برچسب: سیلاب

  • پنجه خشکسالی بر گلوی ایران / جهانگیر پرهمت: پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    پنجه خشکسالی بر گلوی ایران / جهانگیر پرهمت: پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    به گزارش اقتصادران، آمارهای آبفا می گوید سال جاری به لحاظ وضعیت بارش، بین ۵۷ سال گذشته، رتبه ۵۴ را دارد، درواقع طی این بازه زمانی، تنها ۳ سال از نظر بارش، از سال ۱۴۰۴  وضعیت بدتری داشته است.  این وضعیت نگرانی ها در خصوص قطعی آب یا جیره بندی آن در فصل تابستان را افزایش داده است.

     هاشم امینی، مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، اخیرا ضمن تاکید بر این که در پنجمین سال خشکسالی پیاپی به‌سر می‌بریم، گفته است: «با وجود خشکسالی‌های پیاپی و ضرورت مدیریت مصرف آب، در زمینه مصرف آب در ساختمان‌ها و منازل مردم، تاکنون کار جدی انجام نشده، که امید می‌رود با این تفاهم‌نامه، اقدام موثری در این زمینه آغاز شود.»

    عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو نیز گفته است: «در تابستان در کل کشور قطعی آب در بخش خانگی نداریم، ممکن است در برخی استان‌ها مشکلاتی در حوزه قطعی آب داشته باشیم اما در حال برنامه‌ریزی هستیم و امیدواریم این برنامه‌ریزی‌ها به نتیجه برسد.» با این وجود پرسش‌هایی درباره وضعیت آب کشور و امکان تحقق برنامه ها برای پیشگیری از قطعی آب مطرح است. دکتر جهانگیر پرهمت، عضو هیات علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری و معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

     

    پروژه های انتقال آب هزینه سرسام آوری دارد

    جهانگیر پرهمت گفت: «این که مسئولان در خصوص وضعیت آب، به مردم هشدار دهند، طبیعیست و باید هشدار دهند. وقتی آمارها می گوید از ابتدای سال تا کنون ۴۰ درصد بارندگی کمتر از حد استاندارد داریم و تا پایان سال نیز بارندگی قابل توجهی، به جز در نوار شمالی کشور، نخواهیم داشت،پس قطعا جای نگرانی است. کشور ما بارندگی تابستانی ندارد و فصل بارش ایران، پاییز، زمستان و اوایل بهار است. پس هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد که امسال در یک خشکسالی شدید قرار داریم. با این وضعیت در بخش منابع آبی و به ویژه منابع آب سطحی با کمبود قابل توجهی رو به رو شده ایم. این واقعیت را نمی توان نادیده گرفت. بنابراین چاره ای به جز برنامه ریزی برای مدیریت بحران نداریم. من فکر نمی کنم وزارت نیرو یا به طور مشخص وزیر نیرو، اطلاعاتی به جز این داشته باشد یا عقیده دیگری داشته باشد. به هر حال تاکید من این است که می توان از برنامه های مدیریت بحران برای عبور از این وضعیت استفاده کرد. مدیریت بحران یعنی باید برخی موارد غیرضروری را به حداقل رسانده یا متوقف کنیم و منابع آبی را به سمتی که ضروری تر است، سوق دهیم. به عنوان مثال آب شرب از اهمیت بیش از حدی برخوردار است. ما باید به مردم اطلاع دهیم که با توجه به شرایط بحرانی کشور، چگونه موارد ضروری و غیرضروری را تشخیص داده و مدیریت مصرف انجام دهند. حقیقت این است که آب یک ماده قابل ذخیره توسط وزارت نیرو نیست که آب را امسال برای سال دیگر ذخیره کند.»

    وی در خصوص پروژه های انتقال آب از مناطق شمالی به نقاط دیگر کشور گفت: «به طور ویژه منابع آب سطحی را نمی توانیم ذخیره کنیم یا بهتر است بگویم تکنولوژی آن را نداریم. حتی منابع آب غیرسطحی و زیرزمینی را نیز به درستی مدیریت و ذخیره نکرده ایم. اگر منابع آب زیرزمینی به درستی مدیریت شده بود، می توانستیم کمبودهای آبی کشور را از طریق منابع آب زیرزمینی جبران کنیم. بنابراین باید مدیریت بحران انجام دهیم. پروژه هایی که  قصد انتقال آب از مناطق شمالی را دارند را نمی توان کاملا بیفایده نامید اما مسئله این است که انتقال آب با یک هزینه سرسام اور انجام می شود. انتقال آب از دریای خزر به کلان شهر تهران نیاز به پمپاژ آب به حداقل بیش از هزار متر ارتفاع است. این روش هزینه ای بسیار بالا دارد، ضمن این که کنار دریا، باید آب نمک زدایی شود. یعنی دستگاه‌های آب شیرین کن، باید آب شور را به آب شیرین تبدیل کنند و این یعنی یک هزینه هنگفت. بله همه این روش‌ها هم امکان پذیر است. حتی می توانیم آب خلیج فارس را به قله دماوند ببریم اما پرسش اصلی این است که ما قرار است چه میزان هزینه را صرف کنیم تا این تصمیم ها عملی شوند و این نوع تصمیم ها چه عوارضی خواهد داشت؟ در حال حاضر باید به جای این نوع ایده ها روی حفظ ظرفیت های موجود و مدیریت منابع آبی متمرکز شویم.»

    باید سیلاب های سالانه را ذخیره و مدیریت کنیم

    معاون پیشین وزیر جهاد کشاورزی در ادامه گفت: «ما هر سال سیلاب‌های زیادی داریم که بی فایده از درسترس خارج می شود. می توان این سیلاب ها را به منابع آب زیرزمینی تزریق و ذخیره کرد و چون منابع آب زیرزمینی با مشکل تبخیر رو به رو نمی شود، می توان برای وضعیت بحرانی مورد استفاده قرار داد. البته این راهکار بلندمدت است و برای امسال جوابگو نیست. در حال حاضر باید روی اولویت بندی ها متمرکز شویم و از مصرف خانگی تا صنعت و کشاورزی برنامه ریزی سریع انجام دهیم. درست است که تولید کشور نباید مختل شود اما باید بدانیم که اکنون کشت برنج، کشت گندم و دانه های روغنی برای ما بر بسیاری از محصولات کشاورزی آب بر دیگر اولویت دارد. نگهداری باغات با گونه های درختی که بازدهی بلندمدت دارند،  بر کشت سبزیجاتی که امسال اگر کاشته نشود، خسارتی برای ما ندارد، اولویت دارد. این اولویت بندی ها می شود مدیریت درست. وزارتخانه های مختلف از جمله وزارت نیرو که متولی و بانی اصلی اب کشور است، در کنار وزارتخانه های دیگری از جمله صمت باید اولویت بندی درست و دقیق انجام دهند. بیش از ۱۵ درصد از آب مصارف خانگی را باغچه ها مصرف می کنند، چرا سیستمی نداریم که آب بدون مواد شوینده به سمت آبیاری باغچه ها هدایت شود و در مسیر فاضلاب هدر نشود؟ باید مردم را نیز مشارکت و آموزش دهیم تا از بحران عبور کنیم.»

