برچسب: طالبان

  • بازی طالبان با مسئولین ایرانی بر سر حقابه!

    بازی طالبان با مسئولین ایرانی بر سر حقابه!

    به گزارش اقتصادران، حکومت خودخوانده طالبان با بدعهدی‌هائی که در سه سال و نیم گذشته نشان داده و مخاطرات عملی که در همین مدت از ناحیه سیل اتباع غیرمجاز و عناصر نفوذی طالبان در داخل ایران به وجود آمده، همچنان یک تهدید بزرگ برای کشورمان محسوب می‌شود و متأسفانه متولیان امور افغانستان در ایران یا در خواب عمیقی فرورفته‌اند و یا حاضر نیستند با این تهدید جدی مقابله کنند.

    علاوه بر خطر داعش تحت حمایت طالبان و خطر خود طالبان برای ایران، این گروه در مدت سه سال و نیم سلطه‌اش بر افغانستان علیرغم امتیازات زیادی که از ایران گرفت به هیچیک از وعده‌هایش عمل نکرد و حتی به تعهدات قانونی دولت‌های گذشته افغانستان به ایران در زمینه حقابه ایران هم عمل نکرده است.

    در سفر وزیر خارجه ایران به کابل در ۷ بهمن ماه جاری سران طالبان وعده شرعی و اخلاقی دادند که حقابه ایران را خواهند داد و سفیر ایران در کابل هم اعلام کرد که مشکل حقابه حل شده ولی هفته گذشته کارشناسان محیط‌زیست اعلام کردند تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند از ۲۲ دی تا ۱۲ بهمن در هیرمند جریان قابل توجه آب وجود داشته اما طالبان از ورود آن به ایران ممانعت و آن را به سمت شوره‌زار گودزره منحرف کردند تا هرز برود! این واقعه مربوط به ایام بعد از سفر عراقچی به کابل هم می‌شود و نشان می‌دهد طالبان همچنان در حال بازی دادن مسئولین ایرانی هستند.

    آنچه برای ایران در مقطع بسیار حساس کنونی مهم است برخورد قدرتمندانه و هوشمندانه با موضوعات و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی است که با منافع ملی ایران مرتبط هستند. علاوه بر خطری که بازی‌های طالبان برای کشور ما دارد و دیپلماسی کنونی ما نمی‌تواند این بازی را بهم بزند، اصولاً ما برای حفاظت از منافع ملی کشورمان به بازسازی ساختار دیپلماسی نیاز داریم. قطعاً اگر در این مسیر حرکت نکنیم، در صحنه بین‌المللی دچار عقبگرد خواهیم شد.

  • گروکشی های سیاسی طالبان با سواستفاده از حقابه ایران؟

    گروکشی های سیاسی طالبان با سواستفاده از حقابه ایران؟

    به گزارش اقتصادران، بعد از گذشت چهار سال که از خروج دائمی نیرو‌های نظامی خارجی به رهبری ایالات متحده در ۳۰ اوت سال ۲۰۲۱ می‌گذرد، هنوز هیچ کشوری، دولت امارات اسلامی افغانستان را مورد شناسائی رسمی قرار نداده است. با این وصف برخی کشور‌های همسایه از جمله جمهوری اسلامی ایران هنوز سفارت خود در کابل را تعطیل نکرده و سفارت افغانستان در تهران را هم به نماینده طالبان تحویل داده است.

    از مسائل عمده مناقشه بر انگیز دو کشور، یکی مرز‌های مشترک است که شامل عبور غیرقانونی شهروندان افغان از مرز‌های ایران و ورود به خاک ایران و ناتوانی یا کم کاری امارت اسلامی افغانستان از جلوگیری از عبور غیرقانونی شهروندان افغانی است.

    از طرفی ایران با حکومت طالبان بر سر حق آبه رود‌های فرامرزی که از افغانستان سرچشمه می‌گیرند و در انتهای مسیر خود شهر‌های استان‌های هم مرز را مشروب می‌سازند، اختلاف دارد.

    دولت جمهوری اسلامی افغانستان در دوره ریاست جمهوری اشرف غنی، با احداث سد‌هایی در مسیر جریان آب بسوی ایران از جمله با احداث سد کمال خان (با کمک‌های هند) جریان آب به سوی ایران ر ا مسدود کرده و آن را به ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی بر ایران تبدیل کرد و این ابزار به طالبان به ارث رسیده و از آن برای چانه زنی درباره انصراف ایران از بیرون راندن پناهندگان غیر قانونی افغانی به کشور خودشان، بهره می‌گیرد.

    از سال‌های آغازین انقلاب اسلامی تا کنون، میلیون‌ها افغانی در ایران زندگی و اقامت داشته‌اند. این تعداد از منابع زیستی ایران همپای ایرانیان بهره‌مند می‌شوند و بستن آب بسوی ایران و استفاده ابزاری از آن از سوی امارت اسلامی افغانستان با هیچ معیار حقوقی و قانونی و انسانی قابل توجیه پذیر نیست.

  • لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    لطمه بزرگ افغانستان به ایران/ چگونه طالبان منابع آبی شرق کشور را تهدید می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، عیسی بزرگ‌زاده سخنگوی صنعت آب کشور، درباره سدسازی‌های افغانستان برروی رودهای مشترک و واکنش ایران به این اقدامات اظهار داشت: ما موضع شفاف خود را به گوش مقامات افغانستان رساندیم و از کانال‌های دیپلمایتکی هم اعلام کردیم.

    وی افزود: از نظر ما کشور همسایه در هر اقدامی که روی رودهای مشترک انجام می‌دهد باید حقوق عرفی را در نظر بگیرد و در چارچوب موازین و حقوق بین‌الملل اقدام کند.

    سخنگوی صنعت آب ساخت و آبگیری سد پاشدان در حوضه مرزی و مشترک هریرود را باعث کاهش جریان طبیعی رودخانه مرزی هریرود و بروز خسارت‌های اجتماعی و زیست محیطی در مناطق پایین‌دست به ویژه آسیب جدی در تامین آب شرب شهر مشهد دانست.

    وی یادآور شد: اعمال هرگونه سخت‌گیری و فشار به بخشی از مردمان حوضه آبریز، ناگزیر همه ساکنان حوضه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    بزرگ‌زاده بیان کرد: اثرات این اقدام یک‌جانبه طرف افغان نه تنها تامین آب شرب و بهداشت چند میلیون نفر را متأثر می‌کند، بلکه به آسیب گسترده به محیط‌زیست پایین‌دست نیز منجر می‌شود.

    وی خاطرنشان کرد: بهره‌برداری یک‌سویه و غیرمشارکتی از منابع آب حوضه هریرود به نفع هیچ‌یک از کشورها در بالادست و پایین‌دست نیست.

    سخنگوی صنعت آب کشور گفت: وزارت نیرو در نشست‌های خود با طرف مقابل به صراحت این موضوع را یادآور شده و در کانال‌های دیپلماتیک نیز یادداشت‌های خود را ارائه دادیم.

