برچسب: علی ماجدی

  • پیش‌بینی آینده اقتصاد ایران در پساماشه / ماجدی: قرار نیست مردم هزینه بدهند تا عده‌ای از قِبَل دور زدن تحریم به ثروت‌های عجیب برسند

    پیش‌بینی آینده اقتصاد ایران در پساماشه / ماجدی: قرار نیست مردم هزینه بدهند تا عده‌ای از قِبَل دور زدن تحریم به ثروت‌های عجیب برسند

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در شرایط عجیبی قرار دارد . بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران در کنار مشکلات حل نشده‌ی اقتصاد و فرآیند فرسایشی و طولانی تصمیم‌گیری سبب شده است اقتصاد ایران با چشم‌انداز افزایش فشار روبه‌رو باشد . علی ماجدی را هر چند بسیاری به عنوان دیپلمات می‌شناسند اما حضور وی در قامت معاون امور بین‌الملل وزارت نفت سبب شده است وی همواره در جایگاه‌های سیاسی در صدد استفاده از ابزارهای اقتصادی برآید . او که پیش‌تر در قامت سفیر ایران در آلمان، ژاپن و برزیل حضور داشته معتقد است سیاست خارجی ایران نیاز به یک بازنگری اساسی دارد چرا که بحران‌های اقتصادی ایران راه‌حل اقتصادی ندارند. او با صراحت لهجه‌ای به سئوالات پاسخ داد که به گفته‌ی خودش مقبول بسیاری نیست. هر چند ابراز امیدواری کرد اوضاع در آینده بهبود یابد اما تاکید داشت این اتفاق در گرو تغییر مسیری است که فعلا در حال طی ان هستیم . بارها و بارها ور مصاحبه بر این مساله تاکید کرد که مردم انتظار یک زندگی معمولی را دارند و برای زندگی آمده‌اند نه مبارزه. مشروح مصاحبه با علی ماجدی پیش روی شماست.

    این گفتگو را در شرایطی انجام می‌دهیم که اقتصاد ایران در موقعیت متفاوتی قرار گرفته و بازگشت تحریم‌های ناشی از اجرای اسنپک موقعیت اقتصاد ایران را متحول خواهد کرد. به نظر شما چه آینده‌ای با این وضعیت در انتظار اقتصاد ایران است؟

    دورانی بسیار طولانی است که ما در تحریم هستیم. البته  تحریم‌هایی که با اسنپ‌بک برمی‌گردد با تحریم‌های کنونی به لحاظ قانونی تفاوت‌هایی دارد. ما پیش از این با تحریم‌های ثانویه امریکا روبه‌رو بودیم که پیش‌تر قبل از اجرای برجام علیه ایران برقرار شد اما نکته این است که ما از نظر اقتصادی و حقوقی در وضعیتی متفاوت با شرایطی هستیم. در این فضا یک گروه می‌گویند تحریم‌هایی شورای امنیت تاثیر چندانی بر اقتصاد ایران ندارد و برخی دیگر هم  معتقدند تاثیر دارد اما بر سر این‌که میزان این تاثیر چقدر است، بحث‌هایی وجود دارد.

    شما در کدام دسته حضور دارید؟

    من هم معتقدم این‎که تحریم‌ها چقدر تاثیر دارد قابل بحث است. اما باز هم تاکید می‌کنم که موضوع اصلی، تفاوت شرایط امروز ما با زمان مذاکرات برجام است.

     در این مورد بیشتر توضیح می‌دهید؟

    مذاکرات برجام عملاً به تدریج شکل گرفت. مقدمات این مذاکرات در دوره‌ی وزارت آقای صالحی در وزارت خارجه فراهم شد. البته در آن زمان بحث کاملا مقدماتی بود. پیش از این تاریخ زمانی که آقای روحانی دبیر شورای امنیت ملی بود، تیمی شکل گرفته بود و مذاکراتی با تروئیکا داشت. این که می‌گویم به سال ۱۳۸۳ برمی‌گردد. حالا نمی‌خواهم به گذشته برگردم اما در آن تیم  آقای موسویان، آقای ظریف و آقای سیروس ناصری بود؛ من هم به عنوان معاون اقتصادی وزارت خارجه همراهی می‌کردم اما به هر حال این مذاکرات به جایی نرسید. به همین جهت وقتی که آقای روحانی به ریاست‌جمهوری رسید، اعلام کرد که باید سراغ کشور اصلی یا به قول ایشان کدخدا برویم. یعنی کشور آمریکا. من یادم می‌آید سال ۹۳ که به عنوان سفیر عازم آلمان شدم حجم مبادلات ایران و آلمان حدود بالای دو میلیارد دلار بود. حالا در چه شرایطی بودیم؟ در شرایط تحریم قرار داشتیم و تحریم‌های سازمان ملل هم اضافه شده بود. خب من چون کلا متمرکز بر حوزه‌ی دیپلماسی اقتصادی هستم به آقای ظریف گفتم اگر این مسئله‌ی هسته‌ای حل شود خیلی کارها می‌شود کرد اما اگر ماجرای هسته‌ای حل نشود آن چیزهایی که من در ذهن دارم و در ژاپن بخش‌های عمده‌ای از آن تحقق پیدا کرده، این‌جا محقق نخواهد شد. ایشون گفت در حال مذاکره هستیم. قصدم از ذکر این تاریخ این است که بگویم در همان زمان با همان مشکلات تحریم و … کخه اشاره کردم آلمان بالای دو میلیارد دلار صادرات به ایران داشت و ما هم حدود دویست تا سیصد میلیون دلار کالا به این کشور صادر می‌کردیم. الان که به آمار رجوع کنید، می‌بینید حتی قبل از بازگشت تحریم‌ها حجم تجارت ما به حدود یک میلیارد و چهارصد یا پانصد میلیون دلار کاهش یافته. باید توجه داشت هنوز تحریم‌های جدید عملکردی نداشته اما با این کاهش مواجه هستیم. حالا دوباره برگردیم به گذشته. آن زمان وقتی ما با موسسات و دستگاه‌های ذیربط برای مراودات بیشتر صحبت می‌کردیم، می‌گفتند شما تحریم هستید و نمی‌شود با شما کار کرد. من می‌گفتم درست است ما تحریم هستیم اما شما کالایتان را می‌فروشید و پولتان را می‌گیرید. در ان شرایط گرچه تحریم‌های سازمان ملل برقرار بود اما هم نفت فروش می‌رفت و هم تجارت خارجی کار خودش را می‌کرد. البته بابت تحریم هزینه‌هایی به کشور تحمیل می‎شد و در این شک و تردیدی نیست ولی به هر حال تجارت خارجی با همه‌ی مشکلات برقرار بود. حالا الان در چه موقعیتی هستیم؟ در موقعیت اسنپ‌بک. در این شرایط ما با دو موضوع سیاسی و اقتصادی روبه‌رو می‌شویم. یکی از منظر سیاسی که می‌رویم تحت فصل هفت و این موضوع امنیتی است و یکی مساله‎ی اقتصادی است.

    *البته این روزها بیشترین انتقاد از سوی مخالفان، نه به مساله‌ی بازگشت تحریم‌ها بلکه به اصل برجام صورت می‌گیرد.حتی برخی معتقدند که برجام دستاوردهای اقتصادی خاصی هم نداشته است.

    خب برای مشخص شدن صحت و سقم این اداععاها کافی است به اعداد و ارقام نگاه کنیم. برجام عملا فقط یک سال و نیم برقرار بود اما در همان زمان کوتاه هم باعث رونق کشور شد. بعد از خروج ترامپ عملا با تحریم ثانویه این کشور روبه‌رو شدیم.

    من به عنوان سفیر وقت ایران در آلمان شهادت می‌دهم در همان زمان کوتاه دوازده میلیارد دلار پروژه برای سرمایه‌گذاری در ایران تعریف کردیم.

    با امضای برجام از تمام شانزده ایالت آلمان تیم‌های اقتصادی برای حضور در ایران اعلام امادگی کردند و تردد به ایران اغاز شد. اول از همه آقای گابریل که معاون صدراعظم و وزیر اقتصاد آلمان بود آمد و بعد از دیگر کشورها سرازیر شدند. فولکس واگن به ایران آمده بود و می‌خواست ۴۰۰ هزار دستگاه خودروی سواری تولید کند. یک قرارداد با پتروشیمی خلیج‌فارس تعریف شد. قرار شد دو پروژی بالادستی نفت به ارزش حدود سه و نیم میلیارد دلار توسط شش بانک تحت نظر «کی‌اف‌دبلیو» به اضافه ۵ بانک دیگر به صورت سندیکایی امضا شود. زیمنس وارد ایران شده بود و وقتی این‌ها را جمع می‌کردید می‌شد دوازده میلیارد دلار. این پروژه‌ها در شرایطی مطرح بود که ماجرای اسنپ‌بک هم وجود داشت. مراحل نهایی امضای قرارداد پروژه‌های نفتی با شرکت «وینترسال» در حال طی شدن بود که به سرعت درها بسته شد. آن زمان مدیرعامل زیمنس مرتب در سفارت پیش من می‌آمد. حتی مدیرعامل دویچه‌بانک می‌آمد پیش ما. مدیر شرکت هواپیماسازی اتحادیه‌ی اروپا می‌آمد و با من صحبت می‌کردند. ما در حال ورود به فضای جدیدی در حوزه‌ی اقتصادی بودیم که ترامپ از برجام خارج شد و تحریم‌های ثانویه به ایران تحمیل شد. در همان فضا هم ناامید نشدیم. در حال تلاش بودیم که به تدریج فهمیدم با این اتفاق،شرکت‌های بزرگی که با ما کار می‌کردند، عقب کشیده‌اند. زیمنس پرسنلش را از ۲۵۰ نفر کرده بود ۱۲۰ نفر. آن‌ها می‌گفتند حجم مبادلات ما تنها با آمریکا چهل میلیارد دلار است و با شما یک میلیارد دلار، هر چند یک میلیارد دلار برای ما مهم است اما نمی‌توانیم چهل میلیارد دلار را با یک میلیارد دلار عوض کنم. آن یکی گفت درست است پروژه شش میلیارد دلار است اما من در آمریکا پروژه‌های مهم و زیادی دارم. بقیه هم همین توضیح را داشتند. دیدیم امکان ادامه با شرکت‌های بزرگ وجود ندارد چون نمی‌خواهند که تجارت‌شان با امریکا به هم بخورد. ما تلاش کردیم با شرکت‌های کوچک‌تر تجارت‌مان را حفظ کنیم اما درعمل این ریزش‌ها ادامه یافت تا حجم مبادلات به یک و نیم میلیارد دلار رسید. حالا می‌گویند میزان مبادلات از یک و نیم میلیارد دلار پایین‌تر هم می‌آید؟ جواب این است که همه‌چیز ارتباط دارد به این‌که دولت‌های درگیر چه تصمیمی بگیرند.

    آن زمان دولت‌های اروپایی به شرکت‌هایشان می‌گفتند با هر کشوری و هر شرکتی می‌خواهید کار کنید، کار کنید اما اگر مورد تحریم آمریکا قرار گرفتید ما از شما حمایت نمی‌کنیم. این موضع در ژاپن فرق داشت. آن‌ها کلا شرکت‌هایشان را از همکاری منع می‌کردند. حالا در این فضا اگر اروپایی‌ها همان راه سابق را بروند اوضاع چندان تغییری نمی‌کند اما اگر بخواهند راه ژاپن را بروند طبیعتا همه‌چیز تغییر خواهد کرد. پس باید متتظر مشخص شدن موضع آن‌ها باشیم.

    *به نظر شما چه تصمیمی می‌گیرند؟ به هر حال در شرایط فعلی موضع اروپا نسبت به ایران تندتر از گذشته شده است.

    درست است. ما شاهد این تغییر موضع هم هستیم.

    *دلیل تند شدن موضع اروپا نسبت به ایران را چه می‌دانید؟

    عوامل متعددی دارد. بالاخره یک دلیل این اتفاق برمی‌گردد به این‌که بخش مهمی از تجارت ما به طرف چین رفته است.

    *خود اروپایی‌ها هم در این تغییر دخیل هستند. بالاخره عدم همکاری آن‌ها این فضا را ایجاد کرد.

    آن‌ها هم تلاش کردند اما شکست خوردند. آن زمان، پس از خروج ترامپ از برجام، اروپایی‌ها سعی کردند سیستمی برای مراودات مالی درست کنند اما نشد. در نهایت وزیر اقتصاد فرانسه اعلام کرده ما نمی‌دانستیم یورو در مقابل دلار تا این حد ضعیف است چرا که هیچ بانکی حاضر نشد تنها با یورو کار کند و کاری به دلار نداشته باشد. بالاخره قدرت دلار قابل قیاس با یورو نبود. همین حالا هم ۷۵ تا ۸۰ درصد از تراکنش‌های جهان با دلار انجام می‌شود. از سوی دیگر اتحادیه اروپا با معضل بزرگی به نام «جنگ اوکراین» روبه‌رو شده که این موضوع برای آن‌ها جنبه‌ی حیاتی پیدا کرده.