    وی درباره حق آبه ایران و مطالبات پرداخت نشده آب کشور از کشورهای همسایه و به ویژه افغانستان گفت: «حق آبه، حق طبیعی و عرفی کشور ما است. از سالهای دور تا کنون همه افرادی که در حوضه آبخیز زندگی کرده اند از حق آبه بهره برداری کرده اند. اشتغال و تمدن آن مناطق نیز در اطراف همین حوضه ها شکل گرفته است. کارون و کرخه از هزاران سال پیش بستر توسعه تمدن بوده اند. بنابراین زندگی و اشتغال به حق آبه وابسته است. حق آبه ما از هیرمند، حق ملی ما است و باید دریافت شود. ما باید حق آبه را می گرفتیم اما این وظیفه وزارت امور خارجه و دولت است که حقمان را طلب و برآورده کند. اما داخل کشور نیز بحث حق آبه را داریم. ما حق آبه بالادست و پایین دست داریم. اگر فعالیت هایی در حوضه آبی بالادستی انجام می شود باید حق پایین دستی ها رعایت شود و نیازهای آنان تامین شود. اگر پایین دستی ها هم مطالباتی دارند که بیش از حد است، طبیعی نخواهد بود. این ها مسائلی است که طی سال‌های سال شکل گرفته و باید رعایت شود. مبنای حقوقی تقسیم آب باید در مرحله اول بر اساس حق آبه باشد.»

  • سيل آنقدرها هم بد نیست!

    سيل آنقدرها هم بد نیست!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه تعادل نوشت:

    امروزه با توجه به تغييرات آب و هوايي، مخاطرات اقليمي از مهم‌ترين تهديدها و چالش‌ها براي بشر محسوب مي‌شوند كه در اين بين سيلاب، يكي از مرسوم‌ترين مخاطرات است. وقوع سيلاب‌هاي متعدد در كشور موجب جاري شدن ميليون‌ها متر مكعب آب در مناطق مختلف مي‌شود كه به اعتقاد كارشناسان مي‌توان با ايجاد سدهاي مربوط و استفاده از فناوري روز، كمبود آب مصرفي را در كشور تامين كرد.

     

    اگرچه ايران به دليل ويژگي‌هاي جغرافيايي، اقليمي به عنوان يك سرزمين نيمه خشك شناخته شده است، اما به علت تنوع شرايط اقليمي، همواره با بروز حوادث متعدد طبيعي و به ويژه طغيان و جريان نابهنگام آب‌هاي سطحي در بسياري از مناطق كشور مواجهه بوده است و دلايلي مانند افت شديد سطح ايستايي آب‌هاي زيرزميني، فرونشست زمين، تغيير كاربري بستر و حريم منابع مهم آبي سبب شده، چرخه حوادث غير مترقبه طبيعي چون سيل همواره در كشور تكرار شود.

    پديده‌اي كه در سال‌هاي مختلف از جمله سال ۹۸ شاهدآن بوديم و در چند روز اخير نيز بسياري از استان‌هاي كشور را فراگرفته است. بعضي از كارشناسان اين بارش‌هاي سيلابي را نويدي براي رفع تشنگي زمين و احياي حوضچه‌هاي آبخيز عنوان مي‌كنند، نظريه‌اي كه بايد صحت و سقم آن مورد بررسي قرار گيرد. چرخه سيل و خشكسالي بارها و بارها تكرار مي‌شود و آب حاصل از آن نه تنها بدون استفاده مي‌ماند و دردي از مشكل كم آبي كشور را برطرف نمي‌كند بلكه خسارات زيادي هم وارد مي‌كند. حال، سوال اصلي اين است كه چرا با وجود پيشرفت‌هاي علمي كشور، براي حل اين معضل مهم از روش‌هاي فناورانه موجود در دنيا استفاده نمي‌شود؟

    در همين زمينه، علي قنادي اسلامي، كارشناس حوزه آب و انرژي اظهار كرد: سيل يك پديده طبيعي است كه از ميليون‌ها سال پيش، با طغيان رودخانه‌ها در پي بارندگي‌هاي زياد در مدت زمان كوتاه، اتفاق مي‌افتد. بسياري از دشت‌هاي حاصل خيز دنيا، نتيجه انتقال رسوبات توسط رودخانه‌ها از مناطق نسبتا مرتفع به مناطق پست‌تر ايجاد شده است.

    قنادي اسلامي افزود: بسياري از تالاب‌هاي دنيا در پي همين سيلاب‌هاي طبيعي شكل گرفته‌اند، امروزه دخالت بشر در تغيير عوارض زمين و نيز ايجاد سازه‌هاي مختلف براي مقاصد متفاوت، باعث شده است كه برخي مناطق، عليرغم اينكه حتي در گذشته‌هاي دور هم در محدوده و حريم سيلاب نبوده‌اند دچار سيل شوند.

    وي افزود: پديده سيل اگر همچون هزاران سال گذشته خود به صورت طبيعي باشد و بشر نيز اقدامات احتياطي و حفظ حريم‌هاي موجود را رعايت كرده باشد، به سادگي مديريت شده و از مزاياي زيست محيطي آن مي‌توان بهره فراواني برد همانند بازيابي آبخوان‌ها در نقاط مختلف و نيز ايجاد تنوع و تجديد حيات با جابه‌جايي مواد مغذي توسط جريان سيلاب و…

    اين كارشناس حوزه آب و انرژي عنوان كرد: زماني كه ايجاد سيل به دليل دخالت‌هاي انساني در تغيير عوارض زمين، بدون در نظر گرفتن ملاحظات زيست محيطي و محاسبات فني-مهندسي لازم باشد، اين پديده طبيعي تبديل به يك پديده مخرب شده و مي‌تواند جان و مال مردم را به خطر اندازد. در اين صورت اين سيل كاملا غيرطبيعي بوده علي‌رغم اينكه امكان مديريت آن نيز به دلايل مختلف وجود نداشته و ما نيز نبايد با نگاهي كاملا جزيره‌اي (از ديدگاه محيط زيستي و اكوسيستم) آن را يك پديده داراي مزاياي فراوان بدانيم. بيان اين موضوع ناشي از نقصان‌هاي مديريتي است و نشان‌دهنده اين است كه سعي در لاپوشاني اشتباهات خود داشته ايم. در حالي كه خسارت‌هاي جاني و مالي ايجاد شده مي‌تواند تا سال‌هاي زيادي تبعات اقتصادي – اجتماعي به دنبال داشته باشد.

