برچسب: طرح جامع تهران

  • تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

    تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

     به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری ، پژوهشگر اقتصاد توسعه با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، گفت: تلاشها بر این بود که منطقه ۲۲ تهران تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود، اما احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود. فضای نوآوری را تبدیل به مسکن کردند و از رانت آن بهره برده شد. در واقع فضاها برای باز تولید رانت در اختیار گرفته شد. احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. شهر به بورژوازی مستغلات فروخته شد.

    مشکل اساسی جامعه نخبگانی ما کمبود دانش است

     کمال اطهاری که در نشست «بررسی تله‌ های فضایی فقر در ایران» سخن می ‌گفت، با بیان اینکه مشکل اساسی جامعه علمی، سیاسی و نخبگانی ما کمبود دانش است، تصریح کرد: مقایسه روشنفکران امروز با روشنفکران مشروطه نشان می ‌دهد که آنها چگونه در یک جامعه کاملا استبداد زده و تجزیه شده پیش از جنگ جهانی دوم و بعد از جنگ جهانی اول توانستند در ایران نهادهایی را بسازند که اکنون آنچه که حداقل‌ های جامعه مدنی عصر ماست را مدیون آنها هستیم.

    تله رانت در شهر، با تراکم فروشی آغاز شد / با پدیده بورژوازی مستغلات رانتی مواجه هستیم / سیستمی ناقص با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با تاکید بر اینکه اندیشمندان توسعه در تشریح علل عدم رخداد توسعه در مناطق مختلف، کمبود دانش را به عنوان عاملی اساسی تحلیل می ‌کنند، اظهارداشت: کمیاب ترین عامل توسعه، دانش است؛ بنابراین ما باید ببینیم چگونه سیستمی ناقص، به این گونه، با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند و سکونتگاه‌ های غیررسمی و به عبارتی تله‌ های فضایی ایجاد می ‌کند که تنها شامل فقر هم نیست و می ‌تواند تله رانت هم باشد که با تراکم فروشی شروع شده و بعد با سلطه آنچه که می ‌توان از آن به عنوان «بورژوازی مستغلات رانتی» یاد کرد، تداوم پیدا کرده است.

    جنگلهای استان مازندران برای مسکن دوم رانتخوارها صرف شد

    اطهاری توضیح داد: همان طور که استان مازندران وقتی جنگل‌ هایش را از دست داد، برای مسکن دوم رانت‌خوارها صرف ‌شد. فضا تجلی روابط اقتصادی و اجتماعی و در عین حال زمینه ساز آن است؛ همچون زبان که تجلی اندیشه و زمینه ساز آن است؛ یا مانند ابزار تولید که از کار اجتماعی و اندیشه برمی ‌آید و خود زمینه ساز طبقات جدید اجتماعی و تفکرات جدید می ‌شود.

    وی با بیان اینکه بعد از ظهور اقتصاد دانش، تحرکاتی که در طبقات مختلف در کشورهای صنعتی رخ داده که باعث شده درصد اشتغال پرولتاریا در کشورهای مرکزی از ۳۰ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته، خاطرنشان کرد: ببینید ابزاری که ساخته شده چگونه در مناسبات اجتماعی تحول ایجاد می ‌کند. این مسئله در ارتباط با فضا نیز وجود دارد؛ اگر یک فضا به خوبی ساماندهی نشود، جامعه تکامل خود را پیدا نمی ‌کند. در اقتصاد دانش، دانش باید در شهر ساماندهی شود. کارخانه ای را در نظر بگیرید که ماشین آلات آن ناقص باشد یا درست چیده نشده باشد، در واقع وقتی فضا خوب سامان نیابد هم این چنین می شود و تولیدات آن کارخانه ناقص است یا مقرون به صرفه نیست.

    سیستم اقتصادی استان مازندران به دلیل تله رانت و فراغت شهری، ناکارآمد شده است

    اطهاری تاکید کرد: ساماندهی با شناخت روابط اقتصادی و اجتماعی بسیار اهمیت دارد، تله‌ های فضایی، تله‌ هایی هستند که به صورت ارادی یا غیرارادی با کمبود دانش شکل می ‌گیرند. استان مازندران در تله رانت و وقت فراغت شهری افتاده و کل سیستم اقتصادی آن بسیار ناکارآمد شده است. همانطور که یونان در تله گردشگری افتاد و اصلا اقتصاد متنوعی ندارد. ساماندهی فضا برای گردشگری صورت گرفته و نه یک اقتصاد پیشرو، به همین دلیل دچار بحران‌ های پیوسته شده است.

    در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با یادآوری اینکه تله‌ ها می ‌توانند به صورت سیاسی شکل بگیرد مانند آنچه که در کشورهای آفریقایی شاهد هستیم، توضیح داد: تله‌ ها در روابط اقتصادی و اجتماعی معینی تولید و بازتولید می ‌شوند. در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود. سکونتگاه‌ های اجتماعی و غیررسمی حاشیه شهر، بیشتر جنبه سکونتی دارند و جنبه توسعه ای ندارند. در تله فضایی فقر نمی ‌تواند سرمایه‌گذاری‌ صورت بگیرد، حتی سرمایه‌ های نمادینشان نیز از بین می ‌رود. مثلا در استانهای محروم کشورمان، شخصیت‌ های علمی به اندازه شخصیت‌ های سیاسی حضور ندارند؛ سرمایه‌ های نمادین پیشرفته در این مناطق نداریم. همانطور که کشور برای شخصیت‌ های درجه اول کشور علمی، جایگاهی قائل نیست و حتی اگر کوچه ای هم به نام آنها کند بعدها تغییر می ‌دهد. در واقع شخصیت‌ های نمادینش را از بین می ‌برد و این یک نوع تله است. همین تله نیز یکی از عوامل مهاجرت می ‌شود؛ چرا که هیچ نامی برای کسی که فعالیت مثبتی برای جامعه داشته باشد، وجود ندارد.

