برچسب: شوک درمانی

  • «ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است / سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    «ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است / سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    به گزارش اقتصادران،دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، در تبیین چشم‌انداز آینده اقتصاد ایران، ضمن تأکید بر لزوم بازاندیشی در مبانی فکری و دینی سیاست‌گذاری‌ها، به ریشه‌های بحران در حکمرانی اقتصادی و خطرات سیاست‌های شوک‌درمانی پرداخت و با هشدار درباره تبعات تداوم سیاست‌های رانتی و ضدتوسعه‌ای، از نهادینه شدن فساد در ساختار تصمیم‌گیری سخن گفت.

    فرشاد مومنی بخش مهمی از سخنان خود را به مسئله انرژی اختصاص داد و گفت در حالی که شرکت ملی نفت به‌طور رسمی ۱۴.۵ درصد از کل درآمدهای نفتی را به‌صورت مستقیم دریافت می‌کند، اما هیچ‌گونه پاسخ‌گویی ساختاریافته و منظمی در مورد نحوه هزینه‌کرد این سهم هنگفت وجود ندارد.

    این اقتصاددان با بیان اینکه در سایه شوک‌درمانی، سیاست واردات به ابزار اضمحلال بدل شده است، خاطرنشان کرد: فقط در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، ما بی سابقه ترین و مشکوک ترین جهتگیریهای سیاستگذاری درباره واردات را شاهد هستیم. الگویی که در آن، مهلک ترین ضربه ها به رفاه مردم، بنیه تولید کشور و ظرفیتهای اشتغال زایی مولد کشور می خورد اما رونق بی سابقه ای برای مافیاها باز می کند. همه اینها می گویند آنچه که در سایه شوک درمانی کاشته اید، ما را به مسیر اضمحلال می برد. پیش بینی قدرت پیش گیری به ما می دهد و ما هنوز مجال داریم این ریل سیاستگذاری را تغییر دهیم، صمیمانه و خاضعانه به آنها که باید متوجه شوند و بشنوند می گویند اگر این خطاها استمرار داشته باشد، هم اصل بقای اکولوژیکی ایران بیش از گذشته تهدید می شود و هم اصل بقای جمعیت شناختی ما و هم تمامیت ارضی ما تهدید می شود. پیش بینی می کنیم تا قدرت پیشگیری به دست آوریم و انشالله قوه عاقله کشور ما این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرد.

    متن کامل این گزارش در ادامه می آید:

    دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی که در همایش بررسی چشم انداز اقتصادی و سیاسی ایران در سال ۱۴۰۴ در سالن همایشهای بین المللی اتاق بازرگانی اصفهان سخن می گفت، با بیان اینکه شرایط کنونی ایران به گونه ای است که هم تعداد گرفتاری ها و مشکلات و بحرانها زیاد است و هم پیوندهای آنها دائما در حال افزایش است، اظهارداشت: طبیعتا در چنین شرایطی، هر میزان باب گفت وگو درباره منشاهای این گرفتاری ها و سازوکارهای برون رفت از آنها بیشتر می شود، امید اصلاح و بهبود افزایش می یابد. در مقام کوشش علمی در این مسیر، گفته می شود ما ابتدا به یک تصویر واقع بینانه نیاز داریم و پس از آن نیازمند تحلیلی واقع بینانه مبتنی بر یک نظم نظری هستیم که دقیقا به ما بگوید هر کدام از این گرفتاری ها، تابع چه متغیرهایی است و چه ارتباطی با متغیرهای دیگری ندارد. از درون این تحلیل است که، تجویزهای عالمانه و راهگشا استخراج می شود.

    خو گرفته ایم که با تکرار انبوه گرفتاری ها، به گونه ای ذکر مصیبت کنیم/ بدون تکیه بر علم، مسیر توسعه گم می‌شود

    وی افزود: ما در شرایط کنونی، با کمال تاسف به گونه ای خو گرفته ایم که با تکرار انبوه گرفتاری ها، به گونه ای ذکر مصیبت کنیم، در حالی که اگر به قاعده علم تن در داده شود و در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، علم فصل الخطاب قرار داده شود، می توانیم بفهمیم که چرا به این روز افتاده ایم و هم می توانیم سازوکارهای برون رفت را پیدا کنیم. دراین مسیر، آنچه که حیاتی است، پیدا کردن مسیرهای درست است. متفکران بزرگ توسعه، می گویند نقطه عزیمت به بنیه اندیشه ورزی بر می گردد.

    رقابت ملت‌ها، رقابت اندیشه‌هاست؛ راه نجات از بازنگری در مبانی فکری می‌گذرد / اندیشه‌های ناکارآمد، قاعده‌گذار وضع موجودند

    این اقتصاددان با بیان اینکه رقابت میان کشورها و شرکتها، شکل تجسد یافته رقابت میان اندیشه ها است، ادامه داد: اندیشه توسعه به ما می گوید به جای اینکه مشکلات را تقصیر عوامل داخلی و خارجی بیندازید، از زاویه بنیه فکری آغاز کنید. در این زاویه، همان متفکران بزرگ، می گویند اگر بخواهید نجات پیدا کنید، ابتدا بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود را شناسایی کنید و بررسی کنید که ما با چه مبانی فکری و چه تصوراتی چه قاعده گذاری هایی کرده ایم که برآیند آن وضع موجود شده. محور دوم، بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب است. در این زمینه، برای ایران، شناسایی بنیان های اندیشه ای که به نام علم، سرنوشت ما را در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع همانقدر اهمیت دارد که بنیانهای اندیشه دینی مهم است.

    وقتی عقل منزوی می‌شود، دین و علم به انحطاط می‌روند / قرائت‌های متفاوت از دین، مسیرهای متضاد برای جامعه می‌سازند

    مومنی توضیح داد: اگر شما با طرز فهم امثال شهید بهشتی معرفت دینی کسب کنید، در یک مسیر قرار می گیرید و اگر در انتخاب الگوی اندیشه ای فهم دینی، به سمت رهبران طالبان، داعش و القاده بروید، طبیعتا کارنامه دیگری خواهید داشت. این یکی از شگفتی های جهان خلقت است که به تسخیر علم درآمده اما ما متاسفانه به اندازه اهمیتی که دارد به آن توجه نمی کنیم. سرنوشت علم و دین، به طرز حیرت انگیزی در تاریخ بشر یکسان بوده است. چه در ساحت علم، و چه در ساحت دین، هر گاه منزلت عقل تنزل پیدا کرده، ما به سمت انحطاط و سقوط حرکت کرده ایم وهر میزان در فهم علمی و دینی، عقل محور بوده، مسیر اعتلا طی شده است. اینها دستاوردهای بزرگ تاریخ بشر است و ما می توانیم از آنها استفاده کنیم.

    وقتی از اندیشه بهشتی فاصله گرفتیم، روند قهقرا آغاز شد / از شهید بهشتی تا امروز؛ تغییر بنیان‌های دینی و پیامدهایش در اداره کشور

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ حدود ۱۰ سال پیش آیت الله محمد سروش محلاتی، که یکی از پژوهشگران بنام معرفت دینی است، در ریشه یابی اینکه از دریچه دین چگونه می توان توضیح داد که اوضاع و احوال ایران به این روز افتاده، کتابی منتشر کرد با عنوان «بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی» و در آنجا به جزئیات توضیح دادند که بنیانهای اندیشه دینی اداره کشور، وقتی از پایه های ایجاد شده توسط شهید بهشتی، به افراد دیگر که کم و بیش می شناسید واگذار شد، ما در تمام عرصه های حیات جمعی، روند افول، اضمحلال و قهقرا مشاهده کردیم. بنابراین دریچه ورود از دین هم همان اندازه می تواند برای ما راهگشایی داشته باشد که دریچه ورود از علم راهگشایی دارد.

    روندهایی که سرنوشت کنونی ما را رقم زدند، روندهایی نیست که بتوان به سادگی از آنها عبور کرد

    وی مشاهده روندها را مهم ترین ابزار مطالعه چشم انداز عنوان کرد و گفت: پرسش بزرگ این است که مهم ترین روندهایی که ما برای فهم چشم انداز نیازمند مطالعه آن هستیم، چیست!؟ پاسخ این است که برای یک کشور توسعه خواه، مهم ترین روندها، روندهای تحول کیفیت اشتغال، بنیه تولیدی، تجارت خارجی و سایر روندهای پولی و مالی است. وقتی از دریچه این روندها به واقعیتهای جامعه خود نگاه می کنیم، کاملا متوجه می شویم ما با یک سقوط بزرگ در بنیه یادگیری از تجربه ها روبرو هستیم. روندهایی که سرنوشت کنونی ما را رقم زدند، روندهایی نیست که بتوان به سادگی از آنها عبور کرد.

    نهادهای نظارتی چرا نمی‌بینند و چرا برانگیخته نمی‌شوند؟ / چرا درباره سقوط شاخص‌های کلیدی سکوت کرده‌اند؟

    مومنی تاکید کرد: پرسش بزرگ این است که چرا در این کشور که ده ها نهاد نظارتی کوچک و بزرگ وجود دارد، و اینها از منابع بین نسلی و مشاع و همگانی مردم تغذیه می کنند، چرا قادر نیستند این روندها را ببینند و در آنجاها که اینها دیده و مطرح می شوند، چرا برانگیزاننده نیست!؟ اینها مسائل بسیار حیاتی است که باید به آنها توجه کرد.

    علم به ما سه سلاح می‌دهد؛ پیشگیری، آمادگی و تاب‌آوری در برابر آینده

    به گفته این اقتصاددان؛ وجه امید بخش مساله این است که اگر از دریچه علم، به مساله نگاه کنید، گفته می شود مطالعه آینده شناختی برای شما سه قابلیت ایجاد می کند که هر کدام از آنها، یکی از ارکان تمدن سازی است. مطالعه آینده شناختی برای ما امکان پیشگیری از آینده های محتمل و نامطلوب را فراهم می کند. کارکرد دوم آینده شناسی این است که گاه آینده های محتمل آتی، نامطلوب هستند، اما برون زا هستند و ما امکان کنترل آنها را نداریم. در این صورت آینده نگری کمک می کند آمادگی هایی برای مواجهه خرد ورزانه با آنها ایجاد کنید. مانند اینکه اکنون سالها است که متخصصان برجسته زمین شناسی می گویند وقوع زلزله بسیار بزرگ در تهران، دیر و زود دارد، اما اتفاق می افتد. بنابراین ما می توانیم از اکنون تمهیداتی داشته باشیم تا اگر چنین آینده نامطلوبی پدیدار شد، هزینه ها را به حداقل برسانیم.

    وی امکان اعمال اراده برای مواجهه غیرتصادفی و ارادی با آینده را از دیگر کارکردهای آینده شناسی برشمرد و گفت: در این چارچوب ما می توانیم آینده مان را بسازیم. مسائل کنونی ایران، با مطالعه روندی، اگر با دقت، گستاخی و شجاعت صورت گیرد و مورد تحلیل واقع شوند، می توانیم با همین ذخیره دانایی موجود در کشور، مسیر را تغییر دهیم و رو به اصلاح و نجات برویم.

    سقوط فاجعه‌آمیز ایران در تجارت جهانی؛ زنگ خطر رابطه مبادله / سهم ایران از اقتصاد جهانی به طرز تکان‌دهنده‌ای کاهش یافته است

    مومنی ادامه داد: در تمام دنیا، گفته می شود شاخص «رابطه مبادله»، که نشان دهنده الگوی مشارکت یک کشور در اقتصاد جهانی است، توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی را نشان می دهد. از این دریچه، وقتی به صورت روندی به این شاخص نگاه می کنیم، بسیار تکان دهنده است. در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سهم ایران از تولید و تجارت جهانی بیش از سهم جمعیتی اش بوده است. این سهم در طی ۳۵ ساله گذشته، به طرز فاجعه آمیزی سقوط کرده است. ما باید ریشه یابی کنیم که چرا این گونه شده است.

    از مشارکت تا محو شدن؛ روند نزولی جایگاه ایران در اقتصاد جهانی

    وی با یادآوری اینکه در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب، به دلایل متغیرهای برون زا که تحت کنترل ما نبوده، سالهای ۶۵ تا ۶۷ بدترین سالهای عملکرد اقتصادی ایران بوده ، افزود: وقتی فکری برای این متغیرهای برون زا شد، یعنی جنگ و کاهش شدید قیمت نفت شد، یک باره متغیرهای کلان اقتصادی ما، در سالهای ۶۸ و ۶۹ تکان بزرگی نشان دادند. در ۳۵ سال گذشته، اندازه شاخص رابطه مبادله در سال ۱۳۸۹ یعنی حدود ۲۱ سال بعد از پایان جنگ، ۳۴ درصد نسبت به شاخص رابطه مبادله در ۱۳۶۷ که بدترین سال عملکرد دوره جنگ بوده، سقوط کرده است. این در حالی است که در این دوره، بزرگترین جهشها در درآمد نفتی را تجربه کردیم و هیچ منازعه تهدید کننده امنیت ملی با همسایگان هم نداشتیم. بی سابقه ترین جهش ها در تربیت نیروی انسانی ما اتفاق افتاده است. اما چون سیاست نابخردانه در اقتصاد در پیش گرفتیم، از نظر توان رقابت و توان مقاومت سقوط کردیم.

    رابطه مبادله، آینه توان رقابت ملی؛ تصویر امروز ایران نگران‌کننده است / سقوط ۳۰ درصدی رابطه مبادله

    این استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: همان شاخص رابطه مبادله ای که ما در سال ۱۳۸۹ داشتیم، در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ دوباره ۳۰ درصد سقوط کرده است. هم اینها پیام دارد و به ما می گوید اگر شما سیاستهای نابخردانه اقتصادی در پیش بگیرید ، ولو اینکه جهش درآمد ارزی و جهش کیفیت سرمایه انسانی هم داشته باشید، سقوط می کنید. در سالهای ۴۰۱، ۴۰۲ و ۴۰۳ هم این روند نزولی رابطه مبادله، همچنان جریان دارد.

    وی گفت: این همه در این ایام، شعار توسعه و مقاومتی سر داده شد، چطور می شود نهادهای نظارتی ما درباره چنین سقوطی حتی حرفی هم نزدند. بنابراین اگر قرار باشد اوضاع کشور بهبود پیدا کند، این وجه امیدبخش وجود دارد که اینها در تسخیر علم قرار دارد. یعنی به جای اینکه در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، زور رانت و قبیله گرایی جای خود را به زور بیشتر علم بدهد، به خوبی اینها قابل حل و فصل است.

    دریغ است ایران که ویران شود؛ سیاست شوک‌درمانی کمر کشور را شکست

    مومنی با بیان اینکه امروز روز فردوسی است، روزی که باید همه ما با اراده و غیرتی این شعار را تکرار کنیم که دریغ است ایران با این همه ذخایر انسانی و مادی با کیفیت، ویران شود، « دریغ است ایران که ویران شود، کنام پلگان و شیران شود»، گفت: هدیه من به تمام علاقه مندان تمامیت ارضی و توسعه ایران این است که از دریچه تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود برای توضیح روندهای رو به اضمحلال در یک کشور، هیچ پدیده ای به اندازه سیاست شوک درمانی، قدرت توضیح دهندگی ندارد. پدیده شوک درمانی که سیاست غالب در دوره بعد از جنگ بوده، کمر ایران را شکسته است.

    سیاست شوک‌درمانی، توان ایران را فرسوده و توسعه را منحرف کرد /شوک‌درمانی فقط اقتصاد را نابود نکرد، جامعه را هم حیران و آنومیک کرد / جامعه‌ای که مدام شوک می‌خورد، جهت خود را گم می‌کند / تکرار شوک‌ها، جامعه را به مرحله خودتخریبی می‌رساند

    مجلس و جامعه تخصصی را از نظارت بر انرژی کنار زدند، بحران نتیجه‌اش است / بحران برق و گاز، از دل پنهان‌کاری و سلب شفافیت زاده شد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه بحران برق و گاز ریشه در این رفتارهای آنومیک دارد، گفت: ببینید که بعد از جنگ، در چه سالی، طی چه فرایندهای فریب کارانه و رانت محور، امکان نظارت مجلس و نظارت متخصصان جامعه مدنی، از آنچه که در بخش انرژی ایران می گذرد سلب شد. مسیر رانتی و پنهان کارانه با عنوان اینکه مسائل حیطه انرژی بسیار پیچیده است، بنابراین نمایندگان مجلس که اکثریت قابل اعتنای آنها، در این زمینه هیچ صلاحیتی ندارند، وقتشان گرفته می شود. تحت عنوان این تمهید، از مسائل مربوط به انرژی که حیاتی ترین مسائل یک جامعه توسعه خواه است، شفافیت زدایی شد. گفتند ما سالی ۱۴٫۵ درصد از عایدات ارزی را به شرکت نفت می دهیم و بعد آنها به ما تضمین می دهند که وقت مجلس و ملت را نمی گیرند و ما هم تعهد می دهیم که هیچ اختلالی در سرمایه گذاری های مورد نیاز و عرضه حاملهای انرژی اتفاق نیفتد و ما قادر باشیم به سرعت نیازهای رو به توسعه مان را هم به سهولت قائل باشیم. در دوره مرحوم رئیسی، وزیر وقت نفت گفت هشدار می دهم اگر ظرف ۸ ساله آینده ۲۴۰ میلیارد دلار در حیطه نفت و گاز سرمایه گذاری نشود، ما برای گذران امور داخلی خود در زمینه انرژی، نیازمند واردات خواهیم بود، صادراتمان هم منفی خواهد شد.

    بحران انرژی از فریبکاری‌های رانتی تا سکوت ۳۰ ساله

    مومنی یادآورشد: مسئول صندوق توسعه ملی در گزارشی گفت وزارت نفت آن ۱۴٫۵ درصد سالانه را هم گرفته اند و حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هم از صندوق توسعه توسط دولت وام گرفته اند و حالا هم می گویند ۸ ساله، ما به ۲۴۰ میلیارد دلار نیاز داریم. همه این ملاحظاتی که پشت این قضیه وجود دارد که ما با این همه منابع ارزی چه کردیم که این میزان به سرمایه گذاری نیاز داریم و امور روزمره مان را هم نمی توانیم بگذرانیم، تماما مسکوت است و اسم کل این ماجرای پیچیده پرفساد و پرعبرت را ناترازی گذاشته اند. ناترازی یعنی این که ما با دو رقم سروکار داریم، اصلا با جزئیات سروکار نداشته باش و متوجه نشده چرا به این روز افتادی! به صراحت می گویم هیچ عنصری در این زمینه به اندازه عنصر شوک درمانی به عنوان سیاست مسلط در بیش از ۳۰ سال گذشته، قدرت توضیح دهندگی ندارد.

    « ناترازی»، اسم رمز پنهان‌کاری و فساد در سیاست انرژی و بانکی است

    وی با انتقاد از به کارگیری مفهوم ناترازی درباره نظام بانکی نیز گفت: مگر می خواهیم کشور را چرتکه ای اداره کنیم که اسم مسائل چندبعدی، پیچیده و سرنوشت ساز را ناترازی می گذاریم و همه هم و غممان این می شود که این عدد را چگونه به آن عدد برسانیم بدون اینکه بفهمیم چرا به این روز افتاده ایم! اگر علم و خرد ودانایی مبنای قاعده گذاری و اداره کشور باشد، به خوبی می توانیم بفهمیم از کجا خورده ایم که این همه بحرانهای متعدد داریم.

    این اقتصاددان افزود: در ماجرای بحران انرژی می بینم وقتی شما رانتی ترین قسمت کسب درآمد حکومت را تحت عناوینی ظاهر فریب به محاق پنهان کاری می برید، هم مشروعیت سوز می شود، هم ساقط کننده بنیه تولیدی کشور شده و هم امنیت ملی ما را تهدید می کند. ما باید به مسیر شفافیت، خرد و دانایی برگردیم.

     قدرت خلق نقدینگی بانکهای خصوصی بیش از ۶ برابر بانک مرکزی است / ماجرای گزارش تامل برانگیز کمیسیون اقتصادی مجلس درباره بانکهای خصوصی چه بود؟

    مومنی با اشاره به گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ مبنی بر اینکه در ذیل دکترین شوک درمانی، ما با پدیده خصوصی سازی بانکی را هم تجربه کردیم و از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ یعنی در دوره ۲۰ ساله ای که همه گرفتاریهای ساختاری، ریشه دار و نهادی در ایران وجود داشته اما سروکله بانک خصوصی در ایران پیدا شده، اندازه رشد تولید در اقتصاد ایران ۳۶ درصد اندازه رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است، گفت: ساعتها می توان صحبت کرد که کشوری که چنین وضعیتی دارد، در معرض چه ذلتهایی قرار می گیرد. اما مساله فقط این یکی نیست. آنها که برای پنهان کردن یک چیزهایی به ناترازی علاقه دارند، این مساله را هم ببینند. آنچه که اتفاق افتاده شکافی است میان بنیه تولید کشور و قدرت خلق تقاضا از هیچ توسط بانکهای خصوصی. در این گزارش می گوید قدرت خلق نقدینگی بانکهای خصوصی بیش از ۶ برابر بانک مرکزی است. اما فرق این تقاضا با آنچه که بانک مرکزی انجام می دهد این است که بانک مرکزی تحت قیدهایی است اما بانکهای خصوصی قادر به خلق پول از هیچ هستند. از زمانی که بانکهای خصوصی در ایران فعال شدند، ما با بی سابقه ترین جهشهای در نرخ ارز و نرخ طلا و قیمت مسکن و اجاره مسکن و قیمت همه آنچه که کیفیت رفاه و معیشت ایرانی ها را تحت تاثیر قرار می دهد، روبرو بوده ایم.

    از روزی که فهمیدید بانکهای خصوصی این همه فاجعه ایجادکردند، چه فرقی در رفتارتان ایجاد شد؟ 

    وی به گزارشی از مرکز پژوهشهای مجلس اشاره کرد که عنوان می کند در سال ۱۴۰۲ در بعضی از ماه ها، رفتارهای ناهنجار فقط یک بانک خصوصی، ۵۲ درصد از رشد پایه پولی سهم دارد و از طریق آن رشد بدون تناسب با بنیه تولیدی، تورم ۸۵ میلیون ایرانی را تنبیه می کند. اینها بازی اقتصادی در ایران را از یک بازی معطوف به تولید به بازی مربوط به سوداگری بی رحمانه در عرصه حیاتی ترین نیازهای مردم و اقتصاد ملی متحول کرده اند. این گزارش یک حزب رادیکال خارج از کشور نیست و گزارش کمیسیون اقتصادی مجلس است. اما پرسش این است که از آن روزی که شما فهمیدید این خطای سیاستی، یعنی میدان دادن به بانکهای خصوصی، این همه فاجعه برای کشور ایجاد شده، نسبت به زمانی که این را نمی دانستید چه فرقی در رفتارهایتان ایجاد شد؟ شوک درمانی، بنیه یادگیری نظام تصمیم گیریهای اساسی ایران را نابود کرده است. اگر ما این بیماری را به رسمیت بشناسیم به جای به کارگیری سیاستهای مخرب، برای آن چاره می کنیم.

    مومنی با یادآوری اینکه به دو رئیس جمهور گفته ایم شاخه اقتصادی فرهنگستان علوم اعلام آمادگی می کند به صورت مجانی، سیاستهای کلیدی اقتصادی شما را قبل از اینکه عملیاتی شود، ارزیابی علمی کند و نهاد علم در کشور ما این میزان مظلوم و بی پناه است ، گفت: در ظاهر آقای رئیسی و پزشکیان به شدت از ما تشکر و استقبال کردند و گفتند ما صددرصد با آن موافقیم وتشکر هم می کنیم، اما بعد آن کار دیگر را انجام دادند.

    عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: علائم و نشانه های نگران کننده ای داریم که اینها در حال عبور از مرحله رفتارهای آنومیک و حرکت به سمت رفتارهای خودتخریبی هستند. به صورت اشاره می گویم در حالی که از نظر اقتصاد سیاسی بین المللی، ما در حال تجربه پیچیده ترین شرایط هستیم، ببینید ما گرفتار چه شرایطی شده ایم!؟ آیا این عادی است که در کشور ما نگاه کردن به مسائل اقتصاد ایران بدون توجه به منطقه و مقیاس جهانی چه فاجعه هایی ایجاد کرده است!؟

    در دور اول ریاست جمهوری، تمرکز اصلی توافقات ترامپ و عربستان، عقیم سازی تمام پتانسیلهای کسب درآمد ارزی در اقتصاد ایران بود

    مومنی به رشوه میلیاردها دلاری عربستان به ترامپ در دور قبلی ریاست جمهوری وی برای اینکه اولین سفر خارجی اش به عربستان باشد اشاره کرد و با بیان اینکه ترامپ قرارداد ۵۰۰ میلیارد دلاری با عربستان امضا کرد اما در ایران به ۳۶۰ میلیارد دلاری که ابعاد غیرنظامی داشت و ضریب اهمیتش برای امنیت اقتصادی و سیاسی ایران به مراتب بیشتر بود پرداخته نشد، افزود: تمرکز اصلی این قراردادها، عقیم سازی تمام پتانسیلهای کسب درآمد ارزی در اقتصاد ایران بوده است. اما ما یک مقاله در این زمینه نداریم، به این دلیل که در آنومی ناشی از شوک درمانی، ما حیران هستیم. ذهنمان متوجه مسائلی که بقای ما را تهدید می کند نیست و قادر به تشخیص اولویتها چه در مناسبات داخلی و چه در مناسبات بین المللی مان نیستیم.

    این اقتصاددان ادامه داد: در دور دوم حضور ترامپ، ولیعهد عربستان بعد از فرایندی گفت ما برای اینکه در این دوره هم اولین سفر خارجی ترامپ به منطقه باشد، آمادگی امضای ۶۰۰ میلیارد دلار قرارداد جدید داریم. به فاصله دو هفته ترامپ بین صحبتهایش گفت پیشنهاد قرارداد زیر هزارمیلیارد دلار برای ما جذابیتی ندارد. اما ابعاد اهمیت این قراردادهایی که متوجه ایران هم هستند بررسی نمی شود.

    استقرار آب برترین و آلوده کننده ترین رشته فعالیتهای صنعتی در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران تصادفی نیست

    مومنی، استقرار آب برترین و آلوده کننده ترین رشته فعالیتهای صنعتی در کم آب ترین و خشک ترین مناطق ایران را تصادفی ندانست و گفت: باید پرسید ما با خودمان چه می کنیم!؟ آنقدر مسائل تکان دهنده در این زمینه وجود دارد که حیرت می کنیم که اولویت را به کدام بدهیم، به این دلیل که ما دچار شوک، آنومی و خودتخریبی شده ایم. ما باید اینها را بفهمیم، جدی بگیریم و مسیر را از ادا درآوردن و شعارهای توخالی دادن و تلاش بی برنامه برای اداره کشور، تغییر دهیم.

    این اقتصاددان تاکید کرد: روزنامه های مورخ یازده فروردین ۱۳۹۶، از قول وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت نوشتند ما در زنجیره تولید فولاد در کشور ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم داریم. فهمتان را از آنومی متنوع کنید. با وجود این تمام مسئولان نظام، با یک برادر سرمایه گذار پشت در معاون معدنی من نشسته اند تا باز هم مجوزهای جدید بگیرد. آیا یکی نباید بپرسد این چه کشت زاری است که این میزان مسابقه در آن وجود دارد!؟ چگونه است که این مسابقه که از آن فقر، فلاکت، اضمحلال و تهدید اصل بقا بیرون می آید، همچنان استمرار پیدا می کند!؟

    قواعد حکمرانی بی‌اثر شده‌اند، مگر در خدمت مافیا

    به گفته مومنی؛ از دریچه اقتصاد سیاسی، با شوک آغاز کردیم، دچار آنومی شدیم و اکنون وارد مرحله خودتخریبی شده ایم. یکی از نشانه های خودتخریبی، حاکمیت زدایی از حکومت به دست حکومت است. عزیزان با همه ملاحظه ها در حسن نیت، به طرز غیرمتعارفی، از بازارهای پول، کالا، سرمایه، کار و ارز در ایران به دست خود، از خودشان حاکمیت زدایی می کنند. به دست خودشان کاری می کنند که قاعده گذاری هایی که می کنند، هیچ ترتیب اثر عملی نداشته باشد، مگر اینکه در خدمت مافیاها باشد.

