برچسب: قطع اینترنت

  • آقایان مسئول؛ اینترنت برای مردم نان بود نه تفریح!

    آقایان مسئول؛ اینترنت برای مردم نان بود نه تفریح!

    به گزارش اقتصادران، بیش از ۸۰ روز محدودیت و اختلال اینترنت، فقط یک بحران فنی یا امنیتی نیست؛ یک صورت‌حساب بزرگ اقتصادی و اجتماعی است که نه از بودجه رسمی، بلکه از جیب شهروندان پرداخت می شود.از کسانی که ناچار به خرید «اینترنت پرو» شده اند تا کاربرانی که برای ادامه ارتباط، سراغ فیلترشکن‌های گران و ناپایدار می روند.

    از فروشنده‌های اینستاگرامی و تلگرامی تا برنامه‌نویسان، مدرسان آنلاین، دانشجویان، مهاجران، یوتیوبرها، فریلنسرها و شهروندان عادی، هرکدام سهمی از هزینه گزاف این خاموشی را پرداخت کردند؛ هزینه‌ای که در بسیاری از موارد، دیگر به جیب آنها بازنمی‌گردد.

    اینترنت کی به حالت عادی برمی‌گردد؟

    در بسیاری از کشورهای جهان، پرسش عمومی مردم این است که اینترنت چگونه سریع‌تر، ارزان‌تر و پایدارتر شود؛ اما در ایران، در ماه‌های اخیر پرسش بخش بزرگی از جامعه این بود: «اینترنت کی به حالت عادی برمی‌گردد؟» همین پرسش به‌ظاهر ساده، نشانه یک جابه‌جایی عمیق در زندگی روزمره ایرانیان است؛ جایی که اینترنت دیگر ابزار تفریح یا ارتباط جانبی نیست، بلکه زیرساخت معاش، آموزش، درمان، مهاجرت، خرید، فروش، اطلاع‌رسانی و حتی احساس امنیت فردی است.

    بر اساس گزارش DataReportal، ایران در ابتدای سال ۲۰۲۵ حدود ۷۳.۲ میلیون کاربر اینترنت داشت و ضریب نفوذ اینترنت به ۷۹.۶ درصد جمعیت رسیده بود. همچنین ۴۸ میلیون هویت کاربری در شبکه‌های اجتماعی ثبت شده بود؛ معادل ۵۲.۲ درصد کل جمعیت کشور.

    اینترنتی که برای مردم نان بود، نه تفریح

    برای بخشی از مردم، اینستاگرام، تلگرام، واتس‌اپ، یوتیوب و پلتفرم‌های بین‌المللی فقط شبکه اجتماعی نبودند؛ مغازه، دفتر کار، کلاس درس، ویترین فروش، کانال بازاریابی، ابزار اعتمادسازی و راه ارتباط با مشتری بود. در سال‌هایی که تحریم، تورم و رکود، مسیر فعالیت اقتصادی را برای کسب‌وکارهای کوچک تنگ کرده بود، بسیاری از مردم با اتکا به همین فضا برای خود بازار ساختند؛ بی‌نیاز از اجاره مغازه، بی‌نیاز از سرمایه اولیه سنگین و بی‌نیاز از شبکه‌های سنتی توزیع.

    گزارش‌های بین‌المللی نیز تاکید کرده‌اند که در سال‌های بحران اقتصادی ایران، پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و واتس‌اپ به کسب‌وکارهای کوچک کمک کردند تا مشتری پیدا کنند و بخشی از مردم بتوانند در برابر افزایش هزینه‌های زندگی، درآمد مکمل داشته باشند. بنابراین وقتی این مسیر بسته شد، فقط چند اپلیکیشن از دسترس خارج نشد؛ بخشی از سازوکار بقا و معیشت خانوارها مختل شد.

    صورت‌حساب اول؛ پولی که برای اتصال پرداخت شد

    یکی از نخستین گروه‌هایی که هزینه دادند، کسانی بودند که برای ادامه کار، تحصیل یا ارتباط ناچار شدند سراغ اینترنت‌های خاص، دسترسی‌های محدود یا بسته‌هایی بروند که با عنوان‌هایی مانند «اینترنت پرو» شناخته شد.

    در عمل، دسترسی به اینترنت جهانی از یک حق عمومی به امتیازی طبقاتی تبدیل شد؛ امتیازی که برخی توانستند برای آن پول بپردازند و بسیاری دیگر از آن محروم ماندند.

    صورت‌حساب دوم؛ فیلترشکن‌هایی که خریدند و اعتمادی که از دست رفت

    گروه دوم کسانی بودند که اینترنت پرو نخریدند یا نتوانستند بخرند و برای ادامه دسترسی به شبکه‌های جهانی سراغ فیلترشکن رفتند. در ایران، فیلترشکن دیگر یک ابزار یا هزینه جانبی و فرعی نیست؛ برای بسیاری از مردم، بخشی از هزینه ثابت زندگی دیجیتال شده است.

    گزارش Internet Society به نقل از برآوردهای داخلی و پژوهشی نوشته بود که دست‌کم ۶۴ درصد کاربران اینترنت در ایران، برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی خارجی از ابزارهای VPN استفاده می‌کردند و ارزش بازار VPN در ایران حدود ۵ هزار میلیارد تومان، معادل حدود ۸۵ میلیون دلار، برآورد شده است.

    اما هزینه فیلترشکن فقط پول نیست. کاربر بابت ابزاری پول می‌دهد که اغلب بی‌ثبات، ناامن و بدون ضمانت است. یک روز کار می‌کند، روز دیگر از دسترس خارج می‌شود. سرعت را پایین می‌آورد، تماس تصویری را مختل می‌کند، امنیت داده را زیر سوال می‌برد و گاهی کاربر را در معرض بدافزار، سرقت اطلاعات یا نظارت ناخواسته قرار می‌دهد. برای یک شهروند عادی، این یعنی اضطراب دائمی برای اتصال؛ برای یک کسب‌وکار، یعنی از دست رفتن مشتری؛ برای یک دانشجو، یعنی عقب‌ماندن از مهلت ارسال مقاله یا اپلای؛ برای یک برنامه‌نویس، یعنی اختلال در اتصال به ابزارهای کاری جهانی.

    بازارهایی که خوابیدند؛ مشتریانی که برگشتنی نیستند

    بخش دیگری از هزینه خاموشی اینترنت را کسب‌وکارهایی پرداختند که اصلا امکان خرید دسترسی ویژه یا دورزدن محدودیت را نداشتند. آنها نه تیم فنی داشتند، نه سرمایه کافی، نه امکان مهاجرت دیجیتال به پلتفرم‌های جایگزین. بازارشان در اینستاگرام و تلگرام ساخته شده بود و با قطع آن، ویترین‌شان خاموش شد.

    برای فروشنده خرد، قطع اینترنت فقط کاهش بازدید نیست؛ یعنی سفارش‌هایی که ثبت نمی‌شود، مشتری‌هایی که پاسخ نمی‌گیرند، اعتمادهایی که از بین می‌رود و الگوریتم‌هایی که بعد از بازگشت احتمالی، دیگر همان جایگاه قبلی را به او نمی‌دهند. در بازار دیجیتال، وقفه طولانی مثل تعطیلی چندروزه یک مغازه نیست؛ گاهی یعنی حذف از حافظه مشتری.

    در این میان، بسیاری از مردم نیز برای خرید کالاهای روزمره، خدمات تخصصی یا محصولات خاص، ناچار شدند از بازارهایی خرید کنند که نمی‌شناختند. وقتی کانال آشنای فروش بسته می‌شود، مشتری به فروشنده جدید، مسیر جدید و واسطه جدید پناه می‌برد؛ جایی که احتمال خطا، گران‌خریدن، خرید کالای بی‌کیفیت یا گرفتار شدن در کلاهبرداری بیشتر است. بنابراین هزینه قطعی اینترنت فقط بر دوش فروشنده نبود؛ خریدار هم سهم خود را پرداخت کرد.

    دانشجو، مهاجر، بیمار، مسافر؛ اینترنت فقط کسب‌وکار نبود

    بخشی از آسیب‌ها در حساب‌های رسمی دیده نمی‌شود. دانشجویی که برای ارسال مقاله، شرکت در وبینار، دسترسی به منابع علمی، ارتباط با استاد یا شرکت در کلاس آنلاین به اینترنت نیاز داشت، بخشی از فرصت آموزشی خود را از دست داد. متقاضی مهاجرتی که باید فرم پر می‌کرد، وقت سفارت می‌گرفت، مدرک بارگذاری می‌کرد یا با وکیل و دانشگاه مکاتبه می‌کرد، با اختلالی مواجه شد که می‌توانست یک پرونده را عقب بیندازد یا حتی یک فرصت را از بین ببرد.

    شهروندی که در رفت‌وآمد بود و کارهایش آنلاین انجام می‌شد، از خرید بلیت و رزرو خدمات تا استفاده از نقشه و ارتباط با خانواده، با اختلال روزانه روبه‌رو شد. پدر و مادری که می‌خواستند از وضعیت فرزندشان در شهر یا کشوری دیگر باخبر شوند، فقط با کندی اینترنت مواجه نبودند؛ با اضطراب بی‌خبری زندگی کردند.

    حتی شهروندی که کسب‌وکار آنلاین نداشت، برای اطلاع از شرایط کشور، پیگیری خبرها، دسترسی به پیام‌رسان‌ها، ارتباط با خانواده، دریافت خدمات، انجام کارهای بانکی، آموزشی یا درمانی، به اینترنت نیاز داشت. در چنین شرایطی، قطع اینترنت تبدیل به یک هزینه عمومی شد؛ هزینه‌ای که فقیر و غنی، پیر و جوان، دانشجو و بازنشسته، کارگر و کارفرما، هرکدام به شکلی آن را پرداخت کردند.

