برچسب: سیاست پولی

  • اقتصاد ایران در تله دلاری شدن / به پول ملی دیگر اعتمادی نیست؟

    اقتصاد ایران در تله دلاری شدن / به پول ملی دیگر اعتمادی نیست؟

    به گزارش اقتصادران، در یک دهه گذشته، اقتصاد ایران چندین بار با جهش‌های شدید ارزی مواجه شده است. نخستین موج بزرگ در سال ۱۳۹۰ رخ داد؛ زمانی که نرخ ارز در مدت کوتاهی چند برابر شد و برای نخستین بار بحث دلاری شدن معاملات به‌طور جدی وارد زندگی روزمره مردم شد. موج دوم در سال ۱۳۹۷ و همزمان با بازگشت تحریم‌های اقتصادی شکل گرفت. سقوط ارزش ریال در آن مقطع باعث شد بخش مهمی از فعالان اقتصادی و حتی خانوارها برای حفظ دارایی‌های خود به سمت دلار و سایر ارزهای خارجی حرکت کنند. تازه‌ترین تجربه جهش ارزی در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز همین روند را تشدید کرد و نشان داد که بی‌ثباتی ارزی به یک واقعیت تکرارشونده در اقتصاد ایران تبدیل شده است.

    اگرچه در ابتدا دلاری شدن تنها به معاملات خاص و محدود مربوط می‌شد اما با تکرار جهش‌های ارزی، دامنه آن گسترده‌تر شده است. امروز نشانه‌های این روند نه فقط در معاملات لوکس بلکه در قراردادهای تجاری و حتی توافق‌های شخصی دیده می‌شود. روندی که نشان می‌دهد جانشینی پول به یک مسئله جدی و ساختاری در اقتصاد ایران بدل شده است.

    ریشه‌های دلاری شدن اقتصاد ایران

    دلاری شدن معاملات در ایران ریشه در مجموعه‌ای از عوامل ساختاری و رفتاری دارد که طی سال‌های اخیر به‌ویژه در دوره‌های جهش ارزی خود را پررنگ‌تر نشان داده‌اند. این روند را می‌توان در سه محور اصلی توضیح داد.

    اولین موضوع تورم بالا و مداوم به‌عنوان یکی از جدی‌ترین مشکلات اقتصاد ایران است که کارکرد ریال را به‌عنوان ذخیره ارزش از بین برده است. هنگامی که نرخ تورم سالانه برای مدت طولانی دو رقمی باقی می‌ماند و حتی در برخی سال‌ها به محدوده ۵۰ درصد می‌رسد، طبیعی است که مردم و فعالان اقتصادی دیگر تمایلی به نگهداری دارایی‌های خود به ریال نداشته باشند. در چنین شرایطی ارزهای خارجی به‌ویژه دلار به ابزاری برای حفظ قدرت خرید تبدیل می‌شوند. این تغییر رفتار نه‌تنها در سطح پس‌اندازها بلکه در قراردادها و معاملات بزرگ نیز بروز می‌کند. به همین دلیل است که شاهد اجاره‌های دلاری در بازار مسکن یا معاملات دلاری هستیم.

    بی‌ثباتی در بازار ارز عامل دیگری است که به جانشینی پول دامن می‌زند. جهش‌های مکرر نرخ ارز در ایران از اوایل دهه ۱۳۹۰ تاکنون نشان داده‌اند که شوک‌های ارزی اثر کوتاه‌مدت ندارند. برآوردها نیز نشان می‌دهد آثار چنین شوک‌هایی بیش از پنج سال در اقتصاد باقی می‌ماند و به‌سادگی خنثی نمی‌شود. این ماندگاری باعث می‌شود فعالان اقتصادی به این نتیجه برسند که ریال ظرفیت بازگشت به ثبات را ندارد و در نتیجه به سراغ ارزهای جایگزین می‌روند. در واقع هر بار جهش ارزی نه‌تنها ارزش پول ملی را کاهش می‌دهد بلکه اعتماد به آینده آن را هم تضعیف می‌کند.

