برچسب: صنعت هوانوردی

  • صنعت هوانوردی ایران زیر آوار جنگ

    صنعت هوانوردی ایران زیر آوار جنگ

    به گزارش اقتصادران، صنعت هوانوردی ایران بار دیگر در بزنگاهی حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌ای که در آن، آسیب‌های ناشی از درگیری‌های اخیر با ابهام‌های سیاسی و اقتصادی گره خورده و آینده این صنعت را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. بر اساس گزارش‌ها، در جریان «جنگ تحمیلی سوم»، حدود ۲۰ فروند هواپیما و بخشی از زیرساخت‌های کلیدی فرودگاهی و ناوبری آسیب دیده‌اند. با این حال، نبود اطلاعات دقیق و محدودیت‌های امنیتی باعث شده تصویر روشنی از میزان واقعی خسارات و مسیر جبران آنها در دسترس نباشد.

    آنچه امروز بیش از هر چیز ذهن فعالان این صنعت را درگیر کرده، نه فقط ابعاد خسارت، بلکه چگونگی بازسازی و احیای این بخش حیاتی از اقتصاد کشور است؛ مسیری که به گفته کارشناسان، بیش از آنکه فنی باشد، به تصمیمات کلان سیاسی و دیپلماتیک وابسته است.در شرایطی که هنوز فضای کشور به‌طور کامل از وضعیت جنگی فاصله نگرفته، انتشار اطلاعات دقیق درباره خسارات با محدودیت‌هایی جدی مواجه است. همین مساله باعث شده ارزیابی‌های موجود بیشتر بر پایه شنیده‌ها و برآوردهای اولیه باشد تا داده‌های قطعی.

    محمود مهران‌پور، کارشناس صنعت هوانوردی، در این باره می‌گوید: برای ارزیابی نهایی میزان خسارات وارد شده و تأثیر آن بر بازار این صنعت در آینده، نیازمند اطلاعات دقیق هستیم که تاکنون این اطلاعات نهایی و تکمیل نشده است.

    او با اشاره به گزارش‌های غیررسمی افزود: هنوز تعداد هواپیماهای آسیب‌دیده به‌طور دقیق مشخص نیست، اما بر اساس شنیده‌ها دو هواپیمای ماهان در فرودگاه مشهد، تعدادی هواپیما در فرودگاه مهرآباد و همچنین تعدادی از هواپیماهای شرکت هواپیمایی کارون به‌طور کامل از بین رفته‌اند. با این حال این اطلاعات قطعی نیست.

    این ابهام صرفاً به ناوگان هوایی محدود نمی‌شود. مهران‌پور تأکید می‌کند: خسارت‌ها تنها محدود به هواپیماها نبوده و زیرساخت‌های حیاتی این صنعت نیز آسیب دیده‌اند.  در جریان این جنگ تنها هواپیماها آسیب ندیده‌اند، بلکه فرودگاه‌ها و رادارها نیز دچار خسارت شده‌اند.

    صنعت هوایی قربانی اولویت‌بندی‌های اقتصادی

    در هر بحران ملی، منابع محدود باید میان نیازهای مختلف تقسیم شود؛ و تجربه نشان داده که در چنین شرایطی، صنعت هوانوردی معمولاً در اولویت‌های پایین‌تر قرار می‌گیرد.

    کارشناس صنعت هوانوردی در این خصوص تصریح می‌کند: جبران خسارات به وضعیت کلی کشور بستگی دارد. اگر در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار داشته باشیم، صنعت هوایی در اولویت نخست کشور قرار نخواهد گرفت، زیرا اولویت‌های اصلی شامل برق، گاز و واحدهای تولیدی خواهد بود.»

    او با یادآوری تجربه‌های گذشته هشدار می‌دهد: پس از جنگ ۱۲ روزه نیز تسهیلات مالی قابل توجهی برای این صنعت صورت نگرفت و در نتیجه وضعیت صنعت هوایی مطلوب نبود. اگر امروز نیز شرایط مشابهی تکرار شود، اولویت کشور به سمت معیشت مردم، دارو و نیازهای اساسی خواهد رفت.

    این واقعیت نشان می‌دهد که حتی در صورت پایان درگیری‌ها، مسیر بازسازی صنعت هوانوردی لزوماً سریع و هموار نخواهد بود.

    گره خوردن جبران خسارت به سیاست خارجی

    یکی از مهم‌ترین ابعاد این بحران، وابستگی مستقیم آن به تحولات سیاسی و به‌ویژه روابط بین‌المللی ایران است. برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، هوانوردی به‌شدت به واردات تجهیزات، فناوری و ناوگان وابسته است؛ موضوعی که آن را در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیر می‌کند.

    مهران‌پور در این زمینه می‌گوید: ممکن است در توافقی که میان دو کشور در حال بررسی است، مشابه تجربه برجام، موضوع واردات هواپیما نیز لحاظ شود. در توافق برجام یک بند مشخص به رفع تحریم‌های هوایی اختصاص داشت.

    کارشناس صنعت هوانوردی ادامه می‌دهد: اگر چنین توافقی دوباره شکل بگیرد، قطعاً یکی از محورهای آن صنعت هوانوردی خواهد بود که می‌تواند منجر به تسهیل واردات هواپیما و ایجاد گشایش‌های مثبت در این حوزه شود. به بیان دیگر، آینده ناوگان هوایی ایران نه فقط در کارگاه‌های تعمیراتی، بلکه در میزهای مذاکره سیاسی تعیین خواهد شد.

    صنعت هوانوردی؛ ستون پنهان اقتصاد جهانی

    برای درک اهمیت این صنعت، کافی است نگاهی به جایگاه آن در اقتصاد جهانی بیندازیم. صنعت هوانوردی دیگر صرفاً یک بخش حمل‌ونقلی نیست؛ بلکه یکی از موتورهای محرک اقتصاد جهانی به شمار می‌رود. بر اساس آمارها، این صنعت در سال ۲۰۲۵ درآمدی بیش از ۹۷۹ میلیارد دلار داشته و در آستانه عبور از مرز یک تریلیون دلار قرار گرفته است. سود خالص حدود ۳۶ میلیارد دلار و حاشیه سود ۳.۷ درصدی نشان می‌دهد که با وجود هزینه‌های سنگین، این صنعت همچنان سودآور است.از سوی دیگر، هوانوردی در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۹ درصد از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده و ارزشی بالغ بر ۴.۱ تریلیون دلار ایجاد کرده است. همچنین این صنعت از ۸۶.۵ میلیون شغل در سراسر جهان پشتیبانی می‌کند.این اعداد تنها آمار نیستند؛ بلکه نشان‌دهنده شبکه‌ای پیچیده از ارتباطات اقتصادی هستند که از گردشگری و تجارت گرفته تا زنجیره تأمین جهانی را در بر می‌گیرند.

    چشم‌انداز آینده؛ رشد جهانی تردید داخلی

    برآوردهای بلندمدت نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۴۳، ارزش افزوده صنعت هوانوردی به ۸.۵ تریلیون دلار خواهد رسید و تعداد مشاغل مرتبط با آن به ۱۳۵ میلیون نفر افزایش خواهد یافت. این روند نشان‌دهنده رشد پایدار و اهمیت فزاینده این صنعت در دهه‌های آینده است. اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا ایران می‌تواند سهمی متناسب از این رشد داشته باشد؟در شرایط فعلی، پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به دو عامل بستگی دارد: ثبات سیاسی و کاهش تنش‌های بین‌المللی و سرمایه‌گذاری هدفمند در بازسازی و نوسازی ناوگان و زیرساخت‌ها. بدون تحقق این دو شرط، خطر عقب‌ماندن ایران از رقابت منطقه‌ای و جهانی جدی خواهد بود.

      پیامدهای بی‌توجهی به بازسازی

    نادیده گرفتن اهمیت بازسازی صنعت هوانوردی می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای داشته باشد. این پیامدها فقط به کاهش تعداد پروازها یا فرسودگی ناوگان محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند کل اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

    از جمله این پیامدها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: کاهش توان رقابت در تجارت بین‌المللی، افت صنعت گردشگری، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، کاهش جذابیت ایران برای سرمایه‌گذاری خارجی و تضعیف نقش کشور در ترانزیت هوایی منطقه. در واقع، صنعت هوانوردی یک حلقه کلیدی در زنجیره اقتصاد مدرن است و اختلال در آن، اثرات دومینویی در سایر بخش‌ها ایجاد می‌کند.

    فرصت‌های نهفته در دل بحران

    با وجود تمام چالش‌ها، برخی کارشناسان معتقدند که این بحران می‌تواند به فرصتی برای بازنگری و اصلاح ساختارهای صنعت هوانوردی تبدیل شود.

    در صورت بهبود شرایط سیاسی، امکان: نوسازی ناوگان با هواپیماهای مدرن، توسعه فرودگاه‌ها، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، افزایش پروازهای بین‌المللی و تبدیل ایران به هاب ترانزیتی منطقه فراهم خواهد شد.این سناریو البته خوش‌بینانه است، اما غیرممکن نیست به‌ویژه اگر تصمیم‌گیری‌ها با نگاه راهبردی و بلندمدت انجام شود.

