برچسب: فضای مجازی

  • جنایت اقتصادی با فیلترینگ!

    جنایت اقتصادی با فیلترینگ!

    به گزارش اقتصادران، در ایران چگونه می‌توان درباره موضوعی اختلافی به توافق رسید؟ در کشور توسعه‌یافته گروه‌های کارشناسی می‌توانند بخشی از این مشکل را حل کنند. در ایران نیز کارشناسان دادگستری در پرونده‌های حقوقی و کیفری نظر کارشناسی می‌دهند. ولی ظاهرا در حقوق عمومی اجازه حضور گروه‌های کارشناسی داده نمی‌شود. نمونه آن همین بحث فیلترینگ است. اغلب ادعاهای رسمی برای فیلتر کردن فضای مجازی خلاف واقع است.

    راه‌حل نیز تعیین یک گروه کارشناسی معتبر و تهیه گزارش و نتیجه‌گیری از جانب آنان است. به‌طور کلی حداقل دو انگیزه برای فیلترینگ وجود دارد که یکی پوشش دیگری است. انگیزه دیگر پوششی برای پنهان کردن انگیزه اول است، یعنی مخالفت با جاسوسی کردن از طریق این برنامه‌هاست، چون از بیان اولی شرم دارند، دومی را ابراز می‌دارند، ولی واقعیت این است که یک انگیزه بسیار مهم‌تر نزد سردمداران پشت پرده فیلترینگ وجود دارد که کاملا کتمان می‌شود و آن فروش فیلترشکن است. ولی خب این کار چون یک جنایت اقتصادی و حتی ضد امنیتی است آن را ابراز نمی‌دارند و جاسوسی خیالی را مستمسک خود قرار می‌دهند.

    در این یادداشت می‌کوشیم توضیح دهیم که ماجرا چیست؟ برخی برآوردهای رسمی نشان می‌دهد که گردش مالی سالانه فروش فیلترشکن حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان (۲۰ همت) است. این رقم سرسام‌آوری است.

    آخرین مطالعات نشان داده که با رفع فیلتر واتس‌آپ مصرف فیلترشکن حدود ۸ تا ۱۲ درصد کاهش یافت. در واقع به‌طور میانگین حدود ۱۰ درصد کمتر شده که زیان ۲ هزار میلیارد تومانی به فروشندگان فیلترشکن وارد کرده است و آنان دنبال فشار برای فیلتر کردن دوباره واتس‌آپ هستند. ادعای آنان ابزار جاسوسی بودن این شبکه‌هاست. فرض کنیم که این ادعا درست باشد. خب! با فیلتر کردن چه چیزی را حل می‌کنید؟ کسی که جاسوس باشد بهترین و گران‌ترین فیلترشکن را می‌خرد و کار خودش را انجام می‌دهد. اتفاقا حتی اگر واتس‌آپ یا هر برنامه دیگر هم فیلتر نباشد، آنان برای جاسوسی کردن می‌کوشند از فیلترشکن استفاده کنند تا ردپایی از خود به جا نگذارند. در واقع برای آنان فیلتر بودن ارجح است. یک ملت که جاسوس نیست.

    تعدادی اندک هستند که انواع و اقسام وسایل و شیوه‌ها را برای کار خود خواهند داشت. به علاوه مگر هر ابزاری که برای جاسوسی قابل استفاده باشد را حذف می‌کنند؟ اسلحه گرم ممنوع است، چون کاربرد آن اغلب برای اعمال خشونت و جرم است، ولی تعداد قتل‌های با چاقو که بیشتر است، پس چرا چاقو را ممنوع نمی‌کنند؟ چون این کار احمقانه است، زیرا ۹/۹۹ درصد استفاده از چاقو در امور مثبت است و اگر نباشد زندگی مختل می‌شود. به قول معروف برای یک بی‌نماز که در مسجد را نمی‌بندند. پس میلیون‌ها نفری که از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند، را نباید فدای احتمال جاسوسی تعدادی اندک کرد. از سوی دیگر حتی فیلترینگ مانع از استفاده مردم نشده، چون آنقدر به این شبکه‌ها نیاز دارند که هزینه فیلترشکن را هم می‌پردازند و اکثریت بسیار قاطع مردم از آن استفاده می‌کنند.

    نکته مهم این است که طرفداران فیلترینگ فرق میان جاسوسی و جمع‌آوری اطلاعات را نمی‌دانند یا می‌دانند و نمی‌گویند، شبکه‌های اجتماعی منبع عظیم اطلاعات هستند و این با جاسوسی فرق می‌کند. یک نظام‌ معقول راه تولید و جمع‌آوری اطلاعات را نمی‌بندد، چون خودش هم به آن نیازمند است. اطلاعات داده‌های مشاع است و باید همگان به آن دسترسی داشته باشند و متغیر مهمی برای فهم مسائل جامعه است. پس نباید با جمع‌آوری داده مخالفت کرد، مساله اصلی جاسوسی است که اصولا راه برای انجام آن فراوان است و بهترین آن استفاده از فیلترشکن است که در اختیار مردم گذاشته‌اید.

    ولی نکته بسیار مهم این است که نه فیلترینگ و نه اینترنت ملی و نه هیچ چیز دیگری نمی‌توانند مانع از جمع‌آوری اطلاعات شوند، چون جمع‌آوری اطلاعات از طریق سیستم عامل نیز ممکن است. سیستم عاملی که روی تمامی کامپیوترها و موبایل‌ها وجود دارد. اتفاقا از آنجا بی‌واسطه و مستقیم می‌توانند عمل کنند، در حالی که از طریق اپلیکیشن‌هایی مثل واتس‌آپ باید با واسطه عمل کنند. مراکز دسترسی به همه اینها هم در ایالات متحده است اگر مجبور شوند این کار را خواهند کرد. مشکل فیلترشکن‌ها جز هزینه زیاد برای مردم، آلوده کردن کل شبکه اینترنت ایران است که عوارض بسیار زیادی دارد و کارشناسان مربوط تعجب می‌کنند که یک حکومت چگونه حاضر می‌شود تا این اندازه به شبکه اینترنت خود زیان برساند، بدون اینکه هیچ نتیجه‌ مفیدی داشته باشد؟ فیلترینگ موجب مسدود شدن دسترسی ایرانیان به خیلی از سایت‌های جهان است و کلا اینترنت ایران را آلوده کرده است. از همه بدتر این است که فیلترشکن مجرای جذب جاسوس است. فیلترشکن‌های مهم تولید اسراییل و کشورهای غربی است یا تحت نفوذ آنان قرار دارند و با آگهی‌های جذب جاسوس مفت و مجانی افراد را در اختیار سازمان‌های جاسوسی قرار می‌دهند.

    برخی گمان می‌کنند که شبکه‌های داخلی مشکلات جمع‌آوری اطلاعات را ندارند. این اشتباه است، چون سیستم عامل آنها در دسترس است و اگر بخواهند از آن طریق اقدام می‌کنند. برای جاسوسی امن نیز انواع راه‌های ارتباطی مثل استارلینک و غیره وجود دارد که بعید است کسی از روش‌های دیگر برای دادن اطلاعات جاسوسی مهم استفاده کند. برای جمع‌آوری اطلاعات فراتر از شبکه‌های مجازی می‌توان از سرورهای تاسیسات شبکه، تاسیسات مخابراتی، دیتابیس و از همه مهم‌تر سیستم عامل هم استفاده کرد.
    یکی از نکات جالب فیلترینگ این است که اگر اینترنت فیلتر نباشد، همه اطلاعات را فقط ایالات متحده قادر است که رصد و استفاده کند. ولی فیلترینگ موجب شده که همه کشورهایی که فیلترشکن تولید و عرضه می‌کنند نیز از این امکان بهره‌مند شوند، از جمله بریتانیا، اسراییل و امارات از این موارد هستند، چون فیلترشکن‌ها را اغلب سرویس‌های اطلاعاتی خارجی تولید کرده و می‌فروشند.

    برای توجیه فیلترینگ و جا انداختن آن و کسب ۲۰ هزار میلیارد تومان پول مفت چه کارهایی کرده‌اند؟ یکی از اقدامات سوال‌برانگیز آنان دادن خطوط آزاد شاید تا حدود ده‌ها هزار به افراد خاص است. در واقع یک اینترنت طبقاتی درست شده است. البته برخی از این افراد به صفت حرفه‌ای نیازمندند، ولی بسیاری از سیاسیون نیز اینترنت آزاد دارند و درکی از فیلترینگ و عوارض و زحمات آن ندارند. برخی افراد پیشنهاد می‌کنند که همه این خطوط را هم فیلتر کنید تا این افراد متوجه بدبختی‌های فیلترینگ بشوند، بلکه صدای مردم را بشنوند. نگاه سلبی و سودجویانه موجب فیلترینگ می‌شود و به جای حل مسائل، صورت آن را پاک می‌کنند. در حالی که با فیلترینگ هیچ مساله‌ای حل نمی‌شود. فراموش نکنیم، VPNها یا همان فیلترشکن‌ها مثل دزدی است، هر قدر محدودیت‌ها را زیاد کنید، آنان هم راه‌هایی برای دور زدن آن پیدا می‌کنند. این بازی را باید به شکل دیگری حل کرد. راه‌حل مبارزه با دزدی نابود کردن ثروت مردم نیست، بهره‌مند کردن همگان از ثروت و برخورد با تعداد اندک دزدی‌های باقیمانده و افزایش نظارت است.

    بنابراین انگیزه موثر بر رواج و تداوم فیلترینگ هیچ کدام از دو موردی که در ابتدا گفتم، نیست. نه جاسوسی و نه حتی ناتوان کردن مردم در دسترسی به فضای مجازی نیست. مساله در درجه اول اقتصادی است، ۲۰ همت رقم کمی نیست. در درجه دوم هم اقتصادی است. ۲۰ همت رقم زیادی است. در درجه سوم نفوذ است تا مردم را عصبانی کنند. به نظر می‌رسد که انگیزه‌های دیگری هم در این میان باشد. برخی مثل صدا و سیما فضای مجازی را رقیب جدی خود می‌دانند و به جای همراه شدن با آزادی رسانه، دنبال محدود کردن آن هستند. نمونه آن محدودیت برای تولید برنامه از سوی تلویزیون‌های اینترنتی است.

    پیشنهاد مشخص این است که آقای پزشکیان یک گروه کارشناسی مستقل و مورد اعتماد جامعه و شناخته شده را مسوول بررسی و ارایه گزارشی درباره فیلترینگ کند و هر چه گفتند را عمل کند. زیر بار افراد ناشناس و دارای منفعت‌های شخصی نروید. البته شاید بگویند که کشورهای دیگر هم مثل فرانسه محدودیت گذاشته‌اند، این هم سفسطه است، زیرا محدودیت‌های دسترسی به فضای مجازی در کوتاه‌مدت و برای موضوعات مشخص شاید یکی از راه‌های قابل قبولی باشد ولی تداوم آن برای سال‌ها و توسعه آن به همه موارد جز نابودی اینترنت هیچ اثر دیگری ندارد.