    برنامه‌نویسان و مهندسان؛ پروژه‌هایی که روی خط ماند

    در میان آسیب‌دیدگان، گروه‌های فنی شاید کمتر در روایت عمومی دیده شدند؛ اما برای آنها اینترنت جهانی همان محیط کار است. برنامه‌نویس بدون دسترسی پایدار به مخازن کد، سرویس‌های ابری، ابزارهای احراز هویت، مستندات فنی، پلتفرم‌های همکاری، سرویس‌های هوش مصنوعی، ابزارهای مدیریت پروژه و ارتباط با کارفرمای خارجی، عملا بخشی از توان کاری خود را از دست می‌دهد.

    مهندسان، متخصصان IT، تیم‌های پشتیبانی، شرکت‌های نرم‌افزاری، استارتاپ‌ها و فریلنسرهایی که پروژه‌های دلاری یا بین‌المللی داشتند، نه‌تنها درآمد ریالی، بلکه اعتبار حرفه‌ای خود را در معرض خطر دیدند. وقتی پروژه در موعد مقرر تحویل نمی‌شود، کارفرمای خارجی منتظر توضیح درباره سیاست اینترنتی یک کشور نمی‌ماند؛ قرارداد را لغو می‌کند یا پروژه بعدی را به فرد و شرکت دیگری می‌سپارد.

    در اقتصاد دیجیتال، اعتبار چیزی نیست که به‌راحتی بازگردد. یک اختلال طولانی می‌تواند رزومه، رتبه پلتفرمی، امتیاز مشتری، قرارداد تکرارشونده و مسیر رشد یک فرد یا تیم را تخریب کند.

    کلاس‌هایی که برگزار نشد؛ تصویرهایی که قطع شد

    مدرسان آنلاین، آموزشگاه‌ها، مشاوران، روان‌شناسان، مربیان، استادان خصوصی و برگزارکنندگان دوره‌های تصویری نیز از جمله گروه‌هایی بودند که هزینه پرداختند. آموزش آنلاین وابسته به اتصال پایدار، تصویر، صدا و اعتماد است. وقتی کلاس چند بار قطع می‌شود، وقتی دانشجو نمی‌تواند وارد جلسه شود، وقتی مدرس نمی‌تواند فایل بفرستد یا ارتباط تصویری برقرار کند، کیفیت آموزش سقوط می‌کند.

    این آسیب به‌خصوص برای کسانی جدی‌تر بود که در سال‌های اخیر مدل درآمدی خود را بر آموزش آنلاین بنا کرده بودند. آنها کلاس حضوری، دفتر فیزیکی یا بازار جایگزین فوری نداشتند. سرمایه‌شان اعتماد مخاطب و استمرار ارتباط بود؛ دو چیزی که در خاموشی دیجیتال به‌سرعت فرسوده می‌شود.

    شوک به یوتیوبرها، تولیدکنندگان محتوا 

    در کنار فروشندگان سنتی‌تر فضای مجازی، گروهی دیگر نیز آسیب دیدند؛ تولیدکنندگان محتوا.

    یوتیوبرها، پادکسترها، ادمین‌ها، بلاگرها، تدوین‌گران، طراحان، نویسندگان شبکه‌های اجتماعی و تیم‌های کوچک تبلیغاتی، بخشی از اقتصاد جدید ایران را ساخته بودند؛ اقتصادی که بر پایه توجه، بازدید، تبلیغات، همکاری برندها و انتشار مستمر محتوا شکل گرفته بود.

    برای این گروه، چند روز غیبت از پلتفرم می‌تواند به کاهش شدید بازدید منجر شود؛ چه برسد به هفته‌ها و ماه‌ها اختلال. الگوریتم‌ها منتظر نمی‌مانند. مخاطب عادت مصرف خود را تغییر می‌دهد. برندها بودجه تبلیغات را متوقف می‌کنند. تولیدکننده‌ای که با سختی به درآمد رسیده بود، دوباره به نقطه صفر نزدیک می‌شود.

    ایران و تجربه جهانی خاموشی اینترنت

    در جهان نیز خاموشی اینترنت معمولا با بحران‌های سیاسی، امنیتی یا اجتماعی همراه بوده است؛ از اختلال‌های منطقه‌ای در کشمیر و میانمار تا محدودیت‌های شدید در کشورهایی مانند چین و کره شمالی. اما تفاوت ایران در این است که جامعه، با وجود تحریم‌ها و محدودیت‌های گسترده، یکی از گسترده‌ترین مدل‌های معیشت دیجیتال غیررسمی را بر بستر پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تلگرام و واتس‌اپ ساخته بود.

    در بسیاری از کشورها، کسب‌وکارهای آنلاین به زیرساخت‌های رسمی پرداخت، تبلیغات، بیمه، حمل و نقل و حقوقی متصل‌اند. در ایران، بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال خرد با حداقل امکانات و بیشترین اتکا به شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت. همین ویژگی باعث شد اختلال اینترنت در ایران، به‌جای آنکه فقط یک مسئله ارتباطی باشد، مستقیما به سفره مردم وصل شود.

    چه کسی هزینه را می‌دهد؟پاسخ کوتاه است: مردم

    مردم با خرید فیلترشکن هزینه دادند. با خرید اینترنت پرو هزینه دادند. با از دست دادن مشتری هزینه دادند. با عقب افتادن پروژه هزینه دادند. با لغو کلاس، ناتمام ماندن قرارداد، کاهش درآمد، اضطراب بی‌خبری، خرید از بازارهای ناشناخته، از دست رفتن فرصت مهاجرتی، عقب‌ماندن از آموزش، افت کیفیت کار و فرسایش اعتماد هزینه دادند.

    این هزینه فقط از جیب صاحبان مشاغل اینترنتی نرفت. فقط پیج‌های فروش لباس و لوازم آرایشی نبودند که آسیب دیدند. یک برنامه‌نویس با پروژه خارجی، یک دانشجوی در حال اپلای، یک معلم آنلاین، یک مادر نگران، یک مسافر، یک بیمار، یک تولیدکننده محتوا، یک کارمند دورکار، یک فریلنسر، یک مهندس، یک راننده وابسته به اپلیکیشن، یک خریدار معمولی و حتی یک سالمند که برای ارتباط با فرزندش به پیام‌رسان نیاز داشت، هرکدام بخشی از این صورت‌حساب را پرداخت کردند.

    مسئله اینجاست که این خسارت‌ها به‌سادگی جبران نمی‌شود. مشتری ازدست‌رفته با یک اطلاعیه بازنمی‌گردد. پروژه لغوشده دوباره امضا نمی‌شود. اعتماد تخریب‌شده با بازگشت اینترنت ترمیم فوری پیدا نمی‌کند و درآمد ازدست‌رفته خانوارها نیز در هیچ ردیف بودجه‌ای بازپرداخت نمی‌شود.

    پایانِ بازِ یک خاموشی

    بیش از ۸۰ روز محدودیت اینترنت، نشان داد که اقتصاد دیجیتال ایران چقدر گسترده، چقدر مردمی و همزمان چقدر آسیب‌پذیر است. مردمی که با وجود تحریم، تورم، محدودیت بانکی، نبود زیرساخت‌های بین‌المللی و فیلترینگ دائمی، راهی برای کار و فروش و آموزش در فضای دیجیتال ساخته بودند، حالا با این واقعیت روبه‌رو شدند که این مسیر می‌تواند هر لحظه بسته شود.

    در جهان امروز، اینترنت دیگر کالای لوکس نیست. برای ایران نیز مدت‌هاست که چنین نیست. اینترنت نان است، کار است، خبر است، آموزش است، مهاجرت است، درمان است، ارتباط خانوادگی است و امنیت روانی است. وقتی این شبکه قطع یا طبقاتی می‌شود، هزینه‌اش فقط روی نمودارهای اقتصادی نمی‌نشیند؛ در زندگی روزمره مردم پخش می‌شود.

    قبض خاموشی اینترنت را دولت صادر نکرد، اما مردم پرداخت کردند؛ از جیب، از وقت، از اعتماد، از درآمد و از آینده‌شان.

  • گوش بسته مسئولان برابر نارضایتی مردم از قطع «اینترنت»

    گوش بسته مسئولان برابر نارضایتی مردم از قطع «اینترنت»

    به گزارش اقتصادران، موسی غنی‌نژاد در دنیای اقتصاد نوشت: «مسدود کردن دسترسی ایرانیان به اینترنت جهانی، نه تنها زیان‌های اقتصادی نجومی برای اقتصاد ملی دارد، بلکه فراتر از آن اقدامی به شدت مغایر با حفظ انسجام ملی، بر باددهنده سرمایه اجتماعی و پایگاه مردمی حکومت و نهایتا در تضاد آشکار با امنیت ملی است. فعالان اقتصادی و برخی از مسوولان دولتی ذی‌ربط فاجعه مسدودی اینترنت جهانی را به تکرار مورد تاکید قرار داده‌اند.

    اما ظاهرا گوش شنوایی نیست و اشخاص یا نهادهای مجری این مسدودی نیازی به توضیح و اقناع افکار عمومی نمی‌بینند. به عقیده وزیر ارتباطات، خسارت روزانه به هسته اقتصاد دیجیتال حدود ۵۰۰میلیارد تومان برآورد شده که عمدتا به اپراتورها و بخش شبکه‌ای مربوط است. خسارت روزانه به ‌اقتصاد کلان هم حدود ۵هزارمیلیارد تومان برآورد می‌شود که لایه‌های دوم و سوم اقتصاد دیجیتال را نیز شامل می‌شود. به این ترتیب در ۶۰روز قطعی اینترنت، اقتصاد ایران ۳۰۰هزار‌میلیارد تومان زیان دیده است. افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانش‌بنیان اتاق بازرگانی ایران، خسارت مستقیم روزانه بر اثر قطعی اینترنت را ۳۰ تا ۴۰‌میلیون دلار اعلام کرده است. وی تاکید دارد خسارت غیرمستقیم قطعی اینترنت معادل ۸۰-۷۰‌میلیون دلار در روز است.

