برچسب: سید محمد بحرینیان

  • اقتصاد و صنعت را رها کرده‌ایم / دوران طلایی اقتصادی برای توسعه صنعتی ایران کوتاه بود و از دست رفت / تحریم‌ها دمل ۱۲۵ساله اقتصاد ایران را متورم کرد و جنگ ۱۲روزه آن را ترکاند

    اقتصاد و صنعت را رها کرده‌ایم / دوران طلایی اقتصادی برای توسعه صنعتی ایران کوتاه بود و از دست رفت / تحریم‌ها دمل ۱۲۵ساله اقتصاد ایران را متورم کرد و جنگ ۱۲روزه آن را ترکاند

    به گزارش اقتصادران، سیدمحمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه و صنعتگر باسابقه، با بیان اینکه ایران در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی خود به دلیل «عدم اهلیت حرفه‌ای» سیاستگذاران، ناتوانی در آینده‌نگری آنها و اسیر شدن در تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و مقطعی در وضعیت خطرناکی قرار گرفته، ضمن ارائه آمارهایی از تولید، واردات و مصرف فرآورده‌های نفتی در ایران نشان داد که از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۹ با اتکاء به داده‌های رسمی وزارت نیرو، حدود ۵۳۶ میلیارد دلار و چنانچه با نرخ اوپک در سال ۲۰۲۰ میلادی این مبالغ تورم‌زدایی شود، ۵۷۵ میلیارد دلار بنزین و گازوئیل مصرف و منابع ذی‌قیمت کشور دود شده و از بین رفته است، اما حتی یک‌درصد از این حجم عظیم منابع، در تولید محصولی همچون موتور خودرو صرف نشده تا ایران بتواند کشوری بازیگر در مسیر توسعه صنعتی باشد و نه کشور بازی‌شونده در جهان.

    وی با تاکید بر اینکه مصرف افسار گسیخته، رشد واقعی اقتصادی را در پی ندارد و مهمتر اینکه منابع ملی ذی‌قیمت‌مان نیز حفظ نخواهد شد، یادآورشد: اگر از اولین واردات بنزین که در آمارهای گمرک کشور در سال ۱۲۹۹ شمسی، به مبلغ ۳میلیون و ۷۹۸میلیون قِران بوده (در آن زمان معادل ۵۲۲ هزار و ۴۲۰دلار) تا سال ۱۳۷۹ شمسی ارزش واردات را جمع کنیم، عمق ناتوانی در آینده‌نگری بسیاری از تصمیم‌گیران کشور و عدم اهلیت حرفه‌ای آنان برای مناصب اشغال شده‌شان و عمق عقب‌افتادگی کشورمان در علم و فناوری به صورت حسرت‌باری آشکار می‌شود.

    بحرینیان با مقایسه سیاست‌های صنعتی ایران با نمونه‌های موفق جهانی مانند کره‌جنوبی و چین، خاطرنشان کرد: بی‌توجهی به مدیریت منابع، سرمایه‌گذاری ناکارآمد و وابستگی روزافزون و بی‌محابا به واردات، باعث شده کشور از مسیر توسعه پایدار دور شده و در کمال تاسف فرصت‌های طلایی بی‌نظیری را از دست بدهد و از این‌رو در موقعیتی ضعیف در اقتصاد جهانی قرار گیرد.

    وی همچنین به مشکلات ساختاری ناشی از تصمیم‌گیری‌های ناهماهنگ، فساد، سوءمدیریت، مسئولیت‌گریزی فزاینده قوای مجریه و مقننه و ضدیت با تولید صنعتی اشاره کرد و با بیان این پرسش که با این همه منابع و ظرفیت داخلی، چرا ایران هنوز گرفتار وابستگی و اقتصاد مصرف‌محور است، گفت: به‌عنوان مثال نه تنها تصمیم‌گیران در شرایط تحریم و بحران در ناترازی برق،‌ کمکی به صنایع کشور نمی‌کنند، بلکه برخلاف اکثریت کشورها، صنایع ایران را مجبور می‌کنند و آمرانه می‌گویند باید از انرژی تجدیدپذیر استفاده کنند. متاسفانه گویی راه‌حل تمام مشکلات کشور، تخصیص و حیف و میل کردن منابع با ارزش ارزی، از طریق واردات است و نه تهیه یک برنامه قابل‌قبول جهت سرمایه‌گذاری در تولید آن محصولات و ایجاد یک خط تولید داخلی؛ آن‌هم برای شکوفایی و رهایی از ریخت‌و پاش‌های ارزی. این کار آینده‌فروشی ایران است. آینده ایران و توسعه ایران را با این تصمیم‌ها می فروشیم و به آن چوب حراج می زنیم.

    *********

     متن گزارش این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

    ویرانی‌های جنگ را مایه عبرت نکردیم

    با نهادهای پوسیده نمی‌توان به بهبود امید داشت

    بدون اصلاح نهادها، امید به آینده در حد شعار می‌ماند

    وی توضیح داد: برای تشریح موضوع این ارائه، نیاز دارم ابتدا گفتارها و سوابقی را شرح دهم. در توسعه عوامل مختلف ساختاری وجود دارد و ما در ایران در این زمینه‌ها عقب هستیم و نتوانسته‌ایم مسیر درست را پیش ببریم و شاید گفته‌های اینجانب احساس ناامیدی را ایجاد کند، لذا باتوجه به بیان استاد داوری اردکانی در بخشی از کتاب ارزشمند «بلای بی‌تاریخی و جهان بی‌آینده» که تاکید می‌کنند: «می‌دانم کسانی خواهند گفت که این حرف‌ها ترساندن مردمان و نومید کردن آنان است. اما اگر امیدی باشد، مردمان با حرف نومید نمی‌شوند و اگر امید نباشد، غفلت از آنچه پیش می‌آید، چاره کار نیست. درد و گرفتاری را باید شناخت، زیرا این شناخت می‌تواند مقدمه گشایش چشم‌انداز امید و پدید آمدن همت رهیایی و رهپویی باشد. پس خطر بزرگ را کوچک نینگاریم و پنهان نکنیم و تا آنجا که می‌توانیم، امید گشایش را در دل نگاه داریم.» بر این باورم که ظرفیت دانایی نخبگان کشور عزیزمان هنوز توانایی غلبه بر مشکلات حاد و بحرانی را دارد و جوانان هوشمند قادر هستند با اتکاء به ظرفیت نخبگان، مسیرهای بدیع را در مقابل کشور گشوده و توانایی شکل دادن به ابرقدرتی در منطقه را ایجاد نمایند، اما با این ساختار و نهادهای پوسیده و فشل، نمی‌توان به بهبود امید داشت.

    تصمیم‌گیران نپذیرفتند که صنعت منشا قدرت اقتصاد است

    اقتصاد و صنعت را رها کرده‌ایم و از ضعف آن نمی‌ترسیم

    درک درستی از قدرت اقتصادی و تولید فناورانه نداریم

    بحرینیان ادامه داد: هنوز پس از بیش از یک سده شکل‌گیری دولت مدرن در ایران، سردرگم هستیم که اقتصاد قدرت می‌آورد یا خیر یا منشا قدرت اقتصاد کدام بخش است، چراکه تصمیم‌گیران نپذیرفتند صنعت منشا قدرت اقتصاد است. کافی است وضعیت کشورهای قدرت‌یافته را ببینند! هاجون چانگ می‌گوید «اقتصاد زبان قدرت است و همه ما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، پس بهتر است درباره آن بدانیم»، اما در کشور ما گویا اقتصاد اهمیت ندارد و زبان قدرت محسوب نمی‌شود و تبعات آن در جامعه با گوشت و پوست‌مان قابل لمس است. امروز ابرقدرتان در دنیا می دانند برای حفظ قدرت خود باید اقتصادی قوی داشت. اقتصاد قوی نتیجه تولید صنعتی فناورانه محور است. کشورهای قدرتمند دنیا؛ امروز در صنایع مهم، پیشران و استراتژیک با هم رقابت می کنند و جذب دانش و فناوری و تولید بومی آن، برای آن ها به مسئله بقا و یا حذف قدرت تبدیل شده است. اما متاسفانه در کشور ما درک درستی از قدرت اقتصادی و تولید صنعتی فناورانه محور و حمایت های لازم از آن وجود ندارد. صنعت و اقتصاد را به حال خود رها کرده ایم و از عدم حمایت و ضعف آن ترسی به دل راه نمی دهیم.

    واژه‌هایی چون کولبری و شوتی حاصل اقتصاد بیمار ما و نشانه فروپاشی عدالت اقتصادی است

    چرا قیمت ارز ما باید در دوبی و هرات تعیین شود؟

    وی با انتقاد از واژه‌ها و اصطلاحات رایج در کشور، گفت: متاسفانه در ایران اصطلاحاتی مثل کولبری، شوتی، سوخت‌بری، ته‌لنجی، بساطی‌ها و دادزنی و امثالهم رواج یافته‌اند که در کشورهای دیگر حتی نمی‌توان چنین عباراتی را دید. سپس پرسید: آیا واقعا قیمت ارز در کشور ما باید ساعت ۱۱صبح در شهرهایی مانند دوبی، سلیمانیه یا هرات تعیین شود؟ با این همه منابع غنی، ما چه اقتصادی ساخته‌ایم؟

    غیرت اجازه رهاکردن وطن را نمی‌دهد، اما جهل هم نباید آن را بد مرمت کند

    بحرینیان برای نشان دادن مذمت نمایش‌ها و تبلیغات بی‌پایه که در کشور رایج شده، به گفته‌ای از ملاصدرا در کتاب «مردی در تبعید ابدی»، نوشته زنده‌یاد نادر ابراهیمی اشاره کرد: «ویرانه‌ای است این جهان، عمر کفاف نمی‌دهد که آباد کنی، غیرت رخصت نمی‌دهد که رها کنی. اینگونه ویرانه رهاکردن نشانه دنائت است و جاهلانه مرمت کردن نشانه رذالت. آبادسازی یک گوشه گُم جهان به دست ما، آبادسازی کل عالم است به دست همگان.»

    توصیه‌های علمی در کشور رنگ سیاست به خود گرفته است

    این پژوهشگر برجسته کشور همچنین برای نشان دادن یکی از عوامل عقب‌ماندگی کشور یعنی تن دادن دانشمندان به خواسته‌های غیر عقلانی سیاستمداران به نقلی از اندیشمند فرانسوی، پی‌یر بوردیو، که جوزف استیگلیتز، نوبلیست اقتصاد در کتاب «جهانی‌سازی و مسائل» ذکر کرده، پرداخت و گفت: سیاستمداران نیاز دارند مثل دانشمندان عمل کنند و وارد بحث‌های علمی بشوند که مبتنی ‌بر قرائن و شواهد متقن است. متاسفانه اکثرا عکس این روی می‌دهد، یعنی دانشمندان در ارائه توصیه‌های سیاستگذاری، سیاست‌زده می‌شوند و شواهد را چنان تغییر می دهند که با تمایلات مسئولان بخواند.

    تصمیم‌گیران ما تنها آثار فوری سیاست‌ها را می‌بینند، نه پیامدهای پنهان آنها

    فقدان آینده‌نگری و اهلیت حرفه‌ای، اقتصاد را گرفتار خیر کوچک و شر بزرگ کرده است

    در ادامه وی برای نشان دادن ناتوانی در آینده‌نگری و عدم اهلیت حرفه‌ای بسیاری از تصمیم‌گیران اقتصاد در کشور و دلایل آن به نقلی از فردریک باستیا اقتصاددان فرانسوی(۱۸۵۰-۱۸۰۱ میلادی)، اشاره کرد: در حوزه اقتصاد، یک عمل، یک عادت، یک نهاد یا یک قانون فقط دارای یک تأثیر واحد نیست، بلکه زنجیره‌ای از تأثیرات را به دنبال دارد. از میان این تأثیرات، اولین اثر فوری است و همزمان با علت خود ظاهر می‌شود. این اثر دیده می‌شود، اما آثار بعدی متعاقب آن بروز می‌کنند و دیده نمی‌شوند. اگر بتوانیم آنها را پیش‌بینی کنیم موفق خواهیم بود. بین یک اقتصاددان بد و یک اقتصاددان خوب، فقط یک تفاوت وجود دارد؛ اقتصاددان بد، خود را به تأثیرات قابل مشاهده محدود می‌کند، درحالی‌که اقتصاددان خوب، هر دو اثر را در نظر می‌گیرد؛ یعنی آنچه را که دیده می‌شود و هم آنچه را که باید پیش‌بینی کرد. تفاوت بیان شده بسیار بزرگ است؛ به همین دلیل تقریبا همیشه هنگامی که عواقب فوری خوشایند می‌باشند، عواقب بعدی فاجعه‌آمیز هستند و بالعکس. اقتصاددان بد، خواهانِ خیری کوچک اما آنی است که شری فاجعه‌آمیز به دنبال دارد؛ اما یک اقتصاددان خوب طالبِ یک خیر عظیم است، حتی اگر دستیابی به آن مستلزم پذیرش خطرات اندکی در زمانِ حال باشد.

    واردات بی‌رویه، صنعت کشور را در برابر شوک‌های خارجی بی‌دفاع کرده است

    این صنعتگر باسابقه کشورمان در ادامه، در نقد واردات افسار گسیخته که تبعات آن گریبانگیر مردم کشورمان می‌شود با نقل قولی از آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی(۱۸۶۰-۱۷۸۸ میلادی) مبنی‌بر اینکه «همانطور که  کشوری که نیازی اندک به واردات دارد یا  از آن بی‌نیاز است، خوشبخت‌ترین کشورهاست، انسانی که به قدر کافی غنای درونی دارد و برای تفریح به چیزی از بیرون نیاز ندارد یا فقط اندکی نیاز دارد، سعادتمند است، زیرا  واردات بهایی گزاف دارند، وابسته می‌کنند، خطراتی به همراه می‌آورند، موجب گرفتاری می‌شوند و جایگزین بدی برای محصولات داخلی‌اند، زیرا از دیگران، یا به طور کلی از بیرون از هیچ نظر نمی‌توان انتظار چندانی داشت»، افزود: در جنگ تحمیلی اخیرتبعات این وابستگی صرف را دیدیم. یا اخیرا شاهد بودیم تحت‌عنوان واژه بزک شده به اصطلاح تولید، قطعات تلویزیون وارد ایران شد و اخیرا با یک حرکت ساده فناورانه سازنده اصلی در کشور خارجی، همه آنها برای مدتی بی‌استفاده شد.

    با ابزار بیگانه نمی‌توان با بیگانه جنگید

    کشوری که ابزار خود را نمی‌سازد، بازیگر نیست، بازی‌شونده است

    وی تاکید کرد: با ابزار ساخت بیگانه، نمی‌توان با بیگانه مبارزه کرد. تا زمانی که تولید صنعتی فناورانه محور را در کشور بومی نکنیم و خودمان نتوانیم در مرز دانش و تولید علم و فناوری حرکت کنیم، باید دائم دست نیاز به سوی کشورهای خارجی دراز کرده، منابع با ارزش ارزی و اشتغال جوانان خود را تقدیم آن ها و همواره کشوری بازی شونده در جهان باشیم.

    اثرات محدود تصمیم‌های عاقلانه پس از مشروطه، کشور را روی پا نگه داشته است

    با هر بحران کمر کشور خم می‌شود اما نمی‌شکند، ولی این دوام پایدار نیست

    بحرینیان ضمن تاکید بر مواجهه کشور با عدم اهلیت حرفه‌ای در میان سیاستگذاران، نگاه سطحی به توسعه را نقد کرد و گفت: اگر اثرات دوره‌های محدود تصمیم‌گیری‌های عاقلانه پس از مشروطه تاکنون نبود، کشور امروز نمی‌توانست روی پای خود بایستد و توانمندی حل مشکلات مهلک را نداشت. شاهد هستیم که با هر بحران؛ کمر کشور خم می شود، اما نمی شکند. اما باید هشدار داد که این وضعیت برای همیشه دوام نخواهد داشت و با توجه به تغییرات سریع تکنولوژی در جهان و آگاهی بسیاری از کشورها از این موضوع و سرمایه گذاری برای تولید و فناوریشان، اقتصاد ما هر روز شکننده تر می شود و و از سایر کشورها عقب می ماند و این موضوع ما را فرسوده تر می کند، پس باید چاره ای اساسی برای آن اندیشید. تا کی می خواهیم بنشینیم و نظاره گر رشد و پیشرفت تولید فناورانه و افزایش قدرت اقتصادی سایر کشورها، خصوصا کشورهای همسایه خود که ما روزی بسیار برتر از آنها بوده ایم باشیم و اقدامی اساسی در جهت حفظ قدرت و اقتدار خود در جهان و منطقه انجام ندهیم.