    برخی معتقدند تندتر شدن موضع اروپا نسبت به ایران به موضع ایران در جنگ روسیه و اوکراین برمی‌گردد. چقدر این موضوع را قبول دارید؟

    به نظر من همین‌طور است. روابط فراآتلانتیکی از زمان جنگ دوم بین امریکا و کشورهای اروپایی شکل گرفته است. این رابطه فراز و نشیب داشته و نشیب آن برمی‌گردد به زمانی که ترامپ روی کار آمد. من قبلا هم گفتم اما الان هم باید توضیح بدهم که دنیا با سه مساله‌ی اصلی مواجه شده که پیش از این وجود نداشت. یکی جنگ اوکراین، یکی ماجرای غزه و دیگری پرونده‌ی هسته‌ای ایران که از دو موضوع دیگر بسیار قدیمی‌تر است. متاسفانه ما در زمان خودش که فرصتی برای حل این مشکل وجود داشت، فرصت‌سوزی کردیم. من به صراحت می‌گویم فرصت‌سوزی کردیم. حالا این وسط اتفاقات دیگری هم افتاده اما اهمیت چندانی ندارد؛ مثلا بین پاکستان و هند درگیری اتفاق افتاد اما سریع تمام شد یا آتش درگیری بین آذربایجان و ارمنستان در مدت‌زمان کوتاهی خاموش شد و اتفاقا این موضوع را ترامپ امتیازی برای خودش می‌داند. اما جهان فعلا مشغول همین سه مساله‌ی مهمی است که اشاره کردم. در مورد غزه و مساله‌ی فلسطین و موضوع دوکشوری، اروپا و امریکا موضع یکسانی ندارند. به جمع یا تفرق، کشورهای اروپایی در این حوزه با ترامپ هم نظر نیستند. آن‌ها می‌گویند باید کشور فلسطین ایجاد شود و جنگ غزه خاتمه پیدا کند. حالا ممکن است ترامپ در مورد خاتمه‌ی جنگ با آن‌ها هم نظر باشد اما در مورد تشکیل کشور فلسطین عملا چنین همراهی با آن‌ها ندارد. خب این یک اختلاف مشهود است. از سوی دیگر ترامپ با پوتین ملاقات می‌کند. با کشوری که عملا داخل اروپاست و درخواست عضویت در اتحادیه‌ی اروپا و ناتو را دارد و با اوکراین درگیر جنگ نظامی است. این‌جا هم یک اختلاف وجود دارد. مثلا آمریکا در ابتدا به اوکراین می‌گفت زمین‌ها را بدهید به روسیه، بعدا صحبت کنیم اما موضع اروپا این نبود. آن‌ها هزینه‌های سنگینی را بابت این جنگ تحمل کردند و حاضر به پذیرش این پیشنهاد نبودند. می‌ماند موضوع سوم که به نظر می‌رسد مذاکراتی در مورد آن، بین اروپا یعنی سه کشور تروئیکا و امریکا انجام شده است. باید تاکید کنم تحلیل من این است که اروپا به این نتیجه رسیده که برای گرفتن دست بالا در ماجرای اوکراین باید جای دیگری چراغ سبز نشان بدهد. این‌جای دیگر کجاست؟ طبیعتا ماجرای پرونده‌ی هسته‌ای ایران است. حالا این‌جا ممکن است معامله‌ای صورت گرفته باشد و آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که من کمک بیشتری در ماجرای اوکراین می‌کنم و پوتین را تحت فشار قرار می‌دهم اما شما هم اسنپ‌بک را برگردانید. حالا درست است که اروپا جفا کرده و به ما بد کرده اما درک این‌که چرا اروپا از مهمترین دستاوردش در مساله‌ی بین‌المللی یعنی برجام عقب نشسته، بسیار مهم است. همان زمان یادم هست آلمان سعی می‌کرد سیاست تند انگلستان و فرانسه را در قبال ایران خنثی کند اما الان به این نتیجه رسیده که حفظ اوکراین برایش مهم‌تر از این موضوع است. این‌جاست که همه‌چیز را در مذاکرات با ایران به امریکا وصل می‌کنند تا در جای دیگر از آمریکا امتیاز بگیرند.

    آن وقت برخی می‌گویند این نشان می‌دهد اروپا کاره‌ای نیست، در حالی که اروپا هم مهم است، هم کاره‌ای است. همان‌طور که گفتم پیش از این هم اروپایی‌ها تلاش کردند سیستمی برای تجارت با ایران درست کند اما در عمل به خاطر نقش برتر آمریکا نتوانست اما همچنان تاثیرگذار است. من از اروپا دفاع نمی‌کنم، واقعیت را می‌گویم. الان مضاف بر این، باید دقت کنیم که ما در هر حال  متهم هستیم که در جنگ اوکراین به روسیه کمک می‌کنیم. یک بخشی از این کمک را قبلا پذیرفتیم و در مورد بخشی از ماجرا هنوز بحث نشده است. خب این برای اروپایی‌ها قابل قبول نیست. همین مساله سبب می‌شود آن بخشی از تجارت که با اروپا بوده خود به خود کاهش پیدا کند. این‌جاست که می‌گویم میزان اثرگذاری تحریم‌های سازمان ملل به موضع دولت‌های اروپایی خیلی مرتبط می‌شود.

    بالاخره سازمان ملل ابزاری برای کنترل کشتی‌ها و … ندارد. نیروهای حافظ صلح این امکان را ندارند که در دریاها بگردند و مثلا کشتی ایرانی را توقیف کنند. حال خطر این است که برخی کشورها این کار را بکنند و کشتی‌ها را به اسم تحریم سازمان ملل متوقف کنند.

    آمریکا که گویا پالس‌هایی برای اجرای این طرح و توقف کشتی‌های ایران داده است.

     بله. حالا باید دید بقیه چطور. جدا از این شک نکنید در وضعیت تازه سرمایه‌گذاری در ایران اتفاق نمی‌افتد. همه‌ی حرف ما سر همین تجارت است. باید ببینیم شرکت‌های کوچکی که با ایران کار می‌کنند و تجارت دارند، محدود می‌شوند؟ پاسخ این سئوال مهم را موضع اروپا در آینده روشن می‌کند. همان‌طور که گفتم قبلا دولت‌ها مانع تجارت شرکت‌های کوچک با ایران نمی‎شدند باید دید حالا هم همین است یا نه. پس در  یک کلام سیاست تک تک کشورها در قبال ایران اهمیت دارد.

    *اآن‌چه در شرایط فعلی اهمیت دارد میزان تاب‌آوری اقتصاد ایران در شرایط تازه و پس از بازگشت‌ تحریم‌های سازمان ملل است. شما میزان تاب‌آوری اقتصاد ایران را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

    خیلی متاسفم که می‌گویم روز به روز ضعیف‌تر می‌شویم چون سهم‌ ما در تولید ناخالص جهانی کاهش پیدا می‌کند. وقتی سهم‌تان در تجارت کاهش پیدا می‌کند، یکی از مولفه‌های قدرت ضعیف می‌شود. در کل قدرت سه مولفه دارد، قدرت اقتصادی، نفوذ سیاسی و مولفه‌ی نظامی. وقتی در حوزه‌ی اقتصاد با کاهش قدرت روبه‌رو شویم تاب‌آوری ما کم می‌شود. چطور باید این کاهش را جبران کنیم؟ طبیعتا با نفوذ سیاسی اما ما آن‌چنان نفوذی هم نداریم بنابراین برای جبران این کاهش قدرت باید به صورت طبیعی مولفه‌ی نظامی را مد نظر قرار دهیم که حفظش لازم و واجب است اما مطمئنا این مولفه به تنهایی نمی‌تواند خلاء دو مولفه‌ی دیگر را پر کند.

    نکته‌ی مهم این است که مردم از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دارند. هر چند مولفه‌ی نظامی بازدارنده است اما باید در نظر داشت قدرت اقتصادی هم می‌تواند بازدارنده باشد، نه به اندازه‌ی مولفه‌ی نظامی اما نقش این مولفه در توسعه و رفاه کشور مهم است. این‌که کشوری بتواند کم‌کم در نظام اقتصاد جهانی نقش داشته باشد مهم است. قبلا نفت ایران این نقش را داشت اما الان چنین نقشی را ندارد. پتروشیمی تا حدی این نقش را داشته، اما با تحریم پتروشیمی این موقعیت از دست رفت. بعد رفتند سراغ تحریم فولاد. در حقیقت روی بخش‌های برجسته‌ی کشور دست گذاشتند تا کشور را تضعیف کنند. از سوی دیگر جهان سمت انرژی‌های نو و تجدیدپذیر نشان از ان دارد که تا دو دهه‌ی بعد نقش فعلی نفت در جهان دیگر وجود ندارد. حالا کاهش قدرت اقتصادی تبعاتی دارد که باید مد نظر قرار گیرد. وقتی قدرت اقتصادی کاهش یابد، مردم با فشار روبه‌رو می‌شوند. این در حالی است که مردم می‌خواهند زندگی کنند. مردم نیامده‌اند مبارزه کنند. مردم ایران هم می‌خواهند مثل بقیه‎ی کشورها زندگی کنند اما وقتی دائم این اتفاقات رخ می‌دهد، خودشان را با دیگر کشورها قیاس می‌کنند و خسته می‌شوند. اصلا دولت‌های رفاه برای پاسخ به همین نیاز مردم ایجاد شده‌اند. احزاب در دیگر کشورها به همین دلیل به مسائل داخلی می‌پردازند و با پرداختن به این مسائل تلاش می‌کنند رای جمع کنند. اقتصاد هر چند بازدارندگی نظامی را ندارد اما در تقویت امنیت ملی کشورها نقش مهمی دارد. بهبود وضع اقتصادی می‌تواند مردم را امیدوارتر کرده و ان‌ها را به نظام علاقمندتر کند. حالا برخی می‌گویند در زمان پیامبر گرامی هم فشار بود و مردم این‌طور زندگی می‌کردند. افکار عمومی امروز می‌گوید احتمالا زندگی بقیه هم خیلی متفاوت نبوده. الان مردم به اطراف‌شان نگاه می‌کنند. به ترکیه و امارات و قطر و …. این کشورها زمانی از ما بسیار پایین‌تر بودند.

    موضوع این است که شما نیاز به سیاستی دارید که با جهان در تضاد نباشد. نباید با کشورهایی که مطرح هستند و دارند اقتصاد را می‌رانند در تضاد بود. می‌گویند ما با چین کار می‌کنیم تا مشکل حل شود. کار درستی هم هست ولی چین هم محدودیت‌های خودش را دارد. قطعاً چین می‌تواند به ما کمک کند چرا که دومین قدرت بزرگ جهان است و از نظر اقتصادی هنوز جای پیشرفت دارد اما اگر به جایی برسد که مجبور شود بین ایران و منافع ملی‌اش یکی را انتخاب کند قطعا منافع ملی‌اش را انتخاب خواهد کرد. مثلا اگر ببینید تجارتش با امریکا لطمه می‌خورد، ما را انتخاب نخواهد کرد. روسیه هم کاری برای ما نمی‌تواند بکند. چون خودش درگیر بحران است و یک پای ماجرا در اوکراین. پس با این شرایط ما با افزایش فشار روبه‌رو می‌شویم.

    *کشورهای همسایه چقدر می‌توانند در این دوره به ما کمک کنند؟

    این‌ها قدرت اقتصادی زیادی ندارند، در نتیجه کاری از دست‌شان برنمی‌آید. قدرتمندترین‌شان امارات است که ممکن است کارهایی انجام ‌دهد اما عربستان بعید است که نقشی در این میان ایفا کند. ترکیه به بازیگری بسنده می‌کند و تلاش می‌کند منفعت خودش را ببرد. افغانستان و پاکستان و کشورهای اوراسیا… هم کاری از دست‌شان بر نمی‌آید. ما در وضعیتی هستیم که نیاز به یک جهش داریم. تولید ناخالص داخلی ما سال‌هاست رشد اندک داشته با رشد نکرده. ما نیاز به ارتباط با کشورهایی داریم که صاحب سرمایه و تکنولوژی و مدیریت هستند. برای حفظ زیرساخت‌هایمان و مستهلک نشدن‌شان سرمایه می‌خواهیم. برآوردها نشان می‌دهد فقط برای بخش نفت و گاز چیزی نزدیک به ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار سرمایه نیاز داریم تا جایگاه خودمان را به دست بیاوریم پس وضعیت ما طوری نیست که بخواهیم با کمک این کشور و آن کشور که خودش قدرت چندانی ندارد، مشکل‌مان را حل کنیم.

    *شما در حالی از توسعه و بازپس‌گیری جایگاه در بازار نفت صحبت می‌کنید که بسیاری از کارشناسان معتقدند بحران امروز ما بحران حفظ وضع موجود است نه توسعه چرا که نرخ استهلاک از سرمایه‌گذاری پیشی گرفته است.

     بله. وقتی استهلاک شما از سرمایه‌گذاری پیشی می‌گیرد یعنی نیاز به بازسازی اساسی و نیاز به نوسازی جدی وجود دارد. حالا برای تامین این نیاز باید ببینید کدام کشور قادر به همکاری است. افغانستان؟ پاکستان؟ ما برای این‌که حرفی برای گفتن داشته باشیم لازم است به جایگاه واقعی‌مان در اقتصاد آسیا برسیم. بگذارید آمار جدیدی به شما بدهم. قاره‌ی آسیا امروزدر جهان به قاره‌ی مهمی بدل شده است. ۴۲ درصد از GDPجهان یعنی ۹۵ تریلیارد میلیارد دلار متعلق به آسیاست. بخش مهمی از این ثروت در سه کشور چین، ژاپن و هند است. وقتی فهرست کشورهای برترآمریکایی را می‌بینید، متوجه می‌شوید ما در بین ده کشور اول هم نیستیم.

    بعد از این سه کشور، اندونزی، ترکیه، امارات و عربستان و … قرار می‌گیرند. این در حالی است که بیست سال قبل برنامه نوشتیم که در سال ۱۴۰۴ یعنی همین سالی که در آن هستیم به قدرت اول منطقه تبدیل شویم. بروید ببینید چه شد که به هدف‌تان نرسیدید. چه عواملی بازدارنده بود؟ کجای راه را اشتباه رفتید؟ اگر توسعه‌ی اقتصادی اتفاق افتاده بود، الان زندگی مردم چه بود؟ اگر وضع مردم بهتر بود قدرت ما در جهان بالاتر بود یا پایین‌تر؟

    *البته امروز وضعیت ما به لحاظ اقتصادی بدتر از موقعی است که برنامه چشم‌انداز تدوین شد.

     دقیقا. جایگاه ما در اقتصاد آسیا و جهان تضعیف شده. اگر برای کشور این مساله مهم نیست که من حرفی نداره اگر مهم است خب بیایید بنشینند و بگویند چرا اتفاق نیفتاد.

    * پاسخ خودتان به این سئوال چیست؟

    من به صراحت می‌گویم سیاست خارجی ما نیاز به یک بازسازی اساسی دارد. منظورم از بازسازی اساسی این است که موضوع فقط آمریکا نیست. هر چند همه‌ی جهان به هم پیوسته است و هنوز ۲۵ درصد اقتصاد جهان متعلق به آمریکاست وسیاست پولی این کشور همچنان در جهان حرف اول را می‌زند اما ادامه‌ی این راه باعث می‌شود به قول شما استهلاک از سرمایه‌گذاری پیشی بگیرد. باور کنید در جلسه‌ای سفیر ژاپن به من می‌گفت در این منطقه فقط کشور شما زیرساخت خوبی دارد و ترکیه. درست هم هست. ما نباید با کشورهای کوچک منطقه مثل قطر و .. قیاس شویم. ما باید جایگاه خودمان را به دست بیاوریم.

