برچسب: شرکت ملی نفت

  • مصادره ساختمان شرکت نفت ایران در لندن به نفع اماراتی ها / چه کسی جوابگوی این زیان بزرگ است؟

    مصادره ساختمان شرکت نفت ایران در لندن به نفع اماراتی ها / چه کسی جوابگوی این زیان بزرگ است؟

    به گزارش اقتصادران، شرکت ملی نفت ایران روز سه‌شنبه در تلاش خود برای جلوگیری از واگذاری یک ساختمان به منظور پرداخت حکم داوری ۲.۴ میلیارد دلاری به شرکت کرسنت شکست خورد. حالا ساختمان NIOC House در لندن به نفع شرکت اماراتی کرسنت مصادره می‌شود .

    بلوک اداری لندن ۱۰۰ میلیون پوند (۱۲۵ میلیون دلار) ارزش داشت. این ملک در خیابان ویکتوریا، در نزدیکی پارلمان بریتانیا و کلیسای تاریخی وست مینستر قرار دارد و نزدیک به ۵۰ سال متعلق به شرکت ملی نفت ایران بود. حالا دومین ساختمان این شرکت در روتردام هلند به نفع کرسنت گس کورپوریشن (Crescent Gas Corporation) به مزایده گذاشته شده است. ارزش این ساختمان اعلام نشده اما به نظر می‌رسد تا پرداخت کامل جریمه هنوز فاصله زیادی وجود داشته باشد.

    این اولین ساختمانی نیست که به این سرنوشت دچار می شود.

    در پی این رأی، ملک مذکور در تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۳ طی یک مزایده عمومی به شرکت Heuvel واگذار شد.

    کرسنت در ۲۰ مه ۲۰۲۲ حکم توقیف موقت ملک شرکت ملی نفت ایران را دریافت کرده بود پس از آن، در تاریخ ۵ دسامبر ۲۰۲۲ دادگاه هلند رأی داوری بین‌المللی را به رسمیت شناخت و امکان اجرای آن را فراهم کرد به همین دلیل، ساختمان مذکور در یک مزایده عمومی به فروش رسید.

    رازهای نگفته از یک قرارداد

    سید مهدی حسینی، از مدیران بلندپایه صنعت نفت که مسئولیت حل پرونده‌های متعددی را در دادگاه‌های بین‌المللی بر عهده داشته است، روایتی ناگفته از ماجرای قرار داد کرسنت دارد.

     او تاکید کرد: مدیرعامل شرکت کرسنت آقایی به نام «حمید جعفر» بود که ارتباط نزدیکی با مقامات دولت امارات متحده عربی داشت. ما یک میدان مشترک با شارجه در جزیره‌ی بوموسی داشتیم به نام میدان «مبارک» که البته الان تخلیه شده است. عملیات بهره‌برداری از این میدان توسط کنسرسیومی از شرکت‌های آمریکایی و اروپایی انجام می‌شد. البته باید اشاره کنم پیش از انقلاب این قرارداد یک طرفه با امی شارجه و «بیوتس» بسته شده بود اما در زمان جنگ امارات یک طرفه و بدون اطلاع ایران قرارداد را از این شرکت به کرسنت منتقل کرد. طبق پروتکل ۱۹۷۱ سهم ایران و شارجه از منافع «مبارک» مساوی تعیین شده بود که به نظر من کرسنت در حساب‌ها تقلب کرد و از نظر من شرکت نامعتبری بود.

    به هر حال ما همان زمان در حال تلاش برای احقاق حق خودمان در این میدان بودیم و اتفاقا کار را در این بخش هم پیش بردیم. شرکت کرسنت بارها پیشنهادات متعددی را برای همکاری با ما مطرح کرده بود اما این پیشنهادات هیچ‌گاه به امضای قرارداد منجر نشده بود .باید اشاره کنم شخص «حمید جعفر» از قبل از انقلاب از معتمدین دولت امارات و در مذاکرات سه جزیره شرکت داشت. با توجه به شکل فعالیت این شرکت در میدان مبارک من این شرکت را متقلب تشخیص دادم و پیشنهاداتش برای پروژه‌های متعدد شامل اکتشاف در شمال بوموسی و خرید گاز از ایران و انتقال گاز قطر به پاکستان از طریق ایران و نیز خرید گاز از ایران را رد کردم. بالاخره این قرارداد در زمانی به امضا رسید که من مدیرعامل شرکت کالای لندن بودم. قرارداد منعقد شده با کرسنت بر صادرات گاز از میدان مشترک سلمان به امارات دلالت داشت. نکته این‌جاست که امارات به گاز ایران نیاز داشت. همین حالا امارات با قیمت بالا از آمریکا گاز وارد می‌کند و همین موضوع نشان می‌دهد فرصت تا چه حد برای در اختیار گرفتن بازار امارات و نزدیک شدن به این کشور و گره زدن منافع اقتصادی آن با ایران وجود داشت.

    او گفت: ماجرای گاز کرسنت البته کلا ماجرای بهت‌آوری است. از هر طرف نگاه کنید متعجب می‌شوید. این گاز در زمان عقد قرارداد هنوز استحصال نشده بود اما امروز به جای صادر شدن در حال سوختن است. حالا قراردادی منعقد شده بود که ما بابت این گازی که می‌سوزد می‌توانستیم پول بگیریم اما ماجرا جور دیگری پیش رفت و گفتند این گاز ارزان فروخته شده است .

    سید مهدی حسینی گفت: ماجرا را معاون آقای احمدی نژاد، آقای رحیمی و آقای کردان که مرحوم شدند علم کردند که این‌جا سوء استفاده اتفاق افتاده و قرارداد را زیر سئوال بردند اما موضوع این بود که قرارداد، قردادی بود که قابل مذاکره. می‌شد حتی قیمت را اصلاح کرد و موضوع را حل کرد.

