برچسب: عیسی بزرگ زاده

  • مافیای سدسازی وجود دارد یا نه؟ / بزرگ‌زاده: تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است

    مافیای سدسازی وجود دارد یا نه؟ / بزرگ‌زاده: تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است

    به گزارش اقتصادران، بیست استان ایران از سی و یک استان رنگ باران را به خود ندیده‌اند . اوضاع سدها در بدترین وضعیت ممکن است و آب حالا هم‌نشین واژه‌ی بحران شده است. سخنگوی صنعت آب درباره‌ی شرایط سخت آبی توضیح داد و تاکید کرد: ایرانیان به دلیل کم‌آبی این منطقه همواره مهندسان خوبی در حوزه‌ی آب بوده‌اند. وی یکی از مهمترین دلایل بحران آب در کشور را ضعف مدیریت ، قوانین متناقض و نبود ابزار برای اجرای قوانین کارامد می‌داند و با تاکید بر اینکه ۷۵ درصد ایران در حال حاضر با تنش آبی روبه‌روست، می‌گوید: ما در ۲۴ استان و ۵۳ شهر با تنش آبی مواجه هستیم.

    مشروح مصاحبه با عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب درباره‌ی ماجرای سدسازی‌ها در کشورهای همسایه و تاثیر آن بر وضعیت آبی ایران پیش روست. پیش‌تر وی در خصوص شرایط بحرانی پاییز توضیح داد و تاکید کرد: تا دی ماه باران در راه نیست. او معتقد است در هفتاد سال گذشته ایران مسیر اشتباهی را برای توسعه انتخاب کرد و چاره‌ای جز بازگشت به توسعه‌ی پایدار نیست. وی صراحتا انتقاداتی را نسبت به وضعیت مصرف آب کشاورزی اعلام کرد. مشر وح مصاحبه با عیسی بزرگ‌زاده در کافه خبر خبرآنلاین پیش روست.

    *آقای بزرگ‌زاده اخبار نگران‌کننده‌ای درباره‌ی وضعیت آب‌های مرزی در ایران به گوش می‌رسد. از سدسازی‌های وسیع در ترکیه تا سدسازی در افغانستان که می‌تواند آب شرب بیش از دو میلیون نفر را در شرق با خطر روبه‌رو کند. آیا مذاکراتی با همسایگان دراین زمینه صورت گرفته است؟

    *در مورد وضعیت سدسازی در ترکیه و تاثیر آن بر ایران توضیح بیشتری بدهید. بررسی‌ها نشان می‌دهد ۱۴ سد روی فرات، ۸ سد روی دجله و ۱۸ نیروگاه برق‌آبی در این منطقه در حال احداث است که ورودی آب به دجله را ۵۶ درصد کاهش می‌دهد.

    ما مذاکراتی با کشور ترکیه و کشورهای اطراف در موضوعات مختلف داریم. مثلاً در خصوص ریزگردها جلسات خاصی را برگزار کردیم و بررسی شد که ریزگردها چه تبعات زیست محیطی برای ایران و خود آن کشورها دارد. اطلاع رسانی‌های لازم صورت گرفته و به هر حال باید به راهکارهایی برسیم.

    *در مورد هریرود چطور؟ افغانستان در حال ساخت سد بر این رود است.

    در مورد هریرود هم ما بارها موضع‌گیری کردیم که بهره‌برداری عرفی و حق‌آبه‌های تاریخی و نظام عرفی باید مورد توجه قرار گیرد.

    *اما بسیاری از کارشناسان هشدار می‌دهند ساخت سد هریرود می‌تواند تامین آب شرب دو میلیون نفر را در معرض خطر قرار دهد.

    ما به کشور همسایه اعلام کردیم که باید منافع جمهوری اسلامی ایران و منافع بهره‌برداران عرفی و تاریخی که در پایین دست هستند رعایت شود.

    *فکر می‌کنید امکان دستیابی به توافق در این زمینه هست؟

    به نظرم این امکان هست. به هر حال همکاران در وزارت امور خارجه و وزارتخانه‌هایی چون صنعت، معدن تجارت قرار است سبدی از منافع مشترک را تعریف کنند تا در ازای یک رابطه منطقی، امکان دستیابی به توافقی پایدار در این زمنیه وجود داشته باشد.

    *درباره‌ی سدسازی کشورها همسایه صحبت کردیم. حالا برسیم به سدسازی در ایران. آیا مافیای سدسازی در ایران وجود خارجی دارند؟

    عجب عبارت عجیبی! این عبارت اشاره دارد به پیمانکاران و مشاوران. من قطعا مخالف این تعبیر هستم چون مشاوران و پیمانکاران ایرانی در سخت‌ترین شرایط تحریمی حتی تحت فشار مالی و دریافت‌های نابهنگام، برای آبادانی ایران کار می‌کنند. این شرکت‌ها بر اساس نظامات قانونی تشکیل شرکت می‌دهند. با بی‌رحمی نباید این‌ها را مافیای سدسازی نامید. این‌ها برادران و خواهران ما هستند که دارند کسب و کار قانونی می‌کنند. اگر بگوییم برخی اراده‌های ناصواب در تولد برخی پروژه‌های اجرایی دخالت دارند، گزاره درست‌تر است. برخی از این ذی‌نفوذها که اتفاقا جزء پیمانکاران و فعالان این حوزه نیستند، در تعریف پروژه‌ها فشار می‌آورند و حتی در تعیین مشخصات فنی مثل ارتفاع سد و … هم ممکن است دعواهایی راه بیندازند. این‌ها واقعیت دارد. ما در برنامه‌ هفتم بندی را گذاشتیم با کمک دولت و سازمان برنامه و مجلس که بتوانیم در طرح‌هایی که این‌گونه تعریف شدند، بازنگری لازم را انجام دهیم.

