برچسب: قطعی برق

  • جراحی برق یا سلاخی معیشت؟!

    جراحی برق یا سلاخی معیشت؟!

    به گزارش اقتصادران، فصل گرما نزدیک است و گسست میان توان تولید واقعی و نیاز مصرفی کشور در حوزه انرژی به شکافی ژرف تبدیل شده که نه تنها پایداری شبکه ملی، بلکه بقای صنایع کلیدی و امنیت روانی جامعه را تهدید می‌کند. بنا بر سیگنال‌هایی که از مواضع مسئولان دریافت می‌شود، تکنوکرات‌های دولتی بدون درس‌گرفتن از جراحی‌های اقتصادی گذشته، بار دیگر ساده‌ترین و در عین حال پرمخاطره‌ترین گزینه یعنی آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی از مسیر تابلوی آزاد و سبز بورس را انتخاب کرده‌اند. خبرگزاری فارس در این خصوص نوشته است: «سندی به رویت خبرنگار فارس رسیده که مشخص می‌کند، مشترکان برق با مصرف بالای ۱۵۰ کیلووات شامل بخش‌های خانگی، صنعتی و کشاورزی از تاریخ ۲۲ تیر باید برق خود را به جای دولت از بورس انرژی خریداری کنند». به این ترتیب از سال آینده دامنه خرید و فروش برق در بورس برای مشترکان بالای ۳۰ کیلووات نیز برقرار خواهد شد. در این گزارش به واکاوی ابعاد فنی، تناقض‌های بین‌المللی و پس‌لرزه‌های معیشتی این رویکرد می‌پردازیم.

    روز‌های روشن خداحافظ

    ریشه بحران فعلی برق در اقتصاد سیاسی ایران به عدم تعادل مداوم، عقب‌ماندگی تکنولوژیک نیروگاه‌ها، عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به دلیل انباشت بدهی‌های دولتی و نظام سرکوب قیمت‌ها در کنار سد بزرگ تحریم‌های همه‌جانبه بازمی‌گردد. با این حال، شتاب فروپاشی تراز انرژی در دو سال اخیر ابعاد باورنکردنی به خود گرفته است. طبق داده‌های رسمی که اخیراً از سوی پارلمان بخش خصوصی بازتاب یافته، کمبود تولید برق در کشور که در اواخر دهه نود از مرز‌های مدیریت‌پذیر ۸ الی ۹ هزار مگاوات آغاز شده بود، در چرخه‌ای تصاعدی امروز به عدد حیرت‌آور ۲۳ تا ۲۴ هزار مگاوات رسیده است.

    رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، با ترسیم افق تاریک پیش‌رو صراحتاً اعلام کرده است که جامعه اقتصادی و مدنی ایران باید خود را برای یک جابجایی پارادایم در الگوی خاموشی‌ها آماده کند. در حالی که در سنوات گذشته، شهروندان با قطعی‌های دوره‌ای و عمدتاً غیرمستمر در طول هفته مواجه بودند، برآورد‌ها حکایت از آن دارد که در تابستان سال جاری، اعمال حداقل ۲ ساعت قطعی روزانه مستمر و بدون استثنا در بخش‌های خانگی، اداری و تجاری ناگزیر خواهد بود. این مدل از قطع زنجیره انرژی یعنی فلج‌شدن کامل سیستم‌های سرمایه‌ای خانگی، سرگردانی ارباب‌رجوع در ادارات و ضربه نهایی به واحد‌های صنفی کوچک که فاقد ژنراتور‌های اضطراری گران‌قیمت هستند.

    اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ طبق روال معمول، بخش صنعت و تولید به عنوان ضربه‌گیر اصلی ناترازی‌ها انتخاب شده است. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و کارگاه‌های تولیدی کوچک که بار اصلی اشتغال و صادرات غیرنفتی کشور را به دوش می‌کشند، امسال نیز در صدر فهرست سیاه قطعی‌ها قرار دارند. این رویکرد انقباضی، فرآیند عرضه کالا در بازار داخلی را مختل کرده، قیمت محصولات ساختمانی و پایه‌ای را به شدت افزایش داده و در نهایت نرخ تورم تولیدکننده را به ارقامی بی‌سابقه سوق خواهد داد که دود آن مستقیماً به چشم مصرف‌کننده نهایی می‌رود.

    بورس؛ رمز عملیات آزادسازی قیمت و گرانی

    در بحبوحه این ناترازی شدید، مواضع مقامات وزارت نیرو نشان‌دهنده یک دگرگونی بنیادین در استراتژی مالی دولت است. معاون برق و انرژی وزارت نیرو همزمان با آغاز روز‌های گرم با قاطعیت از جهش چشمگیر قیمت‌ها در تابلوی بورس انرژی پرده برداشته است. بر اساس آمار‌های رسمی، قیمت هر کیلووات‌ساعت برق در تابلوی سبز (مخصوص نیروگاه‌های تجدیدپذیر) به حدود ۸۶۰۰ تومان و در تابلوی برق آزاد به سقف تاریخی ۹۵۰۰ تومان رسیده است.

    سیگنال‌دهی وزارت نیرو درباره جذابیت این نرخ‌ها برای سرمایه‌گذاران، در ادبیات رسانه‌های مدافع بازار آزاد به عنوان بستر توسعه تعبیر می‌شود؛ اما در لایه‌های زیرین، این امر معنایی جز آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌های نجومی ندارد. وقتی نرخ مبادله برق در بورس انرژی به مرز ۱۰ هزار تومان می‌رسد، زنجیره توزیع به طور طبیعی تمایلی به عرضه برق با نرخ‌های یارانه‌ای پیشین نخواهد داشت و فشار برای همسان‌سازی نرخ بورس و نرخ مصارف خانگی تشدید می‌شود.

