برچسب: صنعت قطعه سازی

  • «خفگی مالی» قطعه‌سازان خودرو!!!

    «خفگی مالی» قطعه‌سازان خودرو!!!

    به گزارش اقتصادران، سال‌۱۴۰۴ برای قطعه‌سازان خودروی ایران سالی سراسر تناقض و دشوار بود. اگرچه آمارهای رسمی در ماه‌های اخیر از رشد تولید خودروساز بزرگ کشور حکایت داشت اما در پشت این اعداد زنجیره تامین با عمیق‌ترین بحران‌های نقدینگی، بدهی، تامین مواد اولیه و بی‌ثباتی ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کرد که درنهایت به رکود و ناامیدی از آینده منجر شده است.

    بحران نقدینگی و بدهی‌های انباشته

    اگر یک عبارت بخواهد سال‌۱۴۰۴ را برای قطعه‌سازان توصیف کند آن «خطر خفگی مالی» است. برجسته‌ترین و هشداردهنده‌ترین خبری که از همان ماه‌های ابتدایی سال مخابره شد رشد افسارگسیخته بدهی خودروسازان به زنجیره تامین بود. براساس آمارهای منتشرشده در میانه سال بدهی جاری دوخودروساز بزرگ کشور(ایران‌خودرو و سایپا) به قطعه‌سازان جای نگرانی داشت که در عمل توان مالی قطعه‌سازان را برای تامین مواد اولیه و پرداخت حقوق کارگران گرفته بود .

    ارقام به‌تنهایی گویای عمق فاجعه هستند. در شرایطی که نیاز واقعی زنجیره تامین برای بقا و گردش چرخ تولید روزانه بین ۲۰۰تا۳۰۰‌میلیاردتومان نقدینگی بود پرداخت‌ها به قطعه‌سازان به طرز عجیبی به تنها ۱۵‌میلیاردتومان در روز کاهش یافته بود. این شکاف عظیم فعالان صنعت را نسبت به آینده اشتغال در این حوزه به شدت نگران کرده بود. پیش از این نیز رییس انجمن قطعه‌سازان، محمدرضا نجفی‌منش زنگ خطر را به صدا درآورد و هشدار داد که درصورت تداوم این روند، خطر تعدیل و بیکاری بیش از ۴۰۰‌هزارنفر از ۶۵۰‌هزارنیروی شاغل در صنعت قطعه‌سازی کاملا جدی است و بیش از ۶۰‌واحد تولیدی از آمادگی برای تعدیل نیرو خبر دادند .

    مشکلات قطعه‌سازان در سال‌۱۴۰۴

    در این راستا علیرضانجفی‌منش، رییس انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به مسائلی که قطعه‌سازان در سال‌جاری با آن روبه‌رو بودند پرداخت و عنوان کرد: در کل سال‌۱۴۰۴ به هیچ‌وجه سال خوبی برای قطعه‌سازان نبود و این تولیدکنندگان در این سال با چند مشکل عمده روبه‌رو بودند. یکی از مشکلات عمده قطعه‌سازان در سال‌جاری وصول‌نشدن مطالبات آنها از خودروسازان به‌ویژه گروه سایپا بود. در این راستا باید اذعان کرد که چک‌های برگشتی بسیاری قطعه‌سازان را با مشکلات متعددی روبه‌رو کرده بود.

    نجفی‌منش درپاسخ به این پرسش که طلب قطعه‌سازان از خودروسازان به چه میزان است و آیا تسهیلات ۴۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) که قرار بود از سوی دولت به خودروسازان اختصاص پیدا کند به کجا رسید، گفت: طلب قطعه‌سازان از خودروسازان  هم‌اکنون حدود ۲۰۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) است. قرار بود ۴۰‌همت تسهیلات ازسوی بانک به خودروسازان اختصاص پیدا کند که شرکت ایران‌خودرو ۲۰‌همت خود را دریافت کرد اما شرکت سایپا همچنان قادر به دریافت این ‌تسهیلات نشده است. وی در ادامه تصریح کرد: از سوی دیگر قرار بود که۱۳۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) چک برای خرید دین به قطعه‌سازان اختصاص پیدا کند که اگر تا سال آتی به قطعه‌سازان داده نشود آنها را با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهد کرد. رییس انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه سازان خودرو کشور در ادامه یادآور شد: مشکل دیگری که قطعه‌سازان را در سال‌جاری با مشکلات بسیاری دست به گریبان کرد مشکل تامین ارز بود که این امر واردات مواد اولیه را با تاخیر یا عدم واردات همراه کرده است. در این راستا باید به این موضوع توجه داشت که بسیاری با ارز تالار اول یا همان‌دلار ۷۰‌هزارتومان ثبت سفارش انجام داده بودند که هم‌اکنون برای ترخیص کالا  ارز آنها با تالار دوم محاسبه می‌شود که قیمتی تقریبا دوبرابری دارد و این موضوع نیز به نوبه خود مشکلات بزرگی بر گرده قطعه‌سازان خواهد نهاد. نجفی‌منش به سیاست‌های دولت‌های گذشته در این زمینه اشاره کرد و افزود: به یاد دارم در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی چنین موضوعی پیش آمد که دولت وی با اختصاص ارز به تولیدکنندگان اجازه نداد که آنها متضرر شوند. امیدواریم دولت چهاردهم بابت جبران خسارت واردشده بر تولیدکنندگان ناشی از رفتن از تالار اول به تالار دوم تمهیدات لازم را اندیشیده باشد.

    تلاش برای تولید در میدان مین

    سیاستگذاری‌های دستوری؛ از قیمت‌گذاری تا تعرفه‌های ضدتولید

    قطعه‌سازان در سال‌۱۴۰۴ همچنان قربانی سیاست‌های دستوری و گاه متناقض دولت بودند. ازیک‌سو قیمت‌گذاری دستوری خودرو توسط شورای رقابت حاشیه سود خودروسازان را به شدت کاهش داده و توان آنها برای تسویه حساب با قطعه‌سازان را از بین برده بود. دبیر انجمن قطعه‌سازان با ذکر مثال نشان داد که باوجود اختلاف قیمت ۱۴۰‌میلیون‌تومانی قیمت تمام‌شده و فروش یک خودرو این مبلغ صرف هزینه‌های دولتی و مالیات می‌شود و سودی عاید خودروساز نمی‌کند . ازسوی‌دیگر سیاست‌های تعرفه‌ای به شکلی ضدتولید طراحی شده بود یعنی تولید داخل نه‌تنها حمایت نشده بلکه در رقابت با نمونه وارداتی جریمه هم می‌شود. درحالی‌که قطعه‌سازان برای نوسازی ماشین‌آلات فرسوده خود با مشکل تخصیص ارز مواجه بودند دولت بی‌درنگ ارز مورد نیاز برای واردات خودروهای دست دوم را تامین می‌کرد. این تناقض‌ها این پیام را به صنعتگران می‌داد که تولید اولویت اصلی تصمیم‌گیران نیست.

    کلام آخر

    به‌طور خلاصه سال‌۱۴۰۴ برای قطعه‌سازان خودروی ایران را می‌توان سال «بقا در لبه پرتگاه» نامید. آنها در سالی که با امید به بهبود شرایط آغاز شد در عمل با تلاقی سه‌گانه مرگبار بحران نقدینگی(ناشی از بدهی خودروسازان)، بی‌ثباتی ارزی و موانع اداری(که تامین مواد اولیه را غیرممکن کرد) و سیاستگذاری‌های دستوری و ضدتولید(که انگیزه سرمایه‌گذاری را از بین برد) مواجه شدند. در پایان سال‌۱۴۰۴ زنگ‌های هشدار برای اشتغال ۴۰۰‌هزارنفر  و احتمال توقف گسترده خطوط تولید به‌صدا درآمده بود و صنعت قطعه‌سازی کشور نفس‌های آخر خود را در انتظار تغییری اساسی در نگاه حاکمیتی به مقوله تولید می‌کشد.

