برچسب: شرکت ملی نفت ایران

  • واگذاری شرکت ملی نفت ایران؛ چوب حراج به آخرین دارایی ملی؟

    واگذاری شرکت ملی نفت ایران؛ چوب حراج به آخرین دارایی ملی؟

    به گزارش اقتصادران، هنوز دولت برای مولد‌سازی شرکت ملی نفت به جمع‌بندی نرسیده است؛ برخی خبرها حکایت از آن دارد که اجرای این طرح نیاز به مجوز سران قوا دارد. در دولت به همان نسبت که وزارت اقتصاد به‌دنبال اجرایی کردن این مصوبه است، در وزارت نفت مخالفان این طرح به‌صورت جدی در حال بحث بر سر اجرایی‌نشدن این مصوبه هستند.

    واگذاری شرکت ملی نفت ایران؛ سوژه‌ای که این روزها به خبرداغ محافل کارشناسی تبدیل شده است، بیش از آنکه یک تصمیم صرفا اداری باشد، سوالی اساسی درباره مالکیت منابع ملی، کارایی اقتصادی و ریسک‌های سیاسی- امنیتی پیش‌روی اقتصاد کشور مطرح می‌کند. از منظر حقوقی اجرای اصل۴۴ قانون اساسی و «قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل۴۴» در سال‌های گذشته سازوکارهای واگذاری شرکت‌ها را تعریف کرده است؛ با این حال همین قانون شرکت‌های بزرگ و راهبردی را در دسته‌بندی‌های ویژه (بندهای مختلف اصل۴۴) قرار می‌دهد و وزارت نفت ده‌ها شرکت را برای واگذاری معرفی کرده اما اشاره‌ها و محدودیت‌های قانونی درباره شرکت‌های کلان و بهره‌برداری از منابع زیرزمینی همچنان مانع ساده‌سازی مسیر واگذاری کامل شده است.

    از زاویه تجربه تاریخی، نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که تجربیات خصوصی‌سازی در بخش‌های نفتی و پالایشی ایران ترکیبی از موفقیت‌های موردی و ناکامی‌های ساختاری است. گزارش‌ها و مطالعاتی که روند واگذاری‌ها را بررسی کرده‌اند نشان می‌دهد برخی واحدها پس از انتقال به بخش غیردولتی یا‌ خُصولتی(نیمه‌دولتی، بنیادها و مجموعه‌های وابسته به نهادهای قدرت) بازده‌ای بهتر، سرمایه‌گذاری و اصلاح تکنولوژیک پیدا کرده‌اند اما بخش قابل‌توجهی از واگذاری‌ها به‌دلیل شفافیت ناکافی، دخالت‌های سیاسی، تداوم حمایت مالی دولتی یا انتقال مدیریت به بازیگران نزدیک به دولت و نهادهای شبه‌دولتی، نتوانسته‌اند به اهدافی چون افزایش کارایی، شفافیت و رقابت‌پذیری دست یابند. آمار و تحلیل‌ها حاکی است که بسیاری از واگذاری‌ها به «خُصولتی‌ها» انجام و این انتقال مالکیت در عمل، منجربه تداوم انحصار نهادی و گاهی افت عملکرد یا بازگشت مجدد واحدها به حالت وابسته شده است.

    طرح واگذاری شرکت ملی نفت، مثل پالایشگاه‌ها یا پتروشیمی‌های بزرگ نیست که اثرات آن بخشی از اقتصاد را در برگیرد. شرکت ملی نفت، بخشی از انفال است؛ به این معنا که دارایی تک به تک مردم ایران محسوب می‌شود. البته شرکت ملی نفت ایران به‌عنوان یک شرکت دولتی جزو انفال نیست اما دارایی‌ها و منابعی که در اختیار دارد (نفت، گاز و میادین زیرزمینی)، جزو انفال محسوب می‌شوند بنابراین از منظر اقتصادی واگذاری آن ممکن است منابع بخشی از مردم را خدشه‌دار کند. با این حال موافقان واگذاری شرکت ملی نفت بر این باورند که مولدسازی دارایی‌ها می‌تواند منابع ریالی و ارزی بزرگی را به خزانه و سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولد غیرنفتی تزریق کند؛ مدیریت حرفه‌ای‌تر و بازوی بازار می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد و توزیع ریسک قیمت نفت میان بازیگران بازار می‌تواند از شوک‌های نفتی بکاهد. برخی مسوولان دولتی و نمایندگان هم می‌گویند که عرضه سهام شرکت ملی نفت می‌تواند به جذب سرمایه جدید، تعمیق بورس و تامین مالی بدون خلق نقدینگی منجر شود.

    با این وجود مخالفان با استناد به واقعیت‌های داخلی و بین‌المللی هشدار می‌دهند که انتقال مالکیت شرکت محاط در معادلات ژئوپولیتیک و تحریمی می‌تواند درآمدهای نفتی را در معرض تسلط نهادهای غیرشفاف یا بازیگران تابعه نیروهای نظامی و امنیتی قرار دهد؛ موضوعی که گزارش‌های مستقل از گسترش کنترل نهادهای نظامی بر بخشی از صادرات نفت ایران حکایت دارد و ریسک سیاسی- بین‌المللی واگذاری را تشدید می‌کند.

    از عدالت انقلابی تا الیگارشی اقتصادی

    مرتضی افقه، کارشناس اقتصادی در همین باره به «جهان‌صنعت» گفت: من از همان سال۱۳۶۸ که بحث خصوصی‌سازی‌ها مطرح شد، از دوره آقای رفسنجانی، جزو کسانی بودم که با این شیوه خصوصی‌سازی مخالف بودم. از همان زمان معتقد بودم که این نوع تقلیدها از کشورهایی که در زمینه‌ای خاص موفق بودند، الزاما در کشور ما با موفقیت همراه نخواهد بود. یکی از آن موارد، همین خصوصی‌سازی‌ها بود. نه اینکه خصوصی‌سازی نتایج مثبت نداشته باشد اما در هر جایی الزاما نتایج مثبت به‌همراه ندارد؛ از جمله در ایران چون بسترهای نهادی، ساختارهای قانونی، فرهنگی، اجتماعی و نگرشی هنوز آماده نبودند.

    وی افزود: خصوصی‌سازی در کنار بحث‌هایی مانند مناطق آزاد و بنادر آزاد که همه اینها تقلیدهایی از کشورهای موفق دیگر بود، در ایران الزاما موفق نبوده است. در این سه دهه گذشته یعنی از اوایل دهه۷۰ تا به امروز، هرچه خصوصی‌سازی انجام شده، نتایج مثبت آن بسیار کمتر از حد انتظار بوده؛ چه در تئوری و چه در قوانین. همانطورکه خود شما هم اشاره کردید، واگذاری به «خصولتی‌ها» در عمل باعث شد خصوصی‌سازی‌ها تبدیل به «خصولتی‌سازی» شوند که هیچ‌کدام موفق نبوده‌اند. حالا اجازه بدهید در مورد حوزه نفت و پالایشگاه‌ها با جزئیات بیشتری توضیح دهم.

