برچسب: سیاست ارزی

  • واردات در ایران، قربانی اقتصادی بدون لنگر ارزی

    واردات در ایران، قربانی اقتصادی بدون لنگر ارزی

    به گزارش اقتصادران، هربار که نرخ ارز جهش کرده واردات فرو ریخته و هرزمان که ارز سرکوب شده واردات بی‌محابا اوج گرفته است. داده‌های چهاردهه اخیر نشان می‌دهد واردات در اقتصاد ایران نه تابع برنامه توسعه بوده و نه بازتاب یک سیاست تجاری پایدار بلکه بیش‌از هر چیز قربانی مستقیم بی‌ثباتی مزمن در سیاست ارزی شده است.

    آمارها گواه آن است که واردات به‌عنوان اصلی‌ترین کانال تقاضای ارز در کشور همواره اولین متغیری بوده که شوک‌های ارزی، تحریم‌ها و تصمیمات مقطعی سیاستگذار را به‌‌صورت عریان منعکس کرده است.

    بررسی روند واردات ایران از دهه‌۶۰ تا امروز نشان می‌دهد میانگین واردات سالانه کشور در کل دوره حدود ۳۳‌میلیارد دلار بوده اما این عدد میانگین فرازوفرودهای تند و پرهزینه را پنهان می‌کند.

    در دهه‌هایی که نرخ ارز غیررسمی با سرکوب یا تزریق منابع ارزی مهار شده واردات با شتابی فراتر از ظرفیت اقتصاد افزایش یافته و درمقابل در دوره‌های جهش ارزی واردات به‌سرعت سقوط کرده است. دهه‌۸۰ با میانگین واردات بیش‌از ۴۰‌میلیارد دلار نمونه بارز وفور ارزی و رشد واردات است درحالی‌که دهه‌۹۰ با میانگین واردات کمتر از ۳۰‌میلیارد دلار تصویر روشنی از اقتصاد تحریمی و شوک‌زده ارائه می‌دهد اما مساله فقط حجم واردات نبوده و ترکیب واردات نیز به‌طور معناداری تغییر کرده است.

    داده‌ها نشان می‌دهد سهم کالاهای سرمایه‌ای که می‌توانست پیشران توسعه و نوسازی تولید باشد در سال‌های بی‌ثباتی ارزی کاهش یافته و درمقابل سهم مواداولیه و کالاهای واسطه‌ای به بیش‌از ۵۵تا۶۰‌درصد واردات کل رسیده است.

    به بیان دیگر واردات در اقتصاد ایران از ابزار توسعه به ابزار حفظ حداقل سطح بقا تنزل یافته است. همزمان جهش‌های مکرر نرخ ارز غیررسمی(از هزارو۲۰۰تومان در ابتدای دهه‌۹۰ تا بیش‌از ۵۰‌هزارتومان در سال‌های اخیر) عملا هرگونه امکان برنامه‌ریزی وارداتی را از فعالان اقتصادی سلب کرده است. نرخ رشد سالانه ارز که در برخی سال‌ها به بیش‌از ۱۰۰درصد رسیده واردات را به متغیری پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی بدل کرده است.

    واردات در ایران نه بیمارِ تحریم به‌تنهایی بلکه قربانی سیاست ارزی بی‌لنگر است. تازمانی‌که نرخ ارز از یک‌چارچوب شفاف، پایدار و قابل پیش‌بینی برخوردار نباشد واردات همچنان در چرخه معیوب جهش و سقوط گرفتار خواهد ماند؛ چرخه‌ای که هزینه آن را نه آمارها بلکه تولید، سرمایه‌گذاری و معیشت اقتصاد ایران می‌پردازد.

     ۴دهه واردات؛ رشد بی‌برنامه سقوط‌های ناگهانی

    بررسی داده‌های واردات ایران در بازه زمانی ۱۳۵۷تا۱۴۰۴ نشان می‌دهد که روند واردات کشور طی چهاردهه گذشته نه بر پایه یک استراتژی منسجم تجاری یا صنعتی بلکه تحت‌تاثیر مستقیم نوسانات نرخ ارز، شوک‌های سیاسی و تغییرات مقطعی سیاستگذاری شکل گرفته است.

    خروجی‌های آماری نشان می‌دهد که میانگین ارزش کل واردات ایران در کل این دوره حدود ۳۰تا۳۵‌میلیارد دلار در سال بوده؛ رقمی که خود گویای وابستگی ساختاری اقتصاد به منابع ارزی خارجی است. در دهه۶۰ میانگین واردات سالانه کشور در پایین‌ترین سطح تاریخی خود ۱۲‌میلیارد دلار قرار دارد.

    دهه‌۷۰ نقطه چرخش واردات محسوب می‌شود. میانگین واردات سالانه در این دهه به حدود ۲۰تا۲۵‌میلیارد دلار افزایش می‌یابد. در این‌دوره سهم کالاهای سرمایه‌ای و مواد اولیه رشد محسوسی دارد که نشان‌دهنده نیاز اقتصاد به بازسازی و تامین نهاده‌های تولید است.

    بااین‌حال رشد واردات بیش‌از آنکه مبتنی بر یک‌برنامه صنعتی باشد به گشایش نسبی ارزی و افزایش تقاضای وارداتی وابسته است. دهه‌۸۰ اوج واردات در اقتصاد ایران است. طبق داده‌های تحلیلی میانگین واردات سالانه در این دهه به بیش‌از ۴۰‌میلیارد دلار می‌رسد و در برخی سال‌ها حتی از ۵۰‌میلیارد دلار نیز عبور می‌کند.

    در این‌دوره سهم کالاهای مصرفی درکنار کالاهای سرمایه‌ای افزایش یافته به‌گونه‌ای که ترکیب واردات نشان‌دهنده چرخش اقتصاد به‌سمت مصرف وارداتی در شرایط وفور ارز است. ثبات نسبی نرخ ارز غیررسمی در این‌دهه نقش مهمی در این جهش ایفا کرده است. دهه‌۹۰ نقطه شکست این مسیر است.

    باتشدید تحریم‌ها و جهش نرخ ارز غیررسمی میانگین واردات سالانه به کمتر از ۳۰‌میلیارد دلار کاهش می‌یابد و نرخ رشد واردات در چندین‌سال منفی می‌شود. داده‌ها نشان می‌دهد که در این‌دهه سهم کالاهای سرمایه‌ای از واردات کاهش یافته و واردات به‌سمت کالاهای ضروری و واسطه‌ای متمایل شده است؛ الگویی که نشان‌دهنده گذار از توسعه به بقاست.

    در سال‌های ۱۴۰۰تا۱۴۰۴ نیز اگرچه واردات نسبت به کف دهه‌۹۰ اندکی بهبود یافته اما همچنان از نظر حجم و ترکیب فاصله معناداری با دهه‌۸۰ دارد. میانگین واردات این دوره در محدوده ۳۰تا۴۰‌میلیارد دلار نوسان می‌کند و بیشترین سهم همچنان متعلق به مواداولیه و کالاهای واسطه‌ای است.