  • صنعت قطعه‌سازی در لبه پرتگاه / چنگی: شرایط برای قطعه‌سازان سخت شده است / ما هنوز مطالبات سال ۱۴۰۲ را از خودروسازان نگرفته‌ایم

    صنعت قطعه‌سازی در لبه پرتگاه / چنگی: شرایط برای قطعه‌سازان سخت شده است / ما هنوز مطالبات سال ۱۴۰۲ را از خودروسازان نگرفته‌ایم

    به گزارش اقتصادران، صنعت قطعه‌سازی کشور امروز با بحرانی روبه‌رو است که ریشه آن را نمی‌توان صرفا در افزایش قیمت‌ها یا کمبود منابع مالی دانست. آنچه زنجیره‌تامین خودروسازی را تحت فشار قرار داده، انباشت سال‌ها سیاست‌گزاری ناپایدار، بی‌برنامگی در حوزه انرژی و اختلالات مزمن در تامین ارز و چالش گمرکی است؛ مجموعه‌ای از عوامل که بهره‌وری تولید را به‌شدت کاهش داده و آینده این صنعت راهبردی را با ابهام مواجه کرده است. درچنین شرایطی، قطعه‌ساز بیش از آن‌که با مساله «گرانی» مواجه باشد، با مشکل «ناپایداری» دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ناپایداری در برق و گاز، ناپایداری در سیاست‌های ارزی و ناپایداری در نظام پرداخت خودروسازان، قطع برق و گاز، به‌ویژه در واحدهای وابسته به‌فرآیندهای حرارتی، به‌عاملی تعیین‌کننده در افت تولید تبدیل شده و خسارتی به‌مراتب سنگین‌تر از افزایش قیمت انرژی به تولیدکننده تحمیل می‌کند. هم‌زمان، فرسودگی ماشین‌آلات و محدودیت واردات تجهیزات جدید، توان نوسازی خطوط تولید را کاهش داده و ریسک افت کیفیت را افزایش داده است.

    از همین رو برای بررسی وضعیت قطعه‌سازان و چالش‌های مذکور در این بخش با علی چنگی، به گفت‌وگو پرداختیم؛‌

    با توجه به ‌این‌که در حوزه ارز قطعه‌سازان و بحث تالار دوم تغییراتی اعمال شده است، این موضوع چه اثری بر قیمت قطعات خواهد داشت؟

    فعلا تامین ارز از این طریق به‌طور رسمی به‌مجموعه تولیدی ما اعلام نشده و ما هم هنوز وارد این فضا نشده‌ایم. اگر قرار باشد ارز مورد نیاز ما از این طریق تامین شود، قطعا قیمت تمام‌شده آن بالا می‌رود. هر تغییری در سازوکار تامین ارز، به‌طور مستقیم خودش را در قیمت قطعه نشان می‌دهد و نمی‌شود انتظار داشت بدون اصلاح قیمت، تولید ادامه پیدا کند.

    برآورد شما از میزان افزایش قیمت تا چه اندازه است؟ آیا خودروساز این افزایش را در قراردادها لحاظ می‌کند؟

    اگر این تغییرات اجرایی شود، حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش قیمت قطعه را خواهیم داشت. اما این‌که خودروساز این اصلاح قیمت را بپذیرد یا نه، مساله دیگری است. در بسیاری از موارد، این میزان رشد یا دیده نمی‌شود یا با تاخیر طولانی اعمال می‌شود که فشار آن مستقیم به قطعه‌سازان وارد می‌شو

    در کنار بحث ارز، زمزمه‌هایی درباره افزایش قیمت برق و تغییر در انتقال انرژی مطرح است. این موضوع چه اثری روی صنعت قطعه‌سازی خواهد داشت؟

    واقعیت این است که مشکل اصلی ما گرانی برق نیست، بلکه قطع برق است. اگر قیمت برق ۱۰ درصد هم گران شود، در مقابل خسارتی که از قطع برق به‌ما وارد می‌شود، عددی نیست. با هر بار قطع برق، بهره‌وری ما ۳۰ تا ۴۰ درصد افت می‌کند. ترجیح می‌دهیم برق را گران‌تر بخریم، اما تولیدمان متوقف نشود.

    با توجه به ناترازی در تولید و تامین گاز و آغاز فصل سرما، بروز مشکل در این بخش چه تبعاتی می‌تواند برای صنعت به‌همراه داشته باشد؟

    برای قطعه‌سازانی مانند ما این مساله می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد. درواقع بخش عمده تولید ما وابسته به کوره‌ها و فرآیندهای حرارتی است و اگر گاز قطع شود، عملا فعالیت ما متوقف خواهد شد. با قطع گاز، دیگر چیزی به نام بهره‌وری باقی نمی‌ماند و تولید متوقف می‌شود.

    در زمینه ناترازی انرژی، آیا تاکنون هماهنگی یا دعوتی از سوی وزارت صمت یا نهادهای دولتی صورت گرفته است؟

    خیر؛ حداقل من چیزی نشنیده‌ام. البته این موضوع اصلا در حد یک وزارتخانه یا حتی یک وزیر هم نیست. ناترازی انرژی حاصل سوء‌مدیریت ۳۰ ساله است. انتظار معجزه در کوتاه‌مدت، غیرواقع‌بینانه است. آثار تصمیمات غلط گذشته امروز خودش را نشان می‌دهد

    بسیاری از فعالان صنعت‌خودرو نسبت به تامین مواداولیه گلایه دارند؛ وضعیت تامین مواداولیه و ثبت سفارش‌ها در حال حاضر چگونه است؟

    شرایط سخت شده است؛ حدود ۱۰ سال است این مشکلات به‌طور مزمن وجود دارد؛ اما در هفته‌های اخیر به‌دلیل مسائل گمرکی، ثبت سفارش و دستورات بانک‌مرکزی، اوضاع بدتر هم شده است. توقف‌های دو تا سه هفته‌ای در گمرک، خطوط تولید ما و حتی خطوط خودروسازان را با مشکل مواجه کرده است

    گفته می‌شود زنجیره‌تامین به‌دلیل چالش‌های عدیده ناچار به تعدیل نیرو بوده است؛ آیا این وضعیت ادامه‌دار خواهد بود؟

    بله؛ متاسفانه بسیاری از قطعه‌سازان رو به‌تعدیل نیرو آورده‌اند و تداوم این امر به‌هیچ‌عنوان دور از ذهن نیست. درعین حال ما مجبور هستیم به‌فعالیت خود ادامه دهیم؛ حتی اگر بدانیم در حال ضرر دادن هستیم. به‌نوعی تلاش می‌کنیم تولید تداوم داشته باش

    برای تامین ارز، چه راهکارهایی پیش ‌روی قطعه‌سازان است؟

    راه‌ها بسیار محدود و پیچیده شده است. گاهی از طریق خودروسازان مقداری ارز تامین می‌شود، اما این مسیر نیز بسیار سخت و زمان‌بر است و مبلغ آن نیز به‌هیچ‌عنوان پاسخگوی هزینه تولید نیست.

    ‌حمل‌ونقل بین‌المللی و هزینه‌های آن چه تاثیری روی تولید قطعات داشته است؟

    هزینه حمل‌ونقل بین‌المللی نیز به‌دلیل مسائل ژئوپلیتیک جهانی اخیرا افزایش یافته؛ اما صادقانه بگویم مشکل اصلی بی‌برنامگی و ضعف مدیریت داخلی است. این مساله روی فعالیت صنعت تاثیر ناخوشایندی دارد.

    برخی معتقدند بحران فعلی جهانی است و همه کشورها درگیر آن هستند؛ شما چقدر با این نگاه موافقید؟

    درست است که بحران اقتصادی، جهانی شده و از کانادا و آمریکا گرفته تا اروپا و حتی چین را درگیر کرده است، اما تفاوت در کشور ما این است که اگر مدیریت درست داشته باشیم، می‌توانیم بسیاری از این مسائل را حل کنیم. درواقع تولیدکننده ایرانی کارهایی می‌کند که شاید در هیچ‌کجای دنیا ممکن نباشد.