    به این ترتیب در ۶۰روز حداقل یک‌میلیارد و هشتصد‌میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد ایران وارد شده است. این زیان با احتساب زیان غیرمستقیم به بیش از چهار‌میلیارد دلار می‌رسد. (اقتصادنیوز، ۹ اردیبهشت۱۴۰۵) از سوی دیگر، گفته می‌شود حدود ۱۰میلیون نفر عمدتا از اقشار متوسط و پایین جامعه مستقیما درگیر فعالیت‌های وابسته به اینترنت هستند لذا محدودیت دسترسی به اینترنت، شغل و معیشت آنها را در معرض تهدید قرار می‌دهد. از این رو مشاور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نسبت به بحران امنیتی ناشی از محدودیت‌های اینترنتی هشدار می‌دهد (ایرانیان استارت‌آپ، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵).»

    وی در ادامه نوشته است: «نادیده گرفتن این زیان‌های اقتصادی در حالی صورت می‌گیرد که بیکاری به‌دلیل وقوع جنگ چهل روزه و آسیب دیدن برخی واحدهای تولیدی بزرگ و زیرساخت‌ها به شدت بالا رفته و در کنار آن افزایش بی‌سابقه سطح عمومی قیمت‌ها، عامه مردم را در تامین معاش روزانه خود در مضیقه قرار داده است. واضح است که در چنین شرایطی مسدود کردن اینترنت جهانی برای آن ۱۰میلیون ایرانی که موقعیت شغلی‌شان با این وضعیت متزلزل شده و برای خانواده‌های این شاغلان (در مجموع حدود چهل‌میلیون نفر یعنی نزدیک به نیمی از کل جمعیت کشور) موجب خشم و عصبانیت خواهد بود. به سخن دیگر، در وضعیتی خطیری که نظام سیاسی حاکم بیشترین نیاز را به پشتیبانی مردم دارد، سیاستی در پیش گرفته می‌شود که خشم و نارضایتی کثیری از آنها را علیه حکومت برمی‌انگیزد.

    این در حالی است که رئیس‌جمهور محترم در سخنان اخیر خود ‌فرمودند: «انسجام ملی مهم‌ترین سرمایه کشور در عبور از بحران‌ها است.» حال منطقی‌ترین پرسشی که مطرح می‌شود این است که رئیس‌جمهور به‌عنوان شخص دوم کشور، مسوول اجرای قانون اساسی و رئیس شورای عالی امنیت ملی با علم به اهمیت تعیین‌کننده انسجام ملی، چگونه اجازه می‌دهد مسدودی اینترنت جهانی با صدمه مهلکی که به معیشت و منافع کثیری از مردم می‌زند، ادامه یابد؟ اگر مسدودکنندگان اینترنت جهانی، دلایل متقنی برای سیاست خود دارند، چرا این دلایل علنا به‌صورت عمومی در رسانه‌های همگانی رسمی، از سوی کارشناسان موافق و مخالف به بحث گذاشته نمی‌شود تا افکار عمومی اقناع شود؟

    چرا با مردم که ولی‌نعمت حاکمان هستند و در نهایت همه هزینه‌های ملی را می‌پردازند، طوری رفتار می‌شود که گویی نامحرمند؟ آیا چنین رفتاری موجب انسجام ملی و تقویت پایگاه توده‌ای حکومت می‌شود یا تیشه به ریشه آن می‌زند؟ تحمیل سیاستی مشکل‌زا برای مردم که حتی برخی کارشناسان در درون خود دولت با آن مخالفند، چگونه ممکن است به تامین امنیت ملی در کشور کمک کند؟ طرح و اجرای «اینترنت طبقاتی» که بوی تبعیض ناعادلانه می‌دهد و حتی شائبه رانت‌جویی و فساد مالی برای عده‌ای خاص به وجود آورده، چگونه ممکن است در خدمت انسجام و امنیت ملی باشد؟  مسدودی دسترسی به اینترنت جهانی، تحمیل اینترانت (اینترنت به اصطلاح بومی!) و نهایتا پیش کشیدن اینترنت طبقاتی، چیزی جز تضییع حقوق طبیعی اولیه ایرانیان برای دسترسی آزاد به اطلاعات نیست؛ چگونه است که خادمان ملت به خود اجازه می‌دهند، حقوق اولیه مخدومان خود را پایمال کنند؟ به راستی چه کسی مسوولیت پاسخگویی به این پرسش‌ها را بر عهده دارد؟»

  • کسب‌وکارهای آنلاین قربانی قطع اینترنت / چرا مردم به شبکه‌های داخلی اعتماد ندارند؟

    کسب‌وکارهای آنلاین قربانی قطع اینترنت / چرا مردم به شبکه‌های داخلی اعتماد ندارند؟

    به گزارش اقتصادران، سال‌هاست درباره «اینترنت ملی» حرف زده شده و بودجه‌های کلان اختصاص داده می‌شود، طرح‌ها تصویب می‌شوند، وعده‌ها داده می‌شود و مسوولان در نشست‌ها و مصاحبه‌ها از پیشرفت‌ها سخن می‌گویند اما هر بار که بحران واقعی فرا می‌رسد، هربار که اینترنت بین‌المللی دچار اختلال یا قطع کامل می‌شود، یک واقعیت تلخ دوباره خود را نشان می‌دهد: «مردم به شبکه‌های داخلی اعتماد ندارند.» این روزها سکوت عجیبی در زندگی بسیاری از کاربران ایرانی جریان دارد. بیش از ۱۰روز است که اینترنت بین‌المللی عملا قطع شده و میلیون‌ها نفر ناگهان از جهان دیجیتال جدا شده‌اند.

    نکته عجیب ماجرا اما این نیست که اینترنت قطع شده؛ نکته عجیب‌تر این است که در چنین شرایطی هم بسیاری از مردم حاضر نیستند به شبکه‌های داخلی اعتماد کنند. نه به این دلیل که لجبازند یا دشمنی دارند بلکه به دلیل تجربه‌ای که طی سال‌ها به آنها ثابت کرده کیفیت پایین، اختلال‌های مداوم و محدودیت‌های گسترده، این شبکه‌ها را به گزینه‌ای غیرقابل اتکا تبدیل کرده است. اگر اینترنت ملی قرار بود در چنین شرایطی کارآمد باشد، حالا باید زمان درخشش آن می‌بود. اما به جای آن بسیاری از کاربران حتی حاضر نیستند برای چند دقیقه هم از این سرویس‌ها استفاده کنند. کاربران ایرانی در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده‌اند از سرویس‌های داخلی استفاده کنند. پیام‌رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های مختلفی معرفی شدند که قرار بود جایگزین نمونه‌های جهانی باشند.

    اما مشکل اینجا بود که تجربه استفاده از این سرویس‌ها اغلب با ناامیدی همراه بود. سرعت پایین، اختلال‌های مکرر، طراحی ضعیف و کمبود امکانات باعث شد بسیاری از کاربران پس از مدتی دوباره به سرویس‌های خارجی برگردند. حتی کسانی که در ابتدا با امید از این پلتفرم‌ها استفاده می‌کردند، در نهایت به این نتیجه رسیدند که فاصله میان وعده‌ها و واقعیت بسیار زیاد است.

    وقتی انتخاب واقعی وجود ندارد

    در شرایط عادی کاربران می‌توانند میان سرویس‌های مختلف انتخاب کنند. اگر یک پلتفرم کیفیت خوبی نداشته باشد، به سادگی کنار گذاشته می‌شود و جای خود را به گزینه‌ای بهتر می‌دهد اما در فضای اینترنت ایران، این انتخاب اغلب واقعی نیست. کاربران گاهی مجبور می‌شوند میان «دسترسی محدود» و «دسترسی بسیار محدودتر» یکی را انتخاب کنند. وقتی چنین وضعیتی شکل می‌گیرد، طبیعی است که کاربران به دنبال راه‌های جایگزین باشند حتی اگر این راه‌ها پرهزینه یا پرریسک باشند.

    شاید یکی از واضح‌ترین نشانه‌های وضعیت اینترنت در ایران همین تصویر باشد: «میلیون‌ها کاربر که منتظر وصل شدن فیلترشکن‌هایشان هستند.» در شرایطی که اینترنت جهانی قطع شده، بسیاری از مردم همچنان امیدوارند ابزارهای دور زدن فیلترینگ دوباره کار کنند. این انتظار، خود به تنهایی گویای یک حقیقت مهم است که کاربران ترجیح می‌دهند صبر کنند تا به اینترنت جهانی وصل شوند حتی اگر این انتظار طولانی باشد. این یعنی شبکه‌های داخلی هنوز نتوانسته‌اند اعتماد کاربران را جلب کنند. همچنین در دل این محدودیت‌ها، یک بازار بزرگ شکل گرفته است؛ بازاری که شاید کمتر درباره آن صحبت می‌شود اما تاثیرش بسیار گسترده است. فروش فیلترشکن‌ها به یکی از کسب‌وکارهای پرسود تبدیل شده است. کاربران برای دسترسی به اینترنت آزاد حاضرند هزینه‌های سنگین پرداخت کنند؛ هزینه‌هایی که گاهی از قیمت بسیاری از خدمات رسمی بیشتر است. این وضعیت یک تناقض عجیب ایجاد کرده است. از یک‌سو اینترنت محدود می‌شود و از سوی دیگر بازاری برای دور زدن همین محدودیت‌ها رشد می‌کند.

