برچسب: فساد دولتی

  • حمایت دولت از فساد وزیر جهاد، ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد!

    حمایت دولت از فساد وزیر جهاد، ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد!

    به گزارش اقتصادران، ماجراي آقاي ساداتي‌نژاد وزير جهاد دولت! منحصر به فردترين مورد فسادي است كه پس از انقلاب رخ داده است. يك مجموعه سياسي در آخرين سالي كه در دستگاه قضايي بودند با تشكيل دادگاه‌هايي خارج از ضوابط متعارف قانوني براي مبارزه با فساد افراد زيادي را بدون حق اعتراض محكوم كردند و بعدها هنگامي كه دادگاه‌ها به روال عادي در آمدند، تعداد زيادي از آنان تبرئه شدند و البته چند نفر را هم با سرعت اعدام کردند كه اعتراض آنها هم شنيده نشد.

    اين گروه با اتكا به امواج اين نمايش‌هاي تأسف‌بار، قدرت اجرايي را در دست گرفت ولي در مدت كوتاهي پس از آن وزيري كه سيد است و از فعالان مهم ستاد انتخاباتي آنان بود، و قرار بود موفق‌ترين وزير كابينه جهادي آنان و الگويي براي ديگران باشد، در يك پرونده به واقع مفتضح و كثيف محكوم شد، البته تا آخرين لحظه هم در صندلي وزارت تكيه زده بود و از همين رو و در شرايط خشكسالي ارزي بزرگ‌ترين فساد ارزي تاريخ ايران در دوره او رقم زده شد. اين ماجرا پاسخي است كه دست تقدير سياست به آن دادگاه‌هاي نمايشي داد و براي اولين بار يك وزير هنگامي كه در مصدر كار است محاكمه و سپس محكوم مي‌شود.

    همه اينها يك طرف، هنوز يك گزارش رسمي و مستند از فرآيند چگونگي رخ دادن اين فساد داده نشده است و هيچ تضميني براي نبودن فسادهاي مشابه در گذشته يا رخ ندادن آنها در آينده وجود ندارد. چرا تضمين وجود ندارد؟ به اين علت كه رويكرد دولت در مبارزه با فساد اصيل نيست. هنوز هم مي‌گويند كه مشكل آقاي وزير تخلف بوده و نه جرم! ايرادي ندارد، براي اثبات اين ادعا گزارش رسمي و قضايي پرونده و احكام صادره را منتشر كنيد تا مردم بدانند وي مرتكب جرم نشده است.

    ولي مهم‌تر از هر چيز، اين است كه چرا اين فسادهاي بزرگ در وزارتخانه‌اي به نام جهاد و مرتبط با امنيت غذايي كشور رخ داده است؟ موضوع از چند زاويه بايد بررسي شود. اول، علت رخ دادن اين فسادهاي كلان و ضعف‌هايي كه در فرآيندهاي اداري و نظارتي وجود دارد و كوشش‌هايي كه بايد براي جلوگيري از تكرار فساد انجام شود. دوم، بازگرداندن اموال و پول‌هاي تاراج شده و سوم نيز مجازات قاطع مجرمان به نحوي كه با فساد رخ داده، تناسب داشته باشد.

    در ميان اين سه مساله اولي از اهميت بسيار بالاتري برخوردار است؛ ولي اين دولت هنوز در اين باره اطلاع‌رساني نكرده است. آنچه درباره فساد نهادهاي دامي شنيده مي‌شود، حكايت از يك مجموعه وسيع فاسد در داخل و خارج آن وزارتخانه و با هماهنگي كامل يكديگر بوده است. چرا جزييات اين فساد و ساز و كاري كه منجر به وقوع آن شد را منتشر نمي‌كنند؟ چرا پس از كشف آن بلافاصله وزير مذكور بركنار نشد؟ طبيعي است كه آن ساز و كار فاسد همچنان وجود داشت كه پس از فساد در نهاده‌هاي دامي، توانستند 4/3 ميليارد دلار را هم در بزرگ‌ترين فساد تاريخ ايران يعني چاي دبش صرف کنند. اينها فقط دو مورد از فساد است؛ حتي درباره بازگرداندن اموال به يغما رفته نيز فقط ادعاهاي رسمي را مي‌شنويم كه مي‌گويند برمي‌گردد، ولي اين كافي نيست، بايد همه جزييات و مستندات و سير پرونده منتشر شود.