    آینده‌ای معلق میان سیاست و اقتصاد

    صنعت هوانوردی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که مسیر آینده آن هنوز مشخص نیست. از یک‌سو، خسارات ناشی از جنگ و فرسودگی زیرساخت‌ها، و از سوی دیگر، وابستگی شدید به تحولات سیاسی، این صنعت را در وضعیتی شکننده قرار داده است.

    آنچه مسلم است، این است که بازسازی این صنعت صرفاً یک پروژه فنی نیست؛ بلکه یک تصمیم راهبردی در سطح ملی است. تصمیمی که می‌تواند جایگاه ایران را در اقتصاد منطقه‌ای و جهانی تعیین کند. در نهایت، همانطور که مهران‌پور تأکید می‌کند: باید دید شرایط توافق‌ها به چه سمتی حرکت می‌کند. و شاید بتوان افزود: آینده آسمان ایران، بیش از آنکه به باند فرودگاه‌ها وابسته باشد، به مسیر تصمیمات کلان گره خورده است.

     

  • بعد از سفارت‌ها، ایرلاین‌ها هم از آسمان ایران رفتند؟

    بعد از سفارت‌ها، ایرلاین‌ها هم از آسمان ایران رفتند؟

    به گزارش اقتصادران، بعد از چند هفته فشار سیاسی و افزایش تهدیدات لفظی علیه ایران، شاهد ورود منطقه به موقعیتی حساس هستیم. تحرکات نظامی آمریکا مثل اعزام ناو هواپیمابر و دیگر تجهیزات به منطقه و رفت‌وآمد‌های مقامات این کشور به اسرائیل به هشدار‌های قبلی اضافه شده و خط و نشان‌هایی که طرفین برای هم می‌کشند، تحلیل‌گران را به این نتیجه رسانده که احتمال بروز درگیری نظامی دوباره بسیار جدی است. آنچه این گمانه را تقویت می‌کند، اما صرفا هشدار‌های طرف غربی و پاسخ‌های تهران مبنی بر برخورد قاطع با هر تجاوزی نیست. سیگنال‌های دیگری هم وجود دارد؛ مثلا جابه‌جایی پرسنل سفارت‌های خارجی در تهران و اقدام آنها برای ترک ایران. در همین راستا شاهد کاهش چشمگیر تعداد پروزا‌های خارجی و تلاش خطوط هواپیمایی برای عدم عبور از آسمان ایران نیز هستیم. گویا نگرانی از امنیت مسافران و خدمه باعث شد بسیاری از شرکت‌های بزرگ اروپایی و آسیایی مسیر‌های سنتی خود را کنار گذاشته و از حریم هوایی ایران، عراق و بخش‌هایی از خلیج فارس دوری کنند.

    آنطور که رویترز گزارش کرده، با افزایش تنش میان ایران و آمریکا، برخی شرکت‌های هواپیمایی پرواز‌های خود بر فراز خاورمیانه را لغو کرده یا تغییر مسیر داده‌ند. اداره هوانوردی اتحادیه اروپا نیز رسماً به شرکت‌ها توصیه کرده که از پرواز بر آسمان ایران پرهیز کنند.

    در این راستا، شرکت هلندی KLM، بخشی از گروه Air France-KLM، پرواز‌های خود به مقصد‌هایی مانند دبی، ریاض، دمّام و تل‌آویو را تغییر مسیر داده و پرواز‌هایی که از ایران و عراق عبور می‌کردند را موقتاً لغو کرد. این شرکت اعلام کرده که تصمیم‌های بعدی بر اساس شرایط امنیتی منطقه اتخاذ خواهد شد.

    شرکت آلمانی لوفت‌هانزا نیز مسیر‌های عبوری از آسمان ایران و عراق را کنار گذاشته و مسیر‌های جایگزین طولانی‌تر را انتخاب کرده است.

    بریتیش ایرویز پرواز‌های خود به بحرین را موقتاً متوقف کرد و سپس بخشی از آنها را از سر گرفت.

    ایرفرانس نیز پس از تعلیق کوتاه پرواز‌های خود به دبی، خدماتش را دوباره آغاز کرد و تأکید کرده که وضعیت منطقه را به‌طور مداوم رصد می‌کند.

    شرکت فن‌ایر مسیر‌های پروازی خود به دوحه و دبی را تغییر داده تا از عبور از ایران و عراق اجتناب کند، در حالی که ویز ایر برای پرواز‌های غرب به شرق مجبور است در فرودگاه‌های منطقه‌ای مانند سایپروس یا یونان توقف کند تا سوخت‌گیری و تعویض خدمه انجام شود.

    علاوه بر این، برخی شرکت‌های آسیایی مانند سنگاپور ایرلاین و اسکات نیز مسیر‌های خود را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که از حریم هوایی پرریسک منطقه عبور نکنند. هواپیمایی ترکیش نیز تعداد پرواز‌های خود را به دو پرواز در هفته کاهش داده است.

    به گزارش یورونیوز خطوط آمریکای شمالی مثل یونایتد ایرلاین و کانادا ایر هم پرواز‌های خود به اسرائیل و خاورمیانه را لغو کرده‌اند.

    سایه جنگ بر سر صنعت هوانوردی

    این تغییرات عملیاتی باعث طولانی‌تر شدن مسیر‌ها و افزایش هزینه‌های سوخت شده و برخی پرواز‌ها تا اطلاع ثانوی لغو یا به حالت تعلیق درآمده‌اند. شرکت‌های هواپیمایی به مسافران توصیه کرده‌اند وضعیت پرواز‌های خود را به‌صورت منظم بررسی کنند، زیرا امکان تغییرات جدید در هر لحظه وجود دارد.

    پیامد این تحولات فراتر از تغییر مسیر پرواز‌ها است و اقتصاد و عملیات خطوط هوایی بین‌المللی را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش مدت پرواز‌ها و توقف‌های اضطراری، علاوه بر هزینه‌های اضافی برای شرکت‌ها، باعث ایجاد مشکلات عملیاتی و تغییر برنامه‌های سفر مسافران شده است. همچنین این اقدامات نشان می‌دهد که وضعیت امنیتی و سیاسی منطقه، حتی بدون درگیری مستقیم، می‌تواند بر صنعت هوانوردی بین‌المللی اثرات ملموس و گسترده‌ای داشته باشد.

    در حالی که خطوط هوایی در تلاش هستند امنیت مسافران و خدمه را حفظ کنند، ادامه بی‌ثباتی در خاورمیانه احتمالاً می‌تواند تغییرات بیشتری در مسیر‌های هوایی، زمان‌بندی پرواز‌ها و برنامه‌های عملیاتی ایجاد کند و پیامد‌های اقتصادی و لجستیکی قابل توجهی برای صنعت هوانوردی به همراه داشته باشد.

  • آسمان پیر ایران / حال ناوگان هوایی خوب نیست

    آسمان پیر ایران / حال ناوگان هوایی خوب نیست

    به گزارش اقتصادران، صنعت حمل‌ونقل هوایی به ‌عنوان یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی کشورها، نیازمند زیرساخت‌هایی به‌روز، نیروی انسانی توانمند و مهم‌تر از همه ناوگان هوایی ایمن و جوان است. در ایران، با توجه به چالش‌های چند دهه گذشته از جمله تحریم‌های بین‌المللی، یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های صنعت هوانوردی، فرسودگی ناوگان هوایی بوده است.

    چالش‌های اصلی ناوگان هوایی ایران

    تحریم‌ها مهم‌ترین مانع توسعه ناوگان هوایی ایران محسوب می‌شوند، ممنوعیت خرید هواپیماهای نو و حتی کارکرده از شرکت‌های معتبر جهانی و مشکلات در تأمین قطعات یدکی و خدمات پشتیبانی فنی، محدودیت در دسترسی به سوخت در برخی مقاصد بین‌المللی و افزایش هزینه‌های عملیاتی به دلیل نیاز به خرید قطعات از واسطه‌ها با قیمت‌های بالاتر از جمله چالش‌های ناوگان هوایی کشور محسوب می‌شود.برآوردها نشان می‌دهد حدود ۴۰درصد از ناوگان هوایی کشور زمین‌گیر و حدود ۳۰ درصد از هواپیماهای فعال به‌طور مداوم نیاز به تعمیرات اساسی دارند.

    در اردیبهشت ماه محمد عیدیان، مشاور رییس اتاق تهران اعلام کرد که کشور به ۵۰۰ فروند هواپیما نیاز دارد ضمن آنکه هواپیماهای فعال در کشور عموما فرسوده‌اند و هم‌اکنون ۳۲۱ فروند هواپیما داریم که از بین آنها تنها ۱۶۲ فروند فعال هستند و همین هواپیماها هم عموما فرسوده‌اند.

    پس از آن در سوم خرداد ماه سال جاری سعید چلندری، رییس هیات‌مدیره و مدیرعامل شرکت شهر فرودگاهی امام خمینی(ره) اعلام کرد: از آغاز به کار دولت چهاردهم تاکنون، ۱۸ فروند هواپیما وارد کشور شده است و دو فروند هواپیمای پهن‌پیکر جدید نیز با حمایت دولت به ناوگان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) افزوده شده است.