    جالب اینکه تاکنون یک گزارش مستند از چگونگی جاسوسی یا جمع‌آوری اطلاعات از این فضا یا تولید نشده یا در دسترس کارشناسان قرار نگرفته است. البته گزارش مقابل آن که کلا فیلترینگ را زیانبار می‌داند در دسترس است. اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم باید بگوییم که تاکید بر واتس‌آپ و سایر شبکه‌های اجتماعی به عنوان مجرای جاسوسی و کوشش برای فیلترینگ، تامین‌کننده منافع مادی آنان است، همچنین به نوعی ایز گم کردن و آدرس غلط دادن است که حواس‌های همه از شناسایی مجاری اصلی جاسوسی باز بمانند. شورای عالی مجازی منطقا باید در زمینه آسیب‌شناسی سرطان فیلترینگ و زیان‌های امنیتی میکروب‌های وی.پی.ان فروش حساس باشد و برای صیانت از این فضا وارد عرصه شود ولی متاسفانه و در عمل خواسته یا ناخواسته نقش حامی آنها را بازی کرده و با ایجاد شبهاتی پای در همان راهی می‌گذارد که مطلوب محیط جاسوسی و جاسوس‌پروری، یعنی فیلترینگ است. این شورا متاسفانه در یک‌سال گذشته هیچ اقدامی موثر برای فیلترینگ نکرده و فقط رفع فیلتر دو پلتفرم (واتس‌آپ و گوگل‌پلی) را آن هم تحت فشار افکار عمومی پذیرفته است که در مورد واتس‌آپ نیز دوباره دارد به تنظیمات کارخانه برمی‌گردد.

    به نظر می‌رسد که آقای رییس‌جمهور باید بدون فوت وقت درخواست تغییرات اساسی در این شورا را بدهند. مختصر اینکه مبارزه با وی.پی.ان و عوارض آن، موضوع داشتن و نداشتن اینترنت است. وی.پی.ان مثل یک موجود زنده است که با فضولات خود بستر اینترنت را آلوده می‌کند. اگر بخواهیم با این اهداف وی.پی.ان نداشته باشیم باید اینترنت را ببندیم و اگر بخواهیم به فیلترینگ ادامه دهیم، باید تبعات سنگین آن علیه منافع ملی و مردم را تحمل کنیم. تبعاتی که در ادامه سنگین‌تر هم خواهد شد.
    در پایان می‌پرسیم؛ این چه سیاستی است که هم‌اکنون تلگرام فیلتر است ولی ۵۵ میلیون کاربر ایرانی دارد؟ و صدای هیچ فیلترکننده‌ای هم در نمی‌آید؟ آیا این خاک پاشیدن بر واقعیت و سیاستگذاری نیست؟ بله؛ آقای رییس‌جمهور!

  • «کودک کار»؛ بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه / خلأهای قانونی کار کودکان در فضای مجازی ایران

    «کودک کار»؛ بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه / خلأهای قانونی کار کودکان در فضای مجازی ایران

    به گزارش اقتصادران، محمدمهدی سیدناصری نوشت:

    در دل قرن بیست‌ویکم، جهان درگیر تحولی بی‌سابقه است؛ تحولی که فراتر از مرزهای فیزیکی، کودکان را از زمین بازی به قاب تصویر کشانده و از شادی‌های کودکانه‌شان، خوراکی برای الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی ساخته است. امروز دیگر کار کودک تنها در قالب سطل و واکس، نخ و قالی یا زباله‌گردی قابل تعریف نیست؛ کودکی که در فضای مجازی، بی‌هیچ ضمانت حقوقی، مقابل دوربین قرار می‌گیرد، قرارداد تبلیغاتی می‌بندد، مخاطب جذب می‌کند و درآمدزایی می‌کند، گونه‌ای نوین از «کودک کار» است؛ اما اغلب بی‌صدا، بی‌قانون و بی‌پناه. قانون‌گذاری در ایران، همچنان اسیر تعاریف سنتی از کار کودک باقی مانده است؛ در حالی‌که اقتصاد دیجیتال، چهره‌ای تازه از استثمار را در برابر دیدگان ما ترسیم کرده است.

    پدیده‌ای که در آن، کودکان گاه توسط والدین و گاه توسط مؤسسات تبلیغاتی، در فضای مجازی به کالاهایی دیداری بدل می‌شوند که «محتوا» تولید می‌کنند اما بهای آن را با سلامت روان، رشد عاطفی، حریم خصوصی و حتی هویت خود می‌پردازند. در این میان، حقوق کودک به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شاخه‌های حقوق بشر، با چالشی بی‌سابقه مواجه است. قوانین ایران – از جمله قانون کار، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، و حتی سیاست‌های فضای مجازی – نه‌تنها پاسخ روشنی به این پدیده ندارند، بلکه اغلب در برابر آن سکوت کرده‌اند. این در حالی‌ست که اسناد بین‌المللی نظیر کنوانسیون حقوق کودک، کشورها را موظف به حمایت از کودکان در برابر هرگونه بهره‌کشی اقتصادی و سوء‌استفاده می‌دانند؛ چه در خیابان و چه در صفحه نمایش.

    «کودک کار» امروز دیگر الزاما کودکِ بی‌لباسِ خاک‌آلودِ کنار خیابان نیست؛ می‌تواند با لبخندهایی تمرین‌شده، در ویدئوهای میلیونی، تبلیغ برندهای پوشک و بیسکویت کند؛ می‌تواند در قاب‌هایی رنگی، دروغین‌ترین روایت‌ها از خانواده و خوشبختی را بازسازی کند؛ و در این میان، از هویت، کرامت، آسایش و سلامت روانش غافل بماند. پدیده‌ی «کار کودک در فضای مجازی» گرچه نوپدید است، اما آثار آن بس دیرپا و گاه ویرانگر خواهد بود. قوانین فعلی ایران، نظیر ماده‌ی ۷۹ قانون کار، کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع می‌داند. اما این قوانین بیشتر بر کار فیزیکی تمرکز دارند و به فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی نمی‌پردازند. این خلأ قانونی، زمینه‌ساز سوءاستفاده‌های متعدد از کودکان در بسترهای دیجیتال شده است. برخی پژوهشگران حقوق کودک نیز بر این نکته تأکید دارند که قوانین فعلی به‌طور خاص به کار کودکان در فضای مجازی نپرداخته‌اند و نیاز به تدوین قوانین جدید در این حوزه وجود دارد.

    کودکانی که در فضای مجازی فعالیت می‌کنند، در معرض آسیب‌های روانی و اجتماعی متعددی قرار دارند. از جمله این آسیب‌ها می‌توان به فشارهای روانی ناشی از جلب توجه و تأیید اجتماعی، از دست دادن فرصت‌های رشد طبیعی و عدم تمایز بین حریم خصوصی و عمومی اشاره کرد. برخی روان‌شناسان کودک نیز بر این باورند که حضور کودکان در فضای مجازی می‌تواند منجر به بروز تعارضات هویتی و مشکلات روانی در آن‌ها شود. در بسیاری از موارد، والدین نقش فعالی در بهره‌کشی از کودکان در فضای مجازی دارند. آن‌ها با ایجاد صفحات اجتماعی برای فرزندان خود و استفاده از تصاویر و ویدئوهای آن‌ها، به کسب درآمد می‌پردازند. این در حالی است که قوانین موجود، مسئولیت والدین و پلتفرم‌های دیجیتال را در قبال فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی به‌طور مشخص تعیین نکرده‌اند.  قوانین موجود ایران، به‌ویژه ماده ۷۹ قانون کار، برای عصر دیگری نوشته شده‌اند؛ عصری که هنوز دوربین، اینترنت، و اقتصاد پلتفرمی در آن حضور نداشت. آنچه امروز نیازمند آن هستیم، نه صرفاً اصلاح چند ماده از قوانین موجود، بلکه بازنگری کامل در رویکرد تقنینی کشور نسبت به کودک در عصر دیجیتال است. کودک در فضای مجازی، به حمایت‌هایی نیاز دارد که فراتر از ممنوعیت کار فیزیکی و تعیین ساعت کار است. باید حق او بر خلوت، حریم خصوصی، رشد سالم، و صیانت از شخصیتش، محور سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد.

    علاوه بر دولت، مسئولیت والدین نیز باید به روشنی در قوانین تعریف شود. والدینی که از طریق صفحات فرزندان‌شان درآمدزایی می‌کنند، باید پاسخگوی آثار روانی و اجتماعی این عملکرد باشند. همچنین، پلتفرم‌ها به‌عنوان واسطه‌گران اقتصادی و فناوری، نمی‌توانند خود را از مسئولیت‌های حقوقی در قبال کودکان معاف بدانند. همان‌گونه که فیلتر محتوای غیراخلاقی بر عهده آن‌هاست، حفاظت از حقوق کودکان نیز باید در حیطه مسئولیت حرفه‌ای آنان قرار گیرد. در کنار اصلاح قوانین، باید نظام نظارت و پایش بر فعالیت‌های کودک‌محور در فضای مجازی تقویت شود. ورود نهادهای تخصصی در حوزه حقوق کودک، روان‌شناسی کودک، و فناوری اطلاعات به حوزه سیاست‌گذاری، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است انکارناپذیر. آموزش والدین، آگاهی‌بخشی به کودکان و نوجوانان، و تدوین آیین‌نامه‌های دقیق برای حضور کودکان در فضای مجازی، بخشی از این راه‌حل چندوجهی است. اگر کودکان آینده‌ی این سرزمین‌اند، پس آینده‌ی آن‌ها را باید از امروز، در فضای مجازی هم به اندازه فضای واقعی، جدی گرفت. کودک باید محتَرم باشد، نه محتَوا. و این وظیفه‌ی قانون‌گذار، جامعه، خانواده و ما پژوهشگران است که در برابر این بی‌عدالتی مدرن، سکوت نکنیم. سکوت، خیانت به کودکی است. برای مقابله با این چالش، اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:

    ۱-اصلاح و به‌روزرسانی قوانین موجود: قوانین کار و حمایت از کودکان باید به‌گونه‌ای اصلاح شوند که شامل فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی نیز باشند؛

    ۲-تدوین قوانین جدید: نیاز به قوانین جدیدی است که به‌طور خاص به کار کودک در فضای دیجیتال پرداخته و مسئولیت‌های والدین، پلتفرم‌ها و سایر ذی‌نفعان را مشخص کند؛

    ۳-آموزش و آگاهی‌بخشی: برگزاری دوره‌های آموزشی برای والدین، معلمان و کودکان درباره مخاطرات کار در فضای مجازی و حقوق کودکان؛

    ۴-نظارت و پایش مستمر: ایجاد نهادهای نظارتی برای پایش فعالیت‌های کودکان در فضای مجازی و برخورد با موارد سوءاستفاده؛

    ۵-همکاری بین‌المللی: استفاده از تجربیات و استانداردهای بین‌المللی در زمینه حمایت از حقوق کودکان در فضای مجازی.

