به گزارش اقتصادران، حجت الله میرزایی در نشست خبری گفت: به دنبال گزارشهای دیوان محاسبات از بی نظمی و رهاشدگی تصمیم گرفتیم با طراحی و راه اندازی سامانه املاک و مستغلات که مهمترین کارکرد آن امکان شفافیت وضعیت ملکی همه ذینفعان این صندوق از جمله بیمه پردازان، بازنشستگان، دولت و نهادهای نظارتی است را فراهم کنیم.
رئیس صندوق بازنشستگی کشوری افزود: در این سامانه شناسنامه فیزیکی املاک از جمله مقیاس، متراژ، تعداد طبقات، شناسنامه مالی، ارزش روز، هزینه خریداری، هزینه نگهداری و سابقه دعاوی حقوقی و تمام وضعیت پلاکهای ثبتی بررسی شده که در حال حاضر اطلاعات حدود ۲۰۵۰ واحد وابسته به صندوق و شرکتهای وابسته به آن در این سامانه ثبت شده است.
گویا استعفای من مایه شادی و تفریح بعضی ها می شود!
میرزایی درخصوص شایعات مطرح شده مبنی بر استعفای او به دلیل امضای نامه انتقادی ۱۸۰ اقتصاددان به رئیس جمهور – پزشکیان – گفت: این شایعات هر از گاهی مطرح میشود و اگر مایه شادی و تفریح برخیها را فراهم میکند اشکالی ندارد، اما همه ما با یک حکمی آمدهایم و با حکمی دیگر میرویم و چنانچه اراده دولت یا وزیر کار بر جایگزینی فردی دیگر به جای من باشد این آمادگی را دارم.
میرزایی در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر اینکه گفته میشود حواشی چند ماه گذشته و نارضایتی نمایندگان مجلس از عملکرد این بخش از وزارتخانه به بازار شایعات استعفا دامن زده و حتی جانشین شما را نیز مشخص کرده اند، بیان کرد: اتفاقا صندوق بازنشستگی کشوری ارتباط بسیار خوب و بهترین نوع پاسخگویی را با نمایندگان بهویژه کمیسیونهای انفرادی داریم و خوشبختانه تاکنون از این ناحیه گلایههایی نداشتیم.
رئیس صندوق بازنشستگی کشوری تاکید کرد: مهمترین رسالت ما پاسخگویی به ذینفعان و صیانت از حقوق بازنشستگان است و اهمیت ندارد چه مدت بر مسند ریاست صندوق باشیم به طوری که عباس آریانپور کاشانی که بنیانگذار این صندوق است تنها مدت ۶ ماه مدیریت این صندوق را عهدهدار بود، اما اقداماتی که برای راه اندازی و توسعه این صندوق انجام داد مثال زدنی است.
میرزایی در مورد اینکه وام فرزندان بازنشستگان به دور دهم میرسد یا خیر پاسخ داد: سقف وام در دوره قبل ۳۰ میلیون تومان بود که امسال به ۶۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد و همچنین برای این وام ۲ همت منابع برای پرداخت پیش بینی شده که بانک صادرات بهعنوان بانک عامل مسئول پرداخت تسهیلات شده که قرار است در قرعهکشی یارانهای بهصورت نوبتبندی از مرداد تا پایان سال پرداخت شود و به مابقی بازماندگان سال آینده پرداخت خواهد شد.
او همچنین به وام ضروری ۵۰ میلیون تومانی نیز اشاره کرد و گفت: ثبت نام این وام نیز نهایی شده و از میان ۸۵۰ هزار نفر، ۵۵۰ هزار نفر بهطور قانونی شرایط صلاحیت آنها احراز شده که ۳۰۰ هزار نفر از آنها با قید قرعه برای دریافت وام انتخاب شدهاند.
به گزارش اقتصادران، طبق اطلاعاتی که مرکز پژوهشهای مجلس منتشر کرده صندوق بازنشستگی کشوری به عنوان یکی از پنج صندوق بازنشستگی بزرگ ایران، در کنار سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح، بخش قابل توجهی از جمعیت بیمهشدگان و مستمریبگیران کشور را تحت پوشش دارد. این صندوق در حال حاضر حدود ۹/۲ میلیون نفر بیمهشده و ۵/۲ میلیون نفر مستمریبگیر اصلی دارد و مانند بسیاری از صندوقهای بازنشستگی کشور، به شدت به کمکها و اعتبارات مستقیم دولت از بودجه عمومی وابسته است.
دخل و خرج صندوق بازنشستگی کشوری در سال ۱۴۰۴
طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، بودجه مصوب صندوق برای سال ۱۴۰۳ بالغ بر ۳۴۵ هزار میلیارد تومان بوده که با مشارکت ۲۸۰ هزار میلیارد تومانی دولت تراز شده است، به طوری که بیش از ۸۱ درصد منابع صندوق از محل اعتبارات دولتی تأمین شده و تنها ۱۲ درصد از کسور بازنشستگی و ۶ درصد از درآمدهای سرمایهگذاری حاصل شده است. این وابستگی نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته، به نحوی که سهم اعتبارات دولتی از منابع صندوق از حدود ۶۷ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۸۱ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است. همچنین روند کلی وابستگی صندوقهای بازنشستگی به بودجه عمومی کشور طی سالهای اخیر صعودی بوده و از ۱۱ درصد در سال ۱۳۹۶ به بیش از ۱۶ درصد در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته است. در همین راستا، بر اساس قانون بودجه سال ۱۴۰۱، صندوق بازنشستگی کارکنان هواپیمایی ملی ایران نیز به صندوق بازنشستگی کشوری منتقل شده است.
در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، اعتبار پیشنهادی برای صندوق بازنشستگی کشوری ۳۹۳/۹ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده که نسبت به مجموع اعتبارات مصوب سال ۱۴۰۳، رشدی حدود ۵۴ درصدی داشته است. دلیل اصلی این افزایش چشمگیر، لحاظ شدن مبلغی برای متناسبسازی مستمری و حقوق بازنشستگان است که برآورد شده این رقم برای بازنشستگان کشوری، لشکری و فولاد در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۸۵ هزار میلیارد تومان برسد؛ این در حالی است که در سال قبل، این رقم ۵۰ هزار میلیارد تومان بود و در سال جدید رشد ۲۷۰ درصدی داشته است. منابع مورد نیاز برای این متناسبسازی قرار است از محل یک واحد درصد افزایش مالیات بر ارزش افزوده تأمین شود. در نتیجه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴، سهم اعتبارات صندوقهای بازنشستگی از بودجه عمومی به حدود ۱۷/۱ درصد افزایش یافته که معادل تقریبی ۷۷۷ هزار میلیارد تومان میشود.
صندوق بازنشستگی کشوری به جهت شمولیت و تعداد افراد تحت پوشش یکی از مهمترین صندوقهای کشور است و تراز بودن دخل و خرج آن نیز از همین روی اهمیت دارد.
افراد تحت پوشش صندوق بازنشستگی کشوری
طبق گزارشی که صندوق بازنشستگی کشوری منتشر کرده، در سطح ملی از مجموع یکمیلیون و ۷۵۷ هزار و ۷۳۱ نفر مستمریبگیر، حدود ۶۲۲ هزار نفر (۳۵/۴ درصد) زن و بیش از یکمیلیون و ۱۳۵ هزار نفر (۶۴/۶ درصد) مرد هستند. این ترکیب جنسیتی تقریباً در همه استانها مشاهده میشود، بهجز مواردی معدود مانند استان البرز که زنان با سهم ۴۶/۸ درصدی، به مردان نزدیک شدهاند. استان تهران با ۳۳۹ هزار مستمریبگیر، بیشترین جمعیت تحت پوشش را دارد که سهم زنان در آن ۴۲/۳ درصد و سهم مردان ۵۷/۷ درصد است. پس از تهران، استانهای اصفهان (۱۲۰ هزار نفر) و خراسان رضوی (۱۳۹ هزار نفر) بالاترین آمار را دارند، که هر دو نیز نسبت نسبتاً بالایی از زنان مستمریبگیر را نشان میدهند. کمترین میزان سهم زنان مربوط به استان کهگیلویه و بویراحمد است که فقط ۱۷/۳ درصد از کل مستمریبگیران آن را زنان تشکیل میدهند. همچنین در استانهای ایلام، اردبیل، سیستان و بلوچستان، بوشهر و گلستان نیز سهم زنان کمتر از ۳۰ درصد است.
