برچسب: شاخص فلاکت

  • سقوط آزاد تاب‌آوری معیشتی / اقتصاد ایران در حالت «صبر و انتظار»

    سقوط آزاد تاب‌آوری معیشتی / اقتصاد ایران در حالت «صبر و انتظار»

    به گزارش اقتصادران، داده‌های رسمی مرکز آمار ایران از پاییز ۱۴۰۴، حامل یک هشدار جدی است: عبور اقتصاد ایران از مرز روانی و بحرانی ۵۰ واحد. شاخص فلاکت در سطح ملی، از عدد ۴۱٫۸ در بهار و ۴۴٫۹ در تابستان، اکنون با یک جهش قابل‌تأمل به عدد ۵۰ رسیده است.

    این روند پرشتابِ صعودی نشان‌دهنده شکل‌گیری یک تله معیشتی است؛ جایی که افزایش هزینه‌های زندگی با انسداد مسیرهای درآمدی تلاقی پیدا کرده و سفره دهک‌های مختلف جامعه را به نقطه شکنندگی رسانده است.

    تجزیه شاخص ۵۰ واحدی پاییز نشان می‌دهد که محرک اصلی این جهش، نه تغییرات شگرف در نرخ بیکاری، بلکه خیزش مجدد و افسارگسیخته تورم بوده است. تورم سالانه در آذرماه به ۴۲٫۲ درصد رسید که ریشه در یک معماری معیوب پولی و مالی دارد.

    مسئله در اینجا فراتر از نوسانات مقطعی بازار است و مستقیماً به سلطه مالی دولت بر سیاست‌گذاری پولی برمی‌گردد. اخیراً رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد که نرخ رشد پایه پولی در نیمه دی‌ماه ۱۴۰۴ به ۵۱ درصد رسیده است؛ عددی که دست‌کم در ۱۵ سال گذشته یک رکورد تاریخیِ نگران‌کننده محسوب می‌شود. این رشد ۵۱ درصدی تداوم روندی بوده که از اردیبهشت امسال شروع شده در آبان‌ماه، رشد ۴۷٫۵ درصد را به ثبت رساند و اکنون به قله ۱۵ ساله دست یافته است.

    این رشد ویرانگر از کجا نشأت می‌گیرد؟ از یک سو، همان‌طور که در اظهارات چهره‌های اقتصادی نظیر غلامرضا مصباحی مقدم مطرح شد، دولت پس از جنگ ۱۲ روزه، رقمی معادل ۲۷۵ هزار میلیارد تومان (همت) به عنوان تنخواه از بانک مرکزی دریافت کرده است. با در نظر گرفتن ضریب فزاینده پولی- که در اقتصاد ما حدود ۷٫۸ است- این استقراض به معنای پمپاژ بیش از ۲۱۰۰ همت نقدینگی جدید و بدون پشتوانه به رگ‌های اقتصاد است.
    اما این استقراض مستقیم، تنها پوسته ظاهری ماجراست. موتور محرک این رشد تاریخی در پایه پولی، در واقع ساختار متورم بودجه‌ریزی، زیان‌دهی مستمر شرکت‌های دولتی، ناکارآمدی و هدررفت منابع در بخش انرژی و در نهایت تحمیل تکالیف دستوری به ترازنامه بانک‌های دولتی است. در این بین، جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن، فشار بیشتری بر این اهرم‌های پیش‌ران تورم وارد ساخته است. تا زمانی که این ناترازی‌های ساختاری پابرجا باشند، کسری‌ها ناگزیر به بانک مرکزی سرریز شده و تاوان آن به صورت «مالیات تورمی» از جیب شهروندان پرداخت می‌شود.

    سایه سنگین رکود بر بازار کار: بن‌بستِ ژئوپلیتیک

    در سمت دیگرِ معادله فلاکت، نرخ بیکاری فصلی قرار دارد که عدد ۷٫۸ درصد را نشان می‌دهد. اگرچه این عدد در ظاهر بحران حادی را به تصویر نمی‌کشد، اما واقعیتِ نهفته در آن، «توقف موتور سرمایه‌گذاری» است.

    ریشه این انسداد در بازار کار را نمی‌توان تنها با متغیرهای خرد اقتصادی توضیح داد؛ مسئله عمیقاً با دیپلماسی و اقتصاد سیاسی گره خورده است. پایان نیافتن قطعی جنگ، تداوم فضای پرالتهاب منطقه و احتمال افزایش تنش‌ها، هرگونه افق روشنی را مسدود کرده است. در کنار این موارد، تهدیدِ همواره حاضرِ فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» و فقدان چشم‌اندازی معتبر برای حل تعارضات از طریق مذاکره، اقتصاد ایران را در یک وضعیت «صبر و انتظارِ» (Wait and See) فرساینده قرار داده است. وقتی سرمایه‌گذار نتواند مختصاتِ حتی شش ماه آینده را پیش‌بینی کند، پروژه‌های توسعه‌ای متوقف شده و روند خلق شغل‌های پایدار کاملاً قفل می‌شود.

    جغرافیای فلاکت: تضاد مرکز و پیرامون

    تحلیل داده‌های استانی شاخص فلاکت در پاییز ۱۴۰۴، پرده از یک عدم تقارن و شکاف ساختاری در توسعه فضایی کشور برمی‌دارد. اکثریت استان‌های ایران اکنون در محدوده خطرناک ۵۰ تا ۶۰ واحدی قرار دارند.

    در این میان، استان خوزستان با ثبت شاخص خیره‌کننده ۵۸٫۴ واحد، در صدر جدول فلاکت ایستاده است. پس از آن، گلستان (۵۵٫۳)، ایلام (۵۵٫۲) و سیستان و بلوچستان (۵۵٫۱) قرار دارند. تمرکز بالاترین سطوح شاخص فلاکت در استان‌های مرزی و نفت‌خیز، یک پارادوکس تلخ اقتصاد سیاسی است؛ مناطقی که بیشترین سهم را در تولید ثروت ملی دارند، به دلیل فقدان زنجیره‌های ارزش افزوده، اقتصادهای محلیِ ضعیف و توسعه‌نیافتگی زیرساخت‌ها، بیشترین فشار تورم و بیکاری را تحمل می‌کنند.

