برچسب: شهریه

  • صدور پیامک شهریه برای دانشجویان دانشگاه آزاد در هیاهوی جنگ و بحران اقتصادی

    صدور پیامک شهریه برای دانشجویان دانشگاه آزاد در هیاهوی جنگ و بحران اقتصادی

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که بسیاری از خانواده‌ها هنوز در شوک اقتصادی ناشی از جنگ بیرون هستند و فضای نااطمینانی اقتصادی بیش از گذشته شده است، پیامک‌های تسویه شهریه دانشگاه آزاد برای دانشجویان ارسال شده؛ پیامک‌هایی که نه‌فقط یک یادآوری مالی، بلکه به‌نوعی نشانه‌ای از فقدان هرگونه سیاست حمایتی در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع اقتصادی برای بزرگ‌ترین جمعیت دانشجویی کشور است.

    پیامک آمد، اما تدبیر نه!

    در هفته‌های اخیر، شماری از دانشجویان دانشگاه آزاد از دریافت پیامک‌هایی خبر می‌دهند که آن‌ها را به تسویه بدهی شهریه یا مراجعه برای تقسیط آن فرا می‌خواند. این در حالی است که کلاس‌ها در بسیاری از واحدها به‌صورت آنلاین برگزار می‌شود و به گفته دانشجویان، کیفیت آموزش نیز به‌شدت افت کرده است.

    آنچه این پیام‌ها را برای دانشجویان حساس‌تر کرده، نه صرفاً مبلغ شهریه، بلکه زمان‌بندی آن است؛ زمانی که بسیاری از خانواده‌ها با کاهش درآمد، تعدیل نیرو یا تأخیر در پرداخت حقوق مواجه‌اند.

    بر اساس آمار رسمی آموزش عالی، حدود ۳۵.۸ درصد از کل دانشجویان کشور در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می‌کنند؛ سهمی که این دانشگاه را به بزرگ‌ترین بازیگر آموزش عالی ایران تبدیل کرده است.

    در کنار آن، سایر دانشجویان در دانشگاه‌های دولتی (۲۱ درصد)، پیام نور (۱۲.۴ درصد)، علمی‌کاربردی (۶.۷ درصد) و دیگر مراکز مشغول به تحصیل هستند.اما مسئله اینجاست:آیا این سهم بزرگ، به معنای سهمی از سیاست‌های حمایتی در بحران هم هست؟ پاسخ تا اینجای کار خیر است.

    البته روشن است که اداره دانشگاه آزاد بدون منابع مالی ممکن نیست و این نهاد نیز با هزینه‌های سنگین آموزشی، زیرساختی و نیروی انسانی مواجه است؛ اما همین واقعیت، نقش دولت را پررنگ‌تر می‌کند. اگر قرار است دانشگاه بتواند در دوره‌های بحران از دانشجو حمایت کند، پیش‌شرط آن، حمایت سیاست‌گذار از خود دانشگاه است؛ حمایتی که به‌نظر می‌رسد در سال‌های اخیر کمرنگ بوده و حالا در بزنگاه‌های اقتصادی بیشتر خود را نشان می‌دهد. در شرایطی که بیش از یک‌سوم دانشجویان کشور در این دانشگاه تحصیل می‌کنند، بی‌توجهی به وضعیت مالی این مجموعه عملاً به انتقال فشار به دانشجو و خانواده‌هایشان منجر می‌شود؛ خانواده‌هایی که خود نیز با بحران درآمد، نااطمینانی شغلی و هزینه‌های فزاینده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اینجاست که نبود یک سیاست حمایتی مشخص از سوی دولت، نه‌فقط یک خلأ مدیریتی، بلکه عاملی در تشدید نابرابری آموزشی و فشار اجتماعی تلقی می‌شود.

    میلیون‌ها تومان بدهی برای کلاسی که استاد ندارد

    یکی از دانشجویان رشته حسابداری که در ترم سوم تحصیل می‌کند، می‌گوید:«برای دروس تخصصی این ترم، حدود ۶ میلیون تومان بدهی برایم آمده. این در حالی است که پدر و مادرم هر دو تعدیل شده‌اند و خودم هم کار نمی‌کنم. تمرکزم روی درس بود، اما الان نه کلاس درست داریم، نه استاد منظم حضور دارد. بعضی درس‌ها عملاً با ارائه دانشجوها می‌گذرد.» او می‌گوید کیفیت آموزش به حدی پایین آمده که حتی نمی‌داند دقیقاً چه چیزی یاد گرفته است، اما باید هزینه کامل آن را بپردازد.