این آمار نشاندهنده یک روند کلی در توزیع جنسیتی بازنشستگان کشوری است که احتمالاً ریشه در نرخ مشارکت پایینتر زنان در مشاغل دولتی طی دهههای گذشته دارد. تفاوتهای منطقهای نیز میتواند به عوامل فرهنگی، اجتماعی، سطح توسعهیافتگی و فرصتهای شغلی برای زنان در گذشته بازگردد. استانهایی مانند البرز، تهران و اصفهان که سهم زنان در آنها بالاتر از میانگین کشوری است، عمدتاً از نظر شهرینشینی، سطح تحصیلات و فرصتهای شغلی برای زنان در وضعیت مطلوبتری قرار داشتهاند. در مقابل، استانهایی با سهم پایینتر زنان بازنشسته، اغلب در مناطق کمتر توسعهیافته یا با ساختار سنتیتر اجتماعی قرار دارند. این الگوی نابرابر جنسیتی در جمعیت بازنشسته صندوق بازنشستگی کشوری میتواند در تحلیل سیاستهای آتی متناسبسازی حقوق و برنامهریزیهای اجتماعی و اقتصادی، مورد توجه جدی قرار گیرد.
البته وجود وضعیت بحرانی در صندوقهای بازنشستگی امری جهان شمول شده اما این موضوع در کشور ما با وجود شرایط خاص که دیگر کشور یا با آنها مواجه نیستند یا کمتر درگیر آنها هستند بسیار بغرتجتر است. پرداختن به موضوع وضعیت بحرانی صندوقهای بازنشستگی کشور از آن جهت دارای اولویت است که نه فقط درحال حاضر بلکه در آینده هم چشم انداز روشن و مثبتی برای فائق آمدن بر مشکلات آنها نیست.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی سخنان تکان دهندهای درباره کمک دولت به صندوقهای بازنشستگی گفته که بسیار قابل تامل است.
به گفته وی حدود 50 درصد کسری بودجه در سال 1403 که باعث تورم 40 درصدی شد به خاطر کمک دولت به صندوقهای بازنشستگی بوده است. این موضوع یعنی دخل و خرج صندوقها با هم نمیخواند و پرداخت حقوق و مستمریهای اعضای این صندوقها به کمکهای دولتی بند زده شده است. دولتی که خود با انواع ناترازیهای دیگر مواجه است برای کمک به این صندوقها یا حتی پرداخت بدهیهای خود به آنها ناگزیر از قرض گرفتن از بانکها یا انتشار اوراق است که این کار هم به نوعی آینده فروشی است و فقط از این جیب به آن جیب است و چاره مشکل نیست.
پرداخت میزان متناسب سازی حقوق بازشستگان تا سقف 8 هزار میلیارد تومان به صورت نقدی و 30 هزار میلیارد تومان به صورت اوراق که در اختیار سازمان تامین اجتماعی قرار میگیرد اگرچه مُسکن موقتی است و موجب رضایت کوتاه مدت بازنشستگان میشود اما این امر مصداق «چو فردا شود فکر فردا کنیم» است که حل مسأله را به آینده موکول میکند.
اگرچه دولت چهاردهم نیز برای اولین بار دریافتیهایی که نیاز به پرداخت مستمر و مقرر – مانند متناسب سازی حقوق بازنشستگان یا مطالبات گندمکاران – را داشت در جداول هزینهها گنجانده است اما ضمانت انجام چنین کاری میزان تحقق درآمدهای دولت است که شرایط اقتصادی، انتظارات تورمی و سوابق بودجهای چنین امری را در هالهای از ابهام برده است. طی نیمه دوم امسال، برآورد هزینههای سازمان تامین اجتماعی، معادل 90 هزار میلیارد تومان است، که 70 درصد این میزان هزینه، صرف پرداخت مستمری میشود.
پرداخت این میزان از مستمریها درحالی است که بودجه چندانی برای تحقق دیگر وظایف سازمان باقی نمیماند و بیمه پردازان ناامید و ناراضی از دریافت خدمات درمانی در مراکز مِلکی سازمان هستند. مراجعه به مراکز درمانی سازمان تامین اجتماعی و صفهای طولانی انتظار دریافت نوبت برای مراجعه به پزشک یا انجام جراحیها موید این نکته است که غالب توان بودجهای و مدیریتی صرف پرداخت مستمریها است که پرداختن به موارد گفته شده و گسترش چتر حمایتی را در الویتهای چندم قرار داده است.
اگرچه پرداختن به موضوع ریشههای ایجاد ناترازی در صندوقهای بازنشستگی مقالهای جدا میطلبد اما در این میان ناترازی در تعداد بیمه پردازان فعلی و مستمری بگیران صندوقها در کنار عدم مهار تورم، عواملی مهمتری هستند که وضعیت اقتصادی و درآمدی صندوقها را بیش از قبل نابرابر کرده است. یکی از راه حلهای برقرای تعادل در درآمدهای صندوقها تسهیل ورود بیمه پردازان جدید به صندوق هاست. استاندارد صندوقهای بیمه در پرداخت حقوق و مستمری یک به شش است. به این معنا که حقوق یک بازنشسته از محل دریافت حق بیمه شش فرد مشغول به کار پرداخت میشود که این استاندارد در شرایط فعلی امکان تحقق ندارد و بسیاری از مستمری بگیران صندوقها با توجه به قوانین موجود در سنین پایین بازنشسته شده و از آن طرف هم افراد کمتری مشغول به کار میشوند. به گونهای که اکنون 95 درصد بازنشستگان زیر 60 سال سن دارند. میانگین سن بازنشستگی در صندوق بازنشستگی کشوری 52 سال، در صندوق نیروهای مسلح 45 سال و در صندوق فولاد 40 سال است.
در شرایط فعلی کارفرمایان به استخدام نیروهای کمتر و در عین حال دارای چند مهارت تمایل دارند هم فشار پرداخت حق بیمه 23 درصدی را کمتر کنند و هم توان پرداخت حقوق و مزایا را داشته باشند. این موضوع در کنار عدم ایجاد فرصتهای شغلی مناسب ازسوی دولتها، بیمه پرداز جدیدی را به صندوقها اضافه نمیکند و تسلسل باطل ناترازی ادامه مییابد. پرداخت حق بیمه خویش فرمایی با مبالغ بالا هم بسیاری را یا از عضویت در صندوقها بازمی دارد یا از ادامه عضویت منصرف میکند.
ازسوی دیگر ناتوانی دولتها و چه بسا اقدامات سوء آنها در دامن زدن به تورم نیز شرایط را به گونهای رقم زده که بنگاهداری صندوقها بازنشستگی هم عایدی چندانی برای جبران ناترازی پرداخت حقوق و مستمری نداشته باشد. حل بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی با اقداماتی از قبیل انتشار اوراق، قرض گرفتن از بانکها یا پرداختهای ناعادلانه حقوق به اعضا امکان ندارد و فقط حل مشکل را به زمانی نامعلوم موکول میکند که شاید واقعا دیگر دیر شده باشد.
به گزارش اقتصادران، ارقام تخلف و فسادهای مالی هر روز چنان در حال رشد است که گویا بایست به عداد هزار میلیارد تومانی که حالا به صورت خلاصه همت خوانده میشود، عادت کنیم. در جدیدترین مورد شاهد یک تخلف ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی توسط فولاد اکسین خوزستان هستیم، تخلفی که احتمالا رقم حتی بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان بوده و فقط جریمه ناشی از آن ۳۷ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده است.
ماجرای یک نامه جنجالی
بنا به نامهای که تاریخ آن مربوط به روز ۱۳ اسفند سال ۱۴۰۲ است و اخیر منتشر شده، به نظر میرسد که شرکت فولاد اکسین خوزستان اقدام به فروش محصولات خود خارج از بورس و چارچوبهای قانونی کرده که کاملا خلاف مقررات بوده و مشخص نیست که چه مدت و چه میزان ورق فولادی به چه افرادی و با چه مبلغی فروخته شده و این تخلف توسط سازمان تعزیرات حکومتی در خوزستان در حال رسیدگی است.
بنا بر همین نامه، شرکت فولاد اکسین خوزستان بهخاطر این تخلف آشکار و رفتار غیرقانونی مشمول یک جریمه ۳۷ هزار میلیارد تومانی شده است. در واقع نتیجه تخلف ۱۰۰ همتی این شرکت یک جریمه نجومی ۳۷ همتی است که باید از جیب بازنشستگان و سهامداران این شرکت پرداخت شود. احتمالا از خود میپرسید چرا بازنشستگان؟ برای پاسخ این پرسش ادامه این گزارش را بخوانید.
شرکت فولاد اکسین چیست و چطور کار میکند؟
شرکت فولاد اکسین خوزستان که در زمینه ساخت انواع ورقهای فولادی موردنیاز جهت ساخت مخازن ذخیرهسازی فراوردههای نفتی و سایر محصولات فولادی فعالیت میکند در سال ۱۳۸۴ تأسیس شد و از سال ۱۳۸۸ نیز تولید انبوه خود را آغاز کرد.
بنا بر آخرین گزارشهای موجود، هماکنون ظرفیت تولید این شرکت معادل یک میلیون تن انواع محصولات فولادی در سال است. دفتر مرکزی و کارخانه تولیدی شرکت در اهواز مستقر شده و از سال ۸۸ تا ۱۴۰۰ میزان تولید سالانه شرکت حدود ۷۰۰ هزار تن بوده و ظرفیت اسمی آن یک میلیون و ۵۰ هزار تن اعلام شد.