    *این گروه ذی‌نفوذ چه کسانی هستند؟

    من نمی‌توانم در این مورد توضیح بدهم. هر کسی یک بررسی دقیق کند، متوجه می‌شود که این گروه چه کسانی هستند.

    *به این ترتیب برخی از سدهای احداثی هم قربانی همین شرایط شده‌اند و بدون توجیه فنی و اقتصادی ساخته شده‎اند.

    حتماً تعدادی سد هست که توجیهات فنی و اقتصادی لازم را ندارند، اما این مساله در برابر بارگذاری‌های بیش از توان منطقه هیچ است. برخی با نادیده گرفتن فشار به طبیعت و بارگذاری بیش از حد برای کشاورزی و … تنها موضوع سدسازی را پررنگ می‎کنند. این در حالی است که  نمی‌شود از اهمیت و نقش بسیاری از سدها غافل شد. به عنوان مثال اگر سد زاینده رود در فلات مرکزی نبود، بحران بسیار جدی‌تر می‌شد و امکان کاشت کاملا از بین می‌رفت. اگر سد دز در پایین دست حوزه نبود، اگر سد ارس روی رود ارس نبود، این مناطق با بحران روبه‌رو می‌شدند. حالا اگر بپرسید چرا دیگر سد زاینده‌رود جواب نمی‌دهد، می‌گویم چون در حوزه زاینده‌رود بیش از توان منطقه بارگذاری اتفاق افتاده است. توسعه در کشور باید محدود به امکانات و میزان تاب‌آوری باشد نه اینکه بدون توجه به ظرفیت‌ها برنامه تعریف کنیم.

    * شما پیش از این به احکام برنامه‌ی هفتم اشاره و ابراز امیدواری کردید با اجرای این احکام بحران آبی برطرف شود، حال آن‌که بررسی دقیق در این حوزه نشان می‌دهد که این برنامه نیز با تناقض‌های جدی و ماهیتی روبروست. به عنوان مثال در برنامه تاکید شده است بهره‌وری آب افزایش یافته و مصرف کاهش یابد اما همزمان افزایش تولید محصولات استراتژیک کشاورزی هدف‌گذاری شده است.

    به نظر من ایراد شما درست است. این دو موضوع ناقض هم هستند.

    *چه باید کرد؟

    ما مصمم هستیم که فصل هشتم که اهداف آبی را در بر می‌گیرداجرایی کنیم. در شورای عالی آب هم در حدی که از دست ما برمی‌آید توافق حاصل شده. ما حتی با دوستان در وزارت جهاد کشاورزی در مورد کاهش ۱۵ میلیارد متر مکعب آب با هدف رفع ناترازی‌ها توافق‌هایی در سطح ملی داشتیم. در کمیته تخصصی شورای عالی هم با بقیه‌ی دستگاه‌ها مثل سازمان برنامه، وزارت کشور، وزارت صنعت معدن تجارت و محیط‌زیست توافق کردیم و اسناد را برای استان‌ها ارسال کردیم اما حقیقت این است که چنین تناقضی وجود دارد ما در شورای عالی آب تلاش می‌کنیم آن چیزی که با اصول پایداری زیست بوم سازگار است را اجرایی کنیم.

    *تحریم از دو جنبه آب ایران را تحت فشار قرار داده است . یک جنبه محدودیت ورود تکنولوژی جدید به ایران است و دیگری کاهش منابع ارزی. در اثر این اتفاق افزایش کشت در ایران توصیه می‌شود و در نتیجه فشار به منابع آبی بیش از پیش افزایش می‌یابد. حالا بفرمایید بررسی دقیقی صورت گرفته است تا بدانیم تحریم با منابع آبی ایران چه کرد؟

     حتماً تحریم به منابع آبی ایران لطمه زده است. این تحریم‌ها تحریم‌های ظالمانه‌ای است. جمله‌ی من اصلا سیاسی نیست. من کارشناسی حرف می‌زنم. به عنوان یک کارشناس توسعه می‌پرسم چرا تحریم باید موضوعات زیست بومی را در بر بگیرد. به‌رغم این‌که می‌گویند مسائل محیط زیستی در شمول تحریم نیست ولی عملاً این اتفاق افتاده است. اصلی‌ترین آسیبی که تحریم‌ها وارد کرد این بود که در شرایطی قرار گرفتیم که خدمات آب‌پایه را به سختی به شهروندان ارائه می‌دهیم. بالاخره ما صادرات خدمات فنی مهندسی داشتیم، این همه مهندس خوب و پیمانکار و شرکت داریم که در مناقصه‌ها در کشورهای خارجی برنده می‌شوند اما نمی‌توانند کار بگیرند چون تحریم هستیم.  از آسیای میانه گرفته تا شمال آفریقا و آمریکای جنوبی و سریلانکا همین وضعیت است. همه‌چیز سخت شده است. تحریم‌ها به آب، توسعه و زیست‌بوم ایران ضربه زده است. این واقعیت انکارناپذیر است.

    *برخی معتقدند با توجه به حجم بالای مصرف آب و هدررفت آب در بخش کشاورزی، صرفه‌جویی در مصرف آب شهری چندان ثمری ندارد و همین موضوع انگیزه‌ها را از بین می‌برد. نظر شما چیست؟

    باید در این بخش موضع ایجابی داشته باشیم. این‌که بخش کشاورزی ما درگیر بحران است، به کنار اما باید توجه کرد که ما آب را از ده‌ها کیلومتر دورتر، از طالقان و لار و لتیان به تهران می‌اوریم و با هزینه‌ی گزاف تصفیه می‌کنیم و با سامانه‌های هیدرولیکی پیچیده و صرف انرژی و هزینه‌های گران‌ قیمت به تهران می‌رسانیم. این آب بسیار گران است و هزینه‌اش در اقتصاد ملی را نباید نادیده گرفت. صرفه‌جویی یا مصرف بهینه‌ی این آب یک ضرورت انکارناپذیر است.