    در نقطه مقابل، استان‌هایی نظیر خراسان جنوبی (۴۰٫۸)، تهران (۴۵٫۸) و بوشهر (۴۶٫۹) کمترین میزان شاخص را ثبت کرده‌اند. اگرچه پایتخت‌نشینان وضعیت نسبتاً بهتری نسبت به میانگین کشوری دارند، اما ثبت عدد ۴۵٫۸ برای قطب اقتصادی کشور، به خودی خود نشان‌دهنده سطح بالای رکود تورمی حتی در مرکز تجمع سرمایه است.

    پیامدهای اجتماعی و شکنندگی سیستماتیک

    ماندگاری شاخص فلاکت در اعداد بالای ۵۰ واحد، فراتر از یک گزاره آماری، پیامدهای عمیق جامعه‌شناختی و نهادی به همراه دارد. در اقتصادهایی که با ناترازی‌های داخلی، بخش‌های دولتی متورم و تحریم‌های خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تداوم این سطح از فشار معیشتی به سرعت سرمایه اجتماعی را مستهلک می‌کند.

    ترکیب تورمِ ساختاری- که قدرت خرید حقوق‌بگیران را به صورت روزانه می‌بلعد- و رکودِ ناشی از فقدان چشم‌انداز، طبقه متوسط را به سمت دهک‌های پایین‌تر سوق داده و مسئله «بقا» را جایگزین «توسعه و رفاه» می‌کند. در چنین بستری، وفاق اجتماعی و اعتماد عمومی به سیاست‌گذار برای اصلاح امور، به شدت آسیب می‌بیند. جامعه‌ای که درگیر تأمین نیازهای اولیه در یک اقتصادِ بی‌ثبات است، مستعد شکل‌گیری رفتارهای رادیکال و واکنش‌های پیش‌بینی‌ناپذیرِ اقتصادی- نظیر هجوم به بازارهای سفته‌بازی برای حفظ ارزش پول- می‌شود.

    هشداری پیش از نقطه بی‌بازگشت

    گزارش شاخص فلاکت پاییز ۱۴۰۴، تصویری عریان از نتیجه‌ی انباشتِ ناترازی‌هاست. آنچه می‌توان از آینده دید، آن است که بایستی انتظار رشد بیشتر این شاخص را در زمستان داشته باشیم؛ نرخ تورم در زمستان به سوی قله‌های بلندتر می‌تازد، کسب‌وکارها پس از زمستان در اثر اعتراضات دی‌ماه و پیامدهای آن بیش از پیش گرفتار رکود‌اند و چشم‌اندازهای ژئوپولتیکی تیره‌وتارتر از پاییز ۱۴۰۴ است.

     مادامی که سه مؤلفه مذکور بهبود پیدا نکنند، نمی‌توان انتظار بهبود در شاخص فلاکت را داشت. اما مسئله اساسی، رسیدن به نقطه بی‌بازگشت است؛ نقطه‌ای که نمی‌توان در هیچ موردی با قطعیت سخن گفت و افق‌های آن، تیره‌تر از هر تصوری است. گمان نمی‌رود که توقف قطار سریع‌السیر تورم یا خروج از بن‌بست ژئوپولتیکی امروز و بازگرداندن کورسو امیدی به بازار، پیشنهادهایی بدیع و نوآور از جنس کشف ارشمیدوس باشد. مسئله امروز، هشدار از نقطه بی‌بازگشت است و اینکه آیا این صدا، این هشدار، به گوش کسی می‌نشیند یا خیر؟

  • شاخص فلاکت بحرانی شده است / رفاه و معیشت مردم وخیم‌تر از همیشه

    شاخص فلاکت بحرانی شده است / رفاه و معیشت مردم وخیم‌تر از همیشه

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه در یادداشتی مطرح کرد:

    وضعیت شاخص فلاکت در اقتصاد ایران به منطقه بحرانی رسیده است. نزدیک شدن این شاخص به عدد ۵۰ نشان می‌دهد شاخص رفاه و معیشت ایرانیان به منطقه بحرانی رسیده است. مسوولان باید هر چه سریع‌تر نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و موضوع را حل کنند.

    معتقدم نزول شاخص‌های کلان اقصادی در ایران تعجب‌آور نیست، اگر شاخص‌های اقتصادی در ایران مثبت شوند و بهبود پیدا کنند، تعجب‌آور است. شاخص فلاکت مجموع دو شاخص مهم (بیکاری و تورم) را نمایان می‌کند، اما اقتصاد ایران در سایر شاخص‌ها چون رشد نقدینگی، کاهش درآمد سرانه، رشد اقتصادی، رشد فقر و…نیز شرایط مناسبی ندارد.

    همه متغیرهای اقتصادی در ایران وضعیت نامناسبی دارند که نشان‌دهنده نظام تصمیم‌سازی‌های غلط اقتصادی در ایران است. نرخ سرمایه‌گذاری و توزیع درآمد نیز سایر شاخص‌هایی هستند که نزولی شده‌اند.

    این روند ناشی از تصمیمات اشتباهی است که طی دو دهه در اقتصاد ایران اتخاذ شده‌اند. پس از تحولاتی که اخیرا در منطقه شکل گرفت و محدودیت‌های ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک علیه ایران به وقوع پیوست، شرایط را بحرانی‌تر کرده است. حتی اگر جنگ ۱۲ روزه هم رخ نمی‌داد، وضعیتی که ایران طی دهه‌های اخیر با رویکرد نه جنگ و نه صلح گرفتار آن شده، نزول شاخص‌ها را در پی داشت. این وضعیت ابهام و تعلیق اقتصاد ایران را با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌کند. ریشه اصلی این مشکلات از سال ۱۴۰۰ شدت و حدت افزون‌تری پیدا کرد.

