برچسب: قیمت دارو

  • حرکت صنعت دارو روی لبه تیغ / تورم و کمبود نقدینگی گریبان داروسازان را گرفته و رها نمی‌کند!

    حرکت صنعت دارو روی لبه تیغ / تورم و کمبود نقدینگی گریبان داروسازان را گرفته و رها نمی‌کند!

    به گزارش اقتصادران، بررسی عملکرد چهار شرکت لیدر گروه دارویی بازار سرمایه نشان می‌دهد، آبان امسال برای این صنعت، ماهی پرتحرک از نظر تولید بوده؛ اما این تحرک به‌طور کامل به فروش موثر و پایدار تبدیل نشده است.

    در شرایطی که مهدی پیرصالحی رئیس سازمان غذا و دارو، صراحتا اعلام کرده بدون اصلاح قیمت، ادامه فعالیت صنعت داروسازی ممکن نیست، اعداد و ارقام شرکت‌ها تصویر روشنی از این بحران ارائه می‌دهند.

    وضعیت تولید داروسازان بورسی

    البرز دارو؛ دالبر در آبان ۱۴۰۴ با تولید بیش از ۶ میلیون و ۲۷۱ هزار جعبه ۱۰۰ عددی دارو، رشد ۷۸ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته ثبت کرد و در صدر جدول افزایش تولید قرار گرفت. با این حال، درآمد این شرکت در دوره مورد بررسی، تنها ۴۱ درصد رشد کرد و به ۳۱۵ میلیارد تومان رسید.

    لابراتوار داروسازی‌ دکتر عبیدی‌؛ دعبید نیز در آبان امسال با رشد ۲۹ درصدی تولید نسبت به آبان سال گذشته و رسیدن به تراز هفت میلیون و ۴۱۶ هزار جعبه ۱۰۰ عددی، عملکرد قابل قبولی در بخش تولید داشت. درآمد این شرکت با رشد ۴۸ درصدی در دوره مورد بررسی، به هزار و ۳۴۷ میلیارد تومان رسید؛ رشدی که بیش از آنکه ناشی از جهش فروش حجمی باشد، از افزایش قیمت داروها تاثیر گرفته است.

    کارخانجات‌ داروپخش‌؛ دارو یکی از متفاوت‌ترین عملکردها را در آبان به ثبت رساند. تولید این شرکت با رشد ۳۴ درصدی نسبت به مدت مشابه سال گذشته، به حدود ۲۹۵ هزار جعبه ۱۰۰۰ عددی رسید، اما درآمد آن با جهش ۲۱۷ درصدی در این دوره، از ۳۱۵ میلیارد تومان به حدود هزار میلیارد تومان افزایش یافت. این رشد خیره‌کننده درآمد، بیش از هر چیز بازتاب افزایش شدید قیمت داروهای پرمصرف است.

    فرآورده‌های‌ تزریقی‌ ایران‌؛ در مقابل، دفرا با وجود رشد تنها دو درصدی تولید در آبان امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته و ثبت رقم ۱۴ میلیون و ۲۴۸ هزار بطری، شاهد جهش ۱۵۷ درصدی درآمد و رسیدن آن به ۲۸۵ میلیارد تومان در این دوره بود. این تضاد آشکار میان تولیدِ تقریبا ثابت و درآمد صعودی، مهر تاییدی دیگر بر نقش پررنگ تورم و افزایش نرخ‌ها در صورت‌های مالی شرکت‌های دارویی است.

    تصویر کلی صنعت داروسازی

    در مجموع، تولید چهار شرکت لیدر دارویی در آبان ۱۴۰۴ با رشد ۲۰ درصدی نسبت به آبان سال قبل، به بیش از ۲۸ میلیون واحد انواع دارو رسید، اما درآمد گروه با رشد ۵۶ درصدی در این دوره، به هزار و ۵۷۳ میلیارد تومان افزایش یافت. این اختلاف جهت‌دار نشان می‌دهد موتور اصلی رشد درآمد صنعت دارو، نه افزایش فروش واقعی، بلکه افزایش قیمت‌ها بوده است.

    بر اساس گزارش‌های رسمی، داروهای پرمصرف طی ماه‌های اخیر با افزایش قیمت ۱۰ تا ۲۷۰ درصدی مواجه شده‌اند؛ افزایشی که هزینه درمان میلیون‌ها بیمار را چند برابر کرده، در حالی که پوشش بیمه‌ای تقریبا ثابت مانده است.

    حذف ارز چهار هزار و ۲۰۰ تومانی و جایگزینی آن با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی از سال ۱۴۰۱ نیاز شرکت‌های دارویی به نقدینگی را چند برابر کرده است. همچنین بخشی از مواد اولیه نیز با ارز آزاد تامین می‌شود؛ موضوعی که فشار هزینه‌ای را تشدید کرده است. اکنون نیز زمزمه حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی در بخشی از این صنعت به گوش می‌رسد.

    عملکرد آبان لیدرهای دارویی بورس نشان می‌دهد صنعت دارو روی لبه تیغ حرکت می‌کند. تولید هنوز متوقف نشده و حتی در برخی شرکت‌ها رشد قابل توجهی دارد، اما افزایش درآمدها عمدتا حاصل تورم و رشد قیمت‌ها است. در این میان، تولیدکننده با کمبود نقدینگی و بیمار با هزینه‌های فزاینده درمان مواجه است؛ وضعیتی که اگر اصلاح ساختاری در نظام قیمت‌گذاری و حمایت بیمه‌ای صورت نگیرد، می‌تواند این صنعت حیاتی و جامعه هدف آن را وارد مرحله‌ای پرریسک‌تر کند.

  • فاجعه در حوزه سلامت و درمان کشور / «دارویار» یار بیماران نشد / سهم پرداختی مردم برای تهیه دارو به ۷۰ درصد رسید

    فاجعه در حوزه سلامت و درمان کشور / «دارویار» یار بیماران نشد / سهم پرداختی مردم برای تهیه دارو به ۷۰ درصد رسید

    به گزارش اقتصادران، براساس مفاد تبصره یک قانون بودجه سال ۱۴۰۱ مقرر شده بود که با حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، مابه‌التفاوت افزایش قیمت دارو، تجهیزات پزشکی و خدمات درمانی از طریق بیمه‌ها جبران و از محل منابع پیش‌بینی‌شده در قالب طرح «دارویار» پرداخت شود؛ اما شواهد میدانی و گزارش‌های دریافتی نشان می‌دهد این هدف تاکنون محقق نشده و فشار مالی قابل‌توجهی بر بیماران وارد شده است.

    از مهم‌ترین پیامدهای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    اختلال در تأمین دارو و تجهیزات بیمارستانی

    با افزایش نرخ ارز و کاهش توان مالی مراکز درمانی، شرکت‌های پخش دارو و تجهیزات به‌دلیل کمبود نقدینگی از تأمین کالا برای بیمارستان‌ها خودداری می‌کنند و بیماران ناچارند دارو یا ملزومات درمانی را شخصاً از بازار تهیه کنند.

    افزایش ۷ برابری نیاز نقدینگی شرکت‌های واردکننده

    نرخ ارز مشمول دارو از ۴۲۰۰ به ۲۸۵۰۰ تومان افزایش یافته و نیاز نقدینگی شرکت‌های واردکننده دارو و تجهیزات هفت برابر شده است؛ در حالی که نظام بانکی توان تأمین این حجم نقدینگی را ندارد و نرخ سود تسهیلات نیز افزایش یافته است.

    عدم‌تناسب تعرفه‌های درمانی با رشد هزینه‌ها

    تعرفه خدمات درمانی سالانه یک‌بار تصویب می‌شود، اما نرخ ارز نیما و بهای اقلام مصرفی پزشکی به‌صورت مستمر در حال افزایش است. از آنجا که بیمه‌ها بر اساس تعرفه ابتدای سال هزینه‌ها را پوشش می‌دهند، مابه‌التفاوت افزایش قیمت‌ها مستقیماً از جیب مردم پرداخت می‌شود.

    کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش درمان

    افزایش شدید هزینه‌های دارو و تجهیزات پزشکی موجب شده سرمایه‌گذاری در احداث یا توسعه مراکز درمانی و تشخیصی صرفه اقتصادی نداشته باشد. به‌عنوان نمونه، قیمت خرید یک دستگاه MRI که سه سال پیش حدود ۲۵ میلیارد تومان بود، اکنون به بیش از ۱۵۰ میلیارد تومان رسیده است.

    افزایش هزینه تعمیرات تجهیزات پزشکی

    هزینه تعمیر دستگاه‌های پیشرفته نیز رشد چشمگیری داشته است؛ برای مثال، قیمت تیوب دستگاه سی‌تی‌اسکن از حدود ۵۰۰ میلیون تومان به بیش از ۷ میلیارد تومان افزایش یافته و چون بیمه‌ها توان جبران این هزینه‌ها را ندارند، بخش عمده آن از بیماران دریافت می‌شود.

    بررسی‌های تسنیم نشان می‌دهد در حالی‌که طبق برنامه قرار بود با اجرای طرح دارویار، سالانه ۳.۵ میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی برای تأمین دارو و تجهیزات تخصیص یابد، این میزان در عمل کاهش یافته و بخشی از آن با نرخ بالاتر (ETS) تأمین شده است. در نتیجه، مابه‌التفاوت افزایش نرخ ارز به بیماران و بیمه‌ها منتقل شده است.

    اکنون با حذف کامل ارز ۴۲۰۰ و جایگزینی آن با ارز ۲۸۵۰۰ تومانی بدون تقویت پوشش بیمه‌ای، بیم آن می‌رود که افزایش افسارگسیخته هزینه‌های درمانی منجر به نارضایتی عمومی و فشار شدید بر اقشار کم‌درآمد شود.

    بر اساس اهداف برنامه هفتم توسعه، قرار بود سهم پرداختی مردم از جیب برای خدمات درمانی به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یابد، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد در شرایط فعلی نه‌تنها این هدف محقق نشده بلکه پرداختی مردم در حال افزایش است.

     

     

  • حال صنعت دارو خوب نیست / نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو: ۳۸۰ خط تولید دارو در معرض خطر قرار دارند

    حال صنعت دارو خوب نیست / نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو: ۳۸۰ خط تولید دارو در معرض خطر قرار دارند

    به گزارش اقتصادران، صنعت دارو و واردات آن در کشور با چالش‌های متعددی مواجه است که بخشی از آن ناشی از متغیرهای کلان اقتصادی و تحریم‌ها بوده و بخش دیگری مربوط به مسائل درون‌حوزه‌ای این صنعت است. مشکلات تامین ارز، افزایش تورم، تاخیر در پرداخت تعهدات دولت و پیچیدگی‌های بوروکراتیک، فرآیند واردات دارو را کند و دشوار کرده‌اند. این وضعیت منجر به اختلال در تامین دارو و تجهیزات پزشکی شده که می‌تواند سلامت مردم را به خطر بیندازد. از سوی دیگر سیاستگذاری‌های حمایتی از تولید داخلی در عمل با محدودیت‌های شدید برای واردات همراه شده است درحالی‌که تولید داخل به شدت به واردات مواد اولیه وابسته است و کنترل بیش از حد واردات، نه‌تنها به‌نفع تولیدکننده نیست بلکه به زیان مصرف‌کننده تمام می‌شود. برای دستیابی به تامین پایدار دارو، لازم است سیاست‌ها به گونه‌ای تنظیم شود که هم از تولید داخلی حمایت و هم واردات به شکل هوشمندانه و متوازن ادامه یابد. به‌ویژه در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، حفظ امنیت تامین دارو و مواد اولیه آن باید در اولویت باشد تا بتوان ضمن حمایت از تولید داخلی، دسترسی مردم به داروهای مورد نیاز را تضمین کرد. در ادامه گفت‌وگوی روزنامه جهان‌صنعت با دکتر مجتبی  بوربور، نایب‌رییس انجمن وارد‌کنندگان دارو را می‌خوانید.