همچنین ۵۳ درصد محصولات تولیدی این شرکت در خطوط انتقال نفت و گاز، بیش از ۳۰ درصد مربوط به شرکتهای تولیدی محفظهسازی مخازن تحت فشار نفت و گاز و حدود ۱۰درصد در حوزه مصالح ساختمانی استفاده میشود.
بازنشستگان اصلیترین سهامداران فولاد اکسین
اما سهامداران اصلی «شرکت فولاد اکسین» را سه شرکت تشکیل میدهند؛ شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری، شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی و گروه ملی صنعتی فولاد ایران.
گروه ملی فولاد ایران با مالکیت ۳۹.۵ درصد در صدر سهامداران این شرکت است و شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی کشوری و شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی نیز هر کدام با ۳۰ درصد، سهامداران بعدی شرکت فولاد اکسین محسوب میشوند.
در واقع به این ترتیب میتوان گفت اصلیترین مالکان و سهامداران شرکت فولاد اکسین را بازنشستگان و بیمه پردازان ایرانی تشکیل میدهند؛ پس دیگر عجیب نیست اگر بگوییم جریمه ۳۷ هزار میلیارد تومانی قرار است از جیب بازنشستگان ایرانی در حقیقت پرداخت شود.
تایید تخلف با مجوز یا بدون مجوز؟
در واکنش به انتشار نامه مزبور و جریمهای که تعیین شد، شرکت فولاد اکسین نیز وارد میدان پاسخگویی شد و مدیرعامل فولاد اکسین تلویحا با تایید تشکیل پرونده فروش خارج از بورس ورقهای فولادی شرکت و جریمه ۳۷ هزار میلیارد تومانی، گفت که «عرضهها با مجوز ستاد تنظیم بازار بود.»
علی محمدی در خصوص جریمه ۳۷ هزار میلیارد تومانی اداره صنعت و معدن استان خوزستان به دلیل فروش خارج از بورس ورقهای فولادی شرکت به صداوسیما، گفته است: موضوع مطروحه در فضای مجازی مربوط به سال ۱۴۰۱ و در دوره مدیریت سابق این شرکت بود.
وی افزود: محصولات برای صنایع خاص از جمله نفت، گاز و پتروشیمی به صورت سفارشی تولید میشود و به دلیل عدم کاربرد عمومی در بورس کالا عرضه نمیشود. اداره صنعت استان خوزستان و ستاد تنظیم بازار برای عرضه خارج از بورس محصولات سفارشی و ورقهای ساختمانی مجوز ارائه کرده است. مستندات برای بررسی به اداره صنعت استان ارسال شده است.
در واقع توضیحات علی محمدی، که از ۲۱ اسفند ۱۴۰۱، مدیرعامل شرکت فولاد اکسین است، نه تنها تکذیب فروش خارج از قانون نبود بلکه رسما جریمه مورد نظر را تایید میکرد و تنها تلاش داشت یک مورد را به این پرونده اضافه کند و آن اینکه «عرضهها با مجوز ستاد تنظیم بازار بود».
تناقض آشکار در توضیح مدیر حقوقی اکسین
این تنها واکنش از سوی فولاد اکسین نبود، چرا که یک روز پیش از توضیحات مدیرعامل فولاد اکسین این مرتضی دانش مدیر حقوقی و قراردادهای شرکت فولاد اکسین خوزستان بود که به این موضوع پرداخت و گفت که «ادعای تخلف ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی ناشی از فروش شرکت “کذب محض” است. کل درآمد شرکت در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان بوده که به تأیید سازمان امور مالیاتی استان خوزستان نیز رسیده است.» این مدیر حقوقی فولاد اکسین توضیح داد که نامه منتشر شده مربوط به تاریخ ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ درخواستی برای تعیین وکیل جهت دفاع از حقوق شرکت در موضوع عدم عرضه محصولات در بورس کالا در سال ۱۴۰۱ بوده است.
دانش همچنین تاکید کرد که پس از بررسیهای لازم و ارائه مستندات به سازمان صمت، در تاریخ ۸ خرداد ۱۴۰۳ عدم هرگونه تخلف توسط این شرکت مورد تأیید قرار گرفته است. وی همچنین اشاره کرد که شرکت فولاد اکسین از عرضه محصولات غیر تجاری در بورس کالا معاف شده و مشمول هیچگونه جریمهای نخواهد شد.
اما مساله این است که چرا میان توضیحات مدیرعامل و مدیرحقوقی شرکت تناقض وجود دارد؟
«مدیرعامل فولاد اکسین» مساله عرضه خارج از بورس را تکذیب نمیکند و تنها تاکید دارد که برای آن مجوز داشته و در مقابل «مدیر حقوقی و قراردادهای شرکت فولاد اکسین» اساسا تخلف را رد میکند و رقمی را از بابت درآمد شرکت مطرح میکند که ربطی به ارقام مطرح شده در نامه ندارد.
البته دانش با هوشمندی به جای رقم کل فروش شرکت، از کل درآمد سخن میگوید، این که چقدر شرکت فروش قطعی داشته که درآمد آن رقم ۱۱ هزار میلیارد تومان بوده در سخنان دانش نه تنها مشخص نیست بلکه حتی میتواند به نوعی دادن آدرس پرت نیز باشد.
در نامه مذکور گفته شده «فروش ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی» و نه «رقم درآمد نهایی حاصل از فروش». از سوی دیگر مشخصا جریمه تعیین شده و مدیرعامل نیز تلویحا آن را پذیرفته و کاش مدیر حقوقی شرکتی با این وسعت به این موارد ساده بیشتر و بهتر توجه میکرد.
جریمه ۳۷ همتی برای بازنشستگان و مهدی مسکنی در خواب!
اما درباره این تخلف بزرگ و هراسانگیز و ارقام جریمه بزرگتر آن محل سوالهایی جدیتر است. در حالی که «شرکت سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری» از اصلیترین سهامداران فولاد اکسین هستند، سیستم نظارت و ارزیابی این مجموعه دقیقا در تمام مدت وقوع تخلف چه میکرده است؟ اساسا جریمه ۳۷ هزار میلیارد تومانی از جیب چه کسی یا کسانی قرار است پرداخت شود و «مهدی مسکنی» مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، در تمام ماههای گذشته برای استیفای حقوق صندوق و بازنشستگان چه کرده است؟
«مهدی مسکنی» که توسط صولت مرتضوی در حالی که پیش از این بدون سوابق مرتبط معاون تعاون وزارت کار بود، به عنوان مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری انتخاب شد.
او البته در این مدت نشان داد که توان چندانی برای اداره و یا کنترل و حل بحرانهای پیاپی صندوقهای بازنشستگی در کشور را ندارد.
اما شاید در این مورد خاص و عدم هرگونه پیگیری مستمر و مفید در برابر یک جریمه سنگین ۳۷ هزار میلیارد تومانی که احتمالا بر گرده بازنشستگان خواهد نشست (آن هم در شرایطی که صندوق بازنشستگی کشوری مالک یک سوم شرکت فولاد اکسین است) و در عین حال بحرانهای چند گانه صندوقهای بازنشستگی، شاید بتوان کارنامه کاملی از «مهدی مسکنی» را پیش روی خود دید.
این جریمه ۳۷ همتی شاید مشتی نمونه خروار است؛ از عدم آگاهی کافی مسکنی از وضعیت شرکتهای تابعه و همچنین ناتوان وی از استیفای حقوق بازنشستگان که در شرایط افشای این نامه هیچ اطلاع رسانی دقیق درباره تخلف رخ داده و گزارش کامل از پیگیری این جریمه نجومی و سنگین نکرده است، امری که باید دقیقا توسط صندوق بازنشستگی دوران «مهدی مسکنی» رخ میداد.
اما با گذشت دو روز از انتشار نامه و حتی پاسخهای ضد و نقیض شرکت فولاد اکسین خوزستان، تاکنون سهامدار اصلی این شرکت یعنی «صندوق توسعه بازنشستگی کشوری» با مدیرعاملی «مهدی مسکنی» کوچکترین واکنش و یا توضیحی را به بازنشستگان، شهروندان و افکار عمومی و رسانهها ارائه نکرده و حتی عجیبتر اینکه تلاشی برای رفع نگرانی هزاران بازنشسته که اکنون نگران پرداخت جریمهای سنگین از جیبهای کم توان خود هستند نیز ندارد.
میدری آیا تغییر و تحول در صندوق توسعه بازنشستگی را باور دارد؟
از سوی دیگر به نظر میرسد دکتر احمد میدری، به عنوان وزیر تعاون و کار و رفاه اجتماعی نیز هنوز به تصمیمات قطعی و نهایی نرسیده چرا که شاید یکی از مهمترین بخشهای وزارت او همین صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای تابعه هستند که نه فقط شریان اقتصادی کشور که به طور مستقیم با میلیونها شهروند ایرانی درگیر است.
