برچسب: صندوق‌های بازنشستگی

  • زنان کارگر در منگنه افزایش سن و سابقه بازنشستگی

    زنان کارگر در منگنه افزایش سن و سابقه بازنشستگی

    به گزارش اقتصادران، «سیمین یعقوبیان» فعال صنفی زنان کارگر در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با طرح این پرسش که «آیا ناترازی صندوق تامین اجتماعی با اصلاح سن و سنوات بانوان شاغل در تبصره ۴ ماده ۷۶ حل می‌شود» گفت: افزایش سن بازنشستگی زنان نه تنها مشکلات صندوق را حل نمی‌کند بلکه به کاهش مشارکت اقتصادی بانوان می‌انجامد و معضلات معیشتی آن‌ها را تشدید می‌کند.

    مشکلات زنان در زمان بازنشستگی

    او برخی از مشکلات زنان کارگر در مقوله بازنشستگی را تشریح کرد: بسیاری از زنان بازنشسته، به‌ویژه آنهایی که سابقه کار ناقص یا حقوق پایین داشته‌اند، با مستمری ناکافی روبه‌رو هستند که کفاف هزینه‌های زندگی را نمی‌دهد. برخی بانوان به دلیل وقفه در کار (مثل مرخصی‌های زایمان یا نگهداری از فرزند)، سابقه بیمه کمتری دارند که بر میزان حقوق بازنشستگی تأثیر منفی می‌گذارد؛ این در حالیست که با وجود تورم بالا، افزایش حقوق بازنشستگان اغلب متناسب با هزینه‌های زندگی نیست.

    یعقوبیان به مشکلات قانونی و بیمه‌ای زنان برای بازنشستگی اشاره کرد و گفت: برای زنانی که در مشاغل سخت کار کرده‌اند، گاهی اثبات شرایط بازنشستگی زودهنگام دشوار است. برخی زنان که در بخش‌های مختلف (دولتی، خصوصی، خوداشتغالی) کار کرده‌اند، در ادغام سوابق بیمه‌ای با پرداخت تفاوت تطبیق خود مشکل دارند. در عین حال، کمبود حمایت از زنان خانه‌دار، یک معضل اساسی‌ست؛ بسیاری از زنان خانه‌دار فاقد سابقه بیمه هستند و تنها تحت پوشش بیمه همسران خود قرار می‌گیرند که در صورت طلاق یا فوت همسر، دچار مشکل می‌شوند.

    او با بیان اینکه یکسری چالش‌های فرهنگی و اجتماعی نیز بازنشستگی زنان را با نقصان مواجه می‌سازد؛ گفت: دستمزد پایین‌تر زنان نسبت به مردان در برخی مشاغل، باعث کاهش حقوق بازنشستگی آنان می‌شود؛ برخی مشاغل برای زنان در دسترس نیست یا ساعات کاری انعطاف‌ناپذیر دارند که بر سابقه بیمه تأثیر می‌گذارد. بسیاری از زنان نیز به دلیل وظایف مراقبتی (نگهداری از کودکان یا سالمندان) مجبور به ترک کار می‌شوند و سابقه بیمه آنان ناقص می‌ماند.

    این فعال کارگری تاکید کرد که همین امروز هم زنان در هنگام بازنشستگی با مشکلاتی مواجهند از جمله، برخی زنان بازنشسته با مشکلات بیمه تکمیلی و هزینه‌های درمان روبه‌رو هستند. بسیاری از زنان نیز به‌ویژه آنهایی که تمام هویت خود را با کار گره زده‌اند، پس از بازنشستگی دچار افسردگی و کاهش ارتباطات اجتماعی می‌شوند.

    او تصریح کرد که بازنشستگی بانوان با ۲۰ سال سابقه کار و ۴۲ سال سن که در برخی مشاغل خاص یا طرح‌های ویژه وجود دارد، عمدتاً به دلایلی از جمله «سیاست‌های حمایتی از زنان، ملاحظات اجتماعی و ویژگی‌های خاص برخی مشاغل» تصویب شده است.

