برچسب: صادق زیباکلام

  • جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    به گزارش اقتصادران، وقتی پای مذاکره ایران و آمریکا به میان می‌آید باید سراغی از صادق زیباکلام گرفت؛ تحلیلگری سیاسی که با وجود موضع‌گیری‌های مشخص خود باز هم موافقان و مخالفانی دارد که مایلند آخرین نظرات او را دنبال کنند.

    مخصوصا حالا در شرایطی که گزینه‌های پیش رو یا مذاکره یا جنگ است و طرف آمریکایی موجودیت نظام سیاسی کشور را تهدید کرده، زیباکلام که موضعش نسبت با اپوزیسیون روشن است تاکید می کند پرونده ایران و آمریکا باید به جای مشخصی برسد.

    او تاکید می‌کند که حتی اگر جنگی دربگیرد و شماری از مسئولان کشور هدف قرار بگیرند به سقوط نظام منجر نخواهد شد، بلکه آنچه رخ خواهد داد ویرانی ایران است که در آن یک تیر چراغ برق هم سالم نمی‌ماند.

    ***************

    * اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط پایتخت برگزار شد. چه چشم‌اندازی از این مذاکرات می‌بینید؟

    نفس اینکه مذاکرات به این شکل آغاز شده که آمریکایی‌ها باید به ترامپ یا مقامات دیگر در واشنگتن گزارش دهند و آقای عراقچی هم باید به شورای عالی امنیت ملی و رهبری گزارش دهد، نشان‌دهنده این است که مذاکرات تا به اینجا منفی نبوده و به‌اصطلاح «مخالفت با یکدیگر» کشیده نشده است.

    البته ایرانی‌هایی که دلشان غیر از این را می‌خواست کم نیستند؛ یعنی می‌خواستند اعلام می‌شد که مذاکرات به نتیجه نرسیده و به حالت قهر، تیم ایرانی و تیم آمریکایی از همدیگر جدا شوند که در نتیجه منجر به حمله آقای ترامپ به ایران شود. هنوز هم ممکن است که این حمله در آینده صورت بگیرد. اما من برخلاف تصور خیلی از براندازها، سلطنت‌طلب‌ها و «شاهزاده» که فکر می‌کنند پس از حمله آمریکا، نظام سقوط خواهد کرد، چنین تصویری ندارم و فکر می‌کنم که حمله آمریکا لزوماً به سقوط نظام منتهی نخواهد شد. به‌رغم حمله، نظام همچنان سر جای خودش باقی خواهد ماند؛ حتی اگر شماری از مسئولین اصلی نظام را هم هدف قرار دهند، باز هم نظام همچنان پابرجا خواهد ماند. اما آنچه اتفاق می‌افتد «ویرانی ایران» است؛ همان که به نام «تئوری تیر چراغ برق زیباکلام» معروف شده که در صورت جنگ در ایران یک تیر چراغ برق هم سالم نمی‌ماند.

    جنگ شود نظام سقوط نمی‌کند، اتفاق بسیار هولناکی رخ می‌دهد

    کسانی که آرزو می‌کنند جنگ شود تا نظام سقوط کند، متوجه نیستند که اگر جنگ اتفاق بیفتد لزوماً نظام سقوط نخواهد کرد، بلکه آن اتفاق هولناکی که می‌افتد این است که کشور نابود می‌شود و زیرساخت‌های کشور از بین خواهد رفت. البته ممکن است ما مثلاً تلفاتی به اسرائیلی‌ها یا آمریکایی‌ها در پایگاه‌هایشان وارد کنیم یا ضرباتی به ناوهای آمریکایی در خلیج فارس بزنیم؛ اما این‌ها کجا و نابودی مملکت کجا؟ به همین دلیل است که من امیدوارم جنگی رخ ندهد، مذاکرات به پیش برود و در مرحله اول بر سر مسئله هسته‌ای و در مرحله دوم بر سر آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده توافق صورت بگیرد. در مرحله سوم هم ایران قبول کند که برد موشک‌هایش محدود شود.

    * فکر می‌کنید که این مذاکرات یا توافق بعد از آن، می‌تواند گشایشی برای کشور داشته باشد؟

    قطعاً این‌طوری خواهد بود. ممکن است که فشار روی مخالفین در ایران کمتر شود، ممکن است شاهد آزادی شماری از زندانیان سیاسی باشیم، ممکن است بگیر و ببندها کاهش پیدا کند و در عین حال با کاهش تحریم‌ها وضع اقتصادی بهتر شود.

    کاش مسئولان آنچه صداوسیما می‌گوید را باور نکنند

    * ما در دی ماه شاهد اعتراضات گسترده مردم بودیم و هنوز هم نارضایتی‌های معیشتی وجود دارد. آیا توافق در مذاکرات می‌تواند این اعتراضات را ترمیم کند؟

    ببینید من امیدوارم، امیدوارم و امیدوارم که مسئولان اعتراضات میلیونی تمام شهرهای کوچک و بزرگ ایران را که در هجدهم و نوزدهم دی‌ماه انجام شد را دیده باشند و به راحتی از کنار آن عبور نکنند. کاش آن را ببینند، درک کنند و بفهمند.

    امیدوارم مسئولان، خودشان چیزهایی که صداوسیما می‌گوید را باور نکنند و واقعیت‌های مملکت را برای یک‌بار هم که شده ببینند و درک کنند. در غیر اینصورت اگر خودشان به چیزهایی که صداوسیما می‌گوید اعتقاد داشته باشند، آینده هولناک و تیره‌وتاری در انتظار ایران است.

    جمهوری اسلامی می‌داند که در جنگ با آمریکا، پیروز نیست

    *چقدر در دو طرف اراده برای رسیدن به توافق می‌بینید؟

    در مورد آمریکا اراده را جدی می‌بینم چراکه ترامپ می‌خواهد این را یک موفقیت بزرگ برای خود منظور کند و بگوید که من سرانجام توانستم بعد از ۴۷ سال، ایران را به راه راست هدایت کنم. این غایت آرزوی ترامپ است.

    جمهوری اسلامی هم می‌داند که در نبرد با آمریکا برایش موفقیت و پیروزی نیست. همانطور که گفتم جنگ به‌جز ویران‌کردن زیرساخت‌های کشور و نابود کردن صنایع کشور، دستاورد دیگری نخواهد داشت. بنابراین جمهوری اسلامی هم می‌داند که اگر توافق صورت نگیرد، جنگ بدیل خوبی نیست و آنچه در انتظار ایران قرار خواهد گرفت بسیار بسیار هولناک است.

    * یعنی شما اراده برای رسیدن به توافق را در طرف ایرانی می‌بینید؟

    بله همینطور است.

  • یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    به گزارش اقتصادران، صادق زیباکلام با اشاره به تحولات منطقه و ارزیابی‌اش از دستور رئیس‌جمهوری به وزارت خارجه برای مذاکره با آمریکا در چارچوب منافع ملی، تصریح کرد: جنگ میان ایران و آمریکا اتفاق نخواهد افتاد؛ اولین و مهمترین دلیلش این است که نه ایران می‌خواهد وارد جنگ شود و نه ترامپ اصرار داد با ایران بجنگد.

    هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند

    به گزارش ایسنا، وی یادآور شد: چند روز پیش در توییتی استهزاآمیز نوشتم دوست مریخی من می‌خواهد گزارشی برای پادشاه سیاره‌اش آماده کند تا نشان دهد کدام بخش جمهوری اسلامی برای ترامپ مایه وحشت شده که به این نتیجه برسد جز حمله به ایران چاره‌ای ندارد و هرچه نگاه کرد، دید هیچ بخشی از جمهوری اسلامی خواب راحت را از چشمان ترامپ نگرفته که به‌سرعت با ایران وارد جنگ شود!

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران با طرح این پرسش که چه کسانی می‌خواهند ایران و آمریکا وارد جنگ شوند، تصریح کرد: اول از همه براندازان و اپوزیسیون و در رأس آنان رضا پهلوی به‌دنبال جنگ هستند؛ از این بین، آنان که مذهبی هستند نذر کرده‌اند و آنان که اهل مذهب نیستند آرزو دارند این حمله رخ دهد چون تصور می‌کنند اگر آمریکا حمله کند مردم به خیابان می‌آیند و جمهوری اسلامی سرنگون می‌شود.

    زیباکلام ادامه داد: آنان چنان به این حمله امیدوارند که توجه ندارند ترامپ آدمی اهل معامله است و در زمینه اقداماتش مشورت و اندیشه می‌کند و هیچ دلیلی وجود ندارد که برای خودش چاره‌ای جز حمله به ایران در نظر نگیرد.

    پژوهشگر تاریخ و علوم سیاسی با بیان اینکه نتانیاهو و اسرائیل دومین طرفدار جنگ ایران و آمریکاست، اظهار کرد: نتانیاهو می‌خواهد فرصت طلایی و نزدیکی باورنکردنی که میان واشنگتن و تل‌آویو برقرار شده را از دست ندهد و به هر شکل ممکن آمریکا را به رویارویی با ایران هل بدهد.

    وی با طرح این پرسش که چرا ایران با وجود ۴۷ سال استکبارستیزی و شعار «مرگ بر آمریکا» تمایلی به جنگ با آمریکا ندارد، تصریح کرد: شعارها و مانورهای سیاسی را که کنار بگذاریم، باید بگوییم در چنین جنگی هیچ پیروزی نهایی برای ایران وجود ندارد و حداکثر نتیجه، تلفات گرفتن از طرف مقابل، شلیک موشک‌ها به اسرائیل با اصابت درصد مشخصی از آن‌هاست که به نابودی بخش‌هایی از اسرائیل و کشته‌شدن شماری از آنان منجر شود.

    زیباکلام ادامه داد: اقدام دیگر ایران – اگر وضعیت به‌جایی برسد که مجبور به انجامش شود – این است که پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی منطقه را هدف قرار دهد و به ناوگان آمریکا حمله کند. در این صورت تلفاتی هم به آنان وارد کرده و به پایگاه‌های آنان در قطر، عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه آسیب زده است.

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران افزود: بعد از این حملات ایران نوبت تلافی و حمله طرف مقابل است که خسارات فراوانی برجا خواهد گذاشت و می‌تواند ضرباتی به زیرساخت‌ها، صنایع و راه‌های ایران وارد کند. پس نه ایران تمایلی دارد وارد یک جنگ همه‌جانبه با آمریکا شود و البته نه ترامپ در شرایطی است که پیش‌روی خود غیر از آغاز جنگ با ایران، گزینه دیگری نبیند.

    جنگی مثل آنچه در اوکراین یا غزه رخ داده، اتفاق نمی افتد

    وی با تاکید بر اینکه برخلاف بسیاری از هموطنان نگران جنگ، معتقدم جنگی میان ایران و آمریکا رخ نمی‌دهد، اظهار کرد: منظور از جنگ رخدادی مثل آنچه در اوکراین یا غزه رخ داده یا مثل جنگ هشت‌ساله عراق با ایران است. حتی جنگ ۱۲روزه هم به معنای دقیق کلمه جنگ نبود. بسیاری از مردم چندان طعم جنگ را نچشیده‌اند که در آن زیرساخت‌ها هدف حمله قرار گیرند. معتقدم چنین جنگی میان ایران و آمریکا رخ نخواهد داد.

    زیباکلام با بیان اینکه به مذاکرات پیش‌رو بسیار امیدوارم، تصریح کرد: از مهمترین دلایل برای امیدواری به مذاکرات این است که غیر از براندازان و اسرائیل، نه ایران، نه عربستان سعودی، نه امارات متحده عربی، نه قطر و نه ترکیه هیچکدام جنگ نمی‌خواهند چون جز خسارت و ویرانی هیچ فایده دیگری نخواهد داشت.

    هیچکدام از طرفین نمی‌خواهد وارد جنگ شوند

    پژوهشگر تاریخ و علوم سیاسی با بیان اینکه برخلاف ایده براندازان هیچ جنگی منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی نمی‌شود، افزود: این تصور طرفداران پهلوی و اپوزوسیون برانداز که با حمله آمریکا به ایران، مردم به خیابان می‌آیند و نظام را سرنگون می‌کنند نه صرفاً با واقعیت نسبتی ندارد بلکه ممکن است کسانی که امروز منتقد جدی جمهوری اسلامی هستند بر سردوراهی قرار گیرند و حتی باوجود وقایع اخیر و کشته‌شدن هزاران نفر در آن، از حمله نظامی حمایت نکنند؛ باید واقع‌بینانه با تحولات مواجه شد.

    وی با تاکید بر اینکه ترامپ معامله‌گر است و از مدت‌ها پیش گفت به دنبال چیست، یادآور شد: ترامپ به دنبال این است تهدید هسته‌ای ایران را یک‌بار برای همیشه از بین ببرد که در جریان حمله به فردو و نطنز به اهدافش تا حد زیادی نزدیک شد. از سرگیری فعالیت‌ها در این دو مرکز نیازمند حفاری و برداشت هزاران تن خاک است‌. در عین‌حال هر فعالیتی در این منطقه از سوی طرف مقابل رصد می‌شود.

    زیباکلام با اشاره به وضعیت فعلی محور مقاومت و حملات انجام‌شده به آن، ادامه داد: باتوجه به وضعیت متفاوت امروز محور مقاومت با پیش از ۷ اکتبر، آنچه همچنان برای طرف مقابل تهدید محسوب می‌شود توان موشکی ایران است؛  هرچقدر هم سامانه‌های دفاعی طرف مقابل پیشرفته باشند باز قادر به رهگیری ۱۰۰ درصدی این موشک‌ها نیست و می‌تواند با تلفات جدی مواجه شود اما باید دید توان موشکی چقدر مثل پرونده هسته‌ای ایران با اصرار طرف مقابل مواجه می‌شود.

    استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد: کم نیستند کسانی که در حاکمیت حضور دارند و نمی‌خواهند وضعیت فعلی اقتصادی ایران ادامه یابد. تصور می‌کنم مذاکرات روز جمعه به نتایجی خواهد رسید، چراکه هیچکدام از طرفین نمی‌خواهد وارد جنگ شوند.

  • تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند / حتی اگر مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند / حتی اگر مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    به گزارش اقتصادران، حدود یک ماه پیش نارضایتی از شرایط اقتصادی کشور اعتراضات مردم را به دنبال داشت. بسیاری از تحلیلگران که پیش از این نسبت به عملکرد تندروهای سیاسی هشدار می‌دادند امروز معتقدند رد پای تندرو در نارضایتی‌های اجتماعی بسیار پر رنگ است.

    صادق زیباکلام از جمله افرادی است که اصرار تندروها به روش‌های خاص خود و نادیده گرفتن واقعیات جامعه را در نارضایتی‌های اجتماعی پررنگ می‌داند.

    این تحلیلگر سیاسی می‌گوید «حتی اگر معجزه‌ای رخ دهد و دلار به زیر ۱۰۰ تومان و گوشت به زیر ۵۰۰ هزار تومان برسد، باز هم نارضایتی طبقه تحصیل‌کرده، جوانان و دانشجویان فروکش نخواهد کرد.»

    او معتقد است که تندروهای سیاسی اگرچه در اقلیت‌اند اما در قدرتشان مترکز است و موجبات نارضایتی عمومی را فراهم کرده‌اند.

    مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید؛

    ****

    * تندروها چقدر در ایجاد نارضایتی عمومی در کشور چقدر نقش دارند؟

    من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل به‌وجود آمدن نارضایتی، دیده نشدن آن توسط خیلی از مسئولین است؛ یعنی ندیدن، قبول نکردن و نپذیرفتن اینکه درصد بالایی از مردم ناراضی هستند. درست است که نارضایتی‌شان از اقتصاد است، اما تندروها مرتب تبلیغ می‌کنند که نارضایتی صرفا اقتصادی است و آن هم به واسطه ناکارآمدی و ضعف دولت آقای پزشکیان است. از سوی دیگر، کسانی را که در گذشته و امروز رانت داشتند و ثروت‌های هنگفتی به دست آوردند، عامل اصلی نارضایتی می‌دانند و می‌گویند باید این‌ها را اصلاح کرد. می‌گویند آقای پزشکیان باید برنامه اقتصادی‌اش را بهتر کند، در کابینه‌اش افراد نیرومندتری بیاورد و با مدیریت جهادی و انقلابی به سمت حل مشکلات اقتصادی برود. آن‌ها به‌گونه‌ای صحبت و رفتار می‌کنند که انگار ما فقط یک مشکل داریم و آن هم مشکل اقتصادی ناشی از شکاف طبقاتی و رانت است.

    اگر هم مشکلات اقتصادی حل شود، نارضایتی در جامعه وجود دارد

    اصلاً توجه ندارند که اگرچه مشکلات اقتصادی وجود دارد، اما ریشه بسیاری از نارضایتی‌ها، به‌خصوص در اقشار جوان و لایه‌های تحصیل‌کرده کشور، در حقیقت مشکلات و مسائل سیاسی و اجتماعی است. به فرض محال اگر معجزه‌ای شود و تا آخر بهمن‌ماه اقتصاد ایران را درست کنند؛ دلار به زیر ۱۰۰ تومان برسد، گوشت زیر ۵۰۰ هزار تومان و مرغ زیر ۱۰۰ هزار تومان شود، و تخم‌مرغ به شانه‌ای ۱۰-۱۵ هزار تومان برگردد؛ اگر چنین معجزه‌ای هم اتفاق بیفتد، چه می‌شود؟ آیا مردم دیگر نارضایتی ندارند؟ آیا دانشجویان و اقشار تحصیل‌کرده دیگر ناراضی نیستند و فریاد می‌زنند که «دستت درد نکند دولت و مجلس، چقدر از شما راضی هستیم که قیمت‌ها به چند سال پیش برگشت»؟

    تندروها سرشان را زیر برف کرده‌اند

    حتی اگر چنین معجزه‌ای هم رخ دهد، آن نارضایتی‌ها سر جایشان هستند. سال گذشته ۶۰ درصد از مردم در انتخابات شرکت نکردند. آیا تندروها هیچ‌وقت خواستند به این نکته بپردازند که چرا ۶۰ درصد مردم نیامدند؟ پاسخ تندروها این بود که سیاست‌های هشت سال دوران آقای روحانی و برجام باعث نارضایتی شده است. تندروها اساساً نمی‌خواهند به واقعیت‌های جامعه توجه کنند و نمی‌دانم تا چه زمانی می‌توانند سرشان را زیر برف کنند و واقعیت‌های کشور را نبینند.

    * بعد از جنگ ۱۲ روزه گفته می‌شد که مردم منسجم شدند. در آن زمان صحبت از این می‌شد که حالا که مردم یک گام به سمت حاکمیت برداشتند، حاکمیت هم گامی سمت مردم بردارد. اما شاهد عملکرد تندروها بودیم که با رفع فیلترینگ مخالفت می‌کردند و دوباره مسئله حجاب را مطرح کردند. این‌ها چقدر در دامن زدن به ماجراها نقش داشتند؟

    نمی‌شود این‌ها را کتمان کرد و گفت هیچ نقشی در به‌وجود آمدن اعتراضاتی که شاهد آن بودیم، نداشتند. قطعاً نقش داشته‌اند. این‌ها سعی کردند حجاب را دوباره به وسط بکشند؛ جلوی مجلس رفتند و متحصن شدند، در مجلس حرکت‌هایی کردند و دوباره گشت ارشاد را به بعضی میادین آوردند، اما موفق نشدند حجاب یا گشت ارشاد را به روال سابق برگردانند.

    تندروها بیشتر از ۱۶ میلیون نفر نیستد اما قدرتشان متمرکز است

    منتها واقعیت این است که سیاست‌هایی که تندروها خواهان تداوم و پررنگ‌تر شدنشان هستند، تا به همین‌جا هم باعث نارضایتی گسترده شده است. همان روزی که بازار، پاساژ علاءالدین و طلافروش‌های بازار بستند و تظاهرات کردند، فردایش دانشجوها به اعتراضات پیوستند. دانشجوها که مشکل ارزی و مالی نداشتند؛ یعنی به واسطه مسائل مالی نبود که اعتراض کردند، اما بلافاصله دانشگاه را بستند و گفتند کلاس‌ها و امتحانات باید مجازی شود.

    واقعیت مطلب این است که تندروها اگرچه از نظر جمعیت حدود ۱۶ میلیون نفر بیشتر نیستند، یعنی همان کسانی که پارسال به آقای دکتر سعید جلیلی رأی دادند، اما به نسبت جمعیت‌شان، قدرتشان خیلی زیاد است. قدرتشان در تشکیلات اطلاعاتی، امنیتی و مجلس متمرکز است.

