برچسب: فساد چای دبش

  • اسامی مدیران بانکی که در فساد چای دبش دست داشتند

    اسامی مدیران بانکی که در فساد چای دبش دست داشتند

    به گزارش اقتصادران، طبق محتویات پرونده چای دبش و کیفرخواست صادره، اکبر رحیمی (محکوم علیه ردیف اول پرونده) برای تحقق برنامه‌های عملیاتی بزهکارانه خود، با مشارکت ناصر رستمی از موضوع نفوذ در مدیران و کارکنان سازمان‌ها و نهاد‌های مربوط و نظام بانکی کشور (شعب عامل) بهره می‌برده است.

     ایجاد روابط مالی ناسالم با مدیران و کارکنان سازمان‌ها، یکی از روش‌های نفوذ در نظام اداری و مدیران متولی در سازمان‌های متولی تلقی می‌شود.

    اکبر رحیمی این عملیات مجرمانه خود را با همکاری چند نفر از کارکنان و مدیران خود مدیریت و سازماندهی می‌کرده است.

    در مرحله اول از آنجا که عموما امور بانکی شرکت‌های گروه دبش توسط مدیر مربوطه یعنی ناصر رستمی انجام می‌شده است؛ این فرد پیشبرد عملیات متقلبانه گروه دبش، در نزد سازمان‌ها و بانک‌های عامل را از طریق اعمال نفوذ به روش ایجاد روابط مالی ناسالم محقق می‌کرده است.

    بر مبنای مجموعه اقدامات فنی و اطلاعاتی و مستندات کشف شده در بازرسی از منزل ناصر رستمی (قائم مقام گروه دبش) مشخص شد که مجموعه دبش با تشکیل شبکه‌ای، نسبت به پرداخت رشوه به کارکنان نظام اداری و به ویژه نظام بانکی اقدام می‌کرده است.

    در همین راستا برخی مدیران و کارکنان بانکی در پیشبرد اهداف و انجام تحقق اقدامات مجرمانه اکبر رحیمی بسیار موثر بوده‌اند.

    این افراد با نقض مقررات حاکم بر عملیات بانکی و نادیده گرفتن عمدی مقررات حاکم بر جلوگیری از سوءاستفاده متهمان از نظام بانکی، نقش مهمی در ارتکاب وقوع جرم در پرونده چای دبش داشته‌اند.

    این نقض مقررات و نادیده‌انگاری از جانب برخی از کارکنان و مدیران بانکی با جرم ارتکابی دیگر متهمان از نوع رشاء و ارتشا درهم تنیده بوده است و مجموعه این اقدامات مجرمانه، منجر به این شده که اکبر رحیمی با همراهی سایر متهمان از طریق ارائه اسناد مزورانه و غیرواقعی بیش از یک میلیارد و سیصد و هفتاد میلیون یورو حواله ارزی و بیش از هفتاد هزار میلیارد ریال انواع تسهیلات ریالی در بستر قرارداد‌های بانکی از شعب بانکی دریافت کند.

    از میان متهمان دارای مسئولیت بانکی در پرونده چای دبش، دادگاه برای ۱۰ متهم حکم صادر کرده و در مورد سایر متهمان پرونده مفتوح به رسیدگی است:

    روان بخش یزدانی

    روان بخش یزدانی، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی محکوم شده است.

    ابوالفتح سامان پور

    امین اله رشنوادی

    امین اله رشنوادی، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی، به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی محکوم شده است.

    علیرضا جمشیدی

    علیرضا جمشیدی به جرم به معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سواستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی، به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی و از بابت اخذ رشوه به تحمل ۷سال و ۶ ماه و ۱ روز حبس، ۷۴ ضربه شلاق و انفصال دائم از خدمات دولتی (مشاغل دولتی) محکوم شده است.

    حسین آزاد میوه

    حسین آزاد میوه، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی محکوم شده است.

    مهرداد مراغه‌چی

    مهرداد مراغه‌چی، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی محکوم شده است.

    حسن اصغریان

    حسن اصغریان به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی محکوم شده است.

    جواد امیدی

    جواد امیدی، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی، تصرف غیرقانونی در وجوه عمومی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه‌های عمومی و از بابت اخذ رشوه به تحمل ۷ سال و ۶ ماه و ۱ روز حبس، ۷۴ ضربه شلاق و انفصال دائم از خدمت محکوم شده است.

    عباس آقا احمدی

    عباس آقا احمدی، به جرم معاونت در تحصیل مال از طریقنامشروع و سوءاستفاده از امتیازات با متهم اکبر رحیمی را به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و انتشار محکومیت در رسانه هایعمومی محکوم شده است.

    امیرغلامی خونائی

  • بعید است ۳٫۷ میلیارد دلار فساد ارزی دولت سیزدهم بدون تأیید مقامات سیاسی انجام شده باشد

    بعید است ۳٫۷ میلیارد دلار فساد ارزی دولت سیزدهم بدون تأیید مقامات سیاسی انجام شده باشد

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    در میان سخنان مسوولان کشور شاید بتوان گفت که رویکردهای آقای اژه‌ای در فهم مسائل و مشکلات راهگشاتر از دیگران است. حداقل می‌توان گفت که در اغلب موارد پرسش‌های خوبی را طرح می‌کنند. اخیرا نیز در سخنان خود در باره عدالت اجتماعی و وضعیت ناخوشایند نابرابری طبقاتی و مساله جرم و مجازات سخنان جالبی را گفت: «با چه سازوکار و ساختاری عدالت اجتماعی محقق می‌شود؟ با کدام قانون این امر امکان‌پذیر است؟ از حوزه، دانشگاه، پژوهشگاه و جاهای مختلف خواسته‌ام با در نظر گرفتن مقتضیات زمان در مورد مجازات‌ها نظرشان را بگویند. برخی اوقات مجازات سنگین کردیم در حد سلب حیات اما بازدارنده نبود چون بستر به گونه‌ای که مجدد آن زمینه فراهم و تولید می‌شود.» خب! از بنده پرسشی در این‌ باره نشده است ولی در حد خودم به پرسش ایشان پاسخ می‌دهم. این یادداشت را می‌توان در حدود ۱۰ یادداشت بسط داد ولی از آنجا که پیش‌تر هم در این زمینه‌ها مفصل نوشته‌ام، بنابراین ترجیح می‌دهم موجز و چکیده بنویسم. عدالت هنگامی محقق می‌شود که قانون حاکم باشد. قانونی که البته عادلانه تنظیم شده باشد. همچنین ساختارهای اجتماعی و اقتصادی در تعارض با تحقق عدالت نباشد. خیلی مختصر باید گفت هیچ کدام از این سه شرط را نداریم یا حداقل اینکه فاصله ما با وضعیت مطلوب زیاد است. در باره رابطه قانون و عدالت باید اشاره کرد که عدالت امری ثابت و غیر قابل تغییر نیست. بلکه تابع شرایط و جامعه و خواست مردم است. بنابراین قانون عادلانه قانونی است که مطابق خواست عموم نوشته شود و از آنجا که این خواست نیز در عمل در حال تغییر است، پس قانون عادلانه نیز کمابیش حتی اگر شده با سرعت کم در حال تحول است. چنین قانونی را نمایندگان واقعی مردم می‌نویسند، نه کسانی که نماینده ۳ درصد مردم هستند. نمونه آن مصوبه پوشش و حجاب است که نه شرعی است و نه عرفی. افرادی از خلال محدودیت‌های گسترده به نام نماینده عموم مردم به مجلس رفته و آن را تصویب کرده و می‌خواهند اجرا شود. این قانون واجد صفت عادلانه نیست به‌ویژه که اکثریت مردم با فلسفه آن مخالف هستند و اجرای آن نیز ناقض عدالت خواهد بود.