    عامل سوم این است که رشد اقتصادی ضعیف و فضای نااطمینانی در اقتصاد کلان سبب شده است ریال نه‌تنها ارزش خود را از دست بدهد بلکه در نقش واسطه مبادله نیز تضعیف شود. در شرایطی که تولید ملی روند پایداری ندارد و سیاست‌های اقتصادی به‌طور مداوم در حال تغییر است، خانوارها و بنگاه‌ها برای کاهش ریسک به سمت دلاری کردن قراردادهای خود حرکت می‌کنند. اجاره‌های دلاری، قیمت‌گذاری خودروهای وارداتی با ارز خارجی، یا توافق‌های تجاری بر پایه دلار همه نشانه‌هایی از همین بی‌اعتمادی به آینده ریال هستند.

    چرا دلاری شدن معاملات تهدیدی برای ساختار اقتصاد ایران است؟

    تضعیف سیاست‌های پولی یکی دیگر از نتایج دلاری شدن اقتصاد است. بانک مرکزی زمانی می‌تواند سیاست پولی موثر اجرا کند که ریال نقش اصلی در مبادلات اقتصادی داشته باشد. وقتی بخشی از معاملات با دلار انجام می‌شود، اثرگذاری ابزارهای پولی کاهش می‌یابد. در عمل سیاست‌گذار پولی بخشی از کنترل خود بر بازار را از دست می‌دهد و این امر بی‌ثباتی بیشتری در اقتصاد ایجاد می‌کند.

    افزایش نااطمینانی در بازارها یکی دیگر از آثار این شرایط است. هنگامی که قیمت‌گذاری بر پایه دو واحد پولی متفاوت انجام می‌شود هم خریداران و هم فروشندگان در معرض نوسانات بیشتری قرار می‌گیرند. یک قرارداد اجاره یا معامله خودرو که با دلار بسته می‌شود، هر روز تحت تأثیر تغییرات نرخ ارز قرار دارد و این موضوع پیش‌بینی‌پذیری و امنیت قراردادها را تضعیف می‌کند.

    موضوع حائز اهمیت دیگر این است که دلاری شدن به شکل چرخه‌ای خودتقویت‌کننده عمل می‌کند. هرچه اعتماد به ریال کاهش می‌یابد، مردم بیشتر به سمت معاملات دلاری می‌روند و هرچه معاملات دلاری بیشتر شود، نقش ریال در اقتصاد کوچک‌تر و بی‌اعتماد‌ی به آن شدیدتر می‌شود. این چرخه اگر مهار نشود، می‌تواند به تغییرات عمیق در ساختار اقتصاد منجر شود و بازگشت اعتماد به پول ملی را دشوارتر سازد.

    دلاری شدن؛ تجربه مشترک اقتصادهای بی‌ثبات

    پدیده دلاری شدن معاملات محدود به ایران نیست و در بسیاری از کشورهایی که با تورم بالا و بحران‌های ارزی روبه‌رو شده‌اند، تجربه مشابهی دیده می‌شود. آرژانتین نمونه بارز این وضعیت است. کشوری که به دلیل نوسانات شدید پزو و تکرار بحران‌های مالی در سال‌های گذشته بسیاری از قراردادهای مسکن، اجاره و حتی پس‌اندازهای خانوارها به دلار انجام می شد. در ونزوئلا نیز پس از فروپاشی ارزش بولیوار و تورم‌های سه‌رقمی، دلار آمریکا عملاً به واحد غیررسمی مبادلات تبدیل شد. در ترکیه اگرچه سطح تورم و نوسان ارزی به شدت ونزوئلا یا آرژانتین نبود اما تجربه جهش لیر در سال‌های اخیر موجب شد بخش‌هایی از بازار املاک و تجارت به‌ویژه در حوزه کالاهای وارداتی به دلار یا یورو قیمت‌گذاری شود. تفاوت ترکیه با دو کشور دیگر در این است که سیاست‌گذاران آنجا کوشیده‌اند با ابزارهای پولی و حمایت‌های قانونی وابستگی معاملات داخلی به ارزهای خارجی را محدود کنند.

