برچسب: فاصله طبقاتی

  • ایران، بهشت ثروتمندان! / از جای خالی عدالت مالیاتی تا درآمدهای هنگفت از قاچاق

    ایران، بهشت ثروتمندان! / از جای خالی عدالت مالیاتی تا درآمدهای هنگفت از قاچاق

    به گزارش اقتصادران، باتوجه به‌ثروت‌های طبیعی ایران و همچنین راه‌های تجاری که می‌تواند کشور را از این فقر گسترده نجات دهد ولی هر روز با افزایش تورم سفره اکثریت جامعه کوچک‌تر شود. در حالی فقر اجازه زندگی باکیفیت به طیف‌های گسترده‌ای را نمی‌دهد ولی در سوی دیگر طبقاتی هستند که باتوجه به‌دارایی‌های قانونی و غیرقانوی و در اختیار داشتن بیشترین سهم از ثروت کشور در آرامش کامل و بدون پرداخت مالیات‌های عادلانه به ثروت‌اندوزی ادامه می‌دهند. برعکس شعارها و آرمان‌های جمهوری اسلامی، تاکنون حاکمیت نتوانسته تقابلی با آنها داشته باشد و همین باعث شده تا برج‌ها و ویلاهای‌شان افزایش پیدا کند. حتی برخی معتقدند دولت‌ها به‌نوعی نقش حمایتی از طبقه ثروتمند دارند. همانطوری که در ادامه اشاره خواهیم کرد دولت چهاردهم تلاش‌هایی را برای این مهم انجام داده و باید ببینیم آیا پزشکیان می‌تواند دریافت مالیات از ثروتمندان را عملیاتی کند یا خیر.

    یکی از تصمیمات مهم دولت چهاردهم برای سال آینده، افزایش صددرصدی معافیت مالیاتی حقوق‌بگیران است. بر اساس اعلام «عبدالناصر همتی»، وزیر اقتصاد، این معافیت از دوازده میلیون تومان در ماه به بیست‌وچهار میلیون تومان درماه افزایش یافته است و به‌تصویب نهایی رسیده است. این اقدام می‌تواند تا حدی فشار بر قشر حقوق‌بگیر را کاهش دهد و بهبود نسبی در توزیع درآمد ایجاد کند.

    جای خالی عدالت مالیاتی

    چالش‌های ثروتی در کشوری مانند ایران، نتیجه مستقیم تورم، قاچاق و نظام مالیاتی است که روی «مالیات بر درآمد» متمرکز بوده است. افزایش معافیت مالیاتی حقوق‌بگیران برای سال 1404 گامی مثبت است، اما این تغییر به‌تنهایی برای بهبود وضعیت کارمندان، کارگران و مزدبگیران کافی نیست بلکه برای ایجاد «عدالت اقتصادی»، باید مالیات بر ثروت جایگزین مالیات بر درآمد شود و منابع مالیاتی از افراد و گروه‌هایی که از نابرابری اقتصادی بهره‌مند شده‌اند، تامین گردد. این رویکرد می‌تواند به کاهش نابرابری و تقویت رفاه عمومی کمک کند و همچنین با افزایش مالیات از اقشار ثروت‌مند زیرساخت‌های مناطق کم‌برخوردار را می‌توان تامین کرد، برنامه‌ای که بسیاری از کشورهای توسعه یافته از سال‌ها قبل این مورد را در دستور کار قرار داده‌اند و همچنان هم مشاهده می‌کنیم این سیاست‌ها توانسته از گسترش آسیب‌های اجتماعی جلوگیری کند.

    چرایی افزایش مالیات ثروتمندان

    درصد پایین دریافت مالیات از اقشار برخوردار در ایران باعث شده تا بگویند ایران بهشت ثروتمندان است. درحالی‌که معافیت مالیاتی حقوق‌بگیران تصمیم مثبتی از سوی دولت محسوب می‌شود در ادامه برای کاهش شکاف عمیق ثروت، نیاز داریم تا مالیات‌ها بیشتر به سمت ثروتمندان هدایت شود تا فشار این بار بر روی طبقات کم‌برخوردار تاثیر کمتری داشته باشد. افرادی که از تورم، قاچاق، مافیا و مالکیت‌دارایی‌های کلان به ثروت‌های عظیم رسیده‌اند، باید سهم منصفانه‌ای از درآمد و دارایی خود را به دولت پرداخت کنند، سیاستی که سال‌هاست در ایران قرار است اجرایی شود ولی هر بار با نفوذ مافیای ثروتمندان، معلق می‌ماند.