    آیا افزایش سن و سابقه بازنشستگی زنان، ناترازی صندوق‌ها را برطرف می‌سازد؟

    با این توصیف، آیا افزایش سن و سابقه بازنشستگی زنان، اساساً کار درستی‌ست؛ در وهله‌ی بعد، آیا این اصلاحات ضد کارگری می‌تواند حلّال مشکلات صندوق‌های بازنشستگی از جمله تامین اجتماعی باشد؟ یعقوبیان در پاسخ به این سوالات می‌گوید: برای افزایش نرخ فرزندآوری، پیشنهاد شد سن بازنشستگی زنان با هر فرزند ۱ سال کاهش یابد (حداکثر ۵ سال) اما این طرح به دلیل هزینه‌های بالا برای صندوق‌های بازنشستگی مسکوت مانده است. مضاف بر این، افزایش سن و سابقه بازنشستگی زنان ایردات بسیار دارد؛ شورای نگهبان اعلام کرده است افزایش سن بازنشستگی ممکن است با سیاست‌های تشویق فرزندآوری در تعارض باشد، چون زنان برای تربیت فرزند به زمان آزاد بیشتری نیاز دارند.

    او افزود: مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی نیز ایراداتی به این طرح اصلاحی وارد کرده است؛ گزارش سال ۱۴۰۱ مرکز پژوهش‌ها هشدار داده که افزایش سن بازنشستگی زنان «به‌تنهایی» مشکل صندوق‌های بازنشستگی را حل نمی‌کند، بلکه باید اصلاحات ساختاری مانند افزایش نرخ مشارکت مردان انجام شود. پیش‌بینی شده که این طرح حداکثر ۵ درصد از کسری بودجه‌ی صندوق‌ها را کاهش می‌دهد. تحلیل‌های این مرکز نشان می‌دهد افزایش سن بازنشستگی ممکن است فرصت‌های شغلی برای زنان جوان‌تر را کاهش دهد چون سهمیه‌های استخدامی محدود می‌شود.

    یعقوبیان اضافه کرد: مرکز پژوهش‌ها در گزارش خود اشاره کرده که بسیاری از زنان در مشاغل فرسایشی مانند پرستاری و آموزش، پس از ۳۰ سال کار دچار فرسودگی جسمی می‌شوند و ادامه کار تا سنین بالاتر کیفیت زندگی آنان را کاهش می‌دهد. ضمن اینکه با توجه به اینکه زنان به‌طور متوسط ۱۱ سال کمتر از مردان در بازار کار فعال هستند، افزایش سنوات بازنشستگی آنان را در مقایسه با مردان در موقعیت نامناسبی قرار می‌دهد. شورای نگهبان نیز در نظرات استفساریه‌ای خود اشاره کرده که کاهش حمایت‌ها از زنان شاغل نیاز به توجیه محکم شرعی و قانونی دارد.

    به گفته این فعال کارگری، این نهادهای نظارتی، پیشنهادات جایگزین برای بازنشستگی زنان دارند از جمله، تأکید بر افزایش کیفیت حمایت‌ها (نه افزایش سن)، معافیت کامل زنان دارای ۳+ فرزند از هرگونه افزایش و کاهش تدریجی ساعت کار به جای افزایش سن.

    این فعال صنفی زنان کارگر در پایان تصریح کرد: کشورهای توسعه یافته با سیستمهای یکپارچه رفاهی، قوانین ضدتبعیض قدرتمند و حمایت از توازن کار-خانواده، شرایط بهتری برای زنان شاغل و بازنشسته فراهم آورده‌اند؛ آیا ما قرار است فقط در حرف از زنان و اشتغال زنان حمایت کنیم؟ آیا قرار است با افزایش سن و سابقه بازنشستگی زنان، آنان را در منگنه‌ی گرفتاری‌های مضاعف قرار داده و معیشت خانواده‌های با سرپرست زن را به مخاطره‌ی جدی بیندازیم؟

  • اما و اگرهای بحران در صندوق‌های بازنشستگی

    اما و اگرهای بحران در صندوق‌های بازنشستگی

    به گزارش اقتصادران، در نشستی با حضور حسن خوشپور مدیرکل اسبق امور بنگاه‌ها و خصوصی‌سازی سازمان برنامه و بودجه، علی سرزعیم اقتصاددان و علی حیدری کارشناس ارشد رفاه و تامین اجتماعی موضوع بحران صندوق‌های بازنشستگی مورد بررسی قرار گرفت.

