برچسب: عدالت

  • حمایت کاغذی؟!!

    حمایت کاغذی؟!!

    به گزارش اقتصادران، افزایش بودجه همیشه خبر خوبی به‌نظر می‌رسد مگر آنکه پای معیشت فقرا در میان باشد. لایحه‌۱۴۰۵ نشان می‌دهد اعتبارات دونهاد اصلی حمایتی کشور یعنی کمیته امداد و سازمان بهزیستی به‌مجموع حدود ۲۲۶‌هزار‌میلیارد‌تومان رسیده؛ رقمی که نسبت‌به ‌پنج‌سال قبل چندبرابر شده و درظاهر حکایت از گسترش حمایت‌های اجتماعی دارد اما پرسش کلیدی اینجاست: این رشد در اعداد چقدر در جیب مددجویان احساس می‌شود؟ بر اساس ارقام لایحه مجموع مستمری نهادهای حمایتی برای سال آینده ۴/۱۲۹‌همت پیش‌بینی شده یعنی رشدی حدود ۳۶‌درصدی نسبت‌به ‌سال قبل.

    این در حالی است که سهم مستمری از کل اعتبارات حمایتی تنها ۷‌درصد است و درمقابل بیش از ۵۳‌درصد منابع به‌یارانه کالابرگ اختصاص دارد و بخش قابل‌توجهی نیز به‌یارانه‌های همگانی مانند نان و دارو می‌رسد. به‌بیان ساده کیک حمایت بزرگ‌تر شده اما سهم مستقیم فقرا از آن همچنان محدود است.

    از سوی دیگر ساختار تامین منابع نیز محل تامل است. در لایحه‌۱۴۰۵ حدود ۷۳‌درصد بودجه کمیته امداد از محل منابع هدفمندی یارانه‌ها تامین می‌شود؛ منبعی که خود با فشار کسری و نوسان درآمدی مواجه است. در سازمان بهزیستی نیز اگرچه سهم منابع عمومی افزایش یافته اما پایداری مالی همچنان به‌وضعیت کلی بودجه وابسته است.

    این یعنی حتی رشد اسمی اعتبارات نیز بر زمینی کاملا باثبات بنا نشده است. همزمان محاسبات سناریویی نشان می‌دهد اگر مستمری‌ها همگام با رشد ۴۵‌درصدی حداقل دستمزد افزایش یابد دولت باید حدود ۱۵‌همت منابع اضافی تامین کند. در شرایطی که کسری بودجه و فشار مالی دولت ادامه دارد این سوال جدی‌تر می‌شود: آیا سیاست رفاهی در۱۴۰۵ عدالت را در اعداد نشان می‌دهد یا در سفره خانوارهای تحت پوشش؟ گزارش پیش‌رو تلاش می‌کند میان رشد اسمی اعتبارات و واقعیت معیشتی مددجویان این فاصله را روشن کند.

    مستمری ۱۲۹‌همتی برای۱۴۰۵ همگام با تورم یا عقب‌تر از معیشت؟

    مجموع مستمری نهادهای حمایتی برای سال آینده نسبت‌به ‌سال جاری حدود ۳۶‌درصد رشد نشان می‌دهد. در ظاهر این افزایش می‌تواند نشانه توجه بیشتر به‌دهک‌های پایین باشد اما وقتی این عدد درکنار نرخ تورم و رشد هزینه‌های معیشتی قرار می‌گیرد تصویر پیچیده‌تر می‌شود. اگر حداقل دستمزد سال آینده ۳۵‌درصد افزایش یابد برآوردها نشان می‌دهد اعتبار مستمری باید به‌حدود ۴/۱۳۴‌همت برسد. در سناریوی رشد ۴۰‌درصدی دستمزد این‌عدد به‌۴/۱۳۹‌همت می‌رسد و درصورت افزایش ۴۵‌درصدی نیاز مالی به‌۳/۱۴۴‌همت خواهد رسید یعنی حدود ۱۵‌همت بیشتر از رقم پیش‌بینی‌شده در لایحه. این فاصله نشان می‌دهد حتی افزایش ۳۶‌درصدی مستمری نیز ممکن است از شتاب افزایش هزینه‌های زندگی عقب بماند. نکته مهم‌تر آن است که مستمری‌ها عمدتا به‌فقیرترین دهک‌ها تعلق می‌گیرد یعنی خانوارهایی که بیشترین سهم درآمدشان صرف خوراک، اجاره و درمان می‌شود؛ اقلامی که معمولا تورم بالاتری را تجربه می‌کنند. بنابراین اگر رشد مستمری پایین‌تر از رشد واقعی هزینه‌های این اقلام باشد قدرت خرید مددجویان عملا کاهش یافته حتی اگر عدد اسمی بزرگ‌تر شود. در چنین شرایطی چالش سیاستگذار دوگانه است: افزایش بیشتر مستمری به‌معنای فشار جدید بر بودجه و احتمال تشدید کسری است اما افزایش کمتر به‌معنای عقب‌ماندن از معیشت و تعمیق فقر. پرسش اصلی اینجاست که دولت در۱۴۰۵ کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد: انضباط مالی یا همگامی واقعی با هزینه زندگی فقرا؟

