برچسب: فریدون مجلسی

  • احتمال جنگ گسترده با سناریوی اشغال ایران بسیار بعید است

    احتمال جنگ گسترده با سناریوی اشغال ایران بسیار بعید است

    به گزارش اقتصادران، در آستانه برگزاری دور سوم مذاکرات ایران و ایالات متحده در ژنو، همچنان برخی تحلیل‌ها در رابطه با جنگ، نوع جنگ، محدود بودن یا مرحله بودن آن در برابر گسترده بودن یا ضربتی بودن جنگ مطرح است.

     فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه ایرانی و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، به بررسی احتمالات مرتبط با جنگ و سناریوهای پیش رو پرداخته است:

    آمریکا به دنبال جنگ کوتاه و ضربه دقیق است

    فریدون مجلسی گفت: «وقتی از صف‌آرایی گسترده ایالات متحده در منطقه سخن می‌گوییم، باید به یک واقعیت بنیادین توجه کنیم: آمریکا هرگز بدون محاسبه وارد چنین آرایش نظامی نمی‌شود و هزینه‌های سنگینی که برای استقرار تجهیزات و نیروهایش در منطقه صرف کرده، نشانه‌ای است از اینکه سناریویی فراتر از یک نمایش نمادین در ذهن تصمیم‌سازان آن کشور وجود دارد. آمریکا در قبال ایران، همان الگوی آشنای فشار حداکثری را دنبال می‌کند، اما این بار ابزارها، زمان‌بندی و چینش نیروها نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی‌ها از دقت بسیار بالاتری برخوردار است. از نگاه من، حداقل‌ترین چیزی که در ذهن واشنگتن ترسیم شده، اجرای سناریویی مشابه جنگ ۱۲ روزه یا حملاتی محدود اما ویرانگر است؛ حملاتی که هدفشان تسلیم‌سازی سیاسی ایران با کمترین هزینه مستقیم برای آمریکا باشد.»

    وی افزود: «اگر کارنامه سیاست خارجی ایالات متحده را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که این کشور نسبت به بهره‌گیری از «جنگ کوتاه» و «ضربه دقیق» برای تغییر محاسبات طرف مقابل، دیدگاه مثبتی دارد. همان الگویی که در عراق، یوگسلاوی، افغانستان و حتی در برخوردهای اخیر علیه گروه‌های مسلح منطقه دنبال شد. اما موضوع مهم این است که قیاس ایران و عراق از پایه اشتباه است. عراق کشوری بود که به‌دلیل تجاوز به کویت، تهدید امنیت اسرائیل، استفاده از سلاح شیمیایی و سرکوب گسترده داخلی، عملاً سرمایه اخلاقی و سیاسی خود را در سطح بین‌المللی از دست داده بود. دولت عراق در آن زمان به‌نوعی خود را از چتر حمایت ساختارهای بین‌المللی محروم کرده بود و همین موضوع دست واشنگتن را برای اقدام نظامی باز گذاشت.»

    ایران راهبرد دفاعی چندلایه ای دارد

    مجلسی در خصوص تفاوت های وضعیت ایران و عراق گفت: «ایران نه عراق است و نه در شرایطی مشابه آن دوران قرار دارد. ایران نه سابقه تجاوز به کشورهای دیگر را دارد و نه رفتارهایی از جنس آنچه رژیم صدام انجام می‌داد در کارنامه‌اش دیده می‌شود. علاوه بر این، ساختار نظامی ایران، وسعت سرزمینی، عمق استراتژیک و توانمندی در حوزه‌های غیرمتعارف سبب شده که هرگونه سناریوی تهاجمی علیه ایران برای آمریکا ریسک‌های بسیار بیشتری داشته باشد. باید توجه داشت که «جنگ گسترده» یعنی پیاده‌سازی نیروی زمینی و اشغال خاک؛ چیزی که در فاز محاسبات منطقی، درباره ایران تقریباً محال است. آمریکایی‌ها به‌خوبی می‌دانند که ورود سرباز به خاک ایران، به معنای مواجهه با جنگی طولانی، پیچیده و بسیار پرهزینه خواهد بود؛ جنگی که برخلاف عراق، بدون سرعت، بدون فتح سریع و بدون تضمین نتیجه خواهد بود.»

    وی در ادامه گفت: «در مقابل، ایران نیز بی‌تفاوت و منفعل نیست. سال‌هاست که راهبرد دفاعی کشور بر مبنای ایجاد بازدارندگی چندلایه طراحی شده و این بازدارندگی نه فقط مبتنی بر سلاح و تجهیزات، بلکه بر پراکندگی دفاعی، توان موشکی، شبکه متحدان منطقه‌ای و عمق استراتژیک شکل گرفته است. از نگاه تصمیم‌سازان ایرانی، اگر قرار باشد جنگی بر ایران تحمیل شود، باید همان جنگ به دام بزرگی برای طرف مقابل تبدیل شود؛ دامی که هزینه آن برای آمریکا و متحدانش گزاف باشد و فضای سیاسی منطقه را علیه آنان بسیج کند. آمریکایی‌ها نیز این موضوع را به‌خوبی می‌دانند و حتی اگر دام واقعی وجود نداشته باشد، همین تصور از احتمال دام، نگرانی بزرگی برای آنان ایجاد کرده است.»

    وی تاکید کرد: «با این همه، با وجود این حجم از تنش و آرایش نظامی، به باور من احتمال وقوع جنگ گسترده با سناریوی اشغال ایران بسیار بعید است. آنچه محتمل‌تر است، استفاده آمریکا از ظرفیت «جنگ محدود» برای امتیازگیری سیاسی است؛ ضربه‌ای کوتاه و محدود با هدف تغییر رفتار ایران در میز مذاکره. این همان الگویی است که واشنگتن بارها در مناطق مختلف جهان به کار گرفته است. با این حال، باید به این نکته مهم توجه کنیم که حتی جنگ محدود نیز برای ایران هزینه‌های سنگین اقتصادی، روانی و اجتماعی خواهد داشت؛ هزینه‌هایی که شاید خسارت آن حتی از جنگ زمینی بیشتر باشد، زیرا اقتصاد ایران امروز در معرض شکنندگی‌های گوناگون قرار دارد و هر تکانه امنیتی می‌تواند اعتماد عمومی را تضعیف و وضعیت معیشتی مردم را دشوارتر کند.»

    هنر دیپلماسی و مذاکره پیشگیری از جنگ است

    این دیپلمات با سابقه ایرانی با تمرکز بر اهمیت دیپلماسی گفت: «در چنین شرایطی، هنر دیپلماسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. دیپلماسی موفق، یعنی جلوگیری از رسیدن تنش‌ها به نقطه‌ای که گزینه نظامی تبدیل به ابزار تعیین‌کننده شود. واقعیت این است که اگر مذاکره در زمانی انجام شود که هنوز جنگی در کار نیست، امکان چانه‌زنی و دادن امتیازات کمتر بسیار بیشتر خواهد بود. اما زمانی که سایه جنگ یا حمله محدود بر سر یک کشور سنگینی کند، دامنه امتیازات ناگزیر بزرگ‌تر خواهد شد و ضرورت جلوگیری از خسارت، طرف مقابل را مجبور می‌کند در شرایط سخت‌تری پای میز مذاکره بنشیند. بنابراین عقلانیت حکم می‌کند که پیش از آنکه تنش از کنترل خارج شود، مسیر تعامل و گفت‌وگو فعال گردد.»