    وی افزود: گزارشهای رسمی می گوید ۵۸ درصد بازار کار ایران، بازار غیررسمی است. بازاری که در آن قاعده گذاریهای حکومت، هیچ تاثیر و نفوذی ندارد. در این سرزمین گرامی، گزارشهای رسمی، همیشه بنا به تعریف، محافظه کارانه ترین و خوشبینانه ترین برآوردها را ارائه می دهد.  مطالعه های معتبر داخلی و بین المللی برآورد تا ۸۵ درصد هم دارند. یعنی حاکمیت زدایی از حکومت به دست خودش! بعد عزیزان می گویند برویم پروژه نفوذ را پیگیری کنیم! می گویم شما با این شیرین کاریهایی که بلدی، اصلا به نفوذ نیازی ندارید.

    به سمت پدیده درونی شدن وابستگی در حال حرکت هستیم

    مومنی با بیان اینکه ما به سمت پدیده درونی شدن وابستگی در حال حرکت هستیم، ضمن تاکید بر ضرورت توجه به مسائل ایران در پیوند با اقتصاد سیاسی و اقتصاد سیاسی بین المللی، اظهارداشت: در حیطه اقتصاد در زمینه های کلیدی، تصمیم گیریهایی که اتخاذ می شود، ریشه تولید فناورانه و اشتغال فناورانه در ایران را می سوزاند و ایران را تبدیل به جولانگاه مافیای واردات کرده است. روندهای مشکوک وابستگی ذلت آور ایران به واردات، نتیجه قهری ضربه های مهلکی است که به بنیه تولی فناورانه به طور روزمره وارد می شود. در حالی که مطالعه های ما نشان می دهد برای نجات ایران، هیچ عنصری به اندازه عادلانه کردن توزیع قدرت و بازکردن راه برای مشارکت موثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی شان وجود ندارد.

    یکدست شدن حکومت؛ نابرابرسازی ناموجه توزیع قدرت و بستن باب ورود شایستگان غیرخودی

    وی ضمن انتقاد از ایجاد مفهومی با عنوان «یکدست شدن حکومت» در ایران، آن را به معنای نابرابرسازی ناموجه توزیع قدرت و بستن باب ورود شایستگان غیرخودی دانست و گفت: در هر دوره ای که ما در دو دهه گذشته بیشتر به سمت این مناسبات حرکت کردیم، مستند به گزارشهای رسمی، بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولید ملی و شاخص رابطه مبادله و گسترده ترین و عمیق ترین فسادهای ملی و بی سابقه ترین نابرابریهای ناموجه و مهلک ترین ضربه ها به کیفیت محیط زیست ایران در این دو دوره اتفاق افتاده است.

    راه نجات ایران، از ارتقای بنیه تولید فناورانه و افزایش ظرفیت اشتغال مولد می گذرد

    مومنی ادامه داد: متداول ترین ابزار برای سنجش اقتصاد ایران، سند لایحه بودجه دولت است. راه نجات ایران، از ارتقای بنیه تولید فناورانه و افزایش ظرفیت اشتغال مولد می گذرد. در سند لایحه بودجه ۱۴۰۴، بر اساس گزارشهای رسمی پرشمار، به صراحت هیچ تمهیدی برای برطرف کردن هیچ یک از موانع موجود بر سر راه تولیدکنندگان مشاهده نمی شود، اما چندین خطای سیاستگذاری فاحش که ضربه های مهلک به توان تولیدی کشور می زند، دراین سند پیش بینی شده است.

     در سایه شوک‌درمانی، سیاست واردات به ابزار اضمحلال بدل شده است /  اگر نشنویم، هم بقاء سرزمینی تهدید می‌شود، هم جمعیتی

    وی یادآورشد: فقط در دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، ما بی سابقه ترین و مشکوک ترین جهتگیریهای سیاستگذاری درباره واردات را شاهد هستیم. الگویی که در آن، مهلک ترین ضربه ها به رفاه مردم، بنیه تولید کشور و ظرفیتهای اشتغال زایی مولد کشور می خورد اما رونق بی سابقه ای برای مافیاها باز می کند. همه اینها می گویند آنچه که در سایه شوک درمانی کاشته اید، ما را به مسیر اضمحلال می برد. پیش بینی قدرت پیشگیری به ما می دهد و ما هنوز مجال داریم این ریل سیاستگذاری را تغییر دهیم، صمیمانه و خاضعانه به آنها که باید متوجه شوند و بشنوند می گویند اگر این خطاها استمرار داشته باشد، هم اصل بقای اکولوژیکی ایران بیش از گذشته تهدید می شود و هم اصل بقای جمعیت شناختی ما و هم تمامیت ارضی ما تهدید می شود. پیش بینی می کنیم تا قدرت پیشگیری به دست آوریم و انشالله قوه عاقله کشور ما این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرد.

  • با این همه خطای سیاست‌گذاری، چه نیازی به جریان نفوذ هست؟! / ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم

    با این همه خطای سیاست‌گذاری، چه نیازی به جریان نفوذ هست؟! / ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم

    به گزارش اقتصادران، فرشاد مؤمنی، ظهر امروز پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت در همایش بررسی چشم‌انداز اقتصادی و سیاسی ایران که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: واقعیت این است که شرایط کنونی، با انبوهی از چالش‌ها و مشکلات درهم‌تنیده روبه‌رو است. بحران‌ها و چالش‌هایی که نه‌تنها پرشمارند، بلکه پیوندها و هم‌افزایی میان آن‌ها نیز روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی، هرچه گفت‌وگو و واکاوی درباره خاستگاه این گرفتاری‌ها و سازوکارهای تولید انباشت‌شده‌ی بحران‌ها افزایش یابد، امید به اصلاح و بهبود نیز بیشتر خواهد شد.

    عادت کرده‌ایم که با تکرار مصائب، تنها به ذکر مصیبت بسنده کنیم

    وی افزود: در مسیر شناخت علمی این مسائل، نخستین گام دستیابی به تصویری واقع‌گرایانه از وضعیت است؛ تصویری که بتواند با پرهیز از اغراق و انکار، چشم‌انداز روشنی از موقعیت کنونی ترسیم کند. پس از آن، نیازمند تحلیلی مبتنی‌بر یک چارچوب نظری منسجم هستیم که بتواند به‌دقت نشان دهد هر یک از این مسائل، زاده‌ کدام متغیرهاست، با کدام عوامل پیوند دارد و از کدام بی‌ارتباط است. تنها از دل چنین تحلیلی می‌توان تجویزهای عالمانه و مؤثر برای اصلاح امور ارائه کرد، اما دریغ که در شرایط امروز، به نوعی عادت کرده‌ایم که با تکرار مصائب، تنها به ذکر مصیبت بسنده کنیم. حال آنکه اگر تن به قاعده‌ علم بسپاریم و آن را در فرایند تصمیم‌سازی و تخصیص منابع وارد کنیم، نه‌تنها می‌توانیم علل این وضعیت را درک کنیم، بلکه راه برون‌رفت از آن را نیز خواهیم یافت. در این مسیر، آنچه حیاتی و تعیین‌کننده است، یافتن مسیرهای درست و سازنده است.

    این استاد اقتصاد بیان کرد: اندیشمندان برجسته‌ توسعه، همواره تأکید کرده‌اند که نقطه‌ عزیمت، به بنیان اندیشه‌ورزی بازمی‌گردد. یکی از بزرگ‌ترین متفکران این حوزه، سخنی نغز دارد: «رقابت میان کشورها و بنگاه‌ها، در حقیقت صورت‌بندی عینی رقابت میان اندیشه‌هاست.» به تعبیر دیگر، اگر خواستیم بدانیم چرا اوضاع به گونه‌ای خاص درآمده یا چرا در مسیری خاص پیش نمی‌رود، باید از زاویه‌ میزان و کیفیت اندیشه‌ای که در آن جامعه پرورده یا سوزانده شده است، به مسئله بنگریم. این خود، درسی سترگ است؛ به‌جای آن‌که همواره در پی یافتن مقصر و افکندن تقصیر بر دوش دیگری، چه خارجی و چه داخلی باشیم، نخست باید از درِ اندیشه وارد شویم؛ از همان جایی که سرچشمه‌ توان یا ناتوانی ملت‌هاست.

     «زور علم» به‌جای «زور رانت» و «قبیله‌گرایی»

    مومنی با بیان اینکه روند نزولی «رابطه‌ مبادله» همچنان ادامه دارد و این استمرار، خود نشانه‌ای روشن از بی‌سامانی ساختاری در اقتصاد کشور است، ادامه داد: حقیقت آن است که اگر اندکی نظم، تدبیر و حساب‌وکتاب در کار بود، اگر تصمیم‌گیری‌ها از شالوده‌ای خردمندانه و علمی برخوردار بود، چگونه ممکن بود در تمام این سال‌ها که شعاع‌های مقاومتی و توسعه‌ای تعریف و اعلام می‌شدند، چنین سقوطی رخ دهد و نهادهای نظارتی حتی اشاره‌ای جدی به آن نکنند؟ پس باید پرسید: اگر واقعاً قرار است بهبود و اصلاحی در وضعیت کشور پدید آید، امیدبخش‌ترین وجه ماجرا آن است که این مسائل، در تسخیر علم و در قاب دانش قابل تحلیل و حل‌وفصل‌اند؛ یعنی اگر در فرآیندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع، جای «زور رانت» و «قبیله‌گرایی» را «زور علم» بگیرد، آنگاه بسیاری از این مسائل قابل حل خواهند بود.

    وی گفت: امروز، روز بزرگداشت فردوسی است؛ روزی که باید با اراده و غیرتی راسخ، پیام آن حکیم سترگ را در جان بنشانیم: «دریغ است ایران که ویران شود». آیا سزاوار است کشوری با این همه منابع انسانی و مادی، در چنین وضعیتی قرار گیرد؟

    این عضوت هیئت علمی دانشگاه علامه طباطیایی افزود: از منظر تحلیلی، در حوزه‌ مطالعات توسعه گفته می‌شود که برای تبیین روندهای زوال در یک کشور، هیچ پدیده‌ای به اندازه‌ «سیاست شوک‌درمانی» قدرت تبیین ندارد. به نظر من این سیاست که پس از پایان جنگ، به‌عنوان راهبرد غالب اقتصادی برگزیده شد، کمر اقتصاد را شکست. تمرکز من در این‌جا بر جنبه‌ اقتصادیِ موضوع است تا نشان دهم که این زوال چگونه رقم خورد، اما باید اذعان کرد که از منظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز اوضاع، اگر بدتر از اقتصاد نباشد، بهتر هم نیست؛ چراکه این حوزه‌ها از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیستند. در ادبیات نظری توسعه گفته می‌شود که جامعه‌ای که به‌طور پیوسته در معرض شوک قرار می‌گیرد، دچار سرگشتگی، تحیّر، بلاتکلیفی و گم‌گشتگی جهت می‌شود. چنین جامعه‌ای، بنا به تعریف، دچار «آنومی» یا بی‌هنجاری می‌گردد و مرحله‌ بعد از آنومی، «خودتخریبی» است.

    رئیس مؤسسه دین و اقتصاد بیان کرد: غم‌انگیز است که در شرایط سرمایه‌گذاری، اما هم‌زمان با قطع برق، مهلک‌ترین ضربات را بر پیکر تولید وارد شود. به‌صورت تلگرافی اشاره می‌کنم که پس از جنگ، در مقطعی خاص، در فرایندهایی فریبکارانه و رانت‌محور، امکان نظارت مجلس و جامعه‌ی مدنی بر فرایندهای مربوط به انرژی از میان رفت. همه‌چیز مستند است؛ فقط کافی است نگاه کنید که چگونه مسیری رانتی و پنهان‌کارانه، تحت لوای «پیچیدگی مسائل حوزه‌ انرژی»، اتخاذ شد. گفتند که این مسائل آن‌چنان پیچیده‌اند که نمایندگان مجلس که بسیاری از ایشان در این زمینه تخصصی ندارند نباید وقت‌شان صرف چنین موضوعاتی شود. به همین دلیل، با توجیهاتی ظاهراً فنی، شفافیت از حوزه‌ انرژی زدوده شد. مقرر شد که سالانه ۱۴/۵ درصد از عایدات ارزی به شرکت نفت اختصاص یابد، با این تعهد که زمان مجلس تلف نشود و در عوض، هیچ اخلالی در سرمایه‌گذاری‌های لازم و تأمین انرژی رخ ندهد، اما چه رخ داد؟ در ۱۴۰۱، وزیر وقت نفت، هشدار داد که اگر ظرف هشت سال آینده ۲۴۰ میلیارد دلار در حوزه‌ نفت و گاز سرمایه‌گذاری نشود، کشور حتی برای تأمین نیازهای داخلی خود، نیازمند واردات خواهد شد؛ و صادرات انرژی نیز عملاً منتفی خواهد شد. در ادامه، مسئول صندوق توسعه‌ ملی نیز اعلام کرد که نه‌تنها آن ۱۴/۵ درصد سالانه پرداخت شده، بلکه دولت حتی حدود یک میلیارد دلار هم از صندوق، وام دریافت کرده است. حالا همان دولت از ما می‌خواهد که ۲۴۰ میلیارد دلار دیگر در طول هشت سال آینده تأمین کنیم.

    وی افزود: پرسش‌های متعددی قابل طرح است، با این همه منابع ارزی چه کرده‌ایم؟ چگونه است که امروز حتی از پس نیازهای جاری نیز برنمی‌آییم؟ این‌همه نیاز سرمایه‌گذاری از کجا آمده است؟ چرا هیچ گزارشی، هیچ بررسی مستقلی، به‌طور رسمی درباره‌ آنچه رخ داده ارائه نمی‌شود؟ ناترازی یعنی چه؟ ناترازی یعنی آنکه شما با دو عدد کلان سروکار داشته باشید، اما نسبت به جزئیات آن بی‌خبر بمانید. یعنی نفهمید که چگونه به این وضعیت گرفتار آمده‌ایم. یعنی کور باشیم نسبت به مسیرهای پر از فساد و ناکارآمدی که ما را به این نقطه رسانده‌اند و این، همان زنجیره‌ زوال است که باید آن را با نگاهی علمی، دقیق، شجاعانه و شفاف تحلیل و درمان کرد.

    «شوک‌درمانی» عامل تحولات ویرانگر توسعه‌زدایی در ایران

    مؤمنی اضافه کرد: هیچ مفهومی به اندازه‌ «شوک‌درمانی» به‌عنوان سیاست غالب طی سه‌ونیم دهه‌ گذشته، توان توضیح تحولات ویرانگر توسعه‌زدایی در ایران را ندارد. همان‌گونه که اصطلاح «ناترازی بانکی» نیز در خود، نوعی ساده‌سازی عوام‌فریبانه از بحران‌های عمیق ساختاری را نهفته دارد. آیا می‌توان مسائل چندبُعدی، پیچیده و سرنوشت‌ساز کشور را با چرتکه‌اندازی و تقلیل آن‌ها به «ناترازی» توضیح داد؟ به‌راستی آیا ما به جایی رسیده‌ایم که تمام مسئله این باشد که «چگونه این عدد را به آن عدد برسانیم» بی‌آنکه دریابیم چرا و چگونه کار به اینجا کشیده است؟

    وی افزود: گر واقعاً قرار باشد مبنای تصمیم‌گیری‌ها «خرد»، «دانایی» و «علم» باشد، به‌راحتی می‌توان دریافت که منشاء این همه بحران چیست و آن‌گاه همین «فهم»، خود منشأ امید خواهد بود. در همین ماجرای به‌اصطلاح «ناترازی» روشن می‌شود که وقتی رانتی‌ترین بخش‌های درآمدی، تحت عناوینی فریبنده و با توجیهاتی مبهم، از مسیر شفافیت و نظارت بیرون رانده می‌شوند، کشوری که از قاعده به حاشیه کشیده می‌شود، دیگر نه‌تنها توان تولیدش آسیب می‌بیند، بلکه بعضا ساختارهایش هم تضعیف می‌شود. تنها راه نجات، بازگشت به مسیر شفافیت، خرد و دانایی است. اگر این مسیر انتخاب شود، هم علتِ وضع موجود قابل فهم خواهد شد، و هم راه‌حل‌های برون‌رفت، قابل طراحی. برای نمونه، در اردیبهشت ۱۴۰۰، کمیسیون اقتصادی مجلس گزارشی منتشر کرد که در آن آمده بود کشور وارد تجربه‌ «خصوصی‌سازی بانکی» شده است. بر پایه این گزارش، از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹؛ یعنی در دوره‌ای که ریشه‌های گرفتاری‌های ساختاری و نهادی در اقتصاد ایران پاگرفته بود، ناگهان پدیده بانک خصوصی سر برآورد. در این بازه‌ ۲۰ ساله، در حالی که تولید ناخالص داخلی تنها ۳۶ درصد رشد کرده، حجم نقدینگی رشد حیرت‌آوری داشته است.

    ظهور بانک‌های خصوصی و افت زندگی ایرانیان

    این اقتصاددان اظهار کرد: این ارقام نه‌تنها گویای یک «ناترازی» عددی، بلکه نشانگر شکافی ژرف میان «بنیه‌ تولید ملی» و «قدرت خلق تقاضا از هیچ» توسط بانک‌های خصوصی است. مطابق گزارش رسمی مجلس، قدرت خلق نقدینگی توسط بانک‌های خصوصی، بیش از شش برابر بانک مرکزی بوده است. تفاوت میان این دو، اما در یک نکته‌ کلیدی نهفته است؛ بانک مرکزی، ولو با همه‌ ایراداتش، زیر قیود و نظارت‌هایی قرار دارد، اما بانک‌های خصوصی، فارغ از این محدودیت‌ها، به خلق پول دست می‌زنند. شرح و جزئیات این روند، به وضوح نشان می‌دهد که چگونه، از لحظه‌ای که بانک‌های خصوصی در ایران فعال شدند، ما با بی‌سابقه‌ترین جهش‌ها در نرخ ارز، طلا، اجاره و قیمت‌های معیشتی روبه‌رو شدیم؛ و کیفیت زندگی ایرانیان به شدت افت کرد.

    بانک‌های خصوصی و «سوداگری خشن در عرصه‌ نیازهای اساسی مردم»

    مؤمنی ادامه داد: من در گفت‌وگویی در سال گذشته، به گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس استناد کردم که به‌صراحت می‌گوید در برخی ماه‌های ۱۴۰۲، تنها یک بانک خصوصی، عامل ۵۲ درصد از رشد پایه پولی کشور بوده است! رشد پایه پولی که بدون پشتوانه‌ تولید و به اتکای مناسبات رانتی اتفاق می‌افتد، طبیعتاً تورمی بی‌امان را به کل جامعه تحمیل می‌کند؛ تورمی که اثراتش، بی‌رحمانه، گریبانگیر ۸۵ میلیون ایرانی می‌شود. واقعیت آن است که بانک‌های خصوصی، بازی اقتصاد را از یک «بازی معطوف به تولید» به یک «سوداگری خشن در عرصه‌ نیازهای اساسی مردم» تبدیل کرده‌اند. این دیگر صرفاً یک تحلیل رادیکال نیست؛ این گزاره‌ها برگرفته از گزارش رسمی کمیسیون اقتصادی مجلس است. حال پرسش اصلی این است، از زمانی که این خطای سیاستی عظیم یعنی میدان دادن به بانک‌های خصوصی، شناسایی و برملا شد، چه تغییری در رفتار تصمیم‌گیران حاصل شد؟ هیچ.

    وی افزود: شوک‌درمانی، بنیه‌ یادگیری در نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی را نابود کرده است. ما اگر به بیماری اذعان کنیم، راه درمان نیز یافت خواهد شد،  اما تا زمانی که به جای پذیرش واقعیت، هر روز با عنوانی جدید یک‌بار تغییر نرخ ارز، یک‌بار سکه، یک‌بار بنزین، یک‌بار گاز کشور را در حالت مداوم بحران نگه می‌داریم، راهی به‌سوی توسعه گشوده نخواهد شد.

    نهاد علم، مظلوم و بی‌پناه مانده است

    استاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: در این سال‌ها، هرگاه رئیس‌جمهوری بر سر کار آمده، ما در «شاخه اقتصاد فرهنگستان علوم» با احترام به او اعلام کرده‌ایم که آمادگی داریم، بدون هیچ هزینه‌ای و صرفاً به انگیزه‌ی ملی، سیاست‌های کلیدی اقتصادی دولت را پیش از اجرا ارزیابی علمی کنیم. نهاد علم، این‌گونه مظلوم و بی‌پناه مانده است که حتی این اعلام آمادگی نیز، در بهترین حالت، با استقبال لفظی روبه‌رو شده و در عمل، برخی «آن کار دیگر» کرده‌اند. ساختار سیاسی امروز ما، به‌گونه‌ای تنظیم شده که دیگر حتی توان تشخیص عوامل تهدیدکننده را نیز از کف داده است. باید هشدار دهد که معیارهای صوری و غیرشفاف برای انتخاب یا حذف افراد، جامعه را به ورطه‌ای کشانده که در آن، نه تنها منافع مردم، بلکه آینده ایران را نیز به مخاطره می‌اندازد.

    مؤمنی اضافه کرد: گزارشی که تاکنون از انتشار آن خودداری کرده‌ام، «روندهای مشکوک در اداره اقتصاد ایران» است؛ گزارشی مستند به داده‌ها و منابع رسمی کشور. در آنجا، به‌صراحت آورده‌ام که اگر حتی برخی مسئولان ذره‌ای دغدغه مردم، تمامیت ارضی یا آینده ایران را نداشته باشد، اما صرفاً دغدغه بقا و استمرار قدرت خویش را داشته باشد، باید به برخی اقدامات دست بزنند و از برخی امور پرهیز کنند، اما آنچه در عمل رخ داده، دقیقاً وارونه این مسیر بوده و اینجاست که نام روندهای مشکوک توجیه‌پذیر می‌شود. من از دریچه این نگاه آسیب‌شناسانه و با تکیه بر مفاهیم اقتصاد سیاسی توسعه، می‌توانم تنها در یک جلسه فشرده و یک‌ونیم ساعته، به‌وضوح نشان دهم که کشوری با رشد تولید ۳۶ درصدی در طول ۲۰ سال، اما با رشد ۱۰۲۵۰ درصدی در نقدینگی و خلق تقاضا، در معرض چه سطحی از مشکل و بحران قرار گرفته است و البته موضوع فقط به این مثال خلاصه نمی‌شود؛ در تمامی عرصه‌های حیاتی، می‌توان نشانه‌های رفتارهای آنومیک را یافت. فراتر از آن، اکنون نشانه‌های ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر از آنومی؛ یعنی خودتخریبی، به چشم می‌خورد.

    وی گفت: امروز، ما در حالی پیچیده‌ترین وضعیت اقتصاد سیاسی بین‌الملل را تجربه می‌کنیم که درک و تحلیل ساختاری و راهبردی از آن، می‌تواند تضمین‌کننده بقای کشور باشد، اما ذهن برخی سیاست‌گذاران ما گرفتار روزمرگی و برخی مسائل حاشیه‌ای‌ است.

    این اقتصاددان ادامه داد: در دور پیشین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، حکومت عربستان سعودی با درک هوشمندانه از موقعیت ژئوپلیتیک منطقه، در واکنش به رقابت هژمونیک آمریکا و چین، کوشید امنیت بقای خود را تثبیت کند. آنان با پرداخت رشوه، ترتیب دادند که نخستین سفر خارجی رئیس‌جمهور جدید آمریکا، به عربستان باشد. سپس در همان سفر، قراردادهایی به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلار منعقد که بنابر افشاهای رسمی، بالغ بر ۱۴۵۰ میلیارد دلار از آن صرف امور نظامی شد.

    اکثر تحلیل‌گران ایرانی، صرفاً بر بخش نظامی این قرارداد متمرکز شدند، اما از منظر اقتصاد سیاسی توسعه، اهمیت آن ۳۵۰ یا ۳۶۰ میلیارد دلاری که در سایر زمینه‌ها هزینه شد، به مراتب برای امنیت اقتصادی و آینده ایران سرنوشت‌سازتر بود. چرا؟ زیرا آن بخش دقیقاً بر عقیم‌سازی ظرفیت‌های ارزی اقتصاد ایران متمرکز شده بود. با این‌حال، به دلیل شوک‌درمانی و وضعیت آنومیک حاکم، توجه افکار عمومی و نهاد تصمیم‌گیری کشور، از اولویت‌های حیاتی به انحرافات سطحی و فرعی سوق داده شده است؛ چنان‌که به جای تمرکز بر تهدیدهای واقعی، ذهنشان مشغول مسائل حاشیه‌ای می‌شود. در همین حال، شاهد بودیم که با انتخاب دوباره ترامپ، ولیعهد عربستان به‌سرعت وارد عمل شد و در فرایندی که شرح آن مجال دیگری می‌طلبد، اعلام آمادگی برای انعقاد قراردادهای جدیدی تا سقف ۶۰۰ میلیارد دلار کرد. تنها دو هفته بعد، ترامپ در میان کلمات آشفته‌اش، صریحاً گفت: «پیشنهاد قرارداد زیر هزار میلیارد دلار برای ما جذابیتی ندارد.» اکنون باید از خود بپرسیم: آیا این مناسبات بی‌ارتباط با سرنوشت اقتصادی ماست؟ قطعاً نه.

    مؤمنی اضافه کرد: باید بپذیریم که خرد و دانایی، چیزی فراتر از حسن نیت است. آنچه امروز نیاز داریم، اتکای کامل به خرد جمعی و تخصصی است و این تنها راه بازگشت به مسیر توسعه و بقاء است. بیایید به‌جای تداوم شوک‌درمانی‌های بی‌فرجام، لحظه‌ای درنگ کنیم؛ آیا تصادفی‌ست که در همه حوزه‌ها با بحران مواجه‌ایم؟ یا اینکه بنیان برخی سیاست‌گذاری ما، چنان تهی از تحلیل علمی و تجربه‌گرایانه شده که دیگر حتی توان پیش‌بینی تبعات اقدامات خود را نیز از دست داده‌ایم؟ بازگشت به دانایی، به شفافیت، به مشورت‌پذیری و به مشارکت نخبگان، نه صرفاً یک انتخاب، بلکه یگانه مسیر نجات است.

    وی افزود: در ساختار برخی مناسبات رانتی حاکم بر اقتصاد ایران، یکی از نمودهای بارز انحراف، استقرار آلوده‌ترین و آسیب‌زاترین فعالیت‌های صنعتی در خشک‌ترین و کم‌آب‌ترین مناطق کشور است؛ آن‌چنان که اگر مجال سخن گسترده‌تر بود، می‌توانستم نمونه‌هایی برشمارم که شنیدن آن‌ها به‌راستی هوش از سر می‌برد. این حجم از مصادیق تکان‌دهنده، آن‌چنان فراوان است که انتخاب اولویت‌ها برای طرح، خود به مسئله‌ای دشوار بدل شده، چرا چنین است؟ زیرا ما گرفتار شوک، دچار آنومی و در مرحله‌ای خطرناک‌تر، در آستانه خودتخریبی جمعی قرار گرفته‌ایم و تنها در صورتی می‌توانیم از این وضعیت رهایی یابیم که این روندها را به‌درستی بشناسیم، آن‌ها را جدی بگیریم و مسیر سیاست‌گذاری را از رفتارهای نمایشی، شعارهای توخالی و بی‌برنامه‌گی‌های پرهزینه، به تدبیر و آگاهی راهبردی تغییر دهیم.