    با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال، چشم‌انداز تولید خودرو و قطعه را چگونه می‌بینید؟

    ایران‌خودرو توانسته افزایش تولید حدود ۲۶ درصدی داشته باشد و حتی امکان رشد این آمار نیز وجود دارد؛ البته اگر موانع اداری و اقتصادی رفع شود. اما خودروساز دولتی حدود ۳۵ درصد کاهش تولید داشته که دلایل مختلف دارد.

    وضعیت پرداخت مطالبات قطعه‌سازان از سوی خودروسازان چگونه است؟

    ایران‌خودرو تاکنون عملکرد قابل قبولی داشته؛ حتی در مواردی زودتر از ۶۰ روز پرداخت کرده است. اما خودروساز دولتی به‌دلایلی وضعیت مطلوبی ندارد. ما هنوز مطالبات مربوط به سال ۱۴۰۲ را نگرفته‌ایم و چک‌های برگشتی داریم. سایپا در یک بحران عمیق مالی گرفتار شده

    فرسودگی ماشین‌آلات تا چه حد برای صنعت قطعه‌سازی نگران‌کننده است؟

    بسیار جدی است. از زمان کرونا، عملا واردات ماشین‌آلات نداشتیم و نتوانستیم نوسازی کنیم. شاید دو تا سه سال دیگر بتوان با این تجهیزات ادامه داد، اما بعد از آن، بدون نوسازی، ادامه تولید غیرممکن می‌شود. اگر به‌روزرسانی انجام نشود، فاجعه رخ می‌دهد

    به‌عنوان پرسش پایانی، ارزیابی شما از کیفیت تولید قطعات در سال جاری چیست؟

    در ایران‌خودرو تغییرات مدیریتی کاملا محسوس است. سخت‌گیری‌های کیفی افزایش یافته و حتی اگر مشکلی باشد، خط‌تولید متوقف می‌شود. این رویکرد به‌بهبود کیفیت کمک کرده و مسیر رو به جلو است. اما در خودروساز دولتی در این بخش هنوز انسجامی دیده نمی‌شود و شاید نیاز به بازنگری در این زمینه وجود داشته باشد.

  • نامه‌ای که ایران خودرو و سایپا را به لرزه درآورد / خطر بیکاری بیخ گوش ۴۰۰ هزار نیروی شاغل در صنعت قطعه سازی

    نامه‌ای که ایران خودرو و سایپا را به لرزه درآورد / خطر بیکاری بیخ گوش ۴۰۰ هزار نیروی شاغل در صنعت قطعه سازی

    به گزارش اقتصادران، نامه اخیر بخشی از قطعه‌سازان به شورای عالی امنیت ملی، هشدار صریحی درباره پایداری تولید در زنجیره خودرو و ریسک توقف خطوط در صورت تداوم وضعیت فعلی مالی و نقدینگی است. داده‌های سودآوری نشان می‌دهد حاشیه سود خالص این صنعت طی چهار سال اخیر در مسیر فرسایشی قرار گرفته و هم‌زمان با تشدید زیان و بدهی خودروسازان، تاب‌آوری قطعه‌سازان در برابر شوک‌های جدید کاهش یافته است.

    بر اساس محتوای نامه، قطعه‌سازان با استناد به انباشت مطالبات از خودروسازان، کاهش شدید پرداخت‌ها، و فشار هزینه‌ای ناشی از تورم و نرخ ارز، نسبت به امکان توقف تولید و بیکاری گسترده هشدار داده‌اند.

    گفتنی است که ایران خودرو و سایپا، در مجموع ۴۵۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک‌ها و سایر طلبکاران دارند که ۱۱۰ هزار میلیارد تومان آن، کل مطالبات زنجیره تامین است.

    روند حاشیه سود خالص صنعت

    همان‌طور که در نمودار زیر مشخص است، حاشیه سود صنعت قطعات خودرو از حدود ۸.۶ درصد در پایان ۱۳۹۹ به ۵.۴ درصد در پایان ۱۴۰۳ کاهش یافته است. در بهار ۱۴۰۴ نیز حاشیه سود خالص حول ۵.۲ درصد قرار دارد که نسبت به ابتدای دوره، افت قابل توجهی را نشان می‌دهد که نشان‌دهنده رشد هزینه‌ها بیش از رشد درآمد فروش است.

    به عنوان مثال، فقط هزینه بهای تمام شده کالا‌ها در این ۵ سال رشد ۴۶۲ درصدی را تجربه کرده است. این درحالی است که در مدت مشابه، فروش کالا با افزایش ۴۲۰ درصدی همراه بود. حال اگر به ردیف هزینه‌ی فوق، سایر هزینه‌ها نظیر هزینه‌های عمومی و حقوق و دستمزد را مدنظر قرار دهیم، کاهش این چنینی حاشیه سود خالص توجیح‌پذیرتر می‌شود.

    نامه‌ای که صنعت خودرو را لرزاند / تهدید بیکاری ۴۰۰ هزار نفری

    فشار نقدینگی و ریسک توقف تولید

    در همین راستا، محمدرضا نجفی‌منش، رئیس انجمن قطعه‌سازان، هشدار داد که در صورت تداوم این روند، خطر تعدیل و بیکاری بیش از ۴۰۰ هزار نفر از ۶۵۰ هزار نیروی شاغل در صنعت قطعه‌سازی کاملا جدی خواهد بود.

    از سوی دیگر، فرامرز طیبی، عضو کمیته نقدینگی انجمن، از کاهش شدید پرداخت‌ها به قطعه‌سازان خبر داد و گفت: «در شرایطی که نیاز واقعی زنجیره تامین، روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان است، اکنون تنها ۱۵ میلیارد تومان پرداخت می‌شود که این روند، صنعت را در مسیر فروپاشی قرار داده است.»

    تداوم فرسایش حاشیه سود خالص و تعمیق زیان خودروسازان، چشم‌انداز تقسیم سود و جذابیت سهام گروه خودرو و قطعه را محدود می‌کند و وزن ریسک عملیاتی را در ارزش‌گذاری‌ها افزایش می‌دهد.

    در عین حال، احتمال توقف یا کاهش ظرفیت تولید در بخشی از قطعه‌سازان، می‌تواند به اختلال عرضه خودرو، کاهش تولید، و تشدید زیان در خودروسازان منجر شود که خود به معنای فشار مضاعف بر ترازنامه‌های بورسی این زنجیره خواهد بود.

    در آخر باید گفت که صنعت قطعات خودروی کشور در آستانه یک بحران عمیق و ریشه‌دار قرار گرفته است. ترکیب سیاست‌گذاری‌های نادرست، کمبود شدید نقدینگی و فشار مداوم تورم ساختاری، نه‌تنها ادامه فعالیت بسیاری از واحد‌های تولیدی را با چالش روبه‌رو کرده، بلکه می‌تواند در آینده‌ای نزدیک به بحران گسترده‌ای در حوزه اشتغال، اقتصاد و حتی ثبات اجتماعی منجر شود.

    اکنون زمان آن است که دولت و نهاد‌های تصمیم‌ساز با رویکردی واقع‌بینانه و دور از سیاست‌های دستوری، به سمت اصلاحات بنیادین در ساختار مالی، بازنگری نظام قیمت‌گذاری، روان‌سازی جریان نقدینگی و کاهش بار مالیاتی حرکت کنند.

    اتفاقی که با خصوصی سازی نصفه و نیمه ایران خودرو شروع شد که منتج به رشد درآمد و سودسازی این شرکت در تابستان گذشته نیز شده بود.