    *در مورد برنامه‌ی چشم‌انداز، به نظر می‌رسد صرفا یک برنامه بود و هیچ سیاستی برای دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده در آن طراحی نشد.

    همین‌طور است. اگر شده بود وضع این طور نبود. البته ما کلا کشوری هستیم political oriented. یعنی بر مبنای سیاست، طراحی‌هایمان صورت می‌گیرد. مثلا در ژاپن و آلمان، قدرت بر مبنای اقتصاد شکل می‌گیرد. به عنوان مثال خانم مرکل هر جا می‌رفت مدیران کارخانه‌های بزرگ آلمان را با خود می‌برد. می‌گفت آلمان یعنی «بنز» و «بی‌ام‌و» و این شرکت‌ها. در ژاپن هم همین است. شما الان بپرسید که رییس‌جمهور کره‌ی جنوبی کیست؟ کسی یادش نیست. بپرسید بالاترین مقام اندونزی چه نام دارد؟ کسی نمی‌داند اما همه می‌دانند رییس‌جمهوری آمریکا کیست یا نام رییس‌جمهور فرانسه چیست. چون این دو کشور در حیطه‌ی سیاسی خود را مطرح می‌کنند. در جمهوری اسلامی هم توجه به سیاست است. پس وقتی شما سیاست مد نظرتان است، طبیعی است که بر مبنای اقتصاد سیاست‌هایتان را تنظیم نکنید.

    *برگردیم به ماجرای تندتر شدن سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران. اخیرا بیانیه‌ای از سوی اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج‌فارس منتشر شده که به موضوع حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه می‌پردازد. برخی معتقدند این زنگ خطر بزرگی است و حتی ممکن است این اتفاق مقدمه‌ی از دست رفتن حاکمیت ایران بر سه جزیره باشد و برخی نیز این را در راستای افزایش فشار اتحادیه‌ی اروپا ارزیابی می‌کنند و معتقدند اروپا برای همراه کردن ایران وارد این بازی شده است. نظر شما در این مورد چیست؟

    من با ارزیابی دوم موافقم. فکر می‌کنم که موضوع افزایش فشار است. آن‌ها هم موضع‌شان این است که رجوع کنید به دادگاه عالی و مشکل را حل کنید پس موضوع این نیست که بخواهند جزایر را تصرف کنند. این‌ها ابزار فشار است. اتفاقا همین‌جا روشن می‌شود که وقتی شما فقط برای قدرت داشتن روی یک مولفه تمرکز می‌کنید چطور تحت فشار قرار می‌گیرید. ما در حال حاضر بابت اوکراین تحت فشار هستیم اما بعد می‌بینید که روسیه هم در مواردی با این مواضع همسویی دارد. وقتی تمرکز فقط بر یک مولفه باشد، این اتفاقات هم رخ می‌دهد. تمرکز تک مولفه‌ای هر چقدر هم قدرتمند باشد، ممکن است بازدارندگی ایجاد کند اما توسعه ایجاد نخواهد کرد. چرا راه دور برویم؟ کره شمالی را ببینید. یا حتی پاکستان را. این‌ها قدرت بازدارندگی بالایی دارند اما در این کشورها خبری از توسعه نیست. حتما نگاه دقیق‌تر به حوزه‌ی اقتصاد ضروری است در ضمن مولفه‌ی نفوذ را نباید فراموش کرد. ما ابزار نفوذ سیاسی را داریم. ابزار نفوذ سیاسی ما از طریق فرهنگ ماست. همین زبان فارسی ما پنجمین زبان مهم جهان است اما ما از آن بهره نمی‌گیریم.

    *در چنین شرایطی ما با نظر جناحی بسیار تندرو مواجه هستیم که معتقدند در این فضا بهتر است ما نسبت به قطع کامل رابطه با غرب یا خروج از ان‌پی‌تی و … اقدام کنیم. هیچ‌وقت مزایا و مضرات چنین تفکری مورد بررسی دقیق قرار گرفته است تا سود و زیان ورود به چنین تصمیماتی روشن شود؟

    من اصلا چنین پیشنهاداتی را درک نمی‌کنم. این‌ها نظریه نیست. خیال‌پردازی است. این‌ها با یک نگاه ایدئولوژیک مباحث را مطرح می‌کنند. برخی از این‌ها چنین اقداماتی را مقدمه‌ی ظهور می‌دانند. حال سئوال این‌جاست کسی جایی اعلام دقیق کرده است که حتما چنین اقدامی مقدمه‌ی ظهور است؟ کسی اعلام کرده است این اتفاق چه زمانی رخ می‌دهد؟ مگر می‌شود شما با تکیه بر چنین موضوعی بیایید و تصمیماتی این چنینی بگیرید. البته گروه‌های دیگری هم مدافع این نظرات هستند که به نظرم یا آدم‌های بی‌اطلاعی هستند یا  در گروه کاسبان تحریم قرار دارند. من جز این نمی‌بینم. این‌ها اصلا مردم ایران و مردم جهان را نمی‌شناسند. ساختار قدرت جهان را نمی‌شناسند. نمی‌دانند که نمی‌شود به عنوان عضوی از جامعه‌ی جهانی بود و مانند اپوزیسیون عمل کرد. البته ما هنوز اپوزیسیون نشدیم اما مگر می‌شود کشورهای غربی را از معادلات حذف کرد؟ هر چه با کشورهای بیشتری ارتباط داشته باشید عملا قدرت بیشتری برای انتخاب دارید. چه برای انتخاب شرکای تجاری چه برای انتخاب شرکای سیاسی و … وقتی یک طرف را از دست بدهید، دایره انتخاب شما محدود و دایره‌ی اجبارهایتان گسترده‌تر می‌شود. ببینید طرفداران این نظریه‌ها چه کسانی هستند؟ اغلب ذی‌نفع ماجرا هستند. یا کشتی دارند برای فروش نفت یا منافع دیگری در دور زدن تحریم نصیب‌شان می‌شود. امثال چای دبش و …

    مگر می‌شود بابت منافع شما مردم وارد یک مبارزه و تنگنا شوند؟ اصلا شما مردم را می‌شناسید؟ می‌دانید مردم چه می‌خواهند؟ مردم دنبال یک زندگی عادی و ساده هستند. طبیعی است که قرار نیست مردم هزینه بدهند تا عده‌ای از قبل دور زدن تحریم به ثروت‌های عجیب برسند.

    *این ماجرای تحریم البته که ماجرای پیچیده‌ای است. در اوایل دهه‌ی نود گزارشی تدوین شد مبنی بر اینکه تحریم به طور مستقیم ۴۰۰ میلیارد دلار و به طور غیرمستقیم بیش از هزار میلیارد دلار به اقتصاد ایران ضربه زده است.

     بله اتفاقا این گزارش زیر نظر خود من تدوین شد. من در دولت آقای روحانی معاون بین‌الملل وزارت نفت بودم و خود ما بررسی‌ها را انجام دادیم.

    *در حال حاضر حجم این زیان به چقدر رسیده است؟ بالاخره چهارده سال از این ماجرا گذشته است و طبیعتا حجم زیان دستخوش تغییر شده است.  

     نمی‌دانم حجم زیان چقدر شده اما طبیعتا میزان زیان مستقیم به بیش از هزار میلیارد دلار رسیده است. بالاخره حساب کنید ما روزانه می‌توانستیم دو میلیون بشکه نفت صادر کنیم اما در این سال‌ها این فرصت را از دست دادیم. کدام کشور  در این میان جایگزین ما شد و جای ما را در بازار پر کرد؟ عراق. چقدر می‌توانستیم پتروشیمی و … ایجاد کنیم یا حتی تولید نفت‌مان را افزایش دهیم؟ این‌ها تاثیرات غیرمستقیم تحریم است. کاش اقتصاددانانی که آلوده‌ی سیاست نشده‌اند بیایند در این مورد تحقیق کنند و گزارش بی‌طرفی از این موضوع بدهند تا روشن شود زیان ما از تحریم در این سال‌ها چقدر بوده است.

    *در این سال‌ها فاصله‌ی ما با کشورهای منطقه افزایش یافته. مخصوصا کشورهای نفتی در این یکی دو دهه رشد شتابانی را تجربه کرده‌اند و اتفاقا همان پول نفتی که از میانه‌ی دهه‌ی هشتاد به واسطه‌ی افزایش شدید قیمت نفت حاصل شد به موتور توسعه برای این کشورها بدل شد. به نظر شما چه اتفاقی افتاد که این پول نفت به موتور توسعه برای ایران بدل نشد؟

    اقدامات پوپولیستی و عجیب و غریب دولت مستقر به ریاست محمود احمدی‌نژاد، این فرصت را از بین برد. من قبلا هم اشاره کردم. آن زمان درآمدهای نفتی بسیار بالا بود و حجم دلار فراوان. آن وقت کیف سامسونت و چمدان‌های پر از دلار می‌آوردند و به شرکت‌ها می‌فروختند و به جایش ریال می‌گرفتند. شرکت به شرکت می‌رفتند و می‌پرسیدند که شما دلار می‌خواهید؟ اتفاقا من آن زمان در شرکتی خصوصی کار می‌کردم و این سامسونت‌های پر از دلار را برای این شرکتی که من مشاورش بودم هم آوردند. مدیر آن شرکت موضوع را به من گفت. من به مدیرعامل شرکت گفتم به هیچ‌وجه چنین کاری را نکن. این کار از نظر ملی اشتباه است و بعدها ممکن است گرفتاری ایجاد کند. حتی چنین پیشنهادی به یکی از دوستان من که بعدا وزیر آقای روحانی شد و آن زمان پزشک من بود هم ارائه شد.

    *برای کنترل قیمت ارز این کار را انجام می‌دادند؟

    ظاهر قضیه این بود اما واقعیت چه بود را خدا می‌داند.

    *این کار کاری عجیبی بود، هیچ‌وقت دلیل این اقدامات پیگیری نشد؟

    خب این آخر عوام‌زدگی بود دیگر. ما متاسفانه متکی به افراد شدیم نه سیستم‌ها. نتوانستیم موسسات Think tank یا اندیشکده‌های راهبردی با حضور آدم‌های قدرتمند و پیشرو ایجاد کنیم. جایی را برای ظهور و بروز آدم‌هایی که شخصیت کاریزماتیک دارند و صاحب اندیشه‌اند ایجاد نکردیم تا بتوانند رای مردم را جذب کنند و سیاست‌هایی اعمال کنند که در واقع ساختار قدرت را دستخوش تغییر مثبت کند. ما کدام ساختار را داریم؟ دولت‌ها در این فضا دولت‌های نخبه‌گرا می‌شوند؟ البته برخی کنار کلمه‌ی نخبه اصطلاح دیگری می‌نشانند که من نمی‌خواهم از آن استفاده کنم. این ساختار است که نظام را شکل می‌دهد. احزاب هستند که باید تاثیرگذار باشند. ما متکی به احزاب نیستیم. احزاب ذاتا باید دنبال آدم‌های با قدرت، خوش‌فکر، تحصیل کرده و با نبوغ بالا بروند. آدم‌هایی که مبتکر ایجاد استارتاپ‌هایی هستند و می‌توانند کشور را متحول کنند. احزاب با تکیه بر این آدم‌ها تلاش می‌کنند قدرت را به دست بگیرند و آن‌ها را جذب کنند. اصلا اگر کارنامه‌ی خوبی نداشته باشند قادر نیستند در ساختار قدرت بمانند. حالا سئوال این است ما کدام ساختار را داریم که می‌تواند چنین آدم‌هایی را سازمان‌دهی کند؟ شما می‎بینید حتی در فلان شرکت بسیار مهم پتروشیمی آدمی به واسطه‌ی ارتباطات سیاسی منصوب شده نه شایستگی و تخصص. به فهرست مدیران سایر شرکت‌ها نگاه کنید. همه با روابط سیاسی و ارتباطات منصوب شدند. این‌ها می‌خواهند بنگاه را متحول کنند؟ اصلا ممکن است؟

    *پس می‌شود چنین نتیجه گرفت که در یکی از بزنگاه‌های تاریخی  هفتصد- هشتصد میلیارد دلار صرف کار نمایشی و توزیع رانت و … در این مملکت شد؟

    حالا رقم ندهیم اما قطعا رقم بالایی بود و فرصت تاریخی ایران را از بین برد. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم انقلاب بالاخره فراز و نشیب داشته، ما بعد از انقلاب با جنگ تحمیلی روبه‌رو شدیم. با مشکلات دیگر مواجه بودیم اما  تا پایان دوره‌ی ریاست جمهوری آقای خاتمی کارنامه قابل قبول است اما از زمان آقای احمدی‌نژاد اوضاع تغییر کرد. دیگر شرایط مهیا نشد. نمود این داستان را در فرار مغزها و مهاجرت می‌بینید. چقدر از بهترین فارغ‌التحصیلان ایران مهاجرت کردند و رفتند؟ مگر کسی واقعا از خودگذشتگی داشته باشد تا بماند والا کسی حاضر نیست این‌جا بماند. در حالی حرف از جذب ایرانیان مقیم خارج می‌زنند که قدرت حفظ همین داخلی‌ها را هم ندارند. اصلا موقعیتی به نخبه نمی‌دهند تا زندگی خودش را شکل بدهد چه برسد به سایر قضایا. یادم هست وقتی سفیر ژاپن بودم، آقای ماهاتیر محمد مرتب به ژاپن سفر می‌کرد، توی شرکت‌ها می‌گشت و بهترین نیروها را با بهترین پیشنهادها جذب می‌کرد و می‌برد به کشورش. اصلا در ژاپن به او می‌گفتند شکارچی. الان همه شکارچی شده‌اند. امریکا دست به اخراج یک عده زده اما می‌بینید چین با آن همه جمعیت سریع اعلام کرده که اگر می‌خواهید به چین بیایید. واقعا چین نیروی انسانی کم دارد؟ امروزه تخصص، نخبگی و پیشرو بودن به مراتب بیش از گذشته اهمیت دارد.