     از نظر شما به‌عنوان فردی که سال‌هاست در حوزه واردات دارو و دیگر بخش‌های مرتبط این حوزه فعال هستید بگویید که چالش‌های اصلی این حوزه کدام موارد هستند؟

    چالش‌های تولید دارو و واردات دارو طبیعتا در کنار اشتراکاتی که با یکدیگر دارند به‌علت ماهیت کار، تفاوت‌هایی نیز دارند. در بحث واردات ما دو شاخه کلی در مشکلات پیش‌رو داریم؛ یکی مشکلات فراحوزه‌ای است که متاثر از متغیرهای کلان کشور  هستند. بر کسی پوشیده نیست که وضعیت اقتصادی کشور، تحریم‌ها، مشکلات ارزی، تورم خیلی شدید و بعضا رکود و ناترازی(‌کلمه‌ای که این روز‌ها خیلی مد شده و صحبتش به کرار شنیده می‌شود) مثل صنایع دیگر اینجا نیز تاثیر زیادی به جا گذاشته است.

    در واقع طی یکی، دو سال اخیر حجم و اثر این موضوع به‌نظر شدت بیشتری پیدا کرده است.  وقتی داخل محیط نامساعد قرار می‌گیریم، عملکرد ما و بهینه عملکرد ما در حوزه تخصصی‌ خود می‌تواند خیلی راهگشا باشد اما از بد حادثه در حوزه مشکلات درون‌حوزه‌ای که مرتبط با تامین دارو و واردات است به‌جای اینکه بهتر عمل کنیم متناقض یا بدتر عمل می‌کنیم؛ این موضوع خود وخامت اوضاع را تشدید و اثرپذیری از متغیرهای بیرونی را بدتر می‌کند.

    فرض کنید که در حال حاضر به‌عنوان یک شاخص بسیار مهم، بحث تامین ارز برای تامین کالاها را داریم و در آن دچار اختلال هستیم؛ رویه‌های بوروکراتیک مازاد در دستگاه‌های اجرایی ما این وضعیت را تشدید می‌کند. درواقع ما به‌جای اینکه شرایط را تسهیل کنیم آن را تشدید می‌کنیم. بنابراین اگر بخواهم یک به یک  چالش‌های حوزه تامین و واردات دارو را بشماریم، اولین موضوع مشکل ارز و ارز مرغوب و دوم، مشکل تورم بسیار زیادی است که باعث شده عملیات‌ اقتصادی شرکت‌ها از سوددهی یا حتی بقا فاصله بگیرد.

    مطلب سوم این است که دولت به‌عنوان بزرگ‌ترین پرداخت‌کننده سهم سلامت و سهم دارو‌، پرداخت‌های معوق‌ بسیار طولانی  دارد. در عین حال دولت  به تعهداتی که مطابق بودجه پیش‌بینی شده است نه در زمان مناسب نه به اندازه مناسب عمل نمی‌کند. بنابراین تشدید بحران نقدینگی را در سیستم داریم که ناشی از عدم ایفای تعهد خریدار خدمت و خریدار کالاست و آن را اضافه می‌کنیم به اینکه تورم در کشور وجود دارد، نقدینگی دچار اختلال  است، سیستم بانکی دچار اختلال است و … بدین ترتیب  فعال اقتصادی عملا فلج می‌شود. اینها مسائلی است که در عمل وجود دارد. در شرایط بحران به جای اینکه به  شرکت‌ها اعتماد کنیم، در حوزه تامین به شرکت‌ها بی‌اعتماد هستیم و با بوروکراسی دست آنها را بیش از پیش می‌بندیم. باید تفویض اختیار کرده و به تجربه، دانش و قدرت راه‌حل‌شان اعتماد کنیم اما موانع فنی‌ای را بیش از گذشته برای‌شان ایجاد می‌کنیم که این خود مساله خیلی جدی‌ای را ایجاد و فرآیند را کند می‌کند. من کند شدن روند تامین اقلام را به نظر یک مساله بسیار حیاتی و حساس می‌دانم.

    به عنوان اولین چالش شما به مشکل تامین ارز اشاره کردید؛ درباره این بحث خصوصا در شرایط جنگ و تحریم که باید به غذا و دارو بیش از همیشه توجه کرد، توضیح بدهید.

    دولت بر مبنای بودجه کشور، سالانه پیش‌بینی و تعهداتی را به‌عنوان مهم‌ترین و شاید بگویم عرضه‌کننده تمام سیستم ارزی کشور به عهده می‌گیرد. الان که بیشتر از نزدیک به نیمی از سال گذشته، دولت یا بهتر بگویم بانک مرکزی در ایفای تعهداتش چه در مقدار، چه در نوع، چه در نرخ برابری عقب است. فرض کنید صنعت دارو و تجهیزات پزشکی قریب ۵/۴میلیارد دلار بودجه داشته‌، به گواه خودشان تا الان – ۵/۴ میلیارد دلار ارز ۲۸۵۰۰تومانی را عرض می‌کنم – یک و هشت‌دهم آن را داده‌اند و این در حالی است که شش‌ماه از سال گذشته؛ پس ما عددی عقب هستیم.

    نکته بعدی این است که برخی کالاها بدون اینکه بیان شود، چه ماده اولیه، چه داروی ساخته‌شده، چه تجهیزات، از گروه ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی  به گروه ۷۰ هزارتومانی منتقل شدند یعنی به‌تدریج به‌دلیل اینکه کمبود بودجه داریم از این لیست خارج شده‌اند. پس این‌هم یعنی یک اختلال دیگر در تامین ارز. نکته بعدی پروسه طولانی تخصیص یعنی جذب ارز، خرید و انتقال آن است. می‌توانم بگویم که بعد از دوران جنگ ۱۲روزه تا سه ماه انتقال بعضی ارزهای خریداری‌شده – از سامانه‌های متعارفی که بانک مرکزی اعلام کرده- طول کشیده است.

    نکته بعدی ارز مرغوب است. من نمی‌گویم که بهترین ارز را می‌خواهیم اما باید در نظر داشت که عمده تجارت بر مبنای یورو انجام می‌شود اما نوع ارزی که تامین می‌شود یوان و درهم است. اگر یورویی هم تامین شود به‌لحاظ هزینه‌های انتقال، نحوه انتقال و سوئیفت شدن به شدت دچار اختلال است. هرکدام این موارد یک متغیر است که وقتی  کنار هم جمع می‌شوند شما در یک مخمصه قرار دارید و ریالش را به راحتی نمی‌توانید تامین کنید. چون پول را نمی‌توانید به راحتی از دولت بگیرید.

     اشاره کردید که یک‌سری از مواد اولیه، داروی نهایی و تجهیزات از یک گروه ارزی به گروه ارزی دیگری رفته است بنابراین باید انتظار تورم قیمتی هم در بحث دارو و سلامت داشته باشیم؟

    تورم قیمتی هم در بحث دارو و سلامت درحال وقوع است و اکنون که ما داریم صحبت می‌کنیم این مساله وجود دارد. ریشه افزایش قیمت کالاها، قیمت خریدشان نیست بعضا قیمت‌های خرید که از منابع مختلف دارد انجام می‌شود، کاهشی هم هست اما نرخ برابری ارز وقتی از ۲۸۵۰۰ تومان به ۷۰هزار تومان می‌رسد اثرش  روی کالای وارداتی صد در صد است و آن را روی قیمت خرید می‌بینید. بماند که هزینه‌هایی که اصطلاحا هزینه‌های مالی است را هم متاثر می‌کند چراکه شما باید نقدینگی بیشتری تامین کنید که طبعا وجود ندارد.

    اصطلاحا من به این افزایش قیمت نمی‌گویم بلکه می‌گویم تغییر قیمت ناشی از مولفه‌هایی که خود دولت سیاستگذاری کرده است یعنی من وارد‌کننده کالا را یک دلار می‌خرم اما یک دلار اینجا قیمتش تبدیل به ریال می‌شود و بسیار تفاوت پیدا می‌کند.

    قسمت بعدی هم اینکه سیاست‌های تعرفه‌ای هم تحت‌تاثیر این شرایط تغییر می‌کند؛ وقتی گروه کالایی تغییر می‌کند‌، مالیات و عوارض از ۴ تا ۱۸درصد افزایش می‌یابد.

    طبیعی است که شما بین ۴ تا ۱۸درصد در اینجا افزایش نرخ ناشی از درآمدهای دولت در حوزه گمرکات دارید، نرخ برابری هم که تغییر کرده است و مارجین‌ها یا حاشیه‌های سود بازیگران مثل وارد‌کنندگان، توزیع‌کنندگان و داروخانه نیز به همین نسبت رشد می‌کند. نکته نگران‌کننده این است که آیا دولت حالا این تفاوت را در قالب بیمه پرداخت خواهد کرد؟ مساله‌ای که به‌نظر می‌رسد یا دیر انجام می‌شود یا کامل انجام نمی‌شود؛ پس پرداخت بیمار بالا می‌رود.

     خیلی وقت‌ها گفته می‌شود سیاستگذاری‌های صورت‌گرفته در غذا و دارو به هدف حمایت از تولید داخل صورت می‌گیرد این درحالی است که تولید داخل و واردات از یکدیگر جدا نیستند چراکه تولید داخل به‌شدت به واردات وابسته است و تنها مصرف‌کننده نهایی از این داستان زیان می‌بیند. نظر شما در این مورد چیست؟

    اولا یک اتفاق خیلی خوب در سازمان غذا و دارو طی یک‌سال اخیر این است که بسیاری از اطلاعات و یادداشت‌ها‌، شفاف در اختیار همه است یعنی شما وقتی به سامانه وزارت بهداشت مراجعه می‌کنید از اطلاعات واردات، قیمت خرید، اطلاعات تولید و همه‌چیز شفاف در اختیار قرار داده شده و به همین دلیل خیلی مستندتر می‌توانیم راجع‌به شرایط صحبت کنیم. حالا می‌رسیم به بحث تامین که در دو قسمت تولید و واردات دارد انجام می‌شود. در سیاست‌های کلی و تکالیفی که برعهده وزارت بهداشت گذاشته شده تامین داروی باکیفیت بیمار جزو وظیفه اصلی وزارت بهداشت است و ترجیح بر این گذاشته شده که از منابع با کیفیت داخلی استفاده شود. پس ما با این موضوع هیچ تناقضی نداریم اما گاهی مواقع هست که ما با انتخاب یک تکنیک غلط به ضرر همه بازیگران یا همه کسانی که ذی‌نفع هستند اقدام می‌کنیم. این یعنی چی؟ مدت‌هاست بیش از ۹۰درصد داروهای مورد نیاز کشور دارد از طریق تولید داخل تامین می‌شود و این مساله جای افتخار دارد اما توجه داشته باشید که اینجا لزومی ندارد که با یک ابزار یعنی محدود کردن واردات اقلام بخواهیم تولید کنند را تقویت کنیم. به‌نظر من سیاستگذار اینجا اشتباه می‌کند.

    اولین نگاه شما باید این باشد که تامین پایدار داروی باکیفیت را برای بیمار فراهم کنید. دومین تکلیف در اینجا حمایت از تولید داخل است. پس اینکه داعیه حمایت از تولید داخل بردارید فرع بر مسوولیت است. برای وزارت بهداشت تاکید می‌کنم که مفاد سندهای بالادستی از جمله برنامه پنجم را بخوانند، قانون را بخوانند چرا که عینا در مفاد ۶۸ تا ۷۲ قانون برنامه هفتم توسعه این را می‌بینید. نباید تفسیر به رای انجام دهیم.

    در تولید هم وقتی ما می‌خواهیم یک بنگاه داخلی را حمایت کنیم چه باید کنیم؟ اجزایی که منتهی به حمایت می‌شوند فقط کالا نیست، ایجاد محیط کسب‌وکار بهتر، کمک به ایجاد تراز تجاری و هدایتش به اینکه بتواند ارزآوری داشته باشد و صادرات کند، می‌تواند به بهبود زیرساخت تولیدی کمک کند که به نظر من خیلی مهم‌تر،  پایدارتر و موثر‌تر است ولی خب برخی دوست دارند که به اسم تولید داخل یک‌سری از انحصارها را ایجاد کنند که به‌نظر من به ضرر خودشان خواهد بود و اگر خودشان هم این انحصار را داشته باشند قطعا توسعه پیدا نمی‌کنند.

    واردات منطقی و هوشمندانه به نفع بیمار و سلامت جامعه است و  تولید‌کننده را حمایت خواهد کرد. الان دوسوم شرکت‌های وارد‌کننده دارو خودشان تولید‌کننده هستند. این بدین معناست  که ما وارد‌کننده یا تولید‌کننده صرف نداریم. بهتر است  برای منافع جامعه باهم به این تفاهم برسیم که تولید‌کننده اگر بتواند صادرات داشته باشد، برگ برنده دارد. باید بتواند بازارهای منطقه‌ای را بگیرد نه اینکه سر یک بازار ۹۰میلیونی کشور بخواهند با همدیگر رقابت کنند.