    نامه‌ای که صنعت خودرو را لرزاند / تهدید بیکاری ۴۰۰ هزار نفری

    play/pausesound

  • قراردادهای ثابت و قیمت‌های متغیر نفس قطعه‌سازان را بریده / مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند / امید به آینده در صنعت قطعه سازی مرده است

    قراردادهای ثابت و قیمت‌های متغیر نفس قطعه‌سازان را بریده / مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند / امید به آینده در صنعت قطعه سازی مرده است

    به گزارش اقتصادران، افزایش بی‌رویه هزینه‌های تولید، نبود ثبات در قیمت مواد اولیه و بی‌توجهی نهادهای تصمیم‌گیر به واقعیت‌های اقتصادی، زنجیره تولید قطعات خودرو را به نقطه بحران رسانده است. در شرایطی که قطعه‌سازان با قراردادهای بلندمدت و قیمت‌های ثابت دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هزینه نیروی کار، انرژی، مالیات و بهره بانکی روزبه‌روز بالا می‌رود؛ اما هیچ سیاست موثر و حمایتی در برابر این فشارها دیده نمی‌شود.

    تورم مواد اولیه و هزینه‌های انرژی

    محمود نجفی‌سهی، عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره وضعیت فعلی قطعه‌سازان کشور گفت: «صنعت قطعه‌ با مشکلات عمده و مضاعفی روبه‌روست. یکی از معضلات اصلی این است که قراردادهایی با خودروسازان بسته می‌شود که بلندمدت هستند و قیمت در آن‌ها ثابت است. در مقاطع زمانی کوتاه، اقدام به تعدیل قیمت می‌کنند اما این تعدیل‌ها هیچ‌گاه با واقعیت بازار برابر نیست. به هیچ وجه ورودی صنعت—اعم از مواد اولیه، انرژی یا نیروی انسانی—تحت کنترل نیست.»

    نجفی‌سهی با اشاره به افزایش شدید قیمت‌های مواد اولیه در بازار، افزود: «حدود ۲ماه پیش ورق را کیلویی ۵۲ هزار تومان خریدم، هفته گذشته همان ورق را کیلویی ۷۰هزار تومان خریداری کردم؛ یعنی در کمتر از ۲ماه حدود ۳۵درصد افزایش قیمت داشته است. این در حالی است که نه تنها مواد اولیه، بلکه هزینه‌های نیروی کار و خدمات صنعتی نیز رشد قابل توجهی داشته‌اند. از طرفی، کارگر امروز با شرایط سخت معیشتی مواجه است و انتظار دارد نباید بار مشکلات زندگی‌اش فقط بر دوش خودش باشد. منِ کارفرما اگر بخواهم کارگرم را حفظ کنم باید با او مدارا کنم، نیازهایش را درک کنم و حتی بیش از حقوق مصوب به او کمک کنم تا انگیزه‌ای برای کار داشته باشد.»

    وی تصریح کرد: «از طرف دیگر، سازمان‌هایی مثل تامین اجتماعی نیز موانع جدیدی ایجاد کرده‌اند. پیش‌تر اگر پول پرداخت نمی‌شد، حداقل لیست بیمه کارگران را قبول می‌کردند و خدمات درمانی برقرار بود. اما اکنون لیست را بدون پرداخت وجه نمی‌پذیرند؛ در نتیجه اگر کارفرما پول ندهد، کارگر از خدمات درمانی محروم می‌شود، ولی جریمه را همچنان از کارفرما می‌گیرند. این رفتار به هیچ وجه انسانی و منطقی نیست.»

    این قطعه‌ساز ادامه داد: «من خودم بازنشسته تامین اجتماعی‌ام و با وجود پرداخت حق بیمه تکمیلی، از بیمه‌ام برخوردار نیستم. وقتی اعتراض کردم گفتند از ابتدای سال، تامین اجتماعی نتوانسته حق بیمه تکمیلی را به بیمه ثالث پرداخت کند، با این توضیح که بهتر است زیاد فشار نیاورم! سوال من این است، وقتی نمی‌توانند پرداخت کنند چرا از بازنشسته حق بیمه کم می‌کنند؟»

    تامین اجتماعی موانع جدیدی ایجاد کرده ‌است. پیش‌تر اگر پول پرداخت نمی‌شد، حداقل لیست بیمه کارگران را قبول می‌کردند و خدمات درمانی برقرار بود. اما اکنون لیست را بدون پرداخت وجه نمی‌پذیرند؛ در نتیجه اگر کارفرما پول ندهد، کارگر از خدمات درمانی محروم می‌شود، ولی جریمه را همچنان از کارفرما می‌گیرند

    ورشکستگی تدریجی زیر بار نرخ‌های بانکی

    نجفی‌سهی درباره وضعیت معیشت و کار در جامعه اظهار داشت: «نزدیک منزل من محل توقف چند وانت نیسان است که رانندگانشان شب را همان‌جا در خودرو می‌خوابند؛ داخل ماشین گاز پیک‌نیک دارند، غذا درست می‌کنند و کلمن آب خنک کنار دستشان است. این صحنه‌ها یعنی کارگر و راننده برای گذران زندگی، شبانه‌روز درگیر کارند و حتی محل استراحتشان هم شده محیط کارشان. از طرفی امروز برای حمل بار کارخانه، باید ۵ تا ۶میلیون تومان کرایه پرداخت کنم، قبض برق کارخانه به حدود ۵میلیون تومان رسیده و مجموع این هزینه‌ها فشار سنگینی بر ما وارد کرده است.»

    عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور اضافه کرد: «در کارخانه‌ای که تا پارسال نهایت ۶۰۰ هزار تومان برق مصرف می‌کرد، اکنون بدون استفاده از وسایل گرمایشی باید ماهانه بیش از ۲ و نیم میلیون تومان بپردازد. با هزینه ترانزیت، مبلغ کل به حدود ۵میلیون تومان می‌رسد. از طرف دیگر، فشار در زمینه گاز نیز زیاد است؛ مجبور شده‌ایم ژنراتور نصب کنیم، اما در زمان قطعی گاز، گازوئیل هم به ما نمی‌دهند. یعنی صنعت را عملا در بن‌بست قرارداده‌اند.»

    این قطعه‌ساز بیان داشت: «دارایی و مالیات نیز مساله‌ساز شده است. دولت در بودجه مشخص می‌کند که باید وصول مالیات افزایش یابد، در حالی که تولید به‌شدت افت کرده است. نتیجه آن می‌شود که کارمند دارایی برای گرفتن جایزه و نمره مثبت، به دنبال هر بهانه‌ای است تا مالیات بیشتری وصول کند؛ این یعنی فشار مضاعف بر تولیدکننده.»

    نجفی‌سهی تصریح کرد: «بانک مرکزی هم عملکردی برخلاف تولید دارد. نرخ بهره مصوب ۱۵ درصد است، اما بانک‌ها با انتشار اوراق با نرخ ۱۸ درصد عملا سطح نرخ‌ها را بالا برده‌اند. علاوه بر این، بانک مرکزی به بانک‌های خصوصی اجازه داده تا نسبت تسهیلات به سپرده‌های خود را تا حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ واحد افزایش دهند (با قبول ۲۰ درصد سپرده)، در نتیجه هیچ بانکی تسهیلات را با نرخ مصوب پرداخت نمی‌کند.»

    وی افزود: «این افزایش نرخ بهره، رشد قیمت مواد اولیه، فشار بر کارگر و تورم خدمات همه با هم بر دوش واحد تولیدی سنگینی می‌کنند، بدون این‌که هیچ نهادی متوجه عمق بحران باشد. در بخش خدمات آزاد بازار، آهنگر در و پنجره را به هر قیمتی بفروشد، کولرکار نیز با هر نرخ دلخواه کار می‌کند، اما صنعتگر و قطعه‌ساز چنین آزادی ندارد و باید با قیمت‌های ثابت و قراردادهای بلندمدت کار کند.»