    سیر تحول تاریخی تامین اجتماعی

    در ابتدای این نشست، خوشپور درخصوص تاریخچه تشکیل سازمان تامین اجتماعی در ایران گفت: تامین اجتماعی به‌عنوان ساختاری حمایتی در بسیاری از کشورهای جهان مشغول فعالیت است؛ اما متاسفانه در ایران این نهاد نتوانسته به اهدافی که برای آن طراحی شده است، دست یابد. به گفته او، برای تحلیل فعلی نظام تامین اجتماعی و مشکلات آن، مطالعه و بررسی سیر تاریخی این نهاد بسیار ضروری است. خوشپور ادامه داد: در دهه۱۳۰۰، کشور وارد فرآیند توسعه‌ای شد که دولت نقش اصلی را در آن داشت و این اتفاق با ارتباط نیروی انسانی داخل کشور با پیمانکاران برای ایجاد زیرساخت‌های کشور مصادف شد. این وضعیت نیازمند این بود که برای نیروی انسانی نظامی فراهم شود که رفاه داشته باشد، توسعه پیدا کند و با آسودگی‌خاطر مشغول به‌کار شود.

    به گفته این کارشناس، همان زمان سه ضلع دولت، کارگر و کارفرما در سازمان تامین اجتماعی شکل گرفت و این نظام به مرور رشد و توسعه پیدا کرد. خوشپور درخصوص قانون سال۱۳۵۴ به‌عنوان مهم‌ترین و پیشرفته‌ترین سازوکاری که در نظام تامین اجتماعی اجرا شده است، گفت: توجه کنید که با خط‌کش امروز، نمی‌توان آن زمان را اندازه‌گیری کرد. امروزه بیمه‌های تجاری داریم که بسیار فعال هستند و سازمان تامین اجتماعی در کنار آنها قرار دارد؛ اما قاطعانه ادعا می‌کنم که سازمان تامین اجتماعی در زمان تاسیس خود یک نهاد بسیار مدرن بود.

    یکی از مسائلی که در رابطه با مشکلات سازمان تامین اجتماعی به آن اشاره می‌کنند، نقش پررنگ دولت در سازوکار این نهاد است. با این حال به گفته خوشپور، مهم‌ترین مساله در دهه۵۰ این بود که دولت در این سازوکار، نقش ناظر را داشت. پس از رشدهای اقتصادی بالای این دهه، بخش خصوصی قدرتمندی به وجود آمده بود و هر چند دولت حضور داشت، اما همه حوزه‌ها را به دست نگرفته بود. ذخایر سازمان تامین اجتماعی که عامل اصلی رشد و توسعه این نهاد است شکل می‌گرفت و همان‌طور که اقتصاد کشور به صورتی علمی اداره می‌شد، مکانیزم و ابزارها نیز به‌طور صحیح به‌کار می‌رفت.

    چرا سیاستگذار به اصلاحات تن نمی‌دهد؟

    در ادامه این نشست، علی‌ سرزعیم در پاسخ به این پرسش که چرا اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی تاکنون اجرایی نشده است، گفت: بحران‌های متعددی اقتصاد ایران را تهدید می‌کند و این کارشناسان در طول زمان پیوسته هشدار دادند که در آینده وضع بدتر خواهد شد. ماهیت این بحران‌ها به صورتی است که می‌توان با مسکن‌های موقت اوضاع را بهبود بخشید؛ اما در طول زمان جدی می‌شود. بنابراین تا جای ممکن دولت‌ها سعی کردند این اصلاحات را عقب بیندازند.

    به گفته این اقتصاددان، این مساله از آنجا نشأت می‌گیرد که دولت هر اصلاحی بکند، هزینه بدنامی آن را بلافاصله تحمل می‌کند؛ اما منافع آن یک یا دو دهه بعد ظاهر می‌شود. بنابراین هر سیاستمداری که هزینه فایده می‌کند، می‌بیند این موضوع به نفع او نیست. اما زمانی که هیچ راه گریزی نداشته باشد و ناترازی مالی او شدید شود به این اصلاحات تن می‌دهد. سرزعیم ادامه داد: امروز ما در چنین شرایطی قرار داریم و اصلاحاتی که درخصوص سن بازنشستگی انجام شده به همین دلیل است. به نظر من هر چه این اصلاحات زودتر انجام شود، بهتر است.