    این اقتصاددان با بیان اینکه یکی از اهداف انقلاب که کاهش نابرابری و فقر بود، افزود: در قانون اساسی نیز به‌صورت کاملا واضح برجسته شده است. خصوصی‌سازی می‌توانست توزیع ثروت را بهبود ببخشد اما متاسفانه به‌دلیل همان ساختارهای ناکارآمد و نهادهای ضدتولید و ضدتوسعه‌ای که وجود داشت، خصوصی‌سازی‌ها به قطبی‌سازی جامعه تبدیل شدند یعنی عده‌ای خاص با استفاده از روابط، نفوذ سیاسی، مذهبی و فرهنگی خود در خصوصی‌سازی‌ها دخالت کردند. فرصت مناسب و مساوی برای همه ایجاد نشد بنابراین فقط عده‌ای خاص از مزایای خصوصی‌سازی بهره‌مند شدند و به ثروتمندان و اخیرا به ابرثروتمندان تبدیل شدند. این امر نابرابری را به‌شدت افزایش داد و آثار اجتماعی و فرهنگی قابل‌توجهی بر جامعه گذاشت. در مورد حوزه نفت، تا جایی که من می‌دانم، به‌دلیل اینکه نفت یک ثروت ملی است، خصوصی‌سازی در مورد آن چندان موجه نیست. همانطورکه عرض کردم، اگر بستر مناسب فراهم باشد، مثلا در پالایشگاه‌ها می‌تواند مفید باشد اما حوزه نفت به‌طور کلی طبق قوانین جزو انفال است. در یک حکومت دینی نیز صراحتا بیان شده که انفال متعلق به دولت است بنابراین خصوصی‌سازی آن چندان موجه نیست.

    افقه با تاکید بر اجرای قانون اساسی عنوان کرد: اصولا بر قانون اساسی کشور، نگاهی چپ‌گرایانه حاکم است. این نیز به دلیل فضایی بود که در ابتدای انقلاب بر تفکرات عمومی غلبه داشت و حتی دیدگاه‌های دینی خود را با گرایش‌های چپ‌گرایانه سازگار کرده بودند. در قانون اساسی بسیاری از دارایی‌ها ملی شدند و به دولت تعلق گرفتند؛ مانند بانک‌ها، بیمه‌ها، کشتیرانی و صنایع بزرگ. همانطورکه مشاهده می‌کنید اما از سال۱۳۶۷ به بعد، این اصول برخلاف دیدگاه برخی اقتصاددانان و با توجیه حرکت به‌سوی اقتصاد آزاد دچار تغییر شد. تلاش کردند تا از طریق آیین‌نامه‌های مرتبط با اصل۴۴ قانون اساسی، روزنه‌هایی برای واگذاری‌ها پیدا کنند. به نظر من این روند با روح قانون اساسی در تضاد بود چراکه بانک‌ها و بیمه‌ها خصوصی شدند درحالی‌که طبق قانون اساسی اینها ملی و متعلق به دولت بودند. البته من نمی‌خواهم در اینجا نقد کنم که چرا خصوصی شدند یا نشدند بلکه می‌خواهم بگویم فضای کلی قانون اساسی چنین نبود. با ترفندهایی، اصول قانون اساسی دور زده شد. همانطورکه عرض کردم، در بستر مناسب، خصوصی‌سازی می‌توانست موفق باشد اما در ساختارهایی که بر ایران حاکم شد چه ساختارهای فکری و نگرشی، چه سیاسی و قانونی در چنین بسترهای معیوبی، بسیاری از خصوصی‌سازی‌ها با شکست مواجه شدند. نتیجه آن زیان مردم و نفع عده‌ای خاص بود؛ عمدتا کسانی یا گروه‌هایی که نفوذ سیاسی، مذهبی، فرهنگی یا حتی قومی و قبیله‌ای داشتند و بیش از دیگران از این روند منتفع شدند.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد کرد: به نظر من، در مجموع این فضا برای خصوصی‌سازی ناموفق بود. اکنون نیز زمزمه خصوصی‌کردن شرکت نفت یا شرکت‌های وابسته به آن، احتمالا با هدف دورزدن تحریم‌ها مطرح است اما دیدیم که دورزدن‌های قبلی منجر به سوءاستفاده عده‌ای شد.

    به نظر من، این روند فقط قطبی‌سازی را افزایش می‌دهد یعنی تضاد و شکاف میان گروه بسیار اندکی از ذی‌نفوذان یا همان الیگارش‌ها با بقیه مردم، بیش از پیش عمیق خواهد شد.

  • خسارات میلیاردی پرونده کرسنت و از دست رفتن منابع ملی / ردپای سعید جلیلی در میلیاردها تومان غارت اموال مردم ایران

    خسارات میلیاردی پرونده کرسنت و از دست رفتن منابع ملی / ردپای سعید جلیلی در میلیاردها تومان غارت اموال مردم ایران

    به گزارش اقتصادران، دادگاه تجدیدنظر انگلستان در امور تجاری و بازرگانی روز دوشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴، اعتراض شرکت ملی نفت ایران نسبت به حکم توقیف و مصادره ساختمان این شرکت در لندن به نفع شرکت کرسنت را وارد ندانست و رأی بدوی را تأیید کرد.

    ملک مورد اشاره، ساختمانی اداری و تجاری به ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیون پوند (معادل ۱۲۵ میلیون دلار) است که در قلب لندن واقع شده و با نام «خانه شرکت نفت ایران» یا NIOC House شناخته می‌شود. بر اساس رأی دادگاه، این ساختمان باید در ازای بخشی از بدهی شرکت ملی نفت ایران به شرکت اماراتی «کرسنت» به این شرکت واگذار شود.

    این ساختمان پیش‌تر محل استقرار «اتاق بازرگانی بریتانیا و ایران» بود؛ نهادی که ریاست آن را نورمن لمون، وزیر دارایی پیشین بریتانیا از حزب محافظه‌کار برعهده داشت و جک استراو، وزیر خارجه اسبق این کشور، ریاست هیأت‌مدیره آن را بر عهده داشت.

    دومین ضربه به دارایی‌های ایران در خارج از کشور

    پرونده کرسنت تاکنون شرکت ملی نفت ایران را در معرض خطرات حقوقی و مالی گسترده‌ای در خارج از کشور قرار داده است. پیش از این نیز ساختمان شرکت ملی نفت ایران در روتردام هلند به دلیل بدهی سنگین به شرکت کرسنت و بر اساس حکم داوری بین‌المللی توقیف و سپس در مزایده‌ای عمومی به شرکت Heuvel واگذار شد.

    تلاش‌های ایران برای لغو این مزایده با استناد به قوانین مصونیت اموال دولتی بی‌نتیجه ماند و در نهایت دادگاه روتردام در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ رأی به مصادره قطعی این ملک صادر کرد. این حکم یکی از جنجالی‌ترین آراء صادرشده علیه دارایی‌های بین‌المللی ایران در سال‌های اخیر تلقی می‌شود.

    ماجرای توقیف‌ها از سه سال پیش و پس از شکایت شرکت اماراتی کرسنت آغاز شد. این شرکت پس از صدور حکم محکومیت ایران، به دنبال توقیف دارایی‌های خارجی شرکت ملی نفت در کشور‌های مختلف از جمله بریتانیا و هلند رفت.

    ساختمان مصادره شده ایران در هلند

    ساختمان مصادره شده ایران در هلند

    از توقیف در هلند تا تأیید نهایی حکم فروش

    به گزارش اقتصاد۲۴، ساختمان شرکت ملی نفت ایران در روتردام ابتدا در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۲ به درخواست شرکت کرسنت به‌صورت موقت توقیف شد. دادگاه هلند در ژانویه ۲۰۲۳ این حکم را تأیید کرد و مسیر فروش ملک در مزایده را هموار ساخت.