    وی تاکید کرد: ما اجازه نمی‌دهیم بابت بهره‌برداری یک‌جانبه طرف همسایه به پایین‌دست و مناطق و شهروندان کشورمان آسیب وارد شود، این مسئله قابل قبول نیست.

    عباس علی‌آبادی درباره واکنش ایران در قبال سدسازی اخیر افغانستان روی رودخانه مشترک با ایران گفته است: آب‌های مرزی دارای اهمیت بسیار است، ما در قسمت‌هایی آب را دریافت و در بخش‌هایی آب را تحویل می ‌دهیم، ما تلاش می‌کنیم طبق مقررات جهانی عمل کنیم.

    وی ادامه داد: برنامه ما این است با همسایگانی که از ایران آب دریافت می‌کنند به عدالت رفتار کنیم و سهم کشور خودمان را نیز از دیگر کشورها دریافت کنیم.

    وزیر نیرو گفت: از طریق مجاری مربوطه اقدامات سیاسی لازم را برای دریافت حقابه و حقوق مردم انجام می‌دهیم، حتی از ظرفیت‌های بومی و محلی هم استفاده می‌کنیم که بسیار هم موثر است.

    این گزارش حاکی است؛ در سفر اخیر عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان به کابل و دیدا با امیرخان متقی وزیر خارجه افغانستان «حقابه ایران از هیرمند» مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است.

    عراقچی گفته است:  بحث آب یک بحث جدی برای ما بود، رویکرد مقابل ما طرف افغانستان رویکرد سازنده و مثبتی است هم رئیس‌الوزرا و هم وزیر امور خارجه افغانستان تاکید کردند که حقابه ایران بر اساس معاهده هیرمند داده خواهد شد و حتی از آن بالاتر تعبیر بسیار زیبایی که داشتند این بود که حتی اگر معاهده هم نبود وظیفه شرعی و وظیفه انسانی ما اقتضا می‌کرد که آب را به ایران برسانیم یک سری نکات فنی وجود دارد که قرار شد همکاری بشود تا رفع شود البته بارش‌ها هم مؤثر است پدیده خشکسالی پدیده‌ای است که کل منطقه را در بر گرفته ولی اینکه خشکسالی واقعا در چه سطحی است و آب چه میزان است چه میزان نیست خود این هم یک بحث فنی هست که باید به صورت دو جانبه حل و فصل بشود.

    به گفته وزیر امور خارجه خارجه؛ در این خصوص توافقات صورت گرفت اصل قضیه مورد تأیید دوستان ما در کابل است و ان‌شاءالله پیگیری خواهد شد امیدوارم که این امر تأمین شود.

    همچنین در این دیدار یک مقام افغانستانی گفته است: موضوع آب هم برای افغانستان و هم ایران مهم است، ما در نعمتی که خدا داده دخالت نداریم، مردم سیستان و بلوچستان هم برادران ما هستند.

    وی اضافه کرده: ما به صراحت گفتیم برای ما بین مردم هلمند و نیمروز و سیستان و بلوچستان فرقی ندارند، مشکل موجود به خاطر خشکسالی است وقتی باران و برف نباشد و یا کم باشد آب هم کم می‌شود، آب از مناطق مرکزی افغانستان به هلمند و کجکی می‌رسد و بعد از آن تا سد کمالخان و سیستان و بلوچستان باید ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر طی شود. زمین این مسیر هم اکثرا ریگ و خاک است که آب جذب و یا تبخیر می‌شود بنابراین اگر آب زیاد نباشد به سیستان و بلوستان نمی‌رسد.

    این مقام افغانستانی تاکید کرده است: بهرحال اگر حتی توافق و معاهده هم نباشد ما به خاطر اسلام  و انسانیت مسئولیت خود می‌دانیم  که آب به مردم سیستان و بلوچستان برسد.

  • سدسازی طالبان آغاز جنگی بزرگ در آسیای مرکزی؟ / گوش طالبان به قوانین بین‌المللی بدهکار نیست!

    سدسازی طالبان آغاز جنگی بزرگ در آسیای مرکزی؟ / گوش طالبان به قوانین بین‌المللی بدهکار نیست!

    به گزارش اقتصادران، اندیشکده استرالیایی “انستیتو لووی” با انتشار گزارشی درباره نقش طالبان در دامن زدن به تنش بر سر آب، از احتمال دامنه دار شدن درگیری تحت تاثیر این عامل در آسیای مرکزی خبر داده است.

    این اندیشکده می‌نویسد: “طالبان از زمان تصرف افغانستان در آگوست ۲۰۲۱ با تشدید تنش‌ها با کشور‌های همسایه آن کشور به ویژه بر سر مسائل مرتبط با آب و امنیت منطقه‌ای مواجه بوده است. درگیری‌های مرگبار رژیم طالبان با ایران بر سر حقابه و حملات طالبان به پاکستان، چالش‌هایی را از سوی افغانستان برای ثبات منطقه ایجاد می‌کند. در این میان، تاجیکستان حضور نظامی خود را در امتداد مرزهایش با افغانستان تقویت کرده و مانور‌های مشترکی را با روسیه انجام داده است. چین که مرز کوچکی با افغانستان دارد، از سال ۲۰۲۱ به این سو، چندین مانور نظامی مرزی را انجام داده است. این اقدامات شامل مانور‌های مشترک آن کشور با تاجیکستان و ایجاد یک پایگاه نظامی در نزدیکی مرز افغانستان و تاجیکستان بوده‌اند.”

    این اندیشکده استرالیایی با اشاره به اینکه کمبود آب از ظرفیت بالقوه تبدیل شدن به نقطه عطف درگیری در منطقه برخوردار است می‌نویسد: “دلیل این وضعیت آن است که افغانستان و همسایگانش برای دسترسی به منابع محدود آب با یکدیگر رقابت می‌کنند. سالهاست که خشکسالی، سیل و نوسانات شدید دما افغانستان را گرفتار کرده است. چنین بلایایی همراه با تغییرات آب و هوایی بدتر می‌شود. طالبان در تلاش برای کاهش خسارات ناشی از تغییرات آب و هوایی چندین پروژه زیربنایی کلیدی از جمله کانال قوش تپه در شمال افغانستان را با هدف رسیدگی به بحران آب در آن کشور از سر گرفته است. همچنین، امنیت آب برای ازبکستان و ترکمنستان نیز مسئله‌ای حیاتی است. ازبکستان به دلیل تغییرات آب و هوایی، با کاهش سطح رودخانه‌ها و کاهش بارندگی، با کمبود شدید آب دست و پنجه نرم می‌کند. مصرف سرانه آب آن کشور در فاصله سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۲ به میزان ۶۰ درصد کاهش یافته است.”