    او به نقطه‌ی برخورد سیاست‌گذاران ایرانی با قراردادهای بین‌المللی اشاره کرد و گفت: یک اشکال بزرگ وجود دارد، آن هم این است که ما در برخی موارد شاهدیم قرارداد بین‎‌المللی را شوخی می‌گیرند و فکر می‌کنند می‌توانند مشکل را حل کنند این در حالی است که جهان شوخی ندارد، شرکتی که قرارداد می‌بندد، سیاسی‌کاری و سیاسی‌بازی و … را قبول نمی‌کند. خلاصه اتفاقات رخ داده در اوایل دولت آقای احمدی‌نژاد سبب شد که کشور درگیر یک بحران بزرگ شود.

    او گفت: لزوما شرکت‌ها در جهان همواره سالم نیستند، ممکن است حتی شرکتی مصر به سوءاستفاده باشند، حتی اگر چنین اتفاقاتی در جهان رخ دهد، راهش این نیست که یک طرفه زیر قرارداد بین‌المللی زده شود بلکه لازم است مشکل در ابعاد و شکل دیگری از طریق مذاکره و مفاد پیش‌بینی شده در قرارداد حل شود.

    او گفت: یادم هست نشستی با حضور مقامات امنیتی و … برگزار شد، بالاخره موضوع این بود که باید ۱۸ میلیار د دلار غرامت بدهید و … و مقامات کشور مصمم بودند مشکل را حل کنند. من را هم دعوت کردند و گفتند به این‌جا بیایید و مشورت بدهید چه کنیم. من در آن جلسات شرکت کردم. یک راهکار که از سوی برخی مطرح می‌شد این بود که اگر ما، مقامات درگیر در این پرونده را به دادگاه ببریم و علیه آن‌ها حکمی در دادگاه صادر شود و ثابت کنیم که در جریان انعقاد این قرارداد فساد اتفاق افتاده است می‌توانیم بر رای دادگاه‌های بین‌المللی تاثیر بگذاریم و ماجرا ختم شود . من همان جا توضیح دادم که ما عضو کنوانسیون نیویورک نیستیم و در نتیجه رای دادگاه داخلی ما نمی‌تواند در دادگاه‌های بین‌المللی مورد استناد قرار گیرد.

    حسینی گفت: این اتفاق همان زمانی افتاد که مسئولان درگیر در قرارداد کرسنت را در دادگاه می‌بردند و می‌آوردند و زندانی می‌کردند، در نتیجه این فرضیه منتفی شد و گفتند حالا چطور می‌توانیم مشکل را حل کنیم؟ من پیشنهاد دادم و گفتم این مشکل تنها و تنها از طریق مذاکره قابل حل است و می‌توانیم با مذاکره مشکل را حل کنیم. حتی پیشنهاد دادم و گفتم با توجه به نزدیکی آقای «حمید جعفر» به دولت امارات، بهتر است مذاکرات ما با دولت امارات باشد چرا که مطمئنا دولت امارات می‌تواند بر وی تاثیر بگذارد .

    او با تاکید بر این‌که برای اولین بار است این ماجرا را شرح می‌دهد، تاکید کرد: همان جا به من پیشنهاد شد شخصا وارد عمل شوم و خودم مسئولیت مذاکره را بر عهده بگیرم . قبول کردم چون می‌دانستم حل نشدن این مشکل چه خسارت عظیمی را به کشور وارد می‌کند. بارها به امارات رفتم و با این ماموریت شروع به مذاکره کردم و توانستم نظر موافق آن‌ها را جلب کنم.

     او گفت: دولت امارات نیاز وافری به گاز داشت و در نتیجه حاضر بودند با خرید گاز از ایران مشکل را حل کنند، این فرصتی برای ما بود که وارد بازار امارات شویم. در مذاکرات اعلام کردیم حاضریم گاز را بفروشیم به شرط این‌که شرکت کرسنت از دعوای خود صرف نظر کند و آن‌ها هم پذیرفتند. اتفاق مهمی که رخ داد این بود که با طرف مذاکره یعنی سعید الخوری ، رئیس شرکت انوک؛« شرکت نفت دوبی» که عضو شورای انرژی امارات هم بود به توافق رسیدیم که گاز را با قیمتی بسیار خوب فکر می‌کنم آن زمان بین ۴ تا ۶ دلار بود، از ما بخرند و ماجرا تمام شود. مدیرعامل این شرکت چند باری به ایران سفر کرد و در نهایت قراردادی مبنی بر صادرات گاز ایران به امارات منعقد شد که اجرایش می‌توانست مشکل را برای همیشه حل کند.

    آن زمان مرحوم رستم قاسمی وزیر نفت بود و قرارداد با حضور آقای احمدوند مشاور وزیر به امضا رسید. قرار شد ما از میدان سلمان به میدان تخلیه‌ی شده‌ی مبارک خط لوله بکشیم چرا که از میدان مشترک مبارک دو خط لوله به دوبی و شارجه موجود است و با این اقدام صادرات گاز را کلید بزنیم و مشکل را حل کنیم اما متاسفانه و به دلایلی که نمی‌دانم چیست این قرارداد دوم هم اجرایی نشد و بحران حل نشده باقی ماند .

    او گفت: تصور کنید امارات تاسیسات تولید گاز مایع راه انداخته و با قیمت گزاف از آمریکا گاز می‌خرد. حالا اجرایی شدن این قرارداد چقدر می‌توانست به نفع ما باشد؟

    ماجرای کرسنت منحرف شد

    حسینی گفت: متاسفانه با عدم اجرای قرارداد بین‌المللی با سرنوشت کشور شوخی کردند. در قراردادهای بین‌المللی ، اگر هم مشکلی وجود داشته باشد باید از طرقی حل شود که مورد تایید نظامات بین‌المللی و دادگاه‌هاست . باید اول می‌دیدند اگر قیمت پایین است، راهی برای مذاکره گذاشته شده است یا خیر و اتفاقا راهی برای مذاکره گذاشته بودند. این طور نیست که بلندگو دست بگیرند و برای تسویه حساب با یک جناح سیاسی راه بیفتند که در امضای این قرارداد فساد اتفاق افتاده است. در نتیجه‌ی این کارها به جای این که در مملکت پول بسازیم شاهدیم که اموال کشور را در دادگاه‌ها می‌گیرند و این اتفاقات تلخ رخ می‌دهد.