    اگر ما ادعا داریم که داروهای‌مان به لحاظ کمی و کیفی مناسب هستند، چرا آمار صادرات هیچ وقت  بالای ۱۰۰‌میلیون دلار در سال نشده ؟ درحالی‌که کل بازار داروی ایران حدود ۴میلیارد دلار است.

    من کاری به درست یا غلط بودن ماجرا ندارم؛ تولیدکننده آزاد است با هر شرایطی که می‌خواهد بفروشد اما در شرایط انحصاری، بیش از ۹۰درصد بازار در اختیار اوست. در واقع تولیدکنندگان بیشتر برای رقابت با خودشان تولید می‌کنند و شاید کمتر از ۱۰ درصد رقابت واقعی در بازار وجود داشته باشد. برای واردکننده و کالاهایش آن‌قدر مانع و محدودیت قرار می‌دهند که مثلا من نوعی اگر نیاز بازارم را برای هشت‌ماه آینده تامین کرده باشم، فقط اجازه داشته باشم یک‌هشتم آن را در ماه به فروش برسانم.

     مجموعه نکاتی که اشاره کردید باعث شده رقابت در حوزه تولید دارو بسیار کم باشد. بنابراین تولیدکننده دارویی به‌دنبال رشد کیفیت نمی‌رود. این همان اتفاقی است که شاید در صنایع دیگر هم قبلا رخ داده؛ هر جا حمایت بیش از حد از تولید داخلی با رویکرد خودکفایی داشتیم، متاسفانه باعث شدیم آن صنعت درجا بزند. آیا تایید می‌کنید که به‌دلیل نبود رقابت، اولا کیفیت تولیدات داخلی در مقایسه با سطح جهانی چندان بالا نیست و ثانیا با توجه به شرایط موجود که نبود رقابت هم مزید بر علت شده، تولیدکنندگان با دستگاه‌های بسیار فرسوده و تکنولوژی عقب‌مانده کار می‌کنند به ‌طوری‌که فاصله زیادی با فناوری روز دنیا دارند و در نهایت دارویی که به دست مصرف‌کننده می‌رسد، از نظر قیمت شاید مشابه نمونه‌های جهانی باشد اما از کیفیت فاصله دارد؟

    اصلا قائل به حمایت کورکورانه نیستم. معتقدم با سیاست‌های غلط، تولیدکننده تضعیف می‌شود. چیزی که اسمش «حمایت» گذاشته‌اند، درواقع حمایت از تولید داخل نیست. چرا؟ چون همانطورکه اشاره کردم، قیمت و دیگر مولفه‌های اقتصادی که باید در عمل پشتیبان تولید باشند، اساسا حمایتی از تولید نمی‌کنند.

    اگر نگاه کنید دائما گفته می‌شود جلوی واردات را بگیریم تا تولیدکننده حمایت شود اما واقعیت این است که چنین چیزی وجود ندارد. من قاطعانه می‌گویم سیاست‌های ما ضدتولیدی است. مهم‌ترین عامل آن هم ایجاد تورم است. من نمی‌گویم «تورم»، بلکه می‌گویم «ایجاد تورم». از نظر علم اقتصاد، تورم در واقع دست‌اندازی دولت به پول مردم است و این یک واقعیت اقتصادی است.

    یکی از مولفه‌ها در میان ده‌ها مولفه دیگر، میزان آمادگی محیط کسب‌وکار ماست. به‌عنوان مثال، مساله برق را در نظر بگیرید؛ همه می‌گویند خودتان بروید تامین کنید یعنی حتی نیازهای پایه هم به‌درستی تامین نمی‌شود بنابراین از نظر من در این فضا نه واردکننده حمایت می‌شود و نه تولیدکننده.

    نکته دوم بحث کیفیت است. توجه داشته باشید چندی پیش در اتاق بازرگانی همایشی برگزار  در آن تحلیلی روی شرکت‌های بورسی دارویی انجام شد. نتایج نشان داد که ۴۲درصد از شرکت‌هایی که تعیین‌کننده اقلام دارویی کشور هستند، بورسی‌اند. با این حال تمامی این شرکت‌ها طی شش‌سال گذشته از نظر ایجاد سرمایه – یعنی ورود پول به سیستم و تبدیل آن به سرمایه – وضعیت منفی داشته‌اند، به‌جز یکی دو مورد. یعنی در این صنعت تقریبا هیچ سرمایه‌گذاری تازه‌ای صورت نگرفته است. خب، در چنین شرایطی چه انتظاری می‌توان از کیفیت داشت؟ وقتی امکان سرمایه‌گذاری روی منابع انسانی، زیرساخت‌های تشکیلاتی، ماشین‌آلات و تغییر تکنولوژی فراهم نبوده، طبیعی است که رشد کیفی نیز رخ نداده باشد. این وضعیت در واقع تصویری کلی از صنعت دارو را نشان می‌دهد و به‌احتمال زیاد مشابه آن در دیگر صنایع ما هم وجود دارد.

    درخصوص کیفیت، من کیفیت داروی ایرانی را قابل قبول می‌دانم؛ به‌‌عنوان یک مصرف‌کننده این نظر را دارم. این جالب است که من واردکننده هستم اما تا جایی که بتوانم از داروی ایرانی استفاده می‌کنم. این اعتقاد شخصی من است؛ هر کسی نظر خودش را دارد و محترم است. من کیفیت داروی ایرانی را معقول می‌دانم. نمی‌گویم کیفیت بالا اما کیفیتی متناسب با شرایط ماست. وقتی منابع مالی ما محدود است، ناچاریم تخصیص بهینه منابع داشته باشیم.

    تاکید می‌کنم که بیش از ۹۰ درصد داروی کشور توسط تولید داخلی تامین می‌شود و این اتفاق بزرگی است. اگر دارو بی‌کیفیت بود، قطعا شاهد مشکلات جدی در سطح سلامت جامعه ‌بودیم. با این حال جاهایی هست که مشکل کیفیت وجود دارد و من این را می‌پذیرم. حتی برای منِ واردکننده هم بارها این سوال پیش آمده که چرا باید این‌همه از تولید حمایت کرد؟ اما نگاه من نه تولیدمحور است و نه واردات‌محور؛ نگاه من مبتنی‌بر درستی و منطق مساله است.

    باید نگران زنگ خطرهایی باشیم که می‌تواند منجر‌به افت کیفیت شود. نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که کیفیت فقط به محصولی که به دست بیمار می‌رسد محدود نمی‌شود. در صنعت دارو، مستندسازی کیفیت در زمان تولید خود هنری بزرگ است یعنی باید مشخص باشد آنچه به‌‌عنوان ماشین‌آلات و مواد اولیه استفاده شده، با استانداردهای تعریف‌شده منطبق بوده یا خیر و اینکه آیا تمامی مراحل تولید به‌درستی انجام شده و مستنداتش موجود است یا نه. ما در این زمینه‌ها مشکلاتی داریم و این موضوع می‌تواند پایه‌های رشد کیفیت را تضعیف کند.

    عامل تضعیف دیگر، شاخص‌های اقتصادی است که شرکت‌ها اکنون با آن درگیرند. همانطورکه می‌دانید ما در تولید و واردات مساله قیمت‌گذاری داریم و این قیمت‌گذاری در عمل به یک اهرم ضدتوسعه تبدیل شده است.

    خیلی جالب است؛ دولت به ما می‌گوید چه چیزی تولید کنیم، چه چیزی وارد کنیم، چند واحد، در چه زمانی، با چه ارزی و به چه کسی بفروشیم. در نهایت هم می‌گوید: «خب، به خودم می‌فروشید اما پولش را نمی‌دهد. در چنین شرایطی شما چطور می‌توانید فعالیت اقتصادی انجام دهید؟

    از نگاه یک واردکننده، سوال این است که با چه انگیزه‌ای ادامه بدهد؟ این وضعیت بیشتر شبیه حالت بقاست تا فعالیت اقتصادی سالم. بسیاری از بنگاه‌های متوسط و کوچک ما در حال نابودی هستند.

    یادتان باشد در صنعت برق شش یا هفت‌سال پیش متخصصان هشدار دادند. آن زمان گفتند داریم به گرفتاری می‌خوریم و باید سرمایه‌گذاری انجام شود؛ با هر روشی که ممکن است. اما گوش شنوایی نبود. امروز من همان زنگ خطر را در صنعت دارو به صدا درمی‌آورم.

    در یکی از محافل وقتی با فعالان حوزه دارو و تامین دارو صحبت می‌کردیم، درد دلشان این بود که نزد سیاستگذاران با گریه و زاری درخواست می‌کنند اما نتیجه‌ای نمی‌گیرند. تولیدکننده‌ها مجبورند ادامه بدهند تا روزی که دیگر توان‌شان به پایان برسد.

    اکنون هم به همان نقطه رسیده‌ایم: بنگاه‌ها یکی‌یکی در حال سقوط هستند. صنعت دارو که تا حد زیادی نسبتا امن تلقی می‌شد، امروز دیگر چنین امنیتی ندارد. اگر صورت‌های مالی شرکت‌ها را بررسی کنید (همان ۴۲درصدی که قبلا اشاره کردم)، خواهید دید چه خبر است.

    مثلا شرکت‌های وابسته به تامین اجتماعی را در نظر بگیرید؛ حدود ۲۰سال پیش، ۶۵ درصد داروی کشور را تامین می‌کردند. امروز سهم‌شان به حدود ۳۰درصد رسیده است. این تغییر به‌خوبی نشان می‌دهد چه اتفاق‌هایی در آینده نزدیک در راه است.

    مشکل اینجاست که گاهی به هشدارهای متخصصان دیر توجه می‌کنیم. حالا همان متخصصان می‌گویند: «ما کمک می‌خواهیم، با این روند نمی‌توانیم ادامه دهیم.» اما کسی جدی نمی‌گیرد. همه کسب‌وکارها مثل هر انسان زنده‌ای تلاش می‌کنند تا آخرین لحظه ادامه دهند ولی در نهایت به ورشکستگی، تعدیل نیرو و تعطیلی خطوط تولید می‌رسند.

    طبق گزارشی که البته خودم هنوز بررسی نکرده‌ام، ۳۸۰ خط تولید در معرض خطر قرار دارند. این یعنی پایداری صنعت زیر سوال رفته است.

     اگر بخواهید زنگ خطر را فقط در یک جمله شفاف بیان کنید، چه هشداری می‌دهید؟

    به نظر می‌رسد داستانی مشابه صنعت برق، به‌زودی در حوزه تامین دارو تکرار خواهد شد. درواقع این روند حتی شروع هم شده است. ذخایر و دپوی دارویی که وجود دارد، به اندازه کافی نیست و میانگین آن نسبت‌به سال‌های گذشته به‌‌طور نامتوازن کاهش یافته است.

    ما در برخی اقلام دارویی با موجودی بالا روبه‌رو هستیم اما در مقابل، در برخی اقلام بسیار دچار کمبودیم. برای تامین یک قلم داروی وارداتی یا مواد اولیه، باید از مسیر چندین نهاد بگذریم. این در حالی است که هم مشکلات تحریم داریم، هم مشکلات ارزی و هم مشکلات مالی. بنابراین امکان تامین متوازن وجود ندارد.

    مهم‌ترین مشکل «کاریکاتوری شدن موجودی کشور» است. به‌‌عنوان مثال، دارویی مثل استامینوفن را در نظر بگیرید. در ابتدای امسال موجودی آن به کمتر از دو ماه رسید درحالی‌که معمولا در کشور بیش از یک تا دوسال موجودی ذخیره داشتیم. این دارو نه قیمت خاصی دارد، نه تکنولوژی پیچیده‌ای، نه داروی جدیدی است و نه تولید آن کار دشواری است. وقتی چنین دارویی در کشور به این وضعیت می‌رسد، نشان می‌دهد موجودی متوازن نیست و امنیت تامین کالا به خطر افتاده است.

    البته دولت اقدامات خوبی هم انجام داده است. انصافا باید گفت آقای پزشکیان در این زمینه توجه ویژه دارند. ایشان چون دردآشنا هستند – چه در دوره‌ای که نماینده مجلس بودند و چه زمانی که وزیر بهداشت بودند – اشراف بالایی بر حوزه سلامت دارند. برای مثال، ذخیره‌سازی استراتژیک داروهای حیاتی توسط سازمان غذا و دارو و شفاف‌شدن دیتاها و اطلاعات، از جمله اقداماتی بوده که کمک کرده است.