    واردات در اقتصاد ایران طی چهاردهه گذشته تابع یک مسیر پایدار توسعه‌ای نبوده بلکه در دوره وفور ارز با جهش‌های پرشتاب افزایش یافته و درمواجهه با شوک‌های ارزی و تحریمی به‌سرعت سقوط کرده است. الگویی که بیش‌از هرچیز بی‌برنامگی مزمن در سیاست ارزی و تجاری کشور را عیان می‌کند.

    اقتصاد بدون لنگر ارزی؛ واردات در نوسان

    داده‌های رشد سالانه واردات به‌روشنی نشان می‌دهد که درسال‌های جهش نرخ ارز غیررسمی نرخ رشد واردات کل نه‌تنها متوقف بلکه در بسیاری موارد منفی شده است. به‌عنوان نمونه در سال‌۱۳۹۱ که نرخ ارز غیررسمی طی کمتر از یک‌سال از حدود ۱۲‌هزارریال به بیش‌از ۳۵‌هزارریال افزایش یافت نرخ رشد واردات کل کشور به حدود منفی ۲۵‌درصد سقوط کرد.

    درهمین‌سال بسیاری از بنگاه‌ها با اختلال جدی در تامین مواداولیه و تجهیزات مواجه شدند. این الگو در سال۱۳۹۷ نیز تکرار شد. دراین‌سال نرخ ارز غیررسمی از محدوده ۴هزارو۵۰۰‌‌تومان به بیش‌از ۱۰‌هزارتومان رسید و نرخ رشد سالانه واردات کل به حدود منفی ۲۰‌درصد کاهش یافت.

    همزمان نرخ رشد سالانه نرخ ارز غیررسمی در سال‌های جهش ارقامی بین ۵۰ تا بیش‌از ۱۰۰درصد را ثبت کرده؛ رشدی که عملا امکان برنامه‌ریزی وارداتی را از فعالان اقتصادی سلب کرده و واردات را به متغیری پرریسک و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است. اثر شوک‌های ارزی اما تنها به کاهش حجم واردات محدود نمانده و ترکیب واردات کشور را نیز به‌طور معناداری دستخوش تغییر کرده است. داده‌های سهم گروه‌های کالایی نشان می‌دهد که در دوره‌های جهش ارزی سهم کالاهای سرمایه‌ای از واردات کل به‌طور محسوسی کاهش یافته است. برای مثال سهم کالاهای سرمایه‌ای که در

    دهه ۸۰ به‌طور متوسط بیش‌از ۲۰‌درصد واردات کل را تشکیل می‌داد در دهه‌۹۰ به حدود ۱۵‌درصد و در برخی سال‌ها حتی کمتر از آن کاهش یافته است. درمقابل سهم مواداولیه و کالاهای واسطه‌ای در دوره‌های بحران ارزی افزایش یافته و درسال‌های پایانی دهه‌۹۰ و اوایل دهه۱۴۰۰ به بیش‌از ۵۵ تا ۶۰‌درصد واردات کل رسیده است. این تغییر ترکیب نشان می‌دهد که واردات از یک ابزار توسعه‌ای و سرمایه‌گذاری به ابزاری برای حفظ حداقل سطح تولید و جلوگیری از توقف خطوط تولید تنزل یافته است.

    سهم کالاهای مصرفی نیز در دوره‌های جهش ارزی یا کاهش یافته یا با نوسانات شدید همراه بوده به‌طوری که در برخی سال‌ها کاهش واردات مصرفی بیش‌از کاهش واردات کل بوده است. این الگو به‌وضوح بیانگر آن است که سیاست ارزی ناپایدار اقتصاد ایران را از مسیر توسعه بلندمدت خارج کرده و آن را به مدیریت روزمره بقا و تامین حداقل نیازها سوق داده است؛ وضعیتی که در آن سرمایه‌گذاری، نوسازی و ارتقای ظرفیت تولید عملا به‌حاشیه رانده می‌شود.

    چرا سیاست ارزی واردات را بی‌ثبات کرد؟

    مقایسه داده‌های واردات و نرخ ارز غیررسمی در چهاردهه گذشته نشان می‌دهد که بی‌ثباتی واردات در اقتصاد ایران بیش‌از هر عامل دیگری ریشه در نوسان‌پذیری سیاست ارزی دارد. میانگین واردات سالانه کشور در کل دوره حدود ۳۳‌میلیارد دلار بوده اما انحراف از این میانگین در دهه‌های مختلف بسیار بالاست؛ به‌گونه‌ای که فاصله میان حداقل و حداکثر میانگین دهه‌ای واردات به بیش‌از ۲۵میلیارد دلار می‌رسد.

    در دهه۶۰ میانگین واردات سالانه حدود ۱۲‌میلیارد دلار بوده و نرخ رشد دهه‌ای واردات بسیار پایین و نزدیک به صفر ثبت شده است. در همین‌دهه نرخ ارز غیررسمی با نوسانات محدود همراه بوده و رشد سالانه آن در اغلب سال‌ها تک‌رقمی یا نزدیک به صفر بوده است.

    این ثبات نسبی اگرچه در بستر اقتصاد جنگی رخ داده اما باعث شده واردات از شوک‌های ناگهانی مصون بماند. دهه‌‌۷۰ نخستین‌دوره‌ای است که شکاف میان رشد واردات و رشد ارز آشکار می‌شود. میانگین واردات سالانه به حدود ۲۳‌میلیارد دلار افزایش یافت و نرخ رشد سالانه واردات در این دهه به‌طور متوسط بیش‌از ۱۰درصد برآورد می‌شود.

    درمقابل رشد سالانه نرخ ارز غیررسمی در این دوره به‌مراتب کمتر بوده و همین عدم همزمانی واردات را به متغیری روبه‌گسترش تبدیل کرده است. دهه‌۸۰ نقطه اوج این واگرایی است. میانگین واردات سالانه در این دهه به بیش‌از ۴۰‌میلیارد دلار رسید و نرخ رشد دهه‌ای واردات  به بالاترین سطح در کل دوره مورد بررسی دست یافت.

    این شکاف معکوس واردات را به یکی از ناپایدارترین متغیرهای اقتصاد کلان تبدیل کرده است. اثر سیاست ارزی را می‌توان به‌وضوح در ترکیب واردات مشاهده کرد. داده‌های سهم سالانه نشان می‌دهد که در دهه‌هایی با ثبات نسبی سهم کالاهای سرمایه‌ای به محدوده ۱۸تا۲۲‌درصد نزدیک شده اما در دهه‌های پرنوسان به حدود ۱۴تا۱۵‌درصد کاهش یافته است.

    درمقابل سهم مواداولیه و کالاهای واسطه‌ای که در برخی دوره‌ها حدود ۴۵‌درصد بوده در سال‌های بی‌ثبات به ۵۵تا۶۰درصد افزایش یافته است. این جابه‌جایی عددی بیانگر تغییر رفتار وارداتی بنگاه‌ها بوده؛ واردات از مسیر توسعه و سرمایه‌گذاری فاصله گرفته و به ابزار مدیریت ریسک کوتاه‌مدت تبدیل شده است.

