برچسب: علی قنبری

  • همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است / افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر فشارهای اقتصادی راهگشا نیست /  مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است / افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر فشارهای اقتصادی راهگشا نیست / مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    به گزارش اقتصادران، تعیین حقوق کارگران و کارمندان دولت در ماههای پایانی هر سال و ماههای آغازین سال بعد، یکی از مهمترین موضوعاتی است که برای قشر حقوق بگیر به عنوان دغدغه ای معیشتی مورد توجه است. در روزهایی که در سایه تحولات سیاست خارجی وضعیت مهار تورم در کشور چندان ساده نیست، هماهنگی تورم و دستمزدها به موضوعی مهم از دید اغلب تحلیلگران اقتصادی تبدیل شده است.

    برخی منابع خبری اعلام کرده اند که براساس ضوابط مالی تهیه و تدوین لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، دستگاه‌های اجرایی موظف شده‌اند افزایش ضریب ریالی حقوق کارکنان را نسبت به آخرین احکام کارگزینی سال ۱۴۰۴ با رشد ۲۰ درصدی در محاسبات خود لحاظ کنند.

    اما پرسشهایی درباره این میزان افزایش دستمزد و همخوانی آن با شرایط معیشتی کارمندان مطرح است. علی قنبری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس به بررسی این موضوع پرداخته است:

    سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته

    علی قنبری گفت: «همیشه سر حقوق بگیران در برابر رشد تورم، کلاه رفته است. درواقع همیشه تورم بالاتر از حقوق است. این موضوعی که در خصوص احتمال افزایش ۲۰ درصدی حقوق مطرح شده در شرایطی است که نرخ تورم در بهترین حالت با همین فرمان تا پایان سال یا اوایل سال آتی، به بالای ۴۵ درصد می رسد. از منظر تحلیلی، اگر تورم ۴۵ درصد باشد و دستمزد تنها ۲۰ درصد رشد کند، قدرت خرید مردم حداقل ۲۵ درصد کاهش پیدا می‌کند. این یعنی خانواده‌ای که سال قبل با یک سطح مشخص هزینه زندگی می‌کرد، اکنون برای همان سبد کالا باید یک‌چهارم بیشتر از درآمدش هزینه کند. این محاسبه ساده، نشان می‌دهد فشار معیشتی نه‌تنها کاهش نمی‌یابد، بلکه تشدید می‌شود. با این تفاسیر، چطور قرار است مردم از پس هزینه های زندگی خود بربیایند. اگر دولت واقعا می خواهد کاری برای مردم انجام دهد باید روی کاهش تورم متمرکز شود. تا زمانی که تورم کشور به شکل لجام گسیخته رو به افزایش است، هر چقدر حقوق ها افزایش پیدا کند، بی فایده است. در حال حاضر افزایش حقوق ها در برابر نرخ تورم واقعا ناچیز است. درست است که افزایش حقوق خواهی نخواهی روی تورم موثر است اما لازم است که با کمک برنامه های اساسی پولی و مالی تورم کنترل شود تا افزایش حقوق ها منطقی تر شود.»

    وی افزود: «در اقتصاد ایران، حقوق‌بگیران تقریباً همیشه بازندگان رقابت میان دستمزد و تورم بوده‌اند. طی دو دهه گذشته، میانگین رشد سالانه دستمزدها معمولاً بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بوده، در حالی که میانگین تورم رسمی اغلب در بازه ۳۰ تا ۴۵ درصد نوسان کرده است. این فاصله به‌ظاهر کوچک، از نظر علم اقتصاد تفاوت بنیادینی ایجاد می‌کند: کاهش مستمر قدرت خرید واقعی. یعنی درآمد پولی بالا می‌رود، اما درآمد واقعی، که همان قدرت خرید است، کاهش پیدا می‌کند. در چنین وضعیتی انتظار اینکه مردم بتوانند هزینه‌های اساسی مانند اجاره، خوراک، درمان و حمل‌ونقل را بدون تغییر سطح رفاه مدیریت کنند، واقع‌بینانه نیست. آمارهای رسمی همین را تأیید می‌کنند: مثلاً در بازار مسکن، رشد اجاره‌بها در سال‌های اخیر گاهی به ۵۰ تا ۶۰ درصد رسیده و در بخش خوراکی‌ها، برخی اقلام افزایش‌های ۴۰، ۷۰ درصدی را تجربه کرده‌اند. طبیعی است که افزایش ۲۰ درصدی حقوق در برابر چنین فشارهایی راهگشا نیست.»