    اگر اما بخواهم پیشنهادی شخصی بدهم، از جناب رییس‌جمهور یا وزیر محترم می‌خواهم که به حرف متخصصان در همه حوزه‌ها اعتماد کنند و به آنها اختیار بدهند. بوروکراسی را سبک‌تر و تلاش کنید در رایزنی‌های منطقی در سطح دولت و سیاستگذاران، تعهدات و مسوولیت‌هایی که دولت در قبال حوزه سلامت دارد را بالانس کنید. اگر این اتفاق بیفتد، می‌توانیم در برخی حوزه‌ها اقدامات موثری انجام دهیم.

     قبل از اینکه بخواهم نظر و پیشنهادات شما را بشنوم، یک سوال درباره قیمت‌گذاری دارم. به هر حال، قیمت‌گذاری حلقه آخر این زنجیره بوروکراتیک است. فکر می‌کنید قیمت‌گذاری‌ای که الان انجام می‌شود – بعد از تمام مشکلاتی که سر راه تولید و واردات وجود دارد – منصفانه است؟

    به‌نظر من، اول باید سیاست ذهنی‌مان را درباره قیمت‌گذاری تغییر دهیم. ما به «نظارت قیمتی» نیاز داریم، نه «قیمت‌گذاری». در تمام دنیا کشورها قیمت‌گذاری نمی‌کنند بلکه بر قیمت نظارت می‌کنند. من نمی‌گویم با اصل موضوع مخالفم؛ موضوع این است که ما سنتی‌ترین و ناکاراترین روش قیمت‌گذاری را به کار می‌بریم. قیمت‌گذاری در ایران به تعبیر فرهنگیان «کاست‌پلاس» است یعنی هرچقدر هزینه تولید شد، مدارکش ارائه می‌شود و ما روی آن یک حاشیه سود اعلام می‌کنیم. این روش قیمت‌گذاری اشتباه است چون در دنیا ناکارآمد و منسوخ‌شده است.

    قسمت بعدی این است که ما قیمت‌گذاری را واقع‌بینانه انجام نمی‌دهیم. کشوری با تورم ۵۰درصدی – طبق آمار بانک مرکزی – و با دوره گردش پول ۳۷۰روزه در شرکت‌های بورسی دارویی، چطور می‌خواهد این سیستم را زنده نگه دارد؟ یعنی یک‌سال طول می‌کشد تا پول در سیستم بچرخد. در این شرایط دادن ۲۵درصد سود به تولیدکننده و حداکثر ۱۵درصد به واردکننده، این کسب‌وکار را زنده نگه نمی‌دارد. این واقع‌بینانه نیست.

    مدل‌های مختلفی در دنیا وجود دارد اما ما حتی همان‌ها را هم اجرا نمی‌کنیم. در کمیسیون قیمت‌گذاری مقاومت وجود دارد؛ یا قیمت‌ها را دیر اعلام می‌کنند یا حاشیه سودها را کمتر از حداکثر مجاز (۲۵ درصد برای تولیدکننده و ۱۵ درصد برای واردکننده) تعیین می‌کنند. دلایل مختلفی هم می‌آورند؛ مثلا می‌گویند دولت کسری دارد یا مشکلات دیگر.

    جایگاه واقعی قیمت‌گذاری اما جای دیگری است. در صنعت دارو سه واژه کلیدی داریم: «اویلبل کردن دارو»، «اکسسبل کردن» و «بیمه».

    نظر بیمه این است که «من امسال مثلا یک‌میلیارد دلار یا چند همت هزینه دارو دارم.» بعد مناقصه برگزار می‌کند. مثلا می‌گوید: «امسال ۱۰۰میلیون عدد دارو برای بیمارانم نیاز دارم، شرکت‌ها قیمت‌تان را بدهید.» شرکت‌ها می‌آیند و پیشنهادهای خود را ارائه می‌دهند چون قرارداد در مقیاس بزرگ بسته می‌شود، طبیعتا پایین‌ترین قیمت انتخاب می‌شود و صرفه‌جویی در همان‌جا انجام می‌گیرد.

    اگر هم قرار است قیمت‌گذاری انجام شود، باید در مرحله «اکسسبل کردن فرآورده» باشد. متاسفانه امروز حتی از ترکیه هم عقب‌تر هستیم.

    ترکیه در ابتدای سال نرخ تورمی را که بانک مرکزی اعلام می‌کند عینا روی قیمت دارو اعمال می‌کند یعنی اگر تورم ۳۰درصد باشد، همان ۳۰درصد را روی قیمت دارو می‌گذارند و دیگر وارد محاسبات پیچیده نمی‌شوند اما ما در ایران چه می‌کنیم؟

    قبل از عید حدود ۱۸۰–۱۷۰ قلم آمپول را قیمت‌گذاری کرده بودند. مثلا آمپولی که فقط آب مقطر در آن است، دانه‌ای ۱۷هزار تومان قیمت داشت. بعد که خواستند قیمت‌ها را تعدیل کنند، سروصدا و اعتراض‌ها بلند شد که چه خبر است! بلافاصله دستور توقف دادند. درحالی‌که آمپول‌ها جزو اقلام حیاتی هستند چون عمدتا در شرایط اورژانسی یا حاد مصرف می‌شوند، نه مثل قرص و داروهای خوراکی. حالا شما حساب کنید: آمپولی که در کشورهای دست سوم فقط آب مقطرش ۱۷هزار تومان قیمت دارد، در ایران ۵هزار تومان قیمت‌گذاری می‌شود!

    روش دنیا چیست؟ رفرنس‌پرایس یعنی دولت می‌گوید: «منِ ایرانی توان خرید و کششم این‌قدر است. ببینیم کشورهای مشابه من چه قیمت‌هایی دارند. معدل، میانه یا پایین‌ترین قیمت آنها می‌شود قیمت مبنای من.» فارغ از اینکه هزینه تمام‌شده چقدر بوده.

    در ایران اما نه تورم لحاظ می‌شود، مثل ترکیه؛ نه رفرنس‌پرایس در نظر گرفته می‌شود. ما هنوز به روش کاست‌پلاس عمل می‌کنیم که یک روش منسوخ و ناکاراست. تجربه همین روش را هم در صنعت خودرو دیده‌ایم: نتیجه‌اش نارضایتی مردم از کالا، نارضایتی خودروساز از شرایط خودش و در نهایت نارضایتی عمومی است. حالا در خودروسازی پیش‌پرداخت می‌گیرند ولی در صنعت دارو شرکت‌ها مجبورند ۴ تا ۶ ماه قبل از عرضه، هزینه را بدهند و تازه حدود ۳۷۰روز بعد از آن پولشان را دریافت کنند!

     اگر قدرت تصمیم‌گیری و اجرای اصلاحات اساسی داشتید‌، چه می‌کردید؟

    من حدود سه‌سال معاون برنامه‌ریزی اداره کل دارو بودم. با اینکه سنم کم بود (۲۷ تا ۳۰ سال) اما تجربه‌ام نشان داد که اولین موضوع، اتصال سلامت و اقتصاد داروست. من به اقتصاد رقابتی اعتقاد دارم یعنی ایجاد الزامات رقابت سالم.

    نکته دوم این است که عقربه سیاستگذاری باید همواره به‌سمت «منافع مردم» باشد یعنی هر تصمیمی را باید با این سوال بسنجیم: «آیا به نفع مردم است یا نه؟» مثلا وقتی قیمت‌گذاری اشتباه می‌کنیم، آیا واقعا به نفع مردم است؟ چون مساله فقط قیمت پایین نیست بلکه دسترسی مردم به داروی باکیفیت است.

    وقتی شما سند برنامه هفتم حوزه سلامت و دارو را نگاه می‌کنید، می‌بینید نکات خیلی خوبی در آن وجود دارد؛ فکر شده و نوشته شده اما مشکل اینجاست که این اسناد معمولا فقط تبدیل به کتاب می‌شوند، بدون اینکه ما تکالیف خودمان را به‌ عنوان سیاستگذار یا قانونگذار از آن استخراج و اجرا کنیم. مثلا سند می‌گوید: «ما در کشورمان می‌خواهیم طی پنج‌سال به این نقطه برسیم.» یا به‌ عنوان نمونه تاکید می‌کند که یکی از مزیت‌های ما طب سنتی و داروهای طبیعی است چراکه در فرهنگ ما مقبولیت بیشتری دارد و هزینه کمتری هم به جامعه تحمیل می‌کند.

    درمان‌های جالب‌توجهی در این حوزه وجود دارد که می‌توان آن را توسعه داد؛ هم به نفع سلامت عمومی و هم به نفع رضایت مصرف‌کننده. یکی از دلایلش این است که هزینه‌ها پایین‌تر و در فرهنگ ما پذیرفته‌تر است.

    در سند برنامه هفتم پیش‌بینی شده که ما نه‌تنها صادرات دارو داشته باشیم بلکه صادرات تکنولوژی و آموزش را هم دنبال کنیم. حالا سوال اینجاست: در سال اول اجرای برنامه هفتم، کجا ایستاده‌ایم؟

    نکته بعدی آن است که در همان سند اشاره‌شده حمایت از تولید داخل نباید مانع واردات شود. به‌‌طور شفاف بیان کرده‌ایم: اگر می‌خواهیم واردات را کنترل کنیم، باید به سمت «منطقی‌سازی قانون» برویم. در قوانین بین‌المللی، دو نوع مانع وجود دارد: موانع فنی و موانع تعرفه‌ای. وقتی قرار است به سازمان تجارت جهانی یا سازمان بهداشت جهانی بپیوندیم، این دو ابزار قانونی هستند که می‌توانیم با آنها وارد مذاکره با سایر کشورها شویم.

    به‌ عنوان مثال، اگر مصرف‌کننده‌ای بخواهد داروی خارجی گران‌تر را بخرد (به‌دلیل کیفیت، تجهیزات پزشکی یا حتی تمایل شخصی)، ما نمی‌توانیم به ‌طور مطلق مانع شویم بلکه باید چنین عمل کنیم: اول، بیمه تنها معادل قیمت داروی داخلی یا ارزان‌تر را پوشش دهد و مابقی هزینه را خود فرد پرداخت کند. دوم، در هنگام ورود دارو تعرفه بگذاریم؛ مثلا ۳۰ تا ۴۰ درصد عوارض دریافت کنیم تا این مبالغ در جای دیگری برای کشور سرمایه‌گذاری شود.

    این موانع منطقی است اما موانع سلیقه‌ای و غیرقانونی مغایر با اسناد بالادستی و قوانین جامع بین‌المللی است. همیشه هم تاکید کرده‌ام: وقتی مسوولیتی به عهده ما گذاشته می‌شود، باید الزامات آن تصمیم را بفهمیم و اجرا کنیم. در یک کلام، باید قانون و اسناد بالادستی را اجرا کرد.

     نگرانی اصلی پایداری تامین داروی کشور است. با همه این انتقادات، نباید از ادامه مسیر اشتباه دست کشید؟

    این نگرانی درواقع یک هشدار است: ما فرصت زیادی نداریم. حتی نمی‌توان گفت یک سال فرصت داریم. صدای سقوط قدم‌به‌قدم شنیده می‌شود؛ پیچیدگی‌ها و بوروکراسی بیشتر می‌شوند.

    اگر فقط درباره صنعت دارو یا حوزه سلامت صحبت کنیم، یک بخش ماجراست ولی محیط کلان کشور هم درگیر است. وضعیت دیپلماسی با کشورهای غربی شوخی‌بردار نیست. با آغاز روند اسنپ‌بک، آینده مبهم‌تر شده و اگر ادامه یابد و راه‌حلی پیدا نشود، تبعاتش بر اقتصاد کشور بسیار سنگین خواهد بود. تورم کشور از نقطه‌ای به نقطه دیگر سرریز می‌کند و بالا می‌رود.

    واقعیت این است که زنگ خطر به‌صدا درآمده. اما از منظر تخصصی، در حوزه دارو هنوز می‌توان اقداماتی انجام داد. چالش‌های جدی پیش روی ماست اما امیدوارم بتوانیم با چند اقدام اساسی این مسائل را حل کنیم. هنوز وقت داریم، هرچند وقت اندک است.