    به گفته قنادي اسلامي، ما در كشور، آبگرفتي در شهرها كه ناشي از مديريت بسيار ناكارآمد و عدم زيرساخت‌هاي لازم شهري است را به حساب بارش زياد يا سيل و طغيان رودخانه مي‌گذاريم، در حالي كه ميزان حداكثر بارش‌هاي روزانه و حتي ساعتي در هر يك از مناطق كشور، قابل پيش بيني بوده و نسبت به بسياري از مناطق پر باران دنيا مقدار كمي مي‌باشد.براي اثبات اين مدعا آمار هفتاد ساله در كشور موجود است.

    وي عنوان كرد: ما با ايجاد تغييرات زياد در عوارض طبيعي زمين، سعي در هدايت آب در مناطق نسبتا مرتفع، به سمت سدها كرده‌ايم و به حريم رودخانه‌ها هم تجاوز كرده‌ايم كه با اين كار، عملا آبخوان‌ها امكان بازيابي نداشته و از طرفي به دليل استفاده از چاه براي كشاورزي، فشار زيادي روي سفره‌هاي زيرزميني وارد كرديم كه به ازبين رفتن پوشش گياهي و فرونشست و نيز كاهش توانايي جذب آب در خاك منجر شده است كه خود باعث ايجاد سيلاب مي‌شود .
    اين كارشناس حوزه آب و انرژي بيان كرد: با هدايت آب بيشتر از ظرفيت سدها به سمت آنها باعث ايجاد مشكلاتي در هنگام بارش شده‌ايم، از طرف ديگر هم ورود سيلاب‌ها همراه با رسوبات به مخازن سدها، باعث كاهش ظرفيت مفيد آنها هم شده است.

    قنادي اسلامي گفت: با توجه به مصرف و برداشت بي‌رويه آب براي مصارف كشاورزي دركشور، اين سيلاب‌هاي ساليانه نمي‌توانند مشكلات آبي كشور را مرتفع و كشور را از تنش‌آبي خارج كنند. مطابق گزارشي كه اخيرا در مجله نيچر منتشر شده است ميزان ذخاير آب زيرزميني در كشور بسيار كاهش يافته و در آينده مي‌تواند امنيت آبي كشور را با مشكل مواجه كند.

    وي افزود: همچنين لازم به ذكر است كه در برخي از كشورهاي توسعه يافته، با كمك فناوري و اسكن مداوم مناطق مختلف (عوارض زمين)، توسط پهپاد در زمان كوتاهي مي‌توانند با هر ميزان بارش احتمالي، مناطقي كه ممكن است دچار آبگرفتگي احتمالي و يا طغيان رودخانه‌ها را باعث شوند، را مشخص مي‌كنند.

    قنادي اسلامي خاطرنشان كرد: يادمان نرود كه سيل مخرب به معني عدم كنترل و مديريت جمع‌آوري و ذخيره مناسب آب باران به صورت سطحي يا زيرزميني است، چراكه در ذخيره زيرزميني امكان تبخير و هدرروي حذف مي‌شود؛ بنابراين هر سيلاب مخرب و ويرانگري در دنياي امروز، به معني عدم توانايي در مديريت آن است.

    اين كارشناس حوزه آب و انرژي افزود: ايجاد سيلاب به دليل دخالت‌هاي انساني، به معني ايجاد تغيير غيرطبيعي در توزيع آب باران و بازيابي سفره‌هاي زيرزميني آن است زيرا تغيير مسير آب باران و هدايت آن به سمت سد، به برخي مناطق روان‌آبي نمي‌رسد تا سفره‌هاي آب زيرزميني بازيابي شده و عملا با خشكي آنها پوشش گياهي براي هميشه از دست مي‌رود.

  • گفته های تکان دهنده سیل زدگان سیستان و بلوچستان

    گفته های تکان دهنده سیل زدگان سیستان و بلوچستان

    به گزارش اقتصادران، سازمان هواشناسي در هشدار جديدي از «احتمال جاري شدن روان‌آب و سيلابي شدن مسيل‌ها و طغيان رودخانه‌هاي فصلي و خسارت به محصولات زراعي و باغي» در استان سيستان و بلوچستان در روز پنجشنبه 13 ارديبهشت خبر داده. در شرايط عادي، مردم سيستان و بلوچستان اگر اين هشدار را مي‌شنيدند بايد نگران مي‌شدند كه «اگر سيل بيايد و اگر رودخانه طغيان كند و اگر باغ و مزارع خسارت ببيند و اگر و اگر…»

    حالا اما نگران نيستند چون سيل اسفند، هر چه بود را شست و سيل فروردين، مثل لكه‌گيري نقاشي، هر چه که مانده بود را هم برد و ديگر چيزي براي روفتن نيست؛ جاده‌اي نمانده كه ويران شود، سربندها فرو ريخته، آوار ديوار و سقف‌ها هنوز جلوي چشم مردمي است كه براي رفع تشنگي، آب گل‌آلود مي‌خورند و جيب‌شان خالي‌تر از هميشه است. تصاويري كه عكاسان در اين دو ماه از مناطق سيل‌زده بلوچستان ثبت كرده‌اند، قابي دور نگاه‌هاي خيره مردان و زناني است مبهوت از اينكه چطور ظرف چند ساعت، بينواتر از آنچه بودند، شدند.

    «محبوب» يكي از اهالي ايرانشهر كه قوم و خويشي در منطقه سيل‌زده «دشتياري» دارد، برايم تعريف مي‌كند كه با گذشت دو هفته از سيل فروردين، 30 پارچه آبادي حوزه «كاجو» هنوز راه رفت و آمد ندارد و مردم مانده‌اند پشت سيلاب و اهالي 40 پارچه آبادي حوزه «سرباز» تا دشتياري هم اگر از درگاه خانه‌شان سرك بكشند يا چند قدمي دورتر بروند، خيز امواج سيلاب را مي‌بينند.