  • بهره‌کشی تجاری از کودکان کار؛ از خیابان‌ها تا فضای مجازی

    بهره‌کشی تجاری از کودکان کار؛ از خیابان‌ها تا فضای مجازی

    به گزارش اقتصادران، در عصر تحول دیجیتال و گسترش چشمگیر فناوری‌های ارتباطی، شکل‌های جدیدی از کار کودک پدیدار شده‌اند که به‌شدت از الگوهای سنتی فاصله گرفته‌اند و از حیث ابزار، شیوه و مخاطرات، ماهیت متفاوتی یافته‌اند. یکی از مهم‌ترین و در عین حال نگران‌کننده‌ترین اشکال نوظهور کار کودک، بهره‌کشی تجاری از کودکان در فضای مجازی است. در این نوع بهره‌کشی، کودکان – عمدتاً از طبقات فرودست جامعه – نه در کارگاه‌ها، خیابان‌ها یا معادن، بلکه در قاب تلفن‌های همراه و صفحات شبکه‌های اجتماعی، در معرض بهره‌برداری تجاری، هیجانی و عاطفی قرار می‌گیرند. این کودکان اغلب توسط والدین، سرپرستان یا شبکه‌هایی سودمحور به‌صورت هدفمند در محتوای ویدئویی یا تصویری به نمایش گذاشته می‌شوند تا از طریق جلب ترحم عمومی، فروش محصولات، جذب دنبال‌کننده، یا کسب درآمد تبلیغاتی، سودآوری حاصل شود. در این میان، کودکان کار خیابانی که پیش‌تر در معرض استثمار فیزیکی قرار داشتند، اکنون وارد چرخه‌ای پیچیده‌تر و پنهان‌تر از بهره‌کشی شده‌اند؛ چرخه‌ای که در آن کار جسمانی جای خود را به «نمایش عاطفی»، «تولید محتوای مخاطب‌پسند»، و «بازاریابی بصری» داده است.

    در این وضعیت، کودک نه‌تنها نیروی کار، بلکه سوژه تبلیغ، ابزار درآمدزایی و موضوع نگاه‌های تحقیرآمیز، ترحم‌آمیز یا سرگرم‌کننده می‌شود. این شکل از بهره‌کشی، به‌واسطه‌ی پوشش عاطفی و ظاهراً بی‌ضرر خود، اغلب از دیدگاه افکار عمومی پنهان می‌ماند و حتی توسط بخش‌هایی از جامعه نیز تشویق می‌شود. با این حال، حقیقت ماجرا از منظر حقوق کودک کاملاً متفاوت است. بهره‌کشی تجاری از کودکان در فضای مجازی نقض آشکار اصول بنیادین حقوق کودک از جمله کرامت انسانی، حق بر خلوت، حق بر عدم استثمار، و اصل «منافع عالیه کودک» است. این نوع بهره‌کشی، کودک را از حریم خصوصی، حق انتخاب، و رشد متوازن و ایمن محروم می‌سازد و او را به کالای نمایشی در الگوریتم‌های سرمایه‌محور تبدیل می‌کند.

    مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که کودکانی که در خیابان‌ها به فروش گل یا دستمال مشغول بودند، اکنون با همان لباس‌های پاره، چهره‌ی گردآلود و صدای لرزان، در صفحات پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی ظاهر می‌شوند و بدون هیچ نظارت یا مداخله‌ای، مورد استفاده‌ی تبلیغاتی یا احساسی قرار می‌گیرند. از منظر حقوقی، نظام قانون‌گذاری ایران در قبال این پدیده‌ی نوظهور، دچار خلأهای جدی و گاه سکوت مطلق است. قانون جرایم رایانه‌ای، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، و حتی سیاست‌گذاری‌های شورای عالی فضای مجازی، تاکنون به‌طور مستقیم و صریح به این گونه از بهره‌کشی اشاره نکرده‌اند. مفاهیم مبهمی چون «مصادیق محتوای مجرمانه»، «نشر تصاویر کودکان»، یا «سوءاستفاده از فضای مجازی» فاقد دقت، شفافیت و ضمانت اجرایی مؤثر برای حمایت از کودکان در برابر این آسیب نوپدید هستند. در نتیجه، سوءاستفاده از کودکان در شبکه‌های اجتماعی عملاً بدون نظارت مؤثر حقوقی، اجتماعی و نهادی رها شده است.

    از منظر اجتماعی نیز، جامعه با بحران درک مسئله مواجه است. فقدان سواد رسانه‌ای در میان اقشار مختلف، موجب شده است تا بسیاری از افراد نه‌تنها بهره‌کشی را تشخیص ندهند، بلکه با حمایت، فالو، کامنت و حتی مشارکت مالی، آن را تشویق کنند. در این فضا، کودک هم قربانی است و هم سوژه؛ هم ابزار است و هم مظلوم؛ و در غیاب مقررات، نظارت و آگاهی عمومی، آینده‌ی او به ثمن بخس در بستر اقتصاد پنهان دیجیتال معامله می‌شود. کار دیجیتال کودک، برخلاف اشکال سنتی کار بدنی یا خیابانی، دارای ماهیتی پنهان، گسترده و اغلب طبیعی‌نمایی‌شده است. در بسیاری موارد، این نوع از بهره‌کشی با ظاهری فریبنده چون «هنرنمایی»، «کارآفرینی خانوادگی» یا «استعداد کودک» عرضه می‌شود، اما در حقیقت ساختارمند، سودمحور و بدون رعایت مصالح عالیه کودک است.

    مصادیق بهره‌کشی تجاری از کودکان کار در فضای مجازی چگونه است؟

    1. نمایش ترحم‌برانگیز کودکان در ویدیوها جهت جلب کمک‌های مالی
    2. استفاده از کودکان برای تبلیغ مستقیم محصولات مانند فروش دست‌سازها، پوشاک یا مواد غذایی
    3. نمایش زندگی کودک در فقر، برای جذب دنبال‌کننده (فالوور) و کسب درآمد از تبلیغات و حمایت مالی (donations)

    پدیده‌ی بهره‌کشی تجاری از کودکان کار در فضای مجازی، یکی از جلوه‌های نوظهور اما بسیار پیچیده و نگران‌کننده نقض حقوق کودک در عصر دیجیتال است؛ پدیده‌ای که هم‌زمان در تقاطع چندین بحران قرار دارد: فقر، بی‌عدالتی اجتماعی، سکوت تقنینی، خلأ نظارتی، و عادی‌سازی خشونت علیه کودکان. اگرچه بهره‌کشی اقتصادی از کودکان از دیرباز مورد توجه کنوانسیون‌ها و نهادهای حقوق بشری قرار داشته، اما ظهور شکل‌های نوین این پدیده در بسترهای دیجیتال، چارچوب‌های سنتی حقوقی را ناکارآمد ساخته و نظام حقوقی ایران را با چالش‌هایی جدی مواجه کرده است. در وضعیت فعلی، کودکان کار که در شبکه‌های اجتماعی نظیر اینستاگرام به نمایش گذاشته می‌شوند، به‌واسطه‌ی آسیب‌پذیری مضاعف ناشی از سن، وضعیت اقتصادی، فقدان حمایت نهادی و غیبت قوانین بازدارنده، عملاً تبدیل به کالاهایی برای تولید محتوا، فروش ترحم، جذب مخاطب و تبلیغات شده‌اند. این بهره‌کشی نه‌تنها نقض صریح ماده ۳۲ کنوانسیون حقوق کودک و اصل منع استثمار اقتصادی است، بلکه با نقض اصولی چون کرامت انسانی، مصالح عالیه کودک، حق بر خلوت، حق بر هویت و رشد متوازن، کودک را به ابزاری در خدمت منافع اقتصادی دیگران بدل می‌کند.

    از منظر حقوقی، خلأهای تقنینی موجود در قوانین کیفری، قانون کار، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، و قوانین مربوط به فضای مجازی، باعث شده تا مفاهیمی چون «کار کودک دیجیتال»، «بهره‌کشی رسانه‌ای» و «استثمار ترحم‌محور» نه‌تنها تعریف و جرم‌انگاری نشوند، بلکه در برخی موارد به‌واسطه‌ی سکوت قانون، به رسمیت نیز شناخته شوند. این خلأها در عمل، امکان مداخله‌ی مؤثر نهادهای قضایی، انتظامی و اجتماعی را سلب کرده و موجبات تداوم و گسترش این آسیب را فراهم آورده‌اند. از منظر اجتماعی نیز، نبود سواد رسانه‌ای کافی در میان کاربران و جامعه، موجب شده تا این شکل از بهره‌کشی به‌جای مواجهه و اعتراض عمومی، با حمایت، لایک، فالو و مشارکت مالی همراه شود. این امر چرخه‌ی بازتولید استثمار را تقویت و به مشروعیت‌یافتن نمادین آن کمک می‌کند.

    سکوت جامعه، مانند سکوت قانون، خطرناک‌ترین شکل تأیید خشونت است؛ به‌ویژه هنگامی‌که قربانی آن، کودکانی هستند که هیچ‌گونه ابزار دفاع از خویش ندارند. لذا، برای مواجهه با این بحران نوظهور و در عین حال بسیار جدی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای بازنگری در سیاست‌گذاری‌های تقنینی و اجرایی، تعریف دقیق مفاهیم حقوقی در حوزه‌ی کودک دیجیتال، جرم‌انگاری بهره‌کشی رسانه‌ای از کودکان، ایجاد نهاد ناظر تخصصی در فضای مجازی، ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه و آموزش عمومی درباره‌ی حقوق کودک در بستر دیجیتال وجود دارد. سیاست‌گذاران، قانون‌گذاران، نهادهای حمایتی، و حتی کاربران فضای مجازی، باید در برابر این شکل نوین از خشونت ساختاری علیه کودکان، احساس مسئولیت کنند. کودکان کار دیجیتال، بزه‌دیدگان فراموش‌شده‌ی زمانه‌ی ما هستند؛ اگر امروز به حمایت مؤثر از آنان نپردازیم، فردا در برابر نسل‌هایی ایستاده‌ایم که نه‌تنها کودکی خود را از دست داده‌اند، بلکه به‌دلیل بی‌توجهی ما، آینده‌ای همراه با بی‌اعتمادی، بی‌عدالتی و خشونت در پیش دارند. این نتیجه‌گیری تنها دعوت به اصلاح قانون نیست؛ بلکه فراخوانی برای بازسازی اخلاق اجتماعی، مسئولیت‌پذیری جمعی و به رسمیت شناختن کرامت ذاتی هر کودک، در هر بستری، از جمله بسترهای دیجیتال است. 