    این نمونه‌ها نشان می‌دهد که دلاری شدن معاملات در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی رفتاری طبیعی و تکرارشونده است اما کشورها بسته به توانایی سیاست‌گذاری و ظرفیت اقتصاد کلان خود یا توانسته‌اند آن را مهار کنند یا ناچار به پذیرش آن شده‌اند.

    راه برون‌رفت از دلاری شدن معاملات

    گام دوم ایجاد ثبات در بازار ارز است. مداخلات کوتاه‌مدت و دستوری هرچند ممکن است برای مدتی نرخ ارز را مهار کند اما در بلندمدت به بی‌اعتمادی بیشتر منجر می‌شود. آنچه اهمیت دارد شفافیت در سیاست ارزی و پرهیز از چندنرخی بودن ارز است. چراکه بازار در شرایط ابهام ناگزیر به سمت معیار خارجی یعنی دلار حرکت می‌کند.

    سومین اقدام تقویت رشد اقتصادی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری است. زمانی که اقتصاد در مسیر رشد قرار گیرد و چشم‌انداز درآمد واقعی خانوارها و بنگاه‌ها روشن‌تر شود، نیاز به دلاری‌سازی معاملات کاهش می‌یابد. در غیر این صورت رکود و نااطمینانی همچنان دلار را به ابزار اصلی مبادلات تبدیل خواهد کرد.

  • اقتصاد ایران در تنگنای «عدم قطعيت» و «بلاتكليفي» /  جبراییلی: دولت رئیسی رسما از دلار 100 هزارتومانی سخن مي‌گويد!

    اقتصاد ایران در تنگنای «عدم قطعيت» و «بلاتكليفي» / جبراییلی: دولت رئیسی رسما از دلار 100 هزارتومانی سخن مي‌گويد!

    به گزارش اقتصادران، مسعود یوسفی در روزنامه اعتماد نوشت:

    با وجود اظهارات اميدواركننده تيم اقتصادي دولت در ايام نوروز و حتي در يكي، دو روز اخير، باقي ماندن برخي متغيرها در آغاز سال 1403، به مشكل «عدم قطعيت» و «بلاتكليفي» اقتصاد ايران دامن زده است. اين متغيرها در طيف وسيعي قرار مي‌گيرند كه از نوسان نرخ دلار و شوك تازه به بازار ارز پس از حملات اخير تروريستي در دمشق تا رشد قيمت‌ها در آغاز سال همزمان با اعمال برخي تغييرات در ماليات‌ستاني و افزايش قيمت‌ها در بخش مواد اوليه كالاها را در بر مي‌گيرد. اقتصاد ايران چندين سال است كه دچار «عدم قطعيت» شده، اما معمولا اين اتفاق در نيمه دوم سال شكل مي‌گرفت و همزمان با سه ماهه پاياني، به اوج خود مي‌رسيد، اما در آستانه سه سالگي دولت رييسي، حالا عدم قطعيت از فرداي پايان تعطيلات نوروزي شروع شده كه در نوع خود جالب توجه و خطرناك است.

    اما عدم قطعيت چيست و چگونه بر اقتصاد ايران تاثير مي‌گذارد؟

    عدم قطعيت سياست‌گذاري اقتصادي، تغييرات غيرقابل پيش‌بيني در يك يا چند متغير اقتصادي است كه چون نمي‌توان اين تغييرات را در آينده پيش‌بيني كرد، مي‌تواند تاثير زيادي بر ساير متغيرها بگذارد. ثبات سياست‌هاي اقتصادي از طريق كاهش قابل توجه ناقطعيتي و پيشبرد برنامه‌ريزي بلندمدت كمك شاياني به رشد و موفقيت اقتصاد در حالت كلان مي‌كند، اما سال 1403 براي ايراني‌ها به گونه‌اي ديگر شروع شده است.

