برچسب: صندوق های بورسی

  • پیش‌بینی کارشناسان بورسی از مسیر بازار سهام در آینده

    پیش‌بینی کارشناسان بورسی از مسیر بازار سهام در آینده

    به گزارش اقتصادران، در چهارمین روز معاملاتی هفته، سه‌شنبه، رشد بیش از ۶‌هزار‌واحدی شاخص‌کل و صعود بیش از ۱۳‌هزار‌واحدی شاخص هموزن نشان‌داد نقدینگی به سمت نمادهای کوچک حرکت کرده‌است و اقبال سرمایه از هموزنی‌‌‌‌‌‌‌‌ها بیشتر از شاخص‌کل است.

    به‌زعم کارشناسان، یکی از محرک‌‌‌‌‌‌‌‌های اصلی بازار سرمایه در وهله کنونی، تعیین‌تکلیف مسیر مذاکرات است و چارچوب‌های معین‌شده در مذاکرات، می‌تواند بر بازار سهام اثرگذار باشد. این موضوع را می‌توان در نرخ ارز، بازار طلا و بازار سهام مشاهده کرد، چراکه برخی از سرمایه‌گذاران با احتیاط فراوان حرکت می‌کنند.

    حجت سرهنگی، کارشناس بازار سرمایه به ارزیابی وضعیت بازار سهام روز سه‌شنبه پرداخت و گفت: بازار سرمایه در روزها و هفته‌های اخیر با نوسانات قابل‌توجهی همراه بوده‌است. هرچند ورود نقدینگی و افزایش حجم معاملات، نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌ای از تحرک بازار سهام است، اما در عین‌حال عدم‌اطمینان و نبود تصویر روشن از آینده باعث‌شده سرمایه‌گذاران همچنان در انتخاب‌‌‌‌‌‌‌‌های خود با تردید مواجه باشند. گردش سرمایه بین صنایع مختلف به‌‌‌‌‌‌‌‌وضوح مشاهده می‌شود؛ به‌طوری که در یک روز شاهد اقبال به گروه بانکی یا خودرویی هستیم و روز دیگر صف‌‌‌‌‌‌‌‌های فروش در همان گروه‌ها شکل می‌گیرند.وی افزود: این رفتار رفت‌‌‌‌‌‌‌‌وبرگشتی در صنایع، ناشی از فضای مبهم حاکم بر بازار و البته متاثر از روند مذاکرات سیاسی میان ایران و ایالات‌متحده است؛ مذاکراتی که چگونگی ترکیب و نتایج آن می‌تواند اثر مستقیم بر تصمیمات سرمایه‌گذاری بگذارد.

    در حال‌حاضر، جزئیات این مذاکرات مشخص نیست و همین امر موجب‌شده که سرمایه‌گذاران در تحلیل آینده دچار دشواری شوند.کارشناس بازار سرمایه اضافه کرد: با این وجود، به‌نظر می‌رسد که بخشی از سرمایه‌گذاران وزن بیشتری به احتمال حصول توافق می‌دهند. این مساله باعث‌شده جریان نقدینگی از بازارهایی چون طلا و ارز به سمت بازار سهام هدایت شود و وزن سهام در سبد سرمایه‌گذاری افزایش یابد، با این‌حال به دلیل نامشخص‌بودن نتایج نهایی، سرمایه‌گذاری‌های مستقیم در سهام با احتیاط بیشتری دنبال می‌شود.وی در ادامه گفت: در چنین شرایطی، بهره‌‌‌‌‌‌‌‌گیری از ابزارهایی همچون صندوق‌های سرمایه‌گذاری(اعم از صندوق‌های بخشی یا ETFها) می‌تواند گزینه‌‌‌‌‌‌‌‌ای معقول و کم‌‌‌‌‌‌‌‌ریسک‌‌‌‌‌‌‌‌تر برای سرمایه‌گذاران، به‌ویژه افراد کم‌‌‌‌‌‌‌‌تجربه باشد.

    برای مثال، سرمایه‌گذاری در صندوق‌های تخصصی فعال در صنایع دارویی، غذایی، پتروشیمی یا بانکی می‌تواند به تشکیل پرتفویی متنوع و متعادل کمک کند و از رفتار هیجانی پرهیز شود. سرهنگی اظهار کرد: اگر فرض را بر موفقیت نسبی در مذاکرات بگذاریم، انتظار می‌رود صنایع ‌ریالی رشد بهتری را تجربه کنند، با این‌حال بازار نیازمند تحلیل دقیق‌تری است. آنچه مهم است، بررسی ابعاد توافق، میزان رفع تحریم‌ها و شرایط جدید برای جذب سرمایه و تامین مالی شرکت‌هاست. این عوامل در تعیین جهت‌‌‌‌‌‌‌‌گیری سرمایه‌گذاری‌ها در صنایع مختلف نقش اساسی دارند.

    از میان گروه‌های پیشرو بازار، می‌توان به صنایع دارویی، غذایی، حمل‌ونقل، خودرویی و بانکی اشاره کرد. شرکت‌هایی که عملکرد مالی مطلوب‌تری داشته‌‌‌‌‌‌‌‌اند، صورت‌های مالی شفاف ارائه داده‌اند و چشم‌‌‌‌‌‌‌‌انداز سودآوری مناسبی در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ دارند، در کانون توجه تحلیلگران قرارگرفته‌‌‌‌‌‌‌‌اند. وی افزود: نکته قابل‌توجه دیگر، رشد شاخص هموزن نسبت به شاخص‌کل است که نشان‌دهنده افزایش توجه بازار به شرکت‌های کوچک‌تر و متوسط است؛ شرکت‌هایی که از نظر ارزندگی، دارایی‌ها و پتانسیل سودآوری، جایگاه ویژه‌ای در سبد سرمایه‌گذاران پیدا کرده‌اند.کارشناس بازار سرمایه ادامه‌داد: در پایان، باید به یکی از مهم‌ترین متغیرهای کلان اقتصادی اشاره کرد: نرخ بهره. در شرایطی که نرخ بهره کاهش نیابد، انتظار جهش‌‌‌‌‌‌‌‌های قابل‌توجه در بازار سرمایه بعید به‌نظر می‌رسد. در حال‌حاضر، نرخ تامین مالی به‌عنوان یک مانع مهم، روند رشد بازار را کند کرده‌است.

    در صورت کاهش این نرخ و فراهم‌شدن شرایط برای سرمایه‌گذاری و تامین مالی مطلوب، می‌توان انتظار داشت که بازار رشد پایدارتری را تجربه کند.سرهنگی در پایان گفت: جمع‌بندی آنکه، بازار در مسیر صعودی قرار دارد، اما با شیب ملایم. شرکت‌هایی که سودآوری مناسبی دارند، گزارش‌های مالی قابل‌اتکا ارائه کرده‌اند و از نظر تحلیل بنیادی در وضعیت خوبی هستند، می‌توانند همچنان گزینه‌‌‌‌‌‌‌‌های مناسبی برای سرمایه‌گذاری باشند.