    همسایگان شمالی افغانستان، نگران امنیت آب هستند

    اندیشکده انستیتو لووی در ادامه گزارش خود آورده است: “افغانستان در زمره کشور‌هایی است که بیشترین آسیب پذیری را در برابر تغییرات آب و هوایی دارد: ششمین کشور از نظر خطر مواجهه با بحران و دوازدهمین کشور از بین کشور‌هایی با بیش‌ترین خطر مواجهه با تغییرات آب و هوایی. افغانستان در فاصله سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ میلادی شاهد کاهش ۱۲ درصدی بارندگی بود و بارش برف در آن کشور در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ به میزان ۱۹ درصد کاهش یافت و مناطق شمالی افغانستان بیش‌ترین آسیب را از این تغییرات متحمل شدند. طالبان مصمم است که حقابه افغانستان به ویژه از آمودریا را تامین کند. افغانستان ۳۰ درصد از جریان رودخانه را به خود اختصاص داده است، در حالی که ازبکستان ۶ درصد و ترکمنستان ۱ درصد سهم دارند. با این وجود، افغانستان تنها ۲ درصد از کل دِبی رودخانه را مصرف می‌کند، در حالی که این میزان برای ازبکستان ۴۸.۲ درصد و برای ترکمنستان ۳۵.۸ درصد است. انتظار می‌رود کانال قوش تپه میزان آب جریان پایین دست را تا ۱۵ درصد کاهش دهد و باعث تشدید نگرانی در میان مقام‌های کشور‌های پایین دست در مورد منابع آب در آینده شود”.

    این اندیشکده با ارائه پیشنهاد به کشور‌های همسایه افغانستان در مورد رویکردی که می‌توانند در قبال طالبان در پیش گیرند می‌نویسد: “در واکنش به این نگرانی‌ها دولت ازبکستان رویکردی دیپلماتیک در پیش گرفته است و مقام‌هایی را به کابل فرستاده تا کمک‌هایی را به طالبان ارائه دهند. این نشان می‌دهد که ازبکستان از ظرفیت بالقوه حل مسالمت آمیز این موضوع از طریق مذاکره به رسمیت می‌شناسد. ترکمنستان علیرغم اتکای شدید به آمودریا، که آب ۸۰ درصد جمعیت آن کشور را از طریق کانال قره کوم تامین می‌کند، هنوز اقدام قابل توجهی انجام نداده است. یکی از راه حل‌های بالقوه برای حل این بحران، استفاده از اهرم وابستگی انرژی افغانستان به همسایگانش است. افغانستان برای تامین ۷۳ درصد انرژی خود به ازبکستان و ترکمنستان متکی است که ازبکستان ۵۷ درصد و ترکمنستان ۱۷ درصد انرژی آن کشور را تامین می‌کنند. آن کشور‌ها می‌توانند از منابع انرژی خود به عنوان اهرمی برای چانه زنی در مذاکرات با طالبان استفاده کنند و رژیم طالبان را تشویق کنند تا در گفت‌و‌گو‌های دیپلماتیک بر سر حقابه شرکت کند.”

    ضرورت همکاری منطقه‌ای برای جلوگیری از تبدیل بحران آب به درگیری نظامی

    این اندیشکده استرالیایی در پایان گزارش خود همکاری منطقه‌ای برای جلوگیری از تبدیل بحران آب به درگیری نظامی را امری ضروری برمی‌شمارد و می‌افزاید: “جامعه بین المللی نمی‌تواند حقابه افغانستان را نادیده بگیرد، اما مهم است که تاثیرات منفی زیست محیطی ناشی از پروژه‌هایی مانند کانال قوش تپه به حداقل ممکن کاهش یابند. آسیای مرکزی در حال حاضر تحت فشار تغییرات آب و هوایی قرار دارد و تنش‌های مرتبط با آب می‌تواند باعث ناآرامی و درگیری شود. طالبان یک رژیم معمولی نیست که به قوانین بین‌المللی پایبند باشد. از همین رو، رهبران منطقه باید رویکردی عملگرایانه در قبال آن رژیم و مشکلات شان با آن اتخاذ کنند. درگیری مرگبار بین ایران و افغانستان بر سر حقابه در ماه مه ۲۰۲۳ هشداری است مبنی بر آن که اوضاع ناآرام است. مذاکره تنها راه مناسب برای اجتناب از تشدید بیش‌تر نزاع و راهی برای تضمین ثبات منطقه است”.

  • همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    همدستی ترکیه و طالبان علیه منابع آبی ایران / تکلیف آب‌های به یغما رفته ایران چه می شود؟

    به گزارش اقتصادران، در روز‌هایی که تهران میزبان کنفرانس بین‌المللی وحدت اسلامی بود و نمایندگان کشور‌های مسلمان گرد هم آمده بودند تا از اتحاد و برادری سخن بگویند، نماینده طالبان صحنه‌ای را رقم زد که نشانی از هیچ وحدتی نداشت. هنگام پخش سرود ملی ایران، این نماینده با بی‌تفاوتی تمام در جای خود نشسته باقی ماند و به سرود رسمی کشور میزبان اعتنایی نکرد. چنین رفتاری، نقض آشکار آداب دیپلماتیک و نشان‌دهنده گستاخی است، اما عجیب‌تر از این رفتار، توجیه مقامات ایرانی بود که آن را به ملاحظات مذهبی طالبان نسبت دادند. این واکنش، شاید آینه‌ای از سیاست کلی مماشات در برابر همسایه‌ای باشد که نه به اصول همسایگی پایبند است و نه احترام به معاهدات را به رسمیت می‌شناسد. طالبان، به محض تثبیت قدرت خود، با آغوش باز ایران مواجه شد. یکی از نخستین کشور‌هایی که سفارت افغانستان را بدون هیچ چالشی به طالبان سپرد، ایران بود. اما این روابط، که شاید در ظاهر ماه عسلی کوتاه‌مدت به نظر می‌رسید، به سرعت رنگ‌وبوی اختلاف گرفت.

    در اردیبهشت ۱۴۰۲، زمانی که رئیس‌جمهور وقت ایران(سید ابراهیم رئیسی) درباره حقابه سیستان و بلوچستان به طالبان هشدار داد، پاسخ آنان چیزی نبود جز بیانیه‌ای توهین‌آمیز که ایران را به بی‌اطلاعی از واقعیات متهم می‌کرد. حتی انتشار ویدئویی از یکی از فرماندهان طالبان که کنار رود هیرمند نشسته و با تمسخر به ایران اشاره می‌کرد، نتوانست تغییری در سیاست صبورانه تهران ایجاد کند.

    در حالی که طالبان آب رودخانه هیرمند را به روی ایران بسته بود، تنها کورسوی امید باقی‌مانده برای تالاب هامون، جریان رودخانه فراه بود که سالانه حدود ۱.۲ میلیارد مترمکعب آورد داشت. اما اکنون سد «بخش‌آباد» که به دست طالبان و با همکاری ترکیه در حال ساخت است، تهدیدی مستقیم برای حیات سیستان به شمار می‌رود. این پروژه آبی، که هدفی جز انحصار کامل آب فراه ندارد، قرار است تمام سیلاب‌های این رودخانه مرزی را از هامون دریغ کند و آخرین نفس‌های این تالاب بین‌المللی را بگیرد.

