برچسب: فرشاد پرویزیان

  • پشت پرده‌ زیان صدهاهزار میلیاردی ۵ بانک‌ خصوصی / وقتی گاودار برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    پشت پرده‌ زیان صدهاهزار میلیاردی ۵ بانک‌ خصوصی / وقتی گاودار برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    به گزارش اقتصادران، همانطور که در گفتگوی «ورشکستگی بانک‌های خصوصی با اسم ناترازی» مطرح شد، نظام بانکی کشور با چالشی جدی «انحراف از بانکداری» مواجه است؛ چالشی که به جای تقویت بخش خصوصی واقعی و تسهیل تأمین مالی سالم، زمینه‌ساز بروز ناترازی‌ها و زیان‌های انباشته در بانک‌های خصوصی شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که ۵ بانک و مؤسسه مالی خصوصی طی ۹ ماه منتهی به آذر ۱۴۰۳، در صورت‌های مالی خود زیانی بالغ بر ۶۲۴ هزار میلیارد تومان را شناسایی کرده‌اند؛ وضعیتی که زنگ خطر لزوم اصلاحات ساختاری را به صدا درآورده است. کارشناسان اقتصادی معتقدند بانک‌ها به جای ایفای نقش اصلی خود در تجهیز و تخصیص بهینه منابع، به بنگاه‌داری روی آورده و با ورود به پروژه‌های غیرسودآور، نه تنها بهره‌وری نظام بانکی را کاهش داده‌اند، بلکه موجب اختلال در تخصیص منابع و تقویت تورم و رانت شده‌اند.

    در ادامه گفتگو با فرشاد پرویزیان، اقتصاددان، نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران و استاد دانشگاه، به نقد ساختار فعلی بانکداری خصوصی، مداخلات سیاست‌گذارانه و پیامدهای اقتصادی آن خواهیم پرداخت و این اقتصاددان با اشاره به اینکه نظام بانکی در کشور در این سال‌ها، نه تنها به استانداردهای بین‌المللی در نظارت بر بانک‌ها بی‌توجه بوده و فساد و عدم شفافیت به عنوان سد راه توسعه مالی و اقتصادی ایران عمل کرده است، با نگاهی دقیق‌تر به ساختار معیوب نظام تأیید صلاحیت مدیران بانکی و چرخه پیچیده و ناکارآمد وام‌دهی در بانک‌ها، دلایل ریشه‌ای ضعف‌ها و عقب‌ماندگی‌های نظام بانکی کشور را روشن برای ما روشن می‌کند.

    پرویزیان در این بخش از سخنان خود با انتقاد از فرآیند بسته تأیید صلاحیت اعضای هیئت مدیره بانک‌ها، خواستار بازنگری جدی در روند استعلام‌ها و شفاف‌سازی در این حوزه شد و تأکید کرد که انتقاد او ناظر به موضوعات امنیتی نیست، بلکه از سر دلسوزی برای نظام بانکی کشور است.

    او در ادامه عنوان کرد: برای عضویت در هیئت‌مدیره بانک‌ها، باید استعلام‌های سه‌گانه از نهادهای مختلف اخذ شود و طبعاً هر کسی امکان ورود به این حوزه را ندارد. اما سوال اینجاست که چگونه فردی که ۵۰ سال در شبکه بانکی حضور داشته و از یک بانک به بانک دیگر منتقل شده، بدون آنکه کارنامه‌ای از عملکردش ارائه شود، باز هم به عنوان عضو هیئت‌مدیره پذیرفته می‌شود؟

    وی صراحتاً تاکید کرد: وقتی فردی یک بانک را به مرز ورشکستگی رسانده و در پایان با پاداش چند ۱۰۰ میلیونی هیئت‌مدیره آن مجموعه را ترک کرده، چرا باید مجدداً در بانک دیگری به عنوان مدیر منصوب شود؟ چرا هیچ‌کس درباره این فرآیند پرسشی مطرح نمی‌کند؟

    نظام بسته و بدون پاسخگویی تأیید صلاحیت مدیران بانکی کشور باید بازنگری شودبه گفته این اقتصاددان، علت اصلی تکرار چهره‌های محدود در هیئت‌مدیره بانک‌ها، ساختار بسته تأیید صلاحیت‌هاست که مانع از ورود چهره‌های جدید و شایسته می‌شود.

    وی گفت: نمی‌گویم فرآیند استعلام را حذف کنید؛ چرا که در همه کشورهای دنیا این بررسی‌ها انجام می‌شود. آنجا هم نهادهای امنیتی سوابق افراد را زیر و رو می‌کنند. اما آیا واقعاً در ۴۰ سال گذشته فقط همین ۴۰ یا ۵۰ نفر در کشور ما صلاحیت اداره بانک‌ها را داشته‌اند؟

    وقتی نظام تأیید صلاحیت مدیران، خاوری تولید می‌کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه با یادآوری پرونده‌های پرحاشیه مدیران بانکی تصریح کرد: نظام تأیید صلاحیت فعلی، حتی نتوانسته از ظهور چهره‌هایی مثل خاوری جلوگیری کند. این یعنی اشکال ساختاری در فرآیندهای ما وجود دارد و باید شجاعانه آن را بپذیریم.

    او همچنین تأکید کرد: من برای اولین‌بار است که این موضوع را مطرح می‌کنم، چون تا پیش از این، خودم هم جرأت نداشتم درباره‌اش حرفی بزنم. اما امروز دیگر باید شفاف صحبت کنیم، چون اقتصاد کشور را نمی‌توان دست هر کسی سپرد.

    نظام نظارتی غایب است؛ بانک‌ها بدون چارچوب عمل می‌کنند

    پرویزیان با انتقاد از وضعیت نظارت بانکی در کشور، تأکید کرد که نبود نظارت مؤثر قانونی از سوی بانک مرکزی و عقب‌ماندگی شدید در اجرای مقررات بین‌المللی بانکی، بانک‌ها را از اصول حرفه‌ای و استانداردهای جهانی دور کرده است.

    وی تصریح کرد: در کشور نظارت مؤثر و دقیق بانکی نداریم؛ منظورم نظارتی است که به‌صورت قانونی از سوی بانک مرکزی اعمال شود تا مشخص شود بانک‌ها دقیقاً چگونه باید فعالیت کنند، از جمله نحوه وام‌دهی و اجرای روابط صحیح بانکداری و….

    هنوز بازل ۲ را نیمه‌کاره اجرا می‌کنیم؛ دنیا به استقبال بازل ۴ رفته استنایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران با مقایسه وضعیت ایران با نظام بانکی بین‌المللی گفت: در دنیا امروز قوانین و مقررات بانکداری وارد مرحله اجرای بازل ۴ شده‌اند. این مقررات شامل اصول و استانداردهای دقیق درباره بهداشت بانکی، شیوه‌های صحیح وام‌دهی، اداره بانک، نسبت‌های کفایت سرمایه و دیگر نسبت‌های کلیدی مالی هستند که هدف آن‌ها حفظ سلامت و پایداری بانک‌هاست.

    او افزود: اما ما در ایران هنوز بازل ۲ را هم به‌صورت کامل و دقیق اجرا نمی‌کنیم. این در حالی است که یک کمیته بین‌المللی متولی این استانداردهاست و بانک‌ها در سطح جهان با یکدیگر در ارتباطند و همگام با این استانداردها حرکت می‌کنند، اما نظام بانکی ما همچنان از این قافله عقب مانده است.

    از S&P تا نهادهای مستقل اعتبارسنجی؛ الگویی که ایران ندارد

    فرشاد پرویزیان با انتقاد شدید از نبود نظام اعتبارسنجی واقعی و استاندارد در کشور، تأکید کرد که بانک‌ها بدون ارزیابی صحیح، تسهیلات را به افراد ناتوان از اجرای طرح‌های بزرگ می‌دهند و همین رویه باعث بروز خسارت‌های جدی شده است.