    واردات در اقتصاد تحریمی؛ بقا به جای توسعه

    داده‌های دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در شرایط تحریم وارد مرحله‌ای شده که در آن کیفیت واردات از کمیت آن مهم‌تر و در عین حال نگران‌کننده‌تر است. اگرچه میانگین واردات سالانه در سال‌های۱۴۰۰تا۱۴۰۴ درمحدوده ۳۰تا۴۰‌میلیارد دلار نوسان دارد اما مقایسه ترکیب این واردات با دهه‌های پیشین نشان می‌دهد که نقش توسعه‌ای واردات به‌شدت تضعیف شده است.

    در دهه‌۸۰ مجموع واردات کالاهای سرمایه‌ای به‌طور متوسط سالانه ۸تا۹میلیارد دلار برآورد می‌شد؛ رقمی که سهمی بیش‌از یک‌پنجم واردات کل را تشکیل می‌داد. این رقم در دهه‌۹۰ به حدود ۴تا۵میلیارد دلار درسال کاهش یافته است.

    به بیان دیگر حتی زمانی که واردات کل به‌طور اسمی بالا باقی مانده واردات سرمایه‌ای عملا نصف شده است. درمقابل واردات مواداولیه و کالاهای واسطه‌ای در دهه‌۹۰ و ابتدای‌دهه۱۴۰۰ به‌طور متوسط سالانه ۱۷تا۲۰‌میلیارد دلار بوده است.

    این افزایش سهم نشان می‌دهد که واردات در اقتصاد تحریمی عمدتا برای حفظ ظرفیت‌های موجود انجام شده و نه برای خلق ظرفیت‌های جدید. این روند با کاهش نرخ رشد سرمایه‌گذاری و افت بهره‌وری هم‌زمان بوده است. نکته قابل توجه آن است که حتی در سال‌هایی که نرخ رشد واردات کل مثبت بوده رشد واردات کالاهای سرمایه‌ای یا بسیار پایین‌تر از رشد کل بوده یا حتی منفی ثبت شده است.

    این واگرایی نشان می‌دهد که بهبود مقطعی واردات الزاما به‌معنای بهبود چشم‌انداز توسعه نیست. درچنین‌شرایطی واردات به شاخصی از وضعیت اقتصاد تحریمی تبدیل شده است: هرچه سهم کالاهای واسطه‌ای بالاتر و سهم کالاهای سرمایه‌ای پایین‌تر باشد اقتصاد بیش‌از آنکه در مسیر رشد حرکت کند درحال مصرف ذخایر پیشین خود است.

    جمع‌بندی عددی این بخش روشن است: اقتصاد تحریمی ایران وارد فازی شده که در آن واردات به‌جای ایفای نقش موتور توسعه به ابزار بقا تنزل یافته است. بدون ثبات ارزی و بدون تغییر معنادار در ترکیب واردات افزایش اسمی ارقام واردات نیز نمی‌تواند به‌معنای خروج از این وضعیت تلقی شود.

  • اجرای نسخه‌های کاریکاتوری برای ساماندهی بازار ارز!

    اجرای نسخه‌های کاریکاتوری برای ساماندهی بازار ارز!

    به گزارش اقتصادران، مهدی عسگری نایب رییس اول کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در خصوص چالش‌های اخیر میان دولت و مجلس درخصوص مدیریت بازار ارز و اقدام به نامه نگاری و گزارش نویسی از سوی رسانه‌های دولتی خطاب به مجلس، گفت: واقعیت این است که علیرغم برخی از تلاش هایی که دولت درحال انجام آن‌هاست ولی بازار ارز ما ساماندهی متناسب با شرایط را ندارد. حالا دوستان دولت می‌گویند ما تدابیری داریم و انجام دادیم ولی واقعا آدم وقتی به متن موضوع دقت می‌کند اگر قائل به این هستیم که ما الان در یک جنگ ارزی و دچار تحریم اقتصادی هستیم، طبیعتا باید به تناسب با این شرایط طراحی های خود را انجام دهیم و این سطح از تدابیر مشاهده نمی‌شود.

    نمی‌توان اسم خاصی روی شیوه‌ای که آقایان اجرا می‌کنند گذاشت؛ دچار بی‌سیاستی هستیم

    وی ادامه داد: بنابراین ما هر از گاهی سیاست‌های متنوع و بعضاً متعارض را اجرا می‌کنیم، برای مثال «سیاست تثبیت» در صورتی که شما الان اگر دقت کنید از دوره‌ای که آقای رئیسی آمده قیمت ارز دولتی و آزاد و مرکز مبادله و همه این‌ها چه اندازه رشد داشته؛ پس این سیاست تثبیت نیست، یک عده دارند این را به اسم سیاست تثبیت معرفی می‌کنند.

    نایب رییس اول کمیسیون صنایع و معادن تصریح کرد: در واقع نمی‌توان اسم خاصی روی این شیوه که آقایان اجرا می‌کنند گذاشت و به نوعی دچار بی‌سیاستی هستیم، یعنی نسخه‌های نصفه و نیمه، ناقص و کاریکاتوری را اجرا می‌کنیم، آزمون و خطا می‌کنیم، رفت و برگشت‌های متعدد انجام می‌دهیم. در شرایطی به سر می‌بریم که یک تصمیم جدی بزرگ گرفته نمی‌شود که بازار کنترل شود، آن بخش از بازار که حالا خودشان مدام تکرار می‌کنند بازار غیررسمی یا بازار آزاد را ما معتبر نمی‌شناسیم و این‌ها…

    اقتصاد و بازار خود را با همین بازاری که آقایان معتبر نمی‌دانند تنظیم می‌کنند

    وی ادامه داد: خب سوال این است که اگر این بازار یک بازار به اصطلاح قاچاق است پس چرا کنترل نمی‌شود؟ چرا رهاست؟ چرا هرکس هرکاری دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و بعد هم ما می‌گوییم مثلا بازار غیررسمی را معتبر نمی‌دانیم، مگر معتبر ندانستن ما تاثیری در واقعیت اقتصاد می‌گذارد؟ اقتصاد و بازار دارد خودش را با همین بازاری که آقایان معتبر نمی‌دانند تنظیم می‌کند و این بازار دارد به یک شاخص تبدیل می‌شود و پول ملی ما روز به روز دارد ضعیف‌تر می‌شود و عملاً نقش ریال در حال از بین رفتن و حذف شدن است.

    عسگری در ادامه اظهار داشت: الان اگر بخواهیم کارکردهای پول را محاسبه کنیم، یکی از مصادیق ذخیره ارزش است که بخش عمده این حوزه به سمت دلار کشیده شده است، در کنار آن طلا و ارزهای دیگر و موارد دیگر. در واقع عملا کسی ریال را برای ذخیره ارزش استفاده نمی‌کند. برای معیار سنجش هم در حال حاضر خیلی از کالاها را دارند با دلار می‌سنجند و با معیار دلار قیمت‌گذاری می‌کنند. در واقع سنجش و ارزش دو محور اصلی کارکرد پول ملی است که دارد نقش خود را از دست می‌دهد.

