برچسب: فرار سرمایه

  • خروج خاموش سرمایه‌های انسانی و مالی از ایران / سرمایه‌گذاران ایرانی ناامید شدند؟

    خروج خاموش سرمایه‌های انسانی و مالی از ایران / سرمایه‌گذاران ایرانی ناامید شدند؟

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، واژه «فرار سرمایه» بیش از گذشته وارد ادبیات اقتصادی ایران شده است؛ مفهومی روشن به معنی خروج بی­بازگشت منابع مالی و انسانی از اقتصاد ایران. لازم به ذکر است؛ فرار سرمایه الزاماً به معنی انتقال غیرقانونی پول نیست و این مقوله به شکل تصمیم اقتصادی و بر اساس تجربه‌های گذشته شکل می‌گیرد و اتفاقات فعلی به عنوان مهمترین منبع پیش‌بینی آینده تلقی می‌شوند؛ تصمیم‌هایی که بر اساس آن سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد دارایی خود را به محیطی با سابقه روشن‌تر و باثبات‌تر منتقل کند. مدلی که در علم اقتصاد به آن تئوری انتظارات تطبیقی می‌گویند.

    از طرفی سرمایه‌گذار بر اساس تئوری پرتفوی به دنبال بیشینه‌سازی سود متناسب با ریسک است. این تئوری بیان می‌کند که افراد چگونه دارایی های خود را میان گزینه های مختلف بر اساس کسب حداکثر بازدهی با حداقل ریسک تخصیص می دهند. به بیان ساده، سرمایه‌گذار هم سود را می‌سنجد و هم میزان نااطمینانی را. اگر بازدهی بالقوه یک بازار بالا باشد اما ریسک آن بیش از حد تصور شود، سرمایه گذار ترجیح می‌دهد به گزینه‌های کم‌ریسک‌تر فرار کند. هنگامی که تورم بالا، تغییرات ناگهانی نرخ ارز، تصمیم‌های پیش‌بینی‌ناپذیر و نبود چشم‌انداز شفاف بر فضای اقتصادی حاکم می‌شود، عقلایی است که صاحبان سرمایه به فکر کاهش ریسک باشند که این تصمیم به سمت کاهش ریسک، اکنون به معنای خروج از بازارهای داخلی شده است.

    نرخ‌های سودی که از تورم جا می‌مانند و نرخ سود حقیقی آن‌ها منفی است به همراه قوانین متغیر و نبود افق روشن برای فعالیت‌های تولیدی، باعث شده سرمایه‌گذاری در داخل جذابیت خود را از دست بدهد. در چنین شرایطی، سرمایه نه به سمت تولید، بلکه به سوی دارایی‌هایی حرکت می‌کند که حفظ ارزش را تضمین می‌کنند. در اقتصاد ایران، طی سال‌های اخیر کفه ریسک به‌تدریج سنگین‌تر شده است و در چنین فضایی، حتی کسب‌وکارهای سودده کنونی نیز در معرض تصمیم خروج قرار می‌گیرند؛ نه به دلیل زیان‌ده بودن، بلکه به دلیل نامطمئن بودن افق فعالیت.

    سرمایه‌گذاری در خارج؛ انتخابی فراتر از سرمایه‌گذاری

    سرمایه­ گذاری در بازارهایی مانند ملک در خارج کشور، برای سرمایه‌گذارانی که نگران کاهش ارزش پول ملی هستند، جذاب‌تر به نظر می‌رسند. نتیجه این فرآیند، کاهش سرمایه‌گذاری در بخش‌های داخلی و تضعیف رشد اقتصادی است. یکی از جلوه‌های پررنگ خروج سرمایه، افزایش خرید دارایی‌های ثابت در خارج از کشور است. طبق گزارش مرکز آمار ترکیه، ایرانیان در سال های اخیر به صورت فزاینده نسبت به خرید ملک در ترکیه اقدام کرده‌اند. این انتخاب، اغلب فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ بلکه نوعی بیمه‌کردن آینده تلقی می‌شود.

    خرید ملک در خارج، برای بسیاری از افراد معادل دسترسی به اقامت، امنیت حقوقی و ثبات بلندمدت است. نکته قابل‌توجه آن است که حتی جهش قیمت ارز نیز نتوانسته این روند را متوقف کند. در حالی که قواعد اقتصادی حکم می‌کند در صورت ثابت بودن سایر شرایط، افزایش نرخ ارز، تقاضای خرید دارایی خارجی را کاهش دهد، اما برخلاف انتظار در مواردی به عاملی برای تسریع تصمیم خروج تبدیل شده است؛ گویی افزایش نرخ ارز، خود به نشانه‌ای از تشدید نااطمینانی تغییر کرده است.