    این در حالی است که دولت سیزدهم می‌توانست از فرصت حضور بایدن در کاخ سفید به عنوان رییس دولت امریکا به خوبی استفاده کند و حداقل بخشی از بحران را پشت سر بگذارد. اما دولت سیزدهم از فرصت بایدن و وجود دموکرات‌ها در ایالات متحده بهره لازم را نبرد تا دوباره سکان هدایت کاخ سفید در اختیار ترامپی قرار بگیرد که دشمنی بسیار و آشکاری با ایران داشت.

    ایران باید این روند را بشکند و پالس آرامش و ثبات ارسال کند. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی باید وارد بازار ایران شوند و این روند بدون توافق‌سازی با جهان پیرامونی و فضای داخلی ممکن نیست. امروز بسیاری از مشاغل در ایران با مشکل بیکاری مواجه شده‌اند.

    جنگ ۱۲ روزه بر این حجم بیکاری‌ها افزوده است، ضمن اینکه شاخص تورم هم در ایران مدام در حال افزایش است. این ۲شاخص وقتی نزولی شوند، شاخص فلاکت بحرانی شده و مشکلات ایران در حوزه رفاه خانواده‌ها و معیشت وخیم‌تر می‌شود. بنابراین راهبرد معقول در این شرایط توافق برای رفع تحریم‌ها و ایجاد دوره‌ای از ثبات در داخل کشور است. بدون این مرحله از توافق‌سازی شاخص‌ها همچنان نزولی خواهند شد و فشار معیشتی بر مردم نیز بیشتر می‌شود.

  • میلیون‌ها ایرانی‌ زیر فشار بی‌رحمانه بیکاری و گرانی / شاخص فلاکت برای سومین سال پیاپی افزایش یافت / مردم در کجای این کشور سخت‌تر زندگی می‌کنند؟

    میلیون‌ها ایرانی‌ زیر فشار بی‌رحمانه بیکاری و گرانی / شاخص فلاکت برای سومین سال پیاپی افزایش یافت / مردم در کجای این کشور سخت‌تر زندگی می‌کنند؟

    به گزارش اقتصادران، در ایران، حال و هوای اقتصاد را می‌شود از حال مردم خواند؛ روز‌هایی که معیشت سخت‌تر می‌شود و امید به بهبود کم‌رنگ‌تر. اقتصاددان‌ها برای اندازه‌گیری این وضعیت، شاخصی دارند که به آن «شاخص فلاکت» می‌گویند؛ جمع ساده‌ای از نرخ بیکاری و تورم که تصویری روشن از فشار اقتصادی روی زندگی مردم ترسیم می‌کند.

    در سال‌های اخیر، شاخص فلاکت به یکی از بحث‌های جدی اقتصاد ایران تبدیل شده است. هر بار که قیمت‌ها جهش می‌کنند یا فرصت‌های شغلی کمتر می‌شود، این شاخص بالا می‌رود و به نوعی یادآور می‌شود که مشکلات معیشتی فراتر از آمار‌های رسمی است.

    کارشناسان معتقدند برای کاهش شاخص فلاکت، نمی‌شود تنها به مسکن‌های مقطعی دل بست. اقتصاد ایران نیازمند اصلاحات اساسی و تصمیم‌های سخت است؛ از مهار تورم تا رونق تولید. تا زمانی که سیاست‌گذاری‌ها به سمت ثبات نرود، این شاخص همچنان بالا خواهد ماند و سفره مردم کوچک‌تر.

    براساس گزارش مرکز آمار از داده‌های نرخ بیکاری و نرخ تورم در بهار و خرداد ماه سال ۱۴۰۴ نمودار شاخص فلاکت در ایران بار دیگر زنگ‌های هشدار را به صدا درآورد. طبق آمار منتشر شده مجموع نرخ بیکاری و تورم که در اقتصاد به عنوان شاخص فلاکت شناخته می‌شود، در کل کشور به عدد ۴۶.۷ درصد رسیده است. اما این عدد تصویری واقعی و تلخ از زندگی روزمره میلیون‌ها ایرانی‌ست که زیر فشار بی‌رحمانه بیکاری و گرانی، نفس می‌کشند. در نقاط شهری، شاخص فلاکت ۴۷ درصد اعلام شده که از ترکیب نرخ بیکاری ۷.۹ درصد و نرخ تورم ۳۹.۱ درصدی حاصل شده است. این یعنی تقریباً از هر ۱۲ نفر یک نفر شغلی ندارد و هم‌زمان قیمت کالا‌های ضروری روز به روز بالا می‌رود. در مقابل، نقاط روستایی با شاخص ۴۶.۴ درصد نیز شرایط وخیمی را تجربه می‌کنند. هرچند نرخ بیکاری در روستا‌ها کمی پایین‌تر و معادل ۵.۴ درصد است، اما نرخ تورم ۴۱ درصدی در این مناطق، سفره‌های مردم را بیش از پیش کوچک کرده است. این آمار‌ها فقط عدد نیستند بلکه هر درصد، فریاد خاموش یک خانواده است. این نمودار می‌گوید که جامعه ما در حال از دست دادن اعتماد به آینده است. وقتی بیکاری جوانان با تورم افسارگسیخته ترکیب می‌شود نتیجه‌اش مهاجرت نخبگان، فرار سرمایه‌گذاران و انفجار نارضایتی‌های اجتماعی خواهد بود. شاخص فلاکت بالا یعنی دولت در تأمین دو نیاز بنیادین اقتصادی شهروندان یعنی درآمد پایدار و ثبات قیمت‌ها ناکام مانده است. اگر امروز شاخص فلاکت نزدیک به ۴۷ درصد است در آینده نزدیک شاید دیگر فقط فلاکت اقتصادی نباشد که کشور را تهدید می‌کند، بلکه فلاکت اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی هم دنباله‌رو آن خواهد شد. نجات کشور از این وضعیت نیازمند اقدامات فوری، صادقانه و علمی در حوزه اشتغال، تولید، حمایت از سرمایه‌گذاران داخلی و کنترل تورم و نقدینگی است.