  • طلب ۱۰۰ همتی داروسازان از دولت و بیمه‌ها / ضربه طرح دارویار دولت رئیسی بر پیکر صنعت داروسازی / بیماران، اولین قربانیان قفل شدن زنجیره دارو

    طلب ۱۰۰ همتی داروسازان از دولت و بیمه‌ها / ضربه طرح دارویار دولت رئیسی بر پیکر صنعت داروسازی / بیماران، اولین قربانیان قفل شدن زنجیره دارو

    به گزارش اقتصادران، یکی از مسائلی که مسئولان حوزه بهداشت و درمان همیشه در مورد آن مبالغه می‌کنند تولید بالای ۹۰ درصد داروهای مورد نیاز مردم در کشور است. اما در بیان این دستاوردها هیچ‌گاه به سایه سنگین بدهی‌های انباشته بیمه‌ها به داروسازان، قیمت‌گذاری دستوری و از همه مهم‌تر بدهی‌های چند ده همتی دولت به این صنعت اشاره نمی‌شود. به همین خاطر است که در سال‌های گذشته بسیاری از تولیدکنندگان کوچک دارو یا ورشکسته و یا مجبور به تعطیلی خط تولید خود شده‌اند. حالا در آخرین اخبار داروسازان از بدهی ۱۰۰ همتی بیمه‌ها و دولت به این صنعت خبر می‌دهند و ادامه این روند را علاوه بر اینکه باعث نابودی صنعت داروسازی و تلاش‌هایی که برای تولیدات داخلی صورت گرفته می‌دانند، بلکه معتقدند سلامت عمومی جامعه نیز به طور جدی تهدید خواهد شد.

    ضربه جبران‌ناپذیر طرح دارویار به پیکر صنعت داروسازی کشور / طرح دارویار بدون اینکه پشتوانه مالی داشته باشد اجرایی شد

    از طرف دیگر بسیاری از کارشناسان حوزه دارو و تولید‌کنندگان در صنعت داروسازی کشور بر این باورند که طرح دارویار ضربه‌ای جبران ناپذیر به این صنعت وارد کرده است.

    عطا نوری، کارشناس دارویی در این‌باره  می‌گوید: زمانی که طرح دارویار در دستور کار قرار گرفت هنوز هیچ بودجه مشخصی برای آن تعیین نشده بود. در واقع این طرح بدون اینکه پشتوانه مالی داشته باشد اجرایی شد و همین مساله باعث شد تا صنعت داروسازی کشور بیش از پیش با مشکل نقدینگی مواجه شود.

    سپردن تامین بودجه طرح دارویار به سازمان هدفمندی یارانه‌ها یک اشتباه استراتژیک بود / عامل شکست طرح دارویار برنامه‌ریزی نادرست برای تامین بودجه آن بود

    او می‌افزاید: سپردن تامین بودجه طرح دارویار به سازمان هدفمندی یارانه‌ها یک اشتباه استراتژیک بود که بارها و بارها متخصصان این حوزه خواهان جدایی تامین بودجه طرح دارویار از این سازمان شدند. در واقع عامل شکست این طرح برنامه‌ریزی نادرست برای تامین بودجه آن بود.

    این کارشناس دارویی می‌گوید: در حالی که اگر طرح دارویار به شکل درست و با بررسی‌های دقیق اجرایی می‌شد می‌توانست به رونق صنعت داروسازی بیانجامد و از سوی دیگر مردم برای دسترسی به داروهای مورد نیاز خود دیگر با مشکلات تامین هزینه مواجه نمی‌شدند.

    هزینه‌های طرح دارویار باید در بودجه عمومی ۱۴۰۵ لحاظ شود تا صنعت دارو از فروپاشی نجات یابد

    نوری تنها راه رهایی از این بحران را جداسازی بودجه طرح دارویار از سازمان هدفمندی یارانه‌ها دانسته و می‌گوید: اکثر داروسازان معتقدند هزینه‌های طرح دارویار باید در بودجه عمومی ۱۴۰۵ لحاظ شود تا صنعت دارو از فروپاشی نجات یابد.

    چک‌های برگشتی داروخانه‌ها و درخواست داروسازان

    در مجموع کمبود شدید نقدینگی، چک‌های برگشتی داروخانه‌ها و لزوم پرداخت به موقع بیمه‌ها و انتقال پول دارو از هدفمندی به بودجه عمومی، اختلال در تخصیص ارز دارو و ابطال برخی سهمیه‌های ارزی به دلیل کمبود ریال، قیمت‌گذاری‌ دستوری دارو و لزوم قیمت‌گذاری یکجا در ابتدای سال متناسب با نرخ تورم، سخت‌گیری بانک‌ها در ارائه تسهیلات و … از جمله مشکلات و همچنین درخواست‌های داروسازان در شرایط فعلی است تا زنجیره تامین دارو بتواند در وضعیتی پایدار به فعالیت خود ادامه دهد.

    بدهی ۱۰۰ همتی دولت و بیمه‌ها به داروسازان

    به گفته مسئولان سازمان غذا و دارو در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی مجموع بدهی بخش دولتی و خصوصی بیش از ۱۰۰ همت است که نزدیک ۴۵ همت در حوزه دانشگاهی و بیمارستانی و دولتی است و مابقی بخش خصوصی است.

    تأخیر بیمه‌ها در پرداخت مطالبات داروخانه‌ها و شرکت‌ها امنیت دسترسی بیماران به دارو را تهدید می‌کند

    فرزاد علیزاده، کارشناس دارویی نیز در این‌باره  می‌گوید: تأخیر بیمه‌ها در پرداخت مطالبات داروخانه‌ها و شرکت‌ها، تنها یک مشکل مالی نیست بلکه امنیت دسترسی بیماران به دارو را تهدید می‌کند. داروخانه‌ها برای خرید داروی جدید نیازمند نقدینگی هستند، اما وقتی مطالبات آنها شش تا هفت ماه عقب می‌افتد، توان خریدشان کاهش می‌یابد.

    اگر نقدینگی در زنجیره دارو قفل شود، بیماران اولین قربانیان خواهند بود

    او می‌افزاید: داروخانه مثل فروشگاه معمولی نیست که بتواند کالا را با تأخیر تامین کند. بیمار وقتی نسخه‌اش را می‌آورد، نیاز فوری به دارو دارد. اگر نقدینگی در زنجیره دارو قفل شود، بیماران اولین قربانیان خواهند بود. این مشکل به‌ویژه در حوزه داروهای خاص و بیماران صعب‌العلاج پررنگ‌تر است؛ چرا که این داروها قیمت بالاتری دارند و تحمل کمبودشان برای بیماران بسیار دشوار است.

    قیمت‌گذاری دستوری چالش مهم صنعت داروسازی است

    علیزاده در بخش دیگری از سخنان خود اظهار می‌دارد: علاوه بر بحران نقدینگی، نحوه قیمت‌گذاری دارو نیز به یکی از چالش‌های اساسی بدل شده است. شرکت‌های داروسازی معتقدند که قیمت‌گذاری‌های دستوری، همگام با تورم و افزایش هزینه‌های تولید نیست.

    این کارشناس دارویی تاکید می‌کند: وقتی قیمت دارو متناسب با افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی و دستمزد کارگران اصلاح نشود، شرکت‌ها زیان‌ده می‌شوند. این مساله در نهایت تولید داخلی را تهدید می‌کند و ممکن است به افزایش واردات منجر شود. در این بین اما برخی شرکت‌ها تنها به‌دلیل علاقه به ماندگاری در بازار و جلوگیری از تعطیلی، با سود ناچیز یا حتی زیان فعالیت می‌کنند.

    تاثیر تحریم‌ها بر عملیات انتقال پول

    او می‌افزاید: گاهی ما مواد اولیه را خریداری می‌کنیم اما به دلیل مشکلات بانکی و تحریم، انتقال پول به ماه‌ها زمان نیاز دارد. این موضوع عملاً زنجیره تامین را مختل می‌کند و هزینه‌ها را بالا می‌برد. حتی در مواقعی که مواد اولیه به‌موقع وارد می‌شود، تغییرات شدید نرخ ارز می‌تواند تمام برنامه‌های مالی شرکت را بر هم بزند.

  • اگر دارو را گران نکنیم صنعت دارو متوقف می‌شود

    اگر دارو را گران نکنیم صنعت دارو متوقف می‌شود

    به گزارش اقتصادران، دیروز وزیر بهداشت، رو به دوربین تلویزیون و در جواب خبرنگار صدا و سیما و خطاب به مردم، در توضیح بابت تصمیم جدید دولت برای حذف ارز ترجیحی دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای امسال و گران‌تر شدن قیمت این اقلام به دلیل حذف ارز ۳۶۵۰۰ تومانی (ارز ترجیحی) اعلام کرد که به سازمان‌های بیمه‌گر دستور داده مابه‌التفاوت قیمت دارو و تجهیزات پزشکی را به جای دریافت از مردم، از منابع بیمه‌ای پرداخت کنند.

    محمدرضا ظفرقندی که در حاشیه برگزاری کنگره جامعه جراحان به جمع خبرنگاران آمده بود، در توضیحات بیشتر گفت: «طبق دستوری که وزارت بهداشت در مورد تغییرات قیمت تجهیزات پزشکی و دارو صادر کرده، امسال بیمه‌های پایه موظفند مابه‌التفاوت افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی (به دنبال حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی) را تقبل کنند و تا زمانی که بیمه‌ها، پرداخت هزینه‌های اعلامی از سوی سازمان غذا و دارو را نپذیرند، افزایش قیمت که در واقع، قیمت واقعی شده دارو و تجهیزات پزشکی است نباید اعلام شود. تاکید بر این است که قیمت تجهیزات پزشکی و دارو باید واقعی باشد و قیمت واقعی به معنای میزان هزینه‌کرد تولید دارو و تجهیزات پزشکی است. وقتی هزینه تولید شیشه یک آمپول، ۵ هزار تومان است، قطعا هزینه تولید محتویات این آمپول ۳ هزار تومان نیست و باید قیمت این محصول واقعی شود اما بیمه‌ها موظفند مابه‌التفاوت هزینه‌های واقعی را تقبل کنند تا بابت افزایش قیمت‌ها فشاری به جیب مردم نیاید.»

    افزایش چند برابری قیمت دارو، از اوایل سال ۱۴۰۱ و به دنبال اجرای طرح دارویار در دولت سیزدهم شتاب گرفت. اولین تبعات تغییر قیمت ارز و محدودیت تخصیص ارز دولتی برای دارو و تجهیزات پزشکی، نایاب شدن دارو در داروخانه‌ها بود چون تولیدکنندگان دارو، بلاتکلیف و سردرگم بابت نقدینگی مورد نیاز، نمی‌دانستند چگونه و با چه میزان سرمایه و چه سود و زیانی قرار است چراغ کارخانه‌های دارویی را روشن نگه دارند. با وجود وعده‌های دولت سیزدهم به تامین منابع مالی مورد نیاز و ادعای موفقیت طرح و قول به حفظ ارزانی قیمت برای مردم، کسری شدید منابع، از ماه‌های اول بعد از اجرای دارویار و تا پایان سال ۱۴۰۲ در گزارش‌های ادواری کمیسیون بهداشت مجلس آشکار و معلوم شد که برخلاف ادعای دولت سیزدهم، نه تنها تعهدات مالی برای «دارویار» محقق نمی‌شده، کمبود دارو هم به بیشترین حد در طول دهه اخیر رسید و طرحی که قرار بود تامین و توزیع دارو را تسهیل کند، چالش‌های بیشتری را رقم زد که نتیجه نهایی این مشکلات، ناتوانی مردم در دسترسی به دارو بود.

    از پایان تابستان پارسال و با آغاز فعالیت دولت چهاردهم، تزریق ۵ هزار میلیارد تومان از صندوق توسعه ملی به صنعت دارو، اولین اقدام برای نجات این صنعت استراتژیک بود و قیمت ۳۷۰ قلم دارو هم با هدف جبران کمبودها افزایش یافت چون بخش زیادی از داروهای نایاب، اقلامی بود که خط تولیدش به دلیل زیان‌دهی متوقف شده بود.