    محبوب مي‌گويد از ابتداي دشتياري تا 30 كيلومتر بعد از «راسك» و تا آخرين روستاي نزديك مرز پاكستان، هر چه جاده و راه بوده، همه را سيل برده و آدم‌ها گم شده‌اند و در بعضي روستاهاي سيل‌زده، مردم نان براي خوردن ندارند و از خويش و قومش شنيده كه چادرهاي امدادي به شرط و مشروط توزيع شده يعني اينكه در خيلي از روستاهاي سيل‌زده، دهيارها و اعضاي شوراي روستا، امضا و تعهد داده‌اند كه چادرهاي امدادي امانت است و به ازاي هر چادر امدادي، كد ملي سرپرست خانواده را ثبت كرده‌اند و بعد از فرونشست سيلاب، بايد چادرها را به دولت پس بدهند. محبوب مي‌گويد سيل‌زده‌ها شنيده‌اند قرار است وامي براي تعميرات و بازسازي خانه‌هاي نم كشيده و فروريخته‌شان داده شود اما هيچ كدام‌شان از شنيدن اين خبر خوشحال نشده‌اند چون نه ضامني دارند و نه اندوخته‌اي براي گرو گذاشتن در صندوق بانك.

    چند روز قبل، نماينده مردم دشتياري در مجلس صداي اعتراضش بلند شده بود و گفته بود: «برخلاف ادعاهايي كه مي‌شود حجم ويراني‌ها بالاست و از تجهيزات پاكسازي راه‌هاي روستايي خبري نيست و تعداد زيادي از روستاها هنوز پشت سيل و سيلاب مانده‌اند و بندهاي كشاورزي مردم به ‌طور كامل تخريب شده و خيلي از روستاها، آب براي خوردن ندارند و كمك هلال‌احمر و مردم نيكوكار هم فقط جواب نيازهاي اوليه را مي‌داده و رفت و آمد وزير و استاندار به درد مردم سيل‌زده نمي‌خورد و هنوز خانه‌هاي تخريب شده و تخريب نشده مردم در خيلي از مناطق، لبالب از آب و سيلاب است و مردم حق دارند گله كنند و…»

    حتي حرف‌هاي اين نماينده، تصوير واقعي از ويراني‌هاي بعد از سيل نبود؛ تصوير واقعي سيل را آن مردمي ديدند كه سال‌شان با بوي لجن چسبيده به ديوار و كف خانه تحويل شد.

    زرين، يكي از همين مردم است؛ زني از روستايي سيل‌زده در «باهوكلات» كه هنوز با يادآوري صحنه‌هايي كه بعد از سيل ديد، بغض مي‌كند و بارها وسط جمله‌ها و كلمه‌هايش فاصله مي‌افتد كه هر بار فكر مي‌كنم باز آنتن تلفن همراهش رفت.

    زرين، ساكن روستايي در 120 كيلومتري چابهار است در منطقه «درگس» جايي كه چند روستاي شانه به شانه، يك دهستان شده‌اند و زرين از پنجره خانه‌اش مي‌تواند چراغ خانه‌هاي روستاهاي دور و اطراف را ببيند. دو هفته از سيل فروردين گذشته اما بعضي از روستاهاي اين دهستان هنوز در محاصره سيلاب است. غروب شنبه، زرين روي بام خانه‌اش ايستاده بود تا تلفنش آنتن داشته باشد و بتواند با من حرف بزند. خانه‌هاي روستا، روي تپه‌اي بلندتر از سطح دشت بود و زرين مي‌گفت سيلاب هنوز مثل مار دور خانه‌ها مي‌پيچد و مي‌رود.

    «ما در اين دو ماه، مدت‌هاي طولاني، گاهي چند شبانه‌روز يا حتي يك هفته، گرسنه بوديم چون چيزي براي خوردن نداشتيم. هنوز هم گرسنه‌ايم چون هنوز هم چيزي براي خوردن نداريم. هنوز از آب گل‌آلود سيلاب مي‌خوريم چون شبكه آبرساني وصل نشده. هنوز هيچ راهي به روستاهاي همسايه يا شهر نداريم و در اين دو ماه، هر كدام از اهالي روستا مريض شده، نتوانسته به دكتر و درمان برسد چون جاده‌هاي اطراف‌مان هنوز زير آب است.»

    زرين مي‌گويد در اين دو ماه، هيچ مسوولي به «درگس» نيامده و هيچ كمكي هم به مردم روستاهاي اين منطقه نرسيده.

    چادر يا بسته غذا هم براي‌تان نياوردند ؟

    «چند هفته قبل، چند امدادگر هلال‌احمر به روستاي ما امدند و پمپ آوردند كه آب را از خانه‌هاي مردم تخليه كنند. اينها چند بسته آب معدني با خودشان آورده بودند. من هرگز صحنه تلخي كه ديدم را فراموش نمي‌كنم؛ ما زن‌هاي روستا، بچه به بغل دور اين امدادگرها جمع شده بوديم و گريه مي‌كرديم و داد مي‌زديم و مي‌گفتيم ما گرسنه‌ايم، ما چيزي براي خوردن نداريم، به ما غذا بدهيد، براي ما مواد غذايي و نان و آرد بياوريد. امدادگرها در جواب گريه و زاري ما از ما عكس گرفتند و رفتند.»

    زرين مي‌گويد بچه‌ها هر روز كاسه و كوزه مي‌برند تا كناره سيلاب و ظرف‌هاي‌شان را از آب گل‌آلود پر مي‌كنند و مادرها اين آب گل‌آلود را مي‌جوشانند تا مثلا تصفيه و تميز شود اما جوشاندن آب بي‌فايده بوده و كوچك و بزرگ و زن و مرد روستا، شكم درد و اسهال دارند از بس در اين دو ماه آب گل‌آلود و كثيف خورده‌اند.

    «كسي به ما هشدار سيل نداده بود؛ قبل از سيل، كمي آرد و گوجه و سيب‌زميني و حبوبات داشتم. وقتي بارندگي اسفند شروع شد و سيل آمد و راه‌ها را بست، همين آذوقه‌اي كه داشتيم هم خورديم و تمام شد. حالا چند هفته است كه همه گرسنه‌ايم. مردهاي روستا ناچارند به دل سيلاب بزنند و به روستاهاي اطراف بروند تا سيب‌زميني يا گوجه‌اي يا باميه‌اي بياورند. 5 نفر از مردهاي روستاي ما، سر همين به سيل زدن براي تهيه غذا، در سيلاب گم شدند و تا امروز جسدشان هم پيدا نشده.»

    زرين مي‌گويد سيل از روستاهاي دور و اطراف هم قرباني گرفته؛ پيرزن‌هايي كه مي‌خواستند بز و گوسفندشان را از دل سيلاب نجات بدهند اما خودشان اسير سيل شدند.

    «هر خانواده‌اي، هر چه مردش به خانه مي‌اورد را مي‌پزد و از همان چه پخته، يك بشقاب كوچك به يكي دو خانه همسايه‌اش مي‌دهد در حدي كه شكم بچه‌ها نيمه سير شود و بزرگ‌ترها از گرسنگي نميرند. به ما سهميه آرد براي پخت نان مي‌دهند؛ هر ماه يك كيسه 40 يا 50 كيلويي براي هر خانواده. حالا هفته‌هاست كه آردمان تمام شده و حتي نمي‌توانيم نان بپزيم. غذا پختن هم در اين شرايط سخت است چون ما با كپسول گاز غذا مي‌پزيم و ولي كپسول‌ها هم تمام شده و بايد با هيزم آتش درست كنيم كه همه هيزم‌ها هم نم كشيده.»