    بسیاری از تصمیم‌گیران متخصص نبودند و کشور تاوان آن را می‌دهد

    خیابان قشنگ و چراغ نصب کردن را با توسعه اشتباه گرفته‌ایم

     وی برای روشن کردن عدم اهلیت حرفه‌ای که کشور را به این وضعیت خطرناک اقتصادی و حتی سیاسی رسانده، به مصاحبه غلامحسین کرباسچی در هفته‌نامه «تجارت فردا» شماره ۷۱ در سال ۱۳۹۲، اشاره کرد: «اما نمی‌دانستیم برای حفظ این دستاوردها، ضمن معتقد و متعهد بودن، باید تخصص هم داشته باشیم… ما به خوبی نتوانستیم از آن حراست کنیم. … اما خیلی از آنها متخصص نبودند. آنها با آزمون و خطا بنای رویه‌های غلطی را گذاشتند که کودک امروزی دارد تاوانش را می‌دهد… برخی خیابان قشنگ با نصب چراغ و دیگرجلوه‌های ظاهری را با توسعه اشتباه گرفته‌اند. در واقع برخی فکر می‌کنند با اجرای پروژه‌های مختلف می‌توان به توسعه رسید، غافل از آنکه توسعه یک فرآیند مستمر و دائمی است.»

    اقتصاد مصرف‌گرا توان حل مشکلات کشور را ندارد

    حل مشکلات پایدار نیازمند تولید و همدلی اجتماعی است، نه مصرف آخرین تکنولوژی‌های جهان توسعه‌یافته

    بحرینیان برای نشان دادن نوع غلط شکل‌گیری اقتصاد در کشور و دلایلی که نمی‌توانیم به صورت پایدار مشکلات کشور را حل کنیم، به نظریه ژان بودریار، جامعه‌شناس فرانسوی، که دکتر حسینعلی نوذری در کتاب «صورتبندی مدرنیته و پست مدرنیته» نقل کرده، اشاره کرد: «در جامعه‌ای که بر مبنای مصرف سازماندهی شده است و نه بر مبنای اصول تولید، مقولات اقتصادی نظیر نیازمندی‌های مادی، عرضه، تقاضا، تورم، بحران، رکود، بیکاری، توزیع سود، دستمزد و… برای تجزیه و تحلیل ماهیت و کارکرد اشیاء و کالاها نامناسب و غیرمؤثر هستند.» همچنین به نظر استاد داوری اردکانی در نامه‌ای که به یادداشت دبیرخانه هم‌اندیشی اسلامی، بیان نموده‌اند، اشاره کرد: «در این مورد هم توجه داشته باشیم که علم و جامعه با هم قوام می‌یابند. جامعه کنونی ما جامعه توسعه‌نیافته است. این جامعه همه نیازهای جامعه مدرن را دارد بی‌آنکه از توانایی‌های آن برخوردار باشد. اگر می‌توانستیم خود را از این وابستگی نجات دهیم و راه رسیدن به جامعه‌ای را بیابیم که در آن روح دینی یعنی اعتقاد به توحید و عالم غیب و معاد حاکم باشد و مردمانش از سودای مصرف آخرین تکنولوژی‌های ساخته‌ جهان توسعه‌یافته‌ آزاد باشند و با همدلی و هماهنگی برای معاش توأم با اخلاق بکوشند، شاید افقی پیش‌رویمان گشوده می‌شد.»

    توهم قدرت در کشورهای متکی به منابع معدنی تبعات مهلکی دارد

    افزایش ناگهانی درآمد نفتی ایران، تصور رفاه مطلق ایجاد کرد

    نمونه ونزوئلا نشان می‌دهد حتی با منابع عظیم، موفقیت بدون مدیریت علمی و فناورانه ممکن نیست

    وعده‌های واهی درآمد نفتی، مسئولان را به خطا می‌اندازد

    افزایش قیمت نفت برای کشورهای در حال توسعه دام است

    حتی با درآمد نفتی عظیم، بسیاری کارها بدون مدیریت علمی و برنامه‌ریزی ممکن نیست

    وی با استناد به مصاحبه محمدرضاشاه با کیهان در ۳ آبان ۱۳۵۵، به پاسخ شاه در برابر یک سؤال پرداخت و آن را با صحبت های آندره پرز بعد از چند سال مقایسه کرد که چطور هر دو ، محمدرضا شاه و آندره پرز، به اشتباهات خود و دادن وعده های واهی پی برده بودند: «شاهنشاه: این برآورد درست است، اما اگر پولی اضافه بیاید آن را دیگر آتش نخواهیم زد. کسر بودجه‌مان سه میلیارد دلار است که باید جبران شود.» از سوی دیگر، آندره پرز گفت: «من امیدها و انتظارات مردم را بالا بردم و ایمان به کشورم را ایجاد کردم، اما بسیاری از کارها وجود داشت که نمی‌توانستم انجام دهم، کارهایی که حتی با تمام درآمد نفت قابل تغییر نبودند. افزایش قیمت برای هر کسی مضر است. بدتر از همه برای کشورهای در حال توسعه است که نفت دارند؛ افزایش قیمت برای آنها یک دام است

    قدرت واقعی در دنیای امروز در صنعت فناورانه است

    ایران در مسیر توسعه صنعتی و فناوری‌محور موفق عمل نکرده است

    کشورهایی که بر فناوری و صنعت تکیه دارند، در مقابل بحران‌ها مقاوم‌ترند

    بحرینیان یادآور شد: هر دو این کشورها با درآمدهای نفتی بالا، نتوانستند به وعده‌های خود عمل کنند و الگوی مشابهی از شکست توسعه را تجربه کردند که نشان‌دهنده اهمیت مدیریت صحیح منابع و دوری از اقتصاد مصرف‌محور و اتکاء به صنعت فناوری‌محور است. در دنیای امروز، صنعت فناوری‌محور قدرت است و ما در این زمینه موفق عمل نکرده ایم.

    نفوذ ذینفعان داخلی و خارجی، توانایی آینده‌نگری اقتصاددانان و سیاستمداران را مختل می‌کند

    وی تصریح کرد: وقتی صحبت از «عدم اهلیت» یا «ناتوانی در آینده‌نگری» تصمیم‌گیران می‌کنیم، به‌ویژه از زمانی که سازمان سیا «دفترچه راهنمای ساده خرابکاری میدانی» را از محرمانگی خارج و منتشر کرد، درخصوص «عدم اهلیت» یا «ناتوانی در آینده‌نگری» تصمیم‌گیران نمی‌توان گفت افراد کم‌هوش هستند؛ از این رو برای تشریح نکات موردنظر خود واژه «موارد ناخوشایند» را تعریف کردم: ۱- تصمیم‌گیران در اقتصاد هر کشور تحت نفوذ ذینفعان باشند،۲- تصمیم‌گیران در اقتصاد هر کشور خود ذینفع باشند، ۳- تصمیم‌گیران در اقتصاد هر کشور تحت نفوذ عوامل بیگانه باشند، ۴-تصمیم‌گیران در اقتصاد هر کشور خود عامل بیگانه باشند.

    از شاه عباس تا امروز، اهمیت ایران توسط سیاستمداران درک نشده است

    بحرینیان با طرح این پرسش که آیا تصمیم‌گیران کشور طی ۲۰۰ سال گذشته و به‌ویژه پس از مشروطه، اهمیت ایران را به درستی تشخیص داده اند، پاسخ داد: پس از شاه عباس اول تا امروز، به دلیل عقب‌ماندگی از علوم و فنون جهان و نقش نداشتن در تولید آنها، اضمحلال ما آغاز شده است. آنها اهمیت ایران را نتوانستند تشخیص دهند.

    بی‌اعتنایی به هشدارهای نخبگان، مصائب امروز کشور را رقم زده است

    شکوه و عزتمندی ملی با بازگرداندن اعتبار به نخبگان و تولیدگران واقعی محقق می‌شود

    وی با بیان بی‌اعتنایی حاکمیت‌های ایران به هشدارها، انذارها و نظرات نخبگان دلبسته به منافع ملی ایران و مطرود نمودن آنها، به نظرات زنده‌یاد مهندس عزت‌الله سحابی در نامه تیرماه ۱۳۷۶ خود به رئیس‌جمهور خاتمی و نظرات زنده‌یاد دکتر حسین عظیمی آرانی در کتاب «ایران امروز در آینه مباحث توسعه» در سال ۱۳۷۸ که وضعیت ایران در زمان حال را در خشت خام دیدند و به درستی هشدار دادند، اشاره کرد. از سوی دیگر، به پژوهشی در سال ۱۹۹۷ اشاره کرد که وزارت دفاع آمریکا آن را به حدود ۲۰۰ نخبه آمریکایی سپرد تا امنیت آمریکا در ربع اول قرن بیست‌ویکم را بررسی کنند. در کمال حیرت مشاهده شد که ۹۰درصد پیش‌بینی‌هایی که در این کتاب آمده بود، محقق شد. صحت نظرات و هشدارهای زنده یادان اندیشه ورز کشورمان کاملا اثبات گردید. این موضوع نشان می دهد که نجات کشور ما نیز در دستان نخبگان دلبسته به منافع ملی است. این کشور، نخبگان و اندیشمندان با تجربه و دلسوز فراوان دارد. باید به آنها اعتماد کرد و از آنها برای برون رفت از گرفتاری های موجود کمک خواست و دست یاری به سوی آنها دراز کرد. آنها را باید به دایره تصمیم گیریهای توسعه کشور وارد کرد و نتیجه را دید. مصائب و مشکلات امروز کشور ما نتیجه قهر با نخبگان و اندیشمندان با تجربه و دلسوز و نادیده گرفتن تولیدگران واقعی است. راه نجات کشور آشتی دوباره با این دو گروه است که هر دو، دل در گروی منافع ملی این سرزمین دارند. نخبگان و اندیشمندان با تجربه، با سیاست های درست در جهت هدایت اقتصاد و تولیدگران واقعی با ایجاد اشتغال، ارزش افزوده با کیفیت و ارز آوری در خدمت این کشور خواهند بود. شکوه و عزتمندی ما با برگرداندن شکوه و عزتمندی به نخبگان و اندیشمندان با تجربه و دلسوز و تولیدگران واقعی محقق خواهد شد.

    ایران یکی از مهره‌های کلیدی بازی سلطه جهانی است

    شناخت جایگاه استراتژیک ایران، شرط اتخاذ سیاست‌های توسعه‌محور است

     وی به دلایل عدم توجه تصمیم‌گیران کشور به‌ویژه در زمینه اقتصاد درباره قدرت تشخیص اهمیت جایگاه ایران در جهان و دلایل ممانعت از قدرت گرفتن اقتصاد مبتنی ‌بر صنعت در ایران با ارائه مستندات پرداخت و عنوان کرد: دانیل یرگین در کتابش به نقل گفته لرد کرزن در سال ۱۸۸۰ پرداخته است: «لردکرزن، نایب السلطنه دولت بریتانیا در هندوستان، اهمیت ایران را چنین توصیف می کرد: یکی از مهره های صفحه شطرنجی که بازی سلطۀ بر دنیا روی آن صورت می گیرد.»

    درک نادرست از تاریخ و ساختار منطقه، سیاستگذاری را دچار خطا می‌کند

    بحرینیان در ادامه ارائه مستند خود به گفته اخیر تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه آمریکا در سوریه و لبنان، اشاره کرد: «فرستاده ویژه آمریکا وجود منطقه‌ای به نام «خاورمیانه» را انکار کرد و مدعی شد کشورهای این منطقه را انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها ایجاد کرده‌اند… انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها در سال ۱۹۱۶ باعث ایجاد «دولت-ملت‌ها» در آن شدند… فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها طبق عهدنامه «سایکس-پیکو» امپراطوری عثمانی سابق را به چند «دولت-ملت» تقسیم کردند… باراک مدعی شد خاورمیانه به این شکل کارکرد نداشته بلکه مبناها در این منطقه شامل فرد، خانواده، روستا، قبیله، جامعه، مذهب و در آخر ملت است.»

    باید در طول ۲۰۰ سال گذشته متوجه می‌شدیم که ما را رها نخواهند کرد،  باید آماده می‌شدیم، اما آماده نشدیم

    دوران طلایی اقتصادی برای توسعه صنعتی ایران کوتاه بود و از دست رفت

    تصمیم‌گیران کشور نتوانستند مسیر واقعی توسعه صنعتی ایران را طی کنند

    وی تاکید کرد: باید در طول ۲۰۰ سال گذشته متوجه می‌شدیم که ما را رها نخواهند کرد و باید آماده می‌شدیم، اما آماده نشدیم. ما دوران طلایی برای ایجاد اقتصادی قوی که مبتنی‌بر صنعت و فناوری باشد نیز داشته‌ایم؛ دورانی که اتفاقات مثبت در اقتصاد این کشور رخ داد، ولی این دوران کوتاه بود و نتوانستیم مسیر واقعی توسعه ایران را به درستی طی کنیم. تصمیم‌گیران کشور درک نکرده‌اند که باتوجه به سابقه تمدنی ایران و موقعیت حیرت‌انگیز جغرافیایی کشورمان، کشورهای سلطه‌گر تنها خواهان غارت منابع اقتصادی ایران هستند و به هر شکل نمی‌خواهند دیگر کشورها از جمله ایران، مبتنی‌بر صنعت توسعه ‌یابند.

    صنایع باید با علم پیوند داشته باشند تا توسعه یابند

    مردم مشرق‌زمین به اکتشافات نو و اختراعات بی‌اعتنا بوده‌اند

    وضعیت امروز ایران ریشه در الگوهای تاریخی مصرف‌زدگی و عقب‌ماندگی صنعتی دارد

    این صنعتگر باسابقه با بررسی و نقل تیتروار نظرات اندیشه‌ورز نابغه شرق، ابن خلدون از کتاب «مقدمه» به سه نکته درمورد اهمیت صنعت، اشاره کرد: «- صنایع ناچار باید[با علم پیوند داشته]باشد – صنایع هنگامی نیکوتر می‌شود و توسعه می‌یابد که طالبان آنها افزون گردد[حمایت الزامی دولت‌ها از صنایع] –صنایع به پیشه‌کننده آنها خردمندی خاصی می‌بخشد.» وی سپس به سفرنامه شاردن در بیش از سه قرن پیش اشاره و گوشه‌ای از زمینه‌های تاریخی عقب‌ماندگی صنعتی و مصرف‌زدگی ایران را از دوران صفویه از این سفرنامه، نشان داد: «مردم مشرق‌زمین افرادی سست و آسان‌گیر و تنبل می‌باشند و جز برای فراهم آوردن وسایل بسیار ضروری تن به کار نمی‌دهند؛ …آنان بر این اعتقادند که چون این بدایع، مورد نیاز زندگی ساده و طبیعی آنان نیست، دل بستن به آنها کاری بیهوده و خطاست… نکته دوم این که مردمان مشرق‌زمین اصولا به اکتشافات نو و اختراعات جدید کاملا بی‌اعتنایند و شوق و رغبتی بدین امور ندارند… همچنین بر این اعتقادند اگر جز آنچه دارند به چیزی نیازمندند، باید از کشورهای بیگانه بخرند. از وابستگی خود به بیگانگان غمی به دل راه نمی‌دهند و هرگز این اندیشه در ضمیرشان نمی‌گذرد که دست و فکر خود را به کار اندازند و آنچه لازم دارند خود بسازند و در طلب آن دست به سوی بیگانگان دراز نکنند.» گویی وضعیت امروز کشور در سه قرن پیش شرح داده می‌شود. حتی بسیاری از تصمیم‌گیران اقتصادی کشور در یک سده گذشته نیز این موضوع را درک نکردند و تجارب بیان شده توسط برخی از تصمیم‌گیران پاکدست کشور که برای کشور هزینه‌زا بوده هم مورد مطالعه قرار نگرفت.

    آمریکا و بانک جهانی از کمک به برنامه‌های صنعتی ایران ممانعت کردند

    تنها آلمان حاضر شد به ایران در ایجاد صنعت کمک کند

     وی به مخالفت قدرت‌های جهانی با صنعتی شدن ایران امروز اشاره کرد و گفت: زنده‌یاد دکتر محمد یگانه، عضو گروه دکتر عالیخانی، در کتاب خاطرات خود آورده «به‌خصوص آمریکایی‌ها چندان نظر مساعدی نداشتند نسبت به برنامه‌های صنعتی و صنعتی شدن ایران… ایران دست کمک خواستن دراز کرد به بانک جهانی، به آلمان، به آمریکا، فقط در میان اینها آلمان حاضر شد به ایران کمک بکند، آمریکایی‌ها مخالفت کردند و بانک جهانی مخالفت کرد برای ایجاد چنین صنعتی در ایران… آمریکایی‌ها توصیه کرده بودند به دولت آلمان که به صلاح نیست و شما هم به صلاح نیست که به ایران کمک بکنید برای ایجاد چنین صنعتی.» در شرق آسیا و در کره‌جنوبی هم با همین وضعیت مواجه بودیم. دکتر سئونگ هون چون که ۲۵ سال در قلب برنامه‌ریزی این کشور تصمیم‌گیر بوده، برای احداث کارخانه تولید فولاد، می‌گوید: «ایالات متحده آمریکا، آلمان غربی و  بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه (IBRD) مخالف طرح بودند (بدون هیچ نوع امکان‌سنجی اقتصادی)… رئیس بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه(IBRD)، مک نامارا (McNamara): برای مخالفت با طرح ذوب آهن کره متأسفم.»