    *میزان مصرف آب کشاورزی در استان تهران در قیاس با آب شرب چقدر است؟

    مصرف آب شرب یک و نیم میلیارد متر مکعب و مصرف آب کشاورزی حدود یک میلیارد و هشتصد میلیون مترمکعب است. مقایسه این دو نباید منجر به این شود که مصرف بهینه‌ی آب شرب را مورد توجه قرار ندهیم.

    *در حال حاضر مصرف آب کشاورزی در کل کشور چقدر است؟

    از ۹۲ میلیارد متر مکعب آب مصرفی در بخش کشاورزی، هشتاد میلیارد متر مکعب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود.

    *میزان مصرف آب در بخش کشاورزی چقدر باید کاهش یابد تا تعادلی برقرار گردد؟

    برآوردهای سختگیرانه و دست پایین نشان می‌دهد بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد آب در بخش کشاورزی هدر می‌رود. این میزان هدررفت صرفاً در بخش ضایعات محصولات کشاورزی است. برخی برآوردها این عدد را تا ۲۵ میلیارد متر مکعب افزایش می‌دهد. جالب است بدانید کل آب شرب مورد نیاز در کشور ۹ میلیارد و دویست میلیون متر مکعب است. یعنی بیش از دو برابر این میزان در بخش کشاورزی در حال هدر رفتن است. الان باید کارهای سنگینی انجام دهیم که رها کردیم. پس می‌شود هم مراقب امنیت غذایی بود و هم اصلاحاتی جدی در بخش کشارزی انجام داد. این کاری است که باید پیش از این بدان توجه می‌کردیم. همین حالا می‌شود با یک کشاورز ارومیه‌ای یا کشاورزی در حوزه زاینده‌رود یا کرمان یا شیراز یا هر کسی که از دشت‌های ممنوعه و بحرانی آب می‌کشد صحبت کنیم و بگوییم بیا فلان مزیت را بگیر و کشاورزی نکن.

    از نظر کارشناسی مصرف ۸۰ میلیارد متر مکعبی آب باید به حدود ۳۰ میلیارد یا حتی ۲۵ میلیارد متر مکعب کاهش یابد. طبق الگوها باید چهل درصد منابع آب تجدیدپذیر را مصرف کرد. میزان منابع آب تجدید پذیر در ایران صد میلیارد متر مکعب است و با این احتساب می‌شود چهل میلیارد مترمکعب اب را مصرف کرد. در این صورت ۲۵ تا ۳۰ میلیارد متر مکعب به بخش کشاورزی اختصاص پیدا می‌کند و  باقی برای صنعت و شرب و بهداشت باقی می‌ماند. طبق برنامه‌ریزی صورت گرفته نیز قرار است در افق ۱۴۱۱ مصرف آب به ۵۱ میلیارد متر مکعب برسد. در برنامه‌ی هفتم هم کاهش ۱۵ میلیارد متر مکعبی مصرف آب هدفگذاری شده است.

    *در سال ۲۰۲۰ آماری ارائه شده که نشان می‌دهد میزان بهره‌وری آب به ازای هر متر مکعب آب حدود ۳ دلار بوده است. الان آمارها چه عددی را نشان می‌دهد.

     فکر کنم حدود پنج دلار است.

    *متوسط جهانی چقدر است؟

    حدود بیست دلار. البته در کشورهای پیشرفته گاهش حتی به شصت دلار می‌رسد. نکته این است که با وجودی که کشور ما خشک و نیمه خشک و فراخشک است، اساساً قدر آب را نمی‌دانیم و از آب پول تولید نمی‌کنیم. از آب به میزان کافی شغل تولید نمی‌کنیم چون متاسفانه کشاورزی ما صنعتی نیست. به رغم این‌که برای جلوگیری و ممانعت از خشک شدن اراضی قانون داریم اما اراضی‌مان روز به روز کوچکتر و کوچکتر و کوچکتر می‌شود.

    *میزان تولید ماده‌ی خشک در ایران به ازای مصرف هر مترمکعب آب چقدر است؟

    میزان متوسط مصرف وفق اعلام وزارت جهاد کشاورزی، ۱.۳۹ کیلوگرم بر مترمکعب است.

    *متوسط این رقم در جهان و کشورهای توسعه‌یافته چقدر است؟

    طبق مستندات علمی خارجی، متوسط تولید به ازای یک مترمکعب آب حدود ۲.۵ کیلوگرم بر مترمکعب است.

    *هدف‌گذاری برای افزایش بهره‌وری صورت گرفته است؟

    در بررسی‌های ما بله ولی در اسناد خیر. به بنده به عنوان یک کارشناس می‌توانم به شما بگویم با این نرخ رشد چقدر باید آب مصرف شود. در نقشه راه هم محاسبات آمده اما مطلقاً این اقدامات کافی نیست. در حقیقت باید پس از تامین آب اجتماعی، یعنی آب مورد نیاز برای شرب و بهداشت و آب مورد نیاز زیست‌مندان، به مبحث آب اقتصادی ورود کرد. باید آب را به جایی بدهید که بیشترین شغل و بیشترین درآمد را برای ایرانی تولید کند. به این شکل مشخص کردیم چه میزان آب باید به بخش‌های مختلف داده شود. این تقسیم البته با نگاه دقیق به موضوع  امنیت غذایی است. این بررسی‌ها فنی است، کسی هم تاکنون مخالفت نکرده است. داریم تلاش می‌کنیم ابزارهای لازم را هم تامین کنیم. ببینید بحران آب این طور حل نمی‌شود که بخواهیم آب در دل کسی تکان نخورد. باید رنج اصلاح را بپذیریم، منظورم این است ما مدیران چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه و … باید این رنج را تحمل کنند. در این صورت دیگر امکانی برای مانور پوپولیسم آبی وجود ندارد چرا که طرح کوتاه‌مدت که روند توسعه‌ی پایدار را دچار خلل می‌کند خریداری ندارد.

