برچسب: سید مرتضی افقه

  • چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته / افقه: بار اصلی کسری بودجه بر دوش مردم است

    چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته / افقه: بار اصلی کسری بودجه بر دوش مردم است

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه در روزنامه اعتماد مطرح کرد:

    ابتدا چند نکته مقدماتی در مورد بودجه سال آینده باید روشن شود. وضعیت فعلی اقتصاد کشور و تدوین بودجه‌ای با مختصات ریاضتی نه‌تنها غافلگیرکننده نیست، بلکه کاملا قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد. از ماه‌ها پیش و حتی پیش از وقوع جنگ ۱۲روزه و بازگشت اسنپ‌بک، روشن است که با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تشدید سیاست‌های محدودکننده تجارت خارجی، اگر مساله تحریم‌ها حل نشود، دولت در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ توان تامین هزینه‌های جاری خود، از جمله پرداخت حقوق کارکنان را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، تنها راه باقی‌مانده برای دولت استقراض از بانک مرکزی است؛ مسیری که اکنون عملا طی می‌شود و آثار تورمی آن به‌تدریج در حال نمایان شدن است.

    در سال جاری، علاوه بر تداوم تحریم‌ها، دو عامل جدید نیز به این فشارها اضافه می‌شود؛ نخست جنگ ۱۲روزه که خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم سنگینی به اقتصاد کشور وارد می‌کند و منابع مالی دولت را بیش از پیش تحلیل می‌برد. دوم، بازگشت اسنپ‌بک و تشدید فشار بر تجارت خارجی که مسیرهای محدود باقیمانده برای نقل‌ و انتقال پول و صادرات را نیز پرهزینه‌تر و نااطمینان‌تر می‌کند. در کنار این دو عامل، تداوم تهدید به درگیری نظامی دوباره، چه ازسوی اسراییل و رسانه‌های خارجی و چه از طریق بازتولید این تهدیدها در فضای داخلی، محیط اقتصاد ایران را در وضعیت نااطمینانی مزمن نگه می‌دارد. نتیجه این فضا، توقف سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تشدید خروج سرمایه از کشور است؛ پدیده‌ای که در سال‌های اخیر به یکی از مزمن‌ترین مشکلات اقتصاد ایران تبدیل می‌شود.

    نگاهی به هشت سال گذشته نشان می‌دهد فرصت‌های متعددی برای کاهش یا رفع تحریم‌ها از دست می‌رود. دولت روحانی به امید تغییر دولت در امریکا و بازگشت دموکرات‌ها، حل مساله تحریم‌ها را به آینده موکول کرد و دولت رییسی نیز با این تصور که بدون رفع تحریم‌ها می‌تواند مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند، مسیر مشابهی را ادامه داد، حاصل این رویکرد آن شد که در شش تا هفت سال گذشته، به‌جای اصلاح ساختار هزینه‌ها و حذف ردیف‌های زائد و موازی، دولت‌ها به دنبال جایگزین‌سازی منابع موقت برای درآمدهای نفتی از دست‌رفته رفتند.

    در این دوره، دولت تقریبا همه ابزارهای ممکن را به کار گرفت. اموال و شرکت‌های قابل واگذاری فروخته شدند، اوراق بدهی منتشر شد و نسل‌های آینده با بدهی‌های سنگین مواجه شدند. قیمت اغلب کالاها و خدمات دولتی افزایش یافت و به جز بنزین، تقریبا هیچ کالایی از این موج گرانی در امان نماند. دولت از صندوق توسعه ملی برداشت کرد و درنهایت برای پوشش کسری بودجه باقی‌مانده، به استقراض از بانک مرکزی روی ‌آورد. نتیجه این سیاست‌ها، از یک‌سو تخلیه منابع مالی کشور و ازسوی دیگر، انباشت تورم مزمن و فرساینده است که قدرت خرید مردم را به‌طور مستمر کاهش می‌دهد.

    در چنین بستری، دولت ترامپ بار دیگر تلاش کرد صادرات نفت ایران را به سمت صفر سوق دهد. در عین حال، خزانه دولت که طی هشت سال گذشته به‌واسطه فروش دارایی‌ها و استقراض‌های پیاپی تضعیف شده بود، دیگر توان مانور جدی ندارد. بنابراین دولت در تدوین بودجه سال ۱۴۰۵ راهی جز فشار مستقیم بر مردم پیدا نکرده است و این فشارها در شرایطی اعمال می‌شود که نرخ تورم به حدود ۵۰درصد نزدیک می‌شود و معیشت بخش بزرگی از جامعه در وضعیت شکننده قرار دارد.

    در لایحه بودجه ۱۴۰۵، کاهش شدید سهم نفت از منابع بودجه دیده شده است؛ اقدامی که از منظر واقع‌بینی قابل انتظار است. اما مساله اصلی آن است که دولت برای جبران این کاهش، به افزایش چشمگیر سایر منابع متوسل شده است. در این میان، بیشترین بار بر دوش درآمدهای مالیاتی گذاشته شده؛ به‌طوری‌که سهم مالیات‌ها نسبت به سال قبل رشدی در حدود ۶۰ تا ۷۰درصد نشان می‌دهد. این در حالی است که در سال‌های گذشته نیز فشار مالیاتی به ‌طور مستمر افزایش پیدا کرده و اکنون ظرفیت واقعی اقتصاد برای تحمل چنین افزایشی بسیار محدود است.

    اقتصاد ایران در شرایط رکود عمیق قرار دارد. نرخ رشد تولید ملی صفر یا نزدیک به صفر است و بسیاری از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط در آستانه تعطیلی یا ورشکستگی قرار دارند. درآمد واقعی خانوارها کاهش یافته و توان مصرفی جامعه به‌شدت تضعیف شده است، در چنین شرایطی، انتظار افزایش گسترده درآمدهای مالیاتی با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی ندارد. در نظریه‌های اقتصادی، مالیات تابعی از تولید ملی و درآمد است. وقتی تولید رشد نمی‌کند و درآمدها کاهش می‌یابد، افزایش مالیات یا به تعطیلی بنگاه‌ها منجر می‌شود یا به تعمیق رکود و کاهش بیشتر قدرت خرید مردم.

    علاوه بر مالیات، در لایحه بودجه افزایش قابل‌توجه فروش اوراق بدهی و استقراض از صندوق توسعه ملی نیز پیش‌بینی شده و این ابزارها اگرچه در کوتاه‌مدت بخشی از کسری بودجه را پوشش می‌دهند، اما در بلندمدت بدهی دولت را افزایش می‌دهند و هزینه‌های آتی را سنگین‌تر می‌کنند. همزمان، دولت برای کاهش کسری بودجه به افزایش قیمت کالاها و خدمات دولتی، به‌ویژه حامل‌های انرژی و به‌خصوص بنزین، روی می‌آورد. حذف ارزهای ترجیحی و نیمایی و تعیین نرخ تسعیر ارز در سطحی بسیار بالاتر نیز در همین راستا قرار دارد.

    حامیان افزایش نرخ ارز استدلال می‌کنند که مابه‌التفاوت حاصل از این سیاست باید به شکل یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم به مردم بازگردد. در بودجه جاری نیز رقمی در حدود ۷۵۰ همت درآمد ارزی پیش‌بینی شده با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد این سیاست در عمل کارآمد نیست. در دوره‌های مختلف، از دولت احمدی‌نژاد تا دولت رییسی، افزایش نرخ ارز و قیمت کالاها به تورم‌های شدید منجر شد، اما اقدامات جبرانی قادر به جبران کاهش قدرت خرید مردم نیست.