    دانشجوی دیگری در رشته روان‌شناسی، که خود شاغل است، از فشار دوگانه کار و شهریه می‌گوید:«حدود ۵ میلیون تومان بدهی دارم. شاید در ظاهرعددی نباشد، اما برای منی که هنوز حقوق فروردین را کامل نگرفته‌ام، و تمام توانم را گذاشتم فقط قسط هایم را سر موعد بدهم، پرداخت این عدد یک معضل جدی است است. بیشتر نگرانم اگر پرداخت نکنم، برای امتحانات به مشکل بخورم. قبلاً بدون تسویه، کارت ورود به جلسه نمی‌دادند شاید حالا که آنلاین هستیم امکان ورود به جلسات نباشد نمی دانیم شاید هم باشد.»

    ابهام درباره سیاست‌های جدید دانشگاه، اینکه آیا بدون تسویه امکان شرکت در امتحان وجود دارد یا نه به اضطراب دانشجویان اضافه کرده است.

    دانشجوی کامپیوتر، از حذف عملی‌ها و تبدیل اجباری آموزش به شکل تئوری می‌گوید: «بخش عملی دروس را حذف کرده‌اند و گفتند نمره می‌دهند. ولی واقعاً ما چه چیزی یاد می‌گیریم؟ حدود ۷ میلیون تومان بدهی دارم. پدرم راننده اسنپ است. چند روز بیشتر کار کرد تا فقط بتواند هزینه‌های روزمره را تأمین کند. گفتن این عدد راحت است، اما پرداختش نه.»

    کیفیت سقوط کرده، اما شهریه سر جایش مانده است

    یک دانشجوی رشته حقوق که همزمان خودش کار می‌کند و هزینه دانشگاه را تامین میکند، وضعیت را این‌طور توضیح می‌دهد:«۴ میلیون بدهی دانشگاه دارم، اما همین امروز حدود ۲۰ میلیون تومان قسط داده‌ام. حقوقم ۳۵ میلیون است که فقط ۱۵ میلیونش را گرفته‌ام. الان عملاً ۵ میلیون تومان هم بدهکارم. کاش حداقل شرایط پرداخت را آسان‌تر می‌کردند.»

    ماجرا فقط چند میلیون تومان بدهی نیست؛ مسئله، شکافی است که هر روز عمیق‌تر می‌شود: شکاف میان هزینه‌ای که از دانشجو مطالبه می‌شود و کیفیتی که عملاً دریافت می‌کند. کلاس‌های آنلاینی که یا استاد ندارند، یا به حداقل زمان ممکن تقلیل یافته‌اند، حالا به نماد آموزشی تبدیل شده‌اند که بیشتر روی کاغذ جریان دارد تا در واقعیت. در همین حال، خانواده‌هایی که زیر فشار تعدیل، تأخیر حقوق و رکود مانده‌اند، باید همان هزینه‌ای را بپردازند که گویی همه‌چیز در بهترین حالت خود پیش می‌رود.

    در چنین شرایطی، شهریه دیگر فقط یک عدد نیست؛ به نقطه برخورد چند بحران تبدیل شده است: آموزشی که کارکردش زیر سؤال رفته، اقتصادی که توان پرداخت را فرسوده و نهادی که نشانی از انعطاف نشان نمی‌دهد. نتیجه، نسلی از دانشجویان است که نه‌فقط بدهکار، بلکه بی‌اعتماد و فرسوده از تجربه‌ای است که قرار بود «آموزش» باشد.

    اعتراض از حاشیه شروع شد؛ وقتی صدایی شنیده نمی‌شود

    صدای نارضایتی، حالا از گروه‌های دانشجویی سرریز کرده و به شکل فراخوان‌های جمعی خود را نشان می‌دهد؛ جایی که دانشجویان، در غیاب هر کانال رسمی پاسخ‌گو، خودشان دست به کار شده‌اند. پیام‌هایی که دست‌به‌دست می‌شوند، دیگر صرفاً گلایه نیستند؛ صورت‌بندی یک مطالبه‌اند: «تعویق پرداخت شهریه، کاهش فشار مالی و به‌رسمیت شناختن کیفیتی که عملاً وجود ندارد.»