    وی افزود: «از نگاه من، باید به‌طور جدی به این موضوع اندیشید که جلوگیری از جنگ، به‌ویژه برای ایران، مهم‌تر از هر موضوع دیگری است. ایران در شرایط اقتصادی حساسی قرار دارد و جامعه به‌شدت تحت‌تأثیر فضای روانی ناشی از تهدید نظامی است. جنگ، حتی اگر کوتاه باشد، می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند، سرمایه اجتماعی را فرسوده کند و روندهای اقتصادی را دچار اختلال جدی سازد. همین مسئله ضرورت مذاکره را دوچندان می‌کند. البته این به معنای تسلیم یا چشم‌پوشی از منافع ملی نیست؛ بلکه هنر دیپلماسی درست آن است که در معامله‌ای حساب‌شده، آسیب‌های احتمالی به کشور را به حداقل رساند و در عین حال از منافع و امنیت ملی دفاع کرد.»

    هیچ توافقی کاملا رضایت بخش نیست

    این تحلیلگر ارشد امور سیاست خارجی در ادامه گفت: «در جهان سیاست، هیچ توافقی کاملاً رضایت‌بخش نیست. امتیازدهی و امتیازگیری بخشی از واقعیت مذاکره است. ممکن است توافق احتمالی با طرف مقابل از دید برخی مطلوب و ایده‌آل نباشد، اما اگر بتواند فضای تنش را کاهش دهد، فشارهای اقتصادی را سبک‌تر کند و مسیر کشور را از خطر جنگ دور نگه دارد، بی‌شک تأثیر مثبتی بر زندگی مردم و ثبات کشور خواهد داشت. هیچ کشوری بدون توجه به شرایط داخلی و وضعیت جامعه خود تصمیم‌گیری نمی‌کند. ایران نیز باید همین مسیر عقلانی را طی کند. مهم آن است که تصمیم‌گیرندگان به این درک برسند که جنگ، آخرین گزینه و پرهزینه‌ترین سناریوی ممکن است و مذاکره، ابزار مدیریت بحران و کاستن از فشارهاست. شرایط حساس کنونی نیازمند نگاه واقع‌گرایانه، پرهیز از شعارزدگی و تمرکز بر منافع ملی است.»

  • ما در دوازده روز صد‌ها میلیارد دلار را یکجا از دست دادیم  / به نتیجه بخش بودن مذاکرات خوش بین نیستم

    ما در دوازده روز صد‌ها میلیارد دلار را یکجا از دست دادیم / به نتیجه بخش بودن مذاکرات خوش بین نیستم

    به گزارش اقتصادران، مجلسی اظهار داشت: ترکیه نه‌تنها متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است، بلکه ایران بازار بزرگی برای ترکیه محسوب می‌شود و ترکش‌های یک جنگ در ایران می‌تواند توسعه ترکیه و تداوم اقتصاد آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد.

    در آستانه تحرکات تازه دیپلماتیک، ایران و آمریکا در حال آماده‌سازی برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات هستند؛ گفت‌و‌گو‌هایی که بنا بر گزارش‌ها قرار است جمعه ۱۶ بهمن ماه با میانجی‌گری عمان برگزار شود.

    این مذاکرات در شرایطی مطرح می‌شود که تنش‌های نظامی و امنیتی همچنان بالاست و واشنگتن بر مسیر دیپلماسی همراه با فشار تأکید دارد.

    بر اساس مواضع اعلام‌شده، آمریکا برای آغاز مذاکرات پیش‌شرط‌هایی را مطرح کرده است: توقف غنی‌سازی اورانیوم در داخل ایران، محدودسازی برنامه موشکی بالستیک و پایان حمایت ایران از گروه‌های نیابتی در منطقه؛ پیش‌شرط‌هایی که تحقق آنها سرنوشت و چشم‌انداز گفت‌و‌گو‌ها را تعیین خواهد کرد.

    در همین راستا گفت‌وگویی با «فریدون مجلسی»، دیپلمات پیشین ایران، درباره چشم‌انداز مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا انجام داده ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

    *ترکیه در مقام میانجی بین ایران و آمریکا عمل کرده است. دلیل این ایفای نقش از سوی آنکارا چیست؟

    به این دلیل که هزینه آن کمتر است. این کاملاً طبیعی است، زیرا جنگ بسیار پرهزینه است، گرفتاری‌های زیادی دارد و از سوی دیگر برای آینده ایران نیز خطرناک است. ادامه جنگ موجب از بین رفتن زیرساخت‌های ایران می‌شود و کشوری وامانده و درهم‌شکسته به‌جا می‌گذارد که این وضعیت در نهایت برای دیگر کشورها، از جمله آمریکا، نیز بار و هزینه ایجاد خواهد کرد.

    هر کسی باید تلاش کند از وقوع جنگ جلوگیری شود. امروز ایران کشوری پرجمعیت است. ترکیه نیز از جنگ میان ایران و آمریکا به‌شدت آسیب خواهد دید.

    ترکیه نه‌تنها متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است، بلکه ایران بازار بزرگی برای ترکیه محسوب می‌شود و ترکش‌های یک جنگ در ایران می‌تواند توسعه ترکیه و تداوم اقتصاد آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد

    ترکیه نه‌تنها متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است، بلکه ایران بازار بزرگی برای ترکیه محسوب می‌شود و ترکش‌های یک جنگ در ایران می‌تواند توسعه ترکیه و تداوم اقتصاد آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه این مذاکرات، ممکن است کشور‌هایی مانند عربستان و مصر نیز مشوق باشند و حتی مشارکت کنند که این موضوع اهمیت میانجی‌گری را دوچندان می‌کند.

    ندا‌هایی که از داخل ایران شنیده می‌شود، همان ندا‌هایی است که در همه امور نقش تخریبی داشته‌اند؛ همان کسانی که برجام را شکست دادند و نابود کردند. روزنامه‌ها و سخنگویانی که هر روز با تهدید و ساز مخالف زدن، ایران را از عرصه بین‌المللی دور نگه داشته‌اند، اکنون نیز تلاش می‌کنند با هرگونه مذاکره مخالفت کنند.