    مدیر پیشین وزارت نفت گفت: ما زمانی این قرارداد دوم را منعقد کردیم که هنوز می‌شد مشکلات حل شود. هنوز این شرکت ادعا نکرده بود که برای فروش گاز به پالایشگاه‌ها و طرف‌های قراردادش تعهد داده و در نتیجه بابت عدم اجرای قرارداد خسارت دیده است اما حتی این موضوع هم اجرایی نشد و در نتیجه دولت امارات هم دست شرکت کرسنت را برای دریافت خسارتش باز گذاشت.

    بعد از امضای قرارداد با دولت امارات و عدم اجرای قرارداد توسط ما چند بار آقای سعید الخوری را دیدم .ایشان التماس می کرد که قرارداد را اجرا کنیم چون آمریکایی‌ها فشار گذاشتند که قرارداد را اجرا نکنیم. درحقیقت ما غیر از بی اعتباری خودمان و زیان فراوان مالی و موضوع برد کرسنت کاری را کردیم که آمریکا می خواست. سوال این است که چه کسانی و در اجرای چه ماموریتی این تخلف بزرگ را انجام دادند؟

    راهی برای حل مشکل بود؟

    او گفت: در این سال‌ها کارهای زیادی شد، جلسات متعددی در دادگاه شرکت کردیم اما وکیل‌های قدر قدرتی که بتوانند پرونده را به نفع ما حل کنند را نگرفتیم. من یک مثال می‌زنم تا برایتان روشن شود. شرکت آمریکایی «اشلند» که خریدار نفت ایران بود، پول خرید نفت ایران را نمی‌داد و ما به دادگاه‌های واشنگتن و برمودا شکایت بردیم و در نهایت در دادگاه برمودا با استخدام وکلایی توانستیم تا قران اخر پول نفت‌مان را بگیریم . اتفاقا یکی از کسانی که علیه ما صحبت کرد، آیت‌الله زاده بود و با امام جماعت آن زمان شرکت فلات قاره نسبت فامیلی داشت، رفته بود ادعا کرده بود که من در دادگاه او را تهدید به مرگ کرده‌ام. در نهایت وکلای ما هزار سئوال را طراحی کردند و از لابه‌لای جواب‌های ایشان توانستند ثابت کنند این فرد مخالف انقلاب است و کار به جایی رسید که رایی که به ضرر ما داده شده بود، نقض گردید. باور نمی‌کنید که در جلسه‌ی آخر دادگاه وی با صدای بلند گریه می‌کرد؟ ما با استخدام این وکلا توانستیم حقوق کشور و مردم را استیفا کنیم اما احتمالا در این پرونده از حضور چنین وکلایی بی‌بهره بودیم.

    او گفت: فقط یک نکته را بگویم. اگر ما آن روز این قرارداد را اجرایی می‌کردیم و به امارات گاز صادر می‌کردیم آیا امارات در حمله‌ی اسراییل به ایران چنین رفتاری را می‌کرد؟ چرا باید آسمان کشورهای همسایه برای حمله به ایران باز باشد؟ ما در یارگیری حتی بین همسایگان خودمان ضعیف عمل کردیم و این اتفاق تلخی است که رخ داده است .

    حسینی گفت: آن‌چه مهم است این‌که ما باید خودمان را مهیای ورود به دادگاه عالی انگلستان کنیم و در آن‌جا با تمام توان دفاع کنیم شاید بتوانیم مانع از مصادره این ساختمان که متعلق به صندوق بازنشستگی نفت است، شویم.

    چه کسی مسئول این زیان بزرگ است؟

    سعید جلیلی، دبیر وقت شورای امنیت ملی گه از مخالفان پروپا قرص اجرای این قرارداد است پیش‌بینی کرده بود عدم اجرای این قرارداد خسارت چندانی ندارد.

    تیرماه سال گذشته بود که محسن قمصری، مدیر پیشین امور بین‌الملل شرکت ملی نفت درباره در ارزیابی قرارداد گازی با کشور امارات با عنوان کرسنت اظهار داشت: مطلب مهم در قضیه کرسنت این است که طرف ایرانی مخالف اجرایی شدن این قرارداد به دلیل شکاف در مسائل داخلی بود و با صرف هزینه‌هایی که کردند؛ توانستند این قضیه را در داخل کشور به نشریات و رسانه‌ها بکشانند و شروع به تبلیغات بر ضد قرارداد کردند.

    وی معتقد است کارشکنی‌هایی که برخی داخل ایران علیه قرارداد کردند درواقع به نفع کشور امارات شد. زیرا طرف اماراتی با برنامه‌ریزی قبلی که داشت؛ توانست موضوع را به دادگاه بکشاند و حکم بگیرد به این ترتیب هم توانست ما را در دادگاه محکوم کند و خسارت بگیرد و هم توانست در این مدت که ما مشغول عملیات در این میدان مشترک بودیم؛ حفاری‌هایی سمت امارات انجام دهد و به راحتی گاز را به صورت رایگان برداشت کرده و تصرف کند.

    در یکی از مناظره‌ها سعید جلیلی نامزد ریاست‌جمهوری عنوان کرد در پرونده کرسنت فساد انجام شده و وزارت نفت دولت اصلاحات به وزیری زنگنه به ثمن‌بخس قرارداد بسته‌اند. زنگنه هم از جلیلی خواست تا با او مناظره کند؛ پیشنهادی که البته جلیلی آن را رد و عنوان کرد که جای متهم در دادگاه است نه اینکه در تلویزیون مناظره کند.