    دلیل این ناکامی روشن است. افزایش قیمت‌ها و نرخ ارز با یک تصمیم اداری و فوری انجام می‌شود، اما نظام بروکراتیک و مدیریتی کشور توان اجرای به‌موقع و هدفمند سیاست‌های حمایتی را ندارد. علاوه بر این، یارانه‌ها معمولا یک‌بار افزایش می‌یابند، درحالی که تورم ناشی از این سیاست‌ها به ‌صورت مستمر و سالانه ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه، اثر یارانه‌های جبرانی ظرف یک یا دو سال از بین می‌رود و مردم با سطحی پایین‌تر از رفاه مواجه می‌شوند.

    نکته پایانی به وعده‌های دولت درباره اصلاح ساختار هزینه‌ها بازمی‌گردد. رییس‌جمهور بارها بر حذف ردیف‌های زائد و موازی و کاهش هزینه نهادهای غیرضرور تاکید می‌کند. اما بررسی لایحه بودجه نشان می‌دهد نه‌تنها بسیاری از این ردیف‌ها حذف نمی‌شوند، بلکه در مواردی با افزایش‌های قابل‌توجه نیز همراه هستند. این تناقض میان وعده و عمل، اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند و بار اصلی کسری بودجه را همچنان بر دوش مردم باقی می‌گذارد.

    در نهایت، می‌توان گفت سال آینده برای مردم سالی دشوارتر و فرساینده‌تر از سال جاری رقم می‌خورد. بودجه ۱۴۰۵ نه نشانه اصلاحات ساختاری، بلکه ادامه مسیری است که بر پایه توهم بی‌اثر بودن تحریم‌ها و امکان اداره اقتصاد با ساختارهای ناکارآمد بنا شده و تا زمانی که این توهمات کنار گذاشته نشود و تصمیمات اساسی برای رفع تحریم‌ها و اصلاح واقعی ساختار بودجه اتخاذ نگردد، فشار بر معیشت مردم تشدید شده و چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته باقی می‌ماند.

  • جریمه یک ملت با افزایش قیمت ارز / صادرات مواد خام و نیمه خام افتخار نیست / مرغ آقایان ظاهرا یک پا دارد!

    جریمه یک ملت با افزایش قیمت ارز / صادرات مواد خام و نیمه خام افتخار نیست / مرغ آقایان ظاهرا یک پا دارد!

    به گزارش اقتصادران، کاهش نرخ بازگشت ارز حاصل از صادرات در حال حاضر یکی از چالش‌های اصلی بازار ارز است؛ چالشی که تامین ارز مورد نیاز واردات را با اختلال مواجه کرده است.

    طبق آمار بانک مرکزی، از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون، بیش از ۲۷ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است؛ رقمی معادل درآمد‌های نفتی کشور در یک سال.

    از سوی دیگر تمرکز بخش زیادی از عدم ایفای تعهدات ارزی در تعداد محدودی کارت بازرگانی، توجه کارشناسان را به نقش سیاست‌های ارزی در شکل‌گیری مسیر‌های فرار جلب کرده است.

    این آمار، بیش از آنکه از تخلف فردی حکایت داشته باشد، از وجود یک سازوکار معیوب در سیاست‌گذاری ارزی کشور خبر می‌دهد و هرچند برخی افراد دلیل آن را فاصله قابل‌توجه میان نرخ ارز رسمی و نرخ بازار آزاد می‌دانند؛ اما عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز نظر دیگری دارد.

    سود بانک مرکزی در افزایش قیمت دلار است!

    سید مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در مورد تاثیر جهش قیمت دلار در تالار دوم مرکز مبادله ایران، گفت: با اقدام جدید بانک مرکزی، قیمت اسکناس دلار در بازار دوم به حدود ۱۰۷ هزار تومان افزایش یافته است.

    وی با اشاره به عوامل این افزایش قیمت، افزود: به نظر می‌رسد دو عامل منجر به جابه‌جایی قیمت دلار در تالار دوم شده است. عامل نخست، فشار برخی از اقتصادخوانده‌های غافل یا بی‌اعتنا به ساختار‌های حاکم بر اقتصاد ایران یا ساختار‌های ناکارآمدی است که عامل مشکلات کنونی هستند. دومین عامل هم کسری بودجه دولت است. بدین ترتیب که دولت به دنبال منابع برای تامین بودجه خود می‌گردد و هر منبعی که به او معرفی شود، آن منبع را با توجیهات این اقتصادخوانده‌ها کشف و استفاده می‌کند.

    دلایل جهش قیمت دلار در تالار دوم مبادله

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به تبعات افزایش قیمت دلار در تالار دوم، گفت: استدلال طرفداران افزایش قیمت دلار در مرکز مبادله ایران و تک نرخی شدن آن، این است که مابه‌التفاوت قیمت دلار در بازار آزاد با دلار تالار دوم یا نیما یا ترجیحی، رانتی به واردکننده و زیانی برای صادرکننده است؛ بنابراین اگر این قیمت افزایش یابد، صادرکنندگان راغب به بازگشت ارز صادراتی به کشور و بانک مرکزی می‌شوند؛ ولی ازآنجا که در حال حاضر این تفاوت قیمت در بازار‌های دوم و آزاد زیاد است، ارز به کشور بازنمی‌گردد.

    به گفته افقه، ادعای این افراد این است که وقتی قیمت دلار و ارز به قیمت بازار آزاد نزدیک شد، صادرکننده ارز خود را وارد می‌کند؛ بنابراین عرضه ارز افزایش خواهد یافت و قیمت ارز، کاهش!

    دور باطل افزایش قیمت دلار تالار دوم

    این اقتصاددان با بیان اینکه این موضوع، یک ادعای واهی است، گفت: این تجربه اشتباه با وجود اینکه بار‌ها تجربه شده، ولی «مرغ آقایان ظاهرا یک پا دارد!»

    افقه ادامه داد: جهش قیمت دلار و ارز در تالار دوم، دو اثر منفی در شرایط کنونی خواهد داشت. نخست اینکه با فرض این ادعای اشتباه که حتی افزایش قیمت دلار در تالار دوم به نفع صادرکننده است تا او راغب به بازگشت ارز صادراتی خود شود، با توجه به وابستگی بخش تولید کشور به واردات، با افزایش قیمت دلار و ارز، واردات گران خواهد شد. بنابراین، هزینه تولید محصولات داخلی افزایش خواهد یافت و این موضوع منجر به افزایش تورم می‌شود.

     

    به گفته وی، با این اقدام اشتباه، قیمت کالا‌های مصرفی وارداتی نیز افزایش خواهد یافت؛ بنابراین این کار از دو جهت منجر به تورم خواهد شد و تورم ایجادشده دوباره منجر به افزایش بعدی قیمت ارز می‌شود. اینجاست که مسابقه میان قیمت ارز ترجیحی یا ارز نیمایی یا همان ارز تالار دوم با بازار آزاد ایجاد می‌شود.

    این استاد دانشگاه گفت: زمانی که این اتفاق بیفتد، همین آقایان می‌گویند، چون فاصله بین ارز ترجیحی یا ارز نیمایی و بازار آزاد افزایش یافته است، دوباره باید قیمت دلار و ارز مرکز مبادله افزایش پیدا کند. با این افزایش مجددِ قیمت دلار و ارز، دوباره تورم افزایش خواهد یافت و این دور باطل و مسابقه افزایش قیمت‌ها ادامه می‌یابد.