    کره‌جنوبی صنعت ورق فولاد را به عنوان پیشران توسعه تعریف کرد

    تولید تیرآهن به جای تامین صنایع پیشران، ایران را در دام بورژوازی مستغلات انداخت

    نگاه اشتباه به یک صنعت می‌تواند مسیر توسعه دو کشور را متفاوت کند

    بحرینیان به تفاوت مسیر صنعتی ایران و کره‌جنوبی اشاره کرد و گفت: کره‌ای‌ها برای توسعه خود پیشران صنعتی تعریف کردند و برای آن پیشران‌ها، به صنعت فولاد به عنوان منبع تغذیه این صنایع پیشران می‌نگریستند، از این‌رو به صنعت ورق فولادی روی آورند، ولی ما به فولاد نه به عنوان صنعتی برای تامین صنایع پیشران، بلکه به عنوان صنعت هدف نگریستیم و به تولید تیرآهن روی آوردیم که در خدمت ساختمان‌سازی باشد و در نهایت در بورژوازی کژکارکرد مستغلات گرفتار شدیم. با همین یک مثال ساده شما می توانید اهمیت برنامه ریزی و نگاه درست به صنایع پیشران را متوجه شوید و این جاست که نقش نخبگان و اندیشمندان با تجربه و دلسوز؛ با اهمیت می شود. یک نگاه اشتباه به یک صنعت، چطور می تواند مسیر توسعه دو کشور را متفاوت کند. اینکه ما به دنبال صنعت فولاد بوده ایم، یک تفکر خوب بوده است، اما این که این صنعت را برای چه می خواهیم و این که موقعیت مکانی این صنعت باید کجا باشد و یا نهاده های لازم برای آن؛ از جمله آب و مقیاس آن با توجه به نگاه به آینده را نتوانستیم درست تشخیص دهیم. کشورهای غربی توسعه صنعتی و اقتصادی را برای ما نمی خواهند. این ما هستیم که باید منافع آینده و قدرت اقتصادی کشور خود را درک کنیم و در این مسیر از افراد دارای اهلیت حرفه ای در تصمیم گیری ها استفاده کنیم.

    برنامه‌ریزی در ایران غالبا بی‌محتوا و کلی‌گویی است

    مسائل واقعی و تصمیمات حیاتی هنوز تعریف نشده و تصمیم گیری درباره آنها به نیروهای اداری و سیاسی واگذار شده‌اند

    حتی پس از ۷۰ سال، برنامه‌های توسعه ایران همچنان گرفتار کلی‌گویی و فقدان محتوای عملی هستند

    وی با مقایسه برنامه‌های توسعه ایران با برنامه چهاردهم چین (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵)، به نقد برنامه‌ریزی در ایران پرداخت و با نقد نمایش‌ها و بی‌محتوا شدن برنامه از اصول اساسی و کلی‌گویی‌ها به گزارش گروه هاروارد که به ایران آمده بودند، اشاره کرد: «آخرین نمایش قدرت هنگامی بود که برنامه‌ریزان در حضور وزرا برنامه سوم را به شاه تقدیم کردند و شاه در مقابل چشم وزرا، مندرجات آن را تأیید و امضاء کرد. این عمل هر چند به خوبی انجام شد، اما هیچ چیز را تعیین نکرد. این برنامه هنگامی که مورد تایید شاه قرار گرفت، چیزی به جز بیانیه ایمان و اعتقاد به آینده کشور نبود. به سختی می‌توان گفت که دست‌اندرکاران برنامه‌ریزی به غیر از تعهد کلی به اندیشه‌های مبهم توسعه و پیشرفت، به تعهدات دیگری تن داده بودند. مسائل واقعی که باید حل می‌شد و تصمیمات حیاتی که باید اتخاذ می‌شد، موضوعاتی بود که هنوز تعریف نشده بودند. کل مسئله عملا به بیابان برهوت نیروهای اداری و سیاسی کشور افکنده شد؛ نیروهایی که خود موضوع اصلی و مورد توجه این گزارش بوده‌اند.» البته هنوز پس از گذشت هفتاد سال برنامه‌ریزی در ایران و در آخرین برنامه توسعه کشور یعنی برنامه هفتم با همین کلی‌گویی‌ها مواجه هستیم.

    شاخص‌های قابل اندازه‌گیری و پروژه‌های علمی و صنعتی چین، نمونه برنامه‌ریزی موفق است

    موفقیت چین نشان می‌دهد برنامه‌ریزی عملی و هدفمند، کشور را از بحران‌ها عبور می‌دهد

    بحرینیان با تشریح برنامه چهاردهم چین (۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵)، افزود: در این برنامه، شاهد عقلانیت و واقع‌نگری عمیق و پرهیز از کلی‌گویی‌ها هستیم. شاخص‌های قابل اندازه‌گیری برای هر مورد تعیین شده است، پروژه‌های فضایی سرنشین‌دار و اکتشافات ماه، پروژه‌های عمق دریا، ابررایانه‌ها، قطارهای پرسرعت فوکسینگ و تولید هواپیماهای بزرگ. پیروزی کلی در نبرد سرنوشت‌ساز کاهش فقر در چین بیان می‌کند که بیش از ۵۵ میلیون تن از اهالی روستایی فقیر از فقر نجات یافتند.

    محدودیت دسترسی به نخبگان، قدرت تشخیص رهبران را کاهش می‌دهد

    پروتکل‌ها مانع از بحث و مشورت نخبگان با پزشکیان می‌شوند

     وی در بخش دیگری از سخنرانی خود به تشریح موانع ساختاری توسعه در ایران پرداخت و با اشاره به نظریه ابن‌خلدون درباره اینکه سه دیوار دور رهبران کشیده و دسترسی به آنها قطع می‌‌شود، گفت: آقای پزشکیان را رئیس‌جمهور پاکدستی می‌دانم، اما متاسفانه این دیوارها به‌گونه‌ای تشکیل می‌شود و پروتکل‌ها اجازه نمی‌دهند که نخبگان اجازه بحث داشته باشند و لذا قدرت تشخیص در تصمیم‌گیران اصلی کشور ایجاد نمی‌شود که کدام راه درست و کدام غلط است. از سوی دیگر می‌بینید که تمام وقت روسای‌جمهور در جلسات گذرانده می‌شود .

    تبلیغات گسترده درباره محصولات دانش‌بنیان با واقعیت آماری همخوانی ندارد

    آمار گمرک نشان می‌دهد ارزش صادرات دانش‌بنیان تنها یک ششم واردات است

    آیا از هوش طبیعی به نحو احسن استفاده کرده‌ایم و اگر چنین است، چرا در این وضعیت فعلی گرفتار شده‌ایم؟

    بحرینیان با انتقاد از برجسته شدن تقلیدی ناگهانی موضوعی در جامعه و جنجال ایجاد نمودن برای آنها گفت: دکانی شکل می‌گیرد و منابع کشور بدون هدف هدر می‌رود؛ گاهی نانوتکنولوژی، گاهی بوم‌گردی و ایجاد خلق‌الساعه ویلاهای شکل گرفته، گاهی شرکت‌های دانش‌بنیان و گاهی موضوعات دیگر. وی همچنین بیان کرد: در سال گذشته در رسانه‌ها به‌گمانم بیش از ۳۰۰ محصول تبلیغ شد که در زمره رتبه‌های تک رقمی جهان هستیم. اما اگر چنین بود که اکنون کشور باید بهشت برین شده بود و حداقل قدرت پنجم جهان می بودیم! وقتی حقایق آماری بیرون می‌آید دردناک می‌شود و این نمایش‌ها رنگ می‌بازد. به عنوان نمونه گمرک ایران برای سال ۱۴۰۲ آمار ارزش و وزن واردات و صادرات شرکت‌های دانش‌بنیان را منتشر کرد. ارزش صادرات هر تن محصولات دانش‌بنیان حدود یک ششم واردات شرکت‌های دانش‌بنیان بود! به تازگی هم بحث «هوش مصنوعی» به کرات مطرح می‌شود و این پرسش مطرح شده که آیا از هوش طبیعی به نحو احسن استفاده کرده‌ایم؟ اگر بله، چرا چنین وضعی را شاهد هستیم؟!

    مصرف و واردات بی‌رویه سوخت، نشان‌دهنده ناتوانی تصمیم‌گیران و وابستگی تاریخی ایران به بیگانه است

    با وجود مصرف و واردات بالای بنزین، رشد منفی اقتصادی داشته‌ایم

    بحرینیان سپس با ارائه جداول محاسباتی متعدد و مستند، گزارش مفصلی از مصرف فرآورده‌های نفتی با تکیه ویژه بر گازوئیل و بنزین ارائه داد و گفت: فاجعه عدم‌اهلیت حرفه‌ای و ناتوانی از آینده‌نگری حیرت‌آور است. ما در جدول نهایی محاسبات از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۹را با مستندات قیمتی استخراج شده ارزی توانسته‌ایم محاسبه کنیم:

    معادل ارزش دلاری مصرف بنزین و گازوئیل به قیمت جاری در ایران

    اما اگر آمار واردات و مصرف بنزین از سال ۱۲۹۹که تنها سه میلیون قران واردات بنزین داشتیم را محاسبه کنیم، عمق ناتوانی تصمیم‌گیران و وابستگی ادامه‌دار ما به اجنبی مشخص می‌شود.

    1

    آیا این حجم از مصرف و واردات، رشد اقتصادی واقعی ایجاد کرده است؟ واضح است، رشد اقتصادی در بسیاری از دوره‌ها حتی منفی بوده است.

    مجالس ما فقط شعار «کمک به صنعت» می‌دهند، نه توان مقایسه دارند، نه اقدامی واقعی می‌کنند

    از صنعتگران واقعی توقع دارند با امکانات بورکینافاسو، امتیازات سوئیس را تحویل بدهند!

    سه میلیون اشتراک جدید برق در سه سال اضافه می‌کنند بدون اینکه ظرفیت تولید برق را بالا ببرند

    این صنعتگر باسابقه در بخش دیگری از سخنان خود به مقایسه سیاست‌های صنعتی ایران با کشورهای موفق پرداخت و گفت: وقتی می‌بینیم چین، آلمان و کره‌جنوبی هرکدام دقیق و شفاف در چه قالب‌هایی و با چه مبالغی صنعت خود را حمایت کرده‌اند، مشاهده می شود که مجالس ما فقط شعار «کمک به صنعت» می‌دهند، نه توان مقایسه دارند، نه داده‌ای دارند و نه اقدامی واقعی می‌کنند. باید گفت در این کشورها به تولید، صنعت فناورانه و کارآفرینان واقعی به عنوان هویت آینده و خط مقدم حفظ و افزایش جایگاه عزتمندانه قدرت و ثروتشان نگریسته می شود، اما متاسفانه این نگاه به تولید در ایران وجود ندارد. نه تولید واقعی جایگاه خود را دارد و به آن ارزش واقعی می گذارند و نه کارآفرینان واقعی نوآور. در نهایت فقط انتقاد از صنعتگران واقعی می‌ماند. هیچ‌گاه مقایسه واقعی انجام نمی‌دهند، زیرا توانایی انجام این کار را ندارند. از صنعتگران واقعی ما توقع دارند با امکانات بورکینافاسو، امتیازات سوئیس را تحویل بدهند! در عمل هم همان‌ها را تحت فشار می‌گذارند؛ برق صنایع را قطع می‌کنند تا محبوبیت بخرند، سه میلیون اشتراک جدید برق در سه سال اضافه می‌کنند بدون اینکه ظرفیت تولید برق را بالا ببرند و بعد در آمار رسمی از رشد مصرف برق سخن می‌گویند، بی‌آنکه بگویند ما چقدر بر مشترکان جدید اضافه کرده‌ایم، چقدر صنایع را به بدبختی کشاندیم و استهلاکشان از سرمایه‌گذاری بیشتر شده و مسلم است که با افزایش استهلاک، میزان مصرف برقش هم افزایش می‌یابد.

    طی سه سال بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای واردات صفحات خورشیدی از چین هزینه شده است

    الزام صنایع به خرید برق از بورس یا تولید شخصی، غیرمنطقی و بی‌سابقه است

    چرا ارز واردات صفحات خورشیدی را در ایجاد نیروگاه‌هایی که می‌تواند برق ارزان‌تر تولید کند، سرمایه‌گذاری نمی‌کنید؟!

    بحرینیان به نمونه‌ای عینی از سوء‌مدیریت، اشاره کرد: تصمیم‌گیران نه تنها کمکی به صنایع نکردند، بلکه با قوانین نامناسب اجبار می‌کنند که صنایع از انرژی تجدیدپذیر استفاده کنند. سپس در عرض سه سال بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای واردات صفحات خورشیدی از چین هزینه می‌شود، و سوال پیش می‌آید که چرا ارز می‌دهید؟ چرا با این ارز در ایجاد نیروگاه‌هایی که می‌تواند برق ارزان‌تر تولید کند، سرمایه‌گذاری نمی‌کنید؟! در کجای دنیا می‌گویند «از بورس برق تهیه کن یا با سرمایه خودت برق تولید کن»! اگر چنین است دیگر چه نیازی به وزارت نیرو داریم؟ کارشناسان دلسوز ذیربط حتماً هشدار داده‌اند، اما آنها که در رأس تصمیم‌گیری هستند، حاضر نیستند میز را رها کنند و برای خرید محبوبیت به انواع راه‌ها متوسل می‌شوند.

    از ۹۹ تا ۱۴۰۱ بنزین به قیمت ۲۷ سنت صادر و با قیمت ۳۰ تا ۴۲ سنت وارد  شده است

    او سپس به سوء‌مدیریتی دیگر اشاره و اضافه کرد: آمار صادرات بنزین بر اساس داده‌های گمرک ایران طی  سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ نشان می‌دهد هر لیتر بنزین حدود ۲۷ سنت صادر شده، در حالی‌که واردات ما از این مبلغ همیشه بیشتر بوده و از قیمت‌های ۳۰ تا ۴۲سنت در هر لیتر را شاهد بوده‌ایم.

    آمار صادرات بنزین بر اساس داده های گمرک ایران در سالهای 1399 تا 1401

    وام‌های  تحقیق و توسعه هم  به جای ساخت موتور ملی، صرف بدهی‌های ایران‌خودرو به پژو شد

    طلب پژو، سه برابر بودجه موتور ملی بود

    ۵۳۶ میلیارد دلار را دود کردند و فرصت تولید موتور ملی از دست رفت

    این پژوهشگر توسعه با استناد به کتاب «دانش و فناوری موتور ملی» در زمینه صنعت خودرو که به موضوع طراحی موتور ملی در زمان آقای خاتمی پرداخته است، ذکر کرد: «وام بیش از ۱۰۰میلیون یورویی بانک صنعت و معدن و وام ۱۵۰میلیون یورویی بانک توسعه اسلامی برای کمک به رفع نیازهای طرح تامین شد، ولی متاسفانه این اقلام برای موتور ملی هزینه نشد و درنتیجه موتور تا پایان سال ۱۳۸۶در همان مرحله پیش تولید؛ راکد ماند… زیرا با دریافت وامی به میزان تقریبا  سه برابر هزینه این طرح و استفاده مناسب از آن می‌توانستیم امروز به تولید انبوه موتور و جعبه دنده و خودرویی ملی برسیم و از وابستگی در قوای محرکه نجات یابیم، درحالی که با آن مبالغ، معوقه‌های ایران‌خودرو به طلبکاران ازجمله پژو پرداخت شد.» بنابراین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹حدود ۵۳۶ میلیارد دلار به نرخ جاری عملا دود شد و از بین رفت، تصمیم‌گیران اقتصادی کشور حتی حاضر نشدند یک درصد از این مبلغ را صرف طراحی موتور ملی کنند.

    دموکراسی‌های ظاهری راهگشای توسعه اقتصادی نیستند

    تجربه موفق کشورهای آسیایی نشان می‌دهد نهادهای مستقل کلید پیشرفت‌اند

    بحرینیان با اشاره به نظریه فرانسیس فوکویاما، گفت: همان‌طور که فرانسیس فوکویاما می‌گوید، دموکراسی‌های ظاهری قادر به حل مشکلات ساختاری کشور نیستند. در صد سال اخیر، سیستم‌های مشابه در کشورهایی از ترکیه تا عراق و شمال آفریقا، نتوانسته‌اند پیشرفتی ایجاد کنند. تجربه کشورهای موفق آسیایی مانند ژاپن، کره‌جنوبی، تایوان، سنگاپور و مالزی نشان می‌دهد که نهادهای مستقل و کارآمد برای توسعه اقتصادی ضروری‌اند.