    ۷‌درصد از کل اعتبارات حمایتی؛ سهم فقرا از کیک یارانه‌ای چقدر است؟

    درمیان تمام اعداد بودجه حمایتی شاید مهم‌ترین عدد همان ۷‌درصد باشد یعنی سهم مستمری نهادهای حمایتی از کل اعتبارات حمایتی دولت. درحالی‌که مجموع اعتبارات این‌حوزه در لایحه‌۱۴۰۵ رشد قابل توجهی داشته تنها بخش کوچکی از آن مستقیما به‌فقیرترین خانوارها به‌صورت مستمری نقدی پرداخت می‌شود. بر اساس ترکیب اعتبارات بیش‌از ۵۳‌درصد منابع حمایتی به‌یارانه کالابرگ اختصاص یافته است؛ یارانه‌ای با پوشش گسترده‌تر و ماهیتی نیمه‌همگانی. یارانه نان حدود ۵/۱۵‌درصد و یارانه نقدی نیز سهمی مشابه دارد. درمقابل مستمری کمیته امداد و سازمان بهزیستی که مستقیما به‌خانوارهای تحت پوشش این نهادها تعلق می‌گیرد تنها ۷‌درصد از کیک حمایتی را تشکیل می‌دهد. این توزیع یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: سیاست حمایتی دولت بیشتر به‌سمت حمایت همگانی متمایل است یا تمرکز بر فقرا؟ در ادبیات رفاهی تمرکز منابع بر دهک‌های پایین می‌تواند اثربخشی بیشتری در کاهش فقر داشته باشد اما در ساختار فعلی بخش عمده منابع به‌سیاست‌های گسترده‌تر و کم‌هدف‌تر اختصاص یافته است. ازسوی‌دیگر رشد مستمری‌ها اگرچه ۳۶‌درصد اعلام شده اما وقتی سهم آن در کل سبد حمایتی کوچک باقی می‌ماند اثر آن درمقایسه با سایر پرداخت‌ها محدود می‌شود. به‌بیان دیگر حجم کل حمایت افزایش یافته اما وزن فقرا در این سبد چندان تغییر نکرده است. مساله فقط افزایش رقم کل اعتبارات نیست بلکه نحوه توزیع آن اهمیت دارد. اگر هدف کاهش فقر مطلق است سهم مستقیم فقرا از منابع حمایتی باید به‌همان اندازه‌ای رشد کند که بودجه کل رشد کرده است. عدد ۷‌درصد نشان می‌دهد این تعادل هنوز برقرار نشده است.

    ۲۲۶‌همت بودجه، ۱۲۹ همت مستمری

    در لایحه‌۱۴۰۵ مجموع بودجه کمیته امداد و سازمان بهزیستی به‌حدود ۲۲۶‌هزار‌میلیارد‌تومان رسیده است یعنی ۱۱۷‌همت برای کمیته امداد و ۱۰۹همت برای بهزیستی. این‌رقم درمقایسه با سال۱۴۰۰ جهش قابل توجهی دارد. امداد از ۴/۲۶ همت به‌۱۱۷‌همت و بهزیستی از ۷/۱۷‌همت به‌۱۰۹همت رسیدند. درظاهر این‌رشد چندبرابری نشانه تقویت سیاست حمایتی است اما وقتی ترکیب هزینه‌ها بررسی می‌شود، تصویر دقیق‌تر می‌شود. از این ۲۲۶‌همت مجموع مستمری مستقیم پیش‌بینی‌شده ۴/۱۲۹‌همت است یعنی حدود نیمی از کل منابع. بخش دیگر صرف خدمات اجتماعی، توانمندسازی، حمایت‌های غیرنقدی و هزینه‌های اجرایی می‌شود. بنابراین همه رشد بودجه الزاما به‌افزایش دریافتی ماهانه مددجویان تبدیل نمی‌شود. نکته حساس‌تر ساختار تامین منابع است. در کمیته امداد ۸۶‌همت از ۱۱۷‌همت بودجه از محل هدفمندی یارانه‌ها تامین می‌شود یعنی ۴/۷۳‌درصد وابستگی. سهم بودجه عمومی تنها ۱/۳۱همت است. این یعنی ستون اصلی حمایت از فقرا بر منابعی استوار بوده که خود با فشار کسری، نوسان درآمد انرژی و تعهدات سنگین یارانه‌ای مواجهند. اگر منابع هدفمندی کمتر از پیش‌بینی محقق شود(تجربه‌ای که در سال جاری نیز مشاهده شد) فشار مستقیم بر پرداخت‌های حمایتی وارد خواهد شد. درچنین‌شرایطی رشد اسمی بودجه لزوما به‌معنای پایداری حمایت نیست. پرسش کلیدی این است: آیا این مدل تامین مالی می‌تواند حمایت مستمر و قابل اتکا برای فقرا ایجاد کند یا مستمری‌ها همچنان بر پایه منابعی ناپایدار بنا شدند؟