    اگر خودروساز با ضرر می‌فروشد، باید صورت‌های مالی خود را به شورای رقابت ارائه دهد تا راستی‌آزمایی شود. اگر قیمت‌ها منطقی است، باید قیمت خودرو اصلاح شود تا بهانه‌ای برای تاخیر در پرداخت به قطعه‌ساز وجود نداشته باشد. اگر ریخت‌وپاش یا خریدهای غیرمنطقی وجود دارد، نهاد ناظر باید دخالت کن

    شورای رقابت؛ ناظر خاموش در چرخه قیمت‌گذاری

    این قطعه‌ساز با اشاره به روند پرداخت مطالبات قطعه‌سازان گفت: «قطعه‌ساز معمولا چهار تا ۶ماه بعد از تحویل قطعه، پولش را دریافت می‌کند. در حالی که خودروساز نقد یا پیش‌فروش دارد و پول در اختیارش است. چرا باید این تاخیر چندماهه تداوم یابد؟ شورای رقابت هم نتوانسته این وضع را اصلاح کند. نه قطعه‌ساز راضی است نه خودروساز، چون قیمت‌گذاری‌ها واقعی نیست.»

    وی افزود: «اگر واقعا خودروساز با ضرر می‌فروشد، باید صورت‌های مالی خود را به شورای رقابت ارائه دهد تا راستی‌آزمایی شود. اگر قیمت‌ها منطقی است، باید قیمت خودرو اصلاح شود تا بهانه‌ای برای تاخیر در پرداخت به قطعه‌ساز وجود نداشته باشد. اگر ریخت‌وپاش یا خریدهای غیرمنطقی وجود دارد، نهاد ناظر باید دخالت کند.»

    نجفی‌سهی ادامه داد: «مشکلات برق در تابستان با پایان فصل، تا حدودی برطرف شد، اما زمستان پیش رو دوباره بحران گاز خواهیم داشت. نه گازوئیل می‌دهند، نه امکان ذخیره‌سازی داریم. وقتی سرما می‌رسد و هم برق و هم گاز قطع می‌شود، چطور انتظار دارند کارگر در سرمای شدید کار کند؟ این بی‌توجهی‌ها نشان می‌دهد اراده‌ای برای حفظ تولید وجود ندارد.»

    وی اضافه کرد: «با وجود شعارهای حمایتی از تولید، هیچ دستگاه اجرایی در عمل به آن پایبند نیست. من پنج سال نماینده اتاق ایران در ستاد تسهیل ملی بودم، اما در آن مدت حتی یک دستگاه اجرایی ندیدم که شعار حمایت از تولید را واقعا عملی کند.»

    نجفی‌سهی در ادامه درباره تجربه خود در جلسات ستاد تسهیل تصریح کرد: «در یکی از جلسات، پرونده واحدی مطرح بود که ۱۸ سال پیش در تحریم قرار گرفت و میلیاردها تومان بدهی به بانک‌ها داشت. همه بانک‌ها و نهادها حاضر بودند تا به او کمک کنند، اما بانک مرکزی مخالفت کرد. وقتی نماینده قوه قضاییه برای یافتن راه‌حل حضور یافت و گفت باید مساعدت شود، نماینده بانک مرکزی از شدت مخالفت جلسه را ترک کرد. این رفتار نشان می‌دهد حتی در موضوعات ملی نیز به تولید رحم نمی‌کنند.»

    وی افزود: «واسطه‌گری در بازار جایگزین تولید شده است. نمونه روشن آن بازار ورق است. دلال فقط در دفترش می‌نشیند، از کارخانه می‌خرد و با سود بالا به من می‌فروشد، بدون هیچ ارزش‌افزوده‌ای. تا پول را کامل ندهم، بارم را تخلیه نمی‌کند. این یعنی تولیدکننده در حلقه آخر زنجیره است و همه فشارها بر او وارد می‌شود.»

    مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند

    عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور با اشاره به ناامیدی صنعتگران گفت: «این روزها بین تولیدکننده‌ها اصطلاحی رایج شده؛ صبح می‌گوییم ان‌شاءالله بعدازظهر بهتر از صبح باشد، بعدازظهر که می‌شود می‌گوییم خدایا فقط فردا بدتر از امروز نباشد. یعنی امید به آینده در این صنعت از بین رفته است.»

    وی افزود: «با چنین نوساناتی در بازار، اصلا امکان برنامه‌ریزی وجود ندارد. همانطور که اشاره کردم، من ورق را ۵۲ هزار تومان خریدم، هفته بعد مواد اولیه با ۳۵ درصد افزایش قیمت تهیه کردم. باید هر روز قیمت بگیرم و آنالیز جدید بنویسم تا بتوانم پاسخگوی مشتری باشم.»

    این قطعه‌ساز با اشاره به بی‌توجهی مسئولان به گزارش‌های کارشناسی گفت: «دو سال پیاپی، گزارش تحلیلی از صورت‌های مالی صنایع منتشر کردم که نشان می‌داد چگونه صنایع بالادستی فشار خود را به صنایع پایین‌دستی منتقل می‌کنند. اما هیچ واکنشی دریافت نکردم، نه تشویق، نه پاسخ، نه حتی انتقاد. یعنی مسئولان حتی زحمت خواندن گزارش‌ها را به خود نمی‌دهند.»

    وی تصریح کرد: «در حالی که وظیفه روابط عمومی وزارتخانه‌ها جمع‌آوری اخبار و ارائه گزارش روزانه به معاون وزیر و وزیر است، هیچ‌یک از مطالب من حتی مورد توجه قرار نگرفت. وزیر صنعت حتی به خودش زحمت نداد با من تماس بگیرد یا واکنش منفی نشان دهد؛ این یعنی بی‌ارزش دانستن نقد و تجربه تولیدکننده.»

    نجفی‌سهی در پایان گفت: «همه دستگاه‌ها شعار حمایت از تولید می‌دهند، اما هیچ‌کدام عمل نمی‌کنند. از وزیر صنعت گرفته تا دارایی، تامین اجتماعی و بانک مرکزی همگی تصمیماتی می‌گیرند که خلاف تولید است. این عملکردها نشان می‌دهد یا نمی‌دانند چه می‌کنند، یا کاملا از واقعیت آگاهند و آگاهانه تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند.»

  • فاصله ۱۵ ساله فناوری در صنعت قطعه‌ ایران با جهان / خودروسازان ایرانی در تله تولید جزیره‌ای!

    فاصله ۱۵ ساله فناوری در صنعت قطعه‌ ایران با جهان / خودروسازان ایرانی در تله تولید جزیره‌ای!

    به گزارش اقتصادران، قطعه‌ سازان داخلی همچنان بار ادامه تولید را بر دوش دارد. نوسان در تامین مواد اولیه، فرسودگی ماشین‌آلات و توقف نوسازی، تهدیدی جدی برای کیفیت و پایداری زنجیره تامین شده است. با این حال، این بخش حیاتی اقتصاد صنعتی کشور در غیاب حمایت‌های موثر دولتی تلاش می‌کند روند تولید را حفظ کند؛ تلاشی که اگر بی‌پاسخ بماند، پیامد آن فراتر از افت کیفیت خواهد بود و تمام زنجیره خودروسازی را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

    کیفیت قربانی بی‌ثباتی در فرآیند تولید

    ابراهیم دوست‌زاده، عضو هیات‌مدیره انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره چالش‌های حفظ کیفیت در صنعت خودرو و قطعه‌سازی گفت: «اگر بخواهیم این مساله را با نگاه فنی و مبتنی بر داده بررسی کنیم، بر اساس مطالعات انجام‌شده در کمیته کیفیت انجمن قطعه‌سازان، ریشه اغلب مشکلات کیفی- چه در خطوط خودروسازی و چه در کارخانه‌های قطعه‌سازی- به نبود یکنواختی در تولید بازمی‌گردد. زمانی که فرآیند تولید از ثبات و نظم کافی برخوردار نباشد، طبیعی است که خروجی امروز با فردا متفاوت باشد، فردا با پس‌فردا تغییر کند و در نهایت در کنار تعدد منابع و تامین‌کنندگان، نتیجه‌ای جز ناپایداری و آشفتگی در کیفیت محصول نداشته باشد.»