    روستاي زرين مدرسه دارد اما سيل اسفند، همه كلاس‌هاي مدرسه را خراب كرد جز يكي. زرين مي‌گويد در اين دو ماه، تنها معلم مدرسه كه ساكن همين روستاست، 70 تا بچه از پايه‌هاي مختلف را در همان يك كلاس سالم جمع مي‌كند و بهشان درس مي‌دهد اما بقيه شاگردان مدرسه كه ساكن روستاهاي دور و اطراف بوده‌اند، در اين دو ماه كه جاده بين روستاها زير آب رفته، نتوانسته‌اند به مدرسه بيايند.

    «از سيل اسفند ماه، سقف خانه همسايه‌مان ريخت. خانواده فقيري هستند و توان تعمير سقف خانه شان را ندارند و دو ماه است كه سقف بالاي سرشان نيست و اتاق‌شان با نور خورشيد و ماه روشن مي‌شود.»

    وضع روستاي «چاهان» كمي بهتر است. روستاي چاهان 70 كيلومتر تا نيكشهر فاصله دارد و در اين روستا، خانه‌هاي زيادي هست كه از سيل خسارتي نديده‌اند. شريف‌الدين؛ يكي از ساكنان روستاي چاهان مي‌گويد 40 تا از خانه‌هاي روستا، تخريب كم و زياد داشته و در همان روزهاي اول بعد از سيل اسفند، امدادگران هلال‌احمر به روستا آمدند و به خانه‌ها نگاه كردند و فقط به خانواده‌هايي سبد غذايي دادند كه سيلاب وارد خانه‌شان شده بود.

    «دو، سه قوطي كنسرو لوبيا و ماهي، يك بسته شكر، يك روغن و كمي عدس و نخود؛ اين كل موجودي سبدهاي غذايي بود كه به روستاي ما آوردند. فكر مي‌كنم ارزش هر بسته هم بيشتر از 200 هزار تومان نمي‌شد. اين روستا 300 خانوار دارد، يعني 300 خانه دارد اما هلال احمر حدود 100 بسته غذايي آورده بود و آن هم فقط بين خانواده‌هاي سيل‌زده توزيع شد. ما مردم بلوچ، عزت‌نفس داريم و اگر ضعيف‌تر از خودمان ببينيم، نان سفره‌مان را به او مي‌دهيم اما چه براي فقير و چه براي غني، اين بسته‌هاي غذايي، توهين به مردم است. مردم به دو تا قوطي كنسرو و يك بطري آب معدني نياز ندارند؛ دولت به جاي اين بسته‌هاي غذايي، بايد سيل‌بند‌ها را درست كند كه مردم، با آرامش زندگي كنند و با هر بار بارندگي سيل راه نيفتد و آن وقت بعد از سيل، يك بسته مواد غذايي دست‌شان بگيرند و دور روستاها راه بيفتند و فكر كنند كه كار مهمي انجام داده‌اند. تا هفته قبل، جاده‌هاي اطراف‌مان زير آب بود. مردم، مي‌توانند رزق‌شان را يك جوري پيدا كنند. وظيفه دولت، درست كردن جاده و سيل‌بند است اما با توزيع دو تا قوطي كنسرو مي‌خواهد حواس مردم را پرت كند و مثلا بگويد كه وظيفه‌اش را انجام داده است! با اين سيل، تمام محصولات كشاورزي‌مان از بين رفته. الان فصل خرماست؛ مردم هر چه از نخل‌هاي‌شان جمع كرده بودند به سردخانه روستا برده بودند ولي سردخانه دو هفته است كه از كار افتاده و خرماي مردم در حال فاسد شدن است و تا امروز يك نفر از دولت براي ارزيابي ضرر و زيان سيل اسفند و فروردين نيامده. مردم كلي خسارت ديده‌اند اما دولت هيچ به روي خودش نياورده.»

    فروردين 1399 وقتي سيل به دهستان چاهان رسيد، مردم روستاي چاهان گفتند: «به خاطر نبود سيل‌بند، خانه و زندگي ما در معرض سيل قرار دارد، كشاورزي و دامداري ما از بين رفته است. بارها به مسوولان گفته‌ايم و براي سيل‌بند درخواست داده‌ايم اما تا به حال، به اين درخواست توجهي نشده. با طغيان رودخانه، سيلاب تا يك قدمي خانه‌ها مي‌رسد و مردم را مي‌ترساند و بز و گوسفندها را مي‌كشد و تا امروز، هيچ مسوولي نيامده بابت خسارت‌ها از مردم سوال كند.»

    حالا 4 سال از سيل 1399 گذشته و روستا و دهستان چاهان، هنوز سيل‌بند ندارد و هنوز سيلاب تا يك قدمي خانه‌ها مي‌رسد و مردم را مي‌ترساند و بز و گوسفندها را مي‌كشد و هيچ مسوولي نمي‌آيد بابت خسارت‌ها از مردم سوال كند…

    اهالي روستاي «ريمدان» مي‌گويند تنها باري كه «مسوولان» را ديدند روز انتخابات مجلس بود؛ چند روز بعد از سيل اسفند ماه.

    «دور تا دور خانه و روستاي ما سيلاب بود؛ براي رفت و آمد بايد سوار قايق مي‌شديم. چند ساعت قبل از انتخابات، چند نفر از فرمانداري با قايق صندوق راي آوردند و بعد از راي‌گيري، صندوق را با قايق بردند و در اين دو ماه، اين تنها دفعه‌اي بود كه آدم‌هاي دولتي به روستاي ما آمدند.»

    روستاي «ريمدان» 26 كيلومتر تا مرز پاكستان فاصله دارد و فضيله مي‌گويد در اين دو ماه، نه از هلال‌احمر و نه از سپاه و نه از ارتش و نه از هيچ جاي ديگر، هيچ كمكي براي مردم ريمدان نيامده و تنها كمكي كه به مردم روستا رسيده، بسته‌هاي لوازم بهداشتي و آب معدني و مواد غذايي بوده كه سوخت‌برها – همان مرداني كه با گازوييل‌كشي معاش خانواده‌شان را تامين مي‌كنند و مرگ و زندگي‌شان به يك ترمز ناجور يا انحراف بي‌وقت در جاده‌اي ناهمواربند است – از جيب خودشان خريده‌اند و براي مردم روستا آورده‌اند.