    مجلس و دولتی که در شرایط جنگی، برای فراهم‌سازی منبع تامین هزینه‌ها با استفاده از ارز، اجازه ورود خودروهای دست‌دوم را می‌دهند، قطعا قادر به حل مسئله نیستند

    تحریم‌ها دمل ۱۲۵ساله اقتصاد ایران را متورم کرد و جنگ ۱۲روزه آن را ترکاند

    وی به تحلیل اثرات تحریم پرداخت و گفت: مجلس و دولتی که در شرایط جنگی، برای فراهم‌سازی منبع تامین هزینه‌ها با استفاده از ارز، اجازه ورود خودروهای دست‌دوم را می‌دهند، قطعا قادر به حل مسئله نیستند. تحریم‌ها دمل ۱۲۵ساله اقتصاد ایران را متورم کرد و جنگ ۱۲روزه آن را ترکاند و عمق ضعف‌های فناورانه ما را آشکار ساخت. مشخص شد که با تجهیزات و ابزارهای تولیدشده در غرب نمی‌توان به‌طور موثر با غرب رقابت یا مقاومت کرد؛ ما کشور را به تکنولوژی خارجی وابسته کردیم و جنگ ۱۲روزه این حقیقت را به وضوح در مقابل دید ما قرار داد.

    هدف تحریم‌ها بیکاری، تورم و وابستگی اقتصادی بود

    تحریم‌ها با هدف آسیب به تولید و جوانان طراحی شد؛ چرا به هشدارها توجه نمی‌کنیم؟

    بحرینیان راه‌حل را در استفاده از گفته‌های دشمن دانست و توضیح داد: راه‌حل مقابله با تحریم‌ها از درون گفته آنان قابل فهم است، اما نمی‌دانم چرا به آنها توجه نمی‌کنند؟! سال ۱۳۹۴، ریچارد نفیو، طراح تحریم‌ها در زمان باراک اوباما، در کتاب خود با عنوان «هنر تحریم‌ها: نگاهی از درون» که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی آن را ترجمه و منتشر کرده، خواسته‌های طراحی شده‌شان را آورده است:  تاثیر بر جمعیت جوان و بیکاری جامعه در بخش‌های صنعتی و تولیدی (صفحات ۴۸-۴۷)، افزایش هزینه اعتبارات داخلی برای بنگاه‌های تولیدی (صفحه ۵۷)، خارج نمودن ارز از ایران برای واردات کالاهای لوکس و تجملی در جهت ایجاد نابرابری و تورم (صفحه ۸۷)،  استفاده از اشتباهات مدیریتی، به طور مثال مشکلات داخلی در تامین مرغ (صفحه ۸۹)، هدف اصلی تحریم‌ها مشاغل حوزه تولید و ممانعت از کاهش اتکاء به نفت بود (صفحه ۸۹)، تحریم‌کنندگان به عدم توان تصمیم‌گیران در ارائه راه‌حل و تجربه آنها در عدم به وجود آمدن هماهنگی آگاه بودند (صفحات ۴۷ و ۸۷).

    ساختار کنونی مانع توسعه صنعتی کشور است

    یک نهاد فراقوه‌ای از نخبگان واقعی و انتخابی برای تصمیم‌گیری در اقتصاد کشور لازم است

    این پژوهشگر توسعه در پایان گفت: با توجه به ذخیره دانش و آگاهی موجود در کشور، ما قادر به انجام اقدامات مثبت جهت برون‌رفت از وضعیت فعلی و حرکت به سوی آینده‌ای بهتر و کشوری توسعه‌یافته هستیم، اما این موضوع اقتضائات خاص خود را دارد که مهم‌ترین آن توجه به «اهلیت حرفه‌ای تصمیم‌گیران» و حرکت به سوی «توسعه صنعتی» و تعیین «پیشران‌های صنعتی» است. از سوی دیگر، تجربه یک سده گذشته نشان داده که با این ساختار پوسیده، نمی‌توان به خروج از این دامنه بحران ایجاد شده امیدی داشت، بلکه با تجربه کشورهای موفق و خارج شده از مدار توسعه‌نیافتگی، یک نهاد فراقوه‌ای از نخبگان واقعی و انتخابی برای تصمیم‌گیری در اقتصاد کشور لازم و حیاتی است که درخصوص شاخص‌های و انتخاب نخبگان باید بحث جدی صورت پذیرد.

  • برخی مدیران دولتی طوری رفتار می کنند که انگار برنده جایزه نوبل هستند! / ما منابع کم نداشتیم؛ مسئله اصلی سوءمدیریت و نبود اهلیت حرفه‌ای است / نباید بپرسیم که این همه برنامه‌ای که نوشتیم، به چه دردی خورد؟!

    برخی مدیران دولتی طوری رفتار می کنند که انگار برنده جایزه نوبل هستند! / ما منابع کم نداشتیم؛ مسئله اصلی سوءمدیریت و نبود اهلیت حرفه‌ای است / نباید بپرسیم که این همه برنامه‌ای که نوشتیم، به چه دردی خورد؟!

    به گزارش اقتصادران، در نشست انجمن تخصصی قطعه‌سازان کشور، سیدمحمد بحرینیان، صنعتگر و پژوهشگر باسابقه توسعه، با لحنی تند و شفاف، در سخنانی با ‌عنوان «ضدیت و مسئولیت‌گریزی فزاینده دولت‌ها و مجالس با تولید و صنعت ایران»، از ناکارآمدی ساختار مدیریتی کشور، سیاستگذاریهای سطحی، درماندگی نظری، فقر اندیشه کاربردی و عدم اهلیت حرفه‌ای تصمیم‌گیران اقتصادی و بسیاری از مسئولان انتقاد کرد و نسبت به سقوط صنعت ملی هشدار دارد. او تاکید کرد: «عامل اصلی ناکامی کشور، مداهنه و تقلید کورکورانه است؛ نه کمبود منابع.»

    سهم ایران در تجارت جهانی در سال ۲۰۲۲ فقط ۲۵ صدم درصد بود / در دوران جنگ تحمیلی این سهم بیش از یک درصد بود

    وی در این نشست تخصصی با استناد به تجارب  ۵۰ ساله خود و منابع تاریخی و دینی، وضعیت کنونی تولید و صنعت، به‌ویژه صنعت خودرو و ساختار حکمرانی در اقتصاد را به‌شدت مورد انتقاد قرار داد و گفت: «تا زمانی که ساختار دیوان‌سالاری معیوب اصلاح نشود، تزریق پول فقط اتلاف منابع خواهد بود.» بحرینیان ضمن اظهار تاسف به عملکرد اقتصاد کشور در مقایسه با منابع عظیمی که در اختیار داشته، این    واقعیت که  هیچ یک از شاخص های مهم اقتصادی کشور در قواره این منابع هنگفت نبوده است را شرم آور دانست و در بیان نمونه ای، توضیح داد:  «سهم ایران در تجارت جهانی در سال ۲۰۲۲ فقط ۲۵ صدم درصد بوده است، درحالی که در دوران جنگ تحمیلی این سهم بیش از یک درصد بود.»

    منابع ارزی و معادل دلاری منابع

    عامل اصلی ناکامی‌های کشور، مبالغه و مداهنه است

    وی با انتقاد صریح از ساختارهای تصمیم‌گیری کشور و فقر علمی در سطوح مدیریتی، گفت:  عامل اصلی ناکامی‌های کشور، مبالغه و مداهنه است، به‌ویژه در وصف مسئولانی که فاقد اهلیت و شایستگی تخصصی‌اند. متاسفانه دیده‌ایم بعضی از نمایندگان مجلس حتی برخی از واژه‌های اقتصادی را نمی‌توانستند تلفظ کنند، اما عضو کمیسیون تلفیق بودند! و بسیاری از مسئولان حاضر نیستند حتی یک ساعت وقت گذاشته و تجربه تاریخی هزینه‌زای کشورمان را مطالعه کنند تا همان اشتباهات تکرار نشود، اما این تکرارها ادامه دارد.

    برخی مدیران دولتی گرفتار  غرور کاذب هستند

    بحرینیان با بیان اینکه متاسفانه برخی مدیران دولتی گرفتار  غرور کاذب هستند و به گونه ای رفتار می کنند که گویی  برنده جایزه نوبل هستند، در حالی که اقتصاد و صنعت کشور از بی‌عملی و عدم قدرت تشخیص آنها رنج می‌برد. وی با دفاع از صنعت قطعه‌سازی، گفت: صنایع دفاعی، نفت و حتی خودرو، مدیون صنعت قطعه‌سازی کشور است، اما امروز گاهی با قیاسهای عوام‌فریبانه در نهادهای دو قوه کشور، به جای ارائه راه‌ حل مشخص، تفصیلی و دقیق که توانایی انجام آن را ندارند، آن را می‌کوبند و می‌گویند چطور می‌توانیم موشک بسازیم، اما نمی‌توانیم خودرو بسازیم؟ اینها حاضر نیستند مطالعه و تحلیل کنند و راه‌حل دقیق با جزئیات را ارائه دهند.

    صنعت خودرو قربانی چنددستگی و حضور ده‌ها نهاد تصمیم‌گیر است

    این پژوهشگر توسعه دلیل پیشرفت افتخارآمیز صنعت موشکی را «فرماندهی واحد» دانست و افزود:  صنعت خودرو قربانی چنددستگی و حضور ده‌ها نهاد تصمیم‌گیر است. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، ۲۳ نهاد و سازمان در مدیریت صنعت خودرو دخالت دارند، هرچند ما می‌گوییم در عمل نزدیک به ۱۰۰ نهاد! برخی برای جلب محبوبیت، لگدی به صنعت خودرو می‌زنند تا بگویند “ما هم هستیم”؛ اما واقعیت چیز دیگری است؛ دندان‌هایی برای این صنعت تیز شده تا آن را زمین‌گیر کنند. در ناتوانی و فقر اندیشه کاربردی در قوه مجریه و قوه مقننه در تبیین، تشخیص مشکل و ارائه راه‌حل دقیق مبتنی‌بر برنامه تفصیلی روشن اجرایی، هم عوامل داخلی و هم بیرونی برای ناکامی این صنعت و اتلاف منابع مالی و ارزی کشور، دست به دست هم داده‌اند.

    بحرینیان با استناد به قرآن و نهج‌البلاغه و تفسیر علامه طباطبایی در المیزان برای آیه ۳۶ سوره اسرا، که می‌فرماید:  در هر اعتقاد یا عملی که تحصیل علم ممکن است، پیروی از غیر علم حرام است و در اعتقاد و عملی که نمی‌شود به آن علم پیدا کرد، زمانی اقدام و ارتکاب جائز است که دلیل علمی آن را تجویز نماید»، پرسید: «آیا امروز این اصل در کشور ما رعایت می‌شود؟ خیر. در نتیجه بخش مهمی از توسعه‌نیافتگی کشور را باید از عدم درک این تفسیر مهم دانست.

    کشورهای شرق آسیا پذیرفتند که ۴۰۰ سال عقب‌مانده‌اند و از نو ساختند

    وی از فقر فکری و بی‌عملی ساختار بوروکراتیک کشور ابراز نگرانی کرد و با ذکر مثال‌هایی از کشورهای شرق آسیا، گفت: آنها پذیرفتند که ۴۰۰ سال عقب‌مانده‌اند و از نو ساختند، ولی ما فکر کردیم بلدیم چه کار کنیم و هنوز کاری نکرده‌ایم و به هیچ‌وجه در اقتصاد جهان دارای قدرت مؤثری نیستیم و فقط با کلمات بازی می‌کنیم.

    ساخت پایدار حکومت تنها با رونق صنعت، تجارت و تولید ملی ممکن است

    این صنعتگر برجسته با بیان اینکه ساخت پایدار حکومت تنها با رونق صنعت، تجارت و تولید ملی ممکن است و نه با شعار و پوپولیسم، هشدار داد که با ساختار فعلی کشور نمی‌تواند با منطق توسعه جهانی رقابت کند. او با اشاره به دیدگاه مولا علی(ع) درباره ساختار اقتصادی و اداری کشور، که قرن‌ها بعد توسط ابن خلدون نیز تأیید شد، گفت: «مولا علی(ع) قرن‌ها پیش، نگاهی به ساختار اقتصادی و اداری کشور داشته است؛ نگاهی که چند سده بعد دانشمند بزرگ اسلامی “ابن خلدون” با درایت تمام از صنعت برای پیشرفت کشورها سخن می‌گوید و سپس کشورهای پیشرفته غرب، کیمیای پیشرفت و کسب قدرت اقتصادی را در صنعت کشف کردند. اما لشگریان به فرمان خدا دژهای ملت، و زیور زمامداران ‌و عزت دین ‌و مایه امنیت‌اند و مردم جز بدانها برپا نتوانند بود. اما لشگریان جز با آنچه خداوند از خراج بدانها رساند، استوار نتوانند شد و با این سهم است که برای پیکار با دشمنان نیرو گیرند و به آن در سامان دادن به خود دلگرم شوند و در رفع نیازهایشان پشتگرم. و اما این دو دسته(لشگر و توده مردم) استواری نخواهند یافت، مگر با گروه سوم یعنی قاضیان و کارگزاران و منشیان که قراردادها را استوار کنند و سود مردمان فراهم آرند و مورد اعتماد و امانت مردم در کارهای خصوصی و عمومی‌اند. و همه اینان استواری نخواهند یافت، مگر به وسیله بازرگانان و صنعت‌پیشگان که به کار خود به امید سود روآورند و بازارها بدیشان رونق یابد و کار و کسب آنان از دست دیگران ساخته نیست. سپس طبقه پایین از حاجتمندان و درماندگانند که شایسته یاری و کمک‌اند.

    بحرینیان با تاکید بر این نقل‌قول افزود: به عبارتی اگر صنعت‌پیشه و بازرگان نباشند، هیچ نظامی پابرجا نمی‌ماند؛ اینها ستون‌های واقعی اقتصاد و اقتدار کشورند.

    صنعت، پیشران قدرت اقتصادی، توسعه و رفاه و نوآوری است

    وی ادامه داد: شرق آسیا و غرب این موضوع را درک کرده‌اند که صنعت، پیشران قدرت اقتصادی، توسعه و رفاه و نوآوری است، اما در کشور ما و کشورهای توسعه‌نیافته هنوز درک نشده است.

    در مواجهه با برخی کشورها باید با دقت و هوشیاری بیشتری عمل کرد

    بحرینیان به رویکرد نادرست نسبت به کشورهایی مانند چین و روسیه که حتی در عرصه سیاسی در مقاطع تاریخی رفتارهای نامناسبی با ایران داشته‌اند، به یک بیت شعر آذری اشاره کرد و گفت : از روی پل نامرد رد نشو، بگذار سیل تو را ببرد.» و هشدار داد که در مواجهه با برخی کشورها باید با دقت و هوشیاری بیشتری عمل کرد، زیرا در سیاستگذاری‌های صنعتی نیز با رویه‌هایی مواجه هستیم که این ضرب‌المثل به خوبی آنها را توصیف می‌کند. این نکته نشان می‌دهد که در حوزه سیاستگذاری صنعتی نیز نباید ساده‌لوحانه عمل کرد و باید مراقب نفوذ و تأثیرات پنهان بود.

    ما نباید در پناه کسانی قرار بگیریم که بیش از شش بار در شورای امنیت علیه ما رأی داده‌اند

    او افزود:  ما نباید در پناه کسانی قرار بگیریم که بیش ازشش بار در شورای امنیت علیه ما رأی داده‌اند و بیچارگی امروز کشور، نتیجه همین غفلت‌هاست؛ “در پناه روباه قرار نگیر، بگذار شیر تو را بِدَرَد.” بچه‌های ما در جنگ، شیران بیشه ایران بودند که به جبهه رفتند و در مقابل اجنبی سر خم نکردند، اما بماند که بعد از جنگ چگونه روباه صفتان آمال‌ها را به انحراف کشیدند!

