برچسب: صندوق های بازنشستگی

  • تورم و سوءمدیریت؛ وضعیت صندوق‌های بازنشستگی را وخیم کرده است / افزایش سن بازنشستگی به نرخ بیکاری جوانان دامن می زند

    تورم و سوءمدیریت؛ وضعیت صندوق‌های بازنشستگی را وخیم کرده است / افزایش سن بازنشستگی به نرخ بیکاری جوانان دامن می زند

    به گزارش اقتصادران، مجلس شورای اسلامی در لایحه برنامه هفتم توسعه و به منظور کاهش ناترازی صندوق‌های بازنشستگی، سن بازنشستگی را برای گروه‌های مختلف افزایش داد و آیین نامه این قانون، در اسفندماه سال گذشته ابلاغ شد. طبق قانون جدید، سن بازنشستگی مردان از ۶۰ سال به ۶۲ افزایش یافت اما سن بازنشستگی زنان، بدون تغییر، در ۵۵ سال ثابت ماند. از سوی دیگر، سابقه مورد نیاز برای بازنشستگی مردان به ۳۵ سال و زنان به ۳۰ سال افزایش پیدا کرد.

    بر اساس این قانون، زمان بازنشستگی افرادی که بیش از ۲۸ سال سابقه کار دارند، تغییری نخواهد کرد. با وجود این، افرادی که بین ۲۵ تا ۲۸ سال سابقه دارند، به ازای هر سال، دو ماه به سنوات آنها اضافه خواهد شد. همچنین کسانی که از ۲۰ تا ۲۵ سال سابقه دارند، باید تا پایان ۳۰ سال سابقه، سه ماه سنوات داشته باشند و برای افراد با ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه کاری، این عدد چهار ماه در نظر گرفته شده است.

    با تصویب و ابلاغ قانون افزایش سن بازنشستگی، بحث‌های بسیاری بین موافقان و مخالفان این تصمیم شکل گرفت. در حالی که مخالفان، افزایش سن بازنشستگی را به زیان بیمه‌شده و کاهش انگیزه برای بیمه‌پردازی می‌دانند، موافقان این تصمیم معتقدند اجرای این قانون می‌تواند در بهبود وضعیت ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی موثر باشد.

    محمد تقی فیاضی، کارشناس اقتصادی، به بررسی ابعاد اقتصادی افزایش سن بازنشستگی می‌پردازد.

    بازندگان قانون افزایش سن بازنشستگی، شاغلان کشور هستند

    *افزایش سن بازنشستگی چه تأثیری بر وضعیت ناترازی صندوق‌های بازنشستگی خواهد گذاشت؟

    افزایش سن بازنشستگی تعدادی برنده و تعدادی بازنده دارد. بازندگان این قانون، شاغلان کشور هستند که سال‌ها کار کرده‌اند و حالا قرار است به سن بازنشستگی آنها اضافه شود؛ در حالی که سال‌های اضافه‌شده نیز برای آنها سودی ندارد تا انگیزه‌ای برای ادامه کار داشته باشند. همچنین عموم کارمندان به دلیل شرایط تورمی و فضای اداری کشور که در آن شایستگی و کارآمدی افراد ملاک نیست و افراد با رابطه وارد بازار کار می‌شوند، انگیزه‌ای برای ماندن در سیستم ندارند؛ بعضی از مشاغل نیز با کمبود نیرو مواجه هستند.

    راجع به ارزیابی ناترازی صندوق‌های بازنشستگی نیاز به محاسبات دقیق است تا مشخص شود افزایش سن بازنشستگی تا چه اندازه منابع صندوق‌ها، جریان ورودی و کسری آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. یکی از نکات حائز اهمیت، جریان ورودی منابع است. زمانی که استخدام زیاد باشد، بازنشستگی نیز افزایش می‌یابد که بر جریان ورودی صندوق‌ها تاثیرگذار خواهد بود.

    تورم و سوءمدیریت؛ عوامل اصلی ناترازی صندوق‌های بازنشستگی

    *آیا این سیاست می‌تواند به پایداری مالی صندوق‌ها کمک کند یا تنها یک راه‌حل موقت محسوب می‌شود؟

    دو عامل مهم وجود دارند که اثری به‌مراتب بیشتر از سن بازنشستگی بر بحران ناترازی صندوق‌های بازنشستگی دارند. عامل اول تورم بالای اقتصاد ایران است؛ بسیاری از صندوق‌ها نمی‌توانند در فعالیت‌هایی سرمایه‌گذاری کنند تا جریان درآمدی آنها از نرخ تورم پیشی بگیرد. همچنین این تورم منابع و مصارف صندوق‌ها را دچار ناترازی کرده است.