    در همین راستا روزنامه‌های مورخ یازدهم بهمن‌ ۱۳۹۶، به‌نقل از وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت، نوشتند: «در زنجیره تولید فولاد کشور، ۱۱۰ میلیون تن مجوز راکد و ۶۵ میلیون تن مجوز با سرنوشت نامعلوم صادر شده است.» این ارقام، نه از سوی منتقدان بیرونی، بلکه از سوی خود وزیر مسئول اعلام شده‌اند، اما عمق فاجعه در ادامه سخنان اوست که می‌گوید: «با وجود این حجم از مجوزهای راکد و بلاتکلیف، تمام مسئولان نظام با یک سرمایه‌گذار خاص همراه شده‌اند و پشت درِ دفتر معاون معدنی من صف کشیده‌اند تا باز هم مجوزهای جدید دریافت کنند.» آیا نباید پرسید که این چه کشتزاری‌ است که چنین مسابقه‌ای در آن شکل گرفته است؟ مسابقه‌ای که نه برای آبادانی، بلکه برای غارت منابع، گسترش نابرابری و تهدید بنیان‌های بقاء در ایران برگزار می‌شود؟ اگر این وضعیت را به‌درستی فهم کنیم، درمی‌یابیم که برخی ساختارها از مرحله «شوک» گذشته، وارد «آنومی» شده و اکنون نشانه‌هایی از ورود به «خودتخریبی» را نشان می‌دهد. در وابقع براساس برخی تصمیمات، عملاً نفوذ و اقتدار قاعده‌گذاری را از خود سلب کرده و آن را به سود مافیاها واگذار می‌کنیم. به‌عنوان مثال، در بازار کار ایران، گزارش‌های رسمی اعلام می‌کنند که حدود ۵۸ درصد این بازار، غیررسمی است؛ یعنی بیش از نیمی از بازار، خارج از شمول مقررات قانونی عمل می‌کند. این در حالی‌ است که بررسی‌های مستقل و پژوهش‌های داخلی و بین‌المللی، رقم واقعی را تا ۸۵ درصد نیز برآورد کرده‌اند. این یعنی نهاد دولت، اقتدار خود را در مهم‌ترین بازارهای اقتصاد کشور از دست داده است.

    راه نجات ایران، عادلانه کردن توزیع قدرت و گشودن مسیر مشارکت مؤثر مردم است

    رئیس مؤسسه دین و لقتصاد بیان کرد: در چنین شرایطی، هرگاه انتقادی مطرح می‌شود، برخی از مقامات سخن از «پروژه نفوذ» به میان می‌آورند. حال آن‌که باید پرسید با این همه خطای سیاست‌گذاری، آیا اصلاً نیازی به نفوذ خارجی باقی می‌ماند؟ عملکرد فعلی و برخی تصمیم‌گیری، به‌تنهایی برای بر باد دادن ظرفیت‌های ملی کفایت می‌کند. واقعیت این است که ما در حال حرکت به‌سوی پدیده‌ای هستیم که در ادبیات توسعه به آن «درونی‌سازی وابستگی» می‌گویند. هم‌اکنون در حوزه‌های کلیدی اقتصاد، تصمیماتی اتخاذ می‌شود که ریشه تولید فناورانه، اشتغال مولد و استقلال اقتصادی را می‌سوزاند و عرصه را برای مافیای واردات گسترده‌تر می‌سازد. از همین زاویه، به‌روشنی می‌توان دریافت که فهم وضعیت ایران، صرفاً از منظر اقتصادی ممکن نیست؛ بلکه باید آن را در بستر اقتصاد سیاسی و تحولات ژئوپلیتیک بین‌المللی تحلیل کرد و بر پایه یافته‌های ما، تنها راه نجات ایران، عادلانه کردن توزیع قدرت و گشودن مسیر مشارکت مؤثر مردم در سرنوشت سیاسی و اقتصادی‌شان است. در دو دهه اخیر، مفهومی به نام «یک‌دست‌سازی حکومت» در ایران مطرح شد که به‌معنای نابرابر ساختن توزیع قدرت، بستن راه ورود شایستگان غیرخودی و محدود کردن دامنه رقابت در عرصه حکمرانی است. بررسی‌های نشان می‌دهد که در دوره‌هایی که این یک‌دست‌سازی شدت یافته، چند اتفاق بی‌سابقه نیز رخ داده است.

    مؤمنی تأکید کرد: متداول‌ترین ابزار برای تحلیل چشم‌انداز اقتصادی کشور، نه قانون بودجه، بلکه لایحه بودجه است. چراکه این سند، پیش‌نویس نیت‌نامه‌ حکمرانی اقتصادی است و از منظر اقتصاد سیاسی، افق‌های تصمیم‌گیری را آشکار می‌سازد. بررسی اجمالی لایحه بودجه ۱۴۰۴، براساس گزارش‌های رسمی مرکز پژوهش‌های مجلس و اتاق بازرگانی ایران، نشان می‌دهد که در این سند، هیچ تمهیدی برای رفع موانع تولید وجود ندارد و در مقابل، خطاهای سیاست‌گذاری متعددی پیش‌بینی شده است که به تولید ملی ضربه می‌زند و مافیای واردات را منتفع می‌کند. تحلیل‌هایی که من برای دوره ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ انجام داده‌ام، گواه آن است که در این بازه، جهت‌گیری‌های سیاست‌گذاری در عرصه تجارت خارجی، نه‌تنها رفاه مردم را کاهش داده، بلکه تولید و اشتغال مولد را تضعیف و فرصت‌های اقتصادی را به کام گروه‌های ذی‌نفوذ کرده است. همه این شواهد و هشدارها در نهایت یک پیام روشن دارد که اگر مسیر سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های مسئولان تغییر نکند، اصل بقای اکولوژیک، جمعیت‌شناختی و تمامیت سرزمینی ایران در معرض تهدید جدی قرار خواهد گرفت. ما باید از پیش‌بینی‌ها، قدرت پیشگیری بسازیم. و امیدوار باشیم که مسئولان ما، این تذکرات مشفقانه را جدی بگیرند.

  • عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند! / به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند

    عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند! / به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند

    به گزارش اقتصادران، در بستر پرچالش توسعه‌ در ایران، پرسش‌های بنیادینی پیرامون رابطه قدرت، عدالت، نابرابری و مردم‌سالاری مطرح می‌شود؛ پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها مستلزم تحلیل ساختارهای نهادی، سیاست‌های اقتصادی و نقش طبقات ذی‌نفوذ است. دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، با رویکردی انتقادی و علمی، یکی از صریح‌ترین و پرنفوذترین صداهایی است که نسبت به پیامدهای نظم رانتی و الگوهای اقتصادی تقلیدی هشدار می‌دهد. او در نشست رونمایی از کتاب «نابرابری و دموکراسی»، ضمن بازاندیشی در باب بنیان‌های توسعه‌نیافتگی و گسترش فقر ساختاری، فرسایش دموکراسی و سلطه مافیای اقتصادی و رسانه‌ای در ایران را مورد توجه قرار داد.

    آنچه در ادامه می‌خوانید، گزارشی از محورهای کلیدی این سخنرانی است:

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی که در نشست «تکیه بر طبقات اجتماعی یا نخبگان اقتصادی، دشواری های گذار به نظم دموکراتیک در ساختار نهادی کژکارکرد و نابرابرساز» که به بهانه رونمایی از کتاب «نابرابری و دموکراسی» با ترجمه دکتر «فاطمه قابل رحمت»، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن می گفت، با بیان اینکه مهم ترین مشخصه مناسبات رانتی در سیاست و اقتصاد این است که بقا و تداومش در یک بستر غیر شفاف امکان پذیر است، اظهارداشت: عنصر بعدی در چارچوب مناسبات رانتی مشارکت زدایی است، در مناسبات رانتی، اصل بر خلاقیت، تولید و بهره مندی به قاعده نیست و الگوی مسلط حذف و ستیز است.

    قبل از آنکه مصرف کننده فراورده‌های مادی کشورهای پیشرفته صنعتی باشیم، مصرف کننده فراورده‌های فکری آنها هستیم

    وی با بیان اینکه ما به عنوان یک کشور توسعه نیافته، قبل از آنکه مصرف کننده فراورده‌های مادی و کالایی کشورهای پیشرفته صنعتی باشیم، مصرف کننده فراورده‌های فکری آنها هستیم، به اهمیت نقش ترجمه اشاره کرد و ادامه داد: وقتی رانت جویان داخلی با قدرت‌های بزرگ بین المللی با هم اشتراک منافع پیدا می‌کنند، در داخل برای تحکیم مناسبات رانتی دائما واقعیت‌ها دستکاری و آدرس‌های غلط داده می‌شود.

    کشورهای توسعه یافته آگاهانه به کشورهای در حال توسعه آدرس‌های عوضی می‌دهند /عدالت در حاشیه، منافع مافیا در صدر: روایت یک فاجعه خاموش

    این استاد دانشگاه به آرای مکتب تاریخی آلمان اشاره کرد که در آن تاکید می شود کشورهای توسعه یافته آگاهانه به کشورهای در حال توسعه آدرس‌های عوضی می‌دهند و برای اینکه آنها این مسیر توسعه را نپیمایند، آنها را گیج می‌کنند، با انتقاد نسبت به اینکه کیفیت دانشگاه ها در ایران بر اساس میزان تقلیدشان از کشورهای پیشرفته صنعتی سنجیده می شود، گفت: ما بسیار نیاز داریم که مباحث بنیادی را جدی بگیریم و در میان مباحث بنیادی و سرنوشت ساز برای توسعه در ایران مسئله نابرابری و بی‌عدالتی و مسئله تن در ندادن ساختار قدرت به ایفای نقش موثر از سوی جامعه، مسئله بسیار ریشه‌دار و تاریخی است. اگر شاقول توسعه در ایران جدی بود، ما بر اساس آن شاقول می‌توانستیم بسنجیم که آن مباحث بنیادی اندیشه‌ای مورد نیاز کشورمان چیست و آنچه که جریان دارد چیست. همه ما کم و بیش با لفظ مافیای رسانه‌ای آشنا هستیم و می‌دانیم بزرگ‌ترین قدرت تبحر این مافیاها این است که مسائل حیاتی کشور را به حاشیه می‌رانند و مسائل اصلی مافیاها را بر صدر می‌نشانند.

    سقوط آزاد استقلال اقتصادی در کمتر از ۲۰ سال

    به گفته مومنی؛ کشوری که در سال ۱۳۸۳ و در کادر سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه چهارمش، وقتی می‌خواسته رشد ۸ درصدی محقق کند، برآورد سازمان برنامه‌ریزی کشور این بوده که ما با سالی ۱۶٫۵ میلیارد دلار تخصیص ارز می‌توانیم رشد ۸ درصدی محقق کنیم، اکنون بر اساس بعضی از گزارش‌ها آن اتکا به خارج برای تحقق رشد ۸ درصدی از سالی ۱۶٫۵ درصد بر اساس بعضی از برآوردها، به سالی ۲۰۰ میلیارد دلار هم رسیده، آن هم در یک دوره کمتر از دو دهه! و این میزان عمق در وابستگی ذلت آور به دنیای خارج، و اینکه تا امروز در بسیاری از سال‌ها سالانه بیش از ۷۰ میلیارد دلار واردات داشتیم، رشد منفی شدید هم داشتیم، اصلا کسی را برنمی انگیزد.

    حکومت، جامعه علمی و نظام روشنفکری که هوشمند نباشد، بازی می‌خورد / با ژست روشنفکری می‌گویند هر کس راجع به وابستگی حساسیت ایجاد کند، دایی جان ناپلئونی، دچار توهم توطئه شده است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد نسبت به اینکه این مسائل با این شدت اهمیت برای نظام ملی، رسانه‌هایی که تحت نظر این منافع مافیاها هستند را برنمی انگیزاند، و از این جهت آن حکومت، جامعه علمی و نظام روشنفکری که هوشمند نباشد، بازی می‌خورد، اضافه کرد: نباید اینها را دست کم گرفت. اسنادی چند سال پیش منتشر شد که یکی از بنگاه های رانتی – معدنی به ۲۰۰ رسانه پول پرداخت می کرد. اکنون جنگ روانی علیه هر کسی راه انداخته اند که بگوید مسئله حیاتی ما مسئله وابستگی است. چون وابستگی مثل توسعه و استقلال، مفهومی پویاست و در طول زمان عنصر وابستگی هر چقدر که به زمان حال نزدیکتر می شویم هم به غایت پیچیده تر و هم به غایت نامرئی تر می شود و به خاطر دشواری‌های فهم و مشاهده آن کانون‌های اصلی وابستگی، با ژست روشنفکری می‌گویند هر کس راجع به وابستگی حساسیت ایجاد کند، دایی جان ناپلئونی، دچار توهم توطئه شده است. در حالی که متفکران بزرگ توسعه، تاکید کرده اند که اگر کسی واقعیتی به نام توطئه را نادیده بگیرد، متوهم است و توطئه یک واقعیت قطعی است.

    برگزاری انتخابات، تنها مولفه یک نظم دموکراتیک نیست

    مومنی به نمونه هایی از توطئه هایی که در طول تاریخ علیه ایران اجرا شده اشاره کرد و افزود: این تصادفی نیست که مثلاً متفکرهای بزرگ و جریان ساز در تاریخ اندیشه بشری می گویند بر روی کارکردهای انتظاری مفاهیم کلیدی تمرکز کنید؛ در اکثر کشورهای در حال توسعه تا بحث از دموکراسی مطرح می شود، می گویند ما اول دموکرات عالمیم و سالی چند تا انتخابات برگزار می‌کنیم! در حالی که متفکرهای بزرگ می گویند برگزاری انتخابات صرف نظر از اینکه آن انتخابات چگونه برگزار می شود، فقط یکی از آن مولفه هاست که ما را به این سمت هدایت می کند که یک نظمی را دموکرات بدانیم یا خیر و باید ۱۰تا کارکرد دیگر هم وجود داشته باشد، از جمله اینکه در دموکراسی حیاتی‌ترین متغیر کنترلی، این است که به نام دموکراسی آیا باب مشارکت مردم به صورت فعال در فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع باز می شود یا خیر!و ما می‌بینیم گزارش‌های رسمی، مثلا در سرشماری ها می گویند از دوره‌ای که اجرای برنامه تعدیل ساختاری در ایران آغاز شده تا امروز همواره نزدیک به دو، سوم جمعیت در سنین فعالیت ایران هیچ نقشی در تولید ملی ندارند.

    شوک به قیمتها، تعرض گستاخانه و وقیح به حقوق مالکیت فرودستان / عدالت با تورم!؟ این فقط به نفع مافیاهاست!

    این اقتصاددان با بیان اینکه یک حکومت مردم سالار ظرفیت هوسرانی حکومت به ویژه در کادر سیاست هایی که به حقوق مالکیت فقیران تعرض می کند را به حداقل می رساند، خاطرنشان کرد: شما روزی ۱۰ بار ما را از شوک درمانی با شوک به نرخ ارز و انرژی و بهره می‌ترسانید. تمام اینها تعرض گستاخانه و وقیح به حقوق مالکیت فرودستان است، به این دلیل که تورم زا هستند و تورم برای فرودستان نقش یک جیب بر را بازی و قدرت خرید فقرا را از جیبشان سرقت می کند. چقدر تلخ و گزنده و دردآور است که مثلا یک رئیس جمهوری، که ما به حسن نیت و دلسوزی هم می شناسیمش، بگوید من سیاست تورم زا ایجاد می‌کنم، چون می‌خواهم عدالت برقرار کنم! با اینکه اینها بسیار اهانت آمیز است، اما عزیزان مثل شیر، آن را به زبان جاری می کنند! به این دلیل که منافع مافیایی قدرت، جریان‌سازی فکری دارد و سازمان یافته است. آنها به خوبی ازمنافعشان هم آگاهند و برای تحقق منافعشان هم پول خرج می کنند.

    ۵۲درصد رشد پایه پولی به خاطر فساد یک بانک خصوصی است، اما آب از آب تکان نمی خورد! / بزرگترین شاغول مردم سالاری، عدالت محوری آن است

    مومنی با بیان اینکه فقرا از چنین امکاناتی بهره مند نیستند و به همین خاطر بار مسئولیت دانایان و اهل علم در دفاع از حقوق عمومی در کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه نیافته رانتی بسیار سنگینرتر است، بی طرفی حکومت نسبت به کلیه شهروندان و کلیه مناطق را دیگر متغیر سنجش دموکراسی برشمرد و تاکید کرد: بزرگترین شاغول مردم سالاری، عدالت محوری آن است. باید صدای اکثریت فاقد قدرت، ثروت، منزلت و صدا و اطلاعات به رسمیت شناخته شود. اگر حکومتی مردم سالار باشد، باید غیرتمندانه در برابر فساد مرزبندی داشته باشد، نه سیاست های فسادزا اتخاذ کند و نه نسبت به فاسدان، نرم و لطیف برخورد کند. به دو تار موی خانمها، آنقدر غیرت می‌ورزید، اما مرکز پژوهش های مجلس گزارش می کند که فقط خلاف قانون های یک بانک خصوصی در یک دوره زمانی، در رشد پایه پولی ۵۲ درصد سهم دارد! اما باز آب از آب تکان نمی خورد!

    برای توجیه شوک به قیمت بنزین، انواع دروغ ها را پخش می کنند

    نجابت مردم، مجوز شوک‌درمانی جدید نیست / زخم‌های شوک ارزی هنوز باز است…

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه دقت و حساسیتی که ابتدای انقلاب در گزینش معلمان به کار گرفته می شد اکنون در مورد انتخاب وزرا به کار گرفته نمی شود، ادامه داد: در تمام دنیا گفته می شود کارگران تولید صنعتی، شرافتمندترین انسان های روی زمین هستند. شما کارگرها را به اعتراض وادار کردید! چرا از این نشانه ها به هوش نمی آیید!؟ این وضعیت پیوندی با منافع خارجی ها دارد. مردم نجیبند و تا آنجا که در توانشان باشد فشارها را تحمل می‌کنند، اما اگر کسی الفبای عدالت را بفهمد، می داند که وقتی طبق گزارش‌های رسمی، برجسته ترین گروه پرکار این جامعه گروه سنی بالای ۶۵ سال است، چقدر شرم آور است.

    مافیای رسانه ای تعیین می کند که مساله اصلی کشور چیست

    به گفته مومنی؛ تعجب آور است که نظام تصمیم‌گیری‌های ما تا این میزان تحت تاثیر مافیای رسانه‌ای است. آنها هستند که تعیین می کنند مساله اصلی کشور چیست و اکنون هم بر قیمت بنزین متمرکز شده اند، چون اینها منافع مافیاها را تامین می کند، ولو اینکه لطمه‌های شدید به زندگی فرودستان وارد آورد. آنها که کار جدی درباره مفهوم مردم سالاری کردند می گویند حواستان باشد که پایداری دموکراسی به عدالت اجتماعی وابسته است، نه به بنیادگرایی بازار. بین عدالت اجتماعی و مردم سالاری در هم تنیدگی و هم راستایی تمام عیار وجود دارد. یک نظام مردم سالار به خواسته‌ها و مطالبات و نیازهای اکثریت جمعیت باید توجه بایسته کند و ما اکنون در کادر شوک درمانی منافع اکثریت جمعیت را قربانی یک مشت مثلا تاجرباشی و رانت خوار و رباخوار و قاچاقچی کردیم.

    ابزار مقابله با قاچاق این نیست که ۸۵ میلیون نفر را تنبیه کنید! / به اسم اینکه می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند!

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: هر وقت می خواهند شوک درمانی کنند، هیچ بهانه دیگری که پیدا نمی‌کنند، می‌گویند قاچاق زیاد است! ابزار مقابله با قاچاق این نیست که ۸۵ میلیون نفر را تنبیه کنید! ببینید چرا تمام گزارش‌های رسمی می گویند بیش از ۹۰ درصد قاچاق از مبادی رسمی صورت می‌پذیرد!؟ با کانون اصلی مشکل برخورد کنید. به اسم اینکه ما می‌خواهیم با قاچاق مبارزه کنیم شوک قیمتی وارد می‌کنند!

    می گویید چون اجناس ارزان است، قاچاق می شوند، سهم دستمزد را زیاد کنید تا کالاها گران تر شوند

    وی ادامه داد: شما می گویید که مثلا قاچاق صورت می گیرد، چون اجناس قاچاق در ایران ارزانتر است، تمام مطالعه ها می گوید وحشتناک‌ترین استثمارها در ایران در حق نیروی کار صورت می‌پذیرد. خب در آن اقلامی که قاچاق می شود سهم حقوق و دستمزد را در ساختار هزینه بنگاه هایش سه برابر کنید. چطور اکنون می گویید خط فقر رسما اعلام شده نزدیک به ۲ برابر حداقل دستمزد است. چطور این برایتان شرم آور نیست!؟ اگر قیمت پایین محصولات رانتی – معدنی و نفتی و گازی نیروی محرکه قاچاق است، اگر واقعا صادق هستید، قیمت مزد را بالاتر ببر تا آن کالا از آن طریق گران‌تر شود و انگیزه قاچاق هم از بین برود و نیروی کار هم مرفه تر شود. چرا فقط بلدید شوک قیمتی وارد کنید که مافیاها را چاق‌تر کنید و آنها را بیشتر به جان مردم بیندازید!؟

    به نام عدالت اجتماعی حرفهایی شرم آور می زنند که با بدیهیات اولیه عقلی مغایرت دارد

    مومنی با تاکید بر ضرورت عمیق تر به مفاهیم کلیدی، اظهارداشت: به نام عدالت اجتماعی حرفهایی می زنند که شرم آور است و با بدیهیات اولیه عقلی مغایرت دارد. می گویند سیاست اشتغال زدا و سیاست تورم زا را به نیت عدالت اجتماعی به کار می بریم. بسیار شرم آور و غم انگیز است. چقدر ما باید حواسمان پرت شده باشد که این آدرس‌های عوضی در کشورمان خریدار داشته باشد.

    وقتی به مردم سالاری پشت می کنید، کشور به سمت پس افتادگی و اضمحلال پرتاب می شود

     ادعای رسیدن به مردم سالاری با اجازه عملکرد آزاد به نیروهای بازار، دروغ پرتکرار بزرگ است

    مومنی ادعای رسیدن به مردم سالاری از مسیر اجازه عملکرد آزاد به نیروهای بازار را دروغ پرتکرار بزرگ برشمرد و یادآورشد: حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی غربی هم می گویند حواستان باشد بازار، سازوکار توانگرسالاری است، نه سازوکار مردم سالاری. بازار شما را به خودخواهی ترغیب می کند و نه به روحیه جمعی مورد نیاز برای ماندگاری دموکراسی. این تعبیر یکی از برجسته‌ترین پیامبران بازارگرایی در قرن بیستم، یعنی پل ساموئلسون است و می گوید این خیلی دروغه بزرگی است که شما بگویید ما به خاطر مردم سالاری، سراغ کالایی سازی همه چیز و بازاری سازی همه چیز می رویم. می گوید در مناسبات بازاری حق با آرای دلاری تعیین می‌شود و انسان به ماهو انسان، در چارچوب مناسبات بازاری صاحب حق شمرده نمی شود.

    علت فساد را مداخله دولت می نامند و همه را فریب می‌دهند

    این اقتصاددان با اشاره به بخشهایی از کتاب اقتصاد سیاه در ایران، نوشته دکتر علی عرب مازار یزدی، که در آن آمده حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی هم به موازات کاهش مداخله دولت و اجازه عملکرد آزادانه ی بیشتر دادن به نیروهای بازار ،بر گستره و عمق فساد افزوده می شود، توضیح داد: ایشان  در آن کتاب نشان دادند که به ویژه در ایران بعد از پایان جنگ که در کادر برنامه تعدیل ساختاری ما سراغ آزادسازی واردات و خصوصی‌سازی و شوک درمانی رفتیم، بی‌سابقه‌ترین جهش‌ها در گستره و عمق فساد رخ داده. ایشان تمام منطق ها را در آن کتاب با جزئیات توضیح دادند. اما به محض اینکه گفته می شود فساد در کشور ما زیاد است، مافیای رسانه‌ای و آلت دست‌هایشان، حتی در رسانه‌های فراگیرتر و همگانی می گویند علت این فساد به خاطر مداخله دولت است. همه را فریب می‌دهند.

    فقر و نابرابری، دوقلوی منحطی است که کیفیت دموکراسی را ساقط می‌کند

    به گفته این استاد اقتصاد؛ فقر و نابرابری، دوقلوی منحطی است که کیفیت دموکراسی را ساقط می‌کند و حکومت را به تسخیر مفت خوارها و رانت‌خوارها و رباخوارها در می آورد و به موازات اینکه ساخت سیاسی را دچار بحران می کند، با فرسایش اعتماد اجتماعی هم همراه است و ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به هم می زند. سلامت جسمی و روانی اکثریت جامعه را از بین می‌برد و تهدید می کند و اختلال‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی را هم فرسایش می دهد. از همه مهمتر اینکه همانقدر که زندگی را به کام فقرا و فرودستان تلخ می کند، زندگی را برای ثروتمندان هم ناامن می کند. یعنی در مناسباتی که فقر و نابرابری از حدودی بیشتر می شود، هیچکس احساس آرامش و امنیت نخواهد داشت.

    فرودستان ترحم و صدقه نمی‌خواهند

    مومنی گفت: امیدوارم که به اندازه اهمیتی که این کتاب دارد، برانگیزاننده گفتگوهای هرچه عمیق‌تر درباره طول و عرض این مسئله و نحوه نقش آفرینی اش در توسعه باشد و موضوع گفت وگوهای جدی کارشناسی قرار گیرد و راهی هم به گوش‌های مقامات گرامی کشورمان باز کند. کاش حداقل به اندازه اینکه به خواسته‌های مافیاها این اندازه اعتنا و اهتمام وجود دارد، به منافع فرودستان هم توجه شود. فرودستان ترحم و صدقه نمی‌خواهند. آنها می‌گویند برای مشارکت فعال و شرافتمندانه سیاسی و اقتصادی راه باز کنید، تا ما کار شرافتمندانه کنیم تا خودمان از عهده زندگی مان برآییم. اما شما از یک سو شوک درمانی می‌کنید و پدر مردم را در می آورید بعد یک باره احساساتی می شویی و مثلا دو تا کوپن هم بین آنها توزیع می کنید. این چاره کار نیست. چاره کار این است که به قول حافظ مصلحت آن است که عزیزان کار بد مطلقا نکنند.

    مهم ترین منشا قطعی های برق، شوک درمانی است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در پایان با ابراز تاسف نسبت به اینکه اکنون بیشترین تعرض‌ها به حقوق تولیدکنندگان شرافتمند و عامه مردم می شود، گفت:مهم ترین منشا قطعی های برق، شوک درمانی است. شوک درمانی ما را با بحران سرمایه گذاری در زمان مناسب روبرو کرد و اکنون اینها، همان چیزی که باعث بیچارگی ما شده را می خواهند مجددا تکرار کنند. این قطعی برق که ریشه در شوک درمانی و بی‌مبالاتی‌ها و بی‌کفایتی‌های سیاستی دارد، به وحشتناک‌ترین شکل ظلم های بزرگ به تهی دستان و تولیدکنندگان کشور  تحمیل می‌کند.