    پس اولین گام برای رسیدن به عدالت اصلاح این نقیصه در کیفیت انتخاب نمایندگان مجلس است. دومین گام اجرای بی‌طرفانه و کامل در اجرای قوانین عادلانه است. اگر قانونی عادلانه باشد ولی اجرای آن بی‌طرفانه نباشد، قطعا ناقض عدالت است. برای تحقق این هدف، قضات باید استقلال و نهادهای مدنی حق نظارت داشته باشند. حضور نهادهای مدنی در وضعیت بسیار ضعیفی است. وضعیت استقلال را هم آقای رییس قوه خوب می‌دانند که در چگونه است. کافی است بگوییم که رسیدگی به اطلاعاتی که در باره املاک حوزه علمیه ازگل مطرح شد، همچنان مسکوت مانده یا اگر هم رسیدگی شده کسی خبری ندارد. شفافیت رسیدگی‌ها و پاسخگویی شرط لازم برای اجرای بی‌طرفانه عدالت است. آقای محمد مهاجری یک مطلب کوتاه نوشت که ۲۰۰ نفر در وزارت راه دوره آقای رییسی حق مشاوره گرفته‌اند بدون اینکه حضوری داشته باشند. فوری همان شب در حالی که آماده خوابیدن بوده احضار شده که فردا اسناد خود را بیاورد ولی انواع و اقسام موارد دیگر ازجمله همان ملک ازگل مسکوت مانده است یا خبری از آنها نیست. این نمونه‌ها متعدد است؛ حتی مواردی هم که رسیدگی و حکم صادر می‌شود، وضعیت متفاوتی با مسکوت گذاشتن ندارند. ۷/۳ میلیارد دلار فساد شده، هنوز هیچ خبر کاملی از جزییات فرآیند این فساد داده نشده است. من احتمال نمی‌دهم که پرداخت چنین مبلغ کلان ارزی آن هم در قحطی ارزی بتواند بدون تأیید مقامات سیاسی انجام شده باشد ولی مردم هنوز از این ماجرا و گردش کار آن اطلاعی ندارند در حالی که افراد عادی کوچک‌ترین حرفی بزنند که شائبه خطا داشته باشد، باید فوری پاسخگو باشند. همچنین برخورد قضایی با سخنان اخیر محسن رفیق‌دوست را با دیگران مقایسه کنیم تا به عمق و گستره تفاوت در دادرسی پی ببریم. اذعان می‌کنم که در دوره ریاست اخیر قوه قضاییه دادرسی‌ها به طرز معناداری بهبود یافته است، ولی تا رسیدن به جایی که اهداف اعلامی آقای رییس قوه را تأمین کند راه درازی در پیش است. از سوی دیگر نوع و شدت مجازات‌ها نیز باید مطابق خواست جامعه باشد. نمی‌توان یک فرد عادی را برای سرقت ولو خشن که اغلب از روی بیکاری و فقر است به اعدام محکوم کرد در مقابل مقامات مسوول را در برابر ۷/۳ میلیارد دلار به پاس خدمات!! قبلی که اگر هم داشته‌اند حقوق آن را گرفته‌اند با تخفیفات زیاد همراه کرد که در عمل هم جز اندک زمانی زندان نمی‌روند! به‌ طور کلی مجازات‌های کنونی در قوانین جزایی ایران کارآیی کافی در بازدارندگی ندارند و بیش‌تر برای اقناع کوتاه‌مدت افکار عمومی و رفع شائبه است.

    مشکل این است که تاثیر مجازات در بازدارندگی نامحدود نیست.‌ اگر چه این نقش مهم است ولی اگر بیش از حد بر آن تأکید شود، مثل کارد خانگی تیزی می‌ماند که به جای استفاده در جای خود در بریدن چوب و آهن استفاده شود که کند خواهد شد. عادلانه بودن و استحقاق مجازات از نظر مردم رکن اساسی اثربخشی و بازدارندگی آن است. اصولا در دنیای امروز با برخی از شیوه‌های مجازات همدلی نمی‌شود و حتی مخالفت هم می‌شود. از جمله سنگسار و مجازات شلاق، نه تنها بازدارنده نیست بلکه با توجه به شرایط امروز و مقتضیات زمان نتیجه عکس دارد. شواهدی در باره مجازات سنگسار وجود دارد که در گذشته انجام شده شاید آقای اژه‌ای به دلیل سوابق ممتدشان در این قوه از آنها مطلع هستند یا به یاد دارند. زدن شلاق به آقای یراحی در دو هفته اخیر از این نمونه است. نوشته خانم رویا حشمتی را از شلاق خوردن بخوانید تا به اثرات فاجعه‌بار این مجازات پی ببریم.  مهم‌ترین بخش مشکل در تحقق عدالت، نامناسب بودن ساختارهای رسمی با هدف تحقق عدالت است. نظام قیمت‌گذاری، در کالا و ارز، نظام گزینش و انتصابات، نظام امتیازات و ضعف نهادهای نظارتی رسمی به‌ویژه رسانه‌ها و نهادهای مدنی، علت اصلی در گسترش فساد است. کافی است که رتبه فساد ایران را در جهان ببینیم تا همه شرمنده شویم. اصلی‌ترین فسادها در نفت و انرژی، زمین، وام بانکی و ارز است. این فسادها هم به دلیل قیمت‌گذاری در نرخ بهره، ارز، نفت و انرژی و انحصار دولتی مالکیت زمین است. این ساختار با انتصابات رانتی و فاقد صلاحیت و گزینش‌های مساله‌دار در کنار اختلال در نظام اداری و کارشناسی کشور که از سال ۱۳۸۴ آغاز شد، تشدید شده است. دستگاه قضایی چرا باید بار ساختارهای غلط را به دوش بکشد؟ مطابق بندهای ۲ و ۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی وظیفه ریاست قوه قضاییه است که اینها را مانع شود و اجازه ندهد که دستگاه قضایی هم جزیی از این ساختارهای رانتی و فسادزا تلقی شود. متاسفانه یک مجموعه وسیعی از افراد در حال ارتزاق از این حفره‌های فساد هستند و مانع هر نوع اصلاحاتی خواهند بود. خود دانید!

  • تخفیف ۸۰ درصدی در مجازات آقای وزیر! / این همه ارز بدون اطلاع و اجازه مسئولان بالا در دولت رئیسی پرداخت شده است؟

    تخفیف ۸۰ درصدی در مجازات آقای وزیر! / این همه ارز بدون اطلاع و اجازه مسئولان بالا در دولت رئیسی پرداخت شده است؟

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت:

    حکم صادره درباره فساد ۳/۷میلیارد دلاری برای تندروها گران تمام شد؛ لذا به دست و پا افتاده‌اند که وزرای آقای رئیسی به حکم او بی‌گناه هستند! و خلاصه پولی به جیب نزده‌اند.