    واقعیتی که نیاز به آمار ندارد

    از سوی دیگر در بسیاری از مواقع وقتی تعداد کاربران شبکه‌های داخلی کمی افزایش پیدا می‌کند، اختلال‌ها شروع می‌شود. سرعت کاهش پیدا می‌کند. صفحات به‌کندی باز می‌شوند. پیام‌ها دیر ارسال می‌شوند و گاهی اصلا ارسال نمی‌شوند. در چنین شرایطی کاربران خیلی سریع ناامید می‌شوند. آنها نمی‌خواهند زمان خود را صرف سرویس‌هایی کنند که حتی در شرایط عادی هم به‌سختی کار می‌کنند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند اصلا سراغ این شبکه‌ها نروند. گاهی برای فهمیدن یک مشکل نیازی به آمارهای رسمی نیست. کافی است به تجربه واقعی مردم نگاه کنیم. وقتی کاربران به‌طور ملموس می‌بینند که سرویس‌ها کند هستند، اختلال دارند یا امکانات محدودی دارند، دیگر نیازی به گزارش‌های تحلیلی نیست. واقعیت در زندگی روزمره آنها قابل مشاهده است. همین تجربه‌هاست که باعث شده بسیاری از کاربران نسبت به آینده اینترنت داخلی بدبین باشند.

    سوالی که هنوز پاسخ ندارد

    در تمام این سال‌ها بودجه‌های زیادی برای توسعه زیرساخت‌های ارتباطی کشور هزینه شده است. پروژه‌های متعددی تعریف و بارها اعلام شده که شبکه ملی اطلاعات در حال پیشرفت است اما وقتی اینترنت جهانی قطع می‌شود و شبکه‌های داخلی نمی‌توانند نیاز کاربران را تامین کنند، یک سوال ساده در ذهن بسیاری از مردم شکل می‌گیرد: «این همه هزینه دقیقا کجا صرف شده است؟» این سوال شاید ساده به نظر برسد اما پاسخ دادن به آن می‌تواند بسیاری از ابهام‌ها را روشن کند. برای بسیاری از مردم اینترنت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. دانشجویانی که برای تحقیق به منابع آنلاین نیاز دارند، فروشندگانی که از طریق شبکه‌های اجتماعی مشتری پیدا می‌کنند، برنامه‌نویسانی که با شرکت‌های خارجی همکاری می‌کنند و حتی خانواده‌هایی که با عزیزانشان در خارج از کشور ارتباط دارند، همگی به اینترنت وابسته‌اند. وقتی این ارتباط ناگهان قطع می‌شود، زندگی بسیاری از افراد دچار اختلال می‌شود.

    مساله‌ای که فراتر از تکنولوژی است

    شاید یکی از بزرگ‌ترین قربانیان قطعی اینترنت، کسب‌وکارهای کوچک باشند. بسیاری از این کسب‌وکارها در سال‌های اخیر فعالیت خود را بر بستر اینترنت شکل داده‌اند. وقتی اینترنت قطع می‌شود، این جریان ناگهان متوقف می‌شود. سفارش‌ها لغو می‌شوند، ارتباط با مشتریان قطع شده و درآمد بسیاری از افراد از بین می‌رود. برای برخی از این کسب‌وکارها، هر روز قطعی اینترنت می‌تواند به معنای ضررهای جدی باشد. مشکل اینترنت در ایران به سیاستگذاری، مدیریت و نوع نگاه به فضای دیجیتال مربوط می‌شود. اگر اینترنت بیشتر به‌عنوان تهدید دیده شود، طبیعی است که سیاست‌ها بیشتر بر محدودسازی تمرکز داشته باشند تا توسعه. اما واقعیت جهان امروز چیز دیگری است. اینترنت به ستون اصلی اقتصاد دیجیتال تبدیل شده و بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند دسترسی شهروندان خود را به آن آسان‌تر و سریع‌تر کنند. با وجود تمام مشکلات هنوز هم فرصت برای تغییر وجود دارد. زیرساخت‌های ارتباطی اگر با برنامه‌ریزی درست توسعه پیدا کنند، می‌توانند به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های کشور تبدیل شوند. اما این تغییر نیازمند شفافیت، پاسخگویی و توجه واقعی به نیازهای کاربران است. مردم باید احساس کنند که این شبکه‌ها برای آنها ساخته شده‌اند، نه برای محدود کردنشان.

    هشدار درباره روزهای عجیب‌تر

    شرایط فعلی یک هشدار جدی است. اگر تصمیمات اساسی درباره آینده اینترنت گرفته نشود، ممکن است با مشکلات بزرگ‌تری روبه‌رو شویم. دنیا با سرعت به سمت دیجیتالی شدن حرکت می‌کند. در چنین شرایطی محدود شدن دسترسی به اینترنت می‌تواند کشور را از بسیاری از فرصت‌های اقتصادی و علمی محروم کند. بنابراین یک حقیقت ساده وجود دارد: اینترنت باید برای مردم کار کند. اگر زیرساختی ساخته شود که مردم از آن استفاده نکنند، اگر شبکه‌ای ایجاد شود که کاربران به آن اعتماد نداشته باشند، آن پروژه هرچقدر هم پرهزینه باشد، موفق نخواهد بود. مردم ایران نشان داده‌اند که به اینترنت نیاز دارند. نه به عنوان یک ابزار لوکس بلکه به عنوان بخشی از زندگی و شاید مهم‌ترین سوال این باشد: آیا سیاستگذاران حاضرند این واقعیت را بپذیرند؟

    تاثیر قطع اینترنت بین‌الملل بر کسب‌وکارهای آنلاین

    سعید امینیان، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفت‌و‌گو با «جهان‌صنعت» گفت: در نهمین روز از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، اینترنت بین‌الملل کاملا قطع شده است. با این وجود، شبکه‌های داخلی و ارتباطات محدودی که هنوز در دسترس هستند، نمی‌توانند نیازهای اساسی کسب‌وکارهای آنلاین را برآورده کنند به خصوص در ایام پایان سال که درآمد بیشتر کسب‌وکارهای دیجیتال در این ماه‌ها اتفاق می‌افتد. کسب‌وکارهای آنلاین کوچک و متوسط که کاربران خود را عمدتا در بستر شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و‌… داشتند، با قطع اینترنت دچار مشکلات عدیده‌ای در زنجیره فروش می‌شوند.

    مشتریان نمی‌توانند سفارش دهند، فروشندگان نمی‌توانند پرداخت‌ها را دریافت کنند و این مشکلات به‌ویژه در روزهای پایانی سال که فروش‌های فصلی و ماهانه به اوج می‌رسند، تاثیر بسزایی دارد. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که براساس فروش آنلاین زندگی می‌کنند در این شرایط نمی‌توانند هزینه‌های ثابت خود را پوشش دهند. توقف فروش‌ها، کاهش درآمد، افزایش هزینه‌های ایشان و عدم دسترسی به اطلاعات بازار، باعث تشدید بحران مالی می‌شود. این شرایط می‌تواند منجر به افزایش نرخ بیکاری در بین این کسب‌وکارها شود.او در ادامه گفت: کسب‌وکارهای آنلاین کوچک و متوسط تاب‎آوری میان‎مدت یا طولانی‎مدت در این شرایط را ندارند و به‌سرعت از بین خواهند رفت. بنابراین ضروری است که در شرایط تداوم این قطعی‎ها، دولت راهکارهای جایگزین و اقتصادی اضطراری را در دسترس کاربران قرار دهد.

    راهکارها شامل ارائه تسهیلات مالی و تکمیلی به کسب‌وکارهای آنلاین، تقویت شبکه‌های ارتباطی داخلی و ارائه خدمات جایگزین، ایجاد مکانیسم‌های نظارت و حمایت برای کسب‌وکارهای در خطر و برقراری ارتباط با اینترنت بین‎الملل به‌صورت کنترل‎شده با ملاحظات امنیتی لازم است. او در پایان گفت: قطع اینترنت بین‌الملل در شرایط جنگی یک بحران اقتصادی و فناوری است که بر کسب‌وکارهای آنلاین و اقتصاد کلی تاثیر بسزایی دارد. دولت باید در این شرایط به‌جای تاکید بر تحریم‌ها و قطع ارتباطات، روی ایجاد راهکارهای جایگزین و ارائه مسیرهای مناسب جایگزین و حمایت از کسب‌و‌کارها فعالیت کند.

  • ۱۰ روز با اینترنت ملی!

    ۱۰ روز با اینترنت ملی!

    به گزارش اقتصادران، از زمان آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، وضعیت دسترسی به اینترنت در کشور وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شده است. با فعال شدن «اینترنت ملی» دسترسی کاربران به بسیاری از سرویس‌های بین‌المللی از جمله موتور جست‌وجوی گوگل، خدمات ایمیل، نقشه‌ها و ابزار‌های وابسته به شرکت گوگل به طور کامل قطع شده است. این محدودیت‌ها نه‌تنها کاربران عادی، بلکه کسب‌وکارها، رسانه‌ها و جریان گردش اطلاعات را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

    گزارش‌ها و داده‌های نهاد‌های مستقل پایش اینترنت نشان می‌دهد که اتصال ایران به شبکه جهانی اینترنت طی چند روز گذشته به شدت کاهش یافته و در برخی بازه‌های زمانی به سطح حداقلی رسیده است. واشنگتن پست در گزارشی با استناد به داده‌های فنی اعلام کرده که ایران در روز‌های اخیر یکی از شدیدترین اختلال‌های اینترنتی سال‌های گذشته را تجربه کرده است. بر اساس داده‌های نهاد‌هایی مانند نت‌بلاکس، میزان اتصال کشور به اینترنت جهانی در مقاطعی به حدود چهار درصد از سطح معمول کاهش یافته که عملاً به معنای قطع ارتباط بخش بزرگی از جامعه با جهان خارج است.

