برچسب: سید ابراهیم رئیسی

  • می گفتند پاد یک هندوانه سربسته است! / به آقای رئیسی می گفتند ته‌تغاری دولتت را جمع کن! / به ظاهر حزب اللهی ها اذیتم می کردند و فحش می دادند

    می گفتند پاد یک هندوانه سربسته است! / به آقای رئیسی می گفتند ته‌تغاری دولتت را جمع کن! / به ظاهر حزب اللهی ها اذیتم می کردند و فحش می دادند

    فاطمه استیری: می گوید در شناسنامه «سکینه سادات پاد» هستم و در کانال شخصی اش «سارا سادات پاد»، همانجا که با قلم عریان و بدون ملاحظه  هشتگ می زند #نه به خون سالاری، #نه به خاندان سالاری. با همان مشی هم روبروی دوربین می نشیند تا از یک سال و سه ماه حضور سخت و تجربه های تلخ در دولت سیزدهم روایت کند.

    دستیار رئیس جمهوری در پیگیری حقوق و آزادی های اجتماعی در دولت سیزدهم، حساب رئیس جمهوری شهید را از اعضای دولت خاصه آنها که در نهاد ریاست جمهوری بوده اند جدا می کند و با تاکید بر حمایت ها و همراهی های ابراهیم رئیسی، می گوید؛‌«به رئیسی گفته بودند ته تغاری دولت تان را جمع کنید» «پاد را عزل کنید»، «فرد با تجربه را به جای هندوانه سربسته ای به نام پاد بگذارید» و ..

    از زنگ زدن ها بعد از هر توئیت حرف زد، از زندگی کردن در یک اتاق خانه معلم در یک سال و اندی حضورش در دولت، از شائبه دخالت جمیله علم الهدی در صدور حکم انتصابش و البته از دیدارهایش با خانواده کشته شدگان اعتراضات ۱۴۰۱.

    نقد صریحی به برخوردهای سلبی با مقوله حجاب دارد و می گوید؛«کرامت زنان رعایت نمی‌شود و اختلاف نظر من هم با دوستان این بود.»

    سکینه سادات پاد از تهدید شدن ها و فحش شنیدن ها بخاطر مواضعش نیز روایت کرد، از حوزه علمیه و وزارت ارشاد انتقاد کرد و البته از علاقه اش برای بازگشت به شغل وکالت گفت.

    مشروح گفتگو با سکینه سادات پاد، دستیار ویژه رئیس جمهوری برای پیگیری حقوق و آزادی های اجتماعی در دولت سیزدهم در «کافه خبر» را بخوانید؛

    ******

     

    *خانم پاد! در رویکرد و مشی فکری شما یک آهنگ متفاوتی را نسبت به دولت سیزدهم شاهد بودیم، در مورد این مشی فکری خودتان بفرمایید و اینکه چطور فردی با این نگاه فکری، دستیار رئیس جمهوری می‌شود؟

    این تفاوت و اختلاف مشی شاید با کلان دولت سیزدهم وجود داشت اما با شخص رئیس جمهوری و فردی که بنده را دقیقاً به خاطر همین ویژگی‌هایم و به خاطر یک مأموریت خاص انتخاب کرده بودند، اختلاف مشی، نظر، فکر و اندیشه واقعاً وجود نداشت والا چه ضرورتی داشت من را انتخاب کنند؟

    نه خانواده سیاسی دارم نه خودم اهل زدوبند و معامله سیاسی هستم

    من نه از یک خانواده معروف و سیاسی بودم، نه خودم فرد سیاسی و معروفی بودم که بگوییم در زدوبندها یا در مناسبات سیاسی از من استفاده شود یا معامله‌ای شود؟ هیچ!

    من یک فرد حقوقی، متخصص و وکیل دادگستری بودم و یک مأموریت خاصی که برای اولین بار بوده، آن هم در یک دولتی با رویکرد انقلابی و اصولگرایی تعریف شده بود قرار گرفتم. البته خود شخص رئیس جمهور شهید حتی تا آخرین گفتگوهایی که در تلویزیون با مردم داشتند یا صحبت‌های که مستقیماً با مردم می کردند تایید داشتند که من متعلق به هیچ جناح و گروهی نیستم و واقعاً هم آقای رئیس جمهور همین طور بود.

    من نمی‌توانم مشخصاً بگویم چه کسی در دولت به من فشار آورد ولی بیشترین فشاری که در دولت به من می‌آمد در درون نهاد ریاست جمهوری بود و بارها هم می‌شد، من بعضی‌ها را غیرمستقیم به آقای رئیس جمهور می‌گفتم.هر توئیتی که می‌زدم قطعاً یک تماس بعدش داشتم. یک تماس که می‌گویم منظورم از اولین تماس است.(خنده)

    در ماموریت تعریف شده برای من قرار بود در مورد حقوق و آزادی‌های اجتماعی مردم در قانون اساسی کار کنیم، قاعدتا اگر فردی باشد که غیر از این نوع مواجهه ای که بنده با جایگاهم داشتم و با مردم داشتم پیش بگیرد، اساسا نمی تواند کارکرد واقعی این ماموریت را عملیاتی کند.

     

    مشی فکری من با کلان دولت سیزدهم متفاوت بود

    از این حیث، در پاسخ به سوال شما می گویم بله مشی فکری من با کلیت آنچه که دولت سیزدهم و بعضی از همکاران در دولت سیزدهم داشتند و می‌گفتند، متفاوت بود ولی این تفاوت نگاه با شخص آقای رئیس جمهور نبود و اگر در جاهایی فشارهایی به ایشان وارد می شد و باعث می‌شد با من وارد گفتگو شوند، نوع گفتگوی ایشان از جنس مخالفت یا مغایرت با نگاه من نبود.

    *پس شما معرف خاصی برای حضور در دولت نداشتید؟

    به هیچ وجه. مستحضر هستید که آقای رئیسی تولیت آستان قدس رضوی بودند. بنده هم مشهدی هستم و در مشهد زندگی می‌کردم و تقریباً یک وکیل شناخته شده در مشهد بودم که فراتر از شهر خودم مشهد، کنشگری‌های حقوق بشری داشتم و در عرصه حقوق شهروندی در سطح داخلی و بین‌المللی فعالیت داشتم.

    در آن مقطعی که آقای رئیس جمهور شهید تولیت آستان قدس بودند چون روش و رویکردشان مراجعه به متخصصان و کارشناسان بود، تعداد زیادی از حقوقدانان و کارشناسان متخصص در حوزه‌های مختلف، از جمله بنده را دعوت کردند و به جلساتی که در آستان برگزار می شد، می رفتیم و بیشتر در بحث حقوق زائر، بحث ضمّ خانواده و … مشورت‌هایی در کنار سایر همکاران و افراد کارشناس و متخصص حقوقی، به ایشان می دادیم.

    در واقع در آن دوران در خدمت زیرمجموعه آستان مثل مدیریت زن و خانواده آستان بودم، بعدا ایشان در سال ۹۶ در عرصه انتخابات شرکت کردند، در آن مقطع هم بنده فقط در خراسان فعالیت کردم، مثل هر شهروند دیگری، هم برای مشارکت و هم اینکه ایشان را من در آن مقطع یک فرد اصلح می‌دانستم و مسئول ستاد حقوقدانان و جوانان ایشان در سال ۹۶ بودم.

    خانم علم الهدی در ابتدای دولت سیزدهم خودشان به بنده این موضوع را گفتند که حضرت آقا نهی کرده بود که خانواده آقای رئیس جمهور مداخله‌ای در کارهای آقای رئیس جمهور داشته باشند. من از زبان ایشان می‌گویم که گفتند بنده مداخله‌ای نکردم و نمی‌کنم.

    بعد از آن ایشان با حکم حضرت آقا ریاست قوه قضاییه را به دست گرفتند. در زمان قوه قضاییه چند کار خیلی مهم انجام دادند و چند سند خیلی مهم در زمان مدیریت آقای رئیسی تولید شد. یکی بحث سند تحول قوه قضاییه بود که از بنده هم در کنار سایر حقوقدانان نظر خواستند، به ویژه در حوزه محاکم خانواده و زنان و حقوق زنان که آنجا به هر حال فرصتی بود که نظراتم را مثل سایرین خدمت‌شان تقدیم می‌کردم.

    در بحث لایحه ارتقای امنیت زنان که دو سال در قوه قضاییه متوقف شده بود، آقای رئیسی در ابتدای مسئولیت‌شان در قوه قضاییه گفتند من این لاریحه را ظریف ۶ ماه به دولت می‌دهم که دولت آن را تقدیم مجلس کند و همین اتفاق افتاد و در همین فرجه ۶ ماهه‌ای که روی لایحه هم کار می‌کردند، باز بنده به عنوان یک فردی که حقوق خوانده‌ام آنجا هم مشارکت داشتم و کمک کردم.

    اسناد دیگری مثل سند نحوه تعامل قوه با سمن‌ها، انجمن‌ها و موسسات مردم نهاد نیز بود که آنجا هم باز من در بحث حقوقی‌اش نظر دادم و کمک کردم ولی همه اینهایی که می‌گویم هیچ کدام بروز و ظهور بیرونی که بخواهد با نام و اسم من باشد و سبب شود کسی با اسم بنده آشنا شود، نبود. در واقع فعالیت در موضوعاتی کاملاً تخصصی و حقوقی بود.

    اگر حضورم در دولت با سفارش بود، انقدر با تاخیر وارد دولت نمی‌شدم

    در همان مقطع ایشان به من گفتند که شما به ستاد حقوق بشر که دبیرخانه‌اش در قوه قضاییه است کمک کنید.  در واقع در دوره ایشان آن جایگاه را ارتقا دادند که باز هم از کارهای تحولی آقای رئیسی بود، آن زمان که دکتر باقری که الان سرپرست وزارت خارجه هستند، برای بحث دبیری ستاد حقوق بشر انتخاب شدند، هم‌زمان معاون بین‌المللی رئیس قوه هم شدند. آنجا آقای رئیسی به بنده فرمودند که به ستاد کمک کنید که آنجا بنده با اکثریت همین تیمی که اینجا با آنها کار می‌کنیم با ستاد در ارتباط بودیم. بچه‌هایی که جوان و با انگیزه انقلابی و متخصص هستند.

    قاطبه کسانی که خودشان را خیلی غیرتمند دینی می‌دانند، آنها اتفاقاً سرعت می‌دهند به اینکه رفتارها خشن‌تر باشد، حتی با امثال من هم چنین رفتاری می شود، منی که منصوب رئیس جمهوری هستم، و می‌گویند این آدم (پاد) اصلاً یک آدم بی‌نسبت با شما و دولت شماست. این آدم اصلاً یک آدم نفوذی است. چرا حذفش نمی‌کنی؟ این آدم را بگذار کنار! حتی من و افکار من را نمی‌پذیرند.

    مثلاً در سال ۹۹ گزارشگر ویژه حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی ایران ۵۰ صفحه گزارش حقوق بشری و ضد حقوق بشری تنظیم کرده بود که ۱۲ صفحه‌اش در خصوص زن و خانواده بود که دکتر باقری با بنده تماس گرفتند که شما به عنوان یک وکیل نظرتان را بگو که آنجا بنده در دفاع از ملت ایران و کشورم و نظام‌، یک پاسخ اولیه تهیه و خدمت‌شان تقدیم کردم که در آن زمان ایشان به من گفتند می‌توانم بگویم یک درصد خیلی خیلی بالایی پاسخ و جوابیه شما را ترجمه کرده و برای شورای حقوق بشر ارسال کردیم.

    تا اینکه دولت سیزدهم تشکیل شد، اگر حضورم در دولت به واسطه سفارش می‌خواست باشد، من اینقدر با تاخیر وارد دولت نمی‌شدم. در ۱۴۰۰ که دولت تشکیل شد، من در ۶ اسفند ۱۴۰۱ برای این مسئولیت انتخاب شدم. البته قبلش دکتر امیرعبداللهیان با بنده دو سه جلسه داشتند و به من لطف داشتند و خواستند من دستیار ایشان شوم که من در آن مقطع بنا به دلایلی نپذیرفتم، از آنجا که به شدت قائل به قاعده‌مندی هستم، به ایشان گفتم در وزارت امور خارجه الان یک خانم به نام خانم دکتر افخم، حضور دارند و ایشان به عنوان دبیرکل زنان و حقوق بشر زنان فعال هستند، بنابراین حضور بنده خیلی موضوعیت پیدا نمی‌کند، از ایشان عذرخواهی کردم  اما گفتم هر جایی که احساس کردید بنده می‌توانم با تخصص و توانم به نظام و مردم کمک کنم در خدمت شما هستم.

     

    رئیس جمهوری فقید گفت من یک شمشیرزن میدان می خواهم

    بعد از اینکه من نپذیرفتم و در واقع توفیق نداشتم که در خدمت شهید امیرعبداللهیان باشم، با من تماس گرفتند برای همین جایگاه دستیاری رئیس جمهوری، که پروسه حضورم در این جایگاه هم تقریباً سه، چهار ماهی زمان برد. در کنار من کاندیداهای دیگری هم مطرح بودند، کاندیداهایی که از بنده خیلی مشهورتر بوده و قبلاً هم در ساختارها بودند، جالب اینکه همه هم خانم بودند و آقای رئیسی اصرار داشتند که در این جایگاه، یک خانم باشد.

    ولی بین همه خود شخص آقای رئیس جمهور بنده را بعد از اینکه مصاحبه‌هایی انجام شد انتخاب کردند.

    من این تعبیر ایشان را چندبار دیگر هم گفته ام، ایشان به من گفتند در این سمت قرار بگیرید چون من می‌خواهم کار واقعی بشود، یک شمشیرزن میدان می‌خواهم. در واقع می‌خواستند یک آدمی که چابک باشد و بتواند برای مردم کار واقعی بکند، در این مسئولیت قرار گیرد.

    قطعا حضورم در دولت با پیشنهاد خانم علم الهدی یا رفاقت با او نبود

    *خانم پاد! در مدت حضور شما در دولت، یک شائبه‌هایی مطرح می شد از جمله اینکه شما پیشنهاد خانم علم‌الهدی به بودید و البته روایت شما از پروسه همکاری با آقای رئیسی و حضورتان در دولت سیزدهم چندان اشاره ای به این موضوع نداشت؟

    قطعاً این شائبه را رد می‌کنم. من خانم دکتر علم‌الهدی را هم در زمانی که خود شهید رئیسی در آستان قدس بودند، هم بعد از آن، صرفاً به خاطر موضوعات حقوقی می دیدم و توسط ایشان به جلساتی دعوت می‌شدم.

    خانم علم الهدی گفت رهبری نهی کردند خانواده آقای رئیسی در کار رئیس جمهور مداخله کنند

    واقعاً در کنار اسم من برای این مسئولیت، اسم ۸ خانم دیگر هم مطرح بود و بررسی کرده بودند، با ما از نزدیک مصاحبه کردند.  بنابراین نه بنده پیشنهاد خانم علم‌الهدی نبودم. شاید ایشان هم جزو کسانی بودند که از ایشان هم نظر خواستند و رد نکرده و موافق بوده، آن هم بر حسب تخصص، وگرنه اینکه فکر کنیم ما یک رابطه رفاقتی داشتیم و داریم و این رفاقت بیاید اولویت قرار بگیرد به هیچ وجه این طور نبود چون جنس شخصیت آقای رئیس جمهور شهید این مدلی نبود.

    ضمن اینکه خانم دکتر علم الهدی در ابتدای دولت سیزدهم خودشان هم به بنده این موضوع را گفتند که حضرت آقا نهی کرده بود که خانواده آقای رئیس جمهور مداخله‌ای در کارهای آقای رئیس جمهور داشته باشند.