    او تصریح کرد: هیچ جای دنیا بدون اعتبارسنجی واقعی به فرد، شرکت، دولت یا کشور وام نمی‌دهند. ابتدا اعتبارسنجی انجام می‌شود و بعد اعتبار یا تسهیلات اختصاص می‌یابد. اما ما در ایران سال‌هاست که اساساً مؤسسات اعتبارسنجی نداشته‌ایم. در یکی دو سال اخیر هم صرفاً یک مدل نمایشی، لوکس و پر زرق‌وبرق به راه افتاده که مثلاً بررسی کند فرد چک برگشتی یا تسهیلات معوقه داشته یا نداشته؛ در حالی‌که نظام واقعی اعتبارسنجی چیزی فراتر از این است.

    وی ادامه داد: در دنیا مؤسسات اعتبارسنجی بزرگی فعالیت می‌کنند که کاملاً مستقل و غیردولتی هستند؛ بنابراین تحت فشار هیچ‌کس برای تأیید اعتبار افراد قرار نمی‌گیرند. یکی از نمونه‌های برجسته در این زمینه، شرکت S&P (شرکت Standard & Poor’s) است که وقتی سهامش در بورس نیویورک بالا یا پایین می‌رود، کل اقتصاد آمریکا تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این مؤسسه در سطح بین‌المللی بانک‌ها، شرکت‌ها و حتی دولت‌ها را اعتبارسنجی می‌کند. ما در ایران واقعاً چنین موسساتی داریم؟

    وقتی ماست‌بند برای ساخت پتروشیمی وام می‌گیرد!

    نظام بانکی ما گاودار را به جای پتروشیمی‌ساز اعتبارسنجی می‌کند!این استاد اقتصاد دانشگاه با لحنی انتقادی اضافه کرد: وضعیت در ایران به‌گونه‌ای است که مثلاً فردی که گاودار بوده و یک گاوداری صنعتی بزرگ داشته، صرفاً به واسطه آشنایی و سابقه دریافت و بازپرداخت وام، تسهیلاتی برای راه‌اندازی یک پتروشیمی دریافت کرده است! در حالی‌که هیچ‌کس نپرسیده شما که ماست‌بند هستی، چه نسبتی با صنعت پتروشیمی داری؟

    وی افزود: بانک‌ها در چنین مواردی تنها به سوابق بازپرداخت وام بسنده کرده‌اند، بدون آن‌که صلاحیت و اهلیت فرد برای فعالیت جدید را بررسی کنند. این یعنی نظام بانکی ما یا اصول ارزیابی را بلد نیست، یا با افراد فاسد همکاری کرده، یا تحت فشار بوده، یا با تسهیلات تکلیفی مواجه شده، یا حتی ممکن است برخی تصمیم‌گیران به خودشان وام داده‌اند با این توجیه که «خودم، پول خودمو که نمی‌خورم!»

    او همچنین به موردی عجیب‌تر اشاره کرد و گفت: من به‌طور موثق می‌دانم بانکی وجود دارد که به شرکت تابعه خودش (هلدینگ خود) وام داده و سود ۱۹ درصد از آن گرفته، در حالی‌که به شرکت‌های دیگر وام ۱۷ درصدی می‌دهد. وقتی شرکت معترض شده، بانک این استدلال را آورده که اگر دیگری می‌تواند با ۱۷ درصد سود بدهد، تو که مال خود من هستی، حتماً بیشتر سود می‌کنی، پس باید بیشتر هم بدهی!

    وی افزود: ظاهر این ماجرا اگرچه بیشتر شبیه به یک لطیفه است، اما واقعیت تلخی است که تمام رابطه مبادله، ارزیابی طرح‌ها و منطق سرمایه‌گذاری را در نظام بانکی کشور از بین برده است.

    «این به اون در» به سبک وام‌های نظام بانکی در ایران

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران با اشاره به شکل‌گیری یک چرخه معیوب و غیرشفاف در وام‌دهی بین بانک‌ها در ایران و با بیان اینکه برخی شنیده‌ها از مناسبات غیرسالم میان بانک‌ها حکایت دارد، گفت: گاهی شنیده می‌شود بانک الف به شرکت‌های وابسته به بانک ب وام می‌دهد و بانک ب هم در مقابل، به شرکت‌های بانک الف تسهیلات ارائه می‌کند. «این به آن در!». این بده‌بستان‌ها اگرچه ممکن است میزان رواج یا صحت آن محل بحث باشد، اما نفسِ مطرح شدن چنین مسائلی نشان می‌دهد که حتماً چیزی در پشت این شنیده‌ها هست.

    ما در ساختار مالکیتی میان بانک‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه‌شان با یک شبکه تنیده ناکارآمد و آلوده به فساد مواجهیم.پرویزیان با اشاره به پیچیدگی ساختار مالکیتی میان بانک‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه‌شان تصریح کرد: ما با یک شبکه تنیده ناکارآمد و آلوده به فساد مواجهیم. بانک‌های که به شرکت‌هایی یکدیگر وام می‌دهند، یکی سهامدار آن یکی است و آن یکی به این یکی تسهیلات می‌دهد.

    وی افزود: در این مسیر، تنها برخی افراد خاص هستند که برای این موقعیت‌ها و هیأت مدیره این بانک‌ها تأیید صلاحیت می‌شوند؛ افرادی که یا از دانش کافی بانکی برخوردار نیستند یا سوادشان مربوط به نظام بانکداری ۵۰ سال پیش است و باید اضافه کرد که بسیاری از آن‌ها حتی جرأت تصمیم‌گیری ندارند و وقتی به آن‌ها دستور داده می‌شود که فلان وام را پرداخت کن، چاره‌ای جز اجرای دستور ندارند.

    او تاکید کرد: با این وضعیت نمی‌توان انتظار داشت که نتیجه‌ای سالم و کارآمد از دل چنین مناسباتی بیرون بیاید.

    ساختار غلط، بانک سالم تولید نمی‌کند

    این اقتصاددان در ادامه انتقادات خود به ساختارهای ناکارآمد در نظام بانکی کشور، با طعنه گفت: گاهی انتظار داریم خروجی یک سیستم، عالی و بی‌نقص باشد، در حالی‌که به شرایط شکل‌گیری آن توجهی نمی‌کنیم.

    وی با طرح یک مثال کنایه‌آمیز ادامه داد: تصور کنید تصمیم‌گیری در شرایطی صورت می‌گیرد که نه آرامش وجود دارد، نه اختیار، نه ابزار مناسب، و نه حتی افراد شایسته در جای درست قرار دارند. در چنین فضایی، نتیجه کار – هر چقدر هم تلاش کنید – احتمالاً چیزی نخواهد بود که بتوان به آن افتخار کرد.

    پرویزیان تأکید کرد: نظام بانکی ما در بسیاری موارد دقیقاً در چنین شرایطی کار می‌کند. فشارهای بیرونی، روابط ناسالم، فقدان شفافیت، نبود استقلال حرفه‌ای و حتی کمبود دانش روز، همه و همه باعث می‌شود خروجی تصمیم‌گیری‌ها، ناتوان از پاسخگویی به نیاز واقعی اقتصاد کشور باشد.

    او همچنین گفت: تا زمانی‌که این شرایط اصلاح نشود، نباید انتظار داشت نظام بانکی کشور بتواند محصولی متفاوت، سالم و کارآمدتر از وضعیت فعلی تولید کند.

    همه مشکلات از فساد نیست؛ نظام بانکی قربانی بحران‌های کلان اقتصادی است

    این استاد اقتصاد دانشگاه در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه مسأله ناکارآمدی بانک‌ها صرفاً ریشه در ساختارهای داخلی ندارد، گفت: نکاتی که پیش از این بیان کردم مربوط به اشکالات ساختاری نظام بانکی در ۴ تا ۵ دهه گذشته بود، اما ماجرا تنها به این مسائل محدود نمی‌شود.

     

    وی ادامه داد: وقتی کشوری تحت تحریم‌های گسترده قرار دارد، ارتباطات بانکی آن با شبکه مالی بین‌المللی قطع شده و نرخ رشد اقتصادی در یک بازه ۱۰ ساله، به‌طور میانگین در سطح صفر یا یک درصد باقی مانده، بدیهی است که حتی اگر تجهیز منابع در بانک‌ها صورت بگیرد و تخصیص‌هایی انجام شود، عملاً به تولید واقعی منجر نخواهد شد و این رشد خود تصدیقی بر این مدعا است.

