برچسب: فولاد

  • وضعیت صنایع فولادی؛ از ادعا تا واقعیت

    وضعیت صنایع فولادی؛ از ادعا تا واقعیت

    به گزارش اقتصادران، ادعای نبود هیچ‌گونه نگرانی در تولید میلگرد و شمش فولادی، آن هم در دورانی که ناترازی انرژی و محدودیت‌های فصلی گاز و برق، گلوی صنایع سنگین را می‌فشارد، با واقعیت‌های میدانی فاصله معناداری دارد؛ بنابراین روایت وزیر صمت از تولید بی‌وقفه، در حالی مطرح می‌شود که سید محمد اتابک توضیحی درباره چگونگی عبور از سد محدودیت‌های انرژی ارائه نداده و صرفاً به بیان کلیاتی از وضعیت مطلوب بازار بسنده کرده است.

    وزیرصمت در جریان نشست نظارتی اعضای کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با مدیران وزارت صمت اعلام کرد: در تولید میلگرد و شمش فولادی هیچ نگرانی وجود ندارد؛ این درحالی است که گفته های او هیچ عدد مشخصی از تولید فعلی، موجودی انبارها، میزان مصرف داخلی، یا ظرفیت مازاد ارائه نشده است و بدون داده، این حرف بیشتر شبیه اطمینان‌دهی سیاسی است تا گزارش فنی.

    سید محمد اتابک با اشاره به برنامه‌های وزارت صمت برای بازسازی و استفاده حداکثری از ظرفیت‌های فولاد مبارکه تاکید کرد: روند تداوم تولید و اجرای راهکارهای عبور از شرایط موجود با جدیت دنبال می‌شود همچنین تولید خودرو و خودروهای وارداتی همانند سال گذشته در حال انجام است و برای تأمین ورق‌های مورد نیاز صنعت خودرو نیز برنامه‌ریزی‌های لازم صورت گرفته و روند تأمین بدون وقفه ادامه دارد اما در صنعت فولاد و خودرو، حتی اگر تولید «ادامه داشته باشد» اما مشکل اصلی توقف کامل نیست؛ بلکه افت کیفیت، کاهش تیراژ، تأخیر در تأمین مواد اولیه و ناپایداری در زنجیره است به همین جهت تولید بی‌وقفه لزوماً به معنای وضعیت مطلوب نیست.

    او با تأکید بر ثبات در زنجیره تولید فولاد کشور گفت: در تولید میلگرد و شمش فولادی هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد و ظرفیت‌های تولید کشور دچار اختلال نشده است و میزان تولید و ظرفیت مازاد بر نیاز داخلی در سطح مطلوب قرار دارد و نیاز بازار به‌طور کامل تأمین خواهد شد؛ درحالی که صنعت فولاد کشور فقط یک بنگاه نیست و وضعیت یک شرکت بزرگ را نمی‌توان به کل زنجیره فولاد تعمیم داد چراکه ممکن است یک مجموعه بزرگ در شرایط قابل‌قبول باشد، اما بنگاه‌های کوچک‌تر با مشکل نقدینگی، انرژی، مواد اولیه یا سفارش مواجه باشند.

    همچنین در صنعت فولاد، محدودیت برق و گاز، یکی از مهم‌ترین عوامل اختلال تولید است و درحالی که آقای وزیر معقتد است که «هیچ اختلالی وجود ندارد»، باید توضیح دهد که این ادعا در شرایط محدودیت‌های فصلی انرژی چگونه محقق شده است ؟

    از سویی دیگر، اینکه وزیر صمت معتقد است که تولید خودرو و خودروهای وارداتی مانند سال گذشته ادامه دارد، اما مشخص نکرده است و این معیار مبهم است  «مانند سال گذشته» به چه میزانی اشاره دارد؟ آیا از نظر تعداد،  کیفیت، تنوع ، عرضه واقعی به بازار مورد ملاک است اما اگر فقط مونتاژ یا ثبت تولید ملاک باشد، این لزوماً نشانه بهبود صنعت خودرو نیست.

    وزیر صمت به حمایت‌های دولت از نیروی انسانی و اشتغال اشاره کرد و گفت: با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مقرر شده سهم ۲۳ درصدی بیمه کارفرما از سوی فولاد مبارکه دریافت نشود تا فشار کمتری به این مجموعه تولیدی وارد شود و فولاد مبارکه تاکنون نیروی انسانی خود را حفظ کرده و حقوق کارگران و کارکنان نیز پرداخت شده و برنامه‌ریزی لازم برای پرداخت ماه‌های آینده نیز در حال انجام است درحالی که مساله مهم این است که اینکه حقوق کارکنان پرداخت شده و نیروی انسانی حفظ شده، نکته مثبتی است؛ اما نقد اینجاست که پرداخت حقوق، به‌تنهایی نشانه سلامت ساختاری یک بنگاه نیست. ممکن است شرکت هنوز از نظر بهره‌وری، سودآوری، یا سرمایه‌گذاری در وضعیت شکننده باشد.

    مشکل اصلی اظهارات وزیر صمت بیشتر بر اطمینان‌دهی و مدیریت افکار عمومی تکیه دارد تا توضیح شفاف و مستند از وضعیت واقعی صنعت و اگر وزارت صمت می‌خواهد این ادعاها را محکم کند، باید با آمار تولید، ذخایر، مصرف، ظرفیت مازاد، وضعیت انرژی و برنامه تأمین مواد اولیه از آن‌ها دفاع کند؛ وگرنه این حرف‌ها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارند تا فنی.

  • گرانفروشی خودرو با یک جمله؛ «جنگه دیگه»!

    گرانفروشی خودرو با یک جمله؛ «جنگه دیگه»!

    به گزارش اقتصادران، خودرو در دو هفته اخیر رشد شدید قیمتی داشته و فروشندگان در توجیه این افزایش قیمت می‌گویند، «در جنگ فولاد مبارکه آسیب دیده و ورق نیست».

    روز گذشته فولاد مبارکه ۱۶۰ هزار تن ورق گرم فولادی در بازار عرضه کرد که حدود نیمی از آن فروش رفت و مابقی مشتری نداشت.

    طبق جزئیات فروش ورق مبارکه، این محصول به کمترین نرخ یعنی قیمت پایه فروش رفته و تزریق ۲ برابر نیاز بازار بوده است.

    درحالی‌که ایران در شرایط آتش‌بس به سر می‌برند، تعدادی با به‌کار بردن مکرر عبارت «جنگه دیگه» نسبت به افزایش قیمت کالاها و نیازهای ضروری مردم اقدام کرده‌اند.

    یک کارشناس اقتصادی جواد محمدی می‌گوید که گرانی ادامه‌دار نیست و بازار خود را اصلاح می‌کند، زیرا مردم توان خرید با قیمت بالا را ندارند و این کاهش تقاضا به کاهش قیمت ختم می‌شود.اما یک کارشناس اقتصادی رضا صالحی معتقد است که نباید حس بی‌دولتی به مردم منتقل شده و باید با نظارت دقیق و جریمه سنگین متخلفان،‌ با هرگونه افزایش قیمت مقابله کرد.

    شبکه‌ای فعال در صنعت می‌گوید، بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی به‌ویژه بنگاه‌های بزرگ در بیان خسارات واحدها در جنگ‌ دقیق عمل نکرده‌اند و همین مسئله در داخل به سیگنال افزایش قیمت دامن زده است. این شبکه دقیق کردن ابعاد خسارت جنگ با راستی‌آزمایی را راهکار رفع این مشکل معرفی کرده است.

  • شبیخون به سفره و معیشت مردم

    شبیخون به سفره و معیشت مردم

    به گزارش اقتصادران، در چهلمین روز نبرد میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، جبهه جنگ از مرز‌های جغرافیایی فراتر رفته و مستقیماً قلب تپنده‌ سفره و معیشت مردم را نشانه گرفته است. حملاتی که در روز‌های گذشته علیه زیرساخت‌های صنعتی و انرژی کشور انجام شده، تنها یک کنش نظامی نیست، بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای فلج کردن تمام‌عیار اقتصاد ایران در حساس‌ترین برهه تاریخی آن است.

    وقتی از «جنگ» حرف می‌زنیم، ذهن‌ها به سمت خاکریز و اسلحه می‌رود، اما امروز خاکریز اصلی در عسلویه، اصفهان، اهواز و بر روی خطوط انتقال برق و انرژی بنا شده است. برای همین هم دونالد ترامپ در ینگه دنیا هر چند ساعت یک بار تهدید کرده و با اشاره به حملات احتمالی به نیروگاه‌ها، پل‌ها و تاسیسات نفتی ایران موجی از نگرانی به مردم ایران تزریق می‌کند. اسرائیل هم که بنا به گزارش رسانه‌های عبری منتظر چراغ سبز آمریکا نشسته تا حمله به تاسیسات هسته‌ای را در دستور کار قرار دهد.

    تکرار یک سناریوی خطرناک: از فولاد تا پتروشیمی

    در روز‌های گذشته شاهد افزایش حملات سنگین علیه کشور هستیم و مسئله وقتی جدی‌تر می‌شود که مشاهده می‌کنیم هدف این حملات نه مراکز نظامی و موشکی، بلکه زیرساخت‌های صنعتی و انرژی است. از ضربه به شرکت‌های فولادی خیلی نگذشته بود که برق عسلویه را زدند؛ هدف ساده و در عین حال ویرانگر است. هدف از این حملات به وضوح توقف چرخ تولیدی است که ارزآوری غیرنفتی کشور را تضمین می‌کرد. اتفاقات «دیروز» و حملات اخیر به زیرساخت‌های برق در منطقه استراتژیک عسلویه حتی ابعاد جدیدی از این خصومت را آشکار کرد.