    پیشنهادها و راهکارها در این موضوع بسیار مهم چیست؟

    1. تدوین قوانین جدید در حوزه‌ی حقوق کودک دیجیتال، به‌ویژه در قالب لایحه‌ای مستقل یا اصلاح قانون حمایت از کودکان و نوجوانان.
    2. توسعه دامنه نظارت سازمان‌هایی چون وزارت رفاه، بهزیستی و پلیس فتا بر محتواهای دیجیتال با مشارکت کودکان.
    3. تعریف جرم بهره‌کشی تجاری از کودکان در فضای مجازی در قوانین کیفری و فناوری اطلاعات.
    4. راه‌اندازی سامانه گزارش‌دهی مردمی برای شناسایی صفحات سوءاستفاده‌گر از کودکان در شبکه‌های اجتماعی.
    5. آموزش عمومی درباره مصادیق کار کودک در فضای دیجیتال و منع حمایت مالی کورکورانه از چنین محتواهایی.
  • نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام / بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند

    نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام / بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند

    به گزارش اقتصادران، در جهانی که آدم‌ها ساعت‌ها از روز خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند؛ آن‌ها هدایت‌گر ذهن، احساس و حتی تصمیمات ما شده‌اند، زندگی های پر زرق و برق، تفریحات  لاکچری، پوشیدن لباس‌های برند و تصویرسازی از زندگی سراسر عاشقانه مرواریدهایی  هستند که هر روز توسط بلاگرها برای مردم به نمایش درمی‌آیند، اما پشت این لبخندهای بی‌وقفه، چه بر روان ما می‌گذرد؟ آیا واقعاً فقط سرگرمی است یا نسخه‌ای مدرن از فشار روانی جمعی را تجربه میکنیم؟.

    وقتی فالو کردن از تفریح به اعتیاد تبدیل می‌شود

    هر کلیک، هر لایک، هر اسکرول در اینستاگرام و تیک‌تاک شاید بی‌اهمیت به‌نظر برسد، اما مطالعات روان‌شناسی می‌گویند این‌ها مثل دوزهای پی‌درپی دوپامین، ذهن را درگیر می‌کنند؛ بلاگرها که روزی با «بیان تجربیات شخصی» شروع کردند، حالا سازنده رؤیاها و مقایسه‌های مخرب‌اند.

    این روزها بلاگرها دیگر چهره‌هایی دور از دسترس نیستند؛ آنها هر روز و هر ساعت با ما حرف می‌زنند، از روتین صبحگاهی‌شان می‌گویند، غذایشان را نشان می‌دهند، پشت تریبون خود مردم را هدایت میکنند تبدیل به الگو می‌شوند و  صورت زندگی خود را به اشتراک می‌گذارند.

    این نزدیکی مجازی، نوعی وابستگی روانی ایجاد می‌کند که در مواردی از رابطه با یک دوست واقعی هم قوی‌تر است بلاگرهای کتاب‌خوان، معلمان روانشناسی، مادران فعال در زمینه فرزندپروری یا حتی ورزشکاران الهام‌بخش، گاهی خلأهایی را پر می‌کنند که آموزش رسمی به آن نپرداخته؛ آن‌ها می‌توانند انگیزه‌بخش باشند، مخاطب را به سمت رشد فردی سوق دهند یا باعث شناخت بهتر خودش شوند؛ اما چالش اصلی، جایی شروع می‌شود که مخاطب، تصویر زندگی بلاگرهای روزمره را با واقعیت زندگی خود مقایسه می‌کند و از صحبت های فردی تاثیر میپذیرد و اظهار نظرهای غیر کارشناسی فردی را گوش میدهد که  هیچ تخصصی ندارد.

    روانشناسان این پدیده را مقایسه‌گری مزمن می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد، پیوسته خود را در سطحی پایین‌تر از دیگران می‌بیند.

    یک‌روی سکه انگیزه و امید روی دیگر زندگی زیر فشار خوشبختی دیگران

    روان‌شناسان اصطلاحی تحت عنوان مقایسه‌گری سمی دارند، این موضوع زمانی اتفاق می‌افتد که فرد، بدون آگاهی، زندگی خود را با نسخه ویراسته و تزئین‌شده دیگران مقایسه می‌کند؛ بلاگری که در کافه لوکس صبحانه می‌خورد،  یا با همسرش ولنتاین می‌گیرد، ممکن است واقعاً خوشحال نباشد؛ اما مخاطب از پشت صحنه این موارد اطلاعاتی ندارد و فقط می‌بیند و رنج می‌برد و حسرت میخورد.

    این روزها کمتر بلاگری بدون فیلتر ظاهر می‌شود؛ نرم‌افزارهای زیباسازی چهره، بدن، نورپردازی صحنه و تدوین حرفه‌ای، واقعیتی فریبنده و دست‌کاری‌شده می‌سازنند اما ذهن مخاطب این فریب را نمی‌بیند؛ او خودش را با نسخه‌ای غیرواقعی از دیگری مقایسه می‌کند.

    صحبت های بلاگری که یک ماه بعد از سفر خارجی لاکچری خود طلاق میگرد و اعتراف می‌کند که هیچکدام در جریان زندگی شخصی و دعواهای او و همسرش در مسافرت نبوده‌اند و شاهد عاشقانه ای دروغین بوده‌اند  گواه آن است که تمامی آن رفتارهای عاشقانه و سبدهای گل نمایشی فریبنده برای ویو، لایک و کامنت بوده است.

    ماجرا زمانی عجیب می‌شود که یک بلاگر در پاسخ به سوالم درباره اینکه در ماه  چقدر هزینه سبد گل می‌کند می‌گوید برای هیچکدام هزینه ای نمی‌کند چون یا تبلیغ است یا اجاره ‌ای این بلاگر می‌گوید گاهی برای مراسم های بزرگ مثل تولد یا ولنتاین سبد گلی را در قبال یک تگ استوری اجاره میکند و پس از گرقتن فیلم و عکس آنرا پس می‌دهد.

    1904284

    نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام و تیک‌تاک

    نوجوانانی که هنوز در مرحله شکل‌گیری شخصیت هستند، بیش از همه تحت تأثیر بلاگرها قرار می‌گیرند. الگوبرداری بی‌فکر از سبک گفتار، مصرف‌گرایی، جراحی‌های زیبایی یا روابط بی‌ثبات، نسلی سردرگم و بی‌پشتوانه می‌سازد.

    پژوهش‌های مؤسسه Yale (۲۰۲۳) نشان می‌دهد نوجوانانی که روزانه بیش از ۳ ساعت محتوا از بلاگرها مصرف می‌کنند، ۴ برابر بیشتر در معرض اختلالات اضطرابی از جمله اختلال تصویر بدن (Body Dysmorphia)،افسردگی پنهان، عقده‌ی فقر و بی‌عرضگی درونی‌شده، فومو (ترس از عقب‌ماندن از زندگی دیگران) قرار دارند.

    وقتی کودکی ۱۰ ساله به جای معلم یا والدین، از یک ولاگر آرایشی یاد می‌گیرد که زیبایی مهم‌ترین ارزش است، یا نوجوانی با دیدن روابط عاشقانه ، ولخرجی‌ها و «بچه پولدار بازی» بعضی بلاگرها احساس بی‌ارزشی می‌کند، یعنی جامعه با شیب تندی به سمت افسردگی یا فراموشی ارزش ها است.

    بلاگرها، قربانی یا مسئول؟

    البته بسیاری از بلاگرها هم در این گرداب گم شده‌اند؛ فشار برای تولید محتوا، رقابت برای دیده‌شدن، و وابستگی مالی به تبلیغات باعث می‌شود آن‌ها هم به نوعی گرفتار اضطراب دائمی باشند، آن‌ها حتی برای تبلیغ از فرزندان خود را هم وارد بازی میکنند روزی با زایمان زودرس در تاریخ رند با جان آنها بازی میکنند و روزی دیگر رای تبلیغ کودکان خود را مجبور به اجرای نمایش مقابل دوربین میکنند و  به جای آنکه فرزندان خردسال در دنیای خود باشند مجبور به کار برای ارمغان آوردن لایک و ویو برای پیج والدینشان هستند.

    62835731

    اما آیا این باعث می‌شود از مسئولیت اجتماعی بلاگرهاچشم‌پوشی کنیم؟ قطعاً نه، بسیاری از بلاگرها با دریافت پول‌های کلان، محصولات بی‌کیفیت، قرص‌های غیرمجاز، عمل‌های زیبایی مشکوک یا حتی سبک‌های زندگی مصرف‌زده را تبلیغ می‌کنند وقتی از یک بلاگر پرسیدیم آیا قرص های لاغری در روند کاهش وزن او تاثیر داشته است یا خیر ؟ با خنده ای گفت اصلا از آن قرص ها مصرف نکرده و اسکرین شات های رضایت محصول را نیز به او داده اند تا تبلیغ کند و جالب‌تر زمانی شد که از او  پرسیدم پس چرا اعلام کردی قرص ها را مصرف کرده‌ای و گفت این روش کار است.

    بازی با جان دیگران برای چند تبلیغ

    این تبلیغات در جامعه‌ای که درگیر مشکلات اقتصادی و روانی است، نمک روی زخم مردم است در بسیاری از کشورها، تبلیغات فریبنده یا ترویج سبک زندگی مضر توسط اینفلوئنسرها و بلاگرها مشمول محدودیت‌های قانونی است. اما در ایران، هنوز قانون شفافی درباره مسئولیت اجتماعی یا حقوقی بلاگرها وجود ندارد و نه نظام مجوز شفافی هست، نه نظارت جدی ؛ که  نتیجه این موضوع،  بازار پر از محتوای فریبنده، تأثیر روانی بی‌محابا و نسل جوانی است  که زیر بار مقایسه، دروغ و نمایش له می‌شود.

    9b7f5c44-02f4-4b6c-a956-7a1ccead39c3

    نگاه جامعه‌شناختی به تأثیر اینستاگرام بر سبک زندگی کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها

    سحر پهلوان نشان فوق دکتری روان شناسی و استاد دانشگاه  به بررسی  تأثیر اینستاگرام بر سبک زندگی کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها پرداخت  و گفت: از چند جهت می‌توان به این موضوع پرداخت. در مرحله اول، وقتی صحبت از “دهکده جهانی” می‌شود، یکی از مهم‌ترین ابزارهای این دهکده اینترنت است. در این میان، فضای اینستاگرام یکی از پرکاربردترین و تأثیرگذارترین پلتفرم‌هاست. ما باید بپذیریم که این تغییر تکنولوژی، هم جنبه‌های مثبت دارد و هم جنبه‌های منفی. از جنبه‌های مثبت آن، آشنایی با سبک زندگی، افکار، تغذیه، پوشش، پیشرفت‌ها و نوع نگاه جوامع مختلف است. اما روی دیگر این سکه، آسیب‌هایی است که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

    وی در ادامه افزود:ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دارای بستری از ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی خاص خود است. یعنی در حالی که نیم‌نگاهی به جوامع مدرن داریم، اما فضای سنتی در بسیاری از خانواده‌های ایرانی هنوز هم پایدار است؛ و به نظر من، این پایبندی کاملاً درست و ارزشمند است.