    خوب است ادعای خود آقایان را مستند قرار می‌دادند که بیگناه هستند. درحالی‌که در واقعیت و شاید از نظر مردم این بدتر است که پولی نبرده‌اند و رایگان و بدون چشم‌داشت چنین فاجعه‌ای در مدیریت آنان رخ داده است.

    مشکل منتقدین وضع جاری هم این است که چرا دو نفر در این پرونده با اتهام کاملاً مشابه محکوم شده‌اند، ولی وزیر تخفیف ۸۰درصدی گرفته ولی آن دیگری حکم حداکثری گرفته است؟

    ایراد مهمتر این است که اینها به کنار؛ فرآیند پرداخت این مبالغ بزرگ ارزی در آن شرایط قحطی ارزی چگونه بوده که این ارقام کلان بدون رضایت یا سکوت ادعایی مقامات بالا و بدون ضمانت و منطق کافی پرداخت شده است؟

    متاسفانه هنوز جمله‌ای یا توضیحی دراین‌باره ارائه نشده است.

  • رازهای سیاه ترین پرونده اختلاس ارزی ایران / فساد چای دبش، چگونه شکست سیاست ارز ترجیحی را نمایان کرد؟

    رازهای سیاه ترین پرونده اختلاس ارزی ایران / فساد چای دبش، چگونه شکست سیاست ارز ترجیحی را نمایان کرد؟

    به گزارش اقتصادران، فساد چای دبش برای اولین بار به‌صورت رسمی در تاریخ ۱۱ آذر ۱۴۰۲ توسط سازمان بازرسی کل کشور افشا شد. این پرونده به فعالیت‌های گروه کشت و صنعت دبش، شرکتی خانوادگی با برند تجاری «چای دبش»، مربوط می‌شود که بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱، حدود ۳.۳۷۰ میلیارد دلار ارز برای واردات چای و ماشین‌آلات دریافت کرده بود. بخش قابل‌توجهی از این ارز، یعنی ۱.۴۷۲ میلیارد دلار، ارز دولتی یا ترجیحی بود که با نرخ مصوب بانک مرکزی تخصیص داده شده بود. این شرکت که یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های چای‌سازی آسیا را در اختیار داشت، متهم است که به‌جای واردات چای باکیفیت هندی (دارجلینگ) با قیمت ۱۴ دلار به ازای هر کیلوگرم، چای درجه دو کنیایی و چای صادراتی ایران را با ارزش تقریبی ۲ دلار وارد کرده و بخش زیادی از ارز دریافتی را در بازار آزاد به فروش رسانده یا اصلاً کالایی وارد نکرده است.

    برخی معتقدند این تخلف در دولت‌های دوازدهم (حسن روحانی) و برخی دیگر معتقدند در دولت سیزدهم (ابراهیم رئیسی) رخ داده است، اما به گفته غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه، «تخلف گروه دبش از سال ۹۸ شروع شد که در همان سال گروه دبش حدود ۲ میلیون دلار و در سال ۹۹، ۲۱ میلیون دلار گرفته است. همچنین ذبیح الله اعظمی عضو کمیسیون کشاورزی مجلس در سال گذشته در خصوص فساد چای دبش اعلام کرده بود: «طبق اخبار مربوط به چای دبش، ۱۰ درصد فساد صورت گرفته مربوط به دولت روحانی و ۹۰ درصد آن مربوط به دولت رییسی، است.

    دولتمردان رئیسی اما مدعی‌اند که این فساد را خودشان کشف کردند و به مراجع قضایی ارجاع داده‌اند. با این حال فساد چای دبش تبعات گسترده‌ای بر اقتصاد و جامعه ایران داشته است که در چند محور قابل بررسی است.

    بر اساس اعلام قاضی پسندیده قاضی چای دبش در دی ماه سال جاری، در پرونده چای دبش متهم ردیف اول و مالک گروه دبش بیش از دو هزار فقره ثبت سفارش در وزارت صمت انجام داده و بابت آن سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون یورو ارز از بیش از ده بانک دریافت کرده است.

    وی افزود: همچنین این فرد حدود ۱.۴ میلیارد یورو بابت واردات ماشین آلات چای و حدود ۱.۸ میلیارد بابت واردات چای گرفته است. از سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون یورو گمرک حدود ۵۵۰ میلیون یورو به او (متهم) رفع تعهد ارزی داده است و ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون یورو تعهدات ارزی انجام نشده دارد.

     

    تضییع منابع ارزی و بی‌اعتمادی عمومی

    در شرایطی که ایران تحت تحریم‌های شدید بین‌المللی با کمبود ارز مواجه است، فساد چای دبش موجب هدررفت ۲.۸ میلیارد یورو (معادل نیاز ۱۴ ساله چای کشور) شد و ضربه بزرگی به ذخایر ارزی وارد کرد. این مبلغ می‌توانست صرف پروژه‌های زیرساختی مانند ساخت دو پتروشیمی مشابه گچساران (هر یک ۱.۳ میلیارد دلار) یا جبران ۲۵ درصد هزینه فشارافزایی میدان پارس جنوبی شود.

    از سوی دیگر افشای این فساد، که با تأیید کیفیت چای نامرغوب توسط نهادهایی، چون سازمان غذا و دارو و گمرک همراه بود، اعتماد عمومی به نهاد‌های دولتی را بیش از پیش مخدوش کرد. این موضوع به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای داشت و به‌عنوان نشانه‌ای از «فساد سیستماتیک» مطرح شد. به جز این موارد، فساد چای دبش از جهتی موجب افزایش تقاضای کاذب در ارز ترجیحی شد که می‌توانست صرف امور ضروری‌تری چون تامین کالا‌های اساسی شود.

    از جهت دیگر صدور کیفرخواست برای ۶۳ نفر، از جمله مدیران شرکت و کارمندان دولتی، و محکومیت دو وزیر سابق، نشان‌دهنده عمق نفوذ این فساد در ساختار‌های اجرایی است. اما سیاست‌های ارزی مانند اختصاص ارز ترجیحی چقدر به این فساد دامن زد؟ و چه نقشی بر گسترش و وقوع فساد در این سطح داشت.

    برخی از صاحبنظران معتقدند که سیاست ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی، که در سال ۱۳۹۷ توسط اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور وقت، اعلام شد، به طور غیرمستقیم مبنای اصلی این فساد بود. این سیاست با هدف تأمین کالا‌های اساسی با قیمت پایین‌تر در شرایط تحریم طراحی شد، اما به دلیل نظارت ضعیف و نبود سازوکار شفاف، به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل شد. در پرونده چای دبش، این شرکت از سال ۱۳۹۸ با دریافت ارز ترجیحی (بخشی به‌صورت درهم، یورو و روپیه) اقدام به ثبت سفارش چای باکیفیت کرد، اما در عمل یا کالای بی‌کیفیت وارد کرد یا ارز را در بازار آزاد فروخت. این سوءاستفاده در سال‌های بعد با ارز نیمایی ادامه یافت.