    مورد بعدی سوءمدیریتی است که صندوق‌ها در حال حاضر درگیر آن هستند که آنها را غیراقتصادی و شرایط را وخیم کرده است. مدیریت صندوق‌های بازنشستگی تابع روابط است و شایستگی‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد که به سبب آن مدیریت اقتصادی بر آنها حاکم نیست. به علاوه خود بازنشستگان ذی‌نفع نیستند و مشارکتی در مدیریت صندوق‌ها ندارند.

    بنابراین تا زمانی که مساله تورم و سوءمدیریت در صندوق‌های بازنشستگی برطرف نشوند، ناترازی صندوق‌ها باقی خواهد ماند و مساله افزایش سن بازنشستگی تاثیر کمتری نسبت به این دو عامل در این ناترازی دارد.

    افزایش سن بازنشستگی تأثیر چندانی بر کسری بودجه ندارد

    *افزایش سن بازنشستگی چه تأثیری بر هزینه‌های دولت و کسری بودجه دارد؟

    بستگی به این دارد که دولت تا چه حد بتواند بر انضباط مالی خود بماند و هزینه‌های خود را کنترل کند. اگر دولت استخدام جدید نداشته باشد، افزایش سن بازنشستگی تأثیری بر کسری بودجه نخواهد داشت. ضمن اینکه اگر شاغلان بر اساس شایستگی انتخاب شده باشند، انتظار می‌رود با افزایش تجربه، بهره‌وری بیشتری نیز داشته باشند. اما اگر استخدام جدید در کنار نگه داشتن نیروهای قدیمی وجود داشته باشد، باعث به وجود آمدن هزینه بیشتر می‌شود.

    در مجموع، بعید است که در صورت مدیریت درست، افزایش سن بازنشستگی تأثیر چندانی بر کسری بودجه داشته باشد.

    هرچه افراد با تجربه بیشتر در بازار کار بمانند، موقعیت‌های شغلی از جوانان گرفته می‌شود

    *این تغییر چه تأثیری بر فرصت‌های شغلی برای جوانان خواهد گذاشت؟

    با توجه به آماری که مرکز آمار منتشر می‌کند، بیشترین نرخ بیکاری مربوط به جوانان است. هرچه افراد با تجربه بیشتر در بازار کار بمانند، موقعیت‌های شغلی از جوانان گرفته می‌شود. به ویژه انتظار می‌رود تا جوانان با دانش جدیدتری وارد بازار کار شوند که در نتیجه بهره‌وری و کارآمدی آنها نیز در بازار کار بیشتر باشد.

    بنابراین افزایش سن بازنشستگی به ضرر اقتصاد کشور است و فرصت‌های شغلی را از جوانان می‌گیرد؛ همچنین بر نرخ بیکاری جوانان که در حال حاضر نیز بالاست دامن می‌زند.

    دانش جوانان نسبت به تجربه افراد، بهره‌وری بیشتری دارد

    *آیا افزایش سن بازنشستگی می‌تواند بهره‌وری نیروی کار سال‌خورده را تحت تأثیر قرار دهد؟

    انتظار می‌رود تا جوانان به لحاظ دانش و استفاده از ابزار جدید مانند هوش مصنوعی، کارآمدی بیشتری داشته باشند. البته از سمتی دیگر، وقتی تجربه افراد بالاتر برود کارآمدی بیشتری خواهند داشت. با این حال، به نظر می‌رسد در مقایسه بین جوانان و افراد باتجربه، دانش جوانان نسبت به تجربه افراد، بهره‌وری بیشتری خواهد داشت.

  • خطر بیخ گوش صندوق‌های بازنشستگی / تعداد بازنشستگان پیش از موعد در ایران ۵ برابر سایر کشورهاست

    خطر بیخ گوش صندوق‌های بازنشستگی / تعداد بازنشستگان پیش از موعد در ایران ۵ برابر سایر کشورهاست

     به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرین آمارهای ارائه شده تعداد کل بازنشستگان مشاغل سخت و زیان‌آور تا پایان سال ۱۴۰۱ برابر با ۵۵۰ هزار و ۴۵۰ نفر بوده که حدود ۲۱ درصد از بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل می‌دهد.

    آخرین گزارش ها نشان از آن دارد که این مقدار حدودا پنج برابر میانگین سایر کشورهاست.

    هر ساله هزاران نفر در سازمان تأمین اجتماعی قبل از رسیدن به سن ۴۰ سالگی بازنشسته می‌شوند! قوانین حمایتگر بازنشستگی بر اساس مشاغل سخت و زیان‌آور موجب شده تا ۲۱ درصد از بیمه‌پردازان این سازمان پیش از تکمیل سال‌های پرداخت حق بیمه مقرر، بازنشسته شوند. این مقدار حدودا پنج برابر میانگین سایر کشورهاست.