    * اعلام شده که احتمالاً اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه منتقل شود و مسکو نیز در این زمینه ابراز آمادگی کرده است. برخی نمایندگان مجلس ایران هم گفته بودند که سفر آقای لاریجانی احتمالاً برای توافق درباره انتقال اورانیوم غنی‌شده به روسیه بوده، اما آقای علی باقری کنی اعلام کرد که ایران بنایی بر انتقال مواد غنی‌شده به هیچ کشوری ندارد و مذاکره نیز حول چنین موضوعی نیست. آیا ممکن است آمریکا با چنین موضوعی موافقت کند؟

    بله، آمریکا موافقت خواهد کرد، زیرا نگرانی اصلی آمریکا این است که این مواد در اختیار جمهوری اسلامی باقی بماند. باقی‌ماندن این مواد، استمرار همان تهدیدی است که نسبت به اسرائیل مطرح می‌شود. در واقع، مشکل اصلی، مشکل ایران و اسرائیل است، نه ایران و آمریکا.

    آمریکا صرفاً به‌عنوان ضامن و حامی اسرائیل از ابتدا وارد این ماجرا شده است. چهل‌وهفت سال است که در نوعی بازی موش و گربه با آمریکا و اسرائیل قرار داریم و جز در جنگ اخیر، اسرائیل به‌طور مستقیم با ما درگیر نبوده است و جمهوری اسلامی هم از طریق حزب‌الله، جهاد اسلامی و حماس با اسرائیل در حال جنگ بوده است.

    بقای حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تبدیل به ابزار تهدید شده است. در غیر این صورت، دولت آمریکا و غرب به‌طور کلی مسئله هسته‌ای ایران را حل‌شده می‌دانند. اگر این مواد تحویل داده نشود، با زور خواهند آمد و آن را خواهند برد، که البته این هم هزینه خاص خود را خواهد داشت.

    روسیه صلاحیت نگهداری این مواد را دارد، زیرا یک کشور بزرگ هسته‌ای است و می‌داند چگونه باید از آن استفاده کند. اگر قرار باشد این مواد در ایران نباشد، باید دید کجا باشد. اگر آمریکا آن را ببرد، به‌عنوان غنیمت جنگی خواهد برد و کشور‌های دیگر نیز اساساً صلاحیت نگهداری آن را ندارند.

    *چند روز پیش روزنامه هاآرتص به نقل از یکی از مقامات ترکیه گفته بود که ترکیه هم پیشنهاد داده اورانیوم‌ها به این کشور منتقل شوند. آمریکا بین روسیه و ترکیه کدام را ترجیح می‌دهد؟

    آمریکا روسیه را ترجیح می‌دهد، زیرا خود ترکیه ممکن است روزی به فکر دستیابی به بمب اتمی بیفتد. اما روسیه، چون سلاح هسته‌ای و صنعت هسته‌ای دارد، دیگر نمی‌توان گفت انتقال به آن کشور خطر نظامی ایجاد می‌کند. در حالی که انتقال اورانیوم به ترکیه، خطر بالقوه نظامی را از ایران به ترکیه منتقل می‌کند. ترکیه کشوری هسته‌ای نیست و نگهداری این مواد و نحوه استفاده احتمالی از آن، خود به مسئله‌ای دیگر تبدیل می‌شود.

    مسئله آمریکا و غرب نیز با بودن یا نبودن چهارصد کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده حل نمی‌شود؛ مسئله آنها رفع خطر و مقابله با استراتژی نابودی اسرائیل است

    *اگر ایران با انتقال اورانیوم‌های غنی‌شده موافقت کند، آیا در واقع آخرین برگ برنده راهبردی خود را واگذار نکرده است؟

    ایران می‌تواند در یک مذاکره، ضمن پذیرفتن همه شرایط، این موضوع را نیز در همان بسته کلی از دست بدهد. لزومی ندارد کار به‌صورت پلکانی انجام شود. این اساساً برگ چندان برنده و مهمی نیست.

    مسئله آمریکا و غرب نیز با بودن یا نبودن چهارصد کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده حل نمی‌شود؛ مسئله آنها رفع خطر و مقابله با استراتژی نابودی اسرائیل است.

    * آیا پذیرش این شرط، به تضعیف یا از بین رفتن قدرت بازدارندگی ایران منجر نمی‌شود؟

    قدرت بازدارندگی زمانی معنا دارد که به بمب تبدیل شود. پیش از آن، همه این موارد از بین خواهد رفت. اسرائیل در مقطعی در محاصره کامل ایران قرار گرفته بود، اما اکنون شرایط برعکس شده است. پس از جنگ هفتم اکتبر، که مسئولیت آن را خواه‌ناخواه متوجه ایران می‌دانند، این جنگ به جنگی سرنوشت‌ساز تبدیل شد.

    به همین دلیل اسرائیل تاکنون جنگ را متوقف نکرده و اعلام کرده هر زمان بخواهد حمله خواهد کرد. جمهوری اسلامی نیز متقابلاً اعلام کرده هر زمان لازم بداند و بتواند، حمله خواهد کرد. این یک وضعیت متقابل است که یا باید به‌صورت متقابل پایان یابد یا به‌صورت متقابل ادامه پیدا کند.

    *هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفته بود مذاکرات احتمالی به‌صورت گام‌به‌گام خواهد بود. فایننشال تایمز هم گزارش داده که مذاکرات در مرحله نخست فقط محدود به برنامه هسته‌ای است. گام‌به‌گام بودن مذاکرات چقدر شانس موفقیت را افزایش می‌دهد؟

    بد نیست. در گام اول قرار نیست ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم تحویل داده شود. همین که پذیرفته شود که این کار انجام خواهد شد، گام اول برداشته شده است. در گام بعد، مسئله همکاری با گروه‌های نیابتی که با حمایت و هزینه دولت ایران فعالیت می‌کنند، مطرح خواهد شد.

    *البته گام بعدی مربوط به مسئله موشکی است.

    بله. موشک ابزار مستقیم تهدید اسرائیل است؛ وگرنه آمریکا آن سوی دنیا قرار دارد و نگران تهدید مستقیم علیه خود نیست. سپس موضوع دست‌کشیدن از حمایت گروه‌های نیابتی و بازگشت به مرز‌های خود مطرح می‌شود. ما زمانی مرز‌های اسرائیل را عمق استراتژیک خود اعلام کرده بودیم، اما متأسفانه اکنون آنها مرز‌های ایران را عمق استراتژیک خود اعلام کرده‌اند.

    پیشنهاد من تشکیل یک کنسرسیوم با مشارکت کشور‌هایی مانند عربستان، ترکیه و مصر بود؛ کنسرسیومی تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در داخل ایران که غنی‌سازی را انجام دهد و یک شرکت بین‌المللی، نه ایرانی، مسئول آن باشد

    *آیا در حوزه هسته‌ای، پیش‌شرط غنی‌سازی صفر از سوی آمریکا اکنون قابل حل است؟

    خیر، این موضوع پیش از این جنگ قابل بحث بود، اما پس از جنگ دوازده‌روزه شرایط تغییر کرده است. پیش از این، پیشنهاد من تشکیل یک کنسرسیوم با مشارکت کشور‌هایی مانند عربستان، ترکیه و مصر بود؛ کنسرسیومی تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در داخل ایران که غنی‌سازی را انجام دهد و یک شرکت بین‌المللی، نه ایرانی، مسئول آن باشد. اما اکنون فکر نمی‌کنم حتی با این هم موافقت شود. حداکثر ممکن است بپذیرند که این کار در خارج از ایران و توسط یک کنسرسیوم تحت نظارت بین‌المللی انجام شود.