     ایران هنوز گرفتار بوروکراسی معیوب است

    این پژوهشگر با اشاره به سندی محرمانه از سازمان اولیه به وجود آورنده اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) که در سال ۱۹۴۴ یعنی یک سال پیش از پایان جنگ جهانی دوم تدوین و در سال ۲۰۰۸ از طبقه‌بندی محرمانه خارج شده است، گفت: این سند نشان می‌دهد، آمریکا ۶۵ سال پیش فهم دقیقی از تخریب ساختارهای حکمرانی داشت، درحالی که ایران هنوز گرفتار بوروکراسی معیوب است.  یکی از بندهای این سند توصیه‌ای شگفت‌انگیز دارد و در کشورهای توسعه‌نیافته به وفور دیده می‌شود. این سند توصیه می کند  «هنگام انتصاب تکالیف کاری، همیشه اول از مشاغل بی‌اهمیت شروع کنید. مراقب باشید که مشاغل مهم به کارکنان ناکارآمد و ماشین‌آلات ضعیف واگذار شود.» آیا به راحتی مصداق‌های آن احساس یا مشاهده نمی‌شود؟

    این کارشناس توسعه صنعتی سپس با توجه به گفته‌های سند سیا، واژه ای را که مورد استفاده قرار می دهد، ارائه داد که در تحلیل وضعیت فعلی ایران راهگشا است و در تعریف واژه «موارد ناخوشایند»، اظهار داشت:  این موارد شامل این است که تصمیم‌گیران در اقتصاد هر کشور تحت نفوذ ذینفعان باشند، یا تصمیم‌گیران خود ذینفع باشند، یا تحت نفوذ عوامل بیگانه باشند، یا خود عامل بیگانه باشند. حال اگر اینها را کنار بگذاریم، می‌توانیم روی قوانین و دستورالعمل‌هایی که امروز ما را به اینجا کشانده‌اند فکر کنیم که از روی علم و توانایی، آینده‌نگری تدوین نشده و منطقی نیز نداشته‌اند.

    اگر بخش خدمات بسیار بزرگ باشد، تقاضا برای کالاها از عرضه آن تجاوز کرده، منجر به تورم و کسری موازنه پرداخت‌ها خواهد شد

    بحرینیان با تکیه بر گفته نوبلیست شهیر اقتصاد، سر آرتور لوئیس، هشدار داد: در برنامه‌ریزی رشد اقتصاد، کسب توازن صحیح کالاها و خدمات حائز اهمیت است، زیرا اگر بخش خدمات بسیار بزرگ باشد، تقاضا برای کالاها از عرضه آن تجاوز کرده، منجر به تورم و کسری موازنه پرداخت‌ها خواهد شد.»  اما آیا مجالس، دولت‌ها و بخش اقتصادی کشور این موضوع را درک کرده‌اند؟ چگونه است که امروز بیش از ۸ میلیون راننده در اسنپ و تپسی داریم، درحالی که طبق گزارش عملکرد سال ۲۰۲۴، کل رانندگان اوبر در دنیا ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفرند و آن‌هم در بیش از ۱۰ هزار شهر، ولی ما در ۲۳۲ شهر چنین وضعی داریم؟

    وی همچنین با اشاره به نقش چهره‌های تأثیرگذار توسعه در ایران از جمله  مصدق، ابتهاج، گروه عالیخانی، خیامی، گفت: چه پیش از انقلاب و چه بعد از آن، کشور مدیون برخی شخصیت‌هاست. بعد از انقلاب هم نژادحسینیان، مهندس نبوی، مهندس هاشمی‌طبا یا دکتر غضنفری که بر شرافت کارشناسی خود اتکا می‌کردند و نه اینکه شخصیت‌شان را از میزهای وزارت گرفته باشند، از جمله این افراد بودند.

    بحرینیان با اشاره به گفته زنده‌یاد دکتر عالیخانی، که گفته بود بهتر است انسان مدت کوتاهی در یک مقامی باشد، ولی شرافتمندانه کارش را انجام دهد تا اینکه با ذلت بخواهد با این و آن بسازد که همه را راضی بکند و کشور و آینده مملکت را فدای جاه‌طلبی‌های کوچک کند.» از فشارهای سیاسی و تخریبهایی که علیه بهزاد نبوی صورت گرفت انتقاد کرد و گفت: کسی نمی‌گوید بهزاد نبوی  با شهامت و قبول عقب‌ماندگی فنی کشور، شجاعت و جسارت به خرج داد و خط دست دوم تالبوت برای تولید پیکان به همراه اسنادش را با هزینه بسیار اندک وارد کرد و با این کار خود دریچه‌ای جدید از جبران عقب ماندگی در زمینه‌های فناوری را در برابر جوانان ارزشمند کشور گشود. کشور ما به امثال اینگونه نخبگان نیاز دارد.

    با درماندگی نظری، آشفتگی مدیریتی و ضعف ساختاری مسلم در نظام تصمیم‌گیری مواجه هستیم

    این پژوهشگر ارشد توسعه با اشاره به عقب‌ماندگی بیش از چهار سده‌ای ایران نسبت به پیشرفت علوم و فنون جهان، گفت:  ما با درماندگی نظری، آشفتگی مدیریتی و ضعف ساختاری مسلم در نظام تصمیم‌گیری مواجه هستیم. متأسفانه در چهار دهه پیش دانشگاه‌های معتبر کشور حتی در دوره‌های تخصصی، مفاهیم کاربردی مهم چون “اکشن پلن” آموزش داده نمی‌شد و اساتید نیز از آن بی‌اطلاع بودند، اما مهندس نبوی با عمل خود این دیدگاه‌ها را در محیط‌های علمی و فنی کشور افق‌گشایی کرد.

     بحرینیان با انتقاد از هدر دادن منابع ارزشمند کشور برای خرید محبوبیت از سوی مسئولان و تشدید روحیه مصرف‌گرایی در کشور اشاره کرد و گفت:  شاه در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۵۵ گفته بود که از این پس اگر پولی اضافه بیاید، آن را دیگر آتش نخواهیم زد، اما کسر بودجه سه میلیارددلار است و مصرف‌کنندگان عمده نفت تندتند خرید می‌کنند و ذخیره می‌کنند، اما نمی‌دانم آینده چه خواهد شد.»  این رفتار  به معنای «آتش زدن منابع کشور» است. به ویژه منابعی که وابسته به عوامل برون‌زاست و نه منابع وابسته به اقتصاد درون‌زا.

    ما منابع کم نداشتیم؛ مسئله اصلی سوءمدیریت و نبود اهلیت حرفه‌ای در تصمیم‌گیری‌هاست

    وی افزود: اکنون نخبگان وفادار به منافع ملی بارها به روسای‌جمهور پیشین همچون دکتر روحانی و مرحوم رئیسی هشدار داده‌اند که منابع ارزشمند ناشی از صادرات منابع زیرزمینی تجدیدناپذیر را بی‌محابا به آتش نزنند، ولی می بینیم بازهم منابع در طرح هائی با عناوین بزک شده ای چون « پیشران» بازهم مصرف شدند اما طرح‌های ارائه شده تحت عنوان «پیشران» نه تنها پیشران نبودند بلکه در سطح فناوری و تأثیرگذاری بسیار پایین بودند، حتی می توان گفت که « پَسران» هم بوده اند ولی متأسفانه رؤسای قوا حاضر نیستند به هشدارهای دلسوزان توجه کنند.  ما منابع کم نداشتیم؛ مسئله اصلی سوءمدیریت و نبود اهلیت حرفه‌ای در تصمیم‌گیری‌هاست.

    در یک بازه زمانی ۱۹ساله، چین با منابعی بسیار کمتر از ایران توانست ده‌ها میلیون شغل جدید ایجاد کند

    او با استناد به گزارش‌های مستند خود ـ که قبلا ارائه شده ـ و داده‌های آماری بانک جهانی و سازمان بین‌المللی کار، گفت: در یک بازه زمانی ۱۹ساله، چین با منابعی بسیار کمتر از ایران توانست ده‌ها میلیون شغل جدید ایجاد کند، ولی ما با منابعی در حد ۸۵ درصد منابع آنها در همان بازه زمانی، عاجز بودیم که حتی اشتغال خود را به ۹ میلیون تَن برسانیم. در جالی که  ۷۰ سال پیش جورج بالدوین از گروه مشاوران دانشگاه هاروارد هشدار داد و گفت «تدارک منابع مالی دولتی برای سرمایه‌گذاری خصوصی، شالوده “برنامه برای صنعت” بود. مشکل اصلی در استقرار این شالوده، همان مشکل محدودکننده اکثر کشورها یعنی کمبود منابع مالی نبود. مشکل ایران پول نبود؛ همه دردسرها حول تنظیم سیاست‌های تفصیلی و تمهیدات اجرایی لازم برای جان دادن به سیاست اصلی صنعتی متمرکز شده بود.

     نیاز به یک نهاد متمرکز تصمیم‌گیری متشکل از افراد نخبه و با دانش بالا داریم، نه تکثیر نهادهای ناکارآمد

    بحرینیان افزود: باید بپذیریم که توانایی لازم برای تدوین قوانین، سیاستگذاری و سازماندهی اجرای آنها را نداریم. فقط در صورتی که این را بپذیریم، راه نجات ما باز می‌شود. ما نیاز به یک نهاد متمرکز تصمیم‌گیری متشکل از افراد نخبه و با دانش بالا داریم، نه تکثیر نهادهای ناکارآمد. مبالغ هنگفتی در این مملکت به تیول تاراج رفته است. می‌گویند حمایت، حمایت، اما حاضرم با همه مقامات در مناظره زنده شرکت کنم و از آنها بپرسم آیا می‌دانید معنای حمایت چیست؟ بیم آن دارم که پاسخ آن با قطعیت منفی باشد!

    نباید بپرسیم که این همه برنامه‌ای که نوشتیم، به چه دردی خورد؟!

    وی در ادامه گفت: نتیجه همه این نابلدی‌ها و عدم اهلیت حرفه‌ای بسیاری از تصمیم‌گیران اقتصادی کشور این است که چین با منابعی که در جلسه مستقلی باید ارائه دهم و کاملا قابل قیاس با ایران در بازه های زمانی مشابه بوده، امروز جزو اقتصادهای برتر دنیاست، ولی ما همچنان گرفتار تصمیم‌های غیرعلمی و طرح‌های تکراری و بی‌اثر هستیم. ما با این همه منابع چه کردیم؟ آیا نباید بپرسیم که این همه برنامه‌ای که نوشتیم، به چه دردی خورد؟! برای نمونه، به آمارهای بین‌المللی درباره سهم ارزش افزوده بخش ساخت صنعتی (Manufacture) هر کشور از کل ارزش افزوده جهانی همان بخش، نگاه کنید. در طول ۵۲ سال سهم ایران همچنان بدون پیشرفت مانده و کشورهای دیگر به شدت تعالی یافته‌اند و این شرم‌آور است. توجه کنید که ما یک کشور بازیگر نیستیم و اگر با همین دست فرمان ادامه دهیم، تنها یک کشور بازی‌شونده باقی خواهیم ماند.

    سهم ارزش افزوده بخش صنعتی در کشورهای جهان به قیمت جاری

    مشکل ایران پول نیست؛ مسئله اصلی بی‌برنامگی، تصمیم‌گیری غیرکارشناسی و بی‌توجهی به اصول توسعه است

    بحرینیان تأکید کرد: تا زمانی که ساختار معیوب دیوان‌سالاری کشور اصلاح نشود، صرف منابع مالی بیشتر نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه باعث اتلاف بیشتر خواهد شد. مشکل ایران پول نیست؛ مسئله اصلی بی‌برنامگی، تصمیم‌گیری غیرکارشناسی و بی‌توجهی به اصول توسعه است. گزارش گروه هاروارد ۷۰سال پیش هم گفت ما آنقدر سازمان در سازمان ایجاد کردیم که هر کسی می‌تواند سیاست قبلی را به راحتی نقض کند و کسی هم مسئولیت را برعهده نگیرد و به راحتی قسر در برود!

    حقیقتی تلخ که در کتاب روحانی به آن اشاره شد

    وی  با اشاره به بخش هایی از کتاب «امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران» نوشته دکتر حسن روحانی، که پیش از ریاست‌جمهوری‌ او   منتشر شده، گفت: بسیاری از تصمیم‌گیران دولتی ما تا چه حد از تحلیل مسائل و آینده‌نگری ناتوان بوده‌اند و هنوز هم در همان مسیر می‌چرخند. در این کتاب آمده است که بین توسعه و امنیت، تعامل و رابطه‌ای متقابل وجود دارد. با انبوهی از مسائل جاری و فوری روبه‌رو هستیم، در حالی که نزدیک‌بینی در سیاستگذاری‌های اقتصادی جزء ذات نظام تصمیم‌گیری ما شده است. اما می‌بینیم که در زمان مسئولیت خود ایشان نیز اقدامی انجام نشد.

    بحرینیان یادآورشد: همین نزدیک بینی و آشفتگی مدیریتی در اداره نظام اقتصادی کشور در همین کتاب، دکتر روحانی نشان داده شده است. او آورده که « سازمان مدیریت و برنامه ریزی در گزارش ربع قرن عملکرد نظام جمهوری اسلامی ( ۸۱- ۱۳۵۶ )  زمینه های بروز بحران بدهی های خارجی و نحوه مهار آنرا چنین توصیف می کند: «  طی سالهای جنگ، قرارداد جدیدی برای اخذ وام و اعتبارات خارجی  میان مدت منعقد نشد  و تنها از وام ها و اعتباراتی که درگذشته تخصیص یافته و اعتبار آنها سپری شده بود استفاده شد. با اتمام جنگ و شروع برنامه های توسعه، زمینه های قانونی لازم برای استفاده از اعتبارات خارجی میان مدت فراهم شد.  با وجود این، رشد بیش از حد بدهی های کوتاه مدت،  به خصوص بعد از سال ۱۳۶۹   [ناشی از واردات بدون انتقال ارز]، اقتصاد ایران را با مشکلات جدی روبرو ساخت. به طوری که پس از کاهش قیمت نفت  در سال  ۱۳۷۲ ، بحران باز پرداخت بدهی ها درسال ۱۳۷۳ پدیدار شد.  در این دوره به دلیل عدم نظارت و کنترل دقیق بر روند ایجاد تعهد کوتاه مدت، حتی اطلاعی از حجم کل بدهی ها در دست نبود  و این باعث شد تا  خطوط اعتباری جدیدی برای کشور ایجاد نشود.  ضرورت بازپرداخت بدهی مذکور مسئولان را وادار ساخت تا با اِعمال محدودیت های شدید وارداتی، از گسترش بحران جلوگیری کنند.»

    این صنعتگر باسابقه با اشاره به مطالعاتی که بیش از ۱۵ سال به طول انجامید، گفت: تنها در یک بازه زمانی مشخص، یعنی اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰، اشتغالی افتخارآمیز در کشور رخ داده است، اما کسی به تحلیل آن دوره نمی‌پردازد، زیرا اگر این اتفاق واکاوی شود، راه‌حل‌ها روشن خواهد شد.  فاصله سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۳  دوران استثنایی اقتصاد ایران بود. تحلیل‌های موجود نشان می‌دهد که بررسی این بازه زمانی به‌عنوان یکی از معدود دوره‌های اشتغالزای اقتصاد ایران، می‌تواند الگویی راهبردی برای سیاستگذاری مجدد در حوزه تولید و بازار کار باشد. در این دوره، هماهنگی نسبی میان نهادهای اجرایی، تمرکز بر تولید داخلی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری، به ایجاد فرصت‌های شغلی در مقیاس وسیع انجامید. با این حال، فقدان مطالعه علمی بر این تجربه باعث شده ظرفیت‌های این دوران به فراموشی سپرده شود.

    در برس مو سرمایه‌گذاری خارجی وارد کرده‌ایم! حتی خمیرمایه را هم وارد می‌کنیم!  / آن وزیر متولی صنعت نباید پاسخگو باشد که چرا به چنین سرمایه‌گذاری خارجی افتخار می‌کند؟

    بحرینیان طرح موضوع  «سرمایه گذاری خارجی» را هیاهویی مبتذل دانست که تنها  مورد سؤاستفاده عده ای قرار می گیرد و  توضیح داد:  در نمایش‌های تبلیغاتی مبتذل و بدون ‌پایه واقعی، سنگ سرمایه‌گذاری خارجی، بدون اینکه با اصل سرمایه گذاری خارجی مخالفتی داشته باشم، را به سینه می‌زنند، اما وقتی به جزئیات دقت کنیم، می‌بینیم که در برس مو سرمایه‌گذاری خارجی وارد کرده‌ایم! حتی خمیرمایه را هم وارد می‌کنیم! خجالت‌آور است. آیا کسی نیست که بتواند فکر کند؟ آیا آن وزیر متولی صنعت نباید پاسخگو باشد که چرا به چنین سرمایه‌گذاری خارجی افتخار می‌کند و چرا در سازمان زیر مسئولیت خود اجازه انجام این کار را داده است؟ در مقاطعی، منابع کشور صرف اقداماتی شد که نه تنها سودی برای آینده نداشت، بلکه فرصت‌های استراتژیک کشور را سوزاند.