  • خیز بازار سهام برای راند دوم صعود؟

    خیز بازار سهام برای راند دوم صعود؟

    به گزارش اقتصادران عبور بورس از ابرکانال ۳میلیون واحدی، روز شگفت‌انگیزی را در بازار سهام رقم زد. کارشناسان، ورود بیش از هزار و ۶۰۰میلیارد تومانی پول حقیقی و رشد بیش از ۴۵هزار واحدی شاخص در «شنبه‌ای پرخبر» را واکنشی قابل توجه به تحولات سیاسی اخیر می‌پندارند که سبب بازگشت رونق به بازار سهام شده است. هم‌اکنون خواسته اصلی سهامداران بازگشت دامنه نوسان به روال سابق است. همچنین با کاهش ریسک‏های سیاسی، روز گذشته دلار نیز تحت تاثیر فضای مثبت مذاکرات رم روند باثباتی را تجربه کرد.
    شروع دور دوم مذاکرات غیر‌مستقیم میان ایران و آمریکا، بازارهای دارایی را با نوساناتی همراه کرد. تغییر فاز ‌بازار سهام که از ابتدای سال‌کلیدخورده است، در نهایت روز شنبه شاخص بورس را از مرز روانی ۳میلیون واحد عبور داد. نماگر اصلی بازار سهام طی اولین روز هفته با رشد بیش از ۴۵هزار‌واحدی در محدوده ۳میلیون و ۱۲هزار واحد آرام گرفت. این درحالی است که نماگر هموزن نیز با افزایش ارتفاع۱٫۲۸درصدی همراه شده و هنوز با سقف تاریخی خود فاصله ۶٫۵درصدی دارد. با وجود بسته‌بودن نمادهای خودرویی، استقبال از دیگر شاخص‌‌‌‌‌‌سازان به‌خصوص بانکی‌‌‌‌‌‌ها و فرآورده‌های نفتی افزایش‌یافته و بیش از‌هزار و ۶۰۰میلیارد‌تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شد.

    نقش پررنگ صندوق‌های سهامی به‌خصوص استقبال از اهرمی‌‌‌‌‌‌ها به‌عنوان نماینده بخش غیرمستقیم سرمایه‌گذاری در رونق بازار سهام قابل‌چشم‌‌‌‌‌‌پوشی نیست، با این‌حال همزمان با آرام‌‌‌‌‌‌شدن اوضاع سیاسی، ثبات نسبی در سیاستگذاری‌های اقتصادی و بازگشایی دامنه‌نوسان از خواسته‌‌‌‌‌‌های اصلی سهامداران به‌شمار می‌رود که در نهایت بورس را برای رشد پایدار آماده خواهد کرد.

    بازارهای جهانی، سراسر سبز

    بازارهای جهانی به لطف عقب‌نشینی ترامپ از مواضع سختگیرانه در قبال اقتصادهای دنیا، شاهد رشد قیمت‌ها در کالاهای پایه بود. تنها بازنده در این میان، شاخص دلار آمریکا بود که با کاهش ۰٫۷۶درصدی به زیر ۱۰۰واحد رسید. تقاضای بالای چینی‌‌‌‌‌‌ها برای خرید طلا، قیمت هر انس طلای جهانی را تا ۳هزار و ۳۰۰دلار افزایش داد، بااین‌حال بازدهی هفتگی طلا، بیش از ۲٫۵درصد به‌ثبت رسیده‌است. قیمت نفت با افزایش بیش از ۴٫۵درصدی به رخنه تقاضای چین به بازار نفت در آسیا واکنش نشان‌داد، به‌خصوص آنکه تحریم‌های دومین اقتصاد برتر دنیا سبب شده‌است تا این تقاضا در سایر بازارها به‌جز آمریکا تقویت شود. قیمت سایر فرآورده‌های نفتی نیز بهبود یافت و کرک‌اسپرد پالایشگاه به‌طور میانگین همچنان در سطوح قابل‌قبولی قرارداد. برخلاف نفت و طلا، تقاضا در فلزات گرانبها، کاهش‌یافت و قیمت‌ها در این بازار نیز افت قابل‌توجهی را تجربه کردند، با این‌حال قیمت گاز طبیعی همچنان نزولی است و متانول جهانی نیز همپای آن مسیر کاهشی را دنبال می‌کند. اوره تثبیت قیمتی خوبی داشته و همچنان بالای ۳۸۰دلار معامله می‌شود.

    مقاومت روانی شکست

    از آخرین‌‌‌‌‌‌بار که شاخص‌کل بورس موفق شد تا به مرز ۳میلیون واحد نزدیک شود، حدود ۳ماه ونیم می‌گذرد. ۱۹دی‌‌‌‌‌‌ماه سال‌قبل، نماگر اصلی بورس با ثبت یک سقف جدید، سعی داشت تا از این مرز روانی عبور کند، اما ریسک‌های سیاسی مانع از آن شد تا رونق بازار ادامه داشته‌باشد. در آن مقطع زمانی نسبت قیمت به سود یا P/E بازار به محدوده ۸واحد رسید‌و بلافاصله با انتشار گزارش‌های ۹ماهه تعدیل شد. اکنون P/E بازار سهام زیر ۸واحد قرار دارد و چندین متغیر به حمایت از آن آمدند تا اعداد بالاتری را به خود ببیند. مسیر نرخ بهره بدون‌ریسک پس از کاهش تنش‌های سیاسی نزولی شده و به عقیده کارشناسان، این روند تداوم خواهدداشت، ضمن آنکه کاهش فاصله قیمتی دلار توافقی و دلار بازار آزاد به زیر ۲۰درصد جذابیت خرید سهام و سرمایه‌گذاری در صنعت را افزایش داده‌است. هرچند این جذابیت عمدتا به نفع شاخص‌‌‌‌‌‌سازان است.

    بانکی‌‌‌‌‌‌ها به‌عنوان مهم‌ترین گروه برجامی بازار، با جذب ۵۸۳میلیارد‌تومان پول حقیقی موفق شدند تا لیدر بورسی‌‌‌‌‌‌ها باشند. در کنار این، رشد ۴درصدی قیمت نفت طی هفته گذشته و بهبود کرک‌اسپرد پالایشی‌ها، سبب شد تا به‌‌‌‌‌‌رغم ریسک دخالت‌های دولت در این صنعت، پالایشی‌‌‌‌‌‌ها از چشم بازار دور نمانند. صندوق‌های سهامی نیز به دلیل اهمیت بالای سرمایه‌گذاری غیر‌مستقیم، مورد‌توجه هستند، به‌خصوص آنکه صندوق‌های اهرمی با وجود دامنه‌نوسان محدود با تقاضای قوی مواجه شدند. برخلاف بزرگان بورسی، بیش از نصف نمادهای بازار از ابتدای سال ‌و کف ۲۸اسفند، بازدهی کمتر از شاخص‌کل و شاخص هموزن داشتند. حدود ۲۰۰نماد نیز بازدهی منفی به‌ثبت رسانده‌اند. انتظار می‌رود، با بازگشت آرامش، روزهای خوبی برای سهام کوچک و بنیادی بازار رقم بخورد.