    در این میان، موضع‌گیری محمدصادق کوشکی، فعال سیاسی اصولگرا، پرده از این سناریو برداشته و تایید کرده است که پاستور قصد دارد از همین فصل گرم، دست به یک مکانیزم آزادسازی همه‌جانبه بزند. بر اساس اطلاعات فاش‌شده، طرح دولت به این صورت طراحی شده که نیروگاه‌ها کل برق تولیدی خود را در بورس انرژی عرضه کنند و خریداران عمده و شرکت‌های واسط کنترل بازار را به دست بگیرند؛ مکانیزمی که در بستر آن، برق با قیمت‌های نوسانی و بر اساس بازار رقابتی فاقد نظارت مؤثر، به مصرف‌کنندگان نهایی عرضه خواهد شد. این جراحی در مکانیزم عرضه، پیامد‌های مخربی همچون نابودی کشاورزی به دلیل شوک هزینه‌ای پمپاژ آب، ورشکستگی صنایع کوچک و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های جاری زندگی مردم را در پی دارد.

    پارادوکس کمبود و صادرات

    یکی از عجیب‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش‌های پرونده انرژی دولت، استمرار و حتی توسعه تعهدات صادراتی به کشور‌های همسایه در اوج نیاز مبرم داخلی است. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های معتبر منطقه‌ای از جمله «پاکستان‌تودی»، سازمان ملی تنظیم مقررات برق پاکستان (نپرا) رسماً واردات برق اضافی از شرکت توانیر ایران برای تأمین انرژی ایالت بلوچستان را تایید و ابلاغ کرده است. طبق این توافق، ایران متعهد به تأمین ۱۰۴ مگاوات برق پایه به همراه ۱۰۰ مگاوات برق اضافی (در مجموع ۲۰۴ مگاوات) شده است. فرمول قیمت‌گذاری نیز بر اساس قیمت نفت تنظیم شده؛ به طوری که اگر نفت زیر ۱۰۰ دلار باشد، بهای هر واحد برق ۹.۲ سنت و در صورت عبور نفت از مرز ۱۰۰ دلار، ۱۱ سنت محاسبه می‌شود.

    این رویکرد صادراتی، با انتقادات جدی و بنیادی همراه است. نقد نخست تضاد با منافع ملی و امنیت تولید داخلی است. در شرایطی که کارخانه‌های داخلی به دلیل نبود برق، هفته‌ای سه تا چهار روز طعم تلخ تعطیلی اجباری را می‌چشند و زنجیره تولید ملی با خسارت‌های نجومی رو‌به‌رو است، ارسال حتی یک مگاوات برق به خارج از مرز‌ها با کدام منطق اقتصادی و ملی سازگار است؟

    مسئله بعدی ابهام در کارآمدی ارزی است. درآمد ناخالص حاصل از فروش برق به نرخ ۹ تا ۱۱ سنت، در تراز پرداخت‌های کشوری با ابعاد ایران به قدری ناچیز است که هرگز نمی‌تواند خسارت‌های ناشی از بیکاری پنهان کارگران ایرانی و کاهش راندمان کارخانه‌های داخلی را جبران کند. علاوه بر این، ابهامات فراوانی درباره نحوه وصول این درآمد‌های ارزی در نظام بانکی تحریم‌شده وجود دارد.

    موضوع قابل تامل بعدی ترجیح منافع ژئوپلیتیک بر آسایش شهروندان است. اصرار به صادرات همزمان با کمبود‌های داخلی این شائبه را در ذهن افکار عمومی تقویت می‌کند که حاکمیت پایداری انرژی و رفاه همسایگان را بر پایداری شبکه توزیع و سرمایه‌های خرد کشاورزان و صنعتگران داخل کشور ترجیح می‌دهد.

    بحران معیشت و معمای ناپدیدشدن بازتوزیع ثروت

    نگرانی اصلی افکار عمومی و کارشناسان رفاه اجتماعی، اما چگونگی برخورد دولت با معیشت مردم پس از اعمال این آزادسازی‌هاست. جامعه ایران در حال حاضر یکی از سخت‌ترین ادوار تورمی خود را تجربه می‌کند. سیاست‌های پیشین دولت در حذف ارز ترجیحی و آزادسازی نرخ اقلام اساسی، سفره‌های مردم را به شدت کوچک کرده است. اگرچه مکانیزم‌هایی مانند «کالابرگ الکترونیکی» به عنوان ابزار جبرانی معرفی شدند، اما نرخ رشد تورم به سرعت اثر این یارانه‌های قطره‌چکانی را خنثی کرد و ناکافی بودن این برنامه‌ها بر همگان اثبات شد.

    در چنین شرایط ملتهبی، ورود به فاز آزادسازی نرخ برق یک علامت سؤال بزرگ و ترسناک را در ذهن جامعه ایجاد می‌کند؛ آیا دولت قصد دارد در ازای آزادسازی قیمت برق و فروش آن به نرخ‌های نزدیک به ۱۰ هزار تومان، مابه‌التفاوت آن را به صورت یارانه مستقیم یا کالا‌برگ جدید به مردم بازگرداند، یا این طرح صرفاً راهکاری برای جبران کسری بودجه مزمن دولت و شرکت‌های تابعه وزارت نیرو است؟

    شواهد ساختاری نشان می‌دهد که دولت برنامه‌ای جدی برای واریز منابع جدید به حساب خانوار‌ها ندارد و احتمالاً به بهانه «اصلاح الگوی مصرف» و «جذاب‌سازی سرمایه‌گذاری»، بار مالی این گرانی مستقیماً بر دوش مصرف‌کننده نهایی آوار خواهد شد. این سناریو به معنای آغاز موج تازه‌ای از مشکلات معیشتی خواهد بود؛ زیرا برق یک کالای واسطه‌ای کلیدی است و گرانی آن، به صورت زنجیره‌ای قیمت تمام‌شده تمام کالا‌ها و خدمات، از اجاره‌بهای مسکن (به دلیل هزینه‌های مشاعات) تا محصولات غذایی و صنعتی را بالا خواهد برد.