    درآمدهای نجومی از قاچاق

    قاچاق وارداتی و صادراتی همچنین به عامل کلیدی دیگری در تشدید نابرابری تبدیل شده است. افرادی از این طریق به درآمدهای میلیون‌دلاری دست یافته‌اند نه‌تنها خارج از چارچوب اقتصاد رسمی کشور آزادانه به فعالیت خود ادامه می‌دهند بلکه به واسطه فعالیت در اقتصادزیرزمینی نمی‌توان مالیات آنها را به‌درستی بررسی کرد. این ثروت‌های غیرقابل‌پیش‌بینی به شدت نظم اقتصادی کشور را مختل کرده‌اند. اگر چه نمی‌توان از معاملات پشت‌پرده آنها مالیاتی دریافت کرد ولی مالیات بر املاک و دارایی‌ها یکی از روش‌های دریافت مالیات از این طیف است.

  • فاصله فقرا و ثروتمندان بیشتر شد / طبقه متوسط آب رفت

    فاصله فقرا و ثروتمندان بیشتر شد / طبقه متوسط آب رفت

    به گزارش اقتصادران، اطلاعات تازه‌اي كه توسط مركز آمار ايران منتشر شده نشان از افزايش اختلاف طبقاتي بين خانوارها در سال 1403 دارد. اين اطلاعات كه در قالب شاخص «ضريب جيني» ارائه شده كه شاخصي رياضي است كه بين صفر و يك تعريف مي‌شود و هر چه به يك نزديك‌‌تر باشد، شكاف درآمدي بالاتري را نشان مي‌دهد.  گزارش مركز آمار ايران حاكي است ضريب جيني شهرها از 36.96 درصد به 38.2 درصد افزايش يافته است. در مقابل، اين ضريب در روستاها از 36.43 درصد به 35.83 درصد اُفت كرده است. بنابراين، در يك نتيجه‌گيري ساده ‌شده مي‌توان اين طور برداشت كرد كه اختلاف طبقاتي و نابرابري درآمدي در طول سال گذشته نسبت به سال 1401 در شهرها بيشتر شده اما در روستاها كاهش يافته است. ضريب جيني در سال 1401 برابر با 38.77 درصد بوده در حالي كه در سال گذشته به 39.79 درصد رسيده است. به عبارت ديگر، ضريب جيني در كل كشور تقريبا يك واحد درصد افزايش را فقط در سال گذشته تجربه كرده است.

    نگاهي به ضريب جيني در 40 سال گذشته
    روند ضريب جيني كشور از سال ۶۳ تا ۱۴۰۲ نشان مي‌دهد بيشترين ضريب جيني و نابرابري اقتصادي در سال ۱۳۶۳ و معادل ۴۹.۹۱ واحد بوده است. در ادامه اين متغير يك كاهش شديد را تا سال ۶۵ داشته و روند ضريب جيني از سال ۶۵ تا ۸۶ تقريبا با ثبات پيش رفته است.

    اين ضريب از سال ۸۶ تا ۹۲ كاهش شديدي را تجربه كرده به ‌طوري كه در سال ۹۲ به كمترين سطح در ۴۰ سال اخير رسيده است. آمارها نشان مي‌دهد ضريب جيني در اين سال معادل ۳۶.۵ بوده و گوياي بهترين وضعيت درآمدي براي آحاد جامعه بوده است.

    سپس از سال ۹۲ تا ۹۷ ضريب جيني افزايش يافته و به ۴۰.۹۳ رسيده است. اين قله در سال ۹۷ ماندگار نبوده و روند صعود آن در سال ۹۸ شكسته شده است. پس از آن ضريب جيني وارد كانال نزولي خود شده و تا سال ۱۴۰۱ كاهش پيدا كرده است به‌ طوري كه در سال ۱۴۰۱ در سطح ۳۸.۷۷ قرار داشته است.

    تا اينكه ضريب جيني در سال گذشته روند بهبود نابرابري در كشور به شرايط قبل بازگشت و با افزايش ضريب جيني، ميزان اختلاف طبقاتي در سال ۱۴۰۲ بالاتر از دو سال پيشين خود يعني ۱۴۰۱ و ۱۴۰۰ قرار گرفت.
    حالا با تازه‌ترين آمارها نيز مشخص شده ضريب جيني وضعيت بدتري پيدا كرده و اختلاف طبقاتي بيشتر شده است.

    تاييد افزايش فقرا
    آمارهاي تازه از افزايش ضريب جيني و به عبارتي، بيشتر شدن فاصله طبقاتي ميان ايراني‌ها در حالي منتشر مي‌شود كه ارديبهشت ماه امسال، مركز پژوهش‌هاي مجلس در گزارشي عنوان كرده بود كه «بعد از سال 1396 حدود 50 درصد نسبت به گذشته به جمعيت فقراي كشور افزوده شده‌ است.»

    در اين گزارش آمده بود كه «خط فقر در سال‌هاي ۱۴۰۰ به بعد با افزايش بيشتري نسبت به انتهاي دهه ۹۰ مواجه شده، به‌ طوري كه دامنه آن نيز غيرفقرا يعني طبقه متوسط را نيز در برگرفته است. داده‌ها نشان مي‌دهند كه نرخ خط فقر درسال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱ با رشد بيش از ۶۸ درصدي مواجه شده و تأمين درآمد براي طبقه متوسط و كارگر را سخت كرده است.»