    به نظر می‌رسد راه همواری برای تثبیت شاخص‌کل بالای ۳میلیون پیش‌‌‌‌‌‌روی بازار است. بورس به‌دنبال تثبیت نسبی اوضاع سیاسی و متغیرها و مفروضات مطابق با واقعیات اقتصادی است. بازار سرمایه طی چند ماه اخیر نشان‌داد که حتی با نوسانات مثبت در نرخ ارز نیز مخالف است، چراکه موجب رخنه هیجان در بازارهای موازی شده و بورس را در این مرحله گوشه‌‌‌‌‌‌نشین می‌کند. تداوم کاهش ریسک‌های سیستماتیک، ضمن بازگرداندن آرامش به بازار سهام، متغیرهای مهم بازار را نیز با واقعیت همسان خواهد کرد، دست سیاستگذار برای تغییرات مهم و بزرگ مانند حذف قیمت‌گذاری دستوری و تک‌‌‌‌‌‌نرخی‌‌‌‌‌‌شدن ارز بازتر است و ظرفیت‌های تولید را در شرکت‌های بورسی به‌کار می‌‌‌‌‌‌اندازد.

    واکنش تند آپشن‌‌‌‌‌‌ها

    بازار مشتقه از ابتدای سال‌با رشد چشمگیر ارزش معاملات همراه شده‌است. ارزش دادوستدهای قراردادهای اختیارمعامله سهام با افزایش چشمگیری به نزدیک ۹۰۰میلیارد‌تومان رسید. قراردادهای اختیار معامله سهام، در واکنش به عبور شاخص از مرز ۳میلیون واحد با نوسانات قابل‌توجهی همراه بودند. اختیارهای خرید، با رشد قیمتی بیش از ۳۰درصدی به استقبال رونق رفتند. قراردادهای اختیار فروش نیز واکنش منفی داشتند. به‌نظر می‌رسد، با نوسانات در قراردادهای اختیارمعامله خردادماه، بازار سهام بهار خوبی را تجربه‌کرده و بتواند رکوردهایی را در اولین فصل سال‌ثبت کند، با این‌حال همچنان اختیارفروش‌ها برای بستن کف قیمت یا کف سود سبدهای سهام مورد‌توجه هستند. خرید اختیار فروش‌ها جهت بیمه سهام می‌تواند جلوی تحمیل ریسک بیشتر را بگیرد.

    بازگشایی دامنه؛ خواسته اصلی بورسی‌‌‌‌‌‌ها

    پس از آنکه دامنه‌نوسان حدود یک‌سال به دلیل شرایط حساس منطقه و ایران، محدود شده بود، اکنون پرسش اصلی سهامداران آن است که چرا با وجود کاهش این ریسک‌ها، دامنه‌نوسان بازتر نمی‌شود. از نهاد ناظر یا سازمان بورس انتظار می‌رود، با توجه به خواسته عمده اهالی بازار برای بازگشایی دامنه، توجه ویژه‌ای به دامنه قیمتی صندوق‌های اهرمی داشته باشند، چراکه این صندوق‌ها به‌عنوان یک ابزار جذاب، برای کسانی که ریسک بالاتری را متحمل می‌شوند، کاربرد دارد. با بازگشایی نمادهای خودرویی و همزمان تسهیل در نوسانات سهام، می‌توان شاهد آن بود که با رشد ارزش معاملات، استقبال از بازار سهام نیز افزایش‌یافته و پول‌های حقیقی جدیدی وارد گردونه معاملات شود.

  • بورسی ها چشم انتظار نیمه دوم سال / قهر سهامداران با بازار سرمایه به آشتی تبدیل می شود؟

    بورسی ها چشم انتظار نیمه دوم سال / قهر سهامداران با بازار سرمایه به آشتی تبدیل می شود؟

    به گزارش اقتصادران، هلن عصمت پناه نوشت:

    شرايط بازار سرمايه مدت‌هاست در ركود و ضعف قرار دارد، پول‌هايي هم كه همچنان در بازار باقي مانده‌اند براي مديريت ريسك به سمت صندوق‌ها به ويژه صندوق‌هاي درآمد ثابت و صندوق‌هاي طلا حركت كرده‌اند. با محدوديت دامنه نوسان در مدت طولاني، مديريت ريسك فراتر از قبل براي سهامداران پر رنگ شده است.

    پول‌هاي سرمايه‌گذار هم كه درگير سبدي متنوع از سهام بنيادي هستند، در اين سطح قيمتي نمادها، نه توانايي فروش دارند و نه خريد لذا بلاتكليفي شرايط سهامداري و سرمايه‌گذاري را دشوار كرده است. از طرفي بازار كارايي ندارد و سهامدار امنيت و اعتماد خود را از دست داده است. در اين ميان اتفاقاتي چون تغيير رييس‌جمهور كشور و كابينه دولت و به تازگي تغيير رييس سازمان بورس، اميد كوچكي جهت بهبود بازار سرمايه و تصميمات اثربخش، به سهامداران وارد كرده است كه البته اين اميد هم از نوع انتظار است. عدم پيش‌بيني‌پذير بودن اقتصاد و نااميدي به بهبود شرايط اقتصادي كشور به قهر سهامداران با بازار سرمايه، منجر شده است. با تمام اين بحران‌ها، شاخص بورس مدت‌هاست عقب‌تر از رشد تورم در جا مي‌زند و اميد اينجاست كه شايد به دليل اين ناهمگامي، به زودي توجه به سمت بورس اوراق بهادار جلب شود.  نكات مثبتي در اين ميان از اهداف علمياتي دولت جديد به چشم مي‌خورد كه نمونه آن نزديك شدن دلار نيما به آزاد است كه مي‌تواند اميدبخش باشد. بايد استراتژي نجات‌بخش دولت و مديران و متوليان جديد، آرام‌آرام نسبت به وضعيت بازار سرمايه مشخص شود و بايد ديد باتوجه به وعده‌هايي كه از پيش درخصوص بهبود بورس داده‌اند آيا مي‌توانند شش ماهه دوم ۱۴۰۳، توجه ويژه‌اي به بورس اوراق بهادار داشته باشند!