    افقه افزود: از طرف دیگر، ادعای اینکه «صادرکنندگان به دلیل افزایش فاصله قیمتی دلار تالار دوم و بازار آزاد، ارز صادراتی خود را وارد نمی‌کنند» هم صحیح نیست، زیرا درست است که یکی از عوامل افزایش انگیزه صادرکنندگان برای بازگشت ارز صادراتی، قیمت است، اما در شرایطی که فضای جنگی بر کشور سایه افکنده و آینده نگران‌کننده است و هنوز تهدیدات خارجی و تحریم‌ها ادامه دارد و هیچ افقی برای رفع آنها وجود ندارد، حتی اگر ارز تالار دوم یا ارز نیما نه ۱۰۷ هزار تومان، که ۱۳۰ هزار تومان هم شود، صادرکنندگان ارز خود را وارد نخواهند کرد.

    به گفته وی، نتیجه این خواهد شد که تنها قیمت‌ها گران شده است.

    جریمه ۸۰ میلیون ایرانی با افزایش قیمت ارز

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به ادعای نخست، گفت: آقایان می‌گویند ارز نیمایی و ارز ترجیحی، رانت به واردکننده است. پس با این فرضیه، باید با واردکننده برخورد شود، زیرا تعداد و اسامی واردکنندگانی که ارز ترجیحی برای واردات کالا دریافت می‌کنند؛ ولی آن کالا را یا ارز آن را به قیمت بازار آزاد می‌فروشند، مشخص است. بانک مرکزی همه اسامی این افراد را دارد؛ بنابراین باید با متخلفان برخورد شود نه اینکه قیمت ارز را افزایش دهند؛ ارزی که برای حمایت از قدرت خرید مردم به واردکنندگان داده می‌شود.

    افقه ادامه داد: با این کار ۸۰ میلیون نفری که از این کالا‌ها استفاده می‌کنند را جریمه می‌کنیم، زیرا آن افراد صاحب قدرت و با نفوذ هستند و حاکمیت نمی‌تواند با آنها برخورد کند.

    صادرات مواد خام و نیمه خام افتخار نیست

    این اقتصاددان با بیان اینکه درست است که به زعم آقایان، رانت واردکننده با این کار از بین می‌رود، اما از آن طرف این رانت را به صادرکننده می‌دهند، افزود: این رانت به صادرکننده‌ای منتقل می‌شود که صادراتش، صادرات محصولات پیچیده نیست، زیرا صادرکننده پتروشیمی و فولاد و صادرکننده محصولات کشاورزی است.

    افقه افزود: فولاد و پتروشیمی باید در کشور تبدیل به کالا‌های نهایی شوند.

    وی خاطرنشان کرد: صادرات وقتی ارزشمند است و باید مورد حمایت قرار بگیرد که صادرات محصولات پیچیده بوده و محصول فکر و اندیشه و ابداع و با تکنولوژی پیشرفته باشد نه صادرات مواد معدنی یا نیمه‌معدنی مثل پتروشیمی و فولاد. تازه ما به صادرات فولاد و پتروشیمی افتخار می‌کنیم و حتی از آنها حمایت می‌کنیم. البته صادرات این محصولات بد نیست؛ اما نباید به صادرات مواد خام و نیمه‌خام ببالیم.

  • بهتر است دولت به فکر کاهش هزینه ها باشد نه کسب درآمد از جیب مردم!

    بهتر است دولت به فکر کاهش هزینه ها باشد نه کسب درآمد از جیب مردم!

    به گزارش اقتصادران، عبدالناصر همتي، در مراسم معارفه خود به عنوان وزير اقتصادي و دارايي و تكريم از وزير اقتصاد پيشين كه پنجم شهريور ماه 1403 با حضور رييس‌جمهور برگزار شد با بيان اينكه با 35 درصد تورم دولت چهاردهم را تحويل گرفتيم كه ناشي از حكمراني غلط است، گفت: كسري ۱۷ ميليارد دلاري تجارت غير نفتي قطعا ناشي از حكمراني غلط است يا اينكه با ۳۵ درصد تورم دولت چهاردهم را تحويل مي‌گيريم نيز از همين جا ناشي مي‌شود؛ شايد گفته شود كه قبلا پيش از اين هم بوده اما اين رقم بسيار بالايي است چرا كه ۵ سال پشت سر هم تورم ۴۰ درصدي داشته‌ايم، همچنين رشد هزينه مصرف بخش خصوصي در توليد ناخالص داخلي كمتر از 6 درصد بوده اما هزينه‌هاي دولت ۱۲درصد بوده است كه نشان مي‌دهد توليد ناخالص داخلي به سمت توزيع بدتر مي‌رود.

    همچنين علي طيب‌نيا، مشاور عالي رييس‌جمهور در حاشيه اولين جلشه هيات دولت اعلام كرد: مهم‌ترين اولويتي كه دولت دنبال مي‌كند رشد اقتصادي بالاتر، با شيوه‌ها و روش‌هايي است كه تورم افزايش پيدا نكند تا بتوانيم با سياست‌هاي غيرتورمي زمينه را براي رشد اقتصادي بيشتر و كاهش بيكاري و افزايش اشتغال فراهم كنيم. بر اين اساس وزارت اقتصادي و دارايي يك بسته سياستي را تهيه مي‌كند تا زمينه را براي خروج از ركود فراهم كند در عين حالي كه سازمان برنامه و بودجه بحث تنظيم بودجه سال جاري را در دست دارد تا با كمترين بودجه بتوان كشور را اداره كرد.

    محمدرضا منجذب كارشناس اقتصادي درباره اين اظهارات دو عضو تيم اقتصادي دولت پزشكيان در كانال شخصي خود در تلگرام به مباحث معروف به «منحني فيليپس» اشاره كرده و نوشته است: «منحني فيليپس معرف رابطه تجربي معكوس بين بيكاري و تورم است. به عبارت ديگر در شرايطي كه در اقتصاد سياستي انبساطي اتفاق مي‌افتد كه با خودش افزايش اشتغال و كاهش بيكاري به ارمغان مي‌آورد همزمان موجب گسترش تقاضا و افزايش قيمت‌ها (تورم) مي‌شود. حركت توام تورم و بيكاري به صورت معكوس اتفاق مي‌افتد.» او اضافه كرده: «هر اقتصادي از جمله اقتصاد ايران داراي (مجموعه‌اي از) منحني‌هاي مختلف از منحني فيليپس كوتاه‌مدت هستند (با شيب منفي و نشان‌دهنده رابطه معكوس تورم و بيكاري) و با توجه به انتظارات تورمي جامعه اين منحني به سمت راست و بالا يا به عكس چپ و پايين حركت مي‌كند. در ايران در سال‌هاي 1392 به بعد كه به دنبال پيگيري برجام انتظارات تورمي جامعه كاهش يافته بود منحني فيليپس به سمت چپ و پايين منتقل شده بود و از سال 1396 به بعد با توجه به رشد نقدينگي بالا و نيز خروج امريكا از برجام و… انتظارات تورمي به‌شدت افزايش يافته است و منحني فيليپس (كوتاه‌مدت) ايران به سمت راست و بالا رفته است و هم تورم افزايش يافته و هم بيكاري (بلندمدت) از يك نقطه منحني فيليپس پايين به يك نقطه (سمت راست و بالاتر) منحني فیليپس بالاتر رفته است، ضمن اينكه بيكاري ايران در سال‌هاي اخير به مراتب فراتر از بيكاري طبيعي بوده است.»