عجیب اینکه فعلا به جای توجه وزارتخانه میدری به موضوع افشای این نامه و مساله صندوقهای بازنشستگی کشوری و مدیریت ناکارامد «مسکنی» در آن اخبار حکایت از جلسات عجیب در این وزارتخانه دارد.
شاید با توجه به افشای نامه جریمه سنگین ۳۷ هزار میلیارد تومانی زمان آن رسیده باشد که احمد میدری، تعارف را با مدیران ناکارآمد کنار بگذارد و به جای روش رزومه جمع کردن در بستر سایت آن هم برای پستهای حساسی چون صندوقهای بازنشستگی و معاونتهای مهمی چون بهزیستی، به سرعت به فکر تغییر و جایگزینی مدیران شایسته و توانمند و با رزومه مرتبط باشد.
بازنشستگان کشوری حالا روزهاست که ناچارند برای احقاق حقوق خود بار دیگر به خیابان بازگردند و تجمع کنند و هنوز تکلیف عیدی آنان نیز نامشخص است و در این حال بار روانی یک جریمه چند هزار میلیارد تومانی را نیز بر روی روان خود احساس میکنند.
در شرایطی که از افشای نامه تخلف و جریمه چند روزی میگذرد، وزارتخانهای که مسئول مستقیم نصب مدیرعامل صندوقهای بازنشستگی است و نیز شخص احمد میدری، تاکنون واکنشی شایسته نشان ندادهاند و البته که با این روند اساسا دیگر کسی انتظاری از «مهدی مسکنی» ندارد، اما از وزیر مسئولیتپذیر، باتجربه و اقتصاد خوانده حتما انتظار تغییر و تحول فوری و بنیادین، فراوان است.
به گزارش اقتصادران، حق اولاد و عائلهمندیِ فروردین و اردیبهشت برای بازنشستگان کشوری واریز نشده است؛ این بازنشستگان میگویند علیرغم استحقاق و دارا بودن شرایط در سال جدید از این مزایای مزدی محروم ماندهایم.
این در حالیست که روابط عمومی صندوق کشوری اعلام کرده عدم واریز این مزایا به دلیل نداشتن اطلاعات کافی بوده است و اگر بازنشستگان مشمول باشند معوقات خود را با حقوق خردادماه دریافت خواهند کرد.
تعداد بازنشستگان و موظفین صندوق بازنشستگی کشوری حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر شامل یک میلیون و ۷۲۰ هزار بازنشسته و حدود ۴۰۰ هزار موظف یا مستمری بگیر است.
به گزارش اقتصادران، صندوق بازنشستگی کشوری در اطلاعیهای فوری از تغییر شرکت بیمه تکمیلی خبر داد. براساس این اطلاعیه، شرکت «بیمه ملت» برنده مناقصه عمومی بیمه تکمیلی درمان بازنشستگان در سال ۱۴۰۳ اعلام شده است. در همین راستا، بازنشستگان و وظیفهبگیران متقاضی برای ثبت آنلاین «درخواست برقراری و انصراف» میتوانند از اول خرداد تا ۳۱ مرداد به مدت سه ماه طبق سنوات گذشته اقدام کنند. علاوهبر این؛ بازنشستگان دو هفته فرصت دارند تا اسناد و مدارک پزشکی خود را به نمایندگان بیمه ملت ارائه دهند.
قصور بیمه آتیهسازان حافظ یا صندوق بازنشستگی کشوری؟
با وجود اینکه هر ماه حق بیمه تکمیلی، سر وقت از حقوق بازنشستگان کسر میشد، پرداخت فاکتورهای هزینه بازنشستگان با تاخیرهای طولانی مدت صورت میگرفت؛ که این امر نارضایتی آنها را در پی داشت. سئوالی که پیش میآید این است که آیا بیمه آتیهسازان حافظ، مسئول این نارضایتیهاست؟
مدیر عامل شرکت بیمه آتیهسازان حافظ در گفتگویی با رادیو سلامت، کوتاهی از جانب آتیهسازان حافظ را به کلی تکذیب کرده است و با تاکید بر اینکه آتیهسازان در تاخیر پرداخت هزینههای درمانی هیچ مسولیتی ندارد، گفت: «این مساله کاملا برعهده صندوق بازنشستگی کشوری است.»
علیرضا نمازی با بیان اینکه تعویق و تاخیر در پرداخت سازمان تامین اجتماعی آتیهسازان را با چالش مواجه کرده است، گفت: «قرارداد با صندوق بازنشستگی در سال ۱۴۰۲به صورت حق العمل کاری و کارمزدی بوده و درحال حاضر حدود 1800 تا 2000 میلیارد تومان بابت مراکز درمانی و بیمارستانها به آتیه سازان بدهکار است.»
نگرانیهای بازنشستگان
تغییر ناگهانی شرکت بیمه تکمیلی برای بازنشستگان نگرانیهایی را در پی داشته است. عدم آشنایی با تعهدات و پوششهای بیمه ملت و نداشتن اطلاعات دقیق از خدمات این شرکت، یکی از مهمترین نگرانیهای بازنشستگان است. باتوجه به حجم زیاد اسناد و مدارک معوقه، چگونگی روند رسیدگی به این اسناد و مدارک، نگرانی دیگر بازنشستگان است. چگونگی پرداخت خسارات نیز برای آنها پرسشهایی را ایجاد کرده است.
عدم شفافسازی از سوی صندوق بازنشستگی کشوری درمورد این تغییر ناگهانی، بر نگرانیها و نارضایتی بازنشستگان افزوده است. بر همین اساس، بسیاری از بازنشستگان خواستار بازنگری در تصمیم صندوق بازنشستگی کشوری و تمدید مهلت تحویل اسناد و مدارک هستند. چراکه آنها دو هفته را فرصت کافی برای این کار نمیدانند. دسترسی به نمایندگان بیمه ملت در این مدت کوتاه برای بسیاری از بازنشستگان، به خصوص افراد مسن و ساکنان مناطق دور افتاده، امکانپذیر نخواهد بود.
نیاز به ثبتنام مجدد نیست
تمامی افراد تحت پوشش قرارداد بیمه تکمیلی سال ۱۴۰۲ به صورت خودکار به قرارداد سال ۱۴۰۳ منتقل خواهند شد؛ از این رو، نیازی به ثبت نام جدید نیست.
درخواست حذف و اضافه
بازنشستگان و وظیفهبگیران تحت پوشش قرارداد بیمه تکمیلی درصورتی که تمایل به استفاده از خدمات بیمه تکمیلی برای سال 1403 را ندارند، میتوانند در بخش مربوطه در درگاه خدمات الکترونیک صندوق بازنشستگی کشوری، نسبت به حذف قرارداد اقدام کنند. همچنین افرادی که در سال گذشته بیمه نبودند و اکنون متقاضی بیمه تکمیلی هستند، میتوانند در همین سامانه درخواست خود را ثبت کنند.
بازنشستگان و وظیفه بگیران تحت پوشش قرارداد بیمه تکمیلی میتوانند برای ثبت یا حذف افراد تحت تکفل خود، به بخش مربوطه در این سامانه مراجعه کنند.
چگونگی قرارداد جدید
قرارداد سال 1403 برخلاف ۱۲ سال اخیر از کارمزدی (صندوقی) به سرانهای تغییر کرده است. سرانه این قرارداد از مبلغ ۶۷.۵۰۰ تومان به ۱۰۷.۴۰۰ تومان برای هر نفر افزایش یافته است. هزینه قرارداد جدید برای هر نفر ۳۵۸هزار تومان است که ۷۰درصد آن توسط صندوق بازنشستگی کشوری و ۳۰درصد مابقی (۱۰۷ هزار و ۴۰۰ تومان) توسط بازنشسته تحت پوشش بیمه پرداخت میشود.
از آنجایی که قرارداد جدید از ابتدای سال 1403 به اجرا در آمده است، مبلغ سرانه از ابتدای فروردین ماه محاسبه میشود و از حقوق خرداد ماه بازنشستگان کسر خواهد شد.
پرداخت هزینه مدارک و اسناد پزشکی قرارداد سال ۱۴۰۲
مدارک پزشکی سال ۱۴۰۲ که به شرکت بیمه آتیهسازان حافظ تحویل داده شده است، از سوی این شرکت به شرکت بیمه ملت ارسال میشود. بیمه ملت پس از انجام محاسبات لازم و لحاظ کردن جدول پوششهای مصوب شده در قرارداد جدید، نسبت به پرداخت هزینهها در کمترین زمان ممکن اقدام خواهد کرد.
به اقتصادران، علیرضا نمازی با اشاره به پذیرش امانی اسناد خسارت درمانی سال ۱۴۰۳ توسط شرکت آتیهسازان حافظ ، اظهار کرد: با توجه به عدم برگزاری مناقصه بیمه تکمیلی درمان سال ۱۴۰۳ توسط صندوق بازنشستگی کشوری، در راستای تسهیل روند درمانی بیمهشدگان مشترک این صندوق، مقرر شد شرکت آتیهسازان حافظ تا پایان اردیبهشتماه، جهت خدمات بستری، اعمال جراحی، رادیوتراپی، تهیه داروی بیماران خاص و همچنین شیمی درمانی در مراکز درمانی طرف قرارداد با شرکت آتیه سازان حافظ معرفینامه آنلاین صادر کند.