    در ۲۰ آوریل ۲۰۲۳، این ساختمان در یک مزایده عمومی به شرکت Heuvel فروخته شد. شرکت ملی نفت ایران با طرح اعتراض، فروش ملک را غیرقانونی خواند و آن را مغایر با مصونیت اموال دولتی دانست، اما دادگاه منطقه‌ای روتردام در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۴ اعتراض را رد و حکم مصادره نهایی را صادر کرد.

    تکرار ماجرا در لندن

    ساختمان لندن دومین دارایی بزرگ ایران است که پس از حکم داوری کرسنت، از مالکیت ایران خارج شده است. پیش از ماجرای روتردام، در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۳ دادگاهی در بریتانیا حکم توقیف ساختمانی متعلق به شرکت ملی نفت ایران به ارزش ۱۰۰ میلیون پوند را صادر کرد. رأی اخیر دادگاه تجدیدنظر در ۱۴ مهرماه ۱۴۰۴ نیز این حکم را قطعی کرد.

    این ساختمان که با نام NIOC House شناخته می‌شود، در نزدیکی پارلمان بریتانیا و کلیسای وست‌مینستر قرار دارد و بیش از نیم‌قرن در مالکیت ایران بود. پس از سال‌ها رهاشدگی، بیژن نامدار زنگنه در دولت گذشته دستور بازسازی آن را صادر کرد و مالکیتش به صندوق بازنشستگی صنعت نفت منتقل شد.

    شرکت اماراتی کرسنت در جریان پیگیری‌های حقوقی خود، این ملک را به عنوان یکی از دارایی‌های اصلی شرکت ملی نفت ایران شناسایی و برای توقیف معرفی کرد. در حالی که صندوق بازنشستگی صنعت نفت مالکیت آن را برای خود می‌دانست، دادگاه بریتانیا مالکیت را متعلق به شرکت ملی نفت ایران تشخیص داد و حکم به مصادره آن داد.

    گزارش سایت «میزنفت» در همان زمان حاکی بود که ارزش این ساختمان سه‌نبش در یکی از بهترین مناطق لندن، حدود ۸۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. جلسه نهایی بررسی این پرونده در اسفندماه ۱۴۰۲ برگزار و در اردیبهشت ۱۴۰۳ رأی به نفع شرکت کرسنت صادر شد.

    ریشه پرونده کرسنت به کجا بازمی‌گردد؟

    اکنون بیش از دو دهه از امضای قرارداد گازی بین شرکت ملی نفت ایران و شرکت اماراتی «کرسنت پترولیوم» می‌گذرد؛ قراردادی که امضایش در زمان ریاست‌جمهوری محمد خاتمی و وزارت بیژن زنگنه صورت گرفت. بر اساس این توافق، ایران متعهد شد به مدت ۳۰ سال گاز میدان مشترک «سلمان» را از طریق خط لوله‌ای زیر بستر خلیج فارس به امارات صادر کند.

    ساختمان مصادره شده ایران در لندن

    ساختمان مصادره شده ایران در لندن

    طبق برنامه، صادرات گاز باید از سال ۱۳۸۵ آغاز می‌شد، اما دولت محمود احمدی‌نژاد با مخالفت با مفاد قرارداد و در پی فشار‌های سیاسی داخلی، اجرای آن را متوقف کرد. این تصمیم سرآغاز اختلافات حقوقی و در نهایت طرح شکایت شرکت کرسنت در دیوان داوری بین‌المللی شد.

    از قرارداد اقتصادی تا میدان جدال سیاسی

    گزارش‌ها نشان می‌دهد مذاکرات اولیه قرارداد از سال ۱۹۹۷ آغاز و در سال ۲۰۰۱ نهایی شد. بر اساس آن، ایران باید روزانه ۵۰۰ میلیون فوت‌مکعب گاز از میدان سلمان را به امارات صادر می‌کرد و این میزان به تدریج تا ۸۰۰ میلیون فوت‌مکعب افزایش می‌یافت.

    قیمت گاز نیز بر مبنای قیمت نفت خام تعیین شده بود؛ برای هفت سال نخست هر هزار مترمکعب گاز ۱۷.۵ دلار و در ۱۸ سال بعد ۳۸.۸۵ دلار محاسبه می‌شد. این نرخ بسیار پایین‌تر از قیمت جهانی گاز بود و به یکی از محور‌های اصلی انتقاد مخالفان داخلی قرارداد بدل شد.

    با وجود آماده‌سازی زیرساخت‌ها از جمله احداث خط لوله و سکو‌های صادراتی در جزیره مبارک، در سال ۲۰۱۰ اجرای قرارداد متوقف ماند. اختلافات سیاسی، اتهامات فساد و فضای ملتهب داخلی مانع از آغاز صادرات گاز شد و در نتیجه، موضوع به داوری بین‌المللی ارجاع شد.

    خسارات میلیاردی شکایت کرسنت و از دست رفتن منابع ملی

    برآورد‌ها نشان می‌دهد خسارت‌های ناشی از این پرونده بین ۱۱ تا ۱۸ میلیارد دلار است. افزون بر جریمه مالی، گاز میدان سلمان نیز سال‌ها بدون استفاده سوخته و سالانه حدود ۱.۸ میلیارد دلار ضرر مستقیم به ایران وارد کرده است.

    در مقابل، امارات متحده عربی سال‌هاست روزانه بیش از ۵۵۰ میلیون فوت‌مکعب گاز از بخش خود در این میدان مشترک برداشت می‌کند، در حالی که سهم ایران همچنان بلااستفاده باقی مانده است.

    کاهش اعتماد بین‌المللی به نظام قرارداد‌های نفتی ایران نیز از پیامد‌های دیگر این پرونده بود و باعث شد بسیاری از شرکت‌های خارجی از همکاری با ایران خودداری کنند.

    مسیر حقوقی و شکست نهایی ایران در داوری بین‌المللی

    دادگاه داوری بین‌المللی در سال ۱۳۹۳ شرکت ملی نفت ایران را به نقض تعهدات قراردادی محکوم کرد. اگرچه در آن زمان اجازه رسیدگی به اعتراضات ایران صادر شد، اما در مهر ۱۴۰۰ دیوان دائمی داوری با رد دو اعتراض باقی‌مانده، حکم نهایی را صادر و ایران را محکوم به پرداخت ۲.۴۳ میلیارد دلار خسارت به همراه بهره سالانه معادل نرخ بین‌بانکی امارات به اضافه یک درصد کرد.

    این مبلغ باید تا دی ۱۴۰۰ پرداخت می‌شد، اما با تأخیر ایران، جریمه‌های مضاعفی نیز بر آن افزوده شد. به گفته محمد دهقان، معاون حقوقی دولت رئیسی، رقم واقعی خسارت بسیار بالاتر از عدد اعلام شده است.

    نقش سعید جلیلی و اختلافات داخلی در شکست ایران

    پرونده کرسنت نه‌تنها به بحرانی اقتصادی، بلکه به موضوعی سیاسی میان جناح‌های مختلف تبدیل شد. سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، از مخالفان سرسخت اجرای قرارداد بود و معتقد بود ایران در صورت شکست در داوری، حداکثر ۸۱۵ میلیون دلار خسارت خواهد پرداخت؛ اما در عمل، خسارت چندین برابر این رقم شد.

    در نامه‌ای که در اسفند ۱۳۸۸ جلیلی به محمود احمدی‌نژاد نوشت، تأکید کرده بود که ادعای ۲۹ میلیارد دلاری کرسنت مبنای حقوقی ندارد و قرارداد به‌دلیل فساد باطل است؛ اما روند رسیدگی برخلاف پیش‌بینی او پیش رفت و ایران در تمام مراحل داوری شکست خورد.