    اما بیژن زنگنه در یک فایل صوتی «اسرار هویدا کرد»؛ او از نقش جلیلی در جلوگیری از اجرای قرارداد کرسنت گفت و حتی پیشنهاد این جریان برای تشکیل یک دادگاه صوری: «سندهایی هست که رفته‌اند قوه قضائیه را تحت فشار قرار داده‌اند تا قاضی ویژه تعیین کند که حکم مورد نظر آن‌ها را بدهد تا به دیوان داوری بدهیم. اقرار کردند، شرم‌آور است که به یک عده گفته‌اند که بیایید و بگویید فساد کرده‌ایم و به فساد اقرار کنید بعد ما شما را محکوم می‌کنیم، بعد که محکومیت ما در دادگاه تمام شد، شما اعاده حیثیت کنید. سند آن هست.»

    حالا بیست و سه سال از جنجال کرسنت می‌گذرد و همچنان در هر انتخابات ریاست جمهوری عده‌ای تلاش دارند بگویند این قرارداد سند فسادی است که رخ داده اما همچنان ابعاد کامل این ماجرا روشن نیست و شرکت کرسنت همچنان به دنبال طرح شکایت در دادگاه‌های بین‌المللی است.

  • نفت ملی، پَر؟! / واگذاری سهام شرکت ملی نفت جدی شد؟

    نفت ملی، پَر؟! / واگذاری سهام شرکت ملی نفت جدی شد؟

    به گزارش اقتصادران، شادا رسانه رسمی وزارت اقتصاد نوشته است: کمیسیون اقتصادی، بازرگانی و اداری مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور وزیر اقتصاد موضوع واگذاری سهام شرکت ملی نفت ایران به‌عنوان گامی کلیدی برای مولدسازی دارایی‌های دولت و تعمیق بازار سرمایه بررسی کرد.

    موضوع واگذاری سهام شرکت ملی نفت ایران در راستای سیاست‌های مولدسازی دارایی‌های دولت با حضور وزیر اقتصاد، در جلسه‌ روز یکشنبه (۲۳ شهریور) کمیسیون اقتصادی، بازرگانی و اداری دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد.

    یکی از محورهای اصلی این جلسه، بررسی برنامه‌های وزارت اقتصاد برای بهبود فضای کسب‌وکار و مولدسازی دارایی‌های دولت بود. در این راستا، موضوع واگذاری سهام شرکت ملی نفت به‌عنوان یکی از اقدامات کلیدی برای تعمیق بازار سرمایه، افزایش ظرفیت تولید نفت و تأمین مالی پروژه‌های زیرساختی وزارت نفت مطرح شد.

    این طرح که در دولت‌های گذشته نیز مورد مطالعه کارشناسی قرار گرفته بود، به‌دلیل موانع مختلف تاکنون اجرایی نشده است. در این جلسه، بر ضرورت فراهم‌سازی شرایط قانونی برای عرضه سهام این شرکت تأکید شد و مجمع تشخیص مصلحت نظام آمادگی خود را برای همکاری در این زمینه اعلام کرد.

    همچنین، موضوع سیاست‌های ارزی و مدیریت منابع ارزی کشور از دیگر محورهای مورد بحث بود. اعضای کمیسیون بر لزوم افزایش ارزآوری کشور و پرهیز از سیاست‌هایی که به سرکوب صادرات منجر می‌شود، تأکید کردند. در این راستا، پیشنهاد شد که وزارت اقتصاد با همکاری بانک مرکزی، سازوکارهایی را برای تشویق صادرکنندگان به ایفای تعهدات ارزی با نرخ‌های غیر تنبیهی طراحی کنند تا تداوم صادرات و ورود ارز به کشور تسهیل شود.

    در بخش دیگری از این نشست، راهکارهای جبران کسری بودجه سال جاری مورد بررسی قرار گرفت. مقرر شد پیشنهادات دولت در این زمینه در جلسات آتی کمیسیون اقتصادی مجمع به‌صورت دقیق‌تر ارزیابی شود.

    جلسات کمیسیون اقتصادی مجمع با وزارت اقتصاد برای پیگیری موضوعات مرتبط با سهام عدالت و ارزیابی عملکرد سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی ادامه خواهد یافت.

  • انفصال یک مدیر به دلیل منتشرنکردن آمار فروش نفت؟

    انفصال یک مدیر به دلیل منتشرنکردن آمار فروش نفت؟

    به گزارش اقتصادران، از روز ۱۲ مرداد سال جاری خبرهایی مبنی بر این که حکم انفصال حمید بورد از مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران توسط دیوان محاسبات صادر شده است، منتشر شد.

    شنیده‌ها از اعاده دادرسی برای لغو این حکم حکایت دارد و آن‌طور که از شواهد پیداست، هنوز حکم جدیدی برای مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران زده نشده است.

    اما باید دید ماجرا چیست و چرا مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بدون سروصدای رسانه‌ای برکنار شده است؟

    حکم انفصال از خدمت دولتی به دلیل منتشرنکردن آمار نفتی

    آن‌طور که مشخص است، با توجه به حکم شورای امنیت ملی، اسناد و اطلاعات مرتبط به صادرات و واردات حوزه نفت و گاز محرمانه باست و نباید به سازمان و نهاد دیگری داده شود. حال شرکت نفت به دلیل مصوبه شورای عالی امنیت ملی این اطلاعات را در اختیار دیوان محاسبات نگذاشته است.

    دیوان محاسبات به تازگی به دلیل آن که مدیرعامل شرکت ملی نفت این اطلاعات را در اختیار آنها قرار نداده، حمید بورد، مدیرعامل کنونی شرکت ملی نفت، و محسن خجسته‌مهر، مدیرعامل پیشین شرکت ملی نفت، را به مدت شش ماه از مشاغل دولتی محروم و حکم انفصال از خدمت دولتی را صادر کرده‌ است.

    این در حالی است که خبرگزاری مهر با انتشار خبری در روز ۱۹ مرداد مدعی شد که شایعه‌ای در خصوص استعفای حمید بورد از مدیرعاملی شرکت ملی نفت ایران در فضای مجازی پخش شده، اما پیگیری‌های صورت گرفته حاکی از آن است که حمید بورد روز ۱۹ مرداد در محل کار خود حاضر بوده و استعفایی انجام نشده است.