    کل صداوسیما دست تندروهاست انگار نه انگار ۶۰-۷- میلیون نفر دیگر هم وجود دارند

    کل صداوسیما دست تندروهاست؛ کل صداوسیمای جمهوری اسلامی دست این ۱۶ میلیون است و انگار نه انگار که تلویزیون متعلق به آن ۶۰-۷۰ میلیون نفر دیگر هم هست و با مالیات آن‌ها می‌چرخد. اگر به برنامه‌های صداوسیما نگاه کنید، تصورتان این است که تندروها ۶۰-۷۰ میلیون نفرند و باورتان نمی‌شود که حداکثر ۱۰-۱۵ میلیون نفر بیشتر نیستند. نمی‌دانم واقعاً تا چه زمانی تندروها می‌خواهند زمام امور کلان سیاسی، سیاست خارجی و داخلی را در دست داشته باشند و تا کی قرار است کشور را به این سمت‌وسو ببرند که روزبه‌روز نارضایتی و اعتراض مردم بیشتر شود.

    * تندروها چقدر برای نظام خطرناک هستند؟

    ما الان شاهدش هستیم دیگر؛ می‌بینیم که این‌ها عملاً باعث شده‌اند کسر قابل‌توجهی از اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده جامعه، جوانان، کارمندان، فرهنگیان و نویسندگان همگی ناراضی باشند. من معتقدم اسباب نارضایتی کسر قابل‌توجهی از مردم، همین ایدئولوژی، باورها و عملکرد تندروهاست، اما متأسفانه همه قدرت دست آن‌هاست.

  • جمهوری اسلامی شروط ترامپ را مخفیانه می‌پذیرد! / ما کوتاه خواهیم آمد چون وضع کشور ناجور است! + ویدئو

    جمهوری اسلامی شروط ترامپ را مخفیانه می‌پذیرد! / ما کوتاه خواهیم آمد چون وضع کشور ناجور است! + ویدئو

    به گزارش اقتصادران، صادق زیباکلام، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در اظهارنظری عجیب ادعا کرد: «ایران مقابل ترامپ تسلیم می‌شود. هسته‌ای، موشکی و نیابتی‌ها را باید ول کنیم بین ایران و آمریکا جنگ نمی شود. جمهوری اسلامی شروط ترامپ را مخفیانه قبول می‌کند باید مثل زلنسکی هر چی ترامپ می خواهد، بدیم بره! دلیل ندارد ایران و آمریکا مذاکره کنند، خواسته ترامپ مشخص است.» روایت زیباکلام را می‌بینید و می‌شنوید. اظهارات زیباکلام را می‌بینید و می‌شنوید.

  • بنزین ۵ هزار تومانی تیشه به ریشه منافع ملی می‌زند / بنزین ارزان باعث شده خودروسازان داخلی به فکر پیشرفت تکنولوژی نباشند

    بنزین ۵ هزار تومانی تیشه به ریشه منافع ملی می‌زند / بنزین ارزان باعث شده خودروسازان داخلی به فکر پیشرفت تکنولوژی نباشند

    به گزارش اقتصادران، صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب در روزنامه سازندگی نوشت:

    من فکر می‌کنم از معدود کسانی باشم که از افزایش قیمت بنزین به‌شدت دفاع کرده‌ام و دلایل آن را در پستی که در صفحه اینستاگرامم گذاشتم نیز ذکر کرده‌ام. اما به‌رغم ذکر دلایل، افراد زیادی به شدت و با تندترین الفاظ به من تاخته بودند که چرا از افزایش قیمت بنزین دفاع می‌کنید.

    البته تعداد خیلی کمی هم موافقت کرده بودند. جالب اینکه تقریباً تمام کسانی که حمله کرده بودند، یا مدافعین نظام بودند و مخالف آقای پزشکیان یعنی تندروها و یا براندازها و اپوزیسیون و سلطنت‌طلب‌ها بودند با این استدلال که چرا از چیزی که به نفع مردم نیست، یعنی افزایش قیمت بنزین، دفاع می‌کنید. البته که معتقدم تندروهای خودمان هر چیزی که علیه دولت پزشکیان باشد به آن استناد می‌کنند.

    اما بیایید برای یک لحظه مسئله را از منظر غیرسیاسی نگاه کنیم، از منظر ایران و آینده ایران. سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا فروش بنزین لیتری ۵ هزار تومان، حتی از نیمه آذر که شروع می‌شود، هزینه هنگفتی برای کشور دارد یا نه؟ من نشان داده بودم و الان هم در این یادداشت نشان خواهم داد که چرا حتی فروش بنزین ۵ هزار تومان هم تیشه به ریشه منافع ملی ایران می‌زند.

    اگر قیمت نفت خام را در نظر نگیریم، هزینه تولید و حمل یک لیتر بنزین ۱۰ هزار تومان است. وقتی دولت این را ۵ هزار تومان می‌فروشد، یعنی در ازای هر لیتر بنزینی که می‌فروشد ۵ هزار تومان از مصرف‌کننده دریافت نمی‌کند. مصرف روزانه بنزین حدود ۱۳۷ میلیون لیتر در روز است که ۱۱۴ میلیون لیتر آن توسط پالایشگاه‌های داخلی تولید و ۲۳ میلیون لیتر از خارج کشور وارد می‌شود.

    بگذارید اول نگاهی به آن ۱۱۴ میلیون لیتر داخلی بیندازیم. اگر هزینه روزانه ۱۱۴ میلیون و ۵۰۰۰ تومان را در نظر بگیریم و آن را در ۳۶۵ روز ضرب کنیم، هزینه سالانه در واقع حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود. البته دولت این مبلغ را دریافت نمی‌کند. بنزینی که از خارج وارد می‌شود به قیمت حدود ۰.۸ دلار (۸۰ سنت) است که معادل تقریبی ۱۳ هزار تومان می‌شود؛ یعنی هزینه واردات این بنزین حدود ۹۰ هزار تومان برای هر واحد است.

    دولت این بنزین وارداتی را با قیمت ۵ هزار تومان می‌فروشد بنابراین از هر لیتر بنزین وارداتی حدود ۸۵ هزار تومان را دریافت نمی‌کند. اگر این مبلغ را در ۲۳ میلیون لیتر در روز سپس در ۳۶۵ روز سال ضرب کنیم، رقم سالانه حدود ۷۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود که جمع این ارقام با سهم داخلی حدود ۹۰۰ همت خواهد بود. ۹۰۰ همت یعنی چه؟ وقتی ارقام زیاد می‌شوند، انسان درک درستی از آن ندارد.

    به همین دلیل به مقایسه متوسل می‌شوم. کل بودجه سازمان محیط‌زیست کشور ۸ همت است. کل بودجه دانشگاه تهران، بزرگ‌ترین دانشگاه کشور با بیش از ۳۰ هزار دانشجو، بیش از ۲۰۰ هیات علمی و هزاران کارمند، آن ‌هم امسال که مقداری افزایش داشته، حدود ۶.۵ همت است.