    او همچنین به توضیح  پدیده مهلک «تولیدهای مقلدانه» شکل گرفته در اقتصاد ایران بدون ارزیابی ظرفیت بازار پرداخت و با اشاره به کتاب «تامین مالی صنعتی در ایران» که نوشته ریچارد بندیکت از اعضای گروه مشاوران هاروارد بود که به ایران آمدند نقل کرد:  اشتیاق بی‌حد و حساب کارآفرینان به تقلید از پیشگام در فلان صنعت که به شکل تاسیس مقلدانه و ناسنجیده از «پیشگام» – بدون بررسی ظرفیت بازار- انجام می‌شود، در برخی صنایع منجر به اضافه ‌ظرفیت حاد در آن مناطق و اشباع بازار شده است. حکومت قادر است با صادر نکردن جواز تولید از این وضعیت جلوگیری کند، اما تا به امروز فقط به تحریک اشتیاق آن کارآفرینان سهل‌انگار پرداخته است. بحران‌های سرمایه در گردش از دیگر مصادیق برنامه‌ریزی ناقص است.

    نه‌تنها از صدور مجوزهای موازی و غیرمنطقی جلوگیری نکرده‌اند، بلکه به تشدید آن  دامن زده‌اند

    وی با تاکید بر اینکه با گذشت حدود ۵۸ سال هنوز از این تجارب درس نگرفته‌ایم، گفت: بررسی روندهای مجوزدهی نشان می‌دهد که دولت‌ها و مجالس نه‌تنها از صدور مجوزهای موازی و غیرمنطقی جلوگیری نکرده‌اند، بلکه در بسیاری موارد با حمایت‌های سیاسی و تسهیلات مالی به تشدید این رویه دامن زده‌اند. پیامد چنین سیاست‌هایی، توزیع نابرابر منابع، کاهش بهره‌وری و شکل‌گیری صنایع ناتوان از رقابت منطقه‌ای و جهانی بوده است. این هشدار زمانی داده شده بود که هنوز اقتصاد مدرن ایران در مراحل اولیه بود، اما با وجود تجربه، هنوز همان مسیر را می‌رویم. دولت‌ها در ایران کارخانه جدید می‌سازند، اما هیچ فکری برای ارتقای فناوری یا حفظ سرمایه‌ انسانی و دانشی کارخانه‌های موجود نمی‌شود. نمونه‌اش کارخانه داروگر است. ۶۰ سال انباشت دانش را رها کردیم تا نابود شود.

    بیش از ۹۴درصد کل صنایع ایران در رده فناوری پایین یا متوسط-پایین قرار دارند

    بحرینیان با اشاره به طبقه‌بندی فناوری صنایع در ایران، گفت:  بیش از ۹۴درصد کل صنایع ایران در رده فناوری پایین یا متوسط-پایین قرار دارند. این یعنی برخلاف ادعاها، بخش عمده صنعت کشور نه نوآور است و نه پیشران. برای مثال، در طرح توسعه فلزات آهنی که به عنوان طرح پیشران معرفی می‌شود، صدها واحد مشابه وجود دارد؛ به‌طوری‌که تنها در بخش میلگردسازی، ۱۹۴ واحد فعال داریم. آیا این مسیر توسعه است؟

    طبقه بندی صنایع تولیدی جهان بر اساس سطح فناوری

    به ظاهر تولید تلویزیون داریم، اما برای اکثر قطعات آن باید به خارج وابسته باشیم

    بحرینیان با تاکید بر سهم ناچیز ایران در زنجیره جهانی ارزش،‌ تصریح کرد: به ظاهر تولید تلویزیون داریم، اما برای اکثر قطعات آن باید به خارج وابسته باشیم؛ این یعنی نه تولید ما کامل است و نه وابستگی ما کاهش یافته است. با وجود ۴۳ پروانه تولید تلویزیون، فناوری ما همچنان وابسته است. اولین خودرو وارداتی در بیش از یک قرن گذشته، تقریباً ۱۵ سال پس از اولین تولید جهانی وارد ایران شد، اما ما بیشتر اوقات مصرف‌کننده باقی مانده‌ایم.

    از تاریخ درس نگرفته‌ایم

    این کارشناس توسعه با بیان اینکه از تاریخ درس نگرفته‌ایم، به بحران ارزی پس از جنگ اشاره کرد که در کتاب دکتر حسن روحانی ذکر آن نیز آمده است، گفت: در سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳، بیش از ۶۵ میلیارد دلار درآمد نفتی داشتیم، اما واردات بی‌رویه و بدون انتقال ارز باعث افزایش بی‌رویه بدهی‌ها و کاهش اعتبار بین‌المللی ایران شد. هیچ کشوری حاضر نبود اسناد مالی ایران را بدون تضمین بانک مرکزی بپذیرد؛ این یعنی تحقیر در نظام مالی جهانی که نتیجه سیاست‌های غیرکارشناسی بوده است. از زمان رضاشاه تا دوران پهلوی و پس از انقلاب، بارها این چرخه تکرار شده است: منابع می‌آید، مصرف می‌شود، ساختار اصلاح نمی‌شود، بحران رخ می‌دهد و دوباره همان مسیر طی می‌شود. این روند دیگر قابل تداوم نیست.

    برخی معتقدند واردات کیفیت محصولات ایران را بالا می‌برد، اما هیچ جای دنیا چنین چیزی اتفاق نیفتاده است

    او با انتقاد از برخی دیدگاه‌ها گفت: برخی معتقدند واردات کیفیت محصولات ایران را بالا می‌برد، اما هیچ جای دنیا چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. داده‌های گمرک ایران را بررسی کنید. مثلا تنها در سال‌های ۶۹ تا ۷۳ نزدیک به ۸ میلیارد دلار واردات خودرو و قطعات داشتیم که بیش از ۱۲ درصد منابع ارزی حاصل از صادرات نفت بود! در حالی که در دوره جنگ تحمیلی، ما هنوز مشغول پرداخت بدهی‌های دوران شاه بودیم. این یعنی آثار سوء تصمیم‌های اشتباه اقتصادی دهه‌ها ادامه یافته اما هیچ‌گاه آسیب‌شناسی نشده است.

    بحرینیان با اشاره به روند تاریخی سیاستگذاری در ایران، گفت: کشور بارها در چرخه معیوبی گرفتار شده است که شامل ورود منابع، مصرف فوری، عدم اصلاح ساختاری، بحران اقتصادی و تکرار همان روند می‌شود. تجربه نشان داده که واردات صرفا با امید به افزایش کیفیت تولید داخلی، بدون نهادسازی و رقابت‌پذیری فناورانه، نه تنها مؤثر نیست، بلکه در سایر کشورها نیز تجربه موفقی به شمار نمی‌آید.

    به سامسونگ اجازه فروپاشی نمی‌دهند، چون می‌دانند سرمایه واقعی‌شان انباشت دانش است

    وی افزود:   کشور نیاز به سازمان‌دهنده دانا و متعهد دارد؛ این راه حل غلبه برمشکلات و پیشرفت کشور است. سازمان‌دهی نه صرفا  ساختار اداری جدید، بلکه نظامی است که بتواند از انباشت تجربه، ذخیره دانایی و تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد استفاده کند.بررسی تجربه کشورهای موفق آسیای شرقی مانند کره‌جنوبی، نشان می دهد آنها به سامسونگ اجازه فروپاشی نمی‌دهند، چون می‌دانند سرمایه واقعی‌شان انباشت دانش است، اما در ایران این سرمایه‌ها به راحتی از بین می‌رود. مدیریت توسعه‌گرا برخلاف رویکردهای مبتنی بر تزریق بودجه یا تغییر ساختارهای سطحی، نیازمند طراحی نظام‌هایی است که بتوانند به صورت مستمر از انباشت تجربه، دانش نهادی و شواهد آماری در تصمیم‌گیری بهره بگیرند. در ادبیات توسعه، به این الگو «نهادسازی هوشمند» گفته می‌شود؛ نهادهایی که وظیفه‌شان فقط سیاست‌نویسی نیست، بلکه تضمین اجرای سیاست، پایش نتایج و بازبینی مستمر عملکرد است.

    بحرینیان با اشاره به نمونه‌های موفق، افزود: حمایت هدفمند دولت کره جنوبی از شرکت‌هایی مانند سامسونگ و هیوندایی، نه از مسیر رانت، بلکه از طریق الزام به نوآوری، رقابت در سطح جهانی و با اقتصاد مقیاس و نه از نوع رقابت مخرب داخلی و سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه صورت گرفته است. در بسیاری از کشورهای توسعه‌نیافته، از جمله ایران، مفهوم “سازمان‌دهی” اغلب با ایجاد نهادهای جدید و افزایش بوروکراسی اشتباه گرفته می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر منابع انسانی یا مالی فراهم باشد، نبود سازوکار مؤثر برای تجمیع تجربه و حافظه سازمانی موجب می‌شود هر دولت جدید مسیر آزمون و خطای گذشته را دوباره طی کند.

     نهادهایی مستقل، غیرسیاسی و مبتنی بر تخصص ایجاد شوند که بتوانند چرخه سیاستگذاری، اجراء، ارزیابی و اصلاح را به صورت یکپارچه پیش ببرند

    بحرینیان درباره گذار از این وضعیت گفت: ضروری است نهادهایی مستقل، غیرسیاسی و مبتنی بر تخصص ایجاد شوند که بتوانند چرخه سیاستگذاری، اجراء، ارزیابی و اصلاح را به صورت یکپارچه پیش ببرند. شرط اول این مسیر، پذیرش ناکارآمدی مدل‌های قبلی و آمادگی برای تحول در شیوه تفکر حکمرانی اقتصادی است.

    در هیچ جای دنیا واردات خودرو باعث افزایش کیفیت تولید داخلی نشده است / این واردات باعث ایجاد بحران در اقتصاد کشور می شود

    بحرینیان در تحلیل وضعیت صنعت خودروسازی کشور تاکید کرد: در دهه ۶۰ و ۷۰، خودرو را با این توجیه وارد کردیم که “رقابت ایجاد شود و کیفیت بالا برود”، اما این شعار حتی امروز هم در مجلس تکرار می‌شود. درحالی که واقعیت این است که در هیچ جای دنیا واردات خودرو باعث افزایش کیفیت تولید داخلی نشده است. برعکس، این واردات باعث ایجاد بحران در اقتصاد کشور شد.

    کارگر ساده خلق ثروت برای آنها شده‌ایم

    بحرینیان به عملکرد شرکت‌های خودروسازی اشاره کرد و گفت: ایران‌خودرو بیش از ۷۰ هزار دستگاه خودرو دانگ فنگ چینی و بیش از ۸۰ هزار دستگاه هایما چینی را تحت عنوان تولید “مونتاژ” کرده است؛ پارس‌خودرو نیز بیش از ۱۲۰ هزار دستگاه خودرو برلیانس چینی را به همین شکل تحت عنوان بی مسمای تولید «مونتاژ » کرده است. اینها چه افتخاری برای صنعت خودرو یا فناوری جدیدی برای کشور ایجاد کردند؟ نه تنها افتخاری نداشتند، بلکه بار مالی بیشتری بر دوش اقتصاد گذاشتند. در حقیقت، ما کارگر ساده خلق ثروت برای آنها شده‌ایم.

    تکیه بر واردات خودرو با هدف القای رقابت و بهبود کیفیت داخلی، الگویی مکرر و بی‌اثر بوده است

    وی ادامه داد: بررسی سیاست‌های خودرویی ایران از دهه ۱۳۶۰ تاکنون نشان می‌دهد که تکیه بر واردات خودرو با هدف القای رقابت و بهبود کیفیت داخلی، الگویی مکرر و بی‌اثر بوده است. این فرض بارها در مجالس و دولت‌ها تکرار شده، اما شواهد بین‌المللی و تجربه داخلی خلاف آن را اثبات می‌کند. در هیچ‌ یک از کشورهای صنعتی، ارتقای کیفیت تولید داخل صرفاً از مسیر واردات محصول نهایی اتفاق نیفتاده است. آن کشورها بر ارتقای زنجیره ارزش، افزایش توان تحقیق و توسعه، انتقال فناوری و الزامات استانداردی برای تولیدکنندگان داخلی تمرکز کرده‌اند.

    بحرینیان افزود: واردات بدون زیرساخت نهادی و سیاست مکمل، فقط منجر به تضعیف تولید داخلی، خروج ارز و افزایش وابستگی می‌شود. نمونه‌هایی مانند واردات خودرو یا همکاری با برخی برندهای خارجی در دهه‌های گذشته نه‌تنها کیفیت یا بومی‌سازی فناوری را افزایش نداد، بلکه بدهی، زیان مالی و فرار سرمایه فنی از بخش خودروسازی را به همراه داشت. این مدل همکاری‌ها بار مالی بیشتری بر بودجه عمومی، یارانه انرژی و نظام بانکی کشور تحمیل کردند.  لازم است بازنگری بنیادینی در نوع نگاه به «رقابت»، «حمایت» و مفهوم «توسعه صنعت خودرو» صورت گیرد تا این صنعت بتواند از وضعیت فعلی خارج شده و به مسیر رشد و پایداری بازگردد.

    وی با اشاره به ظرفیت‌های بالقوه صنعت قطعه‌سازی ایران گفت: جرقه این صنعت با واردات اسناد و ماشین‌آلات دست دوم شرکت ورشکسته تالبوت برای خط پیکان زده شد، و به دلیل بحران ارزی و مالی در آن زمان و نه مبتنی بر برنامه از پیش فکرشده ، قانون ناقصی موسوم به “قانون خودرو” تصویب شد. همین قانون به غایت ناقص، اثبات کرد که اگر جوانان ارزشمند کشورمان در بستر مناسب قرار گیرند چه افتخاراتی را به دست می‌آورند. توان تحقیق و توسعه، ماشین‌آلات و دانش قطعه‌سازی کشور در خدمت صنعت خودرو قرار گرفت و سپس این دانش به صنایع نظامی و نفتی نیز منتقل شد. فناوری‌ها و تکنیک‌هایی همچون FMEA، FMEP، FMED ، یا تکنیک‌هایی که برای اولین بار در ایران به کار گرفته شد، همچون تحقیق و توانایی ماشین‌آلات و یا اولین ISO در کل خاورمیانه، همه از دل همین صنعت بیرون آمدند.

    کشور هنوز پس از پنج دهه به اصطلاح صنعتی‌سازی، برای ابتدایی‌ترین نیازهای خود به واردات وابسته است

    بحرینیان با تاسف گفت: مجددا با وفور ارزهای نفتی، همه چیز فراموش شد و تصمیم‌گیران اقتصادی کشور، که باید این سرمایه را قدر می‌دانستند، مجدداً به واردات و پوشاندن ضعف‌های مدیریتی با خودرو خارجی فکر کردند. سری زمانی بانک مرکزی نشان می دهد  از سال ۱۳۴۹ تا ۱۴۰۰ بیش از ۴۹۵ میلیارد دلار برای واردات ماشین‌آلات الکتریکی و غیرالکتریکی و وسایل حمل‌ونقل ارز از کشور خارج شده است. این یعنی کشور هنوز پس از پنج دهه به اصطلاح صنعتی‌سازی، برای ابتدایی‌ترین نیازهای خود به واردات وابسته است.

    واردکنندگان خودرو علاقه‌مند به بازار ایران هستند، چون می‌دانند صنعت داخلی ضعیف و وابسته است

    این صنعتگر باسابقه کشورمان در پاسخ به این سوال که چرا بازار خودرو ایران جذاب و مورد تهاجم است، گفت:  در تحقیقی که انجام دادیم، با محاسبه ارزش ریالی تولیدات ۹ شرکت تولیدکننده و مونتاژکننده خودرو که در بورس حضور دارند، و با استفاده از داده‌های بانک مرکزی، معادل دلاری آن را به دست آوردیم.

    محاسبه دلاری فروش خالص مجموع کارخانه های منتخب تولید هودرو با نرخ ارز رسمی در اقتصاد ایران

    برای واردات خودرو به ایران دندان تیز کرده‌اند

     بحرینیان با بیان اینکه اگر نرخ رسمی بانک مرکزی را در بازه‌های زمانی تحقیق محاسبه کنیم، معادل ۴۱۸ میلیارد دلار می‌شود و کشور به هیچ وجه چنین توانی برای فراهم کردن منابع ارزی مورد نیاز آنرا ندارد، گفت: اگر این رقم را با کل صادرات کشور مقایسه کنیم، ارزش تولیدات تقریباً معادل ۳۰ درصد از درآمدهای حاصل از صادرات نفتی کشور است. اما آیا این هزینه‌ها باعث پیشرفت شده؟ آیا توان رقابتی برای صادرات ایجاد کرده‌ایم؟ به همین دلیل است که برای واردات خودرو به ایران دندان تیز کرده‌اند. این واقعیت نه‌تنها نشان‌دهنده نابلدی، ناکارآمدی و ناتوانی در ارائه راهبردها و برنامه دقیق برای توسعه این صنعت مهم و پیشران است، بلکه بیانگر هزینه‌زایی مداوم ساختاری است که همچنان به واردات وابسته مانده و درون‌زا نشده است. آنچه به‌عنوان حمایت از صنعت مطرح شده، در عمل تبدیل به مکانیزمی برای تأمین مداوم رانت، فرار سرمایه و وابستگی فناورانه شده است.

