برچسب: شهردار تهران

  • خودکشی یک جنگ‌زده در هتل لاله / وزارت بهداشت: اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند / شهرداری: دیر آمدید!

    خودکشی یک جنگ‌زده در هتل لاله / وزارت بهداشت: اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند / شهرداری: دیر آمدید!

    به گزارش اقتصادران، خودکشی یکی از جنگ‌زدگانی که در هتل لاله تهران اسکان داده شده بود، فقط یک تراژدی فردی نیست؛ این حادثه، تصویری تلخ از فروپاشی هماهنگی میان نهاد‌های اجرایی، بحران مدیریت آسیب‌های انسانی پس از جنگ و در نهایت، تبدیل شدن رنج آوارگان به میدان رقابت سیاسی است.

    جنگ، هزاران نفر را بی‌خانمان و آواره کرده است. هتل لاله تهران امروز به پناهگاهی موقت برای بخشی از این جنگ‌زدگان تبدیل شده؛ مردمی که خانه، امنیت، دارایی و در بسیاری موارد اعضای خانواده خود را از دست داده‌اند. اما همین پناهگاه موقت حالا به صحنه یک تراژدی تبدیل شده است.

    گزارشی که به دست رویداد۲۴ رسیده نشان می‌دهد در روز‌های ابتدایی جنگ یک مرد جوان مجرد، از جنگ‌زدگان ساکن هتل لاله، در پی فشار شدید روانی ناشی از جنگ، آوارگی و بی‌خانمانی دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده است.

    اما آنچه این حادثه را از سطح یک اتفاق تلخ فردی فراتر می‌برد، ابعاد مدیریتی و سیاسی آن است؛ به‌ویژه نقش شهرداری تهران در پرونده‌ای که اساساً نیازمند مدیریت تخصصی روانی، درمانی و اجتماعی بوده است.

    «اجازه ندادند تیم‌های ما وارد شوند»

    ماجرا از پایان جنگ ۱۲ روزه آغاز شد؛ زمانی که شهرداری تهران داوطلب شد مدیریت بخش عمده امور مرتبط با آسیب‌دیدگان جنگ را برعهده بگیرد. دولت مسعود پزشکیان نیز که از ابتدا تمایل زیادی به واگذاری مسئولیت‌ها و تفویض اختیارات نشان داده، عملاً میدان را در اختیار علیرضا زاکانی قرار داد؛ تصمیمی که همان زمان با اعتراض وزارت راه و شهرسازی و همچنین بدنه کارشناسی حوزه سلامت همراه شد.

    اکنون روشن شده که دامنه این واگذاری، فقط به بازسازی شهری و اسکان اضطراری محدود نمانده و حتی رسیدگی به سلامت روان آسیب‌دیدگان نیز عملاً به شهرداری سپرده شده است؛ نهادی که اساساً نه ساختار تخصصی این کار را دارد و نه تجربه مدیریت بحران‌های پیچیده روانی پس از جنگ را.

    کلید اصلی این اختلاف در اظهارات اخیر علیرضا رئیسی، معاون وزیر بهداشت، نهفته است. او چندی پیش رسماً اعلام کرد: «ما آمادگی کامل برای ارائه مشاوره‌های روان‌شناختی به آوارگان را داشتیم، اما شهرداری تهران از ورود تیم‌های متخصص ما جلوگیری کرد.»

    رئیسی با تأکید بر اینکه تولیت سلامت روان باید در اختیار وزارت بهداشت باشد، هشدار داده بود که درمان اختلالات روانی—به‌ویژه برای کودکانی که خانواده خود را از دست داده‌اند—نیازمند پیگیری تخصصی، ثبت داده، استمرار درمان و نظارت حرفه‌ای است. با این حال، به گفته او، شهرداری ترجیح داده این خدمات را خودش ارائه دهد.

    جنگ نعمت است!

    اما چرا شهرداری تهران تا این اندازه بر در اختیار گرفتن کامل این پرونده اصرار داشت؟ پاسخ را باید در سیاست جست‌و‌جو کرد؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که فاصله زیادی تا آن باقی نمانده است.

    مجلس به تازگی با تمدید ۶ ماهه شوراهای شهر و روستا و ادامه کار شهرداران تا زمان انتخابات مجلس در دی ماه ۱۴۰۵ موافقت کرده و این یعنی چند ماه تا انتخابات شورای شهر تهران باقی مانده و علیرضا زاکانی برای رانده نشدن از «بهشت» بیش از هر زمان دیگری به آرای ساکنان تهران نیاز دارد. در چنین وضعیتی، مدیریت بحران جنگ‌زدگان و حضور روزانه در کنار هزاران آواره، می‌تواند به یک سرمایه سیاسی و تبلیغاتی مهم تبدیل شود.

    برای شهرداری، این بحران فقط یک مسئله انسانی نیست؛ بلکه فرصتی است برای نمایش «مدیریت جهادی» و فروش تصویری از کارآمدی به افکار عمومی. هزاران خانواده جنگ‌زده‌ای که هر شب در هتل‌ها، مدارس و مراکز اسکان موقت حضور دارند، همان مردمی هستند که چند ماه دیگر احتمالاً قرار است در انتخابات شورای شهر هم مشارکت کنند.

    در این میان، پزشکیان عملاً مسئولیت را از دوش خود برداشته و علی‌رغم مخالفت وزارت بهداشت و وزارت راه و شهرسازی، صفر تا صد مدیریت بحران را به شهرداری واگذار کرده است؛ واگذاری‌ای که حالا تبعات آن آشکار شده است.