    بنابراين نتيجه‌گيري اين اقتصاددان بدين صورت است كه «آگاهي از شيب منحني فيليپس و ميزان تاثير انتظارات بر آن (و ساير عوامل) در هر اقتصادي مي‌تواند راهنماي خوبي براي سياست‌گذار باشد. به عنوان مثال ما از سال 1392 سياست‌هاي ضدتورمي را دنبال مي‌كرديم كه شدت آن موجب افزايش بيكاري شده بود. به عبارت ديگر شدت سياست‌ها (به ويژه پولي انقباضي يا انبساطي – بسته به شرايط) ممكن است تاثيري غير قابل انتظار از منظر سياست‌گذار بر اقتصاد و توليد برجاي گذارد. ولي اگر از شرايط منحني فيليپس و ساير شرايط اطلاعات كافي در دسترس سياست‌گذار باشد ممكن است سياست‌هاي خود را با شدت كمتري اعمال كند كه در جاي خود آثار تورمي (يا ركودي) كمتري را به اقتصاد تحميل مي‌كند.»

    كاهش تورم منجر به ركود شده است

    سيد مرتضي افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه شهيد چمران اهواز در مورد تورم 35 درصدي كنوني به «اعتماد» گفت: هر چند كاهش تورم 40 درصدي به 35 درصد يك موفقيت محسوب مي‌شود اما هنوز اثرات منفي اين ميزان از تورم بالا بر روي فعاليت‌هاي كارگزاران اقتصادي مشهود است.

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه افت تورم موفقيت محسوب مي‌شود، ادامه داد: هر چند اين كاهش نرخ تورم مثبت بوده اما منجر به ركود شده است و با فشار زياد براي كاهش نقدينگي بخش قابل توجهي از نقدينگي مورد نياز بخش توليد را جمع‌آوري كرده است، ضمن آنكه بخش غيرمولد همچنان از باقي مانده نقدينگي استفاده مي‌كند.

    افقه تصريح كرد: البته اين كاهش نرخ تورم با بهبود قدرت خريد از سوي مردم همراه نبوده است اما تنها در صورتي كه ادامه‌دار باشد و ثبات هم داشته باشد بستر لازم براي سرمايه‌گذاري‌ها را فراهم مي‌كند، به هر حال شرايط اقتصادي كنوني اصلا مطلوب نيست و هم ميزان تورم و هم ميزان سرمايه‌گذاري‌ها و سطح بيكاري‌ها و ساير شاخص‌ها همان‌گونه كه انتظار مي‌رفت در حال درجا زدن هستند. اين اقتصاددان در ادامه گفت: تداوم تحريم‌ها و چشم‌انداز تيره نسبت به حل شدن مشكلات تحريمي همچنان وجود دارد كه همين مساله باعث تنش‌هاي منطقه‌اي نيز شده است كه همه اين موارد خود فضا را براي سرمايه‌گذاري‌ها سمي‌تر كرده است.

    افقه با اشاره به بي‌ثباتي‌هاي مديريتي در داخل كشور افزود: ضرورت دارد تا آقاي پزشكيان هر چه سريعتر تكليف كادر اجرايي دولت را تا پايين‌ترين رده‌ها روشن كند به هر حال كارگزاران دولتي مي‌دانند زماني كه دولت تغيير مي‌كند همه مديران هم عوض مي‌شوند و اين بلاتكليفي فعلي و مديريتي خود باعث مانع‌تراشي‌ها شده است.

    بعيد به نظر مي‌رسد تا يك سال آينده مشكلات تورمي برطرف شود

    اين كارشناس اقتصادي در ادامه گفت: شرايط كنوني براي كاهش نرخ تورم هنوز مهيا نشده است و تا زماني كه مشكلات تحريمي كشور حل نشود بعيد به نظر مي‌رسد با شرايطي كه امروز در آن قرار گرفته‌ايم از انتخابات امريكا گرفته تا تنش‌هاي منطقه‌اي و غيره شرايط اقتصادي هم بهتر شود، اما در خوشبينانه‌ترين حالت ممكن تا يك سال آينده بعيد به نظر مي‌رسد مشكلات تورمي هم برطرف شود. به همين علت دولت بايد تمركز خود را بر روي حل موانع توليد در داخل كشور بگذارد و سعي كند اين موانع را برطرف كند. او ادامه داد: تنها در صورتي كه دولت از نيروهاي مناسب در تيم اقتصادي خود بهره گيرد مي‌توان به بهبود شرايط اقتصادي اميد داشت اما در صورتي كه مانند دوره‌هاي قبل تعيين نيروها تحت تاثير فشار افراد ذي‌نفوذ باشد چه در سطح ستادي در تهران و چه در استان‌ها و شهرستان‌ها كه معمولا زير فشار برخي نمايندگان مجلس نيروهاي ناكارآمد به سيستم تحميل مي‌شوند اميدي هم نمي‌ماند و مي‌بايست اين‌بار در اين خصوص دولت مقاومت كند تا نيروهاي متخصص و كارآمد وارد ميدان شوند.

    انتخاب مديران بر اساس شايستگي‌ها نيست

    افقه در ادامه با اشاره به رشد هزينه مصرف 12 درصدي دولت در مقايسه با هزينه 6 درصدي بخش خصوصي در توليد ناخالص داخلي گفت: متاسفانه هزينه‌هاي دولت افزايش پيدا كرده است كه يك دليل آن به ساختار ناكارآمد انتخاب و انتصاب كارگزاران اعم از مديران و كاركنان برمي‌گردد كه عمدتا بر اساس شايستگي‌ها انتخاب نمي‌شوند و همين موضوع هم باعث مي‌شود تا بهره‌وري بخش اجرايي و غير اجرايي كه از بودجه ارتزاق مي‌كنند كاهش پيدا كند. اين اقتصاددان افزود: از سوي ديگر رديف‌هاي هزينه‌اي است، يكي از وظايف آقاي همتي به عنوان وزير امور اقتصادي و دارايي كه مي‌تواند در كاهش واقعي تورم اثرگذار باشد اين است كه رديف‌هاي اضافه، مازاد و موازي بودجه را كه كم هم نيستند را اندك‌اندك حذف كند تا هم كسري بودجه كاهش پيدا كند و هم به افزايش بهره‌وري بالاتر كمك كند.

    ناترازي بودجه‌اي از طريق كاهش هزينه‌ها امكانپذير است

    افقه در ادامه با اشاره به ناترازي بودجه‌اي دولت خاطرنشان كرد: ما از 7 سال گذشته از درآمدهاي نفت محروم هستيم و به اندازه‌اي كه پيش از اين نفت را مي‌فروختيم، نمي‌فروشيم و دولت هم در چند سال گذشته هر آنچه كه توانسته از فروش اموال دولتي تا شركت‌هاي دولتي و انتشار اوراق قرضه و… را جايگزين اين درآمدهاي نفتي كرده است و از همه اين ظرفيت‌ها امروز استفاده شده است و حتي آخرين مورد آن‌كه افزايش نرخ ارز 4200 توماني به 28500 تومان بود هم انجام دادند. او تصريح كرد: امروز هم متاسفانه شاهد آنيم كه برخي در حال رايزني با دولت در زمينه افزايش نرخ بنزين يا قيمت ارز هستند تا ناترازي بودجه‌اي را پوشش دهند اما اين مسائل هم مشكل‌ساز است و باعث تنش بيشتر مي‌شود و بهتر آن است كه دولت از طريق كاهش هزينه اين ناترازي‌هاي بودجه‌اي را حل كند و نه پيدا كردن درآمدهاي جديد آن هم از جيب مردم. افقه در پاسخ به اين پرسش كه آيا مي‌توان به افزايش رشد اقتصادي اميدي داشت يا خير نيز گفت: رشد اقتصادي در بهترين حالت ممكن تا زماني كه تحريم‌ها برطرف نشوند و يكسري اصلاحات ساختاري در داخل كشور رخ ندهد امكانپذير نيست و تنها در صورتي كه شرايط از اين بدتر نشود و در همين حد بماند شايد دولت بتواند در مسير رشد اقتصادي حركت كند.