    «سوخت‌برها مي‌آمدند با گوني‌هاي پر از صابون و شامپو و پوشك و شيرخشك و پودر رختشويي، با گوني‌هاي پر از بسته حبوبات و روغن و چاي. از شهرهاي سرباز و بيشه و راسك و سراوان و ايرانشهر و زاهدان و ميرجاوه مي‌آمدند. سراغ هر خانواده كه مي‌رفتند، مرد و زن خانواده بهشان مي‌گفتند ما مي‌دانيم شما با چه زحمتي پول اين وسايل را جور كرده‌ايد و مي‌دانيم كه چطور با جان‌تان بازي مي‌كنيد براي يك لقمه نان. اينها را ببريد براي ضعيف‌تر از ما و براي مردم روستاهايي كه زير آب رفته‌اند.»

    فضيله از اهالي خاش است و از 9 سال قبل تا حالا – به دليلي كه بايد ناگفته بماند – در روستاي ريمدان زندگي مي‌كند. فضيله، دوره كمك‌هاي اوليه را گذرانده و هر چند ماه يك ‌بار، وقتي چند روزي به خاش و نزد پدر و مادرش مي‌رود، در هنگام بازگشت به ريمدان،از جیب خودش براي مردم روستا بسته بزرگي از انواع داروهاي مسكن و تب بر و تقويتي مي‌خرد و مي‌برد. فضيله مي‌گويد بعد از سيل اسفند و فروردين، آنچه بيشتر از هر چيز پير و كودك و زن و مرد روستا را گرفتار كرد، تب و لرز مالاريا بود اما حال همه بيماران، با همان داروهايي كه فضيله با خودش آورده بود، خوب شد ولي اسهال و شكم درد، بيماري مزمن اهالي ريمدان است كه چاره‌اي هم ندارد چون در ريمدان، چيزي به اسم «آب بهداشتي و سالم» وجود ندارد و مردم ريمدان، در تمام ايام سال و در تمام عمرشان مجبورند تشنگي‌شان را با آب گل‌آلود و كثيف جمع شده در «هوتك» برطرف كنند و بعد از سيل اسفند و فروردين، آب هوتك‌هاي اطراف روستا آلوده‌تر هم شد چون هوتك‌ها با سيلاب پر شده بود و مردم بايد سيلاب را مي‌جوشاندند تا گل و الودگي‌هايش، كمي كمتر شود ولي در نهايت فرقي نمي‌كرد و آب، طبق معيارهاي معمول «آلوده و غير قابل شرب» بود ولي وقتي تا كيلومترها دورتر، جز همين چاله‌هاي لبريز از آب و سيلاب، هيچ امكان ديگري براي سيراب شدن انسان و حيوان وجود ندارد، چطور بايد به مردم گفت كه آب هوتك آلوده است و غير قابل شرب است؟

    «خاك اين منطقه، رُسي و سنگين است و زمين آب را جذب نمي‌كند. وقتي باران ببارد، خاك اين منطقه چسبناك و ليز مي‌شود. وقتي سيل بيايد، كل منطقه مثل باتلاق مي‌شود يعني كه پا توي گل مي‌گذاري اما گِل، پاهايت را اسير مي‌كند. درست مثل وقتي كه توي باتلاق بروي و نتواني خودت را از درياي گِل بيرون بكشي.»

    فضيله مي‌گويد در همين روزهاي اخير 4 تا از بچه‌هاي روستا، وقتي رفته بودند كنار هوتك بازي كنند، داخل گودال گل و آب افتاده‌اند و مرده‌اند. در ريمدان از حداقل‌هاي زندگي خبري نيست و اين وضع و حال همه روستاهاي مرزي است. فضيله مي‌گويد همه مردان اين روستا با مزد گازوييل فروشي در مرز پاكستان، زندگي خانواده‌شان را اداره مي‌كنند اما اين مزد هم فقط براي سير ماندن كفاف مي‌دهد چون همه خانواده‌ها، پرجمعيتند و يك مرد بايد به تنهايي خرج زنده ماندن حداقل 10 يا 15 نفر؛ والدينش و خانواده خودش و گاهي خانواده برادرش را هم تامين كند.

    «فقر در اين روستا، تصوير عجيبي دارد. اگر به اين روستا بياييد فكر مي‌كنيد زمان در اين روستا حداقل 60 يا 70 سال قبل متوقف شده. همه خانه‌هاي روستا، از گل و كاهگل است. لابه‌لاي اين همه خانه فرسوده، يك يا دو خانه با سيمان يا بلوك ساخته شده ولي تصوير غالب روستا، كهنگي ناشي از فقر است . به همين دليل هم، در سيل اسفند و فروردين، خيلي از خانه‌هاي گلي و كاهگلي خراب شدند. در روستاي ما برخلاف بقيه روستاها، انتظار براي فرونشست سيل يا خشك شدن زمين بيهوده است چون نزديك رودخانه‌ايم و هواي روستا مرطوب است و هفته‌ها طول مي‌كشد تا سيلاب بخار شود. تا دو هفته قبل، ارتفاع سيلاب در روستا و جاده‌هاي اطراف‌مان به اندازه‌اي بود كه وقتي مي‌خواستيم براي خريد آذوقه به روستاي نوبنديان و تا 50 كيلومتر دورتر برويم، بايد سوار قايق مي‌شديم اما الان به سختي دو هفته قبل نيست و پژو و پرايد مي‌توانند تا يكي، دو روستا دورتر بروند و برگردند اما هنوز كف حياط تنها مدرسه روستا، پر از آب است و بچه‌ها با ترس به مدرسه مي‌روند.»

    پيامك‌هاي جديد تلفنم را باز مي‌كنم؛ تبليغ كنسرت يك خواننده پاپ در هتل «اسپيناس پالاس» شامگاه چهارشنبه 12 ارديبهشت، قيمت بليت از 105 هزار تا 835 هزار تومان، تبليغ كنسرت دو خواننده پاپ در برج ميلاد شامگاه 28 ارديبهشت، قيمت بليت‌ها از 250 هزار تا 895 هزار تومان، تبليغ تور تفليس 8 ميليون تومان، تبليغ تور آنتاليا 13 ميليون تومان …

  • دردسر جدید سیل زدگان؛ مراقب تمساح‌ها باشید!

    دردسر جدید سیل زدگان؛ مراقب تمساح‌ها باشید!

    به گزارش اقتصادران، مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان گفت: با توجه به بارندگی‌های اخیر و سیلاب به وجود آمده بویژه در جنوب این استان در منطقه بلوچستان احتمال خروج تمساح‌ پوزه کوتاه (گاندو) از برکه وجود دارد که مردم باید به شدت مراقب باشند.