    مشکل، اما دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: مدیریت بحران انسانی، صرفاً با اسکان، توزیع غذا و تأمین تخت تمام نمی‌شود. بحران جنگ فقط دیوار خانه‌ها را خراب نمی‌کند؛ روان انسان‌ها را هم ویران می‌کند.

    شهرداری شاید در جمع‌آوری زباله، آسفالت خیابان یا زیباسازی شهر تجربه داشته باشد، اما تخصصش درمان روان انسان‌هایی نیست که در چند روز، تمام زندگی‌شان را از دست داده‌اند. مدیریت آسیب روانی جنگ، نیازمند فعالیت روانپزشکی تخصص، مددکار اجتماعی، نظام ارجاع درمانی و پیگیری بلندمدت است؛ نه صرفاً استقرار چند روانشناس شیفتی در هتل‌ها.

    روابط عمومی هتل لاله اصل حادثه خودکشی را تأیید کرده است. یکی از مسئولان هتل مدعی شده فرد متوفی از قبل مشکلات روانی داشته وگرنه شهرداری تیم روان‌شناسی ۲۴ ساعته در محل مستقر کرده و این فرد می‌توانست از این امکانات استفاده کند.

    روایت شهرداری: «وزارت بهداشت دیر آمد»

    محمد صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، هم ادعای وزارت بهداشت را رد می‌کند. او می‌گوید پیشنهاد همکاری وزارت بهداشت «بسیار دیر» و پس از آتش‌بس ارائه شده؛ زمانی که به گفته او، شهرداری از قبل همه مقدمات خدمات‌رسانی را فراهم کرده بود.

    صاحب تأکید می‌کند شهرداری به‌صورت شبانه‌روزی و «با رویکردی جهادی» به بیش از ۴ هزار نفر از مجموع ۶ هزار جنگ‌زده خدمات مشاوره‌ای و حمایتی ارائه کرده است.

    او درباره حادثه خودکشی در هتل لاله نیز می‌گوید: «فرد مورد نظر در روز‌های ابتدایی جنگ و پیش از آنکه فرآیند خدمات مشاوره‌ای و پروتکل‌های حمایتی فعلی به‌طور کامل مستقر شود، اقدام به پایان دادن به زندگی خود کرده است.»

    به گفته مدیرکل سلامت شهرداری، چون این حادثه در مراحل اولیه بحران رخ داده، جزئیات اختلالات روانی فرد متوفی به‌طور کامل ثبت و مستند نشده است.

    فارغ از روایت‌های متناقض، یک واقعیت تغییر نمی‌کند: یکی از جنگ‌زدگان اسکان‌یافته در هتل لاله جانش را از دست داده است؛ آن هم در شرایطی که دو نهاد اصلی کشور حالا درباره اینکه چه کسی باید مسئول سلامت روان آسیب‌دیدگان باشد، یکدیگر را متهم می‌کنند. امروز جامعه با پرسشی بزرگ‌تر مواجه است: آیا در میانه رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی، اساساً کسی فرصت کرده به روان جامعه فکر کند؟

  • بازی زاکانی با حافظه مردم / حجت نظری: وقتی عملکرد زاکانی را به او یادآوری می کنید، با وقاحت می خندد!

    بازی زاکانی با حافظه مردم / حجت نظری: وقتی عملکرد زاکانی را به او یادآوری می کنید، با وقاحت می خندد!

    به گزارش اقتصادران، پس از اظهارات روز گذشته علیرضا زاکانی، شهردار تهران، مبنی بر اینکه «اگر معیشت تهران را به ما بسپارند، تضمین می‌کنیم ۳۰ درصد هزینه‌ها را کاهش دهیم» و درخواستش از رئیس‌جمهور برای واگذاری مدیریت آب پایتخت، واکنش‌های متعددی در فضای سیاسی و شهری مطرح شد.

    زاکانی همچنین گفته بود که «شهرداری می‌تواند در بازسازی مدارس فرسوده و منازل آسیب‌دیده جنگ نقش‌آفرینی کند»

    در همین زمینه، حجت نظری، عضو پیشین شورای اسلامی شهر تهران،  به انتقاد از وعده‌های مکرر و بی‌پشتوانه شهردار تهران تأکید کرد که کارنامه پنج‌ساله مدیریت شهری زاکانی نشان‌دهنده عدم تحقق وعده‌ها و ضعف عملکرد در حوزه‌های خدماتی، اجتماعی و زیست‌محیطی است.

    *****

    آقای نظری! درباره اظهارات آقای زاکانی که گفته‌اند اگر معیشت تهران را به شهرداری بسپارند، ۳۰ درصد هزینه‌ها کاهش می‌یابد، و همچنین درخواستشان برای واگذاری مدیریت آب پایتخت، چه نظری دارید؟

    آقای دکتر زاکانی عملاً در طول پنج سالی که شهردار تهران هستند توانستند با کاهش رفاهیِ پرسنل شهرداری تهران بخشی از هزینه‌ها را کاهش دهند، اما در مقابل تعدادی از دوستان و افرادی را که به ایشان یا به تیم کاری‌شان متصل بودند به بدنه شهرداری اضافه کردند. در نتیجه، نه‌تنها کاهش هزینه در سبد خانوار کارکنان شهرداری منجر به صرفه‌جویی نشد، بلکه نارضایتی‌ها را هم افزایش داد.