    حمایت گسترده یا توزیع پراکنده؟ سیاست رفاهی دولت در دوگانه پایداری و عدالت

    درظاهر نقشه حمایتی دولت گسترده‌تر از همیشه است؛ از یارانه نقدی و نان گرفته تا کالابرگ، دارو، مستمری مددجویان و طرح‌های تغذیه‌ای. ارقام لایحه‌۱۴۰۵ نیز نشان می‌دهد اعتبارات حمایتی درمجموع افزایش یافته و دونهاد اصلی امداد و بهزیستی روی هم حدود ۲۲۶‌همت بودجه دریافت می‌کنند اما پرسش بنیادین این است: این حمایت گسترده به‌تمرکز بر کاهش فقر منجرشده یا به‌توزیع پراکنده منابع در میان گروه‌های متنوع؟ ترکیب اعتبارات نشان می‌دهد بیش‌از نیمی از منابع حمایتی(۵۳‌درصد) به‌کالابرگ اختصاص دارد و سهم مستمری مستقیم به‌فقیرترین دهک‌ها تنها ۷‌درصد است. این‌ساختار بیانگر ترجیح سیاستگذار به‌حمایت‌های نیمه‌همگانی و گسترده است؛ مدلی که از نظر سیاسی فراگیرتر بوده اما ازمنظر هدف‌گیری فقر، ممکن است کارایی کمتری داشته باشد. ازسوی‌دیگر پایداری مالی این سیاست نیز محل تردید است. وابستگی بالای منابع امداد به‌هدفمندی یارانه‌ها و فشار کسری بودجه عمومی نشان می‌دهد حمایت اجتماعی بر منابعی استوار است که خود با محدودیت روبه‌رو هستند. درچنین‌شرایطی هرشوک درآمدی یا ناترازی بودجه می‌تواند به‌بازنگری در دامنه حمایت‌ها منجر شود. بنابراین سیاست رفاهی دولت در یک دوگانه قرار گرفته است: اگر منابع را به‌شکل گسترده توزیع کند ممکن است اثربخشی در کاهش فقر کاهش یابد و اگر تمرکز را بر فقرا بگذارد دامنه پوشش محدودتر می‌شود. پاسخ به‌این دوگانه نه‌فقط یک‌انتخاب بودجه‌ای بلکه یک‌انتخاب اجتماعی است یعنی انتخاب میان عدالت هدفمند و حمایت همگانی پایدار. آنچه سرنوشت سیاست رفاهی۱۴۰۵ را تعیین می‌کند نه رشد اسمی ارقام بلکه قدرت خرید واقعی مددجویان است؛ جایی که بودجه باید از کاغذ به‌سفره مردم منتقل شود.

    کل اعتبارات مصوب کمیته امداد خمینی برحسب منبع تامین

    حالت تعریف اعتبار نهادهای حمایتی (هزار میلیارد تومان)
    لایحه ۱۴۰۵ عدد مصوب لایحه ۴/۱۲۹
    سناریوی اول رشد حداقل دستمزد ۳۵ درصد ۴/۱۳۴
    سناریوی دوم رشد حداقل دستمزد ۴۰ درصد ۴/۱۳۹
    سناریوی سوم رشد حداقل دستمزد ۴۵ درصد ۳/۱۴۴
    ردیف عنوان سهم از کل اعتبارات حمایتی نرخ رشد
    ۱ یارانه نقدی ۱۵/۵۰ درصد رشد منفی
    ۲ یارانه نان ۱۵/۵۰درصد رشد ۱۹درصد
    ۳ یارانه دارو ۵۰/۴درصد رشد نزدیک صفر
    ۴ یارانه کالابرگ ۵۳/۰۰درصد اعتبارات جدید حمایتی
    ۵ تغذیه کودکان کمتر از ۱ درصد رشد ۲۸درصد
    ۶ سایر اعتبارات ۲/۵۰درصد
    ۷ کارت امید مادران کمتر از ۱درصد
    ۸ مستمری نهادهای حمایتی ۷/۰۰درصد رشد ۳۶درصد

     

  • حذف ارز ترجیحی؛ توزیع فقر یا کاهش رانت؟

    حذف ارز ترجیحی؛ توزیع فقر یا کاهش رانت؟

    به گزارش اقتصادران، سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر جوان اقتصاد، در دوره‌ای حساس سکان هدایت سیاست‌های مالی و ارزی کشور را به دست گرفته است. دوره‌ای که همزمان با التهابات سیاسی و اقتصادی پس از ناآرامی‌های دی‌ماه و همچنین فشار‌های بین‌المللی، شرایط را برای اجرای برنامه‌های اقتصادی پیچیده کرده است. با وجود این، بسیاری از اظهارات و برنامه‌های او در رسانه‌ها کم‌تر مورد واکاوی قرار گرفته‌اند و افکار عمومی هنوز منتظر نتیجه عملی این سیاست‌هاست.

    از سوی دیگر، برنامه‌های تازه دولت برای توزیع کالا و یارانه نیز سوالات مهمی ایجاد کرده است. ارائه کالا‌برگ و پرداخت یارانه‌های نقدی، در عمل بیشتر شبیه فقر توزیع‌شده است؛ یعنی دولت بخشی از منابع خود را میان مردم پخش می‌کند، در حالی که سهم واقعی و بزرگی از منافع ناشی از اختلاف نرخ ارز و واردات به خود دولت و بنگاه‌های تحت کنترل آن باز می‌گردد. این فرآیند باعث شده است حتی کالا‌های اساسی که قرار بود از طریق یارانه‌ها به دست مردم برسد، یا با تاخیر وارد بازار شوند یا قیمت واقعی آنها چندین برابر قیمت حمایتی باشد.

    ابهام دیگر، شیوه برخورد دولت با انحصارگران و محتکران است. وزارت اقتصاد مدعی است با معرفی آنها به مراجع قضایی و نهاد‌های نظارتی، مسیر ورود کالا به بازار را تسریع کرده، اما همزمان از ضرورت درک شرایط آنها سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که قیمت تمام‌شده واردات هنوز مشخص نیست. این تناقض، نشان‌دهنده سیاست دوگانه‌ای است که هم با شعار مقابله با رانت و احتکار جلوه می‌کند و هم فرصت‌های جدید برای بهره‌برداری انحصاری ایجاد می‌کند.