    در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم

    وی با بیان اینکه در آمریکا به دلیل تبعیض‌ هایی که روی سیاه پوست‌ ها بوده از ابتدا آنها کم درآمد طرح هستند به همین دلیل در حاشیه شهرها ساکن هستند، به تشریح علل و روند بازتولید فقر و بزهکاری به دلیل متراکم شدن این جمعیت در حاشیه شهرها پرداخت و ادامه داد: ما در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم. گفتند می ‌خواهیم کم درآمدها را سکونت دهیم، هرچند که این هدف محقق نشد؛ اما تله‌ های فضایی تشکیل ‌شد. جداسازی در سکونتگاه‌ های اطراف شهر، این تله‌ های فضایی را شکل می ‌دهد.

    فرصت اصلاح کژکارکردیهای طرح جامع تهران از دست رفت

    اطهاری با بیان اینکه از طرح جامع تهران مصوب ۴۹ این شرایط آغاز شد و فرمانی از بالا آمد که تهران تا سال ۵۳ کم درآمد نخواهد داشت و این تفکر درستی نبود، ادامه داد: ضوابط شهری برای طبقات متوسط به بالا تدوین شد، متوسط قطعه بندی زمین در شهر تهران ۱۰۰ متر به بالا بوده است و هنوز هم این ضوابط موجود است و مرکز تهران همان قطعه ‌بندی متوسط را دارد. حداقل قطعه ‌بندی را ۲۷۰ متر در نظر می ‌گیرند که از این طریق در برنامه ‌ریزی فضایی از کم درآمدها شهروندزدایی می ‌شود. در دهه ۷۰ می ‌شد این مسئله را حل کرد، اما اکنون با توجه به تله توسعه ای که ایجاد شده، این مسئله قابل حل نیست.

    چیدمان سکونتگاه های شهری در ایران، دائما فقر را بازتولید می کنند

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه ما انواع تله‌ های فضایی فقر در سطح منطقه ای، برنامه ای و روستایی در ایران داریم، تصریح کرد: روستاهای کوچک در مناطق گرم و خشک، بیشترین تاثیر را به دلیل مسائل اقلیمی پذیرفته اند و کاملا به سوی نابودی رفته اند؛ چرا که دائم فقر در حال باز تولید است. از سال ۴۹ با برنامه ریزی میتنی بر انفصال، اولین سکونتگاه‌ های منفصل در ایران شکل گرفت، تا قبل از آن همه در داخل شهر کنار هم قرار می ‌گرفتند. آمریکا قانون ضد تبعیض دارد به این معنی که حداقل ۱۰ درصد سکونتگاه‌ ها در مناطق شهری باید متعلق به اقشار کم درآمد باشد که این امر از طریق سکونتگاه‌ های اجتماعی انجام می ‌شود. متاسفانه در ایران برنامه چهارم را کنار گذاشتند؛ در حالی که برنامه چهارم مبتنی بر اقتصاد دانش و بر عدالت متمرکز بود. برنامه چهارم به همت افرادی مانند زنده یاد حسین عظیمی نوشته شد که برنامه جامعی بود. اما متاسفانه برنامه‌ ای پراکنده و رانت جویانه جایگزین کردند.

    نبود اقتصاد دانش، ما را در تله توسعه گرفتار کرده / عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است

    به گفته اطهاری؛ نبود اقتصاد دانش ما را در تله توسعه گرفتار کرد. این مسئله بسیار مهمی است. رابطه اقتصاد دانش با اقتصاد صنعتی، مانند رابطه اقتصاد صنعتی با اقتصاد پیشاصنعتی است و نمی ‌توان اصلا آن را شوخی گرفت. تمام سیستم‌ های برنامه ‌ریزی فضایی و سیاستگذاری‌ های اجتماعی آن کاملا متفاوت است. عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است. باید این مسئله را وارد گفتمان‌ های رایج کشور کنیم، در غیر این صورت حتی محیط زیست کشورمان نیز نابود می ‌شود. بدون اینکه بخش کشاورزی را هوشمندسازی کنید، نمی ‌توانید از تله توسعه جدید بیرون بیایید. به برگ و خاک سنسور وصل می ‌شود و این سنسورها، توزیع آب را کنترل می کنند. راندمان را بالای ۹۰ درصد می ‌برد و با صرفه جویی آب بین ۳۰ تا ۵۰ درصد، به مبارزه با بحران محیط زیست ایران کمک می ‌کند. بدون این مسئله سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان و رفته رفته اصفهان نیز از بین می ‌روند. این ورود اجباری است.

    وی با تاکید بر اینکه باید سیاست‌ های اجتماعی لازم هم برای این مسئله ساماندهی شوند چرا که در این چارچوب باید از گهواره تا گور دانش بجویید، افزود: این ساماندهی انجام می ‌شود تا جامعه نوآور شود و بتواند رقابت کند؛ چرا که در جهانی شدن، رقابت و نواوری اصل است و بدون آن اقتصاد همه کشور ها نابود می ‌شود.