    حال ناوگان هوایی خوب نیست

    به گفته علیرضا منظری، معاون اسبق هوانوردی و امور بین‌الملل سازمان هواپیمایی کشوری در حال حاضر ناوگان هوایی کشور در شرایط مناسبی قرار ندارد و از مجموع حدود ۳۳۰ تا ۳۵۰ فروند هواپیما که در مالکیت شرکت‌های هواپیمایی هستند، تنها ۱۳۰ تا ۱۵۰ فروند واقعا فعالند و توانایی پرواز دارند. بقیه به دلایلی مانند نبود قطعات یدکی، فرسودگی و مشکلات اقتصادی زمین‌گیر شده‌اند. منظری در ادامه به «اعتماد» می‌گوید: متاسفانه میانگین عمر ناوگان هوایی ایران به بیش از ۲۸ سال رسیده که این رقم در مقایسه با استانداردهای جهانی که معمولا بین ۱۱ تا ۱۵ سال است رقمی بالا و نگران‌کننده محسوب می‌شود.

    چالش‌های پیش‌روی صنعت هوایی

    او توضیح می‌دهد: البته تحریم‌ها تنها بخشی از مشکلات این صنعت هستند و ضعف سرمایه‌گذاری و نبود حمایت مالی مناسب از شرکت‌های هواپیمایی شرایط را پیچیده‌تر هم کرده است. معاون اسبق هوانوردی و امور بین‌الملل سازمان هواپیمایی کشوری می‌گوید: اگر شرایط اقتصادی نرمال باشد و مردم هم از سفرهای هوایی استفاده کنند ما نیازمند چند فروند هواپیمای جدید هستیم تا پاسخگوی تقاضاها باشند. منظری در مورد بهسازی و بازسازی هواپیماها نیز ادامه می‌دهد: در این مدت فعالیت‌هایی برای این منظور انجام شده و قطعاتی را از کشورهای دیگر وارد کرده‌اند و هواپیماها را هم بازسازی کرده‌اند البته فرسودگی در صنعت هوایی چندان معنایی ندارد چرا که هواپیمایی که فعال است باید حداقل استانداردها را داشته باشد. ضمن آنکه شرکت‌های هواپیمایی هم بنگاه‌های اقتصادی محسوب می‌شوند و این بنگاه‌ها هم باید بر اساس عرضه و تقاضا فعالیت داشته باشند تا درآمدزایی داشته باشند تا از محل این درآمدها سرمایه‌گذاری‌های جدیدی انجام شود که این شرایط فعلا مهیا نشده است. منظری تاکید می‌کند: ضرورت دارد تا دولت و نظام بانکی وام‌های بلندمدت با سود مناسب در اختیار شرکت‌های هواپیمایی قرار دهند تا بتوانند حداقل بازسازی تدریجی ناوگان را دنبال کنند اما تا زمانی که زیرساخت‌های اقتصادی بهبود پیدا نکند و فشار تحریم‌ها بر صنعت هواپیمایی ادامه داشته باشد، امیدی به نوسازی سریع ناوگان وجود ندارد و در بهترین حالت، با تأمین تدریجی قطعات و استفاده از توان داخلی برای تعمیرات، می‌توان بخش‌هایی از ناوگان فعلی را به چرخه بازگرداند اما این نیز زمان‌بر است.

    میانگین سن ناوگان؛ زنگ خطر برای ایمنی پروازها

    حسین پورفرزانه، رییس سازمان هواپیمایی کشوری نیز درباره آخرین وضعیت خرید و نوسازی ناوگان هوایی ایران به «اعتماد» می‌گوید: از روز نخست آغاز به کار دولت چهاردهم، برنامه نوسازی ناوگان هوایی کشور با جدیت پیگیری شده است و همچنان با شدت در حال پیشرفت است. خرید هواپیما از ابتدا در دستور کار ما بوده و در حال حاضر نیز این روند با کیفیت مطلوب ادامه دارد. علاوه بر این، منابع مالی لازم برای خرید ناوگان از طریق تسهیلات ارزی و ریالی برای ایرلاین‌های متقاضی فراهم شده است. به گفته حسین پورفرزانه، رییس سازمان هواپیمایی کشوری در حال حاضر، میانگین عمر ناوگان هوایی کشور حدود ۲۸ سال است؛ عددی که در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی (۲۰–۱۵ سال) بسیار بالاست و مستقیما بر ایمنی، هزینه نگهداری، میزان مصرف سوخت و رضایت مسافران تأثیر می‌گذارد.

    پیگیری چهار رکن اصلی در صنعت هوایی

    او در پاسخ به این پرسش که صرف خرید هواپیما برای توسعه صنعت هوانوردی کافی است، ادامه می‌دهد: قطعا خیر. ما در سازمان، توسعه صنعت هوانوردی را بر اساس چهار رکن اصلی دنبال می‌کنیم، توسعه ناوگان هوایی، توسعه فرودگاه‌ها، صنعت پشتیبان و نیروی انسانی کارآمد و اگر فقط ناوگان هوایی را توسعه دهیم اما نیروی انسانی یا زیرساخت‌های فنی و عملیاتی لازم را نداشته باشیم، به سرنوشت برخی ایرلاین‌های منطقه مانند عراق دچار می‌شویم که هواپیما دارند ولی خلبان یا تعمیرکار ندارند و نمی‌توانند بهره‌برداری موثر داشته باشند یا قطر و ترکیش ایرلاین صنعت پشتیبانشان را از کشورهای غربی وارد کرده‌اند و نیروی انسانی‌شان را از کشورهای دیگر آورده‌اند.پورفرزانه تاکید می‌کند: در گذشته تمرکز بیشتر بر روی هواپیماهای پهن‌پیکر و باریک‌پیکر برای پروازهای بلندمدت و بین‌المللی بود، اما اکنون تمرکز ما بر تکمیل شبکه هوایی کشور از طریق هواپیماهای کوچک و منطقه‌ای نیز هست. این هواپیماها نقش مویرگ‌های سیستم حمل‌ونقل را ایفا می‌کنند و برای پروازهای کوتاه‌مدت و مقاصد داخلی بسیار ضروری‌اند، همچنین توسعه ناوگان بالگردی نیز در دستور کار قرار گرفته تا خدمات متنوع‌تری ارایه شود.

    بهره‌گیری از هواپیماهای آب نشین

    رییس سازمان هواپیمایی کشوری در مورد هواپیماهای آب‌نشین نیز می‌گوید: یکی از برنامه‌های نوآورانه ما استفاده از هواپیماهای آب‌نشین کم‌صندلی است. این هواپیماها بدون نیاز به فرودگاه می‌توانند در مناطق ساحلی فرود بیایند. با داشتن حدود ۲۷۰۰ کیلومتر نوار ساحلی در شمال و جنوب کشور، این ناوگان می‌تواند حمل‌ونقل بار و مسافر را بین ترمینال‌ها انجام دهد، به جای فرودگاه‌ها و این ناوگان می‌تواند شبکه مویرگی در شمال و جنوب کشور داشته باشد و اخیرا نیز پرواز آزمایشی آن انجام شده و مرحله بعدی نیز به زودی انجام می‌شود. پورفرزانه در پاسخ به این پرسش که چه تسهیلاتی برای ایرلاین‌هایی که قصد خرید هواپیما دارند، در نظر گرفته شده است، ادامه می‌دهد: ما موفق شدیم برای اولین‌بار تسهیلات بانکی برای خرید هواپیما به صورت وام ریالی و ارزی فراهم کنیم. کمتر از یک ماه است که این امکان فراهم شده و شرکت‌های هواپیمایی می‌توانند از آن استفاده کنند. این تسهیلات شامل انواع هواپیماها از جمله پهن‌پیکر، باریک‌پیکر، منطقه‌ای، هواپیماهای سبک زیر ۱۹ نفره و بالگردها می‌شود.

    از ابتدای دولت چهاردهم ۲۷۰۰ صندلی به ناوگان اضافه شد

    رییس سازمان هواپیمایی کشوری می‌گوید: از ابتدای دولت چهاردهم و طی هفت ماه، بیش از ۲۷۰۰ صندلی جدید به ناوگان هوایی کشور اضافه شده است. همچنین بیش از ۱۰ هواپیمای زیر ۱۹ نفره و ۸ فروند بالگرد به ناوگان افزوده شده‌اند. این روند همچنان ادامه دارد و در آینده نزدیک، دستاوردهای جدیدتری نیز اعلام خواهیم کرد. او در مورد برنامه‌ این سازمان برای تولید هواپیمای داخلی نیز توضیح می‌دهد: دو طرح پیشران در برنامه هفتم توسعه داریم که تمرکز آن بر ساخت اجزای هواپیما به‌صورت بومی است. در گام دوم، دستیابی به توان تولید کامل هواپیما با مشارکت کشورهایی است که با آنها اتحاد استراتژیک داریم.