    رودخانه فراه، با طولی ۵۶۰ کیلومتری که از ولایت غور سرچشمه می‌گیرد و به هامون سابوری می‌ریزد، یکی از اصلی‌ترین شریان‌های آبی منطقه است. اما ساخت سد بخش‌آباد با ظرفیت ذخیره‌سازی نزدیک به ۱.۳ میلیارد مترمکعب، می‌تواند تمام جریان سالانه این رودخانه را پشت دیوار‌های بلند خود حبس کند. این ظرفیت، که ۲۶ برابر سد کمالخان است، همراه با کانال‌های انحرافی طراحی شده، به وضوح نشان می‌دهد که هدف، قطع کامل آب ورودی به ایران است. کارشناسان هیدروپلیتیک معتقدند این طراحی نه برای توسعه کشاورزی، بلکه برای تبدیل آب به ابزاری برای فشار دیپلماتیک بر ایران صورت گرفته است.

    قطع آب فراه و سدسازی‌های بی‌رویه، به معنای خشک شدن کامل تالاب هامون و آغاز گردوغبار‌های بی‌سابقه در سیستان خواهد بود. این بحران محیط‌زیستی، نتیجه سیاست‌هایی است که مماشات را بر مطالبه‌گری ترجیح داده‌اند و به همسایه‌ای میدان داده‌اند که نه اصول همسایگی می‌داند و نه به تعهدات بین‌المللی خود پایبند است.

    بحران هیرمند و تشنگی سیستان در سایه سد‌های همسایه

    رودخانه هیرمند، مرز آبی دیرینه‌ای میان ایران و افغانستان، از گذشته تاکنون شاهد تلاش‌ها و کشمکش‌های زیادی بر سر حق‌آبه بوده است. این جنگ آبی، که گاه با حمایت قدرت‌های خارجی از جمله ترکیه در ساخت سد‌های افغانستان پیچیده‌تر می‌شود، حالا به مرحله‌ای رسیده که به نظر می‌رسد نه تنها دیپلماسی، بلکه منافع زیست‌محیطی و اقتصادی منطقه را تهدید می‌کند. سد‌هایی مانند «بخش‌آباد»، که به کمک ترکیه در حال ساخت است، تنها بخشی از پروژه‌هایی هستند که آب‌های مشترک هیرمند را به سمت افغانستان منحرف کرده‌اند و به شدت وضعیت زیست‌محیطی و اجتماعی ایران، به ویژه در سیستان و بلوچستان، را تحت فشار قرار داده‌اند.

    دستگاه دیپلماسی ایران، باوجود مرز ۹۳۶ کیلومتری با افغانستان، در مواجهه با بحران هیرمند نتوانسته پاسخ‌های مؤثری ارائه دهد. حق‌آبه ایران از هیرمند، که در طی سال‌ها به موضوعی پیچیده و پرتنش تبدیل شده، همچنان بدون حل‌وفصل مانده است. ریشه‌های این بحران به دوران قاجار و معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ بازمی‌گردد، زمانی که هرات از خاک ایران جدا شد و نخستین اختلافات آبی بین دو کشور شکل گرفت. از آن زمان، باوجود امضای توافقات مختلف، ایران نتوانسته است از حق‌آبه‌اش بهره‌برداری کند.

    این در حالی است که در بسیاری از موارد، افغانستان متعهد به تأمین آب مورد نیاز ایران از این رودخانه شده، اما به دلیل ناپایداری‌های داخلی و بحران‌های اقتصادی، نتوانسته این تعهدات را به درستی اجرا کند.

    ساخت سد‌هایی مانند «کجکی» و «کمال‌خان» در افغانستان، که به بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی هیرمند می‌پردازند، همگی نشانه‌ای از بی‌توجهی به توافقات پیشین و مشکلات جاری است. در نتیجه، دریاچه هامون که زمانی یکی از تالاب‌های مهم جهانی بود، در حال خشک شدن است. این بحران نه تنها اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند، بلکه معیشت بیش از ۴۰۰ هزار نفر از مردم سیستان را نیز به خطر انداخته است. به‌ویژه در شرایطی که کاهش شدید بارش‌ها و خشکسالی‌های مکرر، مشکلات را دوچندان کرده است.

    خشکسالی این منطقه تنها به آثار زیست‌محیطی محدود نمی‌شود؛ بلکه پیامد‌های اقتصادی و اجتماعی آن به شدت در حال گسترش است. کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری، مهاجرت‌های گسترده به سایر نقاط ایران و افزایش فعالیت‌های غیرقانونی مانند قاچاق مواد مخدر، به بحران‌های امنیتی و اجتماعی افزوده است. این وضعیت، علاوه بر تهدید امنیت داخلی، باعث تضعیف اقتصاد مناطق دیگر کشور نیز شده است.

    علیرغم توافق‌نامه‌هایی همچون قرارداد ۱۳۵۱ که به‌طور رسمی حق‌آبه ایران از هیرمند را تأسیس کرده، اجرای این معاهدات در عمل با چالش‌های بی‌شماری روبه‌رو بوده است. از منظر حقوق بین‌الملل، بی‌توجهی به این توافقات نقض آشکار اصول بین‌المللی محسوب می‌شود، اما فشار‌های سیاسی، تغییرات اقلیمی و بحران‌های داخلی در هر دو کشور، راه‌حل‌های مؤثری را مسدود کرده است. در این میان، وجود سد‌هایی که بدون نظارت بین‌المللی ساخته می‌شوند و تغییرات ناشی از آن، وضعیت آب‌های مرزی را هر روز پیچیده‌تر از قبل می‌کند.

    آب‌های به یغما رفته و دیپلماسی بی‌نتیجه و بحران‌های مرزی

    پس از روی کار آمدن طالبان در افغانستان، سیاست‌های آبی این کشور وارد فازی جدید شده که نه‌تنها ایران، بلکه سایر کشور‌های همسایه را نیز درگیر بحران‌های عمیق‌تری کرده است. این سیاست‌ها به نوعی بازتاب همان الگوی قدیمی تصاحب منابع مشترک است که در نهایت پیامد‌های منفی آن تمام منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این میان، ایران همچنان به امید دستیابی به توافقاتی برای تأمین حق‌آبه خود از رود هیرمند، به مذاکرات امید بسته است، اما آیا این امید‌ها تنها یک سراب هستند؟

    در حالی که مردم سیستان همچنان با تانکر‌های آب برای تأمین نیاز‌های شرب خود در تلاشند، تالاب هامون که روزگاری به عنوان یک زیستگاه غنی شناخته می‌شد، اکنون به کانونی از گردوغبار تبدیل شده است. این وضعیت در کنار سدسازی‌های گسترده افغانستان، به‌ویژه در حوضه رود هیرمند، باعث کاهش شدید منابع آبی در منطقه شده و مشکلات زیادی را برای ایران به وجود آورده است.