    در مهر ۱۳۸۹، احمدی‌نژاد در پی‌نوشت همان نامه خطاب به وزیر نفت وقت هشدار داد: «به نظر می‌رسد دست‌های فراوانی در کار است تا از انجام کار درست جلوگیری شود. مراقبت کنید.» با این حال، اختلافات داخلی دولت مانع هرگونه تصمیم مؤثر شد و اجرای قرارداد عملاً متوقف ماند.

    پایان باز یک پرونده قدیمی

    اکنون، پس از بیش از دو دهه از آغاز ماجرای کرسنت، ایران نه‌تنها صدها میلیون‌ دلار جریمه پرداخت کرده، بلکه دو ملک ارزشمند خود در لندن و روتردام را نیز از دست داده است.

    در حالی که اماراتی‌ها همچنان از گاز میدان مشترک سلمان بهره‌برداری می‌کنند، ایران تنها تماشاگر روندی است که از یک قرارداد اقتصادی آغاز شد و به بحرانی سیاسی، حقوقی و مالی با ابعادی تاریخی بدل شد.

  • ماجرای سفر خارجی و پرحاشیه یک مدیر نفتی چه بود؟

    ماجرای سفر خارجی و پرحاشیه یک مدیر نفتی چه بود؟

    به گزارش اقتصادران، مدیر سابق امور مالی شرکت ملی نفت ایران جزئیات تازه ای از پشت پرده شایعات سفر خود به سوئیس مطرح کرد و به برخی حواشی پیش آمده در این خصوص پاسخ داد.

    علی محمد معصومیان، مدیر سابق امور مالی شرکت ملی نفت ایران با بیان اینکه ۳۰ سال در صنعت نفت ایران خدمت کرده‌ام، گفت: در کارنامه خود خدمت ۱۰ ساله در شرکت نیکو را دارم؛ شرکتی که نوک پیکان صنعت نفت و درآمد‌های نفتی کشور به شمار می‌رود. از بسیاری شرایط گذشتم تا به کشور خودم خدمت کنم.

    خبر فرارم برای تخریب مسئولان کشور منتشر شد

    وی درباره انتشار برخی اخبار درباره سفر خارجی اخیر او که برخی آن را فرار از کشور قلمداد کرده بودند و حواشی زیادی نیز پیرامون این موضوع ایجاد شد نیز ادامه داد: این خبر کذب ممکن است مدت کمی باعث آزردگی من شود، اما اثر مخرب‌تر و بلند مدت آن بر اعتماد مردم به مسئولان کشور است.

    این مدیر نفتی یادآور شد: فرد یا افرادی که این خبر کذب را منتشر کردند ضد منافع ملی کشور اقدام کردند. چون مردم شاید من را نشناسند، اما به طور عمومی به مسئولان کشور بی اعتماد و بدبین می‌شوند.

    فرزندم در سوئیس دانشجوست

    معصومیان با تاکید بر اینکه به عنوان سرباز کشور همواره آماده خدمت و پاسخگویی بابت عملکرد خود به نهاد‌های ذی ربط و نظارتی هستم و ابایی هم از این مساله ندارم، تصریح کرد: فرزند من در کشور سوئیس دانشجو است و من یک ماه پیش از تودیع خود، با اطلاع و هماهنگی با نهاد‌های نظارتی بالادستی، برنامه این سفر چند روزه را تنظیم کرده بودم و این سفر هیچ ارتباطی به مسئله تودیع من که امری طبیعی است ندارد.

    مدیر سابق امور مالی شرکت ملی نفت در پاسخ به اینکه آیا تابعیت مضاعفی دارید، گفت: هیچ تابعیت مضاعفی ندارم و این دست اخبار کذب درباره مسئولان کشور در حقیقت بازی کردن در زمین دشمن است.

    در تهرانم و خبر کذب را حقوقی پیگیری می‌کنم

    وی در انتها با بیان اینکه اکنون در داخل کشور و تهران هستم، خاطر نشان کرد: مستندات مربوط به سفر بنده موجود است و من حق قانونی شکایت و پیگیری قضایی درباره این خبر کذب را برای خود محفوظ می دانم.

    طی روزهای گذشته اخبار زیادی در ارتباط با سفر «علی محمد معصومیان» مدیر سابق امور مالی شرکت ملی نفت ایران به خارج از کشور منتشر شده بود که برخی اکانت های فضای مجازی سفر مزبور را به کنار گذاشتن او از مسئولیتش و فرار از کشور مرتبط دانسته بودند که حالا با حضور او در تهران مشخص شده اخبار یاد شده خالی از واقعیت بوده است.

  • جنجال آمار نفتی بین شرکت ملی نفت ایران و دیوان محاسبات / پشت پرده انفصال از خدمت یک مدیر نفتی

    جنجال آمار نفتی بین شرکت ملی نفت ایران و دیوان محاسبات / پشت پرده انفصال از خدمت یک مدیر نفتی

    به گزارش اقتصادران، جنجال میان شرکت ملی نفت ایران و دیوان محاسبات کشور ادامه دارد. این موضوع از زمانی شروع شد که دیوان محاسبات برای برخی از مدیران نفت و پتروشیمی، به دلیل ارائه‌ندادن آمار نفتی حکم انفصال از خدمت دولتی برید.

    این حکم برای حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، محسن خجسته‌مهر، مدیرعامل پیشین شرکت ملی نفت ایران و محمد شریعتمداری، مدیرعامل شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس بریده شد.

    پس از هفته‌ها جنجال میان صنعت نفت کشور با دیوان محاسبات، تعهدنامه ۱۴گانه از شرکت ملی نفت ایران به دیوان محاسبات کشور ارائه و نهایتا هیات حسابرسی ویژه نفت در دیوان محاسبات کشور تشکیل شد. باید دید تغییرات ایجادشده در زمینه ارائه آمار نفتی چه کمکی به کشور خواهند کرد؟

    تعهدنامه ۱۴گانه شرکت ملی نفت به دیوان محاسبات برای ارائه آمار نفتی!

    در پی صدور حکم انفصال از خدمت مدیرعامل شرکت ملی نفت توسط دیوان محاسبات کشور در تاریخ ۸ مرداد ۱۴۰۴ درخواست اعاده دادرسی و و ارائه تعهدنامه ۱۴‌گانه از سوی بورد مطرح شد. با توجه به تعهدنامه مذکور حکم انفصال از خدمت وی متوقف شد. حال باید دید تعهدنامه ۱۴گانه چیست؟

    این تعهدنامه در سه بخش «اطلاعات و شفافیت مالی و عملیاتی»، «روابط مالی نفت و دولت»، «تعهدات سازمانی» و «الزامات اجرایی پشتوانه صورتهای مالی» است.

    در نامه این نهاد عالی نظارتی به وزیر نفت تاکید شده است که کلیه تکالیف قانونی مندرج در تعهدنامه چهارده‌گانه مدیرعامل شرکت ملی نفت، لازم‌الاجرا بوده و باید رعایت شود.

    این تعهدنامه در واقع یک بسته‌ی شفافیت مالی و عملیاتی است که چهار محور اصلی دارد. خلاصه‌ تعهدنامه ۱۴‌گانه‌ای که مدیرعامل شرکت ملی نفت ارائه کرده، به شرح زیر است.

    الف. اطلاعات و شفافیت مالی و عملیاتی

    ۱٫ارائه‌ی همه‌ی قراردادهای نفت و گاز به تفکیک میادین و مخازن.