    در این میان، اشاره مکرر به شرایط پس از جنگ، تعطیلی کسب‌وکارها و افت درآمد، نشان می‌دهد مسئله فقط دانشگاه نیست؛ مسئله نادیده‌گرفتن واقعیتی است که دانشجو هر روز با آن زندگی می‌کند. حالا برخی پا را فراتر گذاشته‌اند و از هماهنگی برای حضور جمعی و گفت‌وگوی مستقیم با مسئولان دانشگاه می‌گویند؛ تلاشی برای اینکه این‌بار، صدا از دل گروه‌ها بیرون بیاید و به جایی برسد که تا امروز، پاسخی از آن نیامده است.

    مسئله فقط پول نیست؛ مسئله به‌رسمیت شناختن بحران اقتصادی است

    شاید بسیاری از دانشجویان در نهایت بتوانند شهریه خود را پرداخت کنند و در امتحانات شرکت کنند.

    اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: «چرا در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های اقتصادی، هیچ نشانه‌ای از همدلی یا سیاست حمایتی برای این جمعیت گسترده دیده نمی‌شود؟»

    دانشجویان دانشگاه آزاد، که بیش از یک‌سوم جمعیت آموزش عالی کشور را تشکیل می‌دهند، به نظر می‌رسد در سیاست‌گذاری‌های حمایتی، سهمی ندارند؛ نه در تعویق پرداخت، نه در تخفیف، و نه حتی در شفاف‌سازی.

    در نهایت، آنچه از دل این روایت‌ها بیرون می‌آید، یک شکاف جدی است، شکاف میان نهاد آموزش و واقعیت زندگی دانشجو.

    در شرایطی که آموزش به‌صورت ناقص ارائه می‌شود و اقتصاد خانواده‌ها تحت فشار است، اصرار بر دریافت کامل شهریه، این پرسش را پررنگ‌تر می‌کند، آیا دانشگاه هنوز یک نهاد آموزشی است، یا صرفاً به یک سازوکار مالی تبدیل شده است؟ دانشجویان شاید در نهایت هزینه‌ها را بپردازند، امتحان بدهند و ترم را بگذرانند اما آنچه باقی می‌ماند، تجربه‌ای از بی‌پناهی در دل بحران است، تجربه‌ای که می‌تواند اعتماد به نهاد آموزش را بیش از پیش فرسایش دهد.

  • بدهی پنهان مدارس به والدین

    بدهی پنهان مدارس به والدین

    به گزارش اقتصادران، هرچند مهم‌ترین مساله کنونی ایران، گذار موفقیت‌آمیز از شرایط جنگی پیش‌آمده است، اما فوریت مسائل جنگی، نباید موجب غفلت از آموزش دانش‌آموزان شود. توسعه شتابان اینترنت در دهه اخیر و طراحی نرم‌افزار‌های آموزش مجازی در دوره همه‌گیری کرونا، ظرفیت بسیار بالایی برای تداوم آموزش در شرایط بحرانی ایجاد کرده است.