وی با بیان اینکه براساس قرارداد منعقد شده، شرکت آتیهسازان حافظ تنها وظیفه رسیدگی به اسناد و مدارک پروندههای بیمهشدگان صندوق بازنشستگی کشوری و تحویل فایلبانکها به صندوق را برعهده دارد، گفت: طبق قرارداد سال ۱۴۰۲، قرار بر این شد که بیمهشدگان صندوق بازنشستگی کشوری از امکاناتِ مراکز درمانی طرف قرارداد با شرکت آتیهسازان حافظ استفاده کنند و از سوی دیگر نیز شرکت به اسناد و مدارک پروندههای بیمهشدگان صندوق بازنشستگی کشوری رسیدگی کنند.
مدیرعامل شرکت آتیهسازان حافظ با بیان اینکه یکی از مهمترین مولفههای این نوع قرارداد، پرداخت به صورت بهروز است، تاکید کرد: متاسفانه مشکلات و مسائل مالی صندوق بازنشستگی کشوری و عدم تسویه به روز با شرکت آتیهسازان حافظ موجب شده تا در حال حاضر آتیهسازان بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان بدهی به مراکز درمانی طرف قرارداد داشته باشد و این موضوع چالش بزرگی برای شرکت آتیهسازان حافظ ایجاد کرده است.
وی با بیان اینکه تعداد پروندههای صندوق بازنشستگی کشوری مربوط به بیش از دو میلیون بیمه شده است، یادآور شد: رسیدگی به اسناد و مدارک پروندههای بازنشستگان کشوری به صورت به روز انجام میشود.
بنابر اظهارات نمازی، صندوق بازنشستگی کشوری بیش از ۶ ماه است که به شرکت پرداختی نداشته و همین امر موجب بدهکاری شرکت به مراکزدرمانی طرف قرارداد شده است.
وی در پاسخ به سوالی درخصوص برخی اظهارات بازنشستگان که مراکز طرفقرارداد با شرکت آتیهسازان حافظ به بازنشستگان خدمات ارائه نمیکنند، بیان کرد: بالطبع زمانی که آتیهسازان حافظ در پرداخت بدهی خود با مراکز درمانی با مشکل مواجه شود، بازنشستگان صندوق بازنشستگی کشوری نیز در دریافت خدمات از مراکز طرف قرارداد با مشکل مواجه خواهند شد و به همین دلیل امسال شرکت زیربار قرارداد با صندوق بازنشستگی کشوری در قالب فعالیت به صورت کارگزاری نرفته است، مگر آنکه صندوق در سال جاری به صورت سرانهای قرارداد منعقد کند.
مدیرعامل شرکت آتیهسازان حافظ تصریح کرد: اینطور تصور میشود که شرکت آتیهسازان حافظ در پرداخت خسارت به بازنشستگان کشوری و مراکز طرف قرارداد کوتاهی کرده است، اما شرکت آتیهسازان حافظ روشنگری میکند که شرکت مقصر نیست، بلکه در قبال قرارداد بسته شده با صندوق بازنشستگی صرفا وظیفه محاسبه پروندههای بازنشستگان کشوری را برعهده داشته است، اما با این وجود زیر سوال رفته است.
به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ضمن هشدار نسبت به وضعیت صندوقهای بازنشستگی کشور با بیان اینکه اگر شیوه های فعلی اصلاح نشوند، چالش های بزرگتری در راهند، گفت: در نظام تصمیم گیری ما افرادی هستند که شخصا آدم های محترمی هستند اما صلاحیت تخصصی در زمینه اقتصاد توسعه ندارند. آنها با مافیای رسانه ای شان از ضعف اندیشه ای افراد کارشناس استفاده می کنند و می گویند ما را با کشورهای صنعتی مقایسه می کنند و می گویند آنها هم اصلاحات پارامتریک و افزایش سن بازنشستگی هم دارند. ولی نمی گویند نرخ مشارکت نیروی کار در آن کشورها بین 70 تا 80 درصد است
شیوه ها اصلاح نشوند، چالش های بزرگتری در راهند
دکتر فرشاد مومنی – استاد تمام اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه – با تاکید بر اینکه اگر قرار باشد در نحوه مواجهه نظام تصمیم گیری با مساله صندوق ها بازنگری بنیادی نشود و با همین شیوه های موجود وضعیت پیش رود، از این ناحیه نظام ملی در معرض چالش ها و تهدیدهای خیلی جدی قرار خواهد گرفت.، خاطرنشان کرد: در این شرایط، چالش هایی که بسیار فراتر از آنچه که اکنون تصور می شود، پدیدار می شود.
او افزود: شاید یکی از منصفانه ترین و در عین حال بی طرفانه ترین مواجهه در چارچوب قرائت رسمی از بحران صندوق های بازنشستگی، گزارشی است که چند روز پیش در کادر بررسی بخش دوم لایحه بودجه سال 1403 توسط مرکز پژوهش های مجلس مطرح شد که نشان می دهد دغدغه محوری، وجه مالی مساله است. من اسم این رویکرد را نگرش چرتکه ای به مسائل اداره کشور گذاشته ام..
بودجه حاکی از ورشکستگی تمام عیار همه صندوقها به جز تامین اجتماعی / 453همت بار مالی ورشکستگی صندوقها بر دوش بودجه 1403 / روند نمایانگر غرق شدن در باتلاق است
مومنی گفت: خلاصه این نگرش این است که می گویند به هر دلیلی با چشم انداز مالی بحرانی دچار شده اند و در این چارچوب بر اساس لایحه بودجه سال 1403 به جز تامین اجتماعی همه صندوق ها دچار ورشکستگی تقریبا تمام عیار شده اند و این ورشکستگی بار مالی اش بر اساس لایحه بودجه 1403 چیزی بالغ بر 453 هزار میلیارد تومان از منابع دولت را به خود اختصاص می دهد. می گویند این روند نمایانگر غرق شدن در باتلاق است. این رویکرد درستی نیست که بدون اینکه مساله به صورت اصولی مورد فهم و حل و فصل قرار گیرد، مرتب سهم پوشش منابع مورد نیاز برای حل ورشکستگی صندوق ها از کل بودجه دولت افزایش یابد.
رقم هیولایی بودجه دولت برای پوشش ورشکستگی صندوق ها / اصلاحات پارامتریک، بیان محترمانه عهدشکتی دولت
او افزود: گفته می شود در سال 1396 کل منابعی که برای پوشش این ورشکستی صرف شده 11 درصد بودجه عمومی کشور بوده است و الان به 16 درصد رسیده است و این رقم یک رقم هیولایی است و بعد گفته می شود که هیچ چاره ای هم برای آن ندارند و به سمت یک راهکار کوته نگرانه دیگر می روند که نامش را اصلاحات پارامتریک گذاشته اند که در واقع بیان محترمانه نقض عهد حکومت نسبت به تعهداتش در مورد بازنشسته هاست. دولت طی سال ها سهم خود از حقوق حقوق بگیران را گرفته و حالا به دلیل بی کفایتی و فساد و ندانم کاری با بحران روبرو شده اند و در برابر گرفتاری بازنشسته ها نسبت به تورم و مشکلات اقتصادی فقط ابراز همدردی می کنند و می گویند تعهدی ندارند. از دل این سخنان استنتاج رها سازی مستمری بگیران می شود. این که اینها را به امان خدا رها کنند.
مومنی در ادامه گفت: بحث ما این است که می گوییم این طرز نگاه ادامه آن نگاه منحط تعدیل ساختاری است که کل سیستم را دچار بحران کرده است. این نگاه در نظام تدبیر ملی ما طی بالغ بر سه دهه گذشته همواره آزموده شده و همواره هم شکست خورده ولی چون عزیزان مایل یا قادر نیستند که سطح بحث را بالاتر ببرند و کانون اصلی ماجرا را شناسایی کنند، مساله را ریشه یابی نمی کنند.