    چشم‌انداز پیش رو و ضرورت توقف جراحی در تاریکی

    گذار از اقتصاد دستوری به اقتصاد مبتنی بر بازار، نیازمند مقدمات، ثبات کلان اقتصادی و مهم‌تر از همه، رضایت و توان همراهی جامعه است. دولت در حال حاضر در شرایطی دست به جراحی قیمت برق در بورس انرژی زده که مردم زیر بار سنگین تورم قرار دارند. اصرار بر عرضه برق با قیمت‌های نزدیک به ۱۰ هزار تومان در بورس، بدون تفکیک دقیق دهک‌های درآمدی و بدون استقرار سیستم پاداش-جریمه واقعی، نتیجه‌ای جز انتقال ثروت از جیب طبقات محروم به صندوق‌های دولتی و شرکت‌های خریدار عمده نخواهد داشت.

    بدیهی است، تا زمانی که دولت مکانیزم مشخص، شفاف و قابل راستی‌آزمایی برای واریز مابه‌التفاوت درآمدی حاصل از آزادسازی به سفره مردم ارائه نداده، هرگونه حرکت به سمت واقعی‌سازی نرخ برق، بازی با انبار باروت معیشت جامعه است. همچنین، نمایندگان مجلس موظفند با ورود به موضوع قرارداد صادرات برق به پاکستان، پاسخ روشنی برای صنایع تشنه انرژی داخل کشور بیابند. جراحی اقتصادی در تاریکی خاموشی‌های تابستان، فرجامی خوش برای شاخص‌های کلان کشور نخواهد داشت.

  • خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    به گزارش اقتصادران، محمد طلا مظلومی، نماینده مردم بهبهان در مجلس شورای اسلامی، گفت: هفته گذشته، کمیسیون انرژی در راستای بررسی همین موضوع، جلسه‌ای با وزیر نیرو برگزار کرد که طی آن حوادث اخیر کشور مورد ارزیابی، تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این نشست، بر استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود توسط توانیر و وزارت نیرو تأکید شد تا این وزارتخانه بتواند در راستای تأمین برق مورد نیاز مشترکین خانگی، بخش تجاری و همچنین صنایع و کارگاه‌های تولیدی، برنامه‌ریزی و اقدامات لازم را انجام دهد.

    عزم وزارت نیرو مدیریت شرایط و تامین نیازهای حوزه انرژی است

    وی در ادامه اظهار کرد: وزیر نیرو ضمن اشاره به خسارات وارده به زیرساخت‌های انرژی، به برخی اقدامات انجام‌شده نیز پرداخت و گزارشی در خصوص بهره‌گیری از ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی و میزان بازگشت آن‌ها به مدار ارائه کرد. همچنین علاوه بر پرداختن به وضعیت نیروگاه‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، توضیحاتی درباره اقدامات جبرانی و تلاش‌های صورت‌گرفته ارائه شد که نشان‌دهنده عزم و تلاش این وزارتخانه برای مدیریت شرایط و تأمین نیازهای مختلف در حوزه انرژی است.

    وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در نظر گرفته است

    این عضو کمیسیون انرژی مجلس با تاکید بر اینکه وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در فصل گرما پیش‌بینی کرده است، تصریح کرد: بر اساس گزارش ارائه شده، تمام تلاش وزارت نیرو و توانیر این است که در فصل گرما ناترازی انرژی مدیریت شود. تامین برق خانگی به ویژه در مناطق گرمسیری و حوزه تجاری و صنعتی در دستورکار قرار دارد. بخشی از بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی می‌توانند نسبت به تامین برق خود اقدام کنند.

    برای مدیریت ناترازی‌ها نیازمند مشارکت عمومی هستیم

    نماینده مردم بهبهان در مجلس گفت: از طرف دیگر وزیر نیرو بر اهمیت صرفه‌جویی و مدیریت مصرف تأکید داشتند و خواستار همکاری مردم در این زمینه شد. در کنار تأمین نیازهای ضروری و الزامی مردم، جلوگیری از اسراف و مصرف بی‌رویه از اهمیت بالایی برخوردار است و تحقق این امر نیازمند مشارکت عمومی است. همراهی مردم در سایر عرصه‌ها، از جمله حضور در صحنه‌های مختلف و همکاری با مسئولان، کاملا مشهود است.

    مظلومی گفت: همان طور که در ایام جنگ مردم خیابان‌ها را خالی نکردند، انتظار می‌رود مردم در صرفه جویی انرژی نیز مشارکت داشته باشند. ان‌شاءالله با همکاری مردم در فصل تابستان مشکلی در تامین برق کشور نخواهیم داشت.

    میزان خسارت به زیرساخت‌های انرژی به طور دقیق مشخص نیست

    وی گفت: میزان خسارت‌ها متفاوت است و نیاز به بررسی دقیق دارد. هنوز برآورد نهایی از میزان خسارت مشخص نشده است، ارائه آمار دقیق مستلزم زمان بیشتری است.

    کاهش خاموشی‌ها وابسته به میزان همکاری مردم است

    عضو کمیسیون انرژی مجلس بیان کرد: کاهش خاموشی‌ها در بخش خانگی به میزان قابل توجهی به همکاری مردم در صرفه‌جویی بستگی دارد. بر این اساس، حتی اقدامات ساده‌ای مانند خاموش کردن یک لامپ اضافی می‌تواند در کاهش فشار بر شبکه برق و به حداقل رساندن خاموشی‌ها مؤثر باشد.