    تداوم «آموزش فراگیر» به لطف توسعه اینترنت در دهه اخیر

    بررسی آمارها نشان می‌دهد اینترنت در ایران از ابتدای دهه ۱۳۹۰ توسعه روز افزونی داشته است. هزینه واقعی هر خانوار برای اینترنت از ابتدای دهه ۱۳۹۰ شیب صعودی داشته و این روند صعودی پس از سال ۱۳۹۸ به‌شدت افزایش یافته است. به قیمت‌های پایه سال ۱۴۰۳، هزینه اینترنت خانوار‌ها در سال ۱۴۰۳، ۳۸ برابر هزینه اینترنت آنها در سال۱۳۹۰ شده و این در حالی رخ داده که سرعت اینترنت در این مدت به‌شدت افزایش یافته است. علاوه بر توسعه روزافزون اینترنت در کل کشور، بررسی‌ها نشان‌دهنده توسعه سریع‌تر مناطق روستایی نسبت به مناطق شهری است. همچنین دسترسی دهک‌های پایین درآمدی به اینترنت نیز با سرعت بیشتری نسبت به دهک‌های بالاتر افزایش داشته است. برآیند روند‌های طی شده موجب شده است نسبت هزینه اینترنت خانوارهای شهری به روستایی از حدود ۱۱برابر در سال۱۳۹۲ به ۳برابر در سال۱۳۹۸ کاهش یابد. نسبت هزینه اینترنت سه دهک بالا به سه دهک پایین نیز از حدود ۲۱برابر در سال۱۳۹۲ به ۵.۵برابر در سال۱۳۹۸ کاهش یافته است. با آغاز سال۱۳۹۹ و شیوع ویروس کرونا در ایران، اولین تجربه از مجازی کردن گسترده آموزش به وقوع پیوست. توسعه سریع اینترنت در روستاها و در دهک‌های پایین در چند سال قبل از ۱۳۹۸، مهم‌ترین عاملی بود که دسترسی بسیاری از دانش‌آموزان به آموزش مجازی را فراهم کرد.

    خانوارها با فهم اهمیت دسترسی به اینترنت برای تداوم آموزش فرزندان خود در شرایط بحرانی، اقدام به تقویت دسترسی خود به اینترنت در سال۱۳۹۹ و پس از آن کردند. بررسی آمار‌ها نیز نشان‌دهنده این واقعیت است که مصرف اینترنت از سال۱۳۹۹ با شتاب بسیار بیشتری افزایش یافته و همچنین شکاف مصرفی بین مناطق شهری و روستایی و دهک‌های بالا و پایین، کاهش قابل‌توجهی نسبت به سال۱۳۹۸ پیدا کرده است. بنابراین توسعه فراگیر اینترنت تا سال ۱۳۹۸، از یک طرف بستر لازم برای تداوم آموزش فراگیر در دوره همه‌گیری کرونا را پدید آورد و از طرف دیگر مجازی شدن آموزش نیز به توسعه بیش از پیش اینترنت در ایران انجامید. با شکل‌گیری بستر آموزش فراگیر مجازی پس از تجربه ویروس کرونا در ایران، در برهه‌ها و به مناسبت‌های گوناگون از این ظرفیت استفاده شده است. علاوه بر آلودگی و برودت هوا و نا آرامی‌های اجتماعی، اکنون و پیش از این شرایط جنگی نیز به عوامل مجازی شدن آموزش افزوده شده است. هرچند آموزش مجازی می‌تواند به مراتب بهتر از قطع بلندمدت و کامل آموزش باشد؛ اما این شیوه حل مساله نیز آسیب‌های مهمی در پی دارد.

    57 copy

    نقش  مدرسه در آموزش و ضربه دائمی اختلال‌های مقطعی

    گفت‌وگو با معلمان، دانش‌آموزان و والدین آنها نشان‌دهنده افت قابل‌توجه کیفیت آموزش در روش مجازی است. علاوه بر دانش‌آموزانی که به اینترنت و تلفن همراه هوشمند دسترسی ندارند، بقیه دانش‌آموزان نیز به‌دلیل افت کیفیت آموزش دچار آسیب شده‌‌اند. قطع و وصل شدن زیاد اینترنت، نرخ بالای غیبت دانش‌آموزان، عدم امکان پایش میزان توجه دانش‌آموزان حاضر در کلاس و انگیزه پایین‌تر دانش‌آموزان برای مشارکت در کلاس و انجام تکالیف از جمله مواردی است که معلمان در خصوص شیوه آموزش مجازی بیان می‌کنند. علاوه بر موارد ذکرشده، دوری دانش‌آموزان از همسن و سالان خود در مدرسه، به‌خصوص در مقطع ابتدایی، آثار مخربی بر روحیه آنها دارد. هرچند نوجوانان مقاطع تحصیلی متوسطه اول و دوم می‌توانند این دوری از محیط مدرسه را با دوستان دیگر خود در بیرون از خانه جبران کنند؛ اما این امکان برای کودکان مقطع ابتدایی فراهم نیست. فروافتادن کودکان مقطع تحصیلی ابتدایی در فضای مجازی و بازی‌های اینترنتی، در کنار اهمیت بالای این سنین در شکل‌گیری شخصیت اجتماعی انسان‌ها، خطر آسیب‌های روانی ماندگار را در آنها بالا برده است. دوری از همسن و سالان در مدرسه، در شرایطی که دوره خانواده‌های گسترده با چند فرزند گذشته است، می‌تواند جسم و روان کودکان را دچار آسیب‌های متعدد کند. اضافه وزن، شخصیت منزوی، افسردگی روانی و پرخاشگری از جمله مواردی است که کودکان تنها را تهدید می‌کند.