    به عبارت دیگر، پول بنزینی که دولت دریافت نمی‌کند حدوداً بیش از ۱۱۲ برابر بودجه سازمان محیط‌زیست و ۱۳۸ برابر دانشگاه تهران است. درواقع، فاجعه این است که دولت صدها برابر بودجه محیط‌زیست، پول یارانه بنزین را دریافت نمی‌کند.

    بخش غم‌انگیز ماجرا نیز این است که بخش عمده‌ای از این ۹۰۰ همت به‌جای عموم مردم به لایه‌های مرفه جامعه می‌رسد چراکه خانواده‌های مرفه معمولاً دو یا سه اتومبیل دارند اما بسیاری از خانوارها، به‌خصوص در شهرستان‌ها و روستاها، اصلاً اتومبیل ندارند و هیچ بهره‌ای از این یارانه نمی‌برند.

    همچنین بنزین ارزان باعث شده که تولیدکنندگان داخلی اتومبیل به فکر پیشرفت تکنولوژی نباشند چون می‌دانند که هر اتومبیلی که تولید کنند، هر چقدر هم بنجل باشد یا عقب به دلیل محدودیت واردات و نفوذ بالای صنعت خودروسازی داخلی و جلوگیری از ورود خودروهای خارجی همچنین به‌خاطر ارزان بودن بنزین، بسیاری از خودروها، خودروهای اسقاطی یا قدیمی با مدل پایین هستند یا مصرف بنزین بالایی دارند اما به دلیل ارزان بودن سوخت همچنان از آنها استفاده می‌شود.

  • پزشکیان که سهل است؛ پدر جد پزشکیان هم نمی‌تواند بودجه نهادهای فرهنگی را قطع کند! / صداوسیما با بودجه ۳۰ هزار میلیارد تومانی چه کار کرده که مردم به خدا و پیغمبر نزدیک شوند؟

    پزشکیان که سهل است؛ پدر جد پزشکیان هم نمی‌تواند بودجه نهادهای فرهنگی را قطع کند! / صداوسیما با بودجه ۳۰ هزار میلیارد تومانی چه کار کرده که مردم به خدا و پیغمبر نزدیک شوند؟

    به گزارش اقتصادران، با انتقاد اخیر مسعود پزشکیان از نهادها و دستگاه های بودجه‌بگیری که به تعبیر او بروندادی ندارند، بار دیگر پای فهرستی از موسسات و بنیادهای فرهنگی به میان آمد. نهادهایی که مجموعا بودجه هنگفتی دارند اما در حوزه فرهنگی فعالیت موازی هم دارند. همیشه این نقد متوجه این نهادها بوده که به رغم بودجه‌های کلان، عملا پاسخ‌گو هم نیستند.

    حالا با توجه به سخنان رئیس دولت چهاردهم این سوالی به میان می‌آید که آیا پزشکیان برنامه ای برای بودجه این نهادها دارد؟ سخنان پزشکیان را چگونه می‌توان معنا کرد؟

     در این خصوص نظر صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب را جویا شده است. او یادآوری می کند که بحث بودجه نهادهای دینی و فرهنگی در زمان دولت حسن روحانی هم مطرح بود. در حالی که نهادهای مذهبی نیز نه ایمان و امید مردم را تقویت کرده‌اند و نه در کاهش مشکلات اجتماعی مانند افسردگی، اعتیاد یا بی‌اعتمادی نقشی داشته‌اند.

    زیباکلام با اشاره به بودجه کلان صداوسیما می گوید این سازمان با حجم بودجه ۲۹ هزار میلیارد تومانی کاری کرده که بسیاری ترجیح می‌دهند بی‌بی‌سی فارسی یا اینترنشنال تماشا کنند.

    مشروح گفتگوی زیباکلام را در ادامه بخوانید؛

    *****

    *شما سخنان آقای پزشکیان درباره بودجه مؤسسات فاقد خروجی را چطور اررزیابی می کنید؟

    خیلی‌ها یادشان نمی‌آید، اما آقای روحانی در سال ۹۲، اولین دوره ریاست جمهوری‌اش، با بحثی مواجه شد که گفته می‌شد می‌خواهد بودجه نهادهای دینی را کاهش دهد. من همان سال ۹۲، برای بودجه سال بعد یعنی ۹۳، بر اساس نهادها، سازمان‌ها و موسساتی که در ردیف بودجه عمومی بودند، بودجه آنها را مشخص کردم و دیدم که اینها از سال ۷۳ چه میزان بودجه داشتند. حدوداً نزدیک به بیست سازمان و نهاد بود، از جمله وزارت ارشاد و سازمان صدا و سیما که در جهت فرهنگ فعالیت می‌کنند.

    کل بودجه این نهادها را جمع حساب و با بودجه محیط زیست و دانشگاه تهران مقایسه کردم. الان هم بحثی مشابه در رابطه با آقای پزشکیان مطرح است که بودجه سازمان‌ها و نهادهای مذهبی را کاهش می‌دهد. اجازه دهید نگاهی به بودجه امسال، یعنی ۱۴۰۴ که دولت آقای پزشکیان را متهم می‌کنند بیندازیم.

    مجمع جهانی اهل بیت، ۲۹۱ میلیارد تومان؛ مجمع تقریب مذاهب، ۱۹۱ میلیارد تومان؛ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۹۶۴ میلیارد تومان؛ موسسه امام خمینی (مربوط به آیت‌الله مصباح)، نزدیک ۵۰۰ میلیارد تومان؛ جامعه‌المصطفی، نزدیک به دو هزار میلیارد تومان؛ سازمان تبلیغات اسلامی، نزدیک به ۶۳۰۰ میلیارد تومان؛ ستاد امر به معروف و نهی از منکر، ۲۵۹ میلیارد تومان؛ نهادی به اسم قرب بقیه الله، ۱۹۰۰ میلیارد تومان؛ صدا و سیما، ۲۹ هزار میلیارد تومان؛ و وزارت ارشاد، ۱۴ هزار میلیارد تومان بودجه می گیرند.

    جمع کل آن‌ها تقریباً ۵۴ هزار میلیارد تومان است. وقتی اعداد بزرگ می‌شوند، درک آن سخت است؛ چه بگوییم ۵۴ هزار میلیارد تومان، چه ۵۴ هزار میلیارد ریال، یا حتی دلار، تفاوت زیادی برای فهم عمومی ندارد، اما مقایسه این بودجه ها با خروجی آن ها حائز اهمیت دارد.

    صداوسیما چه کار کرده که مردم به خدا و پیغمبر نزدیک شوند؟

    در حالی که بودجه دانشگاه تهران نزدیک ۶۵۰۰ میلیارد تومان و بودجه سازمان محیط زیست حدود ۸۰۰۰ میلیارد تومان است. یعنی مجموع بودجه این دو نهاد حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان است، در حالی که بودجه ۶۴ هزار میلیارد تومانی نهادهای مذهبی تنها برای تبلیغ و هدایت مردم صرف می‌شود.