    این روانشناس اجتماعی با اشاره به تأثیرات فضای مجازی در دوران کودکی گفت:ماجرا از دوره کودکی آغاز می‌شود. مادری ممکن است در اینستاگرام ببیند که برای تولد فرزندان دیگران تم خاصی دارند، از تن‌پوش‌های عروسکی استفاده می‌شود، دی‌جی دعوت می‌کنند و هزینه‌های گزافی صرف می‌شود. این‌ها باعث می‌شود تا مفهوم اصلی تولد که باید شادی کودک و آموزش مفاهیم مثبت باشد، جای خود را به نمایش و تجمل بدهد. در حالی که می‌شود با یک فضای ساده و صمیمی، احساس و هیجان خوبی را برای کودک ایجاد کرد. ما حتی می‌بینیم که برخی بازیگران و فوتبالیست‌ها برای فرزندان‌شان تولدهای بسیار ساده‌ای می‌گیرند.

    او سپس به دوره نوجوانی اشاره کرد و اظهار کرد :در این دوره، نوجوان به دنبال هویت‌یابی است. جذب گروه‌های موسیقی، به‌ویژه گروه‌های کره‌ای، باعث شده که بچه‌ها طبق ساعت کره‌ای بیدار شوند، غذای کره‌ای بخورند و لباس‌های مشابه بپوشند. در این بین، بسیاری از کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ‌ترها سواد رسانه‌ای لازم را ندارند و نمی‌دانند که اطلاعاتی که می‌بینند تا چه حد واقعیت دارد.

    چالش های اینستاگرامی در دوران تشکیل هویت نوجوان

    پهلوان نشان ادامه داد:وقتی نوجوان در حال شکل‌گیری هویت خود است و محتواهایی مانند سبک غذا، پوشش یا آزادی‌های جوامع دیگر را می‌بیند، این سؤال در ذهنش شکل می‌گیرد که “چرا من نه؟” در حالی که هیچ درکی از تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی ندارد. او ممکن است از دیدن نوجوانی که در اینستاگرام با پدر یا مادرش قلیان می‌کشد، یا دابسمش می‌گیرد، یا چالش‌هایی مانند “با من آماده شو برای مدرسه” شرکت می‌کند، تصور کند که در حال محروم شدن از آزادی‌هایی است که دیگران دارند. این باعث می‌شود که فشارهایی را بر خانواده برای تغییر محیط آموزشی وارد کند، بی‌آنکه بداند آیا این فضا با فرهنگ خانوادگی‌اش همخوانی دارد یا خیر.

    او با تأکید بر تأثیر مخرب بلاگرهای بی‌تخصص گفت: ما در معرض محتواهایی هستیم که توسط افرادی تولید می‌شود که در زندگی شخصی و حرفه‌ای موفق نبودند، تحصیلات عالی ندارند اما شروع به دادن توصیه‌های روانشناسانه می‌کنند. عباراتی مانند “آدم‌های سمی را حذف کن”، “بلاک کن”، “هیچ‌کس حق نداره ازت فلان انتظار رو داشته باشه” باعث تضعیف مفاهیمی مثل تاب‌آوری، تحمل ابهام و حل مسئله می‌شود. این توصیه‌ها حتی می‌توانند زندگی زناشویی یا روابط والد-فرزندی را دچار بحران کنند.

    تجویز نسخه کنسل توسط بلاگرهای بی تخصص

    این روانشناس گفت: این بلاگرها از تکنیک‌های تبلیغاتی و نفوذ کلام به‌خوبی استفاده می‌کنند. آن‌ها با زبان رسا و مثال‌های ملموس، حرف‌های‌شان را باورپذیر می‌کنند. همین باورپذیری می‌تواند باعث شود که یک فرد بلافاصله به‌محض دیدن یک نشانه در رابطه‌اش، تصمیم به قطع رابطه بگیرد. یا تفکرات نادرستی مانند اینکه “اگر برای من گل نخرید، اگر کادو نگرفتی، پس کنسل” را رواج دهند. در این فضا، حتی آشنایی‌های دوستی بدون شناخت یا فرصت‌های مجدد بی‌منطق به‌صورت احساسی تبلیغ می‌شوند، بدون آنکه هیچ بررسی یا آسیب‌شناسی واقعی انجام شود.

    او با بیان اینکه وقتی دقیق‌تر می‌شویم در زندگی شخصی این بلاگرها، حتی از طریق فضاهایی که افشاگری بیشتری دارند و اطلاعات بیشتری راجع به این افراد داریم، می‌بینیم که این فقط روبنای یک ساختمان زیباست گفت:  اما وقتی وارد این ساختمان می‌شویم، ممکن است آن کهنه بودن، ترک‌ها و شکست‌ها بیشتر دیده شوند. به نوجوانان توصیه می‌کنیم که وقتی از آن‌ها سوال می‌کنیم که دوست دارید در آینده چه شغلی داشته باشید، برخی از آن‌ها می‌گویند بلاگر. چرا که این شغل را راحت‌ترین راه می‌بینند که هم سرگرم‌کننده است و هم می‌تواند درآمد بالایی داشته باشد. اما ما با این چالش روبرو می‌شویم که به نوجوانان بگوییم در انتخاب رشته و شغل باید ارزش‌های اجتماعی و جایگاه خود را در نظر بگیرند.

    او در ادامه گفت: درست است که می‌گوییم برای مردم زندگی نمی‌کنیم، ولی در واقع داریم با مردم زندگی می‌کنیم. این خیلی جمله مهمی است. باید شغلی را انتخاب کنیم که در عین حال که جایگاه اجتماعی مطلوب برای ما ایجاد کند، درآمد با ثباتی هم داشته باشد. در بلاگری این ثبات وجود ندارد. پیج‌ها ممکن است از دست بروند، اسپانسرها ممکن است نباشند، و این افراد ممکن است روزی منفور شوند. این‌ها مسائلی هستند که باید در آموزش‌ها به نوجوانان و کودکان گوشزد کنیم که آیا تاب و تحمل شنیدن انتقادهای نابجا را دارند یا نه. فضای بلاگری به شدت با این مسائل درگیر است.

    پهلوان نشان افزود: دنبال کردن چنین صفحاتی در واقع مهر تاییدی بر این رفتارها می‌زند. اگر ما از این فضا آسیب می‌بینیم، باید متوجه شویم که چه فشارهایی به کودکان و نوجوانان وارد می‌شود و چقدر انتظارات غیرمنطقی ایجاد می‌کند که روابط ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین نباید این صفحات را دنبال کرد. در حقیقت، این افراد هم به عنوان بلاگر، یک سری اسپانسر دارند که هزینه‌هایشان را تأمین می‌کنند. حتی در موفق‌ترین حالت، آن‌ها هزینه‌ای برای تبلیغاتی که می‌کنند نمی‌پردازند.

    او تأکید کرد: برای مقابله با این فضا، باید به کودکان و نوجوانان سواد رسانه‌ای بیاموزیم. باید یاد بدهیم که هر چیزی را از هر کسی قبول نکنند. مثلاً وقتی کسی نسخه‌ای برای آن‌ها تجویز می‌کند، باید از خودشان بپرسند که صلاحیت این فرد چیست و چطور می‌توانند تشخیص دهند که نسخه‌اش برای آن‌ها مناسب است.

    تشکیل انتظارات غیرمنطقی توسط بلاگرها

    این استاد دانشگاه  در ادامه گفت: یکی از نکات مهم این است که باید ببینیم نیازهای واقعی خود را در زندگی، مانند هدیه گرفتن یا جشن تولدها، از چه زاویه‌ای می‌بینیم. آیا اگر برایمان گل خریدند یا خریداری نکردند، این برای ما اهمیت دارد؟ این مسائل در فضای بلاگری گاهی با انتظارات غیرمنطقی شکل می‌گیرد که باعث می‌شود کودک یا نوجوان در آینده انتظاراتی غیرواقعی از دیگران داشته باشد.

    او افزود: در فضای بلاگری، به نوعی همه‌چیز به نمایش گذاشته می‌شود. اگر چیزی کم باشد، کنسل می‌شود. اگر ماشین فرد پراید باشد، دیگر جذابیتی ندارد. این باعث می‌شود که نوجوانان در روابط خود و در مناسبت‌ها فقط به دنبال تطابق با آنچه در فضای بلاگری می‌بینند، باشند.

    پهلوان نشان در نهایت گفت: ما باید به نوجوانان یاد بدهیم که هیچ شغلی بدون چالش و ریسک نیست. بلاگری به عنوان یک شغل می‌تواند دارای نوسانات و ریسک‌های زیادی باشد. به همین دلیل باید در آموزش‌های خود به نوجوانان توجه کنیم که به دنبال شغلی با ثبات و پایدار باشند و یاد بگیرند که در هر شرایطی، انتظارات غیرمنطقی و فشارهای اجتماعی را به درستی مدیریت کنند.

     

    10ce08c3-4771-417b-a86b-37ea4e815fcb

    واقعیت این است که ما دیگر با رسانه روبه‌رو نیستیم، ما درون رسانه زندگی می‌کنیم. بلاگرها آمده‌اند که بمانند، اما اگر ندانیم چه می‌بینیم، چرا می‌بینیم و چطور می‌بینیم، این فالوکردن‌ها، ما را از خودمان دور می‌کند.

    زندگی واقعی، پشت لنز نیست؛ کنار آدم‌های واقعی، بدون فیلتر، بدون تدوین، با همه‌ی فراز و فرودهایش زیباست.

  • ماجرای فروش سیانور در فضای مجازی / پولدار شدن با تبلیغ خودکشی آسان!

    ماجرای فروش سیانور در فضای مجازی / پولدار شدن با تبلیغ خودکشی آسان!

    به گزارش اقتصادران، مراسم اختتامیه رویداد کارآفرینی پزشکی قانونی «سرنخ» با حضور عباس مسجدی رئیس سازمان پزشکی قانونی کشور و اصغر جهانگیر معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه صبح امروز چهارشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۴۰۳ برگزار شد.

    وی افزود: در زمان پیروزی انقلاب تلاش جوانان کشورمان در خودکفایی آغاز اما دشمنان تلاش کردند که این پیشرفت‌ها اتفاق نیفتد. با ترور و جنگ و اتفاق‌های دیگر سعی در جلوگیری پیشرفت کشورمان داشتند. تحریم‌ها یک رو آن برای ناکارآمد نشان دادن نظام بود اما روی دیگر آن باعث شد کشورها بیدار شدند و بر اساس توانایی‌های خود با استکبار جهانی مبارزه کنند. لذا نگاه سازمان پزشکی قانونی بسیار افتخار آفرین است و باید دنبال شود.

    وی گفت: یکی از تغییرات اجتماعی در قالب فضای مجازی است، این تغییرات نیازمندی‌های را ایجاد می‌کند، نکته دوم موضوعات اقتصادی در رابطه با علم و فناوری و سوم توجه به فناوری‌های نوین است.