    به علاوه به علت تورم شديد، ارزش اموال بايد به قيمت روز محاسبه شود. و بالاخره متناسب بودن مجازات با جرم نيز مستلزم اطلاع افكار عمومي از فرآيند دادرسي و جزييات پرونده است. اينكه نمي‌شود كسي را به نام سلطان سكه بگيريد و در يك فضاي ملتهب در مدت كوتاهي اعدام كنید، ولي نوبت وزير خودتان كه مي‌رسد همه ‌چيز غيرشفاف شود! اين حمايت از فرد متهم، بدترين اقدام و موجب تشديد فساد است. ما نمي‌گوييم كه حتما آقاي وزير مرتكب فساد شده، ولي به محض باز شدن پرونده، حتي اگر او متهم هم نبود بايد از وزارتخانه كنار مي‌رفت تا بدون حضور او در وزارتخانه، رسيدگي قضايي انجام شود. اگر چنين مي‌شد، قطعا جرم و فساد وحشتناك بعدي 4/3  ميليارد دلاري چاي دبش رخ نمي‌داد.

    سپس بايد در دادگاه علني محاكمه و گزارش جزييات در افكار عمومي منتشر شود و اگر تبرئه شد، دو باره در مسووليت‌هاي دولتي مشغول شود و اگر محكوم شد، مجازات وي بايد متناسب با خطاهايش باشد، هر چند آبروريزي چنين افرادي مهم‌ترين مجازات آنان است.

    واقعيت اين است كه از ابتدا و تاكنون هم آقاي وزير تحت حمايت دولت قرار داشته و به جاي انتشار گزارش فساد منتهي به صدور حكم و نيز جزييات فساد چاي دبش كه هنوز به دادگاه نرسيده، اصرار دارند كه وي تخلف كرده و جرمي مرتكب نشده است. مي‌گويند بسياري از كارشناسان و حقوقدانان در داخل و خارج دولت چنين نظري دارند در حالي كه هنوز پرونده منتشر نشده است پس آنها از كجا ديده‌اند؟ چرا خودشان چنين مواضعي را اعلام نمي‌كنند؟ چند نفرشان را معرفي كنيد تا با آنان گفت‌وگو‌ شود.

    روشن است كه اگر ترسي وجود نداشت، پرونده را منتشر مي‌كردند ولي همچنان در فضاي عدم شفافيت از وزيري حمايت مي‌كنند كه اگر صد درصد هم بي‌اطلاع از اين دو فساد رخ داده در وزارتخانه‌اش باشد (دو موردي كه افشا شده، شايد موارد ديگري هم باشد) همين ضعف براي محكوميت او به عنوان كسي كه متولي كاري شده ولي فاقد صلاحيت بوده و براي مراجع منصوب كننده او كافي است. او كسي است كه هنكام معرفي كابينه ادعا كردند كه موفق‌ترين وزير دولت خواهد بود. اشتباه مهم دولت اين است كه گمان مي‌كند با حمايت از اين وزير مي‌تواند او را نجات بدهد، اين دفاع به مثابه وزنه سنگيني است كه به پاي حاميان بسته مي‌شود و ده‌ها برابر وزير را با خود به زير آب خواهد برد. شما كه مي‌خواهيد چين را الگو قرار بدهيد و هيچ بخش ديگر از سياست‌هاي سازنده آن را انجام نمي‌دهيد، حداقل از مجازات سخت مفسدان دولتي حتي اگر وزير باشند، حمايت كنيد.

    از وزیر محکوم و دارای پرونده، یک پیام روشن دارد، اینکه نمی‌توانید جز این عمل کنید. همه يكي و همچون گروه بسته‌اي هستند كه مطابق الگوي يكي براي همه و همه براي يكي، رفتار مي‌كنند. حمايت از ماجراي باغ ازگل هم از همين نوع است. تا آخرش بايد برويد.

  • ساده‌سازی فسادهای دولتی توسط دولتمردان!

    ساده‌سازی فسادهای دولتی توسط دولتمردان!