  • از قطعی برق در تابستان تا بی آبی در پاییز / وزارت نیرو دقیقا چه می‌کند؟

    از قطعی برق در تابستان تا بی آبی در پاییز / وزارت نیرو دقیقا چه می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، تابستانی که گذشت، برای میلیون‌ها ایرانی چیزی جز رنج خاموشی‌های مکرر و بی‌آبی در برخی مناطق نبود. مردمی که گرمای طاقت‌فرسا را در خانه‌های بی‌برق سپری کردند، بار‌ها هشدار دادند که سوءمدیریت وزارت نیرو بیش از هر چیز زندگی روزمره آنها را فلج کرده است. حالا یک هفته‌ای است که با خنک‌تر شدن هوا، فشار روی شبکه برق کمتر شده و مردم توانسته‌اند نفسی تازه کنند؛ اما این آرامش نه نتیجه تدبیر وزارت نیرو، بلکه صرفاً هدیه تغییر فصل است.

    این سخنان در حالی مطرح می‌شود که افکار عمومی هنوز پاسخ روشنی برای بحران برق تابستانی دریافت نکرده است. وزارت نیرو بار‌ها وعده داده بود با «مدیریت مصرف» مشکل قطعی‌ها برطرف می‌شود، اما در عمل مشخص شد این مدیریت چیزی جز قطع برق مردم و صنایع نبوده است. حالا همان الگو برای آب هم تکرار می‌شود: به‌جای برنامه‌ریزی برای افزایش ذخایر، اصلاح زیرساخت‌ها و کنترل هدررفت گسترده در شبکه‌های فرسوده، ساده‌ترین راهکار یعنی به مردم توصیه می‌شود که «کم‌مصرف کنید».

    واقعیت این است که مشکل آب در ایران به یک بحران ساختاری تبدیل شده است. دهه‌ها برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، سدسازی‌های بی‌حساب و نابودی تالاب‌ها، امروز به نقطه‌ای رسیده که حتی سال‌های بارش نرمال هم نمی‌تواند عقب‌ماندگی را جبران کند. اما این همه ماجرا نیست؛ بحران وقتی خطرناک‌تر می‌شود که وزارتخانه متولی، بیشتر از آنکه به دنبال پاسخگویی باشد، مردم را مقصر جلوه دهد.

    این چرخه خطرناک هر سال تکرار می‌شود: تابستان خاموشی برق، پاییز و زمستان بحران آب و گاز، و دوباره بهار و تابستانی دیگر. نتیجه این است که بی‌برنامگی‌ها زندگی مردم را گروگان گرفته و پرسش اساسی اینجاست: اگر کشور آب ندارد و برق ندارد، پس نقش مدیریت کجاست؟ وظیفه وزارت نیرو صرفاً هشدار دادن نیست، بلکه ارائه راه‌حل و اجرای سیاست‌هایی است که مردم را از این دور باطل نجات دهد.

    بحران انرژی و آب امروز بیش از خشکسالی و تغییر اقلیم، محصول ناکارآمدی مدیریتی است. اینکه وزیر نیرو پیشاپیش پاییز را «ناامیدکننده» معرفی می‌کند، نه یک هشدار کارشناسانه، بلکه اعترافی تلخ به ناتوانی نهادی است که باید ستون اصلی مدیریت منابع کشور باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، هر فصل برای مردم ایران به معنای فصلی تازه از رنج و محرومیت خواهد بود.

  • خبر بد توانیر برای مردم؛ قطعی برق در زمستان هم ادامه دارد!

    خبر بد توانیر برای مردم؛ قطعی برق در زمستان هم ادامه دارد!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی رجبی مشهدی در جلسه مدیریت گذر از اوج بار تابستان با اشاره به ابتکار اجرای «تمرین زمستان» برای نخستین بار گفت: امسال شرایط سوخت نسبت به سال گذشته بهتر است، اما این به معنای غفلت از مأموریت‌های مستمر مدیریت مصرف نیست.

    وی افزود: اقداماتی که در تابستان در حوزه بهینه‌سازی مصرف انجام شد، در زمستان نیز باید با توجه به الگوهای گرمایشی و ظرفیت‌های موجود ادامه پیدا کند

    مدیرعامل توانیر با تأکید بر اینکه ناترازی برق در کشور مسئله‌ای جدی است که به سادگی برطرف نخواهد شد، تصریح کرد: این جلسه پایان کار نیست؛ بلکه آغاز استمرار فعالیت‌ها برای آمادگی در دوره سرد سال است.

    وی بر ضرورت شفاف‌سازی برنامه‌ها و استمرار جلسات مشورتی با مدیران و کارشناسان تأکید کرد.

    رجبی مشهدی در عین حال از تمامی کارکنان، بهره‌برداران، فعالان حوزه مدیریت مصرف و واحدهای پشتیبانی و روابط عمومی صنعت برق قدردانی کرد و گفت: بسیاری از همکاران ما حتی اگر در این جلسه حضور ندارند، پای کار بوده و هستند و باید خدا قوت ویژه به آنان گفت.

  • مرگ اینترنت و صنعت به دست خاموشی‌ها / ایرانی ها در حبس اجباری

    مرگ اینترنت و صنعت به دست خاموشی‌ها / ایرانی ها در حبس اجباری

    به گزارش اقتصادران، هر روز که می‌گذرد، خاموشی ارتباطات در ایران از یک اختلال ساده فراتر می‌رود و به بحرانی تمام‌عیار بدل می‌شود. ما دیگر فقط با قطعی اینترنت مواجه نیستیم، حالا حتی ابتدایی‌ترین شکل ارتباط یعنی تماس تلفنی و پیامک برای ساعت‌ها از دسترس خارج می‌شود. به ‌طور میانگین هفت تا هشت ساعت در روز مردم عملا در جزیره‌های کوچک و منزوی خود محبوس می‌شوند؛ نه دسترسی به اینترنت دارند، نه امکان تماس، نه حتی اطمینان از اینکه در شرایط اضطراری بتوانند کمک بگیرند. قطع و وصل‌های مداوم شاید برای مدیران پشت میز نشانه‌ «مدیریت مصرف» یا «شرایط خاص» باشد اما برای شهروندان چیزی جز ناامیدی، بی‌اعتمادی و انزوای اجباری به همراه ندارد. جامعه‌ای که امکان برقراری ساده‌ترین ارتباطات انسانی را ندارد، چطور می‌تواند به توسعه، کار، آموزش، خدمات پزشکی و حتی به امنیت شخصی امید داشته باشد؟ امروز در ایران، تماس گرفتن با دوستان یا ارسال یک پیامک ساده به یک رویداد پرچالش تبدیل شده؛ گویی در دل یک منطقه‌ جنگ‌زده یا شهری فراموش‌شده زندگی می‌کنیم.