    افزایش بی‌ضابطه پرسنل شهرداری تمام صرفه‌جویی‌های ادعایی ایشان را خنثی کرد و حتی هزینه‌های بیشتری بر دوش شهر گذاشت. اگر همین یک مورد را مبنا قرار دهیم، به نظر نمی‌رسد بتوان چندان به صحت ادعاهای امروز ایشان اعتماد کرد.

    کاهش رفاه کارکنان شهرداری و افزایش نارضایتی در درون مجموعه

    ضمن آنکه در سایر حوزه‌ها نیز مشاهده کردیم که آقای زاکانی عملاً فقط حرف می‌زنند و وعده می‌دهند و در عمل خبری از تحقق آن نیست. حتی در موضوع آسیب‌دیدگان جنگ، وعده‌هایی دادند که هنوز به نتیجه کامل نرسیده است.

    در مجموع، در طول این پنج سال عملکرد مثبتی از ایشان در شهر تهران مشاهده نشده است. در حوزه خدمات شهری، واقعاً وضعیت شهر نسبت به گذشته بدتر شده و قابل دفاع نیست. در نگهداشت فضاهای شهری و وسایل حمل‌ونقل عمومی هم همین وضعیت برقرار است.

    شاخص‌های اجتماعی و فرهنگی بدون بهبود؛ فضای سبز در سراشیبی سقوط

    در حوزه اجتماعی و فرهنگی نیز هیچ شاخصی در جهت بهبود پیش نرفته است. برای مثال، در حوزه آسیب‌های اجتماعی نه‌تنها شاهد کاهش نبوده‌ایم، بلکه شرایط وخیم‌تر شده است. ممکن است تعداد گرمخانه‌ها کاهش یافته باشد، اما تعداد افرادی که از آن‌ها استفاده می‌کنند کمتر نشده است. خدمات ارائه‌شده به شهروندان در معرض آسیب، از جمله معتادان متجاهر، کاهش یافته اما تعداد این افراد کم نشده است.

    از سوی دیگر، شاخص‌هایی که باید رشد می‌کردند نیز افت کرده‌اند؛ مثلاً فضای سبز شهر کاهش یافته است. در طول پنج سال گذشته شاهد از بین رفتن درختان فراوانی بوده‌ایم. همین حالا کافی است نگاهی به پارک‌های شهر بیندازید؛ بسیاری از درختان خشکیده‌اند. این‌ها همه نتیجه همان بزرگ‌گویی‌ها و ادعاهای تکراری آقای زاکانی است.

    ادعاهای مکرر بدون پاسخگویی

    می بینید که وقتی هم عملکرد ایشان را به او یادآوری می‌کنید، با وقاحت می‌خندد و ادعای جدیدی مطرح می‌کند. همین موضوع نشان می‌دهد که این وعده‌ها نه بر اساس واقعیت میدانی، بلکه صرفاً برای جلب توجه رسانه‌ای و بازی با حافظه کوتاه‌مدت مردم بیان می‌شود.

    در مورد جبران خسارت‌های جنگ نیز همین رفتار تکرار شد. مدام می‌گفتند «بودجه نداریم» یا «وظیفه نداریم»، اما حالا با چه پشتوانه‌ای چنین وعده‌هایی می‌دهند؟ ایشان همان زمان هم مسئولیتی را از طرف دولت بر عهده گرفتند و گفتند بازسازی ساختمان‌های تخریب‌شده را انجام می‌دهیم، ولی این وعده هم محقق نشد.

    بی‌توجهی به جنگ‌زدگان و ناتوانی در عمل به تعهدات

    چند روز پیش مقابل نهاد ریاست‌جمهوری دیدم که تعدادی از عزیزانی که منازلشان در جریان جنگ دوازده روزه آسیب دیده بود، با پلاکارد ایستاده بودند و روی آن نوشته شده بود بیش از صد روز از جنگ گذشته و هنوز کسی به وضعیت آن‌ها رسیدگی نکرده است. آقای زاکانی گفته بودند «کار سختی نیست»، اما در عمل اقدامات کافی را انجام ندادند.

    ایشان موضوعاتی را مطرح می‌کنند و بعد روی حافظه کوتاه‌مدت تاریخی مخاطبان حساب می‌کنند؛ گمان می‌کنند کسی یادش نمی‌ماند چه وعده‌ای داده‌اند. بحثی را مطرح می‌کنند و در نهایت هیچ اقدامی از ایشان سر نمی‌زند.

    «اگر صادق هستید، استعفا دهید»؛ بهترین پاسخ صریح به زاکانی

    به نظر من، بهترین پاسخ به آقای زاکانی را امروز در صحن شورا خانم نرجس سلیمانی دادند؛ ایشان به‌درستی گفتند: «اگر واقعاً در گفتار صادق هستید، استعفا دهید.» این جمله شاید دقیق‌ترین پاسخ به عملکرد و ادعاهای آقای شهردار باشد.

  • «شهر فروشی» زاکانی!

    «شهر فروشی» زاکانی!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که تهران هنوز با بحران‌های ناشی از جنگ و تخریب‌های گسترده دست و پنجه نرم می‌کند، شهرداری پایتخت به جای تمرکز بر مدیریت بحران و بازسازی واقعی، مسیری را انتخاب کرده که نه تنها قانونی نیست، بلکه شهر را بیش از گذشته به سمت نابسامانی سوق می‌دهد. مصوبه‌ای که در افکار عمومی به «شهر فروشی» معروف شده، نمونه آشکاری از قانون‌گریزی شهرداری تهران و مدیریت علیرضا زاکانی است.