    رامین حاتمی جایگزین حمید بورد شد؟

    حال پس از گذشت چند روز از اخبار مذکور، خبر جایگزینی بورد از سوی برخی رسانه‌ها منتشر شده است. آن‌طور که آنها مدعی هستند، رامین حاتمی، عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران، به طور موقت سرپرست شرکت ملی نفت ایران شده است.

    همچنین امیر حیات‌مقدم، نماینده بندر ماهشهر، امیدیه و هندیجان در مجلس، در گفت‌وگو با رسانه آوای جنوب با اشاره به حکم انفصال از خدمت مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران گفت: «حمید بورد هیچ‌گونه خلاف شخصی مرتکب نشده بود و قربانی دولت شد. دیوان محاسبات از ایشان درخواست ارائه آمار فروش نفت را کرده بود، اما طبق دستور شورای عالی امنیت ملی، ارائه این آمار ممنوع بود و بورد نیز به همین دلیل از ارائه اطلاعات خودداری کرد. متاسفانه پس از آن، با ایشان برخورد شد.»

    حیات‌مقدم در ارتباط با صدور حکم انفصال از خدمت حمید بورد و انتصاب رامین حاتمی، عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران، به عنوان مدیرعامل این شرکت اظهار کرد: «متاسفانه وزیر نفت در انتصابات، نمایندگان را لایق مشورت نمی‌داند و در این مورد نیز هیچ‌گونه مشورتی با نمایندگان، بالاخص نمایندگان مناطق جنوبی و نفت‌خیز کشور، انجام نگرفت.»

    البته با وجود انتشار اخباری مبنی بر جایگزینی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، شنیده‌ها حاکی از آن است که حکم جدیدی در رابطه با انتصاب فرد جدیدی به عنوان مدیرعامل شرکت ملی نفت صادر نشده و اعاده دادرسی برای لغو حکم انفصال بورد ادامه دارد.

    باید گفت با توجه به مشکلات ایجادشده در رابطه با دیوان محاسبات، نیاز است که اطلاع‌رسانی دقیق در مورد وضعیت مدیرعامل شرکت ملی نفت توسط این شرکت انجام شود، چراکه آن‌طور که از شرایط پیداست، اکنون شرکت ملی نفت ایران مدیرعامل مشخصی ندارد. همچنین به نظر می‌رسد که موضوع منتشر نشدن آمار نفتی نه‌تنها در سطح کشور، بلکه در سطح مسئولان نیز دردسرساز شده است. تا جایی که نبود اجازه برای انتشار آمار نفتی، حتی مدیران نفتی را هم با مشکل مواجه می‌کند.

  • حرف زدن از بنزین ۱۰ هزار تومانی بازی خطرناکی است!

    حرف زدن از بنزین ۱۰ هزار تومانی بازی خطرناکی است!

    به گزارش اقتصادران، اظهارات اخیر یکی از تولیدکنندگان بنزین در کشور که بر روی آنتن زنده صدا و سیما مدعی شد تولید هر لیتر بنزین ۳۰ هزار تومان هزینه در بردارد، بحثهای بیشتری در خصوص بنزین را رقم زد. در حالی که پیش از این ادعا می‌شد سالانه چند میلیارد دلار صرف واردات بنزین می‌شود که بعدا معلوم شد درست نیست، اکنون مدافعان گران‌سازی حامل‌های انرژی ارقام مختلفی در مورد هزینه‌های تولید بنزین در کشور را مطرح می‌کنند.

    بررسی هزینه‌های تولید بنزین در کشور نشان می‌دهد که ۸۵ درصد از کل هزینه بنزین به هزینه نفت خام آن مربوط است. از سال ۸۶ و در پی اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری در دولت احمدی‌نژاد قیمت نفت خام برای فراورده‌های مورد نیاز داخل معادل نرخ جهانی حساب شد و هم اکنون با اینکه به دلیل تحریم نفت خام ایران مشتری چندانی ندارد، رابطه مالی ایجاد شده که گاه «معادله احمدی‌نژاد» هم نامیده می‌شود، فشار را بر اقتصاد کشور خسارت بارتر کرده است.

    همت قلی‌زاده، کارشناس اقتصاد انرژی در رابطه با اظهارات ناصر عاشوری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پالایش نفت در خصوص برآورد سی هزار تومانی هزینه تولید یک لیتر بنزین  گفت:«این صحبتها از نظر من جدی نیست و همان طور که گفتم رابطه مالی نفت در ایران دگرگون است و نمی‌شود چنین ارقامی را اعلام کرد.»

    او با اشاره به معضلات اقتصاد ایران تاکید کرد:«این چالش‌ها خود ناشی از یک نظام اقتصادی است که بخش بزرگی از جامعه را به حاشیه رانده است. در سال ۸۶ و همزمان با شعار «پول نفت، پول امام زمان است»، جهانی سازی قیمت نفت خام در داخل را شروع کرد. پیش از جهانی‌سازی قیمت انرژی در ایران، مردم در حالی چنین تورم‌هایی نمی‌دیدند که شرکت ملی نفت خام از صادرات نفت به خارج سهم ۱۴.۵ درصدی خود را بر می‌داشت و نفت مصرفی در پالایشگاهها هم به رایگان در اختیارشان قرار می‌گرفت. از آن زمان و با اقدام احمدی‌نژاد مناسبات فعلی در بخش انرژی حاکم شد.»

    او افزود:« احمدی‌نژاد با ادعای گسترش عدالت از ۸۶ سراغ جهانی کردن نرخ‌ها رفت و نهایتا پس از ۱۶ سال کار به امروز رسیده است. پس از اقدامات دولت نهم، شرکت ملی نفت، نفت استخراج شده را بر مبنای نرخ جهانی در اختیار بنگاه‌ها قرار داد. در اینجا به شکل غیرمستقیم ۱۴.۵ درصد را از فروش داخلی هم به شرکت ملی نفت پرداخت می‌کردند. همین یک اقدام موجب شد که نفت تبدیل به آتشفشان تورمی در ایران شود.»