    نفت‌خیزترین استان کشور در صدر شاخص فلاکت / وقتی تورم و بیکاری دست به دست هم می‌دهند

    کدام استان‌ها در صف اول بحران‌اند؟

    اگر بخواهیم بفهمیم مردم در کجای این کشور سخت‌تر زندگی می‌کنند کافی است نگاهی به شاخص فلاکت در استان‌ها بیندازیم. نمودار شاخص فلاکت در استان‌های کشور نشان می‌دهد که شکاف بین استان‌ها فقط جغرافیایی نیست شکاف در سطح کیفیت زندگی، فرصت‌های شغلی و ثبات اقتصادی نیز عمیق و نگران‌کننده است. در این نمودار، شاخص فلاکت به میزان ۵۶.۱ در استان‌های صدر جدول تا ۳۷.۲ در پایین‌ترین رتبه متغیر است. این تفاوت به خوبی بیانگر ناعدالتی اقتصادی، اجتماعی و توزیع نابرابر امکانات در کشور است.

    خوزستان با ۵۶.۱ درصد رکورددار فلاکت در کشور است. این رقم زنگ خطر جدی برای مسئولان استانی و ملی است چراکه نشان‌دهنده ترکیب خطرناک بیکاری بالا و گرانی افسارگسیخته است. پس از آن سیستان‌و‌بلوچستان، ایلام، چهارمحال وبختیاری و هرمزگان در رده‌های بالای این لیست قرار دارند. این استان‌ها معمولاً با چالش‌های ساختاری اقتصادی، فقدان سرمایه‌گذاری پایدار و نارسایی‌های زیرساختی روبه‌رو هستند. اکثر استان‌هایی که در نیمه بالایی نمودار قرار دارند از مناطق غربی و شمال‌غربی کشور هستند. به نظر می‌رسد این مناطق که بعضاً دارای ظرفیت‌های بزرگ کشاورزی، نفتی و مرزی‌اند به دلیل سیاست‌های ناکارآمد در چرخه فقر ساختاری گیر افتاده‌اند.

    در انتهای نمودار، خراسان جنوبی با ۳۷.۲ درصد کمترین میزان شاخص فلاکت را در کشور دارند. بعد از آن یزد، خراسان رضوی، تهران و مازندران دیده می‌شوند که کمترین میزان شاخص فلاکت را دارا هستند. این استان‌ها عموماً با زیرساخت‌های قوی‌تر اقتصادی، سطح آموزش بالاتر، جذب سرمایه‌گذار بیشتر و نزدیکی به پایتخت تا حدودی شاید توانسته‌اند فشار‌های اقتصادی را تا حد کمی مهار کنند، اما باید توجه داشت که حتی رقم پایین‌ترین استان یعنی ۳۷.۲ هم به هیچ‌وجه عدد مطلوبی نیست. در واقع، کمترین فلاکت ما، همچنان بسیار بالاست و نشان از بحرانی بودن فضای اقتصادی در سطح کل کشور دارد.

    نمودار حاضر نشان می‌دهد که فلاکت اقتصادی، یک پدیده سراسری است، اما تبعیض در شدت آن، نشانه‌ای از شکاف‌های عمیق توسعه‌ای است. اگر برای استان‌هایی مانند کردستان، اردبیل و خوزستان چاره‌اندیشی فوری نشود پیامد‌های اجتماعی آن می‌تواند به مراتب سنگین‌تر از تبعات اقتصادی‌اش باشد باید به خاطر داشت. این شاخص در استان‌های کشور نشان دهنده تصویری است از حال ناخوش مردمانی که در سکوت، از آینده بریده‌اند.

    نفت‌خیزترین استان کشور در صدر شاخص فلاکت / وقتی تورم و بیکاری دست به دست هم می‌دهند

    چرا شاخص فلاکت این‌قدر بالا رفت؟

    در سال‌های اخیر، اقتصاد ایران با تحولات گسترده‌ای مواجه بوده که اثرات مستقیمی بر معیشت مردم گذاشته است. نوسانات و جهش‌های شدید ارزی، تورم‌های دو رقمی، افزایش نرخ بیکاری و کاهش قدرت خرید را می‌توان عوامل موجب تغییرات محسوس در شاخص فلاکت دانست. با بررسی روند شاخص فلاکت در بازه زمانی سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ می‌توان تصویری دقیق‌تری از وضعیت اقتصادی کشور در سال‌های اخیر ترسیم کرد و تحولات این شاخص را در ارتباط با وقایع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تحلیل نمود.

    شاخص فلاکت در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ به ترتیب ۲۰.۵ و ۱۹ بوده و در پایین‌ترین سطح خود قرار داشتند. این اعداد نشان دهنده شرایط اقتصادی متناسب‌تری در طی این دو سال بوده است. اما در سال ۱۳۹۷ جهش قابل توجهی در شاخص فلاکت رخ داده و مقدار آن به ۵۹.۵ رسیده است. این افزایش چشمگیر می‌تواند ناشی از تورم‌های بالا همزمان با خروج آمریکا از برجام و شوک‌های اقتصادی آن سال باشد. در سال ۱۳۹۸ این شاخص کاهش قابل توجهی به میزان ۳۲.۶ را داشته است. اما دوباره در سال ۱۳۹۹ به ۵۸.۳ و در سال ۱۴۰۰ به ۴۳.۴ رسیده است. اما در سال ۱۴۰۱ شاخص فلاکت به بالاترین سطح خود یعنی ۶۳.۷ رسید که نشان دهنده وخامت شدید در وضعیت اقتصادی کشور طی آن سال بوده است.