    جهانگیر ادامه داد: ما باید از طریق ایده‌هایی که تبدیل به عمل می‌شود آن‌ها را به فرصت تبدیل کنیم. استفاده از این فرصت‌ها بسیار مهم است. ما باید دائم مراقب باشیم که در اهداف اصلی انحراف ایجاد نشود. هدف اصلی سازمان باید رسیدن به محصولاتی برای کشف سریع‌تر جرایم و جلوگیری از تکرار وقوع آن باشد. افرادی موفق هستند که با راه‌حل‌های کوتاه مدت و هزینه‌های حداقلی به موفقیت برسند.

    وی افزود: یکی دیگر از مسائل که باید مورد توجه قرار گیرد این است که زمانی می‌توان در خلق ایده‌ای موفق بود که مشارکت‌های حداکثری را داشته باشیم. اصل مشارکت‌های حداکثری برای رسیدن به ایده‌های نو بسیار مهم است. ما باید در حوزه‌های علمی از صاحبنظران استفاده کنیم تا زمان رسیدن به ایده‌ها را کاهش دهیم. از آنجایی که علم و تفکر انتهایی ندارد باید بهبود مستمر ابداع و یافته‌ها در دستور کار قرار گیرد.

    جهانگیر با اشاره به اینکه میزان جرایم زیاد بوده چرا که آسیب‌ها و حوزه نفوذشان گسترده شده است، گفت: پرونده‌ای تشکیل شده که به زودی اطلاعات بیشتری در این خصوص دریافت خواهید کرد، فردی سعی در فروش سیانور برای خودکشی آسان به قصد پولدار شدن در فضای مجازی داشته که فرد دستگیر شده، اما این تهدیدات این چنین در جامعه و فضای مجازی باید توسط خانواده‌ها کنترل شود تا از این طریق از میزان جرایم کاهش یابد و جلوگیری شود.

    وی گفت: در این مورد دو کودک فوت شده‌اند که برای فروشنده سیانور پرونده قضائی تشکیل شده است.

    معاون پیشگیری از وقوع جرم گفت: بسیاری از عوامل دخیل در پرونده‌های کثیر شاکی شناسایی نشده‌اند و راه حل‌های پزشکی قانونی کمک بسیاری در شناسایی زودتر پرونده دارد.

    جهانگیر با اشاره به حجم پرونده‌هایی که به دستگاه قضائی ورود پیدا می‌کند گفت: ٢٣ و نیم میلیون پرونده وارد دستگاه قضائی شده است که این رقم بسیار بالایی است و باید تلاش کنیم تا میزان ورودی پرونده‌ها را کم کنیم، با کمک پزشکی قانونی شناسایی‌ها باید سریع‌تر صورت گیرد تا از ایجاد پرونده‌های بیشتر جلوگیری شود.

  • فلیترینگ باید دست خانواده ها باشد! / کاسبان فیلترینگ نمی توانند غلطی کنند

    فلیترینگ باید دست خانواده ها باشد! / کاسبان فیلترینگ نمی توانند غلطی کنند

    به گزارش اقتصادران، «راه حلی برای فیلترینگ پیدا کردند»، «به زودی شاهد رفع فیلتر خواهیم بود» و… این قسمتی از اظهارات علی لاریجانی و جلال رشیدی کوچی پیرامون رفع فیلترینگ است که امید می دهد کاربران در آینده نزدیک بدون نیاز به فیلترشکن و بی واسطه می توانند از ایسنتاگرام، تلگرام و واتساپ استفاده کنند.اما تا چه اندازه باید به این امیدواری ها دلخوش بود؟

    علیرضا منادی سفیدان،رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی گزاره هایی را مطرح می کند که به نظر می رسد این امیدواری واهی نیست و به زودی شاهد وعده پزشکیان در مورد رفع فیلتر خواهیم بود کما اینکه او در این گفتگو از همراهی پلتفرم ها با ایران می گوید و از نفوذ نداشتن کاسبان فیلترشکن در نهادهای مرتبط با رفع فیلترینگ.

    او در این گفتگو می گوید که هدف ایران از فلیترنیگ ترس از براندازان نیست بلکه حاکمیت دغدغه حقوقی دارد و می خواهد هویت افراد در شبکه های مجازی مشخص باشد که موارد نظیر هتک آبرو و کلاهبرداری و مواردی از این قبیل که بعضا در فضای مجازی صورت می گیرد را به حداقل برساند.

    در ادامه گفتگو با علیرضا منادی سفیدان، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی را می خوانید:

    ***

    *آقای منادی سفیدان! زمزمه های رفع فیلترینگ تا چه اندازه جدی هستند و می شود به آنها امیدوار بود؟

    فیلتر شدن فرآیندی داشته، بنابراین برداشتنش هم قطعا فرآیندی خواهد داشت، باید از اینها سوال کرد که سیاست کشور چیست. چراکه فیلترینگ یک سیاست حکمرانی است و بسیاری از کشورها فیلتر کردند.فضای مجازی مانند فضای حقیقی است باید چارچوب و به عبارتی صاحب داشته باشد.

    بنابراین اگر بخواهند فیلتر را بردارند حتما می توانند این کار را انجام دهند، منتها باید با صاحبان اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و هر آنچه که هست، گفتگو کنند که اینها به قواعد ایران احترام بگذارند. به عبارت دیگر چند روز دیگر کسی می آید در فضای مجازی و در بستر این پلتفرم ها و فردی را تخریب می کند و آبروی آن فرد را می برد، این پلتفرم باید بگوید که چه کسی این کار را انجام دهد.

    حقوق شهروندی باید در فضای مجازی رعایت شود

    به عبارت دیگر فرد به نام مجازی آبروی افراد را می برد، لذا مشکل این موارد هستند، اینها فکر می کنند مشکل این است که اینها با هدف براندازی حکومت می آیند و اقداماتی انجام می دهند، البته که این موارد هم برای حکومت مهم هستند، اما برای ما این مهم است که حقوق شهروندی مردم رعایت شود. دست یک نفر پلتفرم و بستری است که بعد فرد دیگر با اکانت فیک به همه تهمت و بهتان می زند و آبروریزی می کند و یا اینکه ادعای کذب می کنم و می گویم جراح هستم و مردم را گول می زنم و یا کالا می فروشند، خراب از آب درمی آید و … منظور این است که با توجه به بسیاری از تهدیدهایی که فضای مجازی دارد، صاحبان پلتفرم ها باید به ایران و یا هر کشوری این دسترسی را بدهند که هویت افراد مشخص شود. لذا اگر این قضیه مشخص شود، بخش عمده کار حل می شود.

    احتمالا برخی پلتفرم های خارجی با ایران همراهی می کنند

    * با توجه به این گفته شما یعنی ایران با مدیران پلتفرم ها به نتیجه ای رسیده که الان برخی از چهره ها در مورد برداشتن فیلترینگ صحبت می کنند؟

    بنده اطلاع ندارم اما برداشتم این است که برخی از پلتفرم ها همراهی می کنند و به همین دلیل خود پلتفرم را فیلتر نکردند، بلکه آن پلتفرم هایی که همراهی نمی کنند و حداقل با نیروی انتظامی هم همکاری نمی کنند که اگر خواست اقدام خلافی انجام دهد، او را شناسایی کنند، فیلتر شدند.

    در حال حاضر وقتی فرد می خواهد مغازه راه اندازی کند، طبق قانون باید پروانه بگیرد که هویت فرد معلوم شود و یا اینکه فردی بخواهد راننده تاکسی شود برای او هم قوانین خاصی وجود دارد که هویت آن فرد مشخص باشد، این در فضای حقیقی است لذا در فضای مجازی هم شرایط باید به همین ترتیب باشد یعنی هویت اشخاص مشخص باشد.

    فلیترینگ باید دست خانواده ها باشد

    *با توجه به اینکه هم آقای لاریجانی هم آقایان ضرغامی و ربیعی اشاره هایی در مورد رفع فیلترینگ کرده بودند و روز گذشته هم یک نماینده سابق (رشیدی کوچی) در این مورد تاکید کرد، احتمال اینکه این وعده پزشکیان در مورد رفع فیلتر به مرحله عملیاتی شدن برسد، وجود دارد؟

    اگر پلتفرم با ایران همراهی کند قطعا فیلتر را بر می دارند و اگر در ادامه همراهی نکند، مجددا فیلتر می شود. صحبت بنده این است که فضای مجازی باید توسط خود خانواده ها مدیریت شود.

    *منظور شما این است که فیلترینگ از طرف خانواده ها صورت بگیرد و نه حاکمیت؟

    بهرحال اساسی ترین سرمایه ما از خانواده ها است. برای نمونه الان کودکی داخل آی پد فیلمی را مشاهده می کند، خانواده آی پد را به نوعی تنظیم کرده که فقط فیلم های مناسب کودک پخش شود و مورد دیگری پخش نشود. بنابراین اگر خود خانواده فرزندش را فیلتر کند و اجازه ندهد همه چیز را ببیند، یعنی این فرزند توسط پدر و مادر فیلتر شود، یک نکته است.

    نکته بعدی این است که در کل کشور عده ای از همکاری نکردن برخی پلتفرم ها با نیروی انتظامی سوءاستفاده می کنند و هر چه دلشان می خواهد را می نویسند و تخریب می کنند و این برای ما جالب نیست که در چنین فضایی نتوانیم فرزندان خود را کنترل کنیم و در نتیجه حاصل عمر خانواده ها از دست برود.

    برای مثال اگر لاتی سر کوچه بیاید همه محل اعتراض می کنند و می گویند اجازه ندهید این لات بیاید. حالا اگر همین فرد که لات خوانده می شود وارد خانه شود و بدون اطلاع والدین داخل فضای مجازی با فرزندان صحبت کند، به این معنی است که داخل فضای مجازی برنامه های شیطانی خود را اجرا می کند، این موارد بد هستند که اگر کنترل شوند، فضای مجازی بسیار بسیار مفید است و مانند چاقو است یعنی هم خوب است و برای مواردی نظیر جراحی و آشپزی مفید است و هم بد است چراکه امکان دارد در راستای هدف یک قاتل و جانی استفاده شود.

    افراد فیلتر شوند نه فضای مجازی

    *فکر می کنید شورای عالی فضای مجازی قدرت رفع فیلترینگ را داشته باشد یا باید هماهنگی در سطح بالاتر و حاکمیت صورت بگیرد؟

    دست هر کسی که هست، به این توجه کند که برای فرزندش چه تصمیمی می گیرد برای ملت هم همان تصمیم را بگیرد. الان مد شده که می گویند رفع فیلتر، فیلتر را بردارند که مردم دیگر فیلترشکن نخرند و خود حاکمیت کنترل کند که محتوای نامناسب در این فضا نباشد.

    ما هم مانند آمریکا برای ورود افراد به فضاهای نامناسب هزینه تعیین کنیم

    *مقصود شما این است که برخی افراد و یا پیام ها در فضای مجازی فیلتر شوند؟

    بله، در حال حاضر اینترنت داریم، فیلترینگ را بردارند و اگر کسی می خواهد وارد فضاهای نامناسب شود، پول بدهد کما اینکه در آمریکا هم وضعیت به همین ترتیب است. شبکه های تلویزیونی فراوانی وجود دارند اما کانال های مستهجن و بد پولی هستند، یعنی می گوید پول بده و خودت را بیچاره کن.