    قلی‌زاده گفت:«‌اهمیت قیمت نفت در تولید بنزین، به دلیل نقش پررنگ آن در هزینه تمام شده است. هم اکنون بیش از ۸۰ درصد هزینه تولید بنزین مربوط به قیمت جهانی نفت خام است. این میان مردم در معادله‌ای که می‌توان آن را «معادله احمدی‌نژاد» نامید باید دو بار پول نفت بدهند یکی در همان گام نخست که سهم شرکت ملی نفت است و دیگری هم در آخر کار است. به این ترتیب بازنده اصلی این تغییر مبادله ۸۵ میلیون ایرانی شدند.»

    این کارشناس انرژی در رابطه با هزینه تمام شده تولید بنزین در کشور گفت:« بر مبنای گزارشات رسمی سال ۱۴۰۲، هزینه هر لیتر تولید بنزین در پالایشگاه اصفهان ۱۸ هزار تومان و در پالایشگاه تهران ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان بوده است. به این ترتیب و براساس گزارشهای رسمی همین تولیدکنندگان بنزین، رقم ۳۰ هزار تومانی هیچ مبنای واقعی تاکنون نداشته است.»

    او با اشاره به هزینه تمام شده تولید بنزین بدون احتساب هزینه نفت گفت:«بدون احتساب نفت هر لیتر بنزین در پالایشگاه اصفهان ۲۳۰۰ تومان و در پالایشگاه تهران ۱۲۰۰ تومان در سال ۱۴۰۲ بوده است. همچنین میانگین هزینه تولید هر لیتر بنزین در سال گذشته ۲۵۰۰ تومان بوده است. نکته دیگری این است که هزینه نفت خام تنها هزینه نفت خام نیست و در کنار آن کارمزد جایگاه دار و حتی تانکر توزیع سوخت هم هزینه‌شان روی پول نفت خام محاسبه شده است اما در محاسبات جزو هزینه نفت خام محسوب می‌شود که البته منابع آن به شرکت پالایش و پخش می‌رسد.»

    او ادامه داد:« برای فهم بهتر این مساله باید رابطه مالی نفت و حامل‌های انرژی را در بستر اقتصاد سیاسی حاکم بر کشورمان درک کنیم. به طور مثال در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱ هزینه تولید بنزین کاهش یافت چرا که قیمت جهانی نفت تغییر کرده بود. به این ترتیب در حالی که قیمت جهانی نفت با مردم حساب می‌شود در شرایطی که هزینه کاهنده می‌شود تغییری هم در قیمت فروش عمومی اعمال نمی‌شود.»

    وی درباره مقایسه قیمت بنزین در ایران و منطقه گفت:« این هم از آن حرفها است که در کشور ما باب شده است. اولا در همان سال گذشته هزینه تولید بنزین در پالایشگاه تهران همانطوری که گفتم ۱۶ هزار تومان، معادل ۰.۴۳ سنت بوده است. در سال کرونا به دلیل تعطیلی‌های گسترده کشور دچار کاهش مصرف شد و همین موضوع زمینه صادرات بنزین تولید داخل را فراهم آورد. جالب اینجاست که بنزین ایران در حالی که قیمت فوب خلیج فارس لیتری ۶۵ سنت بود، تنها ۲۷ سنت فروش می‌رفت و طالبان هم چند باری به دلیل کیفیت پایین و آلاینده بودن بنزین تولید وطنی آنها را پس فرستاد. اینجا باید به کسانی که «یارانه پنهان» را علم کردند گفت اگر به مردم ایران یارانه دادید، به مردم کشورهای دیگر چه چیزی پرداختید؟»

    قلی‌زاده در مورد نحوه واردات بنزین هم گفت:«در شرایطی که تولید بنزین نرخی ثابت دارد تقاضا به دلیل رشد تولید خودرو، رشد جمعیت و … افزایش می‌یابد، بدیهی است در این فضا واردات بنزین باید اتفاق بیفتد و واردات ناشی از اسراف یا مصرف بیش از حد توسط مردم نیست بلکه عواملی که اعلام کردم عامل رشد مصرف هستند.»

    وی افزود:«برای واردات تهاتر می‌شود. همانطوری که در مصاحبه پیشین خود با خبرآنلاین توضیح دادم، به این شکل است که معادل حق العمل آنها، به آنها نفت خام داده می‌شود. به همین جهت بنزین وارداتی کشورمان هزینه نقدی بر دوش کشور نمی‌گذارد و به اصطلاح برای واردات بنزین به کشور دلار و هیچ پول دیگری صرف نمی‌شود. ضمن اینکه در زمان واردات البته دیگر تخفیف ۵ درصدی روی قیمت نفت خام به پالایشگاههای خارجی داده نمی‌شود حال آنکه طرف ایرانی از این دست امتیازات هم برخوردار است.»

    قلی‌زاده گفت:«در شرایطی که یک سوم مردم کشورمان زیر خط فقر قرار دارند، حرف زدن از بنزین ۱۰ هزار تومانی بازی خطرناکی است چرا که به معنای تورمی دامنه‌دار و فزاینده خواهد بود.»