    سوال این است که این مجمع جهانی اهل بیت، مجمع تقریب مذاهب، دفتر تبلیغات اسلامی، شورای عالی حوزه‌های علمیه، موسسه امام خمینی و دیگر نهادها با این بودجه چه کاری برای جذب نسل‌های جدید انجام داده‌اند؟ صدا و سیما با بودجه ۳۰ هزار میلیارد تومانی چه کرده است تا جوانان و مردم را به اسلام، خدا و پیغمبر نزدیک کند؟

    این در حالی است که این منابع می‌توانست صرف بهداشت، آموزش و پرورش، جاده‌ها، راه‌آهن، محیط زیست و رفاه عمومی شود. از مجلس هم انتظاری نمی‌رود؛ مجلسی که نمایندگانش در تهران با پنج تا حداکثر ۱۰ درصد رای واجدین شرایط به آن راه یافتند، خیلی نمی‌توان انتظار داشت که با مردم باشند و به داد آنها برسند.

    با ۵۴ هزار میلیارد تومان بودجه دستاوردی نداشتند

    * آقای پزشکیان هم گفته بودند که این نهادها خروجی خاصی ندارند. به نظر شما باید چه کاری انجام دهند؟

    یکی از اصول و مبانی دموکراسی، پاسخگویی حاکمیت و حکومت است. خیلی ساده از این نهادها باید پرسیده شود که این هزار میلیارد تومانی که در سال ۱۴۰۴ بودجه شما بوده، چه کار کردید؟ برایند آن چه بوده؟ به اصطلاح برون‌داد چه بوده؟ از داخل آن چه آمده بیرون؟

    یک کارخانه تولید اتومبیل می‌کند؛ می‌پرسیم تولید شما چیست، این همه کارگر دارید، با این هزینه؟ پاسخ می‌دهند ما «آ» مقدار اتومبیل تولید می‌کنیم. قرب بقیه الله که ۱۹۰۰ میلیارد تومان بودجه دارد و سازمان تبلیغات اسلامی که نزدیک شش هزار و سیصد میلیارد تومان، یعنی بیشتر از دانشگاه تهران بودجه داشته، چه کار کرده‌اند؟ چه محصولی تولید کرده‌اند؟ محصول فکری، محصول عقیدتی، محصول اجتماعی؟ حتی اگر دینی هم نباشد، مثلاً بگویند چه آموزه‌هایی در مدارس ارائه می‌دهیم، تا امید در آنها بیشتر شود، ناامیدی کمتر شود، افسردگی، تمایل به خودکشی و اعتیاد کاهش پیدا کند؟

    حتی اگر با این ۵۴ هزار میلیارد تومان دستاوردهای اجتماعی داشتند، باز هم می‌شد قبول کرد. اما واقعیت این است که این کارها را هم نکردند؛ نه به دین خدمت کردند، نه به جامعه. هیچ خدمتی نداشتند، فقط پول و حقوق دریافت کردند و هزینه کردند.

    سوال زیباکلام از زاکانی؛ پوسترهایی که بعد از جنگ چاپ کردید چقدر هزینه داشت؟

    از آقای زاکانی باید پرسید: جسارتا، این پوسترهایی که به در و دیوار می‌چسبانید، مجانی نیستند؛ هزینه آنها چقدر است؟ آن پوسترهایی که یکی در میان روی تیرهای چراغ برق چسبانده‌اید، که «عهد می‌بندیم» – آن هم بعد از جنگ ۱۲ روزه به فکرتان افتاد – چقدر هزینه داشتند؟ آقای زاکانی عزیز، سال گذشته بخش فرهنگی شهرداری چقدر بودجه داشته؟ چقدر برای این پوسترها و تابلوها هزینه کرده‌اید؟ اما پاسخگویی وجود ندارد؛ هیچ‌کس شهرداری را، زاکانی را بازخواست نمی‌کند و نمی‌پرسد چه کسی اجازه داده میلیاردها تومان صرف این پوسترها شود.

    همین وضعیت برای صدا و سیما و دیگر سازمان‌ها هم صادق است. اگر صدا و سیما با بودجه ۳۰ هزار میلیارد تومانی خود موفق بود که نبوده، اینقدر مردم جذب رسانه‌های فارسی‌زبان نمی‌شدند، تلویزیون خود را به ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و دیگران متصل نمی‌کردند. حتی مدیران هم وقتی می‌خواهند بفهمند چه اتفاقی افتاده، سراغ بی‌بی‌سی فارسی می‌روند تا دقیقاً بدانند چه رخ داده است. این، حاصل و برایند صدا و سیمای جمهوری اسلامی بوده است.

    پدر جد پزشکیان هم نمی تواند جلوی بودجه نهادهای فرهنگی  را بگیرد

    * فکر می‌کنید پزشکیان بتواند جلوی این بودجه‌ها را بگیرد؟

    نه؛ پزشکیان که سهل است؛ پدر جد پزشکیان هم نمی‌تواند. برای اینکه نهادهایی که این بودجه‌ها را می‌گیرند، خیلی خیلی قدرتمندتر از پزشکیان هستند؛ اگر یک فوت کنند، پزشکیان را باد می‌برد.

  • تندروها کشور را به روز سیاه نشاندند / دولتی که سرمایه اجتماعی نداشته باشد ناچار است “کاسه چه کنم” دستش بگیرد

    تندروها کشور را به روز سیاه نشاندند / دولتی که سرمایه اجتماعی نداشته باشد ناچار است “کاسه چه کنم” دستش بگیرد

    به گزارش اقتصادران، از روی کار آمدن و تشکیل دولت چهاردهم یک سال می‌گذرد. پزشکیان پیش از تشکیل دولت وعده داده بود که به مطالبات عمومی پاسخ‌گو خواهد بود. در این یک سال که پزشکیان با انواع مختلف ناترازی‌ها روبرو بوده چقدر توانسته به مطالبات عمومی پاسخ دهد؟

    خبرگزاری خبرآنلاین، این سوال را با صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و فعال سیاسی اصلاح‌طلب مطرح کرده است. زیباکلام معقتد است مهمتر از عملکرد دولت باید به مساله سرمایه اجتماعی نظام حاکمیتی پرداخت که پزشکیان هم بخشی از آن است. به اعتقاد او تا زمانی که دولت همراهی مردم را نداشته باشد، هیچ یک از مشکلات حل نخواهد شد.

    مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.

    *یک سال از روی کار آمدن دولت آقای پزشکیان گذشته. شما عملکرد دولت را چطور در پاسخ به مطالبات عمومی ارزیابی میکنید؟

    به نظر من عملکرد دولت مساله نیست؛ بلکه سوال این است که چرا پزشکیان این‌گونه آمده استغاثه می‌کند که برق و آب نداریم و بنزین را همین‌طوری یارانه می‌دهیم؟

    واقع مطلب این است که مشکل دولت آقای پزشکیان این نیست که آب و برق ندارد یا اینکه بنزین را لیتری ۷۰-۸۰ هزار تومان وارد می‌کند و لیتری سه‌هزار تومان می‌فروشد. این‌ها هیچ‌کدام مشکل اصلی آقای پزشکیان نیست. مشکل اصلی او این است که سرمایه اجتماعی خود را مدت‌هاست از دست داده‌اند.