  • دولت پزشکیان دیگر به دنبال افزایش مالیات‌ها نباشد / جراحی اقتصادی تحمیلی، فقط به ملت لطمه زد

    دولت پزشکیان دیگر به دنبال افزایش مالیات‌ها نباشد / جراحی اقتصادی تحمیلی، فقط به ملت لطمه زد

    به گزارش اقتصادران، دولت پزشکیان حالا در حالی نیمه تابستان داغ را از سرگذرانده که به روز‌های پایانی مهلت اعلام نام وزرای کابینه چهاردهم نزدیک می‌شود و به نظر می‌رسد پزشکیان در روز‌هایی حتی سوزان‌تر از مرداد داغ ۱۴۰۳ قرار دارد و تقریبا روزی نیست که نام و عنوانی به عنوان وزیر و معاونی مطرح نشود. در این میان، اما به نظر می‌رسد معرفی عبدالناصر همتی به مجلس برای وزارت اقتصاد بسیار جدی شده و علی طیب نیا نیز در سمت مشاور عالی رئیس جمهور باقی خواهد ماند.

    سید مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه، اما در این باره و آنچه اکنون پیش روی دولت پزشکیان است می‌گوید: «توجه کنید که من چندان با دیدگاه برخی اقتصاددانان که معتقد هستند کل مسیر اصلاح اقتصادی از خود اقتصاد می‌گذرد موافق نیستم. مشکلات اقتصادی کشور، اکنون ریشه‌های غیراقتصادی دارد و به همین دلیل چندان در شرایط فعلی معتقد نیستم که وزرای اقتصاد و رئیس بانک مرکزی، چندان در روند جهت گیری‌های اقتصادی کشور تاثیر گذار باشند.»

    افقه با بیان اینکه «در شرایط بسیار بی ثبات سیاسی در منطقه به نظر می‌رسد ریشه مشکلات اقتصادی کشور، مساله سیاست خارجی و روابط ما با جهان باشد»، تصریح می‌کند: «نکته دیگری که باید بگویم این است که باز برخلاف برخی دوستان اقتصاددان، از نظر من بازیگران اصلی نه یک وزیر اقتصاد که کلیه وزرای اقتصادی دولت هستند؛ یعنی وزرای نفت و صمت و تمام این موارد از نظر من بازیگران اقتصادی کشور هستند. وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی عمدتا تنظیم کننده و نه برنامه ریز برای عرصه تولید اقتصادی در کشور هستند و گرنه مجموعه‌ای که به عنوان تیم اقتصادی انتخاب می‌شوند یعنی رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزرای نفت و صمت و کار بسیار بیشتر از وزیر اقتصاد در مساله جهت گیری اقتصادی کشور تاثیر دارند.»

    این استاد دانشگاه، اما درباره رویکرد اقتصادی دولت پزشکیان و عنوان شدن نام عبدالناصر همتی برای این پست نیزمی‌گوید: «اما اگر بخواهم به این مساله بپردازم که اکنون گفته می‌شود آقای همتی قرار است وزیر باشد و آقای طیب نیا پست معاونت گرفته است نیز باید بگویم که من خیلی تفاوتی در این دوستان نمی‌بینم و دیدگاه‌های آنان از نظر اقتصادی از جمله در مسئله آزادسازی قیمت‌ها کاملا مشابه هم است؛ یا بر اساس آنچه در کارنامه و گفتگوهایشان مطرح شده همچون تک نرخی شدن ارز و افزایش قیمت حامل‌های انرژی تفاوت چندانی دیده نمی‌شود و اتفاقا اقتصادخوانده‌های نزدیک به دولت به طور متوالی برای نیل به اهداف اقتصادی مدنظر خود به اقتصاد آزاد فشار می‌آورند و به نظر من این روش‌ها شاید مقداری از کسری بودجه دولت را حل کند، اما در نهایت هیچ مشکلی را به صورت بنیادین حل نمی‌کند و حتی به لحاظ سیاسی و اجتماعی توقعاتی را ایجاد می‌کنند که تبعات آن سنگین خواهد بود و همچون روش ارز ۴۲۰۰ تومانی که توصیه همین آقایان بود و یا در دوران احمدی نژاد، مسیری که برای هدفمندی یارانه‌ها طی شد و در همین تفکر اقتصادی بود، توانست بحران‌هایی را در اقتصاد کشور ایجاد کند».

    مساله مالیات در دولت سیزدهم و چهاردهم

    افقه درباره مساله مالیات در دولت سید ابراهیم رئیسی و اینکه گاه گفته می‌شد به هر شهروند ایرانی تا ۱۵ مالیات مختلف تحمیل می‌شود و اینکه آیا در ادامه دولت پزشکیان نیز در اقتصاد کشور به همین روش عمل می‌کند یا دست به اصلاحات خواهد زد نیز به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «مالیات در اقتصاد یک کارکرد چند وجهی دارد، اول این که کارکرد درآمدی برای دولت دارد. یکی دیگر مدلی از سیاست گذاری در عرصه سیاسی را می‌تواند با آن شکل بدهد و با افزایش و کاهش مالیات‌ها می‌تواند به فعالیت اقتصادی جهت بدهد و دیگر این که کارکرد توزیع در آمدی دارد، یعنی که دولت از افراد پردرآمد مالیات بیشتر گرفته شود و از طریق پرداخت یارانه به افراد کم درآمد کمک شود و این کارکرد‌ها می‌توان گفت که مالیات در کشور‌های نرمال خواهد داشت.»

    این استاد اقتصاد دانشگاه، اما در ادامه با اشاره به مساله مالیات در ساختار اقتصادی ایران افزود: «اما در کشور ما که دولت به طور معمول (لزوما اکنون منظورم دولت خاصی نیست)، یعنی همه دولت‌های تشکیل شده به صورت عام ناکارآمد بوده اند و حتی شده که همین مالیات شهروندان را صرف نهاد‌های خاص و بزرگ شدن خود دولت کرده اند و عملا پرداخت این مالیات‌ها در راستای صحیح هزینه نشده بلکه هر بار که چاله ای وجود داشته مالیاتی برای آن طراحی شده است. زمانی که این مقدار ناکارامدی وجود دارد، دیگر افزایش مالیات آن هم به این شکل که دیده می‌شود قابل توجیه نیست. در شرایطی که کشور درگیر رکود است و تولیدی انجام نمی‌شود، این همه فشار به شهروندان و اقتصاد آزاد کشور با دریافت مالیات منطقی نیست. دولت رئیسی ادعا می‌کرد که بدون رفع تحریم‌ها می‌تواند مشکلات را حل کند، اما چون نتوانست این مشکلات را حل کند و از همان ابتدا هم که معلوم بود نمی‌تواند؛ تلاش کرد از طریق افزایش مالیات هزینه‌های خود را تامین کند.»