    مهاجرت؛ خروج خاموش سرمایه انسانی و مالی

    سرمایه فقط به شکل پول جابه‌جا نمی‌شود. زمانی که نیروی انسانی کشور، به‌ویژه افراد متخصص و تحصیل‌کرده در علوم پزشکی و فناوری اطلاعات، تصمیم به ترک کشور می‌گیرند، در عمل بخشی از سرمایه اقتصادی نیز همراه آن‌ها خارج می‌شود. این نیروهای انسانی برای شروع زندگی در کشور مقصد، منابع مالی قابل‌توجهی را به منظور تهیه مسکن و هزینه های روزمره منتقل می‌کنند؛ منابعی که برای همیشه از کشور ایران خارج خواهد شد.

    همزمانی خروج سرمایه انسانی و مالی، اثرات چندبرابری بر اقتصاد داخل خواهد داشت. کاهش نیروی کار متخصص، بهره‌وری را پایین می‌آورد و امنیت فضای کسب‌وکار را برای سرمایه‌گذاران داخلی پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر می‌کند. هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاه‌های معتبر جهان در حال تحصیل‌اند که می‌توانند در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، به کشور بازگردند و در حوزه‌های علمی، فناورانه و اقتصادی نقش‌آفرینی کنند. اما تصمیم به بازگشت، بیش از هر چیز به ارزیابی آن‌ها از محیط حرفه‌ای و آینده شغلی وابسته است. نبود مسیر شفاف برای فعالیت تخصصی، محدودیت تعاملات علمی و عدم اطمینان نسبت به ثبات تصمیمات، تمایل به بازگشت را تضعیف می‌کند. در چنین شرایطی، خروج سرمایه انسانی می‌تواند حداقل به‌اندازه فرار سرمایه مالی برای اقتصاد پرهزینه باشد.

    دارایی‌های نوظهور و مسیرهای جدید

    تحولات فناورانه، مسیرهای تازه‌ای برای جابه‌جایی ارزش ایجاد کرده است. دارایی‌های دیجیتال و ابزارهای مالی نوین از جمله بیت­کوین، اتریوم و تتر، امکان انتقال سرمایه را با سرعت و نظارت کمتر فراهم کرده‌اند. در نبود سیاست‌گذاری شفاف و البته نظارت و تنظیم گری فناورانه، این فضا می‌تواند به کانالی برای خروج منابع مالی تبدیل شود؛ هرچند کلیه فعالیت‌های این حوزه را نمی‌توان ذیل فرار سرمایه دسته‌بندی کرد.

    راه بازگشت سرمایه از کجا می‌گذرد؟

    تجربه کشورهای موفق در جذب سرمایه در جهان نشان می‌دهد سرمایه را نمی‌توان با اجبار نگه داشت. آنچه سرمایه را ماندگار می‌کند، ثبات اقتصادی، شفافیت مقررات و قابلیت پیش‌بینی آینده است. مهار تورم، کاهش نوسانات شدید، بهبود فضای کسب‌وکار و ایجاد اعتماد به سیاست‌گذاری، مهم‌ترین ابزارهای مهار و مقابله با فرارسرمایه هستند. هرچه تعادل میان ریسک و بازده سرمایه‌گذاری داخلی افزایش یابد، انگیزه خروج نیز کاهش خواهد یافت. فرار سرمایه بیش از آنکه یک چالش مالی باشد، هشداری از وجود بحران بی­اعتمادی است.

    سرمایه‌گذار زمانی تصمیم به ماندن می‌گیرد که بر اساس تجربه درک کند قواعد بازی متزلزل نیست و چشم­انداز روشنی در مقابل خود دارد. بدون ترمیم این بی­اعتمادی، حتی سخت­ترین قوانین نیز نمی‌توانند مانع خروج سرمایه شوند. بنابراین، اقتصاد ایران برای تبدیل این تهدید به فرصت و عبور از چالش، بیش از هر چیز به ثبات، شفافیت و چشم‌اندازی پیش­ بینی­ پذیر نیاز دارد؛ مسیری که اگرچه دشوار است، اما تنها مسیر پایدار برای حفظ سرمایه، تقویت رشد اقتصادی و اشتغال به شمار می‌رود.