    نداشتن سرمایه اجتماعی مهمتر از بی‌آبی و بی‌برقی است

    نداشتن سرمایه اجتماعی مهم‌تر از نداشتن آب و برق و مانند آن است؛ چراکه بدون اعتماد عمومی و پشتوانه مردمی، نه می‌توان از مردم خواست که کمتر آب و برق استفاده کنند و نه می‌توان توضیح داد که تا چه زمانی باید بنزین را لیتری ۷۰ یا ۸۰ هزار تومان وارد و سه‌هزار تومان فروخت. تا وقتی پشتوانه مردمی نباشد، مردم کمک نکنند و همراه نشوند، هیچ‌یک از مشکلات آب، برق، گاز یا بنزین حل نخواهد شد.

    آقای پزشکیان کم‌کم دارد متوجه می‌شود که هر گامی برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور، که این‌گونه فغان او را برانگیخته، نیازمند پشتوانه مردمی است. متأسفانه تنها درصد اندکی از مردم از مسئولان حمایت می‌کنند و اکثریت چنین حمایتی ندارند. بنابراین، تا زمانی که او یا هر دولت و مسئول دیگری اعتماد عمومی را احیا نکند و سرمایه اجتماعی ازدست‌رفته را بازنگرداند، کاری از پیش نخواهد رفت و نهایتاً مجبور خواهند بود همچنان استغاثه کنند و کاسه «چه کنم» در دست بگیرند.

    * در این یک سال چه اتفاقی افتاده که فردی مثل شما می‌گوید پزشکیان سرمایه اجتماعی خود را از دست داده است؟

    در این یک سال اتفاق خاصی نیفتاده است؛ سرمایه اجتماعی از سال‌ها پیش روند نزولی خود را آغاز کرده و کاهش یافته است. آقای پزشکیان هم به عنوان بخشی از نظام و حاکمیت، مشمول همین قاعده می‌شود.

    اولا، پارسال تنها ۴۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند و همه آن ۴۰ درصد هم به آقای پزشکیان رأی ندادند؛ حدود نیمی از آن‌ها به او رأی دادند. بنابراین، آقای پزشکیان در واقع نمایندگی کمتر از ۲۰ درصد مردم را به عنوان رئیس‌جمهور منتخب دارد. این سرمایه اجتماعی، مقوله‌ای بسیار مهم است که متأسفانه مسئولان نظام کمترین توجهی به آن نمی‌کنند.

    نظام وقتی به فکر مردم می‌افتد که با مشکل روبه‌رو شود

    پس از اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸، رئیس وقت دانشگاه تهران، آقای دکتر نیلی، تعدادی از اساتید را گرد هم آورد و هر دو یا سه هفته یک‌بار جلسه‌ای با حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر برای بررسی مشکل برگزار می‌کرد؛ این که چرا اعتراضات شکل می‌گیرد و آینده نظام باید به کدام سمت و سو برود؟ یکی از مهم‌ترین بحث‌هایی که اساتید مطرح کردند این بود که سرمایه اجتماعی به سرعت در حال کاهش است. بحث می‌شد که چه باید کرد تا از این ریزش جلوگیری شود و اگر بنا باشد سرمایه اجتماعی‌ احیا شود، از کجا باید شروع کرد؟

    اما پس از آن، با روی کار آمدن دولت مرحوم رئیسی به عنوان رئیس‌جمهور و تغییر رئیس دانشگاه، آن هیئت و جمع دانشگاهی که دو تا سه سال وقت گذاشته و بی‌طرفانه تحقیق کرده و نظر داده بودند، به‌طور کامل کنار گذاشته شدند؛ گویی اصلاً چنین جلساتی برگزار نشده بود.

    متأسفانه نظام معمولاً زمانی به فکر مردم می‌افتد که با مشکل مواجه شود: وقتی اسرائیل حمله می‌کند، پوستر با عناوینی مثل «همه با هم» چاپ می‌شود؛ وقتی راهپیمایی ۲۲ بهمن است، مردم را صدا می‌زند؛ وقتی انتخابات است، به فکر حضور مردم می‌افتد. اما بعد از حمله اسرائیل، بعد از انتخابات و بعد از ۲۲ بهمن، هیچ توجهی به اعتبار و محبوبیت خود ندارد.

    به باور من، چه آقای پزشکیان و چه هر رئیس‌جمهور دیگری، محال است بتواند بدون جلب اعتماد عمومی و برخورداری از پشتوانه مردمی، مشکلات آب، برق و بنزین را حل کند. دست‌کم بخشی از مردم باید همراهی کنند، اما اکنون این همراهی وجود ندارد و این، به نظر من، مشکل اصلی است.

    تندروها کشور را به روز سیاه نشاندند

    *الان این اعتماد عمومی چگونه شکل میگیرد؟

    اول از همه باید بپذیرند که اعتماد عمومی را از دست داده‌اند؛ اما مشکل اینجاست که کسی حاضر نیست بپذیرد چنین اتفاقی افتاده است. همان‌طور که پیش از مراجعه به پزشک باید قبول کنید که بیمار هستید، نظام هم باید بپذیرد که این مشکل وجود دارد.

    مشکل ما این است که بخش‌هایی از نظام، به‌ویژه جریان‌های تندرو، اصلاً قبول ندارند که دچار مشکل و نارضایتی عمومی هستند و نیاز به درمان و اصلاح دارند. آن‌ها تنها مشکل را این می‌دانند که «لیبرال‌ها، پزشکیان و اصلاح‌طلبان چشمشان به آمریکا دوخته شده و می‌خواهند مذاکره کنند». این جریان تندرو که کشور را به این روز انداخته، تنها هنر خود را حمله به دیگران و مقصر دانستن آن‌ها می‌داند و اساساً حاضر نیست بپذیرد که خودشان مشکل دارند.

  • اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد / آنچه در آن ۱۲ روز رخ داد جنگ نبود

    اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد / آنچه در آن ۱۲ روز رخ داد جنگ نبود

    به گزارش اقتصادران، او در مصاحبه با روزنامه شرق این موضوع را بررسی کرده است.

    بخش‌هایی از گفت‌و‌گو را می‌خوانید:

    * به‌صراحت می‌گویم آنچه در آن ۱۲ روز علیه ایران روی داد، اولا «جنگ» نبود و درثانی به دلیل موضوع پرونده هسته‌ای بود؛ به دلیل این بود که مذاکرات مسقط آن‌گونه که باید پیش نمی‌رفت. از این موضوع که بگذریم، کماکان صادق زیباکلام باور و تأکید دارد جنگ آن چیزی است که حدود سه سال است در اوکراین روی داده و روی می‌دهد. جنگ آن چیزی است که بیش از ۲۰ ماه است در نوار غزه روی می‌دهد و شاهد کشتار و جنایات بی‌سابقه اسرائیل علیه مردم فلسطین در این باریکه هستیم؛ و برای ما جنگ آن چیزی است که در آن هشت سال از سوی عراق و بعثی‌ها بر ما تحمیل شد. پس در مقایسه با آن چیزی که مثال زدم، واقعا در آن ۱۲ روز شاهد وقوع جنگ نبودیم.