    تداوم کسری منابع برای صنعت دارو و تاثیر مستقیم ان بر هزینه‌های درمان از مشکلاتی بود که اواخر بهمن پارسال، از سوی رییس سازمان غذا و دارو مورد هشدار قرار گرفت و مهدی پیرصالحی به ایرنا گفت: «برای تداوم اجرای طرح دارویار در سال آینده به ۱۷۶ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است تا پرداختی از جیب مردم افزایش نیابد اما فعلا سازمان برنامه و بودجه ۸۵ هزار میلیارد تومان برای طرح دارویار برای سال آینده تخصیص داده که کافی نیست و اگر ارز ترجیحی از ۲۸ هزار و ۵۰۰ به ۳۸ هزار تومان افزایش یابد، پرداختی از جیب مردم نیز برای تهیه دارو بالا می‌رود. برخی از داروها در سال‌های اخیر دچار کمبودهای مقطعی شده و عوامل اصلی کمبودهای دارویی در کشور، کاهش نقدینگی و نامناسب بودن چرخه نقدینگی این صنعت است. بسیاری از داروها چون صرفه اقتصادی برای شرکت‌های دارویی ندارد، نمی‌توانند آن را تولید کنند و از این رو ناچار به اصلاح برخی از قیمت‌ها هستیم که شرکت‌ها از زیان خارج شوند و تمایل به تولید داشته باشند.»

    وزیر بهداشت هم در همین زمان در گفت‌وگویی با پایگاه خبری «انتخاب» افزایش قیمت برخی داروها را به عنوان راهی برای فعال شدن دوباره خط تولید دانست و گفت: «قیمت داروهای تزریقی و برخی پمادها به دلیل اینکه کارخانه‌ها با نرخ‌های قبلی تولید نمی‌کردند، افزایش یافت. ما برای جلوگیری از کمبود، نرخ را به قیمتی رساندیم که کارخانه‌ها بتوانند به تولید ادامه بدهند.»

    اسفند پارسال و در زمانی که قانون بودجه ۱۴۰۴ در مرحله تایید نهایی بود، وزیر بهداشت خبر داد که در سال جدید، بودجه مورد نیاز دارو، متناسب با نرخ ارز تامین خواهد شد. حالا همین زمانی است که صنعت دارو با حذف ارز ترجیحی مواجه شده و وزیر بهداشت از دستور جدید برای سازمان‌های بیمه‌گر می‌گوید در حالی که معلوم نیست آیا منابع جبران مابه‌التفاوت نرخ ارز به عنوان هزینه سربار بر بیمه‌های پایه هم در قانون بودجه ۱۴۰۴ منظور شده و آیا تخصیص این منابع به موازات تغییرات نرخ ارز خواهد بود یا باز هم مطالبات انباشته صنعت دارو به دلیل بی‌پولی سازمان‌های بیمه‌گر، چالش تامین و توزیع این محصول استراتژیک سلامت محور را تشدید خواهد کرد.

    هشدار وزیر بهداشت درباره تبعات تامین نشدن سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی

    دو هفته قبل وزیر بهداشت خبر داد که در سال ۱۴۰۴ سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی به حدود ۶ درصد افزایش یافته است. افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی بعد از یک تاخیر چند ساله و تاثیر این افزایش برای نظام سلامت، سوالی بود که دیروز خبرنگار «اعتماد» از وزیر بهداشت پرسید و ظفرقندی در جواب این سوال تاکید کرد که در صورت تامین نشدن این سهم و حرکت به روال قبل، نه تنها تامین منابع مالی مورد نیاز دارو و تجهیزات پزشکی به خطر می‌افتد، کیفیت ارائه خدمات سلامت هم کاهش می‌یابد و نیروی انسانی متخصص که در واقع، همان ارائه‌ دهندگان خدمات حوزه سلامت هستند هم، از دست خواهند رفت. «طبق قانون برنامه هفتم توسعه، سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی باید حداقل تا ۷ درصد باشد. در سال گذشته این سهم به حدود ۳٫۸ الی ۳٫۹ درصد رسیده بود. بدیهی است که در چنین شرایطی، در صورت تامین نشدن این سهم، دچار کاهش کیفیت، کاهش سهم (ریالی) دارو و تجهیزات پزشکی و مسائل مختلفی خواهیم شد ازجمله نیروی انسانی – چه در حوزه پرستاری و چه در حوزه پزشکی – را نمی‌توانیم حفظ کنیم. بنابراین، هر چه این سهم به آن عدد و تعرفه واقعی و در واقع، به هزینه تمام شده خدمات نزدیک‌تر شود، این مشکلات کم خواهد شد.»

    تلاش دولت برای حفظ جراحان و پزشکان

    وزیر بهداشت دیروز بر ضرورت نگهداشت جامعه پزشکی در کشور و رفع مشکلات منجر به مهاجرت نخبگان و خالی ماندن صندلی‌های آزمون دستیاری در رشته‌های مادر همچون جراحی قلب و عروق، بیهوشی و طب اورژانس طی سال‌های اخیر تاکید کرد و گفت: «جامعه جراحی ایران در طول زمان‌های گذشته و در تمام بحران‌هایی که در کشور ایجاد شده، هم از نظر علمی و هم از نظر حضور فداکارانه برای مردم، خود را ثابت کرده و در تمام بحران‌ها ازجمله در زمان جنگ و بحران اخیری که در بندرعباس ایجاد شد، نقش بی‌بدیلی داشته و از لحاظ علمی هم در بالاترین سطح است به ‌طوری که مردم بسیاری از کشورهای همسایه و حوزه خلیج فارس و سایر کشورها برای درمان به ایران می‌آیند در حالی که یک زمانی، انجام بسیاری از اعمال جراحی که امروز در ایران انجام می‌شود، یک آرزو و افسانه بود ولی به همت بزرگانی مثل اقای دکتر ایرج فاضل که بسیاری از خدمات پزشکی را در کشور بنیانگذاری کردند، امروز انواع اعمال جراحی پیشرفته در ایران انجام می‌شود و این باعث افتخار است. اما بسیار مهم است که چه کنیم که این مسیر مستدام بماند. مهم‌ترین اقدام در این زمینه، احترام و تکریم جامعه جراحان است و در مرحله بعد، باید مشکلات جامعه جراحان و آنچه باعث مهاجرت این قشر و جدا شدن شأن از کاروان جراحی کشور می‌شود، شناسایی شود. بعضی از این مسائل، اقتصادی، معیشتی و اجتماعی است و باید تک به تک تحلیل شود چون دلیل خالی ماندن صندلی‌های آزمون دستیاری هم همین مسائل است. اگر امروز، ورودی رشته‌های دشواری مثل جراحی قلب و جراحی عروق و حتی بیهوشی و طب اورژانس، کمتر از نیاز کشور است، مشکلات منجر به چنین وضعی باید با یک برنامه جامع و آسیب‌شناسی درست و کنار گذاشتن تنگ‌نظری و حسادت، شناسایی و برطرف شود. اگر یک جراح یا متخصص بیهوشی در دورترین نقاط کشور، خدمت ارائه می‌دهد باید حداقل امکانات را هم برایش فراهم کنیم چون تمام پزشکان ایرانی علاقه‌مندند که در کشور خودشان بمانند.»

    رییس نظام پزشکی در جواب «اعتماد» از نگرانی‌ها بابت منابع تامین کالاهای سلامت‌محور گفت

    با وجود اطمینان وزیر بهداشت درباره تبعیت سازمان‌های بیمه‌گر از دستور وزارتی و تقبل مابه‌التفاوت نرخ ارز مورد نیاز چرخه تامین دارو و تجهیزات پزشکی، اما باقی متولیان نظام سلامت چندان به اتفاقات ماه‌های آینده خوشبین نیستند، چون معلوم نیست وقایع سیاسی و اقتصادی پیش رو، چه تغییراتی در نظام مالی کشور رقم بزند . محمد رییس‌زاده؛ رییس کل نظام پزشکی کشور یکی از همین متولیان است که دیروز در گفت‌وگو با «اعتماد» و در توضیح آخرین وضعیت تامین دارو و تجهیزات پزشکی و به خصوص، اقلام پزشکی یک‌بار مصرف در مراکز درمانی طبق گزارش‌های دریافتی از جامعه پزشکی فعال در این مراکز گفت: «در حال حاضر، وضعیت مراکز درمانی بابت تجهیزات ضروری مثل استنت‌های قلب یا گرفت‌های عروقی و تجهیزات ارتوپدی، نگران‌کننده نیست. نگرانی امروز ما، کمبود تجهیزات نیست، بلکه بابت حذف ارز ترجیحی نگرانیم، چون طبق قانون بودجه ۱۴۰۴، ارز ۴۲۰۰ تومانی برای بسیاری از اقلام یک‌بارمصرف و تجهیزات پزشکی بیمارستان‌ها حذف و به ارز ۲۸ هزار تومانی یا ۳۸ هزار تومانی تبدیل شده در حالی که هنوز ساز و کار لازم برای اختصاص مابه‌التفاوت نرخ ارز طراحی نشده و معتقدم که رقمی هم که به عنوان جبران مابه‌التفاوت در نظر گرفته شده، هم حوزه تجهیزات پزشکی و هم مردم را با چالش مواجه خواهد کرد، چون رقمی که مانع از تلاطم در حوزه تجهیزات پزشکی و چالش مالی برای مردم می‌شود، تقریبا دو برابر رقم اختصاص یافته به عنوان جبران مابه‌التفاوت است . بنابراین، در صورت ترمیم نشدن این رقم، قطعا در آینده نزدیک بیمارستان‌ها و مراکز درمانی برای تامین تجهیزات پزشکی با قیمت‌های جدید دچار مشکل خواهند شد مگر آنکه هم منابع کافی به این حوزه اختصاص بدهند و هم فرآیند تخصیص این منابع تا انتهای زنجیره به خوبی طراحی شود . البته سازمان‌های بیمه‌گر، پرداخت این مابه‌التفاوت را پذیرفته‌اند ولی مهم این است که منابع مورد نیاز بیمه‌ها برای پرداخت این مابه‌التفاوت، توسط سازمان برنامه و بودجه تامین می‌شود و این ارقام، ناکافی است.»

    رییس‌زاده در جواب «اعتماد» و در پاسخ به اینکه آیا رییس کل نظام پزشکی این نگرانی‌ها را به سایر متولیان حوزه سلامت و از جمله به دولت منتقل کرده یا خیر، می‌گوید: «بله، روز یکشنبه هفته جاری، در یک جلسه ۴ ساعته در شورای عالی بیمه سلامت که با حضور سازمان‌های بیمه‌گر و نمایندگان برنامه و بودجه تمام دستگاه‌ها برگزار شد، به صراحت گفتم که منابع باید به میزان مورد نیاز بازبینی شود وگرنه با شرایط مشابه طرح دارویار مواجه می‌شویم چنانکه طرح دارویار اجرا شد در حالی که منابع کافی نداشت و سازمان‌های بیمه‌گر قادر به پرداخت مطالبات نبودند و اجرای طرح از مقطعی با مشکل مواجه شد و وزیر بهداشت وقت هم اعلام کرد که مشکلات چندان به ما مربوط نیست، چون سازمان‌های بیمه‌گر تعهدات‌شان را اجرا نکرده‌اند و البته این حرف‌ها، مشکلی از مردم حل نمی‌کرد . بنابراین در حوزه تجهیزات پزشکی نباید تجربه ناقص طرح دارویار تکرار شود و لازم است که سازمان برنامه و بودجه برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی، منابع کافی اختصاص دهد و فرآیندهای پرداخت هم توسط سازمان‌های بیمه‌گر تسهیل و در نهایت، یک هماهنگی کامل در سطوح بین بخشی ایجاد شود چون در غیر این صورت، با اجرای ناقص، دود این وضع به چشم مردم و جامعه پزشکی می‌رود.»