    راه‌اندازی دو مرکز اسقاط هواپیما در کشور

    پورفرزانه می‌گوید: هواپیماهایی که به پایان عمر عملیاتی‌شان برسند، طبق استاندارد بین‌المللی باید از مدار خارج شوند. ما دو مرکز اسقاط در تهران و همدان راه‌اندازی کرده‌ایم که این هواپیماها را تحویل می‌گیرند. قطعات قابل استفاده بازیافت می‌شود و قطعات غیرقابل استفاده اسقاط می‌شود. آمار دقیقی از تعداد کل هواپیماهای اسقاطی منتشر نشده، چرا که وضعیت هر هواپیما به‌صورت جداگانه و بر اساس بررسی‌های فنی مشخص می‌شود. اما بر اساس برآوردهای غیررسمی، ممکن است در یک سال ۵ فروند هواپیما در کشور به مرحله اسقاط یا نیمه‌فعال برسند و در سالی دیگر هواپیمایی به عمر محدود‌کننده نرسیده باشد. همچنین، در هر سال بسته به وضعیت فنی هواپیماها، چند فروند دیگر نیز به لیست خروجی‌ها اضافه می‌شوند. سازمان هواپیمایی اعلام کرده که با اجرای سیاست‌های جدید، روند خروج هواپیماهای پیر از ناوگان شتاب خواهد گرفت.

    او با اشاره به میانگین سن ناوگان هوایی ایران نیز توضیح می‌دهد: در حال حاضر میانگین سن ناوگان ما حدود ۲۸ سال است و سیاست ما کاهش این عدد و جوان‌سازی تدریجی ناوگان است تا سطح ایمنی و بهره‌وری پروازها ارتقا پیدا کند. هدف نهایی؛ میانگین عمر زیر ۲۰ سال برنامه میان‌مدت کشور دستیابی به میانگین عمر ناوگان کمتر از ۲۰ سال است. این هدف با ترکیبی از خرید هواپیماهای جدید، احیای هواپیماهای زمین‌گیر و توسعه ناوگان منطقه‌ای و بالگردی دنبال می‌شود.

  • هواپیما‌هایی که بوی نفت می‌دهند / پشت پرده تهاتر مشکوک نفت ایران با ایرباس‌های کهنه‌ چینی

    هواپیما‌هایی که بوی نفت می‌دهند / پشت پرده تهاتر مشکوک نفت ایران با ایرباس‌های کهنه‌ چینی

    به گزارش اقتصادران، در جدیدترین مورد از معاملات غیرشفاف در صنعت هوانوردی ایران، خبر ورود دو فروند هواپیمای ایرباس A۳۳۰-۲۰۰ به ناوگان هوایی کشور با حواشی فراوانی همراه شده است. این هواپیما‌ها از سوی شرکتی گمنام به نام HAOKUN ENERGY مستقر در چین، در قالب تهاتر نفت ایران وارد شده‌اند؛ معامله‌ای که از دو سال پیش کلید خورده و اکنون به نتیجه رسیده است.

    طبق اطلاعات منتشرشده، مقدمات ورود ۲ فروند هواپیمای ایرباس ۳۳۰ A به ناوگان هوایی کشورمان از دو سال گذشته توسط یک شرکت گمنام چینی تحت عنوان HAOKUN ENERGY (هاکان انرژی) بابت تهاتر نفت ایران انجام شده، اما نکته این است که چینی‌ها هواپیما‌هایی که هر یک از آنها کمتر از ۳۰ میلیون دلار ارزش دارند، به قیمت ۱۱۶ میلیون دلار با نفت کشورمان تهاتر کرده‌اند!

    ماجرا از آن جا شروع شد که مهرداد بذرپاش، وزیر سابق راه و شهرسازی، اواخر فروردین امسال با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) از ورود دو فروند هواپیمای جدید به ناوگان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) خبر داد. وی نوشت: «ورود دو فروند هواپیمای ایرباس پهن‌پیکر ۳۳۰ و اضافه شدن به ناوگان هوایی شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما)، بر ملت بزرگ ایران مبارک. این یکی از پروژه‌های توسعه ناوگان هوایی کشور است که توسط شهید جمهور پیگیری و نهایی شده بود و به لطف خدا به ثمر نشست.»

    پس از حدود هفت هفته، اما بالاخره در روز‌های اخیر شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران در مراسمی آنلاین از طریق شبکه‌های اجتماعی از این دو هواپیما رونمایی کرد و بر اساس اطلاعات موجود، این هواپیما‌ها تولید سال ۲۰۱۲ میلادی هستند و پیش‌تر در اختیار یک شرکت هواپیمایی مستقر در هنگ‌کنگ قرار داشته‌اند.

    درباره مدل هواپیما A۳۳۰-۲۰۰ چه می‌دانیم؟

    این شرایط در حالی است که بر اساس شماره سریال و اطلاعات منتشرشده، هواپیما‌های وارد شده بین ۱۵ تا ۱۸ سال عمر دارند. عمر مفید هواپیما‌های مسافربری معمولاً حدود ۲۵ تا ۳۰ سال است، اما با افزایش سن، هزینه نگهداری و احتمال نقص فنی نیز بیشتر می‌شود.

    قیمت واقعی هواپیمای دست دوم

    در بازار‌های جهانی، قیمت یک فروند A۳۳۰-۲۰۰ دست دوم با سن ۱۵ تا ۲۰ ساله، بسته به وضعیت فنی، سابقه پروازی، تعداد سیکل پروازی و استاندارد‌های نگهداری، بین ۲۰ تا ۳۵ میلیون دلار است.
    با این حال، طبق گزارش منتشرشده، این هواپیما‌ها در قالب تهاتر نفت، با قیمت هرکدام ۱۱۶ میلیون دلار به ایران تحویل داده شده‌اند؛ یعنی بیش از ۳ برابر قیمت واقعی!

    این افزایش نجومی قیمت در حالی است که کافی است نگاهی به گفت و گوی نماینده اسبق ایران در ایکائو کنیم، زمانی که گفت: در وضعیت موجود و فعلی به هیچ‌وجه موضوع کاهش تحریم‌ها برای خرید هواپیما صحت ندارد و تحریم‌ها همچنان به شدت خود ادامه دارد و حتی اجازه فروش یک فروند هواپیما را هم به ایران نمی‌دهند.
    هم چنین علیرضا منظری درباره روند خرید هواپیما در دولت سیزدهم و ادعا‌هایی مبنی بر ورود چند ده فروند هواپیما به ناوگان هوایی کشور برای رفع ناترازی عرضه و تقاضا در این بازار گفت: اگر تحریم‌ها کاهش پیدا کرده باید می‌توانستند در این مدت، چندین هواپیمای نو وارد کشور کنند.

    بازی ۵ واسطه برای خرید یک هواپیما

    منظری با بیان این که خرید یک فروند هواپیما با بیش از ۵ واسطه انجام می‌شود، اظهار داشت: هواپیمایی که خریداری شده قیمت آنها ۳۰ الی ۴۰ درصد گران‌تر از قیمت‌ها در بازار بوده، اما مشکل مهم‌تر، این است که امکان خرید هواپیمای خوب را نداریم و با این چند واسطه هم هواپیمای چند سال کارکرده وارد کشور می‌شود.

    وی با اشاره به سن هواپیما‌هایی که در ۳ سال اخیر وارد کشور شد، افزود: این تعداد هواپیمایی که وارد چرخه پروازی شده‌اند سن بین ۲۰ تا ۲۵ سال داشتند، اما تعدادی هواپیما با سن بیشتر هم وارد ناوگان هوایی کشورمان شده که از آنها فقط به عنوان دپوی قطعه استفاده خواهد شد و قرار نیست که وارد شبکه پروازی شوند، بلکه پس از ورود به کشور تنها از قطعات آنها برای تامین قطعات هواپیما‌های زمین‌گیر استفاده می‌شود که تعدادی از این هواپیما‌ها هم در این چند سال وارد ناوگان کشورمان شد.

    تهاتر هواپیما یا گران‌فروشی به ایران؟

    این شرایط نیز اکنون در حالی است که بررسی‌ها نشان می‌دهد که شرکت HAOKUN ENERGY هیچ سابقه رسمی در صنعت هوانوردی ندارد و مشخص نیست چگونه مجوز واردات هواپیما گرفته است.
    گمانه‌زنی‌ها نیز اکنون حاکی از آن است که این شرکت واسطه‌ای بوده برای دور زدن تحریم‌ها و در این مسیر با سود سرشاری از محل اختلاف نرخ واقعی و اعلامی مواجه شده است.

    عملا نیز در چنین ساختار غیرشفافی، نه تنها نظارت مالی و فنی دقیق وجود ندارد، بلکه این معاملات بستری برای دلالی و رانت ایجاد می‌کنند، جایی که نفع اصلی نه به ایرلاین‌های ایرانی می‌رسد و نه به مردم، بلکه به شرکت‌های واسطه خارجی و بعضی واسطه‌های داخلی.
    عجیب این که در برابر آمار و ارقام مطرح شده سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری در واکنش به ادعای خرید ۲ فروند هواپیمای جدید ایرباس هما با قیمت ۱۱۶ میلیون دلار، روز گذشته گفت: نمی‌توانیم صرفاً بر اساس عدد و رقم‌هایی که اعلام می‌شود قضاوت کنیم.