    نخستین بعد، پیامد‌های روانی و اجتماعی قطع اینترنت در بستر زندگی روزمره مردم است. این بار، برخلاف جنگ ۱۲ روزه، شمار بیشتری از مردم در تهران و شهر‌های بزرگ در محل سکونت خود باقی مانده‌اند. با بازگشایی مشاغل، بسیاری از افرادی که موقتاً شهر را ترک کرده بودند، ناچار به بازگشت شدند. در چنین شرایطی، شنیدن صدای انفجار یا انتشار اخبار حملات، نیاز روانی به دسترسی سریع به اطلاعات را تشدید می‌کند.

    شبکه‌های اجتماعی در بحران‌ها تنها ابزار اطلاع‌رسانی نیستند، بلکه فضایی برای به اشتراک‌گذاری تجربه، ترس و همدلی محسوب می‌شوند. تجربه‌های گذشته نشان داده که شکل‌گیری حلقه‌های ارتباطی میان افرادی با تجربه مشترک، نقش مهمی در حفظ آرامش روانی جامعه دارد. محدود شدن اینترنت، این امکان را از مردم سلب کرده و فرآیند تقویت روحیه جمعی در شرایط جنگی را تضعیف می‌کند.

    دومین بعد قابل بررسی، تأثیر این وضعیت بر فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور است. قطع یا محدودسازی اینترنت به معنای بسته شدن صدای میانه‌رو در رسانه و جامعه است. در زمان قطعی اینترنت، شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور همچنان بدون مانع در دسترس مردم قرار دارند. این موضوع، امکان اثرگذاری و پروپاگاندای این رسانه‌ها را افزایش می‌دهد، به‌ویژه در فضایی که جامعه تحت فشار روانی ناشی از حملات نظامی قرار دارد. روایت میانه‌رو و معقول از وضعیت کمتر شنیده می‌شود. در بسیاری از موارد این شبکه‌های اجتماعی بودند که به دلیل امکان اعتمادسازی اخبار نادرست را به مردم نشان می‌دادند.

    در چنین شرایطی، بمباران خبری رسانه‌های مغرض، تحلیل‌های هیجانی و روایت‌های بعضاً اغراق‌آمیز می‌تواند آرامش اجتماعی را مختل کند. از سوی دیگر، محدود شدن اینترنت این احساس را در میان شهروندان تقویت می‌کند که تنها به روایت‌های رسمی و تصفیه‌شده دسترسی دارند. این حس «محصور شدن اطلاعاتی» می‌تواند بی‌اعتمادی، اضطراب و شکاف میان جامعه و رسانه‌های داخلی را تشدید کند، به‌خصوص زمانی که امکان راستی‌آزمایی مستقل برای مردم وجود ندارد.

    سومین محور، فقدان توضیح شفاف از سوی مسئولان درباره ضرورت این قطعی گسترده در شرایط جنگی است. در گذشته، همواره این استدلال مطرح می‌شد که اینترنت آزاد می‌تواند مسیر ترور، نفوذ یا دسترسی دشمن به اطلاعات حساس را هموار کند. با این حال، تجربه جنگ ۱۲ روزه و تحولات ۱۰ روز اخیر نشان می‌دهد که دشمن برای اجرای عملیات نظامی یا اطلاعاتی خود الزاماً به ابزار‌هایی مانند اینترنت عمومی شهروندان وابسته نیست. این پرسش جدی مطرح است که اگر تهدید اصلی از مسیر‌های دیگر تأمین می‌شود، چرا هزینه محدودسازی ارتباطات بر دوش جامعه گذاشته می‌شود.

    در عین حال، شواهد و گزارش‌های غیررسمی حاکی از آن است که برخی مسئولان و نهاد‌ها همچنان به اینترنت سفید دسترسی دارند. این درحالیست که مسئولان بیش از مردم عادی در معرض تهدیدات امنیتی و جانی قرار دارند. این وضعیت نوعی تبعیض ارتباطی را تداعی می‌کند؛ جایی که ملاحظات امنیتی برای گروهی اعمال می‌شود و گروه دیگر از همان محدودیت‌ها مستثناست.

    چهارمین محور ماجرا و مهم‌ترین موضوع، آسیب مستقیم به مشاغل و کسب‌وکار‌های آنلاین و دیجیتال است. هزاران کسب‌وکار خرد، به‌ویژه در مناطق مرزی و محروم، به فروش آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و پرداخت‌های اینترنتی وابسته‌اند. قطع اینترنت، جریان درآمد این خانوار‌ها را متوقف کرده و فشار اقتصادی را در زمانی که هزینه‌های زندگی افزایش یافته، تشدید می‌کند. این آسیب نه‌تنها کوتاه‌مدت، بلکه در صورت تداوم، می‌تواند به نابودی کامل برخی کسب‌وکار‌ها منجر شود. در کنار این موضوع، وب‌سایت‌ها و رسانه‌هایی که درآمدشان به ترافیک اینترنتی وابسته است، با افت شدید بازدید و کاهش منابع مالی روبه‌رو شده‌اند؛ وضعیتی که چرخه اطلاع‌رسانی و اقتصاد دیجیتال را هم‌زمان تحت فشار قرار داده است.

    در پایان  باید به این نکته نیز توجه کرد که ابزار‌هایی مانند VPN تنها زمانی قادر به دور زدن فیلترینگ هستند که مسیر ارتباطی با شبکه جهانی برقرار باشد. هنگامی که این مسیر‌ها به‌صورت فنی مسدود می‌شوند، امکان استفاده از چنین ابزار‌هایی نیز عملاً از بین می‌رود. در نتیجه، حتی تلاش کاربران برای دسترسی محدود نیز بی‌ثمر می‌شود.

  • جراحی پنهان اینترنت / فیلترینگ نوین در راه است؟

    جراحی پنهان اینترنت / فیلترینگ نوین در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه سازندگی در گزارشی نوشت: درحالی ‌که کشور دوران پسا-اختلالات ۲۰ ‌روزه دی‌ ماه را سپری می‌کند، تحلیل‌های فنی و رصدهای شبکه‌ای حکایت از واقعیتی هولناک‌تر از یک «قطعی موقت» دارند. برخلاف وعده‌های خوش‌بینانه بهار ۱۴۰۳ و شعارهای انتخاباتی مبنی بر گشایش فضای مجازی، آنچه امروز در رگ‌های فیبر نوری کشور جریان دارد، نه اینترنت آزاد جهانی بلکه یک «معماری نوین حکمرانی» است که با دقت مهندسی شده تا کنترل را از لایه سرویس به لایه پروتکل منتقل کند. مشاهدات فنی نشان می‌دهد که برخلاف تصور عمومی، قطعی‌های اخیر نه یک «خرابی» ناشی از حوادث بلکه «مانور عملیاتی» برای استقرار نسخه نهایی شبکه ملی اطلاعات بوده است؛ شبکه‌ای که در آن «اتصال» به‌معنای «دسترسی» نیست و مرز میان فضای مجازی و واقعیت فیزیکی تحت نظارت سیستم‌های بازرسی عمیق بسته‌ها (DPI) بیش از هر زمان دیگری صلب و نفوذناپذیر شده است.

    استحاله پروتکل‌ها؛ جراحی پنهان در قلب شبکه

    در معماری جدیدی که از اواسط دی‌ماه تثبیت شده، استراتژی فیلترینگ از «مسدودسازی آی‌پی» به «تخریب پروتکل» تغییر فاز داده است. شاخص‌ترین قربانی این جراحی فنی، پروتکل QUIC است؛ شاه‌راه مدرن و رمزنگاری ‌شده‌ای که سرویس‌های حیاتی همچون گوگل و یوتیوب بر بستر آن اجرا می‌شوند. داده‌های شبکه ملی نشان می‌دهند که سهم این پروتکل در ترافیک کاربران ایرانی از ۲۵‌ درصد در سال گذشته به کمتر از یک درصد در بهمن ‌ماه جاری سقوط کرده است. این ریزش معنادار به زبان ساده یعنی ترافیک کاربران عمداً از مسیرهای امن و مدرن به سمت پروتکل‌های قدیمی‌تر و قابل ‌شنود (مانند HTTP/1.x) هدایت شده است.

    هدف از این «پس‌راندن تکنولوژیک» باز کردن راه برای سیستم‌های DPI چندلایه است که بتوانند بدون نیاز به رمزگشایی محتوا صرفاً با تحلیل الگوهای آماری، هرگونه تلاش برای عبور از محدودیت‌ها را شناسایی و خنثی کنند. نتیجه این فرآیند، اینترنتی است که اگرچه ظاهراً «وصل» است اما به دلیل افزایش نرخ خطاهای ارتباطی (TCP Post-SYN Failure) به ۷‌ درصد و تأخیر میانی (Latency) ۱۳۶ میلی‌ثانیه‌ای عملاً برای فعالیت‌های حرفه‌ای و بین‌المللی غیرقابل استفاده شده است.

    سه وضعیت لغزنده؛ حکمرانی بر مدار تخریب و پایش

    معماری جدید شبکه ایران، که شباهت‌های نگران‌کننده‌ای به مدل‌های مستقر در چین و روسیه دارد، امکان جابه‌جایی میان سه وضعیت «پایش عادی»، «تخریب فعال» و «محدودیت شدید» را فراهم آورده است. گزارش‌های واصله در فاصله ۱۸ دی تا ۱۳ بهمن نشان می‌دهد که مدیریت شبکه اکنون می‌تواند ظرف چند ساعت بدون تغییر در زیرساخت فیزیکی و تنها با تغییر پیکربندی‌های متمرکز، پایداری اینترنت را به‌صورت عمدی کاهش دهد.