    در ضمن مشكل اساسي در بطن بورس اوراق بهادار، از كارافتادگي، ضعف و افت سود عملياتي شركت‌هاي فعال در بازار سرمايه به خصوص توليدي‌ها بوده كه درگير ريسك‌هاي سيستماتيك و بحران‌هاي اقتصادي شده‌اند و اولين قدم از سمت مديران ‌و متوليان رسيدگي به اين صنايع در جهت بهبود سودها، گسترش طرح توسعه‌ها و بهره‌وري اين شركت‌ها با هدف تمايل سرمايه‌گذار به سرمايه‌گذاري در سهام اين شركت‌ها و آشتي با بازار سرمايه است.

  • نیاز بورس به حقيقت‌گویی مسئولان / کارشناس بازار سرمایه: مردم را به بورس دعوت کردند اما پشت بورس را خالی کردند

    نیاز بورس به حقيقت‌گویی مسئولان / کارشناس بازار سرمایه: مردم را به بورس دعوت کردند اما پشت بورس را خالی کردند

    به گزارش اقتصادران، محسن عباسی نوشت:

    يكي از ويژگي‌هاي دولت جديد آن است كه مشكلات كشور را به دوش دولت قبل نمي‌اندازد. اساسا مقصر دانستن دولت‌هاي قبلي، وزرا و روساي جمهور قبلي مديران پيشين و… چيزي به مدير جديد و دولت مستقر اضافه نمي‌كند كه حتي موجب تضعيف جايگاه دولت جديد هم مي‌شود. مديري كه اين گونه عمل مي‌كند در درجه اول اعتماد به يك جايگاه را خدشه‌دار مي‌كند، جايگاهي كه خودش در شرايط فعلي در آنجا قرار دارد. هر مديري در هر سطحي  كه وارد صحنه مي‌شود ابتدا همه چيز را گردن مدير قبلي مي‌اندازد تا فضا را براي خود ايزوله كند فارغ از اينكه اين سيگنال براي افكار عمومي ارسال مي‌شود كه اين سيستم قابل اعتماد نيست و خروجي اين سيستم، حقيقت نيست.

    بنابراين با هر بار تغيير مديران و مسوولان بخشي از اعتماد عمومي به سيستم‌ها وسازمان‌ها به صورت اتوماتيك ريزش مي‌كند زيرا مديران جديد, كل عملكرد سيستم تا قبل از ورود خود را زير سوال مي‌برند. بازاري مانند بورس كه عملكردش، تجميع سرمايه‌هاي كوچك براي اجراي پروژه‌هاي بزرگ است به شدت بر اعتماد عمومي و حقيقت حساس است.

    با وجود عنصرِ نامریي اعتماد است كه سرمايه‌گذاران براي شركت در پذيره نويسي شركت‌ها اقدام مي‌كنند در بورس سهام مي‌خرند و  در بانك سپرده‌گذاري مي‌كنند. با كاهش اعتماد به موسسات مالي و اعتباري در چند سال گذشته اين موسسات ورشكسته شدند و بحران حتي به بانك‌ها هم رسيد. كاهش اعتماد به هر بازاري باعث فرار سرمايه از آن بازار خواهد شد و حالا كه راه خروج سرمايه به خارج از كشور با ارز ديجيتال و خريد ملك و…‌ باز  شده، قانونگذاران بايد حساس‌تر عمل كنند تا بيش از اين شاهد فرار سرمايه‌ها نباشيم. دولتي كه مردم را به بورس دعوت مي‌كند اما پشت بورس را خالي مي‌كند بزرگترين ضربه را به اعتماد عمومي وارد كرده است و حتي وعده‌  پوچ حمايت‌هاي بعدي هم مانند تبر بر ريشه اعتماد بازار عمل كرد و نتيجه اين شد كه نقدينگي در سالهاي گذشته  از بورس به مسكن در تركيه و ارزهاي ديجيتال و… كوچ كرد. به نظرم در شرايط فعلي جداي از تزريق نقدينگي براي حمايت از بازار كه راه‌حل فوري و عاجل براي وضعيت بحراني فعلي است بايد به فكر ايجاد يك بستر «حقيقت‌ساز» و «حقيقت‌گو» براي مخاطبان بازار باشيم كه البته اين اتفاق  بايد در سطح كلان‌‌تر اقتصادي رخ بدهد و شامل بورس هم شود.

    اين كار نيازمند حضور قوه مقننه و  قضاييه براي ايجاد و نظارت بر سيستم توليد حقيقت در اقتصاد است. ارايه اطلاعات درست اقتصادي توسط وزارتخانه‌ها، بانك مركزي، شركت‌هاي بورسي و…  گرفته تا بررسي اظهارات مسوولان و وزرا  و مديران دولتي و نمايندگان مجلس و  مديران و اعضاي هيات مديره شركت‌هاي بورسي كه بر محيط كسب و كار تاثير دارند.

    وقتي فردي اطلاعاتي مي‌دهد بايد مسووليتش را هم بپذيرد اگر خلاف واقع گفت بايد مجازات‌هاي متناسب را هم در نظر گرفت. اگر وعده‌اي داده شد و عمل نشد قابل پيگيري باشد. در اين صورت  اعتماد به سيستم خدشه‌‌دار نمي‌شود و تنها اعتماد به فرد مسوول از بين خواهد رفت. در اين صورت شاهد كاهش مصاحبه‌هاي تكراري و بي‌هدف و گفتاردرماني مديران خواهيم بود زيرا مي‌دانند كه مسووليت گفته‌ها و مصاحبه‌ها با خودشان است. پيشنهادم به مديران جديد بورس اين است كه از توجه بيش از اندازه به نظارت و تنبيه و مجازات سرمايه‌گذاران بكاهند  و حالا كه فرصت اصلاح قوانين فراهم شده است به جاي سرمايه‌گذاران با مديران اقتصادي و مسوولان و ناشران بورسي كه با كم كاري و يا ارايه اطلاعات و وعده‌هاي غلط و عدم اجراي تكاليف قانوني باعث زيان سرمايه‌گذاران مي‌شوند برخورد شود فضا را به سمت شفافيت و مسووليت‌پذيري ببريم. اين اولين قدم در راستاي توليد حقيقت و پاسداشت حقيقت در شرايط فعلي خواهد بود و مي‌تواند رويه‌اي باشد براي احياي اعتماد عمومي و توليد ثروت ماندگار!

  • بازار سرمایه را به رانتخواران اجاره داده اند!

    بازار سرمایه را به رانتخواران اجاره داده اند!