    رمضانی سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری در نشست خبری با اشاره به ورود این دو هواپیما، درباره قیمت خرید آنها گفت: نمی‌توانیم صرفاً بر اساس عدد و رقم‌هایی که اعلام می‌شود قضاوت کنیم. باید اسناد و مدارک مربوطه به‌صورت شفاف ارائه شود. نمی‌شود فقط بگوییم مثلاً چینی‌ها چنین مبلغی را پرداخت کرده‌اند یا نه؛ بدون سند نمی‌توان اظهار نظر دقیق کرد. اگر قرار است قضاوتی صورت گیرد، باید بر مبنای مدارک و مستندات باشد. سازمان هواپیمایی نمی‌تواند صرفاً بر اساس ادعا‌ها یا ارقام اعلامی، درباره عملکرد یا هزینه‌کرد شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (هما) اظهارنظر کند.

    وی افزود: با توجه به سال ساخت و مشخصات فنی ایرباس‌های هما، قیمت آنها مشخص و قابل محاسبه است و هرگونه ادعای خلاف آن فاقد پشتوانه کارشناسی است. خرید و ورود هواپیما در شرایط تحریمی و محدودیت‌های موجود، فرآیندی پیچیده، فنی و تخصصی است.

    این البته در حالی است دستکم یک سال پیش از این نیز عباس آخوندی خبر از چنین گران فروشی درباره خرید هواپیما داده بود و وزیر راه دولت روحانی به افشاگری در خصوص عملکرد کاسبان تحریم پرداخته بود.

    او گفته بود که «کاسبان تحریم، هواپیما‌هایی که ۶ سال قدیمی‌تر از هواپیما‌های برجامی بودند را از تایلند با مبلغ ۳۰ میلیون دلار اضافه‌تر خریداری کردند؛ یعنی برای هر هواپیما ۵ میلیون دلار گران‌تر!؛ بعد همین‌ها می‌گویند ما انقلابی هستیم!»
    این البته تنها بخشی از افشاگری آخوندی در آن زمان بود.

    تهاتر نفتی؛ معامله از سر اجبار

    در سال‌های اخیر، ایران به دلیل تحریم‌های مالی و نفتی، امکان فروش رسمی و دریافت مستقیم پول حاصل از صادرات نفت را نداشته است. این محدودیت‌ها، ایران را به سمت تهاتر کالایی سوق داده؛ از جمله تهاتر نفت با کالا‌هایی مانند دارو، مواد غذایی، خودرو، لوازم خانگی، و اخیراً هواپیما‌های دست دوم.

    مساله این است که، اما تهاتر همیشه به معنای معامله برد-برد نیست؛ بلکه اغلب به فروش نفت با تخفیف و در قالب سازوکار‌های غیرشفاف منتهی می‌شود.

    ایران چقدر برای نفت تخفیف می‌دهد؟

    بر اساس داده‌های تحلیلی موسسات انرژی از جمله Kpler، Vortexa و Argus ایران در سال‌های اخیر نفت خام خود را با تخفیف بین ۱۰ تا ۳۰ دلار کمتر از قیمت رسمی بازار برنت به مشتریانی مانند چین و سوریه عرضه کرده است.

    در برخی موارد، گزارش شده که قیمت نفت سنگین ایران تا بشکه‌ای ۴۰ دلار نیز کاهش یافته در حالی‌که قیمت جهانی در همان زمان حدود ۷۰ تا ۸۰ دلار بوده است.
    تخفیف‌ها نه‌تنها نقدی، بلکه در قالب پذیرش کالا‌هایی با ارزش پایین‌تر از قیمت واقعی نیز بوده است، مانند تهاتر با هواپیما‌هایی کهنه یا تجهیزات ضعیف.

    مقایسه فروش نفت ایران با روسیه: تخفیف بیشتر، سود کمتر

    این در حالی است که پس از حمله روسیه به اوکراین و اعمال تحریم‌های غرب، مسکو نیز ناچار به فروش نفت با تخفیف شد. اما روسیه معمولاً نفت خود را با تخفیف ۵ تا ۱۵ دلاری نسبت به قیمت برنت به چین و هند می‌فروشد و در مقابل ایران حتی از این نیز بیشتر تخفیف می‌دهد.

    زیرساخت بانکی روسیه، برخلاف ایران، با سیستم‌های مالی آسیایی مانند CIPS چین و سیستم‌های داخلی هند ارتباط دارد و امکان دریافت بخشی از وجوه نقد را فراهم کرده است.
    روسیه هنوز از ناوگان کشتیرانی، بیمه و تانکر‌های تحت مالکیت خود استفاده می‌کند، اما ایران برای صادرات نفت نیازمند ناوگان سایه و واسطه‌های غیررسمی است که هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

    چرا ایران تهاتر می‌کند؟

    در شرایط فعلی، اما تهاتر برای ایران یک گزینه اجباری است چرا که به دلیل قطع دسترسی به سیستم بانکی بین‌المللی مانند سوئیفت به نظر می‌رسد راهی به جز این پیش پایش نیست.
    نتیجه همین روند نیز بلاتکلیفی پول‌های بلوکه‌شده در چین، عراق، کره جنوبی و ژاپن برای ایران بوده است.

    از سوی دیگر با توجه به تحریم‌های شدید بانکی و خطر شناسایی مسیر‌های پرداخت و تحریم فوری بانک‌های واسطه، طرف‌های خریدار نفت ایران نیز تهاتر با تخفیف بسیار و گران فروشی را برای ایران در نظر می‌گیرند.

    در این بین ضرورت دور زدن تحریم با استفاده از شرکت‌های صوری نیز اغلب با فساد و دلالی همراه بوده و مشکلات بیمه، کشتیرانی و ثبت قرارداد رسمی ربا برای ایران در پی داشته است.

    هواپیما‌هایی که بوی نفت می‌دهند

    اما تاریخچه فشار تحریم‌های هواپیمایی ایران جدا از کلیت تحریم‌های اقتصادی کشور، وضعیت را برای ایران پیچیده می‌کند. چنان چه از سال ۱۳۵۸ تحریم‌ها آغاز و به‌طور ویژه‌تر از سال ۱۹۹۵ با دستور اجرایی بیل کلینتون بود که این تحریم‌ها تشدید شد.

    این تحریم‌ها بعد‌ها با قطع دسترسی ایران به قطعات یدکی و هواپیما‌های جدید شدت یافت. در دوره برجام، برای مدت کوتاهی شرکت‌های بزرگی مانند ایرباس و بوئینگ قرارداد‌هایی با ایران بستند، اما با خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، تمامی قرارداد‌ها لغو شد.

    نقش تحریم‌ها در زمین‌گیر شدن ناوگان هوایی ایران

    تحریم‌های صنعت هواپیمایی ایران یکی از قدیمی‌ترین و هدفمندترین تحریم‌های اعمال‌شده از سوی ایالات متحده و متحدانش محسوب می‌شود. این تحریم‌ها از دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز شد، اما به‌شدت پس از تصویب قانون تحریم‌های ایران و لیبی (ILSA) در سال ۱۹۹۶ شدت گرفت.

    ایران به‌واسطه این تحریم‌ها با محدودیت‌های همچون عدم امکان خرید مستقیم هواپیما‌های تجاری از شرکت‌های سازنده مانند ایرباس، بوئینگ، بمباردیه و امبرائر مواجه شد.
    همچنین ممنوعیت خرید قطعات یدکی و خدمات تعمیراتی حتی برای هواپیما‌های موجود، که بسیاری از آنها تولید شرکت‌های غربی هستند.
    محدودیت شرکت‌های اجاره‌دهنده هواپیما (لِیزینگ) برای همکاری با ایران از بیم جریمه‌های سنگین خزانه‌داری آمریکا (OFAC) نیز بخشی دیگر از اهداف این تحریم‌های سنگین و هدفمند بوده است.

    تحریم شرکت‌های هواپیمایی ایرانی مانند ایران‌ایر، ماهان، تابان، معراج و… در فهرست SDN (ویژه اتباع تحریم‌شده) که عملاً اجازه فعالیت بین‌المللی آنها را محدود کرده نیز خود باعث بروز بحران بیشتر است.

    تأثیر عملی تحریم‌ها بر صنعت هوایی ایران

    یکی از اصلی‌ترین و اولین نتیجه مستقیم این تحریم‌ها افزایش میانگین سن ناوگان هوایی ایران است که اکنون به بیش از ۲۴ سال رسیده، در حالی که میانگین جهانی کمتر از ۱۲ سال است.

    کافی است توجه کنید همین اکنون ایران دو هواپیمایی که خریداری کرده هر کدام بیش از ۱۲ سال عمر داشته‌اند.
    هم چنین ایران برای تأمین نیاز‌های خود مجبور به استفاده از واسطه‌های ناشناس یا شرکت‌های پوششی در کشور‌هایی مانند ارمنستان، گرجستان، ترکیه و چین شده است. نبود نظارت فنی کافی و تأمین رسمی قطعات، خطر سوانح هوایی را افزایش داده و فشار سنگینی بر شرکت‌های هواپیمایی وارد کرده است.
    به دلیل تحریم‌ها، برخی هواپیما‌ها پس از چند هفته از ورود، زمین‌گیر شده‌اند، چون قطعه ندارند یا نمی‌توانند بیمه شوند.

    برجام؛ فرصت از دست رفته‌ای برای نجات

    اما در نهایت تنها تعداد محدودی از این هواپیما‌ها (۳ فروند ایرباس و ۱۳ فروند ATR) تحویل داده شد و با خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، تمام قرارداد‌ها ملغی شد.