    این اولین بار نیست که شهرداری تهران با پوشش «مدیریت شهری» به سمت تصمیمات درآمدزای غیرقانونی می‌رود. در سال‌های گذشته نیز تجربه تلخ «تراکم‌فروشی» بار‌ها تهران را به مرز بحران کشانده است؛ بحرانی که هم در سیمای شهری و هم در زیرساخت‌های فرسوده خود را نشان می‌دهد. امروز، اما ماجرا خطرناک‌تر است، چرا که شهرداری از شرایط جنگی کشور به‌عنوان پوششی برای تصمیم‌سازی‌های غیرشفاف استفاده می‌کند.

    حتی مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران و کاظمیان، دبیر شورای عالی شهرسازی و معماری نسبت به غیرقانونی بودن این بخشنامه هشدار داده و خواستار لغو آن شدند. با این حال، شهرداری بی‌اعتنا به مخالفت‌ها، همچنان بر اجرای مصوبه پافشاری می‌کند. این سرپیچی نه تنها شورای شهر را بی‌خاصیت کرده، بلکه وزارت راه و شهرسازی را هم به حاشیه رانده است.

    منتقدان می‌گویند زاکانی و تیمش «بازسازی» را بهانه کرده‌اند تا پروژه‌های سرمایه‌گذاری و سودآور برای برخی افراد و گروه‌ها را پیش ببرند. به گفته اعطا، اگر شهرداری واقعاً به دنبال بازسازی است، باید فهرست پروژه‌هایی که از این بخشنامه استفاده کرده‌اند را منتشر کند. پنهان‌کاری شهرداری، شائبه رانت و فساد را بیش از پیش تقویت می‌کند.

    اینکه رئیس‌جمهور نیز در جلسه‌ای با شهردار تهران، پیشنهاد تأمین هزینه بازسازی‌ها از محل افزایش تراکم را پذیرفته، خود گواهی است بر بی‌توجهی دولت به پیامد‌های اجتماعی و شهری این تصمیم. اگر قرار است بازسازی به فرصت تازه‌ای برای «شهر فروشی» بدل شود، باید منتظر بود تهران در آینده‌ای نزدیک با موجی تازه از نابرابری، بی‌نظمی و فروپاشی زیرساختی مواجه شود.

    واقعیت این است که شورای ششم، به تعبیر اعطا، «شورایی ضعیف» بوده و هست. در شرایطی که شورا باید نقش نظارتی ایفا کند، امروز در برابر اقدامات شهرداری منفعل شده و اجازه داده زاکانی و تیمش به‌راحتی از خطوط قانونی عبور کنند. وزارت راه و شهرسازی هم در عمل، ناتوان از توقف این روند بوده است.

    شهرداری تهران در میانه جنگ، نه به فکر مردم، بلکه به فکر جیب خود است. تصمیمی که به جای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده، آینده تهران را به کالایی برای فروش تبدیل کرده است. اگر امروز جلوی این روند گرفته نشود، فردا بازسازی بهانه‌ای برای بزرگ‌ترین موج رانت‌خواری شهری در تاریخ معاصر ایران خواهد شد.

  • این ۱۲ روز جنگ نبود، درگیری بود / شهردار تهران باید در آن روزها با مردم صحبت می‌کرد 

    این ۱۲ روز جنگ نبود، درگیری بود / شهردار تهران باید در آن روزها با مردم صحبت می‌کرد 

    به گزارش اقتصادران، تجربه یک جنگ ۱۲ روزه سنگ محک ظرفیت‌های خدماتی و اجتماعی بود، شهری مانند تهران با جمعیت متغیر میلیونی ناگهان گرفتار یک حمله نظامی شد، حمله‌ای که برخی معتقدند در مواجهه با آن ظرفیت‌های خدماتی شهر دچار غافل‌گیری شد، طوری‌که نه از آژیری خبر بود نه پناهگاهی. اما در مقابل ظرفیت‌های اجتماعی همه را غافل‌گیر کرد، علیرغم همه اختلافات زمانی‌که ایده ایران مطرح شد خیلی‌ها اختلافات را کنار گذاشتند، اگرچه معلوم است برای پایدار ماندن این همبستگی تغییراتی باید انجام شود و احتمالاً مخاطب اول این تغییرات جریان سیاست‌گذار است. حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران معتقد است با باز شدن فضای مشارکت می‌شود زمینه‌های همبستگی را تقویت کرد.

    به‌عقیده این جامعه‌شناس از سال‌ها قبل گفته شده بود که یک نیروی اجتماعی به‌نام زنان در کشور درحال شکل‌گیری است اما عده‌ای به‌جای این‌که این نیروی اجتماعی را جذب کنند با سیاست‌های سختگیرانه سعی کردند با آن مقابله کنند، عدم پذیرش گروه‌های اجتماعی و عدم جلوگیری از تریبون‌هایی که فقط یک صدا را نمایندگی می‌کنند از جمله مواردی هستند که ایمانی جاجرمی از آن‌ها به عنوان آسیب یاد می‌کند.

    در این گفت‌وگو علاوه بر بررسی ظرفیت‌های اجتماعی در مواجهه با جنگ، نکاتی درباره «شهرکُشی» و ظرفیت‌های «سازمان دفاع غیرنظامی کشور» بیان شده است، شما می‌توانید متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

    در غزه و ماریوپل «شهرکُشی» شد در تهران نه

    *شهری مانند تهران چه‌طور می‌تواند در برابر جنگ تاب‌آوری داشته باشد؟

    البته این دوازده روز جنگ نبود و خدا کند جنگ هم نشود، این دوازده روز درگیری بود.