    دولت از جلسات ارزی با مجلس استقبال نکرد

    وی افزود: ریال اکنون صرفا جایگاه مبادله‌ای دارد که آن هم مشاهده می‌کنید در بخشی از مبادلات هم از ارزهای دیگر استفاده می‌شود و این نشان می‌دهد که ما تدبیر جدی برای ساماندهی بازار ارز نداریم.

    نماینده مردم کرج در مجلس در ادامه خاطرنشان کرد: اینکه مجلس به این مساله ورود کرد هم به نظر من لازم بود، در اینجا هم ابتدا باید در سطح کارشناسی و تخصصی مسائل مطرح می‌شد بعد جمع بندی‌ها به صحن گزارش داده می‌شد که متاسفانه اصلا به جمع‌بندی نرسید.

    وی در ادامه تصریح کرد: یعنی این جلساتی که میان کمیسیون اقتصادی مجلس با مسئولان اقتصادی دولت و با حضور رییس مجلس برگزار شد، اصلا به جمع‌بندی نرسید و خب دولت هم با مکاتباتی که انجام داد عملاً استقبال نکرد از این ارتباط دو سویه و هماهنگی‌هایی که باید بین مجلس و دولت انجام شود و اینگونه نشان داد که به نوعی می‌خواهد خودش به عنوان متولی اصلی نقش‌آفرینی کند ولی مساله این است که نقش‌آفرینی هم نمی‌کند، یعنی این احساس وجود ندارد.

    برآوردها این است که امسال اقتصادمان بی‌ثبات‌تر خواهد شد

    عسگری افزود: الان با برآوردهایی که از فعالان اقتصادی و حتی مردم شده احساسشان این است که ما امسال اقتصاد مان بی‌ثبات‌تر خواهد شد و نشانه هایی از ثبات اقتصادی احساس و پیش‌بینی نمی‌کنند. این‌ها همه نشانه‌هایی است که دولت باید آن را جدی بگیرد و پیش از اینکه اثرات مخرب بیشتری را بر اقتصاد ما که دائم نوسانات ارزی آن را متلاطم و ملتهب می‌کند و پالس های منفی را چه به فعالان اقتصادی چه به مردم می‌دهد، بگذارد، دولت باید یک تدبیر اساسی و چاره اندیشی داشته باشد.

    نایب رییس اول کمیسیون صنایع مجلس تاکید کرد: راهکارها هم وجود دارد نه اینکه نباشد، منتها باید بپذیریم که ما در جنگ ارزی هستیم و باید وارد اقدامات جدی برای کنترل بازار غیررسمی و در واقع مدیریت تقاضای ارز شویم یعنی باید برای این مساله مدیریت و چاره داشته باشیم که تقاضای ارز در کشور مدیریت شود و عرضه ارز هم متناسب با نیازهای اصلی تنظیم شود نه اینکه بدون اولویت بندی این کار صورت گیرد.

    دولت باید با اراده جدی و تصمیم بزرگ بازار ارز را در دست بگیرد

    عسگری اظهار داشت: در واقع دولت الان در مواجهه با این کلان‌متغیر (یعنی دلار)، دارد تلاش می‌کند تا موضوعات و متغیرهای مختلفی را که به تبعیت از دلار خودشان را تنظیم می‌کنند مدیریت کند غافل از اینکه تا وقتی که برای کلان‌متغیر اصلی یعنی دلار تدبیر نشود، آن تدابیر خرد و فرعی هم به نتیجه نمی‌رسد. دولت باید با یک اراده جدی و تصمیم بزرگ بازار ارز را تحت کنترل و در دست بگیرد تا سایر متغیرهای دست پایین‌تر در اقتصاد کشور قابل مدیریت شود.

  • بانک مرکزی یک سیاستی می‌گذارد که دعوا درست شود!

    بانک مرکزی یک سیاستی می‌گذارد که دعوا درست شود!

    به گزارش اقتصادران، هر روز بر مخاطرات فضای تجاری کشور افزوده می‌شود. در این میان بانک مرکزی قول داده بود که با ایجاد صندوق تثبیت ارزی دست کم ریسک ناشی از نوسانات نرخ ارز را برای تجار به حداقل برساند اما تا کنون خبری از فعالیت این صندوق نیست؛ چرا بانک مرکزی در انجام وظایف قانونی خود در این حد بلاتکلیف است؟

    بهاء الدین حسینی هاشمی، مدیر اسبق بانکی و کارشناس اقتصادی در این‌باره در گفتگو با خبرنگار اقتصاد آنلاین گفت: بانک مرکزی ادعا دارد که شرایط بازار را کنترل می‌کند. ارز بازرگانی را اختصاص می‌دهد، منابع ارزی دارد. فروش نفت هم خوب است و خزانه هم خیلی شرایط خوبی دارد.

    وی ادامه داد: حتی تامین مالی پیمانکاران بزرگ نفتی را به عهده گرفته است. از نظر بانک مرکزی همه چیز مناسب است. اما باید نظر طرف مقابل را هم بررسی کرد. فرزین رئیس کل بانک مرکزی در واکنش به نظرات کارشناسی مطرح شده، می‌گوید که نمی‌فهمم شما چه می‌گویید، اصلا چرا باید کالاها گران شود. او اصلا به تورم کاری ندارد.

    حسینی هاشمی گفت: کسانی که در صف ارز هستند، پنج تا ۶ ماه منتظر می‌مانند. بانک مرکزی برای همه یک شرطی می‌گذارد که تا محقق شدن این شروط، زمان زیادی لازم است. به دلیل همین شروط، صف‌های طولانی برای تخصیص ارز تشکیل می‌شود و طول این صف سبب می‌شود که فرد از دریافت ارز دولتی پشیمان شده و به سمت بازار آزاد برود.

    وی اضافه کرد: به این ترتیب، تقاضا برای بازار آزاد افزایش می‌یابد. مگر کسی دیوانه است که بتواند ارز قیمت مناسب دریافت کند اما این ارز را رها کند و از بازار آزاد خرید کند؟ وقتی تقاضا برای ارز تحریک می‌شود و افراد به سمت بازار آزاد می‌روند، مفهومش آن است که ارز دولتی وجود ندارد یا این ارز را به متقاضیان تخصیص نمی‌دهند. یا شرایط به گونه‌ای است که افراد ترجیح می‌دهند به سمت بازار آزاد بروند.

    این کارشناس اقتصادی افزود: اگرچه مستقیم بانک مرکزی به کسی پاسخ منفی نمی‌دهند اما شرایط به نحوی است که فرد نمی‌تواند ارزی دریافت کند. مثل فردی که می‌گوید من مادرم را می‌فروشم. از او سئوال می‌شود که مگر کسی مادرش را می‌فروشد؟ فرد پاسخ می‌دهد: من قیمتی می‌گذارم که کسی نتواند مادرم را بخرد.