    کاهش کنترل معلمان بر دانش‌آموزان، در کنار بی‌انگیزگی شدیدتر دانش‌آموزان در شیوه آموزش مجازی و نرخ بالاتر غیبت‌های آنها، افت کیفیت آموزش را در پی دارد. به‌دلیل ماهیت زنجیره‌ وار مطالب درسی، اختلالات کوچک در آموزش دانش‌آموز می‌تواند تاثیر ماندگاری بر سطح یادگیری وی داشته باشد. بحران‌های مقطعی مثل جنگ ۱۲روزه و به احتمال زیاد جنگ کنونی، هرچند روند آموزش را در بازه زمانی نسبتا کوتاهی مختل می‌کنند اما اثر بلندمدتی بر یادگیری دانش‌آموز خواهند داشت. بررسی آمار‌ها نشان می‌دهد درصد کودکان ۷ تا ۱۳ساله‌ای که غیرمحصل بوده‌اند پس از مجازی شدن آموزش در دوره کرونا افزایش قابل‌توجه‌ای یافته است. نرخ کودکان غیرمحصل از ۱٫۷درصد در سال۱۳۹۹ به ۲٫۲درصد در سال۱۴۰۰ افزایش یافته است. با توجه به جمعیت بیش از ۱۰‌میلیونی این کودکان، افزایش ۰٫۵واحد درصدی در این شاخص به معنای افزایش بیش از ۵۰هزار نفری در تعداد کودکان غیرمحصل است. هرچند نمی‌توان اثر رکود اقتصادی در دوره کرونا را بر این افزایش نادیده گرفت، اما به‌نظر می‌آید سهم عمده متعلق به آموزش مجازی باشد. نرخ بالای غیبت‌ها و دوری از جو آموزشی مدرسه باعث می‌شود تحصیل تعداد قابل‌توجهی از دانش‌آموزان دچار اختلال شود و این اختلال ممکن است ضربه‌ای دائمی مثل عدم ادامه تحصیل بر آنها وارد کند.

    55 copy

    بدهی پنهان مدارس به خانوارها

    تعطیلی مدارس و به‌خصوص مدارس ابتدایی به مناسبت‌های گوناگون، از برودت و آلودگی هوا گرفته تا مسائل شدیدتر مثل همه‌گیری بیماری‌ها و جنگ، موجب شده است تعداد روزهای تعطیل مدارس، بالاتر از حد معمول شود. برای مقابله با این مساله، مدارس و نظام آموزشی سعی کرده‌اند از ظرفیت آموزش مجازی در کشور استفاده کنند. افت شدید کیفیت آموزش در شیوه مجازی موجب آسیب به فرزندان والدینی شده است که به امید آموزش با کیفیت، پرداخت شهریه‌های سنگین مدارس و به‌خصوص مدارس غیرانتفاعی را به دوش کشیده‌اند. تلاش برای پرداخت شهریه‌های سنگین مدارس توسط والدین به این امید صورت گرفته است که برای فرزندان خود آموزشی با کیفیت و تمام وقت فراهم کنند؛ اما در این شرایط به نظر می‌آید آموزشی که خانوارها از مدارس توقع داشته‌اند محقق نشده است. بازپرداخت بخشی از شهریه متناسب با تعداد روزهای تعطیل و روزهایی که آموزش به صورت مجازی بوده است، می‌تواند حقوق تضییع‌شده خانوارها را تا حدی جبران کند؛ هرچند اختلال در فرآیند آموزشی فرزندان آنها ممکن است به راحتی قابل جبران نباشد.