    *در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات رفع فیلتر، موافقان فیلترینگ…

    ما موافق رفع فیلترینگ هستیم، سودجوها در حال فروش فیلترشکن هستند و بار مالی به مردم وارد می کنند، ما می گوییم دولت و حاکمیت که این همه بودجه و بیت المال را در اختیار دارید، فضای مجازی را کنترل کنید، پلیس فضای مجازی را کنترل کنید اما اینها به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک می کنند، به این معنی که برای مثال با اینستاگرام مذاکره نمی کند که بگوید این موارد نباید باشند که اگر کسی با اکانت فیک پیجی زد و در آن پیج کالای مسمومی تبلیغ کرد و مردم مریض شدند، را چگونه پیدا کنیم؟

    برای مثال فرانسه مدیر تلگرام را دستگیر کرد و همه اطلاعات را از او گرفت و گفت تلگرام  در این کشور طبق قواعد مدنظر باید باشد. در بسیاری از کشورها تلگرام فیلتر است و یا واتساپ در دوبی فیلتر است و نمی توان از آن استفاده کرد. همچنین در چین نرم افزار جایگزین سایر پلتفرم ها را طراحی کردند.

    کاسبان فیلترینگ نمی توانند غلطی کنند

    *فکر می کنید نفوذ کاسبان فیلترینگ تا چه اندازه در قضیه رفع فیلتر جدی است؟

    نمی توانند غلطی کنند، آنها خیلی نفوذ ندارند، حاکمیت تنبل است، حاکمیت باید پول و بودجه بگذارد که فضای مجازی را در چارچوب قرار دهد، همه چیز چارچوب دارد. در مجموع صحبت این است که فضای مجازی قاعده و قانون داشته باشد و با بستن صورت مسئله را پاک نکنند چراکه در این شرایط فیلترشکن فروش ها بازار دارند.

  • قالیباف دل نگران ولنگاری در فضای مجازی!

    قالیباف دل نگران ولنگاری در فضای مجازی!

    به گزارش اقنصادران، در تب و تاب انتخابات پیش‌رو کاندیداها برای رقابت و کسب جایگاه و مقام ریاست جمهوری در روزهای آتی با ارائه برنامه‌ها و سیاست‌های خود در حوزه‌های مختلف، با یکدیگر به جهت کسب آرا بیشتر به رقابت می‌پردازند. حال که بحث ارائه برنامه‌ها داغ است هر فرد باید با بیان دیدگاه خود، ذهنیت شفافی از چشم‌انداز خود به مردم نشان دهد.

    نگاه به اینترنت با تغییر دولت‌ها تغییر نکرده است

    بحث اینترنت نه فقط در کشور ما، بلکه یک مسئله جهانی‌ست. پیشرفت روزافزون و تکنولوژی و صنایع اینترنتی شکل جهان را دهه‌های اخیر دگرگون و بر زندگی مردم جهان تاثیر بسیار زیادی گذاشته است. کافی‌ست به روزمره افراد در ده سال گذشته نگاه کنید و آن را با شکل امروزی‌اش قیاس کنید. اینترنت در لایه‌های عمیقی از زندگی افراد نفوذ کرده است. حالا می‌توان اکثریتی در جامعه شکل گرفته است که از اینترنت و مزایا آن در حال استفاده‌اند. البته که اینترنت مانند هر چیز دیگری مضراتی هم به همراه دارد. همین مضرات است که شاید باعث می‌شود اقلیتی هم به صورت پراکنده در جامعه شکل بگیرد که از اینترنت و متعلقاتش دوری و پرهیز می‌کنند. رویکرد افراد با یکدیگر در این مورد متفاوت است. به همین ترتیب رویکرد دولت‌ها هم دارای تفاوت‌های مشهودی است. دولت‌ را اگر نهاد اداره کننده جامعه یا تنظیم‌کننده آن بدانیم، نقش حیاتی آن در تشکیل و فراهم آوردن ساخت‌ها و زیرساخت‌ها تعریف می‌گردد.

    در کشور ما نگاه حکمرانی به مسئله اینترنت در شرایط گوناگون تعریف شده است. می‌توان گفت این نگاه در طول سالیان تغییر نکرده‌اند. ممکن است در نقاطی شاید تلطیف‌سازی این نگاه بوده باشیم، اما به طور کلی نمی‌توان تغییر واضح و قطعی یافت. بسیاری از تصمیمات حتی از قبل در شواری عالی فضای مجازی و دیگر کارگروه‌ها و نهادهای مربوطه اتخاذ شده و حالا در حال عملی شدن هستند. بنابراین سبک و سیاق برخورد با این دست از مسائل تغییر نکرده است. حتی با اینکه در دولت سیزدهم تلاش‌هایی برای رفع فیلتر گوگل‌پلی شد اما به نتیجه‌ای نرسید.

    فیلترینگ چگونه به اکوسیستم‌ها آسیب می‌زند؟

    فیلترینگ به عنوان یک ابزار بازدارنده برای جلوگیری از دسترسی‌پذیر بودن برخی از محتواهای حساس به کار برده می‌شود. اما این ابزار امروزه دچار تغییر در شکل استفاده شده است. در بسیاری از کشورها برای حفظ سلامت روانی افراد، محتواهای حساس فیلتر می‌شود. از آنجایی فیلترینگ در کشور ما کمی دچار تغییر هویت شده است زیرا حتی برخی از شبکه‌هایی اجتماعی که به صورت روزانه مورد استفاده مردم قرار می‌گیرند هم از دسترس عادی خارج و فیلتر شده‌اند. هر چند که نمی‌توان یک طرفه به این مسئله نگاه کرد اما نهادهای مربوطه در طول زمان شبکه‌های اجتماعی مختلفی مثل تلگرام، اینستاگرام، یوتیوب، ایکس یا همان توئیتر سابق را فیلتر کرده‌اند. این درحالی‌ست که شبکه‌ای مثل اینستاگرام در گذشته‌ای نه چندان به محلی برای کسب درآمد تبدیل شده بود و افراد زیادی کسب و کار مجازی خود را در آن بستر راه انداخته بودند.

    فیلتر شدن پیامدهای بسیاری دارد. اولا سوال اینجاست که آیا راه جایگزینی که همان نیاز سابق را برآورده کند و در همان سطح کیفیت باشد معرفی یا پیدا نمی‌شود و این در نهایت منجر به نارضایتی می‌شود. دوما فیلترینگ به صنایع مختلف هم ضربه می‌زند. اخیرا با فیلتر شدن دیسکورد، آخرین پلتفرم حوزه گیمینگ هم فیلتر شد. جمعیت گیمرها که البته تعدادشان هم کم نیستند -افزایش این جمعیت هم نکته‌ایست که حائز اهمیت است. اما به نظر نمی‌رسد دولت‌ها و دولت‌مردان نگاهی جدی و عمیق به این بخش از جامعه داشته باشند- حالا با فیلتر شدن تمام پلتفرم‌ها به مشکلات بیشتری برمی‌خورند. نمی‌توان این جمعیت را جدی نگرفت. از طرفی ما با اکوسیستم گیمینگ طرف هستیم. یعنی در کنار گیمرها، بازی‌سازانی وجود دارند یا به طور کلی صنعتی وجود دارد که حالا با بحران روبه‌روست.

    فیلترینگ در تناقض با آزادی بیان و حقوق شهروندی است

    ابوالفضل صادق، رئیس کمیسیون بازی‌های رایانه‌ای، به جوانب پیرامون بحث فیلترینگ و مسئه روز که فیلترینگ دیسکورد به حساب می‌آمد پرداخته شد. وی به طور کلی در این باره گفت: «فیلترینگ در تناقض با آزادی بیان و حق شهروندی است.» 34 میلیون گیمر در ایران طبق آما منتشر شده مشغول فعالیت هستند. فیلترینگ دیسکورد به اکوسیستم گیمینگ در ایران ضربات جدی‌ای وارد کرده است و این صنعت را می‌توان در حال مرگ تصور کرد.

    فیلترینگ در طول این چند سال گذشته بیشتر از آن که رویداد و حاصل رویکردی مثبت تلقی شود، موجب نارضایتی عمومی بین مردم گشته است. سرعت پایین اینترنت، پهنای باند کم و محدودیت‌هایی برای سقف اینترنت بین‌المللی از دیگر مسائل‌ست و حالا مدتی می‌شود که زمزمه‌هایی از طرح صیانت به گوش مردم می‌رسد. با وجود فیلترینگ مردم تنها دسترسی سخت‌تری نسبت به گذشته به اپلیکیشن‌های مورد نظر خود پیدا کرده‌اند. حالا می‌توان گفت که بازار فیلترشکن‌ها داغ‌تر از همیشه است.

    حکمرانی به اینترنت یک نگاه امنتی دارد

    حامد بیدی، مدیرعامل کارزار، نقش دولت را در حیطه فیلترینگ بررسی کردیم و مباحث طرح شده پیرامون آن پرداختیم. به طور کلی دولت‌ها نقش موثری در تغییر رویه اعمال فیلترینگ ندارد. به گفته بیدی، نگاه حکمرانی به اینترنت، اصولا یک نگاه امنیتی است. نگاهی که باعث می‌شود شبکه اجتماعی‌ای مانند هوس‌کلاب در بدو معرفی توسط نهادهای مربوطه در ایران فیلتر شود. همان‌طور که ذکر شد دولت‌ها نمی‌توانند تغییرات زیادی و چشم‌گیری در این رویه ایجاد کنند. تغییری به این معنا که روند فیلترینگ متوقف شود. اما دوباره با ارجاع به صحبت‌های بیدی، دولت‌ها می‌توانند در بدتر اجرا کردن مصوبه‌های ابلاغ شده اثرگذار باشند. بنابراین آن‌ها قادر خواهند بود که شرایط را از آنچه امروز می‌بینیند بدتر کنند. برای بهتر توضیح دادن این عبارات باید توجه داشت که بخش مهمی از اختلالات شبکه اینترنت در ایران منشا در قدیمی بودن زیرساخت‌ها و تجهیزات شبکه است. تجهیزاتی که به دلیل تحریم‌ها به‌روز نگشته و حالا می‌توان گفت که با توجه به نیاز کشور و شبکه اینترنت کشور از رده خارج به حساب می‌آیند.