    ائتلاف آمریکایی – اسرائیلی با هدف قرار دادن شبکه توزیع برق در قطب انرژی ایران، عملاً دست روی نقطه‌ای گذاشته است که حکم «شاهرگ» را برای کالبد نیمه‌جان اقتصاد ما دارد. عسلویه و صنایع پتروشیمی مستقر در آن، تنها چند کارخانه بزرگ نیستند؛ آنها آخرین سنگر‌های مقاومت اقتصادی ایران در برابر تحریم‌های کمرشکن بین‌المللی هستند.

    وقتی صادرات هدف گرفته می‌شود

    مقصود از این گزارش افزایش نگرانی‌ها نیست، اما در این برهه حساس از واقع‌بینی هم نباید دور شد. در شرایطی که فروش نفت با دشواری‌های بی‌شمار، تخفیف‌های اجباری و مسیر‌های پرپیچ‌وخم دور زدن تحریم‌ها مواجه است، تکیه‌گاه اصلی کشور برای تامین ارز، صادرات غیرنفتی بوده است که در صدر آن محصولات پتروشیمی و صنایع معدنی مانند فولاد قرار دارند. تحلیل دقیق این وضعیت نشان می‌دهد که قطع برق در منطقه‌ای حیاتی مانند عسلویه، مستقیماً به معنای توقف آنی چرخ‌های تولید پتروشیمی است. زمانی که تولید متوقف شود، عملاً چیزی برای عرضه در بازار‌های جهانی باقی نمی‌ماند و با حذف این دو رکن اساسی از سبد صادرات، ایران از اصلی‌ترین منبع درآمدی خود محروم می‌شود. نتیجه نهایی این فرآیند، توقف ورود ارز به کشور، جهش بی‌سابقه نرخ دلار و در نهایت، تحمیل تورمی افسارگسیخته است که معیشت دهک‌های پایین جامعه را به نابودی می‌کشاند.

    بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که این یک رویارویی نظامی کلاسیک نیست؛ بلکه یک محاصره اقتصادی مدرن است که از طریق تخریب فیزیکی زیرساخت‌ها به اجرا درمی‌آید.

    جنایت جنگی در پوشش نبرد نظامی

    در حقوق بین‌الملل و نیز منشور ملل متحد، حمله به اهدافی که معیشت مستقیم غیرنظامیان به آنها وابسته است، مصداق بارز جنایت جنگی تلقی می‌شود. زیرساخت‌های انرژی و تولیدی که وظیفه تامین نیاز‌های اولیه یک جامعه را دارند، نباید هدف تسویه‌حساب‌های سیاسی قرار گیرند. وقتی دشمن به برق منطقه عسلویه حمله می‌کند، در واقع به یخچال خانه‌ هر ایرانی، به داروی بیماران و به توان خرید خانواده‌ها حمله کرده است. این حملات بزدلانه، نه یک پیروزی تاکتیکی، که نقض آشکار تمام معاهدات انسانی است. هدف قرار دادن اقتصادی که در حال گذار از بحران و حرکت به سمت ثبات نسبی بود، نشان‌دهنده آن است که دشمن از «ایرانِ تولیدکننده» بیش از هر چیز دیگری هراس دارد.

    خساراتی که تا چند دهه جبران نمی‌شود

    باید با خودمان صادق باشیم؛ ساختن مجموعه‌ای عظیم مانند عسلویه برای ملت ما به قیمت خون‌دل خوردن‌های فراوان تمام شده است. در دورانی که سرمایه‌گذاران خارجی به دلیل فشار تحریم‌ها از ایران رویگردان بودند و تکنولوژی‌های روز دنیا به روی ما بسته بود، مهندسان و کارگران ایرانی با کمترین امکانات، این بنای عظیم را برافراشتند تا ابزاری برای ارزآوری ملی فراهم کنند. این در حالی است که رقبای منطقه‌ای ما در فضایی آرام و با بهره‌گیری از سرمایه‌های کلان خارجی، گوی سبقت را از ما ربوده‌اند؛ قطر در برداشت از پارس جنوبی با سرعتی خیره‌کننده پیشی گرفته و حالا یکی از ثروتمندترین‌های جهان است و کویت نیز در میدان مشترک آرش، پیش از آنکه ما حتی به بهره‌برداری نزدیک شویم، استخراج را آغاز کرده است.

    ما با مشقت بسیار و در میانه‌ تحریم و انزوای تحمیلی، این زیرساخت‌ها را به ثمر رساندیم تا راهی برای تنفس اقتصاد باز شود، اما تخریب این دستاورد‌ها به معنای بازگشت به نقطه‌ صفر است. باید درک کرد که در شرایط فعلی، با وجود قهر سرمایه‌گذاران بین‌المللی و محدودیت‌های شدید مالی، بازسازی زیرساخت‌های تخریب شده دهه‌ها زمان می‌برد. ما نه بودجه‌ مازاد برای جایگزینی سریع داریم و نه دسترسی آزاد به تکنولوژی‌های نوین؛ لذا تخریب هر بخشی از این صنعت، یعنی عقب افتادن یک نسل از ایرانیان از مسیر پیشرفت و توسعه.

    هوشیاری در برابر جنگ اقتصادی

    حملات اخیر به زیرساخت‌ها، پیامی روشن دارد، دشمن می‌خواهد ایران را به یک «جزیره خاموش» تبدیل کند. آنها می‌خواهند با حذف فولاد و پتروشیمی، آخرین رگ‌های ارزآوری را ببرند تا اقتصاد ایران فلج شود. امروز وظیفه رسانه‌ها و نخبگان است که ابعاد این فاجعه را فراتر از یک خبر نظامی ساده تحلیل کنند. این یک هجمه مستقیم به «حق حیات» و «حق توسعه» ملت ایران است.

    سکوت در برابر این جنایات جنگی و نادیده گرفتن تبعات اقتصادی آن، تنها دشمن را در ادامه این مسیر جری‌تر خواهد کرد. ما باید بدانیم که صیانت از برق عسلویه و امنیت کارخانه‌های فولاد، کمتر از صیانت از مرز‌های کشور نیست؛ چرا که نان و امنیت، دو روی یک سکه‌اند. ایران برای ماندن در عرصه رقابت جهانی به این زیرساخت‌ها نیاز حیاتی دارد و نباید اجازه داد آینده فرزندان این مرز و بوم در تاریکی این حملات مخدوش شود.

  • حمله به فولاد؛ ضربه به «صنعت مادر»

    حمله به فولاد؛ ضربه به «صنعت مادر»

    به گزارش اقتصادران، در ماهی که گذشت، سایه‌ی شوم جنگ‌افروزی و تجاوز، بار دیگر بر شریان‌های حیاتی اقتصاد و تولید کشور سایه افکند. جنگنده‌های رژیم اسرائیل و ایالات متحده در حملاتی پیاپی و هدفمند، زیرساخت‌های کلیدی و به‌طور مشخص، صنایع پایه‌ی فولاد ایران را آماج تهاجمات خود قرار دادند. اما برای درک عمق این فاجعه، نباید تنها به تخریب ماشین‌آلات و سوله‌های صنعتی بسنده کرد؛ چرا که هدف اصلی این آتش‌افروزی‌ها، ضربه بر پیکره‌ی طبقات مولد و زحمتکش جامعه است.

    صنعت فولاد تنها یک بخش تولیدی نیست، بلکه «صنعت پایه» و ستون فقرات سایر بخش‌های حیاتی از جمله خودروسازی، مسکن و زیرساخت‌های عمرانی به شمار می‌رود. توقف یا اخلال در چرخه‌ی تولید فولاد، به‌مثابه‌ی قطع شریان خون‌رسانی به کالبد صنعت کشور است. در این میان، نخستین و بزرگ‌ترین قربانیان این تهاجمات سیستماتیک، نه سرمایه‌داران، بلکه کارگرانی هستند که با دستمزد‌های ناچیز، چرخ‌های سنگین تولید ملی را به گردش درمی‌آورند. این حملات، در ماهیت خود، هجومی مستقیم به امنیت شغلی، سفره‌ی محقر خانواده‌های کارگری و ثبات معیشتی طبقه‌ی کارگر است تا با فلج کردن اقتصادِ پایه، فشار از پایین‌ترین دهک‌های جامعه آغاز شود.

    برای واکاوی دقیق‌تر عواقب و ترکش‌های این حملات بر پیکره‌ی صنعت و نیروی کار و همچنین فهم چراییِ تمرکز ماشین جنگیِ امپریالیسم بر این صنایع بنیادین، پای صحبت‌های یکی از نمایندگان کارگری نشسته‌ایم. در ادامه، گفتگو با مجتبی حاجی‌زاده، رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران، دبیر اجرایی خانه کارگر شهر آران و بیدگل و دبیر کانون بازنشستگان این شهرستان را می‌خوانید.

    ضربه به «صنعت مادر»؛ خنجری بر پیکره‌ی امنیت شغلی کارگران

    مجتبی حاجی‌زاده، با اشاره‌ به هجمه‌های اخیر علیه شریان‌های صنعتی، به‌ویژه فولاد، گفت: «اکنون ما شاهد هستیم که اسرائیل و آمریکا صنایع، به‌خصوص صنایع فولاد را مورد هدف قرار می‌دهند. تا جایی که من اطلاع دارم، در این صنایع بالغ بر بیست تا سی هزار کارگر  و حتی بسیار بیشتر از این تعداد  مشغول به کارند و فعالانه حضور دارند.»

    این فعال کارگری، در ادامه با تاکید بر جایگاه بی‌بدیل فولاد در قامتِ «صنعت مادر»، این‌گونه تبیین کرد: «صنعت فولاد، صنعتی پایه است؛ بدین معنا که تمامی صنایع، به‌نوعی به آن وابسته‌اند؛ از قبیل خودروسازی و هر ساختاری که به مواد فولادی و آلیاژها نیازمند باشد. این وابستگی تنها محدود به صنعت ساختمان نیست؛ بلکه صنعت اتومبیل‌سازی، صنایع مختلف دیگر و حتی صنایع کوچکی نظیر تولید تلفن همراه را نیز شامل می‌شود. اگر بخواهیم دقیق‌تر بررسی کنیم، صنایعی که در حوزه پرتودرمانی و پرتوگرافی فعالیت می‌کنند نیز به صنعت فولاد نیازمندند. تمامی این بخش‌ها به صنعت فولاد وابستگی دارند.»