  • برخی می گویند چون حواس مردم به مذاکرات پرت است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    برخی می گویند چون حواس مردم به مذاکرات پرت است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان با تاکید بر اینکه هیچ کشوری نمی تواند جذب سرمایه خارجی با کیفیت داشته باشد، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خودش در استفاده از سرمایه های انسانی و مادی داخلی اش را نشان داده باشد، خاطرنشان کرد:در طول ۲۵۰ سال گذشته مهلک ترین ضربه ها از خارج به ایران، در زمانهایی وارد شده که قدرتهای بزرگ در شرایط منازعه هژمونیک بودند. این هم یک عبرت و هشدار بزرگ به حکومت گرامی است. در دوران منازعه هژمونیک، بدون استثنا، طرفین دعوا، بر روی اینکه ایران باید نقش نعش را بازی کند به خاطر موقعیت خاص استراتژیک و ژئواستراتژیکش، توافق داشتند. بنابراین اگر کسانی فکر می کنند که ما مثلا زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است.

    وی ضمن یادآوری اینکه در ساحت تمدن اسلامی به شکلی عالی، زنده یاد علامه طباطبایی در کتاب شریف «اصول فلسفه و روش رئالیسم» درباره این مساله که ما با تقدم امر ادراکی روبررو هستیم مباحث بسیار خارق العاده ای مطرح کردند و آقای مطهری هم بسیار عالی، آن را شرح کردند، ادامه داد: در دانش توسعه، گفته می شود برای باز کردن هر گرهی، باید دو گروه دانایی فراهم شود، گروه اول از داناییها عبارتند از شناخت بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع موجود و گام بعد شناخت بنیانهای اندیشه ای شکل دهنده وضع مطلوب است.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه با اطمینان می توان گفت که ذخیره ی دانایی موجود ایران، چه از نظر گستره و چه از نظر عمق، هنوز فراتر از حد پیچیدگی های جامعه مان است، گفت: با این حال، آنچه که نگران کننده است، این است که ما به آنچه که به علائم انگیزه کش که از سر و روی این جامعه می بارند، تن در بدهیم. علاوه بر آن اگر ساختار قدرت گرامی به بدیهیات اولیه عقلی تن در دهد، بخش بزرگی از گرفتاری های ما اصلا ایجاد نمی شود. در بحث از سرمایه گذاری هم مهم ترین بدیهی عقلی اولیه، ثبات و امنیت است. اگر ما بتوانیم حکومت گرامی را متقاعد کنیم که از بی ثبات سازی فضای کلان اقتصاد و ناامن سازی حقوق مالکیت دست بردارد، انباشت موضوعیت پیدا می کند، اما گرفتاری ما اکنون این است که چون در ایران زور رانت و فساد از زور علم و دانایی بیشتر است، و آز آنجا که ویژگی مشترک بخش بزرگی از ساختار قدرت در ایران این است که حسن نیت دارد، اما اهلیت اندیشه ای و تخصصی و تجربی ندارد، تحت تاثیر منافع رانت جویان راه نجات ایران را در شوک درمانی می بینند.

    مومنی ضمن یادآوری اینکه در تاریخ اندیشه ی اقتصادی، برای مداخله های دولت یک شرط بنیادی گذاشته شده و گفته می شود مداخله هایی مجاز است که منحصرا به ثبات بخشی اقتصاد کلان کمک کند، اظهارداشت: اگر جامعه علمی ما روی این بدیهیات اولیه عقلی تمرکز کند و از این زاویه با حکومت گرامی صحبت کند، بسیار دستاورد خواهد داشت. ببینید ما چقدر گرفتاری داریم که ۳۵ سال است که عزیزان فکر می کنند با شوک درمانی، گرهی از این اقتصاد باز می شود. طنز تلخ این است که این کارها را زیر لوای بازارگرایی انجام می دهند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شوک در میان متفکران بزرگ توسعه مذموم است؛ چرا که هر شوکی که وارد می شود آنچه که به آن شوک اصابت کرده جهت را از دست می دهد و دچار عارضه خود تخریبی و عارضه آشفتگی و آنومی می شود، گفت: یعنی در اینجا مسئله شوک ، دیگر فقط مسئله اقتصاددان ها و عالمان علوم سیاسی نیست، بلکه جامعه شناس ها روانشناسان اجتماعی و متفکران روابط بین الملل همه باید به کمک بیایند تا حکومت گرامی متوجه شود که سوراخ دعا را گم کرده و پشت به هدف ایستاده است و کسی که پشت به هدف حرکت کند، هر چه سریع تر هم برود، در واقع از هدف دورتر می شود.

     اگر می خواهید بحران سرمایه گذاری حل شود، نباید به نام دولت، سیاستهای شوک درمانی را در دستور کار قرار دهید

    مومنی اضافه کرد: اگر می خواهید بحران سرمایه گذاری حل شود، دیگر نباید به نام دولت، سیاستهای شوک درمانی را در دستور کار قرار دهید. حکومت گرامی در این زمینه با بحران یادگیری روبه رو است؛ یعنی فهم نظری و فهم تاریخی همه پیشکش! حکومت گرامی از تجربه های عملی خودش هم قادر نیست درس بگیرد. از یک سو می گویند دنبال سرمایه گذاری هستیم، از سوی دیگر هم زمزمه راه انداخته اند که گویی شوک به نرخ ارز کافی نبوده، حالا می خواهند شوک به قیمت بنزین و بقیه حامل های انرژی را هم در دستور کار قرار بدهند. در حالی که اگر شما فضای کلان را بی سواد کردید، محال است بتوانید بر بحران سرمایه گذاری غلبه کنید و مشکل تولید را حل کنید.

    تولید یعنی نظام حیات جمعی

    این اقتصاددان با بیان اینکه تولید یعنی نظام حیات جمعی و وقتی که با بی ثبات سازی پشت به تولید می کنید، یعنی کل حیات جمعی را آشفته می کنید و در این مناسبات آشفته، آنها که از آب گل آلود ماهی می گیرند، مولدها نیستند و در درجه اول مافیای واردات است، اظهارداشت: ببینید چقدر طنز تلخی می شود که در مقام شعار، ژست بگیرید و حرفهای رادیکال ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی بزنید، بعد خودت با بی ثبات سازی اقتصاد کلان، ریشه تولید را در این کشور بسوزانید و ما را به اسارت اراده خارجی ها درآورید و تمام ظرفیت های شغلی کشورمان را تقدیم آنها کنید.  این همه منابع انسانی و مادی بین نسلی کشور صرف تربیت کارشناس می شود اما چون مشاغلی که حق اینها است را به خارجی ها تقدیم می کنید، با بلاهت و نادانی آنها را سرخورده می کنید یا در داخل با افسردگی و عوارض آن درگیر می شوند یا اینکه آنها را دو دستی تقدیم همانهایی می کنید که در تبلیغات رسمی به آنها استکبار جهان می گویید.

     ساختار تصمیم گیری دراثر شوکهای پی درپی بیرونی وداخلی تشخیص جهت را از دست داده

    مومنی با بیان اینکه ساختار تصمیم گیری در اثر شوکهای پی در پی بیرونی و داخلی جهت را از دست داده و گیچ شده است، اضافه کرد: ما اکنون گرفتار یک مافیای جریان ساز در ساحت اندیشه هستیم که نظام تصمیم گیری های اساسی ما را گیج کرده و آنها را از کانال خو گرفتگی به شوک درمانی به تصمیم گیری ها و تخصیص منابع خود تخریب کننده وادار کرده است.

    شکاف وحشتناک میان رشد تولید و رشد نقدینگی به دلیل عملکرد مخرب بانکهای خصوصی

    همچنین این اقتصاددان به گزارشی که کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ به مناسبت بیست سال فعالیت بانک های خصوصی در ایران منتشر کرد اشاره کرد که در آن عنوان شده از نقطه عطف سال ۱۳۸۰ که بانک های خصوصی سر وکله شان در ایران پیدا شده تا پایان ۱۳۹۹، یعنی در یک دوره ۲۰ ساله، رشد تولید ۳۶ درصد بوده رشد نقدینگی در همین دوره ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد بوده است. ببینید چه شکافی است!

    به عنوان خصوصی سازی، اختصاصی سازی دارایی های بین نسلی را همراه با فسادهای گسترده در این جامعه پدیدار کردید

    مومنی ادامه داد: شما با مناسباتی دارید حرکت می کنید که یک وجهش شوک درمانی است و وجه دیگرش این است که به عنوان خصوصی سازی، اختصاصی سازی دارایی های بین نسلی را همراه با فسادهای گسترده در این جامعه پدیدار کردید. بخش دیگرش این ست که به اسم آزادسازی تجاری، آزادسازی واردات را در دستور کار قرار دادید و هر کدام از اینها واقعا دریایی از شگفتی دارد. در جامعه ای که شکاف بین عرضه کل و تقاضای کلش این گونه به طرز وحشتناک در حال بالا رفتن است، علی رغم آن ژست ضدسلطه ای، در واقع مطالبه سلطه خارجی ها را می کنید! نزدیک به سه، چهارم تا چهار، پنجم این نقدینگی سپرده های سرمایه گذاری و یک درصد سپرده گذاران، مالک ۷۴درصد سپرده ها هستند! ببینید برای یک جامعه ای که ژست عدالت می گیرد، چقدر شرم اور که در توزیع امکانات از دریچه ساختار نقدینگی اش، بساطی از نابرابری پدیدار می کند که هزاران رحمت به آنها که اسمشان سرمایه داری است.

    وی با بیان اینکه بخش اعظم این نقدینگی ارز طلب است و مطالبه وابستگی به دنیای خارج می کند و آنها که مایل به خرید محصولات ایرانی هستند قادر به خریدش نیستند و آنها که قادر به خرید محصولات ایرانی هستند مایل نیستند و کالاهای خارجی می خواهند، تصریح کرد: تمام متفکران بزرگ توسعه می گویند در شرایط نابرابری های شدید، کارکرد سیستم قیمت ها دچار اختلال می شود و شما به جای بازارهای رقابتی اعتلابخش با بازارهای فاجعه ساز روبرو می شوید که در آنجا قیمت برخی از کالاها اگر شوکهای قیمتی چند ۱۰ برابری هم پیدا کند باز متقاضی دارد. برای بسیار دارایان عمدتا غیرمولد، مصرف کالاهای خارجی ارزش فی نفسه دارد، یعنی آنجا دیگر قیمت مطرح نیست و نفس مصرف خارجی برای اینها تشخص ایجاد می کند.

    تا زمانی که بانک های خصوصی متوقف نشوند محال است اقتصاد ایران روی خوش ببیند

    مومنی با تاکید بر اینکه تا زمانی که بانک های خصوصی در ایران متوقف نشوند یا تحت کنترل درنیایند، محال است اقتصاد ایران روی خوش ببیند و تولید ریشه دار و انگیزه های سرمایه گذاری تولیدی ایجاد شود، گفت: استاد ارجمند آقای دکتر عباس شاکری، می گوید از وقتی بانکهای خصوصی در ایران ایجاد شدند، مسئله فقط جهش قدر مطلق تقاضای کل نیست، آنها کیفیت نقدینگی را هم به ابتذال و انحطاط کشاندند. یعنی نقدینگی نه تنها تمایل به سمت گیری به سمت تولید ندارد، بلکه تا می تواند، از طریق رونق بخشی به واردات در این کشور علیه تولید نقش ایفا می کند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه تقریبا اندکی کمتر از دو سوم ظرفیت های تولیدی تولیدکنندگان ایران بلااستفاده است، خاطرنشان کرد: مد شده که می گویند استکبار جهانی در مشکلات نقش دارد، در حالی که شما با این گم کردن راه از طریق اعتیاد به شوک درمانی، اصلا راضی به زحمت خارجی ها نیستید، شما خودتان شیرین کاری هایی می کنید که اصلا نوبت به دیگری نمی دهید. نزدیک دو، سوم ظرفیت های تولیدی در ایران بلااستفاده است.

    برای اولین بار در تاریخ کشور، حجم نقدینگی بیش از صدبرابر شده

    مومنی با بیان اینکه تولیدکننده های ایران از ۴۰ درصد ظرفیتشان استفاده می کنند با این وجود، بحران کلیدی آنها، بحران جهشهای فزاینده در موجودی انبار شدیم که به این معنا است که آنها که مایل هستند این محصولات را مصرف کنند، قادر نیستند آنها را تهیه کنند به این دلیل که مناسبات شوک درمانی و رانت محوری فسادزا و نابرابری گستر است، اظهارداشت: از سال ۸۰ تا سال ۹۹ و در این ۲۰ ساله، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی کشور، حجم نقدینگی بیش از صدبرابر شده. شما این مناسبات را تشویق می کنید. اینها که چنین هیولاهایی شده اند، روشن است که می توانند آدم استخدام کنند و آدرسهای غلط بدهند و با رایج کردن دورغ، همه را دچار تحیر و گیجی کنند.

    با خارج کردن نیروهای سالم، عملا میدان را برای ترک تازی مافیاها بازتر می کنند

    این اقتصاددان اضافه کرد: برخی با ژست افسردگی گرفتن و مایوس شدن، مثلا از خود رفع مسئولیت می کنند، در حالی که باید به آنها گفت عزیزم! به جای این اداها، حق جامعه بر داناییان این است که کانونهای اصلی مشکل را شناسایی کنند و برای برون رفت، راه نشان دهند، در غیر این صورت که به اسم افسرده شدن، عزیزان ژست رادیکال می گیرند و می گویند هیچ فایده ای ندارد. در حالی که با خارج کردن نیروهای سالم، عملا میدان را برای ترک تازی مافیاها بازتر می کنند. از این نظر، همه ما به امر به معروف و نهی از منکر و توصیه متقابل به حق و صبر نیاز داریم.

    نفس اینکه ما با یک کشورهایی رابطه برقرار کنیم، گره گشا نیست

    مومنی ادامه داد: اکنون به کرات این ایده مطرح می شود که نفس اینکه ما با یک کشورهایی رابطه برقرار کنیم، گره گشاست! گویا این بحران یادگیری گریبان همه مان را گرفته است! ما از شدت هم پیوندی با آنها ۴۵ سال پیش حالمان به هم خورد، یادتان رفته!؟ کار جان فوران و مارک گازیورفسکی را نگاه کنید. گازیوروفسکی پدیده دست نشاندگی حکومت پهلوی به آمریکایی ها را صورت بندی مفهومی و نظری کرد و برای آن شاخص ارائه کرد. او گفت ریشه انقلاب اسلامی این بود که شدت دست نشاندگی از حدود قابل هضم این جامعه عبور کرده بود. معنای آن این است که نه نوکر کسی باشید و نه دنبال تنش زایی در مناسبات بین المللی بروید، بلکه باید درک عالمانه ای از منافع ملی پیدا کرد و به لوازمش هم تن در داد.

     ابتدا باید صلاحیت های خود را در استفاده کارآمد از سرمایه های داخلی نشان دهیم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه در طول تاریخ بشر هیچ جامعه ای نتوانسته تجربه موفقیت آمیز استفاده از سرمایه خارجی داشته باشه مگر اینکه ابتدا صلاحیت های خودش را در استفاده کارآمد و خردوزانه از سرمایه های انسانی و مادی داخلی نشان داده باشد، خاطرنشان کرد: اگر این گونه نباید، روشن است که از سرمایه خارجی همان گونه استفاده می شود که در دوره قاجاریه و پهلوی شد و ایران را در آن نابسامانی و تزلزل و بی ثباتی سیستم به گروگان گرفت. من تجربه جذب سرمایه خارجی در ایران را از دوره ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ انتخاب کردم، دوره ای که حکومت ایران در قله تاریخی درامدهای ارزی کشور تا آن زمان قرار داشت است. آنها آنقدر ارز در اختیار داشتند که می توانستند با یک قدرت چانه زنی سطح بالا با طرفهای خارجی مذاکره کنند و تن تحمیل های آنها ندهند. نکته دوم این است که آنها در عین اینکه که در بالاترین سطح از نظر دسترسی به درآمد ارزی روبرو بودند، در قله هم پیوندی با آمریکا هم بودند و پیوندهای استراتژیک بین ایران و آمریکا، فراتر از اسرائیل بود.

    به دروغ می گویند شاه قهرمان ضد استعماری بود و آمریکا کنارش زد

    وی ادامه داد: اکنون به گونه ای جلوه می دهند که محمد رضا شاه قهرمان ضد استعماری بود که آمریکایی ها کنارش زدند، در حالی که وقتی کشتار را شروع کرد، کارتر به ایران آمد و از ایران به عنوان جزیره امن این منطقه اعلام پشتیبانی کرد. ببینید ما چقدر در اسارت تاریخ سازی های جعلی و اندیشه سازی های جعلی معطوف به منافع بیرونی و معطوف به ضدتوسعه در ایران هستیم و این هم حیطه بسیار خطیری برای دانایان و مسئولیت بسیار بزرگی است که ما به سهولت به این جریان سازی های عجیب و غریب تن در ندهیم.

    مومنی ضمن تشریح ترکیب ۹۷۲ شرکتی که در آن دوره در ایران به ثبت رسیده اند، گفت: از این ۹۷۲ شرکت، ۳۷۱ شرکت رشته فعالیتش مربوط به دلالی و بیمه، ۲۵۱ شرکت در زمینه بازرگانی، رستوران و هتلداری فعال بوده و ۲۰۶ شرکت هم در زمینه فعالیت های ساختمانی فعال بوده اند. پیام روشن این ترکیب این است که هیچ کشوری نمی تواند جذب سرمایه خارجی با کیفیت داشته باشد، مگر اینکه ابتدا صلاحیت خودش در استفاده از سرمایه های انسانی و مادی داخلی اش را نشان داده باشد. سرمایه گذار خارجی که عقب افتادگی ذهنی ندارد، وقتی می فهمد بازدهی اصلی در این سرزمین در حیطه تولید نیست و برای تولید انواع و اقسام گرفتاری ها، محدودیت ها و بحران ها وجود دارد، معلوم است که او هم در حیطه هایی سرمایه گذاری می کند که بازدهی بیشتر، ریسک کمتر و زحمت ناچیز داشته باشد.

    سرمایه خارجی نه شر بالذات دارد و نه خیر بالذات

    این اقتصاددان تاکید کرد: سرمایه خارجی به شرطی می تواند به اهنگ توسعه ایران کمک کند که ما تمرین کافی کرده باشیم که از سرمایه های انسانی و مادی خود خردورزانه استفاده کنیم، آنقدر باید زورمان زیاد شده باشد که بتوانیم او که انگیزه ای به توسعه ندارد و فقط نفع شخصی می خواهد را با منافع خودمان هم راستا کنیم. این مختص ایران نیست و اگر ترتیبات نهادی ما ضد تولید فناورانه باشد، نمی توانیم جذب سرمایه خارجی موفقیت امیز داشته باشیم فرصت طلب ترین فرصت طلب های خارجی اینجا می آیند و ۱۰ گونه گرفتاری دیگر به گرفتاری های قبلی اضافه می کنند. سرمایه خارجی نه شر بالذات دارد و نه خیر بالذات. این تابع صلاحیت ها و قابلیت های ما است که بتوانیم از آنها که مانند ابزار هستند درست استفاده کنیم. برای به خدمت گرفتن این ابزار صلاحیت هایی باید وجود داشته باشد. اما با این دیوان سالاری فاسد به غایت کم کیفیت و نظام تصمیم گیری های اساسی مشوق رانت، ربا و دلالی و واردات و منکوب کننده تولید، نمی توانید فناوری جذب کنید.

    اگر کسانی فکر می کنند باید زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است

    مومنی با تاکید بر ضرورت توجه به تجربه کشورهایی مانند چین، کره جنوبی، تایوان و سنگاپور، و با بیان اینکه اینها با فوت کردن و اینکه ما افتخار می دهیم شما را راه می دهیم حل نمی شود. خیلی باید پیچیدگیهای زمانه تان را درک کنید، افزود: در طول ۲۵۰ سال گذشته مهلک ترین ضربه ها از خارج به ایران، در زمانهایی وارد شده که قدرتهای بزرگ در شرایط منازعه هژمونیک بودند. این هم یک عبرت و هشدار بزرگ به حکومت گرامی است. در دوران منازعه هژمونیک، بدون استثنا، طرفین دعوا، بر روی اینکه ایران باید نقش نعش را بازی کند به خاطر موقعیت خاص استراتژیک و ژئواستراتژیکش، توافق داشتند. بنابراین اگر کسانی فکر می کنند که ما مثلا زیر عَلَم یکی برویم تا از تهاجم دیگری مصون باشیم، این یک توهم است.

    قدرتها با یکدیگر نمی جنگند بلکه با هم مچ می اندازند

    این اقتصاددان با بیان اینکه این قدرتها با یکدیگر نمی جنگند بلکه با هم مچ می اندازند، عنوان کرد: اینکه هندوانه زیر بغل کسانی می گذارند برای این است که اگر در این مچ اندازی، نیاز به قربانی شد، سر او را ببرند. از این زاویه تجربه انقلاب مشروطیت و کتاب اختناق ایران مرگان شوستر و تجربه ملی شدن نفت و برآمدن و بیرون رفتن رضاشاه را بخوانید. تمام آنها عبرت های پرشمار برای اهل خرد و دانایی دارد. در این چارچوب، دو نفر مفهوم سازی کردند که جامعه ایران حق آنها را به درستی نشناخته است؛ سید حسن مدرس و محمد مصدق. آنها کسانی بودند که فهمیدند اگر ایران بخواهد نجات پیدا کنه، فقط از جنبه سیاسی بر محور تلطیف روابط مردم با حکومتش امکان پذیر است و از جنبه اقتصادی هم طراحی یک برنامه ارتقاء بنیه تولید فناوره ضروری است.

    اینها چه کسانی هستند که می گویند چون جامعه حواسش پرت مذاکرات است، با شوک قیمتی دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟

    وی با بیان اینکه ما روزمره آدرسهای غلط و پوست خربزه دریافت می کنیم، البته وقتی آنها می توانند مثلا پوست خربزه زیر پای کسی در اندازه پوتین بیندازند که گرفتار باتلاق اوکراین شود، معلوم است که یک باره چیزهایی را هم بر سر زبان برخی حکومتگران ما می اندازند که استشمام می شود آدرس به نفع خارجی ها می دهند، ابراز عقیده کرد: عده ای، همین امروز که بدن مردم ایران هنوز از زخم شوک درمانی ۱۴۰۱ و ۱۴۰۳  التیام پیدا نکرده، راه افتاده اند و می گویند حالا که بحث از مذاکره شده، بهترین وقت است که در این شلوغی، شوک قیمتی جدیدی وارد کنیم! می گویم این نداها از حلقوم خائنان به منافع ملی ایران بیرون می آید. کیست که الفبای مذاکره رو بداند و نفهمد در شرایط مذاکره آن کشوری می تواند با عزت و قدرت چانه زنی و مذاکره کند که دل مردمش با او باشد. اینها چه کسانی هستند که می گویند چون جامعه حواسش پرت مذاکرات است، بیاییم دوباره یک زخم جدید به این جامعه بزنیم!؟ می خواهند از طریق تشدید بحران در رابطه بین مردم و حکومت در واقع ما را در ورطه های خیلی خطرناک بیندازند.

    هیچ حکومت باتدبیری در هنگامه مذاکره با حریف قدرتمند، چنگ به سر و صورت مردم خودش نمی اندازد

    مومنی تاکید کرد: هیچ حکومت باتدبیری در هنگامه مذاکره با حریف قدرتمند، چنگ به سر و صورت مردم خودش نمی اندازد. این کار قدرت چانه زنی اش را نابود می کند و نشانه های بسیار خطرناکی است که با پیوند شوم و منحوسی که بین گروه های غیرمولد در ایران با منافع خارجی ها وجود دارد، هر روز برای ما جریان سازی و ایده های مشکوک بحران آفرین عرضه می کنند.

  • آقای رئیس جمهور! خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ / از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    آقای رئیس جمهور! خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ / از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، با تاکید بر اینکه با هر متری که تحولات بازار کار در ایران را ردگیری می کنیم، واقعا علائم نگران کننده است و حکایت از سلطه مناسبات به غایت استثماری و بهره کش و علیه مردم و به نفع صاحبان سرمایه های غیرمولد است، گفت: جز استثناهای کوچک، کل ساختار نهادی ما، متمایل به بهره کشی از نیروی کار و سرویس دهی به سرمای های غیرمولد است. اینها بیماریهایی است که نمی توان آنها را با بازی قیمت حل کرد.

    وی ضمن انتقاد نسبت به اظهارات اخیر رئیس جمهور درخصوص یارانه پنهانی که دولت به بخش انرژی می دهد، اظهارداشت: اکنون دیده اند که این ادعا بی آبرو شده و برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد. در ۳۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع شرافتمندانه از نیروی کار بوده، در غیر این صورت که شوک درمانی را شما در سال چند بار انجام می دهید! اگر آسان بود چه می کردید!؟ اکنون تصمیم سخت، پایبندی به شرافت انسانی و پرهیز از استثمار نیروی کار و آشفته کردن خانوارها و کشور است. نابخردی ها در سایستگذاری، آن گونه که هست، مقابل چشم سیاستگذار قرار داده نشده و همه ما در این زمینه مسئول هستیم که آنها را آگاه کنیم که درباره چه تصمیم می گیرند.

    دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی در نشست بررسی «پیچیدگی های سیاستگذاری دستمزد در ایران و نسبت آن با توسعه ملی» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما با تقدم رتبه ای مسائل سطح توسعه، نسبت به کلان و تقدم رتبه ای مسائل سطح کلان به خرد روبرو هستیم، خاطرنشان کرد: در سرزمین گرامی ما به اعتبار ویژگی های ساختاری و نهادی اش و به اعتبار اینکه اساس مناسبات پاداش دهی به گونه ای است که عده ای هر میزان ابهام و عدم شفافیت بیشتر باشد، نفع بیشتری می برند و مقامات گرامی ما را گیج می کنند، این موضوع، بخش اعظم گرفتاریهای ما را ایجاد کرده است.

    اگر توسعه می خواهید به کرامت انسانها، ساختار انگیزشی و حداقل نیازهای آنها اهمیت دهید

    وی با تاکید بر اینکه از آنجا که بخش بزرگی از تصمیم گیران ما از دانش تخصصی اقتصاد برخوردار نیستند، برای اینکه دچار این گیج شدگی ها نشوند، باید ابتدا به همه مسائل از سطح توسعه نگاه کنند، افزود: در نگاه سطح توسعه، وقتی بحث از دستمزد و منطق هایش مطرح می شود، گفته می شود در توسعه یک اصل موضوعه وجود دارد و بر اساس آن، انسان و انسانها هدف اصلی برنامه های توسعه و مهمترین ابزار تحقق اهداف توسعه هستند، بنابراین اگر توسعه می خواهید به کرامت انسانها و ساختار انگیزشی و حداقل نیازهای آنها اهمیت دهید، اگر این کار را نکردید، در بلندمدت همه ما باخته ایم. در نگاه سطح توسعه، انسانها شاقول هستند و در اجرای هر سیاستی باید دید آن موضوع چه بر سر اوضاع و احوال معیشت و سلامت و آموزش و عزت نفس انسانها می آورد و اگر آن سیاست، این موضوعات را خدشه دار می کند، نباید آن را اجرا کرد.

    این اقتصاددان ضمن انتقاد به اظهارات رئیس جمهور در خصوص ضرورت انجام برخی اصلاحات درباره قیمت حاملهای انرژی، ابراز عقیده کرد: اظهارات آقای پزشکیان بسیار سست و بی بنیاد بود، به این دلیل که این عزیزان را و لو اینکه بسیار هم حسن نیت داشته باشند، با متنوع و متفاوت حرف زدن، گیج می کنند. هر کدام از آن حرفها تابع فروض و شروطی است که این فروض و شروط را به ایشان نمی گویند و ایشان سوراخ دعا را گم کرده است. خداوند به ایشان توفیق داده در زمینه این نوع مسائل، در همین چند ماه گذشته بسیار توفیق و موفقیت داشته است! به همین دلیل صمیمانه و مشفقانه دائما به ایشان تذکر می دهم که گوش و وقتت را در اختیار هر کسی نگذار. در غیر این صورت همه ما ضرر می کنیم و از همه بیشتر، خود ایشان ضرر می کند.