    اکنون نیز با نبود دسترسی مستقیم به بازار جهانی، ایران مجبور است هواپیما‌های دست دوم و بعضاً مستهلک را از طریق واسطه‌هایی در کشورهایی، چون چین، ارمنستان، مالزی یا کشور‌های حوزه قفقاز وارد کند.

    هم چنین این مسیر‌های غیررسمی باعث بالا رفتن هزینه، نبود نظارت کافی، و افزایش ریسک ایمنی می‌شود.

    چنان چه معامله اخیر تهاتر دو هواپیمای ایرباس A۳۳۰ با نفت، نه تنها از نظر فنی و اقتصادی غیرقابل توجیه است، بلکه بار دیگر ضعف ساختار نظارتی و آسیب‌پذیری صنعت هوایی ایران در برابر تحریم‌ها را نشان می‌دهد.

    چنان چه باید توجه کرد این هواپیماها، به جای آن که پرواز را ارزان‌تر و ایمن‌تر کنند، بار مضاعفی بر دوش اقتصاد و صنعت حمل‌ونقل هوایی کشور خواهند بود؛ آن هم در حالی که اساسا اصلا برای پرواز باشند و این روایت که فقط برای استفاده از قطعاتشان به ایران می‌رسند نیز خود یک حقیقت پنهان مانده نباشد.

  • گیر صنعت هوانوردي کشور کجاست؟

    گیر صنعت هوانوردي کشور کجاست؟

    به گزارش اقتصادران، صنعت هواپيمايي در ايران قريب به يك قرن پيشينه دارد و ايران يكي از پيشگامان صنعت هواپيمايي در بين كشورهاي منطقه و از اعضاي قديمي ايكائو است كه در سال 1328 شمسي رسما به موجب قانون اجازه الحاق دولت ايران به مقررات هواپيمايي كشوري بين‌المللي به پيمان شيكاگو و در نتيجه به ايكائو (سازمان بين‌المللي هوانوردي كشوري) پيوست. البته پيشينه هوانوردي در ايران به سال 1304 هجري شمسي برمي‌گردد كه در اين سال، حق انحصاري داير كردن شبكه پروازي به شركت هواپيمايي يونكرس آلمان واگذار شد.

    اما يك قرن پس از نخستين گام‌ها در صنعت هوانوردي، كنشگران و فعالان صنعت هواپيمايي چالش‎ها و موانع توسعه اين صنعت را چگونه درك و تفسير مي‌كنند؟

    مسعود حاجي‌زاده‌ميمندي‌ و مهدي نايه‌در، هر دو از دانشگاه يزد تلاش كرده‌اند تا در يك پژوهش مفصل و با استفاده از نظرات 23 نفر از فعالان و كنشگران اين صنعت به اين سوالات پاسخ دهند. اين پژوهش در شماره 2676 مجله «جامعه‌شناسي اقتصادي و توسعه» به چاپ رسيده است. بر اساس يافته‌هاي تحقيق كم سوادي راهبردي، سياست‌زدگي، جهاني شدن انحصاري و تحريم صنعت هواپيمايي مهم‌ترين چالش‌ها و موانع فراروي توسعه صنعت از منظر كنشگران و فعالان اين صنعت محسوب مي‌شوند.

    با توجه به اينكه صنعت هواپيمايي يكي از عرصه‌هاي مهم فناوري با سطح پيچيدگي بالاست، تحريم‌ها و محدوديت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم اعمالي بر آن از منظر مشاركت‌كنندگان در مطالعه يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي فرا روي توسعه اين صنعت است و به اعتقاد برخي كنشگران، تحريم‌هاي طولاني مدت صنعت هوانوردي موجب شده است «متوليان امر چشم‌انداز مثبتي به صنعت نداشته باشند».

    رقباي منطقه‌اي

    مرور داده‌هاي جهاني حمل و نقل هوايي بيانگر اين است كه با وجود پيشينه غني صنعت هواپيمايي ايران، اكنون نسبت به ساير كشورهاي همتراز در منطقه، در جايگاه شايسته و بايسته خود قرار ندارد. اين در حالي است كه ايران از نظر جمعيتي اولين كشور بين 11كشور آسياي جنوب غربي و از منظر توليد ناخالص داخلي پس از عربستان سعودي دومين كشور است.

    مطابق داده‌هاي موجود، در سال 2019 تعداد جابه‌جايي مسافر تركيه بيش از 5 برابر و عربستان بيش از دو برابر ايران بوده است. اين مقايسه زماني قابل تامل‌تر است كه بدانيم به استناد گزارش ياتا در سال 1937 رتبه عملكردي ايران در مجموع خدمات بين‌المللي و داخلي در دو زمينه جابه‌جايي و حمل مسافر و بار هوايي تقريبا همپاي تركيه و بالاتر از عربستان بوده است.

    رویکرد حاکمیتی

    وجود استراتژي و اهداف مشخص پيش‌شرط هر گونه توسعه اعم از توسعه ملي، منطقه‌اي و بخشي است. ليكن بر اساس يافته‌هاي مطالعه، از منظر كنشگران و فعالان صنعت هواپيمايي يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي توسعه صنعت هواپيمايي در ايران، عدم وجود استراتژي و اهداف مشخص است. رويكرد حاكميت به حمل و نقل هوايي و نيز عدم آينده‌نگري براي صنعت نشان از عدم وجود استراتژي و اهداف مشخص در اين صنعت دارد.

    مرور اسناد برنامه‌هاي توسعه و قوانين بودجه سالانه كشور حاكي از توسعه نامتوازن بخش حمل و نقل و سهم پايين حمل و نقل هوايي از بودجه‌هاي سالانه در بين ساير اشكال حمل و نقل مدرن است. براي مثال سهم توسعه حمل و نقل هوايي از كل اعتبارات عمراني در سال 1401 بالع بر نيم درصد و تمركز بر توسعه حمل و نقل جاده‌اي بوده است.

    غلبه تفكر فرودگاه‌سازي

    علاوه بر توسعه نامتوازن بخش حمل ونقل و كم‌توجهي به حمل و نقل هوايي، در خود بخش حمل و نقل هوايي نيز تفكر فرودگاه‌سازي بر توسعه ناوگان و تجهيزات غلبه داشته است. دقت بيشتر بر طرح‌هاي پيشنهادي در بخش حمل و نقل هوايي مويد اين است كه در سال 1401 همه طرح‌هاي پيشنهادي در زمينه احداث، تعمير و تجهيز و تكميل فرودگاه بوده است. به عبارت ديگر، سهم بخش حمل‌ونقل از بودجه‌هاي سالانه و نيز نوع طرح‌هايي پيشنهادي در درون بخش حاكي از رويكرد حاشيه‌اي حاكميت به صنعت هواپيمايي است. بنا بر اظهارات مشاركت‌كنندگان و مرور مستندات در بين اركان مختلف حمل و نقل از جمله حمل و نقل جاده‌اي، ريلي، دريايي و هوايي، به دلايل مختلف، تمركز بر حمل و نقل جاده‌اي بوده است. علاوه بر اين، در درون خودِ صنعت نيز رويكرد فرودگاه‌سازي يا احداث فرودگاه بر توجه به ايمني و نوسازي ناوگان به عنوان يكي از مهم‌ترين الزامات توسعه صنعت اولويت داشته است.

    يكي از مشاركت‌كنندگان اين پژوهش عنوان كرده است: «در حوزه حمل و نقل هوايي توسعه نامتوازن شكل گرفت، تعداد فرودگاه‌ها افزايش پيدا كرد… جيرفت فرودگاه دارد، رفسنجان دارد، ايرانشهر دارد، زابل دارد، طبس دارد، منتها به دلايل مختلف از جمله عدم وجود ناوگان با ظرفيت زير 100 نفر در تركيب ناوگان هوايي كشور از اين فرودگاه‌ها استفاده نمي‌شود. خيلي از اين فرودگاه‌ها پرواز ندارند… .»

    سياست‌زدگي

    پژوهشگران مي‌گويند سازمان هواپيمايي كشوري به عنوان نماينده حاكميت و نيز نهاد تنظيم‌گر بخشي در صنعت هواپيمايي كشور است كه از منظر مشاركت‌كنندگان در مطالعه به دلايلي چون عدم ثبات مديريتي، انتصاب مديران سياسي، عدم كارايي سياست‌هاي اعمالي در حوزه بازرگاني بين‌الملل، تباني در بازار و كم توجهي به حفظ منافع شركت‌هاي هواپيمايي نتوانسته است نقش خود را به درستي ايفا كند. ضعف نهاد تنظيم‌گر از يك سو و مداخله نهادهاي نظارتي غيرحرفه‌اي از جمله سازمان بازرسي و تعزيرات حكومتي توسعه صنعت هواپيمايي را تحت تاثير قرار داده است.

    تلقي نادرست از خصوصي‌سازي

    هم‌اكنون بيست شركت در زمينه حمل و نقل هوايي فعاليت دارند كه اين موضوع عملا منجر به يله‌سازي صنعت هواپيمايي شده است. قيمت‌گذاري دستوري از ديگر اشكال مداخله دولت در صنعت هواپيمايي است. اين در حالي است كه يكي از ابزارهاي شركت‌هاي هواپيمايي به عنوان ستون فقرات صنعت هواپيمايي متنوع‌سازي قيمت‌هاست كه به دليل نگرش منفي نهاد‌هاي نظارتي غيرحرفه‌اي همواره به عنوان مساله‌اي مورد مناقشه مطرح بوده است.