    *در این فضا به نظر شما چه باید کرد؟

    باید از موقعیت استفاده کرد و موضع اروپا را نسبت به ایران تغییر داد.

    *در داخل، به نظر شما تیم کنونی دولت چهاردهم توانایی اداره‌ی اقتصاد را دارد؟

    من روی افراد صحبت نمی‌کنم. آشنایی چندانی با آن‌ها ندارم اما اگر بخواهم یک معیار درباره‌ی توفیق یا عدم توفیق بدهم این است که اگر این تیم بتوانند وضع موجود را حفظ کند و نگذارد اوضاع بدتر از چیزی که هست، بشود، حتما موفق است چون مشکل جای دیگری است.

    *منظورتان این است که مشکل اقتصاد ایران راه حل اقتصادی ندارد؟درست است؟

    بله راه حل اقتصادی ندارد و فقط ممکن است وضع موجود را حفظ کرد. یعنی گر اوضاع بهتر نمی‌شود، بدتر هم نشود. در این حالت یک تیم موفق است.

    *در مورد مذاکره با امریکا هم دو دید وجود دارد یکی افرادی که معتقدند این اقدام هیچ دستاوردی ندارد و برخی که می‌گویند اتفاقا مذاکره با آمریکا بخش مهمی از مشکلات را حل می‌کند.

    مذاکره معجزه نمی‌کند اما زمینه را فراهم می‌کند تا شرایط کشور عادی شود. وقتی تحریم نباشد، دیگر مجبور نیستید برای هر مبادله هزینه‌ی بیشتر پرداخت کنید. مجبور نیستید معامله‌ی خارجی را از طریق شرکت‌هایی انجام دهید که به قول معروف نیابتی باشند. همه‌چیز راحت‌تر فراهم می‌شود.

    دیگر کسی نمی‌ترسد که سرمایه به ایران بیاورد. الان همه‌ی شرکت‌های بزرگ نفتی و پتروشیمیایی و … توسط ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها و آلمانی‌ها و با کمک مهندسین خودمان ایجاد شده است. الان دیگر نه خودشان می‌آیند نه حاضرند پولشان را بیاورند. وقتی آن‌ها دوباره بیایند، تحول اتفاق می‌افتد.آن وقت می‌شود پرسید آقای وزیر اقتصاد، آقای وزیر نفت این‌قدر از زمان حل مشکلات خارجی گذشته و چرا مشکلات حل نشده. آن‌وقت است که دیگر نمی‌شود بهانه‌ آورد.

    *در حال حاضر برای برون‌رفت از بحران چه اقداماتی را پیشنهاد می‌دهید؟

    باید تکلیف اقتصاد ایران روشن شود. سه بخش در اقتصاد ایران حضور دارند؛ دولت، بخش خصوصی و خصولتی‌ها یا شبه دولتی‌ها. باید هر چه سریع‌تر تکلیف این اقتصاد را روشن کرد. خصولتی‌ها باید در اقتصاد ایران حل شوند. این بخش خودش به یک بحران تبدیل شده است. اقتصاد ایران توان ادامه‌ی فعالیت به این شکل را ندارد. عملا برخی نهادهای مذهبی هم در حال فعالیت اقتصادی هستند. باید تفکیک اتفاق بیفتد و همه‌چیز شفاف شود. این‌ها اتفاقا از مالیات معاف هستند و اصل موضوع همین جاست. چشم‌انداز پیش روی ما چشم‌انداز سخت‌تری است. من معتقدم باید با  کشورهای آسیایی و آفریقایی بیشتر کار کنیم. باید با چین مذاکره کنیم. باید مشکلات‌مان را حل کنیم. چین با ما همکاری می‌کند اما نفعی که ما در ارتباط با چین داریم بسیار کمتر از نفعی است که چین در ارتباط با ما دارد. چین تحریم را دور می‌زند چون منافع دارد. تخفیف نفتی می‌گیرد. اگر درآمد نفت ما مشمول تحریم نباشد چه خواهد شد؟ شاید باور نکنید یک زمانی اگر ما مصرف‌کننده‌ی نهایی را نمی‌شناختیم نفت نمی‌فروختیم. یعنی باید می‌دانستیم چه کسی نفت ما را مصرف می‌کند اما الان برای حل مشکل خودمان مشکل جدید ایجاد می‌کنیم.

    *منظورتان برای حل مشکل تحریم نفتی است؟

    بله دقیقا. تعداد فروشندگان نفت را افزایش دادیم. مثلا فلان نهاد بودجه می‌خواهد و ما مشکل داریم آن‌وقت برای حل مشکل به خود آن شرکت می‌گوییم تو برو و نفت بفروش. به او مجوز خاص می‌دهیم. مجوزی که نظام به شرکت ملی نفت نمی‌دهد را به دیگر فروشندگان نفت می‌دهد که بروند مشتری پیدا کنند و نفت بفروشند. برای هر دستگاهی یک ارگان موازی ساخته‌اند و ارگان موازی اختیاراتی دارد که دستگاه اصلی ندارد. یعنی برای رفع مشکل به خود دستگاه اصلی مجوز نمی‌دهند بلکه در فرآیندی پیچیده یک ارگان موازی می‌سازند و در بلندمدت کار را سخت‌تر از قبل می‌کند. این ساختار، تصمیم‌گیری را با آسیب جدی مواجه می‌کند. هر جا به مشکل خوردیم و نتوانستیم مشکل را حل کنیم مسیر انحرافی طراحی کردیم. این راه انحرافی به راه اصلی حتما ضربه زده است. این دست اقدامات منجر به ایجاد ساختاری پراکنده، پیچیده و فاقد قدرت تصمیم‌گیری می‌شود. این‌ها کم‌کم از کنترل خارج می‌شوند. کار به جایی می‌رسد دستگاه ایکس با فلان قیمت نفت را می‌فروشد و دستگاه ایگرگ با فلان قیمت. وقتی به مشکل برخوردیم به جای این‌که به شرکت اختیار بدهیم تا بحران را حل کند، آمدیم و مشکل را اضافه کردیم. این‌که می‌گویم در داخل باید ساختار درست شود، همین است. در مورد بانک‌ها هم همین بود. آمدند موسسه‌ی اعتباری کنارش ساختند و چه بحرانی ساختند.

    *این روزها به عنوان یک دیپلمات و مقام ارشد اجرایی در دولت‌های گذشته بیشتر با چه سئوالی از سوی مردم مواجه هستید؟

     همه می‌پرسند جنگ می‌شود یا نه؟

    *پاسخ شما چیست؟

    برداشت من این است که در کوتاه‌مدت جنگ نخواهد شد.

    *منظور شما از کوتاه‌مدت چه بازه‌ی زمانی است؟

    منظورم پنج- شش ماه آینده است.

    *شما یکی از کسانی هستید که گزارشی که مبنای قطعنامه ۵۹۸ شد، را تدوین کردید. زمان تهیه‌ی این گزارش فکر می‌کردید این اقدام‌تان تا این حد اثرگذار باشد؟

    ما تلاش خودمان را کردیم. آن‌چه امروز هم دنبالش می‌گردیم آدم مسئولی است که واقعیت را بازگو کند. مسئول تنها منصوب نیست. من همان زمان به دوستم آقای ایروانی که وزیر وقت اقتصاد بود،  گفتم از نظر اقتصادی ما نمی‌توانیم بجنگیم. گفت یعنی تو می‌گویی ما نجنگیم؟ گفتم من کی این حرف را زدم؟ حرف در دهان من نگذار. من فقط آمار را بازگو کردم که GDP در سال ۶۷ نسبت به ۵۷ چهل درصد کاهش پیدا کرده است. سرانه‌ی مصرف پایین امده و وضعیت این است. در این فضا آقای محسن رضایی ۱۰ میلیارد دلار و کلی ریال می‌خواهد. اگر می‌توانید این پول را تامین کنید بجنگید. گفتم دیگر نظام کوپنی هم جواب نمی‌دهد. وقتی این را گفتم، به من گفتند تو دیوانه‌ای. من توضیح دادم که با عدد و رقم حرف می‌زنم. بالاخره این شد که ما قطعنامه را پذیرفتیم. وزیر امور اقتصادی و دارایی امروز باید با شجاعت بیاید و واقعیت را بگوید. بگوید تورم چیست و نفت با تخفیف چطور فروخته می‌شود و … توضیح دهد جنگ چه هزینه‌هایی دارد و راهکار برون‌رفت از آن چیست اما من چنین سیگنالی را نمی‌بینم. زشت است بگویم اما برخی فقط می‌خواهند موقعیت‌شان را نگاه دارند. در همین فضا اگر کسی هم کار پژوهشی کرده و گفته در صورت وقوع اتفاقات قیمت ارز چه می‌شود، سریع نسبت به جای این‌که تشویقش کنند برایش مشکل ایجاد می‌کنند که چرا این پیش‌بینی را کردی.

     *حالا ارزیابی‌تان را از آینده‌ی کوتاه‌مدت گفتید، در بلندمدت چه تصوری دارید؟

    نمی‌دانم. باید کسانی که در قدرت هستند به این سئوال جواب بدهند چون آن‌ها می‌دانند چه ایده‌ای در سر دارند. یک زمانی حفظ وضع موجود برایشان خوب است و معتقدند به خاطر ایده‌ها باید بایستند. یک زمانی هم می‌گویند آماده‌اند وضع رفاه مردم تغییر کند .اگر آن‌ها بگویند آماده‌اند به مولفه‌ی اقتصادی، نه در حرف بلکه در عمل توجه کنند، آن وقت من قدرت پیش‌بینی را پیدا می‌کنم.

  • ۲۰ سال پیش برنامه نوشتیم که در سال ۱۴۰۴ به قدرت اول منطقه تبدیل شویم اما الان در بین ده کشور اول هم نیستیم!

    ۲۰ سال پیش برنامه نوشتیم که در سال ۱۴۰۴ به قدرت اول منطقه تبدیل شویم اما الان در بین ده کشور اول هم نیستیم!

    به گزارش اقتصادران، تحریم سال‌هاست گریبان اقتصاد ایران را گرفته است و حالا فعال شدن مکانیسم ماشه اقتصاد ایران را با فشاری شدیدتر از قبل مواجه کرده است. نوسان بازارهای ارز و طلا و سکه و فراگیرتر شدن رکود محصول این اتفاقات است .

    علی ماجدی دیپلمات کهنه‌کار ایران که سال‌ها تجربه‌ی حضور بر مسند معاونت در وزارت‌خانه‌های نفت و امور خارجه را داشته است،  به سئوالاتی در خصوص اینده‌ی پیش روی ایران پاسخ داد.

    وی با تاکید بر این‌که سیاست خارجی ایران نیازمند اصلاحات جدی است، به فرصت‌سوزی‌ها اشاره کرد و با طرح این موضوع که قرار بود ایران در سال ۱۴۰۴ ، از پس اجرای برنامه‌ی چشم‌انداز به قدرت اول منطقه تبدیل شود، تاکید کرد: ما اگر بخواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم باید به جایگاه واقعی خودمان در اقتصاد آسیا برسیم.

    او گفت: بعد از این سه کشور، اندونزی، ترکیه، امارات و عربستان و … قرار می‌گیرند. در حالی در این موقعیت هستیم که  بیست سال پیش برنامه نوشتیم که در سال ۱۴۰۴ یعنی همین سالی که در آن هستیم به قدرت اول منطقه تبدیل خواهیم شد. بروید ببینید چه شد که به هدف‌تان نرسیدید. چه عواملی بازدارنده بود؟ کجای راه را اشتباه رفتید؟ اگر توسعه‌ی اقتصادی اتفاق افتاده بود، الان زندگی مردم چه بود؟ اگر وضع مردم بهتر بود قدرت ما در جهان بالاتر بود یا پایین‌تر؟

    وی در جواب این پرسش که آیا نظر برخی کارشناسان مبنی بر این‌که هیچ سیاستی برای رسیدن به این هدف در این سال‌ها تدوین نشد و سیاستگذار به طور کامل اهداف را نادیده گرفت، درست است یا خیر؟ گفت: این موضوع کاملا درست است. چون اگر سیاست‌ها بر مبنای این اهداف طراحی شده بود، وضع این طور نمی‌شد.

    ماجدی گفت: البته ما کلا کشوری هستیم political oriented. یعنی بر مبنای سیاست، طراحی‌هایمان صورت می‌گیرد. مثلا در ژاپن و آلمان، قدرت بر مبنای اقتصاد شکل می‌گیرد. به عنوان مثال خانم مرکل هر جا می‌رفت مدیران کارخانه‌های بزرگ آلمان را با خود می‌برد. می‌گفت آلمان یعنی این‌ها. یعنی بنز و بی‌ام و و … در ژاپن هم همین است. شما الان بپرسید که رییس‌جمهور کره‌ی جنوبی کیست؟ بالاترین مقام اندونزی چه نام دارد؟ کسی نمی‌داند؛ اما همه می‌دانند رییس‌جمهوری آمریکا کیست یا نام رییس‌جمهور فرانسه چیست. چون این دو کشور در حیطه‌ی سیاسی خود را مطرح می‌کنند. در جمهوری اسلامی هم توجه به سیاست است. پس وقتی شما سیاست مد نظرتان است، طبیعی است که بر مبنای اقتصاد سیاست‌هایتان را تنظیم نکنید.

    وی گفت: مساله این است که وضعیت امروز ما بدتر از وضعیتی است که در آن برنامه تدوین کردیم و هدف تعریف کردیم. جایگاه ما در اقتصاد آسیا هم ضعیف شده است. نکته این‌جاست که اگر این مساله برای کشور مهم است، باید بیایند در این مورد صحبت کنند اما اگر مهم نیست که من حرفی ندارم.

    سیاست خارجی نیاز به بازسازی دارد

    ماجدی تاکید کرد: من به صراحت می‌گویم سیاست خارجی ما نیاز به یک بازسازی اساسی دارد. منظورم فقط در قبال آمریکا نیست. هر چند همه‌ی جهان به هم پیوسته است و هنوز ۲۵ درصد اقتصاد جهان متعلق به آمریکاست و سیاست پولی این کشور هنوز در جهان اهمیت فراوان دارد اما ادامه‌ی این راه باعث می‌شود  استهلاک از سرمایه‌گذاری پیشی بگیرد.