    واقعیت آن است که سیاست‌های ارزی و یارانه‌ای دولت، بدون سازوکار دقیق شفافیت و توزیع منصفانه، به جای کاهش فقر، آن را میان مردم تقسیم می‌کنند و منابع کلان را به نفع دولت و انحصارگران حفظ می‌کنند. این مسئله، سوال بزرگی برای افکار عمومی ایجاد کرده است: آیا هدف واقعی دولت حمایت از مردم است یا مدیریت بحران به شکلی که منافع کلان در اختیار خودش باقی بماند؟

    در نهایت، راهبرد اقتصادی دولت، هرچند با شعار شفافیت و عدالت همراه است، اما در عمل باعث می‌شود که مردم با کمبود و گرانی دست و پنجه نرم کنند، در حالی که منابع عظیم ناشی از تفاوت نرخ‌ها و سیاست‌های ارزی به دست اقلیت خاصی می‌رسد. اگر دولت بخواهد از این چرخه خارج شود، نیازمند اصلاحات جدی در سازوکار توزیع یارانه‌ها، کنترل انحصارگران و شفافیت کامل در سیاست‌های ارزی است، وگرنه فقر همچنان به عنوان کالایی که دولت توزیع می‌کند، در میان مردم پخش خواهد شد.

  • طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد! / دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند! /  وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی مبتذل است!

    به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود. ه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم اما، سیاست اجتماعی در ایران جز گفتمان اصلی نیست.

    کمال اطهاری، پژوهشگر توسعه که در نشست بررسی «ضرورت سیاست گذاری اجتماعی برای تحقق رفاه و عدالت اجتماعی» در دانشگاه علم و صنعت سخن می گفت، تصریح کرد: موضوع سیاست اجتماعی و سیاست گذاری اجتماعی، مسئله مفقوده در راست و چپ است و در هر دو سو نیز علت آن، وجه ایدئولوژیک دارد. در راست به این دلیل که بر اساس منافع سرمایه‌دار، آن هم به صورت منافع خام و ابتدایی درنظر گرفته می شود که در ایران به آن راست مبتذل می‌گویم، این مسئله در چپ هم جنبه ایدئولوژیک دارد.

    وی با بیان اینکه برای تفکر راست سازماندهی و جامعه هیچ اهمیتی ندارد، توضیح داد: ما پیش از این شاهد تقلیل امر انسان به موضوع اقتصادی بوده‌ایم و از آن لطمه هم خورده‌ایم؛ چرا که بلافاصله بعد از آن باعث برآمدن پوپولیسم شد. در چپ هم با اینکه ضد سرمایه داری است، اما وظیفه خود را نمی‌داند و برنامه حداقلی ارائه نمی‌دهد و اساسا برنامه جایگزینی ندارد.

    اوضاع کارگران و مزدبگیران در دنیا بدتر شده است

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه به دلیل اجرای این سیاستها، اوضاع کارگران و مزد بگیران بدتر شده است، اضافه کرد: شکاف درآمدی بسیار زیاد شده و چپ و حتی راست میانه که پیرو دولت رفاه در همه کشورها بودند تنزل پیدا کردند. به همین ترتیب شکاف مابین کشورهای فقیر و غنی زیاد شده و شاهد امواج مهاجرت هستیم که ناشی از این شکاف است.

    غفلت بزرگ چپ در دنیا نبود برنامه برای اقتصاد دانش و رفاه طبقه کارگر است

    اطهاری با تاکید بر اینکه ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش باعث فروپاشی شوروی شد و فاصله‌ای که قبل از انقلاب صنعتی اول با کشورهای پیرامونی ایجاد کرده بود دوباره خود را نشان داد، گفت: غفلت بزرگ چپ این است که نه برای اقتصاد دانش برنامه ارائه می‌دهد و نه می‌تواند موضوع رفاه طبقه کارگر و مزد بگیران را در دوران جهانی شدن اقتصاد و ورود به اقتصاد دانش سامان دهد. به همین دلیل هم پوپولیست‌ها یا راست افراطی سر برآورده‌اند. کارگران بیکار شده در اثر ورود سرمایه داری به اقتصاد دانش به ترامپ رای می‌دهند. شاهد هستیم راست افراطی همه جا سر بر می‌آورد، البته استثنائاتی مانند برزیل نیز به دلیل استفاده از برنامه ریزان زبده در این کشورها وجود دارد.

    باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار به اجرای آن باشد

    وی با بیان اینکه ما باید شرایط طبقه کارگر را در دنیای امروز درک کنیم و بودجه‌ریزی مشارکتی را مطالبه کنیم، گفت: نباید به طرح‌هایی مانند فله‌ای رای دادن به اعضای شورای شهر تن در دهیم اینها راه حل نیست، بلکه باید برنامه‌ای داشته باشیم که هر حزبی هم اگر روی کار آمد، ناچار باشد آن را اجرا کند.

    عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود

    اطهاری با تاکید بر اینکه عدالت و رفاه تنها با ایدئولوژی ایجاد نمی شود، اظهار داشت: در اقتصاد دانش، مانند صنعتی شدن، بیکاری زیادی رخ خواهد داد. بشر وارد اقتصاد دانش خواهد شد و کسی به دوره اقتصاد صنعتی و کارخانه‌های بزرگ برنخواهد گشت. این توطئه نیست بلکه هرچه که به آسایش بشر کمک کند و زندگی آن را سامان دهد، مورد استقبال قرار می‌گیرد. باید روش جدید را یاد بگیریم. در همه جای جهان اگر نتوانیم برنامه شایسته ورود به اقتصاد دانش را سامان دهیم، شاهد بیکاری شدید خواهیم بود. در ایران مبتذل بودن راست و ایدئولوژیک بودن چپ، مانع از این است که ما به ساماندهی درستی از نیروی کار و جهت گیری‌های درستی برسیم. اقدامات خوبی صورت گرفته اما دیدگاه‌های ایدئولوژیک باعث می‌شود کارهای خوبی که پژوهشگران در این حوزه انجام می‌دهند مورد توجه قرار نگیرد و هر کسی تنها حرف خود را بزند.

    سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است / سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه سهم کار در درآمد ملی ایران پایین آمده است و این مسئله به دلیل اتوماسیون نیست چرا که در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری به اندازه ایران شاهد پایین آمدن سهم کار نیستیم توضیح داد: سیاست اجتماعی در ایران جزء گفتمان اصلی نیست. راست که خود را مدرن می‌داند اصلا به این موضوع توجه نمی‌کند. راست حاکمیتی فعلی، هنوز به کارگر به مثابه کسی که باید بر اساس قواعد اجاره با آن کار کنند، نگاه می‌کند. دیدگاه اصولگراهای افراطی بر اساس فقه اجاره نیروی کار است، این دیدگاهی است که آقای مطهری تا آن زمان که زنده بودند با آن به شدت مقابله کردند.

    از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند / افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد / بهره‌وری در ایران دائم در حال کاهش است

    وی با بیان اینکه از زمان صفویان تاکنون اصولگرایان در ایران سیاست‌های نئولیبرالیسم را در پیش گرفته‌اند، ادامه داد: در حالی که افزایش حداقل دستمزد سهم نیروی کار را در درآمد ملی افزایش می‌دهد. یک درصد افزایش بهره‌وری هم ۱.۳۴ درصد سهم نیروی کار را در درآمد ملی را افزایش می‌دهد که این با ورود به اقتصاد دانش ممکن می‌شود، اما بهره‌وری در ایران مداوما در حال کاهش است. یک درصد بهره وری تاثیر دو برابری در درآمد دارد

    جانشینی ایدئولوژی به جای قانون، بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد

    اطهاری جانشینی ایدئولوژی به جای قانون و نظام مند بودن بلای زیادی بر سر کشور می‌آورد، گفت: باید نظام مند فکر کرد. اگر کسی خود را نخبه طرفدار طبقه کارگر می‌داند، باید این طبقه را نسبت به ضرورت ایجاد این نظام مندی آگاه کند. با در نظر داشتن همین ضرورت ها بوده است که دولت رفاه در کشورهای مرکزی سرمایه‌داری تشکیل شده است، قطعا با مزد حداقلی که ما در ایران اجرا می کنیم، چنین امری ممکن نیست.

    تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند

    وی با بیان اینکه تنها ۱۲ درصد روستاییان ایران دارای بیمه بازنشستگی هستند، نبود بیمه بازنشستگی را یکی از دلایل مهاجرت از روستا به شهر عنوان کرد و گفت: اگر همه تلاش‌ها به مسئله مزد حداقلی تقلیل داده شود و نه به سیاست گذاری اجتماعی به معنی این است که حدود ۲۵ درصد جامعه را کنار گذاشته‌ایم. این رقم کمی نیست، ما باید در این موضوعات قواعد بازی را یاد بگیریم و اجرا کنیم. موضوع مزد حداقل تنها در سطح کارگاه است و نه در سطح کلان جامعه. در سطح کلان جامعه باید سیاستگذاری اجتماعی را اجرا کرد.

    برابری، با مزد حداقلی به دست نمی‌آید!

    این پژوهشگر توسعه با اشاره به ضرورت در نظر داشتن سیاست‌های اجتماعی ادامه داد: برابری با مزد حداقلی به دست نمی‌آید، زمانی به دست می‌آید که دانشگاه دولتی و مجانی باشد که در ایران این امکان در حال کنار گذاشته شدن است. برابری زمانی به دست می‌آید که کهنسالان جامعه حمایت‌های ملی بازنشستگی و نظام سلامت ملی داشته باشند. زمانی که مانند آلمان از ساعت ورود به حمل و نقل عمومی جزء ساعت کار به حساب بیاید و در این حالت وسایل حمل و نقل عمومی موظفند افراد را سریع به سر کار برسانند. سرمایه‌داری اینگونه حرکت می‌کند.

    طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد!

    اطهاری با تاکید بر اینکه طبقه کارگر با مزد حداقلی به جایی نمی‌رسد، گفت: باید مسکن اجتماعی وجود داشته باشد. چرا فقط درباره مزد حداقلی چانه می‌زنید!؟ چرا واژه مسکن اجتماعی را به کار نمی‌برید!؟ سنگین‌ترین هزینه خانوار مسکنش است. با این شرایط که نمی‌توان از منافع طبقه کارگر دفاع کرد! دولت هم بسیار خوشحال است. دولت به طبقه کارگر می‌گوید من می‌خواهم مزدت را زیاد کنم اما بورژوازی نمی‌گذارد و از طرف دیگر به طبقه بورژوازی ‌می گوید اگر من نباشم، طبقه کارگر پدرت را در می‌آورد! آخر سر هم مدعی می‌شود که ما توانستیم ریش سفیدی کنیم و این‌ها را با هم آشنا کنیم. می‌گویند تورم مثلا ۵۰ درصد است مزد طبقه کارگر هم باید ۵۰ درصد بالا برود. آیا کودکانه تر از این دیدگاه وجود دارد!؟