    فقدان نظارت دقیق بر تعهدات ارزی و همکاری نهاد‌های مسئول (گمرک، وزارت صمت، و جهاد کشاورزی) از نظر تحلیلگران زمینه‌ساز این فساد شد. به‌عنوان مثال، شرکت‌هایی نظیر خودروسازی ماموت نیز با سوءاستفاده از همین سیاست، ارز ترجیحی را برای اهدافی غیرمرتبط دریافت کرده بودند. در واقع، دلار جهانگیری به‌عنوان یک «نقطه ضعف سیستمی» عمل کرد که فساد چای دبش را ممکن ساخت.

     

    ضرورت شفافیت برای افکار عمومی/ آیا وزرای سابق فقط ضعف نظارت داشتند؟

    اما در پرونده چای دبش، سید رضا فاطمی‌امین (وزیر سابق صمت) و جواد ساداتی‌نژاد (وزیر سابق کشاورزی) به دلیل قصور در نظارت بر تخصیص ارز، به ترتیب به یک و دو سال حبس تعزیری محکوم شدند. اگر چه عنوان می‌شود نقش آنها مستقیم نبوده و به ضعف مدیریتی محدود می‌شود، اما افکار عمومی خواهان شفافیت و اطلاع رسانی بیشتری در این پرونده هستند و هنوز هم نقاط ابهام زیادی برای آنان در این پرونده وجود دارد.

    به عنوان نمونه وزارت صنعت، معدن و تجارت مسئول ثبت سفارش واردات و تأیید نیاز به ارز برای کالا‌هایی مثل چای بود. فاطمی امین، باید بر این فرآیند نظارت می‌کرد تا مطمئن شود که شرکت‌هایی مثل چای دبش، که حجم عظیمی ارز دریافت کردند (بیش از ۳.۴ میلیارد دلار)، واقعاً شرایط لازم را داشته باشند و سوابقشان بررسی شده باشد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که از نیمه دوم ۱۴۰۰، تخصیص ارز به این شرکت به شکل غیرعادی جهش کرد و از ۵۰ میلیون دلار به بیش از ۱ میلیارد دلار در یک سال رسید، که نیاز به دقت بیشتر در تأیید سفارش‌ها داشت.

    از سوی دیگر ساداتی‌نژاد، وزیر سابق جهاد کشاورزی هم در تأیید نیاز به واردات کالا‌های اساسی مثل چای نقش داشت. او باید اطمینان حاصل می‌کرد که سهمیه‌بندی ارز بر اساس نیاز واقعی بازار باشد و شرکت‌ها بعد از دریافت ارز، تعهداتشان (واردات چای با کیفیت و مقدار مشخص) را اجرا کنند.

    با این حال آنچه که واضح است اینکه سیستم نظارتی در بازار ارزهای ترجیحی چندان نمی‌تواند کارآمد باشد و تجربه به ما می‌گوید از ابتدا تاکنون در موضوع ارزهای ترجیحی ده‌ها و بلکه صدها چای دبش کوچک اتفاق می‌افتد که امکان صحت سنجی و نظارت درست بر بیش برآوردی واردات نیست و به باور صاحبنظران اتخاذ سیاست‌های درست ارزی کارآمدتر از موضوع نظارت است.

    در پرونده فساد چای دبش، سیاست ارزی دولت روحانی با ایجاد رانت و ضعف ساختاری، بذر فساد چای دبش را کاشت، اما اختصاص بی‌رویه و بدون نظارت ارز در دولت رئیسی، این تخلف را به بزرگ‌ترین فساد مالی تاریخ ایران تبدیل کرد. نقش دولت رئیسی از نظر حجم و سرعت تخصیص ارز، به‌مراتب پررنگ‌تر بود، در حالی که ضعف اولیه از دولت روحانی شروع شد.

    طبق برآورد سازمان بازرسی کل کشور، بیش از ۹۰ درصد کل ارز این پرونده (۳.۳۷ میلیارد دلار) در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ یعنی در زمان دولت رییسی به چای دبش تخصیص داده شده است. هرچند در زمان دولت سیزدهم ارز ۴۲۰۰ تومانی از ۱۴۰۱ حذف شد، اما چای دبش با نرخ نیمایی حدود ۲۸۵۰۰ تومان همچنان ارز هنگفتی گرفت. بانک مرکزی آن ایام اعلام کرده بود که هیچ ارز ترجیحی در این پرونده نبوده است، ولی حجم بالای اختصاص ارز نیمایی بدون نظارت کافی، مشکل‌ساز شد. در دوران فعالیت دولت رئیسی، رصد تعهدات ارزی شرکت‌ها جدی گرفته نشد، بنابراین چای دبش حدود ۲ میلیارد دلار از ارز دریافتی را بدون اقدام برای واردات، در بازار آزاد فروخت.

    فساد چای دبش نه‌تنها نمونه‌ای از سوءمدیریت منابع ارزی در کشور است، بلکه نشان‌دهنده آسیب‌پذیری سیاست‌های اقتصادی مانند ارز ترجیحی در برابر فساد سازمان‌یافته است. بنا بر مباحث گفته شده در سطور بالا، این پرونده، ضرورت اصلاحات ساختاری در نظام تخصیص ارز، اصلاحات ارزی و افزایش شفافیت را بیش از پیش نمایان کرد. حال با وجود صدور احکام قضایی، ابهام در جزئیات و نبود گزارش جامع رسمی، فساد چای دبش همچنان پرسش‌هایی را درباره ابعاد این پرونده نزد افکار عمومی بی‌پاسخ گذاشته است.

    ناگفته نماند که سیاست وزارت اقتصاد در ۶ ماهه اخیر مبنی بر اصلاح سیاست‌های ارزی، حذف ارزهای ترجیحی و نیز حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز اگر چه می‌توانست بسیاری از ضعف‌های نظارتی و رانت‌های ارزی را کاهش دهد اما استیضاح وزیر اقتصاد و بدون وزیر ماندن وزارتخانه عملا پیشبرد این سیاست‌های صحیح را به محاق برده است.

  • حمایت دولت از فساد وزیر جهاد، ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد!

    حمایت دولت از فساد وزیر جهاد، ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد!

    به گزارش اقتصادران، ماجراي آقاي ساداتي‌نژاد وزير جهاد دولت! منحصر به فردترين مورد فسادي است كه پس از انقلاب رخ داده است. يك مجموعه سياسي در آخرين سالي كه در دستگاه قضايي بودند با تشكيل دادگاه‌هايي خارج از ضوابط متعارف قانوني براي مبارزه با فساد افراد زيادي را بدون حق اعتراض محكوم كردند و بعدها هنگامي كه دادگاه‌ها به روال عادي در آمدند، تعداد زيادي از آنان تبرئه شدند و البته چند نفر را هم با سرعت اعدام کردند كه اعتراض آنها هم شنيده نشد.