    افزایش دستمزد بدون کنترل نقدینگی یعنی تورم مضاعف

    این اقتصاددان در ادامه گفت: «افزایش دستمزد در اقتصادهای تورمی، اگر با کنترل نقدینگی همراه نباشد، خود به تورم تبدیل می‌شود. در ایران، نقدینگی سالانه معمولاً بیش از ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا می‌کند. این رقم، با هیچ معیاری مناسب اقتصادی نیست. وقتی نقدینگی چنین سرعتی دارد، سیاست افزایش حقوق، تنها یک واکنش سطحی به یک بیماری عمیق است. دلیل هم واضح است: تا زمانی که حجم پول و پایه پولی کنترل نشوند، افزایش حقوق، بلافاصله در قیمت‌ها منعکس و خنثی می‌شود. بنابراین، اگر دولت قصد بهبود واقعی معیشت مردم را دارد، باید به ریشه تورم بپردازد. مهم‌ترین عامل تورم در اقتصاد ایران کسری بودجه مزمن است. دولت به‌طور تاریخی با کسری‌هایی مواجه بوده که گاهی تا ۵۰۰ هزار میلیارد تومان و بیشتر هم رسیده است. جبران این کسری معمولاً از مسیرهایی مانند استقراض از بانک‌ها، انتشار اوراق بدهی و برداشت از منابع پنهان انجام می‌شود که همگی اثر تورمی دارند. در بسیاری از کشورها، هنگامی که کسری بودجه به حدود ۳ درصد تولید ناخالص داخلی برسد، آن را خطرناک می‌دانند؛ در ایران اما این نسبت گاهی به ۶ تا ۸ درصد هم نزدیک شده است.»

    وی افزود: «افزایش حقوق زمانی معنا دارد که دولت بتواند با سیاست‌های مکمل، تورم را در محدوده‌ای قابل پیش‌بینی نگه دارد. برای دستیابی به این هدف، دو محور اصلی باید در کانون سیاست‌گذاری اقتصادی قرار گیرد: کنترل تورم و ایجاد رشد اقتصادی پایدار. بدون رشد اقتصادی، پایه مالیاتی افزایش نمی‌یابد، درآمدهای پایدار شکل نمی‌گیرد و دولت ناچار است بخش بیشتری از هزینه‌ها را از طریق پولی‌سازی تأمین کند؛ مسیری که به‌صورت مستقیم تورم‌زاست.اصلاح ساختار بودجه مهم‌ترین گام در این مسیر است. بخش قابل توجهی از بودجه جاری به نهادها و سازمان‌هایی اختصاص دارد که نه تنها خروجی اقتصادی مشخصی ندارند، بلکه برخی از آنها درآمدهای مستقل و قابل توجه نیز دارند و نیازی به دریافت بودجه ندارند. حذف هزینه‌های غیرضروری، هدفمندکردن یارانه‌ها، جلوگیری از اتلاف منابع و جلوگیری از تخصیص بودجه‌های کم‌اثر، می‌تواند بخشی از کسری بودجه را بدون بار تورمی جبران کند.»

    تبلیغات

    مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان

    عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تاکید کرد: «اگر سیاست‌گذار قصد دارد تأثیر واقعی در رفاه مردم ایجاد کند، باید به جای اتکا به اصلاحات سطحی، به اصلاحات ساختاری فکر کند. افزایش‌های سالانه حقوق، بدون کنترل تورم، فقط اعداد را بزرگ‌تر می‌کند اما زندگی را سخت‌تر. مردم می خواهند قدرت خریدشان بالاتر برود نه عدد دستمزدشان . اقتصاد ایران زمانی به ثبات می‌رسد که تورم به سطوح تک‌رقمی پایدار نزدیک شود؛ سطحی که بسیاری از کشورها آن را معیار سلامت اقتصاد می‌دانند. تا زمانی که تورم به این نقطه نرسد، افزایش حقوق تنها نقشی عدد و رقمی دارد و اثر معیشتی واقعی ایجاد نمی‌کند.در نهایت، مردم زمانی احساس بهبود می‌کنند که درآمد واقعی آنها افزایش یابد، نه رقم اسمی دستمزد. این هدف تنها با کاهش نرخ رشد نقدینگی، مهار کسری بودجه، اصلاح سیاست‌های مالی و ایجاد رشد اقتصادی پایدار قابل تحقق است. تا زمانی که این اصلاحات انجام نشود، فاصله میان درآمد و هزینه بیشتر خواهد شد و گروه‌های حقوق‌بگیر همچنان اصلی‌ترین قربانیان تورم باقی می‌مانند.»

  • جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم، به‌سختی امروز و فردا می‌کنند / شاخص رشد اقتصادی در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است

    جز ۱۰ میلیون نفر، همه مردم، به‌سختی امروز و فردا می‌کنند / شاخص رشد اقتصادی در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است

    ​به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در شرایطی به استقبال لایحه بودجه ۱۴۰۵ می‌رود که در یکی از دشوارترین شرایط خود قرار دارد. ایران در شش سال گذشته با تورم‌های بالاتر از سی درصد روبه‌رو بوده و دور جدید فشار تومی قدرت خرید را در ایران به شدت کاهش داد است.

    از سوی دیگر کسری قابل توجه بودجه و ناترازی انرژی سبب شده است بحران اقتصاد ایران شکلی تازه به خود بگیرد. در این فضا رییس‌جمهوری خود از بودجه‌ی غیرهدفمند انتقاد کرده و گفته: کارمان شده فقط به یک مشت بنیاد و سازمان‌های الکی که به هیچ دردی نمی‌خورند پول بدیم، بهشون گفتم آقایون این بساط باید جمع شود.

    از سوی دیگر  علاءالدین رفیع‌زاده،رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور نیز درباره وضعیت کنونی دولت گفته است: اندازه دولت بر اساس مولفه‌های متعدد از جمله تعداد واحدهای موازی، تعداد واحدهای غیر ضروری، دستگاه‌های غیر ضروری و… اندازه گیری می شود. از این جهت است که می گویم اندازه دولت بزرگ است.

    وی وعده داده ما دستگاه‌های اجرایی موازی و غیر ضرور را حذف می‌کنیم نیروهای آن را در واحدهای عملیاتی توزیع می کنیم تا به مردم خدمات ارائه کنند.

    منتقدان می‌گویند دستگاه‌های بودجه گیر قدرتمند و صاحب نفوذند و حذف بودجه آنها به سهولت ممکن نیست . پیش از این نیز اصلاح ساختار بودجه‌ریزی در ایران مطرح شده است اما این مهم هنوز امکان تحقق را ندارد.

    علی قنبری، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس، درباره چشم‌انداز اقتصاد ایران به خبرآنلاین با تاکید بر این‌که امید ندارد این اقدام یعنی حذف بودجه دستگاه‌های غیرضروری به سرعت عملیاتی شود، گفت: به نظر من تصویر پیش رو روشن می‌کند که ضروری است اصلاحاتی در ساختار بودجه‌ریزی صورت گیرد و با حذف و ادغام دستگاه‌های موازی ، بودجه را تنها به بخش‌های ضروری و حیاتی تخصیص دهیم. من فکر می‌کنم نرخ تورم و رشد منفی اقتصاد تا پایان سال بیشتر خواهد شد چرا که هنوز کسری بودجه بزرگی در کشور وجود دارد و همزمان رشد نقدینگی هم با شدت بسیار ادامه دارد. در این وضعیت ناترازی وارد بخش پولی و بانکی کشور هم شده است.

    وی با یادآوری انحلال بانک آینده و ناترازی‌های بزرگ در شبکه بانکی کشور هشدار داد اگر توجه کافی صورت نگیرد بانکهای دیگری هم در کشور وجود دارند که به وضعیت بانک آینده دچار خواهند شد.

    معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی با بیان اینکه امسال تورم سالانه به بیش از ۴۰ درصد خواهد رسید، تاکید کرد: جدای از اینکه نرخ تورم بالا خواهد رفت، شاخص رشد اقتصادی هم در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته است. همانطوری که می‌دانیم نرخ رشد اقتصادی را برای بهار امسال منفی برآورد کردند. این در حالی است که در اواخر خرداد ماه اسراییل به ایران حمله کرد و پس از آن اروپا مکانیسم ماشه را هم اجرا کرد و به این اعتبار وضعیت دشوارتر هم شده است. طوری که می‌توانم بگویم تا پایان سال نرخ رشد به بیش از منفی یک درصد هم خواهد رسید.