    *به‌طور کلی تصور می‌کنید این مذاکرات به نتیجه برسد؟

    خیر، زیرا شجاعت پایان‌دادن به جنگ وجود ندارد. ما در دوازده روز ضربه خوردیم و صد‌ها میلیارد دلار را یکجا از دست دادیم. در حالی که بسیاری از کشور‌های دنیا بدون غنی‌سازی، به بهترین شکل زندگی می‌کنند. ترکیه که زمانی یک‌سوم اقتصاد ایران را داشت، اکنون شش برابر شده و توانمندی، استقلال و توسعه‌طلبی‌اش چندین برابر افزایش یافته است. نگاه ما باید به سمت صنعت و توسعه می‌رفت؛ همان کاری که کره جنوبی انجام داد و بسیاری از کشور‌هایی که وارد این مسیر‌های پرهزینه نشدند. ما نباید به این وضعیت می‌افتادیم.

  • حمله به تنگه هرمز یا جزایر سه‌گانه کار ساده‌ای برای آمریکا نخواهد بود

    حمله به تنگه هرمز یا جزایر سه‌گانه کار ساده‌ای برای آمریکا نخواهد بود

    به گزارش اقتصادران، پس از جنگ ۱۲ روزه، برخی تحلیلگران داخلی و خارجی مدعی بودند که این جنگ مقدمه‌ای برای جنگی دیگر خواهد بود و احتمال تنش نظامی مجدد بین ایران، اسرائیل و آمریکا بالاست. اکنون و با گذشت ماه‌ها، افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، بار دیگر احتمال درگیری با ایران را به صدر تحلیل‌های سیاسی بازگردانده است. برخی از نشانه‌ها از بالا رفتن سطح تهدید حکایت دارد، اما واقعیت آن است که هزینه‌های یک جنگ فراگیر برای طرف آمریکایی و اسرائیلی بالا خواهد بود.

     فریدون مجلسی، دیپلمات با سابقه ایران و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، به بررسی این موضوع پرداخته است:

    آمریکا در جایگاه حامی تل آویو قصد جنگ با ایران را دارد

    فریدون مجلسی گفت: «اگر بخواهیم تحولات منطقه را با نگاهی واقع‌بینانه بررسی کنیم، نمی‌توان احتمال حمله نظامی ایالات متحده آمریکا علیه ایران را نادیده گرفت. استقرار تجهیزات و ادوات نظامی آمریکا در منطقه، آن هم در مدت زمان کوتاه، نمی‌تواند بدون هدف و برنامه‌ریزی خاص صورت گیرد. در سیاست بین الملل، به‌ویژه در رفتار قدرت‌هایی مانند آمریکا، جابه‌جایی ادوات و نظامی بودن این ادوات حامل پیام سیاسی است. پیامی که معمولاً یا برای افزایش فشار در میز مذاکره به کار می‌رود یا مقدمه‌ای برای اقدام عملی می‌شود.»

    وی افزود: «با این حال، باید میان «احتمال بالای درگیری» و «قطعیت جنگ» تفاوت قائل شد. آنچه امروز وجود دارد، افزایش سطح تنش و افزایش خطر تقابل است، نه الزاماً تصمیم نهایی برای آغاز جنگی فراگیر. در این وضعیت، نقش اسرائیل در تشدید فضای تنش‌آلود کنونی بسیار پررنگ است. به نظر می‌رسد بخش مهمی از طراحی و پی‌گیری سناریوی تقابل نظامی با ایران، از سوی اسرائیل انجام می‌شود و آمریکا بیش از آن ابتکار عمل را در دست داشته باشد، در جایگاه حامی و پشتیبان تل‌آویو قرار گرفته است.»

    مثلث دیپلماسی منطقه‌ای می‌تواند مانع جنگ شود

    این دیپلمات با سابقه ایرانی در ادامه گفت :«دولت اسرائیل، به‌ویژه بنیامین نتانیاهو، نسبت به ایران طی سال‌های گذشته، همیشه بر پایه تقابل و تنش  رفتار کرده است. مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی و نظامی، باعث شده ایران در نگاه نتانیاهو نه صرفاً یک رقیب در منطقه، بلکه یک دشمن بنیادین شود. بر همین اساس، اسرائیل تلاش می‌کند با استفاده از فرصت‌های موجود، برنامه‌ای را که پس از جنگ ۱۲روزه آغاز کرده بود، به سرانجام برساند. در این راستا، همراه سازی آمریکا نقشی کلیدی دارد. چراکه اسرائیل به‌تنهایی توان لازم برای ورود به یک تقابل جدی را ندارد.»

    وی افزود: «با وجود احتمال درگیری، هنوز نمی‌توان نقش دیپلماسی منطقه‌ای را نادیده گرفت. عربستان سعودی، ترکیه و مصر، مثلثی هستند که گرچه در بسیاری از موضوعات با ایران اختلاف دارند، اما یک اشتراک روشن با یکدیگر دارند: مخالفت با جنگ در منطقه. یک درگیری میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل، به طور مستقیم ثبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی این کشورها را تهدید می‌کند و پیامدهای آن به یک یا دو بازیگر محدود نخواهد شد.از این منظر، شکل‌گیری یک هماهنگی منطقه‌ای میان عربستان، ترکیه و مصر می‌توانند نقش بازدارنده جنگ را ‌ایفا کند.»

    حمله به تنگه هرمز یا جزایر سه‌گانه سناریوی ساده‌ای برای آمریکا نخواهد بود

    این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در ادامه گفت: «در چنین شرایطی، خطای راهبردی این است که ایران خود را در موقعیت از پیش‌باخته یا ناگزیر از تقابل تصور کند. سیاست عقلانی، نه تسلیم است و نه شتاب‌زدگی در واکنش، بلکه تلاش برای کاهش تنش و مدیریت بحران است. در فضای سیاست خارجی، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال محاصره یا مسدود شدن تنگه هرمز از سوی آمریکا مطرح می‌شود. این سناریوها از نظر نظری قابل طرح هستند، اما در عمل با سدهای جدی روبه‌رو هستند. بسته شدن تنگه هرمز به معنی توقف نفت و گاز کل منطقه خواهد بود. نه فقط ایران، بلکه عربستان، کویت، عراق، قطر و امارات از این موضوع متضرر می‌شوند. این کشورها درواقع متحدان آمریکا و شرکای راهبردی غرب هستند و حاضر نیستند چنین هزینه‌ای را بپردازند. علاوه بر این، اقتصاد جهانی نیز توان تحمل شوک ناشی از انسداد این گذرگاه حیاتی انرژی را ندارد. از این رو، نمی‌توانم این سناریوها را به‌طور کامل جدی بدانم.»