    تبعات وحشتناک این وضعیت نه تنها سازمان تأمین اجتماعی را دچار چالش‌های جدی نظیر ناترازی منابع و مصارف کرده (با هزینه‌ مظاعف ۱.۷ میلیارد تومان به ازای هر بازنشسته پیش از موعد) بلکه بازار کار را هم با مشکلات و مخاطراتی مانند عدم سالم‌سازی محیط کار و بازگشت بازنشستگان به بازار کار و در نتیجه بیکاری جوانان روبرو  کرده است.

    اگرچه بر اساس عرف مدیریتی متداول، این روزها مدیران ترجیح می‌دهند در سخنرانی‌های رسمی از اصطلاحاتی مانند «بحران» یا «فروپاشی» استفاده نکنند، ولی هر چه تعارف و تکلف به خرج بدهیم، واقعیات در کف جامعه تغییر نمی‌کند. نمونه این وضعیت را می‌توان در شرایطی که صندوق‌هایی نظیر بازنشستگی کشوری و فولاد دچار آن شده‌اند، دید.

    وضعیت نگران کننده بازنشستگی‌های پیش از موعد

    روند فزاینده بازنشستگی‌های سخت و زیان‌آور در سالیان گذشته از دو جهت سبب ایجاد نگرانی شده است: در مرتبه اول، همانگونه که مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تأمین متذکر شده، هدف اصلی قانون که ایجاد محیط کار سالم است محقق نشده و دامنه مشاغل سخت و زیان‌آور برخلاف اراده قانونگذار مبنی بر کاهش دامنه این مشاغل، رو به گسترش است. علاوه بر این موضوع، به دلیل برقرار نبودن محاسبات بیمه‌ای، مصارفی برای صندوقهای بازنشستگی ایجاد شده که منابعی مابه ازای آن ایجاد نشده و سبب ایجاد ناترازی در صندوق‌های بازنشستگی می‌شود. این موضوع باعث تضعیف توانایی مالی صندوق جهت پرداخت سایر تعهدات در بلندمدت خواهد شد.

    مطابق آمارهای سازمان تأمین اجتماعی، در سال ۱۴۰۱ حدود ۵۲ درصد از بازنشستگان این سازمان پیش از تکمیل سال‌های پرداخت حق بیمه مقرر، و با ارفاق بازنشسته شده‌اند که حدود ۴۰ درصد از این بازنشستگان، طبق قوانین مشاغل سخت و زیان‌آور بوده است. تعداد کل بازنشستگان مشاغل سخت و زیان‌آور تا پایان سال ۱۴۰۱ برابر با ۵۵۰ هزار و ۴۵۰ نفر بوده که حدود ۲۱ درصد از بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی را تشکیل می دهد. این مقدار حدودا پنج برابر میانگین سایر کشورهاست.

    همچنین بر اساس آمارهای موجود، در سال ۱۴۰۲ تعداد ۸ هزار و ۲۵۹ نفر در سنین کمتر از ۴۰ سال بازنشسته شدند، ۹۹ هزار و ۵۸۵ نفر بین ۴۰ تا ۴۵ سال و ۱۱۶ هزار و ۱۸۰ نفر بین ۴۵ تا ۵۰ سال. در مجموع، در سال مذکور، تعداد ۲۲۴ هزار و ۲۴ نفر که کمتر از ۵۰ سال داشته اند بر اساس مشاغل سخت و زیان‌آور بازنشسته شدند.

    تعداد کل بازنشستگان در مشاغل سخت و زیان‌آور در پایان سال ۱۴۰۲ معادل ۶۲۹ هزار و ۳۱۹ نفر است.

    به صورت میانگین، سنوات ارفاقی جهت بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور در سازمان تأمین اجتماعی برابر با ۸ سال است. براساس برآوردهای صورت گرفته، هزینه ایجاد شده بابت هر فرد بازنشسته مشاغل سخت و زیان‌آور در سال ۱۴۰۳ برابر با ۱.۷ میلیارد تومان است که از محل کاهش میزان حق بیمه پرداختی به صندوق و افزایش سنوات بهره‌مندی از مستمری بازنشستگی ایجاد می‌شود.

    خطر در کمین صندوق‌های بازنشستگی/ پیش از موعدها صندوق‌ها را می‌بلعند

    سالم‌سازی محیط کار، همچنان معلق و مهجور

    در موضوع مشاغل سخت و زیان‌آور، تکلیف اصلی قانونگذار، سالم‌سازی محیط کار و رفع عوامل زیان‌آور است که این موضوع در عمل محقق نشده است. براساس آمار ارائه شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از بین کارگاه‌هایی که تکلیف به سالم‌سازی محیط کار داشته اند، تنها حدود ۳ درصد نسبت به سالم‌سازی اقدام کرده اند. عدم پیشبینی ضمانت اجرایی در قانون و در برخی موارد هزینه های بالای سالم‌سازی محیط کار، ازجمله موانع موجود محسوب می شوند. این درحالی است که از حقوق اولیه هر نیروی کار بهره مندی از محیط کار سالم و حفظ سلامتی نیروی کار در دوران اشتغال است.