    در نهایت در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ شاخص فلاکت به ترتیب به ۴۰.۸ و ۴۴.۹ رسید که نسبت به سال ۱۴۰۱ روندی کاهشی داشته است. اما هنوز هم نسبت به سال‌های قبل‌تر در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در بازه زمانی بین ۱۳۹۵ الی ۱۴۰۳ شاهد افزایش قابل توجهی در این شاخص هستیم. به طوری که این شاخص از سال ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ به میزان ۲۴.۴ واحد بیشتر شده است یعنی می‌توان گفت شاخص فلاکت طی این سال‌ها رشدی ۱۱۹ درصدی داشته است. در بهار ۱۴۰۴ نیز این میزان به ۴۶.۷ رسید.

    نفت‌خیزترین استان کشور در صدر شاخص فلاکت / وقتی تورم و بیکاری دست به دست هم می‌دهند

    چرا بعضی کشور‌ها راحت‌تر از بحران اقتصادی عبور می‌کنند؟

    در سال‌های اخیر، بررسی این شاخص در کشور‌های مختلف نشان داده است که حتی برخی اقتصاد‌های بزرگ نیز در دوره‌هایی با افزایش شدید فلاکت مواجه شده‌اند. براساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، میزان شاخص فلاکت برخی از کشور‌ها مورد بررسی قرار گرفتند. در میان کشور‌هایی مانند زیمبابوه، سودان، آرژانتین، ترکیه و ونزوئلا در سال‌های اخیر به دلیل تورم شدید و نرخ بالای بیکاری، بالاترین شاخص فلاکت را داشته‌اند. در مقابل، کشور‌هایی همچون سوئیس، دانمارک، عربستان، چین، ژاپن و آلمان معمولاً دارای پایین‌ترین شاخص فلاکت هستند، زیرا با ثبات اقتصادی، نرخ تورم پایین و نرخ بیکاری کنترل‌شده مواجه بودند. بررسی شاخص فلاکت به دولت‌ها و تحلیل‌گران کمک می‌کند تا میزان موفقیت سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی خود را بسنجند و در صورت نیاز، تغییراتی در جهت بهبود وضعیت رفاه عمومی اعمال کنند. گاهی یک کشور ممکن است با تورم بالا، اما بیکاری پایین مواجه باشد یا برعکس که در هر دو صورت شاخص فلاکت افزایش می‌یابد.

    نفت‌خیزترین استان کشور در صدر شاخص فلاکت / وقتی تورم و بیکاری دست به دست هم می‌دهند

    راه‌های واقعی مقابله با شاخص فلاکت در ایران

    برای کاهش شاخص فلاکت لازم است دولت‌ها مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی هماهنگ را به‌کار بگیرند تا هم فشار هزینه‌ها بر مردم کاهش یابد و هم فرصت‌های شغلی بیشتری در اختیار آنها قرار گیرد. یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در این راستا انجام می‌شود استفاده از سیاست‌های پولی برای کنترل تورم است. بانک مرکزی با ابزار‌هایی مانند تعیین نرخ بهره، کنترل نقدینگی و نظارت بر رشد پایه پولی می‌تواند از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها جلوگیری کند. مهار تورم، به‌ویژه زمانی که ناشی از تقاضای بیش‌ازحد یا خلق پول بدون پشتوانه باشد، می‌تواند اثر مستقیمی بر کاهش فشار اقتصادی بر مردم داشته باشد.

    از سوی دیگر، برای مقابله با بیکاری، اجرای برنامه‌های اشتغال‌زایی ضروری است. دولت‌ها با حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط، واگذاری بخش دولتی به بخش خصوصی و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های زیرساختی می‌توانند فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد کنند. هم‌چنین اصلاح نظام آموزشی و هماهنگی آن با نیاز‌های بازار کار می‌تواند به افزایش اشتغال جوانان و فارغ‌التحصیلان کمک کند. با تقویت صنایع داخلی، بازار کار داخلی فعال‌تر می‌شود. ارائه تسهیلات مالی، حمایت از نوآوری و کاهش بروکراسی اداری از جمله اقداماتی است که می‌تواند به رشد تولید ملی کمک کند.

    در نهایت، تحقق این اهداف اقتصادی نیازمند ثبات سیاسی و بهبود فضای کسب‌وکار است. در کشوری که سیاست‌های آن قابل پیش‌بینی، شفاف و با ثبات باشد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی با اطمینان بیشتری اقدام به فعالیت اقتصادی می‌کنند. کاهش فساد، اجرای عدالت اقتصادی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای فعالیت‌های تجاری از دیگر عواملی است که محیط کسب‌وکار را بهبود می‌بخشد. با ترکیب این سیاست‌ها، می‌توان به شکل مؤثری شاخص فلاکت را کاهش داد و مسیر رسیدن به رفاه اقتصادی و اجتماعی را هموار ساخت.

  • ایران در آینه شاخص فلاکت / کدام استان‌ها در مضیقه رفاهی هستند؟

    ایران در آینه شاخص فلاکت / کدام استان‌ها در مضیقه رفاهی هستند؟

    به گزارش اقتصادران، شاخص فلاکت یکی از آمارهایی است که نشان می‌دهد میزان بیکاری و تورم در یک استان چه میزان بوده است. به همین جهت برای محاسبه این شاخص از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم سالانه استفاده شده است.

    بررسی آمارهای شاخص فلاکت استان‌ها در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد بیشترین سطح  شاخص فلاکت مربوط به استان اردبیل و کمترین سطح شاخص فلاکت در این سال مربوط به استان یزد بوده است.

    040307

    وضعیت شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۳

    بررسی آمارهای شاخص فلاکت استانی در سال ۱۴۰۳ حاکی از آن است که شاخص فلاکت در کل کشور معادل ۴۰٫۱ بوده است. این درحالی است که ۱۵ استان کشور وضعیتی بهتر از میانگین کشوری و ۱۶ استان وضعیت نامناسب‌تری را تجربه کرده‌اند.

