثیتی و حقوقی تا فیزیکی و جنسی و حتی قتل.

    در چنین جامعه ای، جای قانونی که به طور متقن و صریح به مقوله خشونت علیه زنان بپردازد و آنها را از حمایت قانون و نهادهای قانونی برخوردار کند، جزو ضروریات است و از همین رو، دولت، لایجه ای برای حمایت از زنان در برابر خشونت آماده کرده و به مجلس فرستاده است.

    نمایندگان بررسی کننده لایجه اما چه کرده اند؟ اولین کارشان این بوده که نام لایحه را تغییر داده و خشونت را از آن برداشته اند. عنوان لایحه دولت این بوده است “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” ولی مجلسی ها تبدیل کرده اند به “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان و خانواده” . یعنی کل مسیر را از همان اول تغییر داده اند؛ شاید با دیدن نام لایحه گفته اند مگر خشونتی هم علیه زنان وجود دارد که دولت لایجه حمایت از زنان در برابر خشونت داده است؟ چند تا قتل و تجاوز و  کتک زدن و فحاشی و بی آبرویی که نشد خشونت!

    با همین منطق(!) مواد متعددی را نیز حذف کرده اند؛ ازجمله ماده ۲۹ تا ۳۳ و ۳۶ و ۴۲ و ۴۳ و ۴۵ را . در جاهایی هم تا ۸۰ درصد مواد موجود در لایحه را تغییر داده اند تا آن ضرب المثل ترکی مصداق پیدا کند که “من باغدان دییرم، سن داغدان” (من از “باغ” می گویم تو از “کوه”) : دولت لایحه ای داده و مجلس آن را به لایحه ای دیگر تبدیل کرده است.

    باید به جماعت مجلس نشین گفت که اگر لازم می دانید قانونی در این زمینه داشته باشید، چرا خودتان طرح نمی دهید و لایحه دولت را مثله می کنید؟

    تبدیل مصداق های عینی و الزامات  کاربردی و متعین به تعبیرهای کلی و شعارگونه در قانون، از دیگر شاهکارهای مجلسیان در این لایحه است. مثلاً در لایحه دولت، قوه قضائیه و وزارتخانه های دادگستری و کشور موظف شده اند برای حمایت از زنان خشونت دیده، دفتری تاسیس کنند یا صندوق حمایت زا زنان خشونت دیده یا در معرض خشونت تاسیس کنند تا در مواردی چون پرداخت تفاضل دیه -در صورتی که زن به قتل رسیده و قاتل مرد است- وارد شود، یا در خصوص قاچاق زنان اقداماتی انجام دهند و … . اما در لایحه دستکاری شده، این امور مهم به مسائلی چون اختصاص فضای اختصاصی معاینات زنان در پزشکی قانونی منطبق با موازین شرعی تقلیل داده شده است، گو این که الان در مراکز پزشکی قانونی که زیر نطر قوه قضائیه است، موازین شرعی رعایت نمی شود!

    یا در لایحه دولت وزارت آموزش و پرورش موظف شده در مدارس به دانش آموزان آموزش های لازم را درباره چگونگی مدیریت اختلافات،کنترل خشم و حل مساله یاد دهد یا دختران بی سرپرست یا بدسرپرست را در مراکز شبانه روزی تحصیلی پذیرش کند و پیگیر دختران بازمانده از تحصیل شود و … ولی در لایحه تحریف شده، کلی گویی هایی مانند این مطرح شده است: طراحی، تدوین یا بازنگری متون درسی و اجرای برنامه های آموزشی در راستای تحکیم بنیاد خانواده، افزایش مهارت های فردی، خانوادگی و اجتماعی و سواد رسانه ای دانش آموزان در تمام مقاطع تحصیلی بر اساس آموزه ها و سبک زندگی ایرانی- اسلامی با اولویت زیست عفیفانه زنان و “غیرت ورزی” صحیح مردان.

    یا لایحه دولت، وزارت علوم را موظف کرده که تحقیقات کلان و چند رشته ای برای حمایت از زنان در برابر خشونت را در دستور کار قرار دهد و مراکز مشاوره دانشگاهی را توسعه دهد ولی در مجلس آن را تبدیل کرده اند به این که وزارت علوم باید کاری کند که کارکنان و اساتید دانشگاه کسی را تشویق به مجرد ماندن و عدم فرزندآوری نکنند یا این وزارتخانه موظف شده به تخصیص کلاس ها ، سالن مطالعه و حتی دانشگاه جداگانه برای زنان!

    تا انتهای لایحه تحریف شده، پر است از این قبیل موارد؛ حتی در زمینه مجازات مجرمانی که علیه زنان خشونت می کنند نیز دولت چیزی گفته و مجلسی ها چیز دیگری نوشته اند! آدمی یاد کتاب معروف  “مردان مریخی ، زنان ونوسی” می افتد که نویسنده در باب تفاوت زنان و مردان می گوید که گویا هر کدام از سیاره ای جداگانه آمده اند. اینجا هم دقیقاً همین اتفاق افتاده: گویا لایحه دولت از مریخی آمده و لایحه مجلس ونوسی است.

    اینجاست که باید به دولت یک هشدار جدی داد: جریان عصبانی از عدم اجرای قانون ضدمردمی عفاف و حجاب توسط رئیس جمهور، می خواهد ناکامی خود در تحمیل آن قانون به دولت و مردم را با تحریف و مین گذاری لایحه مقابله با خشونت علیه زنان، جبران کند و این بار با تبدیل لایحه دولت به قانونی بی خاصیت و حاشیه ساز، تلاش های دولت را برای مقابله با خشونت علیه زنان عقیم کند و بدتر این که این را به اسم لایحه خود دولت به مردم قالب نماید.

    اگر مجلس بدون تحریف لایحه و با حفظ ماهیت و اصالت و روح آن، اصلاحاتی انجام دهد، موجه و معقول خواهد بود ولی اگر بخواهند دستپخت کنونی را که حتی اشاره ای به خشونت علیه زنان نشده است، به نام لایحه دولت به قانون تبدیل کنند، نقض غرض خواهد شد. بنابراین، دولت باید هر چه سریع تر و قبل از این که چند مجلس نشین، تلاش های چندین و چند ساله فعالان حقوق زنان را که در قالب لایحه دولت متبلور شده را خنثی کنند، آن را مسترد کند و نگذارد لکه این ننگ بر دامانش بنشیند.

    *  ضرب المثل ترکی به معنای اینکه: من از “باغ” می گویم تو از “کوه”