    *چه تضمینی هست برخی برای خرید محبوبیت وعده‌هایی مغایر با این اصول ندهند؟

    وعده را می‌دهند. ما باید مردم را اگاه کنیم که نپذیرند. مثلاً من می‌خواهم محبوب شوم، می‌گویم برج آزادی را به روستایم خواهم برد. آگاهی رسانی مثل آفتاب یخ پوپولیسم را آب می‌کند. شما نقش رسانه‌هایی مثل خودتان را دست کم نگیرید. در ضمن باید از گزاره‌های عمومی عبور کنیم. این جمله که ما مشکل آب داریم، ما مشکل مدیریت داریم و … دیگر به درد این جامعه نمی‌خورد. من مشکلی با این حرف‌ها ندارم. مشکل من با ماندن در این سطح از حرف‌هاست. باید ابزار طراحی شود. راهی جز این نیست.

    *برخی از راهکارها مثل نصب پمپ در ساختمان‌ها خودش به یک بحران در درازمدت تبدیل نمی‌شود؟ به هر حال ما با کمبود برق مواجهیم و تجهیز ساختمان‌ها به پمپ آب می‌تواند مصرف برق را افزایش دهد.

     از نظر منطقی این اتفاق خواهد افتاد.  ولی به طور کلی با فشار شکن فشار آب را  کم می‌کنیم تا از این بحران عبور کنیم. تدوین مقرراتی برای ساخت و سازهای بلند مرتبه بسیار مهم است.

    *درباره‌ی کیفیت آب تهران توضیحی می‌دهید؟ هر سال در تابستان بحث نیترات در آب تهران داغ می‌شد اما امسال کمبود شدید آب مانع از طرح این موضوع شد.

     کیفیت خط قرمز ماست. ما آزمایشگاه‌های مستقر در کل کشور داریم و در سطح شهر نمونه‌گیری‌های ثابت و غیرثابت انجام می‌دهیم. خود من از آب شبکه شهری تهران استفاده می‌کنم و مطمئنم هیچ مشکلی در کیفیت این آب نیست.

    *پیش از این بارها بحث جداسازی شبکه‌ی آب شرب از آب ساحتمان مطرح شده بود. چنین طرحی وجود خارجی دارد؟

     در بسیاری از جاها منطقی نیست. ببینید دو سیستم بودن در کجا رخ می‌دهد؟ در جایی که شما دو منبع آبی دارید. یک منبع آبی پر حجم و کم کیفیت و یک منبع آبی کم حجم ولی با کیفیت.

    در تهران  ۲۳۰۰۰ کیلومتر شبکه‌ی آبی است. اصلا توجیهی ندارد بخواهید شبکه‌ی دوم را ایجاد کنید، چرا که باید به اندازه ۸۰ سال کل این سرمایه‌گذاری‌های ملی را دوباره انجام دهید اما برای شهرها و شهرک‌های جدید و مناطق جدید می‌شود این کار را انجام داد.

    *انتقال پایتخت از تهران می‌تواند به حل بحران آب تهران کمک کند؟

     خیلی سخت. آن‌چه تهران نیاز دارد ساماندهی ساخت و ساز است. میزان ساخت و ساز از مرزهای تاب‌آوری گذشته است. لازم است ساخت و ساز منوط به اثبات آب شود. حالا فرض کنید پایتخت هم منتقل شد، مگر چه تعداد جمعیت از ایران می‌روند. شما باید امکانات به شهرهای دیگر بدهید تا کسی راهی تهران نشود و مردم ترجیح بدهند از تهران بروند. حتی در کشورهایی که پایتخت سیاسی و اقتصادی فرق دارد، هم نتوانستند با این طرح مشکل را حل کنند. در ترکیه انکارا پایتخت سیاسی است و استانبول نیز به نوعی پایتخت است اما آن‌چه استانبول را نجات داد سخت‌گیری در حوزه‌ی ساخت و ساز است. در چین، آیا توسعه شهرهایی مثل شانگهای مشکلات پکن را حل کرد؟ یا در هند، آیا توسعه‌ کلکته و بمبئی فرصت نفس کشیدن به دهلی داد؟ این‌ها را باید مطالعه کرد اما سختگیری در ساخت و ساز و پافشاری بر محدودیت در این حوزه، امر اثبات شده‌ای است. برای نجات آبی تهران باید از همین نقطه شروع کرد.

    *این موضوع فعلاً در حد حرف است؟

    بله اما باید به قانون تبدیلش کرد.

  • اقتصاد نفتی؛ آب را هم بحرانی کرد / اگر می‌خواهید که آب از دل کسی تکان نخورد و مشکل آب حل شود؛ هیچ اتفاقی نمی‌افتد

    اقتصاد نفتی؛ آب را هم بحرانی کرد / اگر می‌خواهید که آب از دل کسی تکان نخورد و مشکل آب حل شود؛ هیچ اتفاقی نمی‌افتد

    به گزارش اقتصادران، مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران ضمن ابراز نگرانی نسبت به بارگذاری‌های آبی فراتر از تاب‌آوری معتقد است: بیشتر شهرهای بزرگ ایران باید حدود ۲ تا  ۳ میلیون نفر جمعیت داشته باشند.

    او با بیان اینکه  اگر قانون آب را بازتعریف نکنیم قافیه را باخته‌ایم، تاکید کرده که هر کسی که اصرار کند که با روش‌های ۳۰ سال پیش می‌توانیم ادامه دهیم، اشتباه می‌کند. بنده به عنوان کارگر آب می‌گویم که چنین چیزی ممکن نیست.