رئیس جمهور گزارش دهد کارنامه اش چیست! / چه تحویل گرفتید، چه دادید!؟
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد از سخنان اخیر رییس جمهور گفت: در شبکه های مجازی نطق قدیمی آقای رییس جمهور فعلی را می بینیم که می خواهد به دولت قبلی طعنه بزند و خطاب به دولت قبل می گوید «شما کاری کردید که قیمت دلار به 5 هزار رسیده است» ولی الان وقتی قیمت دلار را می بیند، چه حالی می شود؟ گزارش بدهد که چه تحویل گرفته، چه وعده داده و کارنامه اش چیست؟
روش های فعلی برای حل بحران راهگشا نیست
این استاد دانشگاه گفت: اهل خرد و دانایی، به ویژه کارشناسان شرافتمند علوم انسانی و اجتماعی باید به نظام تصمیم گیری های اساسی کشور بگویند که در برابر مسائلی مانند بحران صندوق های بازنشستگی آن نگاه که این بحران را ایجاد کرده، راهگشای حل مشکل نیست و باید بنیادی تر به مساله نگاه کنند. فردریک لیست ، اقتصاد دان آلمانی قرن هجدهم، در کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» این بحث را مطرح کرد که بازی با قیمت یا نظریه قیمت محوری اداره کشور یک نظام اندیشه ای است که به تولید، کمتر از مصرف اهمیت می دهد و به چشم انداز بلند مدت نظام های ملی بی اعتناست و مساله اساسی اش هم این است که می خواهد مساله اقتصادی را مستقل از عناصر شکل دهنده به نظام حیات جمعی بررسی کند.
او ادامه داد: «فردریک لیست» می گوید این دیدگاه منحط است و در 1840 به رهبران وقت آلمان می گوید اگر شما تولید را کنار بگذارید و اولویت را به تحریک مصرف بدهید و ابزار یگانه سیاستی تان هم بازی با قیمت باشد، بدون تردید دست نشانده قدرت هایی می شوید که از سطح بالایی از بنیه تولیدی برخوردار هستند.
رویکرد قیمت محور، تولید را متزلزل می کند
مومنی گفت: اندیشمندان توسعه می گویند رویکرد قیمت محور، تولید را متزلزل می کند و در مقابل برای یک حکومت توسعه گرا تولید باید در کادر نظام حیات جمعی دیده شود برای چنین حاکمیتی امنیت حقوق مالکیت و ثبات اقتصاد کلان و کیفیت نظام پاداش دهی در جهت فعالیت مولد است نه مفتخوارگی و فساد. در غیر این صورت، این طور نمی شود که قباحت فسادهای بزرگ را از بین ببرید و طوری شود که اگر در تبلیغات رسمی بگویند دزدی گرفته اند که 100 میلیارد تومان دزدی کرده، مخاطبان احساس ترحم می کنند و بگویند بدبخت !می توانست خیلی بیشتر دزدی کند، اما به 100 میلیارد قانع بوده است!
اگر غفلت کنید وابستگی ذلت آور به قدرت های بزرگ پیدا می کنید
رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه افزود: ماجرا این است که هر چقدر که از نخستین موج انقلاب صنعتی تا به امروز می آییم، قابلیت خلق کالای تولید فناورانه، به طرز اعجاب آوری افزایش می یابد و در گامهای نخستین از دوره ربع پایانی قرن 18 به این سو تغییرات به صورت درصدی بود، بعد این تغییرات درصدی درشت تر شد و نام آن را تصاعد عددی گذاشتند و اکنون گفته می شود که قابلیت خلق کالای تولید فناورانه، خصلت نمایی پیدا کرده است. به طور خلاصه مسیری که طی شده، از تولید کارگاهی به تولید انبوه و سپس تولید ناب، قابلیت های غیرقابل تصوری را پدید آورده است، چون این طور است نظم تولید محور دائما خلق تقاضاهای جدید می کند و اگر غفلت کنید وابستگی ذلت آور به قدرت های بزرگ پیدا می کنید.
او در ادامه گفت: فکر می کردند می توانند جلوی ویدیو و ماهواره را بگیرند اما الان اگر نتوانند گوشی تلفن همراه برای شهروندان یا لپ تاپ برای دانشجویان فراهم کنند، مشروعیت خود را از بیخ و بن از دست داده اند و آنها که فکر می کنند از طریق خام فروشی نمی توان کشور را اداره کرد، بدانند که از 200 سال پیش تاکنون دیگر نمی شود.
تولید فناورانه ارتقا نیابد در کشور بی ثباتی بازتولید می شود
مومنی افزود: مهمترین مساله کلیدی تولید فناورانه این است که نابرابری ها را هم افزایش می دهد و برای این افزایش نابرابری ها اگر مواجهه خردورزانه ای مبتنی بر ارتقای بنیه تولیدی تدارک دیده نشود، هم درون کشور دائما بی ثباتی و بی مشروعیتی و هرج و مرج را بازتولید می کند و هم در ارتباط با قدرتهای دیگر بحران امنیت ملی پدیدار می کند. در کتاب «اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری» تاکید کرده ام که نظریه اداره اقتصاد ملی بر محور بازی با قیمت، بنا به مسائل خاص اقتصاد سیاسی بین المللی و در چارچوب بحران بدهی ها به عنوان زورگویی و باج خواهی به کشورهای در حال توسعه تحمیل شد. از جنبه اندیشه ای این برنامه به اعتبار اینکه روی رویکرد قیمت محور استوار بوده طبیعتا نگرشش فرد محور و تحلیل هایش منحصرا در سطح خرد است.
مومنی در ادامه سخنان خود گفت: بر اساس نگرش سطح خرد نگاه به تولید و مصرف به صورت کاملا انتزاعی و مجزا از نظام حیات جمعی و مجزا از ملاحظات اقتصادی بین المللی و بی اعتنا به تاریخ و فلسفه وجودی به نهادهای پشتیبانی کننده مثل تامین اجتماعی و صندوق های بازنشستگی نگاه می کند. در چارچوب این نگاه کل ماجرا این است که شکافی بین منابع و مصارف وجود دارد و برای حل آن راه حل های مجزا از سایر مشکلات راهی پیدا کرد در حالی که بحران های ایجاد شده در واقع معلول است و ریشه در بحران های زاییده برنامه تعدیل ساختاری دارد.
مشکلات صندوقهای بازنشستگی را دهه هفتاد پیش بینی کردیم / هشدار داده بودیم
این استاد دانشگاه گفت: موسسه مطالعات دین و اقتصاد در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی و در مقطع مجلس ششم، نتایج مطالعه ای که انجام داده بود را به دولت و مجلس، تقدیم کرد. آن زمان نیمه دوم دهه هفتاد بود و در آن گزارش تاکید کردیم که که این بساطی که پس از جنگ به نام برنامه تعدیل ساختاری ایجاد شده کمر نظام ملی را خواهد شکست و یک روز چشم باز می کنید و می بینید که با بی شمار بحران روبرو هستید و یکی از بحران ها مشکلات صندوق های بازنشستگی بود که اشاره کرده بودیم.
او با بیان این که «وقتی به نظام تامین اجتماعی چرتکه ای نگاه می کنید و می گویید پول نداریم پس تعهدات را رها کنیم بدیهی ترین دستاوردهای تمدن بشری را منکر می شوید» افزود: حقوقی که جامعه جهانی و منشور حقوق بشر با آن همه مرارت هایی که جامعه بشری متحمل شد و آن همه تجربه هایی که به دست آورد و به نیروی کار تعلق گرفته را یکی یکی از بین می برید.
با عنوان «اصلاحات پارامتریک» از جیب حقوق بگیران سرقت می کنند / نمی شود از کل دینانت، تنها به زلف و ریش و آستین کار داشته باشیم / وقتی که قباحت ها ریخته می شود، همه باهم می ریزند
مومنی با هشدار نسبت به پدیده حاکمیت زدایی از حکومت به دست حاکمان، گفت: این برآیند آن بلایی است که تعدیل ساختاری بر نظام تدبیر ملی آورد، از دریچه این موضوع شما ببینید که گزارش های رسمی که بنا به تعریف، محافظه کارانه ترین و خوشبینانه ترین برآوردها را می دهد می گوید 58 درصد نیروی کار شاغل در بخش صنعت ایران را غیر رسمی ها تشکیل می دهند. با عنوان اصلاحات پارامتریک از جیب حقوق بگیران سرقت و جیب بری می کنند در حالی که طبق قرارداد هر ماه از حقوق او سهم بیمه برداشت می کنند. در حالی که طبق آموزه های دینی مومن باید به عهد خود وفادار باشد. نمی شود از کل ماجرای دینانت به زلف و ریش و آستین کار داشته باشیم و به تعهدات مصرح خودمان که مکتوب و قانونی هم هست پشت پا بزنیم این قابل قبول نیست. وقتی که قباحت ها ریخته می شود همه باهم می ریزند.
او افزود: وقتی در گزارش های رسمی می گویند، 58 درصد نیروی بازار کار در بخش غیر رسمی است یعنی هر قاعده ای بگذارید دو سوم نیروی کار را شامل نمی شود و اگر غیرت و شرافتی مبنا شود معلوم می شود که داده های مطالعاتی مستقلی وجود دارد که برآوردهایشان از اندازه واقعی بخش غیررسمی از 80 درصد هم بالاتر است، ببینید چه خبر است!