    از سال گذشته، زمزمه‌هایی درباره مصرف چندباره اقلام یک‌بارمصرف پزشکی در مراکز درمانی مطرح شده بود و وقتی این زمزمه‌ها به گوش کمیسیون بهداشت مجلس رسید، برخی اعضای این کمیسیون در قوه مقننه هم با تاسف تایید کردند که بی‌پولی بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی آموزشی و دانشگاهی، باعث شده که برخلاف استانداردهای جهانی، آن دسته از اقلام پزشکی یک‌بارمصرف را بارها و بارها استریل کرده و تا زمان فرسودگی کامل این اقلام، مورد استفاده قرار بدهند. یک منبع آگاه در وزارت بهداشت، به «اعتماد» می‌گوید که این روند در بسیاری مراکز درمانی همچنان ادامه دارد و بی‌پولی مراکز درمانی سبب شده که این رویه به اجبار تبدیل شود. به گفته این منبع آگاه، رعایت برچسب‌های اقلام پزشکی یک‌بارمصرف و دور انداختن‌شان بعد از یک نوبت استفاده برای بسیاری از مراکز درمانی کشور امکانپذیر نیست، چون این مراکز به قدری بی‌پول هستند که در صورت رعایت این برچسب‌ها و استانداردها، امکان تهیه دوباره این اقلام را ندارند و بنابراین، ناچارند هر قلم از تجهیزات ممهور به برچسب «یک‌بارمصرف» را تا زمان فرسودگی کامل این وسایل، بارها و بارها استریل و استفاده کنند. این منبع آگاه به «اعتماد» می‌گوید: «وزارت بهداشت این رویه را به هیچ مرکز درمانی و بیمارستانی توصیه نمی‌کند ولی چاره‌ای جز استفاده چندباره از اقلام یک‌بارمصرف قابل استریل نیست چون در غیر این ‌صورت، بیمارستان‌ها با کمبود جدی وسایل در اتاق عمل و بخش‌های بستری و اورژانس مواجه خواهند شد. واقعیت این است که اگر بیمارستان‌ها خود را ملزم کنند که تجهیزات یک‌بار مصرف را فقط یک بار استفاده کنند، در مدت کمتر از سه ماه، با کمبود شدید این وسایل مواجه می‌شوند چون پولی در کشور وجود ندارد و تمام اقلام پزشکی یک‌بار مصرف هم وارداتی است که گاهی با دلار ۳۸ هزار تومانی و گاهی با دلار ۷۰ هزار تومانی وارد می‌شود و حتی در تامین ارز مورد نیاز واردات این اقلام هم با مشکل مواجهیم. بنابراین، وقتی قیمت یک عدد لیگاشور (وسیله موردنیاز جراحی برای جداسازی عروق خونی) ۴۰۰ دلار است، بعد از هر بار استفاده در جراحی این وسیله را استریل و برای نوبت‌های بعد، استفاده می‌کنیم در حالی که می‌دانیم در امریکا، به محض باز شدن بسته لیگاشور، این وسیله برای بار دوم، غیرقابل مصرف می‌شود.»

    به دنبال حرف‌هایی که این منبع آگاه گفته بود، دیروز، «اعتماد» از رییس کل نظام پزشکی درباره مخاطرات متعاقب این شرایط پرسید و رییس‌زاده در جواب گفت: «برای این بحث باید در معاونت درمان وزارت بهداشت تصمیم‌گیری شود. استریل و استفاده چندباره بعضی اقلام پزشکی یک‌بارمصرف به بیمار آسیب می‌زند و این اقلام به هیچ‌وجه نباید وارد این چرخه شوند، ولی برای برخی اقلام مصرفی که ارتباط مستقیمی با بیمار ندارد و چندان هم گران نیست، می‌توان استاندارد جدیدی از بابت مصرف چندباره بعد از استریلیزاسیون تعریف کرد ولی این چارچوب هم باید توسط وزارت بهداشت تعیین و تعریف شود اما در نهایت، جلوگیری از آسیب به بیمار باید محور اصلی این چارچوب باشد. هنوز گزارش مشخصی درباره استفاده چندباره از اقلام پزشکی یک‌بارمصرف در بیمارستان‌ها نداریم و به نظر می‌رسد که در اعتباربخشی مراکز درمانی، این رویه هم مدنظر قرار می‌گیرد. حتی اگر چنین اتفاقی در مراکز درمانی رخ می‌دهد، به نظرم با تخصیص منابع کافی برای مراکز درمانی، چنین اشکالاتی را هم شاهد نخواهیم بود.»

    در حالی که حذف ارز ترجیحی از دارو و تجهیزات پزشکی در سال جاری، به مهم‌ترین موضوع بحث با دست‌اندرکاران نظام سلامت تبدیل شده، علی جعفریان؛ قائم‌مقام وزارت بهداشت هم دیروز در حاشیه کنگره جامعه جراحان به خبرنگاران می‌گفت که سازمان‌های بیمه‌گر ملزم به پرداخت مابه‌التفاوت نرخ ارز دارو و تجهیزات پزشکی شده‌اند و اطمینان می‌داد که منابع جبرانی هم در بودجه امسال تعیین و تامین شده اما شرط این است که این منابع، به صورت منظم در اختیار سازمان بیمه‌گر قرار بگیرد. جعفریان فقط در یک مورد تشکیک کرد و اینکه در صورت ناکافی بودن منابع مالی کشور، پرداخت این ارقام جبرانی هم با چالش مواجه خواهد شد و افزود: «امیدواریم تا زمان اختصاص این منابع جبرانی، قیمت دارو و تجهیزات پزشکی افزایش نیابد چون به هر حال این الزام از طرف وزارت بهداشت ایجاد شده که به محض افزایش قیمت داروهای تحت پوشش بیمه، باید مابه التفاوت قیمت توسط سازمان بیمه‌گر پرداخت شود.»

    ابراز امیدواری قائم‌مقام وزارت بهداشت با تاکید صریح وزیر البته متفاوت بود و همین تفاوت هم مبنای سوال خبرنگار «اعتماد» از جعفریان شد که قائم‌مقام وزیر در جواب گفت: «به هر حال افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی اتفاق می‌افتد ولی حرف ما این است که این افزایش قیمت، نباید از جیب مردم پرداخت شود ولی تاکید داریم که افزایش قیمت ناگزیر است چون در غیر این صورت، اصلا دارو تولید نخواهد شد. ما می‌گوییم منابع مالی سازمان بیمه‌گر برای جبران این افزایش قیمت باید توسط دولت پرداخت شود و سازمان بیمه‌گر باید طلب خود را از دولت بگیرد.»

    جعفریان در جواب «اعتماد» و در واکنش به اینکه مردم به دعوای دولت و سازمان‌های بیمه‌گر و انباشت مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت کاری ندارند و فقط گرانی قیمت دارو را می‌بینند، گفت: «مردم در واکنش به گرانی باقی اقلام چه می‌کنند؟ گرانی قیمت دارو هم مثل باقی اقلام مورد نیاز مردم است با این تفاوت که ارائه خدمت سلامت، اجبار و وظیفه ماست و قیمت‌گذاری دارو هم یک اقدام ناگزیر است. ما ناچاریم قیمت دارو را براساس هزینه تمام شده تعیین کنیم وگرنه دارو تولید نخواهد شد و همان مردمی که امروز به گرانی قیمت دارو اعتراض می‌کنند، فردا بابت کمبود دارو اعتراض خواهند کرد. اگر قیمت دارو، واقعی نشود، صنعت دارو متوقف می‌شود چنانکه در سال ۱۴۰۳ متوقف شد. اگر قیمت را واقعی نکنیم دارویی نخواهیم داشت. بین گرانی قیمت و کمبود دارو، باید یک راه را انتخاب کنیم و راه سومی نیست. حالا هم در تلاش هستیم که منابع جبران مابه‌التفاوت افزایش قیمت ارز را تامین کنیم ولی این منابع، تابع بودجه کشور است و البته بخشی از این منابع باید توسط سازمان برنامه و بودجه تامین شود اما سازمان‌های بیمه‌گر هم در این میان سهمی دارند و باید منابعی را به جبران این ارقام اختصاص دهند، چراکه از محل حق بیمه‌های دریافتی درآمد دارند. سازمان تامین اجتماعی باید منابع ۹ بیست و هفتم خود را برای حوزه سلامت خرج کند که سال‌هاست این کار را نمی‌کند و البته وزیر تعاون هم در جریان این مساله هست اما مسوولان سازمان تامین اجتماعی می‌گویند اولویت اول تخصیص منابع‌شان، پرداخت مستمری‌هاست. به هر حال کمبود منابع مشکلاتی ایجاد می‌کند و اولین راه‌حل تمام مشکلات، تولید ثروت است چون تولید ثروت به رشد اقتصادی منجر می‌شود و دولت می‌تواند از محل تولید ثروت، منابع موردنیاز بیمه‌های پایه را هم تامین کند.»

  • قتل مردم با حذف ارز دولتی دارو

    قتل مردم با حذف ارز دولتی دارو

    به گزارش اقتصادران، سلمان اسحاقی سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی درباره حذف ارز ترجیحی با نرخ ۴۲۰۰ تومانی در حوزه دارو و ملزومات و تجهیزات پزشکی گفت: من بارها این موضوع را هشدار داده‌ام و باز هم هشدار می‌دهم و این هشدارها باعث شده که فعلاً در خصوص تصمیم‌گیری، تامل بیشتری صورت گیرد. دولت هیچ برنامه و هیچ منابعی برای جبران مابه‌التفاوت حذف ارز دولتی ندارد.

    وی ادامه داد: ما یک تجربه تلخی به نام دارویار داریم، همین امروز در وزارت بهداشت، ابر بدهکار حوزه دارو، بیمه‌ها هستند. در طرح دارویار با توجه به اینکه حذف ارز دارویی اتفاق افتاد و بیمه‌ها باید مابه‌التفاوت را پرداخت کنند امروز می‌بینیم که داروخانه‌ها از آوردن داروهایی که تکلیف بیمه است، برای پرداخت مابه‌التفاوت آن اجتناب می‌کنند، زیرا زمان زیادی می‌طلبد تا بیمه به تعهداتش عمل کند و چه بسا این زمان بیش از یک سال زمان می‌برد.

    سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: موضوع دیگر در این بحث این است که بیمه‌ها توانایی این موضوع را ندارند. دولت اشاره می‌کند که در تخصیص ارز دولتی فساد وجود دارد. ما این همه دستگاه‌های امنیتی و نظارتی داریم که با فساد مبارزه کنند. چرا کلیات آن را از بین می‌برید؟

    وی تاکید کرد: من این را می‌خواهم امروز هشدار بدهم، در صورتی که این اتفاق نامبارک بیفتد و حذف ارز دولتی انجام شود، ما شاهد استیصال و درماندگی مردم در حوزه درمان خواهیم بود و از آنجا که هزینه درمان افزایشی بین ۲۰ تا ۳۰ برابری خواهد داشت، مطمئناً مردم برای درمان مراجعه نخواهند کرد و ما شاهد وضعیتی مشابه وضعیت کرونا خواهیم بود که منجر به کشته شدن مردم می‌شود. من حتی در یک جا گفتم که دولت باید از کشتن مردم خودداری کند. این را به جد دارم می‌گویم، اگر ارز دولتی از دارو، تجهیزات و ملزومات پزشکی حذف شود، دولت مردم خود را به قتل می‌رساند.

    اسحاقی تصریح کرد: شاید بگویید که دولت اعلام کرده منابع مابه‌التفاوت را از طریق بیمه به مقصد اصلی خواهد رساند. من امروز به عنوان کسی که پنج سال در کمیسیون بهداشت و درمان بوده‌ام می‌گویم که جناب آقای دکتر پزشکیان هم در آن زمان در کمیسیون بهداشت و درمان اشاره می‌کردند که بیمه‌های ما توانایی پرداخت مابه‌التفاوت را ندارند. به همین دلیل است که امروز ۸۰ درصد هزینه درمان از جیب بیمار پرداخت می‌شود و فقط ۲۰ درصد آن را بیمه‌ها با تاخیر پرداخت می‌کنند. حالا شما حساب کنید اگر هزینه درمان ۳۰ برابر شود، یعنی در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی، این ۳۰ درصد به ۸۰ درصد افزوده خواهد شد.

    وی با اشاره به گرانی دارو و احتمال افزایش مجدد قیمت دارو ادامه داد: ما هشدار دادیم و ریاست کمیسیون بهداشت و درمان خطرات و مضرات این موضوع را به سران قوا هشدار داده‌اند و مکتوبی هم خدمت مقام معظم رهبری ارسال کرده‌اند. حمایت‌های رسانه‌ای و مطالبه‌گری روزانه ما باعث شده که فعلاً این تصمیم نادرست اجرایی نشود. دولت فکر می‌کند که فساد و رانت بزرگی در ارز دولتی وجود دارد و به همین دلیل می‌خواهد ارز دولتی را حذف کند و می‌گوید بیمه‌ها موظف هستند مابه‌التفاوت را به ذینفع اصلی، یعنی بیمار، برسانند.

    این عضو کمیسیون بهداشت با تاکید بر اینکه بیمه‌های ما توانایی این کار را ندارند، تصریح کرد: آقای پزشکیان به مردم قول داده بود که همه ما در حوزه درمان بر سر یک سفره بنشینیم، اما اکنون این تصمیم، تصمیمی است که در حال طبقاتی‌تر کردن جامعه است. یعنی هر کسی که بیمه تکمیلی بیشتری داشته باشد، بهتر می‌تواند دارو بخرد و درمان شود، اما کسی که بیمه تکمیلی ندارد، نه تنها نمی‌تواند داروی ابتدایی را داشته باشد، بلکه آن داروی ابتدایی را هم از دست خواهد داد. من هشدار دادم که بیمه‌ها توانایی این کار را ندارند و اگر این تصمیم گرفته شود، دولت مردم خود را خواهد کشت.