    پرویزیان خاطرنشان کرد: حتی اگر فرض کنیم تمام بانک‌ها و مدیرانشان سالم و بدون ایراد بوده‌اند و تمام استدلال‌های من نادرست، اما واقعیت غیرقابل انکار این است که در این شرایط اقتصادی، پول‌هایی که تخصیص داده شده‌اند، با توجه به رشد کمتر از یک درصدی اقتصاد عملاً می‌توان گفت که بازگشتی نداشته‌اند.

    او با اشاره به موانع بیرونی و ریسک‌های اقتصاد کلان افزود: تحریم‌ها، نرخ بالای هزینه مبادله، عدم دسترسی به بازارهای جهانی، اجبار به استفاده از نظام صرافی و مبادلات غیررسمی، همگی عواملی هستند که اجازه نمی‌دهند بانک‌ها به‌صورت کارآمد فعالیت کنند.

    همه چیز فساد نیست؛ گاهی فقط مدیریت بحران است

    این صاحب‌نظر حوزه اقتصاد تأکید کرد: همه مشکلات ما ناشی از فساد نیست. بخش مهمی از آن مربوط به شرایط بحرانی کشور و تلاش برای اداره اقتصاد در وضعیت غیرعادی است. ما با نوعی مدیریت بحران در سطوح بالای کشور مواجهیم که هدف آن صرفاً چرخاندن چرخ اقتصاد، به هر نحوی است.

    پرویزیان در ادامه گفت: در چنین فضایی، حتی عملکردهای به ظاهر ناپایدار و ناکارآمد بانک‌ها نیز گاهی ناشی از اجبار و تنگنای شرایط است، نه صرفاً ضعف مدیریتی یا فساد سیستماتیک. مثل همان داستانی که در بخش قبل گفتم؛ وقتی شرایط پیچیده، غیرقابل پیش‌بینی و پرمخاطره است، نباید انتظار بهترین نتیجه را داشت.

    بانک خصوصی، شرکت خصوصی است؛ نباید نماد حاکمیت باشد

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران در ادامه اظهارات خود درباره ریشه‌های ناکارآمدی نظام بانکی کشور گفت: در همه دنیا بانک خصوصی مثل هر شرکت خصوصی دیگر تلقی می‌شود. هر شرکت یا بنگاه اقتصادی که دچار زیان شود و به ورشکستگی برسد، فرآیند قانونی مشخصی دارد؛ تسویه، انحلال، شناسایی دارایی‌ها، تعیین بدهکار و طلبکار و در نهایت اعمال قانون.

    وی افزود: در قانون تجارت ایران نیز این فرآیند به‌صراحت پیش‌بینی شده است. اگر کسی مقصر باشد، مجازات مواجه می‌شود و اگر هم نباشد، دارایی‌ها براساس قانون تسویه می‌شود و پرونده بسته خواهد شد. در اصطلاح فقهی، «المفلس فی أمان‌الله».

    بانک‌ها، ورشکسته‌های عزیزتر از جان برای دولت

    پرویزیان با انتقاد از نگاه متفاوت به بانک‌ها نسبت به سایر بنگاه‌های اقتصادی گفت: ما در ایران، بانک را به نماد حاکمیت تبدیل کرده‌ایم. در حالی که بانک، در اصل یک بنگاه مالی است، نه بازوی حکومتی.

    او با اشاره به حساسیت عمومی در خصوص سپرده‌های بانکی تصریح کرد: در واقع باید یک رئیس‌جمهور شجاع بیاید و صراحتاً اعلام کند که بانک، نماد حاکمیت نیست و مردم بدانند که سپرده‌گذاری در بانک، ضمانت دولتی ندارد. البته این موضوع پیش از این توسط یکی از رؤسای کل بانک مرکزی نیز مطرح شد، اما واکنش‌ها به‌حدی تند بود که گویی سخنی نابخشودنی بیان شده است.

    البته با گفتن اینکه بانکی پشتوانه مالی دولت را ندارد تراز اقتصاد به‌هم می‌ریزداین اقتصاددان ادامه داد: البته واقعیت این است که اگر روزی یک رئیس‌جمهور رسماً اعلام کند که تنها یک بانک مشخص پشتوانه دولتی دارد و سایر بانک‌ها چنین ضمانتی ندارند، در همان لحظه تراز اقتصاد کشور به‌هم می‌ریزد.

    وی هشدار داد: در چنین وضعیتی، هجوم گسترده مردم برای برداشت سپرده‌ها از سایر بانک‌ها آغاز می‌شود و حتی بانکی که به‌صورت طبیعی نیمه‌سالم بوده، به‌دلیل ناتوانی در بازپرداخت فوری منابع، ورشکسته خواهد شد. این همان مرز باریکی است که نظام اقتصادی کشور را میان اعتماد عمومی و واقعیت‌های قانونی بلاتکلیف نگه داشته است.

    ادغام کور بانک‌های ورشکسته، نسخه نجات نیست

    پرویزیان در ادامه تحلیل خود از وضعیت نظام بانکی کشور تأکید کرد که مسیر اصلاح، نه رویکردهای کمونیستی و تک بانکی است و نه سیاست‌های کور ادغام. وی گفت: راهکار خروج از بحران بانکی، برخورد ریشه‌ای با بسترهای فساد و نظارت مؤثر است، نه اینکه تمام بانک‌های دچار مشکل را یک‌جا ادغام کنیم.‌

    ادغام معیوب، بحران را تشدید می‌کند. در واقع شما اگر ده بانک مسئله‌دار را یکی کنید، حاصل آن، یک بانک با بحران ده‌برابری خواهد بوداو تصریح کرد: این تصور اشتباه است که می‌توان چند بانک ورشکسته را با یکدیگر ادغام کرد و انتظار داشت یک بانک سالم حاصل شود. چنین رویکردی تنها منجر به ایجاد بانکی خواهد شد که در مقیاسی بزرگ‌تر، دچار ورشکستگی است. در واقع شما اگر ده بانک مسئله‌دار را یکی کنید، حاصل آن، یک بانک با بحران ده‌برابری خواهد بود.

    وی با اشاره به برخی مصادیق در کشور افزود: این همان سیاست اشتباهی بود که منجر به تأسیس بانکی شد که اساساً سرمایه اولیه‌اش را نه از آورده سهام‌داران، بلکه از محل وام‌های کلان دریافتی از سایر بانک‌ها تأمین کرده بود.

    تأسیس بانک آن هم با وام بانکی؛ بانکی برای خودم، از جیب مردم!

    این استاد اقتصاد دانشگاه اظهار داشت: وقتی کسی با وام‌های بین‌بانکی، بانک تأسیس می‌کند و سپس چند مؤسسه ورشکسته یا ناتراز دیگر را نیز با آن ادغام می‌کنند و از طریق آن بانکی بوجود می‌آید که خلق نقدینگی کرده و به خودش وام می‌دهد، این دقیقاً نقطه‌ای است که زنگ خطر به صدا درمی‌آید.

    پرویزیان خاطرنشان کرد: در بسیاری از کشورها، چنین رفتاری مصداق صریح فساد مالی و سوءاستفاده از نظام بانکی است و افراد دخیل در چنین سازوکارهایی با مجازات‌های بسیار سنگینی از جمله حبس ابد و اعمال شاقه مواجه می‌شوند.

    وی نتیجه‌گیری کرد: این نمونه‌ها نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین مشکلات ما همین فقدان نظام نظارتی کارآمد است. اینکه چگونه ممکن است فردی بتواند از چند بانک مختلف وام کلان بگیرد، بانک تأسیس کند و سپس با همان بانک به خود وام بدهد، سؤالی است که پاسخش تنها در نبود نظارت دقیق قابل جست‌وجوست.

    نظارت بر نظام بانکی جایگزین مداخله دولت شود

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران در ادامه توضیحات خود درباره مشکلات نظام بانکی کشور گفت که ریشه مشکلات فعلی در ساختار تاریخی این سیستم نهفته است و مردم به اشتباه بانک‌ها را نماد حاکمیت و دولت می‌دانند.