    قنبری در مورد دلایل کاهش رشد اقتصادی گفت: رشد اقتصادی به دلیل تشدید تحریم‌ها از طریق اجرای مکانیسم ماشه، افزایش تنش‌های خارجی و دیگر مشکلات داخلی امکان خروج از رشد منفی را لااقل برای امسال نخواهد داشت. این در حالی است که برخی از شاخص‌های مهم دیگر هم به دلیل همین رشد منفی، افت خواهند کرد. از جمله شاخص سرمایه‌گذاری که در وضعیت مناسبی قرار ندارد و امیدی به بهبود آن هم نمی‌رود. زیرا هیچ سرمایه گذار داخلی یا خارجی حاضر نیست در یک کشور تحت تحریم منابع خود را هزینه کند. همچنین نه کیفیت اشتغال و نه میزان آن برای کشورمان مناسب نیست.

    آمارهای رسمی محافظه کارانه‌اند

    قنبری با اشاره به آمارهای رسمی منتشر شده در خصوص خط فقر و شرایط معیشتی مردم گفت: اینها بسیار محافظه کارانه و حداقلی هستند. اما حتی همین آمارها حداقلی هم نشان می‌دهد باید نگران باشیم.

    معاون وزیر جهاد کشاورزی در دولت اول روحانی هشدار داد: ما به هیچ وجه در شرایط مطلوبی قرار نداریم و زندگی عموم مردم نسبت به گذشته به مراتب دشوارتر شده است. شاید در کل کشور چیزی در حدود ۵ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت، بدون مشکل مالی و نگرانی خاصی در حال زندگی هستند و بیش از نیمی از مردم در تامین حداقل‌هایشان دچار مشکل شده‌اند. بخش بزرگی از جمعیت کشور امروز در تامین حداقل‌های اولیه مانند کالری یا سرپناه مناسب دچار مشکل هستند و شرایط به قدری دشوار شده که تامین حداقل‌ها هر روز برای بخش بزرگتری مشکل می‌شود.

    او با بیان اینکه کسری بودجه از عوامل رشد تورم و متعاقب آن فقر در کشور است، توضیح داد: در این فضا چاره‌ای جز حذف بودجه‌ی دستگاه‌های غیرضروری به نفع معیشت مردم نیست. دولت باید هر طور می‌تواند به حذف بودجه دستگاه‌های غیرمفید و زائد دست بزند تا از این طریق توازنی میان هزینه و درآمدهای دولت به وجود آورد. به طور خاص من تاکید دارم بودجه دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی را می‌توان در گام نخست حذف کرد بدون آنکه معیشت جامعه هم دچار مشکل شود.

    وی هشدار داد: حوزه تبلیغاتی نیازی به بودجه دولت ندارند و  کار فرهنگی بدون بودجه دولتی شدنی است. بودجه دولت باید صرفا برای تامین بودجه عمرانی و رفاه عمومی صرف شود. بودجه جایی برای تقسیم غنائم نیست و باید آن را به چشم تخصیص منابع نگریست. اگر دولت هزینه دستگاههای اضافی را از بودجه کم کند، با وجود همین فشارهاه هم ممکن است وضعیت فعلی بهبود یابد وگرنه ادامه این وضعیت به فقر  گسترده‌تر منجر می‌شود و تنها با عزم گسترده در دولت و نظام تصمیم‌گیری می‌توان این روند را متوقف کرد.

  • خط فقر هم موضوعی سیاسی شد! / قنبری: مردم کوچک‌تر شدن سفره‌های خود را حس می‌کنند، نرخ خط فقر را پنهان نکنید

    خط فقر هم موضوعی سیاسی شد! / قنبری: مردم کوچک‌تر شدن سفره‌های خود را حس می‌کنند، نرخ خط فقر را پنهان نکنید

    به گزارش اقتصادران، پس از آن که وزیر کار در مجلس درخصوص یارانه ها، حذف یارانه عده ای از یارانه بگیران و عددهای تعیین شده برای حذف  یارانه خانواده ۴ نفره بر اساس ۳۰ میلیون تومان صحبت کرد، واکنش های زیادی در خصوص نرخ خط فقر اعلام شد. گرچه وزیر کار در صحبت های خود نرخ خط فقر را رسما اعلام نکرد اما برخی از تحیلیگران از صحبت های وزیر مکار این عدد را برداشت کردند.