تا آنجا که زورشان برسد از تعهداتی که به سازمان بین المللی کار داده اند، طفره می روند
مومنی خاطرنشان کرد: دو سال پیش مرکز پژوهش های مجلس گزارشی منتشر کرد و در آن نوشته بود که با پدیده بی سابقه جدیدی روبرو هستیم و آن هم غیر رسمی سازی نیروی کار به دست حکومت در شرکت های دولتی است. یعنی اگر روزی بازیگران و شاغل های بخش غیر رسمی در کارگاه های چند نفره غیررسمی استخدام می شدند، الان در شرکت های غول پیکر دولتی و شبه دولتی هم این کار را می کنند و تا آنجا که زورشان برسد از تعهداتی که ایران در چارچوب سازمان بین المللی کار پذیرفته و در قانون کار کشور نسبت به کارگرانن داده، طفره می روند. عین این مساله در بازار پول و سرمایه و نرخ ارز و بازار کالا هم هست.
بیش از 400 میلیارد دلار از منابع بین نسلی کشور را صرف این بازی زشت کرده اند / عجزی که در کنترل نرخ ارز ابراز می کنند، قباحت دارد
او با بیان این که «برای یک حکومت چقدر قباحت دارد این عجزی که ابراز می کنند و می گویند دلمان نمی خواهد نرخ ارز بالا برود ولی بالا می رود، گفت: بر اساس گزارش بانک مرکزی در سی و چند سال اخیر بیش از 400 میلیارد دلار از منابع بین نسلی کشور را صرف این بازی زشت کرده اند و تبلیغ هم می کند که از افزایش قیمت ارز ناراحت هستند.
شرم نمی کنند و راحت می گویند که از افزایش نرخ ارز سود نمی بریم و نقشی در آن نداریم!
مومنی در ادامه گفت: مسئولان شرم نمی کنند و راحت می گویند که از افزایش نرخ ارز سود نمی بریم و نقشی در آن هم نداریم. چطور می شود؟ آیا تصادفی است که هر گاه کف گیر خزانه به ته دیگر می خورد دستی از غیب می آید و نرخ ارز را بالا می برد! این چه حرف هایی است که می گویند.
او افزود: از این دریچه باید گفت که بحران صندوق ها و بحران نظام تامین اجتماعی ایران مانند اکثریت قریب به اتفاق بحران های موجود ریشه در برنامه تعدیل ساختاری به واسطه محور بودن شوک درمانی دارد. در مورد قیمت های کلیدی ما شاهد این هستیم که کانون اصلی خلق ارزش به جای اینکه به دنبال تولید فناورانه باشد و به جای این که با ایجاد یک نظام انگیزشی، دانایی و کارایی و بهره وری را بالا ببرد، انگیزه های خلافش را بالا برده است.
گویی قرار است به پیشاتاریخ برگردیم! / وزیر مسئول تولید، می گوید آنقدر واردات کرده ایم که گلوگاه های گمرکی بند آمده!
او گفت: ما می گوییم شما با شوک درمانی به غیرمولدها پاداش می دهید و مولدها را با انواع فشارها روبرو می کنید. واقعا اگر این را بفهمند دیگر بعضی مقامات گرامی کشورمان به قباحت برخی حرف هایی که می زنند، پی خواهند برد. وزیری که مسئول امور تولید فناورانه کشور است با افتخار می گوید آنقدر خودرو وارد کرده ایم که گلوگاه های گمرکی بند آمده است! و به این جمله افتخار هم می کند! یا احساس شرم ندارند وقتی که رسما به کارخانه ها اعلام می کنند که خودشان به فکر تامین برق و گاز مصرفی شان باشند احتمالا در آینده جاده سازی و پیاده روسازی را هم به عهده کارخانجات خواهند گذاشت! گویی قرار است به پیشاتاریخ برگردیم! به رسانه هایی که نظرات واقعی کارشناسان را منتشر می کنند پیام می دهند و تهدید می کنند که باید مطالب بی کیفیت شان را منتشر کنند!
وزیر اقتصاد و صمت را به مناظره دعوت می کنم
این استاد دانشگاه افزود: اگر اراده ای برای فهم واقعیت ها وجود دارد من وزیر گرامی صنعت و معدن و تجارت را به مناظره دعوت می کنم تا کمک کنم که کانون های اصلی گرفتاری روشن شود. اگر او متولی امر تولید صنعتی است می توانیم راجع به وضعیت نظام مالیات ستانی مناظره کنیم تا معلوم شود بخش اعظم تولید کننده های ما با این نظام مالیات ستانی انگیزه سرمایه گذاری بیشتر پیدا می کنند یا نه! حاضرم درباره نحوه تخصیص وام بانکی و یا هزینه دلارهای نفتی صحبت کنم. چه وزیر اقتصاد و چه وزیر صمت اگر فکر می کنند کارشان درست است آنها را دعوت به مناظره می کنم که معلوم شود آیا راهی جز تولید فناورانه برای کشور سراغ دارند، اگر راهی نیست که نیست چرا دلال پروری و رباخوار پروری و واردات چی پروری می شود.
به سوی روند قهقرایی به سمت فقر دائما رو به افزایش و عقب ماندگی دائما رو به افزایش حرکت می کنیم
او تاکید کرد: بیش از 5 سال است که می گوییم که گزارش های رسمی که منتشر شده حکایت از این دارد که به سوی یک روند قهقرایی به سمت فقر دائما رو به افزایش و عقب ماندگی دائما رو به افزایش حرکت می کنیم. شاخص های بهره وری کل عوامل تولید و روند ها و شاخص پیچیدگی اقتصادی و رابطه مبادله، از ناتوانی فزاینده سیستمی برای مواجهه خردورزانه و موثر با مساله فقر حکایت می کند.
89 فقرا از شاغلین سابق و امروز هستند / ماجرای تحمیل ایمان با زور را کنار بگذارید
مومنی گفت: مرکز آمار گزارشی منتشر کرده و می گوید از کل جمعیت فقیر ایران 89 درصد شان شاغلین سابق و لاحق هستند، این عدد تکان دهنده است! یعنی بیکار نیستند ولی شغل هایی دارند که از نظر بازدهی درآمدی، قادر به تکافوی حداقل نیازهای اساسی شان نیست. اگر شما از کلام پیامبر می فهمید که فقر از هر دری که وارد می شود ایمان از آن در خارج می شود، ماجرای تحمیل ایمان با زور را کنار بگذارید و ریشه های اصلی مساله را بفهمید!
مرتبا آدرس های غلط به نظام تصمیم گیری می دهند
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر توسعه می خواهید جامعه ای که 89 درصد فقرای سابق و لاحقش را شاغل ها تشکیل دهند تا زمانی که در مساله تولید بازنگری نشود نمی تواند مساله فقر را حل و فصل کند. آنهایی که از این مناسبات نفع می برند با تکیه بر مافیای رسانه ای که از منافع آنها تغذیه و از آنها پشتیبانی می کنند مرتبا آدرس های غلط به نظام تصمیم گیری می دهند و می گویند هر کاری برای رفع بحران ناترازی صندوق ها می توانید انجام دهید ولی به ساختار کنونی دلال پرور و رباخوار پرور کار نداشته باشید و تولید را هم از گردونه حساسیت هایت حذف کنید!
قدرت تولید سرانه ما فاصله وحشتناکی با کشورهایی که ما را با آنها مقایسه می کنید دارد
مومنی به بحران های صندوق بازنشستگی اشاره کرد و گفت: در بحران صندوق ها عوامل اصلی مثل نقش بی بدیل سقوط بنیه تولیدی کشور در شکل گیری بحران صندوق ها و یا نقش بی همتای شوک درمانی در آشوبناک ساختن و رباخوار پرور کردن نظم اقتصادی کشور و فسادزا و نابرابر کردن آن را نادیده می گیرند و بعد آدرس های غلط می دهند و می گویند که مساله با اصلاحات پارامتریک درست خواهد شد و تجربه کشورهای پیشرفته را به رخ ما می کشند! اگر شرافت کارشناسی مبنای گفتگو باشد حتما می دانید که قدرت تولید سرانه ما چه فاصله وحشتناکی با آن کشورهایی دارد که ما را با آنها مقایسه می کنید. ماجرا این است که ارزشی نمی توانید خلق کنید که بعدا سهمی عادلانه تقسیم کنید.
مقایسه های اشتباه و تجویز اصلاحات پارامتریک / 70درصد زنان دانش آموخته دانشگاهی بیکار هستند
او گفت: در نظام تصمیم گیری ما افرادی هستند که شخصا آدم های محترمی هستند اما صلاحیت تخصصی در زمینه اقتصاد توسعه ندارند. آنها با مافیای رسانه ای شان از ضعف اندیشه ای افراد کارشناس استفاده می کنند و می گویند ما را با کشورهای صنعتی مقایسه می کنند و می گویند آنها هم اصلاحات پارامتریک و افزایش سن بازنشستگی هم دارند. ولی نمی گویند نرخ مشارکت نیروی کار در آن کشورها بین 70 تا 80 درصد است. آقایان در چارچوب برنامه تعدیل ساختاری، نظم اقتصادی را درست کرده اند که دو، سوم نیروی کار غیر رسمی است و نرخ مشارکت در ایران بین 38 تا 44 درصد است. مرکز آمار هفته قبل گزارشی داد و می گوید چیزی حدود 70 درصد زنان دانش آموخته دانشگاهی ایران بیکار هستند! این را هم در مقایسه باید گفت.