    افزايش خزنده نرخ دلار

    از اواسط دي ماه سال گذشته، نرخ دلار از كانال تثبيت شده خود عبور كرد و حالا با تحولات جديد منطقه‌اي و به واسطه ترس سرمايه‌گذاران، به كانال 63 هزار توماني وارد شده است. با اينكه جهش كنوني نرخ ارز به اين كانال تا حدود زيادي به دلايل رواني و نه اقتصادي نسبت داده مي‌شود، اما به هر حال جهش مجدد نرخ ارز به رشد بيشتر انتظارات تورمي منجر شده و اين پيام را به بازارها مي‌دهد كه قرار است بار ديگر كالاها با افزايش قيمت مواجه شوند.

    تثبيت نشدن نرخ ارز از طرف ديگر به كاهش اعتماد اقتصادي و در نتيجه كاهش سرمايه‌گذاري در بخش مولد اقتصاد منجر مي‌شود كه خود چالشي بزرگ براي رشد اقتصادي است. هر چند در سال گذشته دولت با استفاده از بالا بردن فروش نفت توانست قدري آمارهاي رشد اقتصادي را بالا نشان بدهد، اما آنچه در رشد اقتصادي اهميت دارد؛ ‌رشد «بخش حقيقي» اقتصاد است. يعني كسب و كارها و شركت‌هاي خصوصي و غيردولتي كوچك و بزرگ كه چرخ اقتصادي و صادرات يك كشور را مي‌چرخانند.

    تناقض در سياست‌ها

    در نظر داشته باشيد كه سياست‌هاي بانك مركزي در سه ماهه پاياني سال گذشته براي حفظ ارزش پول ملي و كاهش تورم، سرشار از تناقض بوده است. بانك مركزي ابتدا دو بار، از به رسميت شناختن بازار آزاد ارز سر باز زد اما سپس با راه‌اندازي «حراج سكه و طلا»، نرخ بازار آزاد ارز و حتي بالاتر از آن را براي «كشف قيمت» طلا و سكه به كار گرفت.

    از طرف ديگر، در شرايط بحران ارزي موجود كه بسياري از كسب و كارها و واردكنندگان، سرگردان تامين ارز براي واردات كالا هستند، بانك مركزي يك رانت ارزي عجيب در اختيار مسافران پولداري قرار داد كه راهي تعطيلات نوروزي در خارج از كشور بودند! مسافراني كه در صف مي‌ايستادند تا 1000 يورو با قيمت پايين‌تر از بازار آزاد بگيرند و در اين ميان، پاي دلالان هميشه در صحنه هم به اين صف‌ها باز شد و خيلي‌ها از اين رانت عظيم بهره گرفتند.

    فشار مالياتي و فضاي اقتصادي

    دولت در آخرين روز سال گذشته موفق شد برنامه «سركوب دستمزد» خود را به اجرا درآورد و ميزان افزايش دستمزد را پايين‌تر از ميزان تورم نگه دارد، آن‌هم به بهانه‌اي چون «تورم انتظاري» كه مشخص نيست چقدر است و هيچ كس هم توضيح نمي‌دهد اصولا دولت انتظار چه تورمي را در پايان سال جاري دارد؟

    در مقابل، دولت دست به توجيه و تغيير مفاهيم صريح قانون كار زد و همين ابتداي سال، تنش در جامعه كارگري را براي نرخ دستمزد و حقوق خود بالاتر برد و شايد بايد به همين كارگران هم حق داد كه به كار دوم و سوم روي بياورند و حتي قيد كار با حقوق ناكافي را اصلا بزنند.

    اين همه درحالي است كه دولت براي جبران هزينه‌هاي خود در سال جاري ميزان ماليات‌ها را نسبت به سال گذشته 45درصد بالاتر برده. ميزان ماليات بر ارزش افزوده را به 10درصد رسانده و همين ابتداي سال، بسياري از كالاها و خدمات با اين نرخ‌ها خود را تطبيق داده‌اند و هزينه‌ها را بالاتر برده‌اند.