    وی افزود: «درباره جزایر سه‌گانه هم آمریکا می‌داند به محض ورود به جزایر با مقابله  مستقیم از سوی سواحل ایران رو به رو می‌شود. به هر ترتیب، جنگ زمینی و دریایی بسیار پیچیده است. من معتقدم اگر جنگی رخ دهد، الگوی دوم جنگ پیشین خواهد بود و بیشتر بر آسمان و حمله هوایی متمرکز است. آمریکا به خوبی می‌داند با شروع حمله، باید صابون ضرباتی که از سوی ایران به اسرائیل وارد می‌شود را نیز به تن بمالد. هدف اولیه این جنگ از دید من آسیب زدن به امکانات لجستیک، موشکی و فرماندهی ایران است تا مانع از ضربات ایران به اسرائیل شود. آمریکا تا وقتی که این موضوع را حل کند این جسارت را نخواهند داشت که وارد جزایر سه گانه یا  تنگه هرمز شود. در نهایت امیدوارم به جای گزینه‌های نظامی، ایران و طرف مقابل، دیپلماسی و برگشت به میز مذاکره را جایگزین تقابل نظامی کنند. این موضوع اکنون تا حد زیادی به رفتارهای منطقه ای و میانجیگری ها بستگی دارد.»

  • ما به دوران پیش از برجام بازگشته‌ایم، همان برجامی که در مجلس آن را آتش زدند / اسرائیل نیازی به چک سفید امضای ایران ندارد

    ما به دوران پیش از برجام بازگشته‌ایم، همان برجامی که در مجلس آن را آتش زدند / اسرائیل نیازی به چک سفید امضای ایران ندارد

    به گزارش اقتصادران، در پی سخنان اخیر دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا مبنی بر اینکه واشنگتن اجازه نخواهد داد برنامه هسته‌ای ایران شکل گیرد، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدامات پیش‌دستانه علیه تأسیسات هسته‌ای کشورمان بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه‌ای جهان مطرح شده است.

    این اظهارات که هم‌زمان با تحولات تازه در پرونده غزه و بحث‌های مرتبط با آینده برجام و سیاست هسته‌ای ایران مطرح می‌شود، بار دیگر ضرورت بازخوانی شرایط منطقه و مناسبات قدرت‌های جهانی با جمهوری اسلامی ایران را برجسته ساخته است.

    در همین راستا، گفت‌وگویی با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، انجام داده ایم که در ادامه آمده است.

    * رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی اخیر خود مدعی شده که دیگر اجازه نخواهند داد برنامه هسته‌ای ایران شکل بگیرد. سخنان ایشان اشاره به احتمال حمله پیش‌دستانه به شکل گیری هرگونه تأسیسات هسته‌ای ایران دارد. ارزیابی شما از این اظهارات اخیر چیست؟

    من فکر می‌کنم دولت باید می کوشید پیش از آنکه دوران برجام به پایان برسد مانع فعال شدن مکانیسم ماشه می شد. در آن زمان باید اقدامات لازم برای جلوگیری از این وضعیت صورت می‌گرفت.

    امروز این مخالفان برجام هستند که باید پاسخگو باشند، قطعنامه‌های محکوم‌کننده، ضمانت اجراهایی را در اختیار کشورهای مختلف، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ، قرار می‌دهد که توانمندی لازم برای اجرای آن را دارند. امیدوارم کار به آنجا نکشد

    برجام در واقع نوعی تعهد، یا شاید بتوان گفت نوعی مجازات همراه با اغماض بود، تا ایران بتواند از محدودیت‌ها و مشکلات تحریمی رهایی یابد و به مسیر توسعه بازگردد، تا بتواند با جهان وارد تعامل شود و مشکلات بانکی‌اش حل گردد.

    اما گروهی در داخل کشور معتقد بودند که چنین توافقی به اقتدار، توانمندی‌ها و قدرت‌نمایی‌های آنان لطمه می‌زند؛ ازاین‌رو آن را نپذیرفتند.

    اکنون ما به دوران پیش از برجام بازگشته‌ایم. همان برجامی که برخی در مجلس آن را آتش زدند، تحقیر کردند، به امضا کننده آن اهانت کرده و اتهامات مختلفی به آن وارد کردند، دیگر وجود ندارد.

    بنابراین، امروز این مخالفان برجام هستند که باید پاسخگو باشند، قطعنامه‌های محکوم‌کننده، ضمانت اجراهایی را در اختیار کشورهای مختلف، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ، قرار می‌دهد که توانمندی لازم برای اجرای آن را دارند.

    در حال حاضر، خطوط غنی‌سازی و سایر فعالیت‌های مرتبط عملاً از چرخه تولید و کاربرد خارج شده‌اند و دلیلی که جمهوری اسلامی برای خود در حمایت از آرمان فلسطین می‌دانست، با امضای مصالحه حماس با اسرائیل و آزادی گروگان‌ها، از میان رفته است. بنابراین، آن بهانه نیز حذف شده و جمهوری اسلامی نباید به خاطر امری که دیگر وجود ندارد، مجازات اضافی ببیند.

    به دوران پیش از برجام بازگشته‌ایم. همان برجامی که برخی در مجلس آن را آتش زدند، تحقیر کردند، به امضا کننده ی آن اهانت کرده و اتهامات مختلفی به آن وارد کردند

    اکنون دیگر نه غنی‌سازی در سطح مخاطره‌آمیز داریم و نه برنامه‌ای که تهدیدی تلقی شود. اگر هم بخواهد دوباره چنین مسیری را در پیش بگیرد، طرف مقابل اعلام کرده که آزادی عمل برای اقدام متقابل دارد.

    من تصور نمی‌کنم نیازی به اقدام دوباره باشد. به نظر من، دولت ایران باید روابط خود با همسایگان را که از مدتی قبل آغاز به ترمیم و بهبود آن کرده بود ادامه دهد و با جلب اعتماد و حمایت آنان، سیاستی معقول در پیش گیرد. مسائل فلسطین و اسرائیل نیز در درجه نخست به خود اعراب مربوط است.

    ایران می‌تواند از خواسته‌های جمعی اعراب و فلسطینیان حمایت اصولی کند و از دوستان و همسایگان عرب خود پشتیبانی نماید، نه بیش از آن و با در پیش گرفتن چنین رویکردی، یعنی عادی‌سازی رفتار کشور، بسیاری از مشکلات خودبه‌خود حل خواهند شد.

    یکی از شرایط عادی‌سازی، پذیرش مقررات و اصول حقوق بین‌الملل، از جمله احترام به حق موجودیت کشورها و خودداری از تهدید دیگران است. آنچه طی دهه‌ها موجب کشمکش، جنگ و خسارت برای ایران شده، باید روزی پایان یابد. اکنون آن دلایل از میان رفته‌اند و دولت ایران دیگر دلیلی برای ورود به درگیری ندارد، در حالی که دیگران خود به مصالحه تن داده‌اند.

    به قول حقوقدانان، «قضیه سالبه به انتفاء موضوع است»؛ یعنی اساساً موضوعِ اختلاف از میان رفته و موضوعیت خود را از دست داده است. امیدوارم این وضعیت موجب خشم هیچ‌یک از طرفین نشود، چراکه سلامت و رفاه مردم، که بالاتر از هر چیز ارزش و منطق دارد، ایجاب می‌کند به راه‌حلی اخلاقی و انسانی تن داده شود.