    طالبان علاوه بر اعمال فشار بر منابع آبی هیرمند، به‌طور همزمان بر رودخانه‌های دیگر مانند فراه‌رود نیز تسلط پیدا کرده است. عدم وجود توافقات قانونی میان ایران و افغانستان در خصوص این رودخانه‌ها، وضعیت آبی ایران را به بحرانی جدی تبدیل کرده است. در این شرایط، هرچند کشور‌های همسایه مانند پاکستان و ازبکستان با سرعت در حال ایجاد پروژه‌های مشترک برای مقابله با بحران‌های آبی هستند، ایران همچنان در باتلاق مذاکرات بی‌نتیجه و وعده‌های تحقق‌نیافته گرفتار است.

    وضعیت سیستان، که در کنار بحران کم‌آبی با باد‌های ۱۲۰ روزه و گردوغبار همیشگی مواجه است، تنها بخشی از این فاجعه زیست‌محیطی است. خشکسالی‌های شدید و سیاست‌های آبی خصمانه طالبان نه‌تنها بر زندگی مردم سیستان تأثیر گذاشته، بلکه تهدیدی برای اکوسیستم‌های اطراف نیز به حساب می‌آید. این بحران، که به مرز مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصادی ساکنان این منطقه نزدیک شده، نشان‌دهنده لزوم تغییر اساسی در سیاست‌های دیپلماسی آبی ایران است.

    کارشناسان بر این باورند که تنها راه‌حل این بحران، همکاری منطقه‌ای و ایجاد اجماع میان کشور‌های همسایه است. بدون چنین همکاری‌هایی، بحران‌های آبی و اجتماعی در این مناطق تنها تشدید خواهد شد و شرایط موجود، که به‌شدت آسیب‌پذیر است، به وضعیتی غیرقابل بازگشت خواهد رسید.

    سد‌ها و سیلاب‌ها و بحران آب در مرز‌های ایران

    تحولات اخیر در حوزه هیدروپلیتیک افغانستان، به‌ویژه در زمینه سدسازی‌های این کشور، نگرانی‌های جدی برای ایران به‌وجود آورده است. سد کمال‌خان بر هیرمند، سد پاشدان بر هریرود، و به‌تازگی سد بخش‌آباد بر فراه‌رود، پروژه‌هایی هستند که از یک سو بهره‌برداری کامل افغانستان از منابع آبی مشترک را ممکن ساخته و از سوی دیگر، دسترسی ایران به این منابع را به شدت محدود کرده‌اند. این سدها، که برخی از آنها به‌طور ویژه با هدف تأمین انرژی و ذخیره‌سازی آب برای کشاورزی طراحی شده‌اند، هر کدام به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر جریان طبیعی آب به سمت ایران تأثیر می‌گذارند.

    سد بخش‌آباد در ولایت فراه، که ظرفیت ذخیره‌سازی ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب را دارد، تهدیدی جدید برای ایران به‌شمار می‌رود. این سد با ارتفاع ۸۱ متر، قادر است تا ۷۵ درصد از جریان سالانه فراه‌رود را مهار کند. این بدین معنی است که در سال‌های ترسالی نیز جریان قابل توجهی از آب به ایران نخواهد رسید و در سال‌های خشک، تقریباً هیچ آبی به ایران وارد نخواهد شد.

    سیلاب‌هایی که پیش از ساخت سد بخش‌آباد، به‌طور سالانه به تالاب هامون در ایران هدایت می‌شدند، اکنون با این سد در اسارت قرار خواهند گرفت. اگرچه این سد به‌طور فنی دارای دریچه‌های تخلیه سیلاب است که ظرفیت ۴۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه را دارد، اما به‌دلیل اولویت‌های داخلی افغانستان در استفاده از این آب‌ها، بخش عمده‌ای از سیلاب‌ها به ایران نمی‌رسند و حتی در مواقع بحرانی نیز این منابع به نفع پروژه‌های داخلی افغانستان مصرف می‌شوند.

    این سد‌ها در کنار دیگر پروژه‌های هیدروپلیتیک افغانستان، نشان‌دهنده یک برنامه‌ریزی استراتژیک و جامع برای کنترل منابع آبی مشترک است که ایران در آن به‌طور فزاینده‌ای ناتوان از تأمین حقوق خود در منابع آبی مشترک دیده می‌شود. در مقابل، دیپلماسی آب ایران به‌نظر می‌رسد که در حال حاضر توان مقابله با این تهدیدات را ندارد و تنها در انتظار تغییرات در آینده است، در حالی که بحران در حال گسترش است.

    ترکیه، بازیگر اصلی پروژه سدسازی علیه ایران

    در حالی که ترکیه به‌طور مستقیم منابع آبی خود را با استفاده از سدهایش در رودخانه‌هایی مانند دجله و فرات به نفع خود به کار می‌گیرد، این سد‌ها تأثیرات زیادی بر تأمین آب در ایران می‌گذارند. ترکیه با به‌کارگیری ساختار‌های فنی پیشرفته و پروژه‌های عظیم سدسازی، در واقع به سیاست‌های خود در این عرصه جامه عمل می‌پوشاند و در مرز‌های آبی با ایران، در عمل منابع آبی را محدود می‌کند. این اقدامات نه‌فقط به کاهش سطح آب‌های مرزی منجر می‌شود، بلکه بر زندگی مردم سیستان و بلوچستان تأثیر منفی می‌گذارد.

    این وضعیت، تصویر روشنی از بحران آب در ایران ترسیم می‌کند. در حالی که ترکیه با پروژه‌های خود به‌ویژه سد‌های متعدد در نواحی مرزی به بهره‌برداری از منابع آبی پرداخته، ایران با کمبود آب و مشکلات ناشی از عدم اجرای معاهدات گذشته روبه‌روست. سد‌های ترکیه نه تنها منابع آبی ایران را تهدید می‌کنند، بلکه ناتوانی ایران در اعمال نظارت‌های بین‌المللی و پیگیری معاهدات آبی، وضعیت را پیچیده‌تر می‌کند.

    در kهایت باید گفت که آب به‌عنوان یک منبع مشترک، نیازمند سیاست‌های مشترک است. اما تا وقتی که ایران به‌جای اقدامات فوری، به مذاکره‌های بی‌نتیجه دل خوش کرده باشد، سراب سیاست‌های آبی طالبان همچنان سایه خود را بر منطقه خواهد افکند. پرواضح است، هر روزی که می‌گذرد، هامون خشک‌تر، سیستان خالی‌تر، و امنیت ایران متزلزل‌تر می‌شود. آب شاید جاری شود، اما آنچه که با خود برده، به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.

  • کار ما به جایی رسیده که افغانی‌ها ما را مسخره می کنند! / قبلا خودمان را با انگلیس و آلمان مقایسه می‌کردیم اما حالا باید با افغانستان مقایسه کنیم!

    کار ما به جایی رسیده که افغانی‌ها ما را مسخره می کنند! / قبلا خودمان را با انگلیس و آلمان مقایسه می‌کردیم اما حالا باید با افغانستان مقایسه کنیم!