    نقض آشکار معاهدات جهانی و عبور از خطوط قرمز انسانی

    حاجی‌زاده یادآور شد: «در این ساختار، ما با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها مواجه هستیم که منع قانونی بین‌المللی دارند. پس از جنگ جهانی دوم، هنگامی که سازمان ملل متحد تشکیل شد و کشورها در معاهدات صلح مشارکت کردند، مواردی را ممنوع ساختند؛ اما اکنون به‌وضوح مشاهده می‌کنیم که تمامی این قوانین در حال نقض شدن است. به عبارت دیگر، با هدف قرار دادن زیرساخت‌ها در کشورهایی نظیر ایران، کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل عملاً از این خطوط قرمز عبور می‌کنند.»

    او تصریح کرد: «در واقع، هدف آن‌ها صرفاً صنعت فولاد نیست؛ بلکه هدف اصلی‌شان فلج‌کردن صنعت پایه کشور است. از سوی دیگر، این مسئله مستقیماً به ساختار کارگری ما بازمی‌گردد. این ساختار همانند زنجیری است که حلقه‌های آن به یکدیگر متصل‌اند. هنگامی که صنعت فولاد وجود نداشته باشد، صنعت قطعه‌سازی نیز دچار نقص می‌گردد و در غیاب صنعت قطعه‌سازی، صنعت خودروسازی با مشکل مواجه خواهد شد. تمامی این بخش‌ها به‌صورت زنجیروار به یکدیگر وابسته‌اند.»

    دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل، با ترسیم گستره‌ی وسیع اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در این پهنه‌ی صنعتی، خاطرنشان ساخت: «آماری که مطرح می‌شود، اشتغال مستقیم بیست تا سی هزار نفر است؛ اما در مجموع، شاید بالغ بر پنجاه هزار نفر به‌طور مستقیم در صنعت فولاد مشغول به کار باشند و از این طریق کسب درآمد کنند. با این حال، شاغلان غیرمستقیم حداقل سه تا چهار میلیون نفر را شامل می‌شوند که به‌نوعی با این صنعت ارتباط و وابستگی دارند. بنابراین، این موضوع تنها به یک بخش خاص محدود نمی‌گردد، بلکه مسئله‌ای ملی و حتی فراملی محسوب می‌شود.»

    وی در تکمیل این زنجیره‌ی درهم‌تنیده افزود: «این بدان معناست که موضوع مذکور به جامعه کارگری، یا به بیان دقیق‌تر، به کل جامعه کارگری ارتباط پیدا می‌کند. در نهایت، مقصود من این است که از صنعت ساختمان‌سازی تا هر بخش دیگری که در نظر بگیرید، صنعت فولاد در آن ایفای نقش می‌کند.»

    سفره‌های جهانی کارگران زیر آتش؛ مرگِ خاموشِ عدالت

    این نماینده‌ی  کارگران در ادامه نوک پیکان نقد را به سوی نهادهای منفعل بین‌المللی نشانه رفت و بیان داشت: «در این مقطع است که ما تأکید می‌کنیم سازمان‌های جهانی نظیر سازمان بین‌المللی کار، نهادهای مختلف بین‌المللی، کنگره‌های جهانی، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (WFTU) و انواع کنفدراسیون‌های کارگری مرتبط و غیرمرتبط حضور دارند که به‌نحوی گرد هم می‌آیند و تصمیم‌گیری می‌کنند. باید توجه داشت که وقتی از جامعه کارگری سخن می‌گوییم، منظور تنها کشور ایران نیست؛ سراسر جهان دارای نیروی کار است و در تمام دنیا شرایط حوزه کارگری تقریباً در سطحی مشابه قرار دارد. به عبارت دیگر، قوانین کارگری در سراسر جهان، به‌استثنای برخی جزئیات، تقریباً یکسان هستند.»

    وی برای روشن‌تر شدن این هم‌سرنوشتیِ جهانی در میان طبقه‌ی کارگر، این‌گونه توضیح داد: «در کلیات، قوانین کارگری در سطح جهان رویه‌ای واحد دارند؛ هرچند در جزئیات ممکن است تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. به‌عنوان نمونه، مقررات ما در ایران پیرامون ساعت کاری مشخصات خود را دارد، در حالی که ممکن است در کشورهای دیگر این میزان هفت ساعت و چهل‌وپنج دقیقه یا شش ساعت تعیین شده باشد. یا در کشور ما روز پنجشنبه تعطیل محسوب می‌شود. باید در نظر داشت که مجموعه‌ای از قوانین پایه وجود دارند که در سراسر جهان تقریباً یکسان عمل می‌کنند. کلیات واحد است و جزئیات را نیز کشورها بر مبنای سیاست‌گذاری دولت‌های متبوع خود تعیین می‌نمایند.»

    حاجی‌زاده ادامه داد: «هنگامی که کشوری اقدام به هدف قرار دادن صنعتی می‌کند که در پی آن، حداقل معیشت و امنیت شغلی شش الی هفت میلیون کارگر وابسته و غیرمستقیم تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد، از نگاه من این اقدام حاوی یک پیام روشن است. پیام آن این است که “ما به دنبال نابودی هستیم؛ ما در پی نابود کردن جهان و نابود کردن ایران هستیم”. باید توجه داشت که در پی بروز هر حادثه‌ای، حتی یک زلزله، ویرانی‌هایی به بار می‌آید؛ اما پس از آن مردم به یاری یکدیگر می‌شتابند و کسی از خطوط قرمز انسانی عبور نمی‌کند. با این حال، متأسفانه اکنون به‌وضوح مشاهده می‌کنیم که رژیم صهیونیستی از یک سو و استکبار جهانی از سوی دیگر، به‌راحتی این خطوط قرمز را زیر پا می‌گذارند.»

    وی تاکید کرد: «امروز ما با جامعه کارگری سراسر جهان مواجه هستیم. صنایع همانند حلقه‌های زنجیر به یکدیگر متصل‌اند. با توجه به ساختار فضای مجازی در سطح بین‌الملل و شکل‌گیری دهکده جهانی، همان‌گونه که یک کارگر شاغل در واشنگتنِ ایالات متحده آمریکا به نیروی کار ایرانی نیازمند است، نیروی کار ایرانی نیز به او نیاز دارد. حداقل امر این است که حقوق و منافع ما مشترک است. اگر در نقطه‌ای حق فردی تضییع گردد، این‌گونه نیست که تبعات آن تنها در یک ساختار محدود باقی بماند؛ بلکه این مسئله بخشی از یک نظم جهانی است.»

    حاجی‌زاده برای اثبات جهان‌شمول بودن دردها و اعتراضات کارگری، گریزِ تاریخیِ کوتاهی زد و یادآور شد: «به‌خاطر دارید که در همین دو سه سال گذشته، معترضان موسوم به جلیقه‌زردها در فرانسه تا پشت درهای کاخ الیزه پیش رفتند. دلیل این اقدام چه بود؟ دلیل آن بروز بی‌عدالتی بود؛ زیرا دولت فرانسه سیاستی را دنبال می‌کرد که از منظر ساختار کارگری، مصداق بارز بی‌عدالتی محض به شمار می‌رفت.»

    دومینوی ویرانی؛ ترکش‌های یک تهاجم بر بازار جهانی اقتصاد

    وی در ادامه هشدار داد: «در مجموع، هنگامی که زیرساخت‌هایی نظیر شرکت‌های فولادی هدف قرار می‌گیرند، باید عواقب آن را در نظر بگیریم. این پیامدها تنها مختص ایران نخواهد بود. باید توجه داشته باشیم که طی سالیان اخیر، ما صادرات فولاد داشته‌ایم و این محصول را به کشورهای دیگر صادر کرده‌ایم. کشورهایی نظیر چین و روسیه شرکای تجاری کلان ما محسوب می‌شوند و عمده صادرات ما به چین و کشورهای هم‌جوار آن صورت می‌گیرد. بنابراین، صادرات ما محدود به یک کشور خاص نیست؛ از منظر صنعتی، هنگامی که صنایع ما دچار آسیب می‌شوند، این کشورها نیز متحمل ضرر و ضربه خواهند شد.»

    او برای تبیین دقیق‌ترِ این درهم‌تنیدگیِ اقتصادی تصریح کرد: «دقیقاً مقصود من همین مسئله است؛ چراکه این زنجیره به هم پیوسته است. صرف‌نظر از داشتن یک شریک تجاری عمده، این‌گونه نیست که تمام مبادلات و تجارت ما منحصر به همان شریک باشد. ما به قاره اروپا صادرات داریم و حتی در آسیای غربی نیز فولاد صادر می‌کنیم. ما حتی به کشورهایی که خودشان به‌نوعی قطب تولید فولاد به شمار می‌روند نیز صادرات داریم، زیرا هزینه تولید در ایران مقرون‌به‌صرفه‌تر است. هنگامی که فولاد در ایران تولید می‌شود و آن کشورها از آن بهره‌برداری می‌کنند، با آسیب دیدن این صنعت، کارگران آن کشورها نیز متضرر خواهند شد.»

    حاجی‌زاده ادامه داد: «اگر صنعت فولاد را به‌عنوان صنعت پایه و صنعت خودروسازی را در کنار آن در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که عمده‌ترین مواد اولیه مورد استفاده در صنعت خودروسازی و صنایع مشابه، فولاد است. هنگامی که یک چرخه هدف قرار می‌گیرد و حلقه‌ای از این مدار خارج می‌شود، کل زنجیره متحمل آسیب می‌گردد. ممکن است در این میان ضربه سنگین‌تری به ما وارد شود، اما این بدان معنا نیست که سایر کشورها از این آسیب مصون خواهند ماند؛ بلکه همه بخش‌ها متضرر می‌شوند.»