    این الگوی «زمان‌بندی ‌شده» به‌گونه‌ای طراحی شده که در ساعات کاری، اجازه حداقلی برای تراکنش‌های ضروری بانکی و داخلی صادر شود اما در ساعات طلایی ترافیک بین‌المللی، شبکه وارد فاز «تخریب فعال» می‌شود. این رفتار متغیر، نه‌تنها ثبات روانی کاربران را هدف گرفته بلکه نوعی «تبعیض دیجیتال» را نیز نهادینه کرده است؛ جایی‌ که برخی سرویس‌ها یا کاربران منتخب از اتصال با کیفیت‌تری برخوردارند و توده مردم در وضعیت ناپایدار مزمن رها شده‌اند. این همان نقطه تلاقی تکنولوژی و کنترل است که در آن «اینترنت» به ‌جای پنجره‌ای رو به جهان به دیواری هوشمند و متحرک تبدیل می‌شود.

    حضور پرقدرت متخصصان داخلی برای فیلترینگ نوین

    در این باره با مجید مقدری، رئیس مرکز فناوری‌های هوشمند گفت‌وگو کردیم. او توضیح می‌دهد: معمولاً اشتباهی که کاربران انجام می‌دادند این بود که با آی‌پی‌های شناسایی ‌شده وارد پیام‌رسان‌ها و سایت‌های داخلی می‌شدند؛ در نتیجه، وی‌پی‌ان‌ها و آی‌پی‌ها شناسایی و مسدود می‌شد. بارها تلاش شد آن هدرها یا سربسته‌هایی که وی‌پی‌ان‌ها از آن عبور می‌کنند، خوانده شود؛ برای همین با مدل‌ها و روش‌های مختلف، رمزنگاری‌هایی انجام دادند تا قابل خواندن نباشد و در بسیاری موارد هم موفق بودند.

    این کارشناس حوزه فناوری اطلاعات تاکید می‌کند: متخصصان فناوری اطلاعات دقیقاً روی همین مسئله کار می‌کردند. حدود دو سال پیش، تعدادی از آنها بازداشت شدند چون موفق شده بودند، رمزنگاری سربسته‌های فیلترینگ و سامانه‌های مسدودسازی را بشکنند و از کار بیندازند. اما اکنون بحث، اینترنت ملی یا شبکه داخلی مجزا از اینترنت جهانی نیست؛ بلکه ما درباره تشدید بسیار شدید فیلترینگ صحبت می‌کنیم. فیلترینگ وجود دارد و وضعیت سایت‌ها از دیروز تا امروز هم به‌شدت تشدید شده و به‌نظر می‌رسد در مواردی هم موفقیت‌آمیز بوده است.

    اواضافه می‌کند: طبق آنچه من خوانده و شنیده‌ام، سیستمی که در حال اجراست حتی از آنچه در چین انجام می‌شود شدیدتر است. متخصصان گفته‌اند این نسخه‌ای ارتقایافته از مدل‌های مورد استفاده در چین است. به ‌هر حال باید گفت دست متخصصان دانشگاه‌های برتر کشور درد نکند که چنین فناوری و چنین سیستمی را طراحی کرده‌اند. اما برای روزهای آینده پیش‌بینی خوبی نمی‌شود؛ اختلال‌ها و مسدودی‌ها بیشتر شده و عملاً دسترسی‌ها بسیار محدودتر می‌شود. به‌نظر می‌رسد ما وارد یک سیستم نوین فیلترینگ شده‌ایم.

    به گفته او؛‌ در سال‌های گذشته، قوانین مختلفی درباره خرید و فروش وی‌پی‌ان و فیلترشکن مطرح شد اما با وی‌پی‌ان‌های رایگان یا دانلودی نمی‌شد، برخورد جدی کرد. طبق قانون، استفاده از فیلترشکن و ورود به پلتفرم‌های فیلترشده جرم محسوب نمی‌شد؛ بنابراین امکان برخورد قانونی با کسانی که برای استفاده شخصی فیلترشکن به کار می‌بردند، وجود نداشت. به همین دلیل ناچار شدند، پروتکل‌ها را دستکاری کنند. مقدری تاکید می‌کند: در مقطعی، بحث آزادسازی پلتفرم‌های فیلترشده مطرح بود و قرار بود این فضاها باز شوند؛ بنابراین حساسیت چندانی روی وی‌پی‌ان‌ها اعمال نمی‌شد. اما حادثه‌ای که رخ داد، باعث شد بحث آزادسازی کاملاً به حاشیه برود و به‌جای آن تشدید فیلترینگ در دستورکار قرار گیرد.

    در این شرایط، مهم‌ترین مسئله این است که وی‌پی‌ان‌ها مسدود شوند؛ زیرا تا زمانی که وی‌پی‌ان‌ها فعال باشند عملاً هیچ کنترلی بر شبکه‌های مجازی امکان‌پذیر نیست. این کارشناس با بیان اینکه تمام توان روی مسدودسازی وی‌پی‌ان‌ها متمرکز شده است، اضافه می‌کند: سرمایه‌گذاری زیادی در این زمینه انجام شده و روی شناسایی هدرهای بسته‌ها کار شده است.

    معمولاً ۸ بسته اولی که ارسال می‌شود شامل اطلاعات اولیه ارتباط است که قبلاً رمزنگاری نمی‌شد و قابل خواندن نبود؛ به همین دلیل امکان شنود وی‌پی‌ان‌ها وجود نداشت. اما آنچه امروز گفته می‌شود این است که در این زمینه به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند. او توضیح می‌دهد: اگر می‌گفتند این فناوری در کشور دیگری اجرا شده شاید باورپذیرتر بود؛ اما حالا می‌گویند، متخصصان داخلی توانسته‌اند راه‌حل‌هایی برای این مدل ارتباطی پیدا کنند.

    طی همین مدت بر اساس آماری که داریم، فکر می‌کنم چهار یا پنج نفر از متخصصان امنیت فناوری اطلاعات بازداشت شده‌اند. دلایل بازداشت آنها هنوز به‌طور رسمی مشخص نیست. این کارشناس در پاسخ به این به پرسش که آیا این پروژه فقط با کمک کارشناسان چینی و روسی انجام شده یا دانشمندان داخلی خودمان هم سهم بزرگی در آن داشته‌اند؟‌ اضافه می‌کند: واقعیت این است که متخصصان داخلی نقش مهمی داشته‌اند. این یک جنگ و گریز دائمی است: شبکه‌ها فیلتر می‌شوند، مسدود می‌شوند، بعد متخصصان راهکار جدیدی پیدا می‌کنند، رمزنگاری را تغییر می‌دهند و مدل ارتباطی را عوض می‌کنند. شرکت‌های داخلی‌ای وجود دارند که مسئولیت فیلترینگ را برعهده دارند و نقش مهمی در ارتقای سیستم‌های فیلترینگ کشور ایفا می‌کنند و در نهایت در شکل‌دهی به سامانه‌های فیلترینگ داخلی نقش تعیین‌کننده دارند.

  • سراب «اینترنت چینی» / چرا بازتولید «دیوار آتش بزرگ» در ایران غیرممکن است؟

    سراب «اینترنت چینی» / چرا بازتولید «دیوار آتش بزرگ» در ایران غیرممکن است؟

    به گزارش اقتصادران، ظهور اینترنت به عنوان یک فضای فراملی، در ابتدا نویدبخش جهانی بدون مرز بود؛ اما در دهه‌های اخیر، مفهوم «حاکمیت دیجیتال» (Digital Sovereignty) این فضا را به قلمروهای ملی تقسیم کرده است. در این میان، جمهوری خلق چین با ابداع و توسعه «دیوار آتش بزرگ» (Great Firewall – GFW)، پیچیده‌ترین و پایدارترین مدل کنترل اطلاعات و مدیریت شبکه را در جهان پیاده‌سازی کرده است. این سیستم نه تنها به عنوان یک ابزار سانسور، بلکه به عنوان یک استراتژی توسعه صنعتی عمل کرده که منجر به شکل‌گیری یک اکوسیستم دیجیتال کاملاً بومی و مستقل شده است. این گزارش به واکاوی عمیق ساختار اینترنت در چین، مکانیسم‌های دسترسی به شبکه جهانی، پیامدهای اجتماعی این رویکرد و در نهایت، موانع بنیادین ایران برای بازتولید چنین مدلی می‌پردازد.

    چگونه چین ترافیک اینترنت را به تسخیر خود درآورد؟

    دیوار آتش بزرگ چین، برخلاف تصور عمومی، یک موجودیت واحد سخت‌افزاری نیست، بلکه مجموعه‌ای یکپارچه از اقدامات قانونی و فناوری‌های پیشرفته است که برای تنظیم ترافیک اینترنت داخلی و فیلترینگ داده‌های فرامرزی طراحی شده است. نشت اطلاعاتی گسترده‌ای که در سپتامبر ۲۰۲۵ از شرکت‌های زیرساختی چین مانند Geedge Networks و آزمایشگاه MESA (Massive Effective Stream Analysis) رخ داد، ابعاد بی‌سابقه‌ای از این معماری را فاش کرد. این داده‌ها نشان دادند که GFW تحت نظارت تیم‌های هماهنگ تحقیق و توسعه، عملیات و سخت‌افزار مدیریت می‌شود و نهادهایی چون مرکز ملی پاسخگویی به فوریت‌های رایانه‌ای (CNCERT) در لایه مدیریتی آن قرار دارند.

    سراب «اینترنت چینی» در ایران؛ چرا مدل پکن در کشور بازتولید نمی‌شود؟۷۴ دقیقه سکوت مطلق؛ وقتی پکن کلید قطع اینترنت جهانی را فشار داد

    بر اساس تحلیل داده‌های فاش شده در سال ۲۰۲۵، سیستم GFW از ترکیبی از روش‌های فیلترینگ فعال و غیرفعال برای مدیریت ترافیک استفاده می‌کند. یکی از کلیدی‌ترین این ابزارها، سیستم «درگاه امن ترافیک» (Traffic Secure Gateway – TSG) است که یک پلتفرم DPI (Deep Packet Inspection) ماژولار و قابل صدور به سایر کشورهاست. این سیستم قادر به انجام بازرسی در لایه اپلیکیشن، رمزگشایی ترافیک SSL/TLS و اعمال سیاست‌های متمرکز است.