    *چه تفاوتی دارد؟

    جنگ چیزی هست که در غزه یا مثلا در شهر ماریوپل اوکراین رخ داد ، چراکه در این‌ موارد «شهرکُشی» اتفاق افتاد.

    *این «شهرکشی» چه نشانه‌هایی دارد؟

    یعنی تمام زیرساخت‌ها و تاسیسات شهر مورد حمله نظامی قرار می‌گیرد و به غیرنظامی‌ها حمله مستقیم انجام می‌شود. البته این دوازده روز هم احتمال زیادی داشت که به جنگ تمام عیار تبدیل شود، با این نقاط قوت و ضعف ما را نشان داد، به‌نظرم جدا از مسائل نظامی و امنیتی که در تخصص ما نیست در سایر موارد مثل مسائل خدماتی و اجتماعی حتما باید یک گزارش ملی تهیه شود.

    *نقطه ضعف تهران چه بود؟

    به‌نظرم غافل‌گیری بود، میلیاردها تومان پول خرج سازمان‌هایی مثل دفاع غیرعامل یا مدیریت بحران کردیم که در چنین روزهایی به‌کار بیایند ولی تا سه چهار روز کاملاً منفعل بودند، این نشان می‌دهد سناریوی حمله هوایی را تمرین نکردند و آمادگی نداشتند، این درحالی هست که ما از قبل از انقلاب سازمانی داشتیم به نام «سازمان دفاع غیرنظامی کشور» در آن مسئله حمله هوایی تمرین شده بود، حتی آن آژیری که زمان جنگ عراق علیه ایران در شهر به‌گوش می‌رسید کار آن سازمان بود.

    از جنگ هشت ساله عراق با ایران بیشتر روایت احساسی برداشت کردیم درحالی‌که باید درس می‌گرفتیم

    *اما در این دوازده روز ما صدای آژیر در تهران نشنیدیم؟

    تشکیلاتش را داریم اما آن‌ها هم غافل‌گیر شده بودند. از آدم‌های عادی مانند ما انتظاری نمی‌رود اما برای چنین مواقعی سازمان‌هایی وجود دارد که در اصطلاح به آن «دفاع شهری» می‌گویند، در واقع از این سازمان‌ها خبری نبود. ما در خاورمیانه زندگی می‌کنیم بنابراین نیاز به این تمرین‌ها داریم. انگار فراموش کردیم در سال ۱۳۵۹ به ایران حمله نظامی شد و هشت سال درگیر جنگ بودیم، بیشتر یک روایت احساسی از جنگ کردیم درحالی‌که از آن تجربه هشت ساله باید درس می‌گرفتیم، به‌ویژه برای شهرسازی و دفاع شهری.

    ما امروز با اسرائیل درگیر هستیم و چنین حمله‌ای از قبل هم پیش‌بینی می‌شده، یعنی مسئله جدیدی نیست، بنابراین سناریوی حمله به ایران جدی بوده لذا ما نباید غافل‌گیر می‌شدیم. خیلی از مردم ما تجربه جنگ را ندارند، این تجربه برای برخی استان‌ها و برخی افراد که در دهه ۶۰ زندگی می‌کردند وجود داشت ولی بخش عمده جمعیت خالی از تجربه جنگ بودند، شما دیدید که جمعیت زیادی از تهران خارج شد، مردم حدود ۱۸ ساعت در ترافیک گیر کردند، در شهرها برخی کالاها کمیاب شدند، اما اگر در برابر حملات هوایی آمادگی داشتیم نیازی به این جابه‌جایی جمعیت نبود، بلکه پناهگاه‌ها مشخص بود و با تمرینی که از قبل انجام شده بود می‌توانستیم امنیت را برقرار کنیم.

    شهردار مدیر بحران تهران است باید با مردم صحبت می‌کرد

    *در این دوازده روز ستاد مدیریت بحران در شهر تهران مرجعیت خبر نشد؟

    خیر، طبق قانون شهردار تهران مدیر بحران تهران است، شهردار باید در آن ایام با مردم صحبت می‌کرد و روحیه می‌داد، اما انگار هیچ‌کس آماده نبود، به نظرم این درگیری درس بزرگی داشت که باید از آن یاد بگیریم، فرض کنیم درگیری دوباره شروع شود یا بعدها مجدد به ما تجاوز نظامی شود، آیا برای دفاع شهری نباید کاری انجام بدهیم؟ مبحث ۲۱ مقررات ملی ساختمان مربوط به پناهگاه است بنابراین الان باید تحقیق و بازرسی شود که چرا انجام نشده است و چه کسانی تکلیف خودشان را انجام نداده‌اند.

    *سرپرست سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهرداری تهران در یک نشست خبری گفت که «پناهگاه الزاماً یک جای بیرون از منزل که حتماً توسط دولت یا شهرداری احداث شده باشد نیست، اغلب آپارتمان‌ها پارکینگ دارند.» واقعا می‌شود از پارکینگ به عنوان پناهگاه استفاده کرد؟

    اگر این‌طوری هست که سازمان‌هایی که متولی دفاع شهری و ساختن پناهگاه هستند منحل شوند. به‌نظرم این دسته از مسائل واقعا نیازمند رسیدگی جدی است. سوختن تهران برای من غیرقابل تحمل بود، به شهری که دوستش داری صدمه وارد می‌شود و از جاهای مختلف آن دود بلند می‌شود، چرا این شهر باید صدمه بخورد؟