    بر این اساس می‌توان مشاهده کرد که بهترین وضعیت شاخص فلاکت در سال ۱۴۰۳ مربوط به استان یزد بوده است. طبق آمارها شاخص فلاکت در استان یزد معادل ۳۵٫۹ بوده که نسبت به میانگین کشوری ۴٫۲ واحد کمتر بوده است. به بیانی می‌توان گفت استان یزد وضعیت مناسب‌تری در نرخ بیکاری و تورم سالانه نسبت به سایر استان‌های کشور داشته است. باید به این نکته دقت داشت که در سال ۱۴۰۲، این استان نامناسب‌ترین وضعیت را از نظر شاخص فلاکت تجربه کرده بود اما در سال گذشته با عملکرد بهتر توانست جایگاه خود را به بهترین وضعیت رفاهی در میان استان‌ها برساند.

    در سمت دیگر استان اردبیل قرار گرفته است که بیشترین سطح شاخص فلاکت را در سال گذشته داشته است. شاخص فلاکت در این استان معادل ۴۵٫۳ بوده که ۵٫۲ واحد نسبت به میانگین کشوری بالاتر بوده است. به به عبارتی در سال گذشته استان اردبیل نامناسب‌ترین وضعیت رفاهی و اجتماعی را برای خانوارهای خود داشته است به طوریکه مجموع نرخ تورم سالانه و نرخ بیکاری این استان از سایر استان‌های کشور بیشتر بوده است.

    در این میان بررسی استان‌های بزرگ نیز از اهمیت بالایی برخوردار است برای مثال استان اصفهان با شاخص فلاکت ۴۳٫۵ جایگاه سوم را در میان استان‌های کشور داشته است. استان‌های خراسان رضوی، فارس و البرز نیز به ترتیب شاخص فلاکتی معادل ۳۹٫۵ واحد، ۳۹٫۹ واحد و ۴۰٫۲ را در این سال تجربه کرده‌اند. وضعیت شاخص فلاکت در پایتخت نیز در حدود ۳۷٫۳ است که استان تهران را در جایگاه بیست و هفتم در میان استان‌های کشور قرار می‌دهد. جایگاهی که وضعیت رفاهی، بیکاری و تورم در این استان را مساعد‌تر از بسیاری از استان‌های کشور نشان می‌دهد.

  • شاخص فلاکت صعودی شد / رفاه اقتصادی از بین ایرانیان پر کشید!

    شاخص فلاکت صعودی شد / رفاه اقتصادی از بین ایرانیان پر کشید!

    به گزارش اقتصادران، بررسی آخرین آمار شاخص فلاکت در ایران نشان می‌دهد این شاخص در زمستان سال گذشته به بالای ۴۰ واحد رسیده است. علت این افزایش در شاخص فلاکت را می‌توان در نرخ بیکاری زمستان ۱۴۰۳ جستجو کرد.

    شاخص فلاکت به‌عنوان یک معیار ترکیبی، وضعیت اقتصادی و رفاهی جوامع را از طریق جمع نرخ بیکاری و نرخ تورم سالانه نشان می‌دهد. این شاخص به‌طور ویژه برای سنجش فشارهای اقتصادی بر زندگی روزمره افراد جامعه استفاده می‌شود و افزایش آن نشان‌دهنده شرایط نامطلوب اقتصادی و اجتماعی است.

    در ایران، شاخص فلاکت به دلیل نوسانات شدید اقتصادی، تورم بالا، و بیکاری قابل‌توجه به یک موضوع محوری در تحلیل‌های اقتصادی بدل شده است. تورم دو رقمی در سال‌های اخیر، ناشی از عواملی چون تحریم‌های اقتصادی، نوسانات نرخ ارز و مشکلات ساختاری در تولید، به‌طور مستقیم بر قدرت خرید مردم تأثیر گذاشته و سطح زندگی را کاهش داده است.

    از سوی دیگر، نرخ بیکاری نیز به دلیل مشکلات در ایجاد اشتغال پایدار، کاهش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، و سیاست‌های ناکارآمد در حوزه بازار کار، به چالش جدی برای اقتصاد ایران تبدیل شده است.

    در گزارش حاضر، شاخص فلاکت ایران بررسی شده و تلاش شده است با ارائه روند تغییرات آن از سال ۹۲ تا پاییز سال ۱۴۰۳ نگاهی تحلیلی به این متغیر صورت پذیرد.

    شاخص فلاکت صعودی شد

    بررسی روند شاخص فلاکت در ایران از سال ۹۲ تا کنون نشان می‌دهد شاخص فلاکت در ایران ۴ قله اصلی را به ثبت رسانده است. اولین قله این شاخص در تابستان سال ۱۳۹۲ بوده که به سطح ۴۷.۶ واحد رسیده است. علت ایجاد این قله شروع تحریم‌های ایران بوده است. شاخص فلاکت پس از این تاریخ به مرور کاهش پیدا کرد تا اینکه در تابستان سال ۱۳۹۶ به کمترین سطح خود در این مدت رسیده است. شاخص فلاکت در این تاریخ معادل ۱۹.۲ واحد بوده است.

    پس از این تاریخ به مرور شاخص فلاکت افزایش پیدا کرده و در تابستان ۱۳۹۸ به قله دوم یعنی ۵۳.۲ واحد رسیده است. قله سوم شاخص فلاکت ۲ سال بعد در تابستان سال ۱۴۰۰ رخ داده که این شاخص به اوج خود یعنی ۵۵.۹ واحد رسیده است.

    در نهایت تقریبا پس از دو سال قله چهارم شاخص فلاکت در این مدت ایجاد شده است. چهارمین قله در بهار سال ۱۴۰۲ بوده است. شاخص فلاکت در این قله بیشترین سطح در ۱۲ سال اخیر بوده است. طبق آمارها شاخص فلاکت در بهار سال گذشته معادل ۵۶.۷ واحد بوده است.

    پس از این قله به مرور شاخص فلاکت کاهش پیدا کرد به طوریکه این شاخص در پاییز سال گذشته به کمترین سطح خود از بهار سال ۹۸ رسید (بدون در نظر گرفتن دو فصل ابتدایی سال ۹۹). آخرین آمارهای منتشر شده توسط مرکز آمار ایران نشان می‌دهد این شاخص در زمستان ۱۴۰۳ افزایش یافته و به سطح ۴۰.۳ واحد رسیده است.