    اين گروه با اتكا به امواج اين نمايش‌هاي تأسف‌بار، قدرت اجرايي را در دست گرفت ولي در مدت كوتاهي پس از آن وزيري كه سيد است و از فعالان مهم ستاد انتخاباتي آنان بود، و قرار بود موفق‌ترين وزير كابينه جهادي آنان و الگويي براي ديگران باشد، در يك پرونده به واقع مفتضح و كثيف محكوم شد، البته تا آخرين لحظه هم در صندلي وزارت تكيه زده بود و از همين رو و در شرايط خشكسالي ارزي بزرگ‌ترين فساد ارزي تاريخ ايران در دوره او رقم زده شد. اين ماجرا پاسخي است كه دست تقدير سياست به آن دادگاه‌هاي نمايشي داد و براي اولين بار يك وزير هنگامي كه در مصدر كار است محاكمه و سپس محكوم مي‌شود.

    همه اينها يك طرف، هنوز يك گزارش رسمي و مستند از فرآيند چگونگي رخ دادن اين فساد داده نشده است و هيچ تضميني براي نبودن فسادهاي مشابه در گذشته يا رخ ندادن آنها در آينده وجود ندارد. چرا تضمين وجود ندارد؟ به اين علت كه رويكرد دولت در مبارزه با فساد اصيل نيست. هنوز هم مي‌گويند كه مشكل آقاي وزير تخلف بوده و نه جرم! ايرادي ندارد، براي اثبات اين ادعا گزارش رسمي و قضايي پرونده و احكام صادره را منتشر كنيد تا مردم بدانند وي مرتكب جرم نشده است.

    ولي مهم‌تر از هر چيز، اين است كه چرا اين فسادهاي بزرگ در وزارتخانه‌اي به نام جهاد و مرتبط با امنيت غذايي كشور رخ داده است؟ موضوع از چند زاويه بايد بررسي شود. اول، علت رخ دادن اين فسادهاي كلان و ضعف‌هايي كه در فرآيندهاي اداري و نظارتي وجود دارد و كوشش‌هايي كه بايد براي جلوگيري از تكرار فساد انجام شود. دوم، بازگرداندن اموال و پول‌هاي تاراج شده و سوم نيز مجازات قاطع مجرمان به نحوي كه با فساد رخ داده، تناسب داشته باشد.

    در ميان اين سه مساله اولي از اهميت بسيار بالاتري برخوردار است؛ ولي اين دولت هنوز در اين باره اطلاع‌رساني نكرده است. آنچه درباره فساد نهادهاي دامي شنيده مي‌شود، حكايت از يك مجموعه وسيع فاسد در داخل و خارج آن وزارتخانه و با هماهنگي كامل يكديگر بوده است. چرا جزييات اين فساد و ساز و كاري كه منجر به وقوع آن شد را منتشر نمي‌كنند؟ چرا پس از كشف آن بلافاصله وزير مذكور بركنار نشد؟ طبيعي است كه آن ساز و كار فاسد همچنان وجود داشت كه پس از فساد در نهاده‌هاي دامي، توانستند 4/3 ميليارد دلار را هم در بزرگ‌ترين فساد تاريخ ايران يعني چاي دبش صرف کنند. اينها فقط دو مورد از فساد است؛ حتي درباره بازگرداندن اموال به يغما رفته نيز فقط ادعاهاي رسمي را مي‌شنويم كه مي‌گويند برمي‌گردد، ولي اين كافي نيست، بايد همه جزييات و مستندات و سير پرونده منتشر شود.

    به علاوه به علت تورم شديد، ارزش اموال بايد به قيمت روز محاسبه شود. و بالاخره متناسب بودن مجازات با جرم نيز مستلزم اطلاع افكار عمومي از فرآيند دادرسي و جزييات پرونده است. اينكه نمي‌شود كسي را به نام سلطان سكه بگيريد و در يك فضاي ملتهب در مدت كوتاهي اعدام كنید، ولي نوبت وزير خودتان كه مي‌رسد همه ‌چيز غيرشفاف شود! اين حمايت از فرد متهم، بدترين اقدام و موجب تشديد فساد است. ما نمي‌گوييم كه حتما آقاي وزير مرتكب فساد شده، ولي به محض باز شدن پرونده، حتي اگر او متهم هم نبود بايد از وزارتخانه كنار مي‌رفت تا بدون حضور او در وزارتخانه، رسيدگي قضايي انجام شود. اگر چنين مي‌شد، قطعا جرم و فساد وحشتناك بعدي 4/3  ميليارد دلاري چاي دبش رخ نمي‌داد.

    سپس بايد در دادگاه علني محاكمه و گزارش جزييات در افكار عمومي منتشر شود و اگر تبرئه شد، دو باره در مسووليت‌هاي دولتي مشغول شود و اگر محكوم شد، مجازات وي بايد متناسب با خطاهايش باشد، هر چند آبروريزي چنين افرادي مهم‌ترين مجازات آنان است.

    واقعيت اين است كه از ابتدا و تاكنون هم آقاي وزير تحت حمايت دولت قرار داشته و به جاي انتشار گزارش فساد منتهي به صدور حكم و نيز جزييات فساد چاي دبش كه هنوز به دادگاه نرسيده، اصرار دارند كه وي تخلف كرده و جرمي مرتكب نشده است. مي‌گويند بسياري از كارشناسان و حقوقدانان در داخل و خارج دولت چنين نظري دارند در حالي كه هنوز پرونده منتشر نشده است پس آنها از كجا ديده‌اند؟ چرا خودشان چنين مواضعي را اعلام نمي‌كنند؟ چند نفرشان را معرفي كنيد تا با آنان گفت‌وگو‌ شود.

    روشن است كه اگر ترسي وجود نداشت، پرونده را منتشر مي‌كردند ولي همچنان در فضاي عدم شفافيت از وزيري حمايت مي‌كنند كه اگر صد درصد هم بي‌اطلاع از اين دو فساد رخ داده در وزارتخانه‌اش باشد (دو موردي كه افشا شده، شايد موارد ديگري هم باشد) همين ضعف براي محكوميت او به عنوان كسي كه متولي كاري شده ولي فاقد صلاحيت بوده و براي مراجع منصوب كننده او كافي است. او كسي است كه هنكام معرفي كابينه ادعا كردند كه موفق‌ترين وزير دولت خواهد بود. اشتباه مهم دولت اين است كه گمان مي‌كند با حمايت از اين وزير مي‌تواند او را نجات بدهد، اين دفاع به مثابه وزنه سنگيني است كه به پاي حاميان بسته مي‌شود و ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد. شما كه مي‌خواهيد چين را الگو قرار بدهيد و هيچ بخش ديگر از سياست‌هاي سازنده آن را انجام نمي‌دهيد، حداقل از مجازات سخت مفسدان دولتي حتي اگر وزير باشند، حمايت كنيد.

    از وزیر محکوم و دارای پرونده، یک پیام روشن دارد، اینکه نمی‌توانید جز این عمل کنید. همه يكي و همچون گروه بسته‌اي هستند كه مطابق الگوي يكي براي همه و همه براي يكي، رفتار مي‌كنند. حمايت از ماجراي باغ ازگل هم از همين نوع است. تا آخرش بايد برويد.