    نکته‌ تلخ ماجرا اینجاست که این بحران نه‌حاصل یک حادثه‌ طبیعی است و نه یک رویداد غیرقابل پیش‌بینی بلکه نتیجه‌ سال‌ها بی‌توجهی، سوءمدیریت و نگاه تقلیل‌گرایانه به مفهوم ارتباطات است. مسوولان به جای اینکه ارتباطات را به‌ عنوان شریان حیاتی کشور ببینند، آن را به کالایی مصرفی فروکاسته‌اند؛ چیزی که می‌توان ساعت‌ها و روزها از مردم دریغ کرد، بی‌آنکه خود را موظف به پاسخگویی بدانند.

    وقتی خطوط تلفن همراه در یک شهر برای هشت ساعت از کار می‌افتد، تنها اینترنت نیست که قطع می‌شود بلکه اعتماد اجتماعی هم فرو می‌ریزد.

    اعتماد به اینکه اگر فرزندمان در مدرسه حادثه‌ای دید، می‌توانیم فورا باخبر شویم. اعتماد به اینکه اگر زلزله یا حادثه‌ای رخ داد، خطوط امدادی برقرار خواهند بود.

    اعتماد به اینکه در یک معامله یا کار روزمره، امکان تماس و پیگیری وجود دارد. همه‌ اینها مثل دومینو فرو می‌ریزند و نتیجه‌اش جامعه‌ای پر از اضطراب، پر از ترس و پر از خشم فروخورده است. ادامه‌ این وضعیت به صلاح هیچ‌کس نیست. قطع ارتباطات نه‌تنها شهروندان عادی که حتی کسب‌وکارها، نهادهای دولتی، خدمات عمومی و امنیت ملی را به خطر می‌اندازد.

    وقتی خون به قلب نرسد، هیچ اندامی کار نخواهد کرد. مسوولان باید به جای انکار، توجیه و حواله دادن مشکل به «بحران جهانی انرژی» یا «مصرف بالای کاربران»، بپذیرند که مساله جدی‌تر از آن است که تصور می‌کنند. کشور نمی‌تواند در قرن بیست‌ویکم با خاموشی‌های هشت ساعته‌ آنتن موبایل زندگی کند. این نه «مدیریت ارتباطات» که «مرگ ارتباطات» است و مرگ ارتباطات، دیر یا زود به مرگ بسیاری از بخش‌های دیگر کشور ختم خواهد شد.

    مرگ آرام اینترنت و صنعت

    در همین راستا سعید امینیان، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات درخصوص پیامدهای قطعی اینترنت به «جهان‌صنعت» گفت: «‌خاموشی‌های اخیر در ایران دیگر صرفا به معنای خاموش شدن چراغ خانه‌ها نیست بلکه پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن، زندگی روزمره شهروندان، ثبات اقتصادی و حتی ارتباطات حیاتی جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.

    نخستین و فوری‌ترین اثر این خاموشی‌ها، قطع اینترنت خانگی است. در شرایطی که بخش بزرگی از مشاغل، آموزش و حتی خدمات درمانی به بستر اینترنت منتقل شده، هر بار خاموشی به معنای تعطیلی ناخواسته هزاران کلاس آنلاین، فروشگاه اینترنتی، وبینار و کسب‌وکار خرد است. خانواده‌هایی که فرزندانشان در حال تحصیل در کلاس‌های مجازی هستند یا کسانی که درآمدشان به کارهای فریلنسری و آنلاین گره خورده، با هر قطعی برق بخشی از فرصت‌های آموزشی و اقتصادی خود را از دست می‌دهند.»

    او در ادامه گفت: «اما مشکل فقط به اینترنت خانگی ختم نمی‌شود. قطع برق باعث اختلال جدی در اینترنت موبایل نیز می‌شود. دکل‌های مخابراتی (BTS)  که باید در زمان خاموشی با باتری پشتیبان به کار ادامه دهند، به دلیل فرسودگی تجهیزات و پایان عمر باتری‌ها، در بسیاری نقاط کشور تنها چند دقیقه پس از قطعی برق از کار می‌افتند.

    نتیجه این وضعیت، قطع همزمان اینترنت موبایل و حتی برقراری تماس‌های عادی است؛ مشکلی که شهروندان آن را به شکل تماس‌های نیمه‌کاره، عدم دسترسی به خطوط اضطراری و اختلال در پیام‌رسان‌ها تجربه می‌کنند.» این کارشناس افزود: «این بحران در حوزه صنعتی شدت بیشتری پیدا می‌کند. واحدهای تولیدی و کارخانه‌ها نه‌تنها از قطع برق و توقف ماشین‌آلات متضرر می‌شوند بلکه با از دست رفتن ارتباطات اینترنتی نیز ضربه مضاعفی می‌خورند.

    در صنایع مدرن، مدیریت زنجیره تامین، سفارش‌گیری، تبادل داده با مشتریان و حتی کنترل بخشی از ماشین‌آلات به اینترنت وابسته است. قطع ناگهانی برق و در پی آن خاموشی اینترنت صنعتی به معنای تاخیر در تولید، از دست رفتن سفارش‌ها و در نهایت کاهش اعتماد شرکای داخلی و خارجی است.»