    به گزارش اقتصادران، هابیل خاوری نوشت:

    در حالي به استقبال چهارمين روز كاري هفته مي‌رويم كه تقريبا همه بر اين باور هستند كه سايه جنگ و درگيري از سر بازار برداشته شده است و بازار به استقبال روز‌هاي خوب خودش مي‌رود . صحبت‌هاي ديروز همتي در مجلس نيز مزيد بر علت شد تا استقبال از سهام در بازار بيش از روز قبل باشد. اما آيا اتفاقاتي كه در زمان آقاي همتي براي بورس رخ داد را فراموش كرده‌ايم؟
    تمامي حمايت‌ها تا امروز كلامي بوده و تا به امروز هيچ لاين اعتباري براي كمك به صندوق تثبيت تخصيص داده نشده است!
    در مجموع شرايط به گونه‌اي است كه مي‌توان با اطمينان گفت كه طي معاملات فردا و نيمه ابتدايي هفته آينده، اگر شاهد افزايش عرضه‌ها در بازار باشيم، خريداران نظاره‌گر نخواهند بود و بازار اين قابليت را دارد تا مجددا به صف بنشيند .
    در مورد صندوق‌هاي اهرمي شرايط بسيار پيچيده است، از طرفي افزايش حباب منفي صندوق‌ها به واسطه برابري دامنه نوسان با سهام و سر رسيدن شدن اختيار‌هاي اهرم سري پنج!! همگي دست به دست هم دادند كه معاملات به سمت منفي كشانده شود مجدد!
    از طرفي افزايش دامنه به دو درصد شك‌برانگيز است!! نوسان سهام و صندوق‌ها با هم برابر و ۲ درصدي شد در اين هفته كه شديدا جاي بحث و بررسي دارد!! چرا ۳ يا ۴ درصدي نشد؟
    از ديد بنده دليل دامنه نوسان دو درصدي، چيزي جز سر رسيد اهرم سري ۵ نبود!! چرا اين را مي‌گويم؟ به دليل اينكه اين اختيار بايد تا اعمال ۱۸۰۰ توماني بسوزد!!! اين كار را كردند كه مبادا قيمت هوس كند به محدوده عزيزان نفوذ كرده در سازمان نزديك شود!!!
    صف خريد ۳۰۰ميليوني اهرم در دامنه ۲ درصدي در پيش‌گشايش روز‌هاي شنبه و يكشنه را همه ديدند، اگر دامنه نوسان باز بود قطعا اختيار ۱۸۰۰توماني از خطر خارج مي‌شد و در اين دو روز باقيمانده هم ۲۰۰۰ تومان را مي‌ديد!
    مشكل اساسي بازار سرمايه رانت‌هاي توزيع شده در حوزه مجوز‌ها و عدم نظارت است!! به خصوص در صندوق‌ها در تمامي انواعش!!
    به جرات مي‌گويم بازار سرمايه را به يكسري از اين عزيزان اجاره داده‌اند، وضعيت فعلي بازار ظلم بزرگي در حق سهامداران و سرمايه‌گذاران است. چرا اين را عرض مي‌كنم؟ از اين بابت كه چند وقت پيش معلوم شد مديران بعضي از صندوق‌هاي اهرمي از حباب فروشي كسب درآمد مي‌كردند يعني از صدور به قيمت تابلو و ابطال به قيمتNAV  براي مديران و مجموعه سود مي‌ساختند!!!
    جلوي اين بازي‌هاي كثيف را چه كسي مي‌خواهد بگيرد؟ حالا هم كه چه كار‌ها كه براي سوخت شدن قرارداد‌ها نمي‌كنند!!
    هر چند شنيدم كه تذكراتي داده شده و بعد اين قضايا هم معاملات صندوق‌ها به ساعت عادي بازار برگشت! ولي دنياي سرمايه‌گذاري غيرمستقيم و صندوق‌هاي ما سراسر رانت و اشكال و قانون‌شكني است!! كه اميدوارم روزي اين ايرادات رفع بشوند!!
    اگر اين هفته دامنه صندوق اهرم روال عادي پيدا مي‌كرد حدود يك ميليارد سهم با اعمال اهرم سري ۵ از مالكيت رايتر اختيارها خارج و اعمال مي‌شد!! ولي… فكر مي‌كنم هر توضيح ديگري اضافه باشد.

  • پیش بینی آینده بورس پس از ترور هنیه

    پیش بینی آینده بورس پس از ترور هنیه

    به گزارش اقتصادران، اگر از ریسک‌های سیستماتیک پیرامون بازار سرمایه بگذریم، عوامل دیگری نیز سبب شد تا بازار سرمایه آن مسیر انتظاری و ترسیمی کارشناسان را طی نکند. اتفاقی که اندک رمق باقی‌مانده سهامداران را نیز از آن‌ها ربود.

    بعد از انتخاب دکتر پزشکیان به عنوان رئیس جمهور، فعالان بازار سرمایه تصور کردند که به ساحل آرامش رسیدند؛ اما آن‌طور که پیش‌بینی‌ها انجام شد، پیش نرفت؛ چرا که عرضه‌های آبشاری مخصوصا از سمت صندوق‌ها اجازه رشد به بازار را نداد. تقریبا عرضه‌ها در مسیر کاهشی قرار گرفت و کم کم تقاضا در حال افزایش بود که ترور اتفاق افتاد.

    از سوی دیگر هیچگونه واکنشی از سمت مدیران سازمان بورس در راستای افزایش حجم مبنا یا کاهش دامنه صورت نگرفت و باعث ریزش ۱۰۰ هزار واحدی شاخص کل تنها در دو روز شد. همچنین بازار‌های جهانی، با شاخص‌های متمایل به رکود مواجه و بازار‌های سهام اغلب کشور‌ها نیز ریخت.

    مجموع عوامل فوق نشان می‌دهد که انواع بدبختی‌ها تنها در یک ماه برای بازار سرمایه رخ داد.

    این ریزش‌ها بعد از دو روز با واکنش سازمان بورس مواجه و دامنه نوسان به یک درصد کاهش یافت. اتفاقی که سبب شد تا مدت‌ها شاهد شاخص ۲ میلیونی باشیم.

    با مرور گذشته متوجه می‌شویم که شاخص کل برای ششمین بار به محدوده دو میلیون واحد رسیده که بررسی‌ها نشان می‌دهد شرایط بسیار متفاوت با ۵ برخورد گذشته است.

    ۱۵ فروردین ۱۴۰۲

    اولین برخورد شاخص به عدد دو میلیون واحد، به اواسط فروردین سال گذشته برمی‌گردد. این اتفاق درست زمانی رقم خورد که روند صعودی شاخص کل از ۴ ماه پیش از آن آغاز شده بود و به نظر می‌رسید ادامه‌دار نیز باشد.

    روند پر قدرت صعودی مقاومت روانی دو میلیونی رو پودر کرد و به راحتی در پی کشف سقف‌های جدید، به بلندپروازی خود ادامه می‌داد. آمار‌ها نیز این شکست را تایید می‌کردند؛ ارزش ۱۷۴ میلیارد دلاری بازار با p/e نزدیک به ۶.۵ که به هر حال در جای خود قابل توجه است.

    برخورد‌های ۱۴۰۲

    بعد از رسوایی اردیبهشت ماه، شاخص‌های بورسی راهی جز سقوط را پیش‌پای خود نیافتند. همین مورد سبب شد تا شاخص کل از سقف تاریخی خود عقب‌گرد کرده و مجددا به محدوده ۲ میلیون واحد نزدیک شود.