  • ساده‌سازی فسادهای دولتی توسط دولتمردان!

    ساده‌سازی فسادهای دولتی توسط دولتمردان!

    به گزارش اقتصادران، «ساداتی‌نژاد به ۳ سال حبس محکوم شد.» این خبری است که روز گذشته غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس دستگاه قضا در دیدار با دانشجویان دانشگاه یاسوج اعلام کرد و گفت: «در این پرونده هشت نفر دیگر هم محکوم شده‌اند که درخواست ماده ۴۷۷ کرده‌اند.» همین اظهارات کافی بود تا دوباره پرونده فساد «چای دبش» را که دولتمردان رئیسی سعی می‌کردند با سکوت از کنار آن بگذرند را بر سر زبان‌ها بی‌اندازد.

    هر چند که ابراهیم رئیسی و دولتمردانش همواره شعارهای جذاب مبارزه با فساد سر می‌دهند اما پس از رو شدن فساد چای دبش، سیاست دیگر برگزیدند، ابتدا دولت خود را به عنوان قهرمان «فسادیابی» معرفی کردند و مسئولیت این فساد را به گردن دولت دوازدهم انداختند.

    اما اظهارات رئیس قوه قضائیه در تاریخ ۱۶ آذر سال گذشته آنها را مجبور به اتخاذ روشی دیگر کرد. محسنی اژه ای گفته بود؛ « تخلف گروه دبش از سال ۹۸ شروع شد که در همان سال گروه دبش حدود ۲ میلیون دلار در سال ۹۹، ۲۱ میلیون دلار گرفته است، اما در سال ۱۴۰۰، شصت درصد ارز واردات را به این گروه داده‌اند که حتما خلاف است و در سال ۱۴۰۱ بیش از ۷۰ درصد ارز را این گروه گرفته است. با متخلفان واردات چای بدون خط قرمز برخورد می‌شود البته دولت گفته ۶۰ فرد متخلف را برکنار کرده، اما تاکنون این افراد به قوه قضاییه معرفی نشده‌اند.»

    بعد از این اظهارات دولت رئیسی مدعی «فسادنمایی» شد و در ادامه نیز «سکوت» را اختیار کرد؛ گویی نه خانی رفته و نه خانی آمده است.

    از تناقض‌گویی‌ تا ساده‌سازی فساد توسط دولتمردان

    اما ماجرا از کجا آغاز شد؟ ۲۲ فروردین ماه سال ۱۴۰۲ بود که ناگهان خبری از استعفا و تغییر چند مدیر دولت رئیسی و وزیر جهادکشاورزی در رسانه‌ها منتشر شد. این خبر زمانی منتشر شد که چند ماهی از افشای فساد گسترده در بازار نهاده‌های دامی در وزارت جهاد کشاورزی گذشته بود و در این میان، برخی از رسانه‌ها، از استعفای اجباری ساداتی‌نژاد خبر داده و زمزمه‌هایی از بازداشت او در گوشه و کنار به گوش می‌رسید. ا

    ما علی بهادری جهرمی در حاشیه جلسه هیأت دولت در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۲، در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی گفته بود: «آقای ساداتی‌نژاد استعفا دادند و استعفای ایشان پذیرفته شد، اکنون نیز یکی از معاونان سابق ایشان، سرپرست وزارتخانه است. آن چیزهایی که گفته می‌شود شایعه است، صحت ندارد و نباید بدان توجه کرد. دولت اکنون از کمک‌های ایشان استفاده می‌کند و در آینده نیز همکاری‌هایی خواهیم داشت.»

    بهادری‌جهرمی همچنین یک بار دیگر با حمایت از وزیر جهاد کشاورزی ادعا کرده بود: «مدیریت ساداتی‌نژاد در حوزه مدیریت غذایی موجب شد که کشور دچار مشکلی در این حوزه نشود، اما بنابر ارزیابی‌هایی که صورت گرفت رئیس‌جمهور تصمیم به تغییر مدیریتی در این حوزه گرفتند.»

    با این حال، پس از گذشت چند ماه از استعفای اجباری ساداتی‌نژاد، رئیس سازمان بازرسی کل کشور پرده از فساد ۳/۴ میلیارد دلاری شرکت چای دبش برداشت و همه نگاه‌ها به سمت دولت رئیسی و وزیر سابق جهادکشاورزی چرخید. در این میان، اظهارات عجیب دولتمردان رئیسی درباره این مسئله و عدم توضیحات صریح و شفاف حاشیه ساز شد.

    سخنگوی دولت، در تاریخ ۱۳ آذرماه، در گفتگویی با رسانه دولت بیان کرد: « با فعال شدن دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور در حوزه مبارزه با فساد، تاکنون ۲۰‌ پرونده قضایی تشکیل شده و حدود ۶۰ مدیر جابجا شده اند و پرونده فساد و تخلف در واردات چای فقط یکی از پرونده هایی است که دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور کشف کرده که مجددا خبر آن طی چند روز گذشته منتشر شده است. در این پرونده یک واردکننده، تجهیزات چای وارد کرده و گفته است که می خواهد شهر چای تولید کند تا هم بازار داخلی را داشته باشد و هم به بازارهای خارجی صادرات داشته باشد.»

    ابراهیم رئیسی هم در تاریخ ۱۶ آذرماه با اشاره به پرونده فساد چای دبش بیان کرد: «تمام کسانی که به نام دولت کار می‌کنند باید نسبت به فساد حساسیت داشته باشند. در گزارش اخیر فساد در واردات چای نخست دولت پیشقدم شد و شناسایی و پیگیری کرد و دست اندرکاران را عزل و پرونده را به دست دستگاه قضا سپرد. همه کارها به دست دولت انجام شد.»

    سید احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی، نیز با بیان اظهاراتی سعی کرده بود که تا با ساده سازی فساد چای دبش، این ماجرا را کمرنگ کند. او گفته بود: «حتما فساد اتفاق افتاده و کسی دنبال لاپوشانی این مساله نیست، شرکت چای دبش بابت ارزی که برای واردات چای دریافت کرده بود، پولش را پرداخته و اموال مردم به جایی نرفته است. به بانک مرکزی پول داده، ارز دریافت کرده و قرار بوده با آن کالا و تجهیزات وارد کند که نصف آن را وارد کرده و نصف دیگر را وارد نکرده است. پولی از کشور خارج نکرده، ساختمان‌ها و ماشین‌آلات مربوط به آن نیز در اختیار قوه قضاییه است»

    امروز هم سخنگوی دولت با بیان اینکه نظر دستگاه های نظارتی درون و خارج دولت و بسیاری از حقوقدانان این است که جرمی اتفاق نیفتاده و تخلف بوده است، گفته «دولت در گزارش دادن این تخلف و جرم پیشگام بوده و با سرعت تمام همکاری لازم را دارد، زیرا نگاه دولت ضدفساد بوده است. در اینجا برخی پرونده ها با هم خلط می شود، برخی پرونده ها که اسم افراد هم آمده جنبه تصمیمات مدیریتی دارد و در حوزه نهاده های اساسی بوده است که منجر به صدور رای جرم شده است و حوزه تخلفات فردی بوده و جنبه تفویت اموال عمومی ندارد.»