  • تورم، تحریم و بی‌ثباتی؛ سرمایه‌ها را از ایران فراری داد

    تورم، تحریم و بی‌ثباتی؛ سرمایه‌ها را از ایران فراری داد

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با چالش‌ها و مشکلات قابل‌توجهی دست به گریبان بوده است. مسائلی که همه و همه بر وضعیت معیشتی و رفاهی مردم و البته چشم‌اندازهای آتی اقتصاد کشور، اثرگذاری منفی داشته‌اند. البته که طیف متنوعی از عوامل و محرک‌ها نیز به‌عنوان ریشه‌های اصلی این مشکلات مطرح می‌شوند و ذهن بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران را به خود مشغول کرده‌اند. با این همه، یکی از مهم‌ترین مشکلات اقتصاد ایران، موضوع فرار سرمایه است.

    خروج ۱۷۰ میلیارد دلار سرمایه از ایران طی ۱۶ سال

    بر اساس آمارهای بانک مرکزی، ایران در طی دو دهه اخیر با روند قابل‌توجهی از فرار سرمایه روبه‌رو بوده، طوری‌که در فاصله میان سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹، بیش از ۱۷۰ میلیارد دلار سرمایه از ایران خارج شده است. واکاوی داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد که در نیمه نخست سال ۱۴۰۲، خالص حساب سرمایه به منفی ۱۵ میلیارد و ۳۷۸ میلیون دلار رسیده است. این عدد، بالاترین میزان خروج سرمایه از کشور در دهه اخیر محسوب می‌شود.

    دلایل اصلی فرار سرمایه از ایران چیست؟

    • اوج‌گیری نااطمینانی‌ها در اقتصاد ایران یکی از مهم‌ترین دلایل تشویق سرمایه‌ها به خروج از کشور است. بی‌ثباتی ریال و افزایش مدام و دوره‌ای قیمت ارز باعث می‌شود تا مردم سرمایه خود را به ارزهای باثبات‌تر تبدیل کنند. در عین حال، تغییر مداوم قوانین و دستورالعمل‌ها و مقررات در حوزه اقتصادی در ایران، عملا آینده را برای طیف‌های قابل‌توجهی از افراد پیش‌بینی‌ناپذیر می‌کند و خروج سرمایه از کشور را تشویق می‌کند. ورای همه این‌ها، تورم مزمن در اقتصاد ایران و کاهش ارزش پول ملی نیز در این معادله ایفای نقش جدی دارد.
    • یکی دیگر از مؤلفه‌هایی که در نوع خود موجب تشویق خروج سرمایه‌ها از ایران می‌شود، بی‌اعتمادی به نظام بانکی است به‌طور خاص در حوزه سود بانکی، این نکته قابل مشاهده است که نرخ سود پرداختی بانک‌ها از نرخ تورم به نحو ملموسی پایین‌تر است. در عین حال، در ایران به‌ویژه در حوزه نظام بانکی و مالی، محدودیت دسترسی به ارزهای خارجی وجود دارد که این مسائل در کنار یکدیگر، روند خروج سرمایه از ایران را تشویق می‌کنند.
    • تحریم‌های بین‌المللی نیز در تشریع روند خروج سرمایه از ایران مؤثر هستند. به‌طور خاص، مسدود شدن مسیرهای قانونی انتقال پول و دسترسی محدود به نظام بانکی جهانی (سوئیفت) و همچنین دشواری در تجارت خارجی و واردات مواد اولیه و فناوری نیز مزید بر علت است تا روند خروج سرمایه‌ها از ایران فزاینده و جدی باشد.
    • یکی از موضوعاتی که افراد را به خارج کردن سرمایه‌هایشان از ایران تشویق می‌کند، این است که به‌عنوان مثال آن‌ها از طریق سرمایه‌گذاری در یک کشور دیگر (نظیر پرتغال، ترکیه و کانادا)، امکان دریافت اقامت آن کشور را نیز دارند. در عین حال، افراد از این رهگذر می‌توانند به بازارهای قابل‌پیش‌بینی‌تر دسترسی داشته باشند.
    • ورای همه این‌ها، تشدید تنش‌های سیاسی و اقتصادی علیه ایران نیز سبب می‌شود تا نوعی ترس از آینده در افراد شکل بگیرد، و این مسئله خود، آن‌ها را تشویق به خروج سرمایه‌هایشان از کشور و ساختن یک زندگی موازی در کشوری دیگر می‌کند.