    ایران باید از مصالحه‌ای که اعراب به آن دست یافته‌اند حمایت کند و در کنار کشورهای منطقه، سهمی در بازسازی غزه و حمایت از لطمه هایی که به فلسطینیان خورده داشته باشد.

    همچنین از راه‌حل دو‌دولتی حمایت کند؛ فلسطینیان هم در قالب قطعنانه ۲۴۲ شورای امنیت که مورد حمایت عربستان نیز هست می‌تواند به ایجاد کشور مستقل فلسطین بینجامد و امنیت و حقوق مردم آن را حفظ نماید. با پذیرش چنین روندی، مشکل منطقه پس از بیش از هفتاد سال می‌تواند به پایان برسد.

    * صدور فرمان اجرایی ترامپ در خصوص قطر، مبنی بر اینکه هرگونه تهدید علیه این کشور به‌منزله تهدید آمریکا خواهد بود، نشان می‌دهد که دادن چک سفید امضا به اسرائیل در منطقه، هزینه‌هایی نظیر پیمان دفاعی عربستان با پاکستان را به‌همراه داشته است. آیا شما با این دیدگاه موافقید؟ و اگر موافقید، آیا آمریکا در خصوص ایران نیز به اسرائیل چک سفید امضا برای هر اقدامی می‌دهد؟

    نه، اگر چنانچه ایران بر سر موضع خود باقی بماند و برنامهٔ عملی و اجرایی نابودسازی اسرائیل اگر اتفاق بیفتد، اسرائیل برای آن نیازی به آن «چک سفید‌ امضا» ندارد؛ هم خواهد زد و هم خواهد خورد. منتها اصولاً دفاع اسرائیل در یک به‌ اصطلاح جبهه قرار دارد چه چک امضا شده بدهد و چه چک سفید در اختیارشان بگذارند یا نگذارند.

    ولی گمان من این است که مصالح عمومی ملت ایران و کشور ایران حکم می‌کند که این مسئله به‌گونه‌ای حل و فصل شود که خودِ «تهدید» از بین برود. ضمناً اتحاد عربستان و پاکستان، اگرچه ممکن است نظری نسبت به ایران داشته باشند، اما می‌تواند در مورد زیاده‌خواهی‌های اسرائیل نیز آن را یک تهدید محسوب شود.

    آنها متوجه‌اند که اسرائیل کشوری کوچک است با جمعیت اندک و هزینهٔ نگهداری بسیار بالا برای خودشان و متعهدانشان؛  بنابراین اگر بخواهند به زندگی مرفه و ادامهٔ وضع موجود در منطقه امید داشته باشند، لازم است در مرزهای قانونی خود توسعه و پیشرفت کنند و آن مرزهایی را که مورد قبول عربستان از زمان ملک عبدالله فقید بوده، محترم بشمارند.

    اسرائیلیان باید شهرک‌های خود را به فروش بگذارند و به سرزمین اصلی خود بازگردند؛ والا در منطقه‌ای که پیرامون آن را کشورهای عربی ثروتمندتر و پیشرفته‌تر فرا گرفته‌اند، آینده‌ای نخواهند داشت.

    اسرائیلیان باید شهرک‌های خود را به فروش بگذارند و به سرزمین اصلی خود بازگردند؛ والا در منطقه‌ای که پیرامون آن را کشورهای عربی ثروتمندتر و پیشرفته‌تر فرا گرفته‌اند، آینده‌ای نخواهند داشت

    آیندهٔ اسرائیل در این است که در حد و حدود خود اعتماد دیگران را جلب کند، از بازار بزرگ این کشورها و پیشرفت‌های تکنولوژیک‌شان در جهت همکاری بهره ببرد و تهدیدی برای آنان محسوب نشود.

    زیرا تهدید در برابر جریانی سیاسی و اقتصادی بسیار بزرگ که در آینده مجموعه کشورهایی مانند عراق، کویت، عربستان، قطر، امارات و عمان تشکیل خواهند داد نفسِ دشمن‌تراشی برای اسرائیل به صلاح نیست.

    من تصور می‌کنم این مسائل حل و فصل خواهند شد و من به‌طور نسبی و مثبت به مجموعهٔ این وقایع که به هر حال با هزینهٔ گزافی رخ داده نگاه می‌کنم.

    *با توجه به ادعاها مبنی بر اینکه توافق آتش‌بس در غزه می‌تواند دست اسرائیل را برای اقدام علیه ایران بازتر کند، و همچنین همسویی اروپا با آمریکا در موضوع هسته‌ای و مطالبهٔ «غنی‌سازی صفر»، چشم‌انداز حل و فصل این تنش‌ها و یافتن راه‌حلی مورد قبول طرفین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    آتش‌بس با غزه به‌تنهایی اهمیت ندارد؛ تداوم این آتش‌بس و تبدیل آن به یک مصالحه است که اهمیت دارد و دست اسرائیل باز بماند، در صورتی که جمهوری اسلامی تصمیم به ادامهٔ حمایت‌های خود از حماس و گروه‌های مقاومت علیه اسرائیل ادامه دهد، آن آتش‌بس به‌تنهایی مانع اقدام اسرائیل نخواهد بود.

    اما وقتی خودِ حماس و گروه‌های مقاومت این آتش‌بس را پذیرفته‌اند، دلیل ادامهٔ حمایت ایران از آن گروه‌ها نیز به‌تبع کاهش می‌یابد. وقتی دلیل حمایت از بین برود، دیگر نیازی به اقدام متقابل یا تهدید نخواهد بود؛ و بنابراین بهانه‌ای برای برخورد علیه ایران باقی نخواهد ماند.

    بهتر است میان ایران و آمریکا توافق‌هایی حاصل شود و تضمین‌هایی به‌صورت متقابل داده شود؛ البته به‌شرط اینکه هر دو طرف از «گردن‌کشی» متقابل که گاه از عناصر تندرو و انقلابی سر می‌زند خودداری کنند

    تا کنون این بهانه‌تراشی‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی بوده است؛ اما هرگونه اقدام مستقیم علیه ایران در شرایطی که آن دلایل مرتفع شده‌اند، به‌معنای اقدام علیه موجودیت ایران و ملت ایران خواهد بود.

    بهتر است میان ایران و آمریکا توافق‌هایی حاصل شود و تضمین‌هایی به‌صورت متقابل داده شود؛ البته به‌شرط اینکه هر دو طرف از «گردن‌کشی» متقابل که گاه از عناصر تندرو و انقلابی سر می‌زند خودداری کنند.

    در فضایی متعارف، محترمانه و معمولی نشسته و مسائلی را که زمینه‌هایش فراهم شده، حل و فصل کنند. این مسیر نه تنها دست اسرائیل را برای جنگ باز نخواهد گذاشت، بلکه زمینهٔ مصالحه و تضمین امنیت متقابل و آرامش ملت ایران را فراهم می‌کند؛ ملتی که از درگیری‌ها و نابسامانی‌ها خسته شده است.