    او با تأکید بر این موضوع که هیچ دولتی نباید از ابتدا مسئولیت کامل پشتوانه مالی بانک‌ها را قبول کند، افزود: «مگر کسی که مغازه‌دار است ورشکست می‌شود، دولت مسئول است؟ در بانک هم اگر پولت را گذاشتی، به دولت ارتباطی ندارد».

    پرویزیان در عین حال تأکید کرد که این نگاه به معنای بی‌مسئولیتی دولت و بانک مرکزی نیست.

    وی گفت: دولت و بانک مرکزی باید به مردم اعلام کنند که اگر بانکی تخلف کرد، گزارش دهند تا با متخلفان برخورد شود و پوست آن‌ها کنده شود.

    این اقتصاددان در ادامه به اهمیت ارزیابی و آگاهی مردم اشاره کرد و گفت: در عین حال مردم خودشان باید قبل از سپردن پول به بانک، تحقیق و ارزیابی کنند که پول‌شان را کجا سپرده می‌گذارند.

    پرویزیان با اشاره به ساختار نادرست تأمین مالی در کشور گفت: اقتصاد ما به صورت قیف وارونه عمل می‌کند، به این معنا که برخلاف تمام جهان، بخش عمده تأمین مالی اقتصاد ایران از طریق بانک‌ها انجام می‌شود، در حالی که در دنیا عمده تأمین مالی توسط بازار سرمایه صورت می‌گیرد.

    وی توضیح داد که در کشورهای پیشرفته، حدود ۸۰ درصد تأمین مالی اقتصاد از طریق بورس انجام می‌شود و تنها ۲۰ درصد آن توسط بانک‌ها به ویژه برای شرکت‌های کوچک و متوسط (SME) یا مشاغل خانگی و شرکت‌های کوچک و متوسط خانوادگی صورت می‌گیرد. در آن کشورها، بانک‌ها معمولاً به سپرده‌گذاران سود چندانی نمی‌دهند و حتی برخی بانک‌ها بابت نگهداری پول، از مشتریانشان هزینه دریافت می‌کنند.

    این کارشناس اقتصادی افزود: نرخ بهره وام‌ها در آن کشورها معمولاً در حد ۳ تا ۷ درصد است و در شرایط عادی، نرخ بهره کمتر از ۴ درصد می‌باشد.

    اما به گفته او، در ایران شرایط کاملاً برعکس است و حدود ۸۰ درصد تأمین مالی اقتصاد کشور توسط بانک‌ها صورت می‌گیرد و سهم بورس تنها ۲۰ درصد است. ما در واقع قیف تأمین مالی را وارونه کرده‌ایم.

    وی همچنین به مشکلات ساختاری بازار سرمایه اشاره کرد و گفت: بازار سرمایه ما به درستی مدیریت نشده و اعتماد لازم در بین مردم ایجاد نشده است، به همین دلیل تولیدکنندگان و شرکت‌ها ترجیح می‌دهند تأمین مالی خود را از طریق بانک‌ها انجام دهند.

    او در پایان تأکید کرد که در کشورهای موفق، تمام بخش‌های اقتصاد اعم از دولت و حتی شهرداری‌ها برای تأمین مالی، به بازار سرمایه مراجعه می‌کنند و با فروش سهام یا اوراق قرضه، منابع مالی مورد نیاز خود را جذب می‌کنند.

  • بانک یا بنگاه؟ / وقتی دولت پشت بانک‌ها پنهان می‌شود، تورم را مردم پرداخت می‌کنند

    بانک یا بنگاه؟ / وقتی دولت پشت بانک‌ها پنهان می‌شود، تورم را مردم پرداخت می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، ۵ بانک و مؤسسه مالی و اعتباری خصوصی در کشور، طبق آخرین صورت‌های مالی ۹ ماهه منتهی به آذر ۱۴۰۳، مجموعاً با ۶۲۴ هزار میلیارد تومان زیان انباشته مواجه‌اند؛ زیانی که به‌طور متوسط، ۲۵ درصد آن تنها در همین دوره ۹ ماهه رقم خورده است. این وضعیت، بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره آینده فعالیت این بانک‌ها و ضرورت اصلاح ساختاری آن‌ها مطرح می‌سازد. آیا تداوم فعالیت این نهادها به صلاح اقتصاد کشور است یا باید فرآیند اصلاح ساختاری، ادغام یا حتی برچیدن آن‌ها در دستور کار قرار گیرد؟

    فرشاد پرویزیان، اقتصاددان، نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران و استاد دانشگاه، ضمن بررسی عملکرد بانک‌های خصوصی در ایران با انتقاد نظام بانکی کشور، از فقدان معیارهای مرسوم بانکی و گسترش ناکارآمدی‌های ساختاری سخن گفت.

    پرویزیان در ابتدا با انتقاد شدید از رفتار بانک‌ها با بیان اینکه بانک‌های ایرانی خارج از استانداردهای جهانی عمل می‌کنند گفت: در هیچ جای دنیا هیچ بانکی اجازه ندارد خودش به خودش وام بدهد یا منابعی که خلق می‌کند را برای بنگاه‌داری و ساخت مجتمع‌های تجاری صرف کند. اما در ایران شاهد آن هستیم که بانک‌ها بخش بزرگی از نقدینگی کشور را ایجاد می‌کنند و سپس از همان منابع برای پروژه‌هایی استفاده می‌کنند و به خودشان وام می‌دهند که فاقد توجیه اقتصادی هستند.

    او با بیان مثالی روشن ادامه داد: هیچ جای دنیا بانک نمی‌رود ۲۵ درصد نقدینگی کل کشور را خلق کند و بعد با آن بزرگ‌ترین مجتمع تجاری کشور را بسازد که در نهایت روی دستش بماند و معلوم نباشد آن را به چه کسی می‌توان فروخت. هیچ کجای دنیا بانک ۸.۹ همت به زیرمجموعه‌های خودش وام نمی‌دهد و بعد نتواند آن را وصول کند.

    وی تاکید کرد: خلق ۲۵ درصد نقدینگی کشور توسط تنها یک بانک و استفاده از این منابع برای احداث بزرگ‌ترین مجتمع تجاری، که حالا روی دست خود بانک مانده، نمادی روشن از انحراف وظیفه بانکداری به سمت بنگاه‌داری است.

    از بنگاه‌داری بجای بانکداری تا پدیده «Crowding Out» در اقتصاد توسط دولت

    پرویزیان با تأکید بر اینکه کار بانک «تجهیز و تخصیص بهینه منابع» است، ضمن انتقاد از حضور پررنگ بانک‌ها در عرصه‌های خارج از مأموریت اصلی‌شان تصریح کرد: در همه جای دنیا بانک، بانکداری می‌کند لذا وقتی بانکی از مأموریت اصلی خود منحرف شده و وارد بنگاه‌داری می‌شود، نه‌تنها بهره‌وری کاهش می‌یابد، بلکه یک «Crowding Out» عظیم نیز در اقتصاد اتفاق می‌افتد.

    او در توضیح این پدیده گفت: زمانی‌که بانک بخش بزرگی از منابع را صرف پروژه‌های متعلق به خود یا نهادهای خاص دولتی و شبه‌دولتی می‌کند، بخش خصوصی واقعی از دسترسی به منابع محروم می‌شود که نتیجه آن، تخصیص غیربهینه منابع و مختل شدن سازوکار بازار است.

    این استاد اقتصاد توضیح داد: زمانی‌که یک مجموعه اقدامات وسیع و گسترده در یک حوزه مشخص انجام می‌شود و این اقدامات چنان اثرگذاری بالایی دارند که نظم و تعادل سایر بخش‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند، عملاً امکان فعالیت متوازن از دیگر بازیگران گرفته می‌شود. به‌طور نمونه، وقتی حدود ۸۰ درصد اقتصاد کشور در اختیار دولت قرار دارد، یا عمده منابع در اختیار شرکت‌های دولتی یا شبه‌دولتی است، طبیعی است که فضای کافی و رقابتی برای فعالیت مؤثر بخش خصوصی باقی نمی‌ماند. در چنین شرایطی، سهم محدود ۲۰ درصدی بخش خصوصی در عمل نمی‌تواند نقشی جدی و مؤثر در اقتصاد ایفا کند، چرا که عرصه فعالیت پیشاپیش در انحصار بخش‌های وابسته به دولت قرار گرفته است.