    انتقاد از سکوت دولت در مقابل فساد چای دبش

    اما علی‌رغم تلاش دولت مردان رئیسی برای کمرنگ نشان دادن فساد گسترده چای دبش، با اعلام جزئیات جدید درباره این پرونده از سوی قوه قضائیه، انگشت انتقاد به سمت رئیس دولت سیزدهم نشانه رفته و موج انتقادات علیه سکوت دولت و اعلام دیرهنگام خبر افشای فساد به راه افتاده است.

    در این میان، سخنگوی دولت سیزدهم در گفتگویی درباره اعلام دیر هنگام ماجرای این فساد بیان کرده بود: «این فساد شهریور سال گذشته شناسایی شد اما هم باید اطلاعات تکمیل می‌شد، اقدامات پیشگیرانه اتفاق افتاد و بسیاری از این افراد ممنوع‌الخروج شدند و اموال آنها توقیف شد و حتی کسانی در این پرونده بودند که برای آنها اعلان قرمز ثبت شد و از خارج از کشور به کشور استرداد شدند. همه این اتفاقات بخشی در اواخر سال گذشته شکل گرفت و در ماه‌های گذشته اتفاق افتاده است. اینکه دوباره از پرونده بازخوانی صورت گرفته به این دلیل بود که طبیعتا منتظر بودیم که نتیجه پرونده به‌تدریج روشن شود. دولت در آن زمان پیش‌گام شده و اقدامات خود را انجام داده است و دستگاه قضایی نیز رویه‌اش این است که هم همکاری مناسبی در برخورد با فساد دارد و هم جدی و مصمم به اینگونه پرونده‌های رسیدگی می‌کند و شما موضع‌گیری قوه قضاییه را هم دیده‌اید.»

    اما این مسئله با انتقاداتی همراه شده است، چنانچه روزنامه هم‌میهن در گزارشی نوشت: «چرا اعلام خبر این ماجرا و اتهام مهم که یکی از عوامل گرانی قیمت گوشت دام و طیور بود، همان زمان اعلام نشد؟ چرا چندماه پیش از افشای این فساد، دولت طی بیانیه رسمی از طریق دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی از عملکرد وزارت کشاورزی تقدیر کرد؟ درحالی‌که همان زمان هم این مسائل کمابیش روشن بود. چرا آقای رئیسی در دوره ریاست خود بر قوه‌قضاییه و در برخورد با برخی افراد به نام سلطان سکه و دیگر عناوین مشابه از اختیارات ویژه استفاده و حتی آنان را برخلاف مقررات قانونی متعارف، اعدام کردند؛ ولی هنگامی که نوبت به حامیان‌شان در انتخابات رسید، نه‌تن‌ها کوچکترین خبری را درز ندادند بلکه به‌جای برکناری، استعفایش را پذیرفتند و همچنان از مشاورت آنان بهره می‌گیرند؟چرا حتی سخنگوی دولت شایعات را تکذیب و از وزیر استعفا داده‌شده، حمایت کرد؟ و بدتر از همه یک سال است که وی در سکوت خبری و با داشتن حکم محکومیت زندگی عادی دارد؟»

    روزنامه سازندگی نیز در گزارشی نوشته است؛ «از همان ابتدا که رئیس سازمان بازرسی از فساد در وزارت کشاورزی پرده برداشت و خبر از یک اختلاس هنگفت در این وزارتخانه با موضوع نهاده‌های دامی را داد، روزنامه سازندگی از سیدابراهیم رئیسی، ‌رئیس دولت سیزدهم که به ساداتی‌نژاد اعتماد کامل کرده بود، درخواست کرد که سریعاً ساداتی‌نژاد، وزیر کشاورزی را عزل و آن را به دستگاه قضا معرفی کند. همچنین دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران هشدار داده بود که عواقب ماندن ساداتی‌نژاد در وزارت کشاورزی خطرناک است و نباید او در این وزارتخانه بماند اما دولت و رئیس‌جمهوری یا گوشی برای شنیدن این موضوع نداشتند، یا اینکه چندان موضوع را پراهمیت ندانستند تا اینکه فساد بعدی که بزرگ‌تر از قبلی بود و در تاریخ ایران بی‌سابقه خوانده شد با عنوان چای دبش رخ داد. اما پیش از اینکه رئیس قوه قضائیه، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای آن را علنی کند، دولت و رئیس‌جمهور هیچ حرفی درباره این فساد نزدند و ساداتی‌نژاد را بی‌سروصدا تغییر دادند و گویی اتفاقی نیفتاده و فقط یک تغییر و تحول درونی در دولت است. حتی ساداتی‌نژاد موضوع را آنقدر عادی تلقی کرده بود که در انتخابات مجلس نیز شرکت کرد و درصدد بود از تهران کاندیدا شود. هر چند بعد از آنکه سازندگی این خبر را اعلام کرد، حوزه انتخابیه خود را تغییر داد.»

    و تفسیر سایت عصرایران از بازداشت وزیر جهاد کشاورزی شاید بخش دیگری از عمق ماجرا را روایت کند، آنجا که نوشته است؛ «این که مدعی مدیریت جهادی باشند و وزیر جهاد آن به اتهام فساد برکنار و به سه سال زندان محکوم شود هم طنز تلخی است! »

  • چای دبش؛ فسادی که رئیسی آن را زیرسبیلی رد کرد!

    چای دبش؛ فسادی که رئیسی آن را زیرسبیلی رد کرد!

    به گزارش اقتصادران، سید‌ابراهیم رئیسی که روز جمعه در راستای سفرهای استانی خود این بار به ایذه رفته بود، در جمع مردم ایذه طی سخنانی خطاب به استانداران، فرمانداران، مدیران و مجموعه کارکنان دستگاه‌های اجرائی کشور دستور داد: «مبادا بشنوم که روابط ناسالم در سیستم اداری کشور نفوذ کرده و جای روابط سالم را گرفته است».

    در فساد چای دبش نصفش رئیس قوه قضائیه بودی و نصفش رئیس قوه مجریه!

    جلال رشیدی‌کوچی، نماینده مرودشت در مجلس یازدهم در واکنشی تند شخص رئیسی را هدف قرار داد و خطاب به رئیسی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «آقای رئیسی فساد و رشوه در ادارات رخنه نکرده، جزء لاینفک مراحل اداری برخی‌ها شده است. هم شما خوب می‌دانی هم من، هم مردم. از فساد ‎چای دبش چه خبر؟ نصفش در زمانی که رئیس قوه قضائیه بودید و نصف دیگرش زمانی که رئیس قوه مجریه بودید، اتفاق افتاد. شاه‌دزد‌ها را بگیرید نوچه‌ها غلاف می‌کنند».