    علی قنبری اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس به بررسی این موضوع پرداخته است:

    اعلام خط فقر سیاسی شده است

    علی قنبری گفت:«خط فقر مفهومی ساده اما سرنوشت ساز است. به زبان ساده یعنی حداقل درآمدی که یک خانواده برای نیازهای اولیه خودبه آن نیاز دارد. نیازهایی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش در این مفهوم طبقه بندی می شود. اگر خانواری نتواند این حداقل را فراهم کند، در واقع از منطقه عادی خارج شده و در محدوده فقر می‌شود. این خط، مرزی است که کیفیت زندگی را مشخص می‌کند و عبور از آن به معنای دست دادن ابتدایی‌ترین نیازهاست.در شرایط فعلی اقتصاد ایران، با نرخ تورمی که روند صعودی دارد، تعریف و اندازه‌گیری خط فقر دیگر به دقت  گذشته نیست.»

    وی افزود:« سال‌ها پیش شاید رقم‌هایی مانند چند میلیون تومان برای تعیین خط فقر منطقی به نظر می‌رسند، اما امروز وقتی قیمت کالاهای اساسی، مسکن و هزینه‌های درمانی به شکلی محسوس افزایش یافته ، صحبت از خط فقر کمتر از ده‌ها میلیون تومان، نوعی چشم پوشی از واقعیت است. بر اساس آنچه در بازار و زندگی روزمره مشاهده می‌شود، بسیاری از خانواده‌ها معتقدند خط فقر برای  خانواده چهارنفره در ایران امروز به بیش از ۵۰ میلیون تومان در ماه می‌رسد. عددی که برای اکثریت جامعه، به‌ویژه کارگران و بازنشستگان، رؤیایی و دور از دسترس است.اما موضوع فقط رقم نیست. مهمتر از عدد، محاسبه و اعلام رسمی آن است. در همه کشورها، دولت‌ها موظف‌اند و شاخص‌هایی مانند فقر را به‌طور شفاف و علمی اعلام می‌کنند تا هم مردم و هم برنامه‌ریزان بدانند در چه وضعیتی قرار دارند. اما در ایران، این شاخص به موضوعی سیاسی تبدیل شده است. دولت‌ها معمولاً از اعلام طفره می‌روند، چرا که اعتراف به میزان ضعیف، یعنی پذیرش ناتوانی  در کنترل تورم و حفظ قدرت خرید مردم. در چنین فضایی، وزارت کار و رفاه اجتماعی نیز به‌خوبی از واقعیت آگاه است، با بیان آن به‌صورت شفاف خودداری می‌کند.»

    مردم هر روز قیمت اقلام ضروری را میبینند نرخ خط فقر را پنهان نکنید

    این اقتصاددان در ادامه گفت:«این که نرخ واقعی خط فقر را پنهان کنیم، مشکلی را حل نمی کند. مردم هر روز قیمت اقلام مختلف را لمس می کنند؛ در سوپرمارکت،اجاره خانه، خرید اقلام مختلف و حتی هزینه تحصیل فرزندانشان. آنچه مردم می‌بینند و تجربه می‌کنند، با آنچه دولت در آمار رسمی اعلام می‌کند، تفاوتی فاحش دارد. وقتی دولت از کاهش تورم یا بهبود وضعیت معیشتی سخن می‌گوید اما مردم در سفره‌های خود کوچک‌تر شدن نان و حذف گوشت و میوه‌ها را حس می‌کنند، شکاف میان واقعیت و روایت رسمی‌تر می‌شود.بسیاری از خانواده‌ها ناچار شده‌اند از خرید اقلام ضروری صرف نظر کنند. امروز دیگر حذف تفریحات یا کالاهای لوکس بحثی عجیب نیست؛ حتی در خرید مواد غذایی پایه مانند لبنیات، گوشت یا برنج با مشکل روبه‌رو است و در چنین شرایطی، تعریف رسمی خط فقر تنها زمانی درست است که با تحقق زیسته مردم تطابق داشته باشد. اگر دولت رقمی غیرواقعی اعلام کند، نتیجه نه‌تنها بی‌اعتمادی عمومی است، بلکه باعث افزایش احساس بی عدالتی و نامیدی اجتماعی می‌شود.»