    وقتی بانک‌ها از ارزیابی طرح‌ها عبور می‌کنند

    وی با بیان اینکه وظیفه اصلی بانک‌ها در نظام‌های اقتصادی دنیا، ارزیابی و اعتبارسنجی طرح‌های سرمایه‌گذاری است گفت: بانک‌ها منابع مالی را جذب می‌کنند و از طریق ساختارهای تخصصی خود – از جمله واحد ارزیابی طرح‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها – به بررسی دقیق پروژه‌ها می‌پردازند. در نتیجه این فرایند، تنها طرح‌هایی که از نظر سودآوری و قابلیت اطمینان در سطح قابل قبولی قرار دارند، موفق به دریافت تسهیلات می‌شوند.

    این اقتصاددان توضیح داد: اگرچه در این مسیر ممکن است برخی طرح‌ها به دلایل مختلف از جمله ریسک‌های پیش‌بینی‌نشده با شکست مواجه شوند، اما در مجموع، سود حاصل از طرح‌های موفق می‌تواند زیان طرح‌های شکست‌خورده را جبران کند و آنچه در نهایت رقم می‌خورد، نوعی تخصیص بهینه منابع است؛ مفهومی که در ادبیات اقتصادی به‌عنوان «بهینه‌سازی تخصیص منابع» شناخته می‌شود. در چنین شرایطی، منابع مالی به سمت پروژه‌هایی هدایت می‌شوند که واقعاً از ظرفیت سودآوری برخوردارند و می‌توانند ارزش‌افزوده واقعی برای اقتصاد ایجاد کنند. این فرآیند، نقش کلیدی بانک‌ها را در هدایت هدفمند منابع و کاهش اتلاف سرمایه برجسته می‌کند.

    پرویزیان در ادامه با اشاره به ضعف ساختارهای ارزیابی در بانک‌های کشور گفت: بر خلاف نظام‌های بانکی توسعه‌یافته که بخشی به‌نام ارزیابی طرح‌ها در آن‌ها وجود دارد که وظیفه‌اش تحلیل دقیق بازدهی اقتصادی پروژه‌هاست، در ایران، زمانی که بانک خودش و زیرمجموعه‌هایش وام می‌دهد، مشخص است که دیگر خبری از ارزیابی حرفه‌ای طرح‌ها نیست و چون همان بانک هم‌زمان هم ارزیاب و هم مجری است در نتیجه ممکن است بدون ارزیابی تخصصی، تخصیص منابع به طرح‌های غیرسودآور سرازیر شده و بهره‌وری از بین برود.

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران با اشاره به اعطای وام‌های کلان از سوی بانک‌ها به خودشان، تأکید کرد: وقتی یک بانک به خودش ۸.۹ همت وام می‌دهد و در بازپرداخت آن ناتوان می‌ماند، چگونه می‌توان انتظار داشت که منابع بانکی به‌درستی مدیریت شوند؟ در چنین ساختاری، نه تنها ارزیابی دقیقی از سودآوری پروژه‌ها انجام نمی‌شود، بلکه مفهوم تخصیص بهینه منابع به‌کلی مخدوش می‌شود.

    پرویزیان در نقد سیاست‌های تسهیلات تکلیفی بانک‌ها، بخشی از بحران امروز نظام بانکی را ناشی از مداخلات سیاست‌گذار دانست و با اشاره به نقش دولت و مجلس در تحمیل تسهیلات تکلیفی به نظام بانکی اظهار کرد: تصور کنید به یک بانک بگوییم که موظف است بخشی از منابع خود را در قالب تسهیلات تکلیفی به پروژه‌های خاص اختصاص دهد که سودآوری مشخصی ندارد و حتی ممکن است اساساً سودآور نباشند. در چنین شرایطی، عملاً در همان نقطه شروع، مکانیزم تخصیص بهینه منابع از بین می‌رود؛ چراکه منابع به سمت طرح‌هایی هدایت می‌شود که اساساً فاقد توجیه اقتصادی و سودآوری هستند.

    وی افزود: وقتی یک بانک مجبور به سرمایه‌گذاری در طرح‌های غیرسودآور شود، نتیجه‌ای جز زیان‌دهی و ورشکستگی نخواهد داشت، چرا که این تسهیلات بازنمی‌گردد و بانک متضرر می‌شود. اما پرسش مهم اینجاست که مسئولیت این زیان متوجه چه نهادی است؟ پاسخ روشن است: بانک، چرا که هیچ‌یک از نهادهای تکلیف‌گذار پاسخگوی این زیان‌ها نیستند.

    پرویزیان ادامه داد: این در حالی است که الزام به پرداخت تسهیلات تکلیفی، معمولاً از سوی نهادهایی همچون مجلس و دولت تحمیل می‌شود. اما آیا پس از بروز خسارت، کسی پاسخگو خواهد بود؟ باید گفت نه تنها پاسخگویی وجود ندارد، بلکه همان مقاماتی که این تکالیف را تعیین کرده‌اند، بعدها از آن به عنوان یک دستاورد تبلیغاتی یاد می‌کنند. نماینده مجلس یا مسئول دولتی، در نطق‌های انتخاباتی از ایجاد اشتغال و توسعه منطقه مورد نظر سخن می‌گوید و در گزارش عملکرد خود اعلام می‌کند که فلان میزان اعتبار به فلان کارخانه یا طرح تخصیص داده و این میزان اشتغال ایجاد کرده است. در حالی‌که نه از بازگشت منابع خبری هست و نه از اثربخشی واقعی این اقدامات.

    او تأکید کرد: در واقع، تسهیلات تکلیفی تبدیل به ابزاری پوپولیستی شده‌اند برای آن‌که عده‌ای در قالب اقدامات عام‌پسند، برای خود مشروعیت سیاسی بسازند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، اعلام می‌کنند که بر اساس تشخیص و صلاحدید خود، این تصمیمات را به نیت بهبود شرایط اتخاذ کرده‌اند. اما جای این پرسش باقی است که خروجی این صلاحدیدها چه بوده و این نوع مداخلات تا به امروز چه سرانجامی داشته‌اند؟

    وی افزود: نماینده‌ای که برای منطقه خود و با اهداف تبلیغاتی، تسهیلاتی را به کارخانه‌ای زیان‌ده اختصاص می‌دهد، بعداً آن را به‌عنوان دستاورد به مردم معرفی می‌کند؛ بی‌آنکه توجهی به تبعات اقتصادی این تصمیم داشته باشد.

    اختلال در نظام تخصیص بهینه منابع با تخصیص بدون ارزیابی

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران در ادامه نقد خود به سازوکارهای نادرست تخصیص منابع بانکی گفت: بخش دیگر ماجرا همانطور که اشاره کردم، آنجاست که وقتی یک بانک اقدام به وام‌دادن به شرکت‌ها یا نهادهای وابسته به خودش می‌کند، آیا واقعاً همان سخت‌گیری‌ها و ارزیابی‌های دقیق اقتصادی که برای سایر متقاضیان در نظر می‌گیرد را رعایت می‌کند؟ قطعاً خیر. پس در این حالت نیز، تخصیص بهینه منابع عملاً از کار می‌افتد و بخش بزرگی از منابع بانکی به سمت پروژه‌هایی می‌رود که از منظر اقتصادی فاقد توجیه یا بازدهی کافی هستند و این فرآیند به‌مرور، رابطه مبادله در اقتصاد را بر هم می‌زند.