    ۲٫ثبت دقیق و جزئیات تولید (میدان و مخزن) و ایجاد سیستم هوشمند اندازه‌گیری (مترینگ).

    ۳٫ثبت و گزارش کامل فروش نفت، فرآورده‌ها، انتقال به پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها.

    ۴٫ثبت همه هزینه‌های تولید، حمل‌ونقل و کارمزدها همراه با اسناد حسابداری.

    ب. روابط مالی نفت و دولت

    ۱٫گزارشگری منظم از فروش داخلی و صادرات با مدارک حسابداری.

    ۲٫شفاف‌سازی و تسویه روابط مالی دولت و نفت از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴.

    ۳٫پرهیز از اعلام قیمت‌های غیرواقعی و اعلام بهای تمام‌شده واقعی.

    ۴٫واریز کامل منابع حاصل از فروش داخلی و صادراتی به بانک مرکزی.

    ج. تعهدات سازمانی

    ۱٫دسترسی دیوان محاسبات به حساب‌های بانکی و منابع ارزی و ریالی شرکت ملی نفت.

    ۲٫تهیه برنامه برای کنترل قراردادهای فلر و جلوگیری از اتلاف منابع.

    د. الزامات اجرایی و پشتیبانی صورت‌های مالی

    ۱٫دسترسی مستقیم دیوان محاسبات به داده‌های فروش صادراتی.

    ۲٫تشکیل کارگروه مشترک بین دیوان محاسبات، بانک مرکزی، سازمان برنامه، خزانه و شرکت ملی نفت برای حل روابط مالی.

    ۳٫همکاری مداوم با دیوان محاسبات در اجرای تکالیف قانونی.

    ۴٫رعایت اصل شفافیت و پاسخگویی در همه تصمیمات مالی و عملیاتی و ارائه به‌موقع اطلاعات.

    در مجموع، این ۱۴ بند، مجموعه‌ای از تعهدات برای شفاف‌سازی کامل قراردادها، تولید، فروش، هزینه‌ها و روابط مالی نفت با دولت، تضمین واریز درآمدها به بانک مرکزی، ایجاد دسترسی مستقیم دیوان محاسبات به داده‌ها و همکاری دائمی برای گزارشگری مالی است.

    تشکیل هیات حسابرسی ویژه نفت در دیوان محاسبات کشور

    موضوع آمار نفتی پس از جنجال ایجادشده توسط دیوان محاسبات کشور، به تعهد ۱۴گانه شرکت ملی نفت محدود نشد. به دستور رئیس کل دیوان محاسبات کشور، برای بررسی دقیق‌تر آمار نفتی و جلوگیری از ترک فعل انجام‌شده توسط مدیران نفتی کشور، هیات حسابرسی ویژه نفت در دیوان محاسبات تشکیل شد.

    آن‌طور که دیوان محاسبات مدعی شده، هیات حسابرسی ویژه نفت متشکل از کارشناسان خبره و باسابقه در حوزه انرژی و مالی است و در کنار حسابرسان کل به‌صورت تخصصی به حسابرسی عملکرد در حوزه نفت می‌پردازند. این اقدام با هدف ارتقای شفافیت، انضباط مالی و کارآمدسازی فرآیندهای مرتبط با منابع و مصارف نفتی اتخاذ شده است.

    میزان اختیار دیوان محاسبات در نظارت بر صنعت نفت کشور در هاله‌ای از ابهام!

    آن‌طور که از شواهد پیداست، به دنبال ارائه‌نشدن آمار نفتی به دیوان محاسبات، تغییرات کلانی در مورد آمار نفتی در کشور ایجاد شده است. شرکت ملی نفت متعهدشده است که تمامی موارد مرتبط با نفت و گاز کشور را از این به بعد به دیوان محاسبات ارائه کند تا روند حسابرسی به طور دقیق‌تری انجام شود.

    از سال ۹۷ به بعد وزارت نفت از ارائه هرگونه آمار در مورد نفت منع شد. از همان زمان به بهانه افزایش تحریم‎‌‌ها، ارائه هرگونه آمار مربوط به میزان صادرات نفت، میزان تخفیف نفتی، مشتریان نفت ایران، نام نفت‌کش‌ها و هر فردی که در روند صادرات نفت ایران دخیل است، ممنوع اعلام شد. حال با توجه به تعهدنامه ۱۴گانه شرکت ملی نفت به دیوان محاسبات و تشکیل هیات حسابرسی ویژه نفت، به نظر می‌رسد که آمار نفتی اندکی از حالت محرمانه خارج می‌شود.

    در همین زمینه باید گفت این موضوع بدان معنا نیست که مردم می‌توانند به این آمار دسترسی داشته باشند. این موضوع کماکان محرمانه باقی مانده و انتشار عمومی پیدا نمی‌کند. تغییر ایجادشده آن است که دیوان محاسبات کشور می‌تواند راحت‌تر به تخلفات احتمالی ایجادشده در روند صادرات نفت ایران بپردازد. این بدان معناست که اگر نفت فروخته شود، اما درآمد آن به کشور باز نگردد یا در این میان تخلفی صورت بگیرد، روند حسابرسی آن راحت‌تر از گذشته می‌شود. موضوعی که دیوان محسبات کشور، بارها نسبت به وصول نشدن درآمدهای نفتی اعتراض خود را بیان کرده بود. حال شاید این امر بتواند به شفاف‌سازی مالی شرکت ملی نفت و همچنین ارائه گزارش‌های دقیق‌تر کمک کند.

    با وجود این، موفقیت چنین امری منوط به چندین عامل است. باید اراده سیاسی برای اجرای کامل تعهدات و نبود مقاومت دستگاه‌های اجرایی در برابر نظارت بیرونی وجود داشته باشد. همچنین لازم است که استقلال عمل دیوان محاسبات در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی تضمین شود. اگر این دو شرط فراهم نباشد، خطر آن وجود دارد که هیات حسابرسی نیز تنها به نهادی تشریفاتی بدل شود و تغییر ملموسی در روند حسابرسی نفت ایجاد نکند.

    در این میان باید دید دیوان محاسبات کشور در زمینه پیگیری و حسابرسی به وضعیت صنعت نفت کشور تا چه اندازه اختیار دارد و ارائه تعهدنامه و تشکیل هیات حسابرسی برای بهبود روند نظارت بر صنعت نفت کشور کافی است؟

    درنهایت باید گفت شفافیت نفتی در ایران همچنان در مرحله نیمه‌کاره باقی مانده است. اطلاعات برای مردم محرمانه باقی مانده، اما برای دیوان محاسبات کشور با قدرت اجرایی نامعلوم قابل دسترسی است. اینکه این تغییر تا چه اندازه بتواند انضباط مالی را تقویت کند، پرسشی است که شاید گذر زمان و نحوه اجرای تعهدنامه بتواند به آن پاسخ دهد.

  • تحمیل و لابی‌های پشت پرده برای انتصابات نفتی / مدیرعامل شرکت ملی نفت تحت فشار نمایندگان خاص!

    تحمیل و لابی‌های پشت پرده برای انتصابات نفتی / مدیرعامل شرکت ملی نفت تحت فشار نمایندگان خاص!

    به گزارش اقتصادران، مدیرعامل شرکت ملی نفت که با یک فاجعه عملکردی دولت گذشته در شرکت‌های زیرمجموعه مواجه است، برای سامان دادن به تراژدی نفتی دولت سیزدهم باید بخش قابل‌توجهی از مدیران شرکت ملی نفت را تغییر دهد اما تا به امروز، هیچ تغییری در زیرمجموعه‌های NIOC رخ نداده است.