    محمدرضا علیمرادی اظهار کرد: پیرو بارندگی اخیر سیستان و بلوچستان، سیلابی شدن رودخانه‌ها و سر ریز شدن بیشتر سدهای استان از جمله پیشین، زیردان و ادامه شرایط نامساعد جوی، استرس و تنش در حیات وحش به ویژه تمساح پوزه کوتاه (گاندو) دور از انتظار نیست از این رو احتمال خروج تمساح‌ها از برکه محل زیست اصلی وجود دارد.

    وی بیان کرد: از ساکنان مناطق سیل زده درخواست می شود نسبت به تردد غیر ضروری در مناطق سیلابی، حاشیه رودخانه باهوکلات، هوتک‌ها، مرداب‌ها و مناطق حاشیه‌ای زیستگاه های حیات وحش تا زمان فروکش کردن سیلاب و برگشت به شرایط عادی، خودداری کنند.

    مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان تصریح کرد: به منظور پیشگیری از وقوع حوادث تلخ و حملات احتمالی حیات وحش به مردم توصیه می‌شود در زمان مشاهده هر گونه جانور وحشی گرفتار در مناطق سیلابی، مراتب را به نزدیکترین اداره حفاظت محیط زیست اعلام و یا با سامانه شبانه روزی ۱۵۴۰ تماس بگیرند.

  • احتمال وقوع سیلاب در این 4 استان

    احتمال وقوع سیلاب در این 4 استان

    به گزارش اقتصادران، ستاد مدیریت سیلاب وزارت نیرو، با توجه به صدور هشدار سطح قرمز و نارنجی سازمان هواشناسی کشور مبنی بر پیش‌بینی وقوع بارش‌های قابل توجه از روز سه‌شنبه مورخ 28 فروردین تا پنجشنبه 30 فروردین 1403 اطلاعیه‌ای صادر کرد.

    بر اساس این اطلاعیه با توجه به هشدارهای هواشناسی صادره، استان‌های سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، فارس، کرمان و یزد مستعد وقوع سیلاب خواهند بود که عمده سیل و طغیان رودخانه‌ها در استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان، فارس و کرمان پیش‌بینی می‌شود؛ البته جزایر هرمزگان نیز در کانون‌های بارشی قرار دارند.

    بر این اساس، اکیداً توصیه می‌شود ملاحظات زیر توسط دستگاه‌های ذیربط و مردم عزیز مورد توجه قرار گیرد:

    • خودداری از تردد و توقف در مسیرها و جاده‌های حاشیه و بستر رودخانه‌ها
    • عدم حضور مسافران و گردشگران در مناطق پست و بستر و حاشیه رودخانه‌ها و مناطق ساحلی
    • عدم عبور از سازه‌های تقاطعی و پل‌های رودخانه‌های سیلابی
    • آمادگی حداکثری همه دستگاه‌های اجرایی، خدماتی و امدادی و تجهیز گروه‌های عملیاتی
    • پاکسازی و بازگشایی کامل مجاری آبی، رودخانه‌ها و سازه‌های تقاطعی به‌ویژه در مراکز جمعیتی
    • تخلیه اماکن و مراکز جمعیتی در معرض و مسیر سیلاب
    •  توقف هرگونه فعالیت در بستر و حاشیه رودخانه‌های مستعد سیلاب
  • هشدار به مسافران نوروزی / اطراف رودخانه های تهران اتراق نکنید

    هشدار به مسافران نوروزی / اطراف رودخانه های تهران اتراق نکنید

    به گزارش اقتصادران، شرکت آب منطقه ای تهران با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: با توجه به هشدار سازمان هواشناسی کشور و براساس هشدار نارنجی رنگ این سازمان مبنـی بر نفوذ و تشدید فعالیت سامانه بارشی در اواخر روز یکشنبه (5 فروردین ماه ) لغایت سه شنبه ( 7 فروردین ماه)در استان های تهران و البرز،رعدوبرق، وزش باد شدید موقتی، در نقاط مستعد تگرگ پیش بینی گردیده است که احتمال آبگرفتگی معابر، احتمال جاری شدن روان‌آب، احتمال طغیان رودخانه‌ها وجود خواهد داشت.

    لازم به ذکر است با توجه به اینکه منطقه اثر مخاطره کل استان تهران، به ویژه ارتفاعات پایتخت و امام زاده داوود(ع)، شمیرانات، پردیس، دماوند و فیروزکوه پیش بینی شده است، توصیه اکید شرکت آب منطقه ای تهران به شهروندان و مسافران نوروزی این است که از اتراق و تردد کنار رودخانه ها، رود دره ها و مسیل ها به طور جدی اجتناب کنند و به تابلوهای هشدار سیل که توسط این شرکت نصب شده است، توجه ویژه ای داشته باشند. با توجه به ماهیت فصل بهارهر لحظه امکان بارش های رگباری و بروز سیلاب شدید در رودخانه ها وجود دارد وکم توجهی و بی احتیاطی شهروندان به هشدارها ممکن است خسارات و حوادث ناگوار برای مردم داشته باشد.

    شایان ذکر است، شرکت آب منطقه ای تهران، در ایام نوروز در کنار سایر ارگان های مرتبط برای مهار ‏سیلاب در حالت آماده باش است و رصد و پایش رودخانه های ‏استان تهران توسط اکیپ های گشت و بازرسی امورهای منابع آب تابعه و اطلاع رسانی های مکرر این ‏شرکت به منظور آگاه سازی مردم از شرایط جوی و احتمال وقوع سیلاب، انجام شده است.

    گفتنی است، هشدار احتمال وقوع ‏سیلاب کاملا جدی است و شهروندان باید توجه داشته باشند که هر گونه تردد و اتراق در حاشیه ‏رودخانه و مسیل ها خطر آفرین و حتی مرگبار است.

  • سیلاب یا حقابه ایران از هیرمند؟!

    سیلاب یا حقابه ایران از هیرمند؟!

