برچسب: فروش قسطی

  • نسیه‌زیستی؛ از درمان تا خوراک و فرهنگ

    نسیه‌زیستی؛ از درمان تا خوراک و فرهنگ

    به گزارش اقتصادران، آنچه این روزها در جامعه ایران جریان دارد، دیگر صرفاً گرانی یا فشار اقتصادیِ مقطعی نیست؛ ما با نوعی دگرگونی عمیق در منطق زیستن روزمره روبه‌رو هستیم. وقتی خرید اقلامی مانند ماست و روغن که زمانی بدیهی‌ترین اجزای سفره بودند به‌شکل اقساطی ممکن می‌شود، مسئله فقط کاهش قدرت خرید نیست؛ مسئله فروپاشی تدریجی تصور ما از زندگی عادی است.

    چندی پیش قسطی‌شدن خدمات دندانپزشکی مطرح بود، که خود نشانه‌ای روشن از عقب‌نشینی رفاه از بدن شهروندان بود؛ جایی‌که سلامت دهان و دندان، از حق اولیه به کالایی لوکس تبدیل شد. اما حالا با اضافه‌شدن خوراک دم‌دستی به فهرست خریدهای اقساطی، این عقب‌نشینی از سطح بدن به سطح بقا رسیده است.
    وقتی درمان قسطی می‌‌شود و بعد خوراک هم نسیه می‌شود، جامعه وارد مرحله‌ای می‌‌شود که در آن نه‌تنها کیفیت زندگی، بلکه امکان زندگی معمولی زیر سوال می‌رود. این دیگر فقط فقر نیست؛ این عبور آرام از مرز زندگی آبرومند به‌سمت زیستن حداقلی است، وضعیتی که در آن بدهکار شدن، شرط زنده‌ماندن می‌شود.
    پلتفرم‌ها، خدمات اعتباری را به کل سبد خرید تعمیم داده‌اند و این اقدام را با ادبیات حمایت از مصرف‌کننده توضیح می‌دهند. اما واقعیت اجتماعی چیز دیگری است؛ قسطی‌شدن خوراک، نشانه رفاه نیست، نشانه نهادینه شدن فقر است. این‌جا دیگر وام برای خرید خانه یا خودرو مطرح نیست، بلکه بدهی برای زنده‌ماندن روزمره است. جامعه‌ای که لبنیات‌اش قسطی می‌شود، وارد مرحله مدیریت‌مصرف نشده؛ وارد مرحله مدیریت‌بقا شده است.

    نمی‌دانم در این اوضاع نسیه‌زیستی، آن سبد معروف فرهنگی خانوار چه بلایی سرش می‌آید؟ آیا می‌‌شود مثلاً بلیت نیم‌میلیونی تئاتر را اقساط کرد یا نه کتابفروشی‌ها یک سبد فرهنگی پیشنهادی از کتاب‌های فروش‌نرفته، بنجل و بادکرده‌شان را پَک کنند و به‌صورت ببر و بعداً پرداخت‌کن به مخاطبان فرهنگ‌دوست ارائه کنند؟

    مثلاً آیا این تصور روزی اجرایی خواهد شد که برای خرید یک تابلوی خوشنویسی یا یک کتاب رمان دلخواه، وام بانکی گرفت یا کارت ملی گرو گذاشت که تا زمان تسویه اقساط، نزد فروشنده بماند؟ و از همه اینها اسفناک‌تر آیا مخاطب طبقه متوسطی که این‌روزها ته‌مانده نفس و حضورشان باقی است، آیا اصلاً تمایل ذاتی برای ورود به عرصه فرهنگ و هنر خواهند داشت؟ آیا اولویتی برای یک مخاطب هنردوست وجود دارد که مثلاً از یک روغن و ۸۰۰ گرم پنیر یواف کالابرگی‌اش بزند و ناپرهیزی کند و به تماشای فیلمی به سینما برود؟

    اساساً این میدان هنر جایگاه جولان و عرضه دارد یا خیر؟ آیا می‌‌شود سینماداری را قانع کرد که سینمایش را تغییر کاربری ندهد و منتظر مشتری مرفه خود بنشیند یا سرمایه‌گذاری پولش را از امور عمرانی و این‌همه درآمدهای‌های طبقه خودش به‌سمت سینما تغییر دهد؟ خدا کند که این تصورها واهی بماند!