    وزنه سنگین سیاست‌های دستوری

    علی حیدری نیز درخصوص نقش عواملی که در مشکلات صندوق‌های بازنشستگی اثر گذاشته است، گفت: پارادایم بیمه‌ای ایران نظام بیسمارکی و حق بیمه‌محور است. به این معنی که در نظام ایران جوان‌ها پول می‌دهند و صرف هزینه کهنسالان می‌شود. از یک مقطعی کشورهای جهان به سمت نظام‌های تامین اجتماعی چندلایه یا ترکیبی رفتند که در این نظام‌ها در سطوح پایین‌تر از روش پیج یا هیبریدی استفاده می‌کنند و در سطوح بالاتر دستمزد از روش‌های مبتنی بر سرمایه‌گذاری تامین می‌شود. در ایران از برنامه چهارم توسعه قرار بوده این چندلایه برقرار شود؛ اما این اتفاق نیفتاده است.

    به گفته این مدیر اسبق تامین اجتماعی، از ۲۲صندوق موجود در کشور فقط صندوق روستایی و وکلا از لحاظ نسبت وابستگی محدود هستند و تامین اجتماعی و بقیه صندوق‌های ما وضعیت مناسبی ندارند. بخشی از دستگاه‌های مربوطه ارتزاق می‌کنند و بخشی هم از بودجه پول می‌گیرند. حیدری درخصوص دلیل بروز این مشکلات تاکید کرد: بخشی از این اتفاقات به‌دلیل کاهش اشتغال بوده و بخشی دیگر به‌دلیل تکالیفی است که به این صندوق‌ها تحمیل می‌شود. در هر دولت نوعی پاک‌سازی انجام گرفته که بر مبنای آن افرادی با سابقه کمتر که باید چندسال دیگر حق بیمه پرداخت می‌کردند چندسال زودتر بازنشسته شوند. همه این موضوعات به صندوق‌ها تحمیل می‌شود. او ادامه داد: قاچاق افسارگسیخته، واردات بی‌رویه و نظام تعرفه‌ای اشتباه، اشتغال نیروی کار غیررسمی و جایگزینی آنها با نیروی افغانی چون بدون بیمه کار می‌کنند از دیگر عوامل است. در چنین شرایطی می‌توان گفت وزن مشکلاتی که از بیرون به سازمان تحمیل می‎شود از سوءمدیریت داخلی بیشتر است.

    ریشه‌یابی ناموفق بودن سرمایه‌گذاری صندوق‌ها

    خوشپور درخصوص هزینه عملکرد نادرست و سرمایه‌گذاری ناموفق صندوق‌ها گفت: عدم آگاهی نسبت به فلسفه نهادها، سرمنشأ این مشکل است. تامین اجتماعی سازوکاری دارد که آن را سرپا نگه می‌دارد. کاری که ما کردیم این است که این سازوکار را از پا انداختیم. تصمیمات اشتباهی که گرفته شده اوضاع را به اینجا رسانده است. سرمایه‌گذاری یکی از ابزار تامین اجتماعی برای حفظ ارزش ذخایر خود است. اما در طول زمان تامین اجتماعی به جای سرمایه‌گذار به یک بنگاه‌دار تبدیل شده است. اینکه دولت بدهی خود به تامین اجتماعی را از طریق تهاتر سهام پرداخت می‌کند، سیاست نادرستی است. در گذشته قرار بر آن بود که وقتی این سهام واگذار شد تامین اجتماعی ظرف ۵سال آن را تجدید ساختار کند و در بازار سهام به فروش برساند. اما روش فعلی تامین اجتماعی را به یک هلدینگ تبدیل کرده است که این سازمان را از وظایف اصلی خود منحرف می‌سازد.

    این مدیر اسبق سازمان برنامه و بودجه ادامه داد: مدیریت سازمان در این مدت حرفه‌ای نبوده و دولت نقش اصلی را ایفا کرده است. محیط اقتصادی که تامین اجتماعی در آن قرار دارد نیز در این مساله بسیار اثرگذار بوده است. وقتی رشد اقتصادی اتفاق نمی‌افتد، قطعا ارزشی ایجاد نمی‌شود که برای سازمان تامین اجتماعی مفید باشد.