    وی با اشاره به ارز دولتی گفت: ببینید، زمانی که مجلس در سال ۱۴۰۱ مدیریت ارز نیمایی را تصویب کرد، اشاره کردیم که ارز دولتی همان ارز ۴۲۰۰ تومان است. این که آن‌ها چند تالار اول و دوم درست می‌کنند و میگویند ارز ۲۸ هزار تومانی یا بالاتر باعث افزایش ده‌برابری و بیست‌برابری می‌شود.

  • برزخ دارو به جهنم تبدیل می شود / مرگ تدریجی بازنشستگان و کارگران با افزایش ۶ برابری قیمتِ ارز دارو

    برزخ دارو به جهنم تبدیل می شود / مرگ تدریجی بازنشستگان و کارگران با افزایش ۶ برابری قیمتِ ارز دارو

    به گزارش اقتصادران دارو از نان شب واجب‌تر است؛ وقتی یک عضو خانواده بیمار است، آب خوش از گلوی هیچ کس پایین نمی‌رود؛ کل خانواده درگیر بحرانی‌ست که رفع آن پول زیاد و حوصله‌ی بسیار می‌خواهد و گاهی با صرف زمان و پول هم حل نمی‌شود!

    شوربختانه بحران دارو و تجهیزات پزشکی که از زمستان سال قبل آغاز شده، با شتاب به سمت وخامت بیشتر پیش می‌رود؛ تا کنون متوسط افزایش قیمت داروهای شرکت‌های داروساز ایرانی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد و متوسط افزایش نرخ داروهای خارجی (داروهای توصیه شده توسط پزشکان متخصص) بیش از ۱۰۰ و گاهی ۲۰۰ درصد است و البته با توجه به سیاست‌های ارزی دولت در سال ۱۴۰۴، هنوز یک موج سنگین گرانی دارو در پیش است.

    در روزهای اخیر، رئیس سازمان غذا و دارو اعلام کرده است: با توجه به حذف ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی از ابتدای امسال، نرخ جدید تخصیصی برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شده است. مهدی پیرصالحی اضافه کرده است «هنوز دستورالعمل تخصیص ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی از سوی دولت ابلاغ نشده و در حال حاضر منتظر تصمیم نهایی هستیم».

    به این ترتیب، قرار است ارز واردات دارو با یک جهش بسیار بلند، بیش از شش برابر گران شود؛ رسمیت یافتنِ تورم بیش از ۶۰۰ درصدی ارز واردات دارو و ابلاغ آن از سوی دولت، برزخ بازار دارو را به یک جهنم اساسی بدل می‌کند، موجی سنگین از گرانی داروها نه فقط برای اقلام خارجی(که البته در مواردی حیاتی هستند) بلکه برای داروهای ایرانی که مواد اولیه آن‌ها با ارز وارداتی از خارج از کشور می‌آید، از راه می‌رسد؛ این موج سنگین، طبقه کارگر و مزدبگیر کشور را به طرفه‌العینی در خود غرق خواهد کرد.

    و احتمالاً به دلیلِ انتظار برای این گرانیِ جدیدِ دستوری و از بالا فرموده! است که در حال حاضر بسیاری اقلام دارویی در بازار نایاب شده‌اند؛ در روزهای اخیر، بیمارانی با ما تماس گرفته‌اند که موفق به پیدا کردن داروهای بیماری‌های قلب و عروق از جمله «آدانکور ۲۰» نشده‌اند؛ به گفته‌ی آن‌ها، مدتی‌ست که این داروها نایاب شده‌اند و در دسترس نیستند.

    همچنین یک کارگر از پیدا نشدن داروهای اعصاب و روان از جمله قرص «پیموزاید ۴» که یک قرص اصلی‌ست خبر داد و گفت: فرزندم بیماری اعصاب دارد و وقتی این داروها نباشد و مصرف نکند، زندگی خودش و ما را سیاه می‌کند، پزشک توصیه کرده که از زیر سنگ هم شده دارو بیابید (ترجیحاً نمونه خارجی) تا حتماً مصرف کند. اما ما به سختی و پس از جستجوی بسیار و پیدا کردن پارتی، فقط ۴ عدد ایرانیِ آن را پیدا کردیم.

    این داروها از زیر سنگ هم پیدا نمی‌شوند….. برخی دیگر از داروها هم در صورتی که موجود باشند، قیمت چندبرابری نجومی دارند و وسع اکثر مردم به مصرف دائم آن‌ها نمی‌رسد؛ در این شرایط، ضرورتی به نام درمان نادیده گرفته می‌شود، توقف اجباری و ترک درمان، امروز دیگر یک پدیده‌ی نادر نیست. فرودستان و طبقات زیرین و حتی میانی مزدبگیران، «مجبورند» از خیر درمان بگذرند و این انتخاب تلخ بیشتر در مورد بیماری‌های خاص مصداق پیدا می‌کند.

    شوک گرانی دارو، یک شوک تدریجی و به شدت کُشنده است؛ البته هنوز ابلاغ رسمی دولت برای ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی دارو وارد معادلات بازار نشده اما قیمت اخیرِ داروها رکوردهای سابق را جابجا کرده است.

    برخی داروسازها در زمستان سال گذشته، از قیمت‌های جدید اقلام تولیدی خود رونمایی کردند اما دوباره در روزهای آخر فروردین، برخی از شرکت‌های داروسازی خبر از افزایش قیمت می‌دهند. برای نمونه، براساس اعلام شرکت کارخانجات داروپخش، این شرکت قیمت ۷۵ قلم از محصولات خود را به طور میانگین ۳۳ درصد افزایش داده است. براساس این لیست، میزان افزایش قیمت برخی از داروها بین ۱۰ تا ۲۰ درصد، برخی داروها حدودِ ۳۰ تا ۴۰ درصد و تعدادی هم بیش از ۵۰ درصد بوده است.

    باید پرسید، قیمت دارو در اردیبهشت و خرداد چقدر می‌شود و با این اوصاف، مزدبگیران کم‌درآمد از جمله کارگران به خصوص کارگران بازنشسته به چه مصائب لاینحلی گرفتار می‌آیند؟

    آیا بازنشستگان از پس هزینه‌های سنگین دارو برمی‌آیند؟ «علی اکبر عیوضی» دبیر کانون بازنشستگان تامین اجتماعی تهران از وضعیت وخیم بازنشستگان و دلشوره‌ها و نگرانی‌های سختِ بیمارداری می‌گوید: متاسفانه دارو و درمان تبدیل به یک معضل جدی شده؛ بازنشستگان عضو تمام بیمه‌ها هستند، بیمه پایه، بیمه مکمل، بیمه طلایی و … اما بازهم هزینه‌های دارو و درمان‌شان تامین نمی‌شود. قیمت دارو آن‌چنان زیاد است و این بازار چنان بی‌ثبات است که هیچ بیمه‌ای جواب نمی‌دهد.

    بیمه‌گرها قادر به پوشش هزینه‌های متورم دارو نیستند؛ عیوضی می‌گوید: تامین اجتماعی بدهی داروخانه‌ها را می‌دهد و با آن‌ها تسویه حساب می‌کند اما همان زمان دوباره قیمت داروها بالا می‌رود و باز تامین اجتماعی به داروخانه‌ها بدهکار می‌شود ضمن اینکه سطح پوشش بیمه‌ها حتی بیمه مکمل پایین است؛ قیمت بسیاری از داروها به خصوص داروهای خاص و باکیفیت، تقریباً آزاد محاسبه می‌شود.

    این عضو کانون از بازنشستگانی می‌گوید که مراجعه می‌کند و فریادرسی ندارند: بیماری خاص دارند و نمی‌توانند پول دارو را بدهند، در نتیجه درمان را قطع می‌کنند.

    او تاکید می‌کند که مراجعان بسیاری داریم که قادر به تهیه‌ی داروهای بیماری‌های خاص خود نیستند، هیچ کس هم پاسخگو نیست، نه وزارت بهداشت پاسخگو هست، نه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی پاسخی می‌دهد و نه دولت و مجلس وظیفه بر گردن می‌گیرند.

    این بحران حاد فقط به دارو محدود نمی‌شود؛ هزینه‌های تجهیزات پزشکی، خدمات کلینیکی و به خصوص خدمات بستری به شدت افزایش یافته؛ کارگر و بازنشسته به توصیه پزشک معالجِ خود به یک بیمارستان خاص مراجعه می‌کند اما در اولین گام از او پول کلانی می‌خواهند تا بستری شود؛ پول نباشد، از بستری هم خبری نیست حتی اگر بیمار در حال احتضار باشد یا به عمل جراحی حیاتی نیاز داشته باشد. در واقع وقتی پول نباشد، بیمارستان بیمار را با خشونت بسیار طرد می‌کند و به خیابان می‌اندازد…..

    به گفته کارشناسان، در ماه‌های اخیر پرداخت از جیب بیمار در حوزه سلامت بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته و در نتیجه، کارگران و بازنشستگان با درآمد محدود و بدون داشتن سرمایه‌های انباشته، از درمان انصراف می‌دهند اما احتمال بدتر شدن اوضاع، احتمالی جدی‌ست؛ براساس اعلام سازمان غذا و دارو، «از ماه آینده فرآیند خرید و ذخیره‌سازی دارو و تجهیزات خاص به‌صورت رسمی با دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی آغاز می‌شود» و پس از آن، گودالی عمیق به نام درمان پیش پای مردمان فقیر و طبقه‌ی متوسط جامعه باز می‌شود که پریدن از آن و «سلامتی» را در آغوش کشیدن، کار حضرت فیل است!

  • آینده دارو پس از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی / پرداختی بیماران بیشتر می شود؟

    آینده دارو پس از حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی / پرداختی بیماران بیشتر می شود؟

    به گزارش اقتصادران، مهدی پیرصالحی درباره وضعیت تخصیص و نوع ارز دارو و تجهیزات پزشکی در سال جدید اظهار کرد: براسا‌س آن‌چه تاکنون مصوب شده است، ارز دارو و تجهیزات امسال ۲۸۵۰۰ تومان خواهد شد البته هنوز تخصیص ارز از طرف بانک مرکزی شروع نشده است زیرا منتظر جلساتی در دولت و ابلاغ آن بودند. هفته گذشته این جلسات برگزار شد و سهم دارو، تجهیزات پزشکی و کالاهای اساسی مشخص شد، ابلاغ آن به بانک مرکزی این هفته انجام می‌شود و از هفته جاری تخصیص ارز برای دارو، تجهیزات و کالاهای اساسی از طرف بانک مرکزی شروع خواهد شد.

    میزان تخصیص ارز دارو و تجهیزات در ۱۴۰۴

    وی در مورد ارز تخصیص‌یافته برای تأمین مواد اولیه و محصولات نهایی دارو و تجهیزات پزشکی اعلام کرد: در برنامه ۱۴۰۴، براساس مصوبات ۳٫۵ میلیارد دلار ارز ترجیحی و نزدیک به یک میلیارد و پانصد میلیون دلار ارز توافقی تخصیص خواهد یافت.

    پرداخت از جیب مردم در حوزه تجهیزات پزشکی بالا می‌رود؟

    رئیس سازمان غذا و دارو در پاسخ به این سؤال “تا سال گذشته تجهیزات پزشکی چقدر ارز ۴۲۰۰تومانی دریافت می‌کرد و با حذف این ارز و تبدیل نرخ آن به ۲۸۵۰۰ تومان آیا بیماران امسال شاهد افزایش هزینه‌های درمانی در این حوزه خواهند بود؟” تصریح کرد: تا سال گذشته حدود یک میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰تومانی در حوزه تجهیزات پزشکی داشتیم که این یک میلیارد دلار به ارز ۲۸۵۰۰تومانی تبدیل می‌شود. مابه‌التفاوت نرخ ارز تجهیزات از طریق بیمه‌ها و در سیستم درمان به‌صورت گلوبال به بیماران پرداخت خواهد شد و امیدواریم که افزایش هزینه از جیب مردم کنترل شود، هرچند طبیعتاً مقداری افزایش را در حوزه هزینه تجهیزات پزشکی شاهد خواهیم بود.