    وی یادآور شد: کشوری که تورم دارد و تورمش ۴۰ تا ۵۰ درصد است و با نرخ ثابت ارز توزیع می‌کند؛ در چنین شرایطی قطعا تقاضای صوری، واقعی و واهی فراونی وجود خواهد داشت.

    شرایط سخت‌تر از سال گذشته

    این مدیر اسبق بانکی اضافه کرد: در کشور منابع ارزی وجود ندارد، کسری بودجه داریم، رشد نقدینگی و تورم وجود دارد. ایران تحت تاثیر تحریم‌ها مخصوصا تحریم‌های بانکی است و نمی‌تواند منابع ارزی از خارج بیاورد.

    وی افزود: در کشور سرمایه بلند مدت برای پروژه‌ها در قالب فاینانس و سرمایه‌گذاری‌های طولانی مدت وجود ندارد. وقتی اینها وجود ندارد، یعنی صحبت‌هایی که می‌کنند، هیچ‌کدام تاثیر عملی در بازار ندارد و همان شرایطی که سال ۱۴۰۲ داشتیم، امسال هم خواهیم داشت و شاید شرایط کمی سخت‌تر باشد.

    حسینی هاشمی درباره راه‌های تامین ارز بازار آزاد با وجود همه سیاستگزاری‌های سختگیرانه بانک مرکزی، بیان کرد: ارز بازار آزاد به دو طریق تامین می‌شود. یکی اینکه آنهایی که وارد کننده هستند و حتی از خود بانک مرکزی ارز می‌گیرند، در واردات بزرگ‌نمایی می‌کنند.

    وی با ذکر یک مثال توضیح داد: مثلا واردکننده اظهار می‌کند که پنج میلیون دلار کالا آورده است در حالی که ارزش کالایش چهار میلیون دلار است. در هر پارت یک میلیون دلار ارز برای خود نگه می‌دارد و آن را در بازار آزاد می‌فروشد. صادر کنندگان هم کوچک نمایی در صادرات می‌کنند.

    این کارشناس اقتصادی افزود: یعنی وقتی صادرکنندگان کالایی به ارزش چهار میلیون دلار صادر می‌کنند، با تبانی یا هر اقدام دیگری ارزش گمرکی آن را پنج میلیون دلار اعلام کرده و سند سازی می‌کنند. در چنین شرایطی، صادرکنندگان یک میلیون دلار تعهد ارزی خود را انجام نمی‌دهند. به این ترتیب ارزی در اختیار دارند که آن را در بازار آزاد می‌فروشند.

    وی گفت: در شرایطی که شما تعداد زیادی واردکننده و صادرکننده دارید، مقداری ارز آزاد در دست این افراد وجود خواهد داشت که در بازار آزاد بفروشند. آنهایی که دو قانونی کار می‌کنند، ارزهای صادراتی خود را در دو سامانه نیما و ثنا نمی‌فروشند و ارزشان را در بازار آزاد می‌فروشند.

    حسینی هاشمی افزود: به این ترتیب بعد ازچند سال می‎بیند که فعالان اقتصادی پیمان ارزی‌شان را ایفا نکرده‌اند و باید واحدشان تعطیل شود. بعد قانون منع بستن واحدهای تولیدی می‌آید و همین جور روندهای قبلی ادامه می‌یابد. به همین خاطر شاهد خواهید بود که تعداد زیادی صادرکننده وجود دارند که تعهد ارزی خود را ایفا نکرده‌اند.

    وی یادآور شد: البته صادرکنندگان هم می‌گویند که ما حق داریم. دلاری که از ما به قیمت ۶۵ هزار یا ۷۰ هزار تومان می‌خرند را چرا باید با نرخ ۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان بفروشیم؟

    این کارشناس اقتصادی بیان کرد: در حال حاضر دولت ارز ارزان می‌دهد، کالا گران دست مردم می‌رسد و سیاستگزاری‌ها قیمت ارز را غیر واقعی کرده است، زیرا افراد به صورت قاچاق، تقلبی و تبانی ارز خود را در بازار آزاد می‌فروشند.

    سیاست‌های ارزی، پرونده ساز است

    حسینی هاشمی به این پرسش که بانک مرکزی چگونه می‌تواند ریسک تجاری را پایین بیاورد، این‌گونه پاسخ داد: بانک مرکزی، نمی‌تواند کاری انجام دهد. این مجموعه یک ساختار سیاستگزار است. بانکی است که مامور ندارد، دادگاه ندارد، سرباز ندارد و هیچ ابزاری برای کنترل ندارد. فقط می‌تواند صحبت کند.

    وی درباره لزوم تغییر سیاستگزاری‌ها و تک نرخی شدن ارز گفت: سیاستگزاری باید اصلاح شود و ارز تک نرخی شود. بانک مرکزی یک سیاستی می‌گذارد که دعوا درست شود. سیاست‌های ارزی به گونه‌ای است که پرونده درست می‌شود، دادگاه تشکیل می‌شود، واردکننده متخلف می‌شود و صادر کننده هم مشکل پیدا می‌کند.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: اصلا چیزی که بازار را متعادل می‌کند، سیاستگزاری است. اگر سیاستگزاری درست باشد، هیچ وقت مشکلی پیش نمی‌آید.

    وی یادآور شد: قانون این است که در بازار قیمت را عرضه و تقاضا و نه هیچ کس دیگری تعیین می‌کند. اگر بازار را به سمت عرضه و تقاضا ببرند، ارز یک نرخ می‌شود و اقتصاد کشور شرایط مطلوب‌تری پیدا می‌کند.

    ارز ارزان در انحصار دولتی‌ها

    حسینی هاشمی اضافه کرد: اما وقتی می‌خواهید سیاست‌های یارانه‌ای بگذارید، یک عده خاصی از رانت استفاده می‌کنند و اقتصاد رانتی می‌شود. ۷۰ درصد اقتصاد ما دولتی است و ارز ارزان را هم به همان‌ها می‌دهند. دولتی‌ها هم با ناکارآمدی، سوء تدبیر، عدم کارایی و بهره‌وری اثر ارز ارزان را هیچ می‌کنند.

    وی درباره اثرات راه‌اندازی صندوق تثبیت ارزی گفت: صندوق تثبیت ارزی باید این‌قدر قدرت داشته باشدکه تقاضاها را پوشش دهد. وقتی قیمت ارز منطقی نیست، هیچ صندوقی نمی‌تواند کاری بکند. حتی اگر فدرال رزرو را هم بیاورید، کم می‌آورد.

    این مدیر اسبق بانکی ادامه داد: این صندوق به شرطی می‌تواند کارایی داشته باشد که قوانینی برای آن وضع شود که متناسب با بازار و درست باشد. در دنیا مشابه این صندوق را داریم ولی ما ادای دنیا را در می‌آوریم؛ در حالی که ضوابط و مقررات را دستوری می‌کنیم و نمی‌توانیم با شراط رقابتی و بازار عمل کنیم.