    تحمل جنگ توسط زیرساخت‌های اجتماعی انتظار زیادی است

    *آقای دکتر درباره درس‌هایی که باید از این دوازده روز در حوزه خدمات شهری بگیریم گفتید، درخصوص مسائل اجتماعی چه‌طور، امروز درباره تاثیر همبستگی و همگرایی اجتماعی صحبت‌های زیادی می‌شود، ما در آن ایام با چنین چیزی مواجه شدیم؟

    به‌نظرم به بررسی بیشتری نیاز دارد، ما می‌توانیم خوشبینانه بگوییم خوب بود اما نیاز دارد واقع‌بینانه به آن توجه کنیم، جنگ چنان اثرات عمیق و گسترده دارد که شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که زیرساخت اجتماعی بتواند آن را تحمل کند، جنگ نیازمند سازماندهی و ظرفیت اداری، انسانی، مالی، تجهیزاتی و پشتیبانی زیادی هست. مردم در حد مقدورات می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، من خودم در بجنورد دیدم که فردی نوشته واحد مسکونی خود را در اختیار کسانی قرار می‌دهد که به‌خاطر حمله به ایران خانه‌شان را ترک کردند اما این وضعیت چند روز می‌تواند ادامه پیدا کند، این وضعیت را نمی‌شود به نیت خیرخواهانه آدم‌ها واگذار کرد.

    زندگی اجتماعی پایه‌هایی دارد که یکی از آن‌ها نوع‌دوستی است و در مشکلات آدم‌ها به‌یکدیگر کمک می‌کنند، اما وقتی مثلاً ابعاد جنگ گسترده شود افرادی که به دیگران کمک می‌کردند خودشان هم دچار مشکل می‌شوند. نکته دیگر این‌که ما در جامعه مدرن زندگی می‌کنیم، وقتی شهری هشت میلیون جمعیت دارد نیاز به مدیریت و سازماندهی دارد، برای ۱۰ روز ممکن است که نیات خیرخواهانه عمل کند ولی شما نمی‌توانید در دراز مدت روی آن حساب کنید، برای همین در چنین روزهایی معماری ساختمان‌ها، ظرفیت‌های اورژانس، آتش‌نشانی اهمیت دارد. ما تجربه جنگ هشت ساله را نادیده گرفتیم.

    بیشترین توافق ایرانی‌ها درخصوص ایرانی بودن و ایران است

    *در این روزها که درگیری شکل گرفت ایده وطن خیلی پررنگ شد، ایده‌ای که حداقل توسط بخشی از حاکمیت نادیده گرفته می‌شد، بعد از این دوازده روز حالا چه انتظاری می‌شود از آن‌ها داشت؟

    گزارش‌های سرمایه اجتماعی نشان می‌دهد که بیشترین توافق ایرانی‌ها درخصوص ایرانی بودن و ایران است، بنابراین هرگونه تجاوز به کشور، توهین و تحقیر به هویت ملی با واکنش مردم مواجه می‌شود. لذا ما درهمین روزها دیدیم اکثر کسانی‌که از سال‌های گذشته گله و شکایتی داشتند همه آن‌ها را کنار گذاشتند و پشت ایده ایران بسیج شدند، این یک سرمایه است.

    ما در جهانی زندگی می‌کنیم که منافع ملی اهمیت دارد، در تعریف این منافع ملی همه افراد باید نقش داشته باشند، یک گروه اقلیت نمی‌تواند بگویم حرف من منافع جمعی است.

    *شما گفتید در تعریف منافع همه باید نقش داشته باشند، خیلی مواقع توسط برخی نهادها از سبک و سیاق زندگی اجتماعی مردم اعتبارزدایی می‌شد، اعتبار بخشیدن به زندگی اجتماعی در بحران‌ها کمک می‌کنند؟

    نظریه، تجربه و تاریخ به ما یاد داده که دولت‌های پایدار آن‌هایی هستند که حمایت مردم را داشته‌اند، در عصری زندگی می‌کنیم که برای پایداری سیاست‌ها حداقل باید بخش قابل توجه جامعه در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند و آن را اجرا کنند.

    با سیاست‌های سختگیرانه سعی شد با آن زنان مقابله شود

    *این وضعیت چه‌طور ایجا می‌شود؟

    به این نیاز دارد که شما به عنوان حاکمیت فضای مشارکت را باز کنید، قبل از این‌که سیاستی اجرا شود به آرای عمومی گذاشته شود. اما وقتی مشارکت در انتخابات کم می‌شود باید به عنوان هشدار به آن توجه کرد، این هشدارها داده شده اما به آن بی‌توجهی شد، از مدت‌ها قبل متخصصان می‌گفتند که در ایران یک نیروی اجتماعی جدیدی درحال شکل‌گیری است که آن زنان هستند، اما به جای پذیرش با سیاست‌های سختگیرانه سعی شد با آن مقابله شود، کسانی‌که خواهان این سخت‌گیری‌ها بودند الان منصفانه قضاوت کنند که این سیاست‌ها به نفع جامعه بود یا به ضرر آن؟ اگر بپذیریم زنان نیروی اجتماعی فعال هستند به نفع جامعه است یا این‌که به نیروی مخالف تبدیل بشوند؟ این مسائل نیاز به بازنگری دارد، دولت برای تغییرات باید آماده شود، این درگیری دوازده روزه فرصت مناسبی برای این تغییرات ایجاد کرده است، درسی که ما گرفتیم این است که همه چیز را باید جدی گرفت، از صدا و سیما باید صدای اکثریت مردم پخش شود تا شنیده شود، چرا این سازمان با عملکرد خودش بخش زیادی از مخاطبان را از دست داده بعد همین مخاطب به رسانه‌ای توجه می‌کند که مشخص است منافع ملی را حمایت نمی‌کند.