    آقای رئیسی فساد چای دبش بغل گوش شما رخ داد

    محمد فاضلی، جامعه‌شناس نیز در توییتی در «شبکه ایکس» با خطاب قراردادن رئیسی نوشت: «آقای رئیسی چای دبش بیخ گوش شما رخ داد. ۳۶ هزار نفر کارزار گزارش دقیق تخلف چای را امضا کرده‌اند. شما که این‌قدر حساسید، دستور دهید این گزارش تدوین شود. مردم ایذه هم خوشحال‌تر می‌شوند. این سخنرانی شما هم باورپذیرتر می‌شود. آقای رئیسی در جمع مردم ایذه درخصوص رخنه رشوه و فساد هشدار داده بودند، گفتم شاید به دادن گزارش دقیق تخلف چای هم علاقه‌مند باشند»

    کنایه آذری‌جهرمی: در مورد میزان حرمت فساد چای دبش نظری ندارید؟!

    محمدجواد آذری‌جهرمی، وزیر ارتباطات دولت دوازدهم هم نسبت به جریمه سه میلیون تومانی بی‌حجابی که از سوی یکی از نمایندگان تندرو مجلس مطرح شده بود واکنش نشان داد و آن را با بی‌توجهی نمایندگان و مسئولان دولتی نسبت به فساد بزرگ و بی‌سابقه چای دبش مقایسه کرد.

    جعفرزاده ایمن‌آبادی: آقای اژه‌ای؛ چرا ‫به فساد نهاده‌های کشاورزی‬ و ‫چای دبش‬ ورود نمی‌کنید؟

    علاوه بر کنایه چهره‌های شناخته‌شده فوق به رئیسی که نسبت به مواجهه با فساد اداری تذکر داده بود، غلامعلی جعفرزاده‌ایمن‌آبادی، نماینده پیشین مجلس، اما از رئیس قوه قضائیه درخواست بررسی و اطلاع‌رسانی درباره فساد چای دبش را مطرح کرد.

    فساد چای دبش، یک فساد بی‌سابقه

    شاید بد نباشد که به‌صورت کوتاه و کلی بیان کنیم که فساد چای دبش چه بود که تا این حد واکنش‌های شدیدی را به دنبال داشته است؟ فساد چای دبش نام یک پرونده فساد اقتصادی است که در دولت دوازدهم و سیزدهم رخ داده است. رقم این اختلاس حدود ۳٫۴ میلیارد دلار (نزدیک به ۱۴۰ هزار میلیارد تومان در زمان انجام فساد) است که به نوعی شاید یک فساد بی‌سابقه محسوب شود. اما اهمیت ماجرا که باعث شد چهره‌های شناخته‌شده سیاسی نسبت به آن واکنش نشان دهند، بحث‌های مرتبط با فسادستیزی است که از سوی برخی مدیران اجرائی مطرح می‌شود. در همین رابطه رئیس‌جمهوری در سخنان روز جمعه خود در ایذه نیز همچنان بر آن تأکید کرد. در‌حالی‌که بعد از گذشت چند ماه هنوز از سرنوشت این پرونده فساد بزرگ خبری نیست.

    در‌حالی‌که ۱۹ دی، سیداحسان خاندوزی در نشستی با حضور اعضای جبهه ایران اسلامی فساد چای دبش را تأیید کرده و گفته بود: «حتما فساد اتفاق افتاده و کسی دنبال لاپوشانی این مسئله نیست. به محض اطلاع از وقوع فساد در بخش مربوطه واکنش و برخورد صورت گرفته است. پرونده به قوه قضائیه ارجاع شده و ان‌شاءالله قوه قضائیه رأی محکم و قطعی صادر خواهد کرد». وزیر اقتصاد دولت رئیسی همچنین با اشاره به موضوع فساد شرکت چای دبش گفت: «در این دولت کسی نمی‌گوید «آقای فلانی خط قرمز ما است با او برخورد نکنید». جامعه بداند دولت این‌بار بنا نیست خاکروبه‌ها را زیر فرش‌ها پنهان کند، نمی‌خواهد روی فساد‌ها سرپوش بگذارد و قرار نیست عده‌ای در حاشیه امن باشند. شرکت چای دبش هم بابت ارزی که برای واردات دریافت کرده بود، پولش را پرداخته و اموال مردم جایی نرفته است».

    فساد چای دبش چقدر بود؟

    نخستین بار به‌صورت رسمی، سازمان بازرسی کل کشور ۱۱ آذر ۱۴۰۲ این اختلاس را تأیید کرد. گفته می‌شود، گروه کشت و صنعت دبش بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲، نزدیک به ۳.۴ میلیارد دلار ارز برای واردات چای و ماشین‌آلات دریافت کرده است که این میزان ارز، برای تأمین نیاز یک‌ساله ایران به چای کافی بوده است. ۸۰ درصد این ارز در دولت سیزدهم به شرکت چای دبش اختصاص داده شده است. البته بخشی از این فساد نیز به دولت قبل برمی‌گردد. هرچند که محسنی‌اژه‌ای در سخنرانی روز ۱۶ آذر ۱۴۰۲ گفت که دولت هنوز هیچ مدیر دولتی متخلفی را درباره این پرونده به قوه قضائیه معرفی نکرده است. اما سؤال افکار عمومی این است که آیا تاکنون مدیری مرتبط با فساد و اختلاس چای دبش به دستگاه قضا معرفی شده و پرونده قضائی در‌این‌باره در جریان رسیدگی است یا خیر؟

    فساد چای دبش

    یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این پرونده که فراتر از فساد مالی آن است و مستقیما اقدامی ضد سلامت عمومی است در دولت قبل نیز رخ داده است. ماجرا از این قرار است که در سال ۱۳۹۹ نیروی انتظامی به یک تریلی متعلق به این شرکت مشکوک می‌شود. بعد از آزمایش چای موجود در این تریلی، مشخص می‌شود که این محصول مربوط به ۲۰ سال قبل بوده است و به دلیل فاسدشدن، دارای سم خطرناک آفلاتوکسین است که می‌تواند نکروز بافتی، سیروز، سرطان کبد و سرطان معده ایجاد کند. اما متأسفانه حتی بعد از این ماجرا نیز ارز میلیاردی تخصیصی به شرکت چای دبش ادامه داشته است.

    علاوه بر آن اخیرا رئیس سازمان تعزیرات ابعاد دیگری از پرونده را افشا کرده که نشان می‌دهد آن‌ها چای‌های فاسد را که نه‌تن‌ها مصرف انسانی و حیوانی نداشته و حتی به عنوان کود گیاهی هم کاربرد نداشته، به دوبی می‌بردند، رنگ و اسانس می‌زدند و به‌عنوان چای خارجی به کشور وارد می‌کردند؛ بنابراین افکار عمومی به طور جدی خواستار معرفی و محاکمه ذی‌نفعان این فساد مالی هستند.

  • چای دبش حتی مصرف حیوانی هم نداشت!

    چای دبش حتی مصرف حیوانی هم نداشت!

    به گزارش اقتصادران، احمد اصانلو در همایش سراسری پلیس امنیت اقتصادی فراجا از جزئیات جدیدی از فساد شرکت چای دبش پرده برداشت.

    رئیس سازمان تعزیرات حکومتی در این همایش گفت: شرکت چای دبش، چای فاسدشده وارداتی را که مصرف حیوانی هم نداشت با مجوز دولت قبل به دبی منتقل (صادر) کرد، رنگ و اسانس زد و به‌عنوان چای خارجی مجددا وارد کشور کرد!