    وی تاکید کرد: صندوق تثبیت ارزی در صورتی می‌تواند اثرگذار باشد که بازار رقابتی باشد و ارز چند نرخی نباشد. وگرنه در هر جای دنیا بگویید من ارز به قیمت ۱۰۰ تومان می‌دهم، شما می‌توانید آن را ۱۲۰ هزار تومان بفروشید، در چنین شرایطی صف تقاضا از بین نمی‌رود.

    حسینی هاشمی گفت: ولی اگر گفته شود که ارز به قیمت ۱۰۰ تومان عرضه خواهد شد و باید این ارز به قیمت ۱۰۰ هزار تومان فروخته شود اما دریافت کننده می‌تواند با ارز تجارت کند و ۱۲۰ هزار تومان سود ببرد، در چنین شرایطی کسی که عرضه دارد از ارز سود ببرد، جلو می‌آید و افراد دیگر در صف قرار نمی‌گیرند.

  • پیش بینی وضعیت تجاری کشور در 1403 / یک بام و دو هوای دولت در رفع تعهد ارزی صادرات با واردات طلا

    پیش بینی وضعیت تجاری کشور در 1403 / یک بام و دو هوای دولت در رفع تعهد ارزی صادرات با واردات طلا

    به گزارش اقتصادران، محمد لاهوتی، رییس کنفدراسیون صادرات ایران در مورد سخت‌ترین چالش های صادرکنندگان در سال ۱۴۰۲ گفت: یکی از معضلات جدی و اساسی صادرکنندگان در سال گذشته که همچنان هم ادامه دارد، بحث رفع تعهد ارزی در حوزه کالاهای کشاورزی و صنعتی بود، چراکه مواد اولیه مورد نیاز برای تولید این کالاها بر اساس نرخ بازار آزاد تامین می‌شود و فروش ارز حاصل از صادرات برای آنها در سامانه نیما با نرخی که اختلاف فاحشی با نرخ بازار آزاد دارد؛ برای این دسته از صادرکنندگان امکانپذیر نیست و از طرفی هم شرایط واگذاری کوتاژها توسط بانک مرکزی بسیار سخت شده است.

    منابع عوارض صادراتی صرف تامین کسری بودجه دولت شد

    وی افزود: وضع عوارض صادراتی و ممنوعیت‌هایی که پیش روی صادرات قرار گرفت، یکی دیگر از معضلات بسیار چالش‌برانگیز برای صادرکنندگان بود؛ به ویژه این که درصدی که از سوی دولت به عنوان عوارض صادراتی تعیین می‌شد، عملا به معنای ممنوعیت صادرات در پوشش عوارض صادراتی بود.

    لاهوتی ادامه داد: به هر حال بر اساس قانون این امکان وجود دارد که دولت عوارضی را بر صادرات برخی کالاها، آن هم با شرایط خاص و رعایت تشریفات قانونی وضع کند؛ اما مطابق با دستورالعمل ها، ابتدا باید پیشنهاد توسط دستگاه مربوطه به وزیر ارائه شود و وزیر هم در کمیته‌های کارشناسی و شورای اقتصاد، موضوع را مطرح کرده و بعد هم در صحن شورای اقتصاد، آن را به تصویب برساند؛ این در حالی است که بعد از اعلان عوارض صادراتی وضع شده در روزنامه‌های رسمی و جراید کثیرالانتشار، می تواند قابلیت اجرایی داشته باشد.

    وی تصریح کرد: از سوی دیگر، طبق قانون منابعی که از صادرکنندگان بابت عوارض صادراتی اخذ می‌شود، می‌بایست در جهت ایجاد زیرساخت به منظور افزایش بهره‌وری و ارزش افزوده بالاتر در همان صنعت استفاده شود که عموما این موضوع از سوی دولت رعایت نمی شود.

    رئیس کنفدراسیون صادرات ایران در توضیح این مطلب اظهار داشت: متاسفانه چه دولت سیزدهم و چه دولت‌های قبل، بازگشت عوارض صادراتی به صنایع را با شرایط تعیین شده درقانون اجرایی نکردند و متاسفانه با توجه به واریز منابع دریافتی از صادرکنندگان به خزانه از یک سو و کسری های بودجه دولت از سوی دیگر، منابع به چرخه صنف و صنعت برنگشت، لذا اگرچه باید عوارض صادراتی را تحت عنوان قانون کسب کرده تا ارزش افزوده و تکمیل زنجیره‌های بعدی در همان بخش صورت گیرد، اما متاسفانه این اتفاق رخ نمی‌دهد و آنچه که در حقیقت اتفاق می‌افتد دریافت منابع از صادرکنندگان به نام عوارض و به کام دولت‌ها برای تامین کسری بودجه‌ است.

    به گفته لاهوتی، عوارض وضع شده چه در بخش معدن و چه در هر بخش دیگر نتوانسته کمکی به ایجاد ارزش افزوده بالاتر در حوزه صادرات و حرکت به سمت زنجیره‌های بعدی و پایین دستی آن صنعت کند.

    وی در مورد بحث رفع تعهد ارزی با طلا نیز با بیان اینکه سازمان توسعه تجارت به کمک صادرکنندگان آمد و اجازه داد که موضوع رفع تعهد ارزی با طلا صورت بگیرد؛ اظهار داشت: فراهم کردن این شرایط توانست کمک زیادی به صادرکنندگان داشته باشد و امکان عدم فروش ارز آنها در سامانه نیما را فراهم کند؛ این در حالی است که تقریبا نرخ فروش شمش طلا و رفع تعهد ارزی از طریق آن، با قیمت‌های نزدیکتری به قیمت‌های بازار آزاد صورت می گرفت، چرا که هم در مرکز مبادله و هم در بازار، نرخ طلا بر اساس نرخ های جهانی و نرخ توافقی داخل است و لذا این موضوع کمک زیادی به رونق صادرات کرد.

    یک بام و دو هوای دولت در رفع تعهد ارزی صادرات با واردات طلا

    رئیس کنفدراسیون صادرات ایران تصریح کرد: بی‌برنامگی دولت، رفع تعهد ارزی با طلا را تحت تاثیر قرار داد، چراکه در شهریور اعلام شد معافیت مالیاتی عملکرد طلا به صادرکنندگان داده نمی‌شود و باید مالیات عملکرد از اول مهر ۱۴۰۲ پرداخت کنند؛ بنابراین در شش ماهه دوم سال برخی از صادرکنندگان نتوانستند از این فرصت استفاده کنند.

     لاهوتی اظهار داشت: در آخر سال و اسفند سال ۱۴۰۲ مجدد بخشنامه‌ای صادر شد که تا آخر فروردین ۱۴۰۳ هر گونه عوارض، مالیات و حتی مالیات عملکرد و ارزش افزوده از کسانی که طلا برای رفع تعهد ارزی وارد می‌کنند، اخذ نمی‌شود و معافیت مالیاتی اعمال می‌شود که این بخشنامه بر خلاف و مغایر بخشنامه اول مهرماه بود.