    این مدافع حقوق کارگران افزود: «هنگامی که از سفره مردم سخن می‌گویم، مقصود این است که هرچند ما از برخی مسائل عبور کرده‌ایم، اما این سفره تنها متعلق به مردم ایران نیست، بلکه سفره مردم جهان است. این‌گونه نیست که تصور کنیم تنها معیشت مردم ایران دچار چالش شده است. رخدادهای یک ماه گذشته، معیشت و سفره کل جامعه کارگری در سطح جهان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.»

    وی خاطرنشان ساخت: «در حال حاضر، جامعه کارگری ایران انتظار دارد که حداقل تشکل‌های کارگری بین‌المللی وارد عمل شوند و با استفاده از اختیارات و ابزارهایی که در دست دارند، اقدامات مؤثری انجام دهند. اگر قرار بر این باشد که در زمان برگزاری یک کنگره صرفاً به ایراد سخنرانی پرداخته شود و پس از آن همه‌چیز مسکوت بماند، این پرداخت هزینه‌ها چه توجیهی دارد؟ پرداخت این حق عضویت‌ها چه معنایی داشته و چه خروجی ملموسی به همراه دارد؟»

    رئیس اتحادیه کارگران صنعت خودروسازی ایران، تأکید کرد: «وقتی عنوان می‌کنیم که جامعه کارگری متحمل ضربه می‌شود، این یک امر قطعی و مسلم است. ممکن است جامعه کارگری ایران آسیب بیشتری را متحمل شود، اما بدون شک، این مسئله معیشت نیروی کار در سراسر جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد؛ چراکه صنعت فولاد یک صنعت پایه است و تمامی صنایع دیگر به آن وابسته‌اند.»

    او با رد هرگونه توجیه واهی برای حمله متجاوزانه، چنین استدلال کرد: «اگر استدلال شود که این صنعت در ایران به دلیل تولید قطعاتی خاص باید مورد هدف قرار گیرد، این به‌هیچ‌وجه توجیه قابل‌قبولی نیست. اگر چنین منطقی حاکم باشد، باید تمامی صنایع جهان به نابودی کشانده شوند؛ زیرا در نهایت، هر کشوری برای دفاع از خود، صنایعی نظیر برق، نیرو، آب، فولاد، نساجی و شیمیایی را به کار می‌گیرد و تمامی این بخش‌ها درگیر خواهند بود. بنابراین، با پذیرش این منطق، باید کل صنعت جهان را نابود کرد و به دورانی بازگشت که جوامع تنها به دامداری و کشاورزی اشتغال داشتند!»

    وی با اشاره به حق مشروع دفاع و پیوند ناگسستنیِ آن با صنعت، اظهار داشت: «هر کشوری از این حق و اختیار برخوردار است که برای حفاظت از مرزهای خود، به سیاست‌گذاری پرداخته و تحرکات دفاعی داشته باشد. در این راستا نیز، علم و صنعت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. حال اگر امروز صنعت فولاد را هدف قرار دهید، فردا قصد دارید شرکت دیگری را مورد حمله قرار دهید. در این صورت، چه پاسخی برای آیندگان خواهید داشت؟ آیا می‌توانید ادعا کنید که این مسائل ارتباطی به شما نداشته است؟ در حالی که تمامی این اجزا به‌صورت ارگانیک به یکدیگر مرتبط‌اند.»

    وی با اشاره به جایگاه و استحکام درونی ایران، کلام خود را چنین ادامه داد: «اگر معیشت کارگران در سراسر جهان و در هر کشور کوچک و بزرگی به نسبت خود تحت فشار قرار گیرد، این مسئله دیگر موضوعی نیست که نیازمند بزرگ‌نمایی باشد، بلکه یک واقعیت انکارناپذیر است. ایران کشوری بزرگ و پهناور است که حداقل در منطقه خود حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد و این توانمندی را به اثبات رسانده است. فارغ از نظام سیاسی حاکم بر آن، ایران دارای مردمی بزرگ است؛ مردمی که با سراسر جهان در ارتباط بوده و دارای مراودات و تبادلات تجاری هستند. جامعه کارگری و کارفرمایی جهان نیز بر اساس همین منطق و ارزیابی واقع‌بینانه مسائل را تحلیل می‌کنند.»

    او با کالبدشکافیِ روابط بنیادینِ کار در عرصه‌ی جهانی، چنین توضیح داد: «فارغ از بحث تجارت، رابطه بنیادین، روابط میان کارگر، کارفرما و دولت است. اگر دولت‌ها و پیشبرد سیاست‌های مختص به آن‌ها را در نظر نگیریم، ساختار به این شکل است که کارگر و کارمند باید برای کارفرما فعالیت کنند تا دستمزد دریافت نمایند؛ بدین معنا که عموماً نیروی کار مستقیماً برای دولت کار نمی‌کند که حقوق خود را بی‌واسطه از آن دریافت نماید. در نود درصد از کشورهای جهان، ساختار بر همین منوال است؛ نیروی کار برای کارفرما به فعالیت‌های تولیدی یا خدماتی می‌پردازد و در قبال آن مستحق دریافت دستمزد می‌گردد.»

    وی برای ملموس‌تر شدن این بحرانِ جهانی، مثالی از تاریخِ نه‌چندان دور آورد و افزود: «اکنون تصور کنید شرکتی که ما تأمین‌کننده فولاد آن هستیم، در صورت بروز کمبود در زیرساخت‌های ایران، با چه چالشی مواجه خواهد شد؟ آیا کشور دیگری قادر است به‌سادگی جایگزین ما شود؟ با یک شبیه‌سازی می‌توان پرسید که در زمان تحریم صادرات نفت ایران، آیا کشورهایی نظیر عربستان توانستند خلأ سهمیه‌ای را که ما پیش‌تر تأمین می‌کردیم، به‌طور کامل جبران نمایند؟ هر کشوری متناسب با منابع طبیعی خدادادی خود، دارای نظام استخراج و ظرفیت تولیدی مشخص و محدودی است.»

    حاجی‌زاده بر قانون‌مندیِ نظم حاکم بر جهان تأکید ورزید و گفت: «خلاصه کلام من این است که تمامی امور دارای نظمی مشخص هستند. حال اگر ساختاری مداخله کرده و قصد برهم‌زدن این نظم را داشته باشد، باید تاوان و تبعات آن را نیز بپذیرد. نمی‌توان نظم جهانی را مختل کرد و سپس از پذیرش مسئولیت شانه خالی نمود. مجامع بین‌المللی یا باید به وظایف ذاتی خود عمل نمایند، یا در صورتی که تمایلی به این کار ندارند، فعالیت آن ساختارها را متوقف سازند و رسماً اعلام کنند که چنین نهادهایی وجود خارجی ندارند تا هر کشوری در مرزهای خود پناه بگیرد.»

    او با یادآوری الزامات و مقتضیات قرن بیست‌ویکم، رفتارهای بدوی و تهاجمی را مردود دانست و بیان کرد: «ما در قرن بیست‌ویکم زیست می‌کنیم. در این دوران دیگر پذیرفته نیست که کشوری به‌طور خودسرانه و بدون منطق تصمیم بگیرد نظام حاکم بر کشور دیگری را تغییر دهد، یا مقامات کشوری بر اساس تمایلات شخصی و ناگهانی خود نسبت به کشوری دیگر ابراز خصومت کنند. این‌گونه اظهارات و رفتارها، بیشتر به داستان‌های عامیانه و بی‌اساس شباهت دارد که افکار عمومی جهان دیگر پذیرای آن‌ها نیستند.»

    نماینده‌ی جامعه‌ی کارگری، خواستار شکستن چرخه انفعال شد و خاطرنشان ساخت: «از یک سو، مردم و کارگران ایران این انتظار را دارند که اگر کارگران دیگر نقاط جهان قادر به انجام اقدامات عملی نیستند، حداقل با قلم‌فرسایی، مصاحبه و اعلام موضع، از آن‌ها حمایت کنند. روشنفکران جهان باید وارد میدان شده و دیدگاه‌های خود را بیان نمایند. چنانچه مواضع ما نادرست است، با استدلال ما را توجیه کنند. ما در این کشور درون ساختاری پرورش یافته‌ایم که پایبند به گفتمان و منطق است. اگر در رویه ما اشتباهی وجود دارد، با شفافیت می‌گوییم که آماده شنیدن هستیم تا ما را قانع سازند؛ اما این امر نباید مستمسکی برای انجام اقدامات خصمانه تحت پوشش توجیه قرار گیرد.»

    او با ابراز تأسف از سکوت مصلحت‌اندیشانه‌ی جهان تأکید کرد: «همه جهانیان به‌خوبی آگاه‌اند که مقصر اصلی کیست و ریشه این اتفاقات در کجاست؛ اما با این وجود سکوت اختیار کرده‌اند. اگر در آینده چنین حادثه‌ای برای کشور دیگری رخ دهد، بی‌شک ایران نخستین کشوری است که از آن انتظار یاری خواهند داشت. بنابراین، اگر کشورها امروز قادر به حمایت از یکدیگر نباشند، این همبستگی در چه زمانی محقق خواهد شد؟ اساساً مفهوم یاری‌رسانی چه معنایی پیدا خواهد کرد؟ خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گونه نیازی به کمک‌های مالی، تسلیحاتی یا نیروی نظامی دیگر کشورها ندارد و به اندازه کافی از امکانات و توانمندی‌های لازم برخوردار است.»