    این رسوایی اتفاقی کم نظیر در تمام دنیا بوده و از آنجایی که بورس در ۳ سال پیش از آن در فضای رکودی به سر می‌برد، هیچ فعالی شاخص ۲ میلیونی را درخور ارزش واقعی بازار نمی‌دید. امری که سبب شد که شاخص کل پیرامون این عدد نوسان کرده تا در تاریخ ۴ شهریور، با ثبت کندلی صعودی و قوی، آن‌را شکست.

    در مهر و آبان همان سال نیز به علل گوناگون نظیر جریمه بانک‌ها به دلیل عدم ایفای تعهدات طرح ملی مسکن و انتشار اوراق تبعی توسط صندوق توسعه بازار، بازار مجددا به همان محدوده بازگشت و بازهم فضای نوسانی حاکم شد.

    ۱۴ مرداد ۱۴۰۳

    از آن تاریخ به بعد، شاخص کل هیچ‌گاه عدد ۲ میلیون واحد را به خود ندید. البته ذکر این نکته ضروری است که این بدان معنا نیست که یازار سرمایه به ارزش ذاتی خود نزدیک شده، بلکه بدان معنا است که تنها کمی بالاتر از کف بازار در حال معامله است.

    حال سوال این‌جاست در برخورد‌های قبلی با ارزش دلاری ۱۶۰ میلیاردی و p/e تقریبا ۶.۵ توانستیم کف ۲ میلیون واحد را برای بازار در نظر بگیریم؛ اما اکنون با ارزش دلاری ۱۲۰ میلیاردی و p/e ۶، نمی‌توان این امر را متصور بود؟

  • در كشور‌هاي خارجي همه ‌چيز روي حساب است، مثل بورس ما ديمي رشد نمي‌كند!

    در كشور‌هاي خارجي همه ‌چيز روي حساب است، مثل بورس ما ديمي رشد نمي‌كند!

    به گزارش اقتصادران، هابیل خاوری نوشت:

    اولين روز كاري هفته را در حالي آغاز كرديم كه انتظار خاصي از بازار در حالت عادي نمي‌توان نداشت و بازار با دست پيش فروشندگان همچنان در حال فرو رفتن در مشكلات بزرگ‌تر است! سه عامل مي‌تواند طرف عرضه را در بازار اين روز‌ها تشديد كند:

    اولين عامل، تنش‌هاي منطقه‌اي اين چند وقت است كه هميشه بورسي‌ها كاسه داغ‌تر از‌ آش بوده‌اند. براي هر رويدادي منفي‌هاي سنگيني را رقم زده‌اند! مشخصا ايران هنوز پاسخي به ترور هنيه نداده و تا تعيين تكليف نهايي اين موضوع و پس از آن انتظار پاسخ از اسراييل، سايه اين موضوع بر سر بازار سرمايه خواهد بود و در همين شرايط پرابهام نيز بورسي‌ها چوب حراج بر دارايي‌هاي خود مي‌زنند. عامل دوم ريزش شديد قيمت‌ها در بازار‌هاي جهاني است، هر چند نبايد قيمت‌هاي جهاني را به تابلوي لحظه‌اي معاملات TSE مرتبط كرد، اما بالا گرفتن تنش‌ها در خاورميانه و احتمال گسترش جنگ از يك سو و همچنين گزارش ضعيف مشاغل در امريكا عامل اين ريزش است كه به نظر عامل دوم تاثير بيشتري در قيمت‌هاي جهاني داشته است.