  • یک سر و هزار سودا برای پزشکیان / از طلب 100 میلیارد دلاری صندوق توسعه ملی تا همشهری‌بازی در شرکت ملی نفت

    یک سر و هزار سودا برای پزشکیان / از طلب 100 میلیارد دلاری صندوق توسعه ملی تا همشهری‌بازی در شرکت ملی نفت

    به گزارش اقتصادران، روزنامه شرق نوشت:

    درخصوص قراردادهای IPC تازه‌ امضاشده، اگر صندوق توسعه ملی به پروژه‌هایی که این روزها شرکت ملی روی کاغذ برای توسعه امضا کرده است پولی ندهد، آیا این شرکت‌ها که مدیران وزارت نفت و شرکت ملی پیش‌تر خود مدیر ارشد آنها بوده‌اند پولی برای توسعه دارند؟

    طلب 100 میلیارد دلاری صندوق توسعه ملی چگونه و با چه مدلی بازپرداخت می‌شود؟ برای آزادگان آیا مجموع چند بانک خود به‌اندازه یک میلیارد دلار پول دارند؟ چه کسی مسئول وضعیت ناترازی گاز و ناترازی بنزین در کشور است و چه برنامه‌ای برای حل آن وجود دارد؟ با این قراردادهای تهی از تخصص و سرمایه آیا دهان شیرین می‌شود؟ فرض که ما مشکل FATF و تحریم را حل کردیم، چین که به ابتکار آقایان نفت ما را گرفته و پول آن را پس نداده و حتی حاضر نشده است از پول بلوکه‌شده خودمان برای توسعه فاز دوم یاداوران و آزادگان هزینه کند، آیا حاضر است پول ما را پس دهد؟

    همه کشورها سناریوهای میان‌مدت و بلندمدت برای گذار انرژی و کاهش آلاینده‌های کربنی دارند و این برنامه‌ها به‌سادگی با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت برای تمام کشورها در دسترس است، اما در کشور ما هیچ‌یک از داوطلبان ریاست‌جمهوری تابه‌حال کلمه‌ای در این مورد بر زبان نرانده است. سهم توسعه برق خورشیدی و بادی چه می‌شود؟ بحران آب چطور؟ برای مثال اگر سال بعد باران کمتر ببارد چه؟ زمستان برعکس امسال سرد باشد و مصرف گاز خانگی سربه‌فلک بکشد چه؟

    در بسیاری از میادین نفتی ما، سهم برداشت زیر پنج درصد است. ما نیاز به استفاده از روش‌های ازدیاد برداشت داریم که آنچنان نیز پیچیده نیست، شرکت ملی نفت ایران خصوصا در سال‌های اخیر چه کاری برای اجرای یک پایلوت موفق ازدیاد برداشتی انجام داده است؟ بروید و از نفتی‌ها بپرسید که کاهش حقوق در کنار افزایش مالیات چه بر سر متخصصان آورده است و کسانی که امکان خروج از کشور را داشته‌اند چگونه مجبور شدند جلای وطن کنند.

    چرا یک فرد و تنها یک فرد در شرکت ملی نفت ایران تا جای ممکن مدیران ارشد، میانی و حتی مدیران واحد را می‌تواند از همشهریان خود بچیند؟ مدیران چه برنامه‌ای برای حذف این همشهری‌بازی که ریشه نفت را می‌خشکاند دارند؟ به‌زبان ساده، در حوزه نفت و گاز و انرژی و البته محیط‌زیست، کشتی ما درحال غرق‌شدن است و نه‌تنها عملکرد دولت قبل و البته دولت قبل‌تر و قبل‌تر هیچ‌کدام در استای اصلاح این مسیر نبوده است، بلکه روزبه‌روز سرعت نزدیک‌شدن به چاله‌های بزرگ مشکلات در دولت‌های مختلف بیشتر شده است.

     

     

     

  • اسباب کشی نفتی ها به برج 23 هزار میلیارد تومانی!

    اسباب کشی نفتی ها به برج 23 هزار میلیارد تومانی!

    به گزارش اقتصادران، از ماه ها پیش بود که موضوع انتقال ساختمان شرکت ملی نفت به برج‌ های دوقلوی اداری تجاری گلستان در دستور کار قرار گرفت و مذاکرات برای خرید این برج ها که بی شباهت به ساختمان پتروناس مالزی نیست، آغاز شد.

     

    اسباب کشی شرکت نفت به برج 23 هزار میلیارد تومانی

    این برج ها در زمینی به مساحت 16 هزار متر مربع در 35 طبقه شامل (8 طبقه زیر زمین و نیم طبقه منفی 1+ همکف و نیم طبقه تجاری24+ طبقه روی همکف)، در منطقه 6 تهران و در تقاطع خیابان شیراز جنوبی و خیابان آقاعلیخانی قرار دارد.
    اسباب کشی شرکت نفت به برج 23 هزار میلیارد تومانی

    این برج ها که متعلق به بیمه ایران است طی دو سال گذشته محل بحث های حاشیه ای فراوانی بوده که گوشه ای از آن در رسانه ها منتشر شده است.
    شرکت ملی نفت اما با این وجود قصد دارد این برج ها را خریداری کند تا خود را از وزارت نفت جدا کرده و با ساختمان فرسوده این روزهای خود در حیابان طالقانی خداحافظی کند.

    یک منبع آگاه با تایید این موضوع گفت: به دلیل هزینه بالای نگهداری ساختمان های فعلی شرکت ملی نفت در خیابان طالقانی که اغلب عمری بالای 50 سال دارند، قرار شده بود ساختمانی جدید تهیه شود که برای این مهم، برج های دو قلوی بیمه ایران معرفی شد.
    وی ادامه داد: مذاکرات در مراحل پایانی است و دو طرف روی قیمت 23 هزار میلیارد تومان به جمع بندی رسیده اند اما احسان خاندوزی وزیر اقتصاد و امور دارایی  فعلا حاضر نیست به این معامله مهر تایید بزند.

  • موتورهای رشد اقتصادی کشور خاموش شده است/ هیچ چشم اندازی برای بخش نفت و گاز دیده نمی‌شود

    موتورهای رشد اقتصادی کشور خاموش شده است/ هیچ چشم اندازی برای بخش نفت و گاز دیده نمی‌شود

    به گزارش اقتصادران، مسعود نیلی در نهمین کنگره راهبردی نفت و نیرو با بیان اینکه ما سال‌های طولانی است که در تامین مالی برای سرمایه گذاری در حوزه نفت مشکل داریم، اظهار داشت: اصل مطلب در کشورهای نفتی این است که در حکمرانی کشورهای نفتی تناقض وجود دارد و نحوه حل این تناقض سرنوشت نفت و گاز را رقم می‌زند و آن اینکه دولت و حکمرانی در این کشورها مثل تمام دنیا خدمات عمومی ارایه دهند، دولت در همه جای دنیا سر به سر عمل می‌کند یعنی مالیات می‌گیرد و خدمات ارائه می‌دهد و اصولا ماهیت کار دولت تجاری نیست.