    * من معتقدم در آن ۱۲ روز، اسرائیل به دنبال جنگ به معنای آن چیزی که در اوکراین یا غزه روی داده است، علیه ایران نبود؛ بلکه اهدافی را برای خود در خاک کشورمان تعریف کرد و با حملات هوایی، موشکی و پهپادی خود درصدد رسیدن به آن اهداف بود. تعدادی از فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای ما را شهید کردند و به دنبال نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ما بودند و حملاتی به تأسیسات ما داشتند تا قدرت لجستیک و نظامی ما را از بین ببرند. ما هم در پاسخ به این حملات، موشک‌های خود را به سمت اسرائیل شلیک کردیم که خسارت و تلفاتی به دنبال داشت. بعد از بمباران تأسیسات ما در فردو، نطنز و اصفهان به دست آمریکایی‌ها، ما یک حمله به پایگاه آمریکا در قطر داشتیم. این چیزی بود که در آن ۱۲ روز روی داد و واقعا هنوز هم معتقدم جنگی به وقوع نپیوست.

    * یکی از موضوعات مهم در حملات اخیر اسرائیل به سوریه این بود که شاید برای اولین بار شاهد یک درگیری، جنگ و نزاع خونین بودیم که کسی دیگر ایران را مسئول نمی‌داند و خوشبختانه ایران در آن حضوری نداشت. اما درباره اهداف مدنظر اسرائیل از حمله به سوریه بعد از جنگ ۱۲روزه علیه ایران، به نظر من، فارغ از اینکه واقعا اسرائیلی‌ها به دنبال تجزیه سوریه یا هر موضوع دیگری بودند، باید به این مسئله مهم‌تر پرداخت که شاید برای اولین بار اسرائیل فهمید که نمی‌تواند با بمباران یا تجاوز نظامی به اهداف خود دست پیدا کند. دراین‌بین، کشور‌های دیگر هم کمک کردند که اسرائیل از تداوم تجاوزات خود به سوریه عقب‌نشینی کند، کمااینکه ترکیه به اسرائیل فشار آورد، عربستان و قطر به اسرائیل فشار آوردند و حتی آمریکایی‌ها هم به اسرائیل فشار آوردند که اسرائیل آتش‌بس را بپذیرد و جنگ را متوقف کند و زمام امور به دست خود سوریه بیفتد.

    *اسرائیل نتوانست به اهداف ترسیمی خود از جنگ با سوریه دست پیدا کند، چون اگر هر کسی بخواهد از اقوام و مذاهب سوریه حمایت کند و هر کشوری از کردها، عرب‌ها، علوی‌ها، اهل سنت، دروزی‌ها و… در سوریه حمایت کند، این کشور وارد یک وضعیت بحرانی خواهد شد که قطعا آثار و تبعات منفی برای همسایگان سوریه و خود اسرائیل به دنبال دارد، بنابراین به نظر من، موضوع تجزیه سوریه بحثی خطرناک برای خود اسرائیل و امنیت آن خواهد بود.

    * به هر حال، کسر درخور توجهی از مردم سوریه مسلمان هستند که مسلح هم هستند و چشم دیدن اسرائیل را هم ندارند. اینکه قبلا تصور می‌شد اسرائیل امنیت خود را در ناامنی کشور‌های پیرامون جست‌و‌جو می‌کند، این بار و مشخصا درباره سوریه صدق نمی‌کند. اگر اتفاقی برای سوریه و تجزیه آن روی دهد، به نظر من، هدف بعدی خود اسرائیل خواهد بود و مسلمانان مسلح سوریه به سمت اسرائیل خواهند رفت.

    ‌* معتقدم بعد از اتفاقات آن ۱۲ روز، اسرائیل و آمریکا تمام توجه و تمرکز خود را روی ایران گذاشته‌اند که آیا ما بعد از این تنش اخیر به سمت هسته‌ای‌شدن یا تقویت توان موشکی، نظامی و منطقه‌ای خود خواهیم رفت یا نه. به‌خصوص آنکه ترامپ در جریان حمله به فردو، نطنز و اصفهان مدعی نابودشدن تأسیسات هسته‌ای ما شده بود، اما به تدریج اخبار و گزارش‌های متعددی منتشر شده که به نظر می‌رسد تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی ما حداقل آن‌گونه که ترامپ می‌گوید نابود نشده است. پس ادعای نابودی توان هسته‌ای ما به دور از واقعیت است. البته کسی واقعا از میزان خسارت‌ها اطلاع ندارد و تا زمانی که گردوخاک این تنش ۱۲روزه نخوابد و فضا قدری آرام و باثبات نشود و آواربرداری از حملات و خسارات ناشی از حملات انجام نشود، نمی‌توان سطح و شدت آسیب‌های واردشده به تأسیسات هسته‌ای را مشخص کرد. هیچ‌کس به‌طور قاطع نمی‌تواند آمار دقیقی در این رابطه بدهد.

    *به باور من، اسرائیل دست به تجاوز مجدد علیه ایران نخواهد زد، چون من تصور می‌کنم هر دو طرف، یعنی ایران و اسرائیل، تمایلی به ازسرگیری این نزاع ندارند. به هر حال، اسرائیل هم در آن ۱۲ روز به لحاظ لجستیکی و جنگ‌افزاری متحمل هزینه‌های بسیار هنگفتی شد و اینها علاوه بر حملات موشکی ایران بود که خسارات مالی و همچنین ناامنی را برای اسرائیل ایجاد کرد. اسکان مردم و شهرک‌نشینان در اسرائیل نیز هزینه‌های هنگفتی را به دنبال داشت؛ بنابراین واضح است که اسرائیل و شخص نتانیاهو در این برهه زمانی فعلا تمایلی به آغاز درگیری‌ها ندارند. ضمن آنکه فراموش نکنیم اسرائیل کماکان به دلیل تداوم و تشدید جنایات بی‌سابقه علیه مردم فلسطین در نوار غزه، متحمل هزینه‌های هنگفت نظامی، لجستیکی، امنیتی و حتی سیاسی و دیپلماتیک در سطح منطقه و جهان است. اکنون افکار عمومی بین‌المللی به دلیل این جنایات بی‌سابقه، به‌شدت علیه اسرائیل و شخص نتانیاهو عمل می‌کند که قطعا هزینه‌های آنها را بالا می‌برد. در ایران هم، فارغ از برخی صدا‌ها از جریان معدود تندرو، به نظر من، کلیت جامعه سیاسی در کشور به دنبال ازسرگیری این تنش‌ها نیست. کما اینکه ایران هیچ‌گاه آغازکننده هیچ جنگی نبوده است.