    سه عامل موثر بر بحران صندوق‌ها

    یکی دیگر از مهم‌ترین محورهای مطرح‌شده در این نشست، مساله انجام اصلاحات سن بازنشستگی در برنامه هفتم توسعه بود.  در همین خصوص سرزعیم تاکید کرد: به‌طور کلی سه دسته از عوامل بر بحران صندوق‌های بازنشستگی اثر دارند؛ سیاسی، قوانین بازنشستگی و عوامل اقتصاد کلان. عوامل سیاسی شامل انتصاب‌های سیاسی، فساد در شرکت‌ها یا واگذاری شرکت‌های وابسته و بدهی‌ دولت به این سازمان‌ها می‌شود. عوامل محیطی را می‌توان شامل افت اشتغال، رشد اقتصادی که باعث شده دستمزدها رشد نکند و حداقل‌ دستمزد پرداخت شود و در مقابل عدم رشد سرمایه‌گذاری دانست. همچنین قوانین مثل سن بازنشستگی، سخت و زیان‌آور بودن تعداد زیادی از مشاغل، ‌حقوق بازمانده‌ها که قوانین آن بسیار سخاوتمندانه است و خود حق بیمه که متناسب با سن پایین‌تر تعیین شده است. به لحاظ کارشناسی وظیفه ما این است که بگوییم سهم کدامیک از این عوامل بیشتر است.

    دو نگاه به اصلاح صندوق‌ها

    در ادامه، سرزعیم خاطرنشان کرد: از لحاظ افکار عمومی مساله مدیریت سیاسی و فساد موجود در این سازمان‌ها جذاب‌تر است؛ اما به لحاظ کارشناسی تصور من این است با وجود عدم انکار فساد، سهم قوانین سخاوتمندانه بازنشستگی را بسیار بیشتر می‌دانم. بنابراین فکر می‌کنم این اصلاحات به نقطه اصلی و درستی اصابت کرده است؛ اما اینکه از کدام قانون شروع کنیم نیاز به محاسبات عددی دارد. در مقابل حیدری که یکی از مدیران سابق تامین اجتماعی است، نقش عوامل مدیریتی در سازمان تامین اجتماعی را از اصلاح قوانین موثرتر دانست. به گفته او، اگر اصلاحات را از سن و سابقه شروع کنیم، اما حکمرانی صندوق‌ها اصلاح نشود، این امر منجر به رفع ناترازی صندوق‌ها نخواهد شد و زمینه را برای تاراج بیشتر فراهم خواهد کرد.

    او ادامه داد: در نظام بانکی، ما بانک‌ مرکزی را به‌عنوان تنظیم‌گر داریم و در بیمه‌های تجاری نیز بیمه ‌مرکزی این نقش را برعهده دارد در بازار سهام هم سازمان بورس این نقش را ایفا می‌کند؛ اما در زمینه بیمه‌های اجتماعی تنظیم‌گری وجود ندارد و طبیعتا هر اصلاحی انجام دهید، زمان خریداری می‌شود و فرصت برای دست‌اندازی بیشتر فراهم می‌شود. حیدری افزود: سازمان تامین اجتماعی تا قبل از سال۹۳ کسری نداشت و پس از اجرای طرح تحول سلامت دچار کمبود منابع شد؛ زیرا این طرح به یکباره رابطه بین تعرفه درمان و سرانه درمان را به هم زد. اگر دولت حق بیمه‌های جاری خود را به تامین اجتماعی بدهد این سازمان تا سال۱۴۱۵ مشکل کسری منابع را ندارد. حال اگر به این عوامل توجه نشود؛ طبیعتا هر چند سن و سابقه افزایش یابد، کافی نخواهد بود. به اعتقاد این مدیر اسبق تامین اجتماعی، گام اول اصلاح نظام تامین اجتماعی، ایجاد نظام چند لایه، ‌اصلاح رگولاتوری و تنظیم‌گری و پس از آن اصلاح سن و سابقه طبق محاسبات است.

    با این حال علی سرزعیم تاکید کرد: این تحلیل که اگر دولت همه بدهی‌های خود را بدهد تا سال ۱۴۱۵ کسری نداریم، بسیار خطرناک است؛ زیرا سیاستگذار ما به دنبال این است که کار سخت را نکند و فشار بیاورد که دولت پول پرداخت کند. به گفته این اقتصاددان، پایداری صندوق‌ها را برای ۸۰سال معادل یک نسل می‌گیرند و ۱۵سال در مقابل ۸۰سال عددی نیست. بدهی دولت حتما باید پرداخت شود؛ اما مسائل مهم ساختاری است.