    ضعف زیرساختی در مدیریت بحران

    این وضعیت نه‌تنها زندگی روزمره مردم را مختل می‌کند بلکه امنیت ارتباطی کشور را نیز به خطر می‌اندازد.

    در بحران‌های طبیعی مانند زلزله یا سیل، نخستین ابزار حیاتی برای هماهنگی، شبکه‌های ارتباطی است. حال تصور کنید در شرایط اضطراری، هم برق قطع باشد و هم شبکه‌های موبایل و اینترنت، نتیجه آن چیزی جز بی‌نظمی، تاخیر در امدادرسانی و افزایش خسارات نخواهد بود.»

    او در پایان گفت: «خاموشی‌های برق امروز فقط خاموش کردن یک لامپ یا کولر نیست بلکه زنجیره‌ای از اختلالات را ایجاد می‌کند که از اتاق‌های خانه تا خطوط تولید کارخانه‌ها و حتی شبکه‌های ارتباطی کشور امتداد دارد. حل این بحران نیازمند نگاهی فراتر از «مدیریت مصرف لحظه‌ای» است.

    سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر، بازسازی تجهیزات فرسوده مخابراتی و ایجاد سامانه‌های پشتیبان برای اینترنت و شبکه موبایل باید به عنوان ضرورت‌های فوری دیده شوند.

    خاموشی برق اگر به همین روند ادامه یابد، به تدریج خاموشی ارتباطات، خاموشی تولید و در نهایت خاموشی اعتماد عمومی را به دنبال خواهد داشت.»

    جامعه در حبس اجباری

    آنچه امروز در ایران با آن مواجهیم، دیگر صرفا یک اختلال فنی یا خاموشی مقطعی نیست، این یک ضربه به زیرساخت ارتباطی است.

    در ادبیات مدیریت بحران، ارتباطات جزو حیاتی‌ترین زیرساخت‌هاست؛ هم‌ردیف با آب، برق و سوخت.

    وقتی چنین زیرساختی روزانه برای هفت تا هشت ساعت از کار می‌افتد، به معنای از دست رفتن تاب‌آوری ملی است.

    جامعه‌ای که نتواند در لحظه بحران تماس بگیرد یا پیام ارسال کند، دچار ناامنی می‌شود؛ ناامنی‌ای که هم اجتماعی است، هم اقتصادی، هم سیاسی. مساله فقط رنج شهروندان نیست.

    این چرخه معیوب نه‌تنها آینده‌ کسب‌وکارها و آموزش را تهدید می‌کند بلکه به معنای عقبگردی خطرناک در شاخص‌های توسعه است. انتقاد اصلی این است که مدیریت ارتباطات در ایران همچنان رویکردی انفعالی، کوتاه‌مدت و سیاسی دارد در حالی که باید رویکردی فنی، آینده‌نگر و مردم‌محور اتخاذ شود. اگر ارتباطات خون‌رسانی جامعه است، قطع آن به هر بهانه‌ای چیزی جز خودزنی ملی نیست. کشور بدون ارتباطات پایدار نه می‌تواند توسعه پیدا کند و نه می‌تواند حتی بقا داشته باشد.

     

  • وزیر نیرو آب پاکی را روی دست مردم ریخت؛ نمی دانم قطعی های برق تا کی ادامه دارد؟!

    وزیر نیرو آب پاکی را روی دست مردم ریخت؛ نمی دانم قطعی های برق تا کی ادامه دارد؟!

    به گزارش اقتصادران، عباسی علی‌آبادی وزیر نیرو در حاشیه سفر به دشت ورامین و بررسی وضعیت شبکه برق شهرستان قرچک، در پاسخ به پرسش خبرنگار تسنیم درباره «تا کی قطعی‌های برق ادامه خواهد داشت و وضعیت منابع انرژی کشور چگونه است؟»، تنها به یک کلمه «نمی‌دانم» اکتفا کرد.

    این در حالی است که وزیر نیرو پیش‌تر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که خاموشی‌های بخش خانگی «به زودی برطرف خواهد شد» و هماهنگی‌های لازم با وزارت نفت برای تکمیل مخازن انجام شده است. امروز اما عباسی علی‌آبادی از وضعیت جاری ابراز بی‌اطلاعی کرد، نکته‌ای که باعث سردرگمی و نگرانی بیشتر مردم شده است.

    مردم دشت ورامین و قرچک با خاموشی‌های طولانی مواجه هستند و زندگی روزمره، کسب‌وکارها، فعالیت مدارس و مراکز درمانی دچار مشکل شده است. افزایش مدت زمان قطعی‌ها از یک ساعت به چهار ساعت باعث اختلال در استفاده از وسایل سرمایشی و گرمایشی، ذخیره‌سازی مواد غذایی و فعالیت‌های خانگی شده است.

    بی‌اطلاعی وزیر نیرو از زمان‌بندی قطعی‌ها و وضعیت منابع انرژی، مشکلات مردم را دوچندان کرده و باعث سردرگمی خانواده‌ها، کسب‌وکارها و مدارس شده است. مردم از وزارت نیرو خواسته‌اند برنامه‌ای شفاف و جدول زمان‌بندی دقیق ارائه کند تا بتوانند زندگی و کار خود را مدیریت کنند.

    اطلاع‌رسانی دقیق و مدیریت صحیح منابع انرژی، به ویژه در شرایط بحران، ضروری است و عدم اطلاع حتی وزیر نیرو از وضعیت فعلی، نشان‌دهنده نیاز جدی به برنامه‌ریزی بهتر و پاسخگویی سریع به مردم است.