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه، با بیان این اعتقاد که ما در ایران در تله نهادی رانت، بی‌اعتمادی مردم و سوءظن نهادینه قرار داریم، گفت: تله قدیم توسعه، وقتی که دوران اقتصاد کشاورزی است وجود داشت، در آن دوره، درآمد کافی نیست، پس‌انداز نمی ‌شود و دولت نمی ‌تواند مالیات کافی بگیرد. این تله توسعه قدیم است. تله توسعه جدید، زمانی است که برنامه‌ های یک کشور، کافی نیست و در تله توسعه می ‌افتد. اقتصاد تغییر کرده و این نوع کشور ها خُرد می ‌شوند. همانطور که شاهدیم یکباره کالاهای ارزان و با کیفیت چین اروپا را می ‌گیرد و کشوری مانند ایتالیا نمی ‌تواند سربلند کند. در این شرایط احتمال نابودی آن اقتصاد وجود دارد.

    به طور کامل در تله نوین توسعه قرار گرفته ایم / هم شکست دولت داریم، هم شکست بازار

    وی با یادآوری اینکه در دهه ۵۰ شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران در میان کشور های در حال توسعه بالا بود اما اکنون این شاخص تنزل پیدا کرده و ایران کاملا در تله نوین توسعه قرار گرفته است، معتقد است: ما هم شکست دولت داریم هم شکست بازار. شکست بازار با تراکم فروشی و عملکرد شرکت‌ های خصولتی انجام شد. وقتی سکونتگاه‌ های فضایی منفصل به وجود می ‌آید، رابطه کم درآمد ها با اقشار بالاتر و متخصص قطع می ‌شود. در واقع ارتباط آنها با جامعه مدنی قطع شده و در این حالت فقر فشرده می ‌شود. در نتیجه تله طبقاتی، کم درآمد وقتی در تله فضایی منفصل می ‌شود دیگر نمی ‌تواند از آن خارج شود. به همین دلیل به بزهکار تبدیل می ‌شود؛ مثلا ابتدا ۴۰ درصد منطقه زورآباد کارگران ساده ایران ناسیونال بودند، وقتی مقابله‌ های دولت با خودشان را می ‌بینند و نارضایتی‌ هایی هم دارند هیچ همراهی برای بهبود بافت اجتماعی خود و در راستای سیاست‌ های دولت ندارند، در نتیجه قفل شدگی فضایی ایجاد می ‌شود.

    هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود / سالانه 50 میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج می شود

    اطهاری با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، ابراز عقیده کرد: آنچه که در آن زندگی می کنیم، سیستم سرمایه داری نیست، بلکه ما در واقع در سیستم نئوفئودالیسم رانتی زورگو انحصاری قرار داریم که تنها زیر بنای سرمایه دارانه دارد و مانع تولید و باز تولید شده و به جای آنکه رانت را به چرخه تولید درآورد آن را از کشور خارج می ‌کند. برآورد ها نشان می ‌دهد که سالانه به طور متوسط ۵۰ میلیارد دلار به صورت رانت از کشور خارج می ‌شود. دانشگاه تربیت مدرس روی این موضوع کار کرده و نشان داده که بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار به صورت سالانه بسته به میزان درآمدهای نفتی، از ایران خروج سرمایه داریم.

    نئوفئودالیسم رانتی در ایران مانع رشد نیروهای مولد شده است

    وی ادامه داد: کل تشکیل سرمایه در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، در ایران سرمایه‌داری در زیر بنا به وجود آمده اما در روبنا شاهد نئوفئودالیسم هستیم. روبنا می ‌تواند مانع رشد نیروهای مولد شود، خصوصا اگر رانتی باشد و این مسئله در ایران وجود دارد. بنابراین باید روبنا را برای هرگونه سیاست گذاری شناخت. عامل مهم آن غیر از عملکرد دولت، تراکم فروشی بود که بیماری هلندی ایجاد کرده است. در اقتصاد سیاسی گفته می شود دولت نئوفئودالی، مانع توسعه و حتی توسعه سرمایه‌داری می ‌شود چون پول را از چرخه سرمایه بیرون می ‌آورد. در هر حال سرمایه‌داری یک چرخه است که قانون اول آن تولید و باز تولید گسترده عنوان می شود.

    شاهد شهری شدن رانت در ایران هستیم

    به گفته اطهاری؛ این چرخه در ایران ایجاد نمی شود، بلکه آنچه در ایران رخ داده شهری شدن رانت است؛ به این معنا که فضا به گونه ای سامان داده می ‌شود که رانت بازتولید کند. تلاش ما این بود که منطقه ۲۲ تهران  تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود. اما مشاور مربوطه را مجبور کردند که این منطقه را مسکونی کند. این خیانت به نسل‌ های بعدی کشور بود. آقای قالیباف، به عنوان شهردار وقت، نسبت به نوآور شدن این منطقه قانع شده بود؛ چرا که این منطقه کنار منطقه صنعتی ۲۱ قرار داشت و می ‌توانست در این رابطه ایفای نقش خوبی داشته باشد. اکنون شهرداری‌ های کشورهای جهان یکی از وظایفشان این است که محل کار ارزان برای اقتصاد دانش بنیان ایجاد کنند، چرا که در داخل شهر است و در شهرک‌ های صنعتی قرارنگرفته است.