    معاون اسبق وزارت نفت ادامه داد: اخیرا در جلسه‌ای سفیر ژاپن به من می‌گفت در این منطقه فقط کشور شما زیرساخت خوبی دارد و ترکیه. درست هم می‌گوید. ما نباید با کشورهای کوچک منطقه مثل قطر و .. قیاس شویم . ما باید جایگاه خودمان را به دست بیاوریم.

    تحریم‌های جدید چه تاثیری بر اقتصاد ایران دارد؟

    ماجدی در پاسخ به این پرسش که تحریم‌های تازه و اجرای مکانیسم ماشه چه تاثیری بر اقتصاد ایران به جا خواهد گذاشت؟ گفت: ایران سال‌هاست با تحریم روبه ‎روست اما طبیعتا در شرایط تازه فشار زیاد می‌شود .

    او گفت: میزان فشاری که به اقتصاد ایران وارد می‌شود بستگی به نوع عملکرد دولت‌ها دارد. مواقع دولت‌هاست که روشن می‌کند تبعات این موضوع چیست. مثالی می‌زنم تا روشن شود مشکل چیست. پیش از این وقتی آمریکا از برجام خارج شد، دولتی مثل دولت آلمان منعی برای تجارت شرکت‌هایش با ایران ایجاد نکرد. می‌گفتند شما می‌توانید با ایران تجارت کنید اما اگر به تحریم امریکا روبه‌رو شدید، توقع کمک از دولت نداشته باشید.

    وی تاکید کرد: همین موضوع اهمیت استفاده از فرصت کنونی برای مذاکره و اثرگذاری بر روند تحریم را نشان می‌دهد.

    ماجدی در پاسخ به سئوالی مبنی بر این‌که پیش‌بینی‌تان در مورد وقوع جنگ احتمالی چیست؟ گفت: افکار عمومی این روزها دغدغه‌ای جدی در این حوزه دارد. ارزیابی من این است که حداقل، در کوتاه‌مدت یعنی تا پنج – شش ماه آینده جنگی در نخواهد گرفت.

    مشروح این مصاحبه طی روزهای آتی منتشر خواهد شد.

  • سود انقلاب نصیب همسایگان ایران شد/ شعار نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ، دیگر جواب نمی‌دهد / در یک دست ترامپ چماق هست در یک دستش هویج!

    سود انقلاب نصیب همسایگان ایران شد/ شعار نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ، دیگر جواب نمی‌دهد / در یک دست ترامپ چماق هست در یک دستش هویج!

    به گزارش اقتصادران «با شعار انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست، ۴۰۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم و با حساب عدم‌النفع آن هزار میلیارد دلار خسارت کلی روی دست ایران گذاشتند.» علی ماجدی، معاون اسبق امور بین‌الملل وزارت نفت و سفیر اسبق ایران در کشورهای ژاپن و آلمان در گفت‌وگو با برنامه صدای دیپلمات با بیان این نکته، به ماجراهای خروج یکباره آمریکا از برجام اشاره می‌کند و در مورد چرایی این اقدام از سوی دونالد ترامپ می‌گوید: «آن زمان آنچه که آمریکایی‌ها می‌گفتند این بود که چه دلیلی دارد با برجام کشورهای دیگر با ایران تجارت داشته باشند اما آمریکا خیر؛ از قرار معلوم به این دلیل بوده که خودروسازان آمریکایی و دیگر تجار این کشور می‌خواستند به ایران بیایند اما به آن‌ها اجازه ورود داده نشده بود.»

    او در مورد امکان دستیابی به توافق در دولت جدید ترامپ نیز معتقد است: «در حال حاضر یک نوع سردرگمی در کشور ما وجود دارد. به قول سیاسیون در یک دست ترامپ هویج است و یک دستش چماق. چماق‌اش همان فشار حداکثری است و هویج‌اش هم گفت‌وگو است. این سیاست چماق و هویج خیلی شناخته‌شده است. از طرف دیگر در داخل کشور هم ما می‌بینیم که دولت دنبال مذاکره است و حاکمیت هم در طرف دیگر تردید دارد اما مانند سابق آن را رد نمی‌کند؛ یعنی اگر به حرف‌های آقای خامنه‌ای هم دقت کنیم گفته شده که این مذاکرات باید با سه عنصری که ذکر شده، انجام شود و به همین جهت مخالفت می‌کنند. البته اگر مخالفت‌های ایشان را با مخالفت‌های سابق مقایسه کنید مشاهده می کنید که متفاوت است.» مشروح گفت‌وگوی علی ماجدی با برنامه صدای دیپلمات را در ادامه می‌خوانید.

    ***

    ابزار دیپلماسی، گفت‌وگوست

    *در حال حاضر داغ‌ترین خبر این روزها بحث مذاکرات میان ایران و آمریکاست. بعد از حضور دوباره دونالد ترامپ در کاخ سفید مجدداً بحث مذاکرات به صدر اخبار بازگشته است. گفته می‌شود هم طرف آمریکایی ابراز تمایل و هم ایران اعلام کرده که هیچگاه از پای میز مذاکره بلند نشده‌ است. دیدگاه شما در رابطه با این موضوع چیست؟ این مساله را هم مدنظر قرار بدهیم که ترامپ چند روز پیش فرمانی را امضا کرد که می‌توان گفت طبق آن خرید نفت ایران به صفر می‌رسد و مدعی هم بود که علی‌رغم میل باطنی این کار را انجام می‌دهد. آقای خامنه‌ای اخیرا در بحث مذاکرات نقطه‌نظراتی را بیان کردند که به باور بعضی‌ها روند مذاکرات ادامه پیدا نمی‌کند، اما برخی معتقد بودند که این می‌تواند آغازی باشد برای انجام مذاکرات چرا که رهبر انقلاب از تجربه پیشین ایران در بی‌تعهدی غرب سخن گفتند و رئیس‌جمهور جدید آمریکا می‌تواند یک تجربه جدید را به نمایش بگذارد. دیدگاه شما در این رابطه چیست؟

    در ابتدا باید بگویم که ابزار دیپلماسی، گفت‌وگوست. یعنی اگر ما به دیپلماسی باور داریم ابزار آن گفت‌وگوست و غیر از آن ابزار دیگری برای دیپلماسی وجود ندارد. در رابطه با مباحثی هم که الان پیرامون این قضیه مطرح می‌شود می‌توانیم به گذشته برگردیم و ببینیم واقعاً چه مراحلی طی شده است که ما حالا می توانیم به راحتی از مقوله مذاکره سخن بگوییم.

    اگر به روندهایی که از ابتدای انقلاب تا به امروز داشتیم نگاهی بیاندازیم درمی‌یابیم که حتی یک زمانی با صحبت از موضوع «مذاکره» هم برخورد می‌شد. ما این روند را طی کردیم تا آن زمان که «مک‌فارلین» و مرحوم هاشمی رفسنجانی در زمان جنگ مذاکراتی را انجام دادند و یکسری رفت‌وآمدها داشتند که البته بعداً برملا شد. روند معمول در کشور ما اینطور بوده است که واقعیت‌های رخ داده همیشه یا انکار یا خیلی با سختی بیان شده است. به شکلی که انجام مذاکرات معادل این بود که جنایت کرده‌ایم.

    ولی ما دیدیم که در برجام با ۱+۵ که متشکل از ۵ عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان بودند نشستیم و مذاکره کردیم. نتایج مذاکرات هم طبق نظر اکثریت برد ـ برد بود. بالاخره شما وقتی مقابل ۶ قدرت بین‌المللی می‌نشینید خیلی آسان نیست و به نظرم جای تقدیر هم از آقای ظریف و هم تیم پشتیبانی وجود دارد که نتایج قابل قبولی حاصل شد. یک سال پس از آن ترامپ از برجام خارج شد، اما اگر فراموش نکرده باشیم آقای روحانی به عنوان رئیس‌جمهور وقت، صحبت از برجام ۲ و ۳ کرد، یعنی ما قصد داشتیم وارد یک پروسه مذاکره شویم تا مشکلاتمان با آمریکا حل شود. خب آن موقع اجازه داده نشد و بعد هم وقایعی رخ داد که آمریکایی‌ها در هر حال مدعی شدند. دقت کنید که ترامپ شخصیتاً تاجرپیشه است. درست است که در رأس بالاترین قدرت دنیا نشسته است، اما یک مقدار هم تاجرپیشه است.

    *خب ما این نگاه تاجرپیشگی را هم ۴ سال پیش داشتیم، اما تحریم شدیم. یعنی همین نگاه تاجرپیشه بودن ترامپ …

    اتفاقاً به همین خاطر تحریم شدیم.

    *چرا؟

    زیرا آمریکایی‌ها می‌خواستند وارد بازار ایران شوند.

    پس از برجام به آمریکا اجازه ندادیم وارد بازار ایران شود و تحریم شدیم

    *یعنی همان موقع آمریکا خواست که وارد بازار ایران شود و ایران تمایل نداشت و ما تحریم شدیم؟

    بله. درواقع آن زمان آنچه که آمریکایی‌ها می‌گفتند این بود که چه دلیلی دارد (با برجام کشورهای دیگر با ایران تجارت داشته باشند اما آمریکا خیر). دقت کنید که برای آمریکا از سوی ایران تهدید امنیتی وجود ندارد، ما کجا، آمریکا کجا؟! چه از نظر مسافت و چه از نظر قدرت. تعارف که نداریم. بنابراین (آمریکا) گفت من بیایم مذاکره کنم و آن موقع هم اگر یادمان باشد آقای روحانی گفت که باید با کدخدا مذاکره کنیم. بالاخره من وقتی سفیر وقت ایران در آلمان بودم. آن‌جا مذاکرات انجام می‌شد و کنفرانس مونیخ هم همانجا برگزار شد.

    *بین ایران و آمریکا؟

    بین ۵ کشور انجام می‌شد، اما مذاکرات جداگانه‌ای هم آقای ظریف با آقای کری داشت.

    *یعنی آمریکایی‌ها خواستند که در قالب همان مذاکرات مونیخ و مذاکرات دیگر وارد بازار ایران شوند. خب دلیل ما چه بود که اجازه ندادیم آمریکایی‌ها بیایند؟ چون در قالب ۱+۵ این فرصت باید برای همه کشورها مهیا می‌شد.

    وقتی برجام امضا شد، من به عنوان سفیر ایران در آلمان حضور داشتم و می‌گویم اولین کسی که وارد ایران شد آقای زیگما گابریل معاون صدراعظم، خانم مرکل و وزیر اقتصاد آلمان بود و پس ا‌ز آن از هر ۱۶ ایالت آلمان به ایران آمدند. در آلمان ایالتی نبود که از ایران دیدار نکند.

    *من هنوز پاسخ سئوالم را نگرفتم، چرا ایران اجازه نداد آمریکایی‌ها به ایران بیایند و سرمایه‌گذاری کنند؟

    چرا از من می‌پرسید؟ من شنیده‌ها را می‌گویم.

    ترامپ از برجام خارج شد چون به تجار آمریکایی اجازه ورود به ایران داده نشد

    *می‌خواهم بدانم شنیده‌هایتان چه بوده است؟

    از قرار معلوم به این دلیل بوده که خودروسازان آمریکایی و دیگر تجار این کشور می‌خواستند به ایران بیایند اما به آن‌ها اجازه ورود داده نشده بود.

    *به همین دلیل هم ترامپ تحریم‌های مجدد را اعمال کرد؟

    بله. گفت چرا من امضا کنم و منافع آن را اروپایی‌ها ببرند؟ بالاخره اگر ادامه پیدا می‌کرد (شرایط دیگری رقم می‌خورد!) شما بدانید که در حال حاضر ما عنوان دارنده دومین منبع گازی دنیا و چهارمین منبع نفت جهان را داریم.

    ایران بالقوه یک زمینه توسعه اقتصادی دارد و نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان است که این سرمایه‌گذاری‌های کلان هم می‌تواند اقتصاد ما را در یک دهه واقعاً دگرگون کند

    *ولی آنقدر تجهیزات‌مان فرسوده است که امکان برداشت نداریم.

    من هم می‌خواهم همین را بگویم. یعنی ایران بالقوه یک زمینه توسعه اقتصادی دارد و نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان است که این سرمایه‌گذاری‌های کلان هم می‌تواند اقتصاد ما را در یک دهه واقعاً دگرگون کند و هم کشورها و شرکت‌هایی که مربوط به کشورهای مختلف هستند سود ببرند. اگر ما به قطر، عربستان و امارات نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که وقتی یک سرمایه‌گذاری انجام می‌شود هر شرکت تولیدکننده، شرکت‌هایی که درگیر هستند را با خود پای میز مذاکره می‌برد. مذاکره می‌کنند و سود حاصل از این تولید و مصارف بین طرفین تقسیم می‌شود.

    *در شرایط فعلی که به قول شما ترامپ تاجرمسلک است، خب این همان ترامپ است. اگرچه به نظر می‌رسد رویه‌هایش نسبت به ایران بهتر شده است،اما فکر می‌کنید در این شرایط، ما پای میز مذاکره می‌نشینیم؟ چه زمانی می‌نشینیم؟ و نتایج را چطور می‌بینید؟

    در حال حاضر یک نوع سردرگمی در کشور ما وجود دارد. به قول سیاسیون در یک دست ترامپ هویج است و یک دستش چماق. چماق‌اش همان فشار حداکثری و هویج‌اش هم گفت‌وگو است. این سیاست چماق و هویج خیلی شناخته‌شده است. از طرف دیگر در داخل کشور هم ما می‌بینیم که دولت دنبال مذاکره hست و حاکمیت هم در طرف دیگر تردید دارد اما مانند سابق آن را رد نمی‌کند. یعنی اگر به حرف‌های آقای خامنه‌ای هم دقت کنیم گفته شده که این مذاکرات باید با سه عنصری که ذکر شده، انجام شود و به همین جهت مخالفت می‌کنند. البته اگر مخالفت‌های ایشان را با مخالفت‌های سابق مقایسه کنید مشاهده می کنید که متفاوت است، لذا بلافاصله بعد از صحبت‌های آقای خامنه‌ای سخنگوی دولت توییتی زد و گفت «ما اگر با این شرایط مذاکره کنیم…» بنابراین می‌توان این نتیجه را گرفت که می‌شود مذاکره کرد. یعنی ما ننشستیم که به یک اجماع برسیم. وقتی شما به اخباری که در خارج از ایران پخش می‌شود نگاه می‌کنید. هر کسی که در هر حال به ایران علاقه‌مند است ممکن است این‌ها را بخواند و بداند که اروپا و دنیا چگونه به ما نگاه می‌کنند.