    روش‌های خروج سرمایه از ایران

    • خرید ملک در خارج از ایران در کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، گرجستان، قبرس و یونان. ایرانیان از طریق خرید ملک در این کشورها هم سرمایه خود را خارج می‌سازند و هم اقامت می‌گیرند.
    • افراد با ثبت شرکت در دیگر کشورها نظیر عمان، ترکیه و ارمنستان و انتقال سرمایه به آن، سرمایه خودشان را به‌صورت رسمی از ایران خارج می‌سازند. البته که از این روش برای دریافت اقامت و انتقال دارایی به نام شخص حقوقی نیز استفاده می‌شود.
    • استفاده از رمزارزهایی نظیر بیت‌کوین، اتریوم و سایر ارزهای دیجیتال نیز برای دور زدن تحریم‌ها و انتقال سرمایه مورد استفاده قرار می‌گیرد. این شیوه مخصوصاً در سال‌های اخیر که شاهد اوج‌گیری بازار رمزارزها بوده‌ایم، ابعاد جدی‌تری به خود گرفته است.
    • یکی از راه‌هایی که افراد از طریق آن اقدام به خروج سرمایه از کشور می‌کنند، خروج فیزیکی ارز در قالب مسافرت است. در این چهارچوب، افراد با مسافرت‌های مکرر، دلار، یورو و یا درهم را از کشور خارج می‌کنند. این کار با استفاده از محدودیت سقف خروج ارز (مثلاً ۵ هزار یورو)، به‌صورت چندمرحله‌ای صورت می‌گیرد.
    • یکی دیگر از راه‌های انتقال سرمایه به خارج از ایران، خرید دارایی‌های لوکسِ قابل انتقال به خارج از ایران و نقد کردن آن‌ها در دیگر کشورها است. در این رابطه به‌طور خاص می‌توان به طلا و جواهرات، آثار هنری، و ساعت‌های گران‌قیمت اشاره کرد.

    چگونه باید با فرار سرمایه مقابله کرد؟

    برای مقابله با روند فزاینده و مزمن خروج سرمایه از ایران، سخت‌گیری‌های قانونی لزوماً راهگشا نیست و باید طیفی از اقدامات و سیاست‌ها را در بلندمدت در پیش گرفت تا از بحرانی‌تر شدن ابعاد چالش مذکور جلوگیری شود.

    • ثبات در سیاست‌های اقتصادی و ارزی باید در دستور کار تصمیم‌سازان اقتصادی ایران باشد. تثبیت نرخ ارز و کاهش نوسانات شدید با سیاست‌های پولی شفاف و مستقل باید مورد توجه باشد. شکاف میان نرخ ارز رسمی و آزاد که انگیزه خروج سرمایه از ایران را تقویت می‌کند باید به نحوی جدی مورد توجه قرار گیرد. در عین حال، شفاف‌سازی سیاست‌های مالیاتی، بانکی و تجاری هم باید مورد توجه باشد؛ به‌نحوی که پیش‌بینی‌پذیری سیاست‌ها و چهارچوب‌ها ممکن باشد.
    • تعریف مشوق‌های سرمایه‌گذاری در داخل از سوی نظام حکمرانی اقتصادی کشور باید مدنظر باشد. به‌طور خاص، تسهیلات مالیاتی برای پروژه‌های تولیدی و فناورانه باید مورد توجه باشد. زمینه‌های لازم برای شراکت مردم در پروژه‌های ملی باید فراهم شود و بازدهی واقعی سرمایه‌گذاری داخلی در برابر تورم هم باید روشن و ملموس باشد.
    • مهار مهاجرت سرمایه انسانی، چه نخبگان و چه متخصصان، می‌تواند به نحو ملموسی از روند خروج سرمایه از ایران جلوگیری کند. ارائه فرصت‌های شغلی رقابتی برای جلوگیری از مهاجرت و خروج سرمایه بسیار مهم است. در عین حال، تا جای ممکن باید از کسب‌وکارهای نوآورانه نیز حمایت شود.
    • بهره‌گیری از دیپلماسی و تضعیف نظام تحریمی علیه ایران نیز می‌تواند تا حد زیادی فشارهای اقتصادی علیه ایران را کاهش دهد و جذابیت ماندن سرمایه‌ها در این کشور را بیشتر کند. بایستی مسیرهای قانونی تجارت با کشورهای مختلف جهان نیز باز شود. در عین حال، تا جای ممکن باید بسترهای مساعد برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی از طریق ارائه تضمین‌های حقوقی و شفاف نیز فراهم شود.