    اما تتر در ساعات گذشته رشد قيمتي شديدي را تجربه كرده است و اكنون در محدوده ۰۰۰/۶۳۴ ريال در حال معامله است و احتمال درگيري در بالاترين سطح خود قرار دارد از منظر معامله‌گران تتر! اما روي ديگر اين سكه تبديل دارايي‌هاي ارز ديجيتال به واسطه ريزش به تتر است كه همين امر باعث افزايش تقاضا در تتر شده و باعث رشد قيمت آن!! از اين ديد هم بايد ديد!
    صحبت از خريد يا فروش سهام در اين روزها كمي سخت است و معامله‌گران در چنين شرايطي معمولا به استرتژي‌هاي خود پايبند نيستند. در اين روزهاست كه حد ضرر رواني برخي معامله‌گران فعال مي‌شود و به دور از تحليل و با فروش سهام خود، به دنبال آرامش هر چند كوتاه‌مدتي هستند .
    ارزش كل معاملات امروز بازار ۱۱,۰۰۰ ميليارد تومان بوده كه از اين مبلغ ۴,۳۸۱ ميليارد تومان آن مربوط به معاملات خرد سهام و حق تقدم بوده است.به جرات مي‌گويم كه منفي شدن يا پايين آمدن بازار هيچ عامل بنيادي به بازار اضافه نمي‌كند كه عده‌اي مي‌گويند بازار ارزنده‌تر مي‌شود! به نظر بنده فقط بر مشكلات بازار اضافه مي‌شود! و بحران‌هاي جدي براي بازار ايجاد مي‌شود!
    حداقل تاثير اين روزها و اين شرايط وخيم اين است كه ارزش تضمين سبدهاي داراي اعتبار كاهش پيدا مي‌كند و كارگزاري‌ها شروع به منفي كردن پرتفوي سهامدار و از طرفي اجبار به فروش سهام! سهامدار از يك طرف ارزش سبدش روزانه كم مي‌شود و از طرفي بهره سنگين اعتبار مي‌دهد و از يك طرف هم بايد سهم‌هايش را با ضرر نقد كند و پول كارگزاري را پس بدهد؟
    ابتداي سال ۱۳۹۰ و زماني كه شاخص حدود ۲۰ هزار واحد بود، بازار سرمايه ۱۲۰ ميليارد دلار ارزش داشت. از آن روز تاكنون حداقل ۳۰ ميليارد دلار شركت و هلدينگ جديد اضافه شده است كه با كسر آن به عدد ۹۰ ميليارد دلار خواهيم رسيد . واقعيت اين است كه ارزش بازار سرمايه ما برگشته است به دهه ۸۰ شمسي.واقعيت بازار ما اين است كه كل شركت‌هاي معدني، بانكي، فلزي، خودرويي، پتروشيمي، پالايشي و… ما به اندازه تنها يك شركت كشوري در همسايگي خودمان ارزش دارد .
    واقعيت بازار سرمايه ما اين است و نه آن چيزي كه شاخص كل نمايش مي‌دهد .
    و سوالي كه همه اين روز‌ها مطرح مي‌كنند، اين است كه در اين شرايط سياسي و وضعيت بازار چه رويكردي داشته باشيم و چه كار كنيم؟ اولين چيزي كه بايد براي جواب به اين سوال بدانيم، اين است كه وضعيت بازار از نظر ارزندگي چگونه است؟
    وقتي كه به شاخص‌هاي سهام نگاه مي‌كنيم همه شاخص‌ها در كف ۵ ساله يا ۱۰ ساله خود هستند. البته از ديد تكنيكالي اين شاخص‌ها! نسبت P/D بازار سهام روي عدد ۱۰ قرار دارد كه در كف ۱۰ ساله است. نسبت‌هاي P/S و P/E بازار هم در محدوده حمايتي قوي قرار دارد. پس خيلي‌ها انتظار افت از لحاظ بنيادي را ندارند! ولي رشد بازار چطور؟ براي رشد بايد ابتدا به اين نكته توجه كنيم كه با توجه به اينكه طرح توسعه‌هاي زياد و قابل توجهي در شركت‌ها اجرا نمي‌شود بنابراين رشد بازار ما با تورم و افزايش قيمت كالاها و همچنين رشد قيمت ارز اتفاق مي‌افتد!!! پس ماهيتا بازار سرمايه ما دارد چهره واقعي خودش را نشان مي‌دهد، ولي عده‌اي نمي‌خواهند باور كنند!
    در حال حاضر با توجه به سياست‌هاي بانك مركزي در كنترل ترازنامه بانك‌ها و همچنين افزايش نرخ بهره؛ تورم به محدوده ۳۰ درصد رسيده است.ولي مهم‌تر از عدد تورم؛ نرخ بهره حقيقي است! در حال حاضر نرخ اخزا در حدود ۳۰ درصد و نرخ موثر وام بانكي نيز در همين محدوده است. بنابراين نرخ بهره حقيقي كه اختلاف تورم با نرخ بهره اسمي است به صفر رسيده كه جذابيت بازارهاي مالي را براي سرمايه‌گذاران كاهش داده است!!! تا زماني كه روال به اين شكل باشد خيال‌تان راحت داستان بورس تلخ و غم‌انگيز خواهد بود!
    ولي بازار ما چند پتانسيل نهفته به نام رشد نرخ ارز نيما و همچنين اصلاح وضعيت مطالبات شركت‌ها از سازمان حمايت و همچنين اصلاح نرخ گاز براي پتروشيمي‌ها وجود دارد.به نظرم فاصله نرخ ارز نيما با دلار آزاد به ۲۰ درصد كاهش يابد. لذا با اين احتساب ارزش بازاري نمادهاي صادراتي مثل زاگرس؛ شپديس؛ نوري و … بيست درصد رشد دلاري خواهند داشت.
    ولي محصولات شركت‌هاي داخلي فروش ما معمولا با نرخ دلار آزاد يا نرخي بين دلار آزاد و نيما معامله مي‌شود. لذا افزايش نرخ نيما براي همه شركت‌ها تاثير قابل توجه نخواهد داشت.
    در اوره‌سازان نيز ۳۰ درصد توليد شركت‌ها به سازمان حمايت اختصاص داده مي‌شود كه با نرخ پايين توسط اين سازمان خريداري و پول آن با تاخير زياد پرداخت مي‌شود. صحبت‌هايي در زمينه اصلاح اين روند وجود دارد ولي فعلا با توجه به مشكلات نقدينگي دولت نمي‌توان انتظار خاصي در اين زمينه داشت. حتي در دولت جديد، اين را هم بگويم كه دستور معاون اول چه شد! معاون اول‌هاي هر دولت دستور‌هايي مي‌دهند ولي فايده‌اي ندارد!
    البته در اين ميان يكسري هزينه‌هاي جانبي سرمايه‌گذاري به شركت‌ها تحميل شده است. سرمايه‌گذاري در زمينه احداث نيروگاه‌هاي برق و سرمايه‌گذاري در صنعت گاز از مهم‌ترين آنهاست. اين سرمايه‌گذاري‌ها تا ۲ سال آينده سود شركت‌ها را كاهش خواهد داد ولي پس از آن به پشتوانه اقتصادي اين شركت‌ها تبديل مي‌شود و ديگر مشكلات برق و … را تجربه نخواهند كرد! و در نهايت يك پيشنهاد براي برون‌رفت از بحران فعلي!
    اگه پولي براي حمايت از بازار سهام وجود ندارد، به جاي محدود كردن دامنه نوسان كه كليشه‌اي و نخ‌نما شده است، حجم مبناي سهم‌ها را چندين برابر كنيد، براي تمام بازار حتي آنهايي كه حجم مبناي يك دارند.به قدري حجم مبنا زياد شود كه هم كارايي محدود شدن دامنه نوسان را داشته باشد و هم نقدشوندگي بازار را تحت تاثير قرار ندهد، اين‌گونه دوستاني كه توهم جنگ دارند، مي‌فروشند و بقيه سهامداران متضرر نمي‌شوند!

  • چه کسی رئیس سازمان بورس بشود خوب است؟

    چه کسی رئیس سازمان بورس بشود خوب است؟

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق میرزایی، کارشناس بازار سرمایه در رابطه با ویژگی‌های مهم رئیس سازمان بورس در دولت جدید بیان کرد: ازبین نامزد‌هایی که برای ریاست جمهوری دولت چهاردهم انتخاب شدند مردم فردی را به عنوان رئیس‌جمهور منتخب پذیرفتند و به او رأی دادند که افکار متفاوتی با بخش زیادی از دولتمردان داشته و درواقع، روش متفاوتی در مقایسه با دیگر نامزد‌های انتخابات ریاست‌جمهوری داشته است.

    این موضوع بدین معناست که مردم در ابتدا خواهان یک نوع تغییر هستند و برای چنین تغییری حتی با وجود مشارکت پایینی که رقم خورد و عمده دلیل نارضایتی‌های مردم، اقتصادی بوده است اقدام کردند و  همان درصد پایینی که برای رأی‌دهی پای صندوق‌های رأی رفتند به منظور ایجاد تغییر شرکت کردند و این نشان‌ می‌دهد مردم کشور ما بدنبال تغییر هستند و بهتر است که این موضوع در همه سلسله مراتب دولت به وجود بیاید. به همین خاطر، ما باید به سمت توسعه و آن‌چیزی برویم که واقعاً مردم می‌خواهند. 

    فاکتورهای مهم برای انتخاب رئیس سازمان بورس 

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: بازار سرمایه هم، مثل انتخابات ریاست‌جمهوری بدنبال تغییر است. به همین دلیل، پاسخ به این پرسش که چه فردی باید به عنوان رئیس سازمان بورس انتخاب شود؟ این است که رئیس سازمان بورس کسی باشد که پیش از این، ریاست این سازمان را برعهده نداشته باشد. چون دورانی وجود داشته است که افرادی با وجود داشتن سابقه خوب در بازار سرمایه ولی عملکرد آن‌چنان مطلوبی نداشته‌اند و این نشان می‌دهد ما نیاز به یک تغییر جدی داشته و به افرادی نیاز داریم که تا حدی، به‌روزتر باشند و  ایده‌های بهتری داشته باشند.