    به گزارش اقتصادران،سال گذشته از ۸۲۰ میلیون متر مکعب حقابه ایران فقط ۲۷ میلیون متر مکعب آن تامین شد و در آستانه پایان سال ۱۴۰۲ هم به نظر می‌رسد اوضاع اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده است. هرچند که این روز‌ها مردم سیستان و بلوچستان با سیل درگیر هستند، اما این استان در بیشتر سال خشک بوده و هامون به عنوان یک منبع حیاتی برای زیست‌بوم این منطقه تشنه آب است. افغانستان، اما در سال‌های گذشته تلاش گسترده‌ای را برای کنترل هرچه بیشتر منابع آب آغاز کرده که حالا طالبان آن را با قدرت بیشتری ادامه می‌دهد. برای اینکه بهتر این وضعیت را درک کنیم ببینیم که در یک ماه گذشته دقیقا چه اتفاقی برای هیرمند و حقابه ایران رخ داده است؟

    سد کمال خان یک بند انحرافی است که روی دشت و برای مهار آب هیرمند ساخته شده است و ۱۶ متر ارتفاع دارد. کارشناسان می‌گویند که رودخانه هیرمند جزء روخانه‌هایی که گل‌ولای زیادی با خود می‌آورد و افغانستان دقیقا از همین ویژگی برای هدایت گل‌ولای به عنوان حقابه ایران استفاده کرده است. سد کمال‌خان سه خروجی به اندازه‌های متفاوت بر روی دیواره خود دارد که قطر دهانه‌های خروجی به طرف ایران حدود یک متر است، اما سرریز بتنی این سد به طرف گود زره ۵۰۰ متر است. حالا طالبان دریچه‌های خروجی را هنگام سیلاب باز می‌کنند تا با قدرت فشار آب، گل و لای و رسوب پشت خروجی این بند شسته و کمتر شود. نکته اینجاست که طالبان این سیلاب را که مجبور است به دلیل گل‌ولای زیاد و تاثیر مخرب بر سد به سمت ایران رها کند حقابه می‌نامد و مقامات دولت سیزدهم نیز از آن استقبال می‌کنند. تاجایی که میثم مهدی پور، مشاور رسانه‌ای سفیر ایران در افغانستان در توئیتی نوشت: «‏می‌گویند آب واریزی به ایران از سوی افغانستان در پی عدم توانایی مهار آن کشور بوده است و نه عمل به معاهده قانونی؛ فارغ از یادآوری چگونگی هدررفت آب در گودزره در سال‌های قبل بایستی گفت، این حرف تا بخش زیادی اشتباه می‌باشد و سیلاب وارده بخشی از ‎حقابه جمهوری اسلامی است که در پی تعاملات صورت گرفته واریز گردید.»

    کارشناسان، اما اظهارنظر‌های مقامات دولتی را رد می‌کنند و اعتقاد دارند که همین میزان سیلابی که به سمت ایران آمده نیز به دلیل عدم توانایی طالبان برای کنترل آن است.

    سد‌های جدید و آب‌هایی که به روی ایران بسته می‌شود

    قصه آب‌هایی که از افغانستان به ایران می‌آید فقط به هیرمند محدود نمی‌شود. تا پیش از احداث سد سلما نزدیک به ۳۵ درصد آب شهر مشهد از افغانستان می‌آمد، اما حالا سد دوستی عملا روبه خشکی رفته و آبی که پشت آن است فقط ناشی از بارندگی است. کارشناسان می‌گوید که همین میزان ناچیز هم در سال‌های اینده قطع خواهد شد و افغانستان تاجایی که توان داشته باشد اجازه ورود آب به ایران را نخواهد داد. نشانه آشکار این سیاست نیز دستور اخیر رهبر این گروه برای ساخت یک سد آبی بزرگ در خاشرود یعنی نزدیکی ایران است. آخرین مذاکرات وزارت نیرو با طالبان برای گرفتن حقابه نیز بدون نتیجه به پایان رسید و به گفته وزیر نیرو طالبان با بهانه‌تراشی و ادعای وجود خشکسالی از دادن حق قانونی ایران سرباز می‌زند.

    آب؛ چالش امروز، بحران فردا

    گروه موقت سرپرستی افغانستان در حال تثبیت قدرت خود در این کشور است. با این همه دولت سیزدهم سیاست مشخصی برای مواجهه با این گروه نداشته که در موضوع حقابه و مسائل دیگری مثل سیل مهاجران افغانی به ایران خود را نشان داده است. حتی خبر‌هایی مبنی بر سرمایه‌گذاری طالبان در چابهار مطرح شده که احتمالا مقامات دولت آن در فهرست دستاورد‌های خود قرار می‌دهند. با این همه مسئله آب یکی از اساسی‌ترین چالش‌های پیش روی ایران است که بخشی از آن نیز به همسایگان ارتباط دارد. چالشی که اگر سیاست‌گذاری‌های درستی برای آن شکل نگیرد، می‌تواند تبدیل به بحرانی دامنه‌دار شود.

  • تشکیل ستاد مدیریت سیل در وزارت نیرو

    تشکیل ستاد مدیریت سیل در وزارت نیرو

    به گزارش اقتصادران، “علی اکبر محرابیان” با اعلام این خبر که هم‌زمان با ورود سامانه بارشی 29 اسفند ماه، احتمال وقوع سیلاب در غرب و جنوب غربی کشور افزایش یافته است، افزود: با توجه به پیش بینی‌های میان مدت از حجم و شدت بارش ها، وزارت نیرو از هفته گذشته پیش بینی اقدامات لازم برای مدیریت سیلاب را اتخاذ کرد.
    وی با اشاره به اشباع بودن خاک به خاطر بارش‌های اخیر، ذوب شدن برف‌ها در پی گرم شدن هوا و هم‌زمانی بارش‌ها با افزایش سفر‌های نوروزی و همچنین کوچ عشایر در برخی استان‌ها افزود: باید حداکثر ملاحظات ایمنی در روز‌های پیش رو با هدف کاهش خسارت‌ها در دستور کار قرار بگیرد.
    وزیر نیرو به تمرکز بیشتر این سامانه‌های بارشی در استان‌های لرستان، خوزستان، ایلام، کهگیلویه و بویر احمد و چهار محال و بختیاری اشاره کرد و اظهار داشت: در روز‌های آغازین سال همواره شاهد اوج ترافیک جاده‌ای بوده‌ایم که باعث افزایش 10 تا 12 درصدی سفر‌های نوروزی می‌شود و بارش‌های پیش رو در زمان اوج ترافیک جاده‌ای و سفر‌های نوروزی رخ می‌دهد، از این رو تمامی مسافران نوروزی باید نکات ایمنی و هشدار‌های مربوط به احتمال بروز سیلاب را رعایت کنند.
    محرابیان تصریح کرد: تشکیل ستاد بحران در وزارت نیرو و استان‌های درگیر با سیل با هدف آمادگی هر چه بیشتر برای مقابله با بحران از جمله اقداماتی است که باید انجام شود و مدیران و مسئولان مرتبط در وزرات نیرو و مدیران استانی صنعت آب و برق باید در آماده باش کامل قرار بگیرند تا کمترین آسیب از محل سیلاب‌های پیش رو متوجه مردم شود.
    ​وزیر نیرو همچنین با تاکید بر ضرورت اطلاع‌رسانی به موقع به مردم پیرامون سیل پیش رو، بیان کرد: لازم است با مدیریت مخازن سد‌ها و پیگیری لحظه‌ای بارش‌ها از هرگونه غافلگیری و ایجاد مشکل برای مردم جلوگیری شود.