به گزارش اقتصادران، صنعت هوانوردی ایران بار دیگر در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن، آسیبهای ناشی از درگیریهای اخیر با ابهامهای سیاسی و اقتصادی گره خورده و آینده این صنعت را در هالهای از ابهام فرو برده است. بر اساس گزارشها، در جریان «جنگ تحمیلی سوم»، حدود ۲۰ فروند هواپیما و بخشی از زیرساختهای کلیدی فرودگاهی و ناوبری آسیب دیدهاند. با این حال، نبود اطلاعات دقیق و محدودیتهای امنیتی باعث شده تصویر روشنی از میزان واقعی خسارات و مسیر جبران آنها در دسترس نباشد.
او با اشاره به گزارشهای غیررسمی افزود: هنوز تعداد هواپیماهای آسیبدیده بهطور دقیق مشخص نیست، اما بر اساس شنیدهها دو هواپیمای ماهان در فرودگاه مشهد، تعدادی هواپیما در فرودگاه مهرآباد و همچنین تعدادی از هواپیماهای شرکت هواپیمایی کارون بهطور کامل از بین رفتهاند. با این حال این اطلاعات قطعی نیست.
این ابهام صرفاً به ناوگان هوایی محدود نمیشود. مهرانپور تأکید میکند: خسارتها تنها محدود به هواپیماها نبوده و زیرساختهای حیاتی این صنعت نیز آسیب دیدهاند. در جریان این جنگ تنها هواپیماها آسیب ندیدهاند، بلکه فرودگاهها و رادارها نیز دچار خسارت شدهاند.
صنعت هوایی قربانی اولویتبندیهای اقتصادی
در هر بحران ملی، منابع محدود باید میان نیازهای مختلف تقسیم شود؛ و تجربه نشان داده که در چنین شرایطی، صنعت هوانوردی معمولاً در اولویتهای پایینتر قرار میگیرد.
کارشناس صنعت هوانوردی در این خصوص تصریح میکند: جبران خسارات به وضعیت کلی کشور بستگی دارد. اگر در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار داشته باشیم، صنعت هوایی در اولویت نخست کشور قرار نخواهد گرفت، زیرا اولویتهای اصلی شامل برق، گاز و واحدهای تولیدی خواهد بود.»
او با یادآوری تجربههای گذشته هشدار میدهد: پس از جنگ ۱۲ روزه نیز تسهیلات مالی قابل توجهی برای این صنعت صورت نگرفت و در نتیجه وضعیت صنعت هوایی مطلوب نبود. اگر امروز نیز شرایط مشابهی تکرار شود، اولویت کشور به سمت معیشت مردم، دارو و نیازهای اساسی خواهد رفت.
این واقعیت نشان میدهد که حتی در صورت پایان درگیریها، مسیر بازسازی صنعت هوانوردی لزوماً سریع و هموار نخواهد بود.
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، وابستگی مستقیم آن به تحولات سیاسی و بهویژه روابط بینالمللی ایران است. برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، هوانوردی بهشدت به واردات تجهیزات، فناوری و ناوگان وابسته است؛ موضوعی که آن را در برابر تحریمها آسیبپذیر میکند.
مهرانپور در این زمینه میگوید: ممکن است در توافقی که میان دو کشور در حال بررسی است، مشابه تجربه برجام، موضوع واردات هواپیما نیز لحاظ شود. در توافق برجام یک بند مشخص به رفع تحریمهای هوایی اختصاص داشت.
کارشناس صنعت هوانوردی ادامه میدهد: اگر چنین توافقی دوباره شکل بگیرد، قطعاً یکی از محورهای آن صنعت هوانوردی خواهد بود که میتواند منجر به تسهیل واردات هواپیما و ایجاد گشایشهای مثبت در این حوزه شود. به بیان دیگر، آینده ناوگان هوایی ایران نه فقط در کارگاههای تعمیراتی، بلکه در میزهای مذاکره سیاسی تعیین خواهد شد.
صنعت هوانوردی؛ ستون پنهان اقتصاد جهانی
برای درک اهمیت این صنعت، کافی است نگاهی به جایگاه آن در اقتصاد جهانی بیندازیم. صنعت هوانوردی دیگر صرفاً یک بخش حملونقلی نیست؛ بلکه یکی از موتورهای محرک اقتصاد جهانی به شمار میرود. بر اساس آمارها، این صنعت در سال ۲۰۲۵ درآمدی بیش از ۹۷۹ میلیارد دلار داشته و در آستانه عبور از مرز یک تریلیون دلار قرار گرفته است. سود خالص حدود ۳۶ میلیارد دلار و حاشیه سود ۳.۷ درصدی نشان میدهد که با وجود هزینههای سنگین، این صنعت همچنان سودآور است.از سوی دیگر، هوانوردی در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۹ درصد از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده و ارزشی بالغ بر ۴.۱ تریلیون دلار ایجاد کرده است. همچنین این صنعت از ۸۶.۵ میلیون شغل در سراسر جهان پشتیبانی میکند.این اعداد تنها آمار نیستند؛ بلکه نشاندهنده شبکهای پیچیده از ارتباطات اقتصادی هستند که از گردشگری و تجارت گرفته تا زنجیره تأمین جهانی را در بر میگیرند.
چشمانداز آینده؛ رشد جهانی تردید داخلی
پیامدهای بیتوجهی به بازسازی
نادیده گرفتن اهمیت بازسازی صنعت هوانوردی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. این پیامدها فقط به کاهش تعداد پروازها یا فرسودگی ناوگان محدود نمیشود، بلکه میتواند کل اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
از جمله این پیامدها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: کاهش توان رقابت در تجارت بینالمللی، افت صنعت گردشگری، افزایش هزینههای حملونقل، کاهش جذابیت ایران برای سرمایهگذاری خارجی و تضعیف نقش کشور در ترانزیت هوایی منطقه. در واقع، صنعت هوانوردی یک حلقه کلیدی در زنجیره اقتصاد مدرن است و اختلال در آن، اثرات دومینویی در سایر بخشها ایجاد میکند.
فرصتهای نهفته در دل بحران
با وجود تمام چالشها، برخی کارشناسان معتقدند که این بحران میتواند به فرصتی برای بازنگری و اصلاح ساختارهای صنعت هوانوردی تبدیل شود.
در صورت بهبود شرایط سیاسی، امکان: نوسازی ناوگان با هواپیماهای مدرن، توسعه فرودگاهها، جذب سرمایهگذاری خارجی، افزایش پروازهای بینالمللی و تبدیل ایران به هاب ترانزیتی منطقه فراهم خواهد شد.این سناریو البته خوشبینانه است، اما غیرممکن نیست بهویژه اگر تصمیمگیریها با نگاه راهبردی و بلندمدت انجام شود.
آیندهای معلق میان سیاست و اقتصاد
آنچه مسلم است، این است که بازسازی این صنعت صرفاً یک پروژه فنی نیست؛ بلکه یک تصمیم راهبردی در سطح ملی است. تصمیمی که میتواند جایگاه ایران را در اقتصاد منطقهای و جهانی تعیین کند. در نهایت، همانطور که مهرانپور تأکید میکند: باید دید شرایط توافقها به چه سمتی حرکت میکند. و شاید بتوان افزود: آینده آسمان ایران، بیش از آنکه به باند فرودگاهها وابسته باشد، به مسیر تصمیمات کلان گره خورده است.