    یران می‌تواند حمایتی را که پیشتر از گروه‌ حماس می‌کرد به‌صورت اصولی به خواسته‌های اعراب و به یک جبههٔ عربی تبدیل کند؛ جبهه‌ای که خواسته‌های مشروع عرب‌ها را نمایندگی کند

    اسرائیل کشوری کوچکی است با سطح تولید، کار و فعالیت بسیار بالا و جنگ دو ساله مقدار زیادی وقفه در توسعه و برنامه روزمره، زندگی و تولید عناصر ایجاد کرده است و کارها به پشتیبانی جنگ کشیده شده است و هزینه های بسیار بالایی دارد و برای اسرائیل هم مانند ایران این وضعیت مقرون‌به‌صرفه نیست که به‌جای حل و فصل مسائل از طریق جلب اعتماد و مذاکره در چارچوبی کلی میان اعراب و اسرائیل، به تهدید و جنگ متوسل شود؛ زیرا جنگ برای خودِ اسرائیل نیز هزینه‌های سنگینی دارد.

    ایران می‌تواند حمایتی را که پیشتر از گروه‌ حماس می‌کرد به‌صورت اصولی به خواسته‌های اعراب و به یک جبههٔ عربی تبدیل کند؛ جبهه‌ای که خواسته‌های مشروع عرب‌ها را نمایندگی کند.

    در اندیشهٔ ملک عبدالله این تصور مطرح بوده و روشن است که راه‌حل در پذیرش «دو کشور» است؛ بدین‌معنا که فلسطینی‌ها کشور مستقلی داشته باشند با پایتختی قدس شرقی بتوانند فعالیت کنند و کمک هایی برای بازسازی آنها صورت بگیرد. این خواسته نه بیش از حد، که یک مطالبهٔ انسانی و منطقی است: «زندگی کن و بگذار دیگری هم زندگی کند.»

    گفتگو: مهتاب بهرامی آسترکی

  • چین بیشتر در عراق و عربستان سرمایه گذاری می کند و ایران را کنار زده / بهتر است اورانیوم ما را خود آمریکا بخرد نه کشورهای دیگر

    چین بیشتر در عراق و عربستان سرمایه گذاری می کند و ایران را کنار زده / بهتر است اورانیوم ما را خود آمریکا بخرد نه کشورهای دیگر

    به گزارش اقتصادران، در حالی که روز شنبه دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در رم برگزار می شود، برخی ناظران و کارشناسان در حال گمانه زنی درباره روابط منطقه ای ایران و روابط تهران با مسکو و پکن بعد از توافق با آمریکا هستند، به این معنی که حصول توافق بین تهران و واشنگتن چه تاثیری بر مناسبات منطقه ای ایران می گذارد. در کنار این مساله به نظر می رسد اروپا با دلخوری از مذاکرات ایران و آمریکا موضع گیری هایی غیررسمی داشته و حتی فرانسه به فعال شدن مکانیسم ماشه علیه ایران نیز تهدید کرده است.

    فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بین الملل به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید که توافق ایران و آمریکا و پایان نیم قرن خصومت می تواند به رفع تحریم های ایران در هر سطحی منجر شود که خود عامل بهبود روابط اقتصادی ایران با چین و کشورهای منطقه است.

    او همچنین تاکید دارد که مساله مذاکرات موازی با اروپا در شرایط فعلی بی معنی است و شبیه ایده های بی معنی سعید جلیلی در چهارچوب تعریف دیپلماسی به عنوان مذاکره برای مذاکره است.

    مشروح گفت‌وگو با فریدون مجلسی، تحلیلگر مسائل بین الملل را بخوانید؛

    *****

    * یکی از مسائلی که در شرایط فعلی که مذاکرات بین ایران و آمریکا در جریان است طرح می شود، افق چشم انداز روابط ایران با روسیه و چین، در صورت حصول توافق بین تهران و واشنگتن است. چه پیش بینی‌ای می توان در ارتباط با این مساله داشت به خصوص که برخی از منتقدین و مخالفین مذاکره تاکید دارند که ممکن است تغییر فضای بین ایران و آمریکا بر روابط ایران با روسیه به عنوان متحد استراتژیکش تاثیر بگذارد؟

    از نگاه من در صورت حصول توافق، روابط ایران با چین و روسیه بهبود پیدا می کند. من نمی دانم برخی از آقایان در داخل کشور بر چه اساس و استدلالی خود را متحد استراتژیک روسیه و چین و آن ها را متحد استراتژیک ایران قلمداد می کنند به خصوص روسیه که هرگز در طول تاریخ نسبت به ایران نظر لطفی نداشته و ما همواره از آن ها آسیب دیده ایم.

    علی رغم این موضوع، باید توجه داشته باشیم که روسیه کشور مهمی بوده و از نظر منابع ثروتمندترین کشور دنیاست. اگر لیاقت بهره برداری از این منابع را می داشتند این وضعیت بالقوه را به بالفعل تبدیل می کردند. روسیه در کار خود درمانده است. سه سال است که در جنگ اوکراین درگیر هستند و ایران را به عنوان ابزار در این جنگ به دنبال خود کشیده و برای ما هم بدنامی ایجاد کردند.

    در این شرایط درباره کدام متحد استراتژیک صحبت می کنیم؟ روسیه حاضر است برای ما چه کاری انجام دهد؟ آن ها کسانی هستند که وقتی ایران برخلاف عهدنامه ان پی تی رفتار کرد و پرونده ما به شورای امنیت رفت، ۶ قطعنامه علیه ما صادر کردند که حتی دست سازمان ملل را برای اقدامات نظامی علیه ایران باز می گذاشت.

    بیشترین سرمایه گذاری های اقتصادی چین در عراق و عربستان است و ایران را کنار زده

    چین هم بدتر از روسیه! چین با هیچ کشوری اتحاد استراتژیک ندارد. اگر از لحاظ روابط تجاری بگوییم، متحد اصلی چین در منطقه عربستان و کشورهای شورای خلیج فارس هستند و از چین واردات دارند. حتی برخی از واردات ایران از چین از طریق امارات صورت می گیرد چرا که چین تحریم آمریکا علیه ایران را قدم به قدم و قلم به قلم رعایت می کند و با چه مصیبت هایی و با پرداخت چه پول های دلالی، کالاهای مورد نیاز ایران را تامین می کند.

    فراموش نکنیم که روابط استراتژیک بر اساس مبادلات اقتصادی و سودمندی روابط تعریف می‌شود. چین در همه کشورها میلیاردها دلار سرمایه گذاری کرده و به ایران می گوید چون شما تحت تحریم آمریکا بوده و خود نیز اعلام کردید که کشوری در حال جنگ با اسرائیل هستید، در ایران سرمایه گذاری نمی کنیم.

    بیشترین سرمایه گذاری های اقتصادی چین در عراق و عربستان است اما ایران را کنار زدند و با ایران روابط حداقلی دارند. اکنون چندماهی است از لج ترامپ روابط خود را با ایران بالا برده اند اما پولی بابت این خرید به ایران نمی پردازند.