  • دهن کجی آقای شهردار به قانون و شهروندان! / صدور مجوز ساخت هتل وسط انتخابات! + ویدئو

    دهن کجی آقای شهردار به قانون و شهروندان! / صدور مجوز ساخت هتل وسط انتخابات! + ویدئو

    به گزارش اقتصادران، سید صادق کاشانی، حقوقدان عنوان کرد: شهرداری در حال دهن‌کجی به قانون، شهروندان، مقررات است. همه می‌گویند از ارتفاع ۱۸۰۰ بالاتر نروید. ولی آقای زاکانی گوشش بدهکار نیست.

    وی گفت: رهبری فرموده اند بالای ۱۸۰۰ متر ارتفاع نسازید اما آقای زاکانی گوش نمی دهند. من نمی دانم ایشان چه علاقه ای به برج سازی دارد!

  • اتوبوس‌های برقی زاکانی دیزلی از آب درآمد! / پنهان کاری های آقای شهردار تا کی ادامه دارد؟

    اتوبوس‌های برقی زاکانی دیزلی از آب درآمد! / پنهان کاری های آقای شهردار تا کی ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، ناوگان حمل و نقل عمومی اغلب استان‌ها و شهرستان‌های کشور با مشکل فرسودگی اتوبوس‌های درون سوز و بنزینی دست به گریبان هستند و متاسفانه دود حاصل از چنین وسایل نقلیه قدیمی و فرسوده‌ای باعث آلودگی هوا در پایتخت و کلان شهرها می‌شود. مدتی پیش شهرداری تهران به ریاست علیرضا زاکانی، از واردات اتوبوس‌های برقی چینی خبر داد، اما امروز اخباری به دستمان رسیده که نشان می‌دهد روی اتوبوس‌هایی که زاکانی وعده ورود آن‌ها را داده، موتورهای دیزلی نصب شده است!

    اتوبوس‌های برقی زاکانی با موتور دیزلی وارد شده‌اند

    در پی شنیده شدن زمزمه‌هایی مبنی بر انعقاد قراردادهای میلیاردی با شرکای تجاری در چین، رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران خاطرنشان کرده است که با اینکه خودرو الکتریکی را با دو برابر قیمت از چین خریداری می‌کنیم، اما در فصل زمستان به ناچار پیشرانه دیزلی‌اش را روشن می‌کنیم که اتفاقی نادر و عجیب است.

    به گفته اعضای شورای شهر تهران، قرارداد میلیاردی که شهرداری تهران با طرف چینی منعقد کرده، به شدت مبهم بوده و بسیاری از اعضا همچنان گیج و سردرگم هستند و نمی‌دانند که کدام قسمت از آن به نتیجه رسیده و کدام بخش همچنان در دست اقدام است. در ابتدا صحبت از اعداد و ارقام ۱۳ میلیارد یورویی بود، اما بعدا گفته شد که تنها ۲.۱۶ میلیارد یورو در مصوبه ذکر شده و حالا گفته می‌شود که عدد واقعی ۹ میلیارد یورو بوده است!

    علیرغم تمام ابهاماتی که بسته اتوبوس‌های برقی زاکانی دارد، طی روزهای گذشته شاهد رونمایی از این پکیج برای نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی بودیم. بد ماجرا اینجاست که شهردار تهران به همراه رئیس جمهور پزشکیان از این اتوبوس‌های به ظاهر برقی در شرایطی رونمایی کردند که هیچ کس از جزئیات آن‌ها اطلاعاتی ندارند.

    بعد از اینکه پروسه رونمایی و فریب زاکانی با موفقیت برگزار شد، خبر آمد که اتوبوس‌های وارداتی از چین به اندازه تبلیغاتی که شده، برقی نیستند و برای فصول سرد سال مجهز به پیشرانه دیزلی شده‌اند. این خبر را سخنگوی شهرداری پایتخت تأیید کرده و متاسفانه حقیقت دارد. البته این موتورهای دیزلی به منظور گرم کردن اتوبوس‌ها در زمستان روشن می‌شوند و به عبارت بهتر، اتوبوس‌ها برای بخاری مجهز به موتور دیزلی شده‌اند.

     

    ابهام، پنهان کاری و تداوم وضع موجود

    حقیقت ماجرا این است که شهرداری با چینی‌ها قرارداد بسته که اتوبوس‌های برقی مجهز به پیشرانه دیزلی وارد کند، اما آقای زاکانی در رسانه‌ها تأکید کرده که آن‌ها تماما برقی هستند. به گفته سید جعفر تشکری هاشمی، اگر قرار باشد که اتوبوس تمام برقی وارد کنیم، اما بعد برای گرمایش در فصل سرما و در فصلی که با پدیده آلودگی هوا مواجه هستیم از موتور دیزلی استفاده شود، نقض غرض کرده‌ایم.

    به گفته تشکری هاشمی، شنیده‌ها حاکی از این است که وقتی موتور دیزلی برای بخاری و گرمایش روشن می‌شود، دود زیادی تولید می‌کند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، جای تأسف دارد، زیرا یک اتوبوس برقی را با دو برابر قیمت یک اتوبوس دیزلی از چین خریده‌ایم، اما باید برای گرم شدن در زمستان از چنین موتور مضری استفاده کنیم. ایشان گفته است:

    در هر صورت، اگر نقصی در این اتوبوس‌ها وجود دارد، شهرداری تهران باید پیش از ورود باقی این محموله به کشور، اشکالات را برطرف کند. اتوبوس برقی باید کاملا برقی باشد و برای سرمایش و گرمایش متکی به موتور دیزلی نباشد.