     تداوم فشار برای واردات خودرو   از منظر منافع اقتصادی پنهان، ساختارهای دلالی و ضعف رقابت داخلی قابل تحلیل است

    او ادامه داد: در چنین شرایطی، تداوم فشار برای واردات خودرو و تجهیزات، چه از سوی بخش‌هایی از دولت و چه از نهادهای ذی‌نفع، نه به‌دلیل نفع عمومی، بلکه از منظر منافع اقتصادی پنهان، ساختارهای دلالی و ضعف رقابت داخلی قابل تحلیل است. وابستگی وارداتی در صنعتی‌ترین بخش کشور، شاخصی از ناتوانی در تحقق اهداف صنعتی‌سازی واقعی در ایران است.

    وی درباره تبعات خرید محبوبیت قوای مجریه و مقننه بر صنعت خودرو گفت: مدیران ناکارآمد منتصب شده در شرکت‌های ایران‌خودرو و سایپا، که اگر “موارد ناخوشایند” را کنار بگذاریم، کسب میزشان برایشان اهمیت داشت نه منافع ملی، به دلیل محافظه‌کاری و سکوت و همچنین متولیان صنعت در لباس وزارت، به هیچ‌وجه پایمردی در مقابل دولت‌ها و مجالس نشان ندادند تا واقعیت‌ها را آشکار و جامعه را آگاه کنند که این آزمندی بی‌پایان سوداگران چه مصائبی برای کشور ایجاد می‌کند.

    تفاوت بین دو قیمت کارخانه و  بازار  به جیب دلالان می‌رود، نه خود کارخانه یا تولیدکننده / اختلاف قیمت کارخانه با بازار: ۵۳ هزار میلیارد تومان در همان سال، خود شرکت ایران‌خودرو ضرر انباشته‌ای برابر ۴۵ هزار میلیارد تومان داشته!

    بحرینیان با اشاره به تحقیقات خود در سال ۱۳۹۹، گفت: از صورت‌های مالی حسابرسی و تأیید شده دو شرکت، قیمت‌های فروش کارخانه را استخراج کردیم و قیمت‌های فروش بازار خودروهای تولیدی را نیز در بازار آزاد بررسی کردیم. نتیجه وحشتناک بود؛ تفاوت قیمت فروش کارخانه ایران‌خودرو و قیمت‌های بازار حدود ۵۳ هزار میلیارد تومان بود! سیاستگذاری‌های اشتباه دولت و مجلس باعث شده این رانت عظیم به جیب دلالان و سوداگران برود.» او ادامه داد: «واقعیت تلخ این است که در همان سال، زیان انباشته گروه ایران‌خودرو حدود ۴۵ هزار میلیارد تومان بود. محاسبات مشابه برای سایپا هم نشان می‌دهد مابه‌التفاوتی معادل حدود ۲۳هزار میلیارد تومان به جیب دلالان رفته، در حالی که زیان انباشته گروه سایپا در آن سال حدود ۳۷ هزار میلیارد تومان بود.

    بحرینیان پرسید: آیا با این منابع نمی‌شد وضعیت زیان انباشته را که حاصل خرید محبوبیت دولت‌ها و مجالس در سال‌های گذشته بود، حل کرد و اجازه نداد چنین وضعیت مبتذلی برای این صنعت مهم و پیشران به وجود آید؟ اگر این سال‌ها به همین روش محاسبه شود، بیم آن می‌رود این پرسش در ذهن شکل بگیرد که آیا دست‌هایی در کار است؟ محاسبات نمودار ارائه شده می‌تواند این ظن را قوی‌تر کند که پاسخ مثبت باشد. حیرت‌آور است که مدیران منتصب و متولیان صنعت کشور در مقابل هیاهوها سکوت اختیار کردند و به دفاع و اثبات حقایق روی نیاوردند!

    ارزش کل بنزین و گازوئیل مصرف‌شده در کشور (چه تولید داخل، چه واردات) بیش از ۵۶۸ میلیارد دلار بوده / بانک توسعه اسلامی پولی برای طراحی “اولین موتور ملی ایران‌خودرو” داد،  اما به‌جای استفاده از این وام برای طراحی موتور داخلی، شرکت آن را صرف پرداخت بدهی‌های قطعات وارداتی کرد!

    این صنعتگر باسابقه کشورمان گفت: در تحقیق مفصلی با استفاده از داده‌های بانک مرکزی و ترازنامه انرژی وزارت نیرو، طی ۱۹ سال ارزش بنزین و گازوئیل مصرف‌شده در کشور (اعم از واردات یا تولید داخل) را محاسبه کردیم که این رقم شگفت‌انگیز بیش از ۵۶۸ میلیارد دلار است؛ دریغ از تفکر و برنامه‌ای برای هدایت این منابع عظیم به توسعه صنعت در دو قوه کشور. دولت‌ها و مجالس کشور حتی یک سنت هم برای سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه حداقل یک پلتفرم یا طراحی و تولید یک موتور ملی تأمین نکردند و تسهیلاتی که بانک توسعه اسلامی برای طراحی اولین موتور ملی ایران خودرو داده بود نیز صرف پرداخت بدهی‌های قطعات وارداتی شد و صدایی نه از قوه مجریه و نه از قوه مقننه در مذمت اینگونه عمل در نیامد!

    بحرینیان با مقایسه وضعیت ایران با دیگر کشورها، تصریح کرد: در بسیاری از اقتصادهای نوظهور مانند چین، کره‌جنوبی و هند، بخشی از منابع حاصل از انرژی یا سوبسیدهای داخلی به‌طور مستقیم به ارتقای فناوری صنعت خودرو و حمل‌ونقل پاک اختصاص یافته است. اما در ایران، نه‌تنها چنین رویکردی دنبال نشده، بلکه همزمان با مصرف سنگین منابع انرژی، صنعت خودرو از فناوری روز عقب‌مانده و به جای بهینه‌سازی، واردات و مونتاژ بی‌برنامه در دستور کار قرار گرفته است. نتیجه این روند، اتلاف منابع ملی و وابستگی فناورانه در بلندمدت بوده است.

    بحرینیان با ذکر مثال هائی دیگر درباره آشفتگی مدیریت هشدار داد و گفت:  به قراردادهای عجیب و شرم آور و تحقیره کننده در جهان در فوتبال کشورمان نگاه کنید؛ آیا این قرارداد ها مبتنی بر علم و عقلانیت بسته شده است؟! به ناتوانی در ایجاد چمن زمین فوتبال زمین فوتبال پس از هشت دهه شکل گیری فوتبال در کشورمان توجه کنید؟! به شهرسازی های آشغته مرگ آور کشئرمان نگاه کنید؟! به وابستگی نفت به خارج از کشور پس از بیش از یک سده تاریخ استخراج در کشورمان نگاه کنید؟! و قس علیهذا »

    وی درباره راه نجات از این وضعیت، گفت: با تمام دردها، عقب‌ماندگی‌ها، سوءمدیریت‌ها و بی‌توجهی‌ها، این پرسش مطرح است که چرا هنوز مانده‌ایم و امید داریم؟ من افتخار می‌کنم که نوکری این کشور را کرده‌ام. ایران به من فرصت تجربه و آموختن داده است. با همه سختی‌ها، بسیاری از صنعتگران واقعی کشور که عشق به ایران بزرگ دارند هنوز پای این خاک ایستاده‌اند و می دانند که پیشرفت، توسعه، رفاه، آزادی و دموکراسی در کوله‌پشتی سرباز خارجی به هیچ کشوری نرفته و نخواهد رفت. باور دارم نسل‌های آینده نباید مانند دو نسل پیشین، در آتش مشکلات و سختی‌ها بسوزند. ما باید با پایمردی بمانیم و ایران عزیزمان را پاسداری کنیم. بسیاری تاب نمی‌آورند و مهاجرت می‌کنند، اما بچه‌های واقعی این سرزمین، کسانی که با جان و دل در این خاک ریشه دوانده‌اند، می‌مانند تا بسازند، نه برای پاداش، بلکه برای آینده.

    امروز وقت موعظه نیست؛ وقت آن است که صادقانه و شفاف بگوییم چه باید کرد؟

    بحرینیان تاکید کرد: امروز وقت موعظه نیست؛ وقت آن است که صادقانه و شفاف بگوییم چه باید کرد؟ ما هنوز در بسیاری از بخش‌ها جرأت تحلیل ریشه‌ای نداریم و حتی حاضر نیستیم ضعف‌های خود را ببینیم.

    او در پایان با اشاره به لزوم بازآفرینی ساختار مدیریتی کشور، به نقل از «راس پروت»، گفت: عقاب‌ها خودشان دور هم جمع نمی‌شوند، باید آنها را یکجا جمع کرد، با افراد ضعیف نمی‌توان گروهی قدرتمند به وجود آورد. تجربه عملی برخی کشورهای شرق آسیا را باید در این گفته درخشان آلبرت اینشتین یافت که “هنگام رویارویی با مشکلات اساسی، نمی‌توانیم از همان سطح تفکری که آن مشکلات را به وجود آوردیم، آنها را برطرف کنیم.” ما نیاز به نسل جدیدی از مدیران و تصمیم‌سازان داریم که نه درگیر رانت باشند و نه حافظان وضع موجود.

    این سخنرانی پیش از آغاز جنگ ایران و اسرائیل ایراد شده است، اما به‌دلیل شرایط ویژه و اولویت‌های خبری آن روزها منتشر نشد. با این حال، متن کامل آن در اختیار پژوهشگران و سیاست‌گذاران قرار می‌گیرد تا مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

  • با کاهش ۹۰ درصدی مصرف برق مگر می‌شود تولید کرد؟ / چرا به مردم نمی‌گویید با اینکه برق نداریم، باز هم مشترکان جدید اضافه می‌کنیم!؟ / ۳۲۲ میلیون دلار در جیب اجنبی ریخته‌ایم! 

    با کاهش ۹۰ درصدی مصرف برق مگر می‌شود تولید کرد؟ / چرا به مردم نمی‌گویید با اینکه برق نداریم، باز هم مشترکان جدید اضافه می‌کنیم!؟ / ۳۲۲ میلیون دلار در جیب اجنبی ریخته‌ایم! 

    به گزارش اقتصادران، قرار بود خاموشی‌ها، اگر هم اجتناب‌ناپذیرند، در اوج گرمای تابستان سر برسند، اما برخلاف انتظار عمومی و وعده‌های مکرر مسئولان، هنوز به میانه بهار نرسیدیم که اخطارها، محدودیت‌ها و قطعی‌های گسترده برق، گریبان صنایع و حتی مشترکان خانگی را گرفت. با قطعی برق، صنایع با بحران بی‌سابقه، در محاصره تعطیلی و بلاتکلیفی گرفتار شده‌اند و حالا سیدمحمد بحرینیان، صنعتگر با سابقه و پژوهشگر توسعه می‌گوید از آنها خواسته‌اند هر هفته ده‌ها ساعت برق واحدهای صنعتی قطع شود! تصمیم‌های غیرکارشناسی و ناتوانی در مدیریت بحران انرژی، باعث شده واحدهای تولیدی با سهمیه‌بندی‌های عجیب و قطعی‌های مکرر برق مواجه شوند و این یعنی ضربه مستقیم به قلب تولید، بدون اعلام رسمی تعطیلی، و مرگی خاموش برای صنعتی که قرار بود ستون فقرات اقتصاد و موتور محرک توسعه باشد.

    او با استناد به آمار رسمی، از رشد نزدیک به سه میلیون مشترک جدید برق طی سال‌های اخیر انتقاد کرد و پرسید: وقتی توان تأمین برق همین مصرف‌کنندگان فعلی را ندارید، چرا هر سال بر شمار مشترکان می‌افزایید؟

    سید محمد بحرینیان، صنعتگر با سابقه و پژوهشگر توسعه با بیان اینکه بر اساس آنچه به کارخانه‌های مستقر در شهرک صنعتی توس اعلام شده، برای اجرای برنامه پیک بار ۱۴۰۴، باید هر هفته ۵۹ ساعت برق کارخانه قطع باشد، اظهار داشت: به واحدهای صنعتی اعلام شده که دو روز در هفته، روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه ۱۷ ساعت، یعنی از ساعت ۷ صبح تا ۲۴، باید ۹۰ درصد بار مصرفی خود را کاهش دهند. علاوه بر آن، از ۱۵ اردیبهشت تا اطلاع ثانوی، همه روزها از ساعت ۱۸ تا ۲۳ هم باید مصرفی نداشته باشیم و در غیر این صورت، با قطعی برق مواجه خواهیم شد.

    اهلیت حرفه‌ای برای تصمیم‌هایی که می‌گیرند، ندارند و در مواجهه با بحران‌های بزرگ کشور، تنها واژه‌پردازی می‌کنند

    بحرینیان افزود: متأسفانه عده‌ای اهلیت حرفه‌ای برای تصمیم‌هایی که می‌گیرند، ندارند و در مواجهه با بحران‌های بزرگ کشور، تنها واژه‌پردازی می‌کنند. معتقدم وضعیت امروز جزئی از «موارد ناخوشایند» است که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. این «موارد ناخوشایند» پس از انتشار عمومی «دستورالعمل ساده خرابکاری میدانی» که در سال ۱۹۴۴ توسط سازمان مادر سیا تدوین و در سال ۲۰۰۸ از حالت محرمانگی خارج شد را می‌توان اینگونه تعریف کرد: «تصمیم‌گیران اقتصادی هر کشوری، یا خود در این شرایط ذی‌نفعند یا تحت نفوذ ذی‌نفعان باشند یا تصمیم‌گیران اقتصادی هر کشوری تحت نفوذ عامل بیگانه قرار گرفته و یا اینکه خود عامل نفوذ خارجی باشند.» اگر این چهار مورد را کنار بگذاریم، به تصمیم‌هایی برمی‌خوریم که در ذات خود هیچ تناسبی با تصمیم فردی که اهلیت حرفه‌ای داشته باشد، ندارد.

    چرا نمی‌گویید با اینکه امکان تأمین برق نداریم، باز هم مشترکان جدید اضافه می‌کنیم!؟

    بحرینیان با بیان اینکه در واقع ما در بسیاری از حوزه‌ها ناکارآمدی و ناترازی داریم و این ناترازی تنها مربوط به حوزه انرژی نیست ، اضافه کرد: وزیر محترم نیرو یا مثلاً رئیس محترم توانیر به صورت مونولوگ و یکطرفه در برنامه‌های تلویزیون صحبت‌هایی مطرح می‌کنند و متأسفانه وزرای اقتصادی دیگر هم به آنها پاسخی نمی‌دهند. می‌گویند اردیبهشت امسال، نسبت به اردیبهشت پارسال اضافه مصرف داریم! در حالی که این اخلاقی نیست که شما به گونه‌ای جلوه دهید که مردم در این باره مقصرند. چرا نمی‌گویید ما با اینکه امکان تأمین برق همین مشترکان فعلی را نداریم، باز هم همچنان با ارقام بالا مشترکان جدید اضافه می‌کنیم!؟

    بحرانی با دست خود ساخته‌ایم؛ ۳ میلیون مشترک جدید در ۳ سال بحران‌زده / جهش تعداد مشترکین برق از ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۲

    وی توضیح داد: تعداد مشترکین با مصارف خانگی، صنعتی، کشاورزی، عمومی، تجاری و  معابر در سال ۱۳۹۹، بالغ بر ۳۷ میلیون و ۶۱۸ هزار مشترک بوده است، طبق آمار منتشر شده در ترازنامه انرژی و اظهارات وزیر نیرو در دولت مرحوم رئیسی، این تعداد در سال ۱۴۰۰ به ۳۸ میلیون و ۶۱۹ هزار مشترک رسیده و در واقع نسبت به سال ۱۳۹۹ بیش از یک میلیون مشترک اضافه شده است. سال ۱۴۰۱ طبق آمار، تعداد مشترکین به ۳۹ میلیون و ۶۲۰ هزار مشترک افزایش یافته و سال ۱۴۰۲ نیز تعداد مشترکین کشور به ۴۰ میلیون و ۵۹۳ هزار مشترک رسیده که نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۲، بالغ بر ۹۷۳ هزار مشترک جدید داشته‌ایم. به این ترتیب در طول سه سال، یعنی از ۱۴۰۰ که بحران انرژی اثرات ملموس خود را نشان داد تا پایان سال ۱۴۰۲، بیش از ۲ میلیون و ۹۷۳ هزار مشترک اضافه شده است.