    وی خاطرنشان می‌کند: «پس دولت سیزدهم شروع به افزایش مالیات‌ها کرد و به نظر من این افزایش مالیات هم رکود را بیشتر می‌کند و هم از جیب مردم هزینه‌های ناکارامدی دولت‌ها پرداخت شد .چه در دولت روحانی و چه در دولت رئیسی هرز منابع را شاهد بوده‌ایم و اتفاقا از همه منابع موجود تا جایی که می‌شده استفاده کرده اند، از فروش اموال دولتی بگیر تا استقراض از شهروندان و حالا افزایش حداکثری مالیات ها! با این روند بهتر است دولت پزشکیان دیگر به دنبال افزایش مالیات‌ها نباشد و فشار بیشتری به مردم نیاورد و در مقابل، هزینه‌های زائد دولت که بسیار زیاد است را تا حد امکان و در اولین فرصت کاهش بدهند.»

    مسیر اصلاحات اقتصادی ایران از بهبود در سیاست خارجه می‌گذرد

    سید مرتضی افقه، اما درباره مسیر اصلاحات اقتصادی کشور  که این مسیر از سیاست خارجی کشور می‌گذرد و در توضیح نیز یادآور می‌شود: «من اصلا اکنون معتقد به اصلاحات اقتصادی در کشور نیستم و اعتقاد دارم برای بهبود اقتصاد کشور اصلاحات غیراقتصادی لازم است و اصلاحات اقتصادی که تاکنون سه نوبت در کشور انجام شده و ذیل نام جراحی اقتصادی بر شهروندان تحمیل شده، فقط به ملت لطمه زده است و بنابراین اکنون ابدا فرصت و زمان اصلاحات اقتصادی نیست و در شرایطی که ساختار‌های غیراقتصادی معیوب هستند، اصلاحات اقتصادی انجام نمی‌شود و شاهد این سخنان من همین سه نوبتی است که با عنوان جراحی اقتصادی به خیال خودشان دست به اصلاحات زدند. حال اگر از نظر آقایان مفهوم اصلاحات اقتصادی، همان افزایش قیمت هاست که خب اساسا در فهم مساله اصلاح اقتصادی مشکل دارند.»

    دولت پزشکیان با بنزین چه کند؟

    این استاد دانشگاه دربار مساله بنزین و قیمت حامل‌های سوخت و اینکه آخرین تغییر در سال ۱۳۹۸ رخ داده و قیمت‌ها مربوط به ۵ سال است که بدون تغییر مانده نیز تصریح می‌کند: «در مورد قیمت بنزین من معتقد هستم ابدا اکنون زمان مناسبی برای دست بردن در قیمت بنزین نیست. با توجه به حساسیت بسیار زیاد جامعه به مساله قیمت بنزین، اکنون ابدا زمان مناسبی برای هیچ نوع تغییر در قیمت بنزین نیست. توجه کنید که دولت قیمت آب، برق، گاز، اینترنت و … را افزایش داده و چندان مشکلات سیاسی ایجاد نکرده، اما توجه کنید جامعه تا حدودی نسبت به قیمت بنزین حساس شده است و بنابراین اکنون ابدا فضای اجتماعی مناسبی برای افزایش قیمت بنزین وجود ندارد.»

    افقه در پایان نیز خاطرنشان می‌کند: «دولت برای افزایش قیمت بنزین ابتدا باید تلاش کند تا حدودی تحریم‌ها را کم و رونق اقتصادی ایجاد کند، موانع تولید را نیز کاهش دهد و تا حد امکان حذف کند تا مردم اندکی بهبودی در وضعیت مالی را مشاهده کنند و بعد شاید بتواند به سراغ قیمت بنزین برود، آن هم نه به یکباره و با شوک، بلکه باید در یک روند پلکانی باشد. این روند پلکانی باید نظیر همان باشد که در برنامه چهارم توسعه بود و سالی تا ۱۰ درصد به قیمت انرژی افزوده می‌شد و متاسفانه مجلس هفتم و دولت احمدی نژاد آن قانون را حذف کردند. اکنون نیز اگر دولت قصدی برای افزایش قیمت بنزین دارد باید بعد از ایجاد رونق اقتصادی و رسیدن به ثبات اقتصادی به صورت سالانه با همان روش برنامه چهارم توسعه به سراغ مساله بنزین و حامل‌های انرژی برود.»

  • اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    اقتصاد، معیشت و رفاه مردم از اولویت های مجلس بعدی نیست / مجلس دوازدهم بدنبال تمرکز بر حجاب و فیلترینگ است

    به گزارش اقتصادران، انتخابات مجلس دوازدهم در ایران در حالی برگزار شد که دستکم تکلیف نهایی انتخابات در تهران و ۱۶ شهر دیگر به دور دوم کشیده شد و تکلیف بخش بزرگی از نمایندگان نیز در این دور مشخص می‌شود. اما دستکم گرایش سیاسی آن نامزد‌هایی که اکنون راهی مجلس شده اند در کنار بررسی سوابق آنانی که به دور دوم رفته اند نشان می‌دهد که اکثریت مجلس آینده را طیف تندرو تشکیل می‌دهد، طیفی که با مذاکره و تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی همواره مخالف بوده و از سوی دیگر از مخالفان پیوستن ایران به FATF نیز بوده اند.

    اما آیا حضور این اشخاص در بخشی از جایگاه قدرت و این بار نه لزوما منتقد می‌تواند عقایدشان را تعدیل کند. دکتر مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه معتقد است که چنین اتفاقی بدون دخالت ارکان بالادست‌تر قدرت در ایران رخ نخواهد داد و این گروه خود به دنبال تعدیل نخواهد بود.
    البته این استاد دانشگاه حضور ترامپ در انتخابات آمریکا را نیز یکی از عوامل مهمی می‌داند که نباید به آن بی توجه بود.

    دکتر مرتضی افقه در ابتدا با اشاره به مساله افزایش ناگهانی قیمت دلار طی روز‌های اخیر در کشور به اقتصاد ۲۴ می‌گوید: «شب گذشته که رسانه‌ها اعلام کردند دادگاه عالی ترامپ را از آن اتهاماتی که نتواند نامزد انتخابات شود مبرا کرده است، به صراحت گفتم که نرخ ارز افزایش خواهد یافت و زمانی که این چنین قیمت ارز و دلار و به تبع آن سایر قیمت‌ها متاثر از روابط خارجی، رابطه با آمریکا، مساله برجام و مساله تحریم‌ها است که فقط یک خبر می‌تواند چنین تاثیرگذار باشد، باید مسئولان را به فکر فرو ببرد.»

    این اقتصاددان می‌افزاید: «کما اینکه دیدید بلافاصله بعد از اینکه انتخابات انجام شد، یعنی در همان روز شنبه و مشخص شد که طیف تندرو پیروز انتخابات شده است، بازار ارز بلافاصله واکنش نشان داد و دلیل آن نیز کاملا مشخص است چرا که در سیاست خارجی این گروه تندرو به شدت مخالف هر نوع مذاکره است. اصلا همین تفکر تندرو بود که اجازه نداد برجام به نتیجه برسد، اگرچه بعد از آن نیز در نهایت ترامپ هم در نقش تکمیل کننده برای این مخالفان داخلی عمل کرد.»