    وی افزود: واقعیت‌ آن است کسانی که به این اطلاعات دسترسی نداشتند، فرصتی را از دست دادند و کسانی که احیانا اطلاع داشتند که قرار است این بخشنامه از سوی دولت صادر شود، از این فرصت استفاده کردند.

    عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران گفت: موضوعاتی از این قبیل است که از نظر صادرکنندگان، شرایط صادرات را سخت می‌کند و فرصت‌هایی را برای عده‌ای ایجاد و عده‌ای را هم محروم می‌کند و ثمره آن هم تراز تجاری منفی در سال گذشته بوده است.

    در سیاست های ارزی بازنگری کنید

    وی درباره تراز تجاری منفی کشور در سال گذشته نیز گفت: بعد از یک تا دو دهه، تراز تجاری کشور در سال ۱۴۰۲ عدد منفی بزرگی را تجربه کرد، اما متاسفانه تراز منفی ۱۵ میلیارد دلاری باعث شد تمام تلاش‌هایی که دولت سیزدهم در سال اول فعالیت خودش در بخش صادرات آغاز کرده بود و توانسته بود حجم صادرات را از مرز ۵۰ میلیارد دلار عبور بدهد، به هدر رود و مجدد صادرات به زیر ۵۰ میلیارد دلار برگردد که با توجه به این که واردات هم تا حدودی افزایشی بود، این فاصله بین واردات و صادرات بسیار بزرگتر شد.

    رئیس کمیسیون توسعه صادرات غیرنفتی اتاق بازرگانی ایران ادامه داد: اگر بخواهیم به دلایل عمده کاهش صادرات بپردازیم، مجددا به همین مساله برمی‌خوریم شیوه های رفع تعهد ارزی، تعلیق کارت‌های بازرگانی که به دلیل سیاستهای دولت با مشکل رفع تعهد مواجه هستند و در نهایت وضع بی منطق عوارض و بخشنامه‌هایی که به یکباره صادر می شدند، چالش‌هایی بود که فرصت برنامه‌ریزی بلندمدت را از صادرکنندگان در سال ۱۴۰۲ سلب کرد و به تراز تجاری منفی منجر شد.

    به گفته لاهوتی، نکته مهمی دیگری که باعث تراز تجاری منفی شد، در موضوع نرخ دینار عراق و نرخ ارزی است که به صادرکنندگان ایرانی پرداخت می شود، بود. به جهت این که صادرکنندگان ایرانی نمی‌توانند از نرخ بانکی عراق استفاده کنند و نرخ ارزی که قرار است به دست صادرکننده ایرانی برسد، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصدی پایین تر از نرخی است که صادرکنندگان کشورهای دیگر از آن استفاده می کنند که این موضوع و دلایل دیگر همه و همه باعث تراز تجاری منفی شد.

    رئیس کنفدراسیون صادرات ایران در مورد پیش‌بینی خود از وضعیت تجاری کشور در سال ۱۴۰۳ نیز گفت: اگر دولت آسیب‌شناسی لازم را نسبت به سیاست‌های سال ۱۴۰۲ انجام نداده و موانع را برطرف نکند، کماکان این فاصله میان صادرات و واردات بیشتر خواهد شد؛ بنابراین ضرورت دارد دولت یک بررسی جامع و کامل نسبت به سیاست‌های ارزی و تجاری خود داشته باشد و این فرصت را در اختیار صادرکنندگان قرار دهد که با افزایش صادرات بتوانند صد درصد نیازهای ارزی واردات مورد نیاز کشور را تامین کنند و دولت هم به عنوان یک دستگاه ناظر بتواند شرایط صادرات و مدیریت واردات را به نحو شایسته انجام دهد تا تراز تجاری به نفع صادرات به سمت افزایش حرکت کند.

  • افت ۹ درصدی صادرات ایران بخاطر سیاست‌های ارزی نادرست

    افت ۹ درصدی صادرات ایران بخاطر سیاست‌های ارزی نادرست

    به گزارش اقتصادران، براساس آمار‌های گمرک صادرات کشور در ۱۱ ماهه امسال کمتر از ۴۵ میلیارد دلار بوده که با توجه به واردات حدود ۶۰ میلیارد دلاری، تراز تجاری غیرنفتی کشور منفی ۱۵ میلیارد دلار به ثبت رسیده است. بررسی آمار گمرک از میزان تجارت بین‌الملل ایران در ۱۱ ماه نخست امسال نشان می‌دهد که میزان واردات همچنان بسیار بیشتر از صادرات بوده و اختلاف این دو شاخص تجاری به ۱۵ میلیارد دلار رسیده است.

    سطحی که بعد از سال ۹۸ بالاترین تراز تجاری منفی در یک دهه اخیر محسوب می‌شود. بر اساس این آمار، ایران از ابتدای سال ۱۴۰۲ تا پایان بهمن ماه، بیش از ۵۹ میلیارد دلار واردات داشته که رکوردی برای این بازه زمانی در یک دهه اخیر محسوب می‌شود. با این وجود میزان صادرات کشور در مقایسه با مدت مشابه ۱۴۰۱ با افتی ۹ درصدی به کمتر از ۴۵ میلیارد دلار رسیده است.

    صادرات غیرنفتی ۷۵ میلیارد دلاری دور از دسترس شد

    با این حساب تراز تجاری غیرنفتی کشور به مرز ۱۵ میلیارد دلار رسیده که بعد از تراز منفی ۱۶.۸ میلیارد دلاری سال ۹۸ بدترین عملکرد در یک دهه اخیر به حساب می‌آید. به طور کلی در یک دهه اخیر به جز سال‌های ۹۵ و ۹۷ تراز تجاری کشور منفی بوده است، موضوعی که اثر تحریم بر تجارت کشور را به وضوح نشان می‌دهد. این اتفاق در حالی رخ داده است که سال گذشته سیدرضا فاطمی‌امین، وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت در همایش روز ملی صادرات اعلام کرده بود سال آینده تراز تجاری کشور مثبت خواهد شد که در این مسیر میزان صادرات برای مثبت شدن تراز تجاری کشور بسیار با اهمیت است و هدف‌گذاری صادرات غیرنفتی را هم ۷۵ میلیارد دلار اعلام کرده بود.

    به گفته محمد لاهوتی، رییس کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی ایران سختگیری‌هایی که در وضع عوارض و مالیات‌های علی‌الحساب در سال جاری صورت گرفت، عوارض صادراتی که به برخی کالا‌ها تحمیل شد، محدود کردن صادرکنندگان در فروش ارز آن‌ها به صورت توافقی و ممانعت از روش‌هایی غیر از سامانه نیما و مکلف کردن ارز حاصل از صادرات به عرضه شدن در سامانه نیما نیز دیگر عواملی بود که به کاهش صادرات ایران در سال ۱۴۰۲ دامن زد. پیش‌بینی این فعال اقتصادی نیز بر این است که اگر این چالش‌ها برطرف نشود در سال آینده نیز همچنان با کاهش صادرات روبرو خواهیم بود.