    وی افزود:«نباید فراموش کرد که بخشی از فشار اقتصادی موجود، حاصل مشکلات سیاست خارجی و تحریم‌های بین المللی است. تحریم‌ها مسیر تجارت و واردات را مسدود می کند. افزون بر این، سوءمدیریت و عدم اصلاح ساختارهای اقتصادی باعث چند برابر شدن، اثر تورم بر زندگی مردم می شود. در چنین وضعیتی، تنها راه حل واقعی، شفافیت و صداقت دولت با مردم است. اگر دولت‌ها جرأت داشته باشند، وضعیت اقتصادی را واضح بیان کنند، جامعه بهتر تصمیم گیری و برنامه ریزی می کند.  هر چند نباید اجازه داد نرخ فاصله بین طبقات مرفه و فقیر به حدی زیاد شود که عملا طبقه متوسط حذف شود. »

  • سنگ بنای یارانه از همان ابتدا غلط بود / مردم اعانه نمی خواهند، زیرساخت‌های رفاهی می خواهند

    سنگ بنای یارانه از همان ابتدا غلط بود / مردم اعانه نمی خواهند، زیرساخت‌های رفاهی می خواهند

    به گزارش اقتصادران، دیوان محاسبات کل کشور در جدیدترین براورد‌های خود، اعلام کرده است بر اساس یافته‌های این نهاد در سال گذشته ۸۱ میلیون نفر ایرانی یارانه دریافت کرده‌اند. البته در بخش دیگری از این آمار اشاره شده است که ۱۶۰ هزار و ۲۰ نفر از فهرست یارانه بگیران حذف شدند و تعداد ۲ میلیون و ۲۲۸ هزار و ۵۲۷ نفر توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان متقاضیان جدید، مشمول دریافت یارانه شده اند.

    اعلام این تعداد یارانه بگیر در کشور در شرایطی انجام می‌شود که اساسا اعطای یارانه در کشور خواه به شکل نقدی و خواه به شکل سبد معیشت منتقدان و موافقانی دارد. طرح هدفمند سازی یارانه‌ها در اواخر دههٔ ۱۳۸۰ به اجرا گذاشته شد و هدف آن نیز، حمایت از قشر ضعیف جامعه و کم کردن هزینه‌ها اعلام شد. موافقان این طرح می‌گویند؛ هدفمندسازی یارانه‌ها باعث ایجاد عدالت بین افراد جامعه، ولی مخالفان از مشکلاتی مثل تورم و افزایش نقدینگی به عنوان تبعات این موضوع نام می‌برند.

    با توجه به ارائه آمار‌های جدید درباره یارانه ها، این پرسش‌ها مطرح است که اساسا سیستم اعطای یارانه در کشور ما چه معایب و مزایایی داشته و آیا ادامه این روش به صلاح کشور خواهد بود یا خیر. علی قنبری، اقتصاددان و عضو هئیت علمی دانشگاه تربیت مدرس به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

    یارانه را قطع کنید و برای رفاه مردم هزینه کنید

    علی قنبری گفت: «متاسفانه بحث یارانه‌ها در کشور، از همان ابتدا با یک شیوه نادرست، ارائه شد و سنگ بنا را به غلط گذاشتیم و به جای این که وضع مردم را بهبود ببخشد در بسیاری از موارد آسیب زا بوده است. متاسفانه یارانه‌ها در کشور نتوانست در بهبود و ثبات زندگی مردم اثر مثبتی بگذارد. اعطای یارانه‌ای به صورت پرداخت نقدی و به منظور افزایش درآمد خانوار‌های هدف، اعمال می‌شود، در عمل در کشور ما نتوانسته موفقیت چشمگیری کسب کند. حقیقت این است که وقتی قیمت کالا‌های مصرفی افزایش پیدا می‌کند، افزایش رقم یارانه ها، نمی‌تواند جبران افزایش قیمت کالا‌ها و خدمات را کند و در نتیجه هزینه‌ای که می‌توانست صرف آموزش، رفاه خانوار‌ها و جبران شرایط زندگی مردم شود، صرف یارانه‌ها می‌شود. دولت باید روی توسعه اقتصادی متمرکز شود تا آثار منفی عدم توسعه اقتصادی را از بین ببرد؛ بنابراین معتقدم که اگر یارانه‌ها قطع شود و هزینه بیشتری برای رفاه زندگی مردم صرف شود، آثار مثبت تری بر جای خواهد گذاشت.»