    وقتی که ما درمورد زنان ادعا داریم و حتی در مقدمه قانون اساسی‌مان، از رفتن و طی مسیر به سمت یک تمدن داریم حرف می‌زنیم، مگر می‌شود حضور زن را نادیده بگیریم؟ یک تمدن بدون زن را شما تصور کنید؟ یک کاریکاتور است! شما قانون می‌نویسید و گاهی بعضی از قوانین اصلاً مخاطب مستقیم‌شان زنان هستند ولی هیچ زنی مثلاً در پژوهشکده شورای نگهبان نباشد؟ مگر می شود؟

    *این روایت خودشان برای شماست؟

    بله من از زبان ایشان می‌گویم که گفتند بنده مداخله‌ای نکردم و نمی‌کنم. این گفتگوی ما در حاشیه یک جلسه‌ای بود که دانشگاه شهید بهشتی من را دعوت کرده بود و اتفاقاً درباره مباحث حقوقی بود و اساتید درجه یک حقوق حضور داشتند. بعد از مشهد آمدم و در آن جلسه شرکت کردم، بعد از جلسه با ایشان گفتگو و صحبتی داشتیم و خودشان این را گفتند.

    بعد از مدتی که حکم من رسانه‌ای شد و مسئولیت به نام من زده شد، خانم دکتر علم الهدی را یک بار دیگر دیدم وگرنه قبل از آن به هیچ وجه.

    یعنی در آن سه چهار ماهی که اسم من مطرح شده بود، من را برای مصاحبه دعوت کرده بودند، حتی مصاحبه نهادهای امنیتی رفته بودم، کوچکترین تماس و ارتباطی باخانم دکتر نداشتم و ایشان هم با بنده تماس نداشتند.

     

    به رئیسی گفتم بینی و بین الله این جایگاه کارکرد واقعی دارد یا تشریفاتی

    *یک شائبه دیگری هم که مطرح شد به همان تاریخ حکم شما برمی‌گردد که بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ بود، آن حکم بعد از آن گزارش‌هایی بود گزارشگر حقوق بشر داده بود و برخی می گفتند این حکم داده شده به شما راهکاری بود از طرف آقای رئیسی و دولت سیزدهم برای آرام کردن فضا.

    قبل از پاسخ به سوال شما بگویم که  من ۱۳، ۱۴ سال وکیل دادگستری بودم، وکیلی که کنشگری‌هایش بیشتر اجتماعی و در حوزه حقوق فرهنگی بود و حتی در حوزه حقوق بشر اسلامی. حتی در سطح بین‌المللی‌ با نهادهای مدنی کار می‌کردم و این اولین تجربه من از ورود با ساختارها بود و این نبود که خودم تمایلی داشته باشم.

    اما در مورد سوال شما، من این سوال را خودم به یک طریق دیگر از آقای رئیس جمهور پرسیدم. من از ایشان پرسیدم که آقای رئیسی یک سوالی از شما صادقانه می‌پرسم، آیا شما صریح به بنده پاسخ می‌دهید؟
    این تعبیر شهید است که گفتند من شما را با صفا بودن، با اخلاص بودن و صادق بودن می‌شناسم بنابراین من هم به شما پاسخ صریح می‌دهم.

    گفتم که شما بینی و بین‌الله به من بگویید که این جایگاه می‌خواهد کارکرد واقعی داشته باشد یا فقط می خواهید یک جایگاه تشریفاتی باشد؟ چون من وکیل هستم، من عادت دارم به اینکه کار واقعی می‌کنم، لایحه می‌نویسم، از دادگاه در  دفاع از موکلم رأی می گیرم و …

    ایشان در مقابل قسم جلاله من گفتند بینی و بین‌الله حقوق مردم برای من اصالت دارد. من فکر می‌کنم این جایگاه یک خلاء است که حتماً باید می‌بود.

    من در ادامه پرسیدم که یک حدیثی داریم که می گوید اگر کسی بداند فرد دیگری از او بهتر برای انجام امری از امور مسلمین هست و مسئولیتی را بپذیرد، خائن به امور مسلمین است. هفت، هشت نفر کاندیدا در کنار اسم من بوده، من از شما می‌خواهم بفرمایید که آیا بینی و بین‌الله مطابق این حدیث من را از بقیه برای این مسئولیت، صائب‌تر و بهتر می‌دانید، مسئولیت شرعی‌اش به گردن شما، اگر فرد دیگری سر سوزنی از بنده مناسب‌تر باشد برای این جایگاه، برای مردم و برای کشور و برای نظام سیاسی کشور و شما بنده را انتخاب کرده باشید، شما باید فردای قیامت پاسخ معصوم (ع) را بدهید.

    ایشان آنجا هم گفتند که بله.

    خیلی سخت است در دولتی با رویکرد انقلابی یک فرد از آزادی بیان حرف بزند

    چون می‌دانستند چقدر سخت است. آن هم اینکه در یک دولتی با رویکرد انقلابی یک فردی بیاید و از آزادی بیان حرف بزند.

    براساس این مسئولیت من قرار بود مراقبت کنم از آزادی بیان مردم، قرار بود من از این حق مردم دفاع و حمایت کنم، از حریم خصوصی، از حق برپایی اجتماعات، از حقوق مادی معنوی زنان دفاع کنم و …

    تمامی ورودهای من به این مباحث در چارچوب وظایف و حکم قانونی و فهم بنده از قانون اساسی و حقوق بوده که انجام دادم و اینکه شما می گویید متفاوت بود معتقدم تفاوتی نبود بلکه در چارچوب مسئولیتم بود.

    گفته بودند خانم پاد یک هندوانه سربسته است، فرد دیگری را بیاورید

    حتی خاطرم هست ایشان یکبار روایت می کردند که به ایشان گفته بودند مثلاً خانم فلانی هم بزرگتر است، هم سابقه ساختار دارد و هم امتحانش را پس داده، اما خانم پاد یک هندوانه سربسته است. ایشان را می‌خواهید بیاورید ممکن است یک وقت برای شما یک مسئله‌ای ایجاد کند.

    آقای رئیسی گفتند من به آنها گفتم که من گلدان نمی‌خواهم، من یک شمشیرزن میدان می‌خواهم، یک آدم واقعی می‌خواهم که کار کند.

    به رئیسی گفتم قلم من در کانال شخصی ام عریان است و برای شما هزینه تولید می کند

    این اتفاقاتی بود که بین من و آقای رئیس جمهور افتاد و خب من هم باید شمشیرزنی می‌کردم و اعتماد آقای رئیس جمهور را پاسخ می‌دادم. اعتقاد خودم است. حتی من به آقای رئیس جمهور گفتم من یک کانال شخصی دارم با اسم غیرشناسنامه‌ایم که سارا سادات پاد است و آنجا چیزهایی می‌نویسم، قلم من در بعضی موضوعات کمی عریان است، شما اینها را دیدید، ممکن است برای شما هزینه تولید کند.  اسم شناسنامه‌ایم متفاوت است، روز عاشورا به دنیا آمدم به همان دلیل هم با افتخار، خانواده‌ام این اسم را برایم در شناسنامه انتخاب کردند.

    گفتم آقای رئیسی مثلاً من هشتگ می زنم نه به خاندان سالاری، هشتگ می زنم نه به خون سالاری، بعد شما چنین فردی را می‌خواهید برای چنین جایگاهی بگذارید؟

    خندید و گفت من اندیشه و فکر شما را می‌شناسم. حالا لطف ایشان بود که مطالعه کرده بود، بررسی کرده بود، بالاخره من یادداشت‌هایی در آنجا می‌نوشتم، در حوزه تخصصی خودم، در حوزه حقوق بشر اسلامی، این نبود که ایشان یک مرتبه بخواهند به جمع‌بندی برسند.

    هر توئیتی می زدم قطعا تماس داشتم، تماس از داخل دولت

    *این به اصطلاح شمشیرزن بودن برای خود شما چه هزینه‌ای داشت؟ این سوال را ارجاع می‌دهم به حرف ابتدایی‌تان که عنوان کردید به هر حال بعضی از همکاران در دولت اقای رئیسی بودند که نگاه‌شان متفاوت بود. در خود دولت فشاری به شما در مورد دیدگاه‌هایتان وارد می‌شد؟ مخصوصاً توئیت‌هایی که شما در مقاطع مختلف زدید؟

    بله، حتماً همین طور بود. من هر توئیتی که می‌زدم قطعاً یک تماس بعدش داشتم. یک تماس که می‌گویم منظورم از اولین تماس است.(خنده)

    بعدم از توئیتم درباره حجاب، به رئیسی گفته بودند ته تغاری دولت تان را جمع کنید

    *تماس از داخل دولت؟

    بله، از داخل دولت تماس داشتند. خب من تا الان نمی‌گفتم، بنای من هم بر این بود که برای مردم کار کنم. نمی‌خواستم حاشیه‌سازی ایجاد شود. خود آقای رئیس جمهور را بعضی‌ها خیلی تحت فشار قرار می‌دادند و حتی ایشان یک تعبیری به من گفتند، گفتند آقای فلانی به من زنگ زده و گفته ته‌تغاری دولت‌تان را جمع کنید! این ماجرا برمی گردد به آن آن توئیت من در مورد حجاب.

    فشارهای این چنینی به شخص آقای رئیس جمهور هم خیلی زیاد بود و حتی به ایشان گفته بودند پاد را اصلاً عزل کنید!

    آنها که به ظاهر حزب اللهی هستند بسیار اذیتم کردند و حتی فحش هایی به من دادند

    به هر حال تعابیر مختلفی به کار می‌برند؛ اینکه به آقای رئیسی می گفتند چه نسبتی با شما دارد؟ ایشان چه نسبتی با دولت دارد؟ یا من را منتسب به طیف‌های سیاسی مختلف می‌کردند. حتی بدتر از اینها را بگویم، فحش‌هایی به من می‌دادند.

    من را از بیرون خیلی زیاد اذیت می‌کردند. دوستانی که به ظاهر خودشان را اسلامی، انقلابی و حزب‌اللهی می‌دانستند، خیلی من را اذیتم کردند. دوستانی که من حتی معتقدم خیلی‌هایشان منظومه فکری خود مقام معظم رهبری را هم نمی‌شناسند و حتی یک بار نخوانده‌اند.

    یعنی نخوانده، خودشان را صاحب نظر می‌دانند در اینکه ولایت فقیه و اسلام را تفسیر کنند، اینها در واقع آسیب‌ها و خطرات جدی ما در زمان حال حاضر و اکنون است.

    آقای رئیسی ترش می‌کردند و می گفتند بنده مفسر و مترجم نمی‌خواهم!

    *پس روزهای خوبی در دولت نداشتید؟

    بله، به هر حال در دولت هم گاهی به من تذکرات خیلی تند داده می‌شد، من بحث می‌کردم، خدمت آقای رئیس جمهور می‌رسیدم و می گفتم که آقای فلانی به من گفته من مفسر و مترجم آقای رئیس جمهور هستم! تو چرا فلان کردی چرا این کار را کردی و …!

    شاید اگر یک زن جزو ۶ حقوقدان بود ما می‌توانستیم یک نظر تفسیری بهتری از شورای نگهبان در بحث رجل سیاسی ببینیم. شاید اگر یک خانم جزو حقوقدانان شورای نگهبان شود تفسیرها تسهیل شود. به نظر من این خلاء یک اجحافی در حق آرمان‌های انقلاب اسلامی و در حق قانون اساسی ماست. 

    ایشان ناراحت می شدند و ترش می‌کردند و می گفتند بنده مفسر و مترجم نمی‌خواهم! شما قاطع در رسانه بروید و حاضر شوید.

    اصل بر این بود که من باید به گونه‌ای رفتار می کردم و حرف ها را مطرح می کردم که کمترین ناهماهنگی در دولت یا بدآهنگی احساس شود ولی گاهی جنس حوزه ماموریت من این بود، من چه می‌خواستم بگویم؟

    مدیر مسئول کیهان یک متن خیلی تندی علیه من نوشت

    مثلاً وقتی موضوع منع خدمات اجتماعی در مورد بانوان در بحث مقوله حجاب مطرح می شد من چطور باید عمل می کردم یا حرف می زدم که تبدیل به یک چالش نمی‌شد؟ من حرفم را به لحاظ حقوقی باید می گفتم و مطرح کرد و حتماً شما هم رصد کرده‌اید که مدیر مسئول کیهان یک متن خیلی تندی علیه من نوشت و بنده هم جواب دادم.

    بهرحال این افراد قاعدتاً دسترسی‌هایی به خود آقای رئیس جمهور داشتند و تلاش زیادی علیه من می‌شد. هر کدام هم به من زنگ می‌زدند، می‌گفتم آقای محترم یا خانم محترم می‌شود این لطف را در حق بنده داشته باشید آقای رئیس جمهور را متقاعد کنید بنده را عزل کند. من واقعاً هیچ تمایلی ندارم.

    یک ریال از دولت حقوق دریافت نکرده ام

    ببینید به لحاظ مالی خب من یک وکیل مستقل بودم، درآمدم بالا بود، ولی من پروانه وکالتم را تودیع کردم و به اینجا آمدم، بنابراین باید پروانه را قانوناً تودیع می کردم. من یک ریال تا الان که دارم با شما حرف می‌زنم حقوق از دولت دریافت نکردم به خواست خودم چون فکر می‌کردم تعارض منافع است. چون اگر من بخواهم حقوق بگیرم قرار است از دستگاه‌های اجرایی حقوق مردم را مطالبه کنم پس من نمی‌توانم حقوق بگیرم. آنچه که فهم من از حقوق و قانون وکالت این بود.

    لذا بله فشار بود، فشارها خیلی زیاد بود. ببینید من خیلی از این فشارها را به ایشان نمی‌گفتم، حقیقتاً نمی‌گفتم چون فکر می‌کردم حق ندارم، ایشان رئیس جمهور ۸۵ میلیون مردم است و من را گذاشته اینجا یک مشکلی از مردم حل کنم، هی مدام بخواهم خودم مشکلاتم را به ایشان بگویم در واقع با فلسفه خودش در تعارض و تضاد است ولی واقعیت امر این بود که در پشتیبانی، من خیلی تحت فشار بودم.

    ریالی بودجه برای من مصوب نکردند

    ریالی بودجه برای من مصوب نکردند. هیچ کس این را باور نمی‌کند که من بدون ریالی فقط با نیروی ساعتی کار را می‌گرداندم. گاهی چهار، پنج ماه طول می‌کشید و پول نیروهای ساعتی من داده نمی‌شد! خود آقای رئیس جمهور تکلیف کرده بود، تیم‌ات شبیه خودت چابک و جوان باشندف یعنی هیچ مصلحت سیاسی نداشته باشند، خب این بچه‌ها هم می‌آمدند وقت می‌گذاشتند کار می‌کردند، دورکاری و حضوری کار می کردند و البته حضوری کمتر بود چون مکانی هم که به ما داده بودند و هنوز هم در اختیار من است، مکان بسیار کوچکی است که امکان حضور نداشتند.

    بهرحال این مسئولیت و جایگاه که فقط برای خانم‌ها نبود، ماموریت ما در حقوق و آزادی‌های اجتماعی بود. خانم و آقا با ما کار می کردند، همه جوان بودند، اتاق‌ها خیلی کوچک است و امکانات خیلی کم.
    متاسفانه متناسب با جایگاه و اهمیت آن و با حجم سنگین ماموریت، من پشتیبانی نشدم و مورد بی‌مهری قرار گرفتم.