    دستمزد، یکی از بزرگترین نیروهای برانگیزاننده نوآوریهای فناورانه است

    مومنی ضمن اشاره به بخشهایی از مقاله « ژوزف استیگلیتز» که در آن نسبت به این نگاه که انسان هم یکی از عوامل در میان مجموعه عوامل تولید و با آنها همگن است و می توان این عامل را هم جابجا کرد انتقاد شده، اظهارداشت: او تاکید دارد که شما در اینجا انسان را هم تراز با چوب و آهن در نظر می گیرید و به طعنه و استهزا، تفاوتهای انسان و چوب را برشمرده بود و طرز نگاه به مساله دستمزد را یکی از بزرگترین تجلی گاه های این تفاوتها عنوان کرده بود. در تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود دستمزد، یکی از بزرگترین نیروهای برانگیزاننده نوآوریهای فناورانه است.

    ستون فقرات استقلال، انسانهای تولیدکننده هستند و نباید به آنها جفا کرد

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه یکی از مهمترین عوامل توضیح دهنده پیشگام شدن انگلستان در انقلاب صنعتی این بود که انگلستان بالاترین سطح دستمزدها را پرداخت می کرد، بنابراین در آنجا بالاترین سطح انگیزه برای نوآوریهای فناورانه پدیدار شد، گفت: حتی رابرت آلن در کتاب درخشان «معمای توسعه» می گوید به همان اندازه که دستمزد بالا، نیروی محرکه نوآوری فناورانه بوده، انرژی ارزان هم همین نقش را بازی می کرده است. حالا هدفگذاری های حکومت گرامی ما را نگاه کنید تا ببینید چه خبر است! از آن بالاتر و حیاتی تر، مطالعه های جدیدی است که در این زمینه وجود دارد. که در آن می گوید هیچ عنصری در میان سیاستهای دولت، برای رفع فقر و کاهش نابرابریهای ناموجه به اندازه کیفیت اشتغال و سطح دستمزد پرداختی، اثر تعیین کننده ندارد. ستون فقرات استقلال، انسانهای تولیدکننده هستند و بنابراین نباید به آنها جفا کرد.

    مومنی خاطرنشان کرد: «مایکل پورتر» می گوید در کشورهای در حال توسعه، می خواهند مزیت رقابتی را از طریق کاهش سهم نیروی کار جستجو کنند. در حالی که اگر این کار را کردید، آنچه که می فروشید ، محصولا صادراتی تان نیست، بلکه فقر فروشی است و به بهای فقیرکردن مردمتان، جنسی را صادر می کنید و به حکومتگرانمان می گوییم شما متوجه می شوید که چه رابطه ای میان فقر و کفر وجود دارد!؟ شما از یک سو نیروی کارتان را استثمار می کنید و از سوی دیگر مرتب بودجه نهادهای موعظه گر را بالا می برید، اما به جای اینکه موعظه ها موثر شود، نفرت از موعظه پدیدار می کند. ببینید نگاه از سطح توسعه چه دریافتهایی به ما می دهد!؟

    فکر آقای رئیس جمهور گرامی را با تفاوت قیمتها مشغول کرده اند

    وی با بیان اینکه فکر آقای رئیس جمهور گرامی را با تفاوت قیمتها مشغول کرده اند و به او نمی گویند که ماجرا بسیار فراتر از اینها است، او را گیج کرده و به سیاستگذاری اقتصادی نادرست انداخته اند، افزود: از دریچه تحلیلهای سطح توسعه، گفته می شود که حیاتی ترین کوشش معرفتی باید مصروف این شود که دورهای باطل اصلی بازتولیدکننده توسعه نیافتگی شناسایی شود. مطالعه های جدید مرتبا می گویند یکی از مهمترین دورهای باطل بازتولیدکننده توسعه نیافتگی در کشورهای در حال توسعه، سقوط نسبی دستمزدها چه در ارتباط با بهره وری نیروی کار و چه در ارتباط با دستمزدهای پرداختی در سایر کشورها است. هیچ عنصری از نظر انگیزشی، برای خروج سرمایه های انسانی از یک کشور، به اندازه پرداخت دستمزد ناچیز نقش آفرینی نمی کند. این دور باطل، انبوهی از به هم ریختگی ها را از جمله صرف نظر کردن مردم از علایق وطنی شان و خروج از کشور ایجاد می کند.

    مومنی ادامه داد: وقتی با دستمزد پایین و استثمار نیروی کار، آنها را فراری می دهید، بخش مهمی از اینها که فراری می شوند، باکیفیت نیروهای کشور بوده اند. بعد آنها را به آنجا فراری می دهید که در تبلیغات رسمی تان به آنها استکبار جهانی می گویید. باید این عزیزان را دعوت کرد که از هر کس که آنها را به اجرای سیاستهای عجیب و غریب ترغیب می کند، تبیینهای سطح توسعه بخواهند. یقین دارم اگر این گونه شود، امکان ندارد حکومتگران گرامی ما به شوک درمانی تن دهند. بسیار تلخ و دردناک است که بی سابقه ترین سطح فقر، فلاکت، وابستگی ذلت آور به دنیای خارج و نابرابریهای ناموجه و بی اعتمادی به حکومت در اثر شوک درمانی ایجاد می شود و بعد در سازه ذهنی بعض از حکومتگران، آنها که می گویند شوک درمانی انجام ندهید، تبدیل به عنصر نامطلوب می شوند. کاش می توانستیم به حکومتگران گرامی بفهمانیم که سیاست تورم زا، همه قراردادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را متزلزل می کند.

    متاسفانه دولت با انحراف از نگاه سطح توسعه،تبدیل به کاسب بنگاه دار شده

    وی با بیان اینکه بستر تورمی فاجعه آمیزترین سرقتها را از شریف ترین آدمها در دستور کار قرار می دهد، افزود: چون از نگاه از سطح توسعه منحرف شده اند، تحت الشعاع این قرار گرفته اند که مرتب بگویند بنزین برای من فلان قدر تمام شده، چرا من با این قیمت بفروشم!؟ متاسفانه تبدیل به کاسب بنگاه دار شده اند. شما با همه حقوقی که مردم بر شما دارند و همه حقوقی که شما می توانید بر مردم داشته باشید، حاکم هستید، مساله را می خواهید چرتکه ای حل کنید!؟ نمی شود.

    خوگرفتن به شوک درمانی، بازار کار را دچار انبوه آشفتگی ها کرده

    مومنی ضمن اشاره به داده های سرشماری سال ۱۳۹۵ که به گفته او، «آه از نهاد بر می آورد»، گفت: این داده ها می گوید خوگرفتن حکومت به شوک درمانی، بازار کار ایران را دچار انبوه آشفتگی ها کرده است. اگر حکومت ما می توانست هزینه های شوک درمانی را از این زاویه ها متوجه شود، انشالله که به چنین چیزهایی تن نمی داد. این داده ها می گویند شغل ۷۰درصد جمعیت شاغل ایران با رشته تحصیلی شان تناسبی ندارد. در برخی از مشاغل، این عدم تناسب حتی از ۹۰ درصد هم عبور کرده است. یعنی ما یک عده ای از تحصیل کرده ها را به خارج از کشور فراری می دهیم و از آنها که مانده اند این گونه استفاده می کنیم! شما متوجه می شوید که هزینه این کارها برای امروز و فردای کشور چیست و چگونه تیشه به ریشه کشور زده می شود!؟ اینها از درون شوک درمانی بیرون می آید. این گزارش می گوید یکی از گران ترین زمینه های تربیت متخصص در ایران، متخصصان کشاورزی و صنعتی هستند، اما عدم تطابق زمینه تحصیلی با شغل در بخش کشاورزی، حدود ۸۶ درصد است! نسبت ها را ببینید!

    با پدیده حاد پرکاری جمعیت بالای ۶۵ سال روبرو هستیم

    آن کس که از سن کارش هم گذشته اگر بخواهد آبرومند زندگی کند باید بیشتر از جوانان کار کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه ما در بازار کار با پدیده حاد پرکاری جمعیت بالای ۶۵ سال روبرو هستیم به این معنا که آن کس که از سن کارش هم گذشته اگر بخواهد آبرومند زندگی کند باید بیشتر از جوانان کار کند، اظهارداشت: آیا مردم ایران این گونه عزت و کرامت پیدا می کنند!؟ همه اینها به این دلیل است که آلت دست منافع مافیاها می شوند و تصور می کنند که راه نجات ایران از مسیر شوک درمانی و استثمار نیروی کار عبور می کند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ضمن اشاره به ایرادات جدی که به گزارشهای رسمی از آمار اشتغال و بیکاری در کشور منتشر می شود و با کم برآوردیهایی همراه است، گفت: مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی عنوان کرد که بیشتر شاغلین فقیر هستند و کسی که شاغل است نمی تواند از عهده حداقل معیشتش برآید، اما ما در گزارشها از ثبت میزان اشتغال و بیکاری، کسی که دو ساعت قبل از گزارش گیری کار کرده بود را بیکار درنظر نمی گیریم! این قدر ابعاد مساله قابل اعتنا است. گزارشهای رسمی مرکز آمار می گوید تازه کمتر از یک چهارم آن جمعیتی که ما به آنها جمعیت شاغل می گوییم، شغل ۴۱ ساعت در هفته دارند، بقیه کمتر هستند.

    برای توجیه استثمار نیروی کار، فریبکاری هایی می کنند

    مومنی با بیان اینکه برای توجیه استثمار نیروی کار، فریبکاری هایی می کنند، گفت: یکی از این فریبکاری ها این است که اگر قیمت ارز جهش پیدا کرد، مارپیچ تورمی ایجاد نمی کند! اگر نرخ بهره، بیش از ۱۰ برابر نرخ بهره کشورهای همجوار باشد، مارپیچ تورمی ایجاد نمی کند اما اگر بخش بیشتری از قدرت از دست رفته نیروی کار را جبران کنید، خطر مارپیچ تورمی پیش می آید! از درون این ادعاها این بیرون می آید که سرمایه سالاری وحشی، رانتی و ربوی، در قاعده گذاری های اقتصادی این کشور، حرف اول را می زند. بعد ببینید چقدر غم انگیز است که عده ای با حسن نیت می گویند ما عدالت را دوست داریم!

    علائم تحولات در بازار کار ایران، نگران کننده است

    وی تاکید کرد: با هر متری که تحولات بازار کار در ایران را ردگیری می کنیم، واقعا علائم نگران کننده است و حکایت از سلطه مناسبات به غایت استثماری و بهره کش و علیه مردم و به نفع صاحبان سرمایه های غیرمولد است. جز استثناهای کوچک، کل ساختار نهادی ما، متمایل به بهره کشی از نیروی کار و سرویس دهی به سرمایه های غیرمولد است. اینها بیماریهایی است که نمی توان آنها را با بازی قیمت حل کرد.

    مومنی با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی توسعه گفته می شود مساله ساختاری، راه حل ساختاری می خواهد، توضیح داد: وقتی شما با انبوهی از مساله های ساختاری روبرو هستید، چطور متوجه نمی شوید که بازی با قیمتهای کلیدی نمی تواند مساله را حل کند.

    با شکاف بهره وری و دستمزد روبرو هستیم

    هشدار نسبت به روند شدید نزولی سهم دستمزد و حقوق در ساختار هزینه های بنگاه های اقتصادی

    وی با بیان اینکه ما با شکاف بهره وری و دستمزد روبرو هستیم، به روند شدید نزولی مربوط به سهم دستمزد و حقوق در ساختار هزینه های بنگاه های اقتصادی اشاره کرد و گفت: روند تحولات ارزش دلاری دستمزدهای اسمی در ایران، به خوبی نشان می دهد که چه بر سر آینده کشور می آورند! از این زاویه، اصل ماجرای مناسبات استثماری را می توان بهتر درک کرد.

     از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها با سیاست تورم زا، لذت نبرید

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در ایران، هر میزان عمق ساخت داخل بنگاه های تولیدی کاهش پیدا می کند، و به نام تولید فریبکارانه، خام فروشی و مونتاژکاریهای مشکوک جریان داشته باشد، سهم دستمزد به کل هزینه های بنگاه سقوط بیشتر نشان می دهد. یعنی در رانتی معدنی ها و مونتاژکارها مساله استثمار نیروی کار، ابعاد بسیار تکان دهنده ای دارد. اگر یک درس بزرگ بخواهیم به حکومتگران گرامی هدیه کنیم این است که مساله دستمزد را به عنوان شاقول استقلال ملی و شاقول عدالت اجتماعی و توسعه ببین و از استثمار نیروی کار و جیب بری از آنها از طریق سیاست تورم زا، لذت نبر.

    برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد! / در ۶۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع از نیروی کار بوده

    وی ضمن انتقاد از سخنان رئیس جمهور درخصوص حذف یارانه ها، با بیان اینکه خدا رحم کرد که قول دادید شوک درمانی نمی کنید، اگر قول نداده بودید چه می کردید!؟ یادآورشد: از سال ۱۳۶۹ تا کنون هر بار می خواهند شوک درمانی ایجاد کنند می گویند اکنون دیگر وقت جراحی است! بعد می خواهند ذهن سیاستگذار با حسن نیت اما فاقد صلاحیت تخصصی را توجیه کنند می گویند جراحی خون ریزی دارد! آیا اینکه آدمی که خودت با سیاستهای استثماری، کارد به استخوانش رساندید و به فلاکت انداختید، را تنبیه کنید، طبیعی است!؟ اسمش پیچ خطرناک و جراحی بزرگ است!؟ اکنون دیده اند که این ادعا بی آبرو شده و برای توجیه شوک درمانی می گویند حکومت در برابر یک تصمیم سخت قرار دارد. در ۳۵ سال گذشته، تصمیم سخت، دفاع شرافتمندانه از نیروی کار بوده، در غیر این صورت که شوک درمانی را شما در سال چند بار انجام می دهید! اگر آسان بود چه می کردید!؟ اکنون تصمیم سخت، پایبندی به شرافت انسانی و پرهیز از استثمار نیروی کار و آشفته کردن خانوارها و کشور است. نابخردی ها در سیاستگذاری، آن گونه که هست، مقابل چشم سیاستگذار قرار داده نشده و همه ما در این زمینه مسئول هستیم که آنها را آگاه کنیم که درباره چه تصمیم می گیرند.

    به خودتان بیایید و بازنگری کنید

    این اقتصاددان اظهارداشت: استقلال ملی، عدالت اجتماعی و عزت نفس مردم از طریق ساختار نهادی مشوق تولید فناورانه بیشتر می شود. وقتی گزارشهای تحریم کننده ها و خصوصا آمریکایی ها می گوید ما بررسی کردیم اگر می خواهیم کمر اینها را بشکنیم، باید سیاستهای آنها را به سمت اجرای سیاستهای تورم زا و اشتغال زدا ببریم. چگونه است که شما با استکبار جهانی این میزان هم راستا شده اید!؟ از این زاویه حداقل به خودتان بیایید و بازنگری کنید.

    در شرایط جنگی و در دوره مهندس موسوی، بیش از ۹۰ درصد شاغلان ایران اشتغال رسمی داشتند

    مومنی با یادآوری اینکه در شرایط جنگی و در دوره مهندس موسوی، بیش از ۹۰ درصد شاغلان ایران اشتغال رسمی داشتند، اظهارداشت: اشتغال یک متغیر سیستمی است و انسان هدف برنامه های توسعه است، بنابراین تصمیم گیری درباره دستمزد عادلانه، یکی از مهم ترین و خطیرترین تصمیمات است. درباره تصمیم گیری خطیر درخصوص دستمزد، جدی فکر کنید. با بساطی که با شوک درمانی ایجاد کردند، حتی بر اساس گزارشهای رسمی، سهم و وزن اشتغال غیررسمی از سهم و وزن اشغال رسمی بالاتر است. یعنی حتی این دستمزد استثماری که تصویب می کنید، ممکن است به بیش از ۵۰درصد شاغلان این کشور اصابت نکند و هیچ عنصری در تشویق به غیررسمی سازی بازار کار، به اندازه شوک درمانی نقش نداشته است.

  • کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند / مصرف برنج، نسبت به سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / کارد دارد به استخوان اکثریت قاطع جامعه می رسد

    کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند / مصرف برنج، نسبت به سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / کارد دارد به استخوان اکثریت قاطع جامعه می رسد

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست «شوک درمانی، سیاستهای تورم زا و چالشهای پایداری اقتصادی – اجتماعی و محیط زیستی کشور» در موسسه مطالعات دین و اقتصاد، با تاکید بر اینکه یکی از دشواریهای بسیار بزرگ نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع در سرزمین گرامی ما، بحران بسیار شدیدی است که در زمینه یادگیری در نظام تصمیم گیریهای اساسی اقتصادی وجود دارد، تصریح کرد: در این بحران یادگیری، مساله این است که تکرار تجربه های بارها شکست خورده، این گمان را پدید می آورد که گویی نظام تصمیم گیری اساسی کشور، نه چندان استدلال به کارش می آید و برای آنها مطالبه مبنا کردن به لحاظ تئوریک قیدی ایجاد نمی کند و گویی حتی تجربه های عملی هم خواه در دیگر نقاط دنیا و خواه در همین سرزمین گرامی، بازدارنده عزیزان در اتخاذ سیاستهای نادرست و اصرار بر آنها نیست.

    باید بر آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی سیاستهای تورم زا و مبتنی بر شوکهای قیمتی تمرکز کنیم

    وی افزود: در نگاه اول، از جنبه شخصی، پدیده بسیار شگفت انگیزی است که چگونه می شود که سیاستی که بارها تجربه شده و همواره هم شکست خورده، اما باز هم برای اجرای آن اصرارهای غیرمتعارف مشاهده می شود. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم کمک کنیم نظام تصمیم گیریهای اساسی کشور به سطحی از آگاهی و هوشیاری دست یابد، توجه به این مساله، می تواند روزنه ای برای کمک ایجاد کند. باید بر آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی سیاستهای تورم زا و مبتنی بر شوکهای قیمتی تمرکز کنیم.

    با اجرای لایحه بودجه، قیمت تجهیزات پزشکی، سال آینده ۹ برابر می شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به داده هایی که در هفته های اخیر، توسط مسئولان رسمی کشور انتشار پیدا کرده است، توضیح داد: برای نمونه، در یکی ، دو هفته اخیر، مسئولان پرشماری در حیطه سلامت کشور این بحث را مطرح کرده اند که اگر سیاستهای مندرج در لایحه بودجه کشور در زمینه تغییرات چند لایه افزایشی در نرخ ارز اعمال شود برآورد شده به طور متوسط، قیمت تجهیزات پزشکی، به طور متوسط در سال آینده نسبت به سال جاری، ۹ برابر خواهد شد. معنا و دلالتهای این موضوع، ناظر بر این است که اگر آنچه که در لایحه بودجه ۱۴۰۴ درنظر گرفته شده، عملیاتی شود ، «اِستِنت گذاری قلب» (فنر زدن قلب)، که امسال با یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در دسترس بیماران قلبی قرار می گیرد، سال آینده به رقمی بالغ بر ۱۶ میلیون و ۴۸۸ هزارتومان ارتقا پیدا خواهد کرد. قیمت پروتز زانو، از ۱۷ میلیون تومان کنونی، به رقمی بالغ بر ۱۵۵ میلیون تومان افزایش پیدا خواهد کرد.

    میزان پرداخت از جیب، برای بیماران به حدود ۷۰ درصد رسیده

    مومنی افزود: عمل آب مروارید از حدود ۷۰۰ هزارتومان در سال جاری به حدود ۶ میلیون و ۴۰۰ هزارتومان در سال آینده افزایش یابد. قیمت سمعک از حدود ۲٫۵ میلیون تومان در سال جاری به رقمی حدود ۲۲ میلیون و ۹۰۰ هزارتومان افزایش خواهد یافت. اینها مواردی است که بیشتر مبتلابه عموم مردم و به ویژه گروه های کم درآمد جامعه است و پرسش اینجا است که آیا این مسائل، حسی در تدوین کنندگان این نوع سیاستها ایجاد می کند، یا خیر!؟ یک دستگاه رسمی گزارش کرده که میزان پرداخت از جیب، برای بیماران از کل هزینه های درمان، به حدود ۷۰ درصد رسیده است. هنوز این لایحه اجرا نشده، ما در بعضی از شهرها در چنین وضعیتی قرار داریم و معنای این ۷۰ درصد این گونه درک می شود که استاندارد بین المللی این نسبت ۵ درصد است. یعنی از کل هزینه های سلامت، حداکثر باید ۵درصدش به عهده مردم باشد.

    گویی کل نظامهای بیمه ای و حمایتی، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند

    وی با یادآوری اینکه در برنامه های چهارم، پنجم و ششم هدفگذاری شده بود که سهم پرداخت از جیب از حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد موجود، این نسبت به حدود ۳۰ درصد برسد و هر سه برنامه در این زمینه شکست خوردند و رقم واقعا موجود هم در بعضی از شهرها از ۷۰ درصد عبور کرده، گفت: گویی کل نظامهای بیمه ای و حمایتی کشور، در حال فروریختگی و ازکارکرد افتادگی هستند. شبیه این مساله، در حیطه های دیگر هم قابل ردگیری است.

    مومنی با بیان اینکه برای درک مطابق با واقع از شاخصهای قیمتی، از نظر قیمتی گفته می شود جهش قیمت مواد غذایی در سال ۱۴۰۱ و به دنبال سیاست مشکوک حذف ارز ترجیحی، به قله تاریخی خود در ۷۰ سال اخیر رسید، به جزئیات یک گزارش کارشناسی اشاره کرد و اظهارداشت: در این گزارش، در کنار ردگیری محرومیت غذایی مردم، علاوه بر استناد به شاخصهای قیمتی، به تحولات مقداری مصرف سرانه مردم هم اشاره ای شده و حسن بزرگ آن این است که نشان می دهد روند پیش روی در باتلاق و تحمیل محرومیتهای به طرز غیرعادی شدید، هر میزان که به سالهای اخیر نزدیک می شویم، شدت و سرعتش در حال افزایش است.

    مصرف سرانه برنج، در مقایسه با سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد / در یک دوره ۱۰ ساله، مصرف سرانه برنج ۵۷ کیلو، گوشت ۲۹ کیلو و ماهی ۱۸ کیلوکاهش یافته است

    وی توضیح داد: در دوره ۲۱ ساله ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ ، که اقتصاد ایران، در آن قله درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی در تاریخ خود را تجربه کرده، یعنی کشور با محدودیت ارزی روبرو نبوده و محدودیت خرد اداره کشور بهتر به چشم می آمده، برای نمونه، بر اساس داده های مرکز آمار و وزارت جهاد کشاورزی، مصرف سرانه برنج، در مقایسه با سالهای جنگ، سقوط بسیار وحشتناکی دارد. در این دوره ۲۱ ساله، مصرف سرانه خانوارهای ایرانی، از ۱۸۰ کیلوگرم در سال در آغاز دوره، به ۸۵ کیلوگرم در پایان دوره رسیده است. به سمت مسیرهای بسیار خطرناک می‌رویم. برای اینکه شیب حرکت را بهتر درک کنیم، بررسی این اطلاعات در دوره ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ مورد توجه قرار گیرد، نشان می دهد این مصرف از ۱۴۲ کیلو به ۸۵ کیلو سقوط کرده است. شبیه این مساله، درباره گوشت گاو و گوساله و گوسفند هم وجود دارد که در دوره ۲۱ ساله ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ از ۶۷ کیلو به ۱۸ کیلو سقوط کرده، در حالی که این نسبت در دهه ۱۳۹۰ نشان می دهد سرانه مصرف از سال ۱۳۹۰ که ۴۷ کیلو بوده تا ۱۴۰۰ به ۱۸ کیلو رسیده است.

    مومنی ادامه داد: این ارقام درباره مصرف گوشت ماهی هم روند بسیار نگران کننده ای را نشان می دهد. سرانه مصرف گوشت ماهی از ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰، از ۲۰ کیلو به ۲ کیلو رسیده است. اما وقتی این رقم را ۱۰ ساله درنظر می گیریم، نشان می دهد که از ۱۵ کیلوگرم به ۲ کیلوگرم رسیده. یعنی شدت سقوط را بسیار بهتر نشان می دهد و این وضعیت درباره میوه و سبزیجات، حبوبات، لبنیات و انواع روغن هم به طرز فاجعه آمیزی قابل ردگیری است.

    آموزش، سلامت و تغذیه، روند انحطاط شدید و نگران کننده ای را به نمایش می گذارند

     این مسیر دارد کارد را به استخوان اکثریت قاطع جمعیت می رساند

    وی به گزارشها درباره امید به مسکن دار شدن خانوارها اشاره کرد و با بیان اینکه برآوردهای رسمی برای دهکهای کم درآمدترین تا زمانهایی میان ۱۹۰ تا ۲۲۵ سال هم محاسبه و منتشر شده، خاطرنشان کرد: با مشاهده این تجربه ها، می توان به روشنی نشان داد این مسیر دارد کارد را به استخوان اکثریت قاطع جمعیت می رساند.

    سیاستهای فقرزا، ارکان قدرت و امنیت ملی را به مخاطره می اندازد​

    مومنی با یادآوری اینکه سال ۱۳۸۹، در آستانه شوک فراگیر به قیمت حاملهای انرژی، کل جمعیت فقیر کشور حدود ۱۰ میلیون نفر بوده و این رقم سال ۱۴۰۰ از ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر عبور کرده و داده ها حکایت از این دارد که این رقم در سالهای پس از ۱۴۰۰ و به ویژه ۱۴۰۱ که با جهش قیمت موارد غذایی روبرو بوده ایم، ابعاد بسیار فاجعه آمیزتر و نگران کننده تری پدید آورده است، ادامه داد: نباید به سیاستهای فقرزا، با احساس ترحم و رویکرد صدقه ای نگاه کرد، بلکه این سیاستها ارکان قدرت ملی و در نتیجه امنیت ملی را به مخاطره می اندازد. کتاب «فقر احمق می کند» که به هر دو نویسنده هایش جایزه نوبل تعلق گرفت را بخوانید. یکی از بزرگترین یافته های جامعه علمی در قرن بیست و یکم، و ظهور انقلاب دانایی این است که نشان داده با افزایش جمعیت فقیر، زیان ایجاد شده برای جامعه، به طرز غیرقابل مقایسه ای بیشتر از زیانی است که افراد و خانواده های فقیر متحمل می شوند.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به بخشهایی از کتاب «مرگهای از سرناامیدی و آینده سرمایه داری» اشاره کرد که نشان می دهد در آمریکا از دوره ای که با وجود روند صعودی بهره وری کل عوامل تولید، سهم نیروی کار از کل ارزش افزوده ایجاد شده، روند نزولی پیدا کرده، سه گروه مرگ در اثر افراط در مصرف «مواد مخدر»، «نوشابه های الکلی » و «خودکشی» افزایش پیدا کرده، و با بیان اینکه جامعه ای که به پرداخت حقوق نیروی کار خود متناسب با ارتقای بهره وری توجه نمی کند، در معرض چنین آسیبهایی است، گفت: این سه مرگ، از عمده آسیبهایی است که در کتاب مورد اشاره قرار گرفته، اما وقتی به دیگر آسیبها هم توجه می کنیم، روشن می شود که فاجعه آمیزبودنش اصلا از این سه نوع مرگ، کمتر نیست. برای نمونه، آمارهای دقیق ارائه شده، نشان می دهد به موازات روند فقیرسازی گروه های جمعیتی، شاهد افزایش چشمگیر تولد نوزادان خارج از روابط رسمی ازدواج هستیم و آنها حتی نشان دادند تمایل به امور فرهنگی و حتی مراجعه به مسجد و کلیسا هم به طرز شگفت انگیزی رو به نقصان می گذارد.