    سخنگوی صنعت آب در بخش اول عنوان کرده بود که به بحران کیفیت آب رسیده‌ایم و استفاده از ابزار تراکم‌فروشی را  راهی برای  نجات آب دانسته و خاطرنشان می‌کند: همین لحظه  زمان تغییر است….

    عیسی بزرگ‌زاده در بخش دوم گفتگوی خود  در مورد بحران آب  در کشور اینکه آیا سیاست‌گذاری‌های غلط منجر به این وضعیت شده است، اظهار داشت:  ایران همواره کشوری خشک و نیمه‌خشک و به‌طور کلی فراخشک بوده است. به جز نواحی در سلسله‌ کوه‌های البرز و زاگرس و بخش‌هایی از آذربایجان، ۷۵ درصد کشور در طبقه‌بندی اقلیمی خشک، نیمه‌خشک و فراخشک جای می‌گیرد.  در طول تاریخ با مشکل خشکسالی مواجه بوده و گذشتگان ما نیز با این مشکل دست و پنجه نرم کرده‌اند. البته آن‌ها ابزارهایی مانند قنات‌ها در آب زیرزمینی و سدها در آب سطحی برای مدیریت خشکسالی ایجاد یا توسعه داده‌اند؛ برخلاف تصور عمومی، ایرانیان سدسازهای بسیار خوبی بوده‌اند. ۵۰ درصد سدهای باستانی در ایران وجود دارد که از ۲۰۰۰ سال پیش تا دوره‌های اسلامی ساخته شده‌اند. این‌ها ابزارهایی بوده‌اند که ایرانیان برای زندگی در سرزمین خشک و نیمه‌خشک فراخشک خود نیاز داشته‌اند. مهندسان آب خوبی نیز در طول تاریخ داشته‌ایم. برخی از سامانه‌های هیدرولیکی باستانی مانند سامانه‌های هیدرولیکی چغازنبیل، تخت‌جمشید و عالی‌قاپو  نشان‌دهنده این است که در طول تاریخ مهندسان آب خوبی بوده‌ایم. اما در چند دهه گذشته، اتفاق دیگری رخ داده که وضعیت را به این شکل دچار کرده است.

    بارگذاری‌های آبی فراتر از مرزهای تاب‌آوری منابع محیط‌زیست و آب

    وی ادامه داد: با افزایش جمعیت، بارگذاری‌های آبی فراتر از مرزهای تاب‌آوری منابع محیط‌زیستی و آب رخ داده است.  حال آنکه بهره‌برداری از منابع محیط‌زیستی تا مرزهای تاب‌آوری، یعنی تا حدی که سالانه بتوانند خود را احیا کنند، مجاز است. اگر از آن فراتر برود، آن منبع محیط‌زیستی آسیب می‌بیند.می‌توان از جنگل‌ها، مرتع‌ها و رودخانه‌ها و آبخوان بهره‌برداری کرد اما اگر از مرزهای تاب‌آوری و احیا کنیم دیگر جبران نمی‌شود. متأسفانه این ملاحظه مهم در این چند دهه مدنظر قرار نگرفته است. ما جمعیت‌ها و فعالیت‌ها را به گونه‌ای استقرار داده‌ایم که در جاهایی که خشک و نیمه‌خشک هستند، کلان‌شهرهای زیادی شکل گرفته است.

    ولع هیات‌های حاکمه برای توسعه زادگاه‌هایشان؛ بلای جان آب شد

    مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران تصریح کرد: به کلان‌شهرهای بزرگ دنیا نگاه کنید؛ این شهرها معمولاً یا کنار رودخانه‌ها هستند یا در کنار دریا. شما نمی‌بینید که یک کلان‌شهر در کنار رودخانه‌هایی که در حد جوی هستند، شکل بگیرد. از قزوین تا کرج و تهران، همه از منابع مشترک استفاده می‌کنند که ما از آن به تهران آبی یاد می‌کنیم. یک جمعیت متمرکز در یک نقطه خاص، به عبارتی بزرگسری به وجود آورده است. در ۷۰ تا ۸۰ سال گذشته، بیشتر کسانی که در هیئت حاکمه بودند، از همین چند شهر تهران، تبریز، مشهد، اصفهان، کرمان، شیراز و یزد بودند فرصت‌های مختلف توسعه‌ای که در کشور رخ می‌داد، به‌طور آگاهانه یا غیرآگاهانه، به سمت زادگاه‌های خود بردند و آن مناطق را دچار فربگی توسعه کردند. این فربگی توسعه، خود را به‌صورت توسعه ناپایدار نشان داده است.

    وی با ذکر مثالی توضیح داد: اگر یک اتومبیل که آلودگی تولید می‌کند را به تهران بیاوریم، آلودگی آن از مرزهای تاب‌آوری عبور نمی‌کند اما اگر میلیون‌ها وسیله نقلیه را یکجا بیاوریم، انبوهی مشکلات محیط‌زیستی ایجاد می‌کند. در حال حاضر، در بیشتر نواحی شامل تهران، کرج و اطراف آن تا قزوین، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان و یزد با مشکل فربگی توسعه مواجهیم این مناطق غالباً دچار افزونگی توسعه و بارگذاری‌های آبی هستند که فراتر از توان تاب‌آوری محیط‌زیست  این مناطق بوده است.

    بزرگ‌زاده تنها راه‌حل را  کاهش بارگذاری دانست و ادامه داد: اگر من ۱۰ تا ۱۵ درصد اضافه وزن داشته باشم، می‌توانم با آن زندگی کنم، اما اگر سه برابر وزن معمول خودم باشم، نمی‌توانم حرکت کنم و زندگی روزمره‌ام فلج می‌شود. توسعه شهری و کانون‌های جمعیتی نیز همین‌گونه است. وقتی این همه افزونگی و بارگذاری آب داریم، راهی جز کاهش آن ندارییم تا بتوانیم خود را نجات دهیم.