    *یعنی تنها کسی که پای خانم پاد ایستاد، آقای رئیسی بودند؟

    ببینید تنها کسی که می‌توانست بنده را عزل کند بهرحال رئیس جمهور بود. من خودم حداقل سه بار مکتوب درخواستم را تقدیم ایشان کردم و حضوراً خدمت‌شان رسیدم که آقای رئیس جمهور حضور بنده برای شما خیلی هزینه‌زاست، ظاهراً شما را اذیت می‌کنند. عذر من را بپذیرید چون ممکن است هزینه داشته باشد شما من را عزل کنید.

    ایشان هر سه بار فرمودند نخیر! شما در دولت آمدی و تا آخر هم باید کمک و خدمت کنی. البته آخرین بار فرمودند اجازه دهید تا اردیبهشت همه چیز حل می‌شود. اردیبهشت خودشان پر کشیدند و رفتند.

    نگاهم با خانم خزعلی متفاوت است اما…

    *معاون بانوان ریاست جمهوری مشخصاً نگاه متفاوتی نسبت به نگاه شما دارند. نوع مراودات شما با خود خانم خزعلی چطور بود؟

    خیلی خوب بود. خانم خزعلی حقیقتاً از آدم‌هایی بودند که شاید نگاه‌مان در یکسری مسائل با هم بسیار متفاوت بود، اما برخورد خوبی داشتند.

    مثلا در مورد حقوق زنان، آزادی‌های اجتماعی و حتی نوع کنشگری‌مان، من معتقد و قائل به این هستم که در شرایط کنونی نمی‌شود یواش فکر کرد، باید بلند حرف زد و دفاع کرد. اصلاً وظیفه من همین بود وگرنه اساساً تشکیل این جایگاه فرمالیته، فرمایشی و مسخره بود اگر قرار بود من ساکت باشم.

    من تا الان نمی‌گفتم، بنای من هم بر این بود که برای مردم کار کنم. نمی‌خواستم حاشیه‌سازی ایجاد شود. خود آقای رئیس جمهور را بعضی‌ها خیلی تحت فشار قرار می‌دادند و حتی ایشان یک تعبیری به من گفتند، گفتند آقای فلانی به من زنگ زده و گفته ته‌تغاری دولت‌تان را جمع کنید! این ماجرا برمی گردد به آن آن توئیت من در مورد حجاب.

    برای من خیلی کم هزینه بود که ساکت باشم اما سکوت با جایگاه تعریف شده برای من همخوانی نداشت.

    شاید نگاه‌مان در بعضی موضوعات با خانم خزعلی کمی متفاوت بود، بیش از کمی، ولی در عین حال همراهی ایشان حقیقتاً خیلی خوب بود.  مثلاً ما ایشان را دعوت می‌کردیم یا ایشان ما را دعوت می‌کرد و در موضوعاتی با هم هم‌افزایی داشتیم خصوصا در حوزه حقوق زنان یا بحث اشتغال زنان.

    بسته سیاستی حمایتی که مجموعه تحت مدیریت من تهیه کرده بود را تقدیم آقای رئیس جمهور کردیم، ایشان به خانم خزعلی ارجاع داد، چون من در جایگاه دستیار باید تسهیلگر باشد، یعنی یک بازیکن آزاد بین دستگاه‌ها.

    ضرغامی شبیه‌تر به من حرف می‌زد و حریت فکری داشت

    خانم خزعلی هم حداقل در یک جلسه‌ای که من و بقیه مجموعه‌ام دعوت بودیم،  این کار را پیگیری کردند، یعنی در واقع ما در تهیه این سیاست‌ها در حوزه زنان، با هم نگاه اختلافی چندانی نداشتیم، فقط بعضی جاها این اختلاف وجود داشت، مثلاً خبرنگاران یک سوالی از خانم خزعلی می‌پرسیدند، شاید به آن صراحتی که من پاسخ می‌دادم و نظر خودم را به عنوان یک آدم حقوقی می‌گفتم با نظر خانم خزعلی متفاوت بود و شاید با صراحت بنده بیان نمی‌کردند.

    *خانم پاد! فشارها به شما از کدام ناحیه و طیفی در دولت بیشتر بود؟

    در دولت مثلاً افرادی داشتیم مثل آقای ضرغامی که شبیه‌تر به من حرف می‌زد و راحت بود، حریت فکری داشت و حرفش را هم می‌زد، ایشان هم وزیر بود. شاید طبیعتاً در موضوعاتی که من مداخله می‌کردم یا حرف می‌زدم توقع این بود وزیر ارشاد هم بیاید.

    مثلاً در بحث خبرنگاران و وضعیت همکاران شما در اعتراضات سال ۱۴۰۱، که من تلاش‌هایی داشتم، این هم‌افزایی‌ها باید بیشتر بود. ببینید افراد در دولت به چند طیف تقسیم می‌شدند. بعضی‌ها سکوت می‌کردند. یعنی در خلوت و شاید من را جایی می دیدند، به من می‌گفتند چقدر عالی!‍ چقدر توئیت خوبی زدی! چقدر کار ما را راحت کردی!

    من یک بار به یکی از این آقایان وزرا گفتم چرا دروغ می‌گویی؟ تعجب کرد. گفت یعنی چی؟ گفتم یعنی اینکه اگر راست می‌گویی، بلند حرف بزن!

    در درون و بیرون دولت دوستانی من را تهدیدهای خیلی خطرناکی می‌کردند

    گفتم ما داریم مردم را، سرمایه اجتماعی‌مان را از دست می‌دهیم. ما حق نداریم. من نمی‌گویم بی‌قاعده حرف بزنیم، بلکه با قاعده!  من احساس می‌کنم یک مورد از حرف‌های من یا توئیت های من مغایر با قانون اساسی و شریعت اسلامی نبود.

    اما اینقدر مورد بی‌مهری قرار گرفتم، حتی در در درون و بیرون دولت دوستانی من را تهدیدهای خیلی خطرناکی می‌کردند، بی‌مهری‌های زیادی به من شد در حالیکه من بر اساس قانون اساسی و اسلام حرف می‌زدم.

    بیشترین چالش را با افرادی در درون نهاد ریاست جمهوری داشتم

    *نگفتید از کدام ناحیه فشارها بیشتر بود؟

    به ویژه در درون نهاد ریاست جمهوری افرادی بودند که بیشترین چالش را من با اینها داشتم. حالا اسم‌شان را نمی‌آورم. من تصمیم دارم خاطراتم را از این یک سال و سه ماه حضورم در دولت بنویسم، به عنوان یک خانم که بدون پشتوانه سیاسی و بدون وصل بودن به کانون‌های قدرت توسط یک رئیس جمهور مکتبی که اعتقاد به این کار داشت، انتخاب شد و سختی‌هایی که در این مسیر داشتم و دستاوردهایی که داشتم، وظیفه خودم می‌دانم بنویسم.

    در خانه معلم یک اتاق به من داده بودند، شرایط بسیاری بدی را تجربه کردم

    من وقتی از مشهد آمدم، یعنی زندگی‌ام را آنجا گذاشتم، پروانه‌ام را تودیع کردم، آمدم در تهران به ماموریتم عمل کنم. آقای رئیس جمهور گفتند که به من نباید سخت بگذرد این خانم است آمده، چون همسرم دبیر هستند و امل نمی‌توانست کنارم باشد بنابراین باید یک شرایطی برای زندگی من فراهم می‌شد اما یک شرایط بسیار بدی فراهم شد.

    من برای اولین بار این را می‌گویم. اوایلش دوستان به من لطف داشتند، (خنده) نمی‌گویم مکانی که در اختیار من قرار دادند چطوری بود و چقدر به من سخت گذشت ولی بعدش در خانه معلم یک اتاق در اختیار من قرار داده بودند و یک هفته بعد از شهادت آقای رئیس جمهور گفتند که اینجا را باید تحویل دهید.

    معتقدم که مردم از سال ۱۴۰۱ دچار یک دلخوری هستند. البته من آن موقع در دولت نبودم و در اواخرش و بعد از اینکه التهابات خوابیده بود حکم من زده شد و وارد دولت شدم ولی معتقدم که کرامت مردم در خیلی جاها هتک شده است.  من دلیل‌اش را هم به آقای رئیس جمهور گفتم.

    *یعنی در این یک سال و سه ماه در خانه معلم بودید؟

    بله یک مدتی را در خانه معلم بودم، یک مدت دیگر باز یک شرایطی شبیه همان فراهم کردند که خیلی بد بود، من واقعاً شرایط بسیار بدی را در این یک سال و سه ماه حضورم در دولت تجربه کردم. خیلی شرایط بد!

    همان اوایل یکی از آقایان درون نهاد به من گفت خانم! شما که وکیل بودید، برای چه آمدید اینجا؟! با همین ادبیات. گفتم بنده مگر خودم آمدم؟ آقای رئیس جمهور بنده را منصوب کردند. شما انگار قبول ندارید که آقای رئیس جمهور حکمی برای بنده زده است.

    و شاید اولین مکاتبه من هم آنجا این بود که من ریالی حقوق دریافت نمی‌کنم برای مردم می‌خواهم کار کنم، وکیل مردم هستم و واقعاً هم دریافت نکردم. ببینید من به لحاظ حقوق و مزایا طوری کار می‌کردم که درآمدم می‌توانست به اندازه حقوق سران سه قوه در یک ماه باشد،(خنده) اما من همه اینها را گذاشتم و آمدم برای یک هدف بزرگ‌تر.

    فکر می کردند می خواهم نماینده مجلس شوم

    اوایل فکر می‌کردند من سودای اینکه بخواهم نماینده مجلس شوم در سر دارم، بعد دیدند که من اصلاً ثبت‌نام نکردم.

    من یک پیوند مکتبی با خود شخص آقای رئیس جمهور داشتم که نگذاشتند اندیشه‌هایش را عملی کند. چرا حضرت آقا در مورد آقای رئیس جمهور فرمودند جامع‌الاطراف؟ برای اینکه این آدم جامع‌الاطراف بود که توانست هم پاد را در مجموعه‌اش داشته باشد، هم ضرغامی را، هم آقای وحیدی وزیر کشور را و هم خیلی‌های دیگر را.

    می گویند مملکت فقط برای تعداد خاصی است، فقط برای حزب اللهی ها

    فلذا می‌آید محور را برای انتخاب فردی برای این جایگاه، قانون اساسی قرار می‌دهد. می‌گوید حقوق مصرح مردم در قانون اساسی! ولی بعضی‌ها انگار به این اعتقاد ندارند. همان‌هایی که می‌گویند که مملکت برای یک تعداد خاصی است! که حتی به عنوان جوک هم شده بود، فقط برای حزب‌اللهی‌هاست! این را خیلی راحت می‌گویند! ولی آیا این نظر حضرت آقاست؟ به هیچ وجه!

    شما یک فکت از مقام معظم رهبری بیاورید که بگوید مملکت فقط متعلق به اینهاست. نخیر! ما در قانون اساسی در اصول پایه قانون اساسی، قرار است به گونه‌ای شرایط را به لحاظ حقوق پایه‌ای مردم فراهم کنیم که مردم ما به همه حقوق شان دسترسی داشته باشند، همان تعبیری که حضرت امیر(ع) در کوفه دارند، می‌فرمایند منِ علی افتخار می‌کنم که همه دسترسی به آب سالم دارند، همه نان گندم می‌خورند و همه سرپناهی دارند، حق بر مسکن، حق دسترسی به آب، حقوق اولیه! حقوق اولیه انسان!

    در قانون اساسی ما هم همین‌ها بوده. قرار بوده ما به نفع طبقات مستضعف، شرایط را به گونه‌ای پیش ببریم که مردم هیچ دغدغه‌ای نداشته باشند.

    وقتی که ما اینها را فراهم کردیم، بعد می‌توانیم بگوییم این انسان آزاده، شایسته، انتخاب کرده است که انقلابی باشد، انتخاب کرده است اسلامی باشد.  مردم ما مردمی هستند که اصلاً مشکلی با دین و اسلام‌شان ندارند. دین و اسلام‌شان را دوست دارند. ما باید شرایط را برای دین‌داری بیشتر اینها و برای زندگی مؤمنانه اینها فراهم می‌کردیم.

    لذا در قانون اساسی بعد می‌آید می‌گوید که حق حیات شایسته! یعنی وقتی که ما آن شرایط را فراهم کردیم، بعد این آدم می‌شود یک آدمی که حالا همه دغدغه‌هایش برطرف شده، همه چیز هم دارد. در واقع مثل این می‌ماند که ما نیازهای انسان را به صورت هرمی در نظر بگیریم، بعد این نیازهای پایین را نادیده بگیریم، برویم آن بالا بالا

    بیشترین فشاری که در دولت به من می‌آمد در درون نهاد ریاست جمهوری بود

    شما نمی‌توانید، آسانسور هم بگذارید به این سرعت نمی شود به نوک هرم برسید. ما به آن سمت و سو داریم می‌رویم و البته تا حدی هم رفتیم، واقعاً‌ اتفاقات خوبی هم در مملکت ما افتاده  ولی چه اتفاقی می‌افتد که ما در یک مقطعی دچار ستیزه‌جویی مردم‌مان با همدیگر، مردم‌مان با حاکمیت می‌شویم؟

    باید روی اینها درست فکر کنیم نه اینکه اولین و دمِ دستی‌ترین راهکاری که به ذهن‌مان می‌رسد را عمل کنیم، به ضرر مردم جلو برویم و به مردم فشار بیاوریم.

    من نمی‌توانم مشخصاً بگویم چه کسی در دولت به من فشار آورد ولی بیشترین فشاری که در دولت به من می‌آمد در درون نهاد ریاست جمهوری بود و بارها هم می‌شد، من بعضی‌ها را غیرمستقیم به آقای رئیس جمهور می‌گفتم.

    اما دیگر آنقدر زیاد شده بود که برای من عادی شده بود و دیگر به آقای رئیس جمهور منتقل نمی‌کردم.

    با الهه محمدی، نیلوفر حامدی و خانواده کشته شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ دیدار کردم

    *برداشت من از حرف‌های شما این است، یک بخشی از فشارهایی که به شما وارد می‌شده، نتیجه نگاهی بوده که شما مشخصا در حوزه حجاب داشتید، یک علت اصلی در وقوع اعتراضات ۱۴۰۱ نیز برخوردهای تند و سلبی با مسئله حجاب بود، خودتان رویکردی که مخصوصاً در یک سال و نیم اخیر در حوزه حجاب گرفته شد، چه در بحث گشت ارشاد، چه از تریبون های خاص و چه حتی در همان اعتراضات چقدر قابل نقد می‌دانید و کجا دفاع می‌کنید؟

    یک سوالی از من پرسیدید که این جایگاه چقدر مبتنی بر شرایط ۱۴۰۱ ایجاد شد، آقای رئیس جمهور یک کمیته ویژه بررسی ناآرامی‌های ۱۴۰۱ را تشکیل دادند که از ابتکارات بسیار رو به جلو و متقرقیانه بود.
    وقتی که یک مکانیسم داخلی برای صیانت از حقوق شهروندان باشد، مکانیسم بین‌المللی حق فعال شدن برای آن کشور و آن ملت را ندارد. آقای رئیس جمهور این هوشمندی را داشتند، من هم عضو این کمیته ویژه بررسی‌های ناآرامی‌های ۱۴۰۱ هستم. آقای رئیس جمهور اتفاقاً اسم کمیته را گذاشته بودند بررسی‌ ناآرامی‌های ۱۴۰۱. یعنی اول پیش‌داوری نکرده و قرار بوده ما بررسی کنیم.

    شخص بنده شاید ۱۱ استان رفتم و با خانواده‌هایی که بچه‌هایشان کشته شده بودند را از نزدیک دیده‌ام و با آنها گفتگو کرده‌ام، با خبرنگاران، مثلاً من به اتفاق سایر همکاران در کمیته رفتیم با خانم الهه محمدی، خانم نیلوفر حامدی صحبت کردم.