    فقر اثرات چشمگیری بر توان ذهنی و سرعت انتقال و بهره هوشی می گذارد

    مومنی تاکید کرد: فقر اثرات چشمگیری بر توان ذهنی افراد و سرعت انتقال و بهره هوشی آنها می گذارد. آن جامعه ای که نسبت به سیاستهای فقرزا و نابرابرساز، غیرحساس شده از این زاویه هم تیشه به ریشه خود می زند و زیان اجتماعی سیاستهای فقرزا، چند ۱۰ برابر فشاری است که به مجموع خانوارهای فقیر وارد می شود.

    تصور می کنند با افزایش بودجه نهادهای موعظه گر، وضعیت فرهنگی بهبود می یابد

    مومنی گفت: تصور عزیزان این است که اگر ما بودجه مثلا صداوسیما یا موسسه های پشتیبان موعظه گری را افزایش دهیم، وضعیت فرهنگی بهبود پیدا می کند. این فهم، با فهم عالمانه متفکر بزرگی در استاندارد نویسندگان کتاب «مرگهای از سرِ ناامیدی و آینده سرمایه داری» متفاوت می شود.

    اعتراف بانک جهانی به پرفاجعه بودن فشارها برای کوچک سازی دولت

    این اقتصاددان به اهمیت و نقش حیاتی و سرنوشت ساز وضعیت اجتماعی در هر جامعه ای و هزینه های اجتماعی حکومت که برای آموزش، سلامت و تغذیه و مسکن مردم تدارک می شود اشاره کرد و با بیان اینکه اگر چسب اجتماعی متزلزل شود، انواع دیگر سرمایه هم از کارکرد می افتند، افزود: حتی بانک جهانی هم فهمید، اما متاسفانه هنوز نشانه هایی از این فهم در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع ما مشاهده نمی شود. سال ۱۹۹۷، نقطه عطفی در تاریخ بانک جهانی محسوب می شود. در این سال گزارش توسعه جهانی، با عنوان نقش دولت در جهان متحول انتشار پیدا کرد. بعد از اینکه بانک جهانی، بالغ بر ۵۰ سال فشارهای سنگینی روی کشورهای در حال توسعه می آورد که مداخله دولت در اقتصاد را کاهش دهند، در این گزارش برای نخستین بار به انتقاد از خود آغاز کرده و می گوید اصرار و پافشاری ما بر کوچک سازی دولت، کار بسیار پرفاجعه و خسارت باری بوده و ما اکنون می فهمیم که اندازه دخالت دولت، تابع کیفیت مداخله های دولت است.

    سیاستهای مخرب و فقرزا، ذخیره دانایی کشور را مورد هدف قرار داده

    وی با یادآوری اینکه گفته می شود قرن بیست و یکم قرن اهمیت تصاعدی وجه اجتماعی در حیات انسانها است و گفته می شود اگر دانایی بزرگترین نیروی محرکه خلق ارزش باشد، سیاستهای مخرب و فقرزا، ذخیره دانایی کشور را مورد هدف قرار داده است، تصریح کرد: چسب تعهدات اجتماعی حکومتها، در بالاترین سطح، کیفیت و آثار خود را در مناطق مرزی نشان می دهد. اگر حکومتی از این مسائل کم بگذارد، به این معنا است که به دست خود بذرهای تجزیه ملی را می کارد. این مساله برای ما، مساله ای امنیت ملی هم تلقی می شود و باید متناسب با اهمیت آن، با این مساله برخورد شود.

    کمبود خرد و قوه عاقله در جهت گیریهای سیاستی، کمر ایران را شکسته

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: در اثر سیاستهای شوک درمانی، شاهد روندی هستیم که از جنبه درآمدی، سرعت گیری روند فقر و افلاس خانوارها و سقوط بنیه تولید ملی و کاهش رفاه و توان رقابت و مقاومت اقتصاد ملی را به وضوح نشان می دهد. برای نمونه، از آغاز دهه ۱۳۸۰ تا پایان این دهه، درآمدهای ارزی کشور، همواره بین ۲ تا ۳ برابر رقم پیش بینی شده در اسناد بالادست بوده است. به این معنا که قله تاریخی قیمت نفت و درآمدهای ارزی حاصل از خام فروشی به دهه ۱۳۸۰ برمی گردد. بنابراین در اینجا هم مشکل ما کمبود منابع نبوده بلکه کمبود خرد و قوه عاقله در جهت گیریهای سیاستی، بر محور توهم اینکه ما می توانیم با شوک درمانی اوضاع و احوال بهتری را شاهد باشیم بوده است. این کمر ایران را شکسته است.

    بی سابقه ترین روند تحمیل وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج در دوره احمدی نژاد رخ داد

    مومنی با بیان اینکه سیاستهای تورم زا، اول نابرابرساز هستند و پس از آن فقرگستری می کنند و آمیزه فقر گسترده و نابرابری فزاینده به طرز حیرت انگیزی، با سقوط کیفیت محیط زیست و سقوط توان رقابت و توان مقاومت اقتصاد ملی و جهش وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج همسویی دارد، به تشریح عدم تحقق شعارهای احمدی نژاد در خصوص عدالت گستری و آوردن نفت بر سر سفره مردم پرداخت و توضیح داد: در دوره احمدی نژاد که می خواست مثلا به مستضعفان یاری برساند، در شرایطی که سیاستهای مخرب معطوف به تورم زایی و شوک درمانی بیداد می کرده، فقط قیمت نان در هشت ساله مسئولیت ایشان، ۳۲ برابر شده است! یا در کنار وعده هایی که در داخل می داد، ضدیت با نظام سلطه جهانی را مطرح می کرد، گزارش مهر ۱۳۹۲ مرکز پژوهشهای مجلس، نشان می دهد در ۸ ساله مسئولیت ایشان، ارزبری هر واحد تولیدناخالص داخلی در ایران، ۵ برابر شده است. این بی سابقه ترین روند تحمیل وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج در یک دوره ۸ ساله در تاریخ معاصر ایران است و همه از نبود فهم عالمانه از آثار و عواقب اقتصادی، اجتماعی  امنیت ملی و محیط زیستی کشور بیرون می آید. در دوره احمدی نژاد، دو رکورد دیگر هم ثبت شده است؛ سریع ترین سقوط به سمت فاسدترین کشورهای دنیا و سریع ترین سقوط به سمت بی کیفیت ترین کشورها از نظر محیط زیست را هم تجربه کرده ایم.

    وی با بیان اینکه گزارش ۳ ماه پیش مرکز پژوهشهای مجلس درباره وضعیت محیط زیست و رتبه ایران، نشان می دهد هر بار که سیاستهای تورم زا و به ویژه شوک درمانی در دستور کار قرار گرفته، با سرعت و شتاب غیرقابل باوری، رتبه ایران از نظر پاکدامنی اقتصادی و کیفیت محیط زیست هم سقوط کرده است، ادامه داد: عین این مساله، در دوره مسئولیت آقای حسن روحانی هم مشاهده می شود. به واسطه اینکه در دوره ایشان، اصرار غیرمتعارف به شوک درمانی وجه اصلی ماجرا را با خود همراه داشته، روندهای انحطاط با ابعاد بی سابقه و سرعت و شیب بی سابقه هم رخ داده است. در دوره حسن روحانی، طنز تلخی وجود دارد که نشان می دهد نظام تصمیم گیری و تخصیص منابع ایران، حتی از تجربه های دوره خود نیز نمی تواند یاد بگیرد. این بسیار تکان دهنده است. در حالی که ما از نظر ژست و ادعاها، ادعاهای غیرمتعارفی در دوره ایشان می شنیدیم و بعضی از چاپلوسان و مداحان ایشان، با یک دستکاری حسابدارانه در چند عدد و رقم، ایشان را با دکتر محمد مصدق مقایسه می کردند، اما وقتی که اکنون با اتکا به داده های رسمی، تحولات آن دوره را زیر ذره بین می گذاریم، متوجه می شویم که شوک درمانی چه بلایی بر سر ایران آورده و چقدر شکنندگی ها و آسیب پذیریهای ما را به طرز وحشتناکی افزایش داده است.

    در دوره روحانی، رکورد واردات در مقایسه با دوره احمدی نژاد شکسته شد

    به گفته استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی؛ در دوره آقای روحانی، رکورد واردات کشور در مقایسه با دوره احمدی نژاد شکسته شده و تنها کسی که توانسته از نظر افراط در واردات، احمدی نژاد را روسفید کند، آقای حسن روحانی، دولت و همکارانش بوده است. اما آن طنز تلخ که مساله را دردناک تر می کند، این است که یکی از مشوقهای این نوع سیاستها که یک مقام کلیدی هم در دوره ایشان داشت، در دوره دوم، دیگر با ایشان همراه نبود. بعد آقای روحانی، به عنوان واکنش نسبت به استعفای آن فرد، به حالت استهزاء آمیز، گفت کسانی به ما می گفتند اگر قیمت دلار را افزایش دهید، ایران گلستان می شود. ما قیمت ارز را فراتر از آنچه که آنها می گفتند ایران را گلستان می کند هم افزایش دادیم، اما هیچ ردی از بهبود وضعیت مشاهده نشد. اما همین فرد که نسبت به آن مقام مسئول دولت قبلی اش ، این گونه استهزاآمیز صحبت می کند، در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ که دیگر آن فرد وجود نداشته، از نظر افراط در شوک نرخ ارز، رکورد تمام دولتهای قبل خود را شکانده و بنابراین فاجعه آمیزترین کارنامه ها را از نظر اقتصادی و اجتماعی به نام خود رقم زده است.

    رئیسی و پزشکیان کاری کردند که اکنون روحانی می تواند به خود ببالد! / بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولیدی، در دوره احمدی نژاد و روحانی رقم خورد

    مومنی معتقد است: صرف نظر از اینکه آقای رئیسی و پزشکیان کاری کردند که اکنون آقای روحانی می تواند به خود ببالد، اما از نظر کارنامه عملی، در دوره آقای روحانی، تقریبا درآمد سرانه ایرانیان، حدود ۳۰ درصد سقوط کرده است! یعنی اندازه واردات ما از دوره احمدی نژاد هم جلوتر رفته، اما درآمد سرانه کشور ۳۰ درصد در دوره مسئولیت آقای روحانی سقوط کرده است. اما مساله تکان دهنده تر، این است که در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ که با پرتعدادترین شوک ها به قیمت ارز و حاملهای انرژی روبرو بودیم، برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ۱۰۰ سال گذشته، دوره زمانی ۲ برابر شدن جمعیت فقیر کشور، به ۳ سال سقوط کرده و برای اولین بار در عرض ۳ سال اندازه جمعیت فقیر ایران، دو برابر شده است. تکان دهنده تر اینکه، در حالی که شاخص رابطه مبادله که توان رقابت و مقاومت اقتصادهای ملی سنجیده می شود در فاصله ۱۳۶۷ تا ۱۳۸۹، بالغ بر ۳۴ درصد سقوط کرده و تا پایان دهه ۱۳۹۰، دوباره این شاخص سقوط ۳۱ درصدی بر فراز پایه قبلی تجربه کرده است. یعنی بی سابقه ترین سقوط در بنیه تولیدی کشور، در دوره احمدی نژاد و حسن روحانی رقم خورده است. متاسفانه گرچه آقای رئیسی از نظر فقرزایی سیاستهای شوک درمانی و افراط در واردات به این دو نفر نرسیده، اما همان روند را با شیب کمتر، استمرار بخشیده است.

    می توانیم روند انحطاط و شکنندگی بی سابقه را در همه عرصه های حیات جمعی مشاهده کنیم / شرم می کنند درباره برنامه چشم انداز ۱۴۰۴ حرفی بزنند

    این اقتصاددان با بیان اینکه وقتی از دریچه قوه عاقله به مساله نگاه می کنیم، می توانیم روند انحطاط و شکنندگی بی سابقه را در همه عرصه های حیات جمعی مشاهده کنیم، ادامه داد: برای نمونه، مقیاسهای گوناگونی درباره سنجش کیفیت برنامه ریزی میان مدت داریم، اما یکی از آنها، درصد تحقق اهداف است که نشان دهنده قابلیت قوه عاقله کشور است، نمی خواهم افق دورمدت تر را درنظر بگیرم و بگویم ابتدا قرار بود سال ۱۴۰۰ افق برنامه چشم انداز ما باشد و بعدا تبدیل به سال ۱۴۰۴ شد و عملکردها نسبت به هدفگذاری به گونه ای بود که تقریبا هیچ مقام مسئولی در این زمینه حرف نمی زند. البته از یک نظر جای شکر دارد که قباحت بعضی از چیزها را در بعضی از زمینه ها متوجه شده اند و همین که درباره اش حرف نمی زنند و شرم می کنند، نکته مثبتی است؛ اما مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی منتشر کرده که می گوید بر اساس بعضی از استانداردها، میزان تحقق اهداف برنامه ششم، ۹ درصد بوده و به پایین ترین سطح تاریخی تجربه شده خود در تاریخ برنامه ریزی ایران سقوط کرده، در عین حال غم انگیز است که منابع تخصیص یافته ریالی و ارزی، فراتر از آنچه بوده که در سند پیش بینی شده است.

    مومنی نحوه روبرو شدن دولت مرحوم رئیسی با برنامه ششم را در سطحی از کمدی – تراژدی عنوان کرد و اظهارداشت: از یک سو ایشان و کارگزاران و طرفدارانشان با رکیک ترین الفاظ درباره آن حرف و شعار مطرح می کردند اما برای اولین بار در عمل، در تاریخ برنامه ریزی ایران، در دولت رئیسی یک برنامه ای که دوره پنج ساله اش تمام شده بود، سه سال دیگر هم تمدید شد! روشن نیست که اگر واقعا این برنامه واجد آن اوصاف منفی بود که شما در تبلیغاتتان به آن اشاره می کردید، چرا در تمدید آن رکورد زدید!؟

    بی کیفیت ترین سندی که به نام برنامه در ایران منتشر شده، قانون برنامه هفتم است

    این اقتصاددان ضمن تاکید بر اینکه با هر معیاری که در نظر بگیرید، فاجعه آمیزترین و بی کیفیت ترین سندی که به نام قانون برنامه در ایران منتشر شده، قانون برنامه هفتم است، گفت: در این سند، برای اولین بار در تاریخ برنامه ریزی ایران، مشاهده می کنیم که جدول منابع ارزی و ریالی وجود ندارد. دلالتهای این مساله بسیار تکان دهنده تر است و از همه مهتر اینکه دولت در این زمینه استنکاف کرده و مجلس هم آن را پذیرفته است و این نشانه بسیار بدتری است. گویی در زمینه انحطاط و شکنندگی و تشدید آنها توافقهایی در یک سطوحی وجود دارد.

    درباره تولید فناورانه وحشتناک ترین سهل انگاری ها و قاعده گذاریهای مشکوک و خطرناک دربرنامه هفتم وجود دارد

    به گفته مومنی؛ درباره تولید فناورانه وحشتناک ترین سهل انگاری ها و قاعده گذاریهای مشکوک و خطرناک دربرنامه هفتم وجود دارد و بی کیفیت ترین سند حمایت اجتماعی را در این برنامه شاهد هستیم، از نظر کیفیت برنامه ریزی درخصوص محیط زیست هم ماجرا در این برنامه بسیار رقت برانگیز است. از جمله مرکز پژوهشهای مجلس عنوان کرد که در حالی که ایران یکی از پرمخاطره ترین دورانهای خود را از نظر محیط زیست تجربه می کند، این برنامه فاقد سرفصل مجزایی پیرامون محیط زیست است. گرچه ذیل عناوینی مانند اصلاح ساختار بودجه و امنیت غذایی و نظام مدیریت یک پارچه منابع آب، به صورت مستقیم و غیرمستقیم، اشاراتی به وضعیت محیط زیست شده، اما در همان اشاره ها، نوعی عقب گرد نسبت به برنامه های توسعه قبلی مان مشاهده می کنیم و در زمینه هایی که توجه هم صورت گرفته، شاهد فقدان ضمانت اجرایی هستیم.

    رئیس جمهور از فرهنگستان علوم خواست مردم را برای پذیرش راه حلهایی که نمی خواهند، قانع کنیم!

    استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به نشستهایی که موسسه مطالعات دین و اقتصاد درخصوص ضرورت اصلاح برنامه هفتم و چگونگی آن در ۱۰ جلسه پی در پی برگزار کرده بود اشاره کرد و ادامه داد: تناقضاتی هم در رفتارهای دولت مشاهده می شود، از یک سو از این دانشگاه به آن دانشگاه و از این فرهنگستان به آن فرهنگستان می روند، و استمداد می کنند که برای ما راه حل بدهید، اما آنها هم که راه حل می دهند با بی اعتنایی مطلق رئیس جمهور و همکارانشان روبرو هستند. این مساله ای شگفت است که امیدواریم درباره آن تاملی صورت گیرد. آنچه که مساله را نگران کننده می کند این است که ایشان در جلسه ای که در فرهنگستان علوم آمده بودند استمداد می کنند، اما استمدادشان این است که ما خودمان مسائل کشور را می دانیم و راه حل های آن را هم می دانیم، اما این راه حلها، چون مورد پذیرش مردم نیست، شما کمک کنید که مورد پذیرش مردم شود. آقا جان! شما مگر از مردم رای نگرفتید که خواسته های آنها را اجرا کنید، اگر چیزهایی به اسم راه حل در اختیار شما قرار دادند که مانند دولتهای قبل، وعده های شیرین می دهند و کارنامه های تلخ از خودشان به جای می گذارند و مردم به قاعده آن تجربه های زیسته، واکنش منفی به آن دارند، شرط خرد و دانایی این است که شما از آن جزم اندیشی و دگم های فاسد دست بردارید.

    یکی از راه حلهای رئیس جمهور، شوک نرخ ارز و شوک قیمت بنزین بود

    وی توضیح داد: برای نمونه، یکی از راه حلهای ایشان شوک نرخ ارز و شوک قیمت بنزین بوده است. چند بار دیگر باید این فاجعه ها تکرار شود تا چرت آقای رئیس جمهور هم پاره و سطحی از توان یادگیری هم در دولت پدیدار شود.

    آمادگی برای مناظره با سران قوا درخصوص رد سیاست شوک درمانی

    مومنی با بیان اینکه متقاضی هیچ پست کلیدی در کشور نبوده و نیستم و نخواهم بود و اظهاراتم حمل بر مواجهه سیاست زده با دولت نمی شود، گفت: ما پنج بار از آقای پزشکیان خواستیم که هر کسی در دولتش می تواند از مفید بودن شوک درمانی و غیرفاجعه آمیزبودنش دفاع کند، ما در حضور ایشان و سران قوا مناظره خواهیم کرد. چون ایشان عنوان کرده اند که هر پخت و پزی که شده، علاوه بر رئیس قوه مجریه، دیگر روسای قوا هم در آن نقش داشته اند. بنابراین مخاطب این حرف، هر سه این روسای قوا است. بنابراین هر کدام از این مقامات کشور می توانند از این سیاست منحط دفاع کارشناسی کنند، در جلسه ای که با مناسبات عادلانه مدیریت و به صورت مستقیم برای مردم پخش شود، آنها از این استدلالهای خود دفاع کنند و ما هم فقط تناقضهای گفتاری آنها را در زمانهای مختلف مطرح می کنیم.

    وی یادآورشد: بسیار جالب است که رئیس بانک مرکزی در همایشی که بانک مرکزی برگزار کرده، گفته که بزرگترین رکن آنچه که به آن بازار آزاد ارز می گویند، قاچاقچیان هستند. ما می گوییم در تئوری ای به ما نشان دهند که چگونه چاق کردن قاچاقچی ها می تواند رفع فقر و عقب ماندگی کند! با توجه به اینکه سالهای برنامه ششم، سالهایی است که با وجود قیدهای قانونی برنامه میان مدت، پرتعدادترین شوکها به نرخ ارز وارد شده، کیفیت محیط زیست ایران از رتبه ۵۳ در دنیا، در آغاز برنامه ششم به رتبه ۱۳۳ در پایان این برنامه رسیده است و این یعنی ۸۰ رتبه سقوط در عرض پنج سال. شبیه این سقوط در گستره و عمق فساد مالی، گستره و عمق نابرابریهای ناموجه و افزایش وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج هم مشاهده می شود.

    شوک درمانی، تمامیت ارضی ایران را تهدید می کند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان این پرسش که در ایران اگر چه اتفاقی بیفتد عزیزان دست از این سیاست مخرب، فاجعه ساز و شکست خورده دست بر می دارند، به وعده هایی که ترامپ درخصوص تشدید فشارهای اجتماعی و سیاسی علیه ایران مطرح می کند اشاره کرد و ابراز عقیده کرد: تناقضهایی در سیاست شوک درمانی وجود دارد و به جز آن آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی، مستقیما می تواند مشروعیت را به چالش بکشد و تمامیت ارضی ایران را تهدید کند.

    چرا ترامپ با وجود فشار حداکثری، برای دسترسی ایران به منابع ارزی را گشایش ایجاد کرد!؟

    مومنی اضافه کرد: از برآمدن ترامپ در ۱۳۹۷ که تحریمها شدت پیدا کرده، ما شاهد هستیم در دوره ۹۷ تا ۹۹، ترامپ سیاست فشار حداکثری را همراه با آن شیوه ای از فشار دنبال می کرد که دسترسی ما به منابع ارزی را کاهش دهد، از نقطه عطف ۱۳۹۹ تا امروز، ما شاهد استمرار آن تحریمها همراه با گشایش منابع هستیم. یعنی به آنها اجازه داده شده که دسترسی بیشتری به ارز پیدا کنند، اما بحث بر سر این است که به غیر از آثار فاجعه بار و چند بعدی تحریم بر تمام ظرفیتهای انسانی و مادی ایران، از نظر منابع و مصارف ارزی، حداقل خسارت تحریمها بر ایران این بوده که ۳۰ درصد بر هزینه مبادله ما با دنیای خارج افزوده است و خود یک شوک بزرگ مخرب است و با نابخردیهایی که در مواجهه با این مساله شده، که آدم را به شک می اندازد که بعضی در نظام تصمیم گیری و اجرایی کشور به خوبی به تحریم کنندگان پاس گل می دهند.

    اصل، صلاحیتها و توانمندیهای داخلی است

    وی با بیان اینکه نمی توانم باور کنم که یک نفر به اقتضائات و مصالح تمامیت ارضی ایران عالم باشد و با برجام مخالف باشد، تصریح کرد: اصل صلاحیتها و توانمندیهای داخلی است و این ما هستیم که تحت شرایطی می توانیم تحریمها را به فرصت تبدیل کنیم و باز هم این ما هستیم که می توانیم آثار تخریبی تحریمها را چند برابر کنیم. اینکه ما صلاحیتها و مسئولیتهای خود را نادیده بگیریم و همه چیز را تباع تحریم بدانیم به همان اندازه بی اعتبار است که افراطی های مشکوکی معتقدند تحریم هیچ تاثیری ندارد.

    مومنی اظهارداشت: در دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ که دوره استمرار تحریمها همراه با گشایش منابع بوده، ما به سه پارادوکس مهم روبرو هستیم که تا زمانی که دولت و مجلس و رئیس محترم قوه قضائیه پاسخ درخوری به این پارادوکسها نداشته باشند، ایران روند استمرار انحطاط را تداوم خواهد بخشید، ولو اینکه عزیزان حسن نیت هم داشته باشند. پارداوکس اول این است که در دوره ای که ورودی ارز ایران به طرز چشمگیری افزایش یافته، همزمان شاهد جهشهای چشمگیر در نرخ ارز هم بودیم. هر میزان عرضه ارز در این بازار بیشتر شده، نرخ آن هم بالاتر رفته است. پارادوکس دوم این است که در این دوره، به موازات اینکه ورودی ارز افزایش پیدا کرده، قیمت ارز هم بالاتر رفته اما همزمان واردات هم افزایش پیدا کرده. این خلاف قاعده بسیار قابل اعتنا است که فقط در مناسبات مافیایی و شبه مافیایی قابل درک است. لیست واردات ایران، بسیار تکان دهنده است.

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: بر اساسا آمار گمرک، کل واردات ایران در سال ۱۳۹۹، بالغ بر ۳۸ میلیارد دلار بوده است، در حال که نرخ ارز افزایش پیدا کرده، اندازه واردات در سال ۱۴۰۲، به ۶۶ میلیارد دلار رسیده است! اینها باید قابل اعتنا باشد و کاش آن طور که فقط حرفش توسط رئیس جمهور محترم زده می شود علم و نظر کارشناسی مبنا بود.

    مومنی با بیان اینکه این سیاست منافع مافیاهای داخلی و بین المللی را تامین می کند و کوچکترین نفعی برای کشور ندارد، گفت: پارادوکس سوم این است که در شرایطی که ورودی ارز بیشتر شده و واردات هم جهش پیدا کرده، نرخ فقر بیشتر شده و جامعه همچنان با سرعت به سمت فقیرتر شدن حرکت کرده و نکته تکان دهنده دیگر این است که اندازه جمعیت غیرفقیر نزدیک به خط فقر هم جهش معنی دار پیدا کرده است. این فلاکت زایی این سیاست را به وضوح نشان می دهد. این مناسبات برندگانی دارد. یعنی عایدات ریالی اقلام وارداتی مصرفی ای، بسیار بیشتر از عایدات ریالی جهشهای نرخ ارز است. در اینجا به خوبی می توان بهره بری مافیای واردات از این مناسبات را دید و از مافیای واردات مهمتر، تامین کنندگان مالی این اقلام وارداتی هستند.

    اقلامی که قابل تولید در داخل هستند را از لیست واردات حذف کنید / پشتیبانان مالی این مناسبات، بانکهای خصوصی هستند

    این استاد اقتصاد دانشگاه تاکید کرد: باید لیست اقلام وارداتی را در مقابل خود بگذارید، و همه آن اقلامی که قابل تولید در داخل هستند را حذف کنید. شما ریشه تولید و اشتغال با کیفیت را در این کشور سوزاندید. مساله دیگر، پشتیبانان مالی این مناسبات که بانکهای خصوصی هستند، است. تا زمانی که اجازه می دهید بانکهای خصوصی، این همه بی قانونی و فاجعه آفرینی در این اقتصاد داشته باشند، این کشور بتواند کمر راست کند. هیچ تعارفی هم ندارد. عزیزان می گویند ما در شرایط جنگی اقتصادی هستیم و از سال آینده که سیاستهای ترامپ آغاز می شود، این جنگ حادتر هم می شود اما ولنگاری در تخصیص منابع  ارزی در این شرایط به گونه ای است که اگر کشوری در شرایط عادی هم این گونه منابع ارزی اش را حتی در شرایط عادی به خطر بیندازد، باید او را جزء نابخردان به حساب آورد.

    کاریکاتوری توزیع کوپن را با شرایط دوره جنگ شبیه سازی می کنند / با اطمینان می گویم که هرگز چنین کارکردی را نخواهد داشت

    مومنی با یادآوری اینکه ریچارد نفیو در کتاب «هنر تحریمها» می گوید ما برای اینکه کمر تحریم شده ها را بشکنیم، راهی باز می کنیم که به هیچ وجه کالاهای لوکس شامل تحریمها نشود، گفت: شوک نرخ ارز را ایجاد می کنند و بعد می گویند برای فروکش کردن این تلاطم، از ذخایر ارزی مان به آن بازار منحوس قاچاقچی های نرخ ارز تزریق کنیم. یعنی خودمان را از همان منابع ارزی محدود هم محروم کنیم. بعد ژست می گیرند و می گویند با مقداری از این ارز هم کالای مصرفی وارد و یا از تولید داخل استفاده کنیم و آن را هم میان فقرا توزیع کنیم. بعد چون اسم آن را شیوه توزیع کوپنی گذاشته اند، شبیه سازی کاریکاتوری یا بدتر از آن را با شرایط دوره جنگ می کنند. یعنی فکر می کنند که این شیوه، همان کارکردهای دوران جنگ را هم خواهد داشت. اکنون من با اطمینان می گویم که هرگز چنین کارکردی را نخواهد داشت. در دوره جنگ، کل ساختار نهادی بر محور پشتیبانی از تولید داخلی و پشتیبانی از فرودستان سامان پیدا کرده بود شما نمی توانید از آن سیستم چند لایه چند صدعاملی، تنها یک بخش را به صورت کاریکاتوری گزینش کنید و ادای آن را در بیاورید و بعد انتظار داشته باشید که آن کارکردها ظاهر شود.