    تمام کشور را به یک اندازه دوست داشته باشیم

    وی تاکید کرد: محصول این وضعیت، اضافه بارگذاری است. باید در گذشته توزیع فضایی را عادلانه‌تر انجام می‌دادیم و فرصت‌ها را در کشور پخش می‌کردیم. ما اصفهان، تبریز و مشهد مخصوصا تهران را تبدیل به شهر فرصت‌های استثنایی کرده‌ایم. هر کسی در جستجوی رفاه و درآمد بیشتر به سمت تهران سرازیر شده و نتیجه این شده است، باید به مسئله  توزیع عادلانه فضایی که با اصول میهن‌دوستی در تعامل است؛ توجه کنیم. باید تمام کشور را به یک اندازه دوست داشته باشیم و این دوست داشتن را در تصمیم‌گیری‌ها نشان دهیم.

    بیشتر شهرهای بزرگ ایران باید حدود ۲ تا  ۳ میلیون نفر جمعیت داشته باشند

    سخنگوی صنعت آب درباره اینکه آیا اگر سیاست‌گذاری‌های درستی داشتیم، امروز  شرایط به گونه‌ای بود که دغدغه‌ای از بحران آب نداشته باشیم؟ بله. در ۷۰ تا ۸۰ سال گذشته، با ورود ماشین به ایران، روش‌های استخراج آب تغییر کرد. اگر این موارد رعایت می‌شد و مرزهای تاب‌آوری در سیاست‌ها لحاظ می‌شد، مشکلات کمتر بود. من معتقدم بیشتر شهرهای بزرگ ایران باید در حدود دو تا سه میلیون نفر جمعیت داشته باشند.

    نیاز به دخالت دولت در امور مختلف نداریم

    وی درباره تاثیر بخش‌ی‌نگری و عدم هماهنگی نهادها  گفت: در ۷۰ تا ۸۰ سال گذشته، فضای تصمیم‌گیری آب بیشتر توسط دولت بوده است. برای هر نوع حکمرانی، سه نهاد اصلی دولت،  بازار و اجتماع را داریم، در این مدت، فضای تصمیم‌گیری آب و توسعه بیشتر توسط نهاد دولت بوده و اجازه نداده که نهاد بازار و اجتماع نیز در امر توسعه پایدار مشارکت داشته باشند و این اشکال اصلی بوده است. ما نیاز به دخالت دولت در امور مختلف نداریم. به‌عنوان مثال، در توزیع کالاها، بخش خصوصی با استفاده از نهاد بازار توزیع می‌کند. در نهایت، دولت باید به مردم اجازه دهد که با تنظیم اهرم‌های نهاد بازار، امور خود را پیش ببرند. مثلا لزومی ندارد که وزیر بهداشت گواهی فوت یا حکم تولد را صادر کند. این وظیفه به عهده پزشک یا درمانگاه است و نیازی به صدور این مدارک از سوی وزیر بهداشت یا معاون وزیر بهداشت نیست و یا اینکه وقتی وارد مدرسه می‌شویم، معلم ما تشخیص می‌دهد که آیا در من کلاس چهارم ابتدایی می‌توانم نمره قبولی بگیرم یا تجدید شدم، یا در کلاس پنجم ابتدایی یا هر کلاسی که رتبه دیگری دیپلم گرفته‌ام یا نگرفته‌ام. مدرسه که نهادی کوچک در منطقه است، از نظر ابعاد، مدیر، معلم و ناظم، آموزش و پرورش کارهای حاکمیتی انجام می‌دهد اما اینکه محتوای کتاب درسی چه باشد، امر حاکمیتی است و نمی‌تواند هر مدرسه برای خود تصمیم بگیرد که چه درسی را تدریس کند. ما همان‌گونه که حکمرانی محلی در بهداشت داریم، باید حکمرانی محلی در آموزش و پرورش و همچنین حکمرانی محلی در آب نیز داشته باشیم. کمااینکه در گذشته نیز چنین حکمرانی‌هایی وجود داشته است. ما همه این مسائل را در دست خود گرفته‌ایم و اجازه نمی‌دهیم ظرفیت‌های اجتماعی، تشکل‌های آب‌بران و ابزارهای نهاد بازار نقش  ایفا کنند. همه کارها را خودمان انجام می‌دهیم. نهاد دولت باید کوچک شود و به دو نهاد دیگر اجازه نقش‌آفرینی بدهد. نگران نباشد که چه خواهد شد.

    اقتصاد نفتی؛ آب را هم بحرانی کرد

    مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران  تاکید کرد: یک دلیل اینکه  همه چیز در دست دولت است، این بوده که اقتصاد ما همیشه از نفت و مالیات تأمین شده و منابع مالی همواره از منابع دولتی بوده است. ما از ابزارهای نهاد بازار و اجتماع برای اجرای پروژه‌ها، بهره‌برداری و نگهداری کمک نگرفته‌ایم این هم اشکال کار است. ما باید به این نتیجه برسیم که  کارها را می‌توانیم به مردم بسپاریم. باید به مردم بگوییم شما حق آلوده کردن آب ندارید و باید استانداردهای آلودگی آب را رعایت کنید و آن را به طبیعت برگردانید؛ این‌ها حکمرانی است. میزان برداشت آب و تعامل حاکمیتی است اما اینکه کشاورز “الف” و کشاورز “ب”، رعایت برداشت‌های خود را می‌کنند یا نه، را تشکلی از جنس خود مردم بهتر از حاکمیت اداره می‌کند. کلان برداشت آبخوان را دولت کنترل می‌کند اما نیازی نیست که دولت مثلا چهار میلیون کشاورز را تک به تک کنترل کند. تشکل‌ها؛ آبخوان‌ها را کنترل می‌کنند و این چیزی است که در دهه‌های گذشته غایب بوده و باید برطرف شود.