  • بیماران پروانه‌ای قربانی قطعی‌های مکرر آب و برق

    بیماران پروانه‌ای قربانی قطعی‌های مکرر آب و برق

    به گزارش اقتصادران، حجت‌الاسلام سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، رئیس هیئت‌مدیره خانه ای‌بی در خصوص مشکلات بیماران پروانه‌ای در پی قطعی‌های مکرر برق و آب گفت: برق یک نیاز حیاتی برای کودکان مبتلا به بیماری پروانه‌ای است. برق به مثابه یک امکان رفاهی نیست به این دلیل که زمانی که برق قطع می‌شود، به‌ویژه در فصل گرما، سیستم‌های تهویه از کار می‌افتند. گرما به شدت برای این کودکان مضر است، زیرا پوست آن‌ها دچار سوزش می‌شود، عرق می‌کنند و ممکن است دچار عفونت‌های ثانویه شوند.

    وی ادامه داد: همچنین، در بسیاری از موارد که برق قطع می‌شود، آب نیز قطع می‌گردد که این موضوع می‌تواند تأثیرات منفی داشته باشد. کودکان پروانه‌ای نیاز دارند که هر روز استحمام کنند و زخم‌ها باید شستشو داده شوند. این مسائل به‌گونه‌ای بر حوزه سلامت کودکان تأثیر می‌گذارد و ما نگران‌هایی در این زمینه داریم.

    به گفته وی، کودکان به‌ویژه در مناطق محروم، با چالش‌های جدی روبرو هستند. حتی در شهر تهران، زمانی که برق قطع می‌شود و آب هم به همین دلیل قطع می‌گردد، مشکلاتی برای ساکنان ایجاد می‌شود؛ زیرا پمپ‌های آب کار نمی‌کنند.

    او افزود: در تهران، ممکن است فردی بتواند به خانه یک دوست یا آشنایی در محلی دیگر مراجعه کند که برق داشته باشد، اما در مناطق محروم، مانند سیستان و بلوچستان و جنوب کرمان که اخیراً تیم روابط عمومی به همراه مدیر عامل از آنجا بازدید کرده‌ایم، این دسترسی‌ها وجود ندارد. قطع برق به واقع می‌تواند برای آن‌ها خطرآفرین باشد و حتی موجب ایجاد خطر جانی شود.

    مدیرعامل خانه‌ ای بی‌ اظهار داست: کودکان پروانه‌ای مراتب اعتراض خود را به ما اعلام می‌کنند. ما نیز تلاش کرده‌ایم تا جایی که ممکن است، در این زمینه اقدام کنیم. ما یک سازمان مردم‌نهاد، هستیم و ممکن است تأثیرگذاری ما در این حوزه محدود باشد، اما مراتب اعتراض کودکان را به مقامات محلی گزارش داده‌ایم و درخواست کرده‌ایم که در مناطقی که کودکان زندگی می‌کنند، این مشکلات رخ ندهد.

    وی افزود: با همکاری خیرین محلی و خیرینی که خودمان داریم، سعی کرده‌ایم امکانات لازم را فراهم کنیم تا کودکان بتوانند حداقل این فصل گرما را پشت سر گذارند و امیدواریم در آینده وضعیت بهتری حاصل شود.

    هاشمی گلپایگانی در خصوص توقف ارسال پانسمان‌های چمدانی با لغو پروازها، گفت: به دنبال این هستیم که با همکاری سازمان غذا و دارو، مدیریتی در این خصوص داشته باشیم. پانسمان‌هایی که در دسترس داریم، در شرایطی که کودکان دچار مشکل شوند، با توجه به بحث تحریم‌ها، خریداری به‌صورت مستقیم چندان امکان‌پذیر نیست. کمبودهای موجود در این زمینه به‌خصوص به دلیلی که به‌اصطلاح اشاره کردید، همواره وجود داشته است.

    وی افزود: با این حال، ما سعی کرده‌ایم مدیریت کنیم و در حوزه ارسال چمدانی، خیرین خودشان تصمیم می‌گیرند که چگونه کمک کنند. در برخی موارد، ممکن است یک خیری مستقیم با یک کودک در ارتباط باشد و برای او کمک ارسال کند، اما ما نظارتی بر این فعالیت‌ها نداریم و نمی‌دانیم چه اتفاقاتی در حال وقوع است.

    مدیرعامل خانه‌ ای بی‌ در ادامه گفت: اما در بخشی که تحت نظارت سازمان ما قرار دارد، پانسمان‌ها در دوران جنگ و به‌ویژه در هفت روز اخیر، دو مرتبه ارسال شده است. همچنین از ابتدای تابستان، هر ماه سه دوره پانسمان برای کودکانی که نیاز داشتند، به‌وسیله سازمان ما ارسال شده است. از این جهت تأکید می‌کنم که ما تلاش می‌کنیم وابسته به این نوع خدماتی که از طریق پروازها ارسال می‌شوند نباشیم و به‌طور مستقل اقدام کنیم.

    وی یادآور شد: با توجه به شرایط غیرمترقبه‌ای که پیش آمده، ممکن است نیازهای کودکان دچار اختلال شود و نتوانیم به‌خوبی خدمات‌رسانی کنیم. به همین دلیل، ما در زمینه تأمین پانسمان‌ها مدیریت لازم را انجام دادیم و ارسال‌ها در دوران جنگ و همچنین پس از آن ادامه یافت و اکنون در توزیع پانسمان‌ها مشکلی وجود ندارد. اما متأسفانه به دلیل تحریم‌ها، هنوز آن مقدار که کودکان بتوانند با فراغ بال و راحتی از آن استفاده کنند، موجود نیست.

    هاشمی گلپایگانی تاکید کرد: در طول جنگ، مددکاران ما به‌طور مرتب با بیماران در ارتباط بودند و حتی شماره‌های شخصی مددکاران در اختیار بیماران قرار داده شد تا به‌علاوه خطوط مربوط به خانه، هر مشکلی را که داشتند، به ما اعلام کنند.  اضطراب ناشی از شرایط جنگی برای بیماران بسیار خطرناک است و ما سعی کردیم تا حد امکان به آن‌ها آرامش دهیم.