    مدل کاری بورد در این زمینه، بررسی کارنامه ثبت‌شده از مدیران شرکت‌های عملیاتی است که البته این کارنامه، نیازی به بررسی ندارد و کاملاً هویداست.

    درحالی‌که انتظار می‌رفت با توجه به نزدیک شدن فصل سرما و انفعال شرکت‌های نفتی، حداقل مدیران شرکت‌های نفت و گاز پارس، نفت مناطق مرکزی، مهندسی و توسعه نفت، فلات قاره و مناطق نفت‌خیز و ملی حفاری تعیین تکلیف شوند اما بورد تا به امروز هیچ تصمیمی نگرفته است.

    فشارهای بیرونی برای انتصاب های نفتی

    البته که بیشتر این انتصابات باید با وزیر نفت هماهنگ شود ولی عدم هماهنگی و طولانی شدن روند تغییرات، بیش از همه عرصه را برای افراد بیرون نفت باز کرده است تا با لابی‌های پشت پرده، مهره‌های خود را به شرکت ملی نفت تحمیل کنند.

    در این میان، برخی نمایندگان مجلس به‌ویژه جنوبی‌ها وارد کارزار چینش مدیران جدید شده‌اند و در حال رایزنی برای افراد مورد اعتماد خود هستند؛ برخی نامزدهای حضور در سمت‌های کلیدی هم با توجه به طولانی شدن روند انتخاب‌ها، با ارائه امتیازات به افراد مؤثر و بیرونی، درصدد حضور در این سمت‌ها هستند.

    هرچه زمان بگذرد، انتخاب مدیران اصلی شرکت ملی نفت سخت‌تر می‌شود و در این سخت‌تر شدن، به‌طورقطع انتخاب‌های بورد برای سمت‌های مهم کمتر می‌شود.

  • سایه سنگین ابطال کرسنت و سواپ بر صنعت نفت ایران

    سایه سنگین ابطال کرسنت و سواپ بر صنعت نفت ایران

    به گزارش اقتصادران، محمود خاقانی  درباره چالش‌های صنعت گاز و برنامه‌هایی که دولت چهاردهم باید برای رفع مشکلات این صنعت دنبال کند، اظهار داشت: بزرگترین مشکل ما در این حوزه جذب سرمایه گذاری است، مثلا بعد از پرونده کرسنت قراردادی را که یک دولت در سال ۸۱ منعقد کرده بود دولت دیگری در سال ۸۴ در صدد ملغی کردن آن برآمد البته بعد از فاش شدن اسناد ‌ویکی لیکس مشخص شد که امریکا هم بدنبال عدم اجرای این قرارداد بوده است و این یکی از مواردی بود که اعتبار شرکت ملی نفت ایران را بعنوان طرف قرارداد دچار خدشه کرد و درواقع جذب سرمایه و اجرای قراردادهای جدید  را در سال‌های بعد نیز دچار چالش کرد.

    وی ادامه داد: در دولت یازدهم و دوازدهم تلاش شد این اعتبار از دست رفته را بازگردانند، به همین دلیل یک نوع قرارداد جدید نفتی تحت عنوان آی پی سی تعریف  ‌‌و قرار شد جذب سرمایه و قراردادها به گونه‌ای تعریف شود که به نفع دو طرف باشد. زیرا در آن زمان بسیاری از سرمایه‌ها در سطح جهان به سمت عراق روانه می‌شد، بنابراین به نحوی قرارداد تنظیم می‌شد که ما بتوانیم با کشوری مثل عراق رقابت کنیم.

    خسارت لغو سواپ 

    این کارشناس حوزه انرژی گفت: مشکل دیگری که ما داشتیم  در دریای خزر و آسیای مرکزی و‌ قفقاز قراردادهای سواپ داشتیم که بنای این قراردادها  بر این بود که نقش دلار را در تجارت انرژی کاهش دهیم مثلا در ازای گازی که به ارمنستان انتقال می یافت برق دریافت می کردیم این قراردادها بر اساس BTU طراحی شده بود که آن هم در زمان وزارت آقای میرکاظمی بی‌دلیل و یک شبه متوقف شد و شرکت نفت و شرکت نیکو مجبور به پرداخت میلیون‌ها دلار جریمه شدند، بعدها خیلی سعی شد اعتبار از دست رفته را با اجرای قراردادهای جدید  بازگردانند که البته تاحدی موفق هم شدند به این ترتیب که قرارداد فاز ۱۱ پارس جنوبی با مشارکت توتال و‌ سینوپک چین قبل از خروج ترامپ از برجام؛ به امضا رسید اما زمانی که توتال و سینوپک‌به دنبال خروج امریکا از برجام از قرارداد با ایران خارج شدند، چینی‌ها حاضر نشدند به تعهدات خود در قراردادهایی که در میادین مشترک با عراق با ایران داشتند را نیز ادامه داده و کار انجام دهند.

    اصل؛ شفاف سازی است

    وی بیان داست: در هر حال واقعیت امروز صنعت نفت کشور این است که دولت چهاردهم با مشکلات سختی مواجه خواهد بود و از جمله آنها غیرشفاف بودن وقایع این‌صنعت است، هرچند آقای پزشکیان عنوان کرده اقتصاد خرد و کلان کشور از جمله اقتصاد انرژی کشور را شفاف می‌کند اما مسیر سختی دارد. مثلا آنگونه که وزیر پیشین نفت عنوان کرده بود مافیای بزرگی در صنعت نفت حضور دارد که رفع آن اقدام ویژه‌ای را می‌طلبد.

     خاقانی تاکید کرد: شرکت نفت باید بتواند اعتبار از دست رفته را به عنوان شرکتی که حتی در زمان جنگ نگذاشتیم قراردادها اجرا نشود، بازگرداند و اجازه ندهیم اعتبار شرکت نفت دچار خدشه نشود.

    برنامه صادرات برق تا اروپا را دنبال کنیم

    وی ادامه داد: اکنون در صنعت گاز شرایطی تجربه می‌کنیم که فاصله میادین گازی از بازار مصرف طولانی شده بنابراین باید به صورت گاز ال ان جی به بازار برسد. در دولت یازدهم و دوازدهم موسسه‌ای وابسته به دانشگاه تهران و اتاق بازرگانی کارگاه برگزار کردند و طرح شبکه انرژی خزر تشکیل شد؛ به این معنا که هم گاز ترکمنستان و گاز تولیدی خزر را وارد ایران و هم گازی را که در ایران تولید می‌شود به برق تبدیل کنیم و صادرات برق از طریق خطوط انتقال مستقیم داشته باشیم؛ درواقع می‌توانستیم گازها را تبدیل به برق و تا اروپا هم برویم. این هدف در برنامه ششم تبدیل به قانون و قرار شد ایران تبدیل به محور صادرات انرژی خزر تبدیل شود اما به دلیل تداوم تحریم‌ها و برخی موانع داخلی به سرانجام نرسید.

    خصوصی‌ها را فعال‌تر کنیم

    این کارشناس حوزه انرژی با ابراز امیدواری از اینکه دولت منتخب با همکاری مجلس بتواند برنامه‌های هفتم توسعه را در حوزه انرژی پیش ببرد، گفت: ما در صنعت نفت هنوز شرکت خصوصی نداریم که بتواند امور مربوط به صنعت را به خوبی پیش ببرد، خصوصی‌سازی‌هایی در پالایشگاه و پتروشیمی‌ها انجام داده‌ایم، اما در کل شرکت‌هایی که در بخش پایین دست نفت و گاز و برق و بطور کلی انرژی فعالند اگر توانسته بودند خوب عمل کرده و راندمان تولید را بالا ببرند و سرمایه گذاری داخلی و خارجی جذب کنند و تکنولوژی را وارد صنعت کنند ما نباید امروز قطعی برق و گاز داشته باشیم و یا در صنعت پتروشیمی و فولاد و…مشکل داشته باشیم.