    بررسی تورم سالانه و نرخ بیکاری در زمستان و مقایسه آن پاییز حاکی از آن است که تورم سالانه در این فصل ثابت بوده اما نرخ بیکاری در زمستان ۱۴۰۳ نسبت به پاییز افزایش پیدا کرده است. به همین دلیل شاخص فلاکت در زمستان نسبت به پاییز با افزایش مواجه شده است.

    همچنین مقایسه این شاخص در زمستان سال‌های مختلف نشان می‌دهد شاخص فلاکت در زمستان ۱۴۰۳ کمترین سطح خود را از زمستان سال ۱۳۹۶ تا کنون تجربه کرده است.

  • وضعیت فلاکت در استان های کشور / بیداد تورم و بیکاری در این استان

    وضعیت فلاکت در استان های کشور / بیداد تورم و بیکاری در این استان

    به گزارش اقتصادران، حسین محمدی اظهار داشت: جایگاه استان‌ها در نقشه فلاکت تابستان امسال، استان زنجان در رتبه اول کمترین میزان شاخص فلاکت در کشور قرار دارد.

    وی اظهار کرد: شاخص فلاکت یکی از آمار‌هایی است که نشان می‌دهد میزان بیکاری و تورم در یک استان چه میزان بوده است. به همین جهت برای محاسبه این شاخص از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم سالانه استفاده شده است.

    معاون امور اقتصادی استاندار زنجان خاطرنشان کرد: بهترین وضعیت شاخص فلاکت در تابستان سال ۱۴۰۳ مربوط به استان زنجان بوده است. طبق آمار‌ها شاخص فلاکت در استان زنجان معادل ۳۷ بوده که نسبت به میانگین کشوری ۴.۷ واحد کمتر بوده است. به بیانی می‌توان گفت استان زنجان وضعیت مناسب‌تری در نرخ بیکاری و تورم سالانه نسبت به سایر استان‌های کشور داشته است.

  • تورم مهرماه یقه کدام استان را محکم تر گرفت؟! + جدول

    تورم مهرماه یقه کدام استان را محکم تر گرفت؟! + جدول

    به گزارش اقتصادران، بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار از شاخص قیمت مصرف کننده، نرخ تورم ماهانه و نقطه به نقطه کل کشور در مهر 1403 نسبت به شهریور افزایشی و تورم سالانه کاهشی بوده است.

    در این میان، همچون ماه گذشته استان‌های سیستان و بلوچستان، کمترین نرخ تورم و اصفهان، بیشترین نرخ تورم را در کشور داشتند.

    سیستان و بلوچستان؛ کمترین تورم، بیشترین نرخ بیکاری

    استان سیستان و بلوچستان که به گواه برخی آمارها و گزارش‌های رسمی یکی از محروم‌ترین استان‌های کشور است، از اسفند سال گذشته تا کنون هر ماه کمترین نرخ تورم سالانه را داشته است. بهمن سال گذشته نیز پس از تهران، دومین استان با کمترین نرخ تورم بود.

    سیستان و بلوچستان در عین حال، بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار از نرخ بیکاری، با 14 درصد، صدرنشین کشور است. این استان در بهار نیز بیشترین نرخ بیکاری را داشت؛ به گونه‌ای که در هر دو فصل این شاخص در سیستان و بلوچستان نسبت به فصل قبل آن افزایشی و بالاتر از متوسط کشوری بود.

    جدول زیر، تغییرات نرخ تورم را در کشور و در سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد.

    تورم - سیستان و بلوچستان

    جدول زیر نیز، تغییرات نرخ بیکاری را در کشور و در سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد.

    بیکاری- سیستان و بلوچستان

    اصفهان؛ صدرنشین تورم برای چهارمین ماه متوالی

    استان اصفهان اما، از تیر سال جاری به این سو، صدرنشین تورم سالانه در کشور بوده است. در خرداد نیز پس از یزد، بیشترین نرخ تورم را داشت. برخی از مسئولان اصفهان، نقش بازار مسکن را در بالا بودن نرخ تورم این استان پررنگ می‌دانند.

    نرخ بیکاری نیز در این استان بالاتر از میانگین کشوری قرار دارد و در تابستان 1403، نسبت به بهار امسال افزایشی بوده است.

    جدول زیر، تغییرات نرخ تورم را در کشور و در اصفهان نشان می‌دهد.

    تورم- اصفهان

    جدول زیر نیز، تغییرات نرخ بیکاری را در کشور و در اصفهان نشان می‌دهد.

    بیکاری- اصفهان

    وضعیت 2 استان از نظر نرخ فلاکت

    سیستان و بلوچستان چهارمین استان کشور با کمترین نرخ فلاکت است. با توجه به اینکه این شاخص از ترکیب نرخ تورم و بیکاری به دست می‌آید، به نظر می‌رسد نرخ پایین تورم در این استان، چنین نتیجه‌ای را رقم زده است.

    اصفهان اما دومین استان کشور با بیشترین نرخ فلاکت محسوب می‌شود.

    کرمانشاه- رتبه شاخص فلاکت

     

  • مردمان استان‌هاي با نرخ تورم و بيكاري بالا به کدام نامزد راي داده‌اند؟

    مردمان استان‌هاي با نرخ تورم و بيكاري بالا به کدام نامزد راي داده‌اند؟

    به گزارش اقتصادران، چهاردهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري و نوع مشاركت در تك‌تك استان‌ها، امكان جديدي براي تحليلگران فراهم آورده است تا با بررسي اين رفتار سياسي به خاستگاه‌هاي مختلف آن پي ببرند. در طول هفته گذشته در مورد وضعيت جغرافيايي استان‌ها و رفتار قوميت‌هاي مختلف در انتخابات نكاتي مطرح شد، اما بررسي وضعيت اقتصادي استان‌ها و مقايسه آنها از نظر ميزان و نوع مشاركت در انتخابات مي‌تواند داده‌هاي روشني از ارتباط ميان شرايط اقتصادي راي‌دهندگان و كنش سياسي آنها ارايه دهد. اتاق ايران آنلاين بررسي كرده كه شاخص‌هاي اقتصادي چه نسبتي با ميزان و نوع مشاركت راي‌دهندگان در اين انتخابات داشته است. در اين گزارش رابطه سه شاخص نرخ تورم، نرخ بيكاري و شاخص فلاكت با ميزان مشاركت در هر استان و درصد آراي هر كانديدا مورد واكاوي قرار گرفته است.