    بافت منطقه 22، با منافع رانت جویانه تغییر کرد / تهران یک میلیون مسکن خالی دارد / با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه توضیح داد: احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود، آن زمان به من فشار آوردند که این کار را بکن، من زیر بار نرفتم. اما دیگر همکاران این حکم را از سر ناچاری پذیرفتند. فضای نوآوری تبدیل به مسکن شد تا از رانت آن بهره برده شود. در واقع از آن فضاها برای باز تولید رانت بهره برداری شد. همانطور که تهران اکنون یک میلیون مسکن خالی دارد و بخشی از تورم کشور مرتبط با آن است. وقتی سرمایه‌ ها به بخش مسکن رفت باعث قفل شدگی نهادی شد. بخش زیادی از سرمایه بانک‌ ها در این حوزه خوابیده است و بانک‌ ها نمی ‌توانند وام دهند. تحریم هم شرایط را پیچیده‌تر کرد. بودجه عمرانی کشور کاهش پیدا کرده و با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم.

    رشد 20درصدی جمعیت تهران با هدف رونقِ بخش مسکن! / شهر تهران را به بورژوازی مستغلات فروختند!

    اطهاری اضافه کرد: این شرایطی بود که دوره احمدی نژاد ایجاد کرد و بسیار جالب است که اصلاح طلبان هیچگاه از طرح جامع تهران دفاع نکردند و به خصوص حزب سازندگی، هیچگاه علیه تراکم فروشی و این اقدامی که صورت گرفته حرفی نزد. حتی در رابطه با اینکه جمعیت به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده صحبتی نداشتند. در آن دوره، احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. همین مسئله را نیز به من ابلاغ کردند تا چیدمان شهر تهران را عوض کنم. در حالی که من منطقه نوآوری را برای ورود شهر تهران به اقتصاد دانش پایه در نظر گرفته بودم. در یک سیستم نئولیبرال این اقدام زندان دارد؛ چرا که شهر را قربانی بورژوازی مستغلات کردند و به آن ها فروختند.

    به گفته اطهاری؛ در سند بعدی واژه «برای رونق بخشیدن» هم حذف شد، اما این واژه، در سند اول طرح جامع تهران وجود دارد.

    روشنفکران مویه گری می ‌کنند

    وی با انتقاد از عملکرد برخی روشنفکران پس از انقلاب، با بیان اینکه متاسفانه روشنفکران مویه گری می ‌کنند و از استبداد ایرانی سخن می ‌گویند در حالی که باید این گفتمان را به گفتمان توسعه ای تبدیل کنیم، پرسید: چگونه است که روشنفکران مشروطه در آن دوره توانستند؟ چگونه استبداد ایرانی آن زمان که در عمق جامعه وجود داشته مطرح نبوده؟

    سیستم در بن‌بست است / نخبه‌ ها درباره الگوی توسعه توافق کنند

    اطهاری تاکید کرد: باید برای توسعه جامعه، خلاقیت داشته باشیم و برای همه مسائل کشور حرف داشت. سیستم در بن‌بست است، نخبه ها درباره الگوی توسعه توافق کنند و در گام بعد آن را میان مردم ببرند. اما وقتی اساسا چیزی را بلد نیستید چه چیزی به مردم می ‌خواهید بگویید! باید گفت صبر کنید تا منجی بیاید. در واقع وقتی انقلاب شد هیچ کسی الگوی توسعه نداشت. همه ضد هژمونی شاه بودند اما این کافی نبود. مشکل ما نبود بدیل است و این الگوی توسعه بعد هم به وجود نیامد و دانشگاه‌ ها نیز به دلیل مسائلی که بعد ایجاد شد، تهی شدند.

  • مشاورین طرح جامع تهران، شهرک غرب را برای خود خلوت کردند! / چرا متوجه هجوم جمعیت به تهران نشدید!

    مشاورین طرح جامع تهران، شهرک غرب را برای خود خلوت کردند! / چرا متوجه هجوم جمعیت به تهران نشدید!

    به گزارش اقتصادران، پس از تصویب طرح جامع شهر تهران در سال 1386 و عدم موفقیت آن در به توفیق رساندن اهداف خود، مدیریت شهری با تاسیس مجدد نهاد راهبری طرح جامع، قصد بازنگری در اصلی ترین سند برنامه ریزی شهری تهران دارد. پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی با هدف بازخوانی طرح جامع و بررسی بایدها و نبایدهای بازنگری آن، چهارمین نشست بررسی این طرح را با عنوان بررسی «موانع سیاستی تولید مسکن» را برگزار کرد.

    دکتر سید امیر منصوری استاد دانشگاه تهران و رییس پژوهشکده نظر،در این نشست با بیان اینکه ما با مسائل‌ مختلفی در شهر تهران مواجه هستیم که برنامه اصلی مدیریت شهری باید به آنها پاسخ می داد، خاطرنشان کرد: در حالیکه وضعیت بحرانی شهر  در مسائل مختلف، نظر ما را به این سوال جلب می‌کند که چرا برنامه‌ها و سیاست‌های کلان شهری ما تا به امروز موفق به حل این مسائل نشده اند؟ ما در این نشست می خواهیم بدانیم در تهران، مقوله مسکن با چه موانعی روبرو است. زمانی که طرح جامع تهران برگزار می شد، در یکی از خبرگزاری ها، 10 جلسه برگزار کردیم و آن سند را از زوایای مختلف از جمله زاویه مسکن، مورد نقد قرار دادیم. بعد سالها که محتوای آن جلسات را مطالعه می کردم دریافتم که چقدر مسائل امروز ما با آن روزها شبیه است و اگر مدیران ما به نکاتی که در آن سال ها مطرح شده بود، اعتنا می کردند، اکنون خیلی جلوتر بودیم.