    وی ادامه داد: در کشورهای نفتی بخش تولید در اختیار و انحصار دولت است، نفت را با هزینه پایین تولید و در ارزش بالاتر عرضه می‌کند.

    استاد دانشگاه صنعتی شریف گفت: انرژی در کشورهای برخوردار از جمله ایران در بازار داخل عرضه و بخشی نیز صادر می‌شود. در کشور ما هر دو بخش بازار انرژی تحت سلطه دولت است، دولت در داخل قیمتگذاری می کند و نفت و گاز را بعنوان خدمات اجتماعی در نظر می گیرد یعنی عرضه بنزین و گاز را بعنوان عدالت اجتماعی تلفی می‌کند. در حالی که تامین اجتماعی متولی عدالت اجتماعی است و به همین دلیل است که عرضه حامل‌های انرژی در ایران زیانبار شده است. به طوری که اگرچه پالایشگاه ستاره خلیج فارس بعنوان یک اتفاق خوب در کشور مطرح است اما با هدف اجتماعی با ۱۰ دلار ضرر و با قیمت یارانه‌ای فرآورده را عرضه می‌کند و این رویه همان چیزی است که دولت را با کسری و مردم یا همان دریافت کنندگان انرژی یارانه‌ای را با تورم مواجه کرده است.

    وی با بیان اینکه دولت در ایران بر بازار صادرات نفت نیز سلطه دارد، افزود: دولت ۱۴.۵ درصد پول فروش نفت را به خود نفت می‌دهد و مابقی خرج مصارف دیگر می شود. به طوری که هرقدر قیمت و درآمد نفت نوسان داشته باشد متوجه شرکت ملی نفت خواهد شد نتیجه اینکه این شرکت نمی‌تواند برنامه ریزی بلندمدت داشته باشد زیرا از منابع در اختیار اطلاعی ندارد.

    نیلی بیان داشت: قبلا شرکت نفت چالش قیمت را داشت، از زمان تحریم میزان صادرات هم به آن اضافه شده که به نوسان بزرگ‌تری منجر شده است.

    وی تاکید کرد: بنابراین وقتی دو بازار با دو مدل کسب و کار وجود دارد دولت بر اساس مصالح اجتماعی بازار را تعریف می کند که نتیجه آن منافع اندک شرکت نفت است.

    استاد دانشگاه صنعتی شریف گفت: ما در داخل کشور رژیم نادرست یارانه ای و در خارج از کشور رژیم مالی را داریم و این مدل کسب و کار به ضرر نفت و گاز و اقتصاد کشور است که البته نتیجه تبصره ۳۸ بودجه در سال ۵۸ است که بر پایه آن نفت داخل بودجه عمومی گنجانده شد و بنا شد از خزانه پول بگیرد و این با تحولات ادامه پیدا کرد.

    وی گفت: در سال ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳ پیشنهاد شد رژیم مالی دولت و شرکت نفت بازتعریف شود که آن زمان پیشنهاد مدرنی بود و اجرای آن باعث رشد سرمایه گذاری در نفت می‌شد بعبارت دیگر طبق آن برنامه پیشنهادی از سوی موسسه مطالعات انرژی منابع نفت صرف سرمایه گذاری در صنعت نفت می‌شد. در کنار این پیشنهاد اصلاح حامل های انرژی مطرح شد که در مجلس به تصویب رسید اما در مجلس هفتم حذف و کل برنامه چهارم توسعه کنار رفت و در برنامه پنجم نظام درصدی جایگزین شد و در نهایت تحریم تیر خلاص به نفت و گاز بود که عملا منابعی باقی نگذاشت.

    وی با بیان اینکه پربازده‌ترین بخش اقتصاد کشور نفت و گاز است، اظهار داشت: دولت با اجرای هدفمندی بدترین اتفاق را برای نفت و گاز رقم زد. نتیجه اینکه موجودی سرمایه نفت و گاز در حساب ملی از سال ۸۹ رشد منفی داشته است به طوری که در دو مقطع جنگ و از سال ۸۹ این موجودی ررد منفی داشته که البته از سال ۸۹ این شدت بیشتر هم بوده ‌و دلیل آن عدم سرمایه گذاری است.

    نیلی تاکید کرد: اقتصاد با صنعت و نفت رشد می‌کند که موجودی سرمایه صنعت نیز از سال ۹۶ منفی شده، به عبارت دیگر دو موتور رشد اقتصادی خاموش شده است. نتیجه اینکه در شرایط تحریم بازتعریف هر کدام از این دو امکانپذیر نیست.

    وی با بیان اینکه کل عدد منابع صادرات نفت کوچک شده است، افزود: از این میزان نیز عدد کوچکی به خود نفت می‌رسد به طوری که اکنون باید گفت شرکت ملی نفت بدهکارترین شرکت دولتی در ایران و این فاجعه است. حال آنکه مهمترین و پربازده‌ترین شرکت اقتصادی؛  نفت است و اکنون بر اساس قانون تجارت نباید فعالیت می‌کرد که این اتفاق نتیجه ناکارآمدی نفت نیست بلکه محیط کسب و کار این عملکرد را رقم زده و اگر این روند ادامه پیدا کند ما به یک کشور غیرنفتی تبدیل می‌شویم.

    وی گفت: اکثر کشورهای صادرکننده نفت مثل عربستان، قطر و امارات طی ۴۰ سال گذشته تناقض نظام حکمرانی را به نفع سرمایه گذاری حل کردند اما ما همچنان به سمتی می‌رویم که بخش نفت و گاز به تحلیل می‌رود و هیچ چشم اندازی دیده نمی‌شود.

    وی ابراز امیدواری کرد که با بکارگیری نظرات کارشناسی تغییرات بزرگ را رقم بزنیم، چراکه تغییرات جزیی چیزی را در راستای بهبود اوضاع تغیبر نمی‌دهد.