    رابطه معكوس شاخص فلاكت

    اين بررسي نشان مي‌دهد، تقريبا در دوره‌هاي مختلف، هر اندازه شاخص فلاكت (مجموع نرخ بيكاري و نرخ تورم) در استاني بالاتر بوده، ميزان مشاركت در انتخابات در آن استان كمتر بوده است. شاخص فلاكت يك نماگر تركيبي از حاصل جمع نرخ تورم و نرخ بيكاري است. اين شاخص به‌طوركلي وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم را نشان مي‌دهد و هر چه سطح آن بالاتر باشد به معناي نامطلوب‌تر بودن اوضاع است. شاخص فلاكت اعلام ‌شده كشور در زمستان 1402 برابر با 49.3 بوده است. اما اين الگو در توزيع آراي ريخته شده به صندوق‌ها براي هر نامزد معكوس است. يعني تقريبا در استان‌هايي كه شاخص فلاكت بالاتر بوده آراي مسعود پزشكيان هم بالاتر بوده و برعكس در استان‌هاي با وضعيت مطلوب‌تر شاخص فلاكت، آراي سعيد جليلي افزايش يافته است.

    آيا آراي قوميتي است يا خاستگاه اقتصادي دارد؟

    بررسي شاخص فلاكت در پنج استان نخستي كه دو كانديدا بيشترين آرا را به خود اختصاص داده‌اند، نشان مي‌دهد كه مي‌توان ميان اين آرا با شرايط اقتصادي و نارضايتي‌ها رابطه معناداري پيدا كرد. در ميان استان‌هاي مختلف (جز تهران كه تا لحظه تنظيم اين گزارش آمار ميزان مشاركت در آن اعلام‌ نشده است) پنج استان نخستي كه بيشترين راي را به سبد راي پزشكيان (در دور دوم) ريخته‌اند، راي‌دهندگان آذربايجان شرقي با 85.1 درصد، اردبيل با 85 درصد، آذربايجان غربي با 84.5 درصد، كردستان با 70 درصد و كرمانشاه با 69 درصد آرا بوده‌اند. پايگاه راي جليلي يا پنج استاني كه او بيشترين راي را در آنها داشته هم قم با 70 درصد، خراسان جنوبي با 68.1 درصد، سمنان با 62.7 درصد، كرمان با 62.5 درصد و خراسان رضوي با 62 درصد آرا بوده است. بر اساس اطلاعات مركز آمار ايران در حالي كه شاخص فلاكت كل كشور در زمستان 1402، برابر با 49.3 بوده، شاخص فلاكت در استان‌هاي آذربايجان شرقي، غربي، اردبيل، كردستان و كرمانشاه بالاتر از ميانگين كشوري و به ترتيب برابر با 51.7، 51.6، 54، 60.8 و 62.4 بوده است. به عكس در استان‌هاي قم، خراسان جنوبي، سمنان، كرمان و خراسان رضوي، شاخص فلاكت پايين‌تر از ميانگين كشوري يا بسيار نزديك به آن بوده است. اين شاخص به ترتيب در اين استان‌ها 50.1، 48.7، 44.2، 50.6 و 49.1 بوده است.

    رابطه نرخ بيكاري با نوع مشاركت

    بررسي اتاق ايران آنلاين نشان مي‌دهد، نرخ بيكاري و ميزان مشاركت در انتخابات نيز نسبت معكوس دارند. نرخ بيكاري كشور در سال گذشته 8.1 اعلام شد. هر قدر نرخ بيكاري در يك استان از ميانگين كشوري بالاتر بوده، مشاركت در آن استان نيز كاهش يافته است. همان‌طور كه در نمودار زير قابل مشاهده است، به عنوان مثال در كردستان، خوزستان و لرستان به ترتيب با نرخ‌هاي بيكاري 10.7 درصد، 11 درصد و 11.9 درصد، ميزان مشاركت پايين‌تر از ميانگين كشوري (49.8 درصد) و به ترتيب برابر با 29.2 درصد، 39.2 درصد و 47 درصد بوده است. اين در حالي است كه در استان‌هايي مانند يزد، خراسان جنوبي و خراسان رضوي با نرخ‌هاي بيكاري 7 درصد، 5.7 درصد و 6.3 درصد، ميزان مشاركت برابر با 69.4 درصد، 70.8 درصد و 57.9 درصد بوده است. همانند شاخص فلاكت، توزيع آراي ريخته شده به صندوق‌ها در ميان دو نامزد هم نسبتي با بيكاري آن منطقه داشته است. به نحوي كه در استان‌هايي با نرخ بيكاري بالاتر، از جمله كردستان با 10.7 درصد، كرمانشاه با 12.3 درصد يا سيستان و بلوچستان با 12.4 درصد، آراي مسعود پزشكيان بيشتر بوده و در اين استان‌ها به ترتيب به 70درصد، 69 درصد و 67.6 درصد رسيده است. برعكس در استان‌هايي با نرخ بيكاري كمتر مثل خراسان جنوبي با 5.7 درصد، سمنان با 6.3 درصد و خراسان رضوي با 6.2 درصد، آراي سعيد جليلي بالاتر و به ترتيب 68.1 درصد، 62.7 درصد و 62 درصد بوده است. بنابراين به نظر مي‌رسد راي‌دهندگان براي بهبود وضعيت بيكاري اميد بيشتري به مسعود پزشكيان داشته‌اند.