    به گزارش اقتصادران، «ساداتی‌نژاد به ۳ سال حبس محکوم شد.» این خبری است که روز گذشته غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس دستگاه قضا در دیدار با دانشجویان دانشگاه یاسوج اعلام کرد و گفت: «در این پرونده هشت نفر دیگر هم محکوم شده‌اند که درخواست ماده ۴۷۷ کرده‌اند.» همین اظهارات کافی بود تا دوباره پرونده فساد «چای دبش» را که دولتمردان رئیسی سعی می‌کردند با سکوت از کنار آن بگذرند را بر سر زبان‌ها بی‌اندازد.

    هر چند که ابراهیم رئیسی و دولتمردانش همواره شعارهای جذاب مبارزه با فساد سر می‌دهند اما پس از رو شدن فساد چای دبش، سیاست دیگر برگزیدند، ابتدا دولت خود را به عنوان قهرمان «فسادیابی» معرفی کردند و مسئولیت این فساد را به گردن دولت دوازدهم انداختند.

    اما اظهارات رئیس قوه قضائیه در تاریخ ۱۶ آذر سال گذشته آنها را مجبور به اتخاذ روشی دیگر کرد. محسنی اژه ای گفته بود؛ « تخلف گروه دبش از سال ۹۸ شروع شد که در همان سال گروه دبش حدود ۲ میلیون دلار در سال ۹۹، ۲۱ میلیون دلار گرفته است، اما در سال ۱۴۰۰، شصت درصد ارز واردات را به این گروه داده‌اند که حتما خلاف است و در سال ۱۴۰۱ بیش از ۷۰ درصد ارز را این گروه گرفته است. با متخلفان واردات چای بدون خط قرمز برخورد می‌شود البته دولت گفته ۶۰ فرد متخلف را برکنار کرده، اما تاکنون این افراد به قوه قضاییه معرفی نشده‌اند.»

    بعد از این اظهارات دولت رئیسی مدعی «فسادنمایی» شد و در ادامه نیز «سکوت» را اختیار کرد؛ گویی نه خانی رفته و نه خانی آمده است.

    از تناقض‌گویی‌ تا ساده‌سازی فساد توسط دولتمردان

    اما ماجرا از کجا آغاز شد؟ ۲۲ فروردین ماه سال ۱۴۰۲ بود که ناگهان خبری از استعفا و تغییر چند مدیر دولت رئیسی و وزیر جهادکشاورزی در رسانه‌ها منتشر شد. این خبر زمانی منتشر شد که چند ماهی از افشای فساد گسترده در بازار نهاده‌های دامی در وزارت جهاد کشاورزی گذشته بود و در این میان، برخی از رسانه‌ها، از استعفای اجباری ساداتی‌نژاد خبر داده و زمزمه‌هایی از بازداشت او در گوشه و کنار به گوش می‌رسید. ا

    ما علی بهادری جهرمی در حاشیه جلسه هیأت دولت در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۲، در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی گفته بود: «آقای ساداتی‌نژاد استعفا دادند و استعفای ایشان پذیرفته شد، اکنون نیز یکی از معاونان سابق ایشان، سرپرست وزارتخانه است. آن چیزهایی که گفته می‌شود شایعه است، صحت ندارد و نباید بدان توجه کرد. دولت اکنون از کمک‌های ایشان استفاده می‌کند و در آینده نیز همکاری‌هایی خواهیم داشت.»

    بهادری‌جهرمی همچنین یک بار دیگر با حمایت از وزیر جهاد کشاورزی ادعا کرده بود: «مدیریت ساداتی‌نژاد در حوزه مدیریت غذایی موجب شد که کشور دچار مشکلی در این حوزه نشود، اما بنابر ارزیابی‌هایی که صورت گرفت رئیس‌جمهور تصمیم به تغییر مدیریتی در این حوزه گرفتند.»

    با این حال، پس از گذشت چند ماه از استعفای اجباری ساداتی‌نژاد، رئیس سازمان بازرسی کل کشور پرده از فساد ۳/۴ میلیارد دلاری شرکت چای دبش برداشت و همه نگاه‌ها به سمت دولت رئیسی و وزیر سابق جهادکشاورزی چرخید. در این میان، اظهارات عجیب دولتمردان رئیسی درباره این مسئله و عدم توضیحات صریح و شفاف حاشیه ساز شد.