    مرتضی افقه، اما درباره نگاه ضد توسعه طیفی که اکنون مجلس را در دست دارد نیزمی‌گوید: «این گروه فقط در سیاست خارجی دیدگاه‌هایشان ضد پیشرفت و توسعه نیست بلکه در داخل نیز اولویت‌های آنان، اولویت‌های اقتصادی، معیشتی و رفاهی شهروندان نیست بلکه اولویت‌هایشان ایدئولوژیک است. به احتمال بسیار زیاد هم بار دیگر تنش‌هایی را با تمرکز بر مساله حجاب و اینترنت و فیلترینگ و صیانت در کشور ایجاد می‌کنند.»

    این اقتصاددان تصریح می‌کند: «این موارد که نام بردم احتمالا مساله ذهنی مجلس آتی خواهد بود و بنابراین هم در داخل و هم در خارج از کشور و در سیاست خارجی، بستر‌های افزایش مشکلات اقتصادی را رقم می‌زنند، به خصوص اگر که روند انتخابات این طور که پیش می‌رود منجر به انتخاب مجدد ترامپ و یا جمهوری خواهان شود، دو طیف در تقابل جدی با هم قرار می‌گیرند؛ یعنی طرف آمریکایی با یک رئیس جمهوری کاملا ضد ایران و به دنبال تشدید تحریم‌ها بیش از اینکه اکنون وجود دارد و در ایران نیز طیف مخالف برجام و FATF و هر نوع مذاکره در قدرت خواهد بود؛ بنابراین متاسفانه پیش‌بینی می‌شود که حتی از برگزاری انتخابات آمریکا و صرفا با نتیجه نظرسنجی‌هایی که دست بالا را جمهوری خواهان آمریکا نشان بدهد، شاخص‌های اقتصادی رو به وخامت بگذارند.»

    وی همچنین با اشاره به اینکه حالا آنان که روزی فقط منتقد بودند این بار در زمین اجرایی حضور خواهند داشت و مساله امکان تعدیل شدن نظراتشان می‌گوید: «باید توجه داشت که وقتی این طیف تندرو در زمین واقعی سیاست قرار بگیرند، شاید سرشان به سنگ بخورد و به سمت تعدیل نظرات خود بروند، اما به نظر من مقامات حاکمیتی ارشد این اشخاص، احتمالا تصمیمات دیگری می‌گیرند، همانگونه که در اوایل دهه ۹۰ خود رهبری به این مبحث ورود کردند و با تئوری «نرمش قهرمانانه» مجوز مذاکره صادر شد.»

    افقه خاطرنشان می‌کند: «به این گروه نیز چندان امیدی نیست که خودشان تغییری ایجاد کنند، ولی شاید مقامات بالاتر اگر ببینید کل نظام ممکن است در مخاطره اقتصادی قرار بگیرد، فکری بیاندیشند، وگرنه من بعید می‌دانم این گروه تندرو خود دست به تغییری در افکارش بزند، مگر اینکه آنان را مجبور کنند.»

    این استاد دانشگاه در پایان نیز درباره شرایط اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۳ می‌گوید: «آینده اقتصاد ایران را چندان روشن نمی‎‌بینم. اگر تغییر خاصی رخ ندهد و اگر این گروه در عمل در قبال بن بست‌های شدیدی که حتما با آن مواجه می‌شوند، تغییر رویه ندهند و از آن سو ترامپ نیز به قدرت برسد، من حتی پیش بینی فروپاشی اقتصادی را نیز می‌کنم. بهرحال با ادامه این وضعیت شرایط اقتصادی وخیمی را در سال آینده پیش رو داریم و من حدس می‌زنم مقامات حکومتی در نهایت با پادرمیانی مانع از این می‌شوند که کشور به سمت فروپاشی اقتصادی پیش برود.»

  • همدستی عجیب دولت و مجلس در مالیات ستانی غیرمنصفانه

    همدستی عجیب دولت و مجلس در مالیات ستانی غیرمنصفانه

    به گزارش اقتصادران، مصوبه جنجالی مجلس در چهارم بهمن ماه سال جاری، همه را پای کار آورد. بعد از آنکه محمد حسین فرهنگی، نماینده خانه ملت در یک پیام ویدئویی، اعتراض خود به بند ج تبصره ۶ لایحه بودجه ۱۴۰۳ کل کشور در جریان تصویب این بند را اعلام کرد، همه متولیان دولت و مجلس دست به دست هم دادند تا به مردم اطمینان دهند که اخذ مالیات مضاعفی در کار نیست؛در حالی که از متن این بند از لایحه بودجه چنین استنباط می‌شود که از این به بعد؛ مردم برای اثبات غیر تجاری بودن واریزی‌ها به حسابشان، ناگزیر خواهند بود در صف‌های طولانی پشت در سازمان امور مالیاتی، عمر خود را سپری کنند.

    در بند ج تبصره ۶ لایحه بودجه ۱۴۰۳ کل کشور در بخش هزینه‌ای، نمایندگان تصویب کردند، در صورتی که جمع مبلغ و دفعات واریز به حساب‌های غیرتجاری هر شخص حقیقی در هر ماه، از جمع مبلغ و دفعات واریزی که تا پایان اردیبهشتماه سال ۱۴۰۳ توسط شورای پول و اعتبار تعیین می‌شود، بیشتر باشد، اثبات درآمدی نبودن تراکنش‌ها و ارائه اسناد و مدارک به عهده صاحب حساب است؛ مصوبه‌ای که بدون شک، تاثیر زیادی در جامعه داشته و احتمال بروز تنش را بیشتر خواهد کرد.

    فشار مضاعف بر سفره مردم

    سید مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز درباره اثرات این مصوبه می‌‎گوید: بعضی اقداماتی که دولت به کمک مجلس انجام می‌دهد، منصفانه نیست. دولت وعده داده بود که بدون توسل به سفره مردم، اثر تحریم‌ها را رفع کند؛ اما اکنون به هر بهانه‌ای فشار بیشتر بر سفره مردم وارد می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: دولت تا کنون پایه‌های مالیاتی که در کشورهای پیشرفته بود را به بهانه اینکه این کشورها چنین مالیات‌هایی را می‌گیرند، به سبد خانوار ایرانی اضافه کرد؛ در حالی که کشورهای پیشرفته خدمات با کیفیت ارائه می‌دهند؛ ولی در ایران هم به لحاظ کمی و هم کیفی خدمات مناسب وجود ندارد.

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز اضافه می‌کند: اکنون هم هر چه پایه خالی پیدا کردند، در بودجه امسال و سال آینده پیش‌بینی کرده‌اند. این نوع که تا ته سفره مردم وارد شوند و ببیند چه فعل و انفعالاتی انجام می‌شود و اگر از نظر خودشان تشخیص بدهند که این فعل و انفعالات اضافه است و باید از زندگی مردم بردارند، این یک مقداری غیرمنصفانه است.

    او بیان می‌کند: دولت به جای اینکه یک اقدام سخت انجام دهد و نسبت به حذف هزینه‌های موازی، زاید و انبوهی که بر بودجه طی سال‌های گذشته توسط نمایندگان مجلس یا افراد با نفوذ سیاسی و مذهبی تحمیل شده است، اقدام کند، دنبال منابع درآمدی جدید می‌گردد.

    افقه تاکید می‌کند: جیب مردم هم ته دارد. وقتی تولید ملی کاهش می‌یابد، یا مردم درآمدشان کم شود، با توجه به رکود موجود و بیکاری بالا، عملا پولی نخواهند داشت که مالیات بدهند.