    از ديدگاه يكي از مشاركت‌كنندگان در اين پژوهش، «قيمت بليت بايد صبح يك قيمت باشد، ساعت 10 يك قيمت باشد، 12 يك قيمت باشد، آخر شب يك قيمت باشد، بعدازظهر يك قيمت باشد، روز تعطيل يك قيمت باشد، روز وسط هفته يك قيمت باشد، شب‌هايي كه چند روز تعطيل پشت سر هم است يك قيمت باشد تا اينكه شركت‌ها بتوانند كار اقتصادي بكنند. اينها بايد قيمت را ارزيابي هزينه فايده بكنند و قيمت بايد ساعت به ساعت فرق كند .معني ندارد كه شما بگوييد تهران- مشهد، قيمتش اينقدر. شما صبح روز يكي كه ميري كه اصلا مسافر نداري، نمي‌تواني با آن قيمت هواپيما را پر كني، بايد اينقدر قيمت را جذاب كنيد براي مسافر كه به جاي اينكه با قطار برود، بيايد با هواپيماي شما برود.»

    جهاني شدن انحصاري

    خريد و فروش هواپيما و قطعات آن، يك امر انحصاري است كه شرايط جهاني شدن و بين‌المللي شدن اين صنعت، تعيين‌كننده آن است. بر اساس يافته‌هاي تحقيق، ماهيت بين‌المللي، وابستگي، تبعي بودن و پيشرفتگي صنعت از مهم‌ترين ويژگي‌هاي صنعت هواپيمايي هستند. صنعت هواپيمايي به دليل حاكميت قوانين و مقررات بين‌المللي و نيز نهادهاي بين‌المللي از جمله سازمان جهاني ايكائو (و انجمن) ياتا، صنعتي بين‌المللي است. همچنين اين صنعت يكي از پيشرفته‌ترين صنايع جهان و در زمره صنايع هاي‌تك است كه بر لبه فناوري دنيا قرار دارد. پيشرفت صنعت از يك سو و انحصار تامين‌كنندگان ناوگان هواپيمايي، قطعات و تجهيزات ناوبري و فرودگاهي و آيين‌نامه‌هاي تعمير و نگهداري در اختيار كشورهاي محدودي است. يكي ديگر از ويژگي‌هاي صنعت هواپيمايي، تاثير‌پذيري بالاي اين صنعت از محيط پيراموني خود، ويژگي‌هاي جمعيت‌شناختي و كيفيت تعامل و روابط خارجي است كه نمونه اخير و برجسته آن اپيدمي كروناست كه به ‌شدت بر فعاليت اين صنعت اثرگذار بوده است.

    آثار تحريم

    در سال‌هاي پس از انقلاب، همواره اقتصاد ايران در معرض تهديد و تحريم بوده است. بخش اعظم اين تحريم‌ها حوزه صنعت هوايي ايران را در بر مي‌گيرد و به تعبير يكي از مشاركت‌كنندگان «صنعت هوايي پيشاني تحريم‌هاي تحميلي بر اقتصاد ايران است».

    به‌طور كلي تحريم‌ها و محدوديت‌هاي اعمالي بر اين صنعت را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد:

    الف- محدوديت‌هاي اعمالي شوراي امنيت ملي سازمان ملل

    ب – محدوديت‌هاي اعمالي اتحاديه اروپا

    ج- تحريم و محدوديت‌هاي كنگره و وزارت خزانه‌داري امريكا.

    محدوديت‌هاي اعمالي شوراي امنيت ملي سازمان ملل مستقيم يا غيرمستقيم صنعت هوايي را تحت تاثير قرار داده است. از طرفي اتحاديه اروپا نيز راسا با محدود كردن دسترسي به فرودگاه‌هاي اروپا و ممنوعيت مقرراتي در مورد برخي خدمات به هواپيماهاي ايراني عملا وارد عرصه مقابله با صنعت هوايي ايران شده است. همچنين تاثيرگذاري دولت كانادا در انجمن بين‌المللي حمل و نقل هوايي (ياتا) ساختار ارتباطي مالي بين شركت‌هاي هوايي ايراني را با صنعت هوايي بين‌المللي قطع كرده است. فشار دولت امريكا بر شركت تعاوني بين‌المللي شركت‌هاي حمل و نقل هوايي (سيتا) موجب تعليق استفاده از سامانه ذخيره جا، فروش بليت، سامانه كنترل پروازهاي خارجي، سيستم توزيع جهاني و تعليق استفاده از سامانه‌هاي ديگر شركت‌هاي هواپيمايي در حوزه بازرگاني شده است. برخي از مهم‌ترين محدوديت‌ها و محروميت‌هاي صنعت حمل و نقل هوايي كشور عبارتند از:

    1- سامانه‌هاي ذخيره و فروش بليت، ‌2- تامين‌كننده‌هاي قطعات اصلي و يدكي هواپيماها به خصوص موتورها، 3- اجاره‌دهنده موتور هواپيما، 4- فروشنده‌هاي بنزين هواپيما در اكثر فرودگاه‌هاي دنيا، 5- فروشنده‌هاي نرم‌افزارها، اطلاعات، مدارك، گواهينامه‌هاي مربوط به هواپيما، موتور و تعمير و نگهداري آنها، 6- فروشنده‌هاي سامانه‌ها و تجهيزات ناوبري و ارتباطي و مخابراتي فرودگاه‌ها، 7- محدوديت شركت‌هاي بيمه‌اي براي جلوگيري از بيمه هواپيما، بيمه سرنشين و بيمه معاملات خريد و اجاره هواپيما و غيره. 8- محدوديت شركت‌ها، موسسات و بانك‌ها براي جلوگيري از گردش مالي و ارزهاي معتبر با طرف‌هاي ايراني، شركت‌ها، موسسات مالي و بانك‌ها براي جلوگيري از تامين منابع مالي در حوزه هوانوردي.

  • صنعت هوانوردي ایران به پایان خود نزدیک شد؟

    صنعت هوانوردي ایران به پایان خود نزدیک شد؟

    به گزارش اقتصادران، آيا صنعت هوانوردي ايران به پايان خط رسيده است؟ اين سوالي است كه با توجه به شواهد و آمارها مي‌توان به آن پاسخ داد. اما نگاهي به وضعيت فعلي نيز اندك سرنخ‌هايي را به دست مي‌دهد. به گفته رييس سازمان هواپيمايي كشوري در حال حاضر ۱۸۰ فروند هواپيماي عملياتي در ايران وجود دارد؛ در حالي كه خود او پيش از اين گفته بود كه با توجه به جمعيت فعلي كشور نياز به 550 فروند هواپيما داريم. سال گذشته قرار بود تعداد هواپيماها به 250 فروند برسد كه اين اتفاق نيفتاد. اما درباره آمار و ارقام هواپيماهاي فعال كشور نيز نظرات مختلفي وجود دارد كه در ادامه به آن مي‌پردازيم.

    بليت هواپيما ناياب است!

    نماي كلي صنعت هوانوردي ايران در بخش تقاضا به گونه‌اي است كه بليت هواپيما حتي براي آنهايي كه پولش را دارند به سختي پيدا مي‌شود و بدون اتصال به شبكه دلالي پر قدرتي كه ظاهرا كسي قرار نيست جلوي آنها بايستد؛ خبري از بليت نيست. ايرلاين‌ها به واسطه «قيمت گذاري دستوري» بليت هواپيما با زيان انباشته فعاليت مي‌كنند و تحريم‌ها كاري كرده كه سوختگيري براي پروازهاي بين‌المللي به سختي انجام شود و در پروازهاي داخلي، با وجود تعداد زياد فرودگاه‌هاي كشور، بسياري از آنها فعاليت خاصي ندارند چون اصولا مسافري ندارند و ايرلاين خاصي حاضر به برقراري پرواز نيست.

    فقط 7 يا 8 هواپيماي سرحال داريم!

    در بخش عرضه، كارشناسان مي‌گويند به غير از ۳ هواپيماي ايرباس برجامي، ۱۳ فروند‌اي‌تي‌آر و چند فروند ايرباس ۳۴۰ ماهان، كل ناوگان كشور بايد بازيافت شود.«بازيافت» هواپيما بدين معني است كه بدنه هواپيما كه از جنس آلومينيوم است به قطعات كوچك بريده شده و به كارخانه‌هاي مربوطه جهت ذوب و تبديل به آلومينيوم نو شود. همچنين ساير قطعات اعم از سيم‌هاي مسي، قطعات فولادي، پلاستيك‌ها و… نيز تا جاي ممكن بازسازي شوند.