    اثر مستقیم تشدید تحریم‌ها بر تراز تجاری

    وحید شقاقی شهری، اقتصاددان در واکنش به منفی شدن تراز تجاری در ۱۱ ماه گذشته، گفت: از زمان تحریم‌هایی که ترامپ علیه ایران آغاز کرد میزان صادرات نفتی کشور هم کاسته شد و دولت وقت هم تمام تلاش خود را کرد تا بتواند تراز تجاری را حفظ کند، لذا هم در حوزه مدیریت و ساماندهی واردات تلاش شد و هم در حوزه صادرات غیرنفتی.

    این اقتصاددان در ادامه افرود: در سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ تا حدودی تراز تجاری غیرنفتی ما به نتیجه رسید، اما زمانی که از شدت تحریم‌ها کاسته شد هر چند میزان صادرات نفتی افزایش پیدا کرد، اما واردات هم بیشتر از قبل شد.

    شقاقی شهری تصریح کرد: البته دلیل این مساله روشن است و به خاطر اینکه دولت نفت می‌فروشد، اما نمی‌تواند دلار حاصل از صادرات نفتی را به کشور بازگرداند این اتفاق افتاده است چرا که مابه ازای نفتی که صادر می‌کند چاره‌ای جز واردات کالا ندارد.

    درآمد حاصل از صادرات نفت به کشور وارد نمی‌شود

    این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: اخیرا هم اعلام شده تهاتری بابت نفت و ساخت مسکن از سوی چینی‌ها مطرح شده است. یکی از دلایل ناترازی که رخ داده است تشدید واردات کالاست هر چند صادرات نفت ایران رشد داشته، اما به دلیل تحریم‌ها درآمد حاصل از صادرات نفت به کشور وارد نمی‌شود.

    شقاقی شهری خاطرنشان کرد: از طرف دیگر اخبار ناگواری از صادرات غیرنفتی به گوش می‌رسد و گزارش‌ها از اتاق بازرگانی ایران نیز اخبار ناگواری از صادرات غیرنفتی اعلام می‌کند که علت آن هم به دلیل رکود بیشتر بازار و استهلاک تکنولوژی به اضافه از دست دادن بازار‌های هدف باعث این اتفاق شده است و متاسفانه بازار‌های هدف هم در حال از دست رفتن است و گفته می‌شود با شرایط پیش آمده بازار عراق هم کم‌فروغ‌تر شده است.

    فرسودگی زیرساخت‌ها و عدم به‌روز شدن تکنولوژی بنگاه‌ها

    این اقتصاددان تصریح کرد: این نکته حائز اهمیت است که صادرات غیرنفتی ایران در حال کاهش است و آن هم به دلیل گسترش تحریم‌ها بود و اینکه ایران قادر به واردات دلار‌های نفتی نیست و در نتیجه دولت هم به دنبال واردات کالا رفته است.

    شقاقی شهری ادامه داد: موضوع بعدی فرسودگی زیرساخت‌ها و فرسودگی تکنولوژی بنگاه‌های تولیدی است و در کنار آن سیاست‌های انقباضی است که دولت در پیش گرفته که باعث کاهش سرمایه در گردش بنگاه‌های تولیدی هم شده است.

    او تصریح کرد: با افزایش نرخ تورم قیمت دلار هم بالا رفته است ولی تسهیلات متناسب این تورم به بنگاه‌ها داده نمی‌شود و در نتیجه تولیدکنندگان با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند و به دلیل عدم تامین سرمایه در گردش و به‌روز شدن تکنولوژی و از دست رفتن بازار‌های هدف صادرات غیرنفتی افت کرده است.

    هر تکانه مقداری و قیمتی نفت، کسری‌های تجاری را افزایش می‌دهد

    شقاقی شهری ادامه داد: معنی تراز تجاری غیرنفتی صادرات منهای واردات است و امروز می‌بینیم که تراز تجاری غیرنفتی کشور منفی ۱۵ میلیارد شده است که ادامه این رویه برای سال آینده هم خطرناک است.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: هر چند کسری‌های تجاری غیرنفتی را دولت با نفت پوشش می‌دهد، اما در صورتی که سال آینده تحریم‌ها تشدید شود و باز هم فشار بزرگ تحریم‌ها بر کشور وارد شود و درآمد‌های نفتی کمتر شود آن زمان کسری ۱۵ میلیارد دلاری غیرنفتی خودش را کاملا نشان خواهد داد و فشار سنگینی را بر بازارساز ارز وارد خواهد کرد.

    شقاقی شهری افزود: یکی از نگرانی‌هایی که امروز وجود دارد هم همین مساله است که ما امروز این دو مساله را رها کردیم و در سال جدید با هر تکانه مقداری و قیمتی نفت اثرات این کسری‌های تجاری نفتی را خواهیم دید که می‌تواند فشار بر بازار ارز را هم تشدید کند.

    صادرات غیرنفتی ماحصل تولید کشور است

    این کارشناس اقتصادی در ادامه گفت: صادرات غیرنفتی حاصل تولید است و اگر بخش واقعی اقتصاد کشور از کار بیفتد مسلما بر میزان صادرات هم اثرگذار خواهد بود و موضوع اصلی این است که امروز بخش واقعی اقتصاد ایران کار نمی‌کند.

    او تصریح کرد: با افزایش نرخ تورم و رشد قیمت دلار هزینه‌های تولید هم بیشتر می‌شود در نتیجه بنگاه‌های تولیدی ما هم به شدت با کمبود سرمایه در گردش مواجه می‌شوند و موضوع بعدی رکود سهمگینی است که در اقتصاد ایران گسترده شده که بر بخش تولید هم سایه انداخته است و چندین سال است که بنگاه‌های تولیدی نتوانسته‌اند تجهیزات‌شان را به‌روز کنند لذا قدرت رقابت‌شان هم کاهش پیدا کرده است.

    شقاقی شهری گفت: ماحصل صادرات غیرنفتی ماحصل تولید کشور است و به دلیل اینکه بخش واقعی اقتصاد ایران کار نمی‌کند و نمی‌تواند کالا‌های با کیفیت تولید کند، نمی‌توانیم با رقبا رقابت کنیم و گزارش‌ها گویای این مساله است که یکی از سخت‌ترین دوران‌ها را در بخش صنعت و تولید شاهد خواهیم بود و اینکه در هیچ دوره‌ای به این شدت چالش‌های صنعتی ما نمایان نشده بود.

    او با بیان اینکه مردم قدرت خرید کافی ندارند، افزود: تداوم تحریم‌ها و از دست رفتن بازار‌های هدف و افت تولیدات کشور نه تنها تراز تجاری را منفی کرده، سفره‌ها را هم کوچک‌تر از گذشته کرده است.