    وی ادامه داد: در یک نظام اقتصادی کارآمد، تخصیص بهینه منابع به این معناست که بانک‌ها باید تسهیلات را به طرح‌هایی اختصاص دهند که بالاترین نرخ بازدهی را دارند. یعنی ابتدا پروژه‌هایی با سودآوری بالا در اولویت قرار می‌گیرند و به‌ترتیب، تا جایی که منابع اجازه می‌دهد، به طرح‌هایی با سودآوری کمتر هم تخصیص می‌یابد. به‌عنوان مثال، اگر طرحی نرخ سود ۱۵ درصد دارد، در اولویت اول قرار می‌گیرد، و اگر منابعی باقی ماند به طرحی با ۱۰ درصد سود اختصاص داده می‌شود. اما وقتی نرخ بازدهی طرحی به ۵ یا ۴ درصد برسد – یا حتی زیان‌ده باشد – دیگر نباید تسهیلاتی به آن تعلق گیرد. این منطق باعث می‌شود بهره‌وری در اقتصاد شکل بگیرد و رابطه مبادله میان عوامل اقتصادی برقرار بماند.

    پرویزیان با انتقاد از رفتارهای مداخله‌گرایانه بانک‌ها در حمایت از شرکت‌های وابسته افزود: بدیهی است وقتی بانک‌ها منابع را به خود یا زیرمجموعه‌هایشان تخصیص می‌دهند و اصول ارزیابی اقتصادی را کنار می‌گذارند، نه‌تنها تخصیص بهینه از میان می‌رود، بلکه کارآمدترین نقش بانک در اقتصاد مدرن نیز نابود می‌شود. در واقع، بانک دیگر به‌جای ایفای نقش یک نهاد مالی تخصصی در ارزیابی و هدایت منابع، به ابزار دستوری و رانتی تبدیل می‌شود که کارکرد اصلی‌اش را از دست داده است.

    بانک یا بنگاه؟ وقتی ابزار پیشرفته اقتصاد در نبود نظارت به سلاحی مخرب تبدیل می‌شود

    این اقتصاددان با تأکید بر اهمیت نظام بانکی در ساختار اقتصادی کشورها با لحنی هشدارآمیز گفت: بانک، به معنای واقعی کلمه، پیشرفته‌ترین ابزار اقتصادی دنیای مدرن است. اما وقتی بانک از وظیفه اصلی خود، یعنی بانکداری، خارج می‌شود و به سمت بنگاه‌داری می‌رود، در واقع پیشرفته‌ترین ابزار اقتصادی را به پیشرفته‌ترین سلاح مخرب اقتصاد تبدیل کرده‌ایم. این انحراف از مأموریت اصلی بانک، می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به پیکره اقتصادی کشور وارد کند.

    او افزود: دقیقاً به همین دلیل است که در اغلب کشورهای توسعه‌یافته، نظارت‌های چندلایه و بسیار سخت‌گیرانه‌ای بر عملکرد بانک‌ها اعمال می‌شود. نظارت‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که اطمینان حاصل شود بانک‌ها صرفاً در چارچوب منابع مجاز، اقدام به اعطای تسهیلات می‌کنند و اجازه ندارند منابع را بی‌ضابطه یا سلیقه‌ای تخصیص دهند. این نظارت‌ها به‌ویژه در مورد بانک‌های خصوصی جدی‌تر هم دنبال می‌شود. برخلاف تصور رایج، بانک خصوصی به این معنا نیست که بتواند هر کاری خواست انجام دهد و به هیچ نهادی پاسخگو نباشد.

    پرویزیان با اشاره به تجربه‌های بین‌المللی خاطرنشان کرد: در کشورهای پیشرفته، ساختار نظارتی بانک مرکزی بسیار دقیق و مقتدر است. برای نمونه، در بحران اقتصادی یونان، وقتی مردم علیه بانک مرکزی اروپا تظاهرات می‌کردند که چرا اجازه نمی‌دهد بانک‌ها به دولت یونان وام دهند، پاسخ روشن بود: قانون، قانون است. بانک مرکزی اروپا به صراحت اعلام کرد که تنها در شرایط مشخص و طبق ضوابط معین می‌توان تسهیلات اعطا کرد و نمی‌توان از اصول نظام بانکی عدول کرد.

    او در ادامه گفت: بار دیگر باید یادآوری کرد، در هیچ کجای دنیا، یک بانک مجاز نیست به خودش وام بدهد. چنین اقدامی در ذات خود نافی عدالت اقتصادی و مخل نظم مالی است.

    این استاد دانشگاه افزود: در ایران اما نه‌تنها نظارتی در کار نیست، بلکه رفتارهای پرخطر بانک‌ها حتی به شکلی نمادین نیز کنترل نمی‌شود. در جایی گفته شد، حتی رئیس یک مؤسسه مالی اعتباری با اسلحه وارد بانک مرکزی می‌شده و رئیس کل را تهدید کرد است. به سراغ گذشته رفتم که فکر نکنید این وقایع فقط مربوط به امروز است.

    ناظرانی که خود ذی‌نفع بودند؛ چرا بانک‌ها از نظارت واقعی مصون ماندند؟

    این اقتصاددان با اشاره به ضعف ساختاری نظارت بر شبکه بانکی در ایران گفت: تا همین پارسال، بانک مرکزی اساساً ابزار و اختیار کافی برای اعمال نظارت مؤثر بر نظام بانکی کشور را نداشت. قانون جدید بانک مرکزی به‌تازگی تدوین شده، اما هنوز خروجی عملیاتی ملموسی از آن مشاهده نکرده‌ایم.

    او ادامه داد: در گذشته، نظارت بانک مرکزی صرفاً از طریق یک معاونت نظارت انجام می‌شد که وظیفه‌اش ارسال پرونده‌ها به هیئت انتظامی بانک‌ها بود. نکته عجیب و تأسف‌بار اینکه، در همین هیئت انتظامی، دو نفر از اعضا، نمایندگان بانک‌ها بودند! آیا واقعاً می‌توان انتظار داشت نهادی که بخشی از آن توسط خود بانک‌ها اداره می‌شود، بتواند بر عملکرد آن‌ها نظارت و در صورت تخلف، آن‌ها را جریمه کند؟

    وی تأکید کرد: این یک مشکل تازه یا مربوط به یکی‌دو سال اخیر نیست؛ بلکه ناشی از چند دهه ساختار معیوب و ضعف نظارتی است که اجازه داده بانک‌ها خارج از هرگونه حساب‌کشی دقیق، به فعالیت خود ادامه دهند.

    پرویزیان با انتقاد از برخی دیدگاه‌های افراطی در زمینه ساختار بانکی کشور گفت: یکی از مشکلات امروز ما این است که عده‌ای ناآگاهانه می‌گویند کل بانک‌های خصوصی اشتباه‌اند و باید همه آن‌ها را تعطیل کرد و فقط یک بانک دولتی باقی بماند. به‌صراحت عرض می‌کنم، کسانی که چنین نظری دارند یا اساساً متوجه موضوع نیستند یا دیدگاهی کاملاً کمونیستی دارند.

    او در ادامه گفت: اگر از ابتدا اشتباه کرده‌اید و ساختاری خلق کرده‌اید که حالا حتی از گفتن اسمش هم می‌ترسید، راه‌حلش این نیست که آن را از دور با شاتگان بزنید! این ساختار باید اصلاح شود، نه نابود. بانک خصوصی اگر درست نظارت شود، می‌تواند نقش‌آفرین مؤثر در اقتصاد باشد. مشکل ما نبود نظارت مؤثر و کارآمد است، نه اصل وجود بانک خصوصی.

    چرا ورشکستگی بانکی در ایران ممنوع است؟

    پرویزیان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: باید دوباره به مسئله اقتصاد سیاسی بازگردیم. من همیشه مثالی می‌زنم؛ ما یک نهادی به اسم بانک داریم اما آن را «رستم» نامیده‌ایم. این رستم امروز آن‌قدر بزرگ شده که دیگر حتی از صدا کردن نامش هم می‌ترسیم.

    او ادامه داد: این یعنی چه؟ یعنی اینکه ما نهادی به نام بانک ساخته‌ایم و خواسته یا ناخواسته آن را به نماد و نماینده حاکمیت تبدیل کرده‌ایم و این موضوع تبعات سنگینی برای ما ایجاد کرده است. در همه دنیا، وقتی یک بانک یا شرکت ورشکست می‌شود، ورشکستگی آن پذیرفته و طبیعی است و یک شهروند معمولی در بانکی سپرده گذاشته، سود گرفته یا وام گرفته، دیگران شریک سود یا زیان او نیستند.