    وی با تکیه بر ایستادگیِ تاریخیِ ملت و طبقه‌ی کارگر ایران افزود: «واقعیت دیگری نیز وجود دارد که طی یک ماه و اندی گذشته، و پیش‌تر از آن در جریان جنگ دوازده روزه، به اثبات رسیده است؛ ایران کشوری است که به سهم خود دارای توان، انرژی و پشتوانه مردمی است و از حمایت همه‌جانبه جامعه کارگری و کارفرمایی برخوردار است. بدیهی است که اگر نظام جمهوری اسلامی از پایگاه مردمی محروم بود، شرایط به‌گونه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌خورد. امروز خوشبختانه سراسر جهان شاهد این اقتدار است. اکنون در مراحل ابتدایی بحران قرار نداریم و بیش از یک ماه از این تحولات سپری شده است. با این اوصاف، مدعیان روشنفکری در سطح جهان کجا ایستاده‌اند؟ چرا هیچ صدایی در حمایت از حق از سوی آنان به گوش نمی‌رسد و سکوت اختیار کرده‌اند؟»

    وی تاکید کرد: «کاملاً مبرهن است که با هدف قرار دادن صنعت فولاد، کارگران داخلی متحمل آسیب می‌شوند؛ اما مقصود من این است که اگر نیروی کار ایرانی طی یک ماه گذشته آسیب دیده است، این پیامد تنها به کارگر ایرانی محدود نمی‌ماند؛ بلکه کارگران سراسر جهان نسبت به این رویداد، به‌طور قطع و یقین متضرر خواهند شد. ممکن است شدت آسیب برای کارگر ایرانی بیشتر باشد، اما دامنه این آسیب به کل نیروی کار در سطح بین‌الملل تسری خواهد یافت.»

    حاجی‌زاده اضافه کرد: «همان‌گونه که مطلع هستید، قیمت فولاد، مشابه طلا، دارای یک نرخ و معیار جهانی است. هنگامی که در کشوری صاحبِ صنعت که دارای چندین شرکت معتبر فولادی است، رخدادی برای این صنایع به وقوع می‌پیوندد، بازارهای جهانی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند. ایران کشوری است که از صنعت بومی فولاد برخوردار است؛ بنابراین، هنگامی که این صنایع هدف قرار می‌گیرند، تأثیر مستقیم آن در نوسانات قیمت جهانی فولاد به‌وضوح قابل‌مشاهده خواهد بود.»

    او با اشاره به شوکِ واردشده به بازار در پی حملات اخیر، تصریح کرد: «در همین چند روز گذشته که متأسفانه تعدادی از شرکت‌های فولادی ما مورد حمله قرار گرفتند، شاهد افزایش قیمت جهانی فولاد بوده‌ایم. هنگامی که قیمت جهانی فولاد با افزایش روبه‌رو می‌شود، تبعات آن در سراسر جهان نمایان گشته و مستقیماً بر معیشت و سفره کارگران در اقصی‌نقاط دنیا تأثیر می‌گذارد.»

    این فعال کارگری گفت: «جامعه جهانی نمی‌تواند این وضعیت را بپذیرد که صنعت پایه یک کشور مورد هدف قرار گیرد، معیشت میلیون‌ها کارگر با تهدید مواجه شود و هیچ‌گونه واکنش جدی و بازدارنده‌ای صورت نپذیرد. مردم و کارگران ایران این انتظار را دارند که حداقل صدای حمایت کارگران جهان را در دفاع از عدالت و در مخالفت با چنین اقداماتی بشنوند. چنانچه ما در مسیر اشتباهی گام برمی‌داریم، با استدلال ما را قانع سازند؛ اما اگر حقانیت با ماست، سکوت در برابر این وضعیت، سکوتی شرم‌آور است که برای همیشه در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد.»

  • فولاد ایران حتی زیر بمباران هم قد کشید!

    فولاد ایران حتی زیر بمباران هم قد کشید!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تحریم‌های بین‌المللی، بحران انرژی و تنش‌های اخیر منطقه‌ای فشار سنگینی بر اقتصاد ایران وارد کرده‌اند، صنعت فولاد کشور در ۱۱ ماهه سال ۱۴۰۴ با رشد ۱۰.۷ درصدی تولید فولاد میانی و ۲.۸ درصد افزایش کل محصولات فولادی توانسته تاب‌آوری قابل‌توجهی از خود نشان دهد. با این حال، تحلیل‌ها از بروز چالش در تأمین مواد اولیه زنجیره تولید و کند شدن صادرات شمش فولادی به‌دلیل افزایش ریسک‌های سیاسی و تجاری در بازارهای منطقه‌ای حکایت دارند.

    صنعت فولاد به عنوان صنعتی استراتژیک توانست در ۱۱  ماهه ۱۴۰۴ با وجود بحران هایی همچون انرژی و تحریم ها، رشد ۲.۸  درصدی  در تولید کل محصولاتی فولادی را ثبت کند.

    همچنین حجم تولید فولاد میانی ۱۰.۷ درصد افزایش داشته است که بیانگر مدیریت بهینه فولادسازان در مقابله با محدودیت‌های انرژی در کنار ورود ظرفیت‌های جدید به مدار تولید است.

    از سویی دیگر تولید آهن اسفنجی در ۱۱ ماهه ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال گذشته، ۱۴.۷ درصد، تولید گندله سنگ‌آهن ۰.۲ درصد و تولید کنسانتره سنگ‌آهن نیز ۳.۸ درصد افزایش داشته است.

    تداوم افزایش شدت رشد تولید آهن اسفنجی به دلیل ورود ظرفیت‌های جدید به مدار تولید از یک سو و کند شدن روند رشد تولید گندله و کنسانتره سنگ آهن از سوی دیگر، نشانه‌ای از تشدید کمبود مواد اولیه واحدهای احیاء مستقیم در ماه‌های آینده است.

    رشد ۱۰.۹ درصدی تولید شمش فولادی تقریباً بیش از ۲ برابر رشد تولید مقاطع طویل فولادی است که نشان از لزوم توسعه صادرات شمش فولادی دارد.

    رشد ۱۱ ماهه صنعت فولاد ایران در سال ۱۴۰۴ را می‌توان ترکیبی از ظرفیت‌سازی مؤثر، تاب‌آوری در برابر محدودیت‌های انرژی، و بازگشت تدریجی رونق در بخش‌های پایین‌دستی دانست.

    با این حال، تداوم این روند مستلزم توازن در زنجیره تأمین مواد اولیه، بهبود زیرساخت‌های انرژی و توسعه بازار صادراتی است تا رشد کمّی امروز، به پایداری کیفی و سودآوری بلندمدت تبدیل شود. از سویی دیگر  توسعه بازارهای صادراتی در شرایطی مطرح است که بیش از ۲ هفته از حمله امریکا و اسراییل به ایران می گذرد و این موضوع روند صادراتی را سخت تر از گذشته کرده است.

    کیوان جعفری طهرانی  تحلیلگر ارشد بازارهای بین الملل در گفت و گو با «اکوایران»، اظهار کرد: بازارسازی ای که در سال های گذشته با زحمت تولیدکنندگان و تجار انجام گرفت نیازمند  ترمیم بسیار است. نمی توان انتظار داشت خیلی سریع پس از پایان جنگ خریدار خارجی سفارش های خود را ثبت کند. ریسک خریدها از ایران افزایش پیدا می کند.

    وی ادامه داد: مسئله مهم دیگر این است که در جنگ چندین کشتی از برزیل برای تخلیه کنسانتره عازم بحرین بودند . به علت بسته بودن تنگه هرمز حدود ۵  کشتی به سمت چین رفتند و این موضوع نشان می دهد این جنگ کشورهای حاشیه خلیج فارس را هم تحت تاثیر قرار داده است.

    درنتیجه بازارهای منطقه تحت تاثیر این جنگ قرار گرفته اند و این موضوع تاثیر مستقیم بر روند صادراتی خواهد داشت.

  • صنعت فولاد در شرایط جنگی تا کجا دوام می آورد؟

    صنعت فولاد در شرایط جنگی تا کجا دوام می آورد؟

    به گزارش اقتصادران، همزمان با تشدید تنش‌های نظامی بسیاری از صنایع بزرگ با شرایطی متفاوت و پیچیده مواجه شده‌اند. صنعت فولاد نیز از این وضعیت مستثنی نیست.با آغاز هرگونه درگیری نظامی، یکی از نخستین پرسش‌ها درباره وضعیت صنایع پایه و راهبردی اقتصاد مطرح می‌شود. صنعت فولاد به عنوان یکی از مهم‌ترین صنایع مادر، نقشی کلیدی در تامین نیازهای صنعتی، زیرساختی و حتی دفاعی کشور دارد. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقدند؛ در شرایط جنگی، اهمیت فولاد نه تنها کاهش پیدا نمی‌کند بلکه در برخی موارد افزایش نیز پیدا می‌کند.

    محمدامین لنگری، اقتصاددان، در ارزیابی وضعیت صنعت فولاد در شرایط جنگی به« اعتماد» توضیح می‌دهد: ادامه فعالیت کارخانه‌های فولادی و حفظ سطح تولید در چنین شرایطی اهمیت بسیار بالایی دارد و حتی می‌تواند به عنوان یکی از ارکان پایداری اقتصادی کشور در نظر گرفته شود.

    لنگری تاکید می‌کند: در شرایط جنگی، تولیدکنندگان فولاد نقش مهمی در حفظ ثبات اقتصادی کشور ایفاء می‌کنند. حفظ تولید در چنین شرایطی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه نوعی مسوولیت ملی برای تولیدکنندگان محسوب می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: فولاد یکی از مواد اولیه اساسی در بسیاری از صنایع است و در هر شرایطی، چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ، تقاضا برای آن وجود دارد. به همین دلیل اگر کارخانه‌های فولادی بتوانند تولید خود را حفظ کنند یا حتی آن را افزایش دهند، این اقدام نقش مهمی در تامین نیازهای کشور ایفا می‌کند.