    پیگیری‌های تجارت‌نیوز در مورد وعده‌های انتخاباتی زمانی آغاز گردید تا وعده‌های کاندیداها را در مورد اینترنت اعتبارسنجی کنیم. در مصاحبه با بیدی، مدیرعامل کارزار، به این مسئله پرداخته شد که دولت‌ها چگونه نقش عمده‌ای در این ساز و کار ندارند. اما همانطور که ذکر شد آن‌ها می‌توانند شرایط را این بدتر کنند. اما بدتر شدند به چه معناست؟ به شما پیشنهاد می‌کنیم حتما برای آگاه شدن از این ساز و کار نگاهی اجمالی به گزارش تجارت‌نیوز و مصاحبه با حامد بیدی بیاندازید تا در روزهای منتهی به انتخابات، دیدگاه بهتری نسبت به این مسئله داشته باشید. شما می‌توانید

    حضور قدرتمندانه و جلوگیری از ولنگاری/ اسم رمز محدودیت بیشتر؟

    محمدباقر قالبیاف یکی دیگر از کاندیداهای ریاست جمهوری در برنامه میزگرد فرهنگی که از شبکه دو صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شد در مورد اینترنت و فضای مجازی نظراتی را اظهار کرد که بحث برانگیزد بود. وی در این باره اظهار داشت: «شفاف بگویم باید حتما حضور قدرتمندانه‌ای در فضای مجازی داشته باشیم وگرنه حتما ولنگاری خواهد بود».

    در این عبارت اصطلاحاتی وجود دارد که باید بهتر و عمیق‌تر تعریف شوند. حضور قدرتمندانه در فضای مجازی اولین این ترم‌ها یا اصطلاحات است. منظور محمدباقر قالیباف رئیس مجلس دوره دوازدهم و کاندید مقام ریاست جمهوری در تاکید بر حضور قدرتمندانه، نقدی بر حضور ضعیف دولت در گذشته دارد. همانطور که اشاره شد در تمام این سال‌ها نگاه حکمرانی به حوزه اینترنت همراه با جبهه‌گیری‌های فراوان بوده‌ست و از اساس امنیتی تلقی می‌گردد. نگاهی که کنترل‌گر  به نظر می‌آید. قالیباف در ادامه افزود: «هیچ کجای دنیا را نمی‌توان پیدا کرد که اجازه داده شود حکمرانی در فضای مجازی نباشد.»

    وی در ادامه با اشاره به تجربه سفرش به پایتخت یکی از کشورهای اسکاندیناوی گفت: «در آن جا اگر کسی مدرسه نرود پدر و مادرش را توبیخ می‌کنند. پدر فرزند زیر ۱۸ سال اجازه دارد تمام کارهایش را کنترل کند و محدودیت دسترسی بدهد پس کسی مانع حکمرانی نمی‌شود.»

    قالیباف در طی صحبت‌های خود از فعالیت‌هایش در مجلس و شواری عالی فضای مجازی گفت و در نهایت به شرح این فعالیت‌ها افزود که: «این موارد برای نظم و انضباط در فضای مجازی است.» در ادامه هم به این مسئله پرداخت که: «باید در حوزه فضای مجازی محدودیت‌هایی ایجاد کرد به اندازه کنترلی که ولنگاری نبینم و در عین حال هم باید گشایشی داشت»

    پس از حضور قدرتمندانه در فضای مجازی با ولنگاری مواجه می‌شویم. از طرفی باید در جهت ایجاد نظم و انظباط کوشید. نظم و انظباط در فضای مجازی و نبودن ولنگاری در همان نگاه امنیتی به اینترنت خلاصه می‌شود. اما آیا کنترل شدیدتر و حضور قدرتمندانه‌تر در فضای مجازی می‌توانند مشکلاتی که در تلاش برای حل ان‌ها هستیم را رفع و شرایط را بهتر از این کند؟

    آیا فیلترینگ و محدودسازی تنها راه حل است؟

    سوال اما اینجاست. حلقه مفقودی بزرگی از تمام این تلاش‌ها برای تصویب قوانین وجود دارد. آموزش و فرهنگسازی برای استفاد از فضای مجازی در چارچوب کدام بخش از برنامه‌های هر دولتی قرار می‌گیرد. فضای مجازی به شکل امروزی خود باقی نخواهد ماند. ما به حضور قاطعانه قانون برای مبارزه با جرم و مجرمان احتیاج داریم. اما از رطفی به همان میزان یا حتی بیشتر ما احتیاج داریم تا آموزش‌های لازم را به مردم ارائه دهیم. بخش کثیری از مردم هنوز با مسائل ابتدایی حقوقی و عمومی استفاده از فضای مجازی ناآشنا هستند و همین مسئله باعث می‌شود تا کلاهبرداری‌های متعددی در اشکال و زمان‌های مختلف رخ دهد. شکل اینترنت در زندگی افراد این چنین باقی نخواهد ماند. در سال‌های هر دولتی در جهان با مسئله هوش مصنوعی روبه‌رو خواهد شد. آیا می‌توان با ابزار قانون بر تمام معضلات پیش آمده و در معرض ظهور غلبه کرد؟ به نظر می‌رسد یک نگاه عمیق به معضلات و بحران‌هایی که در هر جامعه وجود دارد راه‌حل بهتری برای حل آن را به ما ارائه دهد.

    به عنوان مثال در کشور نروژ به عنوان یکی از کشورهای حوزه اسکاندیناوی، همه دانش‌آموزان حق بهره‌مندی از محیطی ایمن و سازنده را دارند. محیطی که مروج سلامتی، رفاه و یادگیری باشد. آیا عدالت آموزشی در کشور ما برقرار گشته است؟ واقعا فیلتر کردن و محدودساختن شبکه‌های اجتماعی و سود نبردن از تمام مزایایی که این پدیده‌ها با خود به همراه دارند کار ساده‌تر یا بهتر یا جمع مفیدتری است یا ساختن پایه‌های فرهنگی لازم از طریق بهبود بخشیدن شرایط آموزشی برای سنین مختلف. احتمالا راهی برای درمان آفت‌ها وجود دارد. فیلتر کردن چه بسا به معنی قطع کردن یک درخت باشد. باید به فکر راه حلی بود که ضرر کمتری برای اقشار مختلف جامعه داشته باشد. در این گزارش به برخی از آسیب‌هایی که اعمال فیلترینگ به بدنه صنایع و عام مردم وارد می‌کند پرداختیم. آسیب‌هایی که تعدادشان بیشتر از این است شمردن‌ آن‌ها در چارچوب یک گزارش خبری نمی‌گنجد.

    انتخابات پیش‌رو

    محمد باقر قالیباف رئیس مجلس دوازدهم و کاندید ریاست جمهوری در برنامه میزگرد فرهنگی، در کنار مشاوران خود روبه‌روی دوربین حاضر شد تا از برنامه‌ها و سیاست‌های کلان خود به دلیل شرکت در انتخابات بگوید. وی در مورد بحث‌های مربوط به صنعت بازی‌های رایانه‌ای، فیلترینگ و مباحث متعدد دیگری سخن راند و نظرات خود را بیان کرد.

    دولت‌ها ابزار ایجاد تغییرات بزرگ در مورد فیلترینگ را ندارند. شواری عالی فضای مجازی و دیگر کارگروه‌های مربوطه در مقام تصمیم‌گیری در این مورد قرار دارند. دولت به شکل مستقیم نمی‌تواند مانع یا باعث فیلتر شدن یا حتی محدود شدن یک اپلیکیشن شود.

    باید دید تا در ادامه مسیر انتخابات دیگر کاندیداها چگونه در این مورد اظهار نظر خواهند کرد.

  • دسترسی این افراد به رسانه‌های اجتماعی ممنوع می شود

    دسترسی این افراد به رسانه‌های اجتماعی ممنوع می شود

    به گزارش اقتصادران، ضمیمه دانش امرو والدین همواره به دنبال این هستند که بدانند مؤثرترین راه برای محافظت از سلامت روان فرزندانشان کدام است. پاسخی که در دو دهه گذشته از جانب اهالی سیاست به گوش آن‌ها می‌رسد این است که دسترسی فرزندانشان به رسانه‌های اجتماعی را ممنوع کنند. تصمیماتی از این دست نتیجه و بازخورد مطلوبی نداشته است.

    پلیس با بررسی علت قتل هولناک یک دختر نوجوان ۱۶ ساله بریتانیایی درمی‌یابد که قاتلان او مدام ویدئوهای خشن را در اپلیکیشن‌های رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاشتند. به عقیده عده‌ای، به‌ویژه افرادی که در عرصه سیاست فعالیت می‌کنند، این اتفاق گویای تهدید شبکه‌های اجتماعی برای امنیت کودکان و نوجوانان و آسایش و آرامش زندگی آن‌هااست.

    در نگاه نخست، موافقت کردن با این دیدگاه آسان به نظر می‌رسد. بدون شک همه پدرها و مادرها خواهان این هستند فرزندانشان در امنیت باشند و عنوان‌های سرصفحه روزنامه‌ها در طول سال‌ها حکایت از این داشته‌اند که رسانه‌های اجتماعی عامل اصلی بحرانی هستند که در سلامت روانی نوجوانان به‌وجود آمده است.

    با این حال، جالب است بدانیم که شواهد علمی موجود این روایت‌های مطبوعاتی را پشتیبانی نمی‌کنند.

    نباید فراموش کنیم که رسانه‌های اجتماعی مدتی است با زندگی ما آمیخته شده‌اند و بیشتر کاربرها طی دو دهه گذشته استفاده‌های مثبتی از آن‌ها کرده‌اند.

    در زمانه فعلی، قشر نوجوان و جوان از رسانه‌های اجتماعی برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می‌کند یا سرگرمی‌هایشان را از این طریق دنبال می‌کنند و فعالیت‌های مورد علاقه‌یشان را گسترش می‌دهند. وقتی اتفاقات ناگواری مثل قتل رخ می‌دهد، آن‌ها از درون شبکه‌های اجتماعی حمایت و همدلی خود را به افرادی که سوگوار شده‌اند ابراز می‌کنند.

    داده‌های به‌دست آمده از بررسی‌ها و پرسش‌نامه‌های سلامت روان در سطح جهان که طی ۱۸ سال از ۱۶۸ کشور جمع‌آوری شده‌اند حاکی از این هستند که هیچ رابطه علت و معلولی بین اینترنت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان وجود ندارد. در مجموع، این داده‌ها نشان می‌دهند که۶/۹۹ درصد از سلامت و بهداشت روانی یک کودک یا نوجوان با این که چه مدت زمانی را با تلفن هوشمند یا تبلت و رایانه سپری می‌کنند ارتباطی ندارد.

    بدیهی است که اگر در رده سنی ۱۰ تا ۲۰ سالگی باشیم، در صورت کاهش رضایت‌مندی از وضعیت زندگی، میزان استفاده ما از رسانه‌های اجتماعی افزایش می‌یابد اما عکس این امر لزوماً صادق نیست. در بیشتر موارد، سپری کردن ساعات زیاد در رسانه‌های اجتماعی به این معنا نیست که رضایت‌مندی آن‌ها از زندگی کم شده است.د

    در واقع، شواهد محکم بسیار کمی وجود دارند که ثابت می‌کنند رسانه‌های اجتماعی سلامت روان فرزندان یک خانواده را دچار مشکل می‌کنند. باید پذیرفت که بدون وجود یک رابطه سببی و علیتی روشن، ممنوعیت استفاده از رسانه‌های اجتماعی کاملاً بی‌معنی و غیرمنطقی است. مانند این است که چون کیسه هوا با تصادف مرتبط است برای کیسه‌های هوای خودروها ممنوعیت گذاشته شود.