    این پژوهشگر توسعه خاطرنشان کرد: دولتی که تورم را ۵۰ درصد کرده، مسکن را ۱۰۰ درصد گران کرده و مسکن اجتماعی را سامان نداده، مقصر نیست!؟ بلکه فقط سرمایه‌داری مولد که مالیات می‌دهد مقصر هستند! رانتخوارها که دلالی می‌کنند، مالیات نمی‌دهند. می‌خواستند از طلافروشان مالیات بر ارزش افزوده بگیرند آنها یک روز اعتصاب کردند، آنها را هم معاف کردند! به این دلیل که ایدئولوژی می‌گوید طبقه کارگر باید دمار سرمایه‌داری را درآورد، اما دولتی که در بخش مسکن تورم ۱۰۰ درصدی دارد، مقصر نیست!

    نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند

    وی با بیان اینکه حقوق در کارگاه‌های بالای ۱۰۰ نفر که متعلق به رانتخوارها و خصولتیها است، بیشتر از تورم بالا می‌رود؛ چرا که اگر آنها اعتصاب کنند دیگر نمی‌تواند از رانت‌هایش استفاده کند، پتروشیمی‌ها و صنایع فولاد را از جمله این موارد برشمرد و گفت: باید با در نظر گرفتن این واقعیت‌ها و ارقام، سطح بازی را بالا برد. متاسفانه طبقه کارگر، ملی کردن نفت را سامان داده، اما اکنون وضعیتش این گونه است! نخبگان آن زمان هر ضعفی که داشتند اما سازمان دهندگان خوبی بودند. مزد حداقلی سال ۱۳۳۸ تصویب شده که اولین قدم طبقه کارگر در آن سیستم است. نخبگان ما درباره منافع طبقه کارگر هنوز از ۷۰ سال پیش جلوتر نیامده‌اند.

    باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم

    این پژوهشگر توسعه با تاکید بر اینکه ما باید به سیاست اجتماعی و دولت رفاه بازگردیم و این سیاست اجتماعی را پشتیبان ورود به اقتصاد دانش کنیم، تصریح کرد: اقتصاد دانش حرفی فانتزی نیست، بلکه اقتصادی است که در آن دانش بر عوامل دیگر فائق شده. در اقتصاد دانش، دانش پیش برنده توسعه است. شعار سیاست اجتماعی پشتیبان اقتصاد دانش، ز گهواره تاگور دانش بجوی است و متاسفانه این بر خلاف چیزیست که در کشور ما وجود دارد که گفته می‌شود ز گهواره تا گور از دانش دور باش! ببینید خصوصی‌سازی‌ها با مدارس چه کرده است! شاهد کنار گذاشتگی‌ها، سهمیه‌ها و مهاجرت هستیم. کسی که دانش بجوید باید مهاجرت کند، چون این سیستم اصلا نمی‌خواهد وارد دانش شود.

    دولت ها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی را نمی دهند!

    اطهاری با تاکید بر اینکه جامعه دانش، دانایی را به توانایی فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند، اما متاسفانه دولتها در ایران، اجازه تبدیل دانایی به توانایی فردی و اجتماعی را نمی دهند و با این مسیر مقابله می‌کند، اضافه کرد: در صورتی که این شیوه در نئولیبرالیسم وجود ندارد و تمام موضوعش این است که حداقل دانایی را به ارزش مصرفی قابل مبادله تبدیل کند و اصلا برای این به وجود می‌آید می‌خواهد نوآور شود و به سرمایه‌دارها برای نوآوری انگیزه بدهد و سیستم مالی خود را هم در خدمت نوآور شدن تولید قرار می‌دهد. حتی موضوع حفاظت از خانواده نیز در اروپا بسیار مهم شده و کشورهای سوسیال دموکرات که توانسته‌اند حفاظت از خانواده را سامان دهند موفق‌تر هستند.

    اگر رفاه و عدالت اجتماعی برای آینده می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم

    وی با بیان اینکه اگر ما آینده را با رفاه و عدالت اجتماعی می‌خواهیم باید وارد اقتصاد و جامعه دانش شویم گفت: در اقتصاد دانش کار مستقیم ارزش خود را از دست می‌دهد، همانطور که اکنون این اتفاق افتاده است و طبقه کارگر که کار مستقیم دارند از ۳۰ درصد تبدیل به ۱۰ درصد نیروی کار شده‌اند.

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه بعد از اینکه پایه‌های سرمایه‌داری در ایران شکل گرفته اما به دلیل اینکه نتوانستیم دانش را سامان دهیم دچار تله توسعه جدید شده‌ایم، توضیح داد: نئوفئودالیسمی که آمده مانع گسترش شده و به این دلیل که رانت را تولید و باز تولید می‌کند ما وارد تله توسعه جدید شده‌ایم. کشورهای دیگری در آمریکای لاتین هم که نتوانستند نقش دولت رفاه توسعه بخش را سامان دهند، دچار این شرایط شده‌اند؛ اما کشورهایی مانند کره جنوبی، چین و ویتنام که توانستند این شرایط را سامان دهند وارد دوره جدیدی شدند. وقتی نمی‌توانیم اقتصاد دانش را سامان دهیم محیط زیستمان را هم نابود می‌کنیم.