    این اقتصاددان درباره تاثیر جنگ بر هزینه‌های تولید فولاد توضیح می‌دهد: بخش مهمی از نهاده‌های این صنعت در داخل کشور تامین می‌شود.مهم‌ترین هزینه‌های تولید فولاد مربوط به انرژی و مواد معدنی است و ایران از نظر منابع معدنی مورد نیاز صنعت فولاد ظرفیت بالایی دارد و بسیاری از مواد اولیه در داخل کشور تامین می‌شود. از سوی دیگر، اگر تامین انرژی با اختلال جدی مواجه نشود، هزینه‌های تولید نیز تغییرات شدیدی پیدا نمی‌کند.

    به گفته لنگری، به همین دلیل جنگ لزوما به معنای افزایش شدید هزینه‌های تولید در صنعت فولاد نیست.

    لنگری معتقد است؛ مهم‌ترین متغیری که در شرایط جنگی بر صنعت فولاد تاثیر می‌گذارد، سمت تقاضا است، که جنگ می‌تواند همزمان دو روند متفاوت در بازار فولاد ایجاد کند.از یک سو ممکن است برخی صنایع مصرف‌کننده فولاد مانند؛ خودرو یا ساختمان با کاهش فعالیت مواجه شوند و همین موضوع باعث کاهش تقاضا برای فولاد شود.اما از سوی دیگر، افزایش فعالیت صنایع دفاعی و نظامی می‌تواند تقاضای قابل توجهی برای فولاد ایجاد کند و تولید بسیاری از تجهیزات دفاعی و نظامی به فولاد وابسته است و در شرایط جنگی معمولاً این بخش‌ها با افزایش تقاضا مواجه می‌شوند.

    این اقتصاددان در ادامه به تجربه جنگ‌های بزرگ در جهان اشاره می‌کند و می‌گوید: بررسی تاریخی نشان می‌دهد که صنعت فولاد در بسیاری از کشورها در زمان جنگ دچار رکود نمی‌شود و حتی در برخی موارد جنگ باعث رونق این صنعت می‌شود؛ زیرا تولید تجهیزات سنگین نظامی، ماشین‌آلات و زیرساخت‌های دفاعی وابستگی زیادی به فولاد دارد.

    لنگری تاکید می‌کند: فولاد یکی از اساسی‌ترین مواد اولیه اقتصاد صنعتی است و در هر شرایطی تقاضا برای آن وجود دارد، به همین دلیل صنعت فولاد معمولاً حتی در شرایط بحرانی نیز جایگاه خود را حفظ می‌کند. او معتقد است؛ تداوم فعالیت کارخانه‌های فولادی در شرایط جنگی نشان می‌دهد که این صنعت از ظرفیت بالایی برای تاب‌آوری برخوردار است و می‌تواند نقش مهمی در پایداری اقتصادی کشور ایفا کند.

    تولید فولاد ادامه دارد  اما زیر فشار رکود و نااطمینانی

    جهاندار شکری، کارشناس حوزه فولاد، بر این باور است جنگی که به شکل ناخواسته و بدون برنامه‌ریزی بر کشور تحمیل می‌شود، فعالیت واحدهای فولادی را با چالش‌های جدی روبرو می‌کند؛ چالش‌هایی که هم در بخش تولید و هم در بخش بازار و مالی خود را نشان می‌دهد.  شکری در ادامه به« اعتماد» توضیح می‌دهد: حمله‌ای که به کشور صورت می‌گیرد، شرایطی ناگهانی و پیش‌بینی‌نشده ایجاد می‌کند و به همین دلیل بسیاری از واحدهای تولیدی، به‌ویژه در صنایع سنگین مانند؛ فولاد، با مشکلات عملیاتی روبرو می‌شوند. در صنعت فولاد بسیاری از فرآیندها نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت هستند و توقف یا تغییر ناگهانی در این فرآیندها می‌تواند خسارت‌های فنی و اقتصادی به همراه داشته باشد.

    به گفته او، برخی واحدهای فولادی مانند؛ کوره‌های بلند یا خطوط اصلی تولید به گونه‌ای طراحی شده‌اند که خاموش کردن آنها به سرعت امکان‌پذیر نیست و گاهی چند روز یا حتی چند هفته زمان نیاز دارد. به همین دلیل بسیاری از کارخانه‌ها حتی در شرایط بحرانی نیز ناچار هستند فعالیت خود را ادامه دهند، زیرا توقف ناگهانی می‌تواند آسیب‌های جدی به تجهیزات وارد کند.

    او تاکید می‌کند: در حال حاضر بسیاری از کارخانه‌ها در وضعیت اضطراری قرار دارند و با احتیاط بسیار بالا به فعالیت ادامه می‌دهند. این کارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ مشکل اصلی صنعت فولاد در شرایط جنگی الزاما توقف تولید نیست، بلکه رکودی است که در بازار ایجاد می‌شود. در شرایط جنگی بخش زیادی از تقاضای مصرفی در بازار کاهش پیدا می‌کند و بسیاری از پروژه‌های عمرانی و صنعتی نیز متوقف یا کند می‌شوند. او توضیح می‌دهد: در چنین شرایطی عملا مصرف فولاد در بخش‌های غیرنظامی کاهش پیدا می‌کند و بازار با نوعی رکود مواجه می‌شود. در حالی که در برخی بخش‌ها مانند؛ صنایع نظامی مصرف فولاد ممکن است افزایش یابد، اما این افزایش نمی‌تواند کاهش تقاضا در سایر بخش‌های اقتصاد را جبران کند.

    شکری می‌گوید: در حال حاضر بسیاری از کارخانه‌ها مواد اولیه کافی در اختیار دارند و از نظر تولید با کمبود جدی مواجه نیستند، اما مشکل اصلی این است که مشتریان کمتری برای خرید محصول وجود دارد که رکود بازار باعث می‌شود کارخانه‌ها با احتیاط بیشتری تولید کنند. به گفته جهاندار شکری، یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که در شرایط جنگی برای واحدهای صنعتی ایجاد می‌شود، فشارهای مالی است. بسیاری از شرکت‌ها اقساط بانکی، چک‌های سررسید شده و تعهدات مالی مختلف دارند و در شرایط رکود بازار پرداخت این تعهدات برای آنها دشوار می‌شود.

    او می‌گوید: تولیدکنندگان انتظار دارند دولت در چنین شرایطی حمایت‌هایی از صنایع انجام دهد و یکی از مهم‌ترین اقداماتی که می‌تواند به ادامه فعالیت واحدهای تولیدی کمک کند، ایجاد تنفس مالی برای شرکت‌ها است.

    شکری تاکید می‌کند: بانک‌ها می‌توانند با تعویق اقساط یا ارایه مهلت چند ماهه به تولیدکنندگان کمک کنند تا فشار مالی کمتری بر آنها وارد شود.

    او معتقد است؛ سازمان امور مالیاتی نیز باید در این شرایط فشار کمتری بر واحدهای صنعتی وارد کند و زمان پرداخت مالیات را به تعویق بیندازد.

    این کارشناس حوزه فولاد همچنین به فشار هزینه‌های انرژی اشاره کرده و می‌گوید: در شرایطی که بازار با رکود مواجه است، پرداخت هزینه‌های سنگین برق، گاز و مالیات برای بسیاری از واحدهای صنعتی دشوار می‌شود و اگر دولت بتواند در این حوزه‌ها انعطاف بیشتری نشان دهد، واحدهای تولیدی قادر خواهند بود فعالیت خود را ادامه دهند و حداقل نیروی انسانی خود را حفظ کنند.

    او تاکید می‌کند: مهم‌ترین هدف در شرایط فعلی باید حفظ اشتغال و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌ها باشد، زیرا اگر واحدهای صنعتی تعطیل شوند، بازگرداندن آنها به چرخه تولید کار آسانی نخواهد بود.

    شکری درباره وضعیت فعلی کارخانه‌ها توضیح می‌دهد: بسیاری از واحدهای صنعتی همچنان فعال هستند، اما فعالیت آنها با احتیاط و ریسک بالا انجام می‌شود و برخی کارخانه‌ها در مناطق مرزی یا مناطق در معرض تهدید بیشتر قرار دارند و همین موضوع شرایط فعالیت آنها را دشوارتر می‌کند.

    او به عنوان نمونه به وضعیت استان کرمانشاه اشاره می‌کند و می‌گوید: این منطقه به دلیل نزدیکی به مرزها با شرایط خاص‌تری مواجه است. با این حال بسیاری از واحدهای صنعتی تلاش می‌کنند فعالیت خود را ادامه دهند و اجازه ندهند چرخ تولید متوقف شود. به گفته او، تولیدکنندگان تا جایی که امکان داشته باشد کار را ادامه می‌دهند و امیدوار هستند شرایط کشور به سرعت به سمت آرامش حرکت کند.

    این کارشناس حوزه فولاد معتقد است؛ جنگ اخیر از نظر شدت و دامنه درگیری نسبت به برخی درگیری‌های گذشته شرایط متفاوتی دارد. شدت حملات و سطح درگیری نظامی در این دوره بیشتر است و همین موضوع فضای اقتصادی و بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    او ادامه می‌دهد: در گذشته فشارهای مالی و اداری کمتر بود، اما در شرایط فعلی بسیاری از تعهدات مالی و اداری در زمان کوتاهی سررسید می‌شوند و این موضوع فشار مضاعفی بر واحدهای تولیدی وارد می‌کند.

    شکری در پایان تاکید می‌کند: در شرایط فعلی حمایت دولت از صنایع به ویژه صنایع بزرگ مانند؛ فولاد اهمیت بسیار زیادی دارد و اگر دولت بتواند در حوزه‌هایی مانند؛ مالیات، اقساط بانکی و هزینه‌های انرژی تسهیلاتی برای تولیدکنندگان در نظر بگیرد، بسیاری از کارخانه‌ها قادر خواهند بود از این دوره دشوار عبور کنند.هدف اصلی در شرایط جنگی باید حفظ ظرفیت تولید و جلوگیری از تعطیلی کارخانه‌ها باشد. زیرا ادامه فعالیت واحدهای صنعتی نه تنها به حفظ اشتغال کمک می‌کند بلکه نقش مهمی در حفظ ثبات اقتصادی کشور نیز دارد.