    حصول توافق بین ایران و آمریکا به نفع روابط با چین نیز هست زیرا…

    از ایران نفت می گیرند و بعد ما را ناچار می کنند بسیاری از کالاها را از آن ها قبول کنیم، کالاهایی که بسیاری از آن ها به ضرر تولیدکننده ایرانی است البته برخی از آن ها نیز به سود تولیدکننده ایرانی است اگر چنانچه پنجره چین نبود از اساس بخشی از تولیدات ایران تعطیل می شد. ما محکوم به رابطه با چین هستیم اما بر اساس معیارهایی که آن ها تعیین می کنند؛ بنابراین صحبت از اتحاد استراتژیک بین ایران و چین بی اساس است. در این شرایط بدون شک حصول توافقی در هر سطحی بین ایران و آمریکا می تواند فضای بهتری را برای ما در ارتباط با چین و حتی روسیه ایجاد کند.

    *یعنی توافق بین ایران و آمریکا از جهت رفع تحریم ها می تواند بهبود مناسبات اقتصادی و تسهیل آن را بین ایران و چین داشته باشد؟

    اگر مذاکرات به نتیجه برسد با چین به دلیل عادت و بازاریابی طولانی در این مدت روابط بهتری بدون ترس و واهمه از تحریم و بدون تحمیل هایی که امروز به خریداران و فروشندگان ایران می شود برقرار می شود. طبق معیارهای بین المللی با گشودن اعتبارات می توانیم با چین تجارت کنیم. به نفع طرفین است که تحریم های ایران برداشته شود

    *در مورد عربستان و قطر این افق چطور است؟ توافق ایران و آمریکا چه تاثیری بر مناسبات منطقه ای ما دارد و چه فضایی بین ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس ایجاد می کند؟

    آن ها هم همین طور. کشورهای پیشرفته دنیا بیشترین مبادلات تجاری شان با همسایگانشان است. زمانی همسایگان ایران را مشتی فقیر تشکیل داده بودند، زمانی که امکانات بزرگ و درآمد بالایی داشتیم و در اوپک سروری می کردیم، اطراف ما عربستان بسیار فقیر و قطر بیابان و برهوت بود، مسقط و عمان بیایانی بود با تعدادی کلبه! ترکیه در وضعیت مطلق فقر بود و با جاده خاکی روزگار می گذراندند و زمانی که از این جاده ها به ایران می رسیدیم گویی به دروازه بهشت رسیده بودیم.

    توافق ایران و آمریکا، امکان همکاری های اقتصادی و میلیارد دلاری را برای ایران فراهم می کند

    با این کشورهای فقیر چه مبادله ای می توانستیم داشته باشیم؟! اکنون  ترکیه کشوری صنعتی است، عربستان قدم به صنعتی شدن پیشرفته گذاشته و در پتروشیمی در جهان حرف اول را می زند و ما نیازمند واردات از عربستان هستیم در حالی که در شرایط فعلی تجارت ما با عربستان به دلیل تحریم ها در حداقل قرار دارد. با امارات بیشترین تجارت را حتی در شرایط فعلی داریم چه برسد که تحریم برداشته شود. قطر و کویت و عراق هم رو به توسعه هستند و توافق بین ایران و آمریکا امکان همکاری های اقتصادی و میلیاردهای دلار سودآوری را برای پیمانکاران و صادرکنندگان ایرانی مهیا می کند.

    تحریم فقط و فقط به سود دلالان شده است و از مصیبت ایران به نفع جیب خود استفاده می‌کنند و عموما پول های خود را از ایران خارج می کنند.

    بهتر است اورانیوم ایران را خود آمریکا بخرد نه دیگر کشورها

    *بر اساس برجام روسیه به عنوان یکی از کشورهای مقصد برای انتقال اورانیوم ایران تعیین شده بود اما در فضای فعلی بین دولت جدید آمریکا و روسیه به نظر می رسد روسیه دیگر گزینه مورد توافق آمریکا در صورت توافق با ایران نباشد. در این شرایط برخی ترکیه را به عنوان گزینه ای مناسب در این زمینه معرفی می‌کنند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

    خیر. خود ترکیه با اورانیوم ما می خواهد چه کند؟ روسیه خود بمب های اتمی دارد و از اورانیوم ما بمب هم بسازد کنار بمب های خودش می گذارد. این که آمریکا به روسیه اعتماد دارد به برجام ربطی پیدا نمی کند. در قالب برجام ایران حق دارد اورانیوم خود را فرانسه و انگلیس و روسیه بفروشد آمریکا هم البته جز کشورهایی بود که می توانست اورانیوم ایران را بخرد اما خود را از برجام کنار کشیدند.

    همین حالا هم بهتر از همه همین است که اورانیوم ایران را خود آمریکا بخرد. چرا به ترکیه بفروشند. کشورهای دیگر هم اگر بتوانند اورانیوم به سطح قابل استفاده از نیروگاه ها برسانند می تواند با توافق اورانیوم را بخرند. ما اورانیوم مازاد نیاز فنی مان را باید صادر کنیم و این امتیاز را در نهایت به ایران خواهند داد. ایران هم ناچار است اورانیوم بالاتر از ۵ درصد خود را که به درد رفع نیازهای فنی اش نمی خورد، بفروشد.

    البته این مباحث به شرطی است که ایران و آمریکا در مذاکره وارد مساله اصلی بشوند؛ مساله اصلی آتش بس در خصومت نیم قرنی ایران و آمریکاست. گیر اصلی رفع تهدید است.

    اروپا در تهدیدهای اخیر با آمریکا هماهنگ است و می خواهد نشان دهد خطر جنگ جدی است

    *اروپا از این مذاکرات راضی نیست و فرانسه در ارتباط با فعال کردن مکانسیم ماشه تهدید کرده است. برخی معتقد هستند که رفع تنش بین تهران و واشنگتن نباید به تنش بین ایران و اروپا بیانجامد. آیا نیازی به یک دیپلماسی موازی با اروپا در شرایط مذاکرات بین تهران و واشنگتن دیده می شود؟

    در ایران مفهوم دیپلماسی به خوبی درک نشده و کسانی مانند دکتر جلیلی دیپلماسی ایرانی را به کارشکنی و مذاکره برای مذاکره تقلیل دادند. دنیا دیگر حوصله این حرف ها را ندارد. اروپا در تهدیدهای اخیر با آمریکا هماهنگ است و می خواهد نشان دهد که خطر جنگ جدی است و اگر جنگی در بگیرد آن ها در کنار آمریکا خواهند بود.

    من امیدوارم تندروهایی که هنوز می گویند نباید مذاکره ای صورت بگیرد توضیح بدهند که اگر ما وارد یه نوع مبادله صلح در برابر صلح و آسایش و رفاه در برابر صلح نشویم و وارد جنگ بشویم چه برنامه ای برای کشور دارند؟! در شرایط فعلی از دست رفتن هر زمانی به زیان ایران است.