    اما از این وضعیت، خطرناک‌تر؛ اظهارات گزاف و تحقیرآمیز برخی چهره‌های رسمی درباره پرتوقع‌بودن مردم است. وقتی گفته می‌‌شود مردم نباید انتظار زندگی شبیه قطر و امارات را داشته باشند، مسئله فقط یک جمله نسنجیده نیست؛ این یک چارچوب فکری است. چارچوبی که در آن، مطالبه زندگی آبرومند، تبدیل به زیاده‌خواهی می‌‌شود و فقر، تبدیل به وضعیت طبیعی.

    منتقدان به‌درستی می‌پرسند که مسئله شباهت به قطر یا امارات نیست؛ مسئله این است که چرا کشوری با این حجم از منابع طبیعی، سرمایه انسانی و موقعیت راهبردی، به جایی رسیده که شهروندش برای روغن، استراتژی خرید طراحی می‌کند و برای ماست، قسط می‌بندد. این مقایسه‌ها، وقتی از زبان مسئولان بیان می‌شود، بیشتر شبیه شانه خالی‌کردن از مسئولیت است تا تحلیل واقع‌بینانه.

    خوراک قسطی و این اظهارات گزاف، نشانه‌ای از یک وضعیت واحدند؛ اقتصادی که آینده را به تهدید بدل کرده است. در چنین اقتصادی، مردم نه مصرف‌کننده‌اند، نه شهروند؛ بلکه بازیکنانی‌اند که مدام در حال حدس‌زدن حرکت بعدی قیمت‌ها هستند. نتیجه این وضعیت، فرسایش روح، افزایش اضطراب و فروپاشی آرام امیدهاست.

    اگر سیاست‌گذار همچنان به‌جای ترمیم ثبات، به عادی‌سازی این وضعیت ادامه دهد، جامعه یاد خواهد گرفت چگونه زنده بماند، اما دیگر نخواهد دانست، چگونه زندگی کند، چگونه به فرهنگ روی آورد، چگونه هنر را دوست داشته باشد و این، هزینه‌ای است که نه با قسط جبران می‌‌شود و نه با تمهیدات وزرا.

  • زندگی قسطی؛ از نان شب تا سنگ قبر / ایران، سرزمینی که در آن «قسط» جای «قدرت خرید» را گرفته است

    زندگی قسطی؛ از نان شب تا سنگ قبر / ایران، سرزمینی که در آن «قسط» جای «قدرت خرید» را گرفته است

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران به جایی رسیده که رؤیای خانه‌دار شدن برای بسیاری، به شوخی تلخ شب‌های فقر بدل شده است. حالا نه فقط مسکن و خودرو، بلکه نان، لبنیات و حتی سنگ قبر هم به قسط فروخته می‌شود. در کشوری که مردم روزی برای وام مسکن صف می‌کشیدند، امروز صفی تازه برای خرید قسطی نان و کره شکل گرفته است؛ گویی فقر دیگر پایان ندارد و بدهکاری تا آخرین لحظه زندگی ادامه دارد.

    تورم افسارگسیخته و فروپاشی سبد معیشت

    تورم رسمی کشور از مرز ۴۵ درصد گذشته و هزینه زندگی از توان درآمدی طبقه کارگر و کارمند فراتر رفته است. دیگر بحران معیشت فقط به اجاره‌خانه محدود نیست؛ نان شب، لبنیات و تخم‌مرغ هم با «کارت اعتباری» خرید و فروش می‌شوند.

    خانواده‌هایی که روزی در فکر خرید خانه بودند، حالا در پلتفرم‌های خرید قسطی به دنبال برنج و روغن قسطی می‌گردند؛ آخرین سنگر مقاومت در برابر فقر ساختاری.

    قسط تا لحظه آخر زندگی؛ سنگ قبر هم نسیه شد

    در آرامستان‌های کشور، پدیده‌ای تازه شکل گرفته: فروش اقساطی سنگ قبر. فروشندگان از افزایش بی‌سابقه درخواست برای پرداخت‌های چندماهه خبر می‌دهند. هزینه سنگ قبر‌های ساده به ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان رسیده و بسیاری از خانواده‌ها از پس آن برنمی‌آیند. حتی بازار سنگ‌های دست‌دوم نیز رونق گرفته است؛ روایتی تلخ از جامعه‌ای که مرگ را هم قسطی می‌خرد.

    از دولت رئیسی تا دولت پزشکیان؛ تورم، میراثی مشترک

    بررسی داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که آغاز جهش قیمت کالا‌های اساسی به حذف ارز ترجیحی در دولت سیزدهم بازمی‌گردد. جهشی که موج آن هنوز ادامه دارد و دولت چهاردهم نیز نتوانسته کنترلش کند.