    من برای اولین بار این را می‌گویم. اوایلش دوستان به من لطف داشتند، (خنده) نمی‌گویم مکانی که در اختیار من قرار دادند چطوری بود و چقدر به من سخت گذشت ولی بعدش در خانه معلم یک اتاق در اختیار من قرار داده بودند و یک هفته بعد از شهادت آقای رئیس جمهور گفتند که اینجا را باید تحویل دهید.

    خانواده خانم محمدی لطف داشتند و به من اعتماد کردند، به خاطر همین جایگاه حقوق و آزادی‌های اجتماعی با بنده در مورد دختر خانم‌شان گفتگو و مکاتبه کردند.

    آخرین مورد هم موضوع پرونده آقای محسن برهانی است که الان در واقع در مرحله اجرای حکم است، یعنی بازداشت نیست، برای اجرای حکم‌شان رفتند.

    من تلاش هایی کردم چون در این جایگاه وظیفه‌ام است. اگر کاری نکنم من ترک فعل کرده‌ام. با رئیس دادگاه ویژه روحانیت قم، تهران و معاون اول قوه، دبیر ستاد حقوق بشر آقای قره‌آبادی درباره آقای برهانی صحبت کردم.

    معتقدم که ما باید بستر قانونی برای اعتراضات مردم را فراهم کنیم. من می‌گویم اعتراضات بحق مردم چرا که به دلیل بی‌توجهی و به دلیل اینکه بستر لازم را برایش فراهم نکردیم اتفاقاتی رخ می دهد. اینکه «ما» می‌گویم، هیچ ربطی به دولت سیزدهم ندارد و قبلتر هم بوده، ۴۵ سال از عمر انقلاب گذشته اما هنوز در مورد آن به درستی به یک فهم مشترک نرسیده‌ایم و باید در مورد آن به یک فهم مشترک برسیم.

    من معتقدم که اصل ۲۷ قانون اساسی با اصل ۲۶ از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اصل ۲۶ در مورد احزاب است ولی من یا شمای شهروند اعتراض داریم، به هر دلیلی، اصلاً به یک اداره جزء اعتراض داریم، وقتی حق نقد و اعتراض‌ات در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، پس باید یک بستری برای آن فراهم شود که بتوانی از طریق آن بستر قانونی نقد و اعتراض‌ات را به گوش دولت برسانی.

    وقتی که آن بستر فراهم نیست، شما می‌آیی و از هر چیزی که می‌خواهی مشکل‌ات را حل کنی، استفاده می‌کنی. خیلی طبیعی است که در چنین فضایی، گروه‌هایی که اساساً با این نظام و با این مملکت، اصلاً غیر از ایران اسلامی با خود ایران مشکل دارند، موج‌سواری می‌کنند و بعد اتفاقاتی می‌افتد که نباید بیفتد.

    مردم از سال ۱۴۰۱ دچار یک دلخوری هستند

    از آخرین امضاهای آقای رئیس جمهور، دو امضا و دو دستور ویژه بود. بعد از گزارشی که ما به عنوان کمیته ویژه بررسی ناآرامی‌ها تقدیم آقای رئیس جمهور کردیم و خدمت ایشان پیشنهاد داشتیم، ایشان به معاونت پارلمانی و معاونت حقوقی دستور داده بودند که لایحه حق برپایی اجتماعات و لایحه ارتقای امنیت زنان، پیگیری شود و در مجلس به نتیجه برسد.

    من معتقدم که زنان ما زنان فرهیخته‌ای هستند ولی احساس می‌کنم که حقوق آنها به درستی و به شایستگی در بحث اجرا، اجرایی نمی‌شود. من به عنوان یک وکیل این را به شما می‌گویم و این را معتقدم که علی‌رغم تورم قانونی که در حوزه زنان داریم، خلأ قانونی داریم.

    این خیلی پارادوکس عجیبی است، ما هم تورم قانونی داریم هم خلأ قانونی داریم چون قوانینی که اساساً ربطی نداشت و اگر حاکمیت مداخله نمی‌کرد بهتر بود ولی مداخله کرده است را داریم ولی قوانین ضروری را نه.

    کرامت مردم در خیلی جاها هتک شده است

    معتقدم که مردم از سال ۱۴۰۱ دچار یک دلخوری هستند. البته من آن موقع در دولت نبودم و در اواخرش و بعد از اینکه التهابات خوابیده بود حکم من زده شد و وارد دولت شدم ولی معتقدم که کرامت مردم در خیلی جاها هتک شده است.

    من دلیل‌اش را هم به آقای رئیس جمهور گفتم و ایشان یک دستور خیلی خوب هم دادند. به کلیه وزرا و دستگاه‌های اجرایی نامه نوشتم. می‌خواستم عملکردشان را در اجرای ماده ۲۶ قانون خدمات کشوری گزارش دهند.

    گزارشی که دستگاه های اجرایی درباره حقوق و تکالیف مردم دادند افتضاح بود

    ماده ۲۶ قانون خدمات کشوری می‌گوید هر دستگاه اجرایی باید حقوق و تکالیف مردم در آن دستگاه را در منظر و در معرض نگاه‌شان قرار دهد. من آنچه که دریافت کردم خیلی افتضاح بود. یعنی خیلی از دستگاه‌های اجرایی ما هنوز به درستی نمی‌دانند که تکالیف‌شان و حقوق مردم چیست.

    خدمت آقای رئیس جمهور پیشنهاد دادم که سازمان امور استخدامی اول بیاید برای مسئولین، مثلاً وزارت نیرو، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، وزارت آموزش و پرورش و …این شرایط را فراهم که بدانند مردم چه حق‌هایی در آن حوزه ماموریتی و مدیریتی دارند، خودشان اول فهم دقیق قانونی از آن حقوق پیدا کنند و به کارمندانش آموزش دهند تا احساس مردم احساس خوبی شود.

    مردم ما مردم نجیبی هستند و کشورشان را دوست دارند. بیش از ۳۰۰ هزار شهید برای این نظام داده‌اند، شما هر طوری که نگاه کنید یکی از این مردم به یک شهیدی به طور سببی یا نسبی وصل است. آیا این مردم اراده‌شان این است که نظام‌شان را براندازی کنند؟ نخیر!

    مردم اراده‌شان و توقع‌شان بر اصلاح است. اصلاح رفتارهای اداری، کرامت زنان ما باید رعایت شود.

    کرامت زنان رعایت نمی‌شود و اختلاف نظر من هم با دوستان این بود

    *پس معتقدید در مسئله حجاب کرامت زنان حفظ نمی شود و …

    دقیقاً معتقدم کرامت زنان رعایت نمی‌شود و اختلاف نظر من هم با دوستان این بود. من آمدم به همه دستگاه‌های متولی که در امر حجاب و فرهنگ دخیل بودند نامه نوشتم. گفتم شما عملکرد یک ساله‌تان را به من بگویید، در حوزه عفاف و حجاب چه کار کردید؟ چون من به شدت قائل به این هستم که باید کار فرهنگی شود. یعنی ما نمی‌توانیم رها کنیم.

    ما حدیث داریم. پس این احادیث برای چیست؟ احادیث ما می‌گوید که نوجوان شما مثل یک زمین خالی است و هر چه در آن بکارید همان را درو می‌کنید. آیا ما کاشتیم؟ چه را می‌خواهیم درو کنیم؟ ما نکاشتیم! آنچه را که الان ادعا داریم و می‌خواهیم این دختر ۱۵-۱۴ ساله ما یا ۱۶ ساله ما به آن عمل کند، کجا به او آموزش دادیم؟ کجا به او گفتیم؟ چگونه به او آموزش دادیم؟ نحوه آموزش ما چطوری بوده؟ ما در این زمینه‌ها خیلی مشکل داریم.

    من می‌گویم این دختران و زنان ما قربانی هستند

    آن چیزی که از دستگاه‌های اجرایی درباره عملکردشان به دست من رسید واقعاً برای من قابل باور نبود. مگر می‌شود که یک دستگاه یا یک وزارتخانه‌ای که متولی یک خواسته و یک موضوع در مقوله حجاب بوده و مطابق با مصوبه‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئولیت داشته، عملکردش این باشد؟

    من می‌گویم اول باید سراغ آن دستگاه رفت. اول باید آن دستگاه را مجازات کرد. من می‌گویم این دختران و زنان ما قربانی هستند.

    آن اتفاقاتی که سازماندهی شده است بحث‌اش جدا است. آن را باید نهادهای نظارتی پیشاپیش تشخیص دهند و کار خودشان را انجام دهند. نهاد نظارتی و نهاد امنیتی کار خودش را انجام می‌دهد. منِ سکینه پاد هم که در حوزه حقوق و آزادی‌های اجتماعی فعال هستم یک وظیفه‌ای برایم تعریف شده، وظیفه خودم را انجام دهم، وزارت ارشاد وظیفه خودش را انجام دهد، وزارت کشور وظیفه خودش را انجام دهد.

    یک کلیپی از آقای رئیس جمهور شهید هست قبل از شهادتشان اصلاً خیلی صریح می‌فرمایند، این خبط است که ما بخواهیم مفهومی و امری ارزشی به نام حجاب را بگوییم وزارت کشور حل کند، وزارت ارشاد باید حل کند.

    حوزه علمیه و وزارت ارشاد بگویند چه کار کرده اند؟ نمی توانند از خودشان سلب مسئولیت کنند

    الان وزارت ارشاد در مقام پاسخگویی بگوید که چه کار کرده؟ سازمان تبلیغات چه کار کرده؟ حوزه‌های علمیه ما چه کار کرده اند؟ حوزه علمیه نمی‌تواند از خودش سلب مسئولیت کند بگوید دولت تو باید فقط برخورد سلبی با مردم داشته باشی، من قطعاً با برخورد سلبی مخالفم.

    *قبول دارید که وزارت کشور در اعتراضات ۱۴۰۱ برخورد سلبی را بر برخورد ایجابی ارجحیت داد و شاید بهتر می‌شد آن اعتراضات را مدیریت کرد؟

    من معتقدم که وزارت کشور می‌توانست برخورد بهتری داشته باشد. می‌توانست بر اساس قانون اساسی و شرعیت اسلام و منظومه فکری حضرت آقا بهتر عمل کند.
    اصلا ما فرض را بر این بگذاریم که تمام نهادها و دستگاه‌های متولی فرهنگی کارشان را به درستی انجام دادند، حالا یک تعدادی هم هستند علی‌رغم اینکه این کارها انجام شده و حقوق و تکالیف‌شان را هم به آنها گفتند باز هم عمل نمی‌کنند و باید مُرّ قانون درباره این عده اجرا شود. سوال این است که آیا ما آن پرسنلی که می‌خواهند مُرّ قانون را اجرا کنند را آموزش داده‌ایم که چطور با یک شهروند برخورد کنند؟

    در دولت هم گاهی به من تذکرات خیلی تند داده می‌شد، من بحث می‌کردم، خدمت آقای رئیس جمهور می‌رسیدم و می گفتم که آقای فلانی به من گفته من مفسر و مترجم آقای رئیس جمهور هستم! تو چرا فلان کردی چرا این کار را کردی و …! ایشان ناراحت می شدند و ترش می‌کردند و می گفتند بنده مفسر و مترجم نمی‌خواهم! شما قاطع در رسانه بروید و حاضر شوید.

    نه! من خیلی از رفتارها را نمی‌پسندم. بعضی از رفتارهایی که دارد انجام می‌شود، قابل قبول نیست، من وکیل هستم، با مجرمین مختلفی هم سروکار داشتم. قاتل دیدم، کلاهبردار دیدم، سارق دیدم، حتی قوانین مترقی ما اجازه نمی‌دهد با آن کلاهبردار یا سارق شما برخورد خشن بکنید، مثلاً من حکم جلب داشتم، طرف کلاهبرداری کرده، قاضی در حکم جلبش می‌نویسد با حفظ تمام شئونات اسلامی جلب شود، یعنی شما باید تمام رفتارهایی که منشأ درست بودنشان شریعت و قانون است را حتی در قبال یک متهم رعایت کنید.

    وزارت کشور، اگر هم می‌خواهد برای خودش وظیفه‌ای تعریف کند باید تمرکز کند روی پرسنل خودش که قرار است مجری این منویات و دستوراتش باشند.

    باید با زنان و دخترانمان محترمانه برخورد کنیم

    حتی خود رئیس قوه قضاییه هم من دیدم صحبت‌هایی داشتند که اصلاً ما در موضوع حجاب قانون داشتیم. ماده ۶۳۸ قانون اساسی یعنی چه؟ یعنی اگر هم جرمی محقق می شود باید مطابق با اصول عادلانه به آن اتهام رسیدگی شود و در دستگاه قضایی باید تشخیص داده شود.

    برخی زنان و دختران ما حجاب شرعی کامل را رعایت نمی کنند ولی خودشان یک حجاب حداقلی و عرفی را دارند، اینها برای ما فرصت است باید قدر این ها را بدانیم، باید با زنان و دخترانمان محترمانه برخورد کنیم.

    *خانم پاد! چرا حضور زنان در فعالیت‌های سیاسی در جمهوری اسلامی به حد وزارت، حقوقدانی شورای نگهبان و جاهایی که فعل سیاسی بارزتری را می‌شود دید ارتقا پیدا نمی‌کند؟ شما ریشه این را در علاقه‌مند نبودن بانوان به اکت‌های سیاسی می‌دانید یا فکر می‌کنید ریشه سیاسی، فقهی یا فرهنگی دارد؟

    قطعاً به عدم علاقه بانوان برنمی‌گردد. در دیداری که بانوان خدمت خود مقام معظم رهبری داشتند، یکی از بانوانی که من وی را می‌شناسم نکته ای را مطرح کرد مبنی براینکه چرا زنان نباید در مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی باشند؟

    ایشان هم از یک خانواده روحانی‌زاده است، هم یک خانم دانشگاهی و خیلی مؤمن و محجبه‌ای است، یعنی به صرف اینکه رفته بود بیت رهبری چادر نپوشیده بود و حجاب‌اش از من خیلی کامل‌تر است، ایشان این بحث را مطرح می‌کند.

    یک تمدن بدون زن را شما تصور کنید؟ یک کاریکاتور است!

    وقتی که ما درمورد زنان ادعا داریم و حتی در مقدمه قانون اساسی‌مان، از رفتن و طی مسیر به سمت یک تمدن داریم حرف می‌زنیم، مگر می‌شود حضور زن را نادیده بگیریم؟ یک تمدن بدون زن را شما تصور کنید؟ یک کاریکاتور است! شما قانون می‌نویسید و گاهی بعضی از قوانین اصلاً مخاطب مستقیم‌شان زنان هستند ولی هیچ زنی مثلاً در پژوهشکده شورای نگهبان نباشد؟ مگر می شود؟

    این مسیر نمی‌شود، ما نمی‌توانیم این مسیر را ادامه دهیم. من معتقدم که قطعاً علت این موضوعی که مطرح کردید از طرف زنان نیست و قطعاً هم ریشه‌اش فقهی و فرهنگی نیست و سلیقه است. سلیقه و تفسیرهایی است که از قوانین ما از جمله قانون اساسی ما می‌شود.

    اگر قرار بود به زن توجه نکند، در قانون توجهی نمی شد اما حتی در مقدمه قانون اساسی، یکی از عنوان‌های کلی و مهم‌اش «زن در قانون اساسی» است، و بعد به فراخور همان در اصول قانون اساسی صراحتاً از زن حرف زده است.