    میرزایی تأکید کرد: بهتر است که دولت چند فاکتور را مدنظر قرار دهد و طبق آن‌ها به سمت انتخاب رئیس سازمان بورسی برود که کارایی و عملکرد خوبی داشته باشد. از جمله این که رئیس سازمان بورس در بدنه‌ی بازار سرمایه باشد. یعنی مثلاً سابقه‌ی هیئت مدیره شرکت‌های بورسی و همچنین، مدارک بازار سرمایه و حتی بین‌المللی را داشته باشد چراکه اگر فرد موردنظر دارای همه مدارک بازار سرمایه باشد بسیار خوب است و یا در غیر این‌صورت، حداقل چند مدرک بازار سرمایه را داشته و درواقع، خودش معامله‌گر باشد و علتش این است که وقتی خودش در این زمینه فعالیت کرده باشد به این معناست که در این بازی نقش دارد.

    این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: کسی که ریاست سازمان بورس را بر عهده می‌گیرد باید موافق اقتصاد بازار آزاد باشد و در کنار بازار اولیه به بازار ثانویه اهمیت ویژه‌ای دهد و از آن‌جایی که شکوفایی بازار اولیه بدون شکوفایی بازار ثانویه ممکن نیست؛ بنابراین کسانی که می‌گویند بازار اولیه اولویت دارد باید بدانند هر دو بازار اولیه و ثانویه در کنار هم حائز اهمیت هستند و باید به هر دوی آن‌ها توجه کرد و علاوه بر این، رئیس جدید سازمان بورس باید تا حد ممکن، قیمت‌گذاری دستوری را رد کند و در این میان نیز، نباید دولت یارانه‌های خاصی را ارائه دهد. زیرا قیمت‌گذاری‌های دستوری کار دست صنایع داده‌اند.

    میرزایی گفت: چند نکته مختص معامله‌گران است و اگر رئیس سازمان بورس هم، معامله‌گر باشد متوجه این موارد خواهد شد. اول این که دامنه نوسان باید افزایش پیدا کند. زیرا مواردی را در گذشته داشته‌ایم که نشان داده‌اند محدودیت دامنه نوسان و نامتقارن کردن دامنه نوسان در بحران‌ها آسیب‌زا بوده‌اند؛ به طوری‌که به گفته خیلی از دوستان، محدودیت دامنه نوسان اثر آهنربایی دارد و به سرمایه سرمایه‌گذاران آسیب وارد می‌کند یا نامتقارن کردن دامنه نوسان نیز، که به این صورت عمل می‌کند؛ بنابراین بهتر است که به سمت افزایش دامنه نوسان و کارایی بازار برویم.

    از توسعه ابزارهای سرمایه‌گذاری تا حذف تصمیم‌های خلق‌الساعه 

    او ادامه داد: باید ابزار‌های سرمایه‌گذاری را توسعه دهیم و اگرچه در سال‌های گذشته تا به امروز، افرادی که در بازار سرمایه سمَت داشته‌اند تا حدی به ابزار مشتقه اهمیت داده و آن را گسترش داده‌اند، ولی این کار باید بیشتر شود. مثلاً اگرچه شکل‌گیری آتی سهام مفید است، ولی باید توسعه پیدا کند. به همین دلیل، ما به گسترش ابزار‌ها و بازار مشتقه نیاز داریم.

    این کارشناس بازار سرمایه افزود: به دلیل این که کشور ما در محدوده‌ی خاورمیانه است و تصمیم‌گیری‌های یک شبه نیز، وجود دارند و همین موضوع نشان‌دهنده ریسک است، باید تلاش کنیم این نوع تصمیم‌گیری‌های یک شبه کم شده و حتی حذف شوند چراکه این تصمیم‌گیری‌ها و نامه‌های پنهانی و تصمیم‌های غیرکارشناسی برای سرمایه سرمایه‌گذاران آسیب‌زننده هستند و به همین دلیل، همه این‌ها باید حذف شوند.

    میرزایی بیان کرد: اگرچه یک سری ریسک‌ها در اختیار افراد نیستند، ولی ریسک‌هایی وجود دارند که سیستماتیک هستند؛ بنابراین با توجه به این ریسک‌ها به توسعه ابزار‌های سرمایه‌گذاری نیاز داریم که به کنترل و پوشش ریسک ما کمک کنند و این اتفاق با ابزار مشتقه رقم می‌خورد. در نتیجه، کسی که به عنوان رئیس سازمان بورس انتخاب می‌شود بهتر است که به ابزار‌های مشتقه اهمیت داده و بازار مشتقه را گسترش دهد چراکه هرقدر این بازار توسعه پیدا کند حفاظت از سرمایه سرمایه‌گذاران بیشتر می‌شود.

    این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: مسئله دیگر صندوق‌ها هستند که در سال‌های گذشته، تعداد آن‌ها افزایش پیدا کرده است و با وجود این که ما بدنبال تنوع صندوق‌ها بودیم ولی در این شرایط پُرریسک، صندوق‌های اهرمی زیادی در حال پذیره‌نویسی شدن هستند که این اقدام به شدت نادرستی است و در مقابل، بهتر است به سمت تنوع صندوق‌ها برویم؛ نه تعدد آن‌ها. چون به صندوق‌های پوشش ریسک مثل هج فاند‌ها و فراصندوق‌ها و صندوق‌های مختلط و کالایی نیاز داریم و از آن‌جایی که بازار نیازی به صندوق‌های اهرمی ندارد باید جلوی پذیره‌نویسی آن‌ها گرفته شود.

    میرزایی خاطرنشان کرد: با توجه به این که مردم یک رئیس‌جمهور با افکار جدیدتر انتخاب کرده‌اند نیاز داریم خون تازه‌ای در رگ‌های بورس به جریان بیفتد. به همین دلیل، برای انتخاب رئیس سازمان بورس به فردی جدیدتر و مدرن‌تر احتیاج داریم؛ کسی که تحصیلات و خلاقیت بالایی داشته باشد و از روسای قبلی سازمان بورس نباشد. زیرا کسی که پیش از این، رئیس سازمان بورس بوده هر کاری که می‌خواسته را انجام داده است؛ بنابراین در حال حاضر، به فرد جدیدتر که مسلط به بازار‌های جهانی باشد و همچنین، ایده‌های خلاقانه‌تر داشته باشد احتیاج داریم که نیازی به ورود چیز‌های جدید به بازار را نداشته باشد و صرفاً به الگو‌های موفق خارج از کشور نگاه کند و ببیند آن‌ها در بحران‌ها چه اقدامات موثری را انجام داده‌اند و همان موارد را پیاده‌سازی و اِعمال کند.