    بعنوان کارگر آب می‌گویم روش‌های گذشته اشتباه است

    وی اضافه کرد: حال ما در اینجا چند کار می‌توانیم انجام دهیم. کماکان می‌توانیم به روش‌های دولتی سیستم را اداره کنیم که به نظر من قابل ادامه نیست، سال‌هاست که این روش‌ها قابل ادامه نیست، باید این فرصت‌ها را فرصتی برای بازاندیشی قرار دهیم و شروع به تعریف ابزارهای نوین مالی، اقتصادی و اجتماعی در ذیل دو نهاد بازار و اجتماع کنیم. در اقتصاد، چه ابزارهای قیمتی و چه ابزارهای غیرقیمتی، باید سبک مدیریت‌مان را تغییر دهیم. اکنون زمان تغییر است. زمانی است که دیگر روش‌ها و پارادایم‌های گذشته پاسخگو نیستند. هر کسی که اصرار کند که با روش‌های ۳۰ سال پیش می‌توانیم ادامه دهیم، اشتباه می‌کند. بنده به عنوان کارگر آب می‌گویم که چنین چیزی ممکن نیست.

    همین لحظه  زمان تغییر است

    بزرگ‌زاده با بیان اینکه همین لحظه  زمان تغییر است، گفت:  برنامه هفتم اهداف بسیار خوبی  در بخش آب دارند که اگر این اهداف قرار است پیاده شوند، باید در برش‌های بودجه سالانه خود را نشان دهند. در حال حاضر قانون بودجه ۱۴۰۵ را تنظیم می‌کنیم، اگر اکنون آن اتفاقاتی که می‌خواهیم؛ رخ ندهد، دیر می‌شود. همه کسانی که دلسوز آب کشور، دلسوز محیط زیست کشور، دلسوز پایداری تالاب‌ها،  زیست‌بوم‌ها و پیکره‌های آبی هستند، باید در این لحظه کارهای بزرگ انجام دهند.

     اگر قانون آب را بازتعریف نکنیم قافیه را باخته‌ایم

    وی ادامه داد: در همین لحظه باید متوجه باشیم که  چند ابزار درست با استفاده از مفاهیم نهاد بازار و نهاد اجتماعی تعریف کنیم. اگر در قانون، با استفاده از ظرفیت‌های اقتصاد نهادگرایانه، اقتصاد رفتاری و اقتصاد سبز و بیولوژیک، امکاناتی را تعریف نکنیم که دست مدیر اجرایی قرار بگیرد، قافیه را باخته‌ایم. نباید به امید آینده بنشینیم که در آینده تعریف کنیم. همین لحظه می‌توانیم تعریف کنیم، ما تعدادی از این ابزارها را تعریف کرده‌ایم، اراده‌های خوبی در حال شکل‌گیری است. البته باید بیشتر شود. هر کسی بگوید که زنده باد وضعیت فعلی و همان‌گونه که بودیم، باید ادامه دهیم، اشتباه می‌کند. حتماً در سبک مدیریت اجرایی‌ و ابزارها نیاز به تغییر داریم، پیام و ابلاغ هم نیاز نیست.

    استفاده از ابزار تراکم‌فروشی برای نجات آب

    سخنگوی صنعت آب  خطاب به مسئولین تصمیم‌گیر درباره بودجه ۱۴۰۵ گفت: اینکه باید  مقدار  برداشت آب کاهش یاید، بهره‌وری داشته باشیم، باید مراقب آب باشیم، باید مراقب محیط زیست باشیم؛ گزاره‌های درستی است. اما هرگز کافی نیست. لطفاً وقتی این پیام‌های درست را به ما ابلاغ می‌کنید، باید ابزارهای مورد نیاز را نیز به ما بدهید.  ابلاغ می‌کنید که باید ۱۵ میلیارد متر مکعب آب را رفع ناترازی کنید، حال چگونه  از کشاورز زمینش را بگیریم؟ کشاورز مگر شهروند این کشور نیست؟ باید معوض این کار به را کشاورز بدهید. ما پیشنهاد داریم که از ظرفیت بازار بهره‌وری استفاده کنیم و پیوندهایی با برخی از انرژی‌های موجود، مانند ساخت و سازها و تراکم‌فروشی داشته باشیم. معوض دادن زمین‌های مسکونی و تجاری و پیوند زدن با اصل ۴۴ قانون اساسی و فرصت‌هایی که وجود دارد. اما اگر فکر کنید که این کارهای بزرگ انجام نشود و فقط به دستگاه‌های اجرایی مرتبط بگویید که شما باید مصرف آب را کم کنید، شما باید ۱۵ میلیارد متر مکعب رفع ناترازی داشته باشید و باید تولید گندم داشته باشید و همزمان کاهش مصرف آب را داشته باشید، امکانپذیر نیست، باید بگویید چگونه با کشاورزی که بیکار می‌شود، رفتار انسانی داشته باشیم. ما اکنون ۳۰ سال است که برای بستن چای غیرمجاز، به نیروی انتظامی مراجعه می‌کنیم، از مقام قضایی دستور می‌گیریم و با نیروی انتظامی سراغ چاه غیرمجاز می‌رویم، اما موفق نمی‌شویم. آیا قوه قهریه می‌تواند جریان توسعه را درست کند؟ جریان توسعه مخرب را باید با استفاده از سامانه‌های مشوق و ابزارهای اقتصادی و مالی و اجتماعی اصلاح کنیم. قوه قهریه جایی شروع می‌شود که مهندسی تمام می‌شود.