    یک فراز خیلی عجیبی ما در مقدمه قانون اساسی داریم که از یک ستم تاریخی به زن می‌گوید. می‌گوید منِ جمهوری اسلامی می‌خواهم بیایم زن را از آن ستم تاریخی رها کنم، ستم‌زدایی کنم، ظلم‌ستیزی کنم که جزء اصول پایه‌ای قانون اساسی ماست، جزء اصولی است که اصلاً بین تمام مردم ایران مشترک است. می‌گوید که من می‌خواهم زن را از آن ستم تاریخی نجات دهم و بعد می‌گوید درست است که برای منِ جمهوری اسلامی، این نقش ذاتی زن یعنی مادری و همسری مهم است، و اتفاقا «پر ارج» است ولی من در کنارش می‌خواهم بستر را فراهم کنم تا بتواند در رویدادها و هماوردهای سیاسی اجتماعی حضور فعال داشته باشد.

    بعدش در قانون کار از دستمزد برابر حرف می‌زند. یا در بحث کرامت، اصلاً زنانه و مردانه‌اش نمی‌کند کرامت زن و مرد را.

    یا در تمامی نهادسازی‌هایی که در قانون اساسی صورت گرفته، شما نمی‌توانید ببینید که ناظر به جنسیت تعریف کرده باشد، چون اینگونه نبوده است.

    به آقای محسنی اژه ای گفتم ما یک حقوقدان زن نداریم که در شورای نگهبان حضور داشته باشد؟

    ولی با یک خوانشی مواجه می‌شویم که این خوانش،کاملاً خوانشی مردانه است. من دقیقاً در نامه‌ای که برای آقای محسنی اژه‌ای زدم، گفتم از بین ۶ حقوقدان، آیا ما حقوقدان زن نداریم؟! در واقع با این روش و رویکرد خودمان داریم جمهوری اسلامی را متهم می‌کنیم. ما داریم می‌گوییم ۶۰ درصد دانشجویان ما زنان هستند. ما می‌گوییم زنان فارغ‌التحصیل زیادی از دانشگاه‌های برتر داریم. آیا بین این همه زنان فارغ‌التحصیل و فرهیخته، کسی را نداریم که یکی از این ۶ حقوقدان باشند؟

    یا پژوهشکده شورای نگهبان، خیلی مهم است. شورای نگهبان می‌گوید من کارشناسی‌شده دارم نظر می‌دهم. حتماً آن ۶ نفر فقیه و ۶ نفر حقوقدان نمی‌ توانند به لحاظ عقل بشری همه کارها را خودشان انجام دهند، بخشی از کارها در مورد لوایح و قوانین را می‌سپارند به این بازوهای مشورتی و پژوهشی؛ چرا در این مراکز زنان نباید حضور داشته باشند؟ باید زنان باشند تا قانون ما یک قانونی باشد که مورد پذیرش و اقبال عمومی جامعه اعم از زن و مرد شود.

    *یعنی یک انسداد سیاسی و فرهنگی در این حوزه داریم؟

    من نمی‌توانم بگویم انسداد. چون ما زنانی داریم که مثلاً در خود تدوین قانون اساسی حضور داشتند خانم منیره گرجی.

    اتفاقاً ‌در مورد رجل سیاسی ایشان از جمله کسانی است که در مورد رجل سیاسی حرف می‌زند، وی جزء کسانی است که می‌گوید ما اصلاً از کلمه «رجل» استفاده نکنیم. بگوییم ایرانی‌الاصل باشد، مدیر و مدبّر باشد و بقیه شرایطی که در اصل ۱۱۵ است.

    در مشروح مذاکرات اصل ۱۱۵ در مجلس خبرگان قانون اساسی ایشان این بحث را مطرح می کند. نفس اینکه در زمان حضرت امام و در زمانی که تازه انقلاب شده و در آن جامعه انقلابی یک خانم می‌آید و جزو خبرگان قانون اساسی قرار می گیرد خودش یک پیام دارد، ‌این یعنی یک رویکرد.

    شاید اگر یک خانم جزو حقوقدانان شورای نگهبان شود تفسیرها تسهیل شود

    اصلاً اینکه من اینجا نشسته‌ام و شما مقابل من نشستید و هر دوتا خانم هستیم پس یعنی امکانش وجود دارد، یعنی خانم ها در صحنه هستند ولی اینکه چرا در جاهای مهم وجود ندارند، قابل سوال است.
    مثلاً شاید اگر یک زن جزو ۶ حقوقدان بود ما می‌توانستیم یک نظر تفسیری بهتری از شورای نگهبان در بحث رجل سیاسی ببینیم. شاید اگر یک خانم جزو حقوقدانان شورای نگهبان شود تفسیرها تسهیل شود.

    به نظر من این خلاء یک اجحافی در حق آرمان‌های انقلاب اسلامی و در حق قانون اساسی ماست. معتقدم قانون اساسی ما بسیار با بضاعت و غنی است و قابلیت این را دارد که حتی با همین قانون اساسی یک رضایتمندی در قاطبه زنان و مردم ما ایجاد کرد.

    کرامت زنان رعایت نمی‌شود و اختلاف نظر من هم با دوستان این بود. من آمدم به همه دستگاه‌های متولی که در امر حجاب و فرهنگ دخیل بودند نامه نوشتم. گفتم شما عملکرد یک ساله‌تان را به من بگویید، در حوزه عفاف و حجاب چه کار کردید؟ چون من به شدت قائل به این هستم که باید کار فرهنگی شود. یعنی ما نمی‌توانیم رها کنیم.

    ما حدیث داریم. پس این احادیث برای چیست؟ احادیث ما می‌گوید که نوجوان شما مثل یک زمین خالی است و هر چه در آن بکارید همان را درو می‌کنید. آیا ما کاشتیم؟ چه را می‌خواهیم درو کنیم؟ ما نکاشتیم! آن چیزی که از دستگاه‌های اجرایی درباره عملکردشان به دست من رسید واقعاً برای من قابل باور نبود. 

    *یعنی شما معتقدید که در «رجل سیاسی» زن بودن هم مستتر است اما تفسیرهای شخصی مانع شده است؟ برداشتم درست است؟

    من می‌گویم مخالفین و موافقینی داشته است، فرایند این طور بوده که، یک گروه می‌گفتند اصلاً این رجل سیاسی نیاید که بعداً تفسیر به رأی نشود. یعنی بعداً تفسیرها به سمت معنای عربی‌اش که معنایش «مرد» است نشود. رجل یعنی شخصی که توانایی تصدی این مسئولیت مهم اجرایی را دارد.

    با این نگاه، حتی خانم گرجی در توضیحاتش می‌گوید این در واقع نوعی وکالت است برای انجام یک امر اجرایی. ما نمی‌توانیم بگوییم که یک زن قابلیت انجام این امر را ندارد ولو اینکه رئیس جمهور مقام دوم کشور باشد و مقام اول اجرایی باشد.

    یکی از خانم‌هایی که خودش هم سال‌ها در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و جاهای مختلف فعال بوده، یک زمانی به من می‌گفت که من این را از پدرم شنیدم شهید بهشتی گفته ما تعمداً رجل سیاسی را آوردیم که خانم‌ها نتوانند بیایند اما من به عنوان کسی که حقوق عمومی خوانده‌ام و بررسی کرده‌ام ممانعتی برای زنان وجود ندارد. حتی خود سخنگوی فعلی و سابق شورای نگهبان این را چندبار گفته اند ولی در هر انتخابات می گویند زنانی را نداشتیم که این شرایط را احزار کنند.

    حالا اینکه احراز نمی‌کنند برمی‌گردد به آن سوال شما، اینکه آیا زنان واقعاً ‌علاقه‌ای ندارند وزیر شوند؟ نه!‌علاقه دارند. یعنی آن احراز صورت نمی گیرد، مثلا شرایط و ملاک‌های ظاهری‌اش را ندارند، مثلاً چهار سال سابقه اجرایی داشته باشند، فقط یک زن را وزیر کردند اما نگذاشتند که طولانی هم این جایگاه را داشته باشد.

    یا خود من به عنوان زن در این جایگاه قرار گرفتم، طبیعتا باید شرایط برای من به عنوان یک زن در جمهوری اسلامی فرق کند، باید به نفع من تسهیلگری شود، تا من هم بتوانم مادر موفقی باشم، هم همسر موفقی باشم و هم بتوانم با توجه به قابلیتم آدم موثری در آن جایگاهی که قرار گرفتم، باشم.

    اگر حاکمیت باهوش باشد می داند چطور باید با زنان و مسائل آنها مدارا کند

    ولی چرا این شرایط را سخت می‌کنند؟ البته باز هم با همه این سختی‌ها زنان می‌آیند شرکت می‌کنند و خودشان را در معرض انتخاب شدن قرار می‌دهند و البته زمانی هم تصمیم می گیرند که قهر کنند مثل قهر در انتخابات.

    برای چه حضرت آقا فرمودند زنان در بحث مشارکت انتخابات خیلی مهم هستند؟ چون زن آمریت دارد. زن می‌تواند به همسرش انگیزه دهد که بلند شو با خانواده برویم رأی بدهیم.

    اگر حاکمیت باهوش باشد می‌داند چطور باید این عنصر مهم و مطلوبی که خودش نصف جامعه است و نصف دیگر را هم به دنیا آورده و تربیت می‌کند، مدارا کند تا خیلی از مسئله‌هایش بر اساس همین حل شود.

    *خانم پاد به نامه شما از طرف آقای اژه‌ای یا جنتی پاسخی داده شد؟

    آخرین بررسی که کردم آقای جنتی نامه را به آقای کداخدایی ارجاع دادند که مسئول پژوهشکده است، ایشان هنوز در حال بررسی هستند و از آقای اژه‌ای هم من هنوز هیچی دریافت نکردم.  من البته با این کار می‌خواستم روندسازی شود. این روندسازی هم باید در دولت آقای رئیسی اتفاق می‌افتاد. خیلی کارهای این جنسی ما کردیم اما مورد هجمه قرار گرفتیم از جانب دوستانی که به ظاهر فقط خودشان را، انقلابی می‌دانند، فقط خودشان را حزب‌اللهی می‌دانند، فقط خودشان را اسلام‌فهم و فقه‌شناس می‌دانند، گاهی اینقدر فشارها زیاد می‌شد که نمی‌گذاشتند ماموریت اصلی‌ را انجام دهیم.

    ما کارهای اینچنینی زیاد داشتیم. حالا من نمی‌دانم در دولت بعدی چقدر این موضوع بخواهد پیگیری شود و در ادامه بخواهند پیگیری کنند. ظاهر قصه این است که ادبیاتشان به این ادبیات نزدیک است.  یعنی در ادبیات و حداقل در بیان، این مسائل برایشان مهم است. اینکه حالا دیگر چقدر پیگیری کنند و منجر و منتج به یک نتیجه شود باید منتظر بمانیم.

    حجاب را نباید تک عاملی و تک خطی نگاه کرد

    *برخی خانم های کم حجاب یا بی حجاب می گویند اجبارها در این زمینه مخصوصا از سوی گشت ارشاد مخالف حقوق شهروندی است و باید کرامت انسانی خانم ها رعایت شود، جامعه ای که بیش از ۵۰ درصد آن را خانم ها تشکیل داده اند، بنابراین باید در این قانون تجدیدنظر شود. شما فکر نمی کنید تساهل در این مقوله در کنار آن فرهنگ سازی که گفتید سبب شود که در نهایت نارضایتی زنان کمتر شود؟ فکر نمی کنید این سخت گیری ها به دفع زنان از جمهوری اسلامی منجر شود؟ 

    من معتقدم که حجاب را نباید تک عاملی و تک خطی نگاه کرد. آنچه که امروز ما را به اینجا رسانده، محصولی است که ما خودمان کاشتیم. سیاستگذاری‌هایمان به گونه‌ای بوده که اصلاً چنین محصولی را الان داریم برداشت می‌کنیم، خوشمان بیاید یا بدمان بیاید واقعیت این است.

    معتقدم که کرامت یک اصل مهم است، «ما بلغت کرّمنا بنی آدم».

    یکی از فرق‌های حقوق بشر اسلامی با حقوق بشر غربی همین است که ما می‌گوییم کرامت را همه ابنای بشر دارند و از آن برخوردارند و کسی حق ندارد کرامت انسانی را حذف کند به واسطه اینکه با شما در دین اختلاف دارد یا در عقیده اختلاف دارد کما اینکه حضرت امیر(ع) به مالک اشتر می‌فرماید یا مالک انسان‌ها با تو یا در دین برادرند و یا در آفرینش برابرند.

    بنابراین اظهر من الشمس است که این رفتارها، بسیار ناپسند بوده، ما باید برگردیم به عقب‌تر. اساساً قانونمداری را حتی به شهروندانمان آموزش ندادیم، می‌خواهد قانون حجاب باشد یا قانون راهنمایی رانندگی باشد یا قانون تعزیرات یا…

    من احساس می‌کنم یک مورد از حرف‌های من یا توئیت های من مغایر با قانون اساسی و شریعت اسلامی نبود. اما اینقدر مورد بی‌مهری قرار گرفتم، حتی در در درون و بیرون دولت دوستانی من را تهدیدهای خیلی خطرناکی می‌کردند، بی‌مهری‌های زیادی به من شد در حالیکه من بر اساس قانون اساسی و اسلام حرف می‌زدم.

    معتقدم جنس حجاب جنسی نیست که اینگونه با آن برخورد شود، ما از سال ۶۲ وارد قانونگذاری و جرم‌انگاری برای حجاب شدیم، چرا مقنن ما نیامد یک تغییر اساسی‌تری در این بدهد؟ فقط آمده آن مبلغ نوشته شده در قانون را بیشتر کرده است؟

    می‌خواهم بگویم سیاست کلان کیفری ما هم چنین نگاهی را ندارد، یعنی به گونه‌ای مقنن ما با واقعیت‌ها بهتر کنار آمده است. این واقعیت است که تغییراتی در بستر زمان به لحاظ فرهنگی ایجاد شده و ما چه بخواهیم چه نخواهیم بخش زیاد و قابل توجهی از زنان ما دیگر در این چارچوب‌ها انگار نمی‌توانند خودشان را قرار دهند و اگر بخواهیم با نگاه قانونی به آن نگاه کنیم باز هم این نقص به ما برمی‌گردد که ما قانون را به درستی حتی در اجرا نتوانستیم عملیاتی کنیم.

    حتماً در مقوله حجاب باید روش‌های ما روش‌های فرهنگی باشد. حجاب یکی از مفاهیمی است که در آن اسلامیت نظام سیاسی ما تعریف می‌شود. البته حتماً ما خیلی وقت است از آن چارچوب شرعی، یعنی حجاب شرعی کامل عبور کرده ایم، یعنی من و شما الان دیگر از حجاب شرعی حرف نمی‌زنیم چون خیلی وقت است که از این حجاب شرعی عبور شده و نظام مسامحتاً از کنار اینها خیلی وقت است عبور کرده و اصلاً در موردش دیگر حرفی نداریم.

    بنابراین اگر در شیوه اجرا ما با عقلانیت بهتری رفتار کنیم و اگر ملاک را همان ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی قرار دهیم که اگر نقض قانونی هم صورت گرفته، قضاوتش در خیابان و توسط پلیس نباشد بلکه قضاوتش در دستگاه قضاییه صورت گیرد.

    می گفتند من نفوذی هستم و باید حذف شوم

    قاطبه کسانی که خودشان را خیلی غیرتمند دینی می‌دانند، آنها اتفاقاً سرعت می‌دهند به اینکه رفتارها خشن‌تر باشد، حتی با امثال من هم چنین رفتاری می شود، منی که منصوب رئیس جمهوری هستم، فکر می‌کنند رئیس جمهور به اندازه آنها فهم سیاسی ندارد و می‌گویند این آدم (پاد) اصلاً یک آدم بی‌نسبت با شما و دولت شماست. این آدم اصلاً یک آدم نفوذی است. چرا حذفش نمی‌کنی؟ این آدم را بگذار کنار! حتی من و افکار من را نمی‌پذیرند.