    جمعیت تهران از سقفی که طرح جامع مسکن پیش‌بینی کرده بود، فراتر رفته است

    وی با اشاره به تلاش‌های برنامه‌ریزان طرح جامع برای کنترل جمعیت شهر، سیاست های انقباضی درخصوص مسکن شهری، مدیریت تراکم، محدود کردن ساخت‌وساز، اعطای تراکم متفاوت در مناطق مختلف تهران و غیره گفت:  آقای احمدی‌نژاد، رییس جمهور وقت، وقتی با بسته طرح جامع روبرو شد، دستور یک طبقه تراکم بیشتر را داد چون نظر ایشان این بود که جمعیتی که برای تهران در نظر گرفته شده، کم است. تا امروز از این اقدام وی به عنوان یک کار غیر کارشناسی نام برده شده درحالی که جمعیت تهران از سقفی که طرح جامع مسکن پیش‌بینی کرده بود، فراتر رفته است.

    اوایل انقلاب تهران 5 الی 6 شهر اقماری داشت / امروزه حدود 40 شهر اقماری در اطراف تهران داریم

    این استاد دانشگاه توضیح داد: در طرح جامع، تصور می شد که با وضع سقف جمعیتی، قادر به جلوگیری از ورود تقاضا به بازار خواهند بود. از طرفی این طرح به تاثیر شهرهای اقماری تهران توجهی نکرد. اوایل انقلاب تهران 5 الی 6 شهر اقماری داشت ولی امروزه حدود 40 شهر اقماری در اطراف تهران داریم به طوری که نمی توانیم مسائل آنان را از تهران تفکیک کنیم. در واقع، مسائل زیادی وجود دارد که برنامه ریزی های صورت گرفته با ابزارهای کوچک مقیاسی چون محدود کردن تراکم در پهنه‌های مختلف، به مذاکره واگذار کردن تراکم و کاربری‌ها در پهنه‌های مختلف تحت عنوان نظام پهنه‌بندی و اقدامات کوچک مقیاس شهرداری تحت عنوان مداخله در مسکن و… به آن ها پاسخ نمی دهد. طرح جامع شهر تهران باید در اندازه مسائل مهم شهر ظاهر شود نه اینکه بخش کوچکی از مشکلات را مدنظر خود قرار دهد.

    سیاست های مسکن طرح جامع شهر تهران سطح راهبری ندارد / بسیار ساده‌لوحانه سقف جمعیتی تهران را 8 میلیون نفر در نظر گرفتند 

    منصوری در ادامه گفت: بررسی سیاست های مسکن طرح جامع شهر تهران، نشان می دهد، مهم ترین ضعف آن را عملیاتی بودنش می بینیم که سطح راهبری ندارد. البته این اتفاق به این خاطر است که تهیه کننده طرح جامع، چشم اندازی در مورد ماموریت شهر تهران در کشور ندارد در نتیجه بسیار ساده‌لوحانه و خوش‌باورانه سقف جمعیتی تهران را در طرح جامع 8 میلیون نفر در نظر گرفتند! در حالیکه ما نه می توانیم و نه ابزاری برای محدود کردن شهر داریم.

    برنامه توسعه ملی ما مانند برنامه هفتم توسعه، کیفیت لازم را ندارد

    رئیس پژوهشکده «نظر» تاکید کرد: قبل شروع افق طرح جامع، جمعیت این شهر از 9 میلیون نفر هم فراتر رفته بود. این نشان‌دهنده خام‌اندیشی و ساده اندیشی کسانی است که می خواستند برای شهر، محدودیت جمعیتی ایجاد کنند. برنامه ریزی شهری ما در دل یک برنامه توسعه ملی قابل دفاع وجود ندارد چون برنامه توسعه ملی ما مانند همین برنامه هفتم توسعه کیفیت لازم را ندارد پس اولین مانع سیاستی طرح جامع در مورد بخش مسکن، نبود چشم انداز و بستر قانونی بالادستی است که به همین دلیل برای خودش یک شان عملیاتی قائل شده است.

    طرح جامع تهران برنامه ای برای بافت فرسوده ندارد / 55درصد از سطح مسکونی تهران، فاقد هرگونه سیاست است

    وی با اشاره به احکام طرح جامع تهران در مورد بخش مسکن، افزود: این طرح در خصوص بافت فرسوده سکوت کرده و گفته برنامه ای برای حل آن ندارد. در حالی که بیش از نصف جمعیت تهران در بافت های ناپایدار سکونت دارند که خدمات شهری و کیفیت زندگی آن، بسیار پایین تر از استانداردهای متوسط شهر است. جمعیت زیادی داریم که بدمسکن و مستاجر هستند. وقتی طرح جامع ما برای این مساله مهم برنامه ای نمی دهد و می گوید بعدا به صورت طرح موضوعی با آن برخورد شود، در صورتیکه پس از 17 سال هنوز هم برای آن طرحی ارائه نداده، یعنی در مورد بخش بزرگی از مساله سیاست ندارد. 145 کیلومتر مربع مساحت بافت های فرسوده است یعنی 55 درصد از 270 کیلومتر مربع سطح مسکونی تهران، فاقد هرگونه سیاست بوده است چون از کل به جزء ماجرا نگاه نمی کند و کاری به مسائل اجتماعی، اقتصادی، ایمنی و غیره مردم ساکن در این بافت را ندارد و نگران هم نمی شوند!

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: وقتی درباره این مسئله در طرح جامع سیاستی وجود ندارد شهرداری در بافت فرسوده با همان قواعدی که برای همه شهر تصمیم می گیرد، دست به مدیریت می زند. قاعده شهر برای تعیین تراکم، مساله پارکینگ است و می گوید به ازای هر پارکینگ که تامین کنید، می توانید تراکم بگیرید و چون پلاک های بافت فرسوده اغلب ریزدانه هستند و نمی توانند پارکینگ متناسب تامین کنند، تراکم نمی گیرند در نتیجه چون طرح جامع راه‌حل اختصاصی برای این موضوع تبیین نکرده بود، یک نسخه عمومی برای همه تجویز می شود.