    افزایش ۱۵ هزار گیگاوات‌ساعتی مصرف برق در یک سال؛ نتیجه سیاست‌های پوپولیستی؟ /  با علم به بحران برق، چرا برای خرید محبوبیت، مشترک اضافه می‌کنید؟

    صادق باشید، رشد مصرف برق نتیجه تعهدات بدون پشتوانه برای خرید محبوبیت است! / چرا مردم را سردرگم می‌کنید؟

    این پژوهشگر توسعه ادامه داد: در سال ۱۴۰۱ میزان مصرف برق، ۳۱۶ هزار و ۵۸۴ میلیون کیلووات ساعت بوده است؛ یعنی میزان مصرف در سال ۱۴۰۱ نسبت به سال قبل از آن، ۹ هزار و ۹۷۲ میلیون کیلووات ساعت اضافه شده است. آیا این اضافه مصرف، مربوط به افزایش تعهداتی نیست که بدون توجه واقعیت‌ها و فقط برای خرید محبوبیت داده‌اید!؟ چرا شفاف با مردم صحبت نمی‌کنید و همه را سردرگم می‌کنید؟!

    ذستور برای قطعی برق

    وقتی برقی برای عرضه ندارید، چرا به تعداد مشترکان اضافه می‌کنید!؟

    با کاهش ۹۰ درصدی مصرف برق مگر می‌شود تولید کرد؟ / وقتی برق را بدون اطلاع قطع می‌کنید، کل زنجیره تولید را قربانی می‌کنید! / قطعی برق، ماشین‌آلات و مواد اولیه را نابود می کند

    وی ضمن اشاره به پیامک‌هایی که برای اعلام قطع برق، به مسئولان واحدهای صنعتی ارسال می‌شود، اظهار داشت: وقتی که ۵۹ ساعت در هفته برق واحدهای صنعتی را قطع می‌کنند، به طور واضح مشخص است که اصلاً نمی‌دانند تولید یعنی چه!؟ فقط با واژه‌ها بازی می‌کنند و می‌گویند ۹۰ درصد بار مصرفی را کاهش دهید! اما مگر می‌شود با کاهش ۹۰ درصدی بار مصرفی، تولید داشت!؟ آیا خجالت می‌کشید بگویید تعطیل کنید و می‌گویید۹۰ درصد مصرف را کم کنید؟! برق را هم بدون اطلاع قطع می‌کنند و در این فرآیند، قطعه یدکی ماشین‌آلات حساس‌مان را که بر اساس سیاستگذاری های ناصحیح اقتصادی دولت ها و مجالس و تحریم ها قدیمی شده است، با قطعی برق دچار مشکل می‌کنند و حتی مواد اولیه برخی از صنایع مظلوم که با خون دل فراهم شده، در فرآیند تولید خراب می شود؛ آن هم باید در شرایط تحریمی، با چند برابر قیمت و ارز آزاد خریداری کنیم. اصلاً به این نکات توجهی نمی‌کنند که چه خسارتی بر صنایع وارد می‌کنند؟

    قطع برق و تعطیلی ۴۴ روزه صنایع؛ سهم بانک‌ها در این خسارت کجاست؟

    بحرینیان با یادآوری اینکه سال گذشته ۴۴ روز، به جز تعطیلات رسمی، واحدهای درون شهرک صنعتی ما، ناچار به تعطیلی بود؛ ضمن اینکه بعضی از شهرک‌ها بیشتر از این هم تعطیل شدند، به نحوه تعیین ساعات قطعی برق صنایع انتقاد کرد و گفت: معلوم است آنکه این ساعات را تنظیم کرده، اصلا از تولید چیزی نمی‌داند، با این ساعاتی که مشخص کرده‌اند، حتی نمی‌توان شیفت کاری تنظیم کرد. به هر حال، قواعدی وجود دارد و با این شیوه، هیچ برنامه‌ای نمی‌توان تنظیم کرد. با وجود تعطیلی‌های سال گذشته، ما بیمه و حقوق کارگران و بهره بانکی را حتی در حالی که بانک ها تسهیلات صنعتی را در اولویت خود نمی دانستند، پرداخت کردیم. اما آیا نباید همه بخش‌های اقتصادی، از جمله بانک‌ها در این خسارت شریک می‌شدند؟! کجای این شیوه عقلانیت دیده می‌شود!؟ آنها که این تصمیمات را می گیرند، کجای برقراری عدالت قرار می‌گیرند؟!

    تنها در یک زنجیره تولیدی سال گذشته ۱۹۳هزار و ۲۵۸ ساعت- ماشین، به دلیل قطعی برق، تولید نداشتیم / چرا ضد تولید صنعتی کار می‌کنید!؟

    این صنعتگر برجسته کشورمان با یادآوری اینکه محاسباتی در چهار واحد صنعتی که در یک زنجیره تولیدی قرار گرفته بودند، انجام و مشخص شد که سال گذشته ۱۹۳هزار و ۲۵۸ ساعت- ماشین، به دلیل قطعی برق، تولید نداشته‌اند، خاطرنشان کرد: شما سال را با نام تولید مزین می‌کنید، اما واقعاً با چه اطمینانی می‌شود سرمایه‌گذاری کرد!؟ شما که به تعهدات قراردادیتان پایبند نیستید، چرا از صنعت صحبت می‌کنید!؟ چرا ضد تولید صنعتی کار می‌کنید!؟ برای نمونه یکی از کارخانه‌ها، با وجود سختی‌های بسیار یک ژنراتور دیزلی تهیه کرده بود، گازوئیل به این کارخانه نمی‌دادند و وقتی گازوئیل را از بازار آزاد تهیه کردند، گفتند چرا از گازوئیل قاچاق استفاده کرده است!

    برای توجیه ناکارآمدی ها، واژه های بی محتوا به کار می گیرند

    بحرینیان در ادامه به مسئولیت‌گریزی فزاینده دولتها و مجالس در قبال وظایف ذاتی این قوا در جهت ایجاد زیرساخت‌های مورد نیازتولید صنعتی کشور به‌ویژه در دو دهه گذشته اشاره کرد و گفت: امروز به‌کارگیری واژه‌های بی‌محتوا و گاه بزک شده در توجیه ناکارآمدی‌های ناشی از عدم اهلیت حرفه‌ای بخشی از تصمیم‌گیران اقتصادی بسیار رایج شده است و هر کسی که می‌رسد در فضاهای تصویری به صورت مونولوگ (یکطرفه) هر صحبت ناصحیحی را مطرح می‌کند و هیچ مسئولیتی نیز در قبال گفته‌هایشان که هزینه سنگین به کشور تحمیل می‌کند، نمی‌پذیرد.

    واردات پنل خورشیدی؛ خودکفایی یا وابستگی پنهان؟ / وقتی برق کشور را با ساخت نیروگاه تامین نمی کنید باید ارز هنگفت برای واردات پنل بدهید!

    بحرینیان در ادامه افزود: در سال‌های اخیر، دولت‌ها با بهره‌گیری از قوانین نامناسب تصویب شده در قوه مقننه، که بدون دیدن همه زوایا و آینده‌نگری، ابزاری را برای توجیه ناکارآمدی مدیران در انجام وظایف ذاتی آنها فراهم کردند و مرتبا با به‌کارگیری لفظ قانون، تلاش در جهت ساکت کردن صنعتگران واقعی مظلوم کشور می‌کنند، به ناگهان همچون دیگر موارد واژه «انرژی‌های تجدیدپذیر» را علَم کرده و درخصوص ضرورت حرکت صنایع به سمت خودکفایی در تأمین برق، به‌ویژه از طریق واردات پنل‌های خورشیدی به کشور قلم‌فرسایی می‌کنند. اما دیدیم که با این کار همچون بسیاری از دوره‌ها در بیش از یک سده گذشته، به صورت «خانه خراب‌کن خود و دنیا آبادکن دیگران» عمل کرده‌اند. برای مثال بررسی آمار واردات پنل خورشیدی، نشان می‌دهد طبق تعرفه ۸۵۴۱۴۳۰۰ سلول‌های فتوولتائیک در سال ۱۴۰۱ مطابق با آمار گمرک ایران، ۳۰ میلیون و ۲۳۹ هزار و ۶۶۱ دلار برای واردات این سلول‌ها پرداخت شده است. اینها تنها بزک‌هایی برای نمایش است که دولت‌ها اجرا می‌کنند، وقتی اینجا برق را تأمین نمی‌کنید، این ارز را که در شرایط تحریم سنگین به دست می‌آید، به راحتی از دست می‌دهید؛ و بیش از یک دهه است که نمایش‌های تبلیغی قدرت ساخت نیرگاه‌های تولید انرژی را از رسانه‌های مختلف شاهدیم. ارزش هر تن واردات این سلول‌های فتوولتایی در سال ۱۴۰۱بیش از ۶ هزار دلار بوده که برای اشتغال خارجی از منابع خدادادی مفت تجدیدناپذیر هدیه به آنان کرده‌ایم!

    پنل‌های خورشیدی خارجی و ارزی که از جیب صنعت داخلی رفت / میلیون‌ها دلار برای اشتغال خارجی؛ افزایش ۶ برابری واردات پنل خورشیدی در سه سال / سال۱۴۰۲ میزان ارز خارج شده برای واردات پنل‌های خورشیدی، ۸۷ میلیون و ۳۷۲ هزار و ۲۲۷ دلار بوده!

    به گفته این پژوهشگر توسعه، سال۱۴۰۲ میزان ارز خارج شده برای واردات این پنل‌ها، ۸۷ میلیون و ۳۷۲ هزار و ۲۲۷ دلار بوده که یعنی هر تن واردات این پنل‌ها، ۵ هزار و ۲۸۸ دلار بوده است. سال ۱۴۰۳ هم این میزان خروج ارز ذی‌قیمت کشور حدود ۲۰۵ میلیون و  ۳۶۸ هزار و ۵۷۸ دلار برای واردات این پنل‌ها بوده است؛ یعنی هر تن واردات ۳ هزار و ۶۲۲ دلار ارزش داشته است. این ارقام فقط برای سه سال بوده و شما ببینید چه وضعیتی در بلندمدت ایجاد می‌کند! در سه سال، ۳۲۲ میلیون دلار در جیب اجنبی ریخته‌ایم! در جایی که همیشه شنیده‌ایم ما یکی از قدرت‌های نیروگاه‌سازی هستیم، پس ما به‌ازای این گویش‌های حماسی را در کجا باید شاهد باشیم! همین سلول‌ها را بسازید، چقدر می‌خواهید به ابزار تولید خارجی وابسته باشید!؟ شرم‌آور است که این میزان ارز ارزشمند کشور را در شرایط تحریم باید هزینه کنیم.

     در ماده ۲۵ تکلیف شده که نباید اولویت خاموشی صنایع باشند / در صورت تعطیلی، خسارت باید پرداخت شود

    بحرینیان با بیان اینکه صنعت خون تازه وارد این اقتصاد می‌کند، اما برای خرید محبوبیت، صنایع را به تعطیلی می‌کشانند، اضافه کرد: حتی به «قانون بهبود فضای کسب وکار» که مصوب همه نهادهای قانونی کشور، ازجمله شورای نگهبان است، تمکین نمی‌کنند. در ماده ۲۵ تکلیف شده که نباید اولویت خاموشی صنایع باشند و در صورت تعطیلی، خسارت باید پرداخت شود، اما قوه مجریه و قوه مقننه به این قانون توجهی نمی‌کنند و می‌گویند تعطیلی‌ها مصوبه شورای‌عالی امنیت است. ولی آیا این حدود ۴۴ روزی که فقط بر اثر قطع برق صنایع در سال گذشته تعطیل شده‌اند، شورای‌عالی امنیت ملی نباید بگوید که بانک‌ها نباید در این مدت سود بگیرند یا وزارت اقتصاد نباید مالیات بگیرد و یا تأمین اجتماعی نباید هزینه بیمه این مدت را طلب کند؟ وقتی به همه این جوانب نگاه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم، کسانی که باعث ناکارآمدی این اقتصاد شده‌اند « از صنعتگران واقعی و دلبسته به منافع ملی ایران، امتیازات سوئیس را طلب می‌کنند، در حالی که امکانات بورکینافاسو را فراهم کرده‌اند

     اگر نمی‌توانید برق را تأمین کنید، حداقل شرایط اضطراری اعلام کنید

    وی تأکید کرد: در سال ۱۴۰۳ فقط در چهار شرکت که در یک زنجیره قرار داشته‌اند، ۱۹۳ هزار و ۲۵۸ ماشین – ساعت، خواب ماشین رخ داده، عنوان کرد: این وضعیت و حتی بدتر از آن، درباره دیگر شهرک‌ها هم وجود دارد، اما هیچ یک از مقامات دولتی دل نمی‌سوزانند که بگویند حداقل هزینه تولید را کم کند. اگر نمی‌توانید برق را تأمین کنید، حداقل شرایط اضطراری اعلام کنید؛ فقط می‌خواهید بگویید ما به خوبی ناترازی را مدیریت می‌کنیم!؟

    ویرانه‌ای است این جهان،عمرکفاف نمی‌دهد که آباد کنی و غیرت رخصت نمی‌دهد رها کنی…

    بحرینیان یادآور شد: نادر ابراهیمی در کتاب «مردی در تبعید ابدی»، نقلی را از ملاصدرا آورده که مرا به یاد وضعیت خودمان می‌اندازد. او می‌گوید: «ویرانه‌ای است این جهان، عمرکفاف نمی‌دهد که آباد کنی،  غیرت رخصت نمی‌دهد که رها کنی. اینگونه ویرانه رهاکردن نشانه دنائت است و جاهلانه مرمت کردن نشانه رذالت. آبادسازی یک گوشه گُم جهان به دست ما، آبادسازی کل عالم است به دست همگان.» به راستی که اگر مشترکین جدید برای خرید محبوبیت گرفته نمی‌شدند و یک گوشه کوچک آباد  به جهانیان به عنوان نمونه ارائه می‌شد، آیا بهتر و عقلانی‌تر نبود؟

  • حمایت تمام قد 6 اقتصاددان برجسته کشور از مسعود پزشکیان

    حمایت تمام قد 6 اقتصاددان برجسته کشور از مسعود پزشکیان

    به گزارش اقتصادران، دکتر حسین راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا، دکتر علی عرب مازار یزدی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، سید غلامحسین حسنتاش، عضو هیات علمی موسسه مطالعات انرژی، سید محمد بحرینیان، پژوهشگر توسعه و صنعتگر ، دکتر محمدرضا واعظ مهدوی، نظریه پرداز اقتصاد سلامت و دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بیانیه ای صادر کردند.

    هموطنان گرامی؛

    ایران امروز در یک لحظه تاریخی قرار دارد. تعیین رئیس جمهور چهاردهم به مرحله دوم رسیده است. ما، آقای دکتر مسعود پزشکیان را سال‌های متمادی است به صداقت، صراحت، وفای به عهد، ادب، عشق به وطن، مردم‌داری و همدلی با محرومین و دردمندان و تلاش برای تحقق عدالت در جامعه می‌شناسیم.

    اکنون که ایشان تعهد روشن و صریحی در پایبندی به عدالت اجتماعی به صورت فراگیر و با تمرکز بر فرصت‎های برابرساز و فراموش شده قانون اساسی، یعنی عدالت آموزشی و عدالت در سلامت برای آحاد جامعه فارغ از زبان، نژاد، قومیت و جنسیت را اعلام کرده‎ اند، با تاکید بر این مسئله که راه توسعه عادلانه و عدالت اجتماعی از مسیر اشتغال مولد، تولید فناورانه، بالابردن هزینه‌فرصت مفت‎خوارگی و طراحی برنامه ملی مبارزه پیش‎گیرانه از فساد می‌گذرد و تنها در این شرایط می‌توان از آثار زیان‌بار و پرخسارت رویه‌های مبتنی بر جمود و تعصب، سفله‌پروری و میدان دادن به خشونت‌ورزی سازمان‌یافته مبتنی بر مداخله نظامیان در سیاست و اقتصاد پرهیز کرد، همگان را به اغتنام فرصت و اعمال اراده ملی برای تعیین سرنوشت خود با استعانت از عنایات الهی دعوت می‌نماییم.

    اکنون فرصتی فراهم آمده تا اداره قوه اجراییه کشور را به فردی با ویژگی‌های مورد اشاره یعنی دکتر مسعود پزشکیان محول کنیم.

    به امید آنکه با همت و غیرت ملی از انسداد سیاسی کشور کاسته شود و افق‌های جدیدی از امید در زندگی مردم و به خصوص محرومان کشور اعم از مردان، زنان و جوانان گشوده شود.

    حسین راغفر، علی عرب مازار یزدی، سید غلامحسین حسنتاش، سید محمد بحرینیان، محمدرضا واعظ مهدوی، فرشاد مومنی