    یک مسئله اصلی جمهوری اسلامی الان آن جماعت هم هست. یعنی اگر قرار باشد تهدیدهای جمهوری اسلامی را بشماریم، یک تفکری که انحصارطلبانه فقط قرائت خودش را هم قبول دارد، آن کار را در مقوله حجاب نیز دچار اشکال می‌کند.

    شما می‌گویید حجاب یک مقوله است، سَلمّنا. اصلاً می‌گوییم بعضی‌ها اعتقاد اسلامی به آن ندارند اما خود مقام معظم رهبری هم فرمودند، بهرحال یک قانون است.

    ولی ما الان در قانون بودنش بحثی نداریم در شیوه اجرای این قانون با هم بحث داریم. برخی نظرات و تصمیمات در موضوع حجاب از سوی آقایانی که در دولت بودند اصلا ریشه در قانون اساسی نداشت، ریشه در شریعت هم نداشت،

    حتی اگر تصمیم می گیرند این نظرات را اجرا کنند موظف هستند که بنا بر عمومات علم حقوق و شریعت بر رفتار مجری قانون خود نظارت کنند تا از حدش نگذرد.

    اما وقتی نگاه خطی باشد، تک عاملی باشد، فقط برویم سراغ قربانی کف میدان، حتماً نارضایتی ایجاد می‌شود و حتماً آن حوادث ۱۴۰۱ یک چیز طبیعی می‌شود.

    با خانواده مهسا امینی دیدار نداشتم اما…

    *اشاره ای داشتید که با خانواده برخی کشته شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ دیدار داشتید، با خود خانواده مهسا امینی یا برخی از قربانیان که اسم شان بیشتر مطرح شد دیدار داشتید؟

    من با خانواده مهسا امینی دیدار نداشتم ولی با خیلی از خانواده‌های دیگر در استان‌های مختلف رفتم از نزدیک گفتگو کردم، صحبت‌هایشان را شنیدم، بخشی از مطالبات‌شان را هم الحمدلله توانستیم در کمیته ویژه بررسی ناآرامی‌ها، محقق کنیم، حتی جبران‌های مالی.

    وزارت کشور یک دستورالعملی درباره حقوق و مطالبات این قربانی‌ها و کشته‌شده‌ها و حتی شهدا، مثلاً کسانی از نیروهای امنیتی بودند و شهید شده بودند، داشت که اینها را بررسی کردیم، بخش زیادی از مطالبات پرداخت شد، بخش زیادی از حقوقی که مطابق با قوانین می‌شد در قالب بحث مالی حل‌اش کرد، حل و فصل شد.

    از این خانواده‌ها دلجویی شد و اگر هم بدرفتاری شده بود و در اجرا بعضاً یک نیرو یا یک مجری قانون از حدود شرعی و قانونی عدول کرده و باعث تضییع حقی شده، تلاش شد که بعضی از اینها جبران شود.
    ببینید من برخی از حرف‌هایم را برای اولین بار است که مطرح می کنم، چون قبل از این من ملاحظه می‌کردم، به روش خود آقای رئیس جمهور شهید که برای اینکه اختلافی ایجاد نشود، خیلی صبور بودند و یکی از وجوه مظلومیت ایشان هم همین بود.

    من هم تلاشم این بود که حرف نزنم و چیزی نگویم. ولی کسی آقای رئیس جمهور را اجبار نکرده بود فردی مثل پاد بیاید اینجا از این حرف‌ها بزند.

    آقای رئیسی می گفت تا کی می توانیم دختران ۱۷، ۱۸ ساله مان را بگیریم

    در مقوله حجاب، ایشان در خیلی از موارد با بنده همراهی داشتند. حتی به بنده می‌گفتند ما تا کی می‌توانیم دختران ۱۷، ۱۸ ساله را بگیریم؟ چندتا از اینها را می‌خواهیم بگیریم؟ چندتا از اینها را می‌خواهیم برایشان پرونده تشکیل دهیم؟

    این نگاه آقای رئیس جمهور بود. واقعاً یک نگاه پدرانه‌ای به این دختران داشت و خیلی غصه می‌خورد.

    یعنی دنبال این بود که ما به یک راهکار و روشی برسیم که بعضی برخوردهای نازیبایی که در روی زمین دارد اتفاق می‌افتد، صورت نگیر و واقعاً به طور واقعی معتقد بود و غصه می‌خورد که اینها جدا از ما نیستند و بچه‌های خودمان هستند.

    من سارا سادات پاد، وکیل خیابانی – مردمی همه شهرهای ایران و دهاتی که کوچه دارند

    *خانم پاد! شما بعد از دولت، به شغل وکالت برمی‌گردید یا پیشنهادهای جدیدی دارید؟ همچنان شما را در حوزه سیاست خواهیم دید؟

    من پروانه‌ وکالتم را تودیع کرده بودم، باید مطابق با فرایند قانونی تقاضای رفع قانونی می کردم که این کار را کردم و یکی دو هفته اخیر الحمدلله رفع تودیع شد. خیلی مایلم به آن تخصصم بازگردم.

    همیشه در کانال شخصی خودم می‌زدم سارا سادات پاد، وکیل خیابانی – مردمی همه شهرهای ایران و دهاتی که کوچه دارند.  من دوست دارم باز هم همان وکیل خیابانی و مردمی، مردم ایران باشم و برای مردم کار کنم و بنویسم. ترجیحم این است.

    می‌گویند که مملکت برای یک تعداد خاصی است! که حتی به عنوان جوک هم شده بود، فقط برای حزب‌اللهی‌هاست! این را خیلی راحت می‌گویند! ولی آیا این نظر حضرت آقاست؟ به هیچ وجه! شما یک فکت از مقام معظم رهبری بیاورید که بگوید مملکت فقط متعلق به اینهاست. 

    کار کردن در ساختارها سخت است، به استناد همه حرف‌هایی که در طول این مصاحبه با هم داشتیم، شرایط باید برای زنان بهتر فراهم شود. اگر قرار است زنان در ساختارها باشند و ظاهراً قرار است که باشند باید شرایط تسهیل شود.

    قانون اساسی قرار گذاشته که زنان باشند، امام قرار گذاشت که زنان باشند و رهبری هم قرار گذاشته که زنان باشند. بعضی‌ها باید سر این قرار، شرایطی را فراهم‌تر کنند تا زن‌ها بتوانند برقرار و با آرامش کار کنند.
    فعلاً تا این لحظه که با شما صحبت می‌کنم ترجیحم این است که در همان کسوت وکالت خودم باشم مگر اینکه تکلیفی بر من بار شود چون من نه نسبتی با هیچ‌کدام از سیاسیون دارم، نه با کانون‌های ثروت و قدرت هیچ نسبتی دارم، یک شهروند عادی با افتخار از میان و از جمع مردم شریف ایران هستم.

  • دستپخت دولت و مجلس قبلی برای دولت جدید!

    دستپخت دولت و مجلس قبلی برای دولت جدید!

    به گزارش اقتصادران، پس از چند ماه بحث و گمانه زني ميان دولت و مجلس، سرانجام ابتداي هفته جاري، قانون بودجه ۱۴۰۳ به تاييد شوراي نگهبان رسيد و از سوي سرپرست رياست‌جمهوري براي اجرا ابلاغ شد. اين بودجه بنا بود آخرين بودجه كامل سالانه‌اي باشد كه در اختيار دولت سيزدهم قرار مي‌گيرد و پس از آن با برگزاري انتخابات در سال ۱۴۰۴، تكليف دولت چهاردهم مشخص شود اما با حادثه سقوط بالگرد رييس‌جمهور، كشور يك سال زودتر وارد فضاي انتخاباتي شده و ظرف چند هفته آينده رييس‌جمهور جديد مشخص شده و كار خود را آغاز خواهد كرد.

    در حالي كه دولت سيزدهم خود را آماده مي‌كرد تا با مجلس جديد كار كند، حالا به فاصله چند هفته پس از آغاز به كار مجلس، بناست دولتي تازه نيز كار خود را آغاز كند و به اين ترتيب بودجه‌اي در ۱۴۰۳ اجرايي خواهد شد كه همزمان دستپخت مجلس و دولت گذشته است. با اين وجود كه در مجلس جديد فاصله فكري قابل توجهي با مجلس گذشته ديده نمي‌شود و در رابطه با دولت بعدي نيز نمي‌توان از امروز اظهارنظر قطعي كرد اما در اين ترديدي وجود ندارد كه هر تيم اجرایي جديدي كه روي كار بيايد بايد خود را آماده مواجهه با بودجه فعلي كند.

    اين در حالي است كه يكي از اصلي‌ترين سياست‌هاي اقتصادي دولت سيزدهم در ماه‌هاي گذشته پيگيري نظارت بر بانك‌ها بوده و اين فرآيند از سوي بانك مركزي همچنان ادامه دارد. از سوي ديگر، در ادامه سلسله نشست‌هاي بررسي عملكرد شركت‌هاي بزرگ دولتي در ديوان محاسبات كشور، اين بار عملكرد بانك رفاه كارگران مورد رسيدگي قرار گرفت. در اين نشست سيداحمدرضا دستغيب به اهداف اين نهاد نظارتي در برگزاري مستمر جلسات بررسي عملكرد شركت‌هاي دولتي پرداخت و اظهار داشت: اين نشست‌هاي تخصصي و كارشناسانه، دستاوردهاي خوبي به همراه داشته و در ماه‌هاي اخير شاهد رفع مشكلات برخي از شركت‌ها بوده ايم.

    وي با قدرداني از اقدامات صورت گرفته در بانك رفاه كارگران اظهار داشت: اين بانك روند رو به رشدي را در پيش گرفته و اميدواريم در سنوات آينده نيز شاهد ارايه خدمات گسترده‌تري به كشور باشيم. رييس كل ديوان محاسبات كشور با بيان اينكه ايراد اصلي اين نهاد نظارتي در رابطه با بانك رفاه لزوم واگذاري ۶۶ درصد سهام آن است، بيان كرد: بر اساس آنچه در اين جلسه توسط مديرعامل محترم بانك گزارش شد، اين مهم نيز در دست اقدام است و تاكيد ما نيز تسريع در روند اجراي آن است.

    اسماعيل لله‌گاني مديرعامل بانك رفاه كارگران نيز در حاشيه اين جلسه ضمن تشكر از رييس كل ديوان محاسبات در برگزاري اين نشست اظهار داشت: رويكردي كه اين نهاد نظارتي در دوره اخير در پيش گرفته كمك به حل مسائل و مشكلات بنگاه‌هاي اقتصادي بزرگ از جمله شركت‌هاي دولتي است. وي افزود: با نگاه مثبتي كه رييس كل ديوان محاسبات داشت، مقرر شد در رابطه با پيگيري مسائل و مشكلات بانك رفاه كارگران از جمله مطالبات از دولت، شركت‌هاي دولتي و تعيين نرخ خوراك مجموعه‌هاي تابعه بانك، حمايت لازم انجام تا بتوانيم از طريق راهكارهاي قانوني به حل مسائل و مشكلات اين بانك پرداخته و به بخش‌هاي اقتصادي ديگر كشور كمك كنيم. بر اساس اين گزارش، در اين نشست آخرين مراحل واگذاري ۶۶ درصد سهام بانك رفاه كارگران، بودجه پيشنهادي بانك در سال ۱۴۰۳ و عملكرد آن در بخش‌هاي مختلف، اقدامات توسعه‌اي فناورانه، ميزان تسهيلات پرداختي، تعهدات بانك در رابطه با كمك در ساخت نهضت ملي مسكن به ويژه مسكن كارگران، آخرين وضعيت املاك، عملكرد فروش املاك تمليكي و فروش سهام، سود و زيان آن و همچنين وضعيت بدهكاران بزرگ به بانك رفاه كارگران مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

    همچنين معاون ارزي بانك مركزي گفت: سرانجام هشت سال پس از ابلاغ قانون رفع موانع توليد رقابت‌پذير و ارتقاي نظام مالي كشور در سال ۱۳۹۴، تعهدات ارزي موضوع ماده (۴۶) قانون مزبور تعيين تكليف نهايي شد و در مسير تسويه قرار گرفت؛ در نتيجه اين اقدام، زمينه تعيين تكليف و تسويه بيش از ۲.۸ ميليارد دلار از مطالبات ارزي بانك‌ها توسط بانك مركزي فراهم مي‌شود. محمد آرام معاون ارزي بانك مركزي تصريح كرد: از اواخر سال گذشته با اهتمام اركان مختلف بانك مركزي و به ويژه هيات‌عامل و رييس كل محترم بانك، تعيين تكليف نهايي اين موضوع مهم و تاثيرگذار بر وضعيت مالي بانك‌ها و تعداد زيادي از شركت‌ها و بازرگانان فعال در حوزه تجارت خارجي در اولويت اين بانك قرار گرفت.

    وي افزود: اكنون با فراهم شدن بستر اجرايي مورد نياز، بانك مركزي آمادگي خود را براي تعيين تكليف نهايي و تسويه تعهدات ارزي قطعي احراز شده در ارتباط با ماده قانوني مورد اشاره اعلام نموده و فرآيند شناسايي و ثبت بدهي ارزي متناظر با تعهدات ارزي احصاء شده در دفاتر مالي بانك مركزي نيز در حال انجام است. معاون ارزي بانك مركزي گفت: در نتيجه اين اقدام مهم از طرف بانك مركزي، زمينه تعيين تكليف و تسويه بيش از ۲.۸ ميليارد دلار از مطالبات ارزي بانك‌ها فراهم مي‌شود. آرام گفت: اين اقدام علاوه بر بهبود شفافيت ترازنامه بانك‌ها، بستر لازم براي تعيين تكليف و تسويه نهايي تعهدات ارزي گذشته و آزادسازي وثايق تعداد زيادي از شركت‌ها، تجار و فعالين اقتصادي را در ارتباط با چندين هزار ثبت سفارش، فراهم خواهد كرد. اين موضوع مي‌تواند ترازنامه تعدادي از بانك‌هاي دولتي و برخي از بانك‌هاي فعال در بورس را نيز متاثر كند.

    با اين وجود دولت فعلي در بودجه تغييراتي ايجاد كرده كه به نظر مي‌رسد نتيجه آن افزايش اتكا به درآمدهاي مالياتي و كاهش وابستگي به درآمدهاي ناپايدار است. هرچند اين نگراني نيز وجود دارد كه آيا افزايش فشار مالياتي به نفع اقتصاد ايران تمام خواهد شد يا صرفا فشار بر توليدكنندگان را افزايش مي‌دهد. يكي از شاخص‌هاي مهم پايداري منابع بودجه، سهم درآمدهاي مالياتي از هزينه‌هاي جاري دولت است. هرچه اين نسبت بيشتر باشد به معناي آن است كه دولت، سهم بيشتري از حقوق و دستمزدها و خدمات دولتي را از محل درآمدهاي مالياتي به عنوان يكي از پايدارترين منابع بودجه تامين مي‌كند. اين نسبت در دهه ۹۰ به صورت ميانگين ۴۶ درصد بوده كه بيانگر تامين ۵۴ درصد از مابقي هزينه‌هاي جاري دولت از محل فروش نفت، انتشار اوراق و يا استقراض غيرمستقيم از بانك مركزي در اين دهه است.

    در قانون بودجه سال ۱۴۰۲ اين نسبت با ۱۱ درصد افزايش، به ۵۹ درصد رسيد و در قانون بودجه امسال با افزايشي ۱۳.۵ درصدي نسبت به سال گذشته، ركوردي تاريخي در اين زمينه را ثبت كرد و بر قله ۷۲.۵ درصدي ايستاد.