    وی ادامه داد: اگر به‌واقع به دنبال اصلاح روند توسعه و الگوی توسعه مخرب و ناپایدار هستید و می‌خواهید توسعه پایدار را شکل دهید و حمایت کنید، باید عرصه کسب و کار و عرصه تصمیم‌گیری و اعطای فرصت‌ها را به گونه‌ای تغییر دهید که برای هر نقش‌آفرین، چه کشاورز، چه شغل خدماتی و چه هر تلاش دیگری در جهت توسعه پایدار، از نظر صرفه اقتصادی به صرفه‌تر از تلاش و کار در جهت توسعه ناپایدار باشد. باید موازنه را  با ابزارهایی که تعریف می‌کنیم؛ تغییر دهیم. ابلاغ کافی نیست. ابلاغ فقط بخش کوچکی از کار است.

    اگر می‌خواهید که آب از دل کسی تکان نخورد و مشکل آب حل شود؛ هیچ اتفاقی نمی‌افتد

    بزرگ‌زاده خاطرنشان کرد: اگر در برنامه هفتم  گفته شده که باید مصرف آب کشاورزی را از ۸۰ میلیارد متر مکعب به ۶۵ میلیارد متر مکعب برسانم؛ تصمیم بسیار درستی است و اگر گفته شده که باید ناترازی آب را به میزان ۱۵ میلیارد متر مکعب کم کنید؛ تصمیم بسیار مبارکی است و اگر گفته شده که باید برداشت از آب پساب و آب دریا را افزایش دهید و به ۱.۷۷ میلیارد متر مکعب در سال برسانیم؛ تصمیم بسیار درستی است، باید ابزارها را نیز معرفی کنیم.  ابزارها پیچیده‌اند و تصمیمات بزرگی هستند. اگر می‌خواهید که آب از دل کسی تکان نخورد و هیچ اتفاقی نیفتد و همه چیز سر جای خودش باشد، چنین اتفاقی نمی‌افتد.

    وی بیان کرد: آیا این‌ها منجر خواهد شد که اقشار آسیب‌پذیر وضع‌شان بدتر شود؟ خیر، یارانه می‌دهیم. نظام توزیع یارانه‌ها را می‌توان به گونه‌ای اصلاح کرد کسی که فعالیت‌های اقتصادی‌اش با اصول و مبانی توسعه پایدار سازگار است، از یارانه بیشتری بهره‌مند شود، در حالی که کسی که فعالیت‌های اقتصادی‌اش از اصول توسعه پایدار دورتر است، حداقل یارانه آب، سوخت و انرژی نگیرد و یا اگر یارانه‌ دریافت می‌کند، تغییراتی در فعالیت خود ایجاد کند. دنیا این مسیرها را رفته‌؛ باید  در دولت، اداره‌جات مختلف و دستگاه‌های اجرایی تصمیم‌گیری شود، مجلس  تألیف قانون به گونه‌ای تغییر دهد که یکباره عرصه را برای فعالیت‌های توسعه پایدار به شدت اقتصادی و سودآور کند و برای فعالیت‌هایی که در جهت توسعه پایدار نیستند، هزینه‌زا کند؛ به گونه‌ای که حداقل رانت‌ها و یارانه‌ها و توجهات دیگر به آن سمت نرود.

    قانون ارث؛ آب را خطر انداخت

    مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران درباره تأثیر قانون ارث  بر افزایش برداشت از  آب‌های زیرزمینی اظهار داشت: قوانین از ابتدا چقدر ما را دچار چالش‌های امروز آب کرده‌اند. قوانین مختلف به ما آسیب‌های زیادی زده‌اند. قانون توزیع عادلانه یکباره شمار زیادی از چاه‌های غیرمجاز را مجاز کرده است. قانون برق‌دار کردن چاه‌ها از نظر توان تخلیه آبخوان‌ها اتفاقات عجیبی را منجر شده. قانون تعیین تکلیف چاه‌های غیرمجاز نیز همین‌طور. یکی دیگر از این قوانینی که واقعاً به ما آسیب زده، ارث  است به نحوی که باعث شده که روز به روز مساحت متوسط اراضی کشاورزی کوچک و کوچکتر شود.  اکنون ۷۰ درصد زمین‌های کشاورزی زیر ۵ هکتار هستند و اگر همین‌طور پیش برود، ظرف  ۱۰ سال پیش‌بینی‌ها این است که ۹۰ درصد اراضی زیر ۳ هکتار خواهد بود که این اراضی کوچک قابلیت پیاده‌سازی فناوری کاهش مصرف آب را ندارند، چندین سال قبل قانون ممانعت از خرد شدن اراضی و یکپارچه کردن تدوین شده اما جلو نمی‌رود.  توقع بر این است که در وزارت جهاد کشاورزی به این مهم توجه کنند و کاری کنند که این اتفاق بیفتد. حتی قرار بود زمین‌های خرد و کوچک یکپارچه شوند که این ابزارهای اقتصادی-اجتماعی می‌خواهد. مسئله این است قانون می‌گذاریم، پیام خوب می‌دهیم، ابلاغ هم می‌کنیم، اما ابزار به آن نمی‌دهیم. بنابراین مؤثر نیست. واقعاً یکی از جاهایی که آسیب زیادی به بخش آب و توسعه زد، موادی از قانون مدنی راجع به ارث است، اگرچه قانون ممانعت از خرد شدن  و یکپارچه کردن اراضی را هم داریم، ولی عملاً کارساز نبوده‌اند.

    اوضاع آب‌های ژرف

    وی به موضوع بهره‌برداری  از آب‌های  ژرف هم پرداخت و گفت: آب ژرف توسط معاونت علمی ریاست‌جمهوری پیگیری می‌شود، البته وزارت نیرو هم مداخله دارد. ما چندین چاه آب ژرف در منطقه سیستان حفر کرده‌ایم و این پروژه‌ها در مرحله مطالعاتی هستند، اگر معاونت علمی به جایی برسد که از مرحله مطالعاتی عبور کند، وارد مرحله بعدی خواهیم شد.