    به گزارش اقتصادران،جلال رشیدی کوچی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی، گفت: قبلا خودمان را با انگلیس و آلمان مقایسه می‌کردیم، کم کم رفتیم سمت کشورهای حوزه خلیج فارس و الان هم که باید با افغانستان خودمان را مقایسه کنیم. حرف هم که می‌زنیم ناراحت می‌شوند. اصلا افغانستان حکومت دارد؟ عده‌ای دیوانه (حضور طالبان) آنجا ریخته‌اند.

    وی  گفت: کار ما به جایی رسیده که افغانی‌ها ما را مسخره می کنند و می گویند ما می توانیم سوار ماشین‌های روز شویم ولی ایرانی‌ها نمی توانند. این برای ما خفت است.

    او در ادامه با اشاره به ریجستری آیفون در کشور عنوان کرد: دولت آیفون را وارد کرد. چقدر پول گیرش آمد؟ هم مردم راضی هستند هم دولت، یک ضرب المثلی در این باره هست که ما نمی‌خواهیم مثل آقای لاریجانی عنوانش کنیم.

    رشیدی کوچی با کنایه با اظهارات مطرح شده از سوی برخی مسئولین درباره گوشی‌های آیفون گفت: همان کسی که می‌گوید کالای لوکس آمریکایی است؛ خودش، بچه‌هایش، نوه‌هایش، عروس‌ها و دامادهایش همه آیفون دارند.

    او همچنین در پایان تاکید کرد: کسانی که می گویند آیفون از لحاظ امنیتی مشکل دارد، خودشان استفاده می‌کنند.

  • نتیجه ماه عسل با طالبان! / بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    نتیجه ماه عسل با طالبان! / بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    به گزارش اقتصادران، ایران، یکی از اولین کشور‌هایی بود که با کمال میل و بدون دردسر، کلید سفارت افغانستان در تهران را تقدیم طالبان کرد. این ماه عسل زودگذر با طالبان، اما به سرعت به بن‌بست رسید.

    حتی انتشار ویدئویی از یک فرمانده طالبان، که کنار رود هیرمند با یک دبه آب نشسته و به وضوح در حال تمسخر ایران بود، هم باعث نشد ایران از سیاست صلح‌جویانه خود دست بکشد. پس از قطع آب رودخانه هیرمند به ایران، تنها امید و منبع آب‌رسانی به تالاب هامون، رودخانه فراه با آورد سالانه حدود ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب بود.

    اما افغانستان در حال حاضر در حال ساخت سدی به نام «بخش‌آباد» است که به وضوح طراحی شده تا تمام آب این رودخانه را به انحصار خود درآورد. با ظرفیتی نزدیک به ۱ میلیارد و ۳۶۰ میلیون مترمکعب، این سد می‌تواند به راحتی تمام جریان آب سالانه فراه را ذخیره کند. بنابراین، قطع آب فراه نه تنها به معنای خشک شدن کامل تالاب بین‌المللی هامون است، بلکه نخستین نتیجه آن، افزایش بی‌سابقه گردوغبار در سیستان خواهد بود. این شرایط، حاصل مماشات با همسایه‌ای است که نه تنها اصول همسایگی را فراموش کرده بلکه به معاهدات بین‌المللی نیز بی‌اعتناست.

     

    وقتی پاکستان هم نمی تواند بی تفاوت باشد

    از همان ابتدای به قدرت رسیدن طالبان در دور جدید، آنان برنامه‌های بلندپروازانه‌ای را برای آب در این کشور در دست اقدام داشته اند، برنامه‌ای که حالا دیگر نه فقط ایران که حتی سایر کشور‌های همسایه را هم با خطر تشدید تنش‌های آبی مواجه می‌کند.

    در همین حال و هر چند که به‌نظر می‌رسد وخامت شرایط محیط‌زیست و معیشت در منطقه سیستان ایران، موضوع اجرایی‌شدن برنامه‌های آبی افغانستان را دارای اهمیتی دوچندان کرده، اما در مقابل تحرکات کشور‌هایی مانند پاکستان و ازبکستان نیز نشان می‌دهد این کشور‌ها نیز درصدد رسیدن به تفاهمی به‌منظور جلوگیری از فشار آبی ناشی از این طرح‌ها هستند.

    اکنون به نظر می‌رسد که دیگر فقط ایران نیست که تحت‌تأثیر سیاست‌های آبی افغانستان قرار خواهد گرفت و همین امر نیز کشور‌های منطقه را بر آن داشته تا با همکاری با یکدیگر از وضعیت خشکی مطلق در آینده و احتمالا باج گیری در حوزه آب طالب‌ها جلوگیری کنند. کما اینکه به نظر می‌رسد، طالبان قصد دارد تا با تکیه با مساله آب، فشار را بر همسایگانش برای زمان لزوم افزایش دهد و اکنون نیز راهی جز هماهنگی منطقه‌ای علیه سیاست‌های آبی طالبان وجود ندارد و اکنون دیگر مدت‌هاست از هامون تا آمودریا، تحت‌تأثیر سیاست‌های آبی طالبان یا از بین رفته یا در حال از بین رفتن است.

    در این شرایط دیگر عجیب نیست که پاکستان نیز در این مسیر با ایران دست به همکاری مشترک بزند.

    حق‌آبه ایران از هیرمند؛ تشنگی در میان سیلاب‌های بی‌توجهی

    این رود پرتنش، که بیشتر از آنکه آب داشته باشد، مناقشه دارد، به نمادی از انفعال دیپلماسی آب در منطقه بدل شده است. موضوع حق‌آبه ایران از هیرمند ریشه در قرن نوزدهم دارد، زمانی که معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ منجر به جدایی هرات از خاک ایران شد. از آن زمان، مدیریت منابع آبی هیرمند به یکی از مسائل پیچیده و پرتنش بین ایران و افغانستان تبدیل شد. با وجود امضای توافقات مختلف در دهه‌های اخیر، این مسأله همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

    در قرارداد‌های مختلف، افغانستان متعهد به تأمین حق‌آبه ایران از هیرمند شده، اما در عمل اجرای این تعهدات با مشکلات جدی روبه‌رو بوده است. از نظر تاریخی، این تنش‌ها را می‌توان به دو عامل اصلی نسبت داد: ساختار‌های دولتی ناپایدار در افغانستان و کاهش بارش‌ها در منطقه. دولت مرکزی افغانستان به‌طور مداوم با چالش‌های داخلی و خارجی مواجه بوده که توانایی این کشور را در مدیریت منابع مشترک آبی کاهش داده است. از سوی دیگر، کاهش بارش‌ها و بروز خشکسالی‌های مکرر در منطقه سیستان و بلوچستان ایران نیز به شدت این تنش‌ها افزوده است.

    ساخت سد کجکی نیز در افغانستان و استفاده گسترده از پمپ‌ها برای برداشت آب هیرمند، جریان طبیعی رود را به سمت ایران به شدت محدود کرده است. خشک‌شدن دریاچه هامون که زمانی هفتمین تالاب بین‌المللی جهان بود، یکی از فاجعه‌های زیست‌محیطی این منطقه است.