    وی با بیان اینکه سالانه بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار از ایران خارج می‌شود در صورتی که تشکیل سرمایه در ایران در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، گفت: چنین چیزی در نئولیبرالیسم وجود ندارد. لیبرالیسم یک چرخه‌ای را در چارچوب اقتصاد دانش سامان می‌دهد.

    اواخر دولت روحانی برای ورود به اقتصاد دانش مدلی را طراحی کردم اما دولت که عوض شد در عرض ۱۵ دقیقه با آن مخالفت کردند!

    اطهاری ادامه داد: اواخر دوره روحانی پیشنهاد شد این بحث‌ها را به مدل تبدیل کنم که این کار را انجام دادم و در نهایت تحویل دولت آقای رئیسی شد. افرادی که از دانشگاه امام صادق آمده بودند در عرض یک ربع گفتند ما این را قبول نداریم! نقشه راه آن را هم به طور کامل سامان داده بودیم حتی آن را ندیدند. من از سال ۶۸ با وزارتخانه کار، تعاون و رفاه اجتماعی در ارتباط بودم؛ اما تاکنون این سطح از ابتذال را در این وزارتخانه ندیدم. آنچه که دیدم مبتذل‌تر از راست مبتذل بود.

    دولت در ایران، مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد

    وی با بیان اینکه نوآوری‌ها در دنیا با پشتوانه دولت‌ ها انجام شده و دولت ها ثمره نوآوری را با زور نمی‌گیرد، اظهار داشت: زمانی مالکیت سرمایه داری شکل می‌گیرد که زور از اقتصاد بیرون می‌رود. اما دولت در ایران مازاد اقتصادی را به زور از سرمایه‌داران می‌گیرد؛ این با مالیات فرق دارد. مالیات برای رفاه باز توزیع می‌شود.

    این پژوهشگر توسعه گفت: چپ و راست در ایران هیچ مدلی برای توسعه ندارند که منطبق بر شرایط باشد. روشنفکران مشروطه یک مدل بورژوا دموکراتیک کاملی داشتند، اگر ما مدلی داشتیم به وضعیت امروز نمی‌رسیدیم . دولت‌ها آمدند و هر کدام مدلی که خود در ذهن داشتند اجرا کردند چون مدل نداشتیم ، قطعاتی که ساخته‌ایم به هم نمی‌خورند و سرمایه‌ها تلف شدند.

  • دستگاهي که دچار فساد است، نمي‌تواند از كشورش دفاع كند

    دستگاهي که دچار فساد است، نمي‌تواند از كشورش دفاع كند

    به گزارش اقتصادران، همايش سراسري ديد‌بان شفافيت و عدالت با عنوان مبارزه با فساد، مشاركت مردم و افزايش اعتماد صبح روز پنجشنبه ۱۷ اسفند برگزار شد. در اين همايش احمد توكلي، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه فساد ابتدا فردي و اتفاقي است و فرد با ترس و لرز انجام مي‌دهد و همه از عواقب آن مي‌ترسند، افزود: در مرحله بعد فساد سيستمي و شبكه‌اي و بعد قانوني و سرانجام فساد در مرحله تسخير دولت يا نخبگان قرار مي‌گيرد.

    رييس هيات‌مديره سازمان ديدبان شفافيت و عدالت با بيان اينكه امروز ما در كشور مشكلات بسيار جدي داريم و خطرناك‌ترين آن يأس است، خاطرنشان كرد: با اين حال حق نداريم مايوس شويم، نبايد مايوس شد و از كساني كه در اين وانفساي كشور بدون چشمداشت، از خود هزينه مي‌كنند و براي مبارزه با فساد تلاش دارند بايد تشكر كرد. خدا ان‌شاءالله از آنها گران بخرد.

    وي با انتقاد از برخي عملكردهاي مسوولان در سطوح مختلف اجرايي گفت: جا دارد كه خدا را به همه نعمت‌هايش از جمله اينكه انسان‌هاي بد از ما بهراسند، تشكر كنيم . اما امروز كار سخت‌تر شده است. اين مدرس سابق اقتصاد در دانشگاه اضافه كرد: از جواني پرسيدم، گفت در انتخابات شركت نمي‌كنم گفتم پدرت مريض شود، كجا مي‌بري؟ گورستان يا بيمارستان مي‌بري! بيمارستان بهتر است. بنابراين نبايد رها كرد.

    توكلي با بيان اينكه فساد در ادبيات اقتصاد سياسي ابتدا فردي و اتفاقي است و فرد با ترس و لرز انجام مي‌دهد و همه از عواقب آن مي‌ترسند، توضيح داد: در مرحله بعد فساد سيستمي و شبكه‌اي و بعد قانوني و سرانجام فساد در مرحله تسخير دولت يا نخبگان قرار مي‌گيرد. تحليل ما اين بود كه وقتي دستگاه‌هاي مسوول مبارزه با فساد، خودشان به درجاتي آلوده مي‌شوند، فساد سيستمي است. وقتي سيستمي فاسد است از خود دفاع نمي‌كند. در واقع وقتي دستگاهي فاسد است، نمي‌تواند از كشورش دفاع كند.

    اين نماينده اسبق مجلس با بيان اين انتقاد كه در زماني به عنوان شاكي وارد كميسيون اصل ۹۰ شده كه خود مسووليت مبارزه با فساد را دارد، اما او را راه نداده‌اند، ادامه داد: وقتي بدن انسان دچار بيماري شود ميكروبي نفوذ كند، گلبول‌هاي سفيد آن را دوره مي‌كنند و از بين مي‌برند و بعدا پيروز مي‌شود؛ اما زماني كه گلبول‌ها آلوده شوند ديگر نمي‌توانند دفاع كنند و خودشان ميكروب‌زا مي‌شوند . سيستم بدن فاسد شده و ناگزير است از بيرون عامل مبارزه با ميكروب تزريق شود.