    منابع ارزی کشور را تبدیل به طلا و توزیع می کنند 

    وی گفت: برای اینکه قباحت این مساله را کاهش دهند، از یک سو منابع ارزی کشور را تبدیل به طلا می کنند و از سوی دیگر، با توزیع دلار در آن بازاری که ماهیت قاچاقچی محوری اش عریان شده، به عنوان اینکه ما طلا توزیع می کنیم، کار خود را توجیه می کنند. شما که بالاخره ارز مملکت را هدر می دهید! این سیاستها کجا هماهنگ می شوند!؟ آقای رئیس جمهور گفته اند که این سیاستها در جلسه سران سه قوه هماهنگ می شود. با نهایت احترامی که برای آنها و تیم های پشتیبانی شان قائل هستیم، اما ویژگی مشترک هر سه آنها این است که هیچ صلاحیتی در حیطه اقتصاد ندارند. مسائل را پشت پرده ای جلو می برند، چه اشکالی دارد که هر سیاستی را می خواهند اجرا کنند اعلام عمومی کنند تا ارزیابی ها از این سیاستها را در اختیار نهادهای تعیین شده بدهند. اکنون همچنان سیاستها به صورت غیرکارشناسی پخت و پز می شود و ناگهانی هم ابلاغ می شود. اینجا مساله با الیگارشیهای مالی پیوند می خورد.

    باب تقاضاهای سوداگرانه در خودرو، مسکن، طلا و دلار بسته شود / بیش از سه، چهارم خریداران، شخصیتهای حقیقی و حقوقی مشخصی هستند که سوداگرند

    این اقتصاددان تاکید کرد: تا زمانی که باب تقاضاهای سوداگرانه در خودرو، مسکن، طلا و دلار را نبندید، در واقع آلت دست مافیاها هستید و هیچ خیری از این مسیر به کشور نخواهد رسید. به جای فرافکنی ، سازوکارهای فصل الخطاب بودن علم به جای منافع مافیاها را در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع طراحی کنید. تازمانی که باب انگیزه های سوداگرانه بسته نشده، عرضه بیشتر مسکن، سکه، ارز و خودرو به معنای چاق تر کردن مافیاها است. بیش از سه، چهارم آنها که هر کدام از اینها عرضه می شود، می خرند، شخصیتهای حقیقی و حقوقی مشخصی هستند که برای تامین نیازشان این کار را نمی کنند و انگیزه های سوداگرانه دارند. این سیاست مخرب باید چند سال دیگر ادامه یابد تا شما متوجه آن شوید. بابهای سوداگری را ببیندید.

  • به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند! / برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! / خدا به مردم رحم کند!

    به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند! / برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! / خدا به مردم رحم کند!

    به گزارش اقتصادران، در آخرین نشست از سلسله نشستهای بررسی «فروپاشی رژیم پهلوی » دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان، ضمن بررسی دیدگاه هایی که برخی از پژوهشگران با سه رویکرد «سلطنت طلبانه»، «مارکسیستی» و «بازارگرایانه» نسبت به انقلاب اسلامی ارائه داده اند، یادآورشد: باید حواسمان باشد که همان طور که اکنون هر انسان منصفی از ما انتظار دارد درباره دوره پهلوی یا قاجار انصاف را رعایت کنیم و نقاط قوت آنها را بگوییم، همه باید این انصاف را درباره جمهوری اسلامی هم مطالبه کنند. این طور نباشد که ما به گونه ای حرف برنیم که گویی در جمهوری اسلامی فقط و فقط کارهای منفی شده است. اگر ما بخواهیم نجات پیدا کنیم باید نقاط قوت و ضعف را عالمانه و منصفانه بررسی کنیم.

    وی طرح ژنریک دارویی را که بعد از پیروزی انقلاب در دستور کار دولت قرار گرفت را یکی از تصمیمات مهم دولت وقت عنوان کرد و با اشاره به دستاوردهای آن، گفت: به محض اینکه در ایران بعد از جنگ، برنامه تعدیل ساختاری در دستور کار قرار گرفت، در زمینه دارو یکی از اولین طرحهایی که زیر سوال برده شد، طرح ژنریک دارویی بود.

    این استاد دانشگاه به تشریح آرای استیگلیتز در نقد اندیشه بازار پرداخت و یادآورشد: هر جا که به ساحت مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسم آن را سرکوب می گذارند. مثلا اگر دولت کمی اهتمام داشته باشد که قیمت بعضی از کالاها و خدمات تغییر نکند می گویند دست از سرکوب قیمت بردار، اما اگر این سرکوب درباره مزد نیروی کار اتفاق بیفتد، آنها هرگز از این لفظ استفاده نمی کنند. در حالی که تمام قیمت ها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کنند و بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط در کتابهای درسی بوده است.

    متهم کردن و پرونده سازی، گرهی از توسعه نیافتگی ایران باز نمی کند

    دکتر فرشاد مومنی، در چهارمین نشست از سلسله نشستهای فروپاشی رژیم پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی در موسسه «مطالعات دین و اقتصاد» و با عنوان «گونه شناسی ارزیابی ها از دوران پس از فروپاشی رژیم پهلوی» سخن می گفت، با بیان اینکه مسائل اندیشه ای، نیازمند برخورد اندیشه ای است و تخطئه کردن و برچسب زدن و متهم کردن و پرونده سازی، گرهی از توسعه نیافتگی ایران باز نمی کند، اظهارداشت: ما به شدت به گفت وگوهای با ضابطه و مبتنی بر روش علمی نیاز داریم.

    برخوردهای تعصب آلود کمر ایران را شکسته است / باید خود را از این چنبره رها کنیم

    وی با بیان اینکه همه یا هیچ دیدن و برخوردهای مطلق انگارانه و تعصب آلود و متکی به منافع نامشروع و ضدتوسعه ای، کمر ایران را شکسته است و ما باید خود را از این چنبره رها کنیم، تاکید کرد : اکنون هم اگر بخواهیم نقدی از دوره پهلوی کنیم، آماج حمله هایی قرار می گیریم که در این زمینه ها، جمهوری اسلامی از بعضی از زوایا، بدتر کرده است. پاسخ ما این است که ما اکنون درباره عبرت آموزی از دوره پهلوی صحبت می کنیم، اینها اصلا با هم منافاتی ندارد و اگر بنا به ارزیابی عملکرد دوران جمهوری اسلامی باشد، عالمی که از شرافت حرفه ای و حریت اخلاقی برخوردار است، موظف است نقایص و کاستی های جمهوری اسلامی را هم شرافتمندانه بیان کند، اما در عین حال، باید حواسمان باشد که همان طور که اکنون هر انسان منصفی از ما انتظار دارد درباره دوره پهلوی یا قاجار انصاف را رعایت کنیم و نقاط قوت آنها را بگوییم، همه باید این انصاف را درباره جمهوری اسلامی هم مطالبه کنند. این طور نباشد که ما به گونه ای حرف برنیم که گویی در جمهوری اسلامی فقط و فقط کارهای منفی شده است. اگر ما بخواهیم نجات پیدا کنیم باید نقاط قوت و ضعف را عالمانه و منصفانه بررسی کنیم.

    در تداوم و استمراربخشی، به دستاوردها ناتوان بودیم

    مومنی یادآور شد: مردم ایران تنها نمونه ثبت شده در قرن بیستم هستند که در طی یک قرن، سه جنبش اجتماعی فراگیر، با عنوان انقلاب مشروطیت، انقلاب اسلامی و ملی شدن نفت را برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی شکل دادند و هر سه دستاوردهای مقطعی خارق العاده داشتند، اما تداوم پیدا نکردند. باید بر این نکته تمرکز کنیم که چرا این ناکامی ها رخ داده است. هر سه مقطع، دستاوردهای شگرف و خارق العاده ای رخ داده اما ما در تداوم و استمراربخشی، ناتوان بودیم. باید کمک کنیم قفلهای معرفتی که مانع آن است را برطرف کنیم و بعد سراغ موانع سیاسی، اجتماعی و بین المللی آن برویم.

    وابستگی غیرمتعارف و مونتاژکاری افراطی در دوره پهلوی

    وی به بخشهایی از کتاب «سیر اندیشه اقتصادی در ایران عصر پهلوی»، نوشته محمدرضا نفیسی اشاره کرد که در آن نشان داده شده ظرفیت فکری اهل علم در صورت بندی مسائل اقتصادی دوره پهلوی، به دلیل نقصهای بنیادی روش شناختی برای اعتلابخشی یه اقتصاد ایران کافی نبوده است، به تشریح دیدگاه های «جهانگیر آموزگار» درخصوص دیدگاه های فکری اداره اقتصاد ایران در دوره قبل و بعد از انقلاب پرداخت و گفت: در قله رونق صنعتی پهلوی، توان تولید صنعتی ایران، این بود که از کانال کل درآمدهای صادراتی صنعتی ایران، حداکثر می توانسته مواد اولیه مورد نیاز سه روز تولید صنعتی ایران را تامین کند که نشان دهنده وابستگی غیرمتعارف و مونتاژکاری افراطی است که بخش اعظم ارزش افزوده ایجاد شده در فعالیتهای صنعتی را به دلیل خصلت مونتاژکارانه و وابسته اش، به خارج از کشور بر می گردانده است.

    در ۱۰ سال اول انقلاب اندازه زیرساختهای فیزیکی توسعه روستایی ۱۱٫۵ برابر شد

    این اقتصاددان ضمن انتقاد از دیدگاه هایی که متعصبانه درباره میراث دوره پهلوی قضاوت می کنند، به کتاب ناصرپاکدامن، استاد دانشگاه تهران، درخصوص ابعاد بزرگ مرگ و میر در ایران در طول جنگ جهانی دوم اشاره کرد و با بیان اینکه این میراث دوره پهلوی بود، ادامه داد: برای اولین بار در تاریخ ایران است که با اینکه یکی از طولانی ترین جنگها رخ داده، حتی یک مورد ثبت شده ناشی از قحطی و اپیدمی در طول جنگ هشت ساله وجود ندارد. نمی توانیم این افتخار بزرگ را نادیده بگیریم که در ۱۰ ساله اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با وجود همه محدودیتها، اندازه زیرساختهای فیزیکی توسعه روستایی نسبت به آنچه که از رژیم پهلوی تحویل گرفته شده، ۱۱٫۵ برابر شده است. این نشان می دهد که جهت گیریهای بعد از پیروزی انقلاب به طور کامل معطوف به عدالت اجتماعی بوده ست و تمام متفکران توسعه می گویند برای حمله موثر و اعتلابخش به فقر باید نقطه عزیمت را مناطق روستایی قرار داد. این افتخار بزرگی برای ما است و اگر بخواهیم به این فهرست ادامه دهیم ، باید دهها مورد دیگر را هم اضافه کنیم.

    اندیشه استوار توسعه گرا و اراده ای صادق برای تحقق وعده ها میان رهبران انقلاب وجود داشت

    مومنی خاطرنشان کرد: در اثر تصمیم شورای انقلاب، که یکی از افتخار آمیزترین تصمیمات است، نقش آفرینی رانت نفتی در اقتصاد ایران، در ۱۰ ساله اول پس از انقلاب، به کمتر از یک سوم این سهم در دوره قبل از آن رسید. اینها نشان می دهد که یک اندیشه استوار توسعه گرا و یک اراده صادقانه برای تحقق وعده ها در میان رهبران انقلاب اسلامی وجود داشته است و اگر کسی بخواهد به ایران و آینده آن خدمت کند، باید بر این تمرکز کند که چرا آن تداوم پیدا نکرد.

    ایجاد محدودیهای فکری برای اندیشه ورزان مارکسیست یکی از بزرگترین خطاهای حکومت ایران در دوره جمهوری اسلامی بود

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مارکسیستهای ایرانی خارج از کشور، تقریبا در تراز سلطنت طلبان تلاش فکری در زمینه ارزیابی کارشناسی درباره دوره بعد از انقلاب داشتند، کار مشترک «فرهاد نعمانی» و «سهراب بهداد» را از جمله پژوهشهای قابل توجه این متفکران اقتصادشناس مارکسیست ایرانی عنوان کرد و گفت: معتقدم ایجاد محدودیهای فکری برای اندیشه ورزان مارکسیست یکی از بزرگترین خطاهای حکومت ایران در دوره جمهوری اسلامی بود. یکی از عمیق ترین و مهلکترین ضربه هایی که ما از این ناحیه خوردیم این است که مارکسیستها همواره بر حسب علائق ایدئولوژیکشان عمیق ترین و عالمانه ترین نقدها را به نظام سرمایه داری وارد کردند. حکومت ایران، به واسطه آن جلوگیری در فهمش از پویایی های سرمایه داری و اقتضائات مواجهه خردورزانه با آن پس افتاده، منفعلانه و بانقصهای بزرگ عمل کرده و به طور مشخص از کانال اجرای توصیه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی عملا خدمتگزار آنها شده است در حالی که اگر اجازه می دادند مارکسیتها، آزادانه آرای علمی شان را در حیطه اقتصاد مطرح و منتشر کنند، جامعه و حکومت بسیار سود می برد.

    برخورد با مارکسیستها با مشی رهبران انقلابمان هم مغایرت تامه دارد / به نام اسلام، به اندیشه های منحطی اتکا کردیم

    مومنی با تاکید بر اینکه برخورد با مارکسیستها با مشی رهبران انقلابمان هم مغایرت تامه دارد، به اظهارات مطهری درباره اینکه حتی در دانشکده الهیات هم برای معرفی اندیشه مارکسیستی باید عالمترین باورمندان به مارکسیسم بیایند، ادامه داد: سیره علمای ما این بود و داغ و درفش و خمیرکردن کتاب در رویه اسلامی نبود. مطهری نشان می دهد که دورانهای افول اندیشه اسلامی، دقیقا دوران هایی بوده که شبه خوارج که با آزادی اندیشه برخوردهای فیزیکی و قهرآمیز به نام اسلام حکومت می کردند. اندیشه هایی مانند طالبان و داعش به اسم اسلام، حیثیت اسلام را مخدوش می کنند. بسیار متاسفم که ما اندیشه های رهبرانی در تراز مطهری را کنار گذاشتیم و به اندیشه های منحطی به نام اسلام اتکا کردیم و باب اندیشه ورزی آزادانه را بر روی اهل خرد و دانایی بسته ایم. قطعا زیان بیننده اصلی این خطای راهبردی حکومت ایران و نظام اندیشه ورزی ایران بوده است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه نباید فراموش کرد که نگاه افراطی ایدئولوژی زده در کارهای «فرهاد نعمانی» وجود دارد و بدیهی ترین و قابل دفاع ترین کارهایی که در ۱۰ ساله اول بعد از انقلاب شده را به دلیل اینکه با ایدئولوژی آنها ناسازگار بوده، ندیده اند، تصریح کرد: از درون ایئوئولوژی آنها بر نمی آمده که رهبران انقلاب، ملاطفت آمیزترین و همدلانه ترین رویکردها را به طبقه کارگر صنعتی ایران داشته باشند، در حالی که اولین تصمیم شورای انقلاب، بعد از پیروزی انقلاب این بوده که حداقل دستمزد را تا سه برابر افزایش داده است. این موضوع با تحلیلهای ارتودکسی مارکسیستی آنها با همه احترام و ارزشی که برای مقام علمی و تلاشی که برای روشن کردن بخشهایی از واقعیت علمکرد اقتصادی ایران داشتند نادیده گرفته شده است.

    طرح ژنریک دارویی یکی از پرافتخارترین کارها در ۱۰ سال اول پس از انقلاب

    مومنی، طرح ژنریک دارویی را یکی از پرافتخارترین کارهایی که در ۱۰ سال اول پس از انقلاب شده، عنوان کرد که کانون اصلی تمرکزش قطع ید از کمپانی های فراملیتی دارویی بود و افزود: متاسفانه در تجربه سیاستگذاری صنعتی در ایران، نه تنها قدر آن اقدام خارق العاده بعد از پیروزی انقلاب دانسته نشد، بلکه تا توانستند لگد زدند و اکنون هم تا می توانند مانع تراشی می کنند که این طرح به معنای دقیق کلمه، ملی، توسعه گرا و معطوف به عدالت اجتماعی شکست بخورد. طرح ژنریک دارویی و قطع ید از فراملیتی های داروساز بسیار حیاتی و نشان دهنده این بود که متخصصان حیطه سیاستگذاری پزشکی طرفدار انقلاب اسلامی چقدر زمان آگاه بودند. با وجود اینکه هشت سال از ۱۰ سال اول انقلاب را در اقتصاد جنگی سپری کردیم، قیمت اسمی دارو به قاعده جاری، با لحاظ کردن سهم تورم در آن، در سال ۱۳۶۸ از قیمت اسمی دارو در ۱۳۵۶ هنوز ارزان تر بود. طرح ژنریک چنین معجزه ای را رقم زد.

    هنوز هم استانداردهای کنترل کیفیت بخش دارویی ایران قابل اعتنا است

    وی به کیفیت داروهایی که در آن دوره در ایران ساخته می شد اشاره کرد و با بیان اینکه در کل سالهای جنگ تمام تستهایی که توسط سازمان بهداشت جهانی انجام می شده کیفیت مورد تائید را نشان داده و ما چند جایزه بین المللی دراین باره داشته ایم، توضیح داد: افت کیفیتی که گاه اکنون در داروها با آن مواجه می شویم، به دو شوک برون زا و درون زا برمی گردد. در شوک برون زا، به واسطه تحریم ما برای دسترسی به مواد اولیه باکیفیت به مشکل برخورد کردیم و شوک درون زای فاجعه آمیز بعدی مربوط به شوک نرخ ارز است. شوک نرخ ارز، به واسطه اینکه قیمت تمام شده داروها را به طرز غیرمتعارفی افزایش داده است، تولیدکننده های دارو به واسطه درگیر بودن با آمیزه ای از محدودیتهای ناشی از تحریم و محدودیتهای ناشی از ناتوانی در تامین سرمایه در گردش مورد نیازشان به واسطه جهشهای فاجعه آمیز نرخ ارز، به سمت مواد اولیه کم کیفیت رفته اند. اما من تا آنجا که می دانم، هنوز هم استانداردهای کنترل کیفیت در بخش دارویی ایران قابل اعتنا است.

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: در دوره تعدیل ساختاری که شوک درمانی سکه رایج سیاستگذاری در ایران شده، سهم آن بخشی از جمعیت، که فقط از ناحیه هزینه های کمرشکن درمان به زیر خط فقر افتادند نسبت به دوره جنگ بین سه تا هفت برابر افزایش پیدا کرد. خیلی جالب است، به محض اینکه در ایران بعد از جنگ، برنامه تعدیل ساختاری در دستور کار قرار گرفت، در زمینه دارو یکی از اولین طرحهایی که زیر سوال برده شد، طرح ژنریک دارویی بود. علی بهشتی دهکردی که در دوره جنگ، مدیر بهداشت و درمان سازمان برنامه بود، واقعا متفکری منصف و کارشناسی زبده بود. او هیچ نوع پیش داوری هم درباره طرح ژنریک نداشت اما وقتی مافیاهای متصل به فراملیتی ها شروع کردند که زیر آب طرح ژنریک را بزنند، او دستور داد که در حیطه مدیریت بهداشت و درمان سازمان برنامه، مطالعه ای درباره نیک و بد این طرح شود. یکی از یافته های این مطالعه نشان داده بود که اگر این طرح انجام نمی شد، برای پاسخگویی به نیازهای دارویی کشور در سال ۱۳۶۸ باید حداقل سالانه ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار برای واردات دارو کنار می گذاشتیم. در حالی که در کل سالهای بعد از پیروزی انقلاب تا پایان جنگ، کل هزینه ارزی بخش سلامت ایران، هرگز بالاتر از ۵۰۰ میلیون دلار نشده بود. یعنی به جز آن آثار رفاهی، این صرفه جویی ارزی نیز وجود داشت. متاسفم که آنچنان ناتوانی وجود دارد که از نقاط قوت خودشان هم نمی توانند دفاع کنند؛ چرا که در سایه برنامه منحوس تعدیل ساختاری، خود تیشه به ریشه این نقاط افتخارآمیزش می زند.

    مومنی، پژوهش های «جهانگیر آموزگار» و «محمدرضا سوداگر» که از دو زاویه سلطنت طلبی و مارکسیستی به جمع آوری داده ها و برخی تحلیهایی پرداخته اند را خارق العاده دانست اما در عین حال آنها را در اسارت علائق ایدوئولوژی زده شان توصیف کرد و ادامه داد: گروه سوم از کسانی که در این زمینه کار کرده اند، «بازار باورها» هستند که شمار آنها از دو گروه اولی، زیاد تر است. دوره هنرنمایی ها و نقش آفرینی آنها در مدیریت اقتصادی کشور به دوره پس از جنگ بر می گردد. کتاب «جهانی سازی و مسائل آن» یکی از باکیفیت ترین و عمیق ترین و بااستنادترین دستاوردهای اندیشه ای ژوزف استیگلیتز است که کارنامه اعمال سیاستهای تعدیل ساختاری را در کشورهای درحال توسعه به نمایش می گذارد.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت: در این کتاب می گوید درباره آموزه بازارگرایی واقعیتی وجود دارد و این آموزه بر فروضی از بیخ و بن غیرواقعی بنا شده است. استیگلیتز می گوید بنابراین برای متقاعدکردن روشنفکران و رهبران کشورهای در حال توسعه برای استفاده از این آموزه در اداره اقتصادشان که منافع قدرتهای بزرگ را تامین کنند، ناگزیر هستند به شیوه های مختلف دستکاری ذهن مخاطبان دانشگاهی و رهبران و سیاستگذاران در کشورهای در حال توسعه و صنعتی روی آورند. ایشان حدود ۱۰ گونه از دستکاری ذهن توسط بازارگراها را در این کتاب معرفی کرده که همه آنها قابل توجه است. چرا که همه آنها برای به اسارت دراوردن اقتصاد ایران، همزمان مورد استفاده قرار می گیرد.

    به تضعیف ارزش پول ملی، اصلاح نرخ ارز می گویند!

    وی به ایده فردریک لیست اشاره کرد که در آن می گوید اقتصاددانان بازارگرا وقتی به آن قله پیشرفت صنعتی رسیدند، آن نردبان حمایت گرایی را که از آن بالا آمدند را با لگد کناری پرت کردند و شروع به انتقاد از آن کردند و خاطرنشان کرد: استیگلیتز می گوید آنها به جز وارونه کردن حقیقت، به دروغ گویی های آشکار هم متوسل می شوند. آنها الفاظ آبرومند را مصادره می کنند. برای نمونه در گنجیه دانش اقتصاد ، تضعیف ارزش پول ملی، جزء پرمفسده ترین و فاجعه سازترین ابزارهایی است که در تاریخ بشر شناخته شده است اما بازارگراها در ایران اسم آن را اصلاح نرخ ارز گذاشته اند. استیگلیز در این کتاب، می گوید آنها هیچ لفظی را به اندازه آزادی مصادره نکردند و به استعمار نکشیدند.

    هر جا به مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسمش را سرکوب می گذارند

    مومنی ادامه داد: هر جا که به ساحت مفت خوارگی، رباخواری و دلالی جسارت می شود، اسم آن را سرکوب می گذارند. مثلا اگر دولت کمی اهتمام داشته باشد که قیمت بعضی از کالاها و خدمات تغییر نکند می گویند دست از سرکوب قیمت بردار، اما اگر این سرکوب درباره مزد نیروی کار اتفاق بیفتد، آنها هرگز از این لفظ استفاده نمی کنند. می گویند قیمت گذاری دستوری را متوقف کنید، اما آنجا که رانتهای بزرگ و ضدتوسعه ای با عنوان آزادسازی تجاری و یا خصوصی سازی انجام می شود، مگر غیردستوری انجام می شود اما یک بار نمی بینم که عزیزان به این دستور اعتراضی داشته باشند اما اگر بگوییم از کانال قیمت گذاری دلخواه مبنی بر قانون جنگل، دولت اندکی جلوی زیاده خواهی های مفت خوارها را بگیرد، عزیزان می گویند تا کی باید در این اقتصاد قیمتهای دستور عمل کند!؟

    تمام قیمتها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کند / بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط در کتابهای درسی بوده است

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به اندیشه میردال اشاره کرد که در تاکید می کند تمام قیمتها در کشورهای صنعتی با صلاحدیدهای سیاسی و به صورت تنظیم گرانه موضوعیت پیدا می کند، اما شدت اعمال تنطیم گری در قیمت کالاها با یکدیگر متفاوت است، یعنی آنجا که اجازه عملکرد به نیروهای بازار داده می شود، همه تحت کنترل تنظیم گرانه دولت قرار دارد، گفت: سرکوب قیمت زمانی موضوعیت پیدا می کند که شما یک بازار رقابت کامل داشته باشید، تمام متفکران علم اقتصاد می گویند بازار رقابت کامل در طول تاریخ بشر فقط یک جا رخ داده و آن هم در کتابهای درسی بوده است. ما هرگز در طول تاریخ بشر، چیزی به اسم بازار رقابت کامل تجربه نکردیم. بسیار جالب است که در جامعه ای که نهادهای پشتیبان بازار به طرز فاجعه آمیزی ضعیف است، می گویند اگر جلوی زیاده خواهی ها را بگیرید، اسمش مواجهه دستوری با قیمتها می شود.

    بدنه کارشناسی در دیوان سالاری اداری به طرز وحشتناکی تضعیف شده

    مومنی در عین حال افزود: انکار نمی کنم که به دلیل ویژگیهای خاص اقتصاد سیاسی ایران، بدنه کارشناسی در دیوان سالاری اداری ایران به طرز وحشتناکی تضعیف شده اما ماجرا به دستوری بودن یا دستوری نبودن برنمی گردد، قاعده گذاری های بی کیفیت، چه در مجلس و چه در دولت، می تواند اختلالهای بزرگ ایجاد کند اما ما باید به همان اعتراض کنیم و نه اینکه در چارچوب ایدئولوژی بازار و بر اساس یک سلسله اوهام الفاظی را به تعبیر استیگلیتز مصادره کنیم. استیگلیتز می گوید آنها به جز مصادره الفاظ، تبحر فوق العاده ای در خلط مفاهیم دارند و خیلی از موارد خود را به فراموشی می زنند و با بی توجهی از مسائلی عبور می کنند. علاوه بر اینها اراده سازمان یافته ای برای رواج کلیشه های نادرست دارند.

    به اسم بازارگرایی انبوهی از آدرسهای عوضی داده می شود / یک بار نمی بینید که نقش میان تهی شدن، افول و سقوط تولید ملی در تورم فعلی ایران برجسته شود

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان بر اینکه استیگلیتز می گوید در ربع قرن گذشته هر جا که در چارچوب بنیادگرایی بازار، حرف از آزادی مطرح می شود، منظورشان آزادگذاشتن گرگها است و حکومتگران و مردم باید نسبت به این مساله هشیار باشند، خاطرنشان کرد: مهم ترین عامل اینکه ایران پنجاه سال است که در مهار تورم دو رقمی ناتوان است، این است که به اسم بازارگرایی انبوهی از آدرسهای عوضی داده می شود. در تبیین هایی که به اسم بازارگرایی در ایران می شود، یک بار نمی بینید که نقش میان تهی شدن، افول و سقوط تولید ملی در تورم فعلی ایران برجسته شود. آدرسهای غلط می دهند و در مقام تبرئه نقش رباخوارها و بانکهای خصوصی و سوداگرها و دلالها، بخش اعظم ماجرای تورم در ایران را به کسری مالی دولت نسبت می دهند.