    وی در ادامه به قراردادها و سرمایه گذاری دیگر کشورها اشاره و اظهار داشت: اکنون رییس جمهور منتخب اعلام کرده ما با چین و روسیه قرارداد راهبردی داریم و در صدد تداوم همکاری با این کشورها هستیم،  اما باید در نظر داشته باشیم چین اکنون ۳۰ میلیارد دلار در عربستان سرمایه گذاری کرده بیش از یک ربع قرن با قطر قرارداد خرید گاز دارد، بنابراین در صورت تداوم همکاری با این کشور، باید ما نیز بتوانیم ارقام جذب سرمایه را در کشور بالا ببریم.

    ایجاد رقابت برای خارجی‌ها

    خاقانی ادامه داد: اگر دولت جدید با اروپا ‌‌حتی امریکا تعامل داشته و روابط را توسعه دهد چین و روسیه هم سرمایه بیشتری را وارد ایران خواهند کرد کمااینکه در عربستان، امارات، قطر و‌کویت و… سرمایه‌های بزرگی را  برده‌اند.

    از مافیا تا بهانه‌های تحریمی

    وی در ادامه بیان داشت: دولت جدید باید در نظر داشته باشد امروز مافیاهایی به اسم بخش خصوصی دنبال پروژه هستند که باید از ریشه دواندن آنها در نفت جلوگیری کند، باید در نفت صحنه شفاف شود، مقاصد فروش نفت، فروشندگان و قیمت آن  مشخص و شفاف اعلام شود همچنین باید مطمئن باشیم که پول فروش نفت به کشور بازگزدانده می‌شود. اینکه در حال دور زدن تحریم هستیم و به بهانه اینکه تحریم تداوم دارد اقدامات نفت را شفاف سازی نکنیم و یا FATF را به بهانه دور زدن تحریم قبول نکنیم اوضاع نفت قابل حل نیست، باید اقتصاد خرد و کلان و‌ بویژه اقتصاد انرژی شفاف شود و در این صورت است که سرمایه و‌ فناوری وارد نفت می‌شود.

    اعتبار را به شرکت ملی نفت بازگردانیم

    این کارشناس حوزه انرژی تاکید کرد: در طول تاریخ بیش از صد ساله نفت؛ شرکت ملی نفت قابل اعتماد ‌و معتبر بوده ‌و در طول جنگ‌ تحمیلی هم امتحان خود را به خوبی پس داده است. باید شرایط به نحوی رقم بخورد که همچنان به عنوان یک‌شرکت معتبر منطقه مطرح شود و بتواند با شرکت‌هایی مثل آرامکوی امروز رقابت کند، همچنین باید از واگذاری صندوق بازنشستگی صنعت نفت که در سکوت مافیایی بعنوان بخشی از جریمه به کرسنت در حال انجام است؛ جلوگیری شود.

  • وعده پوچ معاون وزیر نفت

    وعده پوچ معاون وزیر نفت

    به‌گزارش اقتصادران، اواسط سال قبل بود که مدیرعامل شرکت ملی نفت اظهارنظری را در مورد میادین مشترک نفتی اعلام کرد و گفت “هم اکنون میدان نفتی مشترک تعیین تکلیف نشده‌ای بین ایران و عربستان وجود ندارد، از سوی دیگر با توجه به احیای روابط بین دو کشور کارهای مقدماتی برای انجام همکاری دوجانبه آغاز شده است. آمادگی کامل برای آغاز حفاری در میدان مشترک نفتی آرش وجود دارد و منابع قابل‌توجهی را برای اجرای طرح توسعه این میدان در هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران مصوب کرده‌ایم و با آماده شدن شرایط، حفاری را در میدان آرش آغاز می‌کنیم. ”

    صحبت‌هایی که با واکنش مقامات کویتی همراه شد و سعدالبراک، وزیر نفت کویت در این باره گفت: ما به طور قاطع فعالیت‌های ایران را در اطراف میدان گازی فراساحلی الدوره، رد می‌کنیم. میدان الدوره، ثروت طبیعی کویت و عربستان است و هیچ طرف دیگری تا زمان دیگری که ترسیم مرزهای دریایی تعیین تکلیف نشده، در آن حقوقی ندارد. کویت و عربستان کاملا بر سر اینکه ایران یک طرف مذاکره باشد توافق دارند.

    پس از این اظهارات، وزارت خارجه مجدد واکنش نشان داد و ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: «در چارچوب گفت‌وگوهای دوجانبه با مقامات دولت کویت در حال پیگیری این موضوع هستیم. این موضوع به همراه تحدید حدود دریایی، از موضوعات مورد مذاکره ایران و کویت بوده است. موضوعات مربوط به حدود دریایی و بهره‌برداری از منابع هیدروکربنی مشترک، با مدنظر قرار دادن منافع مشترک و اصل حسن همجواری با همه همسایگان از جمله کویت، همواره مورد توجه جمهوری اسلامی ایران بوده است.»

    در آذرماه سال قبل کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در پایان چهل و چهارمین نشست خود در دوحه قطر ادعاهای خود درخصوص پرونده میدان گازی آرش را تکرار کردند. شرکت کنندگان در پایان این نشست در بیانیه‌ای مدعی شدند که مالکیت میدان گازی مشترک آرش (الدوره) متعلق به عربستان و کویت است و تنها این دو کشور حق بهره برداری از منابع آن را دارند.

    همچنین در بهمن‌ماه کویت و عربستان سعودی در پایان سفر شیخ مشعل الاحمد الجابر الصباح، امیر کویت به ریاض بیانیه‌ مشترکی منتشر کردند که در بخشی از آن، دو کشور با تاکید بر توافق مجدد در خصوص محتوای بیانیه پیشین دو کشور، بار دیگر بر حق انحصاری دو کشور برای بهره‌ برداری از میدان نفت و گاز دُره (آرش) پافشاری کردند.

    دلیل اهمیت توسعه میدان آرش برای عربستان، کویت و ایران نیاز فزاینده به گاز و بحران‌های انرژی پی در پی است. البته توسعه این میدان گازی بیش از آنکه به بازار جهانی گاز طبیعی مایع مرتبط باشد، بر روابط منطقه‌ای تأثیرگذار است؛ یعنی تأثیر آن بر بازار جهانی گاز و LNG  ناچیز خواهد بود و همه تولید آن در بخش برق و انرژی داخلی هر یک از سه کشور جذب می‌شود.

    طبق برآوردها، منابع این میدان از ۶۰ تریلیون فوت مکعب تا ۱۰-۱۳ تریلیون فوت مکعب و ۳۰۰ میلیون بشکه نفت متغیر است. برآوردهای تولید نیز متفاوت است و از ۸۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد فوت مکعب در روز و ۸۴ هزار بشکه در روز تخمین زده می‌شود.