    برخلاف تکلیف قانون نسبت به سالم‌سازی محیط کار در حال حاضر تعادل ذی‌نفعان به جای تمرکز بر سالم‌سازی محیط کار و فراهم نمودن لوازم حفظ سلامتی نیروی کار، بر باقی ماندن شرایط سخت و زیان‌آور و استفاده از مزایای حمایتی شکل گرفته است. در نتیجه، ذینفعان ترجیح میدهند در محیط کار غیرسالم فعالیت نمایند و با دریافت سنوات ارفاقی پیش از موعد بازنشسته شده و از مزایای آن بهره مند شوند.

    خطر در کمین صندوق‌های بازنشستگی/ پیش از موعدها صندوق‌ها را می‌بلعند

    گسترش بی ضابطه

    بررسی سابقه تقنینی در حوزه مشاغل سخت و زیان‌آور و بازنشستگی ناشی از آن حاکی از تغییرات و اصلاحات مکرر در قانون و آیین‌نامه‌های مربوطه است. این موضوع نشاندهنده عدم پایه‌گذاری صحیح و اصولی قوانین و مقررات این حوزه است. از اولین سوابق قانونگذاری در ارتباط با مشاغل سخت و زیان‌آور در سال ۱۳۳۱ که سن بازنشستگی در این مشاغل را کاهش داد تا آخرین مورد آن در سال ۱۳۹۷ (مصوبه شورای عالی حفاظت فنی)، موارد اشتغال متعددی مانند کار در مناطق بد آب و هوا، کارهای زیرزمینی، کاهش ساعت کار، کار در مراکز  روان‌درمانی و بیماران روانی، ندامتگاه‌ها و زندانها، خبرنگاری و … به مجموعه مشاغل سخت و زیان‌آور افزوده و شرایط بازنشستگی را تسهیل کرده است.

    خطر در کمین صندوق‌های بازنشستگی/ پیش از موعدها صندوق‌ها را می‌بلعند

    بازگشت به کار بازنشستگان جوان

    بازنشستگی در سن پایین و حفظ توانایی کار، تجربه بالاتر نسبت به نیروی کار جدید، هزینه کمتر برای کارفرما و نهایتا عدم کفایت مستمری باعث می شود تا بخشی از بازنشستگان این مشاغل مجددا وارد بازار کار شوند. این امر، موجب تهدید فرصتهای شغلی برای افراد جوان و کم تجربه است. از این رو لازم است آثار گسترش مشاغل سخت و زیان‌آور بر بازار کار مورد بررسی قرار گیرد.

    افرادی که در این مشاغل بازنشسته می شوند بسته به قانون تابعه، از ۵ تا۱۰ سال سنوات ارفاقی بهره مند شده و در سن پایین تری بازنشسته می شوند. برخی از این افراد به دلیل وجود توان اشتغال، بهره مندی از تجربه کافی و از سویی عدم کفاف مستمری دریافتی برای پوشش هزینه‌های زندگی به صورت رسمی یا غیررسمی نسبت به اشتغال مجدد اقدام می‌کنند. این موضوع زمانی تشدید می‌شود که کارفرما نیازی به پرداخت حق بیمه برای بازنشستگان این مشاغل نداشته و هزینه کمتری بابت نیروی کار با وجود تجربه و مهارت کاری بیشتر پرداخت خواهد کرد.

     این مسئله باعث شکل گیری پدیده «بازنشستگان جوان» شده است. در مجموع میتوان گفت برخلاف تصور اولیه، بازنشستگی در سن پایین نه تنها به حل مشکل اشتغال جوانان کمک نمی‌کند، بلکه می‌تواند موجب از دست رفتن فرصت‌های شغلی برای آنان شود.

    خطر در کمین صندوق‌های بازنشستگی/ پیش از موعدها صندوق‌ها را می‌بلعند

    شتری که جلوی در همه صندوق‌های بازنشستگی نشسته است

    اگر چه شروع این یادداشت تنها فصلی کوچک از گوشهص گ که قصه پر غصه‌ای از وضعیت بازنشتگی‌های خارج از چارچوب‌های  بین‌المللی  و حتی قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴را به تصویر کشید، اما سایر صندوق‌های بازنشستگی کشور هم وضعیت چندان خوبی ندارند و به نوعی قوانین ارفاقی و بازنشسته کردن جوانان به یک رویه تبدیل شده تا جایی که لطیفه مجالس خواستگاری شده است که: «آقازاده بازنشسته هستند!»