    بنابراين در وضعيت فساد سيستمي بايد مردم از بيرون وارد شوند و اصلاح كنند. رييس هيات‌مديره ديدبان شفافيت و عدالت ادامه داد: بعد از اين مرحله سازمان‌ها جدا جدا دچار فساد سيستمي مي‌شوند و با يكديگر پيوند مي‌خورند و شبكه‌اي از سازمان‌هاي فاسد ايجاد مي‌شود. مرحله بعد فساد تشكيلاتي است كه در آن نه تنها خود سيستم آلوده است، بلكه با سيستم‌هاي ديگر پيوند مي‌خورد. در نتيجه وقتي يك فرد از يك بيمارستان انتقاد مي‌كند، مي‌بيند كه مثلا از وزارت بهداشت و درمان يا سازمان غذا و دارو عليه او بيانيه مي‌دهند. بعد مي‌بينند كه اينها شبكه هستند. توكلي گفت: در واقع فساد قانوني اين است و اول بار در ايران اين استدلال را از آقا گرفتم كه مفسدان با به كارگيري شبكه در نهادهاي حساس و نفوذ در مجاري تصميم‌گيري كشور فرآيندهاي فسادزا را قانوني مي‌كنند.

    كار با تخصيص منابع و مناصب انجام مي‌شود. تخصيص منابع و مناصب به ناحق انجام مي‌شود. به گفته توكلي؛ اوايل اين مساله نبود اين اواخر ايجاد شده و پاي آن هم مي‌ايستند. عده‌اي قانون را براي فاسد كردن سيستم به كار مي‌گيرند. در اين مرحله كار مقابله با فساد سخت است، چراكه به ضديت با قانون متهم مي‌شويد .

    ديگر نوشتن و گفتن كافي نيست، بايد مذاكره كرد و حق را گرفت. اينكه ما تلاش كنيم تصميم‌گيران را قانع كنيم كه شما داريد بازي مي‌خوريد كار آساني نيست. رييس هيات‌مديره ديدبان شفافيت و عدالت اضافه كرد: از آن بدتر تسخير نخبگان يا تسخير دولت است، يعني دولتي‌ها مسخر مي‌شوند. مسخر كردن هم راه‌هاي مختلف دارد و اين مرحله تقريبا مرحله آخر است و ما اكنون وارد آن شده‌ايم. در اين مرحله افراد زيادي مماشات مي‌كنند به خاطر اينكه تحت تاثير سلطه مفسدان هستند.

    در اين مرحله ديگر سيستم از خود دفاع نمي‌كند. بعد به جايي مي‌رسد كه خوبان كارهاي بد مي‌كنند. در اين صورت كار با حوزه‌هاي رسمي ديگر جواب نمي‌دهد. توكلي گفت: سال ۹۱ دوستي پيش من آمد و گفت شما مدعي هستيد فساد سيستمي شده و با حضرت آقا درباره فساد اختلاف‌نظر داريد. در حالي كه من اختلاف‌نظري با ايشان ندارم مقاله‌اي هم با عنوان سيستم فاسد است و سيستم فاسد نيست، نوشتم و آن را به دفتر آقا بردم گفتند كه خود آقا هم اين مقاله را خوانده است. بايد توضيح دهم آنچه آقا گفت ناظر بر كليت نظام است، اما اينكه مي‌گويم فساد سيستمي است در ارتباط با دستگاه‌هاي نظارتي است كه نقش گلبول‌هاي سفيد را بايد ايفا كنند، اين دو نگاه متفاوت است.

    اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه براي خنثي‌سازي فساد بايد از مجاري قانونگذاري وارد شد، خاطرنشان كرد: وقتي مي‌گوييم سيستم و دولت تسخير شده به معناي اين است كه اگر سر و صدا راه بيندازيم، دعوا كنيم و هر جا برويم شبكه اجازه نمي‌دهد. راه‌حل در اينجا مبارزه گوشه‌اي است يعني يك پرونده را شروع مي‌كنيم و تا انتها پيگيري مي‌كنيم بعد سراغ مرحله ديگر مي‌رويم اگر اين كار را نكنيم آنها ما را مي‌زنند. ما اكنون در اين شرايط هستيم. كارمان سخت است. همه سرمايه‌ها را بايد وارد ميدان كنيم. وي تاكيد كرد: اما پيروزي واقعي براي ماست، چون تا آخر رفتيم و هر چه داشتيم به ميدان آورديم.

    بايد به فكر سازماندهي باشيم و تلاش كنيم مشاركت مردم ايجاد شود. بزرگ‌ترين سرمايه ما يك حقيقت است و آن، اين است كه خدا در مبارزه با فساد بي‌طرف نيست. در جايي ممكن است هيچ كاري نكرده باشيم، اما آبرومند مي‌شويم و حرف‌مان پيش مي‌رود. خدا همه ما را خدمتگزاران آن بيچاره‌هايي قرار دهد كه جز خدا كسي را ندارند. در كشور ما عده‌اي هستند كه آبروي‌شان را مي‌برند، اما كسي به داد آنها نمي‌رسد. بينوايي و بينوايان بيشتر شده‌اند. بترسيد كه اين افراد با شما مفسدان طرف شوند.