    وی اضافه کرد: «در دنیا این معضل با به‌کارگیری فناوری‌های نوین تا حد زیادی مهار شده است. اما اگر به دو دهه قبل نگاه کنیم، فاصله فناوری ما در صنعت خودرو و قطعه‌سازی با جهان به این شدت نبود. آن زمان زنجیره تامین و تجهیزات تولید متناسب با نیاز خودروسازان به‌روز می‌شد، ولی در ۱۵ سال اخیر تقریبا هیچ سرمایه‌گذاری جدی برای نوسازی خطوط تولید و تجهیزات آزمون انجام نشده و همین غفلت شکاف فناورانه ما را عمیق‌تر کرده است.»

    دوست‌زاده تصریح کرد: «در شرایط فعلی امکان کاهش این فاصله تقریبا از بین رفته؛ چون ثبت سفارش و تخصیص ارز برای ماشین‌آلات در عمل متوقف شده است. بنابراین تنها راه، اتکا به ساخت داخل و دانش فنی بومی است، اما متاسفانه این حوزه در اولویت سیاست‌گزاری وزارتخانه‌های مرتبط قرار ندارد.»

    بدون احیای ماشین‌سازی، توسعه ممکن نیست

    رئیس کمیته تخصصی کیفیت و استاندارد انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو گفت: «در بررسی ۲۵‌ساله تجربه کره و چین دیده‌ایم که سرمایه‌گذاری و حمایت دولت از صنعت خودرو- از تسهیلات گرفته تا تسهیل تولید- همواره در اولویت‌های اصلی صنعتی قرار داشته است. اما نکته کلیدی، تمرکز پایدار بر ماشین‌سازی به‌عنوان زیربنای همه صنایع و موتور محرک توسعه اقتصادی است.»

    وی خاطرنشان کرد: «ماشین‌سازی ستون فقرات همه صنایع است؛ از خودروسازی و پتروشیمی تا تجهیزات آزمون، همگی بر این زیرساخت تکیه دارند. در کره و چین نیز طی بیش از دو دهه، این بخش بیشترین حمایت دولتی را دریافت کرده است؛ چه در زمینه قانون‌گذاری و تسهیل تولید، چه از نظر حمایت‌های مالی مستقیم و غیرمستقیم.»

    دوست‌زاده در ارزیابی وضعیت ایران تاکید کرد: «واقعیت این است که ما در عمل هیچ اولویتی تحت عنوان حمایت از ماشین‌سازان یا صنعت ماشین‌سازی در کشور نداریم. اگر چنین اولویتی تعریف شده بود، امروز باید در کنار تولید خودرو و قطعه، چند شرکت توانمند داخلی حضور داشتند که خطوط تولید خودروسازان و قطعه‌سازان را به‌روزرسانی و تجهیزات آزمون، از جمله دستگاه‌های استاندارد ایسراک، را نوسازی کنند. اما این بخش کاملا مغفول مانده و همچنان در سطح سیاست‌گزاری صنعتی، جایی در فهرست اولویت‌ها ندارد.»

    وی تاکید کرد: «این موضوع یک ضعف ریشه‌ای در ساختار صنعتی کشور است و لازم است وزارتخانه‌های مرتبط هرچه سریع‌تر وارد عمل شوند و برای برطرف کردن آن تصمیم‌های فوری و موثر بگیرند.»

    خودروسازان ایرانی در تله تولید جزیره‌ای

    دوست‌زاده، در پاسخ به این پرسش که آیا طرح مشخصی برای طبقه‌بندی استانداردها بر اساس تاثیر آن‌ها بر ایمنی و عملکرد از سوی کمیته تخصصی کیفیت به وزارت صمت یا شورای عالی استاندارد ارائه شده است؟ گفت: «بله، این پیشنهاد را در ستاد استاندارد ملی مطرح کرده‌ایم و در حال حاضر در مرحله چکش‌کاری قرار دارد. ان‌شاءالله پس از نهایی شدن، نتیجه آن را به اطلاع عموم خواهیم رساند.»

    وی درباره دیدگاهی که برخی تولیدکنندگان مطرح می‌کنند مبنی بر این‌که اجرای کامل استانداردهای سختگیرانه موجب افزایش چندبرابری هزینه‌های تولید و گرانی محصول نهایی برای مصرف‌کننده می‌شود، توضیح داد: «راه‌حل خاص و جدیدی وجود ندارد، چون این مساله در همه جای دنیا با یک منطق اقتصادی شناخته‌شده حل شده است. هزینه‌های سرمایه‌گذاری ثابت با افزایش تیراژ تولید جبران می‌شود. در واقع، زمان آن رسیده که خودروسازان و قطعه‌سازان داخلی به سمت پلتفرم‌های مشترک حرکت کنند. تیراژ اقتصادی تولید خودرو در جهان معمولا بالای یک میلیون دستگاه است؛ اگر کمتر از این مقدار تولید شود، سرمایه‌گذاری ثابت از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست.»

    وی ادامه داد: «وقتی هر خودروساز مسیر مستقل خود را انتخاب کند و صرفا ۱۰یا ۲۰هزار دستگاه از مدل‌های مختلف تولید کند، نبود پلتفرم‌های مشترک قطعا اجرای استانداردها را به عاملی برای افزایش قیمت تمام‌شده تبدیل می‌کند. تنها راه کنترل هزینه‌ها و رساندن آن به سطحی معقول، ایجاد اتحاد استراتژیک میان خودروسازان و حرکت جدی به‌سوی بهره‌گیری از پلتفرم‌های مشترک است. در هیچ نقطه از جهان راه‌حل دیگری جز این وجود ندارد و همه کشورها دقیقا همین مسیر را دنبال می‌کنند.»

    صنایع مادر؛ سود بالا، تحقیق صفر

    دوست‌زاده، درباره چگونگی استفاده از ظرفیت‌های داخلی در تامین مواد اولیه طی تحریم‌ها به «دنیای خودرو» گفت: «در دوره تحریم، اتفاق‌های مثبتی رقم خورد، اما هنوز می‌توان در برخی حوزه‌ها عملکرد بهتری داشت. در صنایع مادر مانند پتروشیمی، فولاد، فلزات رنگی و همچنین تولید کامپاندهای لاستیکی و پلاستیکی ضعف جدی وجود دارد و در بسیاری از موارد همچنان وابستگی به واردات دیده می‌شود.»

    وی افزود: «در سال‌های اخیر شرکت‌های این حوزه از قیمت‌گذاری دستوری مستثنی بوده‌اند و اکنون در بورس فعال هستند؛ بررسی صورت‌های مالی منتشرشده در سامانه کدال نشان می‌دهد اغلب این شرکت‌ها با حاشیه سود بالا سال مالی خود را به پایان رسانده‌اند. از این رو انتظار می‌رود وزارتخانه‌های مرتبط بخشی از این سود را صرف تحقیق و توسعه کرده و زمینه تولید گریدهای خاص مواد اولیه را در داخل کشور فراهم کنند.»

    این مقام صنفی توضیح داد: «در حال حاضر فولاد تولید می‌کنیم، اما در گریدهای خاص با کمبود جدی مواجه هستیم و یکی از چالش‌های اصلی خودروسازان نیز همین مساله در حوزه فولاد بدنه است. در بخش تولید کامپاندهای لاستیکی نیز موادی مانند EPDM، HMR و حتی MBR در داخل کشور تولید نمی‌شوند و همچنین در زمینه پلی‌آمرهای تقویت‌شده نیز فعالیت موثری صورت نگرفته است. این در حالی است که ارزش افزوده اصلی در فرآوری و تولید نسخه‌های پیشرفته‌ و به‌روزشده همین مواد نهفته است.»

    وی تاکید کرد: «وزارتخانه‌های مرتبط باید صنایع مادر را ملزم کنند تا در دوران تحریم و حتی پس از آن، بخشی از منابع خود را صرف تحقیق و توسعه برای تولید این مواد کنند؛ به‌ویژه در بخش‌هایی که ظرفیت بالای صادراتی دارند. بررسی‌های ما در بازار روسیه نشان می‌دهد تقاضای بسیار قابل‌توجهی برای پلی‌آمید وجود دارد و این جای تاسف دارد که چنین فرصت اقتصادی ارزشمندی را از دست بدهیم و در عین حال، امکان خودکفایی داخلی را نیز از خود سلب کنیم.»