    حال و روز صندوق‌های بازنشستگی خوب نیست و حتی صندوق بازنشستگی کشوری که دستی در بودجه و حمایت‌های کامل دولت دارد، اگرچه به گفته کارشناسان امر، تنها صندوق بازنشسستگی تأمین اجتماعی که تا کنون بدون حمایت‌های دولتی و دریافت بودجه و … توانسته به حیات خود ادامه دهد و در صورت محقق شدن وصول مطالباتش از دولت و کارفرمایان (تحقق کامل آن امری محال و دور از انتطار است) هنوز هم می‌تواند به تداوم خدمت‌رسانی امیدوار باشد، اما این امر چیزی از شرایط سخت ییش روی این سازمان نخواهد کاست.

    در سوی دیگر این موضوع، دولت نیز از شرایط موجود در صندوق‌های بازنشستگی صدایش را بلند کرده و روز یکم آبان‌ماه سال جاری حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه در رابطه با وضعیت دارایی صندوق‌های بازنشستگی گفت: بیش از ۹۰ درصد منابع مورد نیاز صندوق‌های بازنشستگی زیرمجموعه دولت از سوی خود دولت در بودجه سنواتی تأمین و پرداخت می‌شود و بار مالی آنها تقریبا بر عهده دولت است.

    مژگان خانلو، سخنگوی ستاد بودجه سازمان برنامه و بودجه نیز با بیان اینکه صندوق‌های بازنشستگی در ایران ماهیت خود را از دست داده‌اند، گفت: در دنیا صندوق‌ها حق بیمه را سرمایه‌گذاری می‌کنند و در دوره بازنشستگی از سود آن حقوق بازنشستگان و بیمه‌پردازان سابق را پرداخت می‌کنند. هم‌اکنون در کشورمان ۹۰ درصد حقوق بازنشستگان ]سازمان بازنشستگی کشوری/دولتی] توسط دولت پرداخت می‌شود و سهم سرمایه‌گذاری‌های گذشته و شرکت‌های ذیل این صندوق‌ها در پرداخت حقوق بازنشستگان ناچیز است. این موضوع ناشی از اشکالات قدیمی بوده که نیازمند اصلاح ساختاری صندوق‌ها است.

    بیان این وضعیت البته طی دهه گذشته در سخنان مدیران‌عامل سازمان تأمین اجتماعی صریحتر و بی‌پرده‌تر بوده است. از جمله مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی هفته پیش با انتقاد از برخی رویه‌ها و سواستفاده از مقررات در حوزه‌های بیمه‌ای و ضرورت اصلاح آن‌ها تاکید کرد: «۵۲ درصد بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی در سال گذشته با سنوات ارفاقی بازنشسته شده‌اند که این وضعیت به شدت به صندوق آسیب می‌زند. عده‌ای هدف و منظور قانونگذار را از مقررات حمایتی در موضوعاتی مانند بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان‌آور، با عملکردشان منحرف کرده‌اند. ما نباید از اندوخته کسانی که حق بیمه کامل پرداخت می‌کنند به دیگران ارفاق و بخشش کنیم. تأمین اجتماعی جایگاه حاکم ندارد که مدعی دریافت مالیات از غنی و دادن آن به فقیر باشد. کار ما خدماتی است، وظیفه ما خدمت‌رسانی است و به عنوان یک صندوق بین‌النسلی امانت‌دار حق‌الناس هستیم».

    شاید درک همین اهمیت و ضرورت باعث شده تا مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در ۱۴ بهمن ماه سال جاری اقدام به انتشار گزارش «بررسی و آسیب شناسی مشاغل سخت و زیان‌آور در ایران با تأکید بر اجرای تبصره «۲» ماده (۷۶) قانون تأمین اجتماعی» نماید. البته این مرکز پیش از این نیز با انتشار گزارش‌هایی نظیر «واکای طرح‌های بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور (تجارب کشورهای اتحادیه اروپا – به ویژه کشور هلند)» و گزارش‌های متعددی دیگری در خصوص صندوق‌های بیمه‌ای و تأمین اجتماعی در ایران نشان داده حساسیت ویژه ای در این بخش دارد.

    ضرورت اصلاحات

    شاید بتوان «عدم تحقق سالم‌سازی محیط کار» و «ایجاد هزینه‌های مالی و اجرایی برای سازمانهای بیمه‌گر و دستگاه‌های اجرایی- قضایی» را مهم‌ترین آسیب‌های قوانین فعلی در خصوص مشاغل سخت و زیان‌آور و بازنشستگی ناشی از آن برشمرد.