    پرویزیان تأکید کرد: اما در کشور ما، به دلیل سیاست‌ها و حکمرانی‌های نادرست، بانک به نماد دولت تبدیل شده است. حتی بانک‌های خصوصی اگر به دلیل خطا ورشکست شوند، دولت مجبور است برای جلوگیری از آشوب اجتماعی، ضرر آن‌ها را جبران کند و اجازه نمی‌دهد بانک اعلام ورشکستگی کند.

    او با طرح مثالی پرسید: آیا اگر یک سوپرمارکت سر چهارراه ورشکست شود، دولت وظیفه دارد خسارت آن را جبران کند؟ خیر. اما وقتی یک بانک خصوصی به دلیل سوءمدیریت ورشکسته می‌شود، دولت مجبور می‌شود برای جلوگیری از ناآرامی‌های اجتماعی زیان آن را جبران کند.

    وقتی دولت پشت بانک‌ها پنهان می‌شود، تورم را مردم پرداخت می‌کنند

    این استاد اقتصاد دانشگاه با اشاره به بحران مؤسسات مالی و اعتباری در سال ۱۳۹۶ گفت: رئیس‌جمهور وقت، که امروز مرتب به بازخوانی آن روزها می‌پردازد، باید یک بار به‌طور شفاف پاسخ دهد که وقتی اعلام کرد «مسئله مؤسسات مالی و اعتباری را حل کردیم و پول مردم را برگرداندیم»، این پول از کجا تأمین شد؟ آیا از دارایی شخصی پرداخت شد؟ یا با چاپ اسکناس بدون پشتوانه این منابع را تأمین کردند و به افرادی دادند که تا قبل از این سودهای موهومی از این مؤسسات دریافت می‌کردند و نتیجه این اقدام، چیزی جز افزایش پایه پولی، رشد نقدینگی و نهایتاً تحمیل تورم بر دوش کارمند، کارگر، بازنشسته و اقشار کم‌درآمد جامعه نبود.

    بانک، قربانی حکمرانی غلط اقتصادی است

    او ادامه داد: البته ممکن است اگر من هم جای رئیس‌جمهور وقت بودم، برای جلوگیری از یک بحران اجتماعی بزرگ‌تر همان مسیر را می‌رفتم. چرا که این‌ها ناشی از مدل غلط حکمرانی اقتصادی ماست؛ مدلی که در آن بانک دیگر یک نهاد مالی مستقل نیست، بلکه در ذهن مردم به نماد حاکمیت تبدیل شده است.

    پرویزیان همچنین با اشاره به اتفاقات مشابه در حوزه‌هایی چون قیمت‌گذاری بنزین گفت: ماجرا فقط به مؤسسات مالی محدود نمی‌شود. در موضوع بنزین هم می‌بینیم وقتی دولت سیگنالی به جامعه می‌دهد که من پشت بانک‌ها ایستاده‌ام، مردم در اعتراض به موضوعی مثل گرانی بنزین، خشم خود را بر سر بانک‌ها خالی می‌کنند. شیشه بانک‌ها را می‌شکنند، چرا؟ چون بانک را نماد مسئولیت‌ناپذیر تمام ناکارآمدی‌ها می‌دانند.

    وی تأکید کرد: مشکل از جایی آغاز می‌شود که دولت خود تبدیل به ابر بدهکار نظام بانکی شده است. هر زمان با کسری بودجه یا ناتوانی مالی مواجه شده، از بانک‌ها اعم از دولتی و غیردولتی و خصوصی خواسته سهام شرکت‌ها، پتروشیمی‌ها یا سایر دارایی‌ها را خریداری کنند. وقتی مدیری از ناتوانی در خرید می‌گوید، به او گفته می‌شود اگر نمی‌خری، هفته آینده خداحافظی کن! نتیجه چه می‌شود؟ مدیرعامل مجبور می‌شود منابع بانک را صرف خرید دستوری کند. اگر بانک منابع نداشته باشد، به بانک مرکزی فشار می‌آورد، جریمه می‌دهد، ولی باز هم اقدام می‌کند، چون این جریمه کمتر از سودی است که به سپرده‌گذار می‌پردازد.

    پرویزیان همچنین گفت: در واقع این خود دولت است که با رویکرد غلطش، بانک‌ها را به بحران کشانده؛ دولتی که به‌جای اصلاح ساختارها، پشت بانک‌ها پنهان شده و در عمل، به یکی از بزرگ‌ترین بدهکاران نظام بانکی تبدیل شده است.

    ناترازی اسم رمز ورشکستگی در اقتصاد ایران

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاد ایران درباره وضعیت برخی از بانک‌های خصوصی ورشکسته کشور گفت: ما تعدادی بانک ورشکسته داریم که برای پنهان کردن ورشکستگی و ناکارآمدی آن‌ها، به مانند سایر حوزه‌ها اصطلاح قشنگی به نام «ناترازی» برای آن اختراع کرده‌ایم. اما واقعیت این است که ورشکسته، ورشکسته است. باید پذیرفت این بانک‌ها منابع مردم را به باد داده و در عین حال پول بدون پشتوانه خلق کرده که نتیجه‌اش تورم است.

    او افزود: متأسفانه ناتوانی و ضعف بانک‌های مرکزی و دولت‌ها همیشه اینگونه بوده است که هزینه این بحران را پرداخته‌اند -که البته این مشکل مختص به دولت خاصی نیست. در حقیقت مشکل اصلی و دلیل اتخاذ این تصمیم این است که اگر قرار باشد ورشکستگی این بانک‌ها به صورت رسمی اعلام شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اوضاع به آشوب و بی‌ثباتی مشابه ماجرای مؤسسات مالی و اعتباری سال ۱۳۹۶ می‌انجامد.

    وی تاکید کرد: ما برای بانک‌های ورشکسته، واژه‌ای ابداع کرده‌ایم: ناترازی! در واقع به جای اینکه بپذیریم بانک ورشکسته شده و به‌دنبال راه‌حل برویم، با این واژه، واقعیت را پنهان می‌کنیم.

    وی در پایان بخش اول از سخنان خود تأکید کرد: تخصیص بهینه منابع به این معناست که منابع بانکی باید در اختیار طرح‌هایی با بیشترین بازدهی اقتصادی قرار گیرد و تا جایی پیش رود که منابع پایان پذیرد. اما در ساختار فعلی، منابع پیش از آنکه به این ترتیب تخصیص یابد، صرف اهداف رانتی، سیاسی یا پروژه‌های فاقد ارزیابی می‌شود و همین مسئله بنیان اقتصاد را تضعیف کرده است.

    پرویزیان تأکید کرد: تا زمانی‌که بانک‌ها در ایران اجازه داشته باشند از مسیر بانکداری خارج شده و در بنگاه‌داری، تخصیص منابع رانتی و روابط سیاسی غوطه‌ور شوند، باید منتظر بحران‌های بزرگ‌تر بود. باید بازگشت به بانکداری حرفه‌ای در دستور کار قرار گیرد، پیش از آنکه بانک به عامل بحران ملی تبدیل شود.

  • بانک‌ها ورشکسته‌اند اما به آنها «ناتراز» می‌گویند تا مردم وحشت نکنند!

    بانک‌ها ورشکسته‌اند اما به آنها «ناتراز» می‌گویند تا مردم وحشت نکنند!