    در دوره طرح جامع، سالیانه 10 درصد نوسازی شده و نه 45درصد / فاجعه ای در مورد نصف جمعیت تهران در حال رخ دادن است

    منصوری یادآورشد: همین امر باعث شده است که در دوره طرح جامع سالیانه 10 درصد نوسازی شده است. یک آمار غلط اندازی ارائه می شود که می گوید 45 درصد نوسازی صورت گرفته است! اما نمی گویند کل مساله بافت فرسوده را از 145 کیلومتر به 32 کیلومتر تقلیل داده اند. این یعنی فاجعه ای که در مورد نصف جمعیت تهران در حال رخ دادن است.  ما می‌دانیم به طور سمبلیک مشکل بدمسکنی و بافت‌های فرسوده در جنوب شهر نسبت به شمال شهر بیشتر است، لذا این یک مانع سیاستی است و طرح جامع چون راه‌حل نداده ما را وادار به راه حل های عمومی می کند که در واقع یک راه حل انقباضی محسوب می شود.

    رییس پژوهشکده معماری و شهرسازی نظر، خاطرنشان کرد: سیاست دیگری که درباره مسکن در طرح جامع مطرح شده، عدم اعتقاد به تعادل فضایی است به این صورت که ما باید تراکم جمعیت در شهر تهران را در یک حدود متعادلی نگه داریم مثلا حداکثر آن دوبرابر حداقل آن باشد اما در تهران بر اساس سیاست غلط به جایی مانند شهرک غرب رسیده ایم که تراکم آن حدود30 تا 50 نفر در هکتار است و  در مقابل خیابان هاشمی در منطقه ده تراکم جمعیتی حدود 1100 نفر در هکتار دارد. این یعنی حدود 20 برابر که در سرمایه سالار ترین شهرهای دنیا هم چنین نسبتی وجود ندارد.

    تصویب کنندگان طرح جامع شهر تهران، اساسا به عدالت و تعادل فضایی به عنوان یک ارزش باور نداشتند / مشاورین طرح جامع تهران، ساکن شهرک غرب بودند و آنجا را برای خود خلوت کردند!

    منصوری گفت: این وضعیت به صورت قانونی تثبیت شده است. گفته اند در شهرک غرب نباید تراکم بدهیم و نام آن را «بافت ارزشمند معاصر» گذاشته اند! چون تقریبا اکثر مشاورانی که طرح جامع را تهیه کردند و کسانی که آن را تصویب کردند در شهرک غرب سکونت می کنند لذا محله را برای خودشان خلوت کردند و گفتند شلوغی ها بهتر است به جاهای دیگر برود. البته این عدم تعادل فضایی با هر انگیزه‌ای دیگری هم توجیهی ندارد. تصویب کنندگان طرح جامع شهر تهران، اساسا به عدالت و تعادل فضایی به عنوان یک ارزش باور نداشتند. ما وقتی جمعیت تهران را در مساحت آن تقسیم می‌کنیم می فهمیم که خیلی تراکم بالایی ندارد و متوسط تراکم جمعیت در تهران 110 الی 120 نفر در هکتار است اما این مقدار جمعیت در منطقه‌ای نصف متوسط می‌شود و در منطقه‌ای 10 برابر متوسط می‌شود. این نکته بسیار معناداری است.

    در موضع برنامه ریز، چرا متوجه هجوم جمعیت به تهران نشدید! 

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران، طرح جامع تهران را تخیلی عنوان کرد و گفت: تصور تهیه‌کنندگان طرح این بود که قادر به کنترل جمعیت خواهند بود، درحالی که خیال ناشدنی و باطل داشتند. وقتی شرایط اقتصاد ملی ما باعث می شود مردم به تهران هجوم بیاورند، نمی توانید چنین محدودیتی ایجاد کنید. شما در موضع برنامه ریز چرا متوجه این مساله نشدید! وقتی از آنها درباره این عدد که به عنوان سقف جمعیتی تهران تعیین شده می پرسیم دلیلی نمی آورند! امروز همان آدم ها که در طرح، هیچ چیز در مورد مبانی این تصمیم شان نگفته بودند، می گویند «ظرفیت زیست محیطی» شهر پر شده است. این یک اصطلاح جدیدی است که اخیرا سر ملت ما گذاشته اند و قرار است تا سال ها به یک تابوی جدید تبدیل شود.

    منصوری ادامه داد: این عبارت به استناد یک گزارش مجهول مرکز پژوهش های مجلس به کار برده می شود که هیچ منبع علمی و معتبری ندارد. شما با این عبارات راجع به تهران تصمیم می گیرید و جمعیت را به سمت پرند هل می دهید! این طرف و آن طرف اتوبان آزادگان چه ظرفیت زیست محیطی متفاوتی دارد؟ این چه حرفی است که شما می زنید؟ آن زمان که این اصطلاح نبود، چرا این کار را کردید؟ همان کسانی که دوست نداشتند شهرک غرب که محل زندگی شان بود شلوغ شود، به طریق اولی دوست ندارند هر کسی وارد تهران شود! مگر آقای کرباسچی نگفت تهران را آنقدر گران می کنیم که هرکسی وارد آن نشود!