    اما علاوه بر این موارد، می‌توان به «گسترش بی ضابطه دامنه این مشاغل، تبعیض بین بخشهای مختلف در دریافت مزایا، عدم لحاظ شدت مشاغل سخت و زیان‌آور در اعطای سنوات ارفاقی، موکول شدن احراز مشاغل سخت و زیان‌آور به پایان اشتغال فرد» نیز اشاره کرد.

    با توجه به ضرورت صیانت از سلامت نیروی کار و از طرفی انجام اصلاحات جهت جلوگیری از تحمیل هزینه‌های مغایر با اصول بیمه ای به صندوقهای بازنشستگی، لازم است جهت اصلاح این فرایند، اقدامات اصلاحی صورت پذیرد. از این رو ضروری است با اصلاح روند فعلی، رویکرد حمایت از نیروی کار از طریق گسترش بازنشستگی پیش از موعد به سالم‌سازی محیط کار و حفظ سلامتی وی تغییر یابد. با توجه به آسیبهای متعددی که در قانون و فرایند فعلی در ارتباط با مشاغل سخت و زیان‌آور وجود دارد، اقدامات اصلاحی متعددی نیاز است، مانند:

    • ایجاد سازوکار مشترک تشخیص و ابلاغ مشاغل سخت و زیان‌آور به کارفرمایان
    • ایجاد ضمانت اجرایی جهت سالم‌سازی محیط کار در کنار حمایتهای مشروط
    • اصلاحات سنجه ای
    • اصلاح در فرایندهای احراز و تأیید مشاغل سخت و زیان‌آور
    • سامانه محوری به جای کمیته محوری در فرایندها

    منابع

    ۶۲ سال سازمان تأمین اجتماعی از نگاه آمار ۱۳۴۰-۱۴۰۲، مرکز فناوری اطلاعات، آمار و محاسبات سازمان تأمین اجتماعی، مدیریت آمار، اطلاعات و محاسبات، مرداد ۱۴۰۳

    گزارش آماری بازنشستگان فعال مشاغل سخت و زیان‌آور سال ۱۴۰۲، مرکز فناوری اطلاعات، آمار و محاسبات سازمان تأمین اجتماعی، مدیریت آمار، اطلاعات و محاسبات، دی ماه ۱۴۰۳

    گزارش راهبردی بررسی و آسیب شناسی مشاغل سخت و زیان‌آور در ایران، با تأکید بر اجرای تبصره «۲» ماده (۷۶) قانون تأمین اجتماعی، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات بخش عمومی، بهمن ۱۴۰۳

    گزارش واکای طرحهای بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور (تجارب کشورهای اتحادیه اروپا – به ویژه کشور هلند)، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات بخش عمومی، بهمن ۱۴۰۲

  • زنگ خطر درآمدی برای ایرانیان / جیب خانوار ایرانی از کجا پر می شود؟

    زنگ خطر درآمدی برای ایرانیان / جیب خانوار ایرانی از کجا پر می شود؟

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار، میانگین درآمد خانوار شهری در سال گذشته به حدود ۲۵۷ میلیون تومان رسیده که نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش حدود ۵۴ درصدی را نشان می‌دهد. با در نظر گرفتن تورم حدود ۳۳ درصدی مناطق شهری در پایان سال گذشته،‌ در نگاه اول به نظر می‌رسد که درآمد خانوار شهری بیش از تورم افزایش پیدا کرده و این به معنای بهبود شرایط نسبی معیشتی است. با این وجود تحلیل دقیق‌تر نشان از یک معضل در ساختار اقتصادی ایران دارد.

    درآمد خانوار چقدر افزایش پیدا کرد؟

    بر اساس گزارش مرکز آمار،‌ درآمد خانوار به سه گروه تقسیم می‌شود؛ «درآمد از حقوق‌بگیری»، «درآمد از مشاغل آزاد» و «درآمد غیرشغلی». با توجه به اینکه سهم درآمدها خانوارها در دهک‌های مختلف از این سه جز متفاوت است، بنابراین نمی‌توان افزایش ۵۰ درصدی را برای همه افراد خانوار در نظر گرفت.

    به طور شهودی می‌توان گفت که سهم «درآمد از حقوق بگیری» در دهک‌های پایین بیش‌تر است و این جز درآمدی، ۴۰ درصد افزایش را در سال گذشته ثبت کرده است. هر چند افزایش ۴۰ درصدی باز هم بیش از تورم است اما باید بازهم این موضوع در نظر گرفت که این درآمد مشمول همه حقوق بگیران از جمله مدیران و کارمندان دولتی نیز می‌شود. بنابراین تحلیل شرایط درآمدی خانوارها به ویژه دهک‌های پایین درآمدی بر اساس میانگین درآمد،‌ چندان تصویر دقیقی از معشیت خانوار نمی‌دهد.