    به اعتقاد تشکری هاشمی، اتوبوس دیزلی یعنی اینکه برای گرمایش باید از سوخت فسیلی استفاده کنیم و برای شارژ کردن خودرو هم از همین نوع سوخت مصرف شود که دیگر معنایی ندارد بگوییم چنین اتوبوسی برقی است! آلودگی هوا در فصل زمستان بیشتر می‌شود و این اتوبوس‌ها نه تنها کمکی به ناوگان فرسوده نمی‌کنند، بلکه بیشتر باعث هدررفت سرمایه کشور و آلودگی بیشتر می‌شود.

    یکی دیگر از ایراداتی که رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر پایتخت به واردات اتوبوس‌های برقی از چین وارد کرده، واردات به روش CBU یا کامل بوده که برخلاف سیاست‌های کلی نظام است. همچنین برای هر جایگاه شارژ حدود ۱۰ میلیارد تومان هزینه شده و اتوبوس‌ها به لحاظ پیمایش مسیر هم دچار محدودیت‌هایی هستند.

    تشکری هاشمی معتقد است که شهرداری تهران باید پیش از انعقاد هر گونه قرارداد جدید، تشریفات قانونی را رعایت کند و از شورای شهر مجوزهای لازم را بگیرد. ایشان همچنین اضافه کرده است که ۵۰ هزار دستگاه خودرو تاکسی فرسوده در کشور وجود دارد که ایمنی لازم را نداشته و جان مردم را به خطر می‌اندازند.

    اقدام آقای شهردار در رابطه با حل این معضل، واردات خودروهای شاسی بلند بوده، اما سوال اینجاست که چرا وقتی در انبارهای خودروسازان داخلی به مقدار فراوان خودرو وجود دارد باید از کشورهای دیگر ماشین وارد کنیم؟ به گفته رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران، اقدامات شهرداری بعضا جنبه نمایشی دارد.

  • خدا اجازه نداد وگرنه نمی گذاشتم پزشکیان رئیس جمهور شود! + فیلم

    خدا اجازه نداد وگرنه نمی گذاشتم پزشکیان رئیس جمهور شود! + فیلم

    به گزارش اقتصادران،، شهردار تهران در مراسم گرامیداشت تسخیر لانه جاسوسی:

    در مناظره به پزشکیان گفتم نخواهم گذاشت شما رئیس جمهور شوید، به اذن خدا؛ خب خدا اذن نداد، زور میگویید شما؟ جمله را کامل ببینید.

    در مناظره گفتم رئیس جمهور می‌شوم اگر مردم به من رای دهند، خب مردم رای ندادند.

    انصراف من از انتخابات منطق داشت، هر کاری که من کردم منطق دارد.

    اصلح اگر در صحنه باشد حرام است کسی در رقابت باشد، کسی که در رقابت شرکت می‌کند خودش را صالح برای رقابت می‌داند اما رای مردم هم اهمیت دارد.

     

  • آقای شهردار! از ساخت آن ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در پایتخت چه خبر؟!

    آقای شهردار! از ساخت آن ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در پایتخت چه خبر؟!

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات رئیسه شورای شهر تهران با طرح پرسشی از شهردار تهران، خواستار توضیح زاکانی در مورد سرانجام ساخت ۲۰۰ هزار واحد مسکونی شد.

    سوده نجفی در جلسه امروز شورای شهر تهران در تذکر پیش از دستور خود با انتشار فیلمی گفت: همان طور که در این فیلمی که از سوی خبرنگار صدا و سیما تهیه و پخش شده است مشاهده کردید؛ به آغاز عملیات اجرایی ۲۰۰ هزار واحد مسکونی شهر تهران که در تاریخ ۹ خرداد ۱۴۰۳ با حضور مخبر سرپرست وقت ریاست جمهوری، رئیس شورای اسلامی شهر تهران و شهردار تهران و سایر مدیران شهرداری در منطقه ۲۱ برگزار شد، اشاره دارد.

    نجفی بیان کرد: مشکل مسکن یکی از مشکلات مهم شهر تهران است که در سال‌های اخیر به دلیل افزایش اجاره بها این مسئله تشدید شده و به نظر می‌رسد شهردار تهران که در انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری نیز ثبت نام و حضور داشت، ۳ روز قبل از ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری اقدام به آغاز عملیات ساخت ۲۰۰ هزار واحد مسکونی کرد، اما بعد از انتخابات، این موضوع به فراموشی سپرده شد. این امر مصداق بارز وعده خلاف واقع به شهروندان بوده و سبب بی‌اعتمادی مردم به مدیریت شهری خواهد شد.

    عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: برخی از همکاران و رسانه‌ها به این موضوع اشاره داشتند؛ اما شهرداری تا کنون به آن پاسخ روشنی نداده است؛ لذا بنده برای شفاف سازی این مورد و موارد دیگر به عنوان عضو شورای اسلامی شهر تهران در راستای ماده ۸۳ قانون تشکیلات، وظایف و انتخاب شورا‌های اسلامی کشور و انتخاب شهرداران، سوال خود را از شهردار تهران در خصوص ساخت ۲۰۰ واحد مسکونی در ۲۶ شهرک الگو به ریاست شورای شهر تهران تقدیم می‌کنم که بر اساس قانون حداکثر بعد از ۱۰ روز از ابلاغ این سوال، شهردار موظف به حضور در جلسه شورا و پاسخ به سوالات می‌باشد.