    هر سه کشور از کمبود گاز رنج می‌برند، هرچند مشکل برای کویت حادتر است. به همین دلیل، اوایل دهه ۲۰۰۰ با افزایش تقاضا به گاز، مذاکرات میان عربستان و کویت در زمینه توسعه مشترک میدان آرش ازسر گرفته شد. در آن زمان به دلیل افزایش شدید تقاضا، ارزش گاز برای هر دو کشور مسجل شد و به دنبال افزایش تولید گاز برای برآوردن نیازهای رو به رشد داخلی خود بودند، زیرا کویت فاقد گاز است و به همین دلیل پایانه ای برای واردات و خرید LNG از بازار جهانی ایجاد کرد و حتی برای واردات گاز از ایران وارد مذاکره شد که به دلیل قطع روابط ایران و عربستان، این مذاکرات نیز متوقف شد.

    به‌تازگی هم خجسته مهر – مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران درباره میدان آرش توضیح داده و گفته است هر میدان نفتی و گازی که در مرزهای ایران باشد، از سوی ایران نیز توسعه می‌یابد.

    علی‌رغم وعده معاون وزیر نفت، میدان گازی آرش یکی از میادین توسعه نیافته استراتژیک کشورمان است که مشترک با ناحیه بی طرف بین کویت و عربستان است. امتداد ساختمان میدان آرش در آب‌های ایران و ناحیه بی طرف بین کویت و عربستان، به میدان الدوراء کویت می‌رسد که از سال ١٩٧۵ در حال بهره‌برداری است.

    طبق این مرز حدود چهل درصد ساختمان نفتی و گازی موجود میدان آرش، در آب‌های ایران قرار دارد. سال‌ها پیش شرکت ملی نفت ایران به منظور تعیین میزان ذخائر درجا اقدام به حفر یک حلقه چاه اکتشافی (چاه شماره یک آرش) کرد که موقعیت این چاه نزدیک به خط مرزی مورد قبول کشورمان است.

    طی۱۲ سال گذشته کشور کویت با مستمسک قرار دادن نتایج لرزه نگاری انجام شده توسط شرکت شل برای این کشور، اقدام به تعریف خط مرزی جدید کرده که بر اساس این مرز کل ساختمان میدان آرش در بخش عربی میدان قرار می گیرد، اما این مرز هیچگاه مورد پذیرش کشورمان قرار نگرفته است.

    اخیرا شورای همکاری خلیج فارس درباره میدان گازی آرش بیانیه‌ای داده و حق ایران را نادیده گرفته است. ناصر کنعانی – سخنگوی وزارت خارجه با اشاره به این موضوع بیان کرد: در این زمینه مواضع اصولی خود را اعلام کرده‌ایم. تاکنون مرزهای دریایی جمهوری اسلامی و کویت تحدید حدود دقیق نشده است و نمی‌توان نسبت به سهم کشورها بر سر مالکیت میدان آرش سخنی به میان آورد. در این زمینه هر اقدام یک جانبه‌ای بدون در نظر داشتن منافع ما در ارتباط با میدان گازی آرش از نظر تهران غیرقابل‌قبول است و ما از کشور دوست، کویت دعوت می‌کنیم به جای صدور بیانیه‌های غیر سازنده، برای دستیابی به توافقی پایدار که متضمن منافع دو کشور باشد به پای میز مذاکره بیاید.

    جدال بر سر میدان آرش درحالی ادامه دارد که شرکت ملی نفت مدعی تعیین تکلیف در این بخش است، انتظار می‌رود با توجه به اهمیت این میدان اقدامات جدی‌تری از سوی شرکت ملی نفت برای ایجاد تکلیف در این میدان انجام شوذ تا حق ایران پایمال نشود.

  • در زمین صنعت نفت یک نفر بازی می‌کند و ۲۲ نفر قضاوت و نظارت می کنند!

    در زمین صنعت نفت یک نفر بازی می‌کند و ۲۲ نفر قضاوت و نظارت می کنند!

    ‌به گزارش اقتصادران، محسن خجسته‌مهر امروز (دوشنبه، ۳۰ بهمن‌ماه) در در نخستین گردهمایی «شورای حقوقی صنعت نفت» با تأکید بر اینکه اگر می‌خواهیم صنعت نفت نقش اساسی خود در رشد اقتصادی ۸ درصدی کشور در برنامه هفتم توسعه را به‌خوبی ایفا کند باید عوامل منفی تأثیرگذار مانند قوانین دست‌وپا گیر را از این صنعت دور کنیم، گفت: هم‌اکنون بر اساس قوانین مناقصات امضای یک قرارداد نفتی بیش از سه سال به طول می‌انجامد که این موضوع به هیچ‌وجه پذیرفته نیست.

    وی با اشاره به وجود شمار بالای نهادهای ناظر بر عملکرد شرکت ملی نفت ایران، افزود: در بازی فوتبال ۲۲ نفر در زمین بازی می‌کنند و یک نفر آن بازی را قصاوت می‌کند، اما در زمین صنعت نفت یک نفر بازی می‌کند و ۲۲ نفر قضاوت و نظارت می‌کنند.

    مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران ادامه داد: هم‌اکنون قوانین مختلفی در صنعت نفت مانند قانون نفت سال ۱۳۶۰، قانون اصلاحی نفت در سال ۱۳۹۰، قانون اساسنامه نفت سال ۹۵ و … وجود دارد.

    خجسته‌مهر افزود: بعضی از این قوانین با یکدیگر مغایرت دارند و از سوی دیگر صنعت نفت ایران با وجود تحریم در حالی باید در عمق ۵ هزار متری زمین‌به دنبال نفت و گاز باشد که در قانون مناقصات کشور مشابه وزارتخانه‌های خدماتی و آموزشی با آن برخورد می‌شود، ما با این قوانین نمی‌توانیم با سرعت عمل بالا حرکت کنیم.

    وی تصریح کرد: برخی نهادها می‌گویند برای خرج کردن بودجه ۱۴.۵ درصدی شرکت ملی نفت ایران باید یک صندوق با اعضا مشخص تشکیل و برای خروج پول از این صندوق تصمیم‌گیری کنند که این با قانون‌های کنونی صنعت نفت مغایرت دارد.

    مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران با تأکید بر اینکه رابطه مالی این شرکت و دولت باید اصلاح شود، گفت: سهم ۱۴.۵ درصدی ما از صادرات نفت در زمان نفت ۱۰۰ دلاری و صادرات ۲ میلیون و ۶۵۰ هزار بشکه در روز مشخص شده است، در حالی که میزان صادرات نفت و قیمت آن در طول سال‌های مختلف متفاوت است و قوانین باید قابلیت اجرا و عملیاتی داشته باشند.

    خجسته‌مهر با تأکید بر استفاده از نیروهای نخبه و نگهداشت آنها در امور حقوقی صنعت نفت گفت: نمی‌شود به کسی که قرارداد چند میلیارد دلاری را امضا می‌کند حقوق اندکی داد، از این رو باید به‌فکر نگهداشت این نیروها بود.

    نخستین گردهمایی «شورای حقوقی صنعت نفت» به‌منظور هم‌افزایی و هم‌اندیشی مدیران حقوقی شرکت‌های تابعه وزارت نفت درباره مسائل و چالش‌های حقوقی صنعت نفت به میزبانی مدیریت امور حقوقی شرکت ملی نفت ایران در مرکز همایش‌های تخصصی شرکت ملی نفت (باشگاه کوشک) با حضور محمد دهقان، معاون حقوقی رئیس‌جمهوری، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، مدیران و رؤسای امور حقوقی شرکت‌های ملی نفت، گاز، پالایش و پخش، پتروشیمی و شرکت‌های تابعه آنها و سازمان‌های مستقل وابسته به وزارت نفت برگزار شد.