    ابعاد پنهان داده‌های درآمد خانوار

    فارغ از آنکه میزان درآمد خانوارها چقدر افزایش یافته است، آنچه که موضوع اصلی این گزارش است، یک بعد پنهان از داده‌‌های درآمدی خانوار است.

    همانگونه که اشاره شد، درآمد خانوار از سه جز تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها «درآمد غیرشغلی» است. مفهوم «درآمد غیرشغلی» در گزارش‌های مرکز آمار به درآمدهایی اشاره دارد که خانوارها از منابعی به جز فعالیت‌های شغلی یا کارهای مستقیم کسب می‌کنند. این نوع درآمد شامل مواردی مانند یارانه‌های دولتی، مستمری‌ها و حقوق بازنشستگی، سود سرمایه‌گذاری‌ها، اجاره املاک و مستغلات و کمک‌های مالی است.

    بر اساس داده‌های مرکز آمار، سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار شهری در سال گذشته به ۵۳.۳ درصد افزایش پیدا کرده است؛ این رقم در سال ۱۴۰۱ برابر با ۵۱.۲ درصد گزارش شده بود. به طور کلی سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار طی چند سال گذشته روند صعودی داشته و از ۴۹.۵ درصد در سال ۱۳۹۶ به ۵۳.۳ درصد در سال گذشته رسیده است.

    اما این افزایش چه مفهومی می‌تواند داشته باشد؟

    افزایش سهم «درآمد غیرشغلی» از کل درآمد خانوار تحلیل مختلف اقتصادی و اجتماعی دارد که می‌تواند به تغییرات در ساختار اقتصادی، شرایط رفاهی و معیشتی خانوارها اشاره داشته باشد. برخی از مهم‌ترین پیامدها و دلایل این افزایش عبارت‌اند از:

    افزایش وابستگی به حمایت‌های دولتی

    افزایش سهم درآمدهای غیرشغلی به شکل یارانه یا مستمری می‌تواند نشانه‌ای از افزایش وابستگی خانوارها به کمک‌های دولتی باشد. این ممکن است نشان دهد که اقتصاد قادر به ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب نیست و خانوارها برای تأمین نیازهای معیشتی خود بیشتر به حمایت‌های خارجی متکی شده‌اند، که در بلندمدت پایدار نیست.

    باید توجه داشت که هرچند سیاست‌های یارانه‌ای برای حمایت از دهک‌های پایین درآمدی است و حمایت‌های دولتی ممکن است به طور موقت به کاهش نابرابری کمک کند، اما در بلندمدت اگر خانوارها به این حمایت‌ها وابسته شوند، ممکن است شکاف اقتصادی بین گروه‌های مختلف جامعه افزایش یابد. افراد و خانوارهایی که به حمایت‌های دولتی متکی هستند، در مقایسه با کسانی که از منابع درآمدی غیرفعال یا سرمایه‌گذاری بهره می‌برند، توانایی کمتری برای پیشرفت اقتصادی خواهند داشت. این وضعیت می‌تواند به تشدید نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی منجر شود. این وضعیت از سوی دیگر، آسیب‌پذیری خانوارها در برابر تغییرات سیاست‌های دولتی را افزایش می‌دهد و  هرگونه کاهش در یارانه‌ها یا مستمری‌ها می‌تواند تأثیرات جدی بر معیشت خانوارها داشته باشد.

    همچنین  اگر افزایش درآمد غیرشغلی ناشی از گسترش یارانه‌ها و کمک‌های دولتی باشد، ممکن است فشار زیادی بر منابع مالی دولت وارد کند. این می‌تواند به مشکلات بودجه‌ای منجر شود و در نهایت دولت را مجبور به کاهش این حمایت‌ها  یا تشدید کسری بودجه کند.

    نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که افزایش وابستگی خانوارها به حمایت‌های دولتی می‌تواند اصلاحات ساختاری در اقتصاد را به تأخیر بیندازد. دولت‌ها ممکن است به دلیل فشارهای سیاسی یا اجتماعی نتوانند تغییرات لازم برای اصلاح بازار کار، بهبود بهره‌وری یا کاهش نابرابری‌ها را اجرایی کنند. در نتیجه، اقتصاد کشور در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر می‌شود.

    افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و درآمدهای غیرفعال

    اگر بخش بزرگی از درآمد غیرشغلی ناشی از سرمایه‌گذاری‌های مالی، اجاره ملک یا سود سپرده‌ها باشد، می‌تواند نشان‌دهنده رشد درآمدهای غیرفعال و تغییر در الگوی کسب درآمد خانوارها باشد. این وضعیت ممکن است در گروه‌هایی از جامعه با دارایی‌های بیشتر رخ دهد. به بیان دیگر، افزایش درآمدهای غیرشغلی به شکل سودهای سرمایه‌گذاری یا اجاره املاک بیشتر به گروه‌هایی از جامعه تعلق می‌گیرد که از قبل دارای سرمایه و دارایی هستند. این وضعیت می‌تواند نابرابری اقتصادی را افزایش دهد، زیرا افرادی که ثروت بیشتری دارند، درآمد بیشتری نیز از این منابع کسب می‌کنند، در حالی که اقشار کم‌درآمد یا بدون دارایی از چنین فرصت‌هایی بهره‌مند نمی‌شوند.