    بر اساس گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، تركيب درآمدهاي مالياتي در ايران و ساير كشورها با يكديگر مقايسه شده است. بر اساس اين گزارش، نزديك به ۱۵ درصد درآمدهاي مالياتي در ايران از محل ماليات بر درآمد اشخاص حقيقي به دست مي‌آيد و نزديك به نيمي از ماليات از اشخاص حقوقي اخذ مي‌شود. ۳.۷ درصد ماليات‌ها از محل ماليات بر دارايي، ۲۳.۸ درصد از محل ماليات بر كالا و خدمات و ۱۶ درصد از ساير پايه‌هاي مالياتي به دست مي‌آيد كه البته با تصويب ماليات بر عايدي سرمايه و اجرايي شدن آن، قطعا تغييراتي در نسبت‌هاي مالياتي ايجاد خواهد شد.

    مقايسه وضعيت ماليات ستاني در ايران با كشورهاي منطقه نشان مي‌دهد؛ ماليات بر درآمد اشخاص حقيقي در ايران نسبت به كشورهاي منطقه كمتر است. در حوزه ماليات بر درآمد اشخاص حقوقي از كشورهاي منطقه جلو بوده و تقريبا دو برابر اين كشورها از اشخاص حقوقي ماليات‌ستاني داريم. ماليات بر دارايي در ايران ۳.۷ درصد است و نزديك به ۱.۷ درصد بيشتر از كشورهاي منطقه است. درآمدهاي حاصل از ماليات بر كالاها و خدمات در ايران نزديك به ۲۰ درصد كمتر از كشورهاي منطقه است و مشابه كشورهاي منطقه در ساير پايه‌هاي مالياتي، مردم ايران ماليات پرداخت مي‌كنند. اين آمار بيانگر آن است كه بيشترين فشار مالياتي در ايران بر دوش اشخاص حقوقي يا همان شركت‌هاي توليدي است. اين امر ناشي از فقدان نظام جامع ماليات بر درآمد اشخاص (PIT) در كشور است كه در صورت اجرايي شدن آن، شاهد كاهش فشار بر واحدهاي توليدي كشور، افزايش شفافيت و عدالت مالياتي، كاهش فرار مالياتي و افزايش درآمدهاي مالياتي خواهيم بود.

    بر اساس لايحه بودجه سال جاري، دولت از محل فروش نفت ۵۸۲ هزار ميليارد تومان درآمد كسب خواهد كرد. اين رقم در بودجه سال گذشته ۶۲۳ هزار ميليارد تومان بوده است. به اين ترتيب در بخش درآمدهاي حاصل از فروش نفت با رشد منفي ۶.۵ درصدي مواجه هستيم و وابستگي بودجه به نفت كاهش يافته است. دولت در لايحه بودجه ۱۴۰۳، با توجه به محقق نشدن درآمدهاي حاصل از فروش اموال مازاد دولت در بودجه سال گذشته، ميزان درآمدهاي حاصل از اين رديف را كاهش چشمگيري داده است.

    اين بخش از درآمد دولت با توجه به سهم كم آن از مجموع درآمدها، در سال ۹۲ شاهد تحقق ۶۴ درصدي بوده است اما به مرور زمان، درصد تحقق آن كاهش پيدا مي‌كند و از سال ۹۹ با جهش چشمگير درآمدهاي حاصل از فروش اموال مازاد دولت، تنها ۴ درصد از اين درآمدها محقق مي‌شود. در سال گذشته نيز تا ۷ ماهه ۱۴۰۲، از ۱۰۸ هزار ميليارد تومان درآمد پيش‌بيني‌شده از اين محل، صرفا ۴.۴ هزار ميليارد تومان محقق شده كه بيانگر تكرار تحقق ۴ درصدي سال ۹۹ است. بر اساس آنچه در جداول بودجه آمده است، منابع حاصل از فروش و واگذاري اموال منقول و غير منقول در لايحه بودجه امسال به رقم ۶۱ هزار ميليارد تومان رسيده است. با توجه به اينكه اين رقم در بودجه سال گذشته ۱۰۸ هزار ميليارد تومان بوده است، شاهد رشد منفي ۴۳ درصدي در اين بخش از درآمدهاي دولت بوده‌ايم.
    به اين ترتيب دولت جديد بايد با بودجه‌اي كه حاصل بررسي‌هاي خودش نيست كار را آغاز كند و پس از آن ايده‌هاي اقتصادي خود را به مرحله نهايي برساند. موضوعي كه بايد لااقل تا روزهاي آينده براي مشخص شدن ابعاد آن صبر كرد.

  • استوری جنجالی “حسین پاکدل” کار دستش داد!

    استوری جنجالی “حسین پاکدل” کار دستش داد!

    به گزارش اقتصادران، قوه قضاییه اعلام کرد در پی انتشار مطلبی در جهت برهم زدن امنیت روانی جامعه و توهین و هتاکی، دادستانی تهران روز گذشته برای یک مجری ـ بازیگر، پرونده قضایی تشکیل داد.

    دادستانی تهران همچنین در پی شیطنت یک روزنامه، تذکر لازم را به مدیرمسئول آن روزنامه ابلاغ کرد.

    همچنین  طبق پیگیری‌های خبرنگار تسنیم، روزنامه‌ای که از دادستانی تهران تذکر گرفته است، روزنامه “جهان صنعت” است که مدیرمسئول این روزنامه پیش از این چند بار دادگاهی و اظهار شده است.

  • کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند / بیانیه خاتمی پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است

    کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند / بیانیه خاتمی پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است

    به گزارش اقتصادران، سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب درباره احتمال تأیید صلاحیت اصلاح طلبان و میانه رو‌ها گفت: کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند. برنامه‌ای که رئیسی در دولتش دنبال می‌کرد، باید با کمترین تغییر ادامه پیدا کند. من گمان نمی‌کنم که سیستم سیاسی ما در حال حاضر آمادگی یک تغییر ریل قابل ملاحضه داشته باشد.

    سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب، درباره احتمال شکل‌گیری دو قطبی در انتخابات گفت: درباره دو قطبی انتخابات باید ببینیم کسانیکه حضور دارند، اساساً توان نمایندگی بخش‌های مختلف جامعه و قطب‌های فکری را دارند یا خیر؛ اگر نامزد‌های فعلی قدرت واگویی جامعه را نداشته باشند، دو قطبی شکل نمی‌گیرد. مشخص نیست که شورای نگهبان چه رویکردی اتخاذ خواهد کرد. چهره‌های موجود انتخابات حداقل در گام اولی که به وزارت کشور آمدند، توجه نخبگان را جلب نکردند. کاندیدا‌هایی که سابقه اصلاح طلبی دارند یا از اردوگاه اصلاح طلبی آمده‌اند، در این مرحله کاملاً محافظه کارانه حضور پیدا کردند. نکاتی که از سوی آن‌ها بیان شد خیلی نرم بود تا موجب رد صلاحیتشان نشود.

     

    وی در ادامه در رابطه با چهره‌های دو قطبی ساز بیان کرد: من فکر می‌کنم اساساً دو قطبی شکل نمی‌گیرد. کسانیکه طراح انتخابات هستند، اجازه نمی‌دهند که دو قطبی شکل بگیرد. آن‌ها به هیچ وجه مایل نیستند که انتخابات دو قطبی شود. ناراضیان به یک سمت رقابت امید نمی‌بندند. اگر ناراضیان وضع موجود به انتخابات بپیوندند، کسانیکه دنبال تداوم دولت آقای رئیسی هستند، رأی نمی‌آورند. ممکن است تنش‌ها و بگو مگو‌های شدیدی بین برخی از کاندیدا‌ها ایجاد شود، اما منجر به دو قطبی نمی‌شود.

    وی در رابطه با احتمال تأیید صلاحیت اصلاح طلبان و میانه رو‌ها اظهار داشت: کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند. برنامه‌ای که رئیسی در دولتش دنبال می‌کرد، باید با کمترین تغییر ادامه پیدا کند. من گمان نمی‌کنم که سیستم سیاسی ما در حال حاضر آمادگی یک تغییر ریل قابل ملاحضه داشته باشد. فرض کنید که انتخابات به شیوه‌ای برگزار شود که بخواهد شرایطی شبیه ۹۲ اتفاق بیوفتد. من گمان نمی‌کنم این پذیرش و آمادگی وجود داشته باشد که چنین تغییر ریلی را بپذیرند. ارزیابی و آمار‌ها از یک شخص اگر رای‌آوری باشد، تأیید نمی‌شود.

    شریعتی درباره احتمال انشعاب درون اصلاح طلبان در انتخابات گفت: در بین اصلاح طلبان می‌دانی برای کنش فراهم نمی‌شود که بخواهند در آن دچار انشعاب شوند. این‌ها را به طور کلی کنار می‌گذارند. بیانیه خاتمی را اگر ببینید، پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است. در مورد بیانیه‌های راهگشایی و روزنه گشایی هم که روزنامه نگاران و سیاسیون داده‌اند، خودشان هم ادعایی ندارند که بخشی از جریان اصلاحات هستند و مشی جداگانه‌ای را پیش گرفته‌اند.

  • مردم ایران برای هر کسی که بمیرد، زار می‌زنند و این صفت ایرانی هاست / مردم دنبال کسی خواهند رفت که شبیه آقای رئیسی نباشد

    مردم ایران برای هر کسی که بمیرد، زار می‌زنند و این صفت ایرانی هاست / مردم دنبال کسی خواهند رفت که شبیه آقای رئیسی نباشد

    به گزارش اقتصادران، تقی آزاد ارمکی، جامعه‌شناس و استاد تمام دانشگاه تهران در گفتگویی در مورد روش‌های افزایش مشارکت مردمی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: تنها راه افزایش مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری، دموکراتیک بودن این انتخابات است. اگر تنوع رقیب در فضای انتخابات وجود داشته باشد، مشارکت مردم بالا می‌رود.

    این جامعه شناس تاکید کرد: تنها راه افزایش میزان مشارکت مردم، قبول دموکراسی و رقابت آزاد است.

    این جامعه شناس در مورد نقش ارکان حکومتی در افزایش میزان مشارکت مردمی گفت: ارکان حکومت باید روش‌های خود را عوض کنند. آن‌ها به جای حذف، افراد را جذب کنند. فقط با بالا و پایین کردن یک قلم می‌شود میزان مشارکت مردمی را در انتخابات ریاست جمهوری، افزایش داد.

    وی افزود: کسانی که تمام تلاششان در حذف افراد بوده، نمی‌توانند افراد را جذب کنند. تمام شاکله این افراد، گرایش‌های حذف گونه است. بنابران این افراد باید تغییر کنند و عوض کردن این آدم‌ها بسیار ساده است.

    اگر در گسترش دموکراسی بکوشد، سبب ماندگاری خود شده است

    تقی آزاد ارمکی خاطر نشان کرد: در حال حاضر ما برای مقابله با دشمن نیاز به مشارکت مردمی داریم.

    این استاد دانشگاه گفت: اگر در گسترش دموکراسی بکوشد، سبب ماندگاری خود شده است.

    وی در مورد سهم احزاب و مطبوعات در انتخابات ریاست جمهوری گفت: مطبوعات، ابزار دموکراسی هستند. در انتخابات آزاد باید احزاب حضور داشته باشند و رسانه‌ها باید آزاد باشند. مطبوعات باید شفاف سازی کنند تا مردم از دلمردگی نجات پیدا کنند و رجل سیاسی به صحنه بیایند.

    آزد ارمکی پیش بینی کرد: در انتخابات ریاست جمهوری جاری، نامزد‌هایی شانس برگزیده شدن را دارند که موضع دینی و ملی داشته و دغدغه‌های اساسی ملت را داشته باشد نه موضوعات ابتدایی حزبی و جنجالی و حذف دیگری را.

    این جامعه شناس افزود: مردم دنبال کسی خواهند رفت که شبیه آقای رئیسی نباشد.

    این استاد دانشگاه گفت: مردم ایران برای هر کسی که بمیرد، زار می‌زنند و این صفت ایرانی هاست. مردم ایران، چون فرصت نمی‌کنند احساسات خود را در شرایط طبیعی نشان دهند، احساساتشان را در موارد اضطرار نشان می‌دهند.

    تقی آزاد ارمکی در خاتمه تصریح کرد: شرایط نابسامان اقتصادی، ناکارآمدی نظام اداری و مدیریتی دولت و هم به حاشیه رفتن مسائل اساسی و ناامیدی مردم و ورود ناهنجار به مساله حجاب عده زیادی را ناراضی کرده است.

  • سقوط بالگرد رئیسی حادثه بود یا نقشه؟ / علم الهدی پاسخ داد

    سقوط بالگرد رئیسی حادثه بود یا نقشه؟ / علم الهدی پاسخ داد

    به گزارش اقتصادران، سید احمد علم‌الهدی روز چهارشنبه در سومین نشست شورای اداری استان به ریاست استاندار خراسان رضوی افزود: فرضیه‌های مختلفی پیرامون سقوط بالگرد مطرح بود که آیا این حادثه طبیعی بود و یا نشان از عوامل خارجی وجود داشت.

    وی با اشاره به تقدیر الهی در این حادثه اظهار کرد: خداوند مصلحت ابدی انسان‌ها را می‌داند و اگر به خدا باور داشته باشیم باید به او نیز اعتماد کنیم و این موضوع آرامش بخش است.

    نماینده ولی فقیه در استان خراسان به سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره شهادت آیت الله رییسی اشاره کرد و گفت: درگذشت او سبب شد تا خدمات ایشان که همراه با نگاه عبودیت به خداوند بود، بیشتر معرفی شود.

    علم الهدی خطاب به مسوولان حاضر در این نشست افزود: اندیشه تغییر و روی کار آمدن دولت جدید نباید موجب کاستی و کمبود در کارها شود و باید کار را تا آخر دولت به خوبی انجام داد، زیرا این موضوع نیز از تاکیدهای بسیار مهم رییس جمهور شهید بود.

  • حمایت یا تخریب؟! / نصب یک بنر عجیب از سوی شهرداری!

    حمایت یا تخریب؟! / نصب یک بنر عجیب از سوی شهرداری!

    به گزارش اقتصادران، شهرداری تهران در اقدامی عجیب و برای حمایت از رویکرد دولت رئیسی بنر زده که «بی‌سواد نبودی».

  • برنامه صدا و سیما بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد! / ایرانی‌ها تیمور، چنگیز را هم بخشیدند و نام آن‌ها را بر فرزندانشان می‌گذارند!

    برنامه صدا و سیما بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد! / ایرانی‌ها تیمور، چنگیز را هم بخشیدند و نام آن‌ها را بر فرزندانشان می‌گذارند!

    به گزارش اقتصادران، شبکه سه صدا و سیما به تازگی آیتم زنده‌ای را پخش کرده و در آن تصاویری از چند استاد برجسته علوم انسانی را منتشر کرده است. مجری جوان برنامه با لحنی طعنه‌آمیز و بدون توجه به رشته تحصیلی چهره‌هایی که در بک‌گراند نقش بسته‌اند خطاب به «آقایان جامعه‌شناس» می‌گوید: نمی‌دانم چرا در مورد «حضور ۱۰ میلیونی مردم» در مراسم وداع با رئیس جمهور سکوت کرده‌اند.

    مجری در ادامه باز هم بدون توجه به رشته تحصیلی مصطفی ملکیان که فلسفه است، او را در زمره جامعه‌شناس‌ها آورده و می‌گوید او و «امثال ملکیان»، علاوه بر «شرف حرفه‌ای، ادب را هم باخته‌اند.»