    خودکفایی بالا؛ سپر مقاوم در برابر تحریم

    رئیس کمیته تخصصی کیفیت و استاندارد انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو در تشریح نقشه راه این کمیته در شرایط احتمالی تشدید تحریم‌ها، گفت: «در مورد خودروسازانی که عمق خودکفایی آن‌ها به بیش از ۸۰ تا ۸۵ درصد می‌رسد، نگرانی جدی وجود ندارد. ممکن است به‌صورت موقت ناچار شویم برخی الزامات را تعدیل کنیم، اما روند تولید متوقف نخواهد شد؛ در نهایت تنها کاهش محدودی در حجم تولید رخ می‌دهد. با اطمینان اعلام می‌کنم حتی در صورت تشدید تحریم‌ها، چرخه تولید ادامه پیدا می‌کند و پس از گذشت زمان، همانند دوره‌های گذشته، مجددا به سطح پیشین بازمی‌گردد.»

    وی درباره شرکت‌هایی که فعالیت سی‌کی‌دی دارند نیز تصریح کرد: «در بخش خودروسازی‌هایی که کار مونتاژ سی‌کی‌دی انجام می‌دهند، شرایط حادتر است. توصیه جدی ما به این مجموعه‌ها این است که دست‌کم یکی از مدل‌هایی را که در حال تولید دارند انتخاب کنند و با استفاده از ظرفیت زنجیره تامین داخلی، عمق خودکفایی آن را افزایش دهند. به‌عنوان نمونه، کرمان‌خودرو این مسیر را پیش‌تر طی کرده است؛ مدل جی ۴ اکنون با سطح خودکفایی حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد تولید می‌شود و طبیعتا در برابر شوک‌های ناشی از تحریم مقاومت بیشتری دارد. ممکن است تولید آن کاهش یابد، اما هرگز خط تولیدش متوقف نمی‌شود.»

    این مقام صنفی ادامه داد: «دیگر خودروسازان با عمق خودکفایی پایین، معمولا زیر ۲۰ تا ۲۵ درصد، با شرایط سختی مواجه خواهند شد و باید فورا به فکر جایگزینی تامین‌کنندگان داخلی به‌جای قطعه‌سازان خارجی و واردات سی‌کی‌دی باشند. اجرای این راهکار تنها گزینه ممکن برای ادامه فعالیت در شرایط فشار تحریمی است.»

  • ۵۰ همت؛ فاصله قطعه‌سازان تا یک نفس راحت! / چرا صنعت قطعه‌سازی در ایران با بحران گره خورده است؟

    ۵۰ همت؛ فاصله قطعه‌سازان تا یک نفس راحت! / چرا صنعت قطعه‌سازی در ایران با بحران گره خورده است؟

    به گزارش اقتصادران، بررسی روند یک دهه فعالیت قطعه‌سازی کشور، بر اساس اظهارات روسا و اعضای هیات‌مدیره انجمن‌ها و سایر فعالان این حوزه، نشان می‌دهد که این صنعت همواره چه در دوران رونق تولید و چه در دوره‌های رکود در وضعیت بحرانی قرار داشته است. اکنون نیز در شرایطی که گلایه‌ها همسو با دیگر صنعتگران نسبت به وضعیت موجود به اوج رسیده، این پرسش مطرح می‌شود که اساسا مرز میان «شرایط بحرانی» و «غیربحرانی» برای قطعه‌سازان در چه زمانی قابل تعریف است؟

    روایت فعالان قطعه ساز از سال‌های دور و نزدیک از یک واقعیت مهم پرده برمی‌دارد؛ اینکه «بحران» به واژه‌ای پرتکرار برای وصف حال‌ و روز بازیگران این صنعت بدل شده است، حتی در دوره‌هایی که قطعه سازان از شرایط مالی بهتری برخوردارند. با این اوصاف، سوالاتی که برای اذهان عمومی مطرح می‌شود این است که چرا واژه قطعه‌سازی در ادبیات اقتصادی معادل عبارت «بحران نقدینگی» شده است؟ ریشه‌های این بحران را باید در کجا جست‌وجو کرد و راه نجات صنعتگران از این مضیقه مالی چیست؟

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش‌ها را باید در چند عامل کلیدی جست‌وجو کرد؛ از جمله قیمت‌گذاری دستوری خودرو که فشار مستقیم آن به زنجیره تامین منتقل می‌شود، تا بدهی‌های انباشته خودروسازان به قطعه‌سازان و تاخیرهای طولانی در پرداخت مطالبات. در کنار این موارد، نوسان‌های شدید نرخ ارز و دشواری‌های واردات مواد اولیه نیز وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. بدین ترتیب هرچند بسیاری از مشکلات قطعه‌سازی، خارج از اختیار فعالان این حوزه است و به سیاست‌های کلان اقتصادی و خودروسازی کشور گره خورده، اما واقعیت این است که بخشی از چالش‌ها به درون خود این صنعت بازمی‌گردد.

    قطعه‌سازان طی دو دهه گذشته به جای حرکت در مسیر نوآوری، ارتقای فناوری و حضور در بازارهای جهانی، به صنعت انحصاری خودرو وابسته شده‌اند که این امر حاشیه امنی برای آنها فراهم آورده است. این حاشیه امن موجب شده تا کسب سود از تامین قطعات خودروهای قدیمی و فاقد فناوری روز، به اولویت اصلی آنها بدل شود؛ مسیری که نه‌تنها فرصت توسعه صادرات و افزایش رقابت‌پذیری را از بین برده، بلکه باعث شده صنعت قطعه‌ در یک چرخه بسته گرفتار شود.این عرصه اما این روزها برای صنعتگران این حوزه تنگ تر شده و در انتظار مسکن تامین نقدینگی ۵۰ همتی از سوی دولت نشسته‌اند.

    قطعه‌سازی؛ صنعت همیشه در بحران

    همان‌طور که عنوان کردیم صنعت قطعه به‌خصوص در یک دهه گذشته مترادف است با «شرایط بحرانی». بررسی اظهارنظرهای فعالان صنعت قطعه در این بازه نشان می‌دهد که آنان به طور مستمر بر وجود بحران در این صنعت تاکید داشته‌اند؛ چه در دوران رونق نسبی تولید مانند سال‌های ۹۴ تا ۹۶ و چه در دوره‌های سخت تحریم اولیه (۹۱ تا ۹۳) و تحریم‌های ثانویه از ۹۷ به بعد. به بیان دیگر، روایت قطعه‌سازان در همه این مقاطع رنگ و بوی انتقادی داشته و همواره بر مشکلات ساختاری، کمبود نقدینگی، فشار هزینه‌ها و بدهی انباشته خودروسازان تاکید کرده‌اند.

    این استمرار در بیان بحران نشان می‌دهد که صنعت قطعه حتی در روزهای خوب تولید نیز از وضعیت پایداری برخوردار نبوده است. برخی اظهارنظرها در این زمینه گواه بر بحران همیشگی در این صنعت است به عنوان نمونه در بهمن ۱۳۹۲ آرش محبی‌نژاد دبیر انجمن صنایع همگن با اشاره به پایمال‌شدن حقوق قطعه‌سازان، عنوان کرد که «در طول سه سال اخیر صنعت خودرو با بحران نقدینگی مواجه است که در این میان متاسفانه مشکلات بخش قطعه‌سازی بسیار کمرنگ نشان داده می‌شود.»

    در اردیبهشت ۱۳۹۶ نیز وی تاکید کرد که «۶۰ درصد قطعه‌سازان از سال ۹۰ تا ۹۲ ورشکست شدند.» در تیرماه همان سال نیز عنوان کرده که «صنعت قطعه به شدت با بحران کمبود نقدینگی مواجه است.»