مومنی با انتقاد از آمارهای رسمی بیکاری گفت: آمار داده اند و می گویند نرخ بیکاری در این کشور هفت درصد است در حالی که دکتر طایی محاسباتی انجام داده و نشان داده است که این نرخ در ایران 8.5 درصد است. ضمن این که دو، سوم جمعیت در حال فعالیت نقشی در تولید ندارند و گزارش خودشان هم می گوید کارخانه های ما با 41 درصد ظرفیت کار می کنند و دو سوم ظرفیت تولیدشان بلا استفاده است. بعد همان میزان اندک تولیدی که می کنند طبق گزارش ها در انبارها مانده و فروش نرفته است. چون اکثریت جمعیت فقیر شده اند.
راه حل ها مبتنی بر استثمار نیروی کار است
او ادامه داد: گزارش های رسمی می گوید حدود 30 درصد جمعیت ما به کلی زیر خط فقر است و 40 درصد هم در آستانه فرو افتادن به خط فقر است پس ما اینجا با بحران تقاضای موثر هم روبرو هستیم، چرا ؟ چون راه حل ها مبتنی بر استثمار نیروی کار است. پیشنهاد می دهم وزیر محترم شرافتمندانه مطالعه هایی که در وزارت کار راجع به معادل دلاری قدرت خرید حداقل دستمزد انجام شده است را منتشر کند تا ببینید چقدر ماجرا شرم آور است و با نیروی کار چطور رفتار می شود.
این استاد دانشگاه با انتقاد از تورم زا دانستن افزایش دستمزد توسط برخی، گفت: بلوا راه می اندازند که افزایش نرخ بهره وام بانکی که سهمش در قیمت تمام شده محصولات برای برخی کارخانه های کلیدی ما حدود 30 درصد است در تورم تاثیر ندارد، اما افزایش دستمزد نیروی کار تورم ایجاد می کند! مدیران با شرفی از بنگاه های صنعتی با من تماس گرفته اند و می گویند از کارگران خجالت می کشیم چون اگر دستمزد آنها را زیاد کنیم ما را با ده ها مانع قانونی و رسمی روبرو می کنند!
آمارهایی ارائه می دهند که برای فهم واقعیت، خاصیت ندارند
این اقتصاددادن اضافه کرد: چند ماه پیش مرکز پژوهش های مجلس گزارشی منتشر کرده که در آن می گوید نرخ بیکاری که در اعلام می شود برای فهم واقعیت هیچ خاصیتی ندارد چرا که در آن 11 ایراد ساختاری وجود دارد و بخش های بزرگی از واقعیت بیکاری در ایران را نمی تواند نشان دهد اما به این گزارش توجهی نمی شود فقط این طور لذت می برند که بگویند ما نرخ بیکاری را هفت درصد کرده ایم! این شرم آور است و هیچ نسبتی با واقعیت ندارد.
برخورد دوگانه با سازمان های بین المللی
این شیوه اداره امور در اقتصاد ایران شده است که وقتی سازمان های بین المللی گستره و عمق فساد را در کشور برملا می کنند. می گویند اینها بوق های استکباری هستند. اما سازمان بین المللی کار خود گزارش منتشر کرده و می گوید بر حسب سطوح مختلف توسعه ما باید 11 شیوه متفاوت برای اندازه گیری بیکاری داشته باشیم یکی از آن شیوه ها این است که با اقتضائات عصر دانایی مطابق باشد. اگر در طول یک هفته قبل منتهی آمارگیری مثلا یک ساعت یا دو ساعت کار کرده باشد ما آن را شاغل محسوب می کنیم. حال آن عزیزان که تا دیروز سازمان بین المللی را بوق استکبار می خواندند این را مبنای سنجش نرخ بیکاری در ایران قرار داده اند، در حالی که سازمان بین المللی منظورش کار در عصر دانایی و تولید ناب است و به ما ربطی ندارد که هنوز از تولید کارگاهی هم عبور نکرده ایم و 90 درصد نیروی کار شاغل مان در بنگاه های 10 نفره و کمتر کار می کنند. این طور آمار دادن ها برای ادا در آوردن خوب است ولی انسان با شرف مسئول وقتی می بیند که فقر و فلاکت در این مملکت این قدر کرامت انسان ها را مخدوش می کند چطور تن می دهد به این اداها؟
تفاوت اجرای سیاست اصلاح قیمت به سبک ایرانی با دیگر کشورها
او افزود: مثلا بیمه های ما را مقایسه می کنند، اما به تفاوت پوشش و خدمات بیمه ما و آنها کار ندارند. درست مثل شوک درمانی که در همان نظریه قیمت می گوید برای یک اصلاح تعادل بخش، 100 کار باید انجام شود و اقدام آخر بازی با قیمت است. اما در چارچوب شوک درمانی به سبک بازارگراهای ایرانی آن 99 کار حذف شده و حرف آخر را اول می زنند و کل ماجرا را به بازی با قیمت منحصر و صورت مساله را پاک می کنند.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در مورد افزایش سن بازنشستگی به شکل درست گفته می شود 47 تمهید نهادی را باید انجام دهید تا نوبت به تغییر سن بازنشستگی به عنوان اصلاح پارامتریک برسد. اما در ایران همه آنها حذف می شود چون آنها به حقوق انسانی و شرافت و کرامت انسان ها و توسعه اهمیت می دهند و این جا چنین چیزی نیست.از این زاویه وقتی نگاه می کنید می بینید در گزارش ها یک تیتر خیلی بی روح می گذارند که “سهم سرمایه گذاری ها صندوق ها در پوشش هزینه هایشان ناچیز است” اما لازم آن را به اصطلاح به فارسی دوبله کنند تا آن مقام با شرف بفهمد که اینها بازدهی مناسب برای سرمایه ندارند چون صندلی های مدیریتی در هیات مدیره های این شرکت ها به افرادی داده شده که کمتر صاحب صلاحیت تخصصی هستند وقتی مغز یک دستگاه از کار می افتد آن دستگاه بازدهی نمی تواند داشته باشد.
یک روز می گویند شرکت داری را جمع کنید، فردا شرکت ها را به صندوق ها می دهند! / پشت پرده تعویض مکرر روسای سازمان های تامین اجتماعی در دولتها احمدی نژاد و روحانی و دولت اول رییسی
رییس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: همان طور که با شوک درمانی رانت های مفت خوارگی برای یک گروه اندک فراهم می کنید، بابت پرداخت سهم دولت به این صندوق ها شرکت ها را هم به این صندوق ها می دهید. این کار این سر تا پا تناقض است. یک روز می گویند شرکت داری را جمع کنید، بعد شرکت ها را به جاهایی می دهند که صلاحیتی در اداره آن شرکت ها ندارند و صندلی های مدیریتی رانتی برای برخی فراهم می کنند. به همین دلیل در دوره احمدی نژاد و روحانی و دولت اول رییسی می بینیم که بارها روسای سازمان های تامین اجتماعی تغویض شدند. معلوم است که ماجرای توزیع این پست ها چه وضعیتی پیدا می کند. همین است که ناکارآمدی و فساد ایجاد می کند.
مومنی تاکید کرد: باید مراقب باشیم که در نتیجه تمام آن بحران هایی که در چارچوب کاهش نسبت پشتیبانی و تحولات جمعیتی و عدم واکنش مناسب به آنها، وضعیت نامناسب سرمایه گذاری ها و به ویژه تحمیل قوانین و مقررات به غایت بی کیفیت و فسادزا که این صندوق ها را احاطه کرده ،صندوق ها به این روز افتاده اند. اینها معلول مناسبات رانتی است که از دل شوک درمانی و آزادسازی ها و خصوصی سازی های نسنجیده و فسادزای بحران آفرین پدید آمده است.
تورم و بیکاری، دو تیغه قیچی که صندوق ها را نابود می کنند
او افزود: شوک درمانی دو فشار کمرشکن به صندوق ها وارد می کند، و منشاء تورم و بیکاری می شود. این دو مثل دو تیغه قیچی، بنیان این صندوق ها را نابود می کنند. اما به جای مقابله با این دو تیغه قیچی فشار می گذارید که دستمزد پرداختی به بازنشسته ها کمتر شود! این مسیری است که ما را به جایی نمی رساند. نظام تصمیم گیری های اساسی ما باید هر چه زودتر متوجه این قضیه شود تا زودتر جلوی گسترش و تعمیق خسارت ها گرفته شود و در این صورت می توان امیدوار بود که در دولت و مجلس کارشناسان میهن دوست و با شرافت و پاکدامن با کمک رسانه ها کانون اصلی گرفتاری مان در زمینه صندوق ها شناسایی و حل شود. والا راه حل هایی که در چارچوب اصلاحات پارامتریک و اصلاح سن بازنشستگی مطرح می شود حکم پیشروی در باتلاق را دارد.