    این خشکسالی نه تنها اکوسیستم منطقه را به خطر انداخته، بلکه منبع زندگی حدود ۴۰۰ هزار نفر از مردم سیستان را نیز به چالش کشیده است. کاهش شدید تعداد پرندگان بومی و انقراض گاو سیستانی که از نماد‌های تاریخی و فرهنگی منطقه به شمار می‌رفتند، تنها بخشی از اثرات این بحران است. همزمان، کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری به فقر و مهاجرت گسترده ساکنان منطقه دامن زده است. اما این بحران فقط محدود به مسائل زیست‌محیطی نیست؛ بلکه تأثیرات اجتماعی و اقتصادی آن به‌طور مستقیم امنیت منطقه را تهدید می‌کند.

    با خشک شدن منابع آبی و کاهش فرصت‌های شغلی، قاچاق مواد مخدر و فعالیت‌های گروه‌های تروریستی در این منطقه افزایش یافته است. مهاجرت سیستانیان به دیگر نقاط ایران نیز بر تراکم جمعیتی و اقتصاد مناطق دیگر تأثیر منفی گذاشته است.

    اما علیرغم وجود توافقنامه‌های متعدد، از جمله قرارداد ۱۳۵۱ که حق‌آبه ایران را از هیرمند تعیین کرده است، اجرای این معاهدات با چالش‌های جدی مواجه بوده است. از نظر حقوق بین‌الملل، عدم پایبندی به این توافقات نوعی تخلف آشکار محسوب می‌شود، اما واقعیت این است که تغییرات اقلیمی، عدم ثبات سیاسی در افغانستان و همچنین فشار‌های داخلی در هر دو کشور مانع از حل و فصل این مناقشه شده است. ساخت سد‌های جدید در افغانستان، به ویژه سد کمال‌خان، نگرانی‌های ایران را نسبت به تأمین حق‌آبه بیشتر کرده است. علاوه بر این، عدم وجود نظارت‌های بین‌المللی مؤثر برای اجرای این قراردادها، وضعیت را پیچیده‌تر کرده است.

     

    وقتی آب‌های مرزی قربانی دیپلماسی ناکارآمد می‌شوند

    از زمان روی کار آمدن طالبان در افغانستان، جاه‌طلبی‌های آبی این کشور شدت بیشتری پیدا کرده و نتایج آن نه فقط ایران بلکه دیگر کشور‌های همسایه را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است. سیاست‌های آبی طالبان به‌نوعی همان حکایت کهنه تصاحب منابع مشترک است که در نهایت دود آن به چشم همه می‌رود. در این میان، ایران همچنان امیدوار به مذاکره و توافق برای دریافت حقابه خود از هیرمند است؛ اما آیا واقعاً طالبان به تعهدات خود پایبند خواهند ماند یا ایران فقط در انتظار سرابی دست‌نیافتنی است؟ در سیستان، مردم همچنان با تانکر برای آب شرب دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که هامون، یکی از منابع حیات‌بخش منطقه، مدت‌هاست که به‌جای آب، با گرد و غبار پر شده است. طالبان در کنار سدسازی‌های بی‌پایان، بر فراه‌رود نیز فشار آورده‌اند و از آنجا که ایران هیچ توافقی بر سر این رودخانه با افغانستان ندارد، وضعیت روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود.

    هرچند برخی کشور‌ها مانند پاکستان و ازبکستان برای مقابله با این بحران، به‌سرعت در حال ایجاد همکاری‌های منطقه‌ای و عمرانی هستند و حتی در پروژه‌هایی مانند کانال قوش‌تپه نیز به دنبال راهکار‌های عملی برای کاهش بحران هستند، اما ایران همچنان در گرداب مذاکرات بی‌نتیجه و وعده‌های تحقق‌نیافته گرفتار است.

    وضعیت پیچیده سیستان، که با باد‌های ۱۲۰ روزه و گردوغبار همیشگی‌اش دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، تنها یک گوشه از این تراژدی است. خشک‌سالی شدید و سیاست‌های بی‌رحمانه طالبان بر سر هیرمند و دیگر رودخانه‌های مرزی، سیستانی‌ها را به مرز مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصادی رسانده است. سیاست‌های آبی افغانستان نه‌تنها سیستان بلکه بسیاری از مناطق اطراف را نیز تهدید می‌کند و همین مسأله باعث شده است که کارشناسان به‌اتفاق تأکید کنند که راه‌حل این بحران تنها در همکاری و اجماع منطقه‌ای است.

     

    آب را باد می‌برد، مسئولان را خواب!

    در همین حال «مجتبی اشرفیان» امام‌جمعه نیمروز، اخیرا در خطبه‌های نماز جمعه، صحبت‌های هشداردهنده‌ای را مطرح کرد: «با تکمیل سد بخش‌آباد، فاتحه مسائل محیط‌زیستی و حقابه تالاب بین‌المللی هامون خوانده خواهد شد. این اقدام آخرین و بزرگ‌ترین اقدام افغانستان برای جلوگیری از ورود حتی یک قطره آب به ایران است که این سد با ظرفیت بیش از یک میلیارد مترمکعب آب، حتی جلوی سیلاب‌ها و «دشتمال‌های» طبیعی و غیرقابل‌کنترل را که حداقل امید مردم بود را هم خواهد گرفت و در عمل، سد بخش‌آباد با هدف خالی‌شدن مرز سیستان از سکنه ایجاد شده است.

    این شدت ریزگرد‌ها و شن‌های روانی که امروز مردم را خفه کرده، به شدیدترین وجهی خواهد بود که سکونت و زندگی در منطقه را در عمل غیرممکن و محال می‌کند و این اقدام افغانستان، یک جنگ خطرناک با هدف معامله بر سر موضوع آب است. آیا باید منتظر بمانیم افغانستان هر بلایی سر ملت ما بیاورد و بعد به صرف اظهار تأسف و نگرانی اکتفا کنیم؟ دولتمردان، نمایندگان و دستگاه دیپلماسی سکوت نکنند؛ یک اقدام قاطعی انجام شود. نهاد‌های بین‌المللی باید به صورت جدی وارد شوند. این خلاف معاهده و توافق‌نامه بین دو کشور است. این کار ظلم غیرقابل‌جبران به مردم امروز و تضییع حقوق فرزندان ماست. باید دولت جدید قدرت دیپلماسی خودش را نشان دهد. وزیر امور خارجه در رأس برنامه‌هایش، پیگیری و فعال‌کردن دیپلماسی آب باشد و از همه ظرفیت‌های کشور برای حل موضوع حقابه سیستان استفاده کند.»

    نگاهی به رویکرد هیدروپلیتیک در حوزه‌های مشترک آبریز هیرمند و هریرود، به‌وضوح نشان می‌دهد که این کشور با یک برنامه‌ریزی استراتژیک و البته تهاجمی در حال بهره‌برداری کامل از منابع آب است. در مقابل، دیپلماسی آب ایران به‌طرز نگران‌کننده‌ای دچار کم‌تحرکی و انفعال شده است.