    وی در فروردین ۹۷ با اشاره به توافقات صورت گرفته در خودروسازی، اعلام کرده که «در سال ۹۷ میوه‌های پسابرجامی صنعت خودرو یکی پس از دیگری به ثمر خواهد نشست ولی قطعه‌سازی ما به علت ضعف سیاستگذاری و عدم توجه به این بخش، با یک عقب‌ماندگی مواجه است.» در اسفند ۱۳۹۱ نیز محمدرضا نجفی‌منش رئیس انجمن گفته است که خودروسازان و قطعه‌سازان با زیان بسیاری مواجه شدند و افت تولید، تعدیل بسیار زیاد نیروی کار را به همراه داشته است.» در آبان ۱۳۹۷ نیز وی با اشاره به زیان خودروسازان، تاکید کرده که «زیان صنعت خودرو، قطعه‌سازان را درگیر کرده است.»

    در تیرماه سال ۱۴۰۴ نیز در نشست خبری قطعه‌سازان به بیکاری ۴۰۰ هزار نفر و ورشکستگی قریب‌الوقوع این صنعت تاکید شده است.این اظهارات تنها بخش کوچکی از اظهارنظرها و نشست‌های خبری قطعه سازان است که از مشکلات خود گلایه کرده و از دولت درخواست کمک کرده‌اند بدون اینکه خود را از وابستگی به خودروسازی کشور نجات دهند و همچون قطعه سازان ترکیه نگاهی به تامین زنجیره جهانی داشته باشند.

    ریشه‌یابی بحران و ارائه راهکار

    به سراغ اصغر خسروشاهی رئیس انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودروی کشور، سعید مدنی مدیرعامل اسبق سایپا و حسن کریمی سنجری کارشناس خودرو رفته‌ایم و با آنها دو سوال را در میان گذاشته‌ایم؛ اول اینکه ریشه بحران صنعت قطعه کجاست و دوم اینکه راه نجات چیست؟

    در پاسخ به سوال اول، سعید مدنی مدیرعامل اسبق سایپا با اشاره به اینکه بحران صنعت قطعه یک امر بدیهی است، به دنیای اقتصاد گفت: «خودروسازان ما طی چند دهه گذشته در بحران به سر می‌برند، طبیعی است که صنعت قطعه به دلیل وابستگی به خودروسازان از این بحران رنج بکشد.»

    وی ادامه داد: «به غیر از تعدادی از قطعه‌سازان که از امتیاز بازار لوازم یدکی برخوردار هستند، مابقی که قطعاتی با عمر طولانی‌تر تولید می‌کنند و قطعات را در اختیار خودروسازان قرار می‌دهند، به‌تبع بحران موجود در صنعت خودرو، گرفتار مشکلات می‌شوند.»

    مدنی اظهار کرد: «به جز وابستگی صنعت قطعه به خودرو، نبود ارتباطات جهانی به‌ویژه در دوران تحریم‌ها منجر به بحران شده است. صنعت قطعه و خودروسازی در یک فضای ایزوله نمی‌توانند رشد کنند و حتما باید ارتباطات جهانی برقرار باشد.»

    وی با اشاره به نوسانات ارزی در بروز بحران این صنعت نیز اظهار کرد: «در محیطی که نرخ دلار به دلیل کسری بودجه هیچ‌گونه ثباتی ندارد و هر روز ارزش آن بالا می‌رود، نمی‌توان توقع خاصی از قطعه‌سازان داشت.»

    حسن کریمی سنجری نیز در پاسخ به سوال اول به وابستگی قطعه‌سازی به صنعت خودرو اشاره می‌کند و تاکید دارد که «صنعت خودرو در برخی دوره‌ها برای ارتقا این صنعت سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده، اما قطعه‌سازی در بخش نوسازی دچار تاخیر است.»

    وی با اشاره فرسودگی ناوگان تولید و بروز بحران، ادامه داد: «وقتی فرسودگی ماشین‌آلات به اوج می‌رسد بهره‌وری هم به همان میزان کاهش پیدا می‌کند و بخشی از نقدینگی جهت تعمیرات هزینه می‌شود.»

    سنجری همچنین گفت: «در مورد اینکه عامل خارجی چقدر در بروز بحران مقصر بوده، تفاهم نظر وجود دارد، چرا که به دلیل تحریم مشکلات زیادی گریبان اقتصاد ایران را گرفت.»

    وی نبود ارتباطات جهانی را دلیل مهم دیگر بحران برشمرد و در این باره توضیح داد: «فعالان صنعت قطعه در بخش جذب سرمایه خارجی و انتقال فناوری دچار مشکل هستند. در نتیجه، قطعه‌سازان ما اصلا وارد بخش تولید خودروهای هیبریدی و برقی نشده‌اند یا توان کافی برای تولید گیربکس اتومات را ندارند.»

    اصغر خسروشاهی رئیس انجمن سازندگان قطعات و مجموعه‌های خودرو نیز در ریشه‌یابی دلایل بحران صنعت قطعه به دنیای اقتصاد، گفت: «در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بیشترین سرمایه‌گذاری در صنعت قطعه‌ انجام شد، علت رشد هم این بوده که حاکمیت یک برنامه ۱۰ ساله در بخش خودرو به دولت ارائه داد.»

    وی ادامه داد: «در دولت نهم، برنامه ۱۰ ساله کنار گذاشته شد، حمایتی از ساخت داخل صورت نگرفت، قیمت دستوری از اوایل دهه ۹۰ اعمال شد و طبیعتا خودروسازان به مرور زیان‌ده شدند. وقتی خودروسازان زیان‌ده شدند، در ابتدا خیلی ملموس نبود و به حیات خود ادامه دادند اما زیان انباشته هر روز بیشتر شد و منجر به کمبود نقدینگی خودروساز و انتقال آن به صنعت قطعه شد.»

    خسروشاهی در ادامه می‌گوید: «قبلا وزارت صنایع سنگین و سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران به صورت حرفه‌ای مالکیت دو خودروساز را بر عهده داشتند‌ و مدیران حرفه‌ای آنها به‌کار گماشته شده بودند. که وضعیت دو صنعت خودرو و قطعه بسیار بهتر بود اما دولت‌های نهم و دهم این ساختار را بر هم زدند و پیامدهای آن در بلندمدت بروز کرد.»

    وی با اشاره به امضای برجام نیز اظهار کرد: «وقتی برجام امضا شد، رویکرد هم فرق کرد و به سمتی رفت که سرمایه‌گذاران خارجی وارد کشور شدند و جوینت ونچر ایجاد شد. در این دوره، قطعه‌سازان هم قراردادهای خوبی با کشورهای اروپایی، کره‌ای و ژاپنی منعقد کردند و حتی در زنجیره تامین صادرات شروع به فعالیت کردند. وقتی برجام کنار گذاشته شد، شرکت‌های خارجی هم به دنبال آن از کشور خارج شدند. بنابراین مشکلات ارزی ایجاد شد و مشکلات قبلی مثل قیمت دستوری و نبود برنامه بلندمدت ادامه داشتند، به تدریج بحران عمیق‌تر شد. حالا نیز می‌توان گفت که صنعت قطعه در اوج بحران قرار دارد.»

    در پاسخ به پرسش دوم مبنی بر اینکه راه نجات صنعت قطعه چیست؟ سعید مدنی مدیرعامل اسبق سایپا با اشاره به پیشنهاد اعطای ۵۰ همت به قطعه‌سازان، گفت: «اگر از کل رقم بدهی ۵۰ همت داده شود، قطعه‌سازان یک نفسی خواهند کشید، پیشنهاد من هم این بود که یک تنفس به این صنعت داده شود و یک بازپرداخت یک الی دو ساله برای اقساط در نظر بگیرند.»

    خسروشاهی با تاکید بر اینکه تزریق نقدینگی مانند مُسکن عمل می‌کند، اظهار کرد: «چنین راهکاری حلال مشکلات ریشه‌ای نیست. صنعت نیازمند یک سیاستگذاری بلندمدت است.»

    کریمی سنجری با تاکید بر ایجاد انسجام در تشکل، عنوان کرد: «نوسازی ماشین‌آلات نیازمند برقراری ارتباطات جهانی است.»