    سخنگوی دولت، در تاریخ ۱۳ آذرماه، در گفتگویی با رسانه دولت بیان کرد: « با فعال شدن دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور در حوزه مبارزه با فساد، تاکنون ۲۰‌ پرونده قضایی تشکیل شده و حدود ۶۰ مدیر جابجا شده اند و پرونده فساد و تخلف در واردات چای فقط یکی از پرونده هایی است که دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور کشف کرده که مجددا خبر آن طی چند روز گذشته منتشر شده است. در این پرونده یک واردکننده، تجهیزات چای وارد کرده و گفته است که می خواهد شهر چای تولید کند تا هم بازار داخلی را داشته باشد و هم به بازارهای خارجی صادرات داشته باشد.»

    ابراهیم رئیسی هم در تاریخ ۱۶ آذرماه با اشاره به پرونده فساد چای دبش بیان کرد: «تمام کسانی که به نام دولت کار می‌کنند باید نسبت به فساد حساسیت داشته باشند. در گزارش اخیر فساد در واردات چای نخست دولت پیشقدم شد و شناسایی و پیگیری کرد و دست اندرکاران را عزل و پرونده را به دست دستگاه قضا سپرد. همه کارها به دست دولت انجام شد.»

    سید احسان خاندوزی، وزیر اقتصاد دولت ابراهیم رئیسی، نیز با بیان اظهاراتی سعی کرده بود که تا با ساده سازی فساد چای دبش، این ماجرا را کمرنگ کند. او گفته بود: «حتما فساد اتفاق افتاده و کسی دنبال لاپوشانی این مساله نیست، شرکت چای دبش بابت ارزی که برای واردات چای دریافت کرده بود، پولش را پرداخته و اموال مردم به جایی نرفته است. به بانک مرکزی پول داده، ارز دریافت کرده و قرار بوده با آن کالا و تجهیزات وارد کند که نصف آن را وارد کرده و نصف دیگر را وارد نکرده است. پولی از کشور خارج نکرده، ساختمان‌ها و ماشین‌آلات مربوط به آن نیز در اختیار قوه قضاییه است»

    امروز هم سخنگوی دولت با بیان اینکه نظر دستگاه های نظارتی درون و خارج دولت و بسیاری از حقوقدانان این است که جرمی اتفاق نیفتاده و تخلف بوده است، گفته «دولت در گزارش دادن این تخلف و جرم پیشگام بوده و با سرعت تمام همکاری لازم را دارد، زیرا نگاه دولت ضدفساد بوده است. در اینجا برخی پرونده ها با هم خلط می شود، برخی پرونده ها که اسم افراد هم آمده جنبه تصمیمات مدیریتی دارد و در حوزه نهاده های اساسی بوده است که منجر به صدور رای جرم شده است و حوزه تخلفات فردی بوده و جنبه تفویت اموال عمومی ندارد.»

    انتقاد از سکوت دولت در مقابل فساد چای دبش

    اما علی‌رغم تلاش دولت مردان رئیسی برای کمرنگ نشان دادن فساد گسترده چای دبش، با اعلام جزئیات جدید درباره این پرونده از سوی قوه قضائیه، انگشت انتقاد به سمت رئیس دولت سیزدهم نشانه رفته و موج انتقادات علیه سکوت دولت و اعلام دیرهنگام خبر افشای فساد به راه افتاده است.