    این استاد دانشگاه، اظهارداشت: به جایی رسیده ایم که در اخبار درباره پشت‌بام خوابی و خانه‌های اشتراکی چند خانواده می خوانیم! یک زیرزمین بدون نور در تهران نو به مساحت 9 متر مربع با دیوار نم کشیده با پول رهن 150 میلیون تومانی و اجاره ماهیانه 3 الی 4 میلیونی آگهی می شود! برخی کانتینر و کانکس روی پشت‌بام می‌گذارند و اجاره می‌دهند! یکی از کارهای شهرداری این شده که نگذارد برخی روی پشت بام خود چادر یا کانکس اجاره دهند. این واقعیات منطبق با تخیلات برخی آقایان طراح طرح جامع پاک نمی شوند!

    نباید درآمد شهرداری را تا این اندازه به تولید مسکن وابسته می کردید که با کاهش ساخت و ساز، ناگزیر مبلغ عوارض ها را زیاد کنید

    منصوری افزود: یکی از مسائلی که به صورت غیر مستقیم به طرح جامع بر می گردد این است که در فصل اقتصادی برنامه جامع در برابر سودجویی از تولید مسکن، مانند گران کردن پروانه، تمهیدی دیده نشده است. نباید درآمد شهرداری را تا این اندازه به تولید مسکن وابسته می کردید که وقتی تعداد ساخت و ساز کم می شود، مبلغ عوارض ها را زیاد کند. مسئله الگوی مسکن را نیز مساله مهمی است که طرح جامع اصلا به آن نپرداخته و صلاحیت تصمیم گیری را به یک عده خاص از مدیران داده است.

    اصلی ترین بحران امروز تهران، مسکن است

    بیت‌الله ستاریان استاد دانشگاه تهران در این نشست با بیان اینکه حدود 25 الی 30 سال است که موضوع مسکن را مطرح می‌کنیم ولی گوش شنوایی نیافته ایم، گفت: سال 1385 گزارشی تهیه کردیم که اوضاع مسکن در سال 1400 چگونه خواهد شد که در آن گزارش پیش‌بینی قیمت‌ها و وضعیت ها نیز آورده شده بود. وقتی آن گزارش را به مسئولین مربوطه ارائه کردیم برای آنها مضحک به نظر می آمد و با تهدید می گفتند چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، درحالیکه گفته های قابل بررسی و احصا بود و جنبه پیشگویی نداشت.

    وی افزود: اصلی ترین بحران امروز تهران، مسکن است که با تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و روان و غیره خود را نشان داده است. تهران یک ساختار اقتصادی متمرکز و کاملا دولتی دارد. در نگاه کلان نیز می توان گفت اقتصاد خصوصی نیز در تهران متمرکز است. در مقوله جمعیت هم در شهر تهران، علاوه بر رشد جمعیت فعال خود، مهاجرپذیری بسیار بالایی وجود دارد؛ بنابراین در مورد جایی صحبت می کنیم که صنعت ساختمان آن بسیار سنتی و از رده خارج است.

    ویژگی خطرناک تهران، حاشیه نشینی است

    ستاریان تصریح کرد: از جایی صحبت می کنیم که شرایط خطرناکی درخصوص بافت فرسوده دارد و مرتب به آن اضافه می شود به طوری که به اندازه فرسودگی سالانه آن نمی توانیم مسکن تولید کنیم. ویژگی خطرناک تهران، حاشیه نشینی است. وقتی ما شاهد حاشیه نشینی سالیانه حدود 4.5 الی پنج درصدی هستیم یعنی در هر بیست سال یک شهر در حاشیه شهر اضافه می شود. در حاشیه نشینی، بحث هایی مانند سازمان دادن و غیره گم است یعنی دیگر نمی دانیم چگونه با آن برخورد کنیم. بخش وسیعی از این مشکل نتیجه طرح جامع غلط است اما بخش هایی از آن به کل ساختار اقتصاد و تصمیم گیری های اساسی بر می گردد. یک شهردار یا استاندار اصلا نمی داند تکلیف این شهر چیست! اخیرا صحبت هایی در مورد تقسیم تهران به گوش می رسد که بر ساختار مسکن و سکونت بسیار تاثیر می‌گذارد.

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه اساسا نگاه توسعه ای نداریم، یادآورشد: در تهران بحث شهر‌های اقماری را هم داریم. از سال  1895 که ساخت شهرهای اقماری در جهان مطرح شد، در هیچ‌ کجا پاسخ درستی گرفته نشد. در انگلیس قرار بود، شهرهای اقماری، سرریز جمعیت لندن را جذب کنند که تنها 4 درصد موفقیت کسب کرد به طوری که از شهرهای کوچک و میانی به شهرهای اقماری لندن می آمدند و سپس برای تمام خدمات آویزان لندن می شدند. این اتفاق در تمام نقاطی که شهر اقماری ساخته شد، رخ داد و عوارضی مانند حاشیه نشینی، شهر خوابگاهی شدن، ناهنجاری های اجتماعی و فرهنگی عینا در تمام کشورها رخ داد. ما در تهران که هم اکنون چهل شهر اقماری دارد، شاهد همه این عوارض ها هستیم لذا اگر طرح جامع به این مسائل توجه نکند قطعا با شکست روبرو خواهد شد.

    به راحتی می توان با شهرداری هر توافقی داشت، طرح جامع دیگر به چه دردی می خورد!