    او در نهایت ابراز امیدواری می‌کند: با بازگشت آرامش به کشور، بازار فولاد نیز به تدریج از رکود خارجو شرایط برای فعالیت عادی واحدهای تولیدی فراهم شود.

  • مور رکود به جان صنعت افتاد؛ از فولاد و سیمان گرفته تا لوازم خانگی و ساختمان

    مور رکود به جان صنعت افتاد؛ از فولاد و سیمان گرفته تا لوازم خانگی و ساختمان

    به گزارش اقتصادران، رکود آرام و فرساینده‌ای که این روزها در صنایع مختلف کشور جریان دارد، دیگر محدود به یک بخش خاص نیست و از فولاد و سیمان گرفته تا لوازم خانگی و ساختمان، خود را به ‌وضوح نشان می‌دهد. کاهش تقاضا، افت سرمایه‌گذاری، نوسان هزینه‌های تولید و بلاتکلیفی فعالان اقتصادی باعث شده چرخ بسیاری از کارخانه‌ها کندتر از همیشه بچرخد و برخی خطوط تولید با حداقل ظرفیت ادامه فعالیت دهند. همزمان فشار معیشتی بر خانوارها، قدرت خرید را تضعیف کرده و بازار مصرف را در وضعیت انتظار نگه داشته است؛ وضعیتی که اگر با سیاست‌های حمایتی و تصمیمات پایدار همراه نشود، می‌تواند رکود مقطعی امروز را به رکودی عمیق‌تر و بلندمدت‌تر در بخش‌های مختلف صنعت تبدیل کند. در این راستا روزنامه «اعتماد» با علی‌اکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان کشور و جهاندار شکری، تولیدکننده فولاد گفت‌وگو کرده است که در ادامه آن را می‌خوانید.

    افت مصرف داخلی سیمان

    علی‌اکبر الوندیان، دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان کشور به «اعتماد» می‌گوید: کاهش مصرف سیمان؛ نشانه‌ای روشن از تعمیق رکود ساخت‌وساز است، افت ۱۰ درصدی مصرف سیمان در ماه‌های اخیر پیام روشنی از وضعیت فعلی بخش ساخت‌وساز و پروژه‌های عمرانی کشور دارد. این کاهش مصرف به‌ خوبی نشان می‌دهد فعالیت‌های عمرانی و ساختمانی با رکودی جدی مواجه شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، آثار آن در ماه‌های آینده عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود ضمن آنکه صنعت سیمان به عنوان یکی از پیشران‌های بخش تولید، نخستین بخشی است که اثر رکود را نشان می‌دهد. او ادامه می‌دهد: مصرف سیمان در مقایسه با سال گذشته کاهش قابل ‌توجهی را تجربه کرده است تا این مقطع از سال، حدود ۵ میلیون تن کاهش مصرف نسبت به مدت مشابه سال قبل ثبت شده و برآوردها حاکی از آن است که اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، این رقم تا پایان سال به حدود ۶ میلیون تن برسد.  او می‌افزاید: این کاهش مصرف به معنای از دست رفتن بخش مهمی از بازار داخلی سیمان است؛ بازاری که به‌طور مستقیم به میزان فعالیت پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وساز وابسته است.فعالان صنعت امیدوارند در سال آینده شرایط بهتری رقم بخورد و سیاست‌های اقتصادی به‌گونه‌ای تنظیم شود که پروژه‌های عمرانی دوباره فعال شوند، اما آنچه در ماه‌های اخیر به ‌صورت مستمر مشاهده می‌شود، نشانه‌ای از بازگشت سریع رونق نیست.

    محدودیت انرژی؛ فشار مضاعف بر تولید 

    الوندیان توضیح می‌دهد: یکی از عوامل اصلی تشدید مشکلات صنعت سیمان، محدودیت‌های فزاینده انرژی است. در سال گذشته، محدودیت گاز از نیمه دوم مهرماه آغاز، اما در سال جاری این محدودیت‌ها از ابتدای اردیبهشت‌ماه اعمال شد و حتی در فصل تابستان و در مردادماه نیز واحدهای سیمانی با محدودیت گاز مواجه شدند؛ موضوعی که در سال‌های قبل سابقه کمتری داشت. او می‌گوید: در حوزه برق نیز وضعیت مشابهی حاکم است. محدودیت برق از اواخر فروردین ماه آغاز شد و در حال حاضر نیز ادامه دارد. این شرایط باعث شد برنامه‌ریزی تولید با اختلال مواجه شود و هزینه‌های جانبی تولید افزایش پیدا کند. اگرچه صنعت سیمان به دلیل برخورداری از سوخت دوم امکان استفاده از مازوت را دارد، اما استفاده از این سوخت هزینه‌های قابل ‌توجهی به تولید تحمیل می‌کند.علاوه بر قیمت سوخت، هزینه حمل مازوت نیز بسیار بالاست. در برخی مناطق، به‌ویژه در شرق کشور، مازوت باید از پالایشگاه‌ها یا انبارهای نفت استان‌هایی مانند تهران و اصفهان تامین شود که همین موضوع هزینه تمام ‌شده تولید را افزایش می‌دهد. الوندیان ادامه می‌دهد: در حال حاضر میزان گاز تحویلی به کارخانه‌های سیمانی بسیار محدود و استفاده از مازوت به یک اجبار تبدیل شده است؛ اجباری که حاشیه سود تولیدکنندگان را کاهش می‌دهد و توان رقابتی صنعت را تضعیف می‌کند.

    صادرات سیمان؛ شفافیت همراه با ابهام 

    دبیر انجمن صنفی صنعت سیمان کشور می‌گوید: در حوزه صادرات، از ۲۲ شهریورماه سازوکاری با مشارکت خود صنعت اجرایی شد و از ۱۵ مهرماه، کدهای صادراتی خارج از حواله بورس کالا مسدود شدند، این در حالی است که صادرات سیمان، تنها از مسیر بورس کالا انجام می‌شود. در این سازوکار، مقاصد صادراتی، حجم معاملات و قیمت‌ها به ‌صورت شفاف در تابلوی بورس قابل مشاهده است و این موضوع از منظر شفافیت، یک گام مثبت تلقی می‌شود.آیین‌نامه‌های جدید و توقف صادرات با وجود این، آیین‌نامه‌ای که حدود سه هفته پیش در حوزه مبارزه با پولشویی و پیشگیری از جرایم مالی ابلاغ شد، چالش‌های جدیدی برای صادرات ایجاد کرده است. وی تصریح می‌کند: الزام بر ارایه برخی مدارک تجاری از سوی تجار خارجی، عملا صادرات سیمان را برای بیش از دو هفته متوقف کرده است و لطمه جدی به جریان صادرات وارد کرد.هر چند با پیگیری‌های انجام‌ شده از سوی سازمان بورس و وزارتخانه‌های مرتبط، یک مهلت موقت دوماهه برای اجرای این الزامات در نظر گرفته و صادرات به ‌صورت محدود از سر گرفته شد، اما این راهکار موقتی است و نگرانی اصلی همچنان باقی مانده است.  او ادامه می‌دهد: این الزامات به‌گونه‌ای طراحی شده که تاجر خارجی باید به‌ صورت آشکار اعلام کند با ایران تجارت دارد، موضوعی که در شرایط تحریم‌های بین‌المللی، ریسک بالایی دارد و امنیت معاملات با ایران را زیر سوال می‌برد. این مساله می‌تواند بازارهای صادراتی سیمان را ناامن کند و بازگشت به این بازارها در آینده را دشوارتر سازد.اگر این موضوع به ‌صورت اساسی حل نشود، ادامه صادرات سیمان از مسیر بورس کالا نیز با ابهام جدی مواجه می‌شود و صنعت سیمان با چالش‌های پیچیده‌تری روبه‌رو خواهد شد؛ چالش‌هایی که در کنار رکود مصرف داخلی و محدودیت‌های انرژی، آینده این صنعت را بیش از پیش تحت فشار قرار می‌دهد.

    تولید فولاد در خط مقدم فشارهای اقتصادی

    جهاندار شکری، تولیدکننده فولاد در غرب کشور در گفت‌وگو با «اعتماد» می‌گوید: بازار فولاد در مقطع کنونی یکی از سخت‌ترین دوره‌های خود را تجربه می‌کند. رکودی که امروز در این بخش حاکم است، نه مقطعی و نه سطحی، بلکه عمیق و فرساینده است و تقریبا تمام زنجیره فولاد، از تولید تا فروش و صادرات را درگیر می‌کند. کاهش شدید تقاضا در بازار داخلی، بلاتکلیفی فعالان اقتصادی و افت محسوس معاملات، نشانه‌های آشکار این وضعیت است. آنچه امروز در بازار فولاد دیده می‌شود، نتیجه یک عامل واحد نیست. مجموعه‌ای از اتفاقات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در کنار هم باعث شد فضای نااطمینانی بر بازار حاکم شود. هر بار که در کشور تنش، ناآرامی یا فضای التهاب شکل می‌گیرد، نخستین واکنش بازار، توقف خرید و عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران است.  شکری تصریح می‌کند: این رفتار بارها تکرار شده و هر بار رکودی تازه به بازار تحمیل می‌کند.در هفته‌های اخیر نیز چنین وضعیتی شکل گرفته است، بلاتکلیفی در تصمیم‌گیری‌ها باعث می‌شود خریدار و فروشنده هر دو دست نگه دارند. نتیجه این شرایط، قفل شدن بازار و تعمیق رکود است.افت شدید فروش در زنجیره فولاد در حال حاضر، رکود در بخش فروش به ‌وضوح قابل مشاهده است. فروش مواد اولیه و محصولات فولادی در دو تا سه هفته اخیر با کاهش بسیار شدید همراه شده است؛ به‌طوری که در برخی حلقه‌های زنجیره، افتی در حدود ۷۰ درصد ثبت شده است.این کاهش فروش، فشاری مستقیم بر نقدینگی واحدهای تولیدی وارد کرده و ادامه فعالیت‌ها را دشوارتر می‌سازد.وقتی فروش متوقف می‌شود، تولید نیز ناچار افت می‌کند. کارخانه‌ای که نتواند محصول خود را بفروشد، چاره‌ای جز کاهش ظرفیت یا حتی توقف موقت خطوط تولید ندارد. این زنجیره در نهایت به کاهش اشتغال و افزایش مشکلات اجتماعی منجر می‌شود.