    در این میان، سخنگوی دولت سیزدهم در گفتگویی درباره اعلام دیر هنگام ماجرای این فساد بیان کرده بود: «این فساد شهریور سال گذشته شناسایی شد اما هم باید اطلاعات تکمیل می‌شد، اقدامات پیشگیرانه اتفاق افتاد و بسیاری از این افراد ممنوع‌الخروج شدند و اموال آنها توقیف شد و حتی کسانی در این پرونده بودند که برای آنها اعلان قرمز ثبت شد و از خارج از کشور به کشور استرداد شدند. همه این اتفاقات بخشی در اواخر سال گذشته شکل گرفت و در ماه‌های گذشته اتفاق افتاده است. اینکه دوباره از پرونده بازخوانی صورت گرفته به این دلیل بود که طبیعتا منتظر بودیم که نتیجه پرونده به‌تدریج روشن شود. دولت در آن زمان پیش‌گام شده و اقدامات خود را انجام داده است و دستگاه قضایی نیز رویه‌اش این است که هم همکاری مناسبی در برخورد با فساد دارد و هم جدی و مصمم به اینگونه پرونده‌های رسیدگی می‌کند و شما موضع‌گیری قوه قضاییه را هم دیده‌اید.»

    اما این مسئله با انتقاداتی همراه شده است، چنانچه روزنامه هم‌میهن در گزارشی نوشت: «چرا اعلام خبر این ماجرا و اتهام مهم که یکی از عوامل گرانی قیمت گوشت دام و طیور بود، همان زمان اعلام نشد؟ چرا چندماه پیش از افشای این فساد، دولت طی بیانیه رسمی از طریق دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی از عملکرد وزارت کشاورزی تقدیر کرد؟ درحالی‌که همان زمان هم این مسائل کمابیش روشن بود. چرا آقای رئیسی در دوره ریاست خود بر قوه‌قضاییه و در برخورد با برخی افراد به نام سلطان سکه و دیگر عناوین مشابه از اختیارات ویژه استفاده و حتی آنان را برخلاف مقررات قانونی متعارف، اعدام کردند؛ ولی هنگامی که نوبت به حامیان‌شان در انتخابات رسید، نه‌تن‌ها کوچکترین خبری را درز ندادند بلکه به‌جای برکناری، استعفایش را پذیرفتند و همچنان از مشاورت آنان بهره می‌گیرند؟چرا حتی سخنگوی دولت شایعات را تکذیب و از وزیر استعفا داده‌شده، حمایت کرد؟ و بدتر از همه یک سال است که وی در سکوت خبری و با داشتن حکم محکومیت زندگی عادی دارد؟»

    روزنامه سازندگی نیز در گزارشی نوشته است؛ «از همان ابتدا که رئیس سازمان بازرسی از فساد در وزارت کشاورزی پرده برداشت و خبر از یک اختلاس هنگفت در این وزارتخانه با موضوع نهاده‌های دامی را داد، روزنامه سازندگی از سیدابراهیم رئیسی، ‌رئیس دولت سیزدهم که به ساداتی‌نژاد اعتماد کامل کرده بود، درخواست کرد که سریعاً ساداتی‌نژاد، وزیر کشاورزی را عزل و آن را به دستگاه قضا معرفی کند. همچنین دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران هشدار داده بود که عواقب ماندن ساداتی‌نژاد در وزارت کشاورزی خطرناک است و نباید او در این وزارتخانه بماند اما دولت و رئیس‌جمهوری یا گوشی برای شنیدن این موضوع نداشتند، یا اینکه چندان موضوع را پراهمیت ندانستند تا اینکه فساد بعدی که بزرگ‌تر از قبلی بود و در تاریخ ایران بی‌سابقه خوانده شد با عنوان چای دبش رخ داد. اما پیش از اینکه رئیس قوه قضائیه، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای آن را علنی کند، دولت و رئیس‌جمهور هیچ حرفی درباره این فساد نزدند و ساداتی‌نژاد را بی‌سروصدا تغییر دادند و گویی اتفاقی نیفتاده و فقط یک تغییر و تحول درونی در دولت است. حتی ساداتی‌نژاد موضوع را آنقدر عادی تلقی کرده بود که در انتخابات مجلس نیز شرکت کرد و درصدد بود از تهران کاندیدا شود. هر چند بعد از آنکه سازندگی این خبر را اعلام کرد، حوزه انتخابیه خود را تغییر داد.»

    و تفسیر سایت عصرایران از بازداشت وزیر جهاد کشاورزی شاید بخش دیگری از عمق ماجرا را روایت کند، آنجا که نوشته است؛ «این که مدعی مدیریت جهادی باشند و وزیر جهاد آن به اتهام فساد برکنار و به سه سال زندان محکوم شود هم طنز تلخی است! »