    مهم‌ترین دستاورد اتحادیه اروپا برجام بوده است

    *نگاه اروپا الان نسبت به ما چطور است؟ آیا نگاه اروپا نسبت به ایران تغییر حاکمیت است؟ این نگاه به دنبال تغییر وضعیت مردم ایران با توجه به شرایط اقتصادی‌ای که در حال حاضر در کشور ما وجود دارد، است یا خیر؟ فکر می‌کنید چه نگاهی به ما دارند؟

    من این صحبت را در یکی، دو مصاحبه دیگر هم گفته‌ام؛ مهم‌ترین دستاورد EU به عنوان یک مجموعه «برجام» بوده است. بنابراین آن‌ها علاقه داشتند که برجام را ادامه بدهند و به این قضیه شک نکنید. درست است که نقش آمریکا در طول مذاکرات پررنگ‌تر بود، اما در هر حال نقش EU3 به ویژه با توجه به بازی‌هایی که فرانسوی‌ها و انگلیس‌ها در روند مذاکرات داشتند – انگلیسی‌ها کاملاً در راستای آمریکا حرکت می‌کنند و شاید خط اصلی را هم انگلستان می‌داد – ما نمی‌خواهیم مثل سابق دایی‌جان ناپلئون باشیم اما در هر حال حقیقتاً وقتی شما در محافل دیپلماتیک صحبت می‌کنید مشاهده می‌کنید که قدرت دیپلماتیک انگلستان در هر حال به روایت خود اروپایی‌ها از همه قوی‌تر است. حال به علت سوابق طولانی یا هر چیز دیگری، در تاثیر بر روند مذاکرات گاهی انگلستان صحبت‌هایی داشت و گاهی هم فرانسوی‌ها ورود می‌کردند، اما در مجموع بالاخره تن به این قضیه (توافق برجام) دادند.

    یعنی تجسم کنید در آن مذاکرات، آمریکا درواقع مهم‌ترین نقش را داشت و در کنار این کشور اروپایی‌ها، روسیه و چین بودند. برای پایان کار هم عملاً اروپایی‌ها به ویژه آلمان کمک بیشتری از دو کشور دیگر داشت. نه این‌که بنده در آلمان حضور داشتم این را می‌گویم؛ خیر. همان زمان نیز اشتیاق آلمانی‌ها مشخص بود چون اولین کشوری که به ایران آمد و بیشترین هیأت‌ها بعد از برجام را راهی ایران کرد، آنها بودند. این داستان مربوط به حالا هم نیست، حتی مربوط به بعد از انقلاب هم نیست. از پیش از انقلاب هم آلمانی‌ها سعی داشتند با ایران روابط خوبی داشته باشند. خب این انجام شد همان عکسی که آقای ظریف و بقیه (وزرای خارجه) بودند را به خاطر بیاورید که وزیر خارجه روسیه غایب بود، بعدها آقای ظریف در مورد روسیه موضوعاتی را بیان کرد (فایل صوتی). هرچند قرار نبود که پخش شود، اما پخش شد. برای خودشان هم مشکلاتی ایجاد کردند، اما موضوعات آن واقعیتی بود که بیان شد. به صورت کلی در رابطه با برجام نگاه دموکرات‌ها با جمهوری‌خواهانی چون ترامپ فرق داشت، آن‌ها کم‌وبیش نگاه دیگری داشتند. البته نه به عنوان استراتژی بلکه حداقل به عنوان یک تاکتیک؛ برای ترامپ منافع اقتصادی در اولویت قرار داشت. می‌گفت ما این مذاکرات را انجام دادیم. ما مذاکره کردیم و آلمان، فرانسه، انگلستان و… بیایند و بروند (از منافع اقتصادی برخوردار شوند) ولی آمریکا نیاید؟!

    ما ثابت کردیم آدم‌هایی داریم که می‌توانند مذاکره کنند و می‌توانند به وضعیت برد ـ برد برسند

    *الان وضعیت را چطور می‌بینید؟

    الان در هر حال شرایط فرق کرده است. من می‌خواهم سوال کنم نفس مذاکره اشکالی دارد یا خیر؟ ما باید در این رابطه بحث کنیم. من جای دیگر هم گفتم که ترامپ رفت با کره شمالی مذاکره کرد و به هیچ‌جا هم نرسیدند و به نقطه اول برگشتند. اتفاقی افتاد؟ خیر. نه سیاست کره شمالی تغییر پیدا کرد و نه سیاست آمریکا. درست است که قاعدتاً ترامپ با آن زبانش گاهی اوقات از کره شمالی به عنوان یک دوست نام می‌برد، اما کره شمالی که دست از مسائل هسته‌ای‌اش برنداشته است، آمریکا و همه دنیا هم نگران این هستند. بنابراین وقتی شما مذاکره می‌کنید، اگر فکر می‌کنید که توان مذاکره ندارید که به نظر من دارید موضوع دیگری است. ما ثابت کردیم آدم‌هایی داریم که می‌توانند مذاکره کنند و می‌توانند به وضعیت برد ـ برد برسند.

    ایران مایل به مذاکره با آمریکا است

    *در حال حاضر شرایط  برای انجام مذاکرات میان ایران و آمریکا به چه صورتی است؟ فکر می‌کنید این مذاکرات انجام می‌شود یا خیر؟ البته لطفاً تمام شرایط کشور، منطقه و جهان را در نظر بگیرید.

    واقعاً اگر من با قاطعیت بخواهم بگویم مذاکره انجام می‌شود، ایرانی‌ها مایل به این کار هستند. ایرانی‌ها به اصطلاح عامیانه با دست پس می‌زنند و با پا پیش می‌کشند. علت هم این است که مجموعه دولت و حاکمیت هنوز به یک جمع‌بندی واحد نرسیده است. درست است که ما می‌گوییم قدرت داریم، من نمی‌گویم قدرت نداریم اتفاقاً قدرت هم داریم، اما در هر حال فاصله بین حاکمیت، دولت و مردم فاصله‌ زیادی شده است و اکثر مردم از شرایط اقتصادی ناراضی هستند.

    وقتی این شرایط حاکم است شما می‌خواهید چه کار کنید؟ آیا با امکانات داخلی می‌توان این کار را کرد؟ اگر می‌شد که تا به حال انجام می‌دادیم. ما الان به کجا نگاه کنیم؟ ناترازی‌هایی که وجود دارد؟ ظاهراً قدغن هم شد که راجع به ناترازی صحبت کنیم. در نظر بگیرید که دارنده دومین منبع گازی و سومین یا چهارمین منبع نفتی دنیا هستیم (اما شرایط اقتصادی به این صورت است). الان همین تعطیلاتی که این روزها شاهد آن هستیم به خاطر کمبود گاز است. از طرف دیگر با آمارهای موجود حدود ۴۰ درصد از ذخایر زیرزمینی ما با کشورهای دیگر مشترک است اما به دلیل فرسودگی تجهیزاتمان امکان برداشت نداریم. به این نکته توجه کنید که تمام ثروت ملی مربوط به این نسل نیست، مربوط به همه نسل‌ها و همه ایرانی‌هاست. خب ما این فرصت‌ها را داریم از دست می‌دهیم. کدام نیرو و شرکت ایرانی الان می‌تواند هم به تکنولوژی و هم به پول دسترسی داشته باشد؟ تازه اگر هم داشته باشد بازار آن کجاست؟

    شعار نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ، دیگر جواب نمی‌دهد

    *یعنی شما می‌گویید این سیستم نه مذاکره و نه جنگ الان دیگر جواب نمی‌دهد؟

    قطعاً جواب نمی‌دهد. من به عنوان یک کارشناس با قاطعیت می‌گویم که جواب نمی‌دهد.

    *بله چون در حوزه‌های اقتصادی هم فعالیت داشتید.

    من در سیاست، نفت، اقتصاد و بانک مرکزی فعالیت داشتم. در حال حاضر باید به ثروت کشور توجه کنید، دنیا در حال رفتن به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر و انرژی‌های نو است. اگر منابع نفت و گاز موجود در ایران زمانی دیگر قابل استفاده نباشد؛ نسل‌های آینده نه تنها حکمرانی‌ را بلکه حق دارند مردم ایران را هم محکوم کنند. می‌گویند که شما می‌دانستید دنیا دارد به این سمت می‌رود چرا استفاده نکردید. در آلمان برنامه‌ریزی حاکی از آن است که در سال ۲۰۳۵، ۷۰ درصد نیازشان به انرژی از انرژی‌های تجدیدپذیر تامین شود.

    قطعاً هیچ کسی دلش برای ما نمی‌سوزد

    *همین کشورها خصوصاً کشورهای اروپایی به ویژه آلمان نگاه‌شان به مردم ایران به چه صورت است؟ وضعیت اقتصادی ایران مشخص است، خیلی‌ها بر این باورند که برای غرب و البته کشورهای اروپایی، مردم ایران اهمیت خاصی ندارند و علی‌رغم هر آنچه در رسانه‌هایشان نشان می‌دهند از حفظ شرایط موجود در ایران استقبال می‌کنند. خب یک بخش این است که مردم ایران به خارج از مرزهای خودشان امید نداشته باشند و یک بخش هم این است که به هر حال شرایط همین است. یعنی آن کشورها خیلی دلشان برای مردم ایران نمی‌سوزد. شما هم این را موضوع را تایید می کنید؟

    قطعاً هیچ کسی دلش برای ما نمی‌سوزد. با قاطعیت این را می‌گویم.

    *یعنی از تداوم وضع موجود ایران هم حمایت می‌کنند؟

    ببینید زمانی که من در آلمان حضور داشتم آقای «جو کایزر»، مدیرعامل وقت زیمنس، موضوعی را در یکی از دیدارهای خصوصی ما مطرح کرد. او گفت در ملاقاتی با خانم مرکل به او گفتم که دنیا دارد به سمت چند قطبی شدن می‌رود. در این جهان یکی از قطب‌های برتر آمریکا است؛ بحث از نظر اقتصادی بود. یک قطب چین و قطب سوم باید اروپا – اتحادیه اروپا و مجموعه اروپا – باشد. او می‌گفت که به صدراعظم وقت آلمان گفتم که «ما ۴ مؤلفه مهم برای قدرت اقتصادی داریم و از این ۴ مؤلفه ۲ مؤلفه‌اش را در اروپا داریم.» خب آن مؤلفه‌ها چه بود؟ او اظهار داشت «اولین مؤلفه تکنولوژی است؛ ما در مجموعه اروپا یعنی در آلمان، فرانسه، ایتالیا و… از مؤلفه تکنولوژی برخوردار هستیم. مؤلفه دومی که نام بردند یک پول قوی است؛ یورو درواقع به عنوان یک پول بین‌المللی شناخته شده است، البته اصلاً قابل مقایسه با دلار نیست – اگر لازم شد بعداً توضیح می‌دهم – اما در جایگاه خود، بسیار قدرتمند است.» کایزر تصریح کرد «اما دو مؤلفه دیگر یکی بازار مصرف است و یکی هم مساله مواد اولیه و انرژی. ما هم در زمینه انرژی کمبود منابع داریم، هم مواد اولیه کمی داریم. اما آمریکا در هر حال، هر ۴ مولفه را دارد. چین هم پول و قدرت را ندارد هنوز یوان به آن صورت پول جهانی نیست،‌ اما بازار مصرف خودش کافی است به ویژه که الان گفته می‌شود چین بزرگترین کارخانه دنیاست؛ به علت نیروی کار ارزان. بنابراین خودش بازارهایش را هم دارد.»

    به گفته این مدیر آلمانی، کشورهای اروپایی اگر بخواهند این دو مؤلفه (منابع و مواد اولیه) را پر کنند و قدرتمند شوند باید نگاه‌شان به خاورمیانه و روسیه باشد. (این موضوعات در حضور آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین آلمان بیان شده است). چرا؟ «اولاً خاورمیانه و روسیه دارنده منابع ارزشمند انرژی و نفت و گاز جهان هستند. در خاورمیانه کشورهایی چون ایران، عربستان و… مرکز انرژی هستند و بازار خاورمیانه و روسیه کمبود بازار ما را پوشش می‌دهد. در میان کشورهای خاورمیانه هم اولویت نخست ما ایران و بعد هم مصر است.»

    ببینید همه به دنبال منافع خودشان هستند، هیچ‌کس به دنبال منافع هیچ کشور دیگری نیست چه برسد به مردم و حاکمیت‌اش. هیچ‌کسی دلش برای هیچ‌کسی نمی‌سوزد. این حرف نشان می‌دهد که آن‌ها نشستند و بررسی کردند منافع شان در همکاری با کدام کشور است. ما الان به قدری دچار روزمرگی شدیم که خودمان هم متوجه نیستیم و الان فقط داریم روزانه مملکت را اداره می‌کنیم. ما کجا توانستیم بگوییم با آلترناتیوهای مختلف برنامه داریم. گاهی اوقات گفته می‌شود، اما نتیجه‌اش چه شده است؟ در سال ۲۰۱۸  و زمانی که من به عنوان سفیر ایران در برلین بودم، آلمان ۶ سناریو داشت که سناریوی ششم‌اش این بود که اگر روزی اتحادیه اروپا از هم بپاشد چه کاری باید انجام دهند. یعنی می‌خواهم بگویم احتمال فروپاشی اتحادیه اروپا که موضوعی خارج از ذهن است هم برای این کشورها مطرح بوده و برای آن سناریو داشته‌اند. گرچه الان ناسیونالیسم در کشورهای اروپایی گسترش پیدا کرده‌اند یعنی هم در فرانسه و هم در آلمان و می‌بینید که حزب جایگزین برای حزب حاکم هم مطرح است اما به هر حال در سال ۲۰۱۸ هنوز این موضوعات مطرح نبود و هنوز هم به مرز فروپاشی نرسیده‌اند. یعنی ۶ آلترناتیو مطرح می‌کنند که آلترناتیو ششم‌ آن حتی ممکن است تا یکی، دو دهه دیگر رخ ندهد. ما کجا چنین کارهایی می‌کنیم؟

    اروپا از مردم ایران تا زمانی که در راستای منافعش باشد حمایت می‌کند

    *ما نگاه اروپا را نسبت به خودمان چطور می‌بینیم؟ نگاه‌شان آیا سیستم‌محور است و از حکومت و نظام جمهوری اسلامی و تداوم وضعیت موجود حمایت می‌کند یا واقعاً درد و رنج مردم ایران در بحث‌های اقتصادی دیده می‌شود؟ اگر درد و رنج مردم ایران در بحث اقتصادی دیده شود بحث تحریم‌ها به میان می‌آید که سنگینی کار برای مردم ایران است.