    به گفته وی، اضطراب و استرس می‌تواند به‌طور مستقیم منجر به افزایش زخم‌ها و تشدید شرایط بیماران شود. سعی کرده‌ایم تا از طریق واحد مددکاری و روانشناسان خود، با کودکان در ارتباط باشیم و اقدامات لازم را مدیریت کنیم. با این حال، این اضطراب به نحوی بر وضعیت بیماران تأثیر گذاشت و برخی از کودکان شرایطشان بدتر شد.

    مدیرعامل خانه‌ ای بی‌ با بیان اینکه تا کنون، در حوزه بهداشت مشکلی نداشته‌ایم و بیماران به راحتی توانسته‌اند به بیمارستان‌ها مراجعه کرده و نیازهای پزشکی خود را پیگیری کنند، گفت: اما غیر از بحث اضطراب، ممکن است افزایش قیمت داروهایی که تحت پوشش بیمه نیستند نیز یک چالش برای خانواده‌ها باشد، زیرا آن‌ها مجبور به خریداری این داروها به‌صورت شخصی هستند.

    او ادامه داد: ما در بسته‌های دارویی که برای کودکان ارسال می‌کنیم، این افزایش قیمت را مشاهده کرده‌ایم. همچنین، خانه‌ای که این داروها را خریداری می‌کند، بعداً با مشکلاتی مواجه می‌شود که نیازمند رسیدگی است. به لطف خیرین، ما توانسته‌ایم نیازهای کودکان را با هر قیمتی که لازم بوده، تأمین و ارسال کنیم.

    وی در خصوص سرنوشت شکایت بیماران پروانه‌ای از بنیاد امور بیماری‌های خاص گفت: بر اساس اطلاعات موجود، این شکایت در شعب مختلف قوه محترم قضاییه در حال بررسی است و ما نیز پیگیر هستیم تا بتوانیم در راستای احقاق حقوق عمومی این کودکان نهایت تلاش خود را انجام دهیم.

    او افزود: همچنین، متأسفانه هنوز پاسخی از بنیاد امور بیماری‌ها دریافت نکرده‌ایم و آن‌ها از ارتباط مستقیم با ما سرباز می‌زنند. درخواست‌های مکرر ما برای جلسات حضوری با آن‌ها نیز بی‌پاسخ مانده است.

    هاشمی گلپایگانی عنوان داشت: متأسفانه، درخواست‌ها و نامه‌های ما در بنیاد پذیرفته نمی‌شود و به همین دلیل مجبور هستیم که طبق روالی که در مصاحبه‌های قبلی نیز اشاره کردیم، از طریق اظهارنامه، نامه‌هایمان را به بنیاد برسانیم. در رابطه با خدماتی که به بیماران مبتلا به‌ ای بی‌ داده می‌شود، هنوز هیچ پاسخی دریافت نکرده‌ایم.

    وی در پایان گفت: ما در حال پیگیری این موضوع هستیم که در بیمارستان‌های تخصصی مانند مرکز خاص شرق و بیمارستان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خیابان سئول چه خدماتی به بیماران ما ارائه می‌شود. با وجود پیگیری‌های ما از سوی وزارت بهداشت، هنوز از طرف بنیاد پاسخ روشنی دریافت نکرده‌ایم.

  • وضعیت نیمه‌تعطیل در صنایع و کارگاه‌های ایران / قطعی مکرر برق کارفرمایان و کارگران را کلافه کرد

    وضعیت نیمه‌تعطیل در صنایع و کارگاه‌های ایران / قطعی مکرر برق کارفرمایان و کارگران را کلافه کرد

    به گزارش اقتصادران، «ناصر سنگدوینی» دبیر کانون انجمن‌های صنفی کارفرمایی گلستان اظهار کرد: طی یک سال اخیر، افزایش قطعی‌ برق در بخش خانگی و صنعتی، چالش‌های جدی برای کارفرمایان و کارگران به وجود آورده است. در چنین شرایطی بسیاری از واحدهای تولیدی قادر به فعالیت مداوم نیستند و همین مسئله باعث رکود و بی‌ثباتی در چرخه تولید شده است.

    او ادامه داد: متأسفانه به دلیل قطعی‌های مکرر، بسیاری از کارفرمایان ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند و بخشی از صنایع و کارگاه‌ها عملاً نیمه‌تعطیل شده‌اند. فشار ناشی از این شرایط، کارفرمایان را با بحران‌های مضاعف روبه‌رو کرده است.

    سنگدوینی تصریح کرد: کاهش تولید به طور مستقیم، درآمد صنایع را پایین آورده و هزینه تمام‌شده کالا را افزایش داده است. پرسش اساسی این است که آیا دولت به‌عنوان مسئول اصلی مدیریت زیرساخت‌ها، پاسخگوی خسارت‌های هنگفت واردشده به تولیدکنندگان و کارگران خواهد بود یا خیر؟

    وی افزود: در شرایط فعلی بسیاری از صنایع برای ادامه کار ناچار به استفاده از ژنراتورهای دیزلی شده‌اند، اما این راه‌حل موقت نیز با مشکلاتی همچون هزینه‌های بالای سوخت و کمبود آن همراه است. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش ظرفیت تولید و در نهایت تعدیل نیروی کار بوده است.

    او خاطرنشان کرد: صنایع کوچک بیشترین آسیب را از قطعی برق و گاز می‌بینند؛ چراکه این اختلالات به‌طور مستقیم بر اشتغال و معیشت مردم اثر می‌گذارد و هر روز بر شدت فقر می‌افزاید. افت رشد اقتصادی در کنار کاهش قدرت خرید مردم پیامد اجتناب‌ناپذیر این وضعیت است.

    سنگدوینی گفت: با قطع برق واحدهای تولیدی، در واقع نان و درآمد کارگر نیز قطع می‌شود. از مسئولان و نمایندگان مجلس انتظار داریم برای این بحران راه‌حل جدی و پایدار بیابند تا شاهد تکرار هر ساله‌ی این مشکلات نباشیم.