    حمله به ملکیان در یک آیتم دیگر صدا و سیما به نام «پاورقی» هم تکرار شد. مجری برنامه مدعی شد «این‌ها اینجوریند. یا شما به عنوان مردم طبق نظر آن‌ها رفتار می‌کنید، یا به شما بد و بیراه می‌گویند که چرا آنطور که ما دوست داریم انتخاب نکردید.»

    اشاره صدا و سیما به اظهاراتی از مصطفی ملکیان است که مدت‌ها پیش در توصیف ابراهیم رئیسی گفته بود او مایه تاسف است. ملکیان در یک گفتگوی رسانه‌ای گفته بود «من هم برای جامعه‌ای به ایشان رای دادند متاسفم هم برای خود ایشان، چون ما در ادبیات دینی داریم ملعون است کسی که در کاری داناتر از خودش را سراغ داشته باشد، اما متصدی آن کار شود؛ و بیش از ۷۰ میلیون نفر در این کشور داناتر از آقای رئیسی‌اند، اما ایشان رئیس‌جمهور شده است.»

    اظهارات توهین‌آمیز صدا و سیما خطاب به اساتید علوم انسانی با واکنش تند برخی چهره‌ها همراه شده است. علی ربیعی وزیر دولت روحانی در اکانت شخصی خود در شبکه ایکس (توییتر) از اساتید عذرخواهی کرده و خطاب به صدا و سیما نوشته: از پنجه کشیدن بر چهره علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی، چه بهره‌ای جز نفرت‌پراکنی، قطبی‌سازی و دور کردن قدرت و سیاست‌گذاران از فهم عمیق مسائل جامعه حاصل می‌شود؟ و حاصل آن، این شده است که شده.

    او در ادامه به یک کاسه کردن همه اساتید علوم انسانی در صدا و سیما ذیل رشته «جامعه‌شناسی» هم انتقاد کرده و نوشته: شما مدعیان، به قدری از دانش کم‌بهره هستید که حتی عنوان رشته تخصصی و علمی افراد مورد خطاب‌تان را هم نمی‌دانید. در این روز‌هایی که برای عبور از آن نیاز به همدلی داریم، برای این نوع تحرکات رسانه ملی متاسفم.

    بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه: برنامه صدا و سیما بسیار مبتذل است و بوی پوپولیسم و لمپنیسم می‌دهد

    بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه یکی از افرادی است که تصویر او در صدا و سیما تحت عنوان «جامعه‌شناسی» که باید نظر بدهد، اما نمی‌دهد، منتشر شد. عبدالکریمی به رویداد۲۴ می‌گوید: برنامه صدا و سیما مبتذل است و بوی پوپولیسم می‌دهد. او همچنین این انتظار را که نخبگان در مورد همه چیز نظر بدهند، کودکانه خوانده است.

     فکر می‌کنید چرا صدا و سیما در این موقعیت سراغ اساتید علوم انسانی آمده است و چرا با چنین ادبیات آمرانه‌ای قصد دارد آن‌ها را مجبور به اظهار نظر کند؟

    واقعیت این است که به هیچ‌وجه گمان ندارم که این‌گونه کج‌سلیقگی‌ها و بدرفتاری‌ها حاصل ذات و جوهری است که می‌توان آن را با نظام سیاسی کشور یا گفتمان انقلاب یکی گرفت. این گونه برنامه‌ها به هیچ وجه نه در تراز نظام سیاسی کشور است و نه در تراز رسانه‌ای که داعیه ملی بودن دارد. این گونه برنامه‌ها هم ارزش‌های انقلاب را تحقیر می‌کند و هم سطح رسانه‌ای را که قرار است ملی باشد و در مقام یک مرجع اجتماعی است، تنزل می‌بخشد.

    متاسفانه در جای جای کشور ما، در همه نهاد‌ها افرادی پشت گفتمان انقلاب پنهان شده‌اند که هیچگونه تربیت‌شدگی ندارند و قدرتشان را از پنهان شدن در پس گفتمان انقلاب و گفتمان حاکم بر جامعه می‌گیرند و از خود هیچ گونه اصالت، خودبودگی و اصالتی ندارند.

    هدف برخی افراد و جریانات از این گونه برنامه‌ها، بهره‌برداری‌های فردی، سیاسی و جناحی است. ویژگی آن‌ها این است که منافع ملی، آرمان‌های انقلاب، ارزش‌های دینی و اخلاقی جامعه را قربانی منافع شخصی یا جناحی خویش می‌کنند.

    این افراد و جریان‌ها حاصل اراده معطوف به قدرت و ثروت اشخاصی هستند که در صحنه علمی و فرهنگی و انقلابی کشور هیچ جایگاهی ندارند و نداشته اند.

    این برنامه‌ها بسیار مبتذل است و بوی پوپولیسیم و لمپنیسم می‌دهد. نشانه اش اینکه دست‌‌اندرکاران برنامه حتی تشخیص نمی‌دهند که یک استاد فلسفه یا روابط بین‌الملل یا متخص رسانه، جامعه‌شناس نیست و مرزی بین جامعه‌شناسی و فلسفه و علوم سیاسی و عطاری و نجاری قائل نیستند. این عدم تمیز، سطح فرهیختگی سازندگان برنامه را که در پس مجری جوان قرار دارند، نشان می‌دهد.

    به نظر من نیرو‌های راستین و وفادار انقلاب باید با این لمپنیسم و پوپولیسمی که صدا و سیما را اشغال کرده، مقابله کنند. همانطور که پیامبر اسلام بعد از جنگ تبوک به میان مردم برگشتند و فرمودند اکنون وقت جهاد اکبر است، فکر می‌کنم امروز مبارزه با لمپنیسم و پوپولیسمی که در گفتمان انقلاب خانه کرده و این گفتمان را خفه کرده و بدان آسیب‌های سنگینی وارد کرده است بخشی از وظیفه نخبگان جامعه و نخبگان راستین گفتمان انقلاب است.

    چرا فکر می‌کنند نخبگان جامعه باید در مورد همه چیز نظر بدهند؟

    این انتقاد که نخبگان جامعه باید در مورد همه چیز اظهارنظر کنند و در عین حال جوری اظهارنظر کنند که متناسب با خواست پاره‌ای از جریانات سیاسی فرصت‌طلب باشد که در هر شرایطی در جهت بسط منافع خودشان حرکت می‌کنند، کودکانه است.

    تصور می‌کنم در پس این برنامه‌ها نوعی فضا‌سازی برای انتخابات ریاست جمهوری نهفته است. برخی جریان‌ها می‌خواهند از این نمد برای خود کلاهی بسازند.

    کارکرد انتخاباتی آن چیست؟

    در جامعه‌ای که به شدت وحدت و انسجام ملی اش در خطر است و در هر مساله‌ای دو قطبی‌ها ظهور پیدا می‌کند، افرادی مثل من که می‌کوشند انسجام را به کشور برگردانند و حتی سکوتشان هم ناشی از خیرخواهی برای جامعه است، مورد ترور شخصیت از جانب برخی کوتوله‌ها و احمق‌های سیاسی یا افراد منفعت طلب قرار می‌گیرند.

    برنامه مذکور در شبکه سه مثل خیلی از برنامه‌های دیگر این سازمان بسیار خام و سطحی بود. نه بار عاطفی داشت و نه بار علمی و نه حتی به لحاظ رسانه‌ای و پروپاگاندا موفق بود.

    معمولا در جامعه دو قطبی، هرکس که با احساسات و عواطف یکی از قطب‌ها سازگار است باید مورد حمله قرار بگیرد. در هر دو طرف هم چنین است؛ بنابراین در برخی شرایط هر اظهارنظری به این دو قطبی‌ها دامن می‌زند. در واقع متأسفانه برخی از برنامه‌های صدای و سیما نیز در راستای دامن زدن به همین دو قطبی‌ها بود. به گمانم برخی از مسئولین صدا و سیما به این خودآگاهی نایل شده اند که باید بر این دو قطبی‌ها غلبه پیدا کرد لیکن برخی جریانات تندرو، که از جملۀ نافرهیختگان و ناپختگان سیاسی نیز هستند، مانع می‌شوند.

    ابراهیم فیاض استاد جامعه‌شناسی: ایرانی‌ها تیمور و اسکندر را هم بخشیدند و ایرانی کردند

    چرا مردم ایران حضور پرشماری در تجمع‌ها دارند؟

    زمان برگزاری بازی ایران و استرالیا، من کلاسم را در دانشکده برقرار کردم، اما بقیه کلاس‌ها را تعطیل کردند و رفتند. از کلاس که بیرون آمدم یک عده گفتند رفتیم جام جهانی. زیر پل گیشا یک عده جوان می‌رقصیدند و شادی می‌کردند. ساعت ۱۱ شب خبر دادند که در خیابان چه خبر است؟! حتی نیرو‌های امنیتی هول شده بودند که ممکن است اتفاقی بیافتد. در آن زمان تجربه این را نداشتند که عده‌ای برنامه‌ریزی نشده و گسترده به خیابان بریزند و اتفاقی هم رخ ندهد.

    زمان بازی ایران و آمریکا فهمیدند این که مردم به خیابان بریزند، خوب هم هست؛ بنابراین به جای اینکه وحشت امنیتی داشته باشند، تشویق هم می‌کردند.

    ایران یک جامعه تاریخی-تمدنی دارد. این را من نمی‌گویم، امیل دورانت و پوپر میگویند. ایران مدنیت عمیق دارد که به قبل یا بعد از انقلاب ربطی ندارد. قبل از انقلاب زمانی که ایران با اسرائیل مسابقه فوتبال داشت مردم تا ورزشگاه شیرودی پیاده رفتند و شعار سیاسی هم علیه اسرائیل دادند.

    ایران یک جامعه زنده و مدنی است و این را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهد. حکومت هم فقط می‌تواند کمی دخالت کند، اما دخالت‌هایش ثمری هم ندارد. به عید نوروز نگاه کنید. یک زمان عراق می‌گفت خراسان هم برای عراق است؛ اما همین عراق چند روز پیش عید نوروز را تعطیل رسمی اعلام کرد. این همه ملی‌گرایی عربی و پان‌عربسیم به کجا رسید؟ مدنیت ایرانی گسترده و عمیق است.

    این مدنیت ایرانی، کارناوال‌ها را شکل می‌دهد. دخالت حکومت کار را خراب می‌کند. ایران باید هر روزش ده‌ها مناسبت داشته باشد.

    شرکت ایرانی‌ها در تجمع‌ها چه ارتباطی با مدنیت ایرانی‌ها دارد و چه کمکی به بازتولید آن می‌کند؟

    هرچه به این مناسبت‌ها در تقویم بیشتر اشاره کنید، معنا تولید می‌شود و مردم با این معنا آرامش می‌گیرند. به همین دلیل است که هرچه اول انقلاب تلاش کردند مناسبت‌های ملی مثل نوروز و سیزده بدر را حذف کنند و آن را معادل شرک بدانند، موفق نشدند.

    حضور در تشییع جناره‌ها چه معنایی تولید می‌کند؟ چه شرکت در تشییع جنازه فردی مانند مرتضی پاشایی بدون دخالت حاکمیت باشد، چه تشییع جنازه فردی مانند ابراهیم رئیسی با دخالت حاکمیت؟

    به نظر من همه این‌ها یک مقوله است. شما ببینید حتی افرادی که با ابراهیم رئیسی مخالفند هم در تشییع شرکت می‌کنند؛ چون می‌گویند می‌خواهند هویت ایرانی را حفظ کنند. طرفداران پاشایی هم دقیقا لحظاتی که جلوی بیمارستان بهمن جمع شده بودند، عده‌شان کم بودند، اما تا فردا شبش ببینید چه کسانی به جمعیت اضافه شدند؟

    امروز دچار خلا سرمایه اجتماعی و فرهنگی شدیم. مردم این را فهمیدند و علت مهاجرت‌ها هم همین است. مردم فهمیده‌اند که باید ایران را به جای نوسازی، بازسازی کنند و خودشان دست به کار شدند. در حاشیه شهرستانی مانند کازرون سالنی به نام ایران زمین هست که عکس پادشاهان ایران در آن نصب شده و همه روستایی‌ها در این سالن جمع می‌شوند و جشن‌های سنتی و روستایی می‌گیرند. در همین کازرون زمانی که هلیکوپتر سقوط کرد، بسیاری از افرادی که هیچ سنخیتی با حاکمیت ندارند از حادثه بسیار ناراحت شدند.

    آیا این که ایرانی‌ها بعد از مرگ افراد، مخالفت هایشان را فراموش می‌کنند، کارکرد عرفان ایرانی است؟

    بله. یک سوالی هست که ما در دانشگاه هم مطرح می‌کنیم. اینکه چرا ایرانی‌ها اسم بچه هایشان را چنگیز و تیمور و اسکندر می‌گذارند؟ کدام مردم اسم کسی را که به کشورش حمله کرده روی فرزندانش می‌گذارد؟

    بعضی‌ها در پاسخ می‌گویند ایرانی‌ها اول اسطوره‌سازی می‌کنند و بعد این چهره‌ها را از آن خودشان می‌کنند. مثلا می‌گویند چنگیز رگ و ریشه ایرانی داشته و پسر یک ایرانی بوده، یا اسکندر پسر داراب بوده است.

    اما به نظر من چیزی بیش از اینهاست. این بخشی از عرفان ایرانی است. کاری که عرفان ایرانی می‌کند این است که یک قلوه سنگ ناهموار و تیز را در رودخانه صیقل می‌دهد و به یک سنگ صاف و صاف تبدیل می‌کند. به همین دلیل هم در طول تاریخ، دشمنانش را کم نپذیرفته است.

    در همین راستا هم میبینیم کسانی که خیلی مخالف افرادی مانند رئیسی بودند، در مراسم تشییع شرکت می‌کنند. این کارکرد عرفان ایرانی است.

    همین خاصیت ایرانی‌ها هم سبب می‌شود به محض اینکه اراده کنیم، ارتباطمان با جهان عادی خواهد شد. در آینده نه چندان دور اگر راه مصر باز شود، ایرانی‌ها به سمت مصر سرازیر می‌شوند. این بخشی از سعه‌صدر ایرانی هاست که حواشی سیاسی را از بین می‌برند.

    آیا نقدی به این سعه‌صدر ایرانی وارد نیست؟

    پیشرفت، تمایزیافتگی می‌خواهد. دوگانگی و رقابت عامل رشد کشور است. اینکه ایرانی‌ها با عرفان فورا سراغ شکل دادن فراساختار‌ها می‌روند. در نمونه تشییع جنازه همین اتفاق افتاده و فراساختار شکل گرفته و تضاد‌های ساختاری را از بین برده است. شما ببینید ما هشت سال با عراق جنگیدیم، اما وقتی می‌خواهیم نجف و کربلا برویم، فراساختار‌هایی شکل می‌دهیم که تضاد‌های بین ایران و عراق را از بین ببریم گویی هیچ جنگی رخ نداده است. این رویکرد مانع پیشرفت است.

    اما رک بگویم، ایرانی‌ها پیشرفت نمی‌خواهند، چون عرفان پیشرفت را برنمی‌تابد و دائما بازگشت به گذشته دارد. این کارکرد عرفان، برعکس فلسفه است. ایرانی‌ها فیلمی که آخرش خوش نباشد را نه دوست دارند، نه قبول دارند. ایرانی‌ها دوقطبی را هم دوست ندارند. سریع می‌خواهند مخاصمه را رها کنند. بازسازی اجتماعی در ایرانی‌ها به صورت تاریخی قوی بوده. با همین رویکرد، تیمور و اسکندر را هم ایرانی می‌کنند.