    او یادآور می‌شود: اگر دولت برای کسب درآمدهای جدید سراغ بنگاه‌ها یا واحدهای فرهنگی و مذهبی معاف از مالیات طی این سال‌ها می‌رفت، یا اگر می‌توانست فرارهای مالیاتی انبوه که ضررهایشان کم نیست را شناسایی کرده و از این قشر مالیات می‌گرفت، اقدام آنها را می‌توانستیم توجیه کنیم؛ اما اینکه دستشان به این افراد نمی‌رسد یا قدرت و جراتش را ندارند، در مقابل به جان سفره مردم افتاده‌اند، به نظر من کمی غیرمنصفانه است.

    دریافت مالیات از حقوق زیر خط فقر، غیر منصفانه است

    به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، دولت ردیف‌های هزینه‌ای بالایی دارد.

    او می‌گوید: سیستم انتخاب و انتصاب بودجه بگیران و تمام کارگزاران دولت به گونه‌ای است که بهره‌وری آنها پایین است و چون انتصاب‌ها بر اساس شایسته سالاری نیست و افراد بر اساس گرایشات سیاسی و حتی قومی و قبیله‌ای انتخاب می‌شوند، مردم از طریق پرداخت مالیات اضافه، هزینه ناکارآمدی‌های موجود را پرداخت می‌کنند؛ در غیر این صورت مالیات یک امر مرسوم در همه کشورها است؛ اما پرداخت‌ها بسیار حساب و کتاب دارد.

    افقه تاکید می‌کند: حقوق پایه، زیر خط فقر است و دریافت مالیات از این حقوق غیر منصفانه است.

    او درباره واکنش احتمالی مردم به مصوبه اخیر مجلس بیان می‌کند: اولا تصور من این است که خیلی‌ها نتوانند این مالیات را بدهند. گرچه دولت در منابع مردم دست درازی کرده است و از طریق سیستم‌هایی که دارد، خودش این ارقام را بر می‌دارد؛ ولی واکنش مردم افزایش نارضایتی خواهد بود.

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تاکید می‌کند: با افزایش این نارضایتی اقتصادی، حتما دوباره دنبال بهانه‌ها و جرقه‌هایی می‌گردند و فکر می‌کنم این مصوبه با این فشارهای اقتصادی که روز به روز بیشتر می‌شود، برای کشور دوباره هزینه می‌سازند.

    او با اشاره به اعلام نرخ ۴۳.۸ درصدی برای تورم می‌‎گوید: در چنین شرایطی حقوق‌ها را فقط ۲۰ درصد اضافه کرده‌اند. از سوی دیگر، دولت هم بنزین را گران کرد. در واقع دولت با کاهش سهمیه‌ها مقدمه‌ای برای گران کردن بنزین فراهم کرد. زیرا وقتی مردم بتوانند مقدار کمتری بنزین بزنند، مابقی را به قیمت آزاد می‌زنند.

    افقه اضافه می‌کند: این یعنی بنزین را گران کرده‌اند، منتهی از این ترفند استفاده شده که فعلا اعتراضی نشود. دولت از یک سو مالیات را زیاد می‌کند و از سوی دیگر فشار اقتصادی را به قدری افزایش می‌دهد که تبعات نگران کننده‌ای برای کشور دارد. این شیوه‌ها مردم را دچار فقر گسترده می‌کند و ممکن است هزینه‌های زیادی برای کشور ایجاد کند.

    به گوش رسیدن صدای ترک‌های سیستم بانکداری

    هادی حق شناس، کارشناس اقتصادی نیز در گفتگو با خبرنگار «اقتصاد آنلاین» درباره مصوبه اخیر مجلس و مالیات ستانی از حساب‌های اشخاص بیان می‌کند: اساس این مصوبه آن است که مجموعه تراکنش همه حساب‌های تجاری و شخصی یا غیرتجاری اگر از یک سقفی بیشتر شود، مشمول مالیات خواهد شد.

    او ادامه می‌دهد: با این مصوبه مختصر ماندگاری که پول مردم تحت عنوان سپرده‌های مختلف جاری و کوتاه مدت در بانک‌هاداشتند، کاهش خواهد یافت.

    حق شناس می‌گوید: از آنجا که تورم دو برابر نرخ سود بانکی است، مردم تمایلی به نگهداری پول در بانک‌ها ندارند؛ بلکه آنها منابعشان را تبدیل به سکه، ارز و سایر دارایی‌ها می‌کنند. با این مصوبه مردم دیگر روزانه هم پول در بانک‌ها نگه نمی‌دارند.

    او اضافه می‌کند: زیرا این بار مردم دو زیان می‌بینند. یک زیان این است که چون تورم دو برابر نرخ سود است، در واقع ارزش پولشان به خاطر تورم کاهش می‌یابد و دوم باید مالیات مستقیم پرداخت کنند.

    این کارشناس اقتصادی یادآور می‌شود: دهک‌های کم درآمد در اقتصاد ایران دو نوع مالیات پرداخت می‌کنند. یک مالیات مستقیم کارکنان دولت که به‌ طور متوسط اگر ۲۰ میلیون تومان درآمد داشته باشند، یک ماه حقوقشان در طول سال برای مالیات پرداخت می‌شود؛ منتهی نوعی دیگر پرداخت مالیات، مالیات تورمی است.

    او ادامه می‌دهد: حقوق کارکنان دولت حدود ۲۰ درصد افزایش می‌یابد؛ اما نرخ تورم دو برابر این افزایش است. مالیات تورمی شامل همه کسانی خواهد بود که در بانک‌ها پول سپرده گذاری می‌کنند. فرقی نمی‌کند که حساب آنها تجاری یا غیرتجاری باشد.

    حق شناس بیان می‌کند: به نظر می‌رسد اگر این مصوبه اجرا شود، بانک‌های کشور که اکنون دچار ناترازی بوده و زیان ده هستند، پس از این مصوبه رسما تعطیل خواهند شد؛ زیرا مردمدیگر هرگز پول در بانک‌ها سپرده‌گذاری نخواهند کرد.

    او تاکید می‌کند: در چنین شرایطی مردم پول خود را تبدیل به دارایی می‌کنند.

    این کارشناس اقتصادی درباره اخذ مالیات از همه چیز از جمله خرید و فروش طلا و غیره و بسته شدن دست مردم برای تبدیل پول به دارایی می‌گوید: مطمئن باشید همانطور که برخی تخلفات را هیچ دستگاهی نمی‌تواند کنترل کند، این اتفاق در بخش پول هم می‌افتد. کارهای خلاف راه خود را پیدا می‌کنند.

    او درباره سقف احتمالی برای پرداخت مالیات برای حساب‌هایاشخاص، با توجه به در نظر گرفتن سقف ۱۵ میلیون تومان برای اجرای قوانین مبارزه با پولشویی می‌گوید: تعیین منشا پول برای مقابله با پولشویی اقدام درستی است و در همه جای دنیا به عنوان راه حل‌هایی برای مبارزه با پولشویی استفاده می‌شود اما وقتی میانگین خط فقر به ۳۰ میلیون تومان رسیده است، تکمیل فرم برای جابجایی ۱۵ میلیون تومان مفهومی ندارد.

    حق شناس اضافه می‌کند: مبنای سقف تعیین شده برای مالیات ستانی، حتی اگر دو تا سه برابر ۱۵ میلیون تومان هم باشد، و مازاد بر این رقم مشمول مالیات شود، طبیعی است که این تصمیم واقع بینانه نخواهد بود.