    تورم نقطه‌به‌نقطه مواد غذایی در یک سال از ۲۳.۸ به ۵۷.۹ درصد رسیده است؛ برخی اقلام مانند نان و لبنیات تا ۹۴ درصد گران‌تر شده‌اند. حقوق کارگران حتی پاسخگوی بقا هم نیست، چه برسد به زندگی با عزت.

    فقر ساختاری و انکار رسمی

    طی یک سال گذشته، عضویت مردم در پلتفرم‌های خرید اعتباری بین ۵ تا ۱۰ برابر افزایش یافته است. دیگر قسط فقط برای تلویزیون یا موبایل نیست؛ مردم برای لبنیات، نان و حتی تخم‌مرغ هم قسط می‌دهند. این یعنی فقر، نظم تازه‌ای یافته: نظمی اقساطی از تولد تا مرگ.

    دولت‌ها از «رشد اقتصادی» می‌گویند، در حالی که دهک‌های بیشتری زیر خط فقر سقوط می‌کنند. بانک مرکزی از بهبود شاخص‌ها خبر می‌دهد، اما مردم با کارت اعتباری نان می‌خرند. شکاف میان آمار رسمی و واقعیت اجتماعی، بحران اقتصادی ایران را از سطح هشدار عبور داده و به مرز فروپاشی اجتماعی رسانده است.

    ایران امروز سرزمینی است که در آن «قسط» جای «قدرت خرید» را گرفته است. همه‌چیز اقساطی شده؛ از لبنیات و برنج گرفته تا سنگ قبر و مراسم ترحیم. جامعه‌ای که با تورم سازگار شده، اما عزتش را از دست داده است. در این سرزمین، حتی مرگ هم بدهی دارد.

  • آغاز فروش قسطی خودرو ویژه شب یلدا + جزئیات

    آغاز فروش قسطی خودرو ویژه شب یلدا + جزئیات

    به گزارش اقتصادران ، مدیران فروش این خودروساز خصوصی طی اطلاعیه اعلام کردند متقاضیان علاوه بر فروش اقساطی از تخفیف یلدایی هم برای این خودروها بهرمند می شوند.پیکاپ تاگا استاندارد در ین طرح فروش قسطی با قیمتی حدود یک میلیارد و 842 میلیون تومان حاضر است. اما این خودروساز حول و حوش 44 میلیون تومان از قیمت پایه این خودرو را تحت عنوان تخفیف یلدایی از متقاضیان دریافت نمی کند.

    بنابراین قیمت پیکاپ تاگا استاندارد بعد از کسر تخفیف یلدایی حدود یک میلیارد و 798 میلیون تومان برای متقاضیان تمام می شود. مشتریان می توانند حدود 798 میلیون تومان را به صورت نقدی هب حساب این خودروساز واریز کنند و الباقی مبلغ که نزدیک به یک میلیارد تومان می شود نیز طی 14 قسط به حساب اعلام شده از سوی صنایع خودروسازی پادرا واریز کنند. مبلغ هر قسط حول و حوش 71 میلیون تومان می شود.

    دیگر محصول صنایع خودروسازی پادرا یعنی پیکاپ تاگا لانگ نیز با قیمتی حدود یک میلیارد و 942 میلین تومان از سوی این خودروساز عرضه می شود.

    پیکاپ تاگا لانگ همانند پیکاپ تاگا استاندارد نیز با تخفیف یلدایی برای مشتریان فاکتور می شود. پیکاپ تاگا لانگ حدود 53 میلیون تومان تخفیف یلدایی را در این طرح فروش به خود می بیند.

    قیمت پیکاپ تاگا لانگ بعد از کسر تخفیف یلدایی حدود یک میلیارد و 889 میلیون تومان قیمت می خورد. متقاضیان این خودرو می توانند با پیش پرداختی حول و حوش 867 میلیون تومان این خودرو را در اختیار بگیرند. الباقی مبلغ نیز طی 14 قسط و هر قسط با مبلغ حدود 73 میلیون تومان پرداخت می شود.

    دو محصول صنایع خودروسازی پادرا در رنگ های آبی سرمه ای، خاکستری، زرد و قرمز یاقوتی در دسترس متقاضیان قرار خواهد گرفت.

    قیمت نهایی خودروها با احتساب بیمه ثالث، مالیات بر ارزش افزوده ،بیمه بدنه رایگان تعیین شده است. هزینه شماره گذاری خودرو بر عهده خریداران است.

    متقاضیان تا ساعت 17 روز دوشنبه به تاریخ چهارم دی 1402 می توانند در این طرح فروش یلدایی خودرو شرکت کنند. موعد تحویل خودروها نیز 15 روز کاری اعلام شده است.