    قرار است تورم پايين بيايد؟

    معاون بانك مركزي ديروز اعلام كرد كه «رشد نقدينگي پس از 5 سال به 25درصد رسيده است.» اين خبر خوبي براي اقتصاد ايران است. بخش بزرگي از تورم موجود به دليل فشار به منابع پايه پولي -بيشتر از ناحيه جبران كسري بودجه دولت- به وجود آمده كه با كاهش ميزان رشد نقدينگي به كانال 25درصد مي‌توان اميدوار به كاهش تورم از ناحيه «سياست‌هاي پولي» بود.

    گزارش مركز آمار ايران نشان مي‌دهد كه در اسفندماه سال گذشته شاخص قيمت مصرف‌كننده خانوارهاي كشور نسبت به بهمن ماه ۲درصد، نسبت به اسفند سال گذشته ۳/۳۲درصد و در۱۲ ماهه منتهي به اسفند۱۴۰۲ نسبت به دوره مشابه سال قبل به ۷/۴۰درصد افزايش يافته است.

    اين آمار را بگذاريد در كنار موتور رشد قيمت‌ها در حوزه حمل و نقل، مسكن، خدمات، آموزش و ده‌ها مورد ديگر كه خود را با سال جديد و همان «تورم انتظاري» كذايي مطابقت مي‌دهند. گزارش مركز آمار مي‌گويد متوسط قيمت مسكن در سال گذشته هر ماه 2 ميليون تومان در هر مترمربع افزايش پيدا كرده است.

    بايد بدانيم كه اين اتفاق در تمام بازارها رخ مي‌دهد و يك دومينو شكل مي‌گيرد. هيچ بازاري بدون نگاه كردن به بازار مقابل، دست روي دست نمي‌گذارد و قيمت‌ها هم به صورت دستوري اصلا قابل نگه داشته شدن نيست.

    اعتماد به دولت؟

    در كنار اين موارد، بايد به صحبت‌هاي ياسر جبراييلي، رييس مركز ارزيابي و نظارت راهبردي مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز اشاره كرد كه دست روي نكته‌اي مهم گذاشته است و نشان از نگراني بخشي از بدنه اصولگرايان از ادامه راه دولت سيزدهم دارد.

    او در كانال شخصي خود در پيام‌رسان ايتا نوشت: «از آقاي روحاني مي‌پرسيديم فايده اين برجام براي كشور چه بوده؟ مي‌گفت برجام سايه جنگ را از سر كشور دور كرد. مي‌گفتيم در اقتصاد چه كردي؟ مي‌گفت نگذاشتم تورم سه رقمي شود، نگذاشتم قحطي شود… يك بار هم گفت اگر ترامپ و كرونا نبود، دلار زير ۵ هزار تومان بود… اين قبيل دستاوردسازي‌ها با ادبيات اگر ما نبوديم چه مي‌شد، هيچ جاي نگراني ندارد و شيوه قبلي‌ها هم بوده است. آنچه جاي نگراني دارد، اين است كه دولت آقاي رييسي قصد تغيير ريل ندارد و رسما از دلار ۱۰۰ هزار توماني سخن مي‌گويد.»

    به بيان ديگر، جبراييلي كه زماني يكي از استراتژيست‌هاي اقتصادي دولت سيزدهم بود و حالا خود را كنار كشيده، هشدار مي‌دهد كه نگاه كنوني دولت به شرايط اقتصادي، تبعات خطرناكي خواهد داشت.

    دولت آقاي رييسي در سال 1403 و از همين ابتداي سال با كار سختي براي به دست آوردن «اعتماد عمومي» به سياست‌هاي اقتصادي خود مواجهند و احتمالا بدون تغييرات بنيادين در سياست‌گذاري‌ها كه بخشي از آنها از كانال سياست خارجي مي‌گذرد؛ به دست آوردن اين اعتماد كار ساده‌اي نيست.