     ضرورت برنامه‌های جبرانی پس از بحران

    عدم دسترسی به اینترنت، بی‌انگیزگی، شرایط روحی نا‌ مناسب و کاهش قدرت انتقال مطالب توسط معلم از جمله مواردی هستند که آموزش مجازی را آسیب‌زا کرده‌اند. طراحی یک برنامه جبرانی برای کمک به آسیب‌دیدگان آموزش مجازی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دانش‌آموزانی که به هر دلیل نتوانسته‌اند در کلاس‌های مجازی شرکت کنند باید مورد حمایت‌های موثر آموزشی قرار گیرند تا پس از سپری شدن دوره بحران بتوانند همگام با دیگر دانش‌آموزان تحصیل خود را ادامه دهند. علاوه بر گروه بالا، دانش‌آموزانی نیز وجود دارند که در کلاس‌های درس شرکت کرده‌اند؛ اما یادگیری لازم را نداشته‌اند. به‌دلیل شناسایی دشوارتر این دانش‌آموزان، آنها معمولا مورد غفلت برنامه‌های جبرانی قرار می‌گیرند که برای جلوگیری از این اتفاق ضروری است متناسب با شرایط هر کلاس آزمون‌هایی جهت سنجش افراد در دوره پس از بحران طراحی شود. بنابراین ضمن توجه به موفقیت‌ نظام آموزشی از نظر تداوم آموزش در شرایط جنگی، باید به این نکته نیز توجه شود که برای جلوگیری از وارد شدن آسیب‌های دائمی به فرآیند تحصیل بسیاری از دانش‌آموزان، نیاز به طراحی برنامه‌های جبرانی موثر وجود دارد.

  • ماهیگیری مدارس و دانشگاه‌ها از آب گل آلود جنگ!

    ماهیگیری مدارس و دانشگاه‌ها از آب گل آلود جنگ!

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که ایران در سایه تنش‌های منطقه‌ای و وضعیت جنگی روزگار می‌گذراند و از ۹ اسفند تا پایان سال کلاس‌های مدارس و دانشگاه‌ها نیمه تعطیل و غیرحضوری اعلام شده‌اند، یک پرسش جدی در میان خانواده‌ها و دانشجویان شکل گرفته است: وقتی آموزش تعطیل یا آنلاین است، چرا هزینه‌ها همچنان کامل و بدون تعدیل دریافت می‌شود؟

    این روزها پس از تعطیلی‌های پیاپی و بحران‌های زنجیره‌ای، از همه‌گیری کرونا گرفته تا آلودگی هوا، قطعی اینترنت، اعتراضات مردمی و حالا شرایط جنگی و نااطمینانی‌های امنیتی، یک نقطه مشترک در روایت خانواده‌ها و دانشجویان دیده می‌شود؛ پرداخت کامل هزینه، بدون دریافت کامل خدمت.

    در آستانه بحران‌های مختلف جامعه، در میان تمام روایت‌های کلان سیاسی و امنیتی، دو قشر کمتر شنیده‌شده در سکوتی پرهزینه گرفتار مانده‌اند؛ دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی.

    خانواده‌هایی که شهریه‌ها را تمام و کمال پرداخت کرده‌اند، اما خدماتی که وعده داده شده بود یا ارائه نشده یا به شکلی حداقلی و آنلاین جایگزین شده است؛ جایگزینی که نه کیفیت آموزش حضوری را دارد و نه تناسبی با مبالغ پرداختی.

    این گزارش روایت پدرها و مادرها و دانشجویانی است که در گفت‌وگوهای جداگانه، از فشاری می‌گویند که کمتر دیده شده؛ فشاری که حالا در شرایط تعلیق و نااطمینانی جنگی، عمیق‌تر و ملموس‌تر شده است.

    جهش‌های میلیونی شهریه؛ بی‌اطلاع، بی‌برنامه، بی‌پاسخ

    مادری که دخترش کلاس ششم است، از تجربه‌ای می‌گوید که به گفته خودش «همه برنامه‌ریزی مالی خانواده را به هم ریخته است». او سال‌های قبل با شهریه ۱۴۰ میلیون تومان دخترش را ثبت‌نام کرده بود، اما سال گذشته مدرسه شهریه را تا ۳۵۰ میلیون تومان افزایش داد. امسال برای کاهش هزینه‌ها، مدرسه‌ای در منطقه سه را جایگزین مدرسه منطقه یک کرد و در ابتدای سال ۱۵۸ میلیون تومان پرداخت.

    اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. به گفته او، در میانه سال تحصیلی ناگهان اعلام شد که ۵۰ میلیون تومان افزایش شهریه اعمال شده و همه خانواده‌ها مجبور به پرداخت بودند. او می‌گوید: «چیزی که به هیچ عنوان قابل درک نیست. شما با یک عدد ثبت‌نام می‌کنید، بعد وسط سال یک عدد دیگر می‌شنوید. هیچ خانواده‌ای برای چنین شوکی برنامه‌ریزی نکرده است.»

    او تأکید می‌کند که این تنها شهریه ثبت‌نام است. هزینه‌های جانبی جداگانه محاسبه می‌شود: ۸ میلیون تومان لباس فرم، ۵ میلیون تومان غذای ماهانه، ۲۵ میلیون تومان سرویس تک‌نفره و ۱۳ میلیون تومان سرویس دونفره. به گفته او: «این‌ها تازه مخارج اولیه است. کلاس‌های فوق‌برنامه، اردوها و برنامه‌های جانبی جداست.»

    اسمش دولتی است؛ بیست میلیون تومان برای هنرستان شهریه دادیم

    پدری در منطقه پنج تهران، با روایتی مشابه می‌گوید: «مدرسه غیرانتفاعی زیر ۳۰ دانش‌آموز دارد، در کلاس دخترم ۲۰ تا ۲۵ نفر هستند، اما هزینه‌ها در سطح مدرسه‌های لوکس منطقه یک محاسبه می‌شود.» او می‌گوید در شرایطی که مدرسه بارها به دلیل آلودگی هوا، اعتراضات یا قطعی اینترنت تعطیل بوده، «نه کلاس جبرانی مشخصی برگزار شده و نه تخفیفی داده‌اند.»

    پدر دیگری که فرزندش در پایه دهم هنرستانی دولتی تحصیل می‌کند، از شکل دیگری از پرداخت‌های اجباری می‌گوید. به گفته او، در ابتدای سال ۲۰ میلیون تومان دریافت شده، با اینکه مدرسه دولتی است. اما ماجرا به این رقم ختم نشده؛ تقریبا هر هفته حدود دو میلیون تومان برای وسایل رشته تحصیلی دخترش مطالبه می‌شود. او می‌گوید: «اسمش دولتی است، اما عملا باید مثل غیرانتفاعی هزینه بدهیم.»

    مهدکودک ماهی ۳۴ میلیون؛ آموزش یا قرارداد مالی یک‌طرفه؟

    روایت دیگری مربوط به مادری است که پسرش پیش‌دبستانی است. او می‌گوید ماهانه ۳۴ میلیون تومان پرداخت می‌کند. اما نکته مشترک در قراردادها به گفته او یک جمله است: «در صورت تعطیلی به هر دلیل، هیچ هزینه‌ای عودت داده نخواهد شد.»

    این جمله در بسیاری از قراردادهای مدارس غیرانتفاعی تکرار شده است. خانواده‌ها می‌گویند استدلال مدارس این است که اجاره ملک و حقوق کارکنان باید پرداخت شود و تعطیلی‌ها ربطی به مدیریت مدرسه ندارد. اما از نگاه خانواده‌ها، این یعنی انتقال کامل ریسک بحران به دوش آنها.

    یکی از مادران می‌گوید: «قبول دارم مدرسه باید اجاره بدهد، اما چرا تمام هزینه باید از جیب ما سوخت شود؟ وقتی بچه‌ام نه از غذا استفاده می‌کند، نه از سرویس، نه از امکانات مدرسه، چرا هیچ تعدیلی صورت نمی‌گیرد؟»

    مدرسه آفلاین، هزینه آنلاین

    یکی دیگر از مادران که اوهم تجربه افزایش شهریه در میانه سال را داشته، می‌گوید دلیل این افزایش‌های ناگهانی، بالا رفتن اجاره ملک مدارس است. او امسال مدرسه‌ای را انتخاب کرده که ملک متعلق به خود مدیر است تا این ریسک کاهش یابد. برای کلاس ششم حدود ۱۳۰ میلیون تومان شهریه داده و ۴۶ میلیون تومان نیز هزینه سرویس چهار نفره برای کل سال پرداخت کرده است.