    موتور خاموش ساخت و ساز 

    او ادامه می‌دهد: یکی از مهم‌ترین دلایل رکود فعلی، افت شدید فعالیت‌های عمرانی و ساخت‌وساز است. فولاد به‌طور مستقیم با پروژه‌های ساختمانی، عمرانی و توسعه‌ای گره خورده و هر زمان این بخش‌ها دچار رکود می‌شوند، بازار فولاد نیز بلافاصله واکنش نشان می‌دهد.در شرایط کنونی، پروژه‌های عمرانی یا متوقف می‌شوند یا با حداقل ظرفیت ادامه پیدا می‌کنند. بخش خصوصی نیز به دلیل نااطمینانی اقتصادی، تمایلی به سرمایه‌گذاری جدید ندارد. این وضعیت، تقاضا برای محصولات فولادی را به ‌شدت کاهش می‌دهد.اینترنت و ناامنی اقتصادی یکی دیگر از عوامل اثرگذار بر رکود بازار، محدودیت‌های اینترنت و فضای ناامن روانی برای فعالیت اقتصادی است. شکری می‌گوید: در دنیای امروز، بخش بزرگی از تجارت، ارتباطات تجاری و صادرات از مسیرهای دیجیتال انجام می‌شود. وقتی اینترنت با اختلال یا محدودیت مواجه می‌شود، ارتباط تولیدکننده با بازارهای داخلی و خارجی آسیب می‌بیند.از سوی دیگر، تصویر ناامن از اقتصاد کشور، سرمایه‌گذاران خارجی و حتی مشتریان صادراتی را دچار تردید می‌کند. بازارهای صادراتی به ‌راحتی از دست می‌روند و بازگرداندن آنها در آینده، بسیار پرهزینه و زمانبر است. واقعیت این است که امروز صنعت و تولید در خط مقدم یک جنگ اقتصادی قرار دارد. واحدهای تولیدی با وجود همه فشارها تلاش می‌کنند چراغ کارخانه‌ها را روشن نگه دارند. تولیدکننده با تعهد به کارگران، حقوق، عیدی، بیمه، مالیات و هزینه‌های جاری مواجه است و نمی‌تواند به ‌سادگی تولید را متوقف کند و در آستانه شب عید، این فشارها دوچندان می‌شود.  او ادامه می‌دهد: پرداخت حقوق، عیدی و تسویه حساب‌های پایان سال، نیازمند نقدینگی است؛ در حالی که فروش کاهش پیدا می‌کند و منابع مالی محدود می‌شود.

    حمایت؛ مطالبه‌ای فراتر از شعار

    این تولیدکننده فولاد می‌افزاید: آنچه تولیدکننده انتظار دارد، شعار حمایتی نیست، بلکه تصمیمات عملی و فوری است. امروز کوچک‌ترین تاخیر در پرداخت حق بیمه یا بدهی‌های تامین اجتماعی، با جریمه‌های سنگین و حتی قطع خدمات همراه می‌شود. برق و گاز واحدهای تولیدی نیز در صورت تاخیر در پرداخت، بدون ملاحظه شرایط اقتصادی قطع می‌شود.این در حالی است که تولیدکننده در شرایط رکودی، امکان تامین به‌ موقع همه هزینه‌ها را ندارد. انتظار می‌رود دولت در چنین مقاطعی، با انعطاف بیشتر عمل کند و فشارها را کاهش دهد.بسته حمایتی؛ ضرورت فوری برای بقاست و حداقل انتظار فعالان صنعت فولاد این است که دولت یک بسته حمایتی مشخص و اجرایی برای واحدهای تولیدی در نظر بگیرد. این بسته می‌تواند شامل تعویق پرداخت بدهی‌ها، کاهش جرایم، تامین پایدار انرژی و تسهیل در امور بیمه و مالیات باشد.هدف از این حمایت، سودآوری نیست، بلکه حفظ بقاست. اگر کارخانه‌ها سرپا بمانند، تولید ادامه پیدا می‌کند، اشتغال حفظ می‌شود و چرخ اقتصاد از حرکت نمی‌ایستد. بی‌توجهی به این موضوع می‌تواند رکود فعلی را به بحرانی عمیق‌تر تبدیل کند؛ بحرانی که هزینه‌های آن برای کل جامعه بسیار سنگین‌تر خواهد بود.

  • ناترازی برق و گاز چگونه صنعت فولاد را زمین زدند؟

    ناترازی برق و گاز چگونه صنعت فولاد را زمین زدند؟

    به گزارش اقتصادران، صنعت فولاد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین صنایع در اقتصاد ایران، نقشی کلیدی در توسعه زیرساخت‌ها و رشد اقتصادی کشور دارد. با وجود این، بحران انرژی گاز در سال‌های اخیر به‌طور جدی فعالیت این صنعت را تحت‌الشعاع قرار داده است.

    به دلیل عدم اصلاح قیمت گاز ، رشد صنایع مختلف و افزایش تقاضا برای گاز طبیعی، این منبع استراتژیک با کمبود مواجه شده است. صنایع پتروشیمی، سیمان و فولاد از جمله بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان گاز محسوب می‌شوند که در حال حاضر با محدودیت‌های انرژی روبرو شده‌اند.

    شاید از دلایل اصلی این موضوع بتوان به زیرساخت‌های ناکافی، تحریم‌های اقتصادی اشاره کرد که باعث تشدید محدودیت‌ها در بخش انرژی شده‌اند.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد که حدود ۲۰ درصد از واحدهای تولید فولاد در سال گذشته به دلیل کمبود گاز، با کاهش تولید مواجه شده‌اند اما با وجود این تجربه تلخ، امسال شاهد اعمال زودهنگام محدودیت‌های گاز  بوده‌ایم. علاوه بر این، اعمال محدودیت‌های برق نیز بر مشکلات این صنعت دامن زده و تولیدکنندگان فولاد را با چالش جدی تامین انرژی مواجه کرده است که در نهایت این شرایط  نه تنها بر روند تولید فولاد تاثیر گذاشته، بلکه بر قیمت تمام شده محصولات فولادی و در نهایت بر کل زنجیره ارزش این صنعت اثرگذار خواهد بود.

    با ادامه محدودیت‌ها شاهد افزایش قیمت تمام شده، بیکاری و کاهش اشتغال و از همه مهم تر کاهش تولید و در نتیجه رکود در صنعت فولاد خواهیم بود. در این خصوص به گفت‌وگو با بهادر احرامیان، عضو هیات مدیره انجمن فولاد ایران پرداختیم.

    عضو هیات مدیره انجمن فولاد ایران در خصوص اعمال محدودیت‌های شدید گاز و برق در صنعت فولاد، گفت: صنعت فولاد ایران علی‌رغم سهم اندک در مصرف گاز کشور (حدود ۵ درصد)، همواره اولین قربانی کمبود انرژی است و اکنون نیز بین ۲۰ تا ۴۰ درصد محدودیت گاز برای صنایع فولادی و محدودیت‌های برق نیز هم در بخش خانگی و هم در بخش صنعتی اعمال شده است.

    وی اضافه کرد: این شرایط دوگانه، تولید فولاد را با چالش جدی مواجه کرده و می‌تواند به کاهش تولید، افزایش هزینه‌های تولید و به تبع آن، افزایش قیمت محصولات فولادی و کاهش صادرات نیز منجر شود.

    عضو هیات مدیره انجمن فولاد بیان کرد: هم‌اکنون در ماه آبان هستیم و پیش‌بینی می‌شود که اوج مصرف گاز در دی ماه رخ دهد؛ این بدان معناست که ممکن است در ماه دی شاهد شدیدترین محدودیت‌های گاز و برق باشیم که شرایط آب و هوایی نیز بر میزان و شدت محدودیت‌ها تأثیرگذار خواهد بود.

    وی  ادامه داد: صنعت فولاد با تولید حدود ۷۰ درصد برق مصرفی خود، گامی بزرگ در جهت خودکفایی برداشته است. اما پرسش اینجاست که چرا با وجود این خودکفایی نسبی، همچنان شاهد اعمال محدودیت‌های برق، حتی در فصل زمستان هستیم؟

    عضو هیات مدیره انجمن فولاد تاکید کرد: امسال زودتر از سال‌های گذشته با اعمال محدودیت‌های انرژی مواجه شدیم و پیش‌بینی می‌شود میزان ناترازی امسال نیز نسبت به سال گذشته بیشتر باشد.

    احرامیان در پایان گفت: صنعت فولاد ایران با تولید سالانه بیش از ۳۰ میلیون تن فولاد، در جمع ۱۰ تولیدکننده برتر جهان قرار دارد. با این حال، این صنعت پتانسیل بسیار بیشتری برای رشد و ارتقای جایگاه خود در عرصه جهانی دارد؛ با رفع موانعی مانند قطعی‌های برق و تامین پایدار انرژی، می‌توانیم فاصله خود را با کشورهای پیشرو در این صنعت کاهش داده و به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد در جهان تبدیل شویم.

    گفتنی است بحران انرژی گاز نه‌ تنها تهدیدی برای صنعت فولاد بلکه زنگ خطری مهم برای کل اقتصاد ایران است که نیازمند توجه جدی و راهکارهای استراتژیک و عملی است. بدون شک، پاسخگویی به این چالش نیازمند تلاش هم‌سو از سوی دولت، بخش خصوصی و نهادهای مرتبط است.