    اصلاح شیوه حکمرانی؛ پیش‌نیاز مقابله با فرار سرمایه

    بدیهی است که انفعال در مقابله با روند فزاینده خروج سرمایه از ایران، در آینده‌ای نه‌چندان دور می‌تواند سناریوهای نامساعدی را برای کشورمان نوید دهد و سطح و گستره بحران خروج سرمایه‌ها از ایران را به نحو ملموسی وخیم‌تر کند.

    فرسایشی شدن بحران فرار سرمایه‌ها از ایران و فقدان ابتکارهای فعال برای مقابله با این روند، سال‌به‌سال ماهیت این بحران را جدی‌تر می‌کند. از این‌رو، یکی از پیش‌نیازهای اصلی مقابله با این بحران، اصلاح جنس نگرش و گفتمان نظام حکمرانی در مواجهه با اصل صورت مسئله و مشکل است.

  • آمار هولناک مشاور پزشکیان از کاهش درآمد ارزی تا ارزش دلار بورس

    آمار هولناک مشاور پزشکیان از کاهش درآمد ارزی تا ارزش دلار بورس

    به گزارش اقتصادران، حجت میرزایی با اعلام این مطلب در توضیح شرایط پیش روی شکور تاکید کرد: مثل این می‌ماند که سوال کنید در جزیره بسته که هیچ ارتباطی با دنیا ندارد، می‌شود زندگی کرد؟ در آن‌جا روز به روز افراد گرسنه‌تر، فقیرتر، خشن‌تر و ناامیدتر می‌شوند. یعنی می‌شود زنده ماند، ولی زندگی نمی‌شود کرد. همچنان که در ۱۲ سال گذشته، از سال ۹۱ که تحریم‌ها شروع شد، ما هر روز فقیرتر و فقیرتر شدیم و هر روز امیدمان کمتر شده است و چشم‌اندازی برای ما نیست. البته در یک مقطعی مذاکرات انجام شد، برجام شکل گرفت و دست‌کم ۴ سال فضای نسبتا خوبی شکل گرفت. نتایج آن را هم دیدیم؛ مثل کاهش تورم تا ۸ درصد و رشد اقتصادی متوسط حدود ۵ درصد، حس امید و شروع مجدد سرمایه‌گذاری‌های خارجی، راه افتادن پروژه‌های سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و بخش عمومی و همین‌طور راه افتادن طرح‌های زیرساختی. ما همه این‌ها را تجربه کردیم، اما با بازگشت مجدد تحریم‌ها، سیل خیلی تندتری از آثار تحریم را تجربه کردیم.

    مشاور اقتصادی پزشکیان، کاندیدای چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری گفت: واقعیت این است که در ۱۲ سال گذشته درآمد ارزی ما از ۱۲۰ میلیارد دلار به حدود ۴۰ میلیارد دلار رسیده است. البته در سال‌های اخیر تا حدی مجاری صادرات نفت باز شد، آن هم نه به‌خاطر این‌که ما خیلی موفق بودیم، به‌خاطر این‌که شرایط دنیا بعد از جنگ روسیه و اوکراین، در حوزه تامین انرژی خیلی نگران‌کننده بود، یعنی غربی‌ها راهی جز این‌که اجازه دهند ما نفت بیشتری بفروشیم، نداشتند؛ اما به چه قیمتی!؟ خودشان رسما اعلام کردند ۳۰ درصد کمتر از قیمت رقابتی در بازار ایران. از سوی دیگر، بازگشت آن پول به‌طور معمول با هزینه ۳ تا ۵ درصدی همراه بود؛ اما بازگشتی که به طور انحصاری از کشور و توسط شرکت‌های خاصی باید انجام شود و یا از طریق تراستی‌ها انجام شود که ریسک خیلی بالایی را ایجاد می‌کند و به‌شدت پرمفسده است.

    او افزود: تقریبا تمام چیزهایی که امروز می‌بینیم، مثل تخریب ناگهانی بورس، از همین شرایط نشات می‌گیرد. در سه سال اخیر ارزش دلاری بورس از حدود ۴۰۰ به ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده و تقریبا یک‌سوم شده است. از سوی دیگر، به خاطر این‌که نتوانستیم و یا نخواستیم تحریم را برداریم، ارز به یک قیمت مبنا تبدیل شده و این قیمت مبنا، تورم را تقریبا تا ۲ برابر بالا برده و این مبنا شدن باعث شده که ما با جهش‌های ناگهانی ارز مواجه شویم. آن کالاهایی هم که فکر می‌کردند ربطی به ارز ندارد، مثل مرغ و گوشت و…، جهش‌های عجیب ۸ برابری پیدا کردند؛ ۸۰۰ درصد رشد در قیمت‌ها.

    میرزایی توضیح داد: از همه بدتر این‌که با این تحریم و این سازوکاری که ناشی از تحریم شکل گرفت، ما با خروج سرمایه بزرگی مواجه شدیم؛ به طوری که تقریبا سالانه ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار خروج سرمایه اتفاق افتاد؛ آن هم به خاطر همین سازوکارهای تراستی و ناامیدی‌ای که وجود داشت و صاحبان سرمایه هیچ چشم‌اندازی نداشتند. براساس گزارش‌های رسمی در سال ۱۴۰۲ در حدود ۲۰ میلیارد دلار ارز از ایران فرار کرده و حدود ۱۷ میلیارد دلار کسری تراز تجاری داشتیم و این رقم نسبت به سال قبل از آن که ۵ میلیارد دلار بود، تقریبا ۳.۵ برابر شده است.

    او گفت: از آن طرف، تحریم‌ها در ۱۲ سال گذشته دست‌کم ۳۰ درصد سفره مردم و قدرت خرید مردم را کوچک‌تر و طبقه متوسط را با فروپاشی مواجه کرده است. همچنین گروه‌هایی از خانوارها، به خصوص خانوارهای روستایی و نیز خانوارهایی که در بخش رسمی کار نمی‌کنند و به عبارتی کارگر یا کارمند رسمی هیچ سازمان دولتی یا شبه‌دولتی نیستند، سقوط قدرت خرید آن‌ها بسیار بیشتر از بقیه بوده است.

    وی ادامه داد: این‌که گفتم ما یک مرگ تدریجی را در سایه تحریم‌ها داریم تجربه می‌کنیم، یک بخش آن، این است که از تمام مسیرها و کریدورهای تجاری بین‌المللی که همه از اطراف کشور ما رد می‌شود، جدا افتادیم و به چاله‌ای تبدیل شدیم که عضو هیچ‌کدام از این کریدورهای موثر تجاری و مالی دنیا نیست. ما عضو برخی از سازمان‌های بین‌المللی و توافق‌نامه‌ها مثل بریکس و شانگهای شدیم که تقریبا همه، نتیجه پیگیری‌های دیپلماتیک دولت قبل بوده است. مثالی می‌زنم. ما یک توافق‌نامه تجاری با اوراسیا داریم که تعرفه‌ها را کاهش دادند و تجدیدنظر کردند، اما تجارت ما با اوراسیا به زحمت به ۱.۵ میلیارد دلار می‌رسد.

    او گفت: مساله اصلی این است که گروهی امروز می‌گویند ما همچنان تحریم‌ها را دور می‌زنیم و همچنان می‌خواهیم در اقتصاد تحریمی زندگی کنیم. راه‌حل‌هایشان هم این است که ما با افغانستان، ترکمنستان و روسیه تجارت می‌کنیم، پلتفرم خودرو روسی می‌آوریم و حرف‌های فضایی می‌زنند. اصلا صادرات ما در اوج به کل اوراسیا به زحمت به ۱.۵ میلیارد دلار می‌رسد؛ بعد می‌گویند ۱۱ میلیارد دلار می‌خواهیم صیفی‌جات به ترکمنستان و روسیه صادر کنیم. به تعبیر مرحوم ترکان، این حرف‌ها نشان می‌دهد که این‌ها عدد نمی فهمند و نمی‌دانند ۱۱ میلیارد دلار یعنی چه؟ اصلا کل صادرات کشاورزی ما چقدر است که ما ۱۱ میلیارد دلار صیفی‌جات، آن هم فقط به بازار خاص داشته باشیم.