    در اوت ۲۰۲۵، یک رخداد غیرعادی نشان داد که GFW می‌تواند به طور موقت تمام ترافیک پورت ۴۴۳ (HTTPS) را به مدت ۷۴ دقیقه مسدود کند. این حادثه که منجر به قطع دسترسی شرکت‌هایی چون اپل و تسلا به سرورهای خارج از چین شد، نشان‌دهنده توانایی دولت در اعمال محدودیت‌های مطلق در زمان‌های حساس است، هرچند به دلیل هزینه‌های اقتصادی سنگین، از این ابزار به ندرت استفاده می‌شود.

    چگونه سه قانون کلیدی اینترنت چین را به تسخیر خود درآوردند؟

    GFW تنها یک ابزار فنی نیست، بلکه توسط یک چارچوب قانونی سخت‌گیرانه پشتیبانی می‌شود. قانون امنیت سایبری چین، قانون امنیت داده‌ها (DSL) و قانون حفاظت از اطلاعات شخصی (PIPL) شرکت‌های فعال در چین را ملزم می‌کنند که داده‌های کاربران را در داخل خاک این کشور ذخیره کنند. وب‌سایت‌های خارجی که قصد فعالیت رسمی در چین را دارند، باید مجوز ارائه‌دهنده محتوای اینترنتی (ICP) دریافت کنند، فرآیندی که مستلزم پذیرش قوانین سانسور داخلی است. این تداخل لایه‌های فنی و حقوقی باعث شده است که حتی وب‌سایت‌هایی که به طور کامل مسدود نیستند، به دلیل عدم بهینه‌سازی برای شبکه داخلی چین یا عدم استفاده از CDNهای محلی، با کندی شدید مواجه شوند.

    اینترنت جهانی در چین چگونه کار می‌کند؟

    پرسش کلیدی در خصوص اینترنت چین، میزان دسترسی کاربران به شبکه جهانی است. بر خلاف تصور عمومی مبنی بر قطع کامل، دسترسی به اینترنت بین‌الملل برای کاربران چینی در یک فضای خاکستری و به شدت مدیریت شده فراهم است.

    در چین، تنها VPNهایی که توسط دولت تأیید شده‌اند، قانونی محسوب می‌شوند. این ابزارها عمدتاً برای شرکت‌های بین‌المللی و موسسات تحقیقاتی جهت ارتباطات تجاری ضروری طراحی شده‌اند. با این حال، استفاده از این VPNهای رسمی به معنای پذیرش نظارت کامل دولت است، زیرا این سرویس‌ها حاوی «بک‌دور» (Backdoor) برای دسترسی مقامات امنیتی هستند و تمام داده‌های ترافیکی آن‌ها دست‌کم به مدت شش ماه ذخیره می‌شود.

    سراب «اینترنت چینی» در ایران؛ چرا مدل پکن در کشور بازتولید نمی‌شود؟چگونه حوادث تاریخی قدرت GFW را به رخ می‌کشند؟

    در عمل، میلیون‌ها کاربر چینی و خارجی ساکن چین از ابزارهای غیررسمی برای دسترسی به سرویس‌هایی مانند یوتیوب، توییتر (X) و گوگل استفاده می‌کنند. دولت چین معمولاً کاربران عادی را برای استفاده شخصی از این ابزارها مجازات نمی‌کند، بلکه تمرکز خود را بر ارائه‌دهندگان و فروشندگان VPNهای غیرمجاز معطوف کرده است که می‌تواند منجر به جریمه‌های سنگین یا حبس شود. با این حال، در دوره‌های حساس سیاسی یا سالگرد حوادث مهم، GFW به شدت تهاجمی عمل کرده و حتی پایدارترین VPNها را نیز از کار می‌اندازد.

    حتی در صورت استفاده از VPN، دسترسی به اینترنت بین‌الملل در چین با چالش‌های فنی متعددی روبروست. سیستم GFW با اعمال «تأخیر مصنوعی» (Latency) و «اختلال در پروتکل»، تجربه استفاده از وب‌سایت‌های خارجی را به شدت دشوار می‌کند. بسیاری از سرویس‌های شخص ثالث مانند فونت‌های گوگل، کتابخانه‌های جاوا اسکریپت و ابزارهای تحلیل وب که در اکثر سایت‌های جهانی استفاده می‌شوند، در چین مسدود یا بسیار کند هستند، که منجر به ناقص بارگذاری شدن سایت‌های خارجی می‌شود.

    ستون فقرات زندگی دیجیتال در چین

    وی‌چت (WeChat) با بیش از ۱.۳۸ میلیارد کاربر فعال ماهانه، ستون فقرات زندگی دیجیتال در چین است. این پلتفرم از یک پیام‌رسان ساده به یک «سیستم‌عامل اجتماعی» تبدیل شده است. کاربران چینی برای انجام امور زیر نیازی به خروج از اکوسیستم وی‌چت ندارند:

    • پرداخت و امور بانکی: سیستم WeChat Pay به همراه Alipay، نقدینگی فیزیکی را در چین تقریباً منسوخ کرده‌اند.
    • مینی‌برنامه‌ها (Mini-Programs): بیش از ۲.۳ میلیون اپلیکیشن داخلی در وی‌چت وجود دارد که خدماتی از خرید بلیت هواپیما تا مدیریت پرونده‌های پزشکی را ارائه می‌دهند.
    • خدمات دولتی: احراز هویت رسمی و پرداخت مالیات‌ها مستقیماً از طریق این اپلیکیشن انجام می‌شود.

    این ادغام باعث شده است که ۹۵ درصد ترافیک اینترنت در چین داخلی باقی بماند. در چنین شرایطی، کاربر عادی چینی نیازی به گوگل یا فیس‌بوک احساس نمی‌کند، زیرا تمام نیازهای روزمره او توسط ابزارهای بومی با کیفیت بالاتر و سرعت بیشتر پوشش داده می‌شود.

    ادعای اینکه جامعه چین با رضایت کامل این مدل را پذیرفته است، با واقعیت‌های تاریخی همخوانی ندارد. محدودیت‌های دسترسی به اطلاعات و نظارت دیجیتال همواره منجر به شکل‌گیری مقاومت‌های خلاقانه شده است. 

    سراب «اینترنت چینی» در ایران؛ چرا مدل پکن در کشور بازتولید نمی‌شود؟بحران ۲۰۲۲ و نمادگرایی کاغذ سفید

    جدی‌ترین اعتراض عمومی نسبت به سیستم سانسور و کنترل‌های دولتی در اواخر سال ۲۰۲۲ تحت عنوان «اعتراضات کاغذ سفید» (White Paper Protests) یا «انقلاب A4» رخ داد. این جنبش که در پی آتش‌سوزی مرگبار در ارومچی (به دلیل قفل بودن درها تحت سیاست کووید صفر) آغاز شد، به سرعت به یک اعتراض ضدسانسور تبدیل گشت.

    تظاهرکنندگان با در دست گرفتن تکه‌های کاغذ سفید و خالی، به شکلی نمادین به این واقعیت اشاره کردند که «همه می‌دانند چه می‌خواهیم بگوییم، اما اجازه گفتن آن را نداریم».

    چرا شبکه ملی اطلاعات به مقصد پکن نمی‌رسد؟

    دولت ایران از اواسط دهه ۱۳۸۰ با طرح «شبکه ملی اطلاعات» (NIN)، آشکارا به دنبال بازتولید مدل چینی اینترنت بوده است. با این حال، تحلیل‌های فنی و اقتصادی نشان می‌دهد که ایران با موانع بنیادینی روبروست که اجرای موفق این مدل را تقریباً غیرممکن می‌کند.

    ساختار اینترنت چین بر پایه «دسترسی کنترل‌شده و همیشه روشن» است، در حالی که مدل ایران بر «جداسازی اضطراری» استوار است. چین دارای گیت‌وی‌های بین‌المللی توزیع‌شده و بسیار قدرتمندی است که ترافیک را به صورت لایه‌ای جراحی می‌کنند. در مقابل، اینترنت ایران دارای نقاط (Chokepoints) در سطح سیستم‌های خودمختار (AS) است که مدیریت ترافیک را صلب و غیرمنعطف می‌کند.

    ایران به دلیل عدم برخورداری از پیش‌بینی و گنجاندن اجزا، مسیرها، داده‌ها یا دستگاه‌های پشتیبان (Redundancy) کافی در شبکه داخلی، هنگامی که دسترسی به اینترنت بین‌الملل را قطع می‌کند، بسیاری از سرویس‌های داخلی که دارای وابستگی‌های نرم‌افزاری (Dependency) به سرورهای خارجی هستند نیز دچار اختلال می‌شوند.

    یکی از بزرگترین موانع ایران، تحریم‌های بین‌المللی است که دسترسی به تجهیزات پیشرفته شبکه را محدود کرده است. چین خود تولیدکننده اصلی سخت‌افزار (هواوی، ZTE، تیاندی) است و GFW را بر پایه تجهیزات بومی بنا کرده است. ایران برای تأمین تجهیزات زیرساختی خود ناچار به استفاده از واسطه‌ها یا خرید تجهیزات چینی است که هزینه نوسازی شبکه را به شدت افزایش می‌دهد. تحریم‌های ابری (مانند محدودیت‌های AWS و گوگل کلاد برای کاربران ایرانی) نیز باعث شده است که حتی پروژه‌های داخلی نتوانند به پایداری نمونه‌های جهانی برسند.

    در چین، دولت توانسته است نوعی «قرارداد اجتماعی دیجیتال» ایجاد کند: سلب آزادی‌های سیاسی در ازای رفاه و کارایی دیجیتال. در ایران، پیام‌رسان‌ها و موتورهای جست‌وجوی بومی نه تنها از نظر فنی ضعیف‌تر از نمونه‌های خارجی هستند، بلکه با بحران شدید اعتماد مواجه‌اند.