    ممکن است دیده شود، نه این‌که به صورت عام دیده شود، ولی هیچ برنامه‌ای ندارند. آن‌ها می‌گویند ما دنبال منافع خودمان هستیم و ما چه کار داریم که مردم آن‌جا (ایران) به این شکل هستند، خب خودشان باید بپاخیزند و خودشان مشکل خودشان را حل کنند. حتی اگر ما برای آن‌ها دلسوزی کنیم اتفاقی نمی‌افتد. اگر منافع من و دلسوزی‌ام ایجاب کند، خب بله من آماده هستم، اما اگر به منافع من ضرر بزند چه کاری باید انجام بدهم؟ الان اروپا با آمدن ترامپ هم مشکل پیدا کرده است و بحث این است که باید چه کار کنند؟

    اگر ۲ میلیون بشکه صادرات داشتیم، ماکسیمم نفتی که به کل اروپا می‌فروختیم ۶۰۰ هزار بشکه بود/ بازار نفت ایران بیشتر در شرق آسیا بوده است

    * کشورهای اروپایی قبل از تحریم‌های اوباما و حتی زمان برجام همیشه جزو مشتریان نفت ما بوده‌اند. خیلی از پالایشگاه‌های کشورهای اروپایی نظیر آلمان قبلاً با نفت ایران کار می‌کردند. ما از قِبَل فروش نفت‌مان به آلمانی‌ها چه تجهیزاتی را وارد می‌کردیم؟ صرفاً تجهیزات صنعتی بود و اگر صنعتی بود در کدام حوزه‌ها؟

    بازار نفت ایران کلاً معطوف به فروش نفت به کشورهای آسیای شرقی بوده است. یعنی زمانی که ما ۲میلیون و ۳۰۰، ۴۰۰ هزار بشکه نفت (البته خیلی به ندرت چون مصرف داخلی بالاست) تولید می‌کردیم اگر ۲ میلیون بشکه صادرات داشتیم، ماکسیمم نفتی که به کل اروپا می‌فروختیم ۶۰۰ هزار بشکه بود. بازار نفت ایران بیشتر در شرق آسیا بوده است.

    *ولی به اروپا هم فروش داشته‌ایم.

    بله گفتم ۶۰۰ هزار بشکه بود.

    *درست است که آلمانی‌ها مشتری‌های اصلی ما بوده‌اند؟

    آلمان، فرانسه، چین، ایتالیا و… در هر حال ما به اروپایی‌ها نفت می‌فروختیم و شرکت‌های نفتی اروپایی در ایران خیلی فعال بودند.

    *مثلاً از آلمان چه چیزی وارد می‌کردید؟

    بیشتر وسایل صنعتی.

    *مثلاً در چه حوزه‌ای؟

    در همه حوزه‌ها فعال بودند.

    در میان کشورهای اروپایی همیشه آلمان شریک اول ما بوده است/ مجموع تجارت خارجی ما با آلمان جمعاً یک میلیارد و سیصد میلیون یورو است

    *آیا تجهیزات نظامی و انتظامی هم از آلمان وارد کرده‌ایم؟

    اگر هم باشد این مسائل معمولاً برملا نمی‌شود، یعنی اقلامی نیست که برملا شود. اخیراً اتاق بازرگانی ایران – آلمان از من دعوت کردند تا به عنوان مشاور اتاق در آنجا حضور داشته باشم و آمارها را هم ملاحظه کردم. بیشتر تجهیزات صنعتی بود. همین الان هم کم و بیش تجهیزات صنعتی از آلمان وارد می‌شود. در میان کشورهای اروپایی همیشه آلمان شریک اول ما بوده است و حتی در شرایط فعلی هم تقریباً فکر می‌کنم اینطور باشد. مجموع تجارت خارجی ما با آلمان جمعاً یک میلیارد و سیصد میلیون یورو است. بیشترین حجم همکاری حوزه انرژی ما با آلمان، فرانسه و ایتالیا بود چرا که انگلستان بعد از انقلاب وارد حوزه‌های نفتی ما نشد. اما شرکت توتال وارد شد و شرکت لاسمو هم در اسپانیا وارد شد، شرکت آجیپ هم همین‌طور.

    *برتیش‌پترولیوم هیچ‌وقت به ایران نیامد؟

    هیچ‌وقت نیامد، اما آجیپ، اِنی، توتال، لاسمو وارد شدند و حتی شل که در هر حال شرکت هلندی ـ انگلیسی است هم در ایران حضور داشت. این‌ شرکت ها همه به ایران وارد شدند.

    باید در اروپا و دنیا بگردیم کشورها یا شرکت‌هایی را بیابیم که کلاً تجارت‌شان با آمریکا صفر است/ شرکت‌هایی که توان مالی و تکنولوژی دارند، وارد بازار ایران نمی‌شوند

    *بسیاری از شرکت‌های بزرگ انرژی بعد از این‌که دیدند در دور نخست ریاست جمهوری ترامپ نمی‌توانند کاری انجام بدهند از ایران رفتند، اما دفاترشان را کامل در ایران تعطیل نکردند. فکر می‌کنید در این شرایط واقعاً جا دارد که بخواهند به ایران بیایند و دوباره کار کنند. البته نه فقط در حوزه نفت و گاز؛ بازار ایران برای این کشورها یک بازار دست‌نخورده است و با توجه به جمعیت ۸۰ میلیونی شاید بتوانند در حوزه‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنند. من می‌دانم که بزرگ‌ترین صنایع مخابراتی ما دست آلمان‌ها بوده است، آیا هنوز هم جایی برای فعالیت شرکت‌های بزرگ اقتصادی و تجاری جهان در ایران وجود دارد؟

    من خاطرم هست وقتی وارد آلمان شدم مجموعه تجارت ایران ـ آلمان ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو بود. ما تحت تحریم سازمان ملل بودیم، الان تتها تحریم‌های آمریکاست که بقیه کشورها را مجاب کرده که با ایران وارد مبادله نشوند. مثلاً موسساتی چون «با بافا» که مجوزهای صادراتی آلمان را صادر می‌کند یا «بافین» که کارهای بانکی و بیمه‌ای آلمان را انجام می‌دهد و درواقع مؤسسات بالادستی هستند و مدیرانشان در پاسخ به درخواست من برای آغاز مجدد همکاری با ایران می‌گفتند شما تحریم هستید. به آنها گفتم خب تحریم هستیم از این ۲ میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو سهم آلمان نزدیک به ۲ میلیارد یورو است، شما پول‌تان را چطور می‌گیرید؟ هیچ شرکت آلمانی هم نیامد به من بگوید که من به فلان شرکت ایرانی کالایی را فروختم و پولم‌ را هم نگرفتم، شما به ما کمک کنید. می‌خواهم بگویم راه آن را بلد هستند.

    در این شرایط ایران ممکن است ما هنرمان این باشد که تحریم‌ها را دور می‌زنیم. اما ببینید وقتی ما می‌گوییم تحریم‌ها را دور می‌زنیم چقدر برایمان هزینه دارد. بعد هم آن شرکت‌هایی که توانایی مالی سرمایه‌گذاری دارند با شرایط فعلی وارد ایران نمی‌شوند. الان نگاه من در زمینه تجارت به عنوان کسی که در این زمینه و دیپلماسی تجاربی را در کارنامه خود دارد این است که باید در اروپا و دنیا بگردیم کشورها یا شرکت‌هایی را بیابیم که کلاً تجارت‌شان با آمریکا صفر است. یعنی ترس از این‌که تحت تحریم قرار بگیرند ندارند با این‌ها می‌شود مبادله کرد. البته این شرکت‌ها هم معمولا فاقد تکنولوژی هستند که بتوانند نفت و گاز، پتروشیمی یا فولاد ما را ارتقاء بدهند. خب بالاخره در کشور ما نفت و گاز داریم و فولاد و پتروشیمی‌مان مطرح است. آن شرکت‌های کوچک و متوسط – حتی شرکت‌های متوسط‌ اروپا با شرکت‌های متوسط‌ ما فرق می‌کند – آن‌ها چون با شرکت‌های آمریکایی مبادله دارند حاضر نیستند چنین ریسکی بکنند که بعد تحت تحریم قرار بگیرند. لذا شما بالاجبار می‌بینید که از نظر سرمایه‌گذاری و تکنولوژی درجا می‌زنید. نمی‌توانید از امکانات موجود در ایران استفاده کنید. شرکت‌هایی که توان مالی و تکنولوژی دارند، وارد بازار ایران نمی‌شوند.

    *در حال حاضر این موضوع مطرح است که در ۴۶ سال گذشته با توجه به حجم سرمایه‌گذاری‌ای که کشورهای اروپایی در منطقه ما انجام دادند منفعت اصلی از انقلاب ایران را، نه مردم ایران بلکه کشورهای همسایه ما برده‌اند. یعنی همین تحریم‌هایی که علیه مردم ایران صورت گرفته است و وضعیت اقتصادی ایران را به این شکل رسانده است. منتفع اصلی آن امارات، قطر، ترکیه و حتی عمان  بوده اند. شما این موضوع را قبول دارید…

    قطعاً قبول دارم.

    منتفع اصلی انقلاب ایران همسایگان ایران بودند و نه مردم ایران

    *که انقلاب ما فقط برای آن‌ها خوب بوده نه برای خودمان.

    قطعاً همین‌طور است. در حال حاضر همین بانوان محترم ما، نه حتی لباس اروپایی بلکه لباس ترک را بر لباس ایرانی ترجیح می‌دهند. مثلاً خود ترکیه را ببینید که چقدر از این موضوع منتفع شده است. حال ترکیه کشوری است که با ما منابع مشترک گاز و نفت ندارد و در زمینه تجارت سود خودش را برده است. اما کشورهای همسایه ایران که دارای میادین نفتی و گازی مشترک با ایران هستند به ویژه قطر – ما الان بهترین رابطه را با قطر داریم – بیشترین سود را از تحریم‌های ما برده است. به خاطر این‌که منابع گازی پارس جنوبی ما با قطر مشترک است. لایه‌های نفتی به این شکل است که لایه‌های اولیه برداشت می‌شود و بعد به EOR و IOR می‌رسد. (به طور کلی به تمامی راه کارهایی که منجر به تولید از چاه می‌شود IOR می‌گویند که EOR بخشی از آن محسوب می‌شود. بازیابی نفت که به اختصاص EOR نامیده می‌شود، استخراج نفت خام از یک میدان نفتی است که در غیر این صورت قابل استخراج نیست.)

    ماکسیمم برداشت‌ از چاه‌های نفتی ما به ۳۰ درصد هم نمی‌رسد زیرا از تکنولوژی لازم برخوردار نیستیم

    البته نمی‌خواهم تخصصی صحبت کنم اما این‌ها واژه‌های موجود است. بعد به لایه‌هایی می‌رسند که  قابل برداشت هستند. شما میزان برداشت نفت را در ایران در نظر بگیرید که اگر از نظر نفت درجا، در نظر بگیرید ایران دارنده سومین یا چهارمین منابع است، در حال حاضر از یک چاه نفتی با تکنولوژی‌های جدید تا ۵۰ درصد برداشت می‌کنند و در تلاش هستند تا آن را به ۶۰ درصد برسانند یعنی هنوز ۴۰ درصد زیر زمین است. این در  حالی است که ماکسیمم برداشت‌ از چاه‌های نفتی ما به ۳۰ درصد هم نمی‌رسد زیرا از تکنولوژی لازم برخوردار نیستیم. همسایگان ما که دارای میادین مشترکی با ایران هستند شرکت‌های آمریکایی یا اروپایی را دعوت کرده و از این تکنولوژی استفاده می‌کنند و به جای ۳۰ درصد، ۵۰ درصد برداشت می‌کنند و در میادین مشترک سهم ما را هم می‌برند.

    حوزه نفتی آزادگان را در نظر بگیرید که به نظر من حاکمیت ما در رابطه با همین یک پروژه باید پاسخگو باشد. حوزه‌ آزادگان که ظرفیت تولیدش حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز است. این حوزه توسط ما شناخته شد، وقتی بنده سفیر ایران در ژاپن بودم ۲/۴ میلیارد سافتلون لای‌ بار پلاس ۶/۰ (در صنایع مختلف، از جمله نفت و گاز، استفاده می‌شود. این محصول معمولاً به ویژگی‌هایی مانند جذب بالا، نرمی و دوام شناخته می‌شود) به شرکت نیکو برای پروژه‌ها دادم. ۴ دهم میلیارد که ما در این حوزه به آن‌ها دادیم چقدر از آن استفاده می‌کنیم؟ باید در این زمینه پاسخگویی وجود داشته باشد. بعد هم معلوم شد که این حوزه با عراق مشترک است و چه کسی به این قضیه لطمه زد؟

    آنچه در موضوع میادین مشترک ما با همسایگانمان وجود دارد باید مورد بررسی قرار بگیرد و در بقیه موارد هم کم‌وبیش به این نتیجه می‌رسیم. ۷۵ درصد این حوزه را شرکت اینپکس ژاپن برداشت و ۲۵ درصد هم شرکت نیکو. در همان زمان آقای احمدی‌نژاد اعلام کرد که تحریم‌ها کاغذپاره هستند. شرکت ژاپنی سریع سهم‌اش را به ۱۰ درصد کاهش داد و بعد هم از ایران رفت. سراغ چینی‌ها رفتیم. خب بالاخره ما باید به مردم جواب بدهیم. شرکت چینی‌ها هم این طرف کار داشت و هم آن طرف. یعنی هم ایران بود و هم عراق. آقای جوادی مدیرعامل شرکت نفت زمان آقای روحانی که با هم رفیق بودیم جریان آن را می‌داند. من هم که پیش از سفر به آلمان، معاون بین‌الملل وزارت نفت بودم در جریان امور قرار داشتم. خب این‌ها را باید گفت که مردم حداقل بدانند.