    وی افزود: «هیچ جای تردیدی نیست که که طرح یارانه‌های نقدی در کشور آنچنان که انتظار می‌رفت پاسخگو نبوده است. این موضوع به شکل ویژه در نقاط محروم و کم بضاعت صدق می‌کند. اعطای یارانه برای اشخاص در این مناطق نتوانسته تاثیرگذاری ویژه‌ای ایجاد کند. بهتر بود به جای اعطای یارانه، دولت‌ها بر افزایش رفاه مناطق محروم و به ویژه توسعه زیرساخت‌ها متمرکز می‌شدند. مردم بیش از این که نیاز به دریافت اعانه داشته باشند، نیاز دارند که زیرساخت‌های رفاهی با کیفیت تری داشته باشند. ما نباید سیستم نیازمندپروری را توسعه دهیم. ما باید روی افزایش توانمندی افراد در مناطق محروم متمرکز شویم. اگر به جای اعطای یارانه روی توسعه زیرساخت‌های کشور متمرکز می‌شدیم، وضعیت بسیار بهتری ایجاد می‌شد. حتی اعطای یارانه غیرنقدی هم ایراد‌هایی جدی دارد و اگرچه شاید کمی بهتر از اعطای یارانه غیرنقدی باشد، اما در نهایت به ضرر مردم خواهد بود.»

    اعطای یارانه بلند مدت مطرود و اشتباه است

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «اعطای یارانه به شکل بلند مدت یک روش صد در صد مطرود است. یارانه، در اغلب نقاط دنیا، به شکل محدود، در بازه زمانی کوتاه و برای اقشار آسیب پذیر در نظر گرفته می‌شود. اصلا این چه توجیه اقتصادی دارد که به ۸۱ میلیون نفر یارانه اعطا شود؟ با این وضعیت جمعیت، چگونه ساماندهی درست رفاهی و اقتصادی انجام می‌شود؟ چگونه نظام اعطای یارانه تنظیم می‌شود؟ اصلا نظام پرداخت یارانه بر اساس چه آماری تنظیم می‌شود که عادلانه باشد؟ فارغ از همه این مسائل، هزینه اجرای طرح یارانه نقدی در کشور‌های در حال توسعه بالاست، پراکندگی جمعیتی اقشار آسیب پذیر و محدودیت خدمات پایه‌ای عمومی در مناطق شهری، هزینه‌های اجرایی طرح‌های یارانه نقدی را افزایش می‌دهد. کشور ما از کمبود منابع مادی رنج می‌برد و این یک مشکل رایج در بخش منابع دولتی در کشور‌های در حال توسعه است.»

    وی افزود: «این نکته را نیز نمی‌توان کتمان کرد که پرداخت یارانه، موجب افزایش نقدینگی و بالا رفتن قیمت کالا‌های یارانه‌ای شده و اثرات تورمی حادی را به همراه خواهد داشت که این اثرات توزیع درآمد را به ضرر طبقه‌های آسیب پذیر (گروه‌های هدف) تغییر می‌دهد چرا که این گروه بر خلاف اقشار مرفه دارای قابلیت انتقال درآمد نیستند. شاید به همین دلیل است که یارانه‌های نقدی در کشور‌های در حال توسعه نسبت به کشور‌های در حال گذار و کشور‌های توسعه یافته از حجم پایینی برخوردار است. چنانچه خانوار‌های فقیر بخش زیادی از درآمد خود را از طریق بخش غیر رسمی به دست آورند، آنگاه یارانه‌های نقدی تنها منجر به کاهش اندکی در خط فقر این خانوار‌ها شده و تاثیری در جایگزینی درآمد آن‌ها نخواهد داشت. تاکید من بر این است که دولت‌ها باید بر افزایش رفاه و زیرساخت‌های رفاهی متمرکز باشند تا پرداخت یارانه‌ای که مشخص نیست چه تاثیری خواهد داشت یا بهتر است بگوییم تاثیر خاصی ندارد.»