    اما دغدغه اصلی او فراتر از پول است: «بچه‌ها درس نمی‌خوانند. آنلاین است، حال‌وهوای مدرسه نیست. آن آداب و رسوم، آن تعامل اجتماعی شکل نمی‌گیرد. حتی اگر آنلاین بودن را بپذیریم، سوخت شدن هزینه غذا و سرویس سخت‌تر است؛ چون واقعا هیچ استفاده‌ای نمی‌شود.»

    او می‌گوید:« از چند روز دیگر بعد از تعطیلی عمومی کشور، تا پایان سال اعلام شده آموزش غیرحضوری است؛ یعنی عملا چند هفته آموزش حضوری حذف شده، اما هیچ اشاره‌ای به بازنگری در شهریه‌ها نیست.»

    در دل دانشگاه آزاد چه خبر است؟ فقط پول می‌گیرند

    در سوی دیگر این روایت، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قرار دارند. عمده دانشجویانی که گفت‌وگو کرده‌اند، از پرداخت ۱۲ تا ۱۸ میلیون تومان در هر ترم برای رشته‌های معمولی خبر می‌دهند. برخی واحدها ظرفیتی بین ۱۰ تا ۱۲ هزار دانشجو دارند، اما به گفته دانشجویان «نه کلاس‌ها منظم تشکیل می‌شود، نه جبرانی مشخصی داریم.»

    یکی از دانشجویان می‌گوید: «هر استادی بخواهد کلاس برگزار می‌کند، هر استادی هم نخواهد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. سامانه‌های آنلاین پر از مشکل است. کیفیت پایین است. فقط از ما پول می‌گیرند. هر مرحله هر نمره ای که بخواهیم در سامانه ببینیم اول باید پرداختی‌ها را چک کنیم و جالب اینجاست که بخش مالی سایت ها هیچ مشکلی ندارند و عالی کار می کنند ولی در پشیتبانی های انلاین یا برخط هیچکسی در بحران ها پاسخگو نیست.»

    دانشجوی دیگری می‌گوید: «دو سال است می‌آییم دانشگاه فقط پول داده‌ایم. بعید می‌دانم برای دوره لیسانس چیزی یاد گرفته باشم. یا جنگ بوده، یا تعطیل بوده، یا آنلاین بوده، یا معلق.»

    دانشجویان بیش از هر چیز از نبود استاندارد واحد در برگزاری کلاس‌های آنلاین گلایه دارند؛ نبود نظارت مؤثر بر کیفیت آموزش و نبود شفافیت درباره نحوه جبران تعطیلی‌ها.

    نقطه مشترک؛ هزینه کامل، خدمت ناقص

    در تمام این روایت‌ها، یک خط مشترک دیده می‌شود: پرداخت هزینه کامل در شرایطی که خدمت آموزشی به‌طور کامل ارائه نشده است. بحران‌ها ممکن است خارج از کنترل مدارس و دانشگاه‌ها باشد، اما قراردادها به‌گونه‌ای تنظیم شده که تمام بار مالی بر دوش پرداخت‌کننده باقی می‌ماند.

    در شرایطی که کشور درگیر تنش‌های منطقه‌ای و وضعیت نیمه‌جنگی است و تعطیلی‌ها از ۹ اسفند تا پایان سال آموزش را به فضای تعطیل و آنلاین رانده، پرسش اصلی خانواده‌ها و دانشجویان این است: آیا در زمان بحران، هیچ سازوکار حمایتی برای مصرف‌کننده وجود ندارد؟

    از نگاه این خانواده‌ها و دانشجویان، مسأله فقط عددها نیست؛ مسأله احساس بی‌عدالتی است. وقتی آموزش آنلاین جایگزین حضوری می‌شود، انتظار دارند هزینه‌های جانبی متناسب‌سازی شود. وقتی کلاس‌ها برگزار نمی‌شود، انتظار دارند سازوکاری برای جبران وجود داشته باشد.

    در روزهایی که جامعه زیر فشار هم‌زمان اقتصاد، نااطمینانی و سایه جنگ زندگی می‌کند، شاید بازنگری در قراردادهای یک‌طرفه و تعریف مسئولیت مشترک در شرایط بحران، حداقل گامی باشد برای بازگرداندن حس انصاف؛ حسی که این روزها، کمیاب‌تر از همیشه شده است.