    علاوه بر این، ایران با موج عظیم مهاجرت متخصصان IT روبروست. آمارهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ نشان می‌دهد که بیش از ۵۰ درصد از کارکنان استارتاپ‌های ایرانی قصد مهاجرت دارند. در حالی که چین دارای ارتش عظیمی از مهندسان وفادار و با انگیزه اقتصادی است، ایران به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، در حال از دست دادن مغزهای متفکر لازم برای ساخت و نگهداری یک شبکه ملی پیچیده است.

    اقتصاد چین به قدری بزرگ است که می‌تواند یک اینترنت محصور اما سودآور ایجاد کند. درآمد صنعت دیجیتال چین در سال ۲۰۲۴ به ۴.۹ تریلیون دلار رسید. در مقابل، اقتصاد ایران تحت فشار تورم ۴۵ درصدی و تحریم‌ها، توان تحمل خسارات ناشی از فیلترینگ را ندارد. بر اساس تخمین‌ها، هر روز قطعی یا اختلال شدید اینترنت در ایران بین ۳ تا ۳۷ میلیون دلار به کسب‌وکارهای کوچک و متوسط آسیب می‌زند. در حالی که مدل چینی منجر به رشد غول‌های فناوری شده، مدل ایرانی منجر به نابودی هزاران کسب‌وکارهای خانگی فعال در اینستاگرام گشته است.

    تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که مدل چینی اینترنت، محصول دهه‌ها سرمایه‌گذاری سنگین، خودکفایی صنعتی و یک استراتژی منسجم برای جایگزینی رفاه دیجیتال با آزادی سیاسی است. چین با موفقیت توانسته است ترافیک بین‌المللی را به یک «منبع تحت مدیریت» تبدیل کند که در خدمت اهداف ملی باشد.

  • زمان اتصال اینترنت بین الملل معلوم نیست

    زمان اتصال اینترنت بین الملل معلوم نیست

    به گزارش اقتصادران، علی اکبر پورجمشیدیان، دبیر شورای امنیت کشور در گفتگوی ویژه خبری صداوسیما درباره امار نهایی شهدا و جانباختگان اغتشاشات اخیر گفت: اعتراض مردم بر روی چشم ماست اما اغتشاش هیچ‌جا قابل‌قبول نیست.

  • بیکاری قریب‌الوقوع ۱۰ میلیون ایرانی به خاطر قطعی اینترنت

    بیکاری قریب‌الوقوع ۱۰ میلیون ایرانی به خاطر قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، س از قطع سراسری اینترنت در جریان اعتراضات، بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی کشور که موجبات اشتغال میلیون‌ها نفر را در بخش خدماتی اقتصاد ایران فراهم کرده‌اند، با مشکل مواجه شدند. در هفته‌های گذشته برخی نمایندگان صنفی کسب و کارهای اینترنتی اعلام کردند که زیان و عدم النفع بسته بودن فضای بین‌المللی اینترنت برای مجموعه‌های فعال در این حوزه روزانه ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان ارزیابی می‌شود.

    در چنین شرایطی برخی منابع آگاه در ادوار مجلس شورای اسلامی با اشاره به امکان تعدیل نیروی گسترده بخش قابل توجهی از نیروی کار فعال در کسب و کارهای اینترنتی، از بحران در فعالیت‌های اینترنتی سخن گفتند؛ شرکت‌های بزرگی از جمله سایت‌های فروش آنلاین محصول، پایگاه‌های فروش بلیت‌های حمل و نقل، خدمات مسافربری و تاکسی‌های اینترنتی و شرکت‌های بزرگ برنامه‌نویسی، در زمره واحدهایی هستند که احتمال تعدیل نیرو در میان آن‌ها وجود دارد.

    چنین ضربه‌ای البته باعث شد برخی مسئولان وزارتخانه‌های اقتصادی مختلف از جمله صمت و وزارت کار، از رایزنی در هیات دولت برای مقابله با فشارهای وارد آمده به کسب و کارهای اینترنتی خبر بدهند و وعده حمایت مالی از این مجموعه‌ها را بدهند؛ اما شواهد حاکی از آن است که هنوز این وعده‌ها به هیچ وجه عملیاتی نشده است.

    میلیون‌ها فرصت شغلی کارکنان کسب‌وکارهای اینترنتی در معرض تهدید

    مجید خاکپور (رئیس انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی استان تهران) با اشاره به بروز مشکلات متعدد برای کسب و کارهای اینترنتی در جریان قطعی ارتباط کاربران ایرانی با اینترنت بین المللی گفت: مشکل بزرگ کسب و کارهای اینترنتی پس از قطع شدن اینترنت این است که به جز برخی شرکت‌های خدمات‌رسان بسیار بزرگ که احتمالاً با برخی از دسترسی‌های ویژه به کار خود ادامه دادند، در مدت چند هفته اخیر درآمد بسیاری از شرکت‌های فعال در بستر اینترنت به صفر رسیده است. این درحالی است که گزارشات از همان سکوهای بسیار بزرگ خدمات‌رسانی حاکی از این‌ست که آن‌ها نیز مشکلات جدی دارند و نیروی کار آن‌ها نیز در معرض تعدیل و اخراج قرار گرفته‌اند.

    وی افزود: ما حدود ۲۰۰ هزار کسب و کار و سایت فعال داریم که از ای-نماد استفاده کرده و کسب و کار اینترنتی حساب می‌شوند. این مجموعه‌ها قطعاً برای میلیون‌ها نفر شغل ایجاد کرده‌اند و قاعدتاً ۱۰ میلیون نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم به واسطه آن‌ها دارای کسب و کار یا فرصت اشتغال شده‌اند. این مشاغل به‌صورت کلی امروزه در معرض تهدید قرار دارند. بیش از ۹۵ درصد این کسب و کارهای اینترنتی به دلیل شرایط اینترنت آسیب دیده‌اند.

    او در تشریح دلایل آسیب رسیدن به شرکت‌ها و واحدهای فعال از طریق فضای مجازی گفت: بخش قابل توجهی از این شرکت‌ها زیرساخت‌ها و ابزارهایی در خارج ایران و در بستر جهانی اینترنت دارند. علت این است که قیمت خیلی از خدمات اینترنتی خارجی ارزان‌تر از داخل است و زیرساخت‌های ارائه خدمات و محصول و یا بارگذاری آن‌ها در فضای بین المللی اینترنت رخ داده است. این موضوع درباره شرکت‌های بزرگ اینترنتی ایران که در این مدت فعال بودند نیز صادق است و بسیاری از برنامه‌نویسان حرفه‌ای این مجموعه‌ها نیز در معرض تعدیل نیرو قرار دارند.

    خاکپور تصریح کرد: آسیب‌پذیری امنیتی پایگاه‌ها، آسیب‌پذیری زیرساختی و ترافیکی، آسیب‌پذیری مالی و حسابی و… از جمله مشکلات دیگر کسب و کارها و شرکت‌های اینترنتی فعال کشور است که سهمی مهم در اقتصاد بخش خدمات ایران دارند. چیزی که به عنوان شبکه داخلی اینترانت اکنون در ایران فعال است، جوابگوی نیازهای سکوها و شرکت‌های فعال در این حوزه نیست. در میان انبوه شرکت‌هایی که در این مجموعه‌ها آسیب دیدند، بسیاری یا هیچ درآمدی نداشتند یا بیش از ۸۰ درصد آسیب مالی دیدند. در نتیجه ادامه این روند بی‌معناست. ما کسب و کارها و شرکت‌های زیادی را تعطیل کردیم.

    این فعال صنفی کارفرمایی تاکید کرد: علاوه بر این ما صدها هزار کسب و کار غیررسمی در بستر شبکه‌های اجتماعی فیلترشده داشتیم که مردم از طریق فیلترشکن از آن‌ها خرید کرده و یا خدمات ارائه می‌دادند. این بخش نیز آسیب جدی فراوان دیده است. این موضوع جدای این واقعیت است که اینترنت آزاد و ارزان حق هر شهروندی است. برخی کسب و کارها نیز اینترنتی نیستند ولی بخش تبلیغات آن‌ها به دلیل قطع شدن سئو و موتورهای جستجوگر جهانی تخریب شده و آن‌ها نیز آسیب بزرگی متحمل شدند.

    رئیس انجمن صنفی کسب و کارهای اینترنتی استان تهران ادامه داد: ما عملاً ارتباطات مالی ضعیفی در داخل و خارج کشور داریم. جدا از قطع ارتباط کامل با طرف‌های قرارداد خارجی، کار ما در داخل به جایی رسید که بسیاری از شرکت‌ها پشت تلفن برای هم شماره حساب می‌خواندند و بسیاری از ارتباطات مالی داخلی نیز قطع شد. ما معتقدیم این موضوع می‌تواند در صورت طولانی شدن به یک بحران اقتصادی و اجتماعی دیگر هم منتهی شود.

    وی در پایان خاطرنشان کرد: ما بسیار اینفلوئنسر اقتصادی در شبکه‌های اجتماعی داشتیم که اکنون غیرفعال هستند و درآمد ندارند.این شرایط برای ۱۰ میلیون شاغل این حوزه بحران ایجاد می‌کند. هم اکنون نیز بسیاری از شرکت‌های بزرگ و کوچک فعال در این عرصه اعلام کرده‌اند که ناگزیر به تعدیل نیرو هستند؛ این موضوع می‌تواند بازار کار را نیز دچار بی‌ثباتی جدی در چندماه آینده کند. در چنین شرایطی اتصال هرچه سریع‌تر اینترنت، مطالبه اقتصادی و صنفی بسیاری از کسب و کارها و همچنین کارکنان شاغل این بخش است که مسئولان باید آن را جدی بگیرند.