    وی همچنین با اشاره به درآمدهای مدیریت شهری در ایران گفت: از کشوری صحبت می‌کنیم که درآمد شهری آن عمدتا متکی به دولت باید باشد، چون اقتصاد ما دولتی است؛ اما دولت به خاطر اینکه قادر به پاسخگویی نیست از شهرداری می‌خواهد که خودش به صورت بی‌ضابطه، بی‌قانون، بدون برنامه و بدون آئین‌نامه به صورت توافقی درآمد کسب کند. مشکل عمده تهران، اکنون همین ماجرا است که شما به راحتی می توانید با شهرداری هرگونه توافقی داشته باشید در نتیجه طرح جامع دیگر به چه دردی می خورد؟

    سانحه در بافت فرسوده تهران فاجعه‌بارترین اتفاقات خواهد بود

    ستاریان ادامه داد: اگر سانحه ای در رابطه با بافت های فرسوده تهران رخ دهد، جزء فاجعه‌بارترین اتفاقات ما خواهد بود که آنقدر وحشتناک است حتی نمی توانیم آن را بیان کنیم لذا باید ببینیم بافت فرسوده ما چه مسائلی دارد؟ حاشیه نشینی در شهرهای ما به این بافت ها اضافه شه اند که وضع خطرناک تری دارد. علاوه بر آن مسائلی همچون مالکیت، ساخت وساز، طرح تفصیلی و … وجود دارد که در شهرداری مناطق نیز نتیجه مشخص و روشنی ندارد.

    این عضو هیات علمی دانشگاه تهران،  خاطرنشان کرد: مسکن در ایران چه در سطح دولت، چه در سطح جامعه و چه در سطح دانشگاه مغفول واقع شده، این در حالی است که مسکن تقریبا نیمی از اقتصاد ما را در دست دارد. در حالی که سال 2023 ، 10درصد اقتصاد آمریکا در بخش مسکن بوده است. مسکن در کشور ما آنقدر در بحث بهداشت روانی و امنیت اجتماع تاثیر دارد که وزارت بهداشت و نیروهای نظامی و قوه قضاییه ندارد.اغلب ریشه های جرم خیزی در بی مسکنی و بدمسکنی است. تقریبا 20 درصد جمعیت و حدود 15 درصد مسکن کل کشور در تهران است سپس می بینیم طرح جامعی که تهیه شده بود، رشد جمعیت شهر را در نظر نگرفته بود. چرا یک نوع مهاجرتی رخ می دهد که طی آن فردی از شهرستان به تهران می آید و روی پشت بام می خوابد؟ وقتی ما از 40 شهر اقماری حرف می زنیم، یعنی شهر را نابود کرده اید.

    ستاریان اظهارداشت: 40 حوزه مانند دمل های چرکینی ایجاد کرده اید که همه مسائل آن به شهر اصلی منتقل می شود. شهر پرند چقدر از سرریز جمعیت تهران را توانسته جذب کند؟ در حالیکه این مهاجرت معکوس خیلی بد است. مثلا کسی اگر در سعادت آباد بزرگ شده، مجبور است در خیابان جمهوری مسکن تامین کند و همینطور به سمت خارج شهر هدایت می شود. این نوع رفتار درخصوص مسکن اصلا درست نیست و ناشی از یک نوع سرخوردگی است. این نوع مهاجرت در حال بلعیدن تهران است.

    وی افزود: وقتی از این صحبت می کنیم که طرح بالادستی برای طرح جامع موجود نبوده درست تقصیری برای آن نمی توانیم قائل شود اما نباید اشاره می کرد که در مواردی بگوید من نمی توانم تصمیم بگیرم! برخی شهرهای تهران در حال چسبیدن به تهران است و حالا برخی می خواهند شهریار را مرکز یک استان کنند و آن هم هر دِه خود را تبدیل به یک شهر کند. اصلا ما فرض کنیم این طرح جامع یک طرح بسیار درستی است و در همۀ موارد هم نگاه کارشناسانه داشته‌اند اما آیا مجریان و کارشناسان می‌توانند آن را به خوبی اجرا کنند! آیا قوانین و ضوابط ما آنقدر دست مجریان را باز می گذارد که آن را اجرا کنند! شهری که روزانه چند ده هزار میلیارد تومان هزینه دارد، باید این درآمد را کسب کند، علاوه بر تراکم هر چیز دیگری را هم می فروشد.

    به اندازه ضریب استهلاک شهر نیز نمی‌توانیم بسازیم / مدام فرسودگی اضافه می‌شود

    ستاریان با اشاره به وضعیت بافت فرسوده گفت: در تهران حدود سه و نیم میلیون واحد مسکونی داریم که در طی 17 سال 10 درصد آن نوسازی شده است درحالیکه ما سالانه 2.5 درصد ضریب استهلاک داریم یعنی بیش از سی درصد به استهلاک شهر اضافه شده است که شما 10 درصد آن را ساخته‌اید. ما اکنون به اندازه ضریب استهلاک شهر را نیز نمی‌توانیم بسازیم و مدام فرسودگی به آن اضافه می‌شود. طرح جامع درباره این موضوع سکوت کرده است. برخی مناطق شهرداری خودشان هم خبر ندارند که در حوزه تحت مدیریت شان چقدر جمعیت و با چه کیفیتی زندگی می کنند! از بزرگترین سرمایه‌داران تا فقیرترین افراد خاورمیانه در تهران زندگی می‌کنند. ما باید بدانیم چگونه می‌توانیم این موضوع را ساماندهی کنیم؟

    وی در  پایان افزود: این وضعیت به سیاست اقتصادی کل کلان کشور برمی‌گردد که چرا در این حد نابرابری شکل گرفته است. در تهران هیچ طرحی برای حاشیه‌نشینی وجود ندارد. حالا باید تاثیر طرح ملی مسکن و تفکیکی که می خواهند میان استان‌ها ایجاد کنند را در طرح جامع جدید دید.