    این تضاد آشکار میان رویکرد‌های دو کشور، امنیت آبی ایران را به‌طور جدی به چالش کشیده و هر روز بیشتر عرصه را برای ایران تنگ‌تر می‌کند.

    سد کمال‌خان بر روی هیرمند، سد پاشدان بر روی هریرود، و حالا هم سد بخش‌آباد بر روی فراه‌رود، تنها چند نمونه از پروژه‌های بلندپروازانه افغانستان هستند که هر یک به نوبه خود شرایط را برای دسترسی ایران به منابع آب مشترک، سخت‌تر و پیچیده‌تر کرده‌اند. اگر امروز وضعیت سیستان با کمبود آب و خشکسالی‌های متوالی مواجه است، آینده‌ای نه چندان دور ممکن است حتی همین میزان حداقلی آب هم برای این منطقه آرزویی دوردست شود.

    افغانستان با احداث سد‌های جدید، عملاً حقابه‌های تاریخی و طبیعی ایران را به‌طور کامل تحت کنترل خود درآورده است و در این میان، واکنش‌های دیپلماتیک و اقدامات عملی ایران به نظر می‌رسد که در مقایسه با مقیاس این چالش‌ها، بسیار ناچیز و دیرهنگام بوده است. اگر این روند ادامه یابد، بازگشت به شرایط سخت کنونی سیستان شاید تنها یک خیال خوش باشد؛ چراکه ممکن است به زودی حتی همین میزان حداقلی از منابع آبی هم از دست برود. رود فراه، یکی از مهم‌ترین جریان‌های آبی منطقه هیرمند، به طول ۵۶۰ کیلومتر، نقشی کلیدی در حیات تالاب هامون صابوری ایفا می‌کند. این رود که از ولایت غور در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و از میان ولایت فراه عبور می‌کند، نهایتاً به تالاب‌های مشترک بین ایران و افغانستان سرازیر می‌شود. اما داستان این رودخانه دیگر همان قصه قدیمی نیست.

    امروز با احداث سد بخش‌آباد در ولایت فراه، چالش جدیدی برای جریان طبیعی آب به سمت ایران شکل گرفته است. سد بخش‌آباد که با ارتفاع ۸۱ متر و ظرفیت ذخیره‌سازی ۱.۳ میلیارد مترمکعب، معادل ۲۶ برابر سد کمال‌خان طراحی شده، قرار است علاوه بر تأمین آب، نیروی برق تولید کند. این سد با هدف تولید حدود ۲۷ تا ۳۲ مگاوات برق ساخته شده و در عین حال یک مانع جدی بر سر راه ورود آب به تالاب هامون صابوری در بخش ایرانی به شمار می‌رود. نکته قابل‌توجه این است که سد بخش‌آباد در صورت تکمیل، قادر خواهد بود تا ۷۵ درصد از جریان سالانه فراه‌رود را مهار کند. این بدان معناست که حتی در سال‌های ترسالی، که حجم آب به حداکثر می‌رسد، جریان قابل توجهی به ایران نخواهد رسید؛ چه رسد به سال‌های خشک‌سالی که ورود آب به ایران تقریباً ناممکن خواهد شد.

    سیلاب‌های فراه‌رود که تاکنون به طور سالانه حجم‌های قابل توجهی از آب را به تالاب هامون صابوری بخش ایرانی هدایت می‌کردند، حالا با ساخت این سد، به اسارت درآمده‌اند. هرچند که طراحی این سد با دریچه‌های تخلیه سیلاب با ظرفیت ۴۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه، نوید تخلیه سیلاب‌ها را می‌دهد، اما در عمل، این سیلاب‌ها نیز بیش از آنکه کمک‌حال احیای تالاب‌های ایرانی باشند، به مصرف خود افغانستان خواهد رسید.

    بلوف طالبان درباره حقابه هیرمند

    به هیرمند بازگردیم. درحالی که طالبان و بعضی مسئولان ایران به دنبال آن درباره احیای حقابه هیرمند به ایران و استان سیستان و بلوچستان مطرح می‌کنند درست نیست، چون اساسا اقدامی صورت نگرفته است. این ادعای فداحسین مالکی، نماینده زاهدان در مجلس شورای اسلامی است. طبق اظهارات این مقام مسئول، طالبان سیلاب را به معنای دادن حق آبه تلقی کردند!

    احتمالا منظور، ادعای حسن کاظمی قمی کاردار و نماینده ویژه ایران در افغانستان است که در گفتگو با پایگاه خبری ایراف گفته بود که با توجه به «رویکرد تعاملی» ایران و «تعهدات طرف افغانستانی»، انتظار می‌رود تا پایان سال آبی جاری، حقابه ایران از رودخانه هیرمند که «۸۲۰» میلیون مترمکعب آب است، به صورت کامل تامین شود. طبق ادعای قمی، در سال گذشته «۳ اقدام اصلاحی» از سوی حکومت طالبان صورت گرفت که دو مورد آن منتج به جاری شدن این مقدار آب به سوی ایران شد.

    اما آیا سیاست‌های آبی طالبان تنها دست ایران را خالی می‌کند یا اینکه این تهدید، گریبان‌گیر تمام منطقه خواهد شد؟ پاسخ این است که آب به‌عنوان یک منبع مشترک، نیازمند سیاست‌های مشترک است. اما تا وقتی که ایران به‌جای اقدامات فوری، به مذاکره‌های بی‌نتیجه دل خوش کرده باشد، سراب سیاست‌های آبی طالبان همچنان سایه خود را بر منطقه خواهد افکند. پرواضح است، هر روزی که می‌گذرد، هامون خشک‌تر، سیستان خالی‌تر، و امنیت ایران متزلزل‌تر می‌شود. آب شاید جاری شود، اما آنچه که با خود برده، به این زودی‌ها بازنخواهد گشت.

  • محدودیت عجیب و غریب طالبان برای بازگشت مهاجران افغانی!

    محدودیت عجیب و غریب طالبان برای بازگشت مهاجران افغانی!

    به گزارش اقتصادران، مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در گذرگاه تورخم مردان بازگشت‌کننده را به دلیل نداشتن ریش مورد توهین و تحقیر قرار داده‌اند.

    ‌طالبان به آنان هشدار داده‌اند که در صورت کوتاه کردن ریش زندانی خواهند شد.

    یکی از این بازگشت‌کننده گان به شرط افشا نشدن هویتش افزود: «طالبان به من گفتند چرا ریش خود را رها نکردی؟ وقتی این‌جا [افغانستان] آمدی باید ریش بگذاری…پس از این ریش خود را کوتاه نمی‌کنی و به شریعت عمل می‌کنی.»

    طالبان در این اواخر بر محدودیت‌های‌شان علیه شهروندان کشور شدت بخشیده‌اند.

    این گروه کوتاه کردن ریش را جرم می‌داند.

    چند روز پیش نیز مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان به آرایشگران مرد در خوست دستور داده بودند که از کوتاه کردن ریش مردم خودداری کنند.