    چینی‌ها از ۵۰ دستگاه حفاری مورد نیاز ایران ۵ دستگاه را به ما تحویل دادند و ۴۵ دستگاه را به عراق بردند

    *چینی‌ها بردند آن طرف سرمایه‌گذاری کردند؟

    به نقل از آقای جوادی می‌گویم که ما گفتیم ۵۰ دستگاه حفاری بیاورید ۵ دستگاه را تحویل ایران می‌دادند و ۴۵ دستگاه را به عراق بردند.

    *یعنی هم چینی‌ها و هم کشورهای غربی روندشان با ما دوستانه نبود؟

    کسی که سرمایه‌گذاری می‌کند در گام نخست امنیت‌اش برایش اهمیت دارد، بعد تداوم و بعد سود. این سه فاکتور وجود دارد. امنیتِ حاضر، پیش‌بینی آینده و تورم را هم در نظر می‌گیرند و می‌گویند تورم پیش‌بینی شده که از آن در ترمونولوژی بانکداری به عنوان انتظارات تورمی نام می‌برند در ایران بالا است. آنقدر بالاست که در عرض ۱۰ روز می‌بینید که سکه و دلار به چه وضعیتی در کشورمان دچار می‌شود که همین انتظارات تورمی را افزایش می‌دهد. به هر حال این شرکت چینی چندین سال ما را بازی داد و در آخر هم رفت.

    *بحث سرمایه‌گذاری کشورهای غربی، اروپایی و حتی چینی‌ها خیلی به تورم ما ارتباطی نداشته است. فکر نمی کنید بیشتر به جهت تحریم‌های آمریکا بود که کشورها دیگر نخواستند در حوزه نفت و گاز ایران حضور داشته باشند.

    بله از ترس تحریم‌های آمریکا نیامدند. دقت کنید که در حوزه مشترک پارس جنوبی چه کسی بیشترین سهم ما را از گاز برده است؟ قطر. نفت ما را چه کسی به خاطر حوزه آزادگان برد؟ عراق.

    خسارت مستقیم شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست ۴۰۰ میلیارد دلار برای ایران بود

    *تازه عربستان هم وارد بازی شده است.

    بله از این طرف هم عربستان. متأسفانه ما الان از نیروهایی هم که داریم استفاده نمی‌کنیم. در آن زمان من و آقای جوادی مدیرعامل شرکت نفت یک گروه ۳۰ نفره درست کردیم و تمام حوزه‌های نفتی مشترک را شناسایی و اولویت‌بندی کردیم و گفتیم سرمایه‌گذاری‌ها فقط در این حوزه‌ها صرف شوند، اما روی کاغذ ماند. در سال ۹۲ تا ۹۳ (دوره اول که من معاون بین‌الملل بودم) گزارشی را از معاونت بین‌الملل وزارت نفت منتشر کردیم که خسارت‌های مستقیم تحریم‌های ناشی از آن‌که می‌گفتند «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» بالای ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد شد آن هم با حساب عدم‌النفع آن که می‌شد هزار میلیارد دلار.

    انرژی هسته‌ای معادل گاز، نفت، پتروشیمی و فولاد برای ما ارزش دارد یا خیر؟

    *یعنی تا این حد ما از چند شعار متضرر شدیم؟

    بله و اتفاقاً من می‌خواهم به عنوان یک کارشناس این سوال را مطرح کنم که انرژی هسته‌ای معادل گاز، نفت، پتروشیمی و فولاد برای ما ارزش دارد یا خیر؟

    *خب ما الان کمبود انرژی داریم.

    خب شما خبرنگار هستید و می‌شود این سئوال را مطرح کنید که ما باید چند سال درگیر این باشیم و بعد هم ما می‌گوییم که به دنبال بمب هسته‌ای هم که نیستیم. چقدر امکانات سرمایه‌گذاری در زمینه‌هایی که می‌تواند برایمان صادرات بیاورد را از دست داده‌ایم؟ حساب کنیم که نفت، گاز، فولاد و پتروشیمی هر کدام چقدر؟

    *بحثی وجود دارد که انرژی هسته‌ای ما تنها انرژی هسته‌ای ایران نیست و کشورهای دیگر هم در آن دخیل هستند، کشورهای دیگری که از شرایط فعلی ایران سود می‌برند. شما این موضوع را قبول دارید؟ کشورهایی که باعث شدند ما یکسری مشکلات با اروپا داشته باشیم.

    بله من این را قبلاً گفتم. مهم‌ترین مشکل اروپایی‌ها بعد از جنگ اوکراین و حمایت ما از روسیه بوده است.

    پافشاری روسیه بر موضوع انرژی هسته‌ای ایران برای حذف رقیب از بازار گاز جهان است

    *می‌گویند روس‌ها از این‌که ما انرژی هسته‌ای‌مان را دنبال کنیم سود می‌برند. این‌که ما اینقدر روی شعارمان پافشاری می‌کنیم، اما به چه شکلی سود می‌برند؟ بحث بوشهر را مطرح می‌کنند چون ما خیلی به خاطر روس‌ها در بوشهر معطل شدیم. روی کدام قسمت انرژی هسته‌ای ما انتفاع اصلی را روس‌ها می‌برند؟

    ما و روس‌ها در بازار انرژی رقیب هستیم.

    وقتی بازارهای متفاوتی داشته باشیم حق انتخاب بیشتری هم داریم

    *یعنی هرچه ما بر انرژی هسته‌ای پافشاری کنیم از بازار انرژی غافل خواهیم شد؟

    بله. من اعتقاد ندارم که نباید با روسیه ارتباط داشته باشیم. من می‌گویم باید با همه ارتباط داشته باشیم البته داستان اسرائیل جداست. اسرائیل خط قرمز ایران است و من حرفی ندارم. ولی چه دلیلی دارد که ما تنها نگاه به شرق و یا نگاه به غرب داشته باشیم. وقتی بازارهای متفاوتی داشته باشیم حق انتخاب بیشتری هم داریم. وقتی شما با ۲۵ درصد قدرت‌های دنیا ارتباط ندارید کشورهای دیگر این را می‌دانند که مذاکره نمی‌کنید، جنگ هم نمی‌کنید، آن‌ها هم بهره‌برداری خودشان را انجام می‌دهند. به همین جهت چرا مذاکره نکنیم؟ مذاکره می‌کنیم با هوشمندی، با در نظرگیری منافع ملی. اگر نتوانستیم به نتیجه برسیم به همین نقطه برمی‌گردیم.

  • جمهوری اسلامی با هیچ کشوری رابطه استراتژیک ندارد / دولت سیزدهم، امیدواری به اصلاح شرایط را به کمترین سطح رسانده است

    جمهوری اسلامی با هیچ کشوری رابطه استراتژیک ندارد / دولت سیزدهم، امیدواری به اصلاح شرایط را به کمترین سطح رسانده است

    به گزارش اقتصادران، ایران در حالی ۱۴۰۳ را شروع کرده است که نه تنها امیدی به کم‌شدن مشکلات نیست، بلکه تحولات بین‌المللی و رویداد‌هایی که در داخل اتفاق افتاده، موید آن است که باید به استقبال تهدیدها و تحدید‌های بیشتری رفت. بازگشت احتمالی دونالد ترامپ به کاخ سفید، تردید نظام حاکم برای ورود به قرارومدار‌های بین‌المللی و سایر عوامل موجب شده است تا افکار عمومی رای به مانا بودن مانع‌های رشد و توسعه بدهد.

    علی ماجدی، سفیر اسبق ایران در کشور‌های برزیل، ژاپن و آلمان می‌گوید: چه اتفاقی افتاده و کدام گره باز شده است که ما نگاهی خوش‌بینانه نسبت به چشم انداز اقتصادی داشته باشیم؟ قرار است، در سیاست خارجی تغییری صورت بگیرد؟ تغییر عمده‌ای در نگاه به مسائل داخلی حس می‌شود؟ جوانان این فضا را می‌بیینند که وسط میدان بیایند و خودشان کار را در دست بگیرند؟

    بخش‌های مهم این گفتگو را در زیر بخوانید:

    *چشم انداز اقتصاد ایران در سالی که چند روز است شروع شده، با شرایط فعلی و روندی که جاری و ساری است، حتما نمی‌تواند چشم‌اندازی مطابق با مطالبات عمومی باشد. یعنی آنچه را که در این دو_سه سال اخیر با شروع به کار دولت سیزدهم قابل مشاهده است، امیدواری به اصلاح را به کمترین حالت ممکن خود رسانده است. در واقع باید گفت، چه اتفاقی افتاده و کدام گره باز شده است که ما نگاهی خوش‌بینانه نسبت به چشم‌انداز اقتصادی داشته باشیم؟ قرار است، در سیاست خارجی تغییری صورت بگیرد؟ تغییر عمده‌ای در نگاه به مسائل داخلی حس می‌شود؟ جوانان این فضا را می‌بیینند که وسط میدان بیایند و خودشان کار را در دست بگیرند؟

    *اگر قرار بر مثبت‌بودن چشم‌انداز باشد، باید یکسری علائمی ظهور کند تا امیدواری به جامعه تزریق شود. مثلا در روابط سیاست خارجی گشایشی شود تا احتمال رفع تحریم‌ها، پذیرش اف‌ای تی اف بالا برود؟ متاسفانه، چون علائمی در این زمینه‌ها نمی‌بینیم، این احتمال‌ها بعید هستند تا به این نتیجه هزینه‌ساز و نگران‌کننده برسیم که روندی که از تابستان ۱۴۰۰ شروع شده اند، همچنان ادامه خواهند داشت تا شاخص‌های واقعی نظیر تورم، گرانی و … پابرجا بماند؛ بنابراین نه تنها چشم‌انداز مثبتی را نمی‌توانیم تصور کنیم، بلکه در سال جدید احتمال تورم بیشتر، بیکاری بیشتر و … را می‌شود، پیش‌بینی کرد؛ مگر اینکه تحولی جدی نوع نگاه حاکمیت به تعامل با نظام بین‌الملل، مخصوصا غرب به وجود بیاید تا امکان پیش‌بینی‌های مثبت بیشتر شود؛ لذا تاکید چیزی جز این نیست که بدون تغییر در سیاست کلان خارجی همچنان محکوم به تحمل تنگنا‌های اقتصادی و … هستیم. با این توضیح که شناختی که از تصمیم گیران فعلی داریم، برای ما بهبودی اوضاع را دور از تصور نشان می‌دهد.

    *برای اینکه بتوانیم، در حالت تحریم حتی‌المقدور مطالبات عمومی را پاسخ بدهیم، لازم است وزارت بازرگانی، وزارت صمت و برخی از سفرای ما در کشور‌هایی که در اقتصاد حرفی برای گفتن دارند با کارِ کارشناسی وضعیت موجود را به طور کاملا دقیقی بررسی کنند. یعنی وقتی با تحریم‌هایی روبرو هستیم که با اراده آمریکا و همراهی کشور‌های اروپایی وضع شده‌اند. پس کشور‌هایی که با ایالات متحده مراوده تجاری دارند، حاضر به داد و ستد با ایران نیستند. با این حال اگر وقت بگذاریم و تحقیق کنیم و همچنین گروهی مطالعه رابطه با کشور‌های آفریقایی را که از توان نسبی مالی برخوردار باشند و رابطه قوی تجاری با آمریکا نداشته باشند، شروع کنند احتمالا روزنه‌ای برای اقتصاد بین المللی ایران باز خواهد شد.

    *همچنین باید در نظر داشت حتی با تحریم هم بالاخره بیزینس صورت می‌گیرد. یعنی وقتی شما رابطه تجاری ایران و آلمان را می‌بینید، متوجه می‌شویم که «صفر» نیست که البته به دلیل تحریم و نپذیرفتن اف‌.ای.تی.اف معامله با آن‌ها پرهزینه است. زمانی که سفیر ایران در برلین بودم، به مقامات آلمانی گفتم، با اینکه ما تحریم سازمان ملل هستیم، نزدیک ۲ میلیارد دلار به ایران صادرات دارید و پول‌تان را هم دریافت می‌کنید و من نشنیده‌ام، شرکت آلمانی‌ای شکایت کند و بگوید که پولش را از ایرانی‌ها دریافت نکرده است. پس بنابراین راه‌هایی وجود دارد که البته هزینه بسیار سنگینی دارد.

    *دونالد ترامپ در حالی مهیای بازگشت به کاخ سفید می‌شود که نگاهی ملی‌گرایی‌اش مشهود است و به همین دلیل از حالا به همه دنیا خط و نشان می‌کشد و صد البته برای ایران هم خطرناک است. به این علت که به راحتی می‌تواند با چین و روسیه بر سر دور زدن ایران توسط پکن و مسکو معامله کند و مثلا شرط همکاری آن‌ها را منوط به این کند که از ایران نفت و کالا‌های دیگر نخرند. با این توضیح که هم چینی‌ها و هم روس‌ها و هر کشور دیگری منافع خود را اولویت می‌دانند و محال است، کشوری به مردم خودش هزینه تحمیل کند تا کشور دیگری را مورد حمایت خود قرار بدهد. این توضیح هم لازم است، در حالی رابطه با روسیه و چین را استراتژیک می‌نامیم که به واقع جمهوری اسلامی با هیچ کشوری رابطه استراتژیک ندارد.

    *ایران در حالی بن‌بست اقتصادی را به شدیدترین حالت ممکن تجربه می‌کند که بعد از انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده فرصت خوبی برای بهبودی شرایط به وجود آمده بود که متاسفانه کوتاهی و اهمال بحران را ماندگار کرد. در واقع وقتی خبر پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مخابره شد، همه چی آماده بود، حتی نماینده اتحادیه اروپا کار‌ها و رایزنی‌هایی نهایی را برای احیای برجام انجام داده بود. اما تندروی‌هایی که در داخل صورت گرفت، مانع از این امر بسیار مهم شد.