    همچنین افزایش درآمدهای غیرفعال می‌تواند به کاهش انگیزه برای کار و مشارکت در فعالیت‌های تولیدی منجر شود، به ویژه اگر سرمایه‌گذاران احساس کنند که بدون کار و پذیرش ریسک‌های آن نیز می‌توانند درآمد کافی کسب کنند. این وضعیت در سطح گسترده ممکن است به کاهش بهره‌وری اقتصادی و کند شدن رشد تولید منجر شود.

    از سوی دیگر، اگر خانوارها به درآمدهای غیرشغلی وابسته شوند و درآمدهای شغلی خود را کاهش دهند، ممکن است بازار کار از دست رفتن نیروهای کار ماهر و فعال را تجربه کند. این مسئله به ویژه در شرایطی که سودهای سرمایه‌گذاری یا درآمدهای اجاره‌ای جذاب‌تر از درآمدهای شغلی باشند، ممکن است به کاهش عرضه نیروی کار در بخش‌های کلیدی اقتصاد منجر شود.

    کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدهای کاری

    اگر سهم درآمدهای شغلی کاهش یابد و به تبع آن سهم درآمدهای غیرشغلی افزایش پیدا کند، ممکن است به معنای کاهش فرصت‌های شغلی، رشد بیکاری و کاهش دستمزدها در بازار کار باشد. در شرایط کاهش فرصت‌های شغلی رسمی، بسیاری از افراد به سمت بخش غیررسمی اقتصاد کشیده می‌شوند. این بخش شامل مشاغلی است که خارج از نظارت رسمی دولت انجام می‌شود و معمولاً از امنیت شغلی و مزایای اجتماعی مانند بیمه و بازنشستگی محروم است.

    تغییر ساختار جمعیتی

    افزایش سهم مستمری‌های بازنشستگی به عنوان درآمد غیرشغلی ممکن است به دلیل پیری جمعیت و افزایش تعداد بازنشستگان باشد. این تغییرات جمعیتی می‌تواند به معنای فشار بیشتر بر منابع دولتی و تأمین اجتماعی باشد. به طور کلی، با پیری جمعیت و افزایش تعداد افراد بازنشسته، فشار بر سیستم‌های تأمین اجتماعی و بازنشستگی بیشتر می‌شود. دولت‌ها و صندوق‌های بازنشستگی باید برای تأمین مستمری‌های بازنشستگان هزینه‌های بیشتری را متحمل شوند. همچنین باید توجه داشت که جمعیت مسن‌تر معمولاً به خدمات بهداشتی و درمانی بیشتری نیاز دارند. این افزایش تقاضا برای خدمات بهداشتی باعث افزایش هزینه‌های عمومی و خصوصی در این بخش می‌شود. در نتیجه، سهم بیشتری از بودجه دولت و درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه‌های بهداشتی و درمانی خواهد شد و ممکن است به کاهش منابع مالی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و توسعه اقتصادی منجر شود. به طور کلی، اگر تعداد افرادی که مستمری دریافت می‌کنند افزایش یابد و در مقابل تعداد کارگران شاغل و مالیات‌دهنده کاهش یابد، سیستم‌های بازنشستگی و تأمین اجتماعی ممکن است با کسری بودجه مواجه شوند.

    تهدید برای آینده اقتصاد ایران

    در این گزارش، به بررسی افزایش ۵۴ درصدی میانگین درآمد خانوار شهری در سال گذشته و تأثیر آن بر معیشت پرداخته شد. هرچند در نگاه اول این افزایش نسبت به تورم ۳۳ درصدی مناطق شهری بهبود شرایط اقتصادی را نشان می‌دهد، اما سهم فزاینده درآمدهای غیرشغلی مانند یارانه‌ها، مستمری‌ها و سود سرمایه‌گذاری‌ها، نگرانی‌هایی را درباره وابستگی بیشتر خانوارها به حمایت‌های دولتی ایجاد کرده است. این وابستگی ممکن است در بلندمدت موجب تشدید نابرابری‌های اجتماعی، کاهش انگیزه برای کار و تولید، و افزایش فشار بر منابع مالی دولت شود. به‌طور کلی، این تغییرات ساختاری در درآمد خانوارها می‌تواند چالشی جدی برای پایداری اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاد کند.