    كارشناسان حوزه هوانوردي مي‌گويند حدود ۲۰ فروند هواپيماي مسافربري در كشور ارزش عملياتي دارند كه ۱۳ فروند آن توربوپراپ با ظرفيت ۷۰ نفر هستند كه به دليل نبود قطعات زمين‌گير شده‌اند. مي‌ماند ۷، ۸ فروند هواپيما كه بايد پروازهاي داخلي و خارجي را به صورت همزمان انجام دهند كه البته آنها هم با كمبود قطعات مواجه هستند. به عبارت ديگر، در حالي كه كشورهاي امارات، قطر و تركيه در مجموع بالاي هزار فروند هواپيماي سرحال دارند، تعداد هواپيماهاي قابل اتكاي ايران ۷ يا ۸ فروند است و باقي هواپيماهاي كشور شديدا فرسوده شده‌اند.

    فرودگاه‌هاي نيمه تعطيل

    در كنار اين، فرودگاه‌هايي هم هستند كه به دليل نبود مسافر، زيان‌ده شده‌اند. فرودگاه‌هايي كه با فشار مقامات محلي و بدون توجه به آمايش سرزمين ساخته شده‌اند. در زمان ساخت و راه‌اندازي اين فرودگاه‌ها، تبليغات گسترده‌اي درباره اهميت اين فرودگاه‌ها و نقش آنها در توسعه استان يا شهرستان محل ساخت، انجام مي‌شود، به‌طوري كه اين تصور ايجاد مي‌شود كه شهرهاي داراي فرودگاه به يك‌باره به بهشت تبديل شده و چهره آنها دگرگون خواهد شد، اما پس از گذشت چند ماه از افتتاح، واقعيت ماجرا آشكار مي‌شود. نبود مسافر و عدم تمايل شركت‌هاي هوايي براي برقراري پرواز به اين فرودگاه‌ها نشان مي‌دهد كه در ساخت اين فرودگاه‌ها به آمايش سرزمين و توجيه اقتصادي پروژه توجهي نشده است. بدين ترتيب سرمايه‌هاي كلان ملي كه مي‌توانست در پروژه‌هاي اولويت‌دار و مفيدي صرف شود، در اين فرودگاه‌هاي بي‌مسافر، فريز شده و نابود مي‌شود.

    گفته مي‌شود تعداد فرودگاه‌هاي داراي توجيه اقتصادي در كل كشور 5 فرودگاه است و الباقي در زيان انباشته غوطه مي‌زنند. (ايرنا؛ كد خبر: 84874362) مثلا به فرودگاه ياسوج نگاه كنيد كه با عنوان «بين‌المللي» و داشتن «مرز هوايي» در سال گذشته هفته‌اي دو پرواز داشته و تقريبا نيمه تعطيل بوده است! (عصر ايران؛ ‌كدخبر: 912965) يا فرودگاه سراوان در استان سيستان و بلوچستان كه در سال 1401 فقط 64 مسافر داشته است كه طي 4 فقره نشست و برخاست هواپيما بوده است! (گزارش وزارت راه) همچنين هيچ فرودگاهي در ايران توانايي پذيرش هواپيماي غول‌پيكري همچون ايرباس A380 را ندارد كه در دنياي امروز به عنوان يك معيار براي توان‌سنجي فرودگاه‌هاي بزرگ در ميزباني پروازهاي دوربرد به حساب مي‌آيد. (تين نيوز؛ كد خبر: 272076)

    اين درباره فرودگاه‌هايي است كه زير نظر شركت مادرتخصصي فرودگاه‌ها فعاليت دارند. وضعيت در فرودگاه‌هاي مناطق آزاد نيز چندان بهتر نيست. به‌طور مثال، بر اساس گزارش سازمان حسابرسي زيان شركت توسعه و مديريت بنادر و فرودگاه‌هاي منطقه آزاد كيش در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال ۱۴۰۰ بيش از ۵۰۰ درصد افزايش يافته است. (تسنيم؛ كد خبر: 2998168)

    آمار وزارت راه چه مي‌گويد؟

    بر اساس «كتابچه عملكرد، پايش و كنترل آماري از شاخص‌هاي كليدي وزارت راه و شهرسازي در سال 1401» كه در اختيار خبرنگار «اعتماد» قرار گرفته، در پايان سال 1401، تعداد ناوگان فعال هوايي 162 فروند بوده. در اين 162 فروند هواپيما،22 هزار و 898 صندلي فعال وجود داشته كه به‌طور ميانگين تعداد مسافران يك هواپيماي فعال را به 141 نفر رسانده است. اما سهم بخش هوايي از جابه‌جايي مسافر در سال 1401 كمي بيش از 10 درصد بوده. در واقع 72.4 درصد مسافران از طريق جاده‌اي رفت و آمد داشته‌اند و 17 درصد از آنها نيز از قطار استفاده كرده‌اند. همين حركت مسافران به سمت جابه‌جايي جاده‌اي موجب شده تا تعداد فوتي‌ها در تصادفات نيز افزايش پيدا كند. چنان كه در 11 ماهه سال 1401 تعداد فوتي‌هاي حاصل از تصادفات به 15هزار و 440 نفر رسيده در حالي كه اين رقم در سال 1400 بالغ بر 17هزار و 745 نفر بوده و در واقع تعداد فوتي‌هاي تصادفات 15 درصد در همين يك سال رشد كرده است!

    كاهش پروازهاي داخلي

    از طرف ديگر در بخش شاخص «نشست و برخاست» كه ميزان تردد هواپيماها در فرودگاه‌ها را به تصوير مي‌كشد نيز شرايط مشابهي طي سال 1401 حاكم بوده و البته بيشتر نشست و برخاست هواپيماها به سمت پروازهاي بين‌المللي رفته كه عمدتا توسط «ايرلاين‌هاي خارجي» انجام مي‌شود. به گفته وزارت راه و شهرسازي، ‌ميزان نشست و برخاست هواپيما در پروازهاي داخلي در سال 1401 نسبت به 1400 ريزش 9 درصدي داشته و از 305 پرواز به 278 پرواز كاهش پيدا كرده است. در مقابل، نشست و برخاست‌ها در پروازهاي بين‌المللي 64 درصد رشد كرده است.

    ريزش پروازها در دهه 90

    آمارهاي وزارت راه و شهرسازي به وضعيت شاخص‌هاي بخش هوانوردي در دهه 90 نيز پرداخته كه در نوع خود آمارهاي جالبي ارايه مي‌كند و شايد بتوانیم پاسخ سوالي كه ابتداي گزارش پرسيديم را در اين بخش بيابيم. تعداد نشست و برخاست در پروازهاي داخلي در حالي طي سال 1401 به 278 هزار فروند هواپيما رسيده كه در سال 1396 يعني بهترين عملكرد دهه 90، ‌اين رقم 396 هزار فروند بوده. در واقع مقايسه اين دو رقم از يك كاهش 25 درصدي خبر مي‌دهد. در پروازهاي بين المللي نيز اين وضعيت تكرار شده است. بهترين عملكرد دهه 90 در اين شاخص مربوط به سال 1393 است كه 29 هزار فروند هواپيما نشست و برخاست داشته‌اند. اما در سال 1401 اين عدد به 23 هزار فروند رسيده كه 21 درصد كاهش يافته است. در شاخص اعزام و پذيرش مسافران داخلي نيز بهترين عملكرد براي سال 96 است كه 44 ميليون و 273 هزار نفر جابه‌جا شده‌اند. عددي كه با كاهش 28 درصدي به كمي بيش از 32 ميليون نفر در سال 1401 رسيده است. در بخش مسافران خارجي اين وضعيت بدتر است. بهترين عملكرد اين بخش مربوط به سال 1393 است كه 4 ميليون و 412 هزار نفر در پروازهاي بين‌المللي اعزام و پذيرش شده‌اند و در سال 1401 با كاهش 37 درصدي اين عدد به 2 ميليون و 775 هزار نفر رسيده است.

    50 هواپيماي وارداتي كجا هستند؟

    در يكي- دو سال گذشته صنعت هوانوردي ايران با شديدترين تحريم‌هاي ظالمانه عليه ايران روبرو بوده و در كنار آن قيمت‌گذاري دستوري بليت هواپيما، بسياري از ايرلاين‌ها را زيان‌ده كرده است. اما مثلا به جاي مديريت اين شرايط كه پيش از اين به هنگام امضاي برجام صورت گرفت؛ ادعاهاي عجيبي مانند «واردات 50 هواپيما» در دو سال گذشته مطرح مي‌شود و در كنار آن با طعنه به دولت قبلي گفته مي‌شود كه «اين دولت به دنبال عكس يادگاري با هواپيماي برجامي نيست!» اما واقعيت اين است كه صنعت هوايي ايران كه تجربه اضافه شدن ۱۶ هواپيماي برجامي را در مدت دو سال و تاثير آن را بر صنعت هوايي حس كرده، اثرات اضافه شدن ۵۰ يا ۶۰ فروند هواپيما در دو سال گذشته قاعدتا چيزي نيست كه فعالان اين صنعت و مردم نتوانند آن را حس كنند. بنابراين اينگونه اظهارات چندان درست به نظر نمي‌رسد. نماي كلي صنعت هوانوردي ايران نشان مي‌دهد كه مديريت هوانوردي در كنار توان رايزني‌هاي مقتدرانه سياسي در بالاترين سطح ممكن، نيازمند به كارگيري تخصص و علم است و دير يا زود مجبور خواهيم شد بالاخره در برابر اين قاعده سر تسليم فرود آوريم.