    اولین علت تورم در ایران شوک درمانی است

    مومنی به پژوهش دکتر عباس شاکری، استاد اقتصاد دانشگاه، اشاره کرد که تاکید می کند رتبه نخست در توضیح تورم در ایران به نقش آفرینی شوک درمانی و رتبه دوم به طرز عمل بانکهای خصوصی و رتبه سوم به کسری مالی دولت و شیوه تامین بر می گردد، و اظهارداشت: به اسم بازارگرایی در ایران، دو عامل اولی را عزیزان به کلی حذف کرده اند. خیلی سخت است که در این شرایط بگوییم این فقط نادانی تئوریک است و به منافع برنمی گردد.

    تمسک به بازارگرایی در یک اقتصاد عقب مانده از نوآوریهای فناورانه، منجر به زمین گیر شدن و حرکت به سمت وابستگی به قدرتهای بزرگ خواهد شد

    استاد گروه برنامه ریزی و توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبایی، ادامه داد: از زمان فردریک لیست، گفته شده که تمسک به بازارگرایی در یک اقتصادی که از جریان نوآوریهای فناورانه دنیا عقب مانده است، منجر به زمین گیر شدن این اقتصاد و حرکت به سمت وابستگی به قدرتهای بزرگ خواهد شد. اگر حکومت گرامی می خواهد عبرتی بگیرد به آخرین گزارشهایی که بانک جهانی منتشر کرده مراجعه کند تا ببیند که با وجود شرایط جنگی، سهم ایران در تولید جهانی از سهم جمعیتی اش بیشتر بود اکنون سهم تولیدش به حدود یک، پنجم سهم جمعیتی اش رسیده است. یعنی چنین زمین گیری و بدبختی بزرگی در اثر تن در دادن به این آموزه منحط و فاجعه ساز گریبان ایران را گرفته است. وجه دیگر این زمین گیری که ما را به اسارت خود درآورده این است که داده های آماری بانک جهانی می گوید حدود ۸۵ درصد از کل صادرات ایران همچنان صادرات مواد خام و اولیه است. این بازارگرایی مبتذل ما را اسیر کرده و به دوران پیشاقاجار پرتاب می کند. می گوید این در حالی است که میانگین جهانی این نسبت در دنیا حدود ۲۹ درصد است.

    مومنی اضافه کرد: بانک جهانی می گوید میانگین سهم صادرات کالاهای ساخته شده در دنیا حدود ۷۱ درصد است، در حالی که این نسبت برای ایران، به حدود ۱۵ درصد رسیده است. ما در اثر این بازارگرایی مبتذل دچار انحطاط شدیم.

    اگر برای تولیدکننده ها صدای هم تراز تجارت ایجاد نکنید نمی توانید توسعه ایجاد کنید

    وی با تاکید بر ضرورت توجه به نقش تعیین کننده توزیع عادلانه قدرت و ثروت در بهبود عملکرد اقتصادی، گفت: تاریخ اقتصادی ایران نشان می دهد در هر سطحی که ما به سمت توازن بخشی میان نیروهای اجتماعی و رابطه آنها با حکومت حرکت کردیم، دستاوردهای قابل اعتنا ایجاد شده است. در کشوری که سهم تعداد کارگاه های قسمت بازرگانی و تجارت در شکلهای مختلف بیش از ۵ برابر تولیدکننده ها است، اگر به اندازه تجار و واسطه ها و واردکننده ها برای تولیدکننده ها صدای هم تراز ایجاد نکنید نمی توانید توسعه ایجاد کنید.

    مومنی، ایجاد این صدای هم تراز برای تولیدکننده ها را در دوره مهندس موسوی و وزارت دکتر حسن عابدی جعفری اقدامی بی نظیر عنوان کرد و گفت: در این دوره، آقای دکتر جعفری برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران، یک معاونت پشتیبانی از تولید در وزارت بازرگانی ایجاد کردند و گفتند که بازرگانی ما باید در خدمت تولید باشد. کار بزرگ دیگر ایشان این بود که صنوف تولیدی را از صنوف توزیعی تفکیک کردند و جایگاهی هم تراز برای آنها در نظر گرفتند. اگر این کار نشده بود، امکان نداشت که ما بتوانیم بحرانهای سال ۶۵ به بعد را آن گونه افتخارآمیز پشت سر بگذاریم. داده های سالنامه آماری اتاق بازرگانی نشان می دهد تعداد اعضای تاجر اتاق ایران نسبت به اعضای صنعتگرش ۲٫۷ برابر است و این نسبت در اتاق تهران ۴٫۶ برابر است.

    هر میزان توزیع قدرت قطبی تر شده، فاجعه ها گریبان ایران را گرفته

    وی با بیان اینکه هر میزان توزیع قدرت قطبی تر شده، فاجعه ها گریبان ایران را گرفته و در میان ان فاجعه ها، گسترش و تعمیق فساد و انحطاط در کیفیت محیط زیست ایران، به صورت عریان تر متجلی شده است، اظهارداشت: کتاب «روایت یک فروپاشی» که به همت دکتر رئیس جعفری تالیف و تدوین شده، با استناد به داده های تاریخ شفاهی هاروارد، در بررسی چرایی سقوط رژیم پهلوی منحصر به فرد و فوق العاده است. بررسی دلایل مشترک آرا و نظرات آنها که تحصیلات اقتصادی و همزمان مسئولیت کلیدی در رژیم پهلوی داشتند انحطاط و سقوط در رژیم پهلوی را در قالب این موارد نشان می دهد؛ تن در ندادن ساختار قدرت به برنامه، استبداد رای و تضعیف قانون اساسی و ذایل کردن رویه های دیوان سالارانه باکیفیت و میان تهی کردن نظام دیوان سالاری، تن در ندادن ساختار قدرت به انضباط مالی که مهم ترین نیروی محرکه فساد بوده است، انتقادناپذیری افراطی و بی توجهی به نظرات کارشناسی در کل ساختار قدرت، اهتمام به کارهای نمایشی، ظاهرسازانه و پرهزینه و دورشدن از اصلاحات بنیادی نهادی، اتخاذ سیاستهای فسادزا و ذایل کننده اعتماد و سرمایه اجتماعی.

    در ساختار قدرت ایران، برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند!

    به گفته مومنی؛ در ساختار قدرت ایران، برخی قصد غربت می کنند و دروغ می گویند! شاید یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخ سیاسی ایران، تابلوی دروغ ممنوعی بود که در انتخابات سال ۸۸ مطرح شد. کاش عزیزان آن را آویزه گوش کنند. کاش مجلس ما قانونی می گذراند که اگر مقام مسئولی دروغ گفت چه تنبیه هایی متوجه او شود.

    به طور افراطی به دیدگاه های کارشناسی بی توجهی می کنند / خدا رحم کند، سیاستهای نابخردانه ارزی دولت چه برسر مردم و تولید خواهد آورد!

    وی با بیان اینکه عزیزان به طور افراطی به دیدگاه های کارشناسی بی توجهی می کنند، اضافه کرد: درباره این سیاستهای نابخردانه ارزی که دولت محترم درپیش گرفته و خدا رحم کند که سال ۱۴۰۴ چه بر سر مردم و تولیدکننده ها خواهد آورد، گفتم که شما این سیاست را اجرا کنید، اما برای آن مقاماتی که این سیاست را توجیه و اجرا می کنند، تنبیهی در نظر بگیرید. وقتی افتضاح ها و فاجعه آفرینی های این سیاستها روشن می شود، عزیزان مردم را تنبیه می کنند. اگر به آن کسانی که با جهل و نادانی و فساد و تسخیرشدگی برای این سیاستهای منحط بستر سازی می کنند، جایزه ندهند ، کاری هم به آنها ندارند! اگر خدای ناکرده مجلس هم بر این سیاستهای غلط شوک درمانی صحه بگذارد، امیدواریم دستگاه های نظارتی ما و خصوصا قوه قضائیه این بار دیگر آن اشتباه فاجعه آمیز ۱۴۰۱ را مرتکب نشوند.

  • بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند / چرا نظام از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟ / شوک درمانی یعنی شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان

    بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند / چرا نظام از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟ / شوک درمانی یعنی شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه بودجه 1404 رابطه با مردم را بدتر می کند، گفت: آقای عالی نسب در سالهای جنگ، می گفتند هیچ عنصری برای حفظ جمهوری اسلامی در تراز اعتماد عامه مردم و تولیدکنندگان به حکومت نیست. ملتها زمانی شکست می خورند که رفتارهای دولتها در عمل از ملت اعتماد زدایی می کند. کاش این توان را داشتیم که حکومتگران گرامی مان را متوجه کنیم که حرکت به سمت دلاری کردن اقتصاد و تحمیل بی ثباتی، ناامنی و حس بی آینده بودن به مردم و تولیدکنندگان در اثر شوک درمانی چه خواهد کرد.

    وی با بیان اینکه حامل حق و عدل بودن مستلزم خودسازی ها و تلاشهایی است و کسب آن ظرفیتها در چارچوب یک اقتصاد سیاسی رانتی با دشواری و مرارتهای فراوانی همراه است، افزود: شاید مهم ترین نهی استاد فقید نسبت به مدیریت اقتصادی کشور در دوران جنگ، پرهیز از شوک درمانی بود.

    از پزشکیان حمایت کردم، اما بسیار متاسفم که ایشان دم از ضرورت شوک درمانی زد

    مومنی با یادآوری اینکه من که در ایام انتخابات ریاست جمهوری، تا آخرین روزها به صورت عمومی از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده بودم، از آقای پزشکیان حمایت کردم چرا که ایشان شرافتش را گرو گذاشت و گفت اگر من مسئولیت بپذیرم هرگز شوک درمانی نخواهم کرد، گفت: من به این اعتبار که خود این فهم و التزام عملی به آن چقدر می تواند برای ایران نجات دهنده باشد، یک روز مانده به آخرین مهلت تبلیغات گفتم فقط به اعتبار این تعهد و تعهد ایشان به رفع گرسنگی و عدالت آموزشی و عدالت در سلامت داشته است، به ایشان رای می دهم. بسیار متاسفم که ایشان از اولین روزهایی که بر مسند نشست، دم از ضرورت شوک درمانی زد.

    دچار قفل شدگی به پدیده شوک درمانی هستیم / شوک درمانی به معنای شلیک به اعتماد مردم و تولیدکنندگان است

    وی افزود: این طنز تلخ زمانه ما در 35 ساله گذشته است و ما اکنون یکی از گرفتاریهای بزرگمان این است که به تعبیر تئوریک در کادر اندیشه توسعه دچار قفل شدگی به پدیده شوک درمانی هستیم و اگر ایران بخواهد نجات یابد، هیچ راهی جز بازآرایی ساختار نهادی بر محور بیرون آمدن از این قفل تاریخی برای ما نیست. طبیعتا این گام تنها بستر را مهیا می کند، اما اینکه به صورت ایجابی چه کارهایی باید کرد و حرکت به سمت آنها چه لوازمی دارد، اشاراتی از تجربیات استاد فقید می کنم. ایشان علی رغم فشارهای خرد کننده گروه های رانتی و پرنفوذ، تا وقتی مسئولیت مشاوره آقای مهندس موسوی را داشتند، اجازه شوک درمانی را ندادند، مرتبا به ما می گفتند آنها که این حرفها را می زنند متوجه نیستند که شوک درمانی به معنای شلیک به اعتماد مردم و شلیک به اعتماد تولیدکنندگان است.

    ملتها زمانی شکست می خورند که رفتار دولتها اعتمادزدایی می کند

    این اقتصاددان با بیان اینکه تا زمانی که این بلوغ اندیشه ای و این ارتقای فهم پدید نیاید که اگر حکومت ما، مردم و تولیدکنندگان را اعتمادزدایی کند، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد، اظهارداشت: آقای عالی نسب در سالهای جنگ، می گفتند هیچ عنصری برای حفظ جمهوری اسلامی  در تراز اعتماد عامه مردم و تولیدکنندگان به حکومت نیست. صفحات 110 تا 115کتاب «چرا ملتها شکست می خورند » را بخوانید، در آنجا به صراحت گفته می شود که ملتها زمانی شکست می خورند که رفتارهای دولتها در عمل از ملت اعتماد زدایی می کند. کاش این توان را داشتیم که حکومتگران گرامی مان را متوجه کنیم که حرکت به سمت دلاری کردن اقتصاد و تحمیل بی ثباتی و ناامنی و حس بی آینده بودن به مردم و تولیدکنندگان در اثر شوک درمانی چه خواهد کرد.

    پرهیز از شوک درمانی، حیاتی ترین کاری است که باید در دستور کار حکومت و ملت توسعه خواه قرار گیرد

    مومنی با تاکید بر اینکه پرهیز از شوک درمانی، حیاتی ترین کاری است که باید در دستور کار حکومت و ملت توسعه خواه قرار گیرد، گفت: هر کس دل در گرو دین خدا و مردم و آینده کشورش دارد، باید تلاش کند آثار سوء شوک درمانی را بر همه عرصه های حیات جمعی ایرانیان آشکار کند. ما در این زمینه از یک تاریخ تلخ 35 ساله برخوردار هستیم. در اثر شوک درمانی ما شاهد میان تهی شدن توان مالی خانوارها، بنیه تولید ملی و به افلاس کشیده شدن مالی حکومت می شویم. تمام شواهد 35 سال گذشته ما آن را نشان می دهد، اما ما در واکاوی چگونگی برون رفت از آن قفل تاریخی اعتیاد حکومت گران به شوک درمانی، می توانیم اینها را با جزئیات و ارقام بسیار تکان دهنده، حتی در کادر داده های رسمی انتشار یافته هم مشاهده کنیم.

    این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: رمز عظمت آقای عالی نسب که می تواند راهنمای نسل ما و شما باشد، قدرت شگرف ایشان در ادغام سه گروه دانایی ها بود؛ شناخت عمیق و همه جانبه نسبت به تجربه های تاریخ اقتصادی ایران، شناخت بسیار عمیق از اندیشه های اعتلابخش توسعه و شناخت بسیار عمیق از اسلام. رحمت خدا بر علامه جعفری، ایشان بارها به من گفتند که ما از دوران جوانی با آقای عالی نسب عهد بسته بودیم که من به ایشان اسلام را آموزش دهم و آقای عالی نسب هم اقتصاد را به من آموزش دهند. ایشان مشاور اقتصادی آیت الله بروجردی بودند. آقا حسین بروجردی که در تاریخ مرجعیت شیعی جزء یگانه ها است، به طور منظم هفتگی با آقای عالی نسب جلسه داشتند.

    مطهری و بهشتی در جلسات سکوت می کردند تا از عالی نسب بشنوند

    مومنی ادامه داد: وقتی در دوره کارشناسی درسم تمام شد و احساس کردم آنچه می خواستم را به دست آوردم، خدا در دلم انداخت که شهید بهشتی هرگز درباره یک مساله اقتصادی بحث عمومی نمی کردند، مگر اینکه ابتدا با آقای عالی نسب مشورت کنند. این انگیزه اصلی من بود برای اینکه تلاش کنم به ایشان نزدیک شوم و اعتمادشان را جلب کنم. دوستان موثقی برای من تعریف کردند که از این نظر، آقای مطهری هم تراز شهید بهشتی مقید بود. خود آقای عالی نسب برای من تعریف کردند که یک بار در جلسه شورای طرحهای انقلاب، بنی صدر اظهار وجودهایی می کرد، آقای مطهری با جدیت گفت آقای بنی صدر، تجربه چند 10 ساله گذشته به ما آموخته که در جلسه ای که آقای عالی نسب حضور دارند، سکوت کنیم تا بتوانیم بیشتر بهره مند شویم. فردی در این سطح از خودساختگی می تواند منشا تغییرات اعتلابخش برای جامعه خود باشد.

    وی یادآورشد: ایشان در جریان تعالیمی که به من می دادند، بسیار توصیه می کردند که دانشت را درباره مکتب تاریخی آلمان عمیق کن. تعبیر ایشان این بود که من در مسیر مطالعه سیر اندیشه ها در اقتصاد به مکتب تاریخی آلمان که رسیدم، سه سال درنگ کردم.

    سه اصل اساسی عالی نسب در اجرای سیاستهای دولت چه بود!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، شناخت عالی نسب از زوایای جامعه شناسی اقتصادی، تاریخ اقتصادی و اقتصاد سیاسی ایران را استثنایی و کم نظیر عنوان کرد و ادامه داد: بدون تردید شرایط کنونی آرایش قوا در اقتصاد سیاسی ایران، امروز زمین تا آسمان با 10 سال اول انقلاب فاصله دارد و لحاظ کردن این تفاوتها میان این شرایط امروز و آن روز بسیار حیاتی است و آقای عالی نسب با حساسیت خارق العاده ای، روزمره پویایی های اقتصاد سیاسی و اجتماعی ایران را دنبال می کردند. ایشان در کل آن 10 ساله که توانستند آن افتخارات را به سهم خود برای ایران کسب کنند، سه شاقول داشتند که هر سیاستی که پیشنهاد می شد را بر اساس آنها مورد ارزیابی قرار می دادند.

    چرا نظام تصمیم گیریها از اشتباهاتش درس نمی گیرد!؟

    مومنی توضیح داد: معیشت مردم، بنیه تولید فناورانه کشور و توان مالی حکومت این سه شاقول بود و می فرمودند هر توصیه، قانون یا هر سیاستگذاری باید با این سه شاقول سنجیده شود. این طنز تلخ را باید بسیار جدی گرفت که اغواگری حکومتگران برای تمسک به شوک درمانی، به بهانه کمبود ریال است. اما در کل 35 سال گذشته، بدون استثنا می بینیم که در هر دوره ای که شوک درمانی شده، کسری مالی دولت متناسب با شدت شوک درمانی افزایش پیدا کرده است. اینجا عظمت حرف شهید بهشتی را در تاکید بر حق و عدل متوجه می شویم، نه منافع دلالها و واسطه گرها و سوداگران و واردات چی ها. باید منافع خانوارها، مولدها و نهاد دولت محور باشد تا یادگیری ایجاد کند. اگر یادگیری اتفاق نمی افتد، به معنای این است که ساختار قدرت ما در سطوح قابل اعتنایی به تسخیر غیرمولدها درآمده است.

    مونتاژکاری کشور را با پس افتادگی و انواع فاجعه ها روبرو می کند

    این اقتصاددان با بیان اینکه برنامه توانمندسازی کیفیت اندیشه ای و اجرایی حکومت، جزء حیاتی ترین و فوری ترین اولویتها است، تصریح کرد: عالی نسب کسی بود که برای شناخت اقتصاد کشاورزی ایران و موانع توسعه روستایی در آن، 19 هزار پرونده تشکیل داده بود و با جزئیات و دقت عملی، به خصوص آثار سیاستهای اقتصادی کشور را بر جامعه روستایی و بخش کشاورزی رصد می کرد. آقای عالی نسب، حساسیت بسیار شدیدی به ترجیح مونتاژکاری به عمق بخشی به ساخت داخل در بخش صنعت ایران داشت؛ چرا که مونتاژکاری کشور را با پس افتادگی و انواع فاجعه ها روبرو می کند. آلبرت هیرشمن، در کتاب استراتژی توسعه اقتصادی می گوید شوک درمانی بحران قابلیت همکاری و بحران تقسیم کار عقلایی و بحران پیوندهای پسین و پیشین ایجاد می کند.

    مونتاژکاری منافع غیرمولدها در ایران را به منافع خارجی ها گره می زند

    مومنی تاکید کرد: کل ماجرای وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج، در کادر مفهوم پیوندزدایی فعالیتها توضیح داده می شود. پدیده مونتاژکاری که منافع غیرمولدها در ایران را به منافع خارجی ها گره می زند، نیروی محرکه عمق بخشی به وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج هم هست. در دوران جنگ، به همان اندازه که نسبت به عدالت اجتماعی غیرت و آگاهی وجود داشت، درباره مساله استقلال ملی هم غیرت و آگاهی وجود داشت و ماجراها دارد که باید در جای خود و به اندازه اهمیتی که موضوع دارد، به آن پرداخت و آنها را بسط داد. امروز ما در روش شناسی توسعه، می گوییم حیاتی ترین متغیر کنترلی برای اعتبار سنجی از جهت گیریهای سیاستی حکومت ها این است که این جهت گیرها چگونه رابطه مردم با حکومت را تحت تاثیر قرار می دهد.

    بودجه 1404، رابطه با مردم را بدتر می کند

    وی با تاکید بر اینکه اگر درکی از توسعه در ساختار قدرت ایران وجود داشت، باید درک می شد که این نوع بودجه، رابطه مردم و حکومت را بدتر می کند، ابراز عقیده کرد: اگر گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن بود، به محض اینکه درباره این مساله متقاعد می شدند باید روندها را متوقف می کردند. وقتی این روند را متوقف نمی کنند و اصرارهای ناهنجار هم می شود، به معنای این است که بخش بزرگی از آنها به تسخیر منافع غیرمولدها درآمده اند و اقتضائات معیشت خانوارها و بنیه تولید ملی و توان مالی حکومت را قربانی منافع غیرمولدها می کنند. بنابراین استاد فقید تمرکزش بر این سه مساله بود و از درون آن توجه به معیشت خانوارها متناسب با شرایط ایران، اندیشه عدالت اجتماعی را صورت بندی کرده بودند.

    بنیه تولیدی با ایجاد توان رقابت و مقاومت، اجازه بقا و اعتلا را به جامعه ما می دهد

    مومنی اضافه کرد: عالی نسب این وقوف روش شناختی را داشت که بنیه تولیدی است که با توان رقابت و مقاومتی که ایجاد می کند، اجازه بقا و اعتلا را به جامعه ما می دهد. اینگلهارت در کتاب توسعه فرهنگی در جامعه صنعتی با استناد به شواهد تاریخی توضیح داده است، عالی ترین جلوه ها و مظاهر بروز فضائل اخلاقی در تاریخ بشر، هنگامی مشاهده شده که جامعه انسانی توانسته به سطوحی از امنیت اقتصادی دست پیدا کند. از این دریچه اسنادی مانند لایحه بودجه 1404 و برنامه هفتم را بررسی کنید تا ببینید چرا ما نمی توانیم موفق باشیم.

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ اگر آنها واقعا صادقانه می خواستند به اسلام هم عمل کنند، کتاب انسان و ایمان مرحوم آقای مطهری، آنجا که به تقدم امنیت اقتصادی به امور معنوی اشاره می کند، به خوبی به ما می گفت که ریشه های اصلی انحطاط اخلاقی کجاست.

    تولید یک تصمیم گیری بلند مدت است و تضمین های بلندمدت نیاز دارد

    مومنی افزود: وقتی آقای عالی نسب به تولید فناورانه اهمیت می داد و این اعم از صنعتی کردن کشاورزی و بخش صنعت بود، به تولید فناورانه به مثابه یک نظام حیات جمعی نگاه می کرد. این مساله در جای خود شرح و بسطی لازم دارد و خیلی ها فکر می کنند که فعالیت تولیدی، یک تلاش هماهنگ جمعی، زیر سقفی به نام سوله درگوشه ای از یک شهر است؛ در حالی که آثار بزرگان دانش توسعه ، می گوید تولید یک تصمیم گیری بلند مدت است، بنابراین تضمین های بلندمدت نیاز دارد، شوک درمانی که ثبات و امنیت اقتصادی را هدف قرار می دهد، ضدتولید و محرک عمق بخشی به وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج است.

    بازی توسعه، یک بازی آرمان خواهانه و جمعی است

    وی تاکید کرد: کتاب استراتژی توسعه اقتصادی آلبرت هیرشمن، می گوید بازی توسعه، یک بازی آرمان خواهانه و جمعی است، بنابراین پایبندی به آرمان و قابلیت همکاری، جزء مهم ترین ویژگی های فرهنگی و اجتماعی یک جامعه توسعه خواه است. بنابراین به همان اندازه که جریان توسعه اقتصادی است، و شاید بیش از آن، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم است. اگر تنش زدایی در مناسبات بین المللی را هم به عنوان یک ستون فقرات در شرایط کنونی، برای برقراری ثبات و احساس امنیت درنظر بگیرید، می بینید که مساله در چه ابعادی باید به عنوان نظام حیات جمعی در نظر گرفته شود. وقتی مخالفان دولت در دوره جنگ، به سیاستهای اقتصادی هوشمندانه عالی نسب حمله می کردند و با ژست مثلا دلسوزی دولت را به اتخاذ سیاستهای تورم زا دعوت می کردند، استاد فقید، مظلومانه به من می فرمودند که اینها نمی فهمند اگر ما معیشت مردم را تضمین نکرده باشیم، کسی زن و بچه اش را رها نمی کند و داوطلب رفتن جنگ شود. اگر احساس فقر و عسرت کند و خانواده اش به خلاف کاری و تن فروشی مبادرت کند، به جنگ نمی رود، درک آنها در بهترین حالت، درکی انتزاعی و کلیشه ای است. متوجه نمی شوند که پشتیبانی از تولید، همانطور که نیازمند پشتیبانی از کل نظام حیات جمعی است ، عالی ترین پشتیبانی ها را هم از کل نظام حیات جمعی انجام می دهد.

    به یک تیم عمیق با حریت، شرافت و سلامت اقتصادی نیاز داریم

    این استاد دانشگاه گفت: استاد فقید در آن دوره، بار بزرگی را به تنهایی برداشتند و ما اکنون برای ادامه راه عالی نسب باید یک قدم جلوتر رویم و آن هم این است که بزرگترین خلاء نهادی رو به انحطاط آورنده جامعه مان را در ساختار قدرت برطرف کنیم. ما به یک تیم عمیق با حریت، شرافت و سلامت اقتصادی نیاز داریم که امر خطیر هماهنگ سازی جهت گیری های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بین المللی را در مرکز توجه خودش قرار دهد. همه آنچه که تا به امروز به این نیت ایجاد شده، به واسطه اینکه آن اهلیت علمی و حرفه ای در آن وجود نداشته، به ضد خود تبدیل شده است. اگر شما بخواهید با مساله محوری، اقتصادی سیاسی ایران را دنبال کنید، ببینید که به جلسه سران قوه چه اختیاراتی داده شود و از درون آن تصمیم ها چه بر سر ایران آمد! غلبه باید با صاحبان اهلیت علمی و حرفه ای باشد، نه اینکه هر کسی دستش به آنها رسید، بتواند جریان قاعده گذاری و تخصیص منابع را در کشور تحت تاثیر قرار دهد.

     مومنی در پایان گفت: در کنار صدها اشتباهات کوچک و بزرگ که در نظام قاعده گذاری ها است، یک اقدام افتخارآمیز هم با عنوان اهتمام بی سابقه به تربیت کارشناس انجام شده، گرفتاری بنیادی امروز ایران این است که زور رانت، فساد، ربا، دلالی و واردات چی گری از زور علم بیشتر است. به گمان من اگر ما برای همه آحاد جامعه چنین مسئولیتی تعریف کنیم که هر کس به قدر وسعش تلاش کند زور علم بیشتر شود، ما می توانیم از این گرفتاری ها بیرون بیاییم. ظرفیتهای دانایی موجود در کشور، هنوز فراتر از حد پیچیدگی های این اقتصاد سیاسی است و و شاید این مساله بزرگترین نیروی محرکه امید افزایی و تلاش برای من و دوستانم است.