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر زمزمه‌هایی از افزایش نرخ کارمزد خدمات بانکی به گوش می‌رسد. گمانه‌زنی‌ها نسبت به احتمال افزایش کارمزدهای بانکی پس از آن مطرح شدند که در روز 13 آذرماه، هیات عالی بانک مرکزی، تصمیم‌گیری درباره نرخ کارمزد انواع خدمات بانکی متناسب با هزینه‌های تمام‌شده خدمات را به هیات عامل بانک مرکزی محول کرد. به این ترتیب، انتظار می‌رود بانک مرکزی در سال آینده نرخ جدیدی برای کارمزد خدمات بانکی تعیین کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهند در اقتصادهای پیشرفته دنیا، کارمزدهای بانکی به طور میانگین 30 تا 50 درصد از درآمد بانک‌ها را تشکیل می‌دهد. این رقم اما در شبکه بانکی ایران کمتر از 10 درصد برآورد می‌شود. از همین روی، افزایش کارمزدهای بانکی، اقدامی منصفانه به نظر می‌رسد می‌تواند تا حدودی به بهبود وضعیت بانک‌ها کمک کند.

    از سوی دیگر اما مردم که مصرف‌کنندگان خدمات بانکی هستند، اعتقاد دارند کیفیت خدمات بانک‌های ایرانی به اندازه بانک‌های پیشرفته جهان نیست؛ به همین دلیل، این بانک‌ها باید کارمزدهای کمتری نیز دریافت کنند.

    حال سوال اینجاست که ریشه این اختلاف نظر میان بانک‌ها و مشتریان‌شان بر سر کارمزدهای بانکی چیست و چه عواملی باعث شده هر دو طرف، از نظام کارمزدی بانک‌ها ناراضی باشند؟

    فرشاد پرویزیان، کارشناس اقتصادی و نایب‌رئیس انجمن اقتصاددانان ایران،به این پرسش‌ها پاسخ داده است.

    قیمت تمام‌شده پول در ایران بالاست

    پرویزیان در ابتدا گفت: «بانک‌ها برای گردآوری منابع، هزینه‌هایی از جمله تبلیغات و سود بانکی پرداخت می‌کنند. از طرف دیگر، بانک‌ها هزینه‌های اداری نیز دارند. با در نظر گرفتن این شرایط، قیمت تمام‌شده پول برای شبکه بانکی مشخص می‌شود. یعنی بانک برای هر ریال باید چقدر هزینه کند تا سپرده جذب کند و بتواند با پرداخت تسهیلات، سود بگیرد.»

    او افزود: «قیمت تمام‌شده پول در بانک‌های ایران در مقایسه با بانک‌های جهان بالاست. دلیل اول این موضوع، نرخ سود بالای سپرده‌ها و دلیل دوم، هزینه‌های بالای اداری است. چراکه تعداد شعبات فیزیکی بانک‌ها در ایران به اندازه کل اتحادیه اروپاست اما گردش مالی آنها بسیار پایین‌تر است.»

    بانک‌ها در دنیا به سمت افزایش عملیات کارمزدی می‌روند

    این کارشناس اقتصادی در مورد شیوه تامین هزینه‌‌های بانک‌ها گفت: «بخشی از این هزینه‌ها با انجام عملیات عقود مبادله‌ای و مشارکتی که سود‌ده هستند و بخشی دیگر، از عملیات کارمزدی تامین می‌شوند. بانک‌ها خدمات مختلفی ارائه می‌دهند که سودی برای آنها ندارد اما بابت انجام این خدمات، کارمزدهای مختلفی دریافت می‌کنند.»

    او ادامه داد: «بانک‌ها در دنیا به سمت افزایش عملیات کارمزدی می‌روند؛ به این دلیل که انجام عملیات کارمزدی نیازی به جذب منابع ندارد. این کارمزدها هم نرخی دارند که در بانک‌های خصوصی رقابتی هستند و هر بانکی که هزینه زیادی بگیرد، مردم سراغش نمی‌روند.»

    مردم ایران به پرداخت کارمزد خدمات بانکی عادت ندارند

    پرویزیان در مورد کشمکش بین بانک‌ها و مردم برای پرداخت کارمزد خدمات بانکی توضیح داد: «بانک‌ها در ایران به دنبال انجام عملیات کارمزدی نیستند و مردم نیز عادت ندارند که بابت دریافت خدمات بانکی پول دهند. یعنی در ذهن و فرهنگ مردم، پرداخت کارمزد برای دریافت خدمات بانکی جا نیافتاده است؛ در حالی که وقتی پولی از یک بانک به بانکی دیگر جابه‌جا می‌شود، یک نرم افزار، ساختار، کارمند و تشکیلاتی برای انجام این فرایند، فراهم شده است.»

    او اضافه کرد: «مردم باید بپذیرند در هیچ جای دنیا، خدمات بانکی رایگان انجام نمی‌شود. به‌علاوه، مردم تصور می‌کنند چون زمانی بانک‌ها دولتی بودند، وظیفه‌‌شان این است که خدمات را رایگان انجام دهند. به همین دلیل، وقتی کارمزد تعیین می‌شود، حتی اگر عدد بسیار کمی هم باشد، مردم واکنش نشان می‌دهند. با وجود این، با پیشرفت عملیات بانکی، مردم با مفهوم کارمزد هم آشنا شدند و به آن عادت کردند.»

    با کارمزد خدمات بانکی، آدامس بادکنکی هم نمی‌توان خرید

    نایب‌رئیس انجمن اقتصاددانان ایران درباره نرخ کارمزد خدمات بانکی در ایران به خبرنگار تجارت‌نیوز گفت: «نکته دیگر آن است که کارمزد خدمات بانکی با نرخ‌های تورمی و اوضاع کشور هماهنگ نیست. برای مثال، هزینه کارمزد جابه‌جایی مبلغ ۱۵ میلیون تومان، معادل ۷۰۰ تومان است اما با این ۷۰۰ تومان، یک آدامس بادکنکی هم نمی‌توان خرید.»

    او اضافه کرد: «از آنجا که مردم احساس می‌کنند که کارمزد خدمات بانکی باید رایگان ‌باشد و تا حالا پولی برای دریافت این خدمات پرداخت نمی‌کردند، حالا به افزایش نرخ کارمزدها واکنش نشان می‌دهند.»

    هزینه نارکارآمدی بانک‌ها بر گردن مردم

    پرویزیان ادامه داد: «مردم می‌گویند خدمات بانکی در بانک‌های ایران، مطابق استانداردهای جهانی نیست. همچنین این پرسش برای مردم پیش می‌آید که چرا باید هزینه ناکارآمدی بانک‌ها و بالا بودن قیمت تمام‌شده پول را پرداخت کنند؟»

    او گفت: «یکی از علل هزینه‌های بالای عملیات بانکی، فقدان بهره‌وری منابع در نظام بانکی است. بانک‌ها با علم به وضعیت اقتصادی کشور و تورم بالا، منابع خود را به خرید املاک اختصاص داده‌اند تا ارزش دارایی‌هایشان را حفظ کنند. وقتی بانک‌ها شعبه‌های جدید تاسیس کنند، کاری به هزینه‌های اداری و سربار ندارند؛ زیرا با افزایش قیمت ملک، تمام هزینه‌ها جبران می‌شود.»

    بانک‌ها ورشکسته‌اند اما به آنها «ناتراز» می‌گویند تا مردم وحشت نکنند

    این کارشناس اقتصادی مساله اصلی بانک‌ها را چنین تبیین کرد: «مساله بنیادی در کشور، بحث هزینه کارمزد نیست؛ موضوع اصلی این است که اساس نظام بانکی کشور، فشل و ناکارآمد است. بدهی بانک‌ها بیشتر از دارایی آنهاست. به عبارت دیگر، بانک‌ها ورشکسته هستند اما از واژه ناترازی برای آنها استفاده می‌شود تا مردم وحشت نکنند.»

    او درباره آسیبی که بانک‌ها به سیستم اقتصادی کشور می‌زنند نیز گفت: «در شرایطی که کل سیستم بانکی ناتراز بوده، شبکه بانکی فشل است و بانک‌ها با خلق نقدینگی، تورم ایجاد می‌کنند، موضوع کارمزد اهمیت چندانی ندارد.»

    پرویزیان در پایان خاطرنشان کرد: «بانک‌ها میلیون‌ها برابر بیشتر از این کارمزد به مردم و اقتصاد لطمه وارد می‌کنند. بهتر است بانک‌ها کارمزد خدمات بانکی را 100 برابر کنند ولی دیگر خلق نقدینگی نکنند تا تورم 40 درصدی به مردم تحمیل شود.»