    شكاف فقر چيست؟
    شكاف فقر، شاخصي است كه نشان مي‌دهد فاصله غيرفقرا با خط فقر چقدر است. اين شاخص از دو جنبه قابل تفسير است؛ نخست آنكه سطح رفاه غيرفقرا چقدر بوده و احتمال افزايش جمعيت فقير در كشور چقدر بالاست. دوم اينكه از نگاه بودجه‌اي، غيرفقرا تا چه اندازه ظرفيت پرداخت ماليات براي مخارج عمومي را دارند تا صرف سياست‌هاي مقابله با فقر شود.

    شكاف فقر تا سال ۹۷ تقريبا ثابت بوده و سطح نزولي بسيار كمي داشته است. تا پيش از سال ۹۷ غيرفقرا به‌طور ميانگين ۱.۸ برابر خط فقر درآمد داشته‌اند. بعد از سال ۹۷ و با شروع تحريم‌ها، وقوع تورم‌هاي بالا و كاهش شديد ارزش پول ملي، وضعيت رفاه غيرفقرا و فقرا افت شديدي داشته است.

    اين افت در خصوص غيرفقرا به نحوي بوده است كه اين گروه به صورت ميانگين حدود ۱.۶ برابر خط فقر درآمد داشته‌اند؛ بنابراين در سال‌هاي اخير رفاه طبقه متوسط نيز افت شديدي پيدا كرده است. در پي اين رخداد غيرفقرا به خط فقر نزديك‌تر شده و احتمال ورودشان به زير اين خط افزايش يافته است.

    طبقه متوسط آب رفته است
    گزارش ديگري كه توسط معاونت بررسي‌هاي اقتصادي اتاق تهران توليد شده است عنوان شده كه «اندازه طبقه متوسط ايران از سال 1391 تا 1398 به‌طور سالانه 11درصد كوچك‌تر شده است.» اين آمار به آن معناست كه «اگر تحريم‌هاي اقتصادي بين‌المللي كه در سال 2012 ميلادي توسط امريكا و اتحاديه بر ايران تحميل شد، وجود نداشت، طبقه متوسط ايران سالانه 11درصد رشد مي‌كرد.»

    اين در حالي است كه در سال 2019 ميلادي ميزان كوچك‌تر شدن طبقه متوسط در ايران به بيش از 20 درصد رسيده كه اين نشان مي‌دهد تحريم‌هاي تحميلي با گذشت زمان روند كاهشي طبقه متوسط در ايران را تشديد كرده و افراد بيشتري را از طبقه متوسط به دهك‌هاي درآمدي پايين‌تر سوق داده و مهاجرت طبقه متوسط رو به بالا را افزايش داده است.

    ضريب جيني «همه ‌چيز» نيست
    البته اين موضوع را بايد اضافه كرد كه كاهش ضريب جيني به خودي خود به معناي كاهش فقر نيست. ضريب جيني فقط شاخصي است كه گوياي ميزان اختلاف طبقات جامعه از نظر درآمدي بوده و به ‌طور كامل نمي‌تواند حاكي از كاهش فقر باشد. به بيان ساده‌تر ممكن است همراه با فقير‌تر شدن جامعه ضريب جيني كاهش يابد و اصطلاحا مردم در فقر با هم برابر‌تر شوند.

    به ‌طور مثال ممكن است دولت‌ها با افزايش نرخ انرژي، بخشي از منابع حاصل از آن را به صورت «يارانه نقدي» به مردم بازپس بدهند. كاري كه بيش از 15 سال است كه در حال انجام است و همواره پس از شوك حاصل از افزايش قيمت بنزين، دولت‌ها تلاش كرده‌اند مبلغي را به عنوان يارانه به صورت نقدي به مردم بدهند. با اين اقدام، ممكن است ضريب جيني هم كاهش پيدا كند. چون به هر حال پول بيشتري در اختيار مردم قرار گرفته و طرف عرضه تحريك شده است.

    اما در ميان مدت و حتي درازمدت، با افزايش تورم حاصل از شوك درماني و واكنش نشان دادن اجزاي اقتصاد به اين شوك، مبلغ يارانه نقدي نيز عملاً خنثي شده است. تير خلاص بر اين گونه اقدامات حمايتي نيز با نوسان‌هاي ارزي رخ مي‌دهد كه به كاهش ارزش پول ملي مي‌انجامد. به اين موضوع نگاه كنيد كه يارانه نقدي در هنگام تولد (سال 1385) بالغ بر 46 